مهندسی فرهنگی – جلسه 014

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

مسیر مهندسی فرهنگی و اهمیت خودشناسی

بحثمان را به صورت خیلی خیلی فشرده عرض کردیم در رابطه با مسیر مهندسی فرهنگی که طراحی شده که مبتنی هست بر انسان‌شناسی و خودشناسی. علی(ع) فرمود: (المَعرِفَۀُ النَّفس أنفَعُ المَعارِف) اینکه انسان نفس را به آن معرفت پیدا بکند پرسودترین معارف هست، پرسودترین معرفت‌هاست. (أنفع). دقت کنید لفظش خیلی مهم است یعنی آن که به درد می‌خورد، آن که تبدیل می‌شود به دارایی، فقط در حد دانایی و اطلاعات نمی‌ماند، پرسود هست. این چند تا کلید رمز یادتان نرود که در بحث مهندسی فرهنگی اصل انسان‌شناسی و خودشناسی است. کار فرهنگی‌ای که مبتنی بر معرفت نفس، انسان‌شناسی و خودشناسی نباشد عقیم، کم‌اثر و قابل انحراف است.

آسیب‌پذیری انسان در برابر حملات شیطان

یعنی حمله سمت راست شیطان که می‌تواند یک متدین، یک مؤمن، یک آدم باتقوا، حتی یک آدم به قول حضرت با دل پاک را منحرف بکند. می‌تواند یک نفر دل پاکی داشته باشد، مؤمن باشد، باتقوا باشد، گناه نکند ولی طبق نص فرمایش معصوم می‌تواند انحراف پیدا بکند. بی‌خاصیت، مضر برای خودش و مضر برای دیگران باشد. صرفاً مؤمن بودن، دل پاکی داشتن و آدم باادب و بااخلاقی بودن کافی نیست. شیطان در این مسیرها طبق نص قرآن در حمله سمت راست می‌تواند شخص را آسیب بزند. وقتی می‌گوییم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. نطفه وقتی تشکیل می‌شود قرآن می‌فرماید (فَجَعَلْناهُ فِی قَرارٍ مَکِینٍ) این نطفه را ما می‌بریم در رحم یک جایی می‌گذاریم که آنجا محکم است، آسیب نمی‌بیند تا یواش یواش که این نطفه انعقاد پیدا می‌کند و علقه و مضغه و مراحل را طی می‌کند، دیگر دسترسی به آن نیست. در آن قرار محکم رشدش را انجام می‌دهد و خودش را برای تولد آماده می‌کند.

قرار مکین در معرفت نفس

قرار مکین یک انسان در معرفت نفس اتفاق می‌افتد. یعنی اگر کسی بخواهد در رحم دنیا در یک قرار مکین قرار بگیرد که آسیب نبیند. حمله چپ، راست، جلو و عقب رویش تأثیر نگذارد و با حفظ آن دو اصلی که در قرآن آمده به عنوان علائم قطعی یک مؤمن یعنی شادی و آرامش بتواند آرامش و شادی‌اش را هم در دنیا حفظ بکند. چون کسی که در دنیا شاد نیست و آرام نیست قطعاً در آخرت هم نمی‌تواند شاد و آرام باشد. دنیا علت آخرت است، مبدأ آخرت است، سازنده آخرت است. کسی که در دنیا دچار غصه و غم و افسردگی و پژمردگی و بداخلاقی و زودرنجی و حسادت و بدبینی و گرفتاری‌ها و خودبینی و خودبرتربینی است، این دائماً همینجا در فشار هست. در روایت داریم وحشتناک‌ترین تنهایی‌ها خودبینی است. انسان دچار تنهایی می‌شود و این وحشت، وحشت قبر را هم می‌آورد. لذا اگر کسی بخواهد در قرار مکین قرار بگیرد، این قرار مکین خودشناسی حقیقی است. در خودشناسی حقیقی است که شما می‌فهمید سبحان الله، و در خودشناسی حقیقی الله را شما می‌بینید که الحمد لله.

نقش الحمدلله و سبحان الله در معرفت نفس

وقتی نفس را شناختید (مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه) الله را که در سایه توجه به خودت شناختی، بعد الحمدلله را می‌شناسی. الحمد لله سپر بسیار بزرگی است برای اینکه انسان از بسیاری از خودخواهی‌ها، حسادت‌ها، عجب‌ها، خودبرتربینی‌ها، گندگی‌ها، نجات پیدا بکند. چون وقتی می‌فهمد که الحمدلله، کمال مطلق را، هستی مطلق را می‌بیند و همه قشنگی‌ها را فقط در هستی مطلق می‌بیند و می‌بیند خودش را که چیزی جز یک ظهور وابسته نیست، عین ربط و عین فقر إلی الله هست، دیگر هیچ نوع جلوه‌ای و منیتی و ظهوری از خودش او را مشغول خودش نمی‌کند. دچار خودشیفتگی و خودبرتربینی نمی‌شود. اگر از آن تعریف و تمجید هم بکنند، میلیون‌ها انسان هم که از آن تعریف بکنند، او فقط در قلبش در جواب چه می‌گوید؟ الحمدلله. این الحمدلله انسان را راحت می‌کند. بزرگترین سپری که در مقابل انسان هست که انسان آسیب نبیند، در حمله سمت راست الحمدلله هست و با سبحان الله هم رابطه‌اش با خدا عاشقانه حفظ می‌شود. سبحان الله را کسی می‌فهمد به معنای واقعی و شهود می‌کند که معرفت نفس دارد، نفس را می‌شناسد و بعد از صمیم قلب می‌گوید سبحان الله. بنابراین اگر در زندگی دچار مشکلی بشود، ناراحتی، گرفتاری، مصیبتی، حمله‌ای، چیزی برایش پیش بیاید، هیچ وقت با خدا رابطه‌اش خراب نمی‌شود و وقتی خدا او را در معرض امتحان قرار می‌دهد که ببیند آیا از خدا می‌شود انسان متنفر باشد، چون خدا عمداً این کار را می‌کند، این یادت نرود باید مجنون باشی که بگویی: نه اینکه چون همه آمدند مجنون را تحقیر کردند که دیدی لیلی ما را تحویل گرفت، ظرف ما را گرفت پر کرد داد، فقط وقتی ظرف تو را رسید زد ظرف تو را شکست. این مجنون است که لیلی را می‌تواند در خشن‌ترین حالت بشناسد. و عشق را و محبت را در تندترین حالت معشوق، در قهرش، در تندی‌اش، در جلالش بشناسد که نه این قهر و این تندی مثل قهر یک مادر هست که از اوج عاطفه است، مثل قهر یک پدر هست که از اوج یک عشق به فرزندش ناشی می‌شود.

عشق الهی در سختی‌ها

اینجاست که انسان عشق خداوند را و محبت خداوند و پشتیبانی خداوند را در سخت‌ترین جلوه‌های خدایی می‌بیند و خدا عمداً اوضاع را بر ما تنگ می‌گیرد تا ببیند که این شخص چقدر صدق در امتحان دارد، چقدر ظرفیت دارد. چقدر لیاقت توسعه روح دارد، چقدر می‌تواند خودمانی باشد، چقدر می‌تواند محرم باشد که هر بلایی سرش بیاورید بگوید (إلهی رِضیً بِرِضاک تَسلیمً لأمرِک لا مَعبودَ سِواک) مثل سیدالشهداء. ببیند هر بلایی سرش می‌آورد می‌تواند مثل سیدالشهداء لحظه به لحظه خوشحال‌تر بشود، می‌تواند مثل زینب کبری بگوید (و ما رأیت إلا جمیلا) یا نه. این خدا این کارها را با معشوق‌هایش می‌کند، با عزیزترین کسانش که پیغمبر بود، امیر المؤمنین بود، حضرت زهرا بود. حضرت زهرا ناموس خداست، ببین با او چکار کرد. با زینب کبری، با سکینه، با رقیه، با علی اکبر، با علی اصغر، با ائمه، با سیدالشهداء ببین خدا چه می‌کند. خدا عاشق‌کش است و بنابراین با تسبیح انسان می‌رسد به اینجایی که و این تسبیحی که اگر قرار باشد بماند با خودشناسی شما فقط می‌توانید به دست بیاورید. در معرفت نفس شما به تسبیحی می‌رسید که دیگر تزلزل در حوادث برایت اتفاق نمی‌افتد و خدا هر کاری با تو بکند نمی‌شود از آن بدت بیاید. نمی‌شود از آن کینه به دل داشته باشی یا عقده به دل داشته باشی یا دلخوری از خدا داشته باشی.

خطرات خودشیفتگی مذهبی

اما اگر معرفت‌های ما همینطوری کیلویی باشد، ما 40 سال سبحان الله بگوییم ولی با خدا هم درگیریم. 50 سال الحمدلله بگوییم ولی آدم خودمحور و خودخواه و خودبرتربین و معجبی هستیم. آدمی هستیم که شیفته خودمان می‌شویم، تا یک ذره کمال می‌گیریم دچار خودشیفتگی می‌شویم. حالا خودشیفتگی‌ها انواع و اقسام دارد، هم حسی، هم خیالی، هم وهمی، هم عقلی، حتی خودشیفتگی‌های مذهبی که بعضی‌ها تا یک مقدار روحیه مذهبی‌شان قوی می‌شود. یا در جنبه مذهب جا می‌افتند یا یک مقدار می‌توانند رشد بکنند، عاشق خود معنوی‌شان می‌شوند و این بسیار خطرناک است و خدا نکند که چهار نفر هم دورشان را بگیرند و فکر کنند این امامزاده‌ای هست و این چقدر مقرب هست و چهار تا التماس دعا به آن بگویند، می‌بینید که کاملاً روحیه‌اش خراب می‌شود و چپه می‌کند. اما اگر انسان الحمدلله را فهمید، هیچ تعریف و تمجیدی در آن تأثیر نخواهد گذاشت. هیچ وقت صمیمیتش را با افراد، با دوستان، با زیردستان، هیچ وقت سادگی‌اش را، هیچ وقت ندار بودنش را خراب نمی‌کند و از دست نمی‌دهد. هیچ وقت مثل آنها بودن را از دست نمی‌دهد. هیچ وقت خودش را بهتر از هیچ کس دیگر نمی‌تواند ببیند اگر رسید به الحمدلله. پس با الحمدلله خودش حفظ می‌شود و با سبحان الله عشق انسان حفظ می‌شود و معشوقش حفظ می‌شود. این در الحمدلله حاصل می‌شود. مسیر را گفتیم که مسیر بسیار مهمی است.

نگاه جامع در خودشناسی و شناخت دشمن

یکی دو تا نکته دیگر هم هست در مورد معرفت نفس بگویم و بحثمان را در این جهت به پایان ببریم. در بحث انسان‌شناسی گفتیم شخص یک نگاه کلی و تمام به همه وجود خودش و ابعاد خودش پیدا می‌کند. قشنگ می‌تواند مثل امروز که یک سونوگرافی می‌کنند، یک MRI کامل از کل جاهای بدن می‌گیرند، از همه بافت‌ها عکس می‌گیرند. شخصی که خودشناسی دارد هم نسبت به خودش و هم نسبت به دیگران این گونه است. می‌تواند دیگران را در نظام فوق عقلانی، عقلانی، وهمی، خیالی و حسی‌شان ببیند و وقتی دید اولاً موفق‌تر هست به اینکه خودش را مداوا بکند، به خودش واقف‌تر هست. چون خودشناس است، دردهای خودش را بهتر تشخیص می‌دهد، نقاط ضعف خودش را تشخیص می‌دهد. چون یک کسی که بخواهد خودسازی بکند اولین قدم این هست که نقاط ضعف خودش را علامتگذاری کند و شناسایی بکند، بداند کجاها می‌تواند آسیب بخورد. جلو، عقب، راست یا چپ، حمله‌ها را خوب بشناسد، بداند نقطه ضعفش کجاست و آنجاها را تقویت بکند. همانطور که در معرفت نفس انسان یکی از وظائف مهمی که دارد در حرکتش به سمت جامعه مهدوی باید نقاط ضعف دشمنش را هم بشناسد. شما در معرفت نفس هست که متوجه می‌شوید که دشمن تو کجاها ضعف دارد و کجاها می‌توانی نفوذ بکنی و کجاها را می‌توانی منفجر بکنی، کجاها را می‌توانی تخریب بکنی. جبهه مقابل را می‌شناسی، شخصیتشان را می‌شناسی و می‌دانی که ممکن است کجاها اشتباه بکنند. اینکه امام سجاد(ع) شکر می‌کند (و الحمد لله الذّی جَعَلَ أعدائَنا مِنَ الحُمَقاه) دشمنان ما احمق هستند. این حماقت‌هایشان کجا می‌تواند کار دستشان بدهد؟ سوراخ‌ها، نقاط ضعف، نقاط نفوذ شما کجاست؟ کجا می‌توانید بروید بمب بگذارید و منفجر بکنید؟ بمب‌های فرهنگی، بمب‌های فکری، کجا شما می‌توانید موفق بشوید و دشمن را ضعیف بکنید و یا نابود بکنید. و موانع ظهور آقا امام زمان(ع) را برطرف بکنید. چه این حرکت یک حرکت شخصی باشد در فرزندت، در خانواده‌ات، در دیگران، در مخاطبین، چه در دوستان و چه در دشمنان، همه اینها به برکت معرفت نفس حاصل می‌شود. یعنی این معرفت مبارک، این خیلی مهم هست.

پرهیز از افراط و تفریط در کار فرهنگی

پس وقتی انسان می‌تواند یک نگاه جامع داشته باشد برای خودش می‌تواند طبابت بکند و برای دیگران هم می‌تواند کمک بکند و طبابت بکند. بدون یک نگرش جامع، شما وقتی که وارد یک کار فرهنگی می‌شوید دچار افراط و تفریط می‌شوید. یعنی جاهایی که نباید سرمایه‌گذاری بکنید سرمایه‌گذاری می‌کنید. بیهوده وقت، عمر، سرمایه، بودجه و نیروهایت تلف می‌شوند و آنجایی که باید سرمایه‌گذاری بکنید می‌بینید که ناتوان هستید، روی آن قسمت‌های اصلی سرمایه‌گذاری نمی‌شود. من یادم هست در تخریب که کار می‌کردیم، شب‌هایی که می‌خواستیم برویم مثلاً یک پل را بزنیم در جبهه. مثلاً ده پانزده نفر نفری سی کیلو مواد منفجره به خودمان می‌بستیم. یعنی مین‌های ضد تانک را می‌بستیم و آویزان می‌کردیم به خودمان می‌بردیم تا پلی که می‌خواستیم بزنیم اینها را کار می‌گذاشتیم. چون ناشی بودیم آن موقع ما 16 ـ 17 سالمان بود. می‌بستیم به این پایه‌های پل مواد منفجره را و بعد فتیله‌کش می‌کردیم می‌آمدیم. حالا یا با منیتر یا با فتیله‌های معمولی از یک فاصله‌ای می‌زدیم. بعد این منفجر می‌شد. بعد می‌دیدیم این پل به این عظیمی یک تکه از پایه کنده شده، هر کدام پایه‌ها یک ذره از بتون‌هایش کنده شده ولی پل سر جایش هست، ماشین هم راحت می‌رود و می‌آید. رفتیم یک مهندس این کاره را پیدا کردیم که رشته‌اش این بود. یک دو سه روز برای ما دوره گذاشت. گفت شما لازم نیست این همه مواد با خودتان ببرید، یک نفر برود کافی است، می‌تواند پل را کلاً بزند ولی با این فرمولی که من می‌گویم. یک دانه سی‌چار اینجای پل، یک دانه آنجای پل، می‌دانست باید چکار کند. یعنی به جای 15 نفر یک نفر با علم، با اطلاعات و تخصص رفت زد و کل پل را منفجر کرد. کجای پل را ما باید بگذاریم و بزنیم.

تبیین حق به جای پاسخگویی به شبهات

یک موقع شما سال‌ها دارید با دشمن می‌جنگید و اشتباه می‌کنید. چیزی که الان متأسفانه در همه مراکز فرهنگی ما دچارش هستند. دشمن آن طرف می‌نشیند از طریق ماهواره، از طریق اینترنت و از طریق عوامل داخلی شبهه ایجاد می‌کند. تمام مراکز ما مشغول پاسخگویی به این شبهات می‌شوند. یعنی همیشه سر کارند. بعد شبهه دوم، شبهه سوم، شبهه هزارم، شبهه ده‌هزارم، شبهه بیست‌هزارم همینطوری، نیروهای کارآمد ما صرف اینها می‌شوند. در حالی که قرآن می‌گوید (جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ) شما اگر بتوانید حق خودتان را معرفی بکنید اصلاً شبهه دیگر پیش نمی‌آید. وقتی شما به یک نگرش کلی از بالا می‌رسید مثل این هست که آن فیلم را در روشنایی دارید. می‌بینید دیگر اساساً اختلافی ایجاد نمی‌شود. به محض اینکه شما از طریق نورافکن معرفت نفس همه حقایق را دیدید با شما اتفاق نظر پیدا می‌کنند. دیگر اصلاً شبهه معنا ندارد. شبهه کجاست؟ آنجایی که اشتباه می‌شود، شخص از پایین نگاه می‌کند دچار گیجی می‌شود، می‌گوید حالا که من دعا کردم دعایم مستجاب نشد. پس خدا نمی‌شنود، پس خدا اجابت نمی‌کند. حالا که من بچه خواستم خدا به من بچه نداد، پس این خدا عادل نیست. چرا به فلانی داد به من نداد. از پایین شروع می‌کند و از پایین هزار تا گیجی و گنگی می‌تواند پیش بیاید. وقتی یک کسی با معرفت نفس رفت از بالا نگاه کرد دیگر مشکلات برطرف می‌شود. در معرفت نفس شما یاد می‌گیرید به جای اینکه موضع دفاعی بگیرید و بودجه‌تان را صرف این بکنید که حالا که دشمن این حمله‌ها را کرده ما هم باید اشتباهاً این پاسخ‌ها بدهیم، می‌گوید نه تو برو حق خودت را خوب تبیین کن. تو نورافکن را ببر وقتی حق رفت باطل خودبه‌خود می‌رود (جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ). گفتم باطل می‌رود ولی به شرطی که حق به جایش بیاید. ما بلد نیستیم حق را تبلیغ بکنیم. ما حق را نمی‌بریم. ما می‌ایستیم که آنها حمله بکنند در خانه خودمان، و علی(ع) فرمود که خاک بر سر کسی که در خانه خودش مورد تهاجم قرار بگیرد. چون نمی‌توانید اهداف امام زمان را پیاده بکنید مگر اینکه در خاک دشمن به آن حمله بکنید و در خانه دشمن به آن حمله بکنید. ما باید حالت تهاجمی داشته باشیم. ما باید حالت حمله داشته باشیم و حقمان را در آنجا ببریم. شما وقتی که حقتان را بردید باطل دیگر کنار می‌رود. حق را بردارید ببرید آنجا وقتی همه ببینند می‌پسندند. فرمود (لَو عَرَفَ النّاس مَحاسِنَ کَلامِنا لَتَلَونا) ممکن نیست مردم کلام ما را بشناسند و دیگر تابع ما نشوند. امام رضا(ع) فرمود، شما حق خودت را ببر تبلیغ کن. چطور یک استاد دانشگاه در آمریکا وقتی یک کلمه یک حدیث از نهج البلاغه می‌خواند، ما اکثر کسانی که مسلمان شدند در آمریکا در اروپا مسلمان‌های بسیار خوبی هم شدند با کمترین هزینه‌های تبلیغاتی با یک کتاب با یک جمله نه کار خیر زیاد با بحث‌های خیلی زیاد نه، مسلمان شدند.

تأثیر حق بر باطل

پس حق که برود باطل هم راهش را می‌کشد می‌رود. حق که مستقر شد باطل خودبه‌خود می‌رود. همانطور که عرض کردم شما نور را که یکجا روشن کردید دیگر تاریکی معنا ندارد، دیگر تاریکی نیست. ولی ما وقتی حق را نمی‌بریم همه جا تاریک است. آنها هی به ما حمله می‌کنند و ما هم می‌خواهیم در این تاریکی حمله بکنیم. وقت زیاد و بودجه زیاد ما صرف کارهای فرهنگی بی‌اثر، بی‌فایده و کم خاصیت می‌شود. پس شما اگر بخواهید حق را ببرید در کمترین زمان بیشترین نتیجه را بگیرید باید از زبان مشترک همه انسان‌ها یعنی نفس و فطرت شروع بکنید تا این اتفاق بیفتد.

ضرورت معرفت نفس برای دینداری صحیح

وقتی که ایجاد شد دیگر سردرگمی نیست. آدمی که معرفت نفس ندارد نمی‌داند اصلاً نسبت الله با خودش چیست. نسبت دین، احکام دین، حجاب، نماز، روزه، حج، خمس، زکات، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، امامت، مهدویت نسبتش را با خودش نمی‌فهمد. دین دارد حالا یا ترس یا روی عادت یا رودربایستی دین را رعایت می‌کند اما از آن لذت نمی‌تواند ببرد. با آن مست نمی‌تواند بشود. با آن شاد نیست. نمی‌تواند یک مؤمن شاد و یک مؤمن آرام باشد. یک آدمی است عصبی، مریض، نگران، مضطرب، خودکم‌بین، با احساس حقارت، که وقتی که وارد یک جمع غیر مذهبی می‌شود از خودش هم خجالت می‌کشد. وارد یک فضای غیر مذهبی می‌شود زود آسیب می‌بیند، زود همرنگ جماعت می‌شود چون چیزی برای دفاع ندارد. ولی اگر آن چیزی که دارد با خودش ضرورت پیدا کرد دیگر سرش را با افتخار بالا می‌گیرد، محکم هم می‌ایستد و جهاد هم می‌کند. پس این از خیرات و برکات معرفت نفس هست.

تغییر سبک زندگی با انسان‌شناسی

و آخرین نکته این هست که ما بدون انسان‌شناسی آن تغییر اساسی که مقام معظم رهبری گفتند در کشور نمی‌توانیم ایجاد بکنیم. یعنی تغییر سبک زندگی. چون سبکی که هر انسانی انتخاب می‌کند در زندگی‌اش از نظر همسری که انتخاب می‌کند، خانه‌ای که انتخاب می‌کند، شغلی که انتخاب می‌کند، رشته‌ای که انتخاب می‌کند. رفقا و دوستانی که انتخاب می‌کنند، حجابی که انتخاب می‌کند، وسایلی که برای خانه می‌خرد، همه چیز، نوع عبادت و عبادتگاه هر چه که هست، این را بر اساس نگاهی که به خودش دارد انتخاب می‌کند. بنابراین خیلی وقت‌ها انسان می‌تواند با ظاهر مذهبی باشد همانطور که شیطان این کار را می‌کند. یعنی در حمله سمت راست شخص را دائماً وادار می‌کند به کارهای مذهبی، به صورت‌های مقدس، رنگ و جلوه‌های مذهبی و مقدس، در این حرم، در این هیئت، در این جلسه قرآن، در آن جلسه تفسیر، در آن وضعیت، با این عبادت، با این ذکر، با این سجده، با این مفاتیح هی سرش را گرم می‌کند. و شخص واقعاً توهم دارد که این یک مسلمان خوب و یک مؤمن است (وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً) فکر می‌کند خیلی آدم خوبی هست در حالی که علی(ع) فرمود (رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) چه بسیار عبادت کنندگانی که دین ندارند. از نظر مذهبی خیلی این آدم مذهبی است ولی دین ندارند. در معرفت نفس وقتی نگاه شما به خودتان درست می‌شود آن موقع است که اول از این با هر صورت مقدسی کنار نمی‌آیی. فقط صورت‌های مقدسی را انتخاب می‌کنی که می‌تواند به تشبه تو به حق تعالی کمک بکند. در صورت‌های مذهبی همیشه سرگردان نیستی. در شب قدر یک ساعت عبادت بکنی و در این یک ساعت خیلی چیزها را بگیری و بعضی‌ها سال‌های سال از اول شب قدر تا آخر شب قدر تا سحر به عبادت مشغول هستند چیزی هم دریافت نمی‌کنند. در مسجد، در حرم، این طرف آن طرف وقتشان تلف می‌شود، عمرشان تلف می‌شود، هیچ رشدی نمی‌کنند، هیچ وقت به شادی و آرامش نمی‌رسند. علامت اینکه شخص مؤمن خوبی هست گفتیم شادی و آرامش است. عاطفه خوب، دوست داشتن خوب، رابطه خانوادگی خوب و موفق، یک فضای گرم، یک فضای دوست داشتنی. این می‌بینی که متدین و مذهبی است اما اصلاً از این خبرها در وجود این آدم نیست. بنابراین حقیقت دین را دریافت نکرده. حقیقت دین چه بود؟ فرمود (مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که می‌تواند دنیا به گریه‌اش بیاندازد، دنیا می‌تواند به غصه بیاندازدش، دنیا می‌تواند به آخ و آه و حسرت بکشدش این جهنمی است (دَخَلَ النّار). این پیغمبر رحمت است که دارد اینطوری با ما حرف می‌زند که (مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار). بنابراین شما اگر بخواهید یک دینداری درست داشته باشید دین را باید از خودتان شروع بکنید. یعنی معرفت نفس، خودتان را بشناسید. کسی که خودش را خوب می‌شناسد می‌تواند یک سبک زندگی موفق را در پیش بگیرد. یک سبک زندگی که در آن عشق، شوریدگی، آرامش، شادی، پیشرفت هست. بدون اینکه بخواهد با دنیا قهر بکند، بدون اینکه بخواهد از لذات دنیا دور باشد، بدون اینکه بخواهد شادی‌های دنیایی، شادهای بخش پایینی را درست بکند. در سبک زندگی شما به هر پنج بخشت می‌رسی. حست قشنگ است به آن احترام می‌گذاری و رسیدن به آن یک عبادت است. شما از کارهای حسیات هم قرب الی الله پیدا می‌کنی وقتی معرفت نفس داری. خیالت قشنگ است از کارهای هنری لذت می‌بری و از هنر قرب الی الله پیدا می‌کنی. کارهای وهمیات قشنگ است. از روابط زناشویی، از عشق‌های زمینی، از دوستی‌ها، از محبت‌ها، از فامیلی‌ها، از صله ارحام، از همه کارت لذت می‌بری. از روابطت با فرزندت قرب پیدا می‌کنی. از شوخی‌ها، از تفریحاتت قرب پیدا می‌کنی. همه‌اش قشنگ است و از فعالیت‌های عقلی هم وقتی خودت را می‌شناسی دقیقاً می‌دانی که چه کتاب‌هایی را باید بخوانی، چه اساتیدی را باید ببینی. چه چیزهایی را نباید بخوانی، چه کتاب‌هایی را نباید مطالعه بکنی، چه جلساتی را نباید شرکت بکنی. دقیقاً آن عقلانیت‌هایی را انتخاب می‌کنی که بتواند در تشبه تو به حق تعالی و تخلق تو به اخلاق الهی کمکت بکند.

توهم پیشرفت و حرکت‌های ارضی

اینکه حالا بروم یکجا لیسانس بگیرم، فوق لیسانس بگیرم، دکترا بگیرم، بعد هم می‌گیری می‌بینی که نه هیچ خبری نشد، حال و روزت بدتر هم شد. مدرک هم گرفتی خود این کلی وقت و عمر تو را تلف می‌کند. خود این مدرک چون وقتی انتخاب می‌کنی یک چیزی را، این قاعده یادتان نرود، هر وقت چیزی را انتخاب می‌کنید در واقع انتخاب شدید. یعنی چی؟ یعنی (کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَهٌ) تا انتخاب می‌کنی مثلاً می‌روی یک چیزی را انتخاب می‌کنی می‌بینی کلی وقت و عمرت را گرفته. یک ماشین انتخاب کردی حالا برو درستش کن. یک رفیق انتخاب کردی حالا ببین چقدر وقت و عمرت را تلف می‌کند. یک ویلا خریدی حالا می‌شوی سرایدار و برو به آبش برس به برقش برس. همین گرفتاری‌های خاص خودش، هر چقدر که سطح ارتباطاتت بدون آگاهی بیشتر می‌شود، مالت بیشتر می‌شود دردسرت بیشتر می‌شود، آبرویت بیشتر می‌شود شهرتت بیشتر می‌شود دردسرت بیشتر می‌شود، سوادت بالاتر هست دردسرت بیشتر هست. یک عمر است داری دور خودت می‌چرخی، کار زیاد می‌کنی مثل جنینی که در رحم مادر بزرگ شده سه کیلو بزرگ شده چهار کیلو هست وقتی به دنیا می‌آید می‌بینی نه دست دارد نه پا دارد نه سر دارد فقط یک تکه گوشت است. آنجا یک زندگی کرده رشد کرده ولی رشد پفکی است، رشد به درد نخور است. پس در معرفت نفس شما دقیقاً می‌توانید سبک زندگی‌تان را درست تنظیم بکنید. کامل می‌توانید تنظیم بکنید که من فعالیت‌های عقلانی‌ام چه موقع است، فعالیت‌های فوق عقلانی‌ام چه موقع است، فعالیت‌های وهمی‌ام چه موقع باید باشد، فعالیت‌های حسی و خیالی‌ام چه موقع باید باشد. وقتی هم که تو بر اساس فوق عقلت تصمیم می‌گیری تمام فعالیت‌های پایین‌تر از فوق عقلت لذت است، عبادت است، دیگر لغو نیست، قساوت نمی‌آورد. وقتی شوخی می‌کنی و می‌خندی این شوخی و خنده‌ات هم برای تو استراحت است و به تو قدرت می‌دهد. برای فعالیت‌های فوق عقلانی، خوابت، تفریحت، پارکت، سینما، دریا، کوهات، هر جا که می‌روی یک انرژی می‌گیری برای قدم گذاشتن در مراحل بالاتر. ولی وقتی که بر اساس خودت نیست فقط وقت تلف کردن است، ادای زندگی را در آوردن است. شما وقتی که بخش فوق عقلت فعال نیست. دیگر این جمله‌ها را بگویم این بحث را تمام کنم برسیم به بحث‌های کاربردی فرهنگی، شما وقتی فوق عقلت فعال نیست حرکت عمودی اصلاً به سمت الله نداری. وقتی حرکت عمودی نداری خب بحث فوق عقلت را می‌خواهی کجا فعال بکنی؟ این حس بی‌نهایت‌طلبی کجا ارضا می‌شود وقتی به الله نزدیک نشود؟ تبدیل می‌شود به حرکت‌های زمینی. یعنی خیال یک پیشرفت آرامت می‌کند. می‌گویی خب حالا من دیپلم داشتم بعدش رفتم دانشگاه لیسانس گرفتم این یک توهم پیشرفت است. بعد می‌گویی فوق لیسانس گرفتم بعدش یک دکترا گرفتم بعدش شدم استاد دانشگاه، حالا فلان زبان هم یاد گرفتم. کامپیوتر هم یاد گرفتم چهار تا سفر خارج رفتم، عوضش دو تا ماشین خریدم، دو تا ویلا دارم، همه‌اش حرکت‌ها ارضی است. یعنی شخص در جهنم حرکت می‌کند در کثرات و در جهنم پیشرفت می‌کند اما هیچ وقت حرکت عمودی ندارد به سمت بهشت، آرامش، شادی، بی‌دغدغگی نمی‌رود. این همان آدم عصبانی، همان آدم حسود، این همان آدم پرخاشگر، این همان آدم ناآرام، این همان آدم مضطرب است. یعنی حرکت‌ها دیگر پفکی می‌شود، حرکت‌ها ارضی می‌شود به جای اینکه طولی بشود و به سمت آسمان برود. چون شما هر چقدر به مبدأ نزدیک‌تر بشوید به شادی، قدرت، دارایی و آرامشتان افزوده می‌شود. ولی وقتی که بلد نیستی خودت را نمی‌شناسی و طلب خودت را نمی‌دانی چی هست، توقعت از خودت حرکت عمودی نیست، متوقع نیستی از خودت، ناراضی نیستی از خودت در حرکت‌های عمودی به فکر پرواز نیستی، هیچ برنامه‌ای برای پرواز نداری، هیچ معلمی، مربی‌ای، باشگاهی، الگویی، ساعتی، تمرکزی، تمرینی برای پرواز نداری، خب چه می‌شود؟ حس بی‌نهایت‌طلبی که ول نمی‌کند این حس بی‌نهایت‌طلبی می‌آید در طبیعت و مظاهر طبیعت تو را رشد می‌دهد تا تو توهم کنی که داری رشد می‌کنی و این از حیله‌های بزرگ شیطان است که انسان فقط خیال می‌کند چقدر زندگی‌اش خوب شد. الان زن نداشت زن دارد، شوهر نداشت شوهر کرده، بچه نداشت الان بچه دارد، بچه یکی شد دو تا، بعد مستأجر بود الان دارند صاحبخانه می‌شوند، بعد خانه‌شان را از اینجا می‌برند جای دیگر بزرگ‌تر می‌کنند، بعد ماشین نداشتند یک ماشین می‌خرند، بعد حالا تحصیلاتشان دیپلم بود. رفتند هردو آنها دانشگاه درس خواندند، بعد بچه‌ها بزرگ شدند، بچه‌ها مدرسه رفتند، بچه‌ها غیرانتفاعی درس خواندند، بچه‌ها دکتر مهندس شدند همه‌اش همین. یعنی تو فقط توهم این هستی که داری پیشرفت می‌کنی هیچ پیشرفتی حاصل نشده. تو نه اسمی جذب کردی نه به شادی رسیدی نه کانون آرامش در دلت کاشته شده هیچی و هیچی.

اهمیت معرفت نفس در مهندسی فرهنگی

لذا در مهندسی فرهنگی باز دارم تأکید می‌کنم در مهندسی فرهنگی ما باید دقیقاً از نفس و معرفت نفس شروع بکنیم که صد بار در این مباحث خدمتتان عرض کردم و اگر کسی بخواهد یکجایی کار فرهنگی هم انجام بدهد. باید مطمئن باشد این کار فرهنگی که می‌خواهد شروع بکند، این مسئولیتی که می‌خواهد قبول بکند، تولیدی که می‌خواهد داشته باشد و کاری که می‌خواهد بکند مبتنی بر این هست یا نه. باید بداند که مخاطبینش آیا واقعاً با خودشان آشنا هستند که بخواهد بقیه سنگ ساختمان دین را بنا بکند یا نه. چون شما وقتی که بخواهید ساختمان دین را بنا بکنید باید پی بکنید مثل بقیه ساختمان‌های دیگر، باید ستون را بگذارید اصول، توحید، رسالت، امامت، معاد، برو بالا. وقتی که پایه ندارد جایی این ستون الله بند نیست روی چه چیزی می‌خواهی شما دین را بنا بکنی. فکر می‌کنید با یک بحث نظری مشکل حل می‌شود؟ مشکل حل نمی‌شود. شما فکر می‌کنید اگر کار عقلانی کردید فقط یک بحث نظری و فلسفی کردید مشکل حل است. یک بحث کلامی کردید یا یک جلد کتاب اصول عقائد خواندید مشکل حل می‌شود؟ نه، بنا ندارد سنگ زیربنا ندارد. عقل به تنهایی در مقابل توهمات نمی‌تواند و در مقابل شهوات نمی‌تواند دوام بیاورد. این فوق عقل و فعالیت‌های فوق عقلانی است که می‌تواند عقل را نگه دارد. این اخلاقیات هست که می‌تواند انسان را نجات بدهد و الا همه می‌دانند که مرده با انسان کاری ندارد عقلاً همه می‌دانند چرا می‌ترسند؟ چون عقل در مقابل واهمه اصلاً جان ندارد. بخواهد کاری بکند خیلی جاها واهمه پارس بکند به عقل حمله بکند عقل فرار می‌کند. می‌گویی بیا این تاریکی ترس ندارد این مرده کاری ندارد می‌گوید من نمی‌توانم. بیا به آن دست بزن، می‌گوید من نمی‌توانم. نترس، می‌گوید می‌ترسم. برویم در قبرستان، می‌گوید من می‌ترسم. این ترس مال توهم است. کینه از توهم است. حسادت یک توهم است. زودرنجی یک توهم است. عصبانیت یک توهم است و ما دچارش می‌شویم تا آخر ما همه‌اش داریم توهمی زندگی می‌کنیم.

روش‌های مؤثر کار فرهنگی

این فراموش نشود اما در مورد بعضی از کارهایی که در فعالیت‌های خودمان داریم انجام می‌دهیم این نکته را برای بعضی از عزیزان توضیح دادم که ما خب چکار می‌توانیم بکنیم در این فعالیت‌های فرهنگی وقتی که قرار است با ناس کار بکنیم چکار باید بکنیم کدام کار مؤثر هست. ما یک حد عمومی داریم به نام سخنرانی، کلاس، این حد عمومی است. منبرها و تلویزیون و سخنرانی اینها حد عمومی است که افراد حالا نشسته دارد گوش می‌دهد. واقعاً گوش می‌دهد؟ واقعاً تمرکز می‌گیرد و با هر شنیدنی شدنی اتفاق می‌افتد؟ نه تلویزیونش هم روشن است. حالا یک کسی هم دارد صحبت می‌کند تلفن موبایلش زنگ می‌زند پیامکی می‌آید عصبانی‌اش می‌کند خوشحالش می‌کند. شوهرش خانه می‌آید الان چایی می‌خواهد غذا می‌خواهد. بچه‌اش از مدرسه می‌آید مادرش زنگ می‌زند. اصلاً معلوم نیست که این سخنرانی‌ها چقدر می‌تواند مؤثر باشد. حتی آن موقع هم که سخنرانی‌های عالی برقرار می‌شود یعنی شخص متمرکز در یک مسجدی در سالنی در کلاسی نشسته دارد گوش می‌کند این دیگر حداقل کار است که ما باید اینطور جلسات باشد. تا الان هم دین در این تبلیغ سنتی تا الان خیلی دوام آورده. یعنی ما به وسیله همین تبلیغ سنتی منبر و مسجد و حسینیه و ختم و هفت و چهلم و سال توانستیم تا الان دین را بکشانیم بیاوریم با هر کیفیتی بالاخره آمده کیفیت عالی نیامده ولی بالاخره تا اینجا آمده. این بحث تبلیغ سنتی که خب یک داستان دیگری دارد. که مقام معظم رهبری سفارش کرده که باید مبلغین بیایند کیفیت‌های فعالیت‌های سنتی را تغییر بدهند، افزایش بدهند و به هر حال یک توانمندی در فعالیت‌های سنتی ایجاد بکنند. این حد عمومی‌اش است. حد کاملاً اختصاصی‌اش این هست که یک مربی بالای سر یک نفر، دو نفر، پنج نفر بایستد. قدیم‌ها اینطوری بود عرفا، اساتید با شاگرد زندگی می‌کردند. با شاگرد می‌خوابیدند با شاگرد غذا می‌خوردند. خدا رحمت کند مرحوم نجابت را شما ببینید در حوزه است چند تا طلبه دورش هستند خودش آبگوشت درست می‌کند خودش غذا درست می‌کند با شاگردهایش می‌نشینند می‌خورند زندگی می‌کنند سلوک همراه استاد دارند همراه مربی دارند. ایشان مرحوم دولابی، مرحوم دستغیب، مرحوم ابهری، یک تعدادی مثلاً ده نفر پانزده نفر بودند مرحوم آقا شیخ جواد آقای انصاری که اینها اختصاصی پیش ایشان درس می‌خواندند با ایشان ارتباط داشتند جلسات تمرین مستمر داشتند. مثلاً ده‌ها ساعت تمرین سکوت داشتند مرحوم شیخ جواد آقا می‌نشست آنها هم می‌نشستند و باید همه سکوت می‌کردند بعد همه باید تمرکز می‌کردند بعد کنترل ذهن باید داشته باشند تا یواش یواش بتواند راه به روی آنها باز بشود. خب این هم که الان برای هیچ کس میسر نیست نه ما اینکاره هستیم و بلد هستیم و نه امکانش وجود دارد. در این سبک زندگی که الان بر ما تحمیل شده.

ابداع روش میانه در کار فرهنگی (برنامه‌ریزی)

پس ما آمدیم در مؤسسه یک روش میانه را ابداع کردیم، آن روش میانه چیست؟ نه آن روش عمومی خیلی عادی هست و نه آن روش اختصاصی خیلی ویژه. آمدیم بین اینها چه را طراحی کردیم؟ مسأله برنامه‌هاست. شما وقتی سخنرانی عمومی داری شخص می‌گوید فلان عالم دارد یکجا صحبت می‌کند از تلویزیون فلان دانشمند فلان عالم این موضوعی را که انتخاب کرده ممکن است به درد من نخورد موضوع وسط راهی باشد. این را دقت کنید که دارم چه می‌گویم یعنی موضوعات باید از اول پایه‌ریزی بشود. این موضوع وسط راهی دارد راجع به توکل صحبت می‌کند راجع به رضا صحبت می‌کند راجع به نماز صحبت می‌کند راجع به حجاب صحبت می‌کند راجع به قرآن صحبت می‌کند. این وسط راهی است شخص 5 سال 20 سال 30 سال هم نشسته پای منبر ولی آن اتفاق را باید چکار بکنیم؟ وقتی که شما برنامه می‌دهید در برنامه از وسط راه دیگر شروع نمی‌کنید. شخص را با اطلاعات پایه آشنا می‌کنی. یعنی اول از خودش شروع می‌کنی و برنامه‌ریزی می‌کنی برای اینکه یک اطلاعاتی اول نسبت به خودش هدف خلقتش از کجا آمده. آن سه تا علمی که علی(ع) فرمود (من عین و فی عین و إلی عین) این برنامه خاصیتش این است شخص را از اول سرخط می‌گذارد بعد می‌گوید حالا راه بیفت برو. این خاصیت برنامه است که خیلی هم مهم و ارزشمند است خیلی هم مؤثر هست.

نحوه برنامه‌ریزی در مؤسسه

پس ما با برنامه شروع می‌کنیم حالا این برنامه که شروع می‌کنیم دو قسمت است. یک قسمت این هست کسی که برنامه‌نویسی می‌کند مثل خود بنده، و چند نفر از خانم‌ها، متأسفانه در آقایان هنوز کسی جاندار نیامده برای برنامه‌نویسی در خانم‌ها الحمدلله چند نفر هستند کمک من می‌کنند. ما در برنامه وقتی جدول برنامه را شخص می‌دهد اطلاعاتی را در آن جدول به ما می‌دهد پس ما می‌فهمیم که این آدم مرد است زن است متأهل است مجرد است سوادش چقدر است چه کتاب‌هایی قبلاً خوانده چه کلاس‌هایی قبلاً رفته چه استادهایی قبلاً دیده چقدر با ادبیات عرب آشنایی دارد بچه چند تا دارد. سن بچه‌هایشان چقدر است جنس بچه‌هایش چه هستند همه اینها را می‌دانیم. اگر مجرد است شوهرش مرده طلاق گرفته یا اصلاً هنوز ازدواج نکرده. اگر مرد هست همینطور ساعت کاری‌اش چطوری است صبح‌ها که از خواب بلند می‌شود چکار می‌کند صبح تا ظهر چکار می‌کند. ظهر تا عصر چکار می‌کند عصر تا شب چکار می‌کند همه اینها در برنامه هست. سؤال‌هایی را سؤال کردیم شش تا سؤال سؤال کردیم که بدانیم سطح این بنده خدا چقدر است. حالا کسی که برنامه‌نویسی می‌کند چکار می‌کند؟ در برنامه چند تا چیز را در نظر می‌گیرد 1 ـ این باید آموزه‌های خودش را از کجا شروع بکند؟ پس یک سلسله از سی‌دی‌ها و کتاب‌هایی که طراحی می‌شود برای این که از پایه این به اطلاعات برسد. 2 ـ حالا در سؤال ششم این هست مهمترین سؤالات یا مشکلات طرف مقابل چی هست؟ نوشتیم مهمترین سؤالاتتان یا مشکلاتتان را به ترتیب اولویت بیان کنید. 1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5 ـ 10 خب این می‌آید سؤال‌ها و مشکلاتی را که دارد می‌نویسد. آن که برنامه‌نویسی می‌کند و می‌خواهد تجویز بکند بر اساس اینکه این چه مشکلاتی دارد چه نوع توهمات چه نوع تخیلات چه نوع نقاط ضعف چه نوع نقاط قوتی دارد. با آن برنامه اصلی که باید از پایه شروع بکند این برنامه‌ها را تلفیق می‌کند. حالا یک موقع می‌بینی این شخص می‌خواهد ازدواج بکند شما باید سریع مسأله ازدواج این را سازماندهی کنی درست است باید انسان‌شناسی به آن بدهی ولی باید اول دقت کنی که این در ازدواج شکست نخورد.

مهارت‌های زندگی و برنامه‌ریزی برای خانواده

لذا ما میثاق، مهارت‌ها را حتماً در همه برنامه‌ها برای کسانی که متأهل هستند همه مهارت‌ها را چه بچه هم داشته باشد می‌نویسیم چون باید آشنا بشود با سه تا مهارت، فیلم جدیدی هم که فیلم بسیار قدرتمندی هست که انشاء الله در این روزها بیرون می‌آید که انشاء الله در این چند روزه آماده می‌شود مهارت‌های دوم، مهارت‌های اول که ما آشنا می‌کنیم. خانواده‌ها را با اینکه چه مهارت‌هایی را نیاز دارند داشته باشند آن سه تا اصل مهارت‌ها را که بر اساس قانون سه انگشت هست توصیه می‌کنیم که یاد بگیرند چون اسمش مهارت است مهارت غیر از اطلاعات است، مهارت یعنی چی؟ یعنی اطلاعات به اضافه تمرین تا تبدیل به دارایی بشود و بتواند عملاً پیاده بکند. مهارت‌های اقتصادی، مهارت‌های عاطفی و مهارت‌های معنوی. بعد در مهارت‌های دو که الان جدیداً بیرون می‌آید که شده 42 ـ 43 قسمت که 20 قسمتش مهارت‌های اقتصادی است 23 ـ 24 قسمتش هم مهارت‌های عاطفی و معنوی است عملی است. بحث عملی هست که یک زن و شوهر و یک خانواده دیگر می‌داند که باید برای اینکه بتواند یک زندگی شاد و آرام داشته باشد و مشکلات پیدا نکند چکار بکند. اگر دختر باشد یا پسر بر اساس تقویت ژن‌ها اسپرم‌ها و تخمک‌ها در پنج جهت سلامت و زیبایی، هوش، دین، عقل و اخلاق برنامه‌ریزی به آنها می‌کنیم و به آنها می‌دهیم. متأهل هم باشند بحث همسران را اضافه می‌کنیم. اگر دوران نامزدی و عقد باشند یعنی طرف مقابل را انتخاب کرده باشند که از میثاق دوران عقد شروع می‌کنیم به اضافه مهارت‌های یک و دو. این در بخش فیلم و سی‌دی در کتاب هم آموزش‌های لازم را در کتاب‌ها داریم. مثل مراقبت‌های نه ماهه از قبل از انعقاد نطفه تا ماه اول دوم، سوم تا نهم اینها را در توصیه‌ها می‌کنیم. این چیزی است که فی الفور به آن احتیاج دارد یعنی نیاز کوتاه مدت و بسیار فوری الان نه ماه است باردار است هشت ماه است باردار است. الان بچه‌اش به دنیا آمده بچه شیرخواره دارد بچه یکساله دوساله پنج ساله هفت ساله دارد باید برای بچه‌ها برنامه بدهیم. ما از قبل از انعقاد نطفه داریم پیش دبستانی را داریم دبستان را داریم راهنمایی و دبیرستان را هم داریم. نیازهای پایه‌ای خود این شخص هم می‌ماند حالا از آن جهت که یک زن است یا یک شوهر هست یا یک بچه است یا بچه‌دار است. یک سلسله برنامه‌ها باید برایش بنویسم. این مال بخش وسط هست بخش وهمی‌اش که یک زن یا یک مرد است بخش حیوانی، ولی این احتیاج به یک سلسله اطلاعات در بخش عقلانی‌اش دارد باید یک سلسله مشکلات در بخش عقلانی‌اش و اطلاعاتی‌اش و علمی‌اش تقویت بشود. و یک سلسله نیاز در بخش فوق عقلانی دارد که بتواند دلخوشی‌ها و قدرت را در دو تا بخش پیدا بکند چون دقت کنید در این قانون اقتصاد پایینی است عاطفه وسط است و معنویت بالاست و با همین رابطه هم هست. وقتی در زندگی عشق که وسطی هست و عاطفه مهمتر از پول و دنیا بشود زن و شوهر دیگر مشکلات اینطوری ندارند اصلاً دعوا ندارند. ولی اگر این عشق تحت نظارت فوق عقل قرار نگیرد آسیب‌ها، بی‌شخصیتی‌ها، گدایی‌های عاطفه، تحقیرها، عقده‌ها و دلتنگی‌های بیخود زیاد ایجاد می‌شود چون از عشق‌های برتر و بالاتر برخوردار نیست آسیب می‌بیند. بنابراین ما به این چینش ریاضی برنامه‌ریزی می‌کنیم که این شخص باید برسد توصیه‌مان هم در این برنامه‌ها این هست که همه برنامه‌ها را به ترتیب جلو نروند بلکه بخشی از فعالیت‌های عقلی بخشی از فعالیت‌های فوق عقلی و بخشی از بخش‌های حیوانیشان را با هم جلو بروند. الان می‌خواهد زایمان داشته باشد زود بنشیند روی این سرمایه‌گذاری بکند ولی در طول روز و در طول هفته می‌گوییم هر سه جهت را با هم جلو ببرید هم کتاب‌ها گفتیم شبی 15 تا 30 صفحه کتاب سی‌دی‌ها را هم گفتیم 5 روز در هفته حداقل روزی یک عدد برود جلو تا انشاء الله در طرح شش ماهه موفق بشوند. بعد در طرح شش ماهه بخش عبادی را هم گذاشتیم که بیشتر توصیه هست تفسیر هست ذکر هست بخش بدنی که فوق‌العاده لازم هست مثل استحمام و ورزش گنجانده شده تأکید زیادی هم می‌کنیم روی ورزش بخصوص ورزش که مثل نماز واجب است.

مشاوره و درمان مشکلات جسمی و روانی

و حالا یک سؤال هم در بخش طبی هست که اگر مشکلی در بخش طبی داشته باشند با آن مقدار توانایی‌هایی که در بخش طبی داریم کمکش می‌کنیم مثلاً پسر نوشته من خودارضایی دارم نیاز جنسی دارم الان امکان ازدواج ندارم کسی را ندارم با آن ازدواج کنم. حالا آن کپسول مبرد را برایش می‌نویسم بعضی از شربت‌ها و عرق‌ها را برایش می‌نویسیم توصیه می‌کنیم که این التهاب جنسی‌اش را کاهش بدهد فعلاً تا به یک آرامشی برسد بتواند فعلاً این مسیر را طی بکند تا حالا انشاء الله ببینیم باید برای ازدواجش خودش چکار بکند یا نیازهای دیگر دارد یا مشکل جسمی دارد یا مشکل روانتنی دارد. یعنی مشکلات جسمی هست که آثار روانی دارد این مشکل جسمی که آثار روانی دارد این را داغون کرده خسته کرده کسل کرده خب حالا باید یکسری داروهایی داده بشود که حالا در آن بخش پزشکی و مسئولش هست. حالا معرفی می‌کنیم یا خود آقای ناصری می‌بیند یا آقای آل اسحاق می‌بیند انشاء الله که این ساختمان‌ها یکی دو هفته آماده می‌شود برگردیم انشاء الله فکر کنیم تا هفته دیگر آماده بشود آقای دکتر منتظر می‌آید و همکارانش می‌آیند و رفقای دیگر می‌آیند یک تعدادی از دوستانمان که در انجمن پزشکان هستند کمک ما می‌آیند. مال بخش‌های دیگر مثل بخش قلب، پوست، مغز، بالاخره انشاء الله این بخش راه می‌افتد که بتوانیم یک کمکی هم در این جهت بکنیم که مشاوره یک مشاوره کامل باشد خب الان برنامه اول را گرفته بعد انشاء الله یواش یواش برنامه دوم برنامه سوم همینطوری جلو می‌رود و الان الحمد لله ما خیلی در این جهت شکر خدا خوب هست و راضی هم هستیم. تقریباً سالی سه چهار هزار نفر می‌آیند برنامه می‌گیرند این غیر از یک تخاطب عمومی هست که یک کسی بگوید ما الان یک برنامه تلویزیونی داریم چهل میلیون نفر از تلویزیون دارند این را گوش می‌کنند البته بیشتر از چهل میلیون نفر، چون چهل میلیون نفر خارجی هست ولی در داخل هم خیلی‌ها شبکه را دارند شبکه ماهواره را دارند و می‌گیرند. ماهواره دارند شبکه ولایت را می‌بینند غیر از برنامه‌های دیگر که ما در تلویزیون خودمان داریم ولی اینقدر که ما اهمیت می‌دهیم و تأکید داریم روی برنامه‌ها، روی برنامه‌های تلویزیون عمومی تأکید نداریم با اینکه حالا من مثلاً یک کتاب نوشتم ده هزار جلد ده دفعه چاپ شده باز کتاب خیلی مؤثر است. ولی اینکه حالا مثلاً فرض بفرمایید یک مقاله‌ای چاپ کردم در یک روزنامه‌ای حالا معلوم نیست این روزنامه 5 میلیون 6 میلیون 30 میلیون مخاطب تیراژ داشته باشد این اصلاً نمی‌تواند تأثیرگذار باشد چون تمرکز در آن نیست اصلاً معلوم نیست بخوانند یا نخوانند چقدر ما الان فصلنامه داریم مجله داریم بیرون داده می‌شود. یکی از بزرگترین مراکز مهدوی دیگر من اسم نیاورم که می‌گفت ما چند صد میلیون هزینه می‌کنیم فصلنامه مهدوی می‌دهیم و مطمئن هستیم بیشتر از ده نفر نمی‌خوانند چند هزار نسخه چاپ می‌کنیم پخش می‌شود همه جا ده نفر هم نمی‌خوانند با بودجه کلان، ولی برنامه اینطوری نیست. چون برنامه نظارت در آن هست مراجعه در آن هست ارتباط در آن هست از طریق کلاس از طریق ارتباط این استمرار دارد یک غذای متمرکز و مستمر هست و شما این را می‌فرستید در خانه شخص دیگر راحت است برنامه‌اش را دارد حالا اگر دیگر به تلویزیون نرسید یا به کلاس نرسید آسیبی نمی‌بیند. در خانه خودش غذای خودش را دارد آهسته نمی‌گوییم شش ماه، حالا شش ماه نتوانست یک ساله می‌کشاند خودش را، نه ماهه می‌کشاند این بهترین شیوه کار فرهنگی هست از نظر ما و مؤثرترین شیوه کار فرهنگی هست نکته‌ای که می‌خواهم بگویم خیلی مهم است.

توسعه شیوه برنامه‌ریزی در کار فرهنگی

آن این هست که ما اگر بخواهیم کار موفق و مؤثر بکنیم باید شیوه برنامه‌ریزی را توسعه بدهیم هم ترقی بدهیم هم توسعه بدهیم. کار فرهنگی مؤثر شما در هر شهری چون که از شهرهای مختلف آمدید ما از طریق ایمیل هم که داریم این کار را می‌کنیم از طریق اینترنت هم افراد می‌آیند فرم را پر می‌کنند و از طریق اینترنت هم جوابشان را می‌گیرند. بعد هم درخواست می‌دهند مؤسسه برایشان ارسال می‌کند یک تعدادشان می‌توانند دانلود بکنند کتاب‌ها و داروهایشان را می‌توانند درخواست بکنند از طریق مؤسسه برایشان ارسال می‌شود بهترین و قویترین شیوه‌ای که ما می‌توانیم کار فرهنگی که مؤثر باشد انجام بدهیم شیوه برنامه‌نویسی است. و این را باید توسعه بدهیم حالا عزیزان گاهی وقت‌ها من می‌بینم باز ناشی‌گری می‌کنند یعنی با اینکه خودش پنج سال است در مؤسسه است می‌بیند باز اینطوری می‌کند خاله‌ام اینطوری است خواهرزاده‌ام اینطوری است دختر خاله‌ام اینطوری است رفیقم اینطوری است، الان باید چکار کنی؟ بروی سمت برنامه، برای برنامه چکار کنید؟ مشکلش غالباً خانواده، اول یک عدد فیلم مهارت‌های یک حتماً به همه توصیه کنید من گفتم من نه کسی را می‌بینم نه مشاوره می‌توانم چون ما نمی‌رسیم ما تا کی می‌توانیم بنشینیم نفر به نفر همینطوری وقت بگذاریم. مگر با یک ربع مشاوره مشکل حل می‌شود؟ مگر با یک ساعت مشاوره مشکل حل می‌شود؟ این حل نمی‌شود اینهایی هم که مشاوره می‌روند خیلی‌هایشان به جواب نمی‌رسند ولی این شیوه شیوه‌ای هست که متمرکز است دائم است غذای استمراری دارد و به هر حال در درازمدت می‌تواند تحولات زیادی انجام بشود. ما سر خودمان را هم کلاه نمی‌گذاریم واقعاً تا 80% تأثیرگذاری را دیدیم حالا 20% یا تنبل هستند یا بی‌حوصله هستند آفت می‌زنند برنامه را اجرا نمی‌کنند روی برنامه خیلی تأکید می‌کنیم اول برای اینکه شخص بتواند مشکلش را حل بکند. شما حتماً توصیه کنید کتاب ضرورت خودشناسی چهل صفحه اول، همه‌اش هم نه، 70 صفحه است خیلی هم بیشتر از یکی دو ساعت وقت نمی‌خواهد ولی چهل صفحه اول فقط، سهل می‌گیریم چهل صفحه اول حتماً خوانده بشود و فیلم مهارت‌ها حتماً دیده بشود آن هم سه یا چهار تا ترک 50 دقیقه‌ای هست وقت زیادی از کسی نمی‌گیرد. این قطعاً با بیش از 80% موارد شخصی که تن نمی‌دهد به برنامه به کلاس به تحول با دیدن فیلم و خواندن آن کتاب آماده است. خانم‌ها می‌آیند می‌گوید شوهرم نمی‌آید شوهرم بدش می‌آید شوهرم تن به مشاوره نمی‌دهد. می‌گویم شما برو با چاپلوسی با خواهش می‌گوید خب حرف من را گوش نمی‌کند می‌گویم این فیلم را بده یک نفر که او می‌شناسد به او هدیه بدهد پدرش، صاحب کارش، رفیقش، روحانی محل، دوستش، یک کسی این فیلم را به او بدهد و بنشیند نگاه بکند ما بیش از 80% موارد کسی که فیلم را دیده دیگر راحت آمده. به او گفتیم حالا به شوهرت بگو بیاید من با آن صحبت بکنم پسرت بیاید وقتی آمده خیلی راحت آقا جان عزیزم برنامه را شما دیدید خودش می‌فهمد که باید از کجا شروع بکند ما باید مردم را راحت بکنیم باید به یک نتیجه‌ای برسانیم که آن حرکت درونی و انتخابی باشد زوری نمی‌شود کسی را هدایت کرد. این شخص باید خودش بخواهد و برای اینکه خودش بخواهد باید احساس نیاز و عطش بکند ما با فیلم مهارت‌ها با ضرورت خودشناسی اولین نیاز را ایجاد می‌کنیم کتاب‌های دیگر هست سی‌دی‌های دیگر هم هست این نیاز ایجاد می‌شود و بعد یواش یواش می‌آید می‌رود در آن مسیر.

مسیر کلی حرکت به سمت مهدویت

در حرکت کلی ما که حرکت به سمت دوران آرمانی امام زمانمان هست و بحث مهدویت اصل هست در مؤسسه ما، ما از ما و امام زمان، از آشتی، از عزادار، بخصوص در ایام دو ماه محرم و صفر و از مقام محمود استفاده زیادی می‌کنیم که البته پایه اصلی‌اش یاد خداست. که مباحث معرفت نفسی بین نفس و الله هست از آنجا شروع می‌شود و با آن چیزها ادامه پیدا می‌کند در آن بخش‌ها، در بخش‌های فکری هم که شخص کنترل فکر ندارد عصبی است پرخاشگر است ناامید است آرامش فکری ندارد دچار وسواس هست دچار گرفتاری هست از دشمن‌شناسی شروع می‌کنیم. همان مباحث یا تلویزیون، بحث تلویزیونی را هم من نگاه کردم دیدم نسبت به بحث قبلی که صوتی هست از نقاط قوت زیادی برخوردار است صوتی‌هایش هم خوب است مفصل‌تر است اما بحث‌های تلویزیونی را توصیه می‌کنیم. بعد وسوسه را می‌دهیم که جلوی خیلی از حمله‌ها را بگیرد بعد مهندسی فکر را می‌دهیم که فوق‌العاده مهم است مهندسی آرزوها، قلب و بعد مراحل بعدی، در مسائل معارفی هم که بسته به نیازی که شخص دارد مباحث معارفی را به آن معرفی می‌کنیم چه مربوط به آثار خودمان باشد چه مربوط به آثار سایر دانشمندانی که هستند. شناسایی کردیم و داریم این کار را انجام می‌دهیم.

مشکلات و نیازهای بخش فروشگاه مؤسسه

بخش فروشگاهی ما انشاء الله دارد بخش قدرتمندی می‌شود تا الان در این چند سال واقعاً ما مشکل مالی داشتیم در بخش فروشگاهی یعنی ما داروهای مؤثر و خوبی را در سطح کشور از آثار نویسندگان و فرهیختگانی شناسایی کردیم اما نمی‌توانیم برسانیم چرا؟ چون باید در بخش فروشگاه ما بتوانیم مثلاً از هر کدام صد تا پنجاه تا داشته باشیم که در برنامه‌ها می‌دهیم فعلاً شخص بیاید شروع بکند یک موقع ما در برنامه‌ها نوشتیم شخص می‌گوید من برنامه را درخواست دادیم چه آنهایی که از خارج تماس می‌گیرند چه آنهایی که از داخل تماس می‌گیرند. می‌گویند ما درخواست دادیم ولی فروشگاه شما می‌گویند نداریم نداریم نداریم، فروشگاه هم باید دقت بکنند ما از فروشگاه توقع داریم من به هیچ وجه نمی‌توانیم این را از فروشگاه بپذیرم نه از فروشگاه نه از مدیریت مؤسسه مدیرعامل مؤسسه مدیر مالی مؤسسه نمی‌توانم بپذیرم که ما فلان دارو یا فلان کتاب را نیاز داشتیم و حالا دیگر نداریم چرا؟ چون پول نداریم من گفتم پول به کارمندها حقوق هم ندادید ندادید و این از اصل هست باید قرض بگیریم باید هر کاری کنیم برویم این کتاب و سی‌دی را داشته باشیم نمی‌شود یک جایی داروخانه بزنیم بعد هر کس بگوید بگوییم دارو نداریم. نمی‌شود آشپزخانه بزنیم بعد هر کس آمد غذا ببرد بگوییم غذا نداریم نمی‌شود رستوران باز کنیم بعد هر کس آمد مثل رستوران‌هایی هستند که لیست جلویت گذاشته 20 ـ 30 نوع غذا بعد می‌گوید ما فقط کوبیده‌اش را داریم خب بقیه ما میل‌های دیگر داریم، می‌گوید نه ما همین دو تا را داریم، اینطوری نمی‌شود یعنی باید تأمین بشود واقعاً این قضیه. امسال آمدیم یک فعالیت‌هایی را فعلاً کردیم از چند جا فعلاً وام گرفتیم یک مقداری توانستیم بنیه بخش فروشگاه را قوی بکنیم ولی کافی نیست چون تقریباً محصولاتی که باید به عنوان دارو تجویز بشود در بخش پیش‌دبستانی، دبستانی، راهنمایی، دبیرستانی، و دانشگاه و بالاتر. در بخش خانواده در بخش مسائل مذهبی و در بخش مسائل فکری تقریباً یک چیزی حدود 300 عنوان است و نگه داشتن 300 عنوان محصول در فروشگاه مؤسسه هزینه زیادی می‌خواهد ما لااقل به حدود 100 تا 150 میلیون تومان نیاز داریم که بتوانیم فروشگاه را با حداقل این 300 عنوان نگه داریم. الان 50 میلیونی تقریباً قرض گرفتیم توانستیم تا یک حدودی یک سوم این مجموعه را نگه داریم اما افراد نیاز خیلی بیشتری دارند روزبه‌روز هم مراجعه بیشتر می‌شود و انشاء الله امیدوار هستیم که بتوانیم در این بخش انشاء الله فعالیت بکنیم.

خلاصه

اگر «معرفت نفس» را کسب نکنیم، گرفتار سکولاریسم پنهان می شویم

اگر کسی به معرفت نفس نرسد، آموخته های دینی اش او را شاد نمی کند و از آنها بهره ماندگار نمی برد. چنین کسی تبدیل به آدمی خودمحور، خودخواه، خودبرتربین و خودشیفته می شود. انواع خودشیفتگی ها شامل حسی، خیالی، وهمی، عقلی و خطرناکتر از آن، خودشیفتگیهای مذهبی  است؛  این روحیه در افرادی ایجاد می شود که برخی جنبه های مذهبیشان مقداری قوی می شود و رشدهای اولیه را می کنند و عاشق خود معنویشان می شوند. ما به این حالت می گوییم «سکولاریم پنهان».

«کسی که از معرفت نفس برخوردار نیست، دچار سردرگمی می شود و نمی تواند نسسبت امور دینی را با خودش را درک کند»؛ نمی تواند نسبت الله را با خودش درک کند؛ «بدون معرفت نفس، انسان نمی تواند نسبت احکام دین (مثل حجاب، نماز، روزه، حج، خمس، زکات، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، امامت و مهدویت) را با خودش درست تعریف کند». چنین فردی احکام دین را از روی ترس، یا عادت، یا رودربایستی رعایت می کند؛ اما از آن لذت نمی برد و با آن مست و شاد نمی شود؛ او نمی تواند یک مؤمن شاد و آرام باشد؛ در نتیجه گرفتار بیماری هایی مثل عصبیت، خودکم بینی، اضطراب و حس حقارت و غیره می شود. یک آدمی عصبی، مریض، نگران، مضطرب، خودکمبین، وقتی وارد یک جمع غیر مذهبی می شود، چیزی از آن همه ارزشهای دینی که فراگرفته را در وجودش حس نمی کند و از خودش هم خجالت می کشد؛ چنین کسی در یک فضای غیر مذهبی، زود آسیب می بیند و  با جماعت غیر دینی همرنگ می شود؛ چون آن چه را که از دین آموخته، برایش درونی نشده است، هیچ توانایی برای دفاع از آن ندارد و نمی تواند سرش را با افتخار بالا بگیرد و محکم بایستد و درراه اعتقاداتش جهاد کند؛ او در مقابل غیر متدینان ضعیف است، چون از خیرات «معرفت نفس» بهره ی ماندگار نبرده است.

با «خود شناسی» می توان به همه ابعاد وجودی خود معرفت پیدا کرد

انسان می تواند با «خودشناسی» یک دید کلی نسبت به خود و دیگران پیدا می کند؛ می تواند دیگران را در نظام فوق عقلانی، عقلانی، وهمی، خیالی و حسیشان ببیند؛ در نتیجه با «خود حقیقی» و «خودهای غیر حقیقی» وجودش آشنا می شود و در اصلاح وجودش موفق تر خواهد بود.

اگر بخواهیم دینداری درستی داشته باشیم، دین را باید از «خود» و با معرفت نفس شروع کنیم. یعنی کسی که خود را خوب بشناسد، می تواند سبک زندگی موفقی را در پیش گیرد.
سبک زندگی که در آن عشق، شوریدگی، آرامش، شادی و پیشرفت باشد؛ انسان می تواند بدون این که  با دنیا قهر کند و از لذات دنیا دور باشد، به هر پنج بخش وجود خود به نحو درستی برسد؛ دراین حالت است که حتی همه کارهای خیالی، وهمی، حسی، هنری ما عبادت محسوب شده و از این راه نیز، قرب الی الله پیدا می کند؛ از روابط زناشویی، روابط با فرزند، عشقهای زمینی، دوستیها، محبتها و صله ارحام لذت می برد و با شوخیها و تفریحاتش نیز، قرب به خدا پیدا می کند. انسان با «خودشناسی» می تواند بفهمد که در فعالیتهای عقلی، چه کتاب هایی را باید بخواند، چه اساتیدی را باید ببیند، چه کتابهایی را نباید مطالعه کند، در چه جلساتی نباید شرکت کند، آن عقلانیت هایی را انتخاب می کند که بتواند در تشبه به حق تعالی و تخلق به اخلاق الهی او را یاری کند.

با«خود شناسی»، صفات و ویژگیهای خدا شناخته می شود و خداگونه می شویم

جمله معروف «مَن عَرَفَ نَفسَه، فَقَد عَرَفَ رَبَّه= هرکس خودش را بشناسد»،به این معنی است که انسان صفات و ویژگیهای خدا را طوری خواهد شناخت که از بیان آنها لذت برده و اعتقادش به آنها ماندگار شده و به نوعی خداگونگی می رسد.

در معرفت نفس، نگاه درستی نسبت به خود پیدا می کنیم؛ در نتیجه، نه تنها با هر صورت مقدسی کنار نمی آییم، بلکه صورت های مقدسی را انتخاب می کنیم که می توانند به تشبه ما به حق تعالی کمک کنند. یعنی در خودشناسی حقیقی است که می توان سبحان الله و الحمدلله را درک کرد و  الله را دید.

اگر انسان به درک الحمدلله و سبحان الله رسید، عشق و معشوقش که الله است حفظ می شود. «سبحان الله» را کسی به معنای واقعی می فهمد و شهود می کند که معرفت نفس دارد و از صمیم قلب می گوید «سبحان الله».

الحمد لله بزرگترین سپری است که انسان را از بسیاری از خودخواهیها، حسادتها، عجبها و خودبرتربینی ها، نجات می دهد. انسان با درک الحمدلله، کمال و هستی مطلق را می بیند و همه زیبایی ها را فقط در هستی مطلق دیده و خود را که چیزی جز یک ظهور وابسته نیست، عین ربط و عین فقر إلی الله می بیند و دیگر هیچ نوع جلوه و منیت و ظهوری، او را مشغول نمی کند و دچار خودشیفتگی و خودبرتربینی نمی شود. اگر میلیونها انسان هم از او تعریف کنند او فقط در قلبش می گوید «الحمدلله». این «الحمدلله» انسان را راحت می کند و بزرگترین سپر در مقابل انسان است تا آسیب نبیند.
اگر انسان الحمدلله را فهمید، هیچ تعریف و تمجیدی در او تأثیر نخواهد گذاشت؛ هیچ وقت سادگی و صمیمیتش را با افراد، با دوستان و زیردستان خراب نکرده و از دست نمی دهد؛  هیچ وقت خودش را بهتر از دیگران نمی بیند.

بدون «معرفت نفس»، تغییر سبک زندگی موردنظر رهبر معظم انقلاب نیز اتفاق نمی افتد

بدون «معرفت نفس» آن تغییر اساسی که مد نظر مقام معظم رهبری است را نمی توان در کشور ایجاد کرد. چون تغییر و انتخاب سبک زندگی، از نظر همسر، دوست، شغل، رشته تحصیلی، حجاب، نوع عبادت و عبادتگاه، حتی وسایل زندگی که می خرد،  همه و همه بر اساس نگاهی است که انسان به خودش دارد.

بدون آگاهی و معرفت نفس، هر چه انسان سطح ارتباطات، مال، آبرو، مقام، شهرت و سوادش بالاتر برود، درد سرش بیشتر خواهد شد. یک عمر دور خود می چرخد؛ کار زیادی می کند؛ اما نتیجه ای ندارد؛ .مثل جنینی که در رحم مادر بزرگ شده،  اما وقتی به دنیا می آید، سر و دست و پا ندارد و فقط یک تکه گوشت است. بنابراین رشدش هم فایده ای ندارد. چنین کسی با انتخاب هرچیزی، کلی وقت و عمرش را تلف می کند؛ زیرا خداوند فرمود: «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ= هرکس درگرو چیزی است که آن را کسب کرده است».

حمله سمت راست شیطان مخصوص «دین داران بی دین» است 

بعضی از مومنین که مورد «حمله سمت راست شیطان» قرار می گیرند، را باید دین داران بی دین نامید. اینها کسانی هستند که  علی(ع) درمورد آنان فرمود:«رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه؛ چه بسیار افراد متنسک واهل عبادت که دین ندارند». 

بنابراین، اگر حمله های چهارگانه شیطان را نشناسیم، نه تنها در مسیر خودسازی موفق نخواهیم شد، بلکه  درعین حالی که تصور می کنیم آدم متدین و مومنی هستیم، در مسیر حمله های راست شیطان قرار داریم. حمله سمت راست شیطان می تواند یک فرد متدین، مؤمن و باتقوا و یک آدم با دل پاک را منحرف کند.

یعنی ممکن است کسی گناه نکند، ولی طبق فرمایش معصوم انحراف پیدا کند. پس ایمان و تقوا و ادب و اخلاق و این ها کافی نیست و طبق نص قرآن، شیطان با حمله سمت راست خود، می تواند به شخص آسیب برساند و او را منحرف کند.

حمله ها چهارگانه شیطان دراین آیه مطرح شده است: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ؛ شیطان به خداوند گفت بخاطر این که مرا گمراه کردی، برسرصراط مستقیم تو می نشینم و حتما همه آنان را که دراین صراط هستند را گمراه می کنم. ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ و َمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ؛ آنگاه از پيش رو و از پشت‏ سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏ تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت» ﴿۱۷ اعراف

نکته مهمی که معلوم می شود مخاطب شیطان دراین حمله مومنین هستند این است که شیطان می گوید: بر سر صراط می نشینم.  صراط راهی است که انسان به سوی خدا و بهشت طی می کند. 

شیطان در این نوع حمله ها شخص را دائماً به کارهای مذهبی وادار می کند و با صورت های مقدس، رنگ و لعاب و جلوههای مذهبی و مقدس، حرم و هیئت، جلسات قرآن، مفاتیح، عبادت، ذکر، سجده سرگرم می کند. هم خودش فکر می کند که مومن خوبی است و هم دیگران درباره او چنین فکری می کنند. «وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً؛ آنها حساب می کنند که دارند کار خوبی می کنند». 

این گونه افراد را باید دین داران بی دین نامید. چنین کسانی در حالی که مذهبی هستند، اما دین ندارند. 

راههای محفوظ ماندن از حملات شیطان

۱. درک «قرار مکین» راهی است برای محفوظ ماندن از حملات شیطان

اگر بدانیم «قرار مکین» چیست، عاشقانه به دنبال آن می رویم. «قرار مکین» آرامگاه محکمی است که خداوند آن را در عالم رحم، برای انسان ایجاد کرده است تا بتواند مراحل رشد خود را به راحتی و با موفقیت طی کند. اگر انسان بداند که در عالم دنیا نیز «قرار مکین»ی وجود دارد که می تواند در آن ماوا بگیرد و به سرعت مراحل بعدی رشدش را طی کند، آن گاه عاشقانه خواهان آن خواهد شد.

خداوند دراین خصوص می فرماید: «فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ؛ سپس او را در قرار مکین جای دادیم. مرسلات ۲۲» وقتی نطفه انسان تشکیل می شود، خداوند آن را در جای محکمی از رحم قرار می دهد که آسیب نبیند تا این که نطفه منعقد شود و بتواند مراحل دیگر رشد خود که شامل علقه و مضغه و …است را طی کند و خود را برای تولد آماده کند.

۲- «قرار مکین» انسان دردنیا، همان «خودشناسی» است

«قرار مکین» انسان در دنیا، با «معرفت نفس» اتفاق می افتد. بنابر این، اگر کسی بخواهد در رحم دنیا در یک «قرار مکین»ی قرار گیرد که آسیب نبیند و حمله های چهارگانه ی شیطان بر او تأثیر نگذارد، با حفظ دو اصلی که در قرآن آمده -به عنوان علائم قطعی یک مؤمن- با شادی و آرامش در دنیا به شادی و آرامش در آخرت می رسد. کسی که در دنیا شاد و آرام نیست، قطعاً در آخرت هم نمی تواند شاد و آرام باشد. این بی شباهت به این آیه شریفه نیست که فرمود:«من کان فی هذه اعمی، فهو فی الآخرة اعمی= هر کس در این دنیا کور باشد، (از خودشناسی بی بهره باشد)، در آخرت نیز کور خواهد بود».  

بنابراین، دنیا علت، مبدأ و سازنده آخرت است. کسی که در دنیا دچار غم وغصه، افسردگی و پژمردگی، بداخلاقی و زودرنجی، حسادت و بدبینی، گرفتاریها، خودبینی و خود برتربینی است، در همین دنیا دائماً در فشار است. وحشتناکترین تنهایی ها خودبینی است. انسانی که دچار این تنهایی می شود، وحشت قبر را به همراه می آورد. 

۳- ذکر «الحمدلله» و «سبحان الله» راه دیگری برای مصونیت از حمله شیطان است

راهکار دیگر در برخورد با «حمله سمت راست» این است که با ذکر «الحمدلله» و «سبحان الله» یک رابطه عاشقانه با خدا ایجاد کنیم.

«خودشناسی»، کلید رمز مهندسی فرهنگی است

در مسیر مهندسی  فرهنگی طراحی شده مبتنی بر خودشناسی، علی(ع) فرمود:«المَعرِفَۀُ النَّفس أنفَعُ المَعارِف= معرفت نفس سودمندترین معرفتهاست».. کار فرهنگی که مبتنی بر معرفت نفس، انسانشناسی و خودشناسی نباشد عقیم، کماثر و قابل انحراف است.

در مهندسی فرهنگی باید از نفس و معرفت نفس شروع کرد و باید مطمئن شد این کار فرهنگی, مسئولیت و تولیدی که می خواهد داشته باشد، مبتنی بر معرفت نفس است یا نه؛ آیا مخاطبین با خود آشنا هستند که بخواهیم بقیه ی سنگ بنای دین را بنیان گذاری کنیم؟ چون برای هر بنایی باید ابتدا پی ریزی کرد و سپس اقدام به گذاشتن ستون کرد. اصول توحید، رسالت، امامت، معاد، وقتی که پایه نداشته باشد، ستون الله به جایی بند نیست. 

با کار عقلانی و بحث نظری و فلسفی مشکل حل نمی شود. با یک بحث کلامی یا یک جلد کتاب اصول عقائد مشکل حل نمی شود. وقتی سنگ زیربنا نباشد، عقل به تنهایی نمی تواند در مقابل توهمات و شهوات انسان دوام بیاورد.

اگر انسان بتواند یک نگاه جامع نسبت به خود داشته باشد، می تواند برای خود و دیگران طبابت کند.

در فعالیت های فرهنگی، بدون یک نگرش جامع، دچار افراط و تفریط خواهیم شد. بدون نگرش جامع، درجایی که نباید سرمایهگذاری کرد، سرمایهگذاری می کنیم و بیهوده وقت، عمر، سرمایه، بودجه و نیرو را تلف می کنیم ودر قسمتهای اصلی که باید سرمایهگذاری کرد، ناتوان شده و سرمایهگذاری نمی گردد.

وقت و بودجه زیاد ما صرف کارهای فرهنگی بیاثر، بیفایده و کم خاصیت می شود. اگر بخواهیم حق را نشان دهیم و در کمترین زمان بیشترین نتیجه را بگیریم، باید از زبان مشترک همه انسانها یعنی نفس و فطرت شروع کنیم.

در فعالیتهای فرهنگی که با مردم کار می کنیم، چه باید کرد و چه نوع کاری مؤثرتر است؟

روشهای متفاوتی برای فعالیت های فرهنگی وجود دارد. اما باید ببینیم که کدام یک از این روش ها دارای تاثیر بیشتری در مخاطبان است. مقام معظم رهبری سفارش کرده اند که مبلغین باید کیفیت فعالیتهای سنتی را اصلاح و افزایش دهند و در آن، اثر گذاری و توانمندی بیشتری یاجاد کنند. برخی روشهای تبلیغ از این قرارند:
الف- مخاطبان عمومی) برای مخاطبان عمومی می توان از سخنرانی، کلاس، منبر و تلویزیون استفاده کرد. اما در این روش ها که حداقل کار می باشد، اما معلوم نیست که این سخنرانیها چقدر می تواند مؤثر باشد. هر چند که به وسیله همین تبلیغ سنتی منبر، مسجد، حسینیه، ختم و هفت و چهلم و سال، دین حفظ شده است، اما هیچ یک از این ها دارای کیفیت اثرگذاری عالی نبوده است. نشستن پای منبر، هرچند که آثار خوبی دارد، اما آن اتفاق قشنگی که باید بیفتد، نمی افتد یا کم می افتد.

ب- مخاطبان اختصاصی) در این روش، یک مربی می تواند بالای سر یک، دو، سه یا پنج نفر باشد: همانطور که در قدیم عرفا و اساتید با شاگرد نشست و برخاست کرده و خواب و غذا خوردن و زندگی می کردند. در حوزه چند طلبه، همراه مرحوم آیت الله نجابت بودند؛ ایشان خودش غذا درست می کرد و با شاگردهایش می خوردند و زندگی می کردند؛ این یعنی سلوک استاد و مربی که آثار خوبی در تربیت دارد.
مرحوم حاج اسماعیل دولابی، شهید دستغیب، مرحوم ابهری، مرحوم آقا شیخ جواد آقای انصاری که اختصاصی پیش ایشان درس می خواندند و با ایشان ارتباط داشتند و جلسات تمرین مستمر داشتند. مثلاً دهها ساعت تمرین سکوت داشتند.
ج- برنامه های دوره ای) فعالیت های فرهنگی را نباید از وسط راه شروع کرد، بلکه کار را باید از اطلاعات پایه آغاز نمود. اطلاعات پایه این است که باید شخص را نسبت به «خودش» و هدف خلقتش آشنا کرد که از کجا آمده و به کجا می رود. یعنی اول باید از خودش شروع کرد. یعنی همان سه علمی را به او داد که علی فرمود: «رحم الله امرا علم من عین و فی عین و إلی عین= خدا رحمت کند کسی را که بداند ازکجا آمده، درکجاست و به کجا می رود». خاصیت و اهمیت این گونه برنامه ها این است که مؤثرتر از سایر روشهاست. زیرا این روش، شخص را از اول بر سرخط درست می گذارد و بعد می گوید: حالا حرکت کن.

در برنامه ی دوره ای، امور زیر در نظر گرفته می شود:

 ۱ ـ مخاطب باید آموزش های خود را از منابعی مثل فیلم ها، سی دی ها و کتابها آغاز کند. این منابع طوری طراحی شده که اطلاعات پایه ای را به مخاطب می دهد.

 2 ـ مخاطب مهمترین سؤالات یا مشکلات خود را به ترتیب اولویت بیان کند.
۳- کسی که برنامه ی تربیتی تهیه می کند، باید بر اساس مشکلات و توهمات و تخیلات و نقاط ضعف و قوت مخاطب، برنامه را تهیه و تجویز کند و این برنامه ها باید با آن برنامه اصلی که از پایه شروع می کند، تلفیق شود.

۴-  مخاطبان متأهل، باید با سه مهارت اقتصادی، عاطفی و معنوی آشنا شوند.

۵- مهارت غیر از اطلاعات است؛ مهارت یعنی اطلاعات همراه با تمرین، تا تبدیل به دارایی شده و عملاً قابل پیاده شدن باشد. مهارت چیزی است که تبدیل به دارایی شده است نه این که فقط در حد دانایی و اطلاعات بماند و سودی نداشته باشد.

این برنامه راهکارهایی برای یک زندگی شاد و آرام و رفع مشکلات به خانواده می دهد. وجهت تقویت ژنها، اسپرمها و تخمکها در پنج موضوع سلامت و زیبایی، هوش، دین، عقل و اخلاق فرزندان برنامه هایی به مرد و زن می دهد؛ از جمله ی این برنامه ها «مراقبت های قبل از دوران باردار» است.
یک سلسله برنامه ها برای بخش وسط که بخش وهمی و بخش حیوانی زن یا مرد است داده می شود. ولی او احتیاج به یک سلسله اطلاعات در بخش عقلانی نیز دارد. باید تغذیه بخش عقلانی و اطلاعاتی و علمی و فوق عقلانی نیز تقویت شود تا بتواند دلخوشیها و قدرت را در دو بخش پیدا کند. چون در این قانون، اقتصاد در حد پایین، عاطفه در حد وسط و معنویت در حد بالاست. وقتی در زندگی عشق و عاطفه که در حد وسط است مهمتر از پول و دنیا شود، بیشتر مشکلات زن و شوهر رفع می شود، ولی اگر عشق تحت نظارت فوق عقل قرار نگیرد، آسیبها، بیشخصیتی ها، گدایی های عاطفی، تحقیرها، عُقدهها و دلتنگی های بی مورد زیاد ایجاد می شود. چون از عشق های برتر و بالاتر برخوردار نیست آسیب می بیند.
در این برنامه، شخص همزمان به بخشی از فعالیتهای عقلی، بخشی از فعالیتهای فوق عقلی و بخشی از فعالیتهای حیوانی نیز می پردازد.
بخش عبادی این طرح شامل تفسیرقرآن و ذکر می باشد و در بخش بدنی که استحمام و ورزش گنجانده شده، تأکید زیادی به ورزش شده که مثل نماز واجب است. سپس بخش طبی است که در حد توان باید کمکش کرد. چون گاهی مشکلات جسمی آثار روانی منفی نیز در فرد ایجاد می کند. 

افرادی که این برنامه ها را می گیرند غیر از مخاطبین عمومی هستند که از طریق برنامه تلوزیونی یا ماهواره برنامه ها را می بینند. 

مقالهای که در روزنامه به چاپ می رسد، نمی تواند تأثیرگذار باشد؛ چون تمرکز در آن نیست، معلوم نیست بخوانند یا نخوانند؛ ولی برنامه این طور نیست؛ چون نظارت و مراجعه و ارتباط در آن است؛ اگر به تلویزیون یا به کلاس نرسید، آسیبی نمی بینید.
بهترین و مؤثرترین شیوه کار فرهنگی، برنامه نویسی برای افراد است. اگر بخواهیم کاری کنیم که موفق و مؤثر باشد، باید شیوه برنامهریزی را توسعه دهیم؛ حتی در شهرهای مختلف از طریق اینترنت و ایمیل.
این شیوه یک روش متمرکز و دائمی است؛ تغذیه ای استمراری که در دراز مدت می تواند تحولات زیادی را در پی داشته باشد.
باید فرد را به نتیجه برسانیم تا حرکت درونی و انتخابی باشد؛ باید مردم را راحت گذاشت؛ به زور نمی شود کسی را هدایت کرد.
شخص باید خودش بخواهد و برای این که خودش بخواهد، باید احساس نیاز و عطش کند؛ با مطرح کردن «خودشناسی»، اولین نیاز را ایجاد می کنیم تا مخاطب در مسیر قرار گیرد. در حرکت کلی ما که حرکت به سمت دوران آرمانی امام زمان (عج) است، بحث مهدویت اصل است.

 

جملات ناب

  1. معرفت نفس، پرسودترین معارف است و کار فرهنگی بدون آن عقیم و قابل انحراف است.

  2. شیطان می‌تواند حتی مؤمنان باتقوا را از طریق حمله سمت راست منحرف کند.

  3. رابطه دنیا با آخرت مانند رابطه رحم مادر با دنیاست؛ قرار مکین انسان در معرفت نفس اتفاق می‌افتد.

  4. کسی که در دنیا شاد و آرام نیست، قطعاً در آخرت هم نمی‌تواند شاد و آرام باشد.

  5. وحشتناک‌ترین تنهایی‌ها خودبینی است که وحشت قبر را نیز به همراه می‌آورد.

  6. در خودشناسی حقیقی است که انسان الله را می‌بیند و الحمدلله را می‌شناسد.

  7. الحمدلله سپری بزرگ برای نجات انسان از خودخواهی‌ها، حسادت‌ها و خودبرتربینی‌هاست.

  8. وقتی انسان می‌فهمد که چیزی جز یک ظهور وابسته نیست، هیچ جلوه و منیتی او را مشغول خودش نمی‌کند.

  9. سبحان الله و الحمدلله، رابطه عاشقانه انسان با خدا را حفظ می‌کند و او را در برابر مشکلات مقاوم می‌سازد.

  10. خداوند عمداً اوضاع را بر ما تنگ می‌گیرد تا صدق و ظرفیت ما را در امتحان بسنجد.

  11. عشق خداوند و پشتیبانی او را می‌توان در سخت‌ترین جلوه‌های خدایی دید.

  12. تسبیح حقیقی که در حوادث تزلزل نمی‌یابد، تنها با خودشناسی به دست می‌آید.

  13. خودشیفتگی، حتی در جنبه‌های مذهبی، بسیار خطرناک است و می‌تواند انسان را منحرف کند.

  14. اگر انسان الحمدلله را فهمید، هیچ تعریف و تمجیدی در او تأثیر نخواهد گذاشت و سادگی و صمیمیتش را حفظ می‌کند.

  15. معرفت نفس به انسان کمک می‌کند تا نقاط ضعف خود و دشمن را بشناسد و در مسیر جامعه مهدوی موفق باشد.

  16. بدون نگرش جامع در کار فرهنگی، دچار افراط و تفریط می‌شویم و سرمایه‌ها به هدر می‌روند.

  17. به جای پاسخگویی به شبهات، باید حق خود را به خوبی معرفی کنیم تا باطل خودبه‌خود از بین برود.

  18. ما باید حالت تهاجمی داشته باشیم و حقمان را در خاک دشمن ببریم تا باطل کنار رود.

  19. اگر مردم محاسن کلام ائمه را بشناسند، قطعاً تابع آن‌ها خواهند شد.

  20. برای رسیدن به بیشترین نتیجه در کمترین زمان، باید از زبان مشترک انسان‌ها یعنی نفس و فطرت شروع کرد.

  21. کسی که معرفت نفس ندارد، نسبت دین و احکام آن را با خودش نمی‌فهمد و از آن لذت نمی‌برد.

  22. بدون انسان‌شناسی، نمی‌توان تغییر اساسی در سبک زندگی و کشور ایجاد کرد.

  23. شیطان از طریق کارهای مذهبی و صورتهای مقدس، انسان را مشغول خود می‌کند و او را از حقیقت دین دور می‌سازد.

  24. علامت مؤمن خوب، شادی، آرامش، عاطفه خوب و روابط خانوادگی موفق است.

  25. کسی که دنیا او را به گریه و غصه بیندازد، جهنمی است؛ دینداری درست از خودشناسی آغاز می‌شود.

  26. سبک زندگی موفق، همراه با عشق، شوریدگی، آرامش و شادی است، بدون قهر با دنیا.

  27. با معرفت نفس، از تمام فعالیت‌های حسی، خیالی، وهمی و عقلی می‌توان قرب الی الله پیدا کرد.

  28. عقل به تنهایی در مقابل توهمات و شهوات دوام نمی‌آورد؛ فوق عقل و اخلاقیات نجات‌بخش هستند.

  29. حس بی‌نهایت‌طلبی انسان، اگر به الله نزدیک نشود، به حرکات زمینی و توهم پیشرفت تبدیل می‌شود.

  30. پیشرفت‌های مادی و زمینی، بدون حرکت عمودی به سمت الله، آرامش و شادی حقیقی را به ارمغان نمی‌آورد.

  31. در مهندسی فرهنگی، باید از نفس و معرفت نفس شروع کنیم تا ساختمان دین بر پایه‌ای محکم بنا شود.

  32. روش برنامه‌ریزی، مؤثرترین شیوه کار فرهنگی است که باید توسعه یابد.

  33. با ایجاد نیاز و عطش درونی، می‌توان افراد را به سمت خودشناسی و تحول هدایت کرد.

  34. کنترل فکر، دشمن‌شناسی و مهندسی آرزوها، گام‌های مهمی در مسیر آرامش فکری هستند.

  35. تأمین منابع و محصولات فرهنگی، از اولویت‌های اصلی است و نباید به بهانه کمبود مالی متوقف شود.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه