معارف فاطمی – جلسه 003

متن کامل جلسه

سیره حضرت زهرا (س) و انتخاب سه چیز از دنیا

بحثمان درباره سیره حضرت زهرا (س) بود و ایشان فرمودند: «از دنیای شما من سه چیز را برگزیدم: اول قرائت قرآن و تلاوت قرآن.» راجع به این توضیح دادیم که آثار تلاوت چه چیزهایی هست، آثار بسیار شگفت‌انگیز و سازنده خواندن و تلاوت قرآن. عرض کردم به شرط آنکه انسان بفهمد چه می‌گوید، یعنی ما که عرب‌زبان نیستیم اگر زبانش را بلد نیستیم، ترجمه‌ها و تفاسیر را بخوانیم. بدانیم که این کتاب عظیم که با علم الهی نازل شده چقدر در هدایت و نورانیت ما اثرگذار هست، قواعد نظام خلقت، قواعد سعادت در حیطه فردی و حیطه اجتماعی را برای ما چگونه بیان می‌کند. به قدری این عظمت دارد که فرمودند: درجات بهشت با عدد آیات قرآن تنظیم شده “قیلَ، إقرأ، فَرقه” هر چقدر می‌خواهی قرآن بخوان بالا برو. آنهایی که اهل قرآن هستند، کتاب خدا را در سینه دارند، با کلام الهی انس دارند، اینها یک جایگاه بسیار بزرگی دارند و بالعکس؛ کسانی که هیچ انسی ندارند با قرآن، آن حالت کور بودن و وحشت داشتن به سراغشان می‌آید. به قدری این مهم است که در روایت داریم شیعیان ضعیفی که قرآن نمی‌دانستند از دنیا رفتند اینها وارد بهشت نمی‌توانند بشوند مگر اینکه بعد از مرگ آنها را نگه می‌دارند؛ چون گفتیم ما شش نوع تولد داریم از رحم دنیا مثل شش تولد که از رحم مادر به دنیا داریم. یکی از آن شش تولد تولدِ ضعیف است؛ یعنی چطور بچه‌ای که ضعیف است را ملحق نمی‌کنند به مادر در دستگاه یک مدت نگه می‌دارند تا این جان بگیرد اصلا بتواند به آغوش مادر برسد، شیعه‌ای که قرآن بلد نیست را به بهشت نمی‌توانند ببرند؛ یعنی ظرفیت رفتن به بهشت را ندارد. در روایت داریم که نگهش می‌دارند تا این یک فهم قرآنی پیدا کند. بعد به بهشتی‌ها ملحق شود. این معطلی هست آن رنج هست آنجا، چه خوب است انسان همینجا وقت بگذارد قرآن را یاد بگیرد که آن طرف معطل نشود. وقت بگذارد قرآن بفهمد. روزی چند آیه بخواند، بفهمد، انس بگیرد با قرآن خدا انس نداشتن خیلی وحشتناک است، وقتی انسان وارد نظام برزخی می‌شود، وارد نظام آخرتی می‌شود خیلی وحشتناک است که انسان انس نداشته باشد و خدا نکنه قرآن از انسان شاکی شود. چون قرآن شافعی است که مشفع است؛ یعنی اگر شفاعت کند شخص به بهشت می‌رود و اگر شکایت کند شخص به جهنم می‌رود، یک موقعی نشود که به یک جایی برسد که روز قیامت طبق روایت قرآن به خدا بگوید این بنده تو اصلا به من توجه نداشته است، با من قهر بود اصلا، من را در دنیا ضایع می‌کرد و اصلا با من کاری نداشت من هم الان با او کاری ندارم، خود خدا هم همینطور است می‌گوید “اتتک آیاتنا و نسیتها….” آیات ما آمد برای تو ولی تو این آیات را فراموش کردی پس امروز هم ما تو را فراموش می‌کنیم درواقع می‌خواهد بگوید حقیقت تو همان حقیقت قرآن است. این را اگر کسی بفهمد در معرفت نفس خیلی خوب است، اگر انسان می‌خواست حقیقت خود را بشناسد که من کیستم، باطن من چیست همه باید بدانند باطن ما با قرآن طراحی شده، باطن همه ما با قرآن طراحی شده و سیر ما با قرآن است، روح ما با قرآن است. بنابراین کسی که قرآن را فراموش می‌کند؛ یعنی خودش را فراموش کرده، دچار خودفراموشی هست. اگر کسی با قرآن انس نداشته باشد درواقع انگار با خودش قهر است، این قهر بودن با خودش یک ظهوری دارد در بعد از وفاتش و بعد به قیامتش این هست. لذا از این بهترین دوست، بهترین مونس، واقعا قرآن دوست خوبیست، مونس بسیار خوبی هست. انقدر مونس است که امام سجاد فرمود اگر همه زمین بمیرند و من با قرآن باشم دیگر ترس و وحشتی ندارم، انقدر قرآن مونس خوبیست. ولی انسان باید با آن دوست باشد، آشنا شود، رفیق شود. وقتی رفیق شود، بعد پیوند با آن بخورد، خیلی اتفاقات مبارکی برای انسان ایجاد می‌کند.

اهمیت تدبر در قرآن و آثار آن

من توصیه اکیدم این است که حتما در برنامه‌هایتان نوشتم که حداقل پنجاه آیه حضرت فرمود واجب است بر هر مسلمانی پنجاه آیه بخواند در روز. حالا من نوشتم پنجاه آیه بخوانید روخوانی دو آیه‌اش هم ترجمه و تفسیر نگاه کنید که بدانید چه هست. اصلا قاعده چیست، روخوانی تنهایی که به قول علی علیه السلام “لا خیر فی قرائت لا تدبر فیها” در خواندنی که در آن تدبر نیست فایده‌ای ندارد. ما یک مشت جملات عربی بخوانیم و ندانیم چیست که کاری برایمان نمی‌کند. البته قرآن نگاه کردنش هم ثواب دارد. دست گرفتنش هم ثواب دارد، روخوانی‌اش هم حتی اگر نفهمی ثواب دارد، ولی ما فقط برای ثواب که این کار را نمی‌کنیم. ما این کار را می‌کنیم که ارتقاء پیدا کنیم، شخصیتمان بزرگ شود. به آن شاخصه‌های سعادت یعنی عشق و مهربانی، آرامش و شادی برسیم انشاءالله. قرآن کتاب مهربانی، کتاب آرامش و کتاب شادی است. واقعا هرکس با قرآن انس می‌گیرد این سه تا صفت می‌آید در وجودش. قرار شد که یک آیه‌ای را بررسی کنیم درمورد قرآن، این را وعده کرده بودیم بهتان که بحث قرآن را تمام کنیم. این قسمتی که مربوط به قرائتش بود البته فقط، مربوط به معارف قرآن ما قبلا بحث‌هایی داشتیم. بعد سراغ دومین چیزی که حضرت زهرا از دنیا ما پسندیده‌اند، برویم.

نحوه صحیح قرائت قرآن و تمرکز بر کلام الهی

فقط من خواهش می‌کنم وقتی دارم آیه را می‌خوانم کاملا تمرکز بگیرید. فکر کنید این آیه الان دارد برای شما با کلام خدا نازل می‌شود. بارها من این را تأکید کردم که وقتی قرآن می‌خوانید باید حستان این باشد که خدا دارد برای شما این آیه را می‌فرستد. چون خطاب آیه شمایید دیگر با ما کار دارد و اساسا با صدای هیچ قاری‌ای و با صدای هیچکسی نخوانید قرآن را جز با صدای خود خدا؛ یعنی قشنگ حواست باشد عین پیغمبر انگار الان دارد این آیه به شما نازل می‌شود گوشتان گوش انسانی باشد و با این گوش بشنویم خیلی مزه دارد.

قرآن: موعظه، شفا، هدایت و رحمت

سوره یونس آیه 57-58: «یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ» موعظه از مربی‌تان، رب یعنی آن مالک مدبر، مربی ماست خداوند، یک موعظه از طرف مربی‌تان برایتان آمده. موعظه چکار می‌کند؟ کار موعظه چیست؟ موعظه کارش این است که دل را زنده می‌کند؛ انسان را از غفلت بیدار می‌کند، برای همین است که انسان به موعظه خیلی احتیاج دارد، موعظه مثل آبی هست که در زمین خشک جریان پیدا می‌کند، مثل آبی هست که به گیاه در حال مردن می‌رسد و آن را احیا می‌کند، برعکس فرهنگ طبیعت‌گراها و غربی‌ها که می‌گویند من را موعظه نکن من از موعظه خوشم نمی‌آید این بخش حیوانی ماست که از موعظه خوشش نمی‌آید، اما بخش انسانی به شدت به موعظه و نصیحت احتیاج دارد. اگر انسان گوش شنیدن داشته باشد. انقدر مهم است که اهل بیت اصحابشان را صدا می‌کردند می‌گفتند شماها ما را موعظه کنید، خیلی مهم است.

اهمیت پذیرش موعظه و فرار از آن

یکی از عذاب‌های روز قیامت برای آدمهایی است که علاقه به شنیدن موعظه ندارند، بدشان می‌آید از اینکه موعظه شوند، علاقه ندارند، این تنفر از موعظه مثل اینکه یک آدمی که تشنه است از آب خوشش نیاید. چه اتفاقی می‌افتد؟ نتواند آب دریافت کند، حال بدتر می‌شود دیگر، حال مثل موقعی که انسان گرسنه است به شدت ولی بدنش غذا را قبول نمی‌کند، آب را قبول نمی‌کند. این چه اتفاقی می‌افتد؟ روز به روز ضعیف‌تر می‌شود. کسی که از موعظه خوشش نمی‌آید یا فرار می‌کند از موعظه یا فهم حقایق، همینجوری است. خیلی وقت‌ها من می‌بینم در این دعواهای زناشویی مراجعه می‌کنند می‌گویم همسرتان می‌آید مشاوره می‌گوید نه از مشاور فراری است! این خوب نیست انسان فرار کند از فهم واقعیت‌ها، دوست نداشته باشد بشنود می‌گوید نه اصلا با هیچ مشاوری کنار نمی‌آید از هیچ مشاوری خوشش نمی‌آید، برای زندگی‌تان خوب است، برای صلح‌تان، صفایتان، سعادتتان خیلی‌ها دوست ندارند بشنوند اصلا و حتی می‌ترسند اگر پیش مشاور بروند، مشاور ضعف‌ها یا خطاهایشان را به آنها بگوید، این خیلی خوب است! امام صادق می‌گویند بهترین دوست من کسی است که عیب من را به من هدیه بدهد، خیلی خوب است که انسان بفهمد کجای کارش گیر است که قبر گیر نکند، برزخ گیر نکند، عمرش در دنیا تلف نشود، بعدا با مشکل روبه رو نشود و آسیب نبیند. خیلی مهم است.

موعظه الهی و تذکر به ابدیت

«یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ» یعنی یک مربی عاشق، یک مربی دلسوز برای شما یک موعظه فرستاده که جان شما را احیا می‌کند. آن غفلت‌های شما را از بین می‌برد و به شما چیزهایی را تذکر می‌دهد که سر راهتان هست. یک ابدیت، یک برزخ، یک قیامت پنجاه هزار ساله، اینها همه در قرآن هست دیگر، موقف‌های قیامت و یک حیات ابدی، یک حیات جاودانه. ما با اینها زندگی نمی‌کنیم متأسفانه. ما الان بیشتر وقتمان صرف دنیامان است و این باعث می‌شود که ما آماده نباشیم موقع وفات که قرار است متولد شویم کارهای آن طرف را انجام نمی‌دهیم، این قرآن است که ما تذکر می‌دهد شما پنجاه تا سوال سرراهتان است. حواستان هست یا نه؟ قرار است راجع به پنجاه تا سؤال شما جواب بدهید آن طرف، پنجاه هزارسال است! هی به ما تذکر می‌دهد، یک ابدیت سر راه دارید، یک حساب سرکار دارید، یک سؤال سر و کار دارید، حشر دارید، قیامت دارید، صراط دارید، تذکر می‌دهد به ما که بفهمیم ما الان کجا هستیم. خیلی خوب است ما به بزرگی خدا به مهربانی خدا دارد به ما تذکر می‌دهد که سرراهتان وفات است به زودی می‌آید سراغتان، سر راهتان برزخ است، سر راهتان قیامت است، سر راهتان تنهای تنها هم باید طی کنید این را و کسی آنجا با شما نیست، موعظه این است که آدم را زنده نگه می‌دارد و هوشیار می‌کند آدم را، انسان مسیر را خراب و کج نرود.

قرآن، شفابخش بیماری‌های درونی

«وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ». این فقط یک موعظه نیست، هر چی بیماری در سینه‌هایتان هست همه را درمان می‌کند قرآن. قرآن تکبرها، حسادت‌ها، زودرنجی‌ها، مقایسه‌ها، مسابقه‌ها، برتری‌جویی‌ها، خودبرتربینی‌ها همه را درمان می‌کند. هرکس شفا می‌خواهد برود سراغ معارف قرآن، شفا چکار می‌کند؟ اگر انسان شفا پیدا کند چه جوری می‌شود؟ مریضی چیست؟ اگر به شاخصه‌های سعادت نگاه کنیم سه تای اصلی چی بود؟ محبت، یعنی «رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی». وقتی که تو محبوب نیستی یا نمی‌توانی کسی را دوست داشته باشی مریضی، وقتی کینه داری، گذشته یادت می‌آید، وقتی ذهنت دائما درگیر با کسی هست مریض هستی. وقتی آرام نیستی، مسابقه و مقایسه و برتری‌طلبی و رقابت و بدبینی و اینجور چیزها داری، آرام نیستی و مریض هستی. وقتی غمگینی مریضی، امام فرمود: «الغَمُّ مَرَضُ النَّفْسِ» غم بیماری روح است، پس اگر غمگینی مریضی. قرآن می‌گوید: برای همه اینها من شفا دارم و همه اینهارا شفا می‌دهم، یعنی خروجی یک نفری که بلد است با قرآن چگونه پیوند بخورد، بعضی‌ها بلد نیستند، مثلا می‌گویی تو الان اهل انس با قرآن هستی می‌گوید آره، می‌گویم حالا چقدر بلدی می‌گوید: من حافظ کلم، بعد می‌بینی که هم آدم نامهربانی است، هم آدم عصبی‌ای است، حسادت دارد، هم آدم غمگینی است با اینکه لفظش را حفظ کرده و حافظ کل قرآن است اما اصلا آن معرفت به دست نیامده، آن معارفی که باید به دست بیاورد را نیاورده و فقط لفظ حفظ کرده، مثل این بچه‌های پنج ساله شش ساله که کلاس قرآن می‌روند حفظ می‌کنند می‌گویند دو جز یا سه جزء حفظ اند، این فقط ذهنش را به کار انداخته و حفظ کرده، اما اینکه این الان دارد چی می‌گوید؟ نمی‌دانیم چه می‌گوید.

قرآن، هدایت‌گر تا رسیدن به خدا

«وَ هُدىً»؛ این فقط شفا نمی‌دهد، فقط موعظه نیست که تو از غفلت بیدارت کند بیاردت سر خط، فقط شفا نیست که مریضی‌هایت را خوب کند قرآن. چیکار می‌کند؟ هدایتت می‌کند، می‌آوردت در مسیر تا الله می‌بردت، حبل الله دیگر، قرآن «حبل الله الممدوح»، خدا کشیده این طناب را انداخته از آن بالا می‌گوید بیا بالا این طناب خدا چیست؟ قرآن، قیامت هم همین را می‌گویند دیگر، در قیامت می‌گویند قرآن بخوان برو بالا، درجاتت این است. قرآن را بخوان و برو بالا. لذا حضرت می‌گوید: قرآن آن طناب آویزان شده الهی است، فرستاده برایت که بگیری بیایی بالا، تا خدا می‌برد تو را. «هُدىً» یعنی همه جا کمکت می‌کند و همه جا به دادت می‌رسد قرآن، تا خدا شوخی نیست! یعنی هم دنیایت را تأمین می‌کند هم آخرتت را. قرآن این است.

قرآن، رحمت ویژه برای مؤمنین

«وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنینَ» اینجا ویژه شد! آنجا گفت: «یا أَیُّهَا النَّاسُ» ناس همه مردم، اینجا چی را می‌گوید؟ رحمت است برای کی؟ برای ویژه‌ها! یعنی یک رحمت خاصی هست قرآن، یک رحمت و عشق خاصی نصیب آن کسی که مومن است می‌شود، آدم مومن وقتی می‌رود سراغ قرآن به یک رحمت ویژه می‌رسد، رحمت خاص! حالا این چهارتا خصوصیت، حرفش در آیه بعدی است که قول داده بودم بهتان.

شادی از فضل و رحمت الهی

می‌فرماید که «قُلْ» گفتم وقتی قُلْ می‌آید چی بعدش؟ شاه کلید است، فرمول است، یک قاعده مهم می‌خواهد بگوید، «قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ» می‌توانست بگوید «قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَ رَحْمَتِهِ» مثل اینکه ما می‌گوییم «بِحَوْلِ اللَّه ‏وَ قُوَّتِهِ» ولی نه برای هرکدام یک با ویژه آورد، «قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ» یک ب سوم هم آورد! خیلی نحوه حرف زدن خدا خاص و عجیب است، می‌توانست بگوید «قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ» تمام شد می‌گوید «قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ» به این چی؟ الان باید چه اتفاقی بیفتد؟ چقدر قشنگ است! «فَلْیَفْرَحُوا» شاد باشید! شادی کنید! الان یک کسی ما چون نمی‌دانیم این چه می‌گوید مثلا فرض کنید یک بچه پنج ساله است می‌بیند مثلا برادرش یا خواهرش هروقت نامزدش می‌آید خانه کلی شکفته می‌شود، شاد می‌شود و ذوق می‌کند این اصلا نمی‌فهمد این چیست، چون این بلوغ و درک را ندارد، مثلا الان خواهرش کنکور قبول شده، برادرش الان کنکور قبول شده یا مثلا یک کار تجاری کرده، این اصلا نمی‌فهمد آن شادی چیست. چون هیچ بلوغی نسبت به ماجرایی که او می‌فهمد، ندارد. قرآن وقتی می‌گوید با این شاد باشید کی فقط می‌تواند شادی کند با این؟ آن هم فرح! فرح یعنی چی؟ شما اگر واژه‌ها را نگاه کنید اصلا فرح یک نوع شادی‌ای است که خوب نیست. می‌گویند: سرور خوب است، شادی است. فرح یک شادی‌ای هست که از سرمستی می‌آید، از یک غرور خاصی می‌آید. می‌گویند: آدم‌ها نباید به خاطر نعمت‌های دنیایشان فرح داشته باشند. خیلی بد است؛ ولی وقتی که نوبت می‌رسد به انسان و شادی‌های انسانی می‌گوید که قرآن است. «فَلْیَفْرَحُوا» فعل امر است باید شاد باشید از اینکه من را دارید، از اینکه قرآن را دارید باید شاد باشید. ما چون نمی‌دانیم قرآن چیست می‌گوییم من الان چه جوری باید شاد باشم؟ راست هم می‌گوید، من این را همینجوری قابش کردم برایش روپوش مخمل هم درست کردم همه اش هم در خانه مان است؛ ولی با آن رفیق نیستم، بهترین مونس عالم که ائمه با آن انس داشتند، بزرگان با آن انس داشتند این باهاش انس ندارد. می‌گوید من الان چطوری با این شاد باشم؟ شنگول باشم؟ شنگول. ببینید چقدر ما عقبیم و ذائقه‌مان چقدر پایین است! ما باید برسانیم خودمان را به این محرمیت با قرآن! باید برسانیم خودمان را اگر این پیوند و این ازدواج بین روح ما و قرآن صورت نگیرد ما نابالغ از این دنیا می‌رویم و این خیلی وحشتناک است! یعنی اصلا به بلوغ انسانی نمی‌رسیم، به بلوغ لا اله الا الله، به بلوغ عشق، به بلوغ انسانی نمی‌رسیم، به بلوغی که تناسب تولد سالم به برزخ هست نمی‌رسیم، قرآن چه کار کرده! به پیغمبر می‌گوید به همه شان بگو: «قل» با این شاد باشید! به فضل خدا و رحمت خدا، باید شاد باشید، نمی‌گوید شاد باشید می‌گوید «فَلْیَفْرَحُوا» باید شاد باشید! سه تا ب دو تا ف اصلا آنهایی که اهل ادبیات هستند سه تا ب دو تا ف یعنی چی، یعنی انقدر نتیجه شادی می‌دهد، اینطوری می‌شود به رحمت خدا، به فضل خدا پس در نتیجه، به این، در نتیجه، شاد باشید. اینطوری است اگر می‌خواهید ترجمه کنید، حرف زدن خدا را ببینید. چطوری است! الله، خدا، شاد باشید، بروید با قرآن شاد باشید. چه بشارتی است! قرآن یعنی چی؟ قرآن یعنی علم نازل شده خدا، یعنی تمام آن هفت تخصصی که یک انسان برای هدایت نیاز دارد، همه هفت تخصص در این یک کتاب است. شما کجا سراغ دارید؟ دانش بشری حتی در تمام دانش بشر را شما جمع کنید کل کره زمین در هر رشته‌ای جمع کنید هنوز یک مخلوق خدا را نشناختند، این هفت تا شناخت و هفت تا تخصص را دارد. ولی انسان باید برود دنبالش، باید برود ادبیاتش را یاد بگیرد، باید باهاش انس بگیرد و دوست شود. چون یک جلد است دیگر، علم الله، الله یعنی چی؟ یعنی یک بدن می‌سازد برایتان، هشت هزارسال پزشک‌ها رویش کار می‌کنند هنوز یک عضوش را نشناختند. این الله است. یک اتم می‌سازد هنوز بعد از این همه سال… یک مولکول خاک، یک مگس، یک پشه، یک پرنده، یک ماهی، بشر هنوز نتوانسته بگوید همه مان توانستیم با علم مان یک ماهی را بشناسیم، علم خدا یعنی این، حالا فکر کنید این علم چقدر است که خدا فشرده‌اش کرده گذاشته است در قرآن، شما باید این کپسول‌های بسته شده را بخوری باز شود در وجودت، مثل یک کپسول است دیگر، همه تان کپسول خوردید دیگر می‌رود داخل بدن بعد چند ساعت باز می‌شود در بدنت بعد آثارش معلوم می‌شود. خدا رحمت کند مرحوم عراقی را، استاد ما می‌فرمودند که ایشان یک موقعی در خانه‌اش می‌گفت ای خدا یک آیه و شش هزار معنا! علم یعنی این! مثل بدن، بدن انقدر علم فشرده انباشته شده دارد که هشت هزار سال دانشمندان دنیا هی از آن علم بر می‌دارند آمدند همینطوری سطل سطل دارند علم بر می‌دارند می‌گوید شما هنوز لب دریائید و از لب دریا دارید سطل برمی دارید، کو تا شما از این اقیانوس آب بر می‌دارید، کو تا شما پایین بروید. هشت هزار سال تو هنوز لب دریایی، یعنی خدا هنوز در دیگ را هم بر نداشته، هنوز در دیگ هم برنداشته. دارد از همان رو به بشر می‌دهد اصلا پایین نرفته، این الله است. این آن کسی است که تو جلویش می‌گویی الله اکبر، این کسی است که تو به او می‌گویی تو رب اعلی و عظیم من هستی، چقدر هم قشنگ است: «سُبْحانَ رَبِّی الأعْلَی وَبِحَمْدِهِ»، «سُبْحانَ رَبِّی العَظِیمِ وَبِحَمْدِهِ» این همانی است که تو جلوی او می‌ایستی و می‌گویی: «عَبدُکَ بِفَداک» بنده ات فدایت شود، من فدات شوم، الله شوخی نیست. الله. می‌گوید با این شاد باشید. وقتی حضرت زهرا می‌گوید من از دنیای شما سه چیز را انتخاب کردم برای اینکه زیرک است دیگر، خودش در مقام عرشی می‌داند چیست، می‌گوید دنیای شما قرار بود چیزی قیمت داشته باشد یکی اش این قرائت قرآن است که من را خیلی شاد می‌کند. قرائت قرآن می‌دانی یعنی چی؟ مثل این هست که شما در طول روز خسته می‌شوی چون گرفتاری‌ها و بالاپایین‌ها زیاد است یک جای دیگر دوست داری بروی با یک معشوق درست حسابی مناسب جاودانه بی‌نهایت از دنیا خارج شوی بروی گل بگی و گل بشنوی و خستگی ات در برود و بیای، معتادها دیدید چه کار می‌کنند؟ معتادها و مشروب خورها برای اینکه از مشکلات زندگی فرار کنند، چه کار می‌کنند؟ مشروب می‌خورد که از فضا خارج شود. می‌رود اعتیاد می‌زند که خارج شود دیگر درد را احساس نکند حتی از خودش هم متنفر است و می‌خواهد خودش هم یادش برود، بعد اصلا خودش هم یاد خودش نیاید. اینکه بزرگی فرمودند: قرآن شراب مومن است یعنی این، یعنی شادی را به روح آدم می‌ریزد. همین که می‌روی یک جایی اش را باز کن فرقی هم نمی‌کند، یک جایش را همینجوری باز کن، چند خط که می‌خوانی، انسان کاملا به تعادل و آرامش می‌رسد. حالا بعضی‌ها زیرک هم هستند و بلدند که با موسیقی بخوانند. با موسیقی می‌خوانند. دیگر خیلی اوج می‌گیرند و خیلی بهتر می‌شود، یا با موسیقی گوش می‌دهند این هم خیلی خوب است. قرآن انسان را مست می‌کند. مومن را مست می‌کند.

بی میلی به قرآن و عواقب آن

«رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» قرآن چیزی است که ما داریم کاملا از آن پرهیز می‌کنیم، بی میلی داریم، بی میلی شدید است و این خیلی وحشتناک است. مادر مثلا بچه‌اش را دکتر می‌آورد می‌گوییم چه شده؟ می‌گوید بچه‌ام آب نمی‌خورد، غذا نمی‌خورد، سینه نمی‌گیرد، شیر نمی‌خورد، دکتر چه می‌گوید؟ اگر پیش دکتر رفت و دکتر گفت نگیرد، نخورد اگر دکتر اینطوری جواب بدهد چه می‌گوییم ما؟ عجب دکتر نادانی است! نخورد که می‌میرد! ما الان نسبت به قرآن اینطوری هستیم. چرا آدمها شاد نیستیم؟ چرا آدم‌های آرامی نیستیم؟ برای اینکه قرآن نداریم و نمی‌خوریم، وخیم شده وضعمان و حواسمان نیست که وضعمان وخیم است. حالا وخامت اینجا هیچی، وارد برزخ که می‌شویم داستان فرق می‌کند. چون برای هر غصه‌ای که خوردی یک عالم فشار قبر منتظرت است، برای هربار حسادتی که کردی، برای هربار عصبانیتی که پیدا کردی، برای هربار دروغی که گفتی، برای هربار بی صداقتی‌ای که داشتی، برای آدم گرفتاری می‌آورد. انقدر حالمان بد است حواسمان نیست. ولی چون همه حالشان بد است وسط یک مشت مریض می‌گوییم ما همه مان بدایم، همه مان همینطوری هستیم… این جنون است آدم اینطوری می‌شود، خیلی وحشتناک است! وقتی تیمارستان شما بروی همه آن‌هایی که تیمارستانی آنجا هستند خوش اند. اصلا فکر نمی‌کنند اینها الان مریض اند. عالم شان اینطوری است. عاقل‌هایی که بیرون هستند می‌فهمند این الان چه اوضاعی دارد. آدم وقتی قرآن ندارد حالش خوب نیست. آدم وقتی یک چیزی ندارد در طول روز چندبار بتواند متعادلش بکند، حالا خدا آمده از توی این قرآن برای ما یک سوره مثل سوره حمد با یک سوره کوچک انتخاب کرده می‌گوید در طول روز این را بخوانید. نیاز واقعی ات است، غذایت است، ولی ما سوره حمد را هم بلد نیستیم، نمی‌دانیم چطور بخوانیم، نمی‌دانیم چه می‌گوییم، هر کدامش می‌تواند حال آدم را خوب کند. اصلا همین بسم الله، بسم الله الرحمان الرحیم، سه تا اسم «الله، رحمان و رحیم» من جلوی این ایستادم. الحمدلله چقدر خوب می‌کند آدم را این الحمدلله، الحمدلله حال آدم را خیلی خوب می‌کند. الحمدلله باعث می‌شود آدم به خودش دیوانگی نکند و آسیب نزند. آدمها همیشه خودشان به خودشان آسیب بزنند، الحمدلله باعث می‌شود آدم هیچ وقت غصه نخورد، ولی باید بلد باشی چطور از این الحمدلله استفاده کنی که غصه نخوری، الحمدلله اصلا بمب شادی است، یک عالم بیماری را این خوب می‌کند. رب العالمین اش هم همینطور. دوباره الرحمان الرحیم، مالک یوم الدین ولی ما اصلا نرفتیم پیش یک استادی یا مربی‌ای یک کتابی بخوانیم بگوییم من اینی که هرروز خدا گفته بخوان این چیست؟

شادی شیعیان به ولایت اهل بیت (ع)

حال برویم سراغ یک باطن دیگری از این بخش یک ذره می‌خواهم عمیق‌تر برویم در این دریا، از امیرالمومنین (ع) که می‌دانید این آیه چه می‌گوید؟ می‌فرماید: «فَلْیَفْرَحْ بِنَا شِیعَتُنَا» قرآن می‌گوید این منظورش این است که شیعیان ما با ما شاد باشند. تو با هر چی شادی، قیمتت همان است، شادی برای هر چیزی بلوغ می‌خواهد. دستان من را نگاه کنید شما وقتی یک کسی با پول شاد می‌شود یعنی این بلوغ جمادی دارد، وقتی کسی با کمالات گیاهی شاد می‌شود بلوغ گیاهی دارد، یکی با کمالات حیوانی شاد می‌شود، بلوغ حیوانی دارد. یک کسی با علم شاد می‌شود، بلوغ فرشته‌ای دارد؛ اما کسی با بخش انسانی شاد می‌شود یعنی بلوغ انسانی دارد. با الله، با خانواده آسمانی، با غیب، با فرشته‌ها، با نماز، با زیارت، با ذکر، این شاد است. علی (علیه السلام) می‌فرماید: با من شاد باشید، شیعیان ما به خاطر اینکه ما را دارند باید خیلی شاد باشند. بقیه ندارند این را، الان هشت میلیارد آدم روی کره زمین هست تقریبا کی امیرالمومنین دارد؟ کی حضرت زهرا دارد؟ کی چهارده تا معصوم دارد؟ کی ابوالفضل دارد؟ کی علی اکبر دارد؟ کی حضرت معصومه دارد؟ کی این حرم‌ها را دارد، این خاطره را برایتان گفتم یکبار من چون با این خارجی‌ها زیاد کار دارم زیاد این تجربه‌اش را دارم اینها وقتی می‌آیند حرم چه اتفاقی می‌افتد برایشان، هم حرم حضرت زهرا، اینجا حرم حضرت عبدالعظیم قم دیدم چه اتفاقاتی می‌افتد، یعنی محال است اینها پایشان را بگذارند حرم و حرم تحول در آنها ایجاد نکند. لورابس، خواهرزن بلر بود، بلر نخست وزیر انگلیس است چندسال پیش زمان بوش این نخست وزیر انگلیس بود که جنگ علیه عراق را راه انداختند. حالا شما با یک آدم گردن کلفت صهیونیست مستکبر نخست وزیر انگلیس یعنی یک ابرقدرت که یک زمانی کشورهای زیادی یکی هندوستان مستعمره‌اش بود، یکی اش الان استرالیاست دراختیارش است. این نخست وزیر یک خواهرزن داشت. خبرنگار بود. مشهد دیدمش. یک شبی جلسه‌ای داشتیم ایشان هم آنجا بود. خدا رحمت کند آقای طالب زاده را در آن کنفرانس افق نو یک تعداد شخصیت‌های اینطوری را جمع کرده بود بعد خودش داشت برای من تعریف می‌کرد، می‌گفت وقتی من رسیدم حرم حضرت معصومه انقدر حالم ریخت بهم که رفتم خواهش کردم که مسئولین حرم اجازه بدهند من تنهایی تا صبح اینجا بمانم. نمی‌توانستم بیرون بروم، می‌خواستم بروم بیرون انگار جان من می‌خواست بیاد بیرون. انگار که می‌خواهند مرا بکشند. گفت آنها هم اجازه دادند، گفت من تا صبح ماندم در آن حرم صبح گفتم «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّهِ» یک خبرنگار غربی با آن تربیت در حرم حضرت معصومه. یک خانمی بود سوییس من مهمان شان بودم، یک خانم جوانی بود با همسرشان خدا حفظشان کند اگر هستند. یک شب زنگ زد به من و گفت من آمدم تهران. گفتم بیاید منزل، آمدند منزل و بعد شامی منزل ما خوردند و خانم بنده گفتند که کجا می‌خواهی ببریش؟ گفتم: می‌خواهم ببرمش یک جای خوب، یک صفایی بکند. آوردمش حرم. همین حرم حضرت عبدالعظیم، بهش گفتم: برو یک نیم ساعت اینجا باش، نیم ساعت چهل دقیقه دیگر گفت باشد، رفت و آمد و آمد دیدم این اصلا ریخته بهم. غربی‌ها که می‌دانید بابایشان هم بمیرد، ننه شان هم بمیرد گریه زیاد نمی‌کنند. من دیدم این اصلا انقدر این گریه کرده، ریخته بهم، بعد گفتم: چه خبر؟ گفت: کجا من را آوردی شما؟ گفتم: آوردمت خانه تان، همین یک کلمه را به او گفتم، گفت: انگار هزار سال است من مال اینجام. من هزارسال است مال این خانه ام بوده من نمی‌دانستم، ببین آن کشف سراغ آدمی که آمادگی دارد، می‌آید. کی می‌تواند شادی کند؟ کسی که ادراک این شادی را داشته باشد، حضرت می‌گوید با ما شاد باشید از اینکه ما را دارید.

نعمت ولایت اهل بیت (ع) و ارزش آن

الان این صد و سی کشور طلبه‌هایشان که قم می‌آیند، دیگر دل نمی‌کنند بروند که، مأموریت و تحصیل شان تمام شده، یکی از مشکلاتی که ما در قم داریم مشاوره است اینها بچه‌هایش را می‌گویند که دیگر نمی‌خواهیم از ایران برویم، خودمان هم دل مان نمی‌آید از اینجا برویم اصلا! کجا برویم ما؟ این آن چیزی است که ما قدرش را نمی‌دانیم، داشتن اهل بیت، داشتن خیلی خوب است. می‌گوید با ما شاد باشید، ببینید ما باید برسیم به این مرز داشتن، داشتن می‌دانید یعنی چی؟ داشتن یعنی وقتی که تو رو به رو می‌شوی با یک آدم بگویی من اگر الان بروم به این آدم بگویم مشکل دارم گرفتاری دارم این پشت من محکم می‌ایستد، هر کمکی از دستش بر بیاید به من می‌کند، هرچی… می‌گویند فلانی را داری می‌گوید من فلانی را دارم، یعنی من اگر بروم مراجعه کنم به او بگویم فلانی من الان اینجوری ام می‌گوید من هستم پشتت، همیشه پشتت و کنارت و کمکت هستم این یعنی داشتن. حضرت می‌گوید: شما با ما شاد باشید که ما را دارید. دنیایتان کنارتان هستیم و یک لحظه از کنار شما نمی‌رویم. یک لحظه از کنار شما نمی‌رویم و تنهایتان نمی‌گذاریم. از لحظه وفاتتان هم که متولد می‌شوید ما کنارتان هستیم چی می‌خواهی؟ ما اگر احساس می‌کنیم در زندگی مان اینها کنارمان نیستند و گم اند نداریم شان و نمی‌توانیم از آنها کمک بگیریم برای اینکه خودمان در حجاب هستیم وگرنه او که کنار ماست، ما خودمان خودمان را در حجاب و محرومیت گذاشتیم بعد می‌گوییم من تنهام، من گرفتارم، من مشکل دارم، من غریبم، هیچکس را ندارم این یک دروغ بزرگ است. یکی از چیزهایی که دروغ است، مثل این است که بگویی خورشید تاریک است! ماست سیاه است! آب خشک است دروغ است دیگر، یکی از دروغ‌هایی که از همه اینها دروغ‌تر است این است که من تنهام، من هیچکس را ندارم این خیلی دروغ بزرگ است و محال است خداوند ما را تنها نیافریده، خدا ما را با یک عالم فرشته مهربان آفریده و همیشه هم از شکم مادرمان که نطفه مان بسته شده، از صلب بابایمان در دعای عرفه می‌خوانیم دیگر آن موقع که ما یک تخمک بودیم در شکم مادر، یک اسپرم بودیم در کمر بابامان فرشته‌ها با ما بودن، اصلا فرشته‌ها آمدند این اسپرم و تخمک را لقاح دادند تربیتش کردند و پرورشش دادند فرشته همیشه با تو است و تو اصلا یک لحظه خارج از ارتباط با فرشته‌ها نیستی، ولی ما چون خودمان ضعیفیم و کوری داریم این کوری انقدر ادامه پیدا می‌کند که اینها را نمی‌بینیم بعد در زندگی مان چه می‌آید؟ وسوسه، سحر، جادو، غم و غصه و آسیب می‌آید در زندگی مان، اگر آدم اینها را داشته باشد که دیگر مشکلی ندارد. آن ارتباط که نباشد نداری اش دیگر، الان بروی پیش فلانی به او بگویی سلام، می‌ایستد پشتت؟ می‌گوید: نه این اصلا با من قهر است، نمی‌ایستد پشتم! این اصلا خوشش نمی‌آید از من این یعنی ندارم من دیگر، اگر من الان به او زنگ بزنم، اگر الان بروم پیشش با یک آغوش باز من را می‌پذیرد و هرچه توان دارد در اختیار من قرار می‌دهد این یعنی دارمش. اینکه «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ» صبرش را ول کنید از نماز کمک بگیرید من هستم پیشتان، هروقت کمک می‌خواهید دو رکعت نماز ولی ما بلد نیستیم دیگر، ما بلد نیستیم ذکر بگوییم، بلد نیستیم دعا بخوانیم، بلد نیستیم صحیفه بخوانیم، بلد نیستیم دعا و نماز بخوانیم استعانت نمی‌توانیم بکنیم از آن، نماز پلاستیکی است نمی‌آید کمک مان.

ولایت اهل بیت (ع) برتر از ثروت دنیا

علی علیه السلام فرمود: «فَلْیَفْرَحْ بِنَا شِیعَتُنَا» حالا نگاه کنید این چقدر قشنگ است، اگر این حس را داری معرفت را هم داری، اگر نداریم خودمان را برسانیم. حیف است قبل از مردن ما نرسیم به اینجا فرمود: «هُوَ خَیْرٌ مِمَّا أُعْطِیَ عَدُوُّنَا مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهْ» ادامه آیه این است دیگر «فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» بهتر از اموالی هست که جمع می‌کنید، حضرت می‌فرماید بهتر از طلا و نقره‌هایی هست که دشمنان ما به آنها داده خدا، یک کسی نیاید بگوید پس چرا اینها انقدر ثروتمندند، چرا اینجوری اند، خدا می‌گوید من امیرالمومنین من علی و فاطمه را دادم به شما، شما ثروتمند نیستید؟ اینها این را ندارند، به کس کسونش نمی‌دم، به همه کسونش نمی‌دم به کس می‌دم که کس باشه. خدا خیلی تو را بزرگ دیده که امیرالمومنین را به تو داده. خدا رحمت کند همه پدر و مادر همه ما را همه آنهایی که رفتند و همه آنهایی که هستند چقدر ما مدیون آنها هستیم که ما را به این عالم ولایت آوردند، اینها وسیله‌ای بودند که ما بیاییم به این عالم ولایت، ما را شیعه بار آوردند، هشت میلیارد آدم است ببینید خدا حضرت زهرا و امیرالمومنین و حرم را به کی داده! خدا می‌گوید خودتان انصاف داشته باشید قضاوت کنید من بهترین‌ها را به کی دادم؟ ولی وقتی من معرفت نداشته باشم عقده زندگی دشمنان خدا را دارم و می‌گویم جمع کنیم زودتر برویم خارج، دیدید بعضی‌ها انقدر نفهم اند، پیامبر فرمود: کسی که می‌خواهد خارج از وطن اسلامی خودش زندگی کند، مشرک است. اصلا دین ندارد! وسط این بهشت می‌گوید می‌خواهم بروم خارج زندگی کنم. خارج چی دارد؟ الان خارج چی دارد؟ این چون در موطن حیوانی خودش است می‌گوید من اینجا آزاد نیستم از نظر بعد حیوانی، آنجا آزادترم. پس خلایق هرچه لایق! برو آنجا که راحتتری، اما اگر کسی قرار است آدم باشد حضرت می‌گوید که این بهتر از چیزی است که دشمنان ما از طلا و نقره به آنها داده شده، این را بفهم! آمد خدمت امام صادق علیه السلام گفت: آقا وضعم خوب نیست، حضرت فرمود نه وضعت خیلی هم خوب است، گفت چطور آقا؟ گفت حاضری دنیا را داشته باشی ولایت ما را نداشته باشی؟ همه ثروت دنیا را. گفت: نه آقا، گفت پس معلوم است یک چیز خیلی گرانی داری که حاضر نیستی با ثروت دنیا عوض کنی، پس وضعت خوب است، بد نیست، ولایت ما را داری، ولایت انسان‌های معصوم و خلیفه‌های الهی. ببین همه انسان‌ها امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی چی؟ یعنی بینهایت طلب است، این بینهایت طلبی یعنی من می‌خواهم بکشم به سمت خلیفه اللهی. مربی لازم دارم الان خدا مربی و خلیفه را به کی داده؟ دارند بقیه که بینهایت طلب اند؟ نه. بینهایت طلبی شان فقط در بخش‌های جمادی گیاهی حیوانی و عقلی می‌خواهند جست و جو کنند. اصلا خلیفه ندارند. لذا قرآن می‌گوید: «ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا» چقدر قشنگ است الله ولی مومنین است «وَ أَنَّ الْکَافِرِینَ لَا مَوْلَى لَهُمْ» کافرین بیچاره‌ها مولا ندارند، بروید در زندگی‌هایشان ببینید چقدر کور زندگی می‌کنند، چقدر عصازنان می‌خواهند دنبال یک چیزی بگردند. می‌گوید: «لا مولا لهم». ما مولا داریم الحمدلله، چهارده تا خلیفه الله، با صدها شبه خلیفه الله، با انبیاء، با فرشته‌ها. این شادی ندارد؟ اگر کسی می‌گوید من با اینها حال نمی‌کنم و با اینها شاد نیستم، این منی که دارد می‌گوید من انسانی است، درست است این حال نمی‌کند، اگر کسی این من اش بالغ باشد می‌گوید خیلی حال می‌کنم، خیلی شادم از صبح پا می‌شوم تا شب از شب تا صبح من در بغل اینها ام، در ارتباط با اینها هستم. آدم شاد است.

فضل و رحمت الهی در کلام ائمه (ع)

برویم سرغ یک مستی دیگر و من یک شراب دیگر بهتان بدهم؛ این در بحار بود جلد بیست و چهار صفحه بیست و یک. امام باقر علیه السلام چقدر قشنگ می‌گوید اصلا آدم می‌خواهد به رقص بیاید،، اول آیه چی بود؟ “قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ” امام باقر می‌گوید فضل الله رسول الله است و رحمته امیرالمومنین است، چقدر قشنگ! چون فضل عمومی است و رحمت ویژه است به هرکسی نمی‌دهند، همه مسلمان‌ها پیغمبر را دارند اما همه امیرالمومنین و چهارده معصوم را ندارند. این سیزده تا را؛ الهی من فدای امام جواد شوم، پیغمبر فرمود هرکس محمدعلی یعنی امام جواد را دوست داشته باشد، ببینید عظمت امام جواد چقدر است و ما اصلا بلد نیستیم از اینها استفاده کنیم، اصلا بلد نیستیم با اینها رفیق شویم، دوست شویم با اینها پیامبر از فاصله چند قرن نزدیک دویست سال دارد حرف می‌زند هنوز چند سال مانده تا امام جواد به دنیا بیاید فرمود هرکس محمد بن علی جواد را دوست داشته باشد خداوند تمام گناهانش را به حسنه تبدیل می‌کند، امام جواد کیست؟ عشق است امام جواد، ما با امام جواد چقدر رفت و آمد داریم؟ در طول روز چقدر سلام علیک داریم؟ راحت می‌توانیم هرروز برویم پیشش سر بزنیم زیارتش کنیم و بغلش کنیم، نمی‌کنیم این کار را، می‌گوید من پول ندارم که بروم کاظمین، این فکر می‌کند برای امام جواد باید برود کاظمین. نه امام جواد همین در خانه ات است! امام جواد همینجا پیش خودت است. کاظمین کجاست؟ جامعه کبیره چه می‌خوانیم؟ “أَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ” جان شما در جان همه آدمهاست، حرمش خودتی، آنجا حرم بدن آقاست؛ ولی یک حرم بزرگتر و مهمتر آقا دارد و آن خود تویی. خودت حرم آقایی تو حرم همه این چهارده معصومی. تو حرم همه این اولیائی. خودت حرمی، فقط باید بکنی بروی برسی به آن. ما اصلا خودمان را نمی‌کنیم.

معرفت نفس و کشف گنجینه درونی

سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد. بدبختی ما همین است، معرفت نفس همین است که انقدر اهمیت دارد، معرفت نفس انسان پیدا کند تا می‌فهمی کی هستی یک در را باز می‌کنی می‌بینی امام جواد می‌گوید سلام! یک در را باز می‌کنی امام باقر می‌گوید سلام من اینجام! یک در را باز می‌کنی می‌بینی آقا امام رضا سلام می‌کند، یک در را باز می‌کنی آقا رسول الله، یک در را باز می‌کنی خانم حضرت زهراست، خدا می‌گوید من همه اش را ریختم در سینه خودت، خودت همه را داری و همه اش هم پیش خودت است ولی ما در رحم مناسب نرفتیم قرار بگیریم تولد پیدا کنیم، باید برویم در این رحم قرار بگیریم متولد شویم، یک تولد انسانی باید زیر نظر یک مربی باشیم پرورش مان بدهد دلمان را باز کند، درهای قلب مان را دانه دانه به روی همه اینها، به بهشت، به فرشته‌ها، به انبیاء، به تک تک این چهارده معصوم در قلب ما را باز کند، بدتر از همه این است که من از دنیا می‌روم بعد می‌فهمم ای بابا این همه مدت اینها پیش من بودند! این خیلی وحشتناک است و آن موقع فایده‌ای ندارد. الان بفهم.

ولایت اهل بیت (ع) و دوری از دنیاپرستی

قربان امام باقر بروم چقدر عاشقانه حرف می‌زند! حدیث اول این بود «فَضْلُ اللهِ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ رَحْمَتُهُ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام)». از امام رضا سوال کرده بودند آقا این «قُلْ بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیَفْرَحُوا» یعنی چی؟ از پیغمبر و امیرالمومنین و امام باقر هم شنیدیم. ببینیم امام رضا چه می‌فرمایند؟ فرمودند «قَالَ بِوَلَایَهْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُ هَؤُلَاءِ مِنْ دُنْیَاهُمْ» فرمود: فضل الله ولایت پیامبر و رحمت خدا ولایت آل، ولایت اهل بیت به همه هم نداده ویژه است، رحمت رحمانی نیست، رحمت رحیمی است ویژه است، بهتر از چیزهایی هست که در دنیا همه جمع کرده اند. ندیدید آنهایی که هی بیشتر پولدارتر می‌شوند من شان و دنیاشان بزرگتر می‌شود انس شان با خانواده آسمانی شان کمتر می‌شود، حتی شیعیانشان هم همینطور، کم است که یک شیعه‌ای وضع مالی اش خوب بشود رفت و آمدش و انسش و عشق بازی اش با خانواده آسمانی اش کم نشود یا داشته باشد اصلا، خیلی کم است… می‌خواهد بگوید تو این چهارتا کمالاتت زیاد می‌شود از خانواده ات دور نشوی، حواست باشد. طرف می‌رود نماینده مجلس می‌شود اولش خیلی خوب و عالی بعد می‌رود در مجلس می‌بینی اصلا یک آدم دیگری شد همه چیز می‌برد، مقام اینطوری است، دنیا اینطوری است.

مسئولیت‌پذیری در قبال ولایت و تمدن اسلامی

ما الان با بعضی از وزرا صحبت می‌کنیم، به بعضی از نماینده‌های مجلس می‌گوییم که مگر امام نگفتش که شما به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت نباشید خادم و خطرسازید، شما به عنوان یک وزیر یا نماینده مجلس برای امام زمان چه کار کردی؟ برای تمدن نوین، برای تمدن گام دوم، برای تمدن سازی برنامه و نقشه‌ات چیست؟ همینطوری نگاهت می‌کند چند دقیقه‌ای اینطوری می‌کند، چند دقیقه بعد هم اصلا یادش می‌رود که تو چی گفتی، اصلا نمی‌فهمد تو داری چه می‌گویی، این وزیر یک زمانی با من خط شکن بوده در جبهه، نماینده بعضی‌هایشان با ما در جبهه بودند، الان نمی‌فهمد تو داری چه می‌گویی، مقام اینطوری است، سواد اینطوری است، دانشگاه رفتن اینطوری است، هنرمند شدن اینطوری است، می‌رود سمت هنر، هنر یک کار وهمی است دیگر یک کمال وهمی است دیگر، می‌رود بعد یک مدت می‌بینی اصلا ذائقه این آدم خراب شده، اشتهایش خراب شده، جذب ندارد، ارتباط ندارد، گرمی ندارد، نورانیت ندارد و عقلش هم کم کم خراب می‌شود، انتخاب‌هایش هم غلط می‌شود، گند می‌شود یواش یواش همه چیز می‌ریزد بهم، حضرت می‌فرماید که «خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُ هَؤُلَاءِ مِنْ دُنْیَاهُمْ» بهتر از این دشمنان ماست که در دنیا دارند جمع می‌کنند اگر در دنیا این دو تا ولایت را قدرش را بدانیم.

خلاصه

جملات ناب

  • حضرت زهرا (س) از دنیای ما سه چیز را برگزیدند: اول قرائت و تلاوت قرآن.

  • آثار تلاوت قرآن، شگفت‌انگیز و سازنده است، به شرط آنکه انسان بفهمد چه می‌گوید.

  • درجات بهشت با عدد آیات قرآن تنظیم شده است؛ هر چقدر قرآن بخوانی، بالا می‌روی.

  • کسانی که اهل قرآن هستند و کتاب خدا را در سینه دارند، جایگاه بسیار بزرگی دارند.

  • انس نداشتن با قرآن، وحشتناک است و می‌تواند انسان را در برزخ و قیامت دچار مشکل کند.

  • قرآن شافعی است که شفاعتش پذیرفته می‌شود و شکایتش نیز به جهنم می‌برد.

  • حقیقت وجود ما با قرآن طراحی شده است؛ کسی که قرآن را فراموش می‌کند، خودش را فراموش کرده است.

  • قرآن بهترین دوست و مونس است؛ امام سجاد (ع) فرمودند: “اگر همه زمین بمیرند و من با قرآن باشم، ترس و وحشتی ندارم.”

  • در خواندنی که تدبر نیست، فایده‌ای ندارد؛ ما قرآن را برای ارتقاء شخصیت و رسیدن به سعادت می‌خوانیم.

  • قرآن کتاب مهربانی، آرامش و شادی است؛ هرکس با آن انس می‌گیرد، این سه صفت در وجودش می‌آید.

  • وقتی قرآن می‌خوانید، باید حستان این باشد که خدا دارد برای شما این آیه را می‌فرستد.

  • قرآن موعظه‌ای از جانب پروردگار است که دل را زنده می‌کند و انسان را از غفلت بیدار می‌سازد.

  • بخش انسانی ما به شدت به موعظه و نصیحت احتیاج دارد؛ تنفر از موعظه، مانند تشنه‌ای است که از آب بدش می‌آید.

  • قرآن شفابخش بیماری‌های درونی مانند تکبرها، حسادت‌ها، زودرنجی‌ها و غم‌هاست.

  • قرآن فقط شفا نمی‌دهد، بلکه هدایت می‌کند و انسان را در مسیر تا رسیدن به خدا پیش می‌برد.

  • قرآن حبل‌الله الممدوح است؛ طنابی الهی که خدا برای بالا رفتن ما آویزان کرده است.

  • قرآن رحمتی ویژه برای مؤمنین است؛ رحمتی خاص که نصیب کسانی می‌شود که ایمان دارند.

  • خداوند می‌فرماید: “به فضل خدا و رحمت او باید شاد باشید.” (فَلْيَفْرَحُوا بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ)

  • شادی از قرآن، نشانه‌ای از بلوغ انسانی و محرمیت با کلام الهی است.

  • قرآن علم نازل شده خداست؛ تمام تخصص‌هایی که انسان برای هدایت نیاز دارد، در این یک کتاب است.

  • قرآن شراب مؤمن است؛ شادی را به روح آدم می‌ریزد و انسان را به تعادل و آرامش می‌رساند.

  • بی‌میلی به قرآن، مانند نوزادی است که شیر نمی‌خورد و وضعیت وخیم می‌شود.

  • امام علی (ع) فرمودند: “شیعیان ما با ما شاد باشند.” (فَلْيَفْرَحْ بِنَا شِيعَتُنَا)

  • داشتن اهل بیت (ع) نعمتی است که قیمت آن با هیچ ثروت دنیوی قابل مقایسه نیست.

  • خداوند ما را تنها نیافریده است؛ ما همیشه در ارتباط با فرشتگان و اولیاء الهی هستیم.

  • ولایت اهل بیت (ع) بهتر از طلا و نقره‌ای است که دشمنان ما دارند.

  • امام باقر (ع) فرمودند: “فضل الله، رسول الله است و رحمت او، امیرالمؤمنین است.”

  • امام رضا (ع) فرمودند: “فضل خدا، ولایت پیامبر و رحمت خدا، ولایت آل محمد است.”

  • حرم واقعی ائمه (ع) خود ما هستیم؛ باید به این گنجینه درونی دست یابیم.

  • معرفت نفس به انسان کمک می‌کند تا بفهمد که ائمه (ع) در درون او حضور دارند.

  • دنیاپرستی و مقام، می‌تواند انسان را از انس با خانواده آسمانی‌اش دور کند.

  • قدر دانستن ولایت اهل بیت (ع) در دنیا، بهتر از هر چیزی است که دشمنان ما جمع می‌کنند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه