فهرست مطالب
Toggleسلام علیکم و رحمه الله. اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، اولیای الهی، مراجع عظام، علما شهدای اسلام و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
اهمیت انفاق در راه خدا
خب ما بحثمان در سبک زندگی فاطمی و معارف فاطمی سلام الله علیها درباره سه راهکار خیلی خیلی مهم برای یک زندگی طیب و پیش برنده بود که آخرین مطلب درباره انفاق در راه خدا بود. اهمیتش را، جایگاهش را و آثار انفاق را مفصلاً در این جلساتی که داشتیم خدمت عزیزان عرض کردیم و آنچه که مهم هست این هست که روح ما یک روح فاطمی باشد؛ یعنی انفاق را، بخشش را در همه ابعاد وجودی یک سبک زندگی بدانیم. در ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی از انفاق لذت ببریم. کسی که از انفاق دردش میآید، بدش میآید، میترسد، این هنوز آن ایمانی که باید به خدا داشته باشد را ندارد. باید واقعاً در ایمان خودش شک کند. خدا این همه آثار شگفت از نظر مادی خیر و برکت و از نظر معنوی دنیایی و آخرتی برای انفاق ذکر کرده و بعضیها هنوز ترس دارند که انفاق بکنند. این مال شرایط عادی هست. یک موقع از شرایط، شرایط عادی نیست. مثل الان که شرایط انفاق در جنگ آخرالزمان قرار داریم. ما انفاق برای ما از اوجب واجبات است؛ یعنی همه باید در جهاد مالی در همه ابعاد شرکت بکنند. به خصوص در جهات مالی و توجه به اینکه خب خواهر و برادران ما دارند جانشان را، خانهشان را از دست میدهند، منزلشان را دارند از دست میدهند، از نظر شرایط آن هم در این هوای سرد، از نظر شرایط اقتصادی، مادی، پوشاک، لباس، مسکن و همه چیز. فرزندان اهل بیت همه چیزشان از دست دادند. دارند روز به روز کشته میدهند و کسی که زندگی عادی را برای خودش بپسندد و مشارکت نداشته باشد در کمک به این عزیزان، واقعاً باید در ایمانش و در انسانیتش تردید کرد که هنوز تصمیم نگرفته، هنوز زندگی، زندگی عادی هست. کسی که الان وضعیت جهادی هست و زندگی او زندگی عادی هست این باید حتماً تردید بکند در ایمانش. چون شما هر جای قرآن نگاه بکنید یکی از دو یا سه شرط اصلی را انفاق میداند خداوند. انفاق هم برای کم کردن زندگی ما، مال ما نیست، برای افزایش خدا برای ما قرار داده؛ یعنی خداوند زندگی انفاق را واجب نکرده که ما اموالمان از چنگمان برود. این یک تصور کاملاً شیطانی هست «الشیطان یعدکم الفقر» شیطان به شما وعده فقر میدهد وقتی میخواهد انفاق بکنید. میگوید که خودت چی! پس بدبخت میشوی، بیچاره میشوی. حالا شاید بعداً خودمان لازم باشد، زندگی خودمان. این خیلی وحشتناک هست که انسان این ترس و اضطرابها را کنار خدا داشته باشد. خیلی شرم آور است که انسان کنار خدا از انفاق بترسد در حالی که خدا میگوید من انفاق واجب کردم برای نمو اموال شما، برای رشد اموال شما. این چه حماقتی هست که انسان ترس داشته باشد کنار خدا از انفاق اموالش و لذت نبرد ازش، بترسد. من گاهی وقتها میبینم البته خانمها معمولاً شجاعتر هستند از آقایان در این کار ولی میبینم خیلی وقتها آقایان مانع میشوند. خانم میگوید بابا این اموال خودم هست، دلم میخواهد الان از اموال خودم برای آخرتم برای جهاد فی سبیل الله؛ یعنی مرد جلویش را میگیرد. این خیلی فاجعه است یک آدم اینقدر کوچک باشد و اینقدر قسی القلب باشد یا بعضی وقتها خانمها این خساست و بخل را به خرج میدهند. این هم خیلی بد است که مرد بخواهد انفاق بکند و زنها مانع بشوند و نق و غر بزنند برای این کار و این باعث میشود زندگی انسان جسمی و روحی، مادی و معنوی پر از نکبت بشود، پر از آسیبها و حوادث وحشتناک بشود و مهم این هست که ما از آنچه که خدا میگوید لذت ببریم؛ یعنی با عشق، با لذت، با کیف، با آمادگی کامل هدیه مان را تقدیم به خداوند تبارک و تعالی بکنیم. هدیه دادن با کراهت، با بی اخلاصی، با چیزهای دیگر نمیخورد. ما بحثمان درباره انفاق تمام شده.
شرایط انفاق
امروز میخواهم برایتان بعضی از شرایط انفاق را بگویم که دیگر بحث را تمام کنیم. انشالله وارد بحث جدیدی بشویم. یک صلوات محضر مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
۱. مسلمان و مؤمن بودن
اولین شرط که در قرآن آمده مسلمان بودن و مومن بودن هست. قرآن برای پذیرش انفاق این را شرط میداند «آمنوا بالله و رسوله و انفقوا من ما جعلکم مستخلفین فالذین آمنوا منکم و انفقوا لهم اجرا کبیر» چقدر روان، زیبا، قشنگ به ما خداوند حرف میزند. سخنش آدم باید بگیرد همه وجودش و به قلبش بکند این کار را. ایمان بیاورید به خدا و رسولش و از آن چیزی که ما شما را خلیفه خودمان در آن قرار دادیم انفاق کنید. دقت کنید. خدا دارد باهات حرف میزند. میگوید تو قرار است شبیه من بشوی، من رب توأم، روح بینهایت را در تو قرار دادم تا تو عاشق من بشوی و عاشق شبیه شدن به من باشی. من مربیات هستم. مگر میشود یک کسی عاشق شبیه شدن به مربیاش نباشد. اگر کسی دوست ندارد شبیه خدا بشود، این قلبش پر از جهنم هست، پر از نکبت و نفهمی هست. یک کسی نخواهد شبیه خدا بشود، رشد بکند، خلیفه بشود، میگوید من از مالی که شما را خلیفه خودم قرار دادم در آن شما را «مما جعلکم مستخلفین فی» خدا شما را خلیفه خودش، جانشین خودش در آن اموال قرار داده. اموال مال تو نیست. هیچیش مال تو نیست. خودت هم مال خودت نیستی. جانت هم مال خودت نیست. وجودت هم مال خود نیست. همه اش عاریه هست. خداوند میگوید اینی که من به شما عاریه دادم از آن چیزی که خودم به شما دادم از آن در راه خدا انفاق بکنید. بعد میفرماید اگر کسی این کار را بکند خب کسانی که ایمان میآورند از بین شما «منکم»، «منکم» یعنی چی؟ یعنی چی؟ منکم یک ذره درد دارد یعنی از میان شما آدم فکر میکند خب یعنی چی؟ خب از میان شما هرکس ایمان بیاورد و انفاق بکند، اجر کبیر دارد. کبیر اندازهاش را ما نمیفهمیم. کبیر یک بینهایتی است که ما اصلاً درکی ازش نمیتوانیم داشته باشیم. خدا کل این دنیا را میگوید کالا، هیچی نیست. وقتی یک چیزی خدا بگوید کبیر است، ته ندارد، خیلی مهم است. اجر کبیر ولی میگوید: «منکم»، «منکم» یعنی همه تان این کار را نمیکنید. همه تان به این حرفهای من ایمان نمیآورید، ترس دارید، اضطراب دارید. قساوت قلب داری، در انفاق اموالتان تردید در شما هست، تزلزل در شما هست، کنار من امنیت و آرامش. «آمنوا» یعنی که آدم کنار خود امنیت داشته باشد. کسی که با وجود خدا آدم مضطربی هست، آدم حسودی هست، کنار خدا، کنار خدا آدم متزلزل هست، کنار خدا آدمی است که به پوچی کشیده میشود، به داغونی کشیده میشود، به ترس و ناامیدی کشیده میشود، پس قلبش امنیت ندارد هنوز کنار خدا. کسی که با گناه میخواهد رزقش را به دست بیاورد، امنیت ندارد پیش خدا. کسی که با معصیت دنبال تأمین با بدجنسی با بی اخلاقی دنبال تأمین نیازهای دنیایش هست. امنیت ندارد پیش خدا؛ اما کسی که کنار خدا آرامش داشته باشد نیازی به کار بد و زشت نیست، نیازی به گناه ندارد. ترس ندارد از انفاقش. آن کنار خدا خیلی آرام است. «آمنوا» خیلی حرف قشنگی هست.
خب این ۵ آیه ۷ سوره حدید بود. بعد در جای دیگر میفرماید که «ما منعم ان تقبل منهم نفقات رسوله» سوره توبه آیه ۵۳ چه چیز باعث نشد که خدا انفاق آنها را نپذیرد مگر اینکه کافر بودند به خدا و رسولش. کافر اصلاً نمیتواند انفاق درستی انجام بدهد. کافر اگر خیریه هم بزند برای نفس خودشان خیریه را میزند. برای خدا نیست؛ یعنی باز پای نفسانیت و پای عنانیت خودش در بین است. دقت کنید. رحمت در کارش نیست. ممکن است دلسوزیهای حیوانی داشته باشد. حیوانات هم دلسوزی دارند. حیوانات مهربانیهایشان خیلی وقتها از خیلی از میلیونها انسان مهربانتر هستند. حیوانات ولی این دلسوزی هست فقط. دلسوزی با رحمت بینهایت تفاوت دارد. مهربانی با رحمت خیلی متفاوت هست؛ ولی خودخواهی در آن هست. منیت در آن هست؛ یعنی اگر این کار هم میکند، میگوید دلم سوخت بلکه دلم نسوزد اگر دل خودم نسوزد این کار را بکنم بلکه باز هم پای خودش وسط هست؛ یعنی آن عشق خدا، فی سبیل الله بودن در کار نیست. لذا خدا بگوید من اصلاً از کافر هیچی نمیپذیرم.
۲. اخلاص و قصد قربت
دومین خصوصیت این هست که اگر کسی مومن هست حالا آن کافر هیچی، مومنین، مومنین اگر میخواهند انفاق بکنند قرآن میفرماید چیه؟ باید ریاکاری نکنند، برای خودنمایی نکنند، واقعاً برای خدا و با اخلاص انجام بدهند، به قصد قربت برای خدا داشته باشند و به عشق خدا این کار را انجام بدهند. خب «و ما آتتم من زکات ….هم المضعفون» ببینید میفرماید که آن چیزهایی که شما انفاق میکنید و دنبال این هستید که عشق خدا را جذب بکنید. کلمه مستحب یعنی چی؟ مستحب این کار مستحب هست یعنی طلب عشق در آن میشود. طلب حب است. میخواهی بگو طرف را راضیش بکنی دلش را به دست بیاری براش هزینه مستحب یعنی همین دیگر حالا یک کسی میخواهد انفاق بکند «تریدون وجه الله» میخواهید چهره خدا را بخواهید، جلب توجه خدا را بکنید به خودتان. میخواهی خدا به تو توجه بکند. انفاق بکنید تا محبوب خدا بشوید. میگوید آنهایی که شما انفاق میکنید «و تریدون» میخواهید که رضای خدا به وجه خدا را دنبال رضای خدا هستید. «فعالائکه هم المضعفون» خوب دقت کنید سوره روم آیه ۳۹ اینها هستند که خدا چند برابر در دنیا به آنها میدهد. چند برابر تو دنیا بهشون میدهد. گفتیم دیگر چند برابرش آیاتش را قبلاً خواندیم ۱ تا ۷۰۰ برابر خدا برکت میدهد به آدم میگوید ولی عشق خدا باش دنبال خودت رضایت خودت نه دنبال عشقت به خدا، به رضای تو دارم میدهم به عشق تو دارم میدهم این را. باز هست. مطالب دیگری هست که خیلی هایشان برایتان خواندم سوره نسا آیه ۱۱۴ سوره لیل آیه ۱۸ عذرخواهی میکنم سوره لیل آیه ۱۸ باز حدید ۱۱ اینها هست دیگر حالا من آدرس میدهم که این نشانه روایت از عزیزان میخواهند یادداشت میکنم بعضی از عزیزان برای خودشان مراجعه بکنند. پس این هم دو مورد.
۳. پرهیز از منت و آزار
سومین مورد این هست که وقتی داری انفاق میکنی، آزار و اذیت نکنی. دیدید بعضیها برای زن و بچهشان هم هزینه میکنند یا یک خانمی برای شوهرش کاری میکند یک عالم منت و حقارت دارد. این خوب نیست. منت نذاری سر کسی، با عشق این کار را انجام بدهی، بعد هم دیگر تمام بشود، تمام، تحقیر نکنید در انفاقت کسی را. اذیت نکنید کسی را «الذین یفقون اموالهم فی سبیل الله ثم لا یتبونا از لهم اجرهم عند ربهم» خیلی عظمت دارد این آیه «ولا خوف علیهم ولاهم یحزنون» بعضی عزیزان چرا میگوید مومن علامتش آرامش و شادی هست، اینجاست. شما چندین آیه در قرآن داریم که وقتی میخواهد اندازه ایمان یک نفر را بگیرید، اندازه ایمان را با آرامش و شادی یک نفر میگیرند، نه با مقدار نماز و حجاب و روزه و نمیدانم حج رفتن و اینجور چیزها. ما الان آدم داریم حافظ قرآن هم هستند پژمرده و افسردهاند آرامش دارند نه شادن قاری قرآن، مداح هست، نمیدانم، مسجدی حاج آقاست، چندین بار رفته نه آدم آرامی هست، نه آدم شادی هست. قرآن میگوید: اگر کسانی که اینجوری هستند در راه ما «لا خوف علیهم» نه اضطراب دارند «لایحزنون» غمی هم ندارند، نه دنیا نه آخرت، نه دنیا نه آخرت «الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله ثم لا یتبعون» ببینید دنبال این کاری که دارند انجام میدهند «ما انفق» منت نمیگذارند اذیتم نمیکنند. نه منت میگذارند اذیت میکنند یعنی آن اصطلاح قشنگ اینجاست که وقتی انفاق میکنند دست راست که میدهد دست چپ متوجه نمیشود. نه تنها منت نمیگذارند، منت هم میکشند دیگر. تشکر هم باید کرد از فقرا که میپذیرند هدیه را. چون با آن وسیله تو را به خدا میرساند. تشکر کن از این کسی که در این هدیه را میپذیرد، انفاق شما را میپذیرد. چون با این تو را به اوج ثروت دنیایی و آخرتی و همه جوره تو را تقویتت میکند. خیر دنیا و آخرت داری با این آدم باید تشکر کند کسی که از آدم پول بگیرد آدم را برساند به خیر دنیا و آخرت از آدم پول بگیرد گناهان آدم بخشیده بشود، از آدم پول بگیرد آدم به تقرب خدا برسد. از آدم پول بگیرد نکبتها بیماریها مشکلات دیگر زندگی انسان برطرف بشود. خب این خیلی خوبه دیگر. باید خوشحال باشد نه که منت بگذارد وقتی منت میگذاری این دیگر خیلی وحشتناک میشود این کار. کسی که سر زنش سر شوهرش سر بچههاش سر خانوادهاش سر دوستانش منت بگذارد به خاطر انفاقهاش این بسیار خشن هست، بسیار خشن این کار. این خشونت برمیگردد در زندگی دنیایی و آخرتی خود آدم. برمیگردد در زندگیها، این آیه را که برایتان خواندم، آیه 269 سوره بقره، «لاخوف علیهم ولاهم یحزنون»، ترسی دارند نه غمی دارند باز نگاه کنید آدم حسابیها را خدا اینجوری حرف میزند با آنها «یا ایها الذین آمنوا» ای مومنین خیلی شرافت یعنی آدمها چون خدا در قرآن غیر مومن را انسان نمیداند. غیر مومن «والعصر ان الانسان لفی الا الذین آمنوا» فقط مومنین خسران ندارد و اهل عمل صالح و تواصی به حق و تواصی به صبر هستند. یادمان نرود. خوب حالا یک کسی انسان هست از نظر خدا، باطن انسانی دارد حالا خدا میگوید «یا ایها الذین آمنوا» ای مومنین چقدر قشنگ هست امام صادق علیه السلام میفرماید هر وقت خدا «یا ایها الذین آمنوا» میگوید بعدش هر دستوری میدهد. خستگی آدم در میرود. اصلاً آدم به عشق اینکه تا خدا صداش کند مومن، خیلی هم لذت دارد خدا به آدم قبول کند ایمان یک نفر را بگوید: «یا ایها الذین آمنوا» ای مومن ای مومنین چقدر افتخار هست چقدر سربلندی و سرمستی دارد که خدا در بین ۸ میلیارد آدم در کره زمین تو را صدا بزند «یا ایها الذین آمنوا». چی میخواهیم از زندگی، چی از این بالاتر که خدا انسان یک جوری زندگی بکند خدا بهش بگوید «یا ایها الذین آمنوا» ای مومنین این شرافت هست، نه اینکه ما رقابتهای دنیایی و چشم هم چشمی و مسابقات و مقایسه زندگی داشته باشیم. اینها تمامش قرآن میفرماید جهنم هست. شما تا به مقایسه زندگی میافتی یا مسابقه با حرکت با هر کس فرقی نمیکند، قطعاً در جهنم گیر میکند آدم. خدا بگوید من هرگز بهشت در بهشت هم کسی را راه نمیدهم که دنبال بزرگ شدن هست. دنبال مسابقه گذاشتن با دیگران هست. اصلاً راهش نمیدهم. اگر آدم رحمان شد و رحیم میفهمد «هو انت» همه آدمها خود آن هستند. آدمی که میخواهد از بقیه جلو بزند، دقیقاً به همین اندازه احمقانه است که میگفت طرف با سایهاش کشتی گرفت، دوم شد. همین جوری هست. به همین اندازه احمقانه است که مثلاً دست باجناقم بلند شوم دست خواهرم دست داداش دست رفیقم دست همکارام روی دست اینها من بلند شوم یک چیزی ما بهتر باشد با یک چیزی جلوتر داشته باشیم یک چیزی بیشتر داشته باشد. خیلی وحشتناک هست آدمی که اینجوری است یعنی آدم رحمت در دلش نیست. نفهمیده آدم هست هنوز، نفهمیده آدم هست. حالا میخورید پشت این چه خطاب قشنگی دارد «یا ایها الذین آمنوا» مستحب هم هست آدم تا میشنود بگوید چی؟ لبیک. چی؟ میخواهد بگوید خدا «لا تبلو صدقاتکم بالمن والعذاب» صدقههایتان را با منت و اذیت باطل نکنید. چرا اینقدر صدقه و انفاق آثار شگرفی دارد که خدا میگوید؟ میفهمی داری با خودت چیکار میکنی! میفهمی داری با خودت چیکار میکنی که منت سر کسی میگذاری یا اذیت میکنید وقتی دارد انفاق میکنی اذیت میکنی. انفاق فرق نمیکند. نفقه واجب یا مستحب، هرچی که داری میدهی، خرجی میخواهم بدهم به زن و بچه ولی خون زن و بچه را توی شیشه میکند تا خرید کند برای خانه شان یعنی همه را به غلط کردن و اذیت و اینها میاندازند تا یک چیزی برای زنش بخرد. ده دفعه زن بگوید: لباس ندارم چادر ندارم نمیدانم الان در خانه این را نداریم. در خانه این را نداریم در خانه این را نداریم این آقا یک تکون بخورد به خودش یک تکانی بدهد. مرد این نیست این اصلاً. عین نامردی هست. مرد کسی است که اجازه نمیدهد بهش بگویند چی میخواهد در خانه مرد یعنی یک کسی که بزرگ کریم هست، میفهمد زن و بچه امانت خدا دست میفهمد زن و بچه مال خودش نیست. امانتهای خدا میفرمایید شوهرش امانت خداست دستش. میگوید تو حتی شوهرت هم دوست نداری زنت هم دوست نداری حق نداری اذیتش بکنی به هیچ وجه، حتی دوستش نداری. حرام است اگر حتی دوسش نداری اذیتش کنی. امانت خداست دستت هست. همسرت خانواده همسرت اینها یک موقع خدا نکرده انسان سنگین بد تند زشت با بیاخلاقی بد اخلاقی رفتار نکند موقعی با کسی در خانواده. این باید زنش ده دفعه بهش بگوید که آقا این را نداریم این را نداریم این را نداریم آن را نداریم. این را میخواهیم. حالا باشد حالا باشد. یک موقع هست آدم واقعاً ندارد. خب حالا باشد معذرت خواهی بکنید باشد. خدا رحمت کند آقای یادش بخیر روحش شاد اینجا برای همه مان صحبت میکرد روح پرفتوح همه علما مراجع که زحمت کشیدند دانشمندان کسانی که دین را تا اینجا دست ما رساندند. برای شادی روح همه آنها یک صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه.
میگفت هیچ وقت نگوید. باشد چشم، در اولین فرصت انشالله. یک موقع نداری خب نداری. وقتی داری اجازه نداری کسی بهت چیزی بگوید. شما هماهنگی امیرالمومنین حضرت زهرا را نگاه کنید برای ما درس است دیگر. حضرت زهرا من هیچ وقت از علی چیزی نخواستم که اذیت بشود یک خجالت بکشد. آن از آن طرف یک زن مراقبه یک مرد هم از این طرف باید مراقب باشد دائما سوال کند چیزی کم و کسر نیست چیزی لازم نیست خودش تشخیص میدهد زودتر اقدام بکند «یا ایها الذین آمنوا لا تبلو صدقات» خرابش نکنید دیگر. این کار را داری میکنی. احمقی آن آدمی هست که هم دوپینگ میکند هم آخر میرسد به زرنگ بازی همچین آدمی هم دوپینگ کردم هم آخرش رسیده. اینقدر این کار احمقانه است این آدم کاری بکند بعد منت بگذارد سر دیگران به روی کسی بیاورد. باز آیات دیگر است که من دیگر حالا از خواندن اینها صرف نظر میکنم.
۴. پاکی و حلال بودن مال
برویم سراغ چهارمین مورد. چهارمین مورد میگوید مالی که میخواهید به بقیه بدهید اول پاکش بکنید، حلالش کنید. مال خمس نداده، مالی که مال خودت نیست قاطی دارد مال حرام و قاطی و شبه ناک اینها انفاق نکنید مالتان اول حلال کنید از مال حلال خود خمسش را بده حلالش کن بعد تازه شروع کن انفاق کردن. حالا بعضیها خمس هم نمیدهند اصلاً خیلی وحشتناک است. سال خمسی ندارند. اصلاً کارخانه دارد سال خمسی ندارد شرکت دارد کارخانه درآمد دارد کار تجاری دارد ولی لقمه حرام را میخورند به زن و بچه با هزار تا تبعات دیگرش. دامن خودش را میگیرد. هزار جور فساد در زندگیش میآید. اول لقمت را پاک کن. زندگیت را حلال کن. چرا میترسی که خمس بدهی! چرا میترسی زکات بدهی! خدا کنارت ایستاده میگوید تو از مال من بده خدایا آن مالی که بهت امانت دادم بده تو، من جاش به بیشتر برمیگردانم. کنار خدا آدم اینقدر ترس و لرز داشته باشد و امساک و خساست داشته باشد، خیلی وحشتناک است. شخصیت شخصیت تنفر انگیزی هست، شخصیت آدم خسیس هست. آدمی که برای خدایی که اموال را بهش داده و جان را بهش داده و رزق را بهش دادم باز قیافه میگیرد. برای خدا هم انجام نمیدهد. خیلی وحشتناک است. این کار آدمی که عاشق خداست عبد خداست، کیف میکند سال خمسیش میآید، لذت میبرد بیشتر از خمسش هم میدهد. بیشتر از خمسش هم میدهد. یک مهندسی از این جوانمردها و اهل جهادی و اینها خوب میآید برای فعالیتهای مهدوی برای فعالیت امام زمان برای کارهای اینجوری کمک میکند. بعد یک موقع من بهش گفتم که این پولهایی که تو داری میدهی من زندگی تو را دیدم از خمس خیلی بیشتر است. بهش گفتم از خمس خیلی بیشتر است. این پولهایی که تو میدهی گفت خب خمس یعنی که من یک یک پنجم بدهم ولی نه من درآمدم خیلی زیاد هست. آن که برای زندگیام لازم هست برمیدارم، بقیه اش را میدهم به خدا. هرچی باشد دیگر. آن یک مقداری لازم زن و بچه داریم زندگیمان را اداره میکنیم. اضافه را نگه نمیدارم هیچ وقت. هر چی هست میدهم. زندگی این همینجوری فوران دارد چون میدهد هی خدا بیشتر بهش میدهد دیگر میگوید آره یک کسی خمسش خدا میگوید خمسه بده کافیه خمس را بده خمسه این میگوید نه من خمس چرا بدهم. وقتی معشوقم میتوانم بهش بیشتر بدهم، خب قرب بیشتری داشته باشم، درجات بیشتری داشته باشم. برای چی باید بگذارم. کی میخواهد بخورد این را، کی میخواهد بخورد.
«یا ایها الذین آمنوا انفقوا من تبطلوا صدقاتکم» ۲۶۷ سوره بقره. ای مومنین انفاق کنید اما از مال پاکی که کسب کردید طیبات مال حرام نه، قاطی نه، مالت را پاک کن حالا انفاق کن. زشت هست آدم میخواهد برای خدا انفاق بکند، بیاید مال کثیف و آلوده و خمس نداده را بگوید حالا. اول مالت را پاک کن بعد انفاق کن. حماقت نکنید که این فایده ندارد. بعضیها حماقت میکنند. میگویند من که دارم بیشتر میدهم. بیشتر از خمس بده. اول خمس را بده خمس باید بوده دست مجتهدا مجتهد دست مرجع تقلیده دست ولی فقیه دست امامت برسد، آن باید در مصالح مردم مصرف کند. مال آن هست، مال تو نیست. خمس را رد کن برود، نمیخواهد ۳۰% ۵۰% بدی ولی درست بده این کار را. مالت را حلال کن باز هم نمیفهمد.
یک بنده خدایی بود دزدی میرفت میکرد بعد پخش میکرد بین فقرا. امام صادق علیهالسلام فرمودند چرا این کار را میکنی گفت: خب خدا مگر نمیگوید گناه را یک دونه بنویسد، ثواب ۱۰ تا. گفت چرا. دزدی میکنم یک گناه، بعد به فقرا میدهم ۱۰ برابر دیگر میارزد که. جدی میگفت. امام صادق امام صادق فرمود: مگر نخوانده آیه قرآن درسته آن هم در قرآن هست ولی خدا فرمود قرآن فرمود: «انما یتقبل الله من المتقین» خدا از اهل تقوا قبول میکند. در هابیل و قابیل داستان همین بود دیگر. در هابیل و قابیل داستان همین بود که خدا خواست هدیه بدهند. قابیل برداشت یک چیز بنجلی داد حالا البته بحث حلال و حرام نبود آن. یک بحث دیگرست که حالا در مورد بعدی دارم میگویم مورد پنجم.
۵. انفاق از آنچه دوست دارید
در مورد پنجم این به هابیل و قابیل بیشتر میخورد. میفرماید وقتی میخواهید انفاق کنید یک چیزی که دوستش دارید بدهید. خوشت نمیآید، بیا بگذار الان لباسهایم را همه را دیگر از شرشان راحت شوم، در راه خدا بدهم. باشد.. این هم یک ثوابی دارد بالاخره. خیلی خوب هست که انسان مازاد اموالش را نگه ندارد. خیلی ارزش دارد. اصلاً این روحیه که انسان خودش را مسلح کند، وقتی وارد خانه میشود هیچی را اضافه در خانه نگه ندارد. خوراکی برنج غذا نگذارد. بعضی وقتها اینقدر غذا را نگه میدارد تا خراب میشود در یخچال. بابا در غذا الان چی. این همه آدم بودند که بخورند این غذا را نگه میداری در خانه وقتی کسی هست بخورد. آدم زیرک کسی است که در خانه دارد راه میرود همینجوری قفسه کتاباش را نگاه میکند. در خانه یک جلد کتاب اضافه نگه ندارد. یک جلد کتاب اضافه نگه ندارد. هم خودم را آزاد میکند. نفس میکشد انسان. مثل بدن. خدا لعنت کند صهیونیست به جهانی را که ما را آمدند سرطان را در ما زیاد کردند. ببینید ما چند تا چیز را از ما گرفتند، سرطانها بیماریها در جامعه مسلمانها بالا رفت. در خود ما. یکی کیسه کشیدن. یکی کیسه کشیدن یکی از بهترین وسیلههای سالم بودن هست که اینها اصلاً ما گرفتن کیسه نمیکشد. مگر کسی الان قدیم اگر هنوز عمومی باشد یک جایی چیزی بکشد. در حالی که این چقدر باعث میشود بدن سالم بماند و بیماری نگیرد. دیگر سنگ پا زدن. یکی نوره کشیدن این همه سفارش معصومین آقا نوره بکشید بدنتان را. حجامت پیامبر میفرماید: من هر آسمانی رفتم پیغمبری به من سفارشی کرد آسمان هفتم که داشتم برمیگشتم فرشتهها آمدند گفتند که به امت سفارش کند حجامت بکنند. حجامت چقدر بیماریهای ما را دفع میکند. بدن چقدر نفس میکشد. با این سنگ پا کشیدن کیسه کشیدن حجامت کردن بدن نفس میکشد. بیماری دیگر نماند در این بدن. الان شما نگاه کنید این عفونتهای بدن ما چه جوری از بدن ما بیرون میآید. وقتی ما نه حجامت میکنیم نه کیسه میکشیم نه سنگ پا میکشیم نه نوره، عفونتها کجا میرود؟ این چرکها کجا میرود؟ اینها کجاست در بدن؟ اینها تبدیل میشود انواع سرطان و بیماریها و بدبختیهایی که میآید مشکلات درست میکند برای ما. انفاق مازاد اموال و رد کردن یعنی نفس کشیدن یعنی تا یک چیزی میآید به خانه هر چی هر چیزی؛ هدیه دادن یک چیزی آمد در خانه خوراکی یا چیز دیگر نگو خب حالا بگذارم برای بعداً. بعداً کجا بود. چه بعدنی چه تضمینی ردش کن برود. کسی که این روزی را فرستاده برایت را، بالاترش را میدهد. آدم زیرک کسی است که هیچی را اضافه نگه نمیدارد. هیچی را. این باعث میشود مالش جانش زندگی اش تنفس بکند. سالم تر میماند. خیر و برکت بیشتری دارد. همیشه تازهتر است این زندگی. این زندگی این نشاط بیشتری دارد این هم خوبه آدم اضافهها را رد کند؛ اما قرآن چی میگوید ما مادرمان حضرت زهرا وقتی میخواست انفاق کند چی را انفاق کرد لباس عروسیش را داد بچه این مادریم دیگر. داریم سر درس این مادر داریم الان این کلاس به خاطر فرمایش ایشان که از دنیایتان سه چیز را انتخاب کردم. خب لباس دیگری هم داشت میتوانست بده به آن فقیر. فقیرم خوشحال میشد ولی لباس عروسی داد. نو را داد. لذا قرآن میفرماید چیه «لن تنال البره حتی تنفق مما تحبون». هیچ وقت به بر به نیکی به آن رحمت به آن زیبایی نمیرسید مگر اینکه از چیزی که خوشتان میآید انفاق کنید. آن چیزی که دوستش دارید را برای خدا بگذار. زشت هست جلو خدا. چون به آدمها که ما نمیدانیم که ما داریم هدیه به خدا میکنیم. این توهم و شرک در ذهن ما هست که من دارم به این آدم دارم کمک میکنم به این به این فقیر، اصلاً این خطرناک هست. روایتش را خواندیم دیگر. شما آیاتش هم به شما گفتم شما وقتی به دست خدا برسد. اصلاً ما با مردم ما سر کار نداریم که اصلاً آدم موحد کسی را نمیبیند سر راهش که دست خدا را میبیند. یک دست خداست. الان در دست خدا هدیه بگذاری چی میخواهی بگذاری؟ دست دوم بدهم دست خدا. آن بهترین را، قشنگترین را انتخاب کن بده طرف مقابل. این منیت این خساست این شرک این شکها این تردیدها باعث میشود ما وقتی میخواهیم انفاق کنیم خرابش بکنیم «حتی تنفقوا مما تحبون» آن را که دوست داری بده. آن که دوست داری بده. این مادران فلسطینی را نگاه کنید. مردان فلسطینی را نگاه کنید. لبنانیها را نگاه کنید. چی را دارند در راه خدا میدهند. بچههای مرد تیکه تیکه شدن جلوی خودش فریاد میزند خدایا تو بدان که ما از تو راضی هستیم نه شکایتی نه گلهای. زن فلسطینی را نگاه کنید. میآید بچههایش همه از دنیا رفتند همه شهید شدن بعد کل هم میکشد. میگوید من خدا را شاکرم همه به من تبریک بگویید که خدا از من اینها را پذیرفته. بیاید به من تبریک بگویید. دیدید دیگر یکی دو تا هم نبودند. یکی دوتا همه شان همینطور هستند. کل میکشد و میگوید دو تا نوه دیگر هم دارم. با افتخار اینها را میدهم. دیروز دیدید همسر این شهید عزیزمان از نیروی انتظامی چه سخنرانی بلند و برجستهای کرد. گفت نتانیاهای احمق بداند؛ آن نتانیاهوی بیشعور و جنایتکار بداند من حتی توقع نداشتم جنازه شوهرم برگردد. حتی اصلاً هم ابایی ندارم از اینکه این بچه کوچکم را بچههایم را هدیه کنم به خدا، بدهم دم تیغ اسرائیل. ببینید این هم مادر است. از آنچه که دوست دارید. جون آدم جان بچهاش، عزیزترین کسانش. آن وقت کسانی دارند آن کار را میکنند عزیزترین چیزهایشان را میدهند بعد خانم میگوید میخواهم یک دونه انگشترم را یک دونه یک چیزی از اموال خودم را بدهم برای همین مجاهدین، همسرم نمیگذارد. فکر کنید این آدم این آدم باید چیه اسمش را گذاشت یا کسی خودش مال دارد میخواهد بدهد و توش هی من به وجود میآید. هنوز اضطراب دارد ترس دارد. در ایران دیدید چه زنها صف کشیدن برای طلا دادن. به این صدق میگوید. آن خانم را دیدید که میگفت میخواستم سالها بود بروم کربلا پول نداشتم پول را جمع کردم آمدم برم کربلا دیدم لبنانیها واجبتر هستند بردم دادم برای آنها. گفتم خدایا تو که میدانی من میخواستم، امام حسین تو بپذیر از من کربلا را ولی تو میدانی الان اینها واجبترند. گفت شب خواب دیدم سید حسن بود و یکی دیگر حاج قاسم مثل اینکه، آمدند بازدیدم آمدند دیدنم این دو تا شخصیت همین دوتا بودند – اگر اشتباه هست از من هست، اگر دقیق نیست یادم نیست، گفت کربلا بودی، آمدیم بهت زیارتت قبول باشد. از آن چیزی که خوشتان میآید دوست دارید. ۱۰ دفعه حج رفتی دیگر بس است دیگر چه خبره. میخواهم بروم عمره. الان وقت عمره رفتن هست! یا کارهای مستحبی! الان واجبات ماندند! بچههای امام زمان ماندند، رزمندهها ماندند، بچههایشان نوامیسشان بعد بفهمد که پول را کجا خرج بکند، دارایی اش را کجا هزینه بکند.
و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.