معارف فاطمی – جلسه 018

متن کامل جلسه

سبک زندگی فاطمی: انفاق و جهاد در راه خدا

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین، من الان الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

بحثمان در سبک زندگی فاطمی و معارف فاطمی درباره انفاق بود که حضرت فرمود: من از دنیای شما سه چیز را انتخاب کردم. یکی قرائت قرآن، یکی نگاه به چهره رسول خدا و یکی هم انفاق در راه خدا. یک مکتب است. انفاق یک سبک زندگی است که تمام موانع را برمی‌دارد. همه خیرات را هم جذب می‌کند. امروز چون قول داده بودم برایتان آیات ۱۰ و ۱۱ سوره صف را بخوانم، می‌خواهم این دو آیه را کاملاً با هم خوب کار بکنیم. هر چند فکر نمی‌کنم در یک جلسه بتوانیم این آیات را همه ابعادش بررسی کنیم. احتیاج داریم دو جلسه یا سه جلسه داریم.

جایگاه و مهندسی آیات ۱۰ و ۱۱ سوره صف در قرآن

اول از این جایگاه و مهندسی این دو آیه را در قرآن من برای شما بگویم. چون شما وقتی یک آیه را مطالعه می‌کنید، باید توجه داشته باشید که این آیه اطرافش چه خبر است. گاهی وقت‌ها اطرافش چیزهایی هست که ما اصلاً نمی‌فهمیم یا مربوط هم نیست. گاهی وقت‌ها چرا – جغرافیایی‌اش در صفحه آیات آن سوره مهم است که کجا قرار دارد. قبل از این دو آیه ما دو آیه دیگر داریم که آیه ۸ و ۹ است. خواهش می‌کنم خوب دقت کنید. چون خیلی عظمت دارد وقتی که شما آن دو آیه را خوب بفهمید بعد بیایید سراغ این دو آیه که قرار است ما کار بکنیم. در آن دو آیه قبل که زمینه است برای این دو آیه، می‌فرماید که «یریدون لیطفوا نورالله بافواهم والله متم نوره و لو کره الکافرون» کافرین می‌خواهند مانع نور خدا بشوند و نور خدا با دهانشان خاموش کنند. دقت کنید چی دارد می‌گوید. نور خدا را می‌خواهند با دهانشان خاموش کنند؛ اما خدا این نور را حتماً به اتمام می‌رساند. «ولوه کره الکافرون» حتی اگر کافرین نخواهند. در روایت داریم: «نورالله المهدی علیه السلام» آقا امام زمان علیه السلام است. کفار هر جوری هست می‌خواهند جلوی ظهور مهدی و ظهور منجی را بگیرند و به خیال خودشان با دهانشان می‌توانند این نور الهی را خاموش کنند. اما خدا نور خودش را کامل خواهد. بالاتر از کامل فرمود: «متم نوره» تمام خواهد کرد. تمام از کامل بالاتر است. تمام خواهد کرد یعنی به اوجش خودش می‌رساند این نور را، حتی اگر کافران نخواهند. دقت کنید آیه راجع به چی بود. راجع به حضرت مهدی است که کفار می‌خواهند نگذارند ظهور کند این نور و خداوند بالاخره نور خودش را کامل و تمام خواهد کرد.

آیه بعدی این است که با آن آشنایی بیشتری داری. «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق و لو کره مشرکون» اوست کسی که پیامبرش را با دین حق فرستاد، تا بر همه ادیان غلبه کند حتی اگر مشرکین نخواهند. یعنی پیامبر آمده تا دینش جهانی شود. به امام صادق علیه السلام عرض کردند: آقا پس چرا نشد؟ مگر خدا نمی‌خواهد آمده برای اینکه دینش جهانی شود. پس چرا جهانی نشد؟ امام صادق چی فرمود؟ فرمود: اوست که دین خدا را جهانی می‌کند. قبلاً هم عرض کردم. مسلمان‌ها، شیعیان، اهل سنت، حتی وهابی‌ها، همه فرق اسلامی قبول دارند که مهدی پسر حسین بن علی یک زمانی به عنوان منجی ظهور خواهد کرد. جالب است که شما بدانید ما بزرگان ادیان دیگر هم این اعتراف کردند. یعنی آنها هم همین مهدی را قبول دارند. اسم‌هایش متفاوت است. حضرت مهدی ۳۰۰ اسم در ادیان آسمانی و غیر آسمانی دارد. اسم مشترک هم دارد. یعنی شما هیچ موضوع مشترکی به این بزرگی در بین همه ادیان آسمانی و غیر آسمانی که همه می‌گویند منجی قرار است بیاید و این منجی این شخص است.

پس این منجی قرار است بیاید جهان را بگیرد. قرار است بیاید نجات بدهد کل جهان را، همه هم قبولش دارند. همه می‌گویند قرار است بیاید. امام صادق فرمود: مهدی ما این کار را می‌کند. یعنی او می‌آید و این دین را جهانی می‌کند. بعد فرمود: ولو کره مشرکون. حتی اگر مشرکون نخواهند. آنجا فرمود: «و لو کره الکافرون» اینجا فرمود: «و لو کره المشرکون» پس در ۸ فرمود کافرون. در ۹ فرمود چی؟ مشرکون. پس کافرون و مشرکون نمی‌خواهد مهدی بیاید. کراهت دارند که این دین جهانی بشود. این دین پیروز بشود.

راهکار جهانی شدن دین و موفقیت منجی

این را فرمود. بعد حالا سوال این است که چه جوری این دین جهانی می‌شود؟ چه جوری خدا نورش تمام خواهد کرد. چگونه این منجی موفق خواهد بود؟ این را دقت کردید چی شد پس. این زمینه را دارد می‌گوید. حالا می‌آید آیه ۱۰ و ۱۱ که من به شما وعده کرده بودم. در واقع آیه ۱۰ و ۱۱ به ما می‌گوید چه جوری این منجی موفق می‌شود. چه جوری دین خدا جهانی می‌شود. چه جوری دینی که پیامبر آورده بر همه ادیان غلبه خواهد کرد. راهکارش دارد به ما می‌گوید. راهکارش همان است که حضرت زهرا به عنوان یک سبک زندگی برای ما معرفی می‌کند. می‌گوید من این را می‌پسندم. می‌فرماید چی؟ می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا» ای کسانی که ایمان آوردید. چقدر قشنگ است. یعنی خطاب بسیار فاخر است. شما وقتی که در مراحل چهارگانه پایینی یکی را صدا می‌کنی می‌گویی این آدم خیلی ثروتمند است. حالا این ثروتمند چی می‌شود اسمش را گذاشت معلوم نیست. یا این مثلاً در بعد گیاهی اسم یک نفر را صدا می‌کنی. این قهرمان جهان است. قهرمان جهان که داری می‌گویی مال کدام بعد شخص است؟ بعد گیاهی‌اش. چون مثلاً توانسته یک وزنه را بزند، یک مسیری را بدود. مسیری را بپرد. طولی، عرضی، وزنه‌ای بلند کند. گلی بزند. می‌گوییم این قهرمان جهان است. در بخش حیوانی چی صدا می‌کنیم افراد را؟ در بخش حیوانی؟ می‌گوییم خانم آقا، با اینها صدا می‌کنیم افراد را. آقا مثلاً، اسمشان را صدا می‌کنیم. یا مثلاً می‌گوییم پادشاه، رئیس جمهور، وزیر، نماینده مجلس، استاندار، فرماندار، علی احضرت، اینها بخش‌های حیوانی دیگر است. چون مقام جزو کمالات حیوانی است. در بخش عقلی افراد را چی صدا می‌کنیم؟ وقتی می‌خواهیم صدا کنیم افراد را چه اسمی رویشان می‌گذاریم؟ می‌گوییم دکتر، آقای دکتر، آقای مهندس. علم دارد دیگر. مثلاً این متخصص هست، می‌گوییم سوپروایزر است. می‌گوییم دکتر هست. می‌گوییم این مهندس است. می‌گوییم این … خدا با این بخش‌ها کاری ندارد. خدا می‌آید در بخش انسانی اسم انسانی روی شما می‌گذارد. یعنی با شرافت انسانی و لقب انسانی شما را صدا می‌کند. «یا ایها الذین» چقدر قشنگ است. چقدر افتخار است خدا این جوری یک نفر را صدا کند. « یا ایها الذین آمنوا» چون گفتیم در قرآن فقط مومن انسان است و باطن انسانی دارد. «والعصر ان الانسان لفی خسر» هیچ کس دیگر انسان نیست. «الا الذین آمنوا» مگر کسی که واقعاً ایمان داشته باشد و اهل عمل صالح باشد. غیر از آن انسان نیست. حالا مومن لفظ انسانی انسان است. یعنی یک کسی بخش انسانی‌اش بالغ شده فعال شده، افتاده در مسیر انسانیت، باطن انسانی پیدا کرده. حالا خدا دارد آدم‌ها را خطاب می‌کند. خوب دقت کنید. دارد با آدم‌ها حرف می‌زند. «یا ایها الذین آمنوا» ای مومنین، چقدر زیباست این نحوه حرف زدنش. برای همین مستحب است وقتی انسان به این آیات می‌رسد که یا ایها الذین آمنوا بگوید چی؟ لبیک. بگوید لبیک. چقدر شیرین است این.

تجارت نجات‌بخش: ایمان و جهاد

پس خطاب، خطاب به انسان‌هایی حقیقی است. «هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم» می‌خواهید یک تجارت به شما راهنمایی کنم یک تجارت را به شما. خدا دارد می‌گوید. آی مومنین می‌خواهید یک تجارت به شما معرفی کنم که شما را از عذاب الیم نجات تان بدهد. چه در دنیا چه در آخرت. می‌خواهید یک کاری کنم که نجات پیدا کنید. تجارت به شما یاد بدهم. تجارت است. یعنی می‌خواهد تجارتی که خدا می‌گوید یعنی چی هست؟ یعنی اوج سود است. در تجارت ایمانی انسان سرمایه را از کجا می‌گیرد؟ چون برای تجارت ما به چی احتیاج داریم؟ سرمایه لازم داریم. سرمایه را از کی می‌گیریم؟ از خود خدا. از خود خدا می‌گیریم ولی با یک سود بی‌نهایت به ما برمی‌گرداند. سرمایه می‌گیریم من به شما سود بی‌نهایت می‌دهم. بی‌نهایت سود می‌دهم. بعد در این راه مصرفش کنید. خب چکار کنید؟ ۱) اول از این ایمان بیاورید. خودت که گفتی ما مومنیم. مگر نگفتی «یا ایها الذین آمنوا» پس چرا دوباره می‌گویید تومنون بالله. ایمان بیاورید به خدا؟ جوابش چیست؟ می‌گوید آهای مومنین. ما که مومنین. پس چی می‌گویی ایمان بیاورید. یا یک جایی دیگر فرمود یا ایها الذین آمنوا. چی؟ آمِنوا. ایمان بیاورید. برای اینکه ایمان یک کمال دارای درجه است. مثل اینکه الان یک نفر رفته ورزشکار شده. کاراته دارد کار می‌کند. تکواندو کار می‌کند. کنفو کار می‌کند. این از روز اول که دارد می‌رود، ورزشکار تکواندوکار می‌شود. یک موقع کمربند زرد است. یک بار قهوه‌ای است. یکبار مشکی است. مشکی هم هست باز همین جوری بالا می‌آید. می‌شود دان یک دان ۲ دان ۳ می‌رود تا بالاتر. دان ۱۰. ایمان هم همین جوری است. مثل مراتب، کمالات پایینی مراتب دارد. یعنی در یک مرتبه آدم نمی‌ماند. درجه دارد ایمان. پس وقتی می‌گوید ای کسانی که ایمان آوردید ایمان بیاورید، می‌خواهد شما را دعوت کند به یک درجات بالاتر، حالا راهنمایی چه جوری می‌کند؟ تومنون بالله، ایمان بیاورید به خدا، این آیه چند بود؟ آیه ۱۰. آیه ۱۱ «تومنون بالله». پس آیه ۱۰ سوال است. ای کسانی که ایمان آوردید آیا می‌خواهید شما را به یک تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات بدهد؟ ایمان بیاورید به خدا «و رسوله» و رسولش «و تجاهدون فی سبیل الله باموالهم و انفسهم» در راه خدا با اموالتان و جانتان جهاد کنید. در راه خدا. یعنی به عشق معشوق تان و اله تان اهل جهاد مالی باشید. اهل جهاد جانی باشید. این تجارت بزرگی است. مالتان و جانتان را به عشق خدا وسط بیاورید، خدا هم یک برکت نامحدود به شما می‌دهد. اهل مجاهده باشید. اول اینکه فعل مضارع بکار برده. «تومنون، تجاهدون» قبلاً هم توضیح دادیم. وقتی می‌گویید: «تومنون و تجاهدون» یعنی فعل مضارع است استمرار است یعنی همیشه اهل ایمان و اهل جهاد باشید. با چی؟ با اموالتان و جانتان. روح جهاد مهم است که داشته باشید. با مال هر چه می‌توانید از اموالتان در راه خدا مصرف بکنید و با جانتان. «تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسهم».

برتری زندگی جهادی و پاداش آن

«ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون» این برای شما خیلی بهتر است اگر بفهمید. اگر بدانید این برای شما بهتر است. یعنی زندگی که در آن انسان رنگ جهاد ندارد، چه جهاد مالی چه جهاد جانی، جهاد جانی شما از بدنت می‌گذری، از سلامتی‌ات می‌گذری، از آسایشت می‌گذری، گرما، سرما، سلامتی، امنیت، از اینها باید فدا کنیم در جهاد. در جهاد مالی باید از مالت بگذری، مال را زحمت کشیدی، حالا می‌گوید بده برای خدا بده برای معشوقت مصرفش کن، غیر از این انسانی که اهل جهاد نیست، قبلاً هم پیامبر فرمود: منافق از دنیا می‌رود. راست نمی‌گوید. نمی‌توانی به خدا بگویی من عاشقتم، دوست دارم، اله من هستی تو، ولی اهل جهاد نباشد انسان. یک منافق دروغگوست. جهاد با مال و جان نشانه صدق ایمان و عشق یک نفر به خداوند است. چون وقتی شما مال و جان را می‌دهی چی را به دست می‌آوری؟ معشوقت را. حیات جاودانه‌ات را به دست می‌آوری. عزت دنیا، افتخار دنیا، امنیت. آثاری که یک جهاد دارد خیلی است. پیشرفت، این آثار دنیایی‌اش است. آثار ابدی هم این است که خود خدا را به دست می‌آوری. ببینید امام حسین به خدا چی می‌فرماید. پیغمبر فرمود: «ان الله یحب ان یرئک قتیل». خدا می‌خواهد تو را کشته ببیند. ببینید چهارده معصوم و سیزده تا همه شهید می‌شوند، همه شهید هستند. ولی به امام حسین فرمود: تو شهید اهل بیتی. یک چیز دیگر است این. مجاهده، اهل جهاد بودن، زندگی جهادی یک ارزش دیگری دارد. بعد خداوند نفع ما را می‌خواهد، خداوند ماها که خودمان را ابدی می‌بیند، ما را با همان نگاه دوست دارد، از تولد تا مرگ بیشتر ترجیح می‌دهیم سودهای دنیایی را می‌بینیم، خدا چون ما را بی‌نهایت دوست دارد و همان جوری هم ما را نگاه می‌کند، من خدا دارم می‌گویم این جوری زندگی کردن بهتر است تا زندگی رفاه طلبانه آسایش طلبانه. الان در همین قضیه اربعین من چقدر شاهد بودم آدم‌ها می‌خواستند اربعین بروند، می‌گفتند گرم است، کی آنجا می‌رود با ۵۰ درجه، چه کسی می‌رود راهپیمایی، بعد آنجا می‌بینی طرف دو تا پا ندارد آمده. فلج است، با یک پا، اصلاً پا ندارد با ویلچر آمده. در همین موکب نجف ما، تعریف کردند مدیران موکب، گفتند یک پیرمردی از کرمان آمده بود با واکر. واکر می‌دانید یعنی چی. یک پیرمرد ۸۰، ۹۰ سالش. آن وقت اینجا آسایش طلب می‌گوید گرم است آنجا، باید راه برویم، سخت است، تشنه مان می‌شود، حالا آنجا تشنه مان هم نمی‌شود. همه چیز هست. چقدر آدم من سراغ دارم یک زیارت اربعین یک جهاد جهانی و امام زمانی است. زیارت مستحبی هم نیست. قبلاً هم توضیح دادیم در مباحث، اربعین زیارت مستحبی نیست. با بهانه‌های مختلف در رفتند. آسایش طلبی یعنی این، رفاه طلبی یعنی این. آنکه سختی می‌خرد خیلی عاقل است. او عاشق هم هست. هم عاقل است هم عاشق. حضرت امیرالمؤمنین چی فرمود؟ «المحب لله یحب تعبا فی الله» آن کس که عاشق خداست، خستگی را خیلی دوست دارد برای خدا، گرمایی ۵۰ درجه جبهه، مجروح شده دوباره می‌رود. آقا تو مجروح شدی، شرعاً فقها خدا هیچ کس از تو توقع ندارد. می‌گوید من نه. دستش قطع می‌شود دوباره می‌آید. پایش قطع می‌شود دوباره می‌آید. دو تا چشمش را از دست داده، دوبار می‌آید. اینها چه جوری هستند. کجا می‌آید الان. گرم است. اینجا ۵۰ درجه، کولری نیست، پنکه‌ای نیست. اصلاً کلاً عاشق خستگی را دوست دارد. آن کسی که رفاه طلب است عاشق نیست. کسی که رفاه طلب است، دروغ می‌گوید من عاشقم. دو تا از شاگردهای ما در موکب ما آمده بودند. مادرشان را آورده بودند. دو تا جوان مثلاً ۳۰ سال. گفتم خانم‌ها آن طرف است. مادران آن طرف بگذارید آقایان این طرف. گفتند نه ما نمی‌توانیم از مادرمان جدا شویم. باید از مادرمان مراقبت کنیم. یعنی این مادر را اینها تمام مدت چرخ این مادر را هل دادند آوردند تا عمود ما که عمود ۵۴۱ بود، این مادر همین جوری هل دادند اینجا آوردند. این مادر را باید ما بالا سرش باشیم. مراقبت می‌خواهد مادر ما. محب این است. محب یک کسی است که چیزی به اسم سختی، خستگی، آتش، دشمن، اسارت، می‌گوید برو زیارت امام حسین. می‌گوید آقا ما را می‌گیرند و می‌کشتند، خطر اسارت هست آنجا. گفت: برو. کشته شدن شهید می‌شوی. شکنجه هم دیدی، درجات بالایی هم دارد. خداوند می‌گوید این زندگی برای شما بهتر است. چون شما از دنیایتان می‌خواهید بگذرید، از آسایشتان می‌خواهید بگذرید، از دنیایتان بگذرید. اما چی گیرتان می‌آید؟ بعضی‌هایش را برایتان بگویم. می‌گوید: «ان کنتم تعلمون» یک عده نمی‌دانند واقعاً. آسایش طلب، رفاه طلب، روح جهاد ندارند. هیچ. «یغفر لکم ذنوبکم»؛ خدا تمام گناهانتان را می‌بخشد. یغفر. «یغفر» یعنی آثارش از بین می‌رود. یغفر خیلی قشنگ است. گفتیم. مغفرت غیر از عفو است. شما می‌گویی الهی العفو، یکبار می‌گویی: استغفرالله. مغفرت خیلی بالاست. «یغفر لکم ذنوبکم و جنات تجری من تحتها الانهار» شما را وارد بهشت‌هایی می‌کند که یک بهشت هم نه. بهشت‌ها، بهشت‌هایی که می‌کند نهرها زیر آن جاری است. «و مساکن طیبه» خانه‌های پاک. این خانه‌ها را ما قبلاً اوصافش را خواندیم در همین کلاس برایتان. یک دانه‌اش از کره زمین بالاتر است. یک دانه‌اش این مادر شهید خاطراتش دیدید. می‌گفت من شهیدم در خواب من برد یک جایی در بهشت، خانه را تشریح می‌کند که یک آجر طلا، یک آجر نقره، این در روایت هم دقیقاً همین جوری است. «فی جنات عدن» آن بالا گفتیم که جنات. اینجا برای چی می‌گویی؟ نه. می‌گوید جنات عدن. قبلاً اگر یادتان باشد در بهشت توضیح دادیم که عدن کجای بهشت است. عدن، یک جایی مخصوص است در بهشت. یک جایی بهشت خاصی است. بعد حالا خدا می‌گوید چی. آخرش مهم است. اینها را رها نکن. «ذلک فوز عظیم» عظیم. دنیا با همه این چیزهایی که دارید می‌بینید که خیلی عظمت دارد. خدا می‌گوید یک بازیچه است. ولی آن را می‌گوید عظیم است. رستگاری عظیم. ابدی است. شوخی نیست. یکی از لذاتی که هیچ وقت تمام نمی‌شود و ما به ته اش نمی‌رسیم لذت فکر در ابدیت است. یعنی بهشتی‌ها در بهشت هر چی که دارند، یک طرف است، ولی این تفکر که من هیچ وقت از اینجا بیرون نمی‌روم، تمام نمی‌شود، یک چیز دیگر است داستانش و این چیزی است که خیلی وقت‌ها شیطان تلاش می‌کند شیطان صفت‌ها این را فراموش کنیم ما در مقابل دین داریمان یک رستگاری جاودانه داریم. یک رستگاری ابدی داریم. این ترجمه آیه بود. حالا من خیلی به تفسیر آیه نپرداختم. چون بحثی که می‌گویم بحث مهمی است. بحث‌های کلیدی‌تر هست که می‌خواهم بگویم. اینکه آقا ایمان بدون عمل بدون جهاد مالی و جهاد جانی صداقت درش نیست. کسی که روح جهاد ندارد، چه مالی و چه جانی به خودش دارد آسیب می‌زند. صدق که شما در زیارت عاشورا هم می‌خواهید دیگر. بیست تا مقام در زیارت عاشورا به امام حسین مقامات را سفارش می‌دهی. این را می‌خواهم، این را می‌خواهم. ولی «ان ثیبت لی قدم صدق» راست بگویم امام حسین «ثبت لی قدم صدق». اصلاً راست بگوییم اینها را بخواهم واقعاً. اصلاً وقتی دارم می‌گوییم این را می‌خواهم، واقعاً راست بگویم این مقام را بخواهم. شما هزاران زیارت عاشورا خوان را که جمع کنید شاید یک نفر را پیدا کنید که از اول زیارت عاشورا تا آخر زیارت عاشورا وقتی دارد با امام حسین حرف می‌زند، راست بگوید. یعنی امام حسین بگوید آره این فرزندم راست می‌گوید. وقتی می‌خواهد به مقام من برسد، راست بگوید. می‌خواهد واقعاً به مقام من برسد. «ان یبلغنی المقام» می‌خواهم برسم. اینکه می‌گوید: «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره» این واقعاً تمام تلاشش این است که دنیا و آخرت با ما باشد. این، این جوری نیست که فردا بگویند برویم سفر خارج، تمام دینش را کنار بگذار، حجاب، دین تمام ناموسش را همه کنار بگذار مثل خیلی‌ها. برود همه چیز را کنار بگذارد. چون خارج است ولش کن. دین و نماز و همه چیز را کنار بگذاریم. با یک پیشنهاد دنیایی همه چیز را رها بکند. این اصلاً این جوری نیست. این واقعاً در دنیا ارزش دنیا را برایش همین است که من فقط بتوانم از دنیا برای همزیستی در کنار خانواده آسمانی کنار خانواده آسمانی‌ام در دنیا و آخرت ازش استفاده بکنم. چیز دیگری نمی‌خواهم. اصلاً کار دیگری ندارم. می‌خواهم کنار خانواده‌ام باشم، می‌خواهم کنار بابام امیرالمؤمنین باشم. کنار مادرم فاطمه زهرا زندگی کنم. نمی‌خواهم از این‌ها جدا باشم. و واقعاً هم راست بگوید. صدق این است. صداقت این است. شما بدون عمل و بدون جهاد مالی و جانی صداقت در ایمان تان ندارید. این است که پیامبر فرمود: هر کس در عمرش جهاد نکرده باشد یا آرزوی جهاد نکرده باشد منافق از دنیا می‌رود. دروغ دارد می‌گوید. پس عمل و جهاد لازمه ایمان است. همراه ایمان است. این را ما فراموش نکنیم.

لازمه حفظ و پیشرفت دین تا ظهور منجی

نکته آخر که از همه مهمتر است، لازمه حفظ دین و پیشرفت دین تا کجا؟ دو آیه قبلی چی می‌گفت؟ تا ظهور منجی. دو آیه قبلش می‌گوید تا جهانی شدن دین. این است که شما باید اهل جهاد مالی و جانی باشید. اگر از زمان پیغمبر این دین هنوز جهانی نشده بخاطر این است که مسلمانان اهل جهاد نبودند. اگر یک اقلیتی می‌آیند، حکومت بی‌ریشه فاسق کافر حیوان صفت مثل آمریکا که همه اش ۴۰۰ سال بیشتر تاریخ ندارد، می‌تواند بیاید کشورهای اسلامی را با هزاران سال سابقه فرهنگی استثمار کند، برای این است که اینها عرضه جهاد ندارند. از دست دادند. این نصیحت خدا را گوش نکردند. اگر یک کشوری مثل ایران در دو تا یعنی شما ۱۵۷ سال قبل از انقلاب در ۱۵۷ سال قبل از انقلاب، ما دوسوم خاکمان را از دست دادیم. برای اینکه روح جهاد نداشتیم. برای اینکه ایران سه برابر الان بود که از دست دادیم. ولی از اول انقلاب تا به الان چون مردم ایران به این آیه عمل کردند یک وجب خاک را ندادیم. آن موقع یک کشور می‌آمد یک کشور را تجزیه می‌کرد. الان همه ابرقدرت‌ها به اضافه ارتجاع منطقه می‌خواهند ایران را تجزیه کنند، زورشان نمی‌رسد. شوروی و آمریکا آمدند، برای اولین بار در تاریخ همه قدرت‌ها آمدند به هم دست دادند، گفتند این کشور را باید نابودش کنیم. ابرقدرت شوروی و ابرقدرت آمریکا، چین، انگلستان، آلمان، فرانسه، کل اروپا. ما از دوران دفاع مقدس مان بیش از ۲۰ کشور اسیر داریم در جنگ. تمام ثروت‌ها، اسلحه‌ها، پیشرفته‌ترین اسلحه‌هایشان در اختیار عراق گذاشتند، پول و ثروتشان را در اختیار گذاشتند، یک وجب خاک بگیرند، این ملت روی همه دنیا را کم کرد، دست خالی. آن موقع ما یک سیم خاردار نمی‌توانستیم تولید کنیم و به ما هم نمی‌دادند. آن شهدا آن بچه‌ها همه می‌گویند جنگ ایران و عراق. نه. جنگ ایران با کل دنیا بود و ایران همه را شکست داد. دیروز یک گزارشگر تلویزیون‌های خارجی از دشمنان مان بود. گفتند شما با ایرانی می‌خواهید بجنگید که او با تمام قدرت‌های جهانی جنگیده و پیروز شده. یک کشوری که اصلاً فقیر است، نیروی نظامی درست و حسابی ندارد، ثروت ندارد، پول ندارد، امکانات ندارد، اسلحه ندارد، همه دنیا به او حمله می‌کنند، که یک وجب خاک ازش بگیرند، نمی‌توانند بگیرند. چرا؟ چون این ملت با همه ملت تاریخ فرق می‌کنند. این ملت با همه تاریخ از زمان حضرت آدم تا الان فرق می‌کنند. اینها روح جهاد دارند. اینها به چیزی که قرآن می‌گوید عمل کردند و عمل هم می‌کنند «تومنون بالله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسهم» عمل کردند به این. الان عزت دنیا را دارند. الان ایران جلوی چشم همه دنیا بزرگترین قدرت است. یک ابرقدرت شده چون به همین یک آیه عمل کرده. ظهور این جوری اتفاق می‌افتد. منجی این جوری ظهور می‌کند. شما با همین روحیه جهاد می‌توانید منجی را بیاورید، موانع ظهور حضرت را برطرف کنید. موانع ظهور مگر حضرت چی بود؟ آقا فرمود دو چیز: ۱) امنیت جانی ندارد. ۲) کسی او را نمی‌خواهد. این روحیه است که باعث می‌شود برای امام صدها میلیون لشکر دنیا در این چهل سال تربیت بشود. در داخل و خارج از کشور. چهل سال است. چهل و سه سال است ولی این معجزه اتفاق افتاد. همین یک آیه. همین نصیحتی که خدا دارد ما را می‌کند. این ملت، ملتی بودند بی‌نظیر و به این آیه عمل کردند. ایمان حقیقی به خداوند، امنیتشان را از خارج اروپا آمریکا و ابرقدرت‌ها نمی‌خواستند. امنیت شان را از خود خدا می‌گرفتند و جهاد کردند در راه خدا با اموالشان و جان‌هایشان و حالا این عزت جهانی را پیدا کردند که ابرقدرت‌ها حریف خودش که نمی‌شوند هیچی. حریف دست پرورده‌های کوچک شان مثل حماس، مثل حزب الله، مثل یمن هم نمی‌شوند. زورشان به آنها نمی‌رسد. چه برسد به ابرقدرت ایران. این در اثر چیست؟ در اثر این عمل به این آیه خداست. «تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله بالموالکم و انفسهم» تا ظهور هم تنها چیزی که ما را تا ظهور می‌برد عمل به همین یک آیه است. انفاق مالی و جانی. ببینید مادر ما حضرت زهرا چه جوری برای ما می‌گوید این محبوب‌ترین چیز برای دنیاست برای من. اگر سیزده معصوم شهید شدند و چهاردهمین ۱۱۹۰ سال آواره بود، بخاطر این بود که مسلمانان نه اهل انفاق بودند نه اهل جهاد. انفاق درست. انفاقی که جهت دار باشد. انفاقی که بتواند موانع ظهور حضرت را برطرف کند. یعنی آدم بداند پولش را کجا باید خرج بکند. برای کدام مسیر باید خرج کند کجا باید هزینه کند. اگر می‌خواهد انفاق بکند باید یک جوری انفاق بکند که بدانم جامعه‌ام دو قدم به امام زمان نزدیک می‌شوند. یک صد نفر یک میلیون نفر ده میلیون نفر با امام زمان آشنا بشوند. انفاق اگر قرار است بکند جهت دارد انفاق بکند و این که پای کار دینت باشی. فرقش را گرفتی که چی شد. فرق اینکه ما اهل جهاد باشیم با اموالمان و جانمان، می‌شود عزتی که در این ۴۵ سال به دست آوردیم. بی‌نظیر است. در طول تاریخ این وجود نداشته است. در طول تاریخ بشر یعنی از حضرت آدم تا الان وجود نداشته. همین یک آیه را کنار بگذارید شما ریشه‌دارترین دین و بهترین دین را داشته باشید، الان همین شهر ری ما هفت هزار سال حداقل سابقه فرهنگ دارد. تاریخ دارد. آن وقت یک کشوری بی‌ریشه‌ای مثل آمریکا می‌آید به همه اینها غلبه می‌کند. وقتی روح جهاد نداشته باشی، باید ذلت تحمل بکنی. باید خار باشی. آن موقع که به دشمن باج نمی‌دهی و می‌پذیری این را که من در راه خدا عاشقانه هر چی که مال و جان دارم، فدا می‌کنیم برای دین خودم و امام زمان، برای خدا. آن موقع هست که این دین و این دو آیه تحقق پیدا می‌کند. «ولو کره کافرون» «و لو کره المشرکون» این دین جلو می‌رود. الان ۴۵ سال است تمام دنیا می‌خواهند جلوی دین خدا را بگیرند. جلوی پیشرفت انقلاب را بگیرند. جلوی کشور را بگیرند. توانستند بگیرند یا نه؟ توانستند بگیرند؟ نه. طرح خاورمیانه بزرگ یادتان هست. همین الان شما در اینترنت بزن طرح خاورمیانه بزرگ، همین زمان بوش بود که حمله کردند به عراق و افغانستان ولی هدف اصلی‌شان ایران بود. کمااینکه بعداً هم با ۵۲ کشور داعشی به ایران حمله کرد. اول سوریه را گرفتند بعد عراق بعد ایران را. اصلاً همه هدف اینجا بود. چه جوری شد سوریه فتح شد، عراق فتح شده، تا نصفش. چه کسی نجات داد سوریه و عراق را. چه کسی نگذاشت که نوامیس ما دست داعشی بیفتد؟ این روحیه. جهاد در راه خدا با اموال و انفس. وقتی تو این روحیه را داشتی نه تنها می‌توانی از خودت حریمت ناموست، کشورت منافعت استقلالت عزتت شرافتت دینت دفاع بکنی بلکه می‌توانی از مسلمانان دیگر هم دفاع کنی. از غیر مسلمانان هم دفاع بکنی. خدا به تو قدرت و عزت می‌دهد. این در جواب کسانی هست که بی‌عقل در این کشور ما هستند. در دولت مردان ما در مجلس ما، در بعضی از مسئولین، هنوز دارند نق و غر می‌زنند ما چرا رفتیم به جنگ داعش در سوریه، چرا به لبنان سوریه یمن کمک کردیم. این وحشی‌گری‌های اسرائیل را ببینید که ما برای چی کمک کردیم. می‌خواستند همین بلا را سر ما بیاورند داعشی‌ها به مراتب بدتر از اسرائیل‌ها می‌خواستند سر ما بیاورند. جنایت‌هایی که داعشی‌ها کردند، درست است دست پرورده اسرائیل‌ها و آمریکایی‌ها بودند اما آنها حفظ ظاهری هم می‌کردند. اینها نه. بچه طرف را بپزند و بگویند بخورش. زنده زنده پوست شخص را بکنند. داعشی‌ها دیدید که چه جنایت‌هایی کردند. هنوز یک مشت آدم‌هایی نه ناموس سرشان می‌شود نه شرف، می‌گویند ما برای چی رفتیم به سوریه کمک کردیم، به لبنان کمک کردیم، به فلسطین کمک کردیم به یمن کمک کردیم. آخه تو اگر ناموس سرت می‌شد کشور سرت می‌شد شرافت سرت می‌شد اگر آنها می‌آمدند داخل چه اتفاقی می‌افتاد. مگر ندیدید با نوامیس مسلمانان مسیحی‌ها اینها چکار کردند! مگر ندیدید با آثار باستانی‌شان چکار کردند! مگر ندیدید با حرم‌ها چکار کردند! مگر ندیدید هنوز دارند منابع عراق و افغانستان و سوریه را دارند غارت می‌کنند. مفت دارند می‌برند. بعد هنوز در این کشور آدم‌هایی هستند که می‌گویند ما برای چی به اینها کمک می‌کردیم! ما برای چی می‌رفتیم آنجا می‌جنگیدیم. یعنی اینها عقل شرف ناموس، حیا هیچی سرشان نمی‌شود. یک چیز به این واضحی را زیر سوال می‌برند. با اینکه امنیت الانشان امنیت ناموس شان مدیون شهدای مدافع حرم هستند، و خانواده‌های آنها، باز می‌بینی علیه آنها حرف می‌زنند. آدم چقدر باید نمک نشناس، خبیث، گستاخ باشد. چقدر آدم باید گستاخ و نمک نشناس باشد. در وجودش نمک نشناسی باشد. خداوند می‌فرماید روح جهاد با اموال و انفس این همه خیرات دارد برای شخص شما، برای جامعه تان چکار می‌کند. تمام دین خدا را بر کل جهان حاکم می‌کند. هشت میلیارد آدم دیگر نجات پیدا می‌کند. دیگر منجی می‌آید. دیگر فقری وجود ندارد دیگر بیماری وجود ندارد. جهلی وجود ندارد، طلاقی وجود ندارد، دعوا و درگیری وجود ندارد، همه در صلح و آرامش در اوج رفاه مادی در اوج درجات معنوی زندگی می‌کنند. فرمول چیست؟ همین است. «اهل ادلکم» می‌خواهید راهنمایی‌تان بکنم! خداست دیگر. پس ببینید مادر ما فاطمه زهرا سلام الله علیها کجا را می‌بیند که به ما می‌گوید چی؟ می‌گوید که از دنیایتان انفاق را انتخاب کردم. انفاق یک چیز سطحی که در ذهن ماست، وقتی برخورد می‌کنیم با نیازمندان، در جیب مان می‌گردیم پول خرد پیدا کنیم نیست. انفاق سلوک است، انفاق مکتب است، انفاق حیات انسانی است اصلاً. کسی که در زندگی‌اش انفاق نیست، عفونت دنیا و آخرت می‌گیردش. نکبت دنیا و آخرت می‌آید به روحش و به همه چیزش.

من دیگر راجع به آن بخشی که در مورد بهشت و آثار اینهاست دیگر من توضیح ندادم. چون قبلاً مفصل درباره اینها توضیح دادیم. این را اگر کسی علاقمند بود خودش مراجعه کند به کتاب‌هایی که در این زمینه راهنمایی هست یا مباحث گذشته.

والحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  1. انفاق یک سبک زندگی است که تمام موانع را برمی‌دارد و همه خیرات را جذب می‌کند.

  2. کافران می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند، اما خداوند این نور را حتماً به اتمام می‌رساند، حتی اگر کافران نخواهند.

  3. نور الهی که کفار می‌خواهند مانع آن شوند، همان حضرت مهدی (عج) است که خداوند نورش را کامل و تمام خواهد کرد.

  4. خداوند پیامبرش را با دین حق فرستاد تا بر همه ادیان غلبه کند و این دین توسط مهدی (عج) جهانی خواهد شد.

  5. منجی موعود در همه ادیان آسمانی و غیر آسمانی پذیرفته شده است، هرچند با نام‌های متفاوت.

  6. خداوند با خطاب “یا ایها الذین آمنوا” انسان‌ها را با شرافت و لقب انسانی صدا می‌کند، زیرا تنها مؤمنان باطن انسانی دارند.

  7. ایمان یک کمال دارای درجه است و خداوند مؤمنان را به درجات بالاتر ایمان دعوت می‌کند.

  8. تجارت نجات‌بخش از عذاب الیم، ایمان به خدا و رسولش و جهاد در راه خدا با اموال و جان است.

  9. جهاد با مال و جان، نشانه صدق ایمان و عشق حقیقی به خداوند است.

  10. زندگی جهادی، چه مالی و چه جانی، برای انسان بسیار بهتر است؛ زیرا در آن از آسایش و رفاه می‌گذرد و به حیات جاودانه و عزت دنیا دست می‌یابد.

  11. کسی که عاشق خداست، خستگی و سختی در راه خدا را دوست دارد و رفاه‌طلب، عاشق نیست.

  12. خداوند گناهان اهل جهاد را می‌بخشد و آنها را وارد بهشت‌هایی می‌کند که رستگاری عظیم و ابدی است.

  13. ایمان بدون عمل و بدون جهاد مالی و جانی، صداقت ندارد و هر کس در عمرش جهاد نکرده یا آرزوی جهاد نداشته باشد، منافق از دنیا می‌رود.

  14. لازمه حفظ و پیشرفت دین تا ظهور منجی و جهانی شدن آن، اهل جهاد مالی و جانی بودن است.

  15. اگر مسلمانان اهل جهاد نبودند، کشورهای بی‌ریشه می‌توانستند بر کشورهای اسلامی با سابقه هزاران ساله غلبه کنند.

  16. ملت ایران با عمل به آیه “تومنون بالله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسهم” در برابر تمام قدرت‌های جهانی ایستاد و پیروز شد و عزت جهانی به دست آورد.

  17. روحیه جهاد، موانع ظهور حضرت مهدی (عج) را برطرف می‌کند و صدها میلیون لشکر برای امام تربیت می‌کند.

  18. انفاق حقیقی، تنها پول خرد دادن به نیازمندان نیست، بلکه یک سلوک، یک مکتب و حیات انسانی است که باید جهت‌دار باشد و جامعه را به امام زمان نزدیک کند.

  19. وقتی روح جهاد نداشته باشی، باید ذلت را تحمل کنی و خار باشی؛ اما با پذیرش فداکاری مال و جان در راه خدا، دین پیشرفت می‌کند.

  20. جهاد در راه خدا با اموال و جان، نه تنها از حریم، ناموس، کشور و دین دفاع می‌کند، بلکه قدرت و عزت برای دفاع از مسلمانان و حتی غیرمسلمانان را نیز به ارمغان می‌آورد.

  21. با روحیه جهاد، فقر، بیماری، جهل، طلاق و درگیری از بین می‌رود و همه در صلح، آرامش، رفاه مادی و درجات معنوی زندگی می‌کنند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه