فهرست مطالب
Toggleأعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
مسئولیت الهی و انسانی در قبال مردم
در رابطه با ارتباطمان با مردم و اهمیت این مسأله و مسئولیت الهی و انسانی و جهانی که ما داریم آیات و روایات زیادی وجود دارد. در روایت داریم خداوند تبارک و تعالی از جهال پیمان نگرفته که تحصیل علم کنند، مگر اینکه اول از علما پیمان گرفته که یاد بدهند. اینکه در روایت داریم شش گروه بدون حساب وارد جهنم میشوند، یکی کسانی هستند که جهل دارند و در مقابل یادگیری مقاومت میکنند؛ جاهلان مقصر، نه جاهلان قاصر. جهلی که معدن کل شر است، اصل کل فساد هست.
قرآن میگوید روز قیامت کسانی که خودشان را از علم دور نگه داشتند مسئول هستند و در حدیث داریم از پیغمبر که (لِلعالِمِ ذَنبٌ واحِد وَ للجاهِلِ ذَنبان) عالم یک گناه میکند و گناهش این است ممکن است به علمش عمل نکند و یکبار عذاب میشود. اما جاهلی که مخصوصاً خودش را از اطلاعات دور نگه داشته دوبار عذاب میشود، دو برابر عالم عذاب میشود. چرا؟ چون یکبار از یادگیری طفره رفته که مبادا من یاد بگیرم و مجبور به عمل بشوم؛ یعنی اگر من بخواهم بروم مطالعه کنم، بروم پای این کلاس، بروم این را بخوانم، مجبورم اینها را که یاد گرفتم عمل کنم. خب یاد نمیگیرم. یعنی وظیفه واجب یادگیری را انجام نمیدهد و یکبار هم بخاطر اینکه عمل نکرده، بخاطر این عدم یادگیریاش عمل نکرده، دو برابر عذاب میشود.
نهضت یاددهی و کار فرهنگی قدرتمند
همه اینها نشان میدهد که ما باید نهضت یاددهی، آموزش و کار فرهنگی قدرتمند را انجام بدهیم. وظیفه دانشمند، وظیفه عالم، وظیفه هر کسی هست که به میزانی که خودش اطلاعات دستش هست به بقیه هم انفاق بکند. در روایت داریم (وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ) که از صفات متقین هست و انسانهای رستگار اول سوره بقره (الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ) از آنچه که خدا روزیشان کرده انفاق میکنند. حضرت فرمود این علم، این چیزی که انفاق میکنند در رأسش علمی هست و آشنایی هست که با دین پیدا میکنند.
وظیفه رساندن آنچه از دین فهمیدهایم
انسان موظف است آنچه را که از دین فهمید به دیگران یاد بدهد. نمیتواند بیخیال نسبت به همسرش، پدرش، مادرش، فرزندانش، فامیلش، دوستانش باشد. نمیتواند خودخواهی بکند و تکخوری بکند. به محض اینکه یک خیری نصیبش شد باید آن را به بقیه برساند. نمیتواند بگوید من خودم عیبی ندارد، دوستانم نفهمیدند، همکارانم نفهمیدند، رفیقهایم نفهمیدند. نه، هر کسی باید یک پیغمبر باشد. هر کسی رسالت دارد و وظیفه دارد آنچه را که میفهمد را به دیگران برساند. چقدر وظیفه دارد؟ (لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها) وسع چقدر است؟ این خیلی مهم است. خیلی وقتها در تفسیری که از این آیه میکنند میگویند وسع ما اینقدر است.
مفهوم “وسع” در انفاق و تلاش
گفتم در مسائل مالی وقتی میگوید وسع من یک میلیون تومان کمک هست، وسع من نه دارایی من، وسع من یعنی نهایت سعی من. شما یک میلیون تومان کمک میکنی ولی هزار نفر را میشناسی که آنها هم میتوانند یک میلیون تومان کمک کنند. باید بروی از آنها برای اهداف مقدس پول بگیری. باید بروی گدایی بکنی. باید بروی روی بیاندازی. وظیفهات است. باید قوا و استعدادهایی که در هر جهت علمی، ادبی، هنری، مالی هر چه هست را در سطح شهر، در سطح کشورت برای آن هدف مقدست جمع بکنی و تلاش بکنی.
باید ذهنت و مغزت را به کار بیاندازی که من چکار میتوانم برای امام غریبم، پدر آواره و مظلوم و تنهای خودم بکنم؟ نه اینکه حالا ما یک ماشین داشتیم دادم، من یک میلیون تومان داشتم دادم، من طلاهایم را فروختم. نه، این وسع تو نیست. این دارایی تو بود. حالا میلیونها آدم هستند که تو وقتی با آنها صحبت بکنی این کار را میکنند.
تبلیغ و پشتیبانی از آثار خوب
یک کتاب خوب، یک فیلم خوب، یک سیدی خوب، یک کلیپ خوب، یک اثر خوب را باید به همه تبلیغ بکنی. یک کارگردانی یک فیلم خوبی ساخته در سینما، نمیتوانی بگویی برو به همه بگو بیایند بلیط بخرند بروند این فیلم را ببینند. کارگردان باید پشتیبانی بشود. یک فیلم خوب ساخته، یک پیامک بردار به تمام آن کسانی که از تو پیام میگیرند یک پیامک بده که این فیلم را توصیه میکنم ببینید. به همه پیام برده توصیه میکنم شما این فیلم را بروید ببینید. باید پشتیبانی بشود چون همه ما یک نفریم در واقع، و اگر یک رزمنده یک جا احتیاج به کمک داشته باشد همه موظفند به آن کمک بکنند.
کمک به نیازمندان در سراسر جهان
یک هنرمند است، یک نویسنده است، یک مداح است، یک روحانی است، یک عالم است، هر کس هر جا کمک بخواهد باید به آن کمک بکنند. ما الان چقدر بچههای خوب، مخلص، باصفا، مقاوم، بااراده داریم در آفریقا، در اروپا، در آمریکا، در کشورهای مشترک المنافع، در روسیه احتیاج به کمک دارند. من خیلی خجالت میکشم که نمیتوانم کمکشان کنم. میگوید من الان در برابر موج حملات قرار گرفتم. کتاب به من برسان، قرآن به من برسانید، کتابهای ترجمه شده برسانید، فیلم برسانید. حتی چند روز پیش برای من ایمیل آمده بود از آمریکا گفته بودند برای من کلیپ بفرستید، یک چندتا موسیقی خوب بفرستید.
مسئولیت معنوی و رسالت یاددهی
ما نمیتوانیم بگذاریم کسی فقیر است بگوییم ما الان خودمان غنی هستیم، آخوند داریم، عالم داریم، مسجد داریم، حسینیه داریم، امام رضا داریم، گور پدر بقیه. اینطوری نیست. غذای معنوی گیرت آمد، رسالت هم با آن میآید. یاد گرفتید، به محض اینکه یاد گرفتی رسالت یاددهی به سراغت میآید. (کُلُکُم راع وَ کُلُکُم مَسئُولٌ عَن رَعیَتِه) همه شما راعی هستید، همه شما رسالت دارید، همه شما عالم هستید. فقط به روحانیت ربطی ندارد. هر کسی هر چیزی را یاد گرفت موظف است انفاق بکند و این را به بقیه برساند. تلاش بکند ببیند چطوری میتواند این را برساند.
نمونههایی از تلاش فردی برای رساندن پیام
یک سایت باز بکند، یک وبلاگ بزند، یک میلیون تا سیدی بخرد پخش بکند. یکی از دوستانی که احساس تکلیف کرده بود رفته بود چند هزار تا سیدی تکثیر کرده بود در موضوعی. خودش هم کار کرده بود، خودش طراحی کرده بود، خودش هم رویش آهنگ گذاشته بود. زحمات زیادی، صدها ساعت کشیده بود. خودش هم برد این را پخش کرده همه جا در تهران پشت همه ماشینها گذاشت و آمد. بعداً ما دیدیم موج ارتباط، ایمیل، آمدن سر کلاسها بخاطر همین کار یک نفر آغاز شد. پس ما نسبت به خلق الله وظیفه داریم. اگر پیغمبر میگوید یک زن بخاطر یک گربه میرود جهنم، بخاطر یک انسان چی، که این میتوانست نجات پیدا بکند و من کوتاهی کردم؟
مسئولیت در قبال همه انسانها و محیط زیست
ما نسبت به همه انسانهایی که روی زمین است مسئولیم. اصلاً ما همچین چیزی نداریم که به من ربطی ندارد، به من چه، زندگی خودم. نمیتوانی نسبت به همه مسلمانها و غیر مسلمانها که بندگان خدا هستند، انسانند، شرافت دارند، بیخیال باشیم. (مَن أصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِأمُورِ المُسلِمِ فَلَیسَ بِمُسلِم) کسی که صبح بکند و اهتمام، اهتمام یعنی تلاش، نه اینکه حالا ما هم یک کاری میکنیم، یک نمکی هم ما روی آششان میریزیم. نه، زندگی خودم را دارم، مسائل خودم را دارم، حالا یک کمکی هم ما میکنیم. اهتمام یعنی بلند شود و فکر مسلمانها و مظلومین عالم باشد. صبح و شب به فکر آنها باشد. به فکر امام غریبشان باشد. اگر امام تو غریب است، آواره است، تنهاست، پس تو دیگر نمیتوانی شب راحت بخوابی و تو نمیتوانی بگویی الان تعطیلات است من وقت امام زمان را ندارم.
برنامهریزی و تلاش در همه حال
تعطیلات نمیگوییم نروید با زن و بچهتان مسافرت. نمیگویم نروید تفریح کنید، مسافرت بروید. ولی در همان سفرتان هم باید زنده باشید، فعال باشید. شبها باید خواب ببینید. امام صادق(ع) فرمود اگر قدرت در دست ما بود شبها نقشه میریختم تا صبح و صبحها اجرا میکردیم و اصلاً زمان نقشه، طرح، در تعطیلات و تاریکیهاست و در شبهاست. قرآن شب را قرار میدهد برای تقدیرها، برنامه ریزیها، شب قدر، یعنی افراد بنشینند نقشه بریزند در شبها، در تعطیلاتشان، در جمعههایشان، دور هم جمع شوند (مثنی و فرادی) دو نفری، یک نفری، هر کس باید خودش نقشه داشته باشد و آرمان داشته باشد.
ویژگیهای یاران امام زمان (عج)
کسی که باید هُلش بدهند کار بکند به درد نمیخورد. به درد لشکر امام زمان نمیخورد. آدمی که باید هی به آن بگویی و هی باید مثل چاهی که باید در آن آب بریزی به درد نمیخورد. در مجموعه مؤسسه ما هم که من عرض کردم برای همین گفتم کسانی که انگیزه ندارند در مؤسسه حرام است کار کنند. در مؤسسه باید کسانی کار کنند که انگیزه دارند، شب و روز میتوانند نقشه بریزند، به کار جمعی اعتقاد دارند. خودمحور و فقط کار خودش را ببیند به درد کار مؤسسه نمیخورد. در این لشکر کسانی میخواهند که اگر تک تیرانداز است، آرپیجیزن، آرپیجی روی زمین افتاده، آرپیجی را بردارد شلیک کند، تانک را بزند. اگر یک مجروح افتاده نگوید من تک تیرانداز هستم به من ربطی ندارد. مجروح را بلند کند بیاندازد روی کولش بیاورد عقب. این به درد کار امام زمان میخورد. لشکر امام زمان آدم مسئول میخواهد، آدم عاشق میخواهد، آدم دردمند میخواهد.
آدم چرتکه انداز به درد لشکر امام زمان نمیخورد. آدم خودشیفته به درد اینجا نمیخورد. یک کسی حاضر باشد فداکاری بکند. شب، وقت، بیوقت، جمعه، تعطیلات، هر وقت آمادهباش اعلام کنند واقعاً آمادهباش باشد برای این مبارزه، چون این جنگ بدتر از جنگ دوران دفاع مقدس است، خیلی خطرناکتر است. ایتام اهل بیت دارند کشته میشوند. این همه طلاق مرگ است و این همه فاجعههای دیگر، دعواها، اختلافات، گرفتاریها، غصهها مرگ است. ما حق نداریم بگذاریم مردم اینطوری گرفتار بشوند و هر چقدر میتوانیم کمک بکنیم. هر جا میتوانیم باید برویم.
مسئولیت در قبال بندگان و بلاد خدا
ببینید علی(ع) چه میگوید (إتَقُوا الله فی عِبادِه وَ بِلادِه فَإنَّکُم مَسئُولُونَ حَتّی عَنِ البَقاءِ وَ البَهائِم) در نهج البلاغه، بترسید از خدا، حیا کنید، مراقب باشید شما یک روزی با خدا روبهرو هستید. در چه موردی مسئول هستیم؟ در مورد بندگانش، با بندگانش ظلم نکنید، بدرفتاری نکنید و مسئول بندگان خدا هستید. بعد میفرماید (و بلاده) حتی شهرهای خدا هم محترمند. شما نمیتوانی چمن را آسیب برسانی. نمیتوانی درخت را آسیب برسانی. نمیتوانی نظافت را در شهر رعایت نکنی. نمیتوانی بگویی من این ماشین دودزا را راه میاندازم مهم نیست که دود میکند و مردم اذیت میشوند. نمیتوانی بیموقع بوق بزنی.
نمیتوانی قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نکنی. نمیتوانی به شهرها، به مسائل مردم کار نداشته باشی. بیمسئولیتی نمیتوانی بکنی (فَإنَّکُم مَسئُولُونَ) شما همهتان مورد سؤال قرار خواهید گرفت. یعنی یک زمانی به شما میگویند زمان شما این همه گدا، این همه فقیر معنوی وجود داشت تو چکار کردی؟ زمان تو امام زمانت آواره و طرد شده و تنها بود و تو چطوری زندگی کردی؟ زمان تو امام زمان نشست یکجا بگوید، بگوید من تنهایم، من غریبم، من مظلومم، من هیچ کس را ندارم و تنها خودم نشستم اینجا با اسلحهام، همین الان بود و آیا صدایت کرد یا نکرد و تو چه جواب دادی؟ تو را به کمک خودش صدا میکرد میگفت (هل من ناصر ینصرنی) و تو نشنیدی و تو چه کردی (فَإنَّکُم مَسئُولُونَ). بعد میفرماید (حَتّی عَنِ البَقاءِ وَ البَهائِم) حتی در مورد سرزمینها و در مورد بلاد حتی نسبت به بیابان و چهارپایان مسئولید. بیابان را چکارش بکنیم؟
بیابان حرمت دارد، باید رعایت بشود. اگر قرار است کشت بشود بیکار نماند. بیابان نفرینت میکند فردا که من قابلیت کشت داشتم و تو کشت نکردی و چیزهای دیگر، خیلی حقوق دیگر، زمین خیلی حقوق دارد (وَ البَهائِم) چهارپایان، چهارپایان موجودات بسیار شریفی هستند از مخلوقات خدا حرمت دارند. برای همین هم یکی از شاکیان روز قیامت حیوانات هستند نسبت به ظلمهایی که بندگان خدا به آنها میکنند شاکی هستند. ما نسبت به چهارپایان مسئولیم، نسبت به پرندهها مسئولیم، نسبت به فاحشهها مسئولیم، نسبت به بیحجابها مسئولیم، نسبت به مریضها مسئولیم.
مسئولیت در قبال همه اقشار جامعه
نسبت به کفار مسئولیم، نسبت به معتادها مسئول هستیم. اینطوری نیست که اگر اینها هستند، اگر اینها اینطوری در جامعه ما هستند ما کوتاهی کردیم. ما به آنها غذا ندادیم، ما به آنها خوراک ندادیم. حداقل ما اتمام حجت با آنها نکردیم. یک موقع است طرف روی دنده لج است اصلاً نمیخواهد. مگر پیغمبر توانست همه را هدایت بکند؟ نه، ولی پیغمبر اتمام حجت به همه کرد. ما حداقل اتمام حجت را بکنیم. ما فقط مسئول خانواده خودمان نیستیم، مسئول فامیل خودمان نیستیم، مسئول همه مردم دنیاییم. لذا نمیتوانی بگویی بیخیال به من ربطی ندارد.
بسیج استعدادها و انرژیها
شب و روز انسان باید فکر بکند و نقشه بریزد. شب و روز باید استعدادهای خودش، انرژیهای خودش و دیگران را بسیج بکند. نه فقط خودش، بلکه دیگران را باید استعدادهایشان را بسیج بکند. اینجاست که وقتی انسان سرش را گذاشت زمین و مُرد، حالا مادرش فاطمه زهرا، چه صحنه قشنگی است. رسول خدا، امیر المؤمنین، حسنین، بقیه میآیند بالای سرش با شیرینی با لبخند به آن میگویند خدا قوت بارک الله. ولی اگر انسان بیخیال باشد و بمیرد اصلاً چهره خندانی از آنطرف نمیبیند. اصلاً استقبال خوبی از آن نمیشود.
مسئولیت در قبال زیرمجموعههای ولایی
آن سمت، آدم مُفتخور، تکخور، خودمحور، خودخواه، تنبل و بیحوصله، در اثر تنبلیها، و بیحوصلگیها دهها، صدها و هزاران نفر آلوده شدند. لذا انسان همیشه نسبت به زیرمجموعههای ولایی خودش چه میخواهد همسرش باشد. مرد زیرمجموعه زن است از نظر ولایی، و زن پیغمبر فرمود زیرمجموعه مرد است. بچهها زیرمجموعه پدر و مادر هستند. فامیل زیرمجموعه ماست. ادارهای که در آن کار میکنیم زیرمجموعه ماست. ما نمیتوانیم بیخیال باشیم. میگوید ما با دین مردم چکار داریم؟ عیسی به دین خود موسی به دین خود. ما با کارمندمان چکار داریم؟
نمیشود یک مدیر با کارمندش کار نداشته باشد. نمیشود یک مدیر با مراجعین خودش کار نداشته باشد. با زیرمجموعه خودش کار نداشته باشد. اصلاً همچین چیزی ما نداریم. مگر میشود یک نفر دارد میرود در آتش و ما بگوییم به ما ربطی ندارد و یک نفر دارد به انحراف میرود و ما بگوییم به ما ربطی ندارد. جاده را دارد اشتباه میرود باید بروی به آن بگویی اشتباه داری میروی مسیر اینطرف است (فَإنَّکُم مَسئُولُونَ حَتّی عَنِ البَقاءِ وَ البَهائِم) نه آدمها. ما نسبت به مُردهها هم مسئولیم. اولین دعا (اللهم أدخل علی أهل القبور السرور) آنهایی که رفتند منتظر شمایند، چشم به راه شما هستند. نمیتوانی بگویی به من ربطی ندارد.
کمک به اهل برزخ و رسیدن به مقام رحمانیت
آنها در برزخ زندگی میکنند و نیاز به کمک تو دارند. به آنها کمک کن. دستشان از دنیا کوتاه است. دنیا هم فقط سازنده آخرت است. پس از دنیایت به آنها هدیه بده و بسازشان. صدها، هزاران نفر و میلیونها انسان را در برزخ نجات بده. اینطوری است که شبیه الله میشوی. اینطوری که تو غفور و کریم میشوی. اینطوری است که تو به رحمت میرسی و رحمان و رحیم میشوی. احساس مسئولیت نسبت به همه مخلوقات خدا و همه نظام الهی. دعاهای مخصوصی ما در این زمینه داریم. به دعاها مراجعه کنید.
دعای عالیه المضامین و وسعت دید انسان
شما وقتی میروی زیارت امام رضا گفتم عالیه المضامین را بخوانید. میگوید خدایا پدرم، مادرم، همسرانم، فرزندم، عموهایم، خالاتی، خالههایم، عمههایم، داییهایم، همه را میگوید. بعد میگوید فک و فامیلها، دوستان، مؤمنین، مؤمنات، کسانی که من از آنها حرفی یاد گرفتم. کسانی که شاگردهای من بودم اهل الشرق و الغرب، شرق و غرب عالم هر کس هست. آنهایی که از اینجا دستشان کوتاه است. خدایا همهشان را در این عبادت من شریک کن. هر دعایی که من در این حرم کردم خدایا خیرش را به آنها هم برسان و خدایا (اشرِکنی فی أدعِیَتِهِم) من هم شریک کن در دعای آنها.
آن همان قاعدهای هست که گفتم یک نفر معادل همه است. ما همهمان چند نفریم؟ یک نفریم. با بدن جدایمان کردند بدنمان فقط و الا این نباشد دیگر تعددی معنا ندارد. به تو روح میدهد. این دعای عالیه المضامین انسان را از خدا تا ماده میکشاند. انسان که مسئول شد ارتباط برقرار میکند. یک موقع آدم شب مینشیند در رختخواب است میگوید خدایا دوستت دارم. همه مخلوقاتت را دوست دارم. انبیاء، صدیقین، شهداء، صالحین، بندگانت، زمین، فرشتهها، عوالم دیگر، جنها، خدایا من سنگها را دوست دارم. خدایا من میخواهم همین الان تو را شاد کنم و میخواهم همه بندگانت را شاد کنم.
ذکر ویژه و گسترش شخصیت انسان
ببین در خواب خوابیده ده تا، بیست تا، سی تا، پنجاه تا صلوات میفرستد. میگوید خدایا این صلوات را برای شاد کردن تو میفرستم که تو از من شاد بشوی، شاد بشوی از هدیه من. تو صلوات را دوست داری و فقط به تو نه به همه انبیاء، صدیقین، شهداء، صالحین، به همه اموات، مؤمنین، مؤمنات، مسلمین، مسلمات، بدوارثان، اگر کافری هم به این از آن میرسد جاهلی بوده هر کسی که به آن میرسد گیاهان، حیوانات، به سنگها. خدایا همه را من برای هر کس خودت میخواهی. اینطوری است که انسان شخصیتش از الله تا ماده در همه جا حضور پیدا میکند. یک دعای خیلی ویژهای در این اردو همین مکان در همین سالن ما یاد دادیم به عزیزان. بعضی از عزیزان آمدند یک ذکر خیلی مخصوصی هست که یاد دادیم به شما و گفتیم که این را گنج نگه دارید.
یک گنج بسیار بزرگی است هر چند میدانستم خیلیها اکثر قریب به اتفاق آن را نگه نمیدارند. خیرات و برکات زیادی در آن ذکر بود. یک قسمتش نگاه کنید شما چکار میکند این ذکر با آدم (سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أکبر عَلی کُلِّ نِعمَۀٍ أنعَمَ بِها عَلَیَ) خدایا تسبیح تحمید تحلیل و تکبیرت میکنم به اندازه هر نعمتی که به من دادی. (و عَلی کُلِّ نِعمَۀٍ أنعَمَ بِها عَلَیَ وَ عَلی کُلِّ أحَدٍ مِن خَلقِک) به هر بندهای که هر نعمتی دادی من برای همه نعمتهایی که به بندههایت دادی تسبیحت میکنم، تحمیدت میکنم، تحلیلت میکنم و تکبیرت میکنم. نه فقط به من، من کسی هستم که تو هر نعمتی را به هر کسی بدهی من ذوقزده هستم.
من خوشحالم. من اگر دیگران شاد باشند، آرام باشند، لذت ببرند، خوشبخت بشوند، خوشبخت هستم و لذت میبرم. چطوری؟ (مِمَّن کانَ أو یَکونُ إلی یَومُ القِیامَۀ) از زمانی که تو خدایی کردی، زمان ندارد گفتیم الله وجود مطلق آغاز ندارد. از زمانی که تو خدایی کردی (إلی یوم القیامۀ) هر چه که تو ظهور داشتی من برای تکتک این ظهورات تو، آدم اینطوری چه میشود، من برای تکتک این نعمتها و ظهورات کنار هر کدام از اینها نشستم و میگویم (سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله أکبر).
شکستن حصارهای خودمحوری و خودخواهی
آدمی که اسلام دارد تربیت میکند از خدایی خدا تا قیامت استمرار دارد. میگوید من با الان و خودم کاری ندارم. با مردم الان کاری ندارم. تو از وقتی که خدایی کردی با تو هستم خدایا، الله اکبر، اسلام چه دارد تربیت میکند؟ میگوید خدایا عاشقتم از هر وقتی که بودی. که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی. من 50 سالهام است 40 سالهام است اما نه من کجا 40 سال 50 سالهام است. من از وقتی که تو خدایی کردی بودم و تا وقتی خدایی میکنی هستم. من بینهایت هستم. من جاودانه هستم. یک آدمی که این ذکر را میگوید و میگوید (و عَلی کُلِّ نِعمَۀٍ أنعَمَ بِها عَلَیَ) نه (وَ عَلی کُلِّ أحَدٍ مِن خَلقِک مِمَّن کانَ أو یَکونُ إلی یَومُ القِیامَۀ) این آدم دیگر حسود نمیشود.
این آدم هر لذتی هر نعمتی، این آدم اصلاً تکخور نمیتواند باشد. این آدم اصلاً نمیتواند از تکخوریهای خودش لذت ببرد. این آدم وقتی که دارد خودش لذت میبرد کوفتش میشود اگر به کسی نرسد. این آدم نمیتواند بگوید انحصار داشته باشد در نعمتهایش، فقط مال من، فقط برای من. انحصارطلبی در هر نعمتی، مادی و معنوی، عاطفی و غیر عاطفی انحصارطلبی حیوانیت، خودخواهی، حسادت، خودشیفتگی است. نه، برای همه، این آدم دیگر حسود نمیتواند باشد. این آدم دیگر بیخیال نمیتواند باشد. این آدم مسئول است.
مقام انسان مسئول در قیامت
لذا این آدم وقتی که محشور میشود جزء شئونات ربوبی محشور میشود. اصلاً خدا این را دیگر نمیتواند به عنوان یک آدم مسئولش بکند، محشورش بکند و از آن سؤال بکند. این اصلاً دیگر یک آدم نیست. این شده جزء اسماء الهی، شده جزء عُمال الهی، بالاتر از فرشتههای الهی نشسته چون خیرش به فرشتهها هم میرسد این آدم. این آدم 30 سال 40 سال 50 سال عمر کرده تمام فرشتههای خدا را حال داده. این آدم خیلی ثروتمند میشود در این فرهنگ. یک کسی هست که توانسته از خدا تا ماده را شاد بکند. خدا با این بنده چکار کند؟ چه به آن بگوید؟ چه به آن بدهد؟ چطوری با آن رفتار کند؟
ما باید حصارهای خودمحوری، خودخواهی، خودمحدودبینی، اینها همه را باید بشکنیم. خدا تا تو از قوای بینهایتی که خدا به تو داده بینهایت استفاده نکنی بینهایت نمیشوی. ما بیشتر آفریده شدیم، بزرگتر، اما معلوم نیست برتر باشیم. چه بسا با گدایی بمیریم، فشار قبر داشته باشیم. چون همهاش محدود نگاه کردیم. تمام فشار قبرها، زحمتها، زجرها، بدبختیها، و عذابها به محدود نگاه کردن است. خدا رحمت کند میرزا را، من آن موقعها نمیفهمیدم اوائل کار بود. بعداً دیدم این چه روح بزرگی دارد. چقدر انبساط در این مرد وجود داشت. یک موقع دیدم پادشاه بود بلند شد از جایی که سخنرانی میکرد.
همینطوری که عبایش هم روی دوشش بود داشت رد میشد من رفتم ببوسمش. همینطوری بغلش کردم بوسیدمش. بعد دیدم یک آقایی آمد به او گفت آقا میرزا یک استخاره میگیرید؟ گفت بله، گفت همه داشتند نگاه میکردند، قرآن دستش گرفت گفت همهتان نیت کنید یک استخاره برای همه، چه کسی میفهمد یعنی چی. همه نیت کنید هر کس استخاره میخواهد نیت کند، قابل فهم نیست. ما اصلاً این کارها را نمیفهمیم. آدم دیگر از زمین در میآید، از خانهشان در میآید. دیگر یک حیوان نیست. شوهر کسی نیست. زن کسی نیست. پدر کسی نیست. برادر کسی نیست.
مقام عند ملیک مقتدر
این اصلاً در زمین زندگی نمیکند. این حتی در برزخ هم نیست و حتی در بهشت هم دیگر نیست این آدم. این آدم رفته نشسته کنار اهل بیت خانواده آسمانی، پیش خانم فاطمه زهرا نشسته زیر چادر اهل بیت پیش خدا. حالا از آنجا دارد برای بندگان خدا فکر میکند و تصمیم میگیرد. برای خلق الله دارد تصمیم میگیرد. برای ما سوی الله دارد. فکر میکند و تصمیم میگیرد. اسلام یعنی این، این اسلام ناب است. تا شما با این فرمولها و قواعد آشنا نشوید نمیدانید چرا امام فرمود ما غم همه مظلومان عالم را میخوریم و چرا آیت الله بهجت (ره) فرمود من اگر برای مسلمانها و شیعیان دعا نکنم برای چینیها و غیر مسلمانها دعا میکنم.
این یک زن نیست یک مرد نیست دیگر یک نفر نیست اصلاً. اسلام انسان را طوری تربیت میکند که جزء شئون ربوبی میشود. برای همین هم وقتی که بزرگ میشود در نامه عملش این آدم به تقدیر میلیاردها انسان زندگی کرده. یک تقدیر ندارد. یک قدری داشته باشد این شخص صدایم کرده این هم محصولش است بیایید بنویسید بدهید کف دستش برود برای خودش یا بهشت یا هر جای دیگر. اصلاً اینطور نیست. این آدم تقدیر میلیونها و میلیاردها بالاتر از اینها از زمین که نه برو در همه عوالم تقدیر همه اینها را میریزد در خودش و وقتی این آدم محشور میشود.
خدا میگوید ببین تو یک کسی بودی که شاد کردی من را، تا حیوانات، تا جنها، تا فرشتهها، تا انسانها، تا مُردهها، خیرت به همه رسید، خب حالا چی؟ میگوید بایست در صحنه قیامت هر کس را میخواهی بردار ببر بهشت. خدا میگوید بعضی از اینها که این نوع چیزهایی که من میگویم را در خودشان به فعلیت رساندند خدا به آنها میگوید در صحنه قیامت اصلاً نایست. شما که نباید بروید در صحنه قیامت. شما بیایید کنار پیش خود ما بایستید بگذارید به حساب و کتاب خلایق برسند. لذا میگوید دنبال اینها وقتی میگردند در قیامت نیستند اصلاً نمیبینندشان.
در بهشت هم دنبالشان میگردند در بهشت هم نیستند. تمام شده قیامت رفته همه کارهایش انجام شده. یکدفعه میبینند سروکله آقا پیدا شد سروکله خانم پیدا شد. کجا بودی؟ اصلاً تو آنجا نبودی؟ قرآن ببینید چقدر قشنگ میگوید دیوانه میکند انسان را (فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ) من در نشیمنگاه راستی. (و یثبت لی قدم) راستگویی با امام زمان خالی نبستن. اگر میگویی یارت هستم بایست. اگر میگویی (إنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارَبَکُم) راست بگویی راست گفتم پایش ایستادم به هر قیمتی. میگوید من در نشیمنگاه صدق (عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ) نزد پادشاه مقتدر آنجا پیش خدا نشسته بودم.
پیش خدا بودم وقت نکردم بیایم قیامت، بهشت برای این آدمها مقام نیست. بهشت خانهشان است. عرض کردم بهشت خانه مؤمنین است مقامش نیست. برویم حالا در خانهمان سر بزنیم. خدا گفت بهشتیها دلتنگت هستند. همسرانت دلتنگت هستند. دوستانت دلتنگت هستند. برو یک سری به آنها بزن. اینجا خانهاش است، جای خودش کجاست؟ قرآن است (عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ) این آیات اصلاً شرابی است آدم وقتی با یک صدای خوش بخصوص وقتی میشنود (إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ) در آن بهشتها و نهرها هستند اما کجا؟ (فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ) این مقامش پیش خداست. رفیق خود خداست. این خدا وقتی نگاهش میکرده از صبح تا شب میدیده این میخواهد ادای من را در بیاورد. این دلش مثل من برای همه مخلوقاتم میسوزد. این به فکر همه مخلوقات من هست. این اصلاً یک لحظه نمیتواند محبت الله و ما سوی الله را از دلش بیرون بکند. این اصلاً هیچ وقت در چنبره مسائل شخصی خودش گیر نمیکند. این به کینه نمیافتد. این به غیبت نمیافتد. این به حسادت نمیافتد. این به بدخواهی نمیافتد. این به محدودیت نمیافتد. این به خودشیفتگی نمیافتد. این دچار عجب و خودبرتربینی اصلاً نمیشود. همه اینها مال خود نشناسی است. یک کسی که خودش را میشناسد و میداند کجا میتواند قرار بگیرد اصلاً پایینتر از آن قرار نمیگیرد. خدایا به حق محمد و آل محمد ما را به خودمان بشناسان.