معارف فاطمی – جلسه 001

متن کامل جلسه

معارف فاطمی: سه محبوب از دنیای شما

بحث جدیدی را از این جلسه آغاز می‌کنیم که چند جلسه‌ای را اختصاص می‌دهیم به بعضی از معارف فاطمی (سلام الله علیها). ایشان در یک فرمایشی که دارند «حُبِّبَ إلَىَّ من دُنیاکُم ثَلاثٌ» من از دنیای شما سه چیز را پسندیدم، محبوب من است. «تِلاوَهُ کِتابِ اللّهِ و النَّظَرُ فی وَجهِ رَسولِ اللّهِ و الإنفاقُ فی سَبیلِ اللّهِ» این سه چیزی که من از دنیای شما انتخاب کردم و محبوب من است یکی‌اش تلاوت قرآن است، یکی نگاه کردن به چهره رسول الله و یکی انفاق در راه خداست. یک چند جلسه‌ای را می‌خواهیم درباره این سه موضوع بسیار بسیار مهم و کلیدی در تعالی و سعادت انسان سخن بگوییم.

تلاوت قرآن کریم: اولین محبوب حضرت زهرا (س)

اولین موضوع، قرآن کریم است، تلاوت قرآن. درباره قرآن ما زیاد سخن گفتیم و باز هم هر چقدر بگوییم کم است از عظمت قرآن و محجوریت قرآن و مظلومیت قرآن بین خودمان. در عظمت قرآن همین بس که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «فَضْلُ القُرآنِ عَلى سائِرِ الْکَلامِ کَفَضْلِ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ»؛ برتری قرآن بر سایر کلمات بر سایر افکار بر سایر اندیشه‌ها مثل برتری خدا بر مخلوقاتش است. برتری الله بر مخلوقاتش. چقدر عظمت دارد. این باید در موردش فکر کرد که این یعنی چه فضیلت قرآن بر سایر کلمات مثل فضیلت خود خداوند است بر سایر مردم و مخلوقات.

قرآن، نازل شده با علم الهی

اگر بخواهیم این را خوب درک بکنیم من یک آیه برایتان بخوانم. می‌فرماید که «فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ». این آیه خیلی تکان‌دهنده است و بی‌نهایت مهم است. من خواهش می‌کنم از عزیزان درباره همین یک قطعه، یک آیه هم نیست تازه، یک قطعه‌ای از یک آیه است. خیلی فکر بکنید. چون برای ما بسیار راهگشاست. یک عبارت است اما یک شاه‌کلید است که بسیاری از مشکلات ما را حل خواهد کرد. به خصوص در مسائل انسانی، علوم انسانی، تربیت، روابط و خیلی از مسائل همین یک کلمه همین یک عبارت بسیاری از مشکلات ما را حل می‌کند اگر کسی بفهمدش خیلی خوب است. فهم که می‌گویم یک موقع است که شما فهم عقلی دارید یعنی من الان می‌گویم شما هم می‌فهمید. می‌گویید حالا ایشان توضیح دادند ما هم فهمیدیم. ولی منظور وقتی می‌گویم بفهمیم یعنی قلب‌مان دریافت کند منظورم علم نیست اطلاعات نیست منظورم معرفت است. انسان به این آیه معرفت پیدا کند. به این کلام الهی. به قدری مهم است که خدا می‌فرماید بدانید اعلام عمومی می‌کند: «فَاعْلَمُوا» همه تان این را بفهمید و بدانید که «أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ» اینکه قرآن با علم الله نازل شده. خیلی حرف است.

هفت تخصص لازم در راهنمایی انسان

باز برای اینکه مسئله بهتر جا بیفتد. گفتیم در راهنمایی انسان ما هفت تخصص لازم داریم. خوب دقت کنید. در راهنمایی انسان ما هفت تخصص لازم داریم. یک اینکه انسان از کجا آمده، آن روحی که خدا می‌گوید من در انسان دمیدم چیست؟ ماهیت آن روح ذات آن روح چیست. ما از کجا به دنیا آمدیم؟ شما که اهل دنیا نیستیم هیچ کدام‌مان ما از جایی غیر از دنیا آمدیم و به آنجا برمی‌گردیم. برای همین هم ما معاد را داریم؛ یعنی بازگشت به جایی که قبل از دنیا بودیم. ما اهل کجا هستیم؟ خانه ما چیست؟ منشأمان چیست؟ خانواده‌مان چه کسی هستند؟ اصل و نسب‌مان کیست؟ از کجا آمده‌ایم به دنیا این یک.
دو) این شناخت روح انسان است. دو) شناخت نفس انسان من چه کسی هستم یعنی من الان چه کسی هستم نفس من چیست. این شد یک. دو) گفتیم هفت تخصص این هفت تخصص را امیرالمومنین در سه دسته تقسیم کرده. یک، پنج یک. اینجوری یاد بگیرید یک پنج یک. فرمود: رحمت خدا شامل حال کسی است که بداند از کجا آمده در کجا است به کجا می‌رود. یک پنج یک یعنی چه؟ یعنی از کجا آمدم یک). در کجا هستم پنج). به کجا می‌روم یک می‌شود. چند تا هفت تا. اینکه از کجا آمدم یک). دو) کجا هستم که این خودش پنج تاست: شناخت نفس، شناخت بدن کامل، شناخت رابطه‌ی نفس و بدن سه تا، شناخت عالم طبیعت؛ کل عالم طبیعت که در انسان اثر دارد. پنج) شناخت رابطه ی عالم طبیعت کلا همه اش خوردنی‌ها دیدنی‌ها بوها شنیدنی‌ها سبزیجات گوشت‌ها ماهی‌ها صداها بوها. اشیا رنگ‌ها همه این‌هایی که ما با آنها در ارتباط هستیم. ارتباط عالم طبیعت با نفس و بدن ما شد پنج تا. اینکه ما به کجا قرار است برویم. به کجا قرار است برویم هم خودش چند مرحله است. ما در یک مرحله می‌گوییم یک) وفات چیست و چگونه است دو) عالم برزخی که قرار است ما تا قیامت آنجا باشیم. چطور جایی است؟ چه آمادگی‌هایی لازم دارد؟ چطور آنجا آدم می‌تواند سعادت‌مند زندگی کند. شوخی نیست عمرش هزاران هزار برابر عمر دنیاست. ببینید از اینجا که شما شروع می‌کنید انسان وفات می‌کند دیگر تا قیامت در برزخ است. برزخ چطور جایی است. سه) قیامت پنجاه هزار ساله چیست و لوازمش چیست. سوالاتش چیست. آن پنجاه سوال چیست. کدام‌شان از همه مهم‌تر است؟ چطور یا روابط‌شان چطور است؟ چطور خودم را برای‌شان آماده کنم. چهار) حیات جاودانه بعد از قیامت که ما همه را می‌گوییم یک عدد به کجا می‌روم. این هفت دسته اطلاعات تخصصی فقط در اختیار خداوند است و متخصص معصوم. پس وقتی خدا می‌گوید دقت کنید «انما انزل بعلم الله» یعنی حواست باشد این قرآن با این هفت تخصص آمده پایین. که حتی بشر تا قیامت هم یک عددش را ندارد. مگر امام زمان در اختیار بشر چیزی قرار بدهد. الان یعنی تا ظهور که بشر حتی به یک عددش هم دست پیدا نمی‌کند. ساده‌ترین علوم چیست در بین دانش‌ها این هفت تخصص ساده‌ترین علمش شناخت بدن است یا شناخت طبیعت است بشر هنوز بعد از هزاران سال حتی یک قسمت یک اتم از بدن را نشناخته یک سلول از بدن یا از عالم طبیعت را نشناخته یک مورچه یک مگس یک گل بشر هنوز کامل نتوانسته بگوید من علم دارم کامل بدون نقص نسبت به یکی از مخلوقات خدا چه برسد به بقیه موارد. وقتی قرآن می‌گوید: «أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ» خیلی سنگین است یعنی حواستان باشد این قرآن را دست کم نگیرید این قرآن با هفت تخصص حداقل هفت تخصص نازل شده. حداقل بیشتر از هفت تخصص دارد. ما فقط راجع به راهنمای هدایت انسان گفتیم والا ما دانش‌های دیگر علوم دیگر و معارف دیگر در قرآن داریم. کتابی که دستت می‌گیری، دقت کن کتاب مقدس، فرمول‌ها و قواعد تمام تخصص‌ها در این کتاب است. حالا دقت کردید چرا خدا به پیغمبر می‌فرماید فرق قرآن با سایر اندیشه‌ها با سایر کلمات مثل فرق خود خدا با بندگانش است علم با خدا چقدر فرق دارد؟ دانش‌های دیگر دانش‌های بشری با قرآن اینقدر تفاوت دارد. حالا شما نگاه کنید چه دست‌هایی در کار است که در همه رشته‌های دانش ما را از قرآن جدا کند. قرآن در رشته‌های علوم شرکت نکند چه علوم انسانی چه علوم تجربی چه سایر رشته‌ها، دنیا چکار کرده که الان دانشجو ما یا طلبه ما حواسش نیست که باید قرآن را تسلط پیدا کند قرآن را بفهمد اگر دانش حقیقی داشته باشد نسبت به هر موضوعی. و سایر رشته‌های دانش را باید عرضه کند به قرآن. تا معلوم شود آن علم اعتبار دارد یا ندارد. آن دانش به درد می‌خورد یا نه.

انتخاب سه محبوب از دنیای شما توسط حضرت زهرا (س)

حالا وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرماید: از دنیا شما من سه چیز را انتخاب کردم: یکی تلاوت قرآن است که ما با این خیلی انسی نداریم حالا چرا خانم می‌فرماید که از دنیای شما؛ نمی‌گوید از دنیا یا از دنیای مان، می‌گوید از دنیای شما چرا اینجوری می‌گوید خانم. برای اینکه خانم خودش مقامش عرشی است. از آنجا مسافرت آمده اینجا فقط به ما کمک کند. مأموریتی آمده اینجا و غالب زنانه گرفته که فقط به ما کمک کند تا بتواند خلیفه‌های مورد نیاز بشریت را تربیت کند اینجا، مادر خلیفه‌پرور است. مادر امام‌پرور است. آمده انسان‌های کاملی را که بشر تا قیامت نیاز دارند ایشان تربیت کند به آنها برنامه بدهد پرورش‌شان بدهد و برنامه بده به آنها. کما اینکه آقا امام زمان وقتی ظهور می‌کند آن عظمت می‌فرماید: «فی إبنَهِ رَسولِ اللّه ِ اُسوَهٌ حَسَنهٌ». من همه برنامه‌هایم و الگوی کامل من فاطمه زهرا است. ببینید ما با چه شخصیتی در تماس هستیم، در ارتباط هستیم و روبه‌رو هستیم. بدانیم مادرمان کیست اصلا. حالا ایشان می‌گوید: از دنیای شما من سه چیز را انتخاب کردم. وقتی می‌گوید سه چیز را انتخاب کردم یک بانویی که خودش عرشی است از دنیا می‌گوید من یه چیز را انتخاب کردم ببینید آن سه چیز چقدر گران‌بهاست. چقدر قیمتی است این سه تا که وقتی از عرش می‌آید به فرش و به زمین، می‌گوید این سه را من انتخاب کردم. پس معلوم است این سه تا خیلی قیمتی است و خیلی اهمیت دارد در سازندگی انسان، در عرشی کردن انسان. چون می‌گوید: محبوب من است یعنی تا وقتی که انجامش می‌دهی محبوب حضرت زهرا می‌شوی. سنخیت با حضرت زهرا پیدا می‌کنی. انسان وقتی محبوب‌هایش با محبوب‌های اهل بیت یکی می‌شود یا با محبوب‌های خدا یکی می‌شود یا آن چیزها که منفورش است. منفورهایش با منفور بودن آن چیزی که منفور خداست یکی می‌شود، شدت اتصال و سنخیت پیدا می‌کند. بعد جذب صورت می‌گیرد و انسان یواش یواش بال در می‌آورد پرواز می‌کند وقتی عقایدش، آرزوهایش، معشوق‌هایش، محبوب‌هایش با خدا یا اهل بیت سنخیت پیدا می‌کند یا منفورهایش منفورها هم مهم است. بی‌نهایت مهم است منفورها. آن چیزهایی که تو از آن متنفر هستی آن چیزهایی که تو متنفر هستی از آن اگر با آن چیزی که حضرت زهرا و اهل بیت متنفرند یکی شود آن چیزی که خدا لایحب، «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ» خدا دوستش ندارد اگر یکی شوی، شما نهایت سنخیت را پیدا می‌کنی. لطافت قدرت و عروج انسان. خوب دقت کنید. ادبیاتی که دارد با ما سخن می‌گوید حضرت زهرا چقدر مهم است. چرا این کلمات را انتخاب می‌کند؟ یعنی یک بانوی قدسی یک بانوی عرشی آمده روی زمین بعد خطابش به ما چیست؟ می‌گوید من این سه را دوست دارم اینها را انتخاب کردم این سه را. پس تو اگر بخواهی با این خانم شریک بشوی سهیم بشوی شبیه بشوی و سنخیت پیدا کنی دارد راهکار می‌دهد. می‌گوید که تو هم اگر اینها را دوست داشته باشی می‌آیی بالا.

تلاوت قرآن: خواندن با فهم و تدبر

اولینش چیست؟ تلاوه کتاب الله، این قرآن را مطالعه کنید. تلاوت کنید قرآن را. تلاوت قطعا با فهم روبه‌رو است. خواندن نیست. فقط دقت کنید. «لا خَیرَ فی قِراءهٍ لیسَ فیها تَدَبُّرٌ» علی علیه السلام فرمود «در خواندنی که تدبر نیست خیری هم نیست». ببینید شما جملات عربی بخوانیم ثواب دارد آثاری هم دارد یک مقدار روشنایی و نورانیت هم دارد نگاه کردن به قرآن هم خودش عبادت است چه برسد به خواندنش. ولو نفهمیم. خودش یک نور کلام الله است. دیگر متبرک است. کلام خداست. خود به خود یک آثاری دارد اما اگر کسی می‌خواهد رشد پیدا بکند باید وقتی می‌خواند بداند چه چیزی دارد می‌خواند. بفهمد دارد چه می‌خواند حالا دیگر حداقلش این است که انسان بخواند و به ترجمه‌اش نگاه کند. توجه به این ترجمه داشته باشد حداقل. اگر می‌خواهد مستقیم زبان وحی را نمی‌فهمد حداقل ترجمه را بفهمد. حالا برای تلاوت قرآن خیلی آثار شگفت‌انگیزی ذکر کردند.

آثار تلاوت قرآن: جلا و حیات قلب

یکی از آن آثار از نبی اکرم است (صلی الله علیه و آله و سلم). ایشان می‌فرماید که «قلب‌ها زنگار می‌گیرد. همانطور که آهن زنگار می‌گیرد» از حضرت سوال کردند که آقا صیقل و جلا قلب‌ها در چیست؟ فرمود: « خواندن قرآن». آنها که غفلت می‌آید سراغ‌شان زنگار می‌آید سراغ‌شان، بی‌حسی و بی‌حالی می‌آید سراغ‌شان، سستی و ضعف ایمان می‌آید سراغ‌شان باورشان ضعیف است یقین‌شان ضعیف است، شل می‌شوند، حضرت می‌فرماید که زنگار قلب‌هایتان را تلاوت قرآن کلام الله است شوخی نیست‌ برطرف می‌کند. ولی یک شرط دارد من همیشه این را تاکید کردم. معصومین را هم این را فرمودند. عرض کردم: شما وقتی دارد نامه یک کسی را که دوستش دارید می‌خوانید آن موقع که دارید نامه‌اش را پیامش را می‌خوانید قیافه آن صدای آن حالت آن حس آن را با خودتان دارید اصلا جلو چشمتان است. انگار خودش الان حاضر است دارد برای خودت می‌خواند این را. اینجوری است دیگر آدم وقتی می‌خواند. انسان باید قرآن را همین جوری بخواند یعنی با صدای خدا بخواند. بتواند ذهنش را قوی کند. صدای قاری و حتی صدای خود را حذف کند. وقتی دارد می‌خواند ببیند الله دارد با تو حرف می‌زند. لذا امام صادق فرمود: طوری قرآن بخوانید که آیات دارد بر شما نازل می‌شود و بر قلب دارد نازل می‌شود این آیات. انگار که وحی دارد می‌رسد به شما. این ادب قرآن خواندن است یعنی باید این ادب را در خودمان ایجاد کنیم تا آن تاثیر اتفاق بیفتد. چطور وقتی می‌خواهی غذا بخوری سرپا نمی‌خوری در حالت راه رفتن نمی‌خوری. روی زمین نمی‌خوری حتی روی فرش هم نمی‌خوری چکار می‌کنی می‌گویی سفره بیندازند بعد این شرایط بیاید یک آدابی دارد یا میز را باید بچینیم بعد غذا بخوریم. می‌خواهیم غذا بخوریم این آداب دارد. مهمانی می‌خواهیم برویم می‌گوییم حالا مثلا مبلمان بگذارند مبل‌ها باید اینجوری روبه‌روی هم باشد کنار هم باشد میز باید اینجا باشد چراغ اینجا باشد تلویزیون باید اینجا باشد تا یک نشست برقرار شود منعقد شود اقامه بشود یک نشست. یا عروسی است یا عقد است یا عزا است. ما چینش داریم دیگر. یک مقدماتی داریم که آن آداب را باید رعایت بکنیم تا آن اتفاق بیفتد. اگر آن ادب را رعایت نکنید، هیچ وقت آن تاثیر و آن رشدی که باید حاصل شود نمی‌شود. وقتی انسان می‌خواهد قرآن بخواند باید آن ادب را رعایت کند؛ یعنی حواسش باشد که حسش موقع شنیدن صدای خدا و خواندن پیام خدا چه حسی باشد. اگر این را ما فهمیدیم آن تحولات بزرگ اتفاق می‌افتد. این زنگار از قلب ما کنار می‌رود و ما صاف می‌شویم. جلا پیدا می‌کنیم. روشن می‌شود قلب‌مان. خیلی چیزها شفاف می‌شود. خیلی شبهات، اشتباهات، افکار منفی، افکار ناامید کننده، افکار ترساننده، افکار کسل کننده همه از ما می‌رود وقتی که ما قرآن می‌خوانیم. حجاب‌ها کنار می‌رود. وسوسه‌های شیطان کنار می‌رود. انسان پرواز می‌کند وقتی که قرآن را درست می‌خواند؛ یعنی ادب خواندن قرآن را رعایت می‌کند.

قرآن: نامه عاشقانه الهی

باز از آثار دیگر قرآن من چند عددش را بخوانم. چون وقت کم است دیگر فقط به ترجمه‌ها اکتفا می‌کنم. قبل از اینکه بخواهم آثار را بگویم توجه به یک نکته دیگر هم لازم می‌دانم به شما عرض کنم و آن این است که قرآن عاشقانه نازل شده. این را یادتان باشد. خداوند می‌فرماید: من همه زمین «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُم ما فِی الأَرضِ جَمیعًا» هر چه روی زمین است به خاطر تو آفریده شده است. هر چه که هست در مخلوقات دقت کنید اگر انسان این پیام را بگیرد چقدر این پیام مهم است که خدا نازل می‌کند به تو «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُم ما فِی الأَرضِ جَمیعًا» باز با صدای من نشنوید. تصورتان باشد خدا دارد با شما حرف می‌زند و این آیات دارد به قلب مبارک شما نازل می‌شود. این یکی‌اش است. «اوست همه آنچه که روی زمین است برای شما خلق کرده». خیلی آیه سنگین است. اصلا فهمش همه چیز به خاطر من، برای من. من هیچ چیز در کره زمین نیست که ببینمش اشیا، گیاهان، حیوانات با این تنوع طبیعت درختان طبیعت میوه‌ها برگ‌ها. و هر چه که هست غروب و طلوع خورشید، شفق قطبی، بعد فرمود: « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ» هفت آسمان را هم برای تو آفریدم. خوب دقت کن. چقدر انسان باید جدی بگیرد خودش را و ما چقدر اصلا جدی زندگی نمی‌کنیم. اصلا با این آیات کاری نداریم متاسفانه. اصلا نقش نمی‌دهیم به این آیات در زندگی‌مان. اگر نقش بدهیم به این آیات دست از خیلی از بچه‌بازی‌ها، قهرها، طلاق‌ها، دعواها رقابت‌ها مسابقه‌ها مقایسه‌ها و این همه جهنم‌هایی که آدم‌ها در آن گیر هستند انسان بر می‌دارد. اگر بفهمد چقدر جدی است. چقدر برای انسان عظمت است. بعد می‌فرماید که چه؟ حالا شما نگاه کنید یک انسان را خدا اینجوری آفریده برایش عرش آفریده کرسی آفریده فقط آسمان‌ها نیست ببینید هفت آسمان که می‌گوید این هفت آسمان کرسی دارد، بالاتر از این عرش است. بهشت است جهنم است انبیا هستند. کتاب‌های آسمانی همه به خاطر تو. همین به خاطر تو. همین خوب توجه کنید. بعد می‌فرماید که حالا این قرآن هم برای تو نازل شده. «تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» یعنی نازل شده از سوی رحمن و رحیم است یعنی عشق با رحمت برای شما من این را نازلش کردم‌. یعنی همه رحمت و همه رحیمیتم را ریختم در این قرآن و فرستادم برای شما. و من قرآن چیست؟ قرآن یک نامه عاشقانه است. یک نامه عاشقانه. ان شالله اگر فرصت شد من هفته بعد خواهش می‌کنم بچه‌های رسانه چند دقیقه‌ای این چند کلیپ را حتما نشان بدهند از این خارجی‌هایی که ایمان آوردند و مسلمان شدند ببینیم قرآن را اینها چطور می‌خوانند. احساساتشان در مورد قرآنی که تازه با آن رفیق شدند چطوری است. شورشان، اشک ریختنشان، هیجان‌شان، شادی‌شان، ذوق‌زدگی‌شان وقتی دارند قرآن می‌خوانند. عشق‌بازی با خواندن قرآن، لذت بردن، مست شدن با قرآن. سرور، شادی، شعف، هیجان، سرمستی با شنیدن آیات قرآن. اگر من اینجوری نیستم یعنی من یک زمختی‌هایی هم دارم یک زنگارهایی روی قلب من است. یک حجاب‌هایی روی قلبم است. موانعی است یک خطاهایی کردم، یک گناهایی دارم که با کلام الله سرمست نمی‌شوم. نامه‌ای به این بزرگی و عظمت که فضیلتش بر همه کتاب‌ها و مطالعات و دانش‌هایی که بشر دارد، مثل فضیلت خود خداست بر بنده‌اش. حالا می‌خواهد کتاب بخواند. یک کسی من علاقه دارم یک کتابی بخوانم یک کسی گفت چه مطالعه کنم گفتم قرآن مطالعه کن. خیلی‌ها نمی‌فهمند این را قرآن مطالعه کنم. قرآن بخوانم یا بعضی از عزیزان یک موقعی از من مشاوره می‌گیرند می‌گویند مثلا من چه رشته‌ای بروم. به آنها می‌گویم اگر می‌خواهید خسارت نبینید آنها که رشته‌هایشان می‌خورد اگر می‌خواهی خسارت نبینی، برو تفسیر بخوان. برو قرآن را بفهم. تفسیر بخوان. خسارت نمی‌بینی.

قرآن: منبع دانش و قانون اساسی دولت کریمه

آقا امام زمان ظهور کند تمام دانش‌های دنیا می‌آید روی قرآن. اساساً دولت امام زمان فرهنگش فرهنگ حکومت کریمه دولت کریمه قرآن است. منبع علمی و تخصصی و قانون اساسی دولت کریمه تا قیامت قرآن است و همانطور که ما هست هزار سال است که بشر دارد روی بدن کار می‌کند و حتی یک عضوش را نشناخته و این بدن انگار باکره است دست نخورده همین جوری مانده با اینکه هشت هزار سال دارد تحقیق می‌شود روی بدن‌. قرآن یک کتابی است که تا قیامت همین جوری دست نخورده است؛ یعنی بشر خیلی استفاده می‌کند از دانش‌هایش از علومش معارفش شنا زیاد می‌کند در آن دریای بی‌پایان الهی. گوهرهای فراوان، گنجینه‌های فراوان از آن بر می‌دارد و استفاده می‌کند اما اینقدر عظمت دارد که مثل بدن بعد از هشت هزار سال چقدر عظمت دارد این بدن. یک مولکول خدا، یک سلول خدا، یک پشه ی خدا، یک گل خدا بشر نمی‌تواند شنا بکند برود ته آن. من رفتم ته این برگ را درآوردم ته این گل را درآوردم ته این اتم را درآوردم. نمی‌تواند بشر برود. قرآن از همه اینها عظمتش بالاتر است. خیلی بالاست. ببنید آنقدر زیباست آنقدر عظمت دارد می‌فرماید: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ» بعد «خَلَقَ الْإِنْسَانَ» الرحمن شروع از کیست؟ از اسماء الهی شروع با چه چیزی می‌شود؟ با رحمانیت با مهربانی همه اش رحمانیت شروع همه چیز از رحمانیت. باز «الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ» تعلیم قرآن می‌کند به چه کسی به همان کسانی که قرار است امامت انسان‌ها را بر عهده بگیرند هدایت بشر را بر عهده بگیرند به انسان‌های کامل. بعدش خلق الانسان. حاملین قرآن چه کسانی اند؟ آنها که این کتاب را می‌فهمند. خود قرآن هم دارد معرفی‌شان می‌کند. «لَا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» فقط معصومین این قرآن در دست معصوم است. الان چطور یک دفعه امام بیاید بگوید به همه پزشکان دنیا بگوید تا الان شما در طول این چندین هزار سال هر چقدر راجع به بدن پیشرفت کردید بذارید کنار، این چون هنوز حتی یک عضوش را شما نشناخته‌اید، ولی من همه دانش بدن انسان دستم است. اینجوری است امام دستش است هیچ چیزی از زوایای هیچ موجودی و هیچ مخلوقی نیست که در دستش نباشد. و بالاتر از اینها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها. هیچ چیز نیست که دستش نباشد. خود این قرآن دارد راجع به فرمول‌های خلقت فرمود: «وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ». هیچ استثنایی ندارد. ماسوی الله تمام محاسبات و ساختارهای ریاضی و عددی و مهندسی‌اش در اختیار یک امام است؛ امام مبین. ماسوی الله دست اوست. اگر امام یک دفعه بیاید به جامعه پزشکی بگوید که من می‌خواهم تمام دانش بدن را به شما بدهم که دیگر شما مجهولی نداشته باشید، می‌دانی یعنی چه؟ این دانش یعنی ده‌ها هزار سال دانش می‌خواهم یک دفعه به شما بگویم. چقدر سنگین است. بشر همین جوری با سعی و خطا آزمایش و تجربه و نظریه روی این بدن هشت هزار سال کار کرده. میلیون‌ها آدم مردند تا بشر یک تجربه یک اطلاعات به دست آورد. میلیون‌ها ده میلیون انسان موش آزمایشی شدند برای کسانی که می‌خواستند مطالعه کنند بدن را. حالا نگاه کنید قرآن چیست، چقدر عظمت دارد. خدا می‌گوید همه دانش قرآن که گفتم «أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ» علم خدا ست نازل شده با علم الهی همه اش در اختیار معصوم است. حالا می‌فهمید چرا باید این ترتیب ریاضی رعایت می‌شد! «الرَّحْمَنُ» اول چه علم القران بعد چه خلق الانسان. چون اینقدر این کلام عظمت دارد، نمی‌شود بعد خلق انسان این دانش را بدهی به قلب یک کسی، غیر از متخصص معصوم. دریافت نمی‌کند. الان اگر امام بیاید بگوید من همه پزشکی را می‌خواهم به شما یاد بدهم مگر بشر می‌تواند دریافت کند. من می‌خواهم همه دانش هسته‌ای را به شما منتقل کنم. بشری که هزاران سال طول کشیده تا اینها را در بیاورد چطور می‌تواند یک دفعه این حجم از دانش را دریافت کند. برای همین کسی می‌تواند این حجم از دانش را علم الله را دریافت کند که خلیفه الله باشد و مثل اعلی باشد. بدانید جایگاه مادرتان چیست. مادرتان برای تان چه چیزی انتخاب کرده از دنیا بالاخره اگر سلیقه هم باشد مادرمان خوش سلیقه‌تر از ما است. اگر سلیقه‌ای باشد باید بسپاریم به مادرمان بگوییم مادر تو از دنیا چه را برای ما انتخاب می‌کنی! از دنیای شما از دنیای شما این سه چیز خیلی خوب است: اینها را بردارید. پس ببینید خیلی مهم است پیام حضرت زهرا. وقتی دارد می‌گوید از دنیای شما من «تِلاوَهُ کِتابِ اللّهِ» را انتخاب کردم. خواندن کتاب‌ها و چقدر ما باید سرمایه‌گذاری کنیم همت کنیم که قرآن‌خوان شویم. قرآن‌فهم بشویم؛ یعنی وقتی می‌خوانیم آن نامه عاشقانه را دریافت کنیم. من تا حالا چند بار با این رابطه عاشقانه بین مثلا یک ایرانی با یک خارجی روبه‌رو بودم. در بخش بین‌المللی این چیزها برای ما پیش می‌آید. بعد طرف می‌گوید اینجوری نمی‌شود من چطور می‌توانم با این دختر یا با این پسر ارتباط بگیرم در حالی که زبان‌شان را نمی‌دانم. ما می‌خواهیم عاشقانه زندگی کنیم رفته روی عشقش زبان را یاد گرفته چند وقت پیش یکی از این خودشیفته‌های خود نشناس می‌گفت من به عشق این فوتبالیست یک فوتبالیستی بود یک خانمی بود گفت به عشق این فوتبالیست رفتم زبان‌شان یاد گرفتم گفتم برای چه زبانش را یاد گرفتی گفت امیدوارم یک روز من بتوانم با او روبه‌رو شوم با زبان خودش با او چند جمله حرف بزنم. حالا ما چقدر سهل‌انگار هستیم در فهم قرآن فهم ادبیات قرآن اصلا عاشق نیستیم خدا می‌گوید ما همه را با عشق فرستادیم همه را با دلدادگی برای شما فرستادم همه را با رحمت با شور کرامت شما فرستادم فرستادمش تا تو بفهمی چقدر پیش من عزیز هستی. چقدر پیش من قیمتی هستی ولی ما اصلا رغبت نداریم بچه‌های‌مان را هم می‌فرستیم زبان خارجی یاد بگیرد. الان چقدر والدین علاقه دارند بچه‌هایشان را بفرستند زبان قرآن یاد بگیرند یا چقدر خودشان علاقه‌مند هستند بروند قرآن یاد بگیرند که بفهمندش این نامه عاشقانه را. خدا شاهد است ما یکی از دوستان که در تبلیغات بین‌الملل کمک‌مان می‌کرد به او گفتم: تو چطور این زبان را رفته‌ای یاد گرفته‌ای گفت این فوتبالیست فلانی اسم نیاورم گفت این فوتبالیست را من خیلی خوشم می‌آمد ازش دوستش داشتم یک آقایی است گفت من آنقدر عاشق این بودم که به عشق این فوتبالیست رفتم زبانش را یاد گرفتم. مثل آن خانم که رفته بود. بعدا این تحول پیدا کرده بود حالا آمده بود مثلا در بخش بین‌الملل هم کمک می‌کرد. می‌گفت من الان این زبان را یاد گرفتم بیایم برای امام زمان برای خدا ازش استفاده کنم. عشق یک عشق مجازی بوده آن هم یک فوتبالیست. ولی حالا می‌خواهم معشوق حقیقی مصرف کنم این زبانی که یاد گرفتم. ما چرا اینقدر تنبل هستیم چرا اینقدر توجیه می‌کنیم چرا اینقدر کسل هستیم در فهم کلام معشوق‌مان. در حالی که علمی‌ترین، تخصصی‌ترین دانش‌ها، عمیق‌ترین دانش‌ها و صحیح‌ترین دانش‌ها با زبان معشوق‌مان نازل شده. «أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ» همین کافی است که انسان برود عربی یاد بگیرد که فقط بفهمد علم خدا یعنی چه. علم خدا در همه رشته‌ها یعنی چه. ولی ما اصلا رغبتی نداریم ترجیح می‌دهیم برویم چند سال انگلیسی بخوانیم، زبان‌های دیگر را یاد بگیریم، اما وقتی قرآن می‌خوانم بفهمم معشوقم با من چه می‌گوید و مست کنم. حالا خیلی جالب است این غیرت خارجی‌ها خیلی عجیب است اینها زبان‌شان با ما خیلی دور است از قرآن. ولی مثلا طرف هنرپیشه است. یک هنر پیشه است یک آدم مثلا ضداسلام ضدپیغمبر است که حالا یک دفعه توبه کرده بعد می‌بینی که در کمترین زمان رفته عربی را یاد گرفته. یک رپر است، یک خواننده است، اصلا خواننده است. بعد یک دفعه می‌بینید که حالا می‌آید برای تو قرآن می‌خواند. بعد شروع می‌کند به گریه کردن. مست می‌کند با این قرآن. هنرپیشه هالیوودی است، بعد می‌آید سوره حمد را برای تو تفسیر می‌کند چقدر زیبا تفسیر می‌کند چقدر زیبا می‌فهمد این مفاهیم را. و بعد با ذوق‌زدگی تمام می‌آید به همه میلیون‌ها فالوور خودش به قول معروف دنبال کننده خودش می‌گوید که می‌دانید من در قرآن خواندن چه خواندم در قرآن به همه آنها می‌گوید این آیه در قرآن آمده. ما الان خیلی ظلم می‌کنیم به قرآن خیلی بی‌عاطفه هستیم نسبت به قرآن.

قرآن: رفیق صمیمی و نجات‌بخش

من فقط همیشه یک سوال می‌کنم که خدا چون می‌گوید قرآن روز قیامت محشور می‌شود سوالات مهم پنجاه سوال قیامت قرآن است. در موقف قرآن اگر قرآن به ما بگوید این به من بی‌محلی کرد ما چه جواب بدهیم؟ سوال است دیگر من الان دارم به شما می‌گویم به عنوان پدرتان معلم‌تان دارم می‌گویم به عنوان دوست‌دارتان دلسوزتان. اگر قیامت در موقف قرآن یک موقفی است آنجا باید بایستیم در رفتارت با قرآن سخن بگویی. انست، رفتارت، عملت سوال می‌کنند دیگر قطعی هم است. اگر آنجا از ما سوال کنند تو با قرآن چکار کردی ما چه بگوییم. انست چقدر بود. در روز چقدر می‌خواندی. با سوره‌هایش چقدر آشنایی داری. با خودش چقدر آشنایی داری. با معارفش چقدر آشنایی داری. چقدر بغلش کردی! چقدر گذاشتی رو سینه‌ات! چقدر بوسیدی رابطه عاطفی‌ات چقدر بوده با قرآن. قرآن یک رفیق صمیمی است یک رفیق صمیمی است. لذا حضرت فرمود اگر کسی با تلاوت قرآن انس بگیرد از مرگ هیچ کس غصه نمی‌خورد. آقا امام سجاد فرمود: اگر همه دنیا بمیرند همه مردم من تنها باشم وقتی قرآن با من است هیچ ترس و وحشتی ندارم. چیست این قرآن. جدی‌ترین پیام که در دنیا از اول خلقت انسان تا قیامت بر انسان نازل شده و انسان باید جدی بفهمدش، قرآن است. مادر ما فاطمه زهرا به ما چه می‌گوید؟ می‌گوید: من از دنیای شما تلاوت کتاب الله را انتخاب کردم. پسندیدمش. اینکه انسان انس بگیرد با این کتاب وقت بگذارد شب نصف شب سحر خلوت یک جایی هر جا. خدا رحمت کند حضرت امام سلام الله علیه در سیره‌شان نوشتند که ایشان قرآن را چنان نزدیک خود نگه می‌داشت مثلا وقتی می‌رفت بنشیند تا سفره -ما چقدر تا حالا عمرمان پای سفره تلف شده بفرمایید سر سفره بعد افراد زودتر هم می‌روند آنها که شکموتر هستند زودتر هم می‌روند می‌نشینند حالا کو تا سفره بیندازند کو تا سفره چیده شود، تا غذا بیاید- می‌گفت امام هر وقت اینجوری بود در همین فاصله قرآنش را باز می‌کرد. آدم گاهی وقت‌ها تا سفره بیاید بیندازند تا بخورند یک جز قرآن خوانده. بعد حضرت می‌گویند: پنجاه آیه واجب است هر مسلمانی بخواند. پنجاه آیه را وقت ندارد بخواند. این دروغ نیست. این بی‌وفایی نیست. این ظلم به قرآن و خودمان نیست بعد ببین که در طول روز چقدر در فضای مجازی دارد پرسه می‌زند شب نصف شب یعنی در فضای مجازی دارد پرسه می‌زند. می‌خواهد بداند چه کسی چه چیزی گفته کجا چه خبر است بعد هیچ وقت حاضر نیست بفهمد خدا چه گفته. اخبار دست خداست. فرمول‌های عالم دست خداست. قواعد خلقت دست خداست. در خودشناسی، در شناخت غیر، در شناخت الله در شناخت معصومین، در شناخت دشمنان، در شناخت عالم طبیعت، در شناخت قواعد سعادت اینها همه اش خبر است دیگر. ما به اخبار قرآن علاقه‌ای نداریم مثلا فلان جا فلان دختر اینجوری کرد فلان ورزشکار اینجوری کرد فلان سیاست‌مدار اینجوری کرد فلان هنر پیشه اینجوری کرد فلان حیوان اینجوری شد‌. برایمان خیلی مهم است. بدانیم تعقیب می‌کنیم. انتخاب می‌کنیم. وقت می‌گذاریم ببینیم. مثلا الان چه اتفاقی افتاده فلان آدم فاسد فلان آدم هرزه فلان آدم اهل فحشا چکار کرده مثلا. ولی اصلا اخبار قرآن را علاقه‌ای نداریم.

قرآن: بهار دل‌ها و حیات قلب‌ها

«حُبِّبَ إلَىَّ من دُنیاکُم ثَلاثٌ: تِلاوَهُ کِتابِ اللّهِ» تلاوت کتاب خدا. من نمی‌خواهم راجع به خیلی عمیق بروم درباره این موضوع صحبت کنم می‌خواهم فقط بعضی از آثار را برایتان بگویم یکی همین جلا یافتن قلب انسان، دل انسان. دو) شاد شدن، بهاری شدن، سرسبز شدن دل انسان. قرآن تو را شادت می‌کند. رَبیعُ القُلوبِ بهار دل‌هاست. بهار اگر می‌خواهی دلت بهاری شود از زمستان و یخ‌زدگی. یخ‌زدگی خیلی چیز خطرناکی است. آدم وقتی یخ‌زده می‌شود تا می‌آید یخ‌ها آب بشود و به حالت طبیعی برگردد طول می‌کشد. شما الان بروید بیرون شب یک ذره لرز بیفتد در بدن‌تان این که یک دفعه بیایی در محیط گرم مشکلت حل نمی‌شود می‌بینی کنار بخاری ایستاده‌ای باز داری می‌لرزی. خیلی طول می‌کشد تا دوباره آن گرمای بدن دوباره برگردد و تو آرام شوی. تازه این سرماست یخ‌زدگی نیست. یخ‌زدگی خیلی داستانش فرق می‌کند. رَبیعُ القُلوبِ بهار دلهاست ببینید با چه ادبیاتی صحبت می‌کند اما چه کسی این را می‌فهمد سوال چه کسی وقتی می‌فهمد قرآن بهار دلهاست خوشحال می‌شود می‌گوید بهار! برای ما که بهار طبیعت می‌آید بخش گیاهی ما و بخش حیوانی ما ذوق‌زده است می‌گوید عید می‌خواهد نزدیک بشود‌. از بهمن ماه همه شروع می‌کنند راجع به عید حرف می‌زنند خرید عید و نمی‌دانم عیدی و مسافرت و خانه‌تکانی و بهار می‌خواهد بیاید. حالا ممکن است بهارش هم بهار نباشد. جدی دیدید که بعضی از بهارها تا سیزدهم برف هم می‌آید. دیدید باران می‌آید برف می‌آید همه چیز می‌ریزد به هم. ما خیلی دیدیم بارها من دیدم سیزدهم چهاردهم پانزدهم برف. ولی می‌بینی خودش را کشته دو ماه جلوتر دارد برنامه‌ریزی می‌کند. چقدر تاثیر دارد این بهار طبیعت. بعد وقتی می‌گویی بهار دل. اصلا آدم دل ندارد. اصلا دلی ندارد که بخواهد برایش دلش بسوزد. بهار قلبم است. دقیقا مثل همان شاعر بی‌ذوق تا صبح بوی گند گل و زرزر بلبل و شرشر آب نگذاشت بخوابیم. این هم همینطور است. همین بهار قلب‌هاست. آقا گوش خر بفروش و دیگر گوش خر ما تا این گوش حیوانی را نفروشیم با گوش حیوانی برویم پای سخنرانی و جلسه بنشینیم این صحبت‌ها هیچ تاثیری در ما ندارد؛ یعنی حتی اگر استادمان حتی مادرمان فاطمه زهرا این شانه‌های ما را بگیرد و بگوید دارم به تو می‌گویم به تو دارم می‌گویم «علیکم بالقرآن» پیغمبر اینجوری فرمود: «علیکم بالقرآن» بر شما واجب است پرداختن به قرآن. علی  شانه‌هایت را بگیرد تکان بدهد بگوید روزی پنجاه آیه واجب است بخوانید. ما می‌شنویم اما اصلا نه تکانی می‌خوریم نه تصمیمی می‌گیریم نه علاقه‌ای داریم اصلا انگار کر هستیم. انگار نشنیدیم‌. چه کسی می‌تواند این حرف‌ها رویش تأثیر بگذارد؟ کسی که گوش انسانی‌اش، خودش بلوغ انسانی پیدا کرده باشد و با گوش انسانی بشنود این حرف را. دارد راجع به قرآن می‌فهمد، این برود در آن وجودش قلبش. برای همین گفتم اول جلسه آن که مهم است شنیدن شما و فهمیدن علمی شما عقلی شما نیست. آن اصلا خیلی مهم نیست شروع کار است آن یک مقدمه است. آن که مهم است معرفت است «العِلمُ أوَّلُ دَلیلٍ و المَعرِفَهُ آخِرُ نِهایَهٍ» علم اول، اولین راهنما شروع راهنمایی شما دانش کسب می‌کنید این را شنیدید؛ اما فقط یک عده کمی این دانشی را که می‌شنوند وارد قلب‌شان می‌شود و به معرفت تبدیل می‌شود و از حالت دانایی به دارایی می‌آید. از حالت شنیدن به شدن می‌رسند. خوش به حال کسی که گوشش باز باشد. خوش به حال کسی که گوش داشته باشد اصلا. گوش انسانی. خوش به حال چنین کسی. پس یکی خرم و بهاری شدن دل است: «رَبیعُ القُلوبِ» و یکی «زنده شدن دل» است. این خیلی بالاتر است. زنده شدن دل حیات القلوب. یعنی آدم دل‌مرده اگر دل بسپارد به قرآن دلش زنده می‌شود. آدم‌های بی‌انگیزه سرد به پوچی رسیده که هیچ چیز برایشان معنا ندارد به کسی اعتماد ندارند به چیزی اعتماد ندارند، دنیا جلوی چشم‌شان سیاه است همه اش می‌گویند آخرش که چه، این زندگی چیست، به چه درد می‌خورد ما اصلا برای چه آمدیم به این دنیا آدم‌هایی که به ته خط رسیدند. بیایید مصاحبه‌های این خارجی‌ها را ببینید که در معرض خودکشی هستند در معرض نابودی و پوچی هستند می‌گویند قرآن ما را نجات داد. قرآن ما را نجات داد. « حیات القلوب» یعنی در بدترین وضعیت قرآن حیات است. آب حیاتی که می‌خورد و زنده می‌کند. پس من باید یک جوری با این برخورد کنم که از ماهیت خرم‌سازی، بهاری شدن و زنده شدن دل بلد باشم استفاده کنم. این خاصیت را دارد ولی تو باید این خاصیت را بلد باشی استفاده کنی. بله الان شما را گذاشتند کنار این هواپیما. خدا رحمت کند شهید مصطفی صدرزاده را در یکی از این صحنه‌های شوخی‌اش رفته بود نشسته بود روی هواپیما به بچه‌ها گفته بود بچه‌ها می‌دانید چه طور راه می‌افتد؟ بعد اینجوری نشسته بود نوک دهانه هواپیما بعد گفت اینها یک مشت علف گرفته بود جلویش اینجوری بو بکش الان راه می‌افتد الان خوشش می‌آید راه می‌افتد. شوخی می‌کرد می‌خواهی هواپیما را راه بیندازی این پرواز می‌کند این. این بالاتر از پرواز هواپیمای مسافرتی تو را بالاتر می‌برد. بلد هستی راه بیندازی سوارش شوی بروی با آن یا نه. اول باید این را یاد بگیری من چطور سوار این بشوم پرواز کنم. یک منطقی دارد. خلبانان چطور می‌توانند پرواز کنند به این اوج و لذت برسند؟ می‌روند منطق هواپیما را یاد می‌گیرند. وقت می‌گذارند چند وقت منطقش را یاد می‌گیرند. تمرین می‌کنند بعد یک دفعه می‌بینی من الان نشسته‌ام پشت هواپیما. آن چیز که فکرش را می‌کرد اتفاق افتاد. ببین آهان الان دارد راه می‌رود. من الان بخواهم سرعت بگیرم پرواز کنم. پرواز می‌کند. ولی بالاخره زحمت کشیده رفته منطق را یاد گرفته. حوصله کرده برایش مهم بوده زحمت کشیده وقت گذاشته. ما قرآن برای‌مان آنقدر مهم نیست وقت بگذاریم برایش. اینقدر که به دانش‌های دنیایی علاقه داریم به قرآن علاقه نداریم. در حالی که پیامبر فرمود: دانش‌های دنیایی هیچ است در مقابل دانش‌های قرآن. مثل یک آدم است در مقابل خدا‌. با اینکه این را هم می‌دانیم تشویق نمی‌شویم برویم وقت بگذاریم، انس بگیریم، یک استادی را انتخاب کنیم. یک مربی انتخاب کنیم. آقا یک کانال این همه کانال آموزشی. این همت را نداریم. زنده شدن دل.

تلاوت قرآن: بازدارنده از فحشا و منکر

بعد فرمود: «تلاوت القرآن تنهی عن الفحشا والمنکر»؛ مثل نماز. تلاوت قرآن انسان را از فحشا و منکرات باز می‌دارد. داستان معروفی است همه تان شنیدید. این جناب دزدی که می‌خواست برود دزدی کند از دیوار خانه کسی بالا رفت و او داشت قرآن می‌خواند. بعد این آیه را خواند. «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ» خیلی عجیب است این آیه. وقتش نرسیده برای مومنین اینکه دلشان برای قرآن نرم شود. وقت نرسیده آیا. «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ». با یاد خدا قلب‌هایشان یک تکانی بخورد خشوع پیدا بکند نرسیده. این هم روی پشت بام بود داشت می‌خواست روی چینه خانه بپرد پایین برود دزدی‌اش را بکند. بعد آیه را شنید گفت آره وقتش است وقتش است و برگشت و رفت یک آدم بزرگ شد. بروم بروم خدا دارد با من حرف می‌زند. این آیه دارد با همه مان حرف می‌زند برای مومنین دیگر. می‌گوید وقتش نرسیده مومنین دیگر دل‌هایشان را نرم کنند به خشوع بیفتند از چموشی‌ها و از این حالت‌های وحشیانه قلب خودشان دست بردارند. دل‌هایشان را نرم کنند دیگر با قرآن. وقتش نرسیده «تنهی عن الفحشا والمنکر» قرآن وقتی می‌خوانی با صدای خدا با پیام خدا داری برایش می‌خوانی. تنهی یعنی چه یعنی بی‌رغبتت می‌کند نسبت به گناه. الان اینها که می‌خواهند لاغر شوند، می‌روند رژیم می‌گیرند. بعد در بعضی از رژیم‌ها می‌گویند این را نخور. این را نخور این را نخور. می‌گوید چطور نخورم اصلا اینقدر بخور است می‌گوید چه بخورم لاغر شوم نمی‌گوید چه نخورم. اصلا حرف نخوردن نباید به این بزنی. ببینید یک چیزی بگویید من بخورم لاغر شوم یعنی اصلا مفهوم نخوردن اصلا در قاموس این نیست. یا مثلا می‌گوید نمک نخور شکر نخور شیرینی نخور کیک نخور گوشت نخور فعلا یک مدت برنج نخور نان نخور. اصلا متوجه نیست. الان در طب به خصوص طب اسلامی روش‌های خوبی هم دارد می‌گوید آقا اصلا من به تو نمی‌گویم نخور. بخور. حالا چکار کنم یک قرصی هم که من به تو می‌دهم را هم بخور بعد این قرص را که می‌خوری می‌بینی که اصلا بدت می‌آید از غذا، اشتهایت کور می‌شود اصلا؛ یعنی آن شهوتی که به غذا داشتی بعد سر سفره می‌بینی اصلا رغبتی نداری بعد یواش یواش می‌بینی این بدن لاغر می‌شود. نه جلو غذا خوردنت را می‌گیرد اصلا غذا نخور. می‌توانی از غذا بخوری ولی یک کاری می‌کند که تو دیگر با شهوت نخوری. زیاده‌روی نکنی. آن اصولی را که در غذا خوردن دین گفته رعایت کنی. بعد می‌بینی بدنت درست شد وزنم کم شد. قرآن یک جوری است که وقتی می‌خوانی مبدأ میلت را عوض می‌کند. اگر با آن گوش بخوانیم. اگر با گوش حیوانی نه. اصلا خودش گوش را برای تو ایجاد می‌کند اولا. اول آن گوش را ایجاد می‌کند برایت؛ یعنی گوش انسانی می‌آورد برایت و بعد یواش یواش می‌بینی که علاقه‌ای نداری به معصیت به گناه. دوست نداری اصلا. «تنهی عن الفحشا والمنکر». بدت می‌آید اصلا. اخلاقت را عوض می‌کند اخلاق قرآنی می‌کند شخصیتت را شخصیت قرآنی می‌کند میل‌هایت را میل‌های انسانی می‌کند. آن وحشی‌گری نفس را از بین می‌برد. آن هیجان نفس تندی نفس را از بین می‌برد قرآن‌. آن دریدگی انسان هار بودن تیزی نفس را از انسان می‌گیرد قرآن. آدم را نرم می‌کند. دیگر چی. قربان امیرالمومنین بروم اینها که خواندم از پیغمبر بود. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  1. حضرت زهرا (س) از دنیای ما سه چیز را محبوب خود دانسته‌اند: تلاوت کتاب خدا، نگاه به چهره رسول خدا، و انفاق در راه خدا.

  2. برتری قرآن بر سایر کلمات و اندیشه‌ها، مانند برتری خداوند بر مخلوقاتش است.

  3. قرآن با “علم الله” نازل شده است؛ این عبارت شاه‌کلیدی برای حل بسیاری از مشکلات انسانی، تربیتی و روابط است.

  4. فهم واقعی قرآن، نه صرفاً درک عقلی، بلکه دریافت قلبی و معرفت به کلام الهی است.

  5. راهنمایی کامل انسان نیازمند هفت تخصص است که فقط در اختیار خداوند و متخصص معصوم قرار دارد و قرآن با این تخصص‌ها نازل شده است.

  6. قرآن، کتابی است که فرمول‌ها و قواعد تمام تخصص‌ها را در خود جای داده و دانش‌های بشری در مقابل آن ناچیزند.

  7. وقتی بانویی عرشی مانند حضرت زهرا (س) از دنیای ما سه چیز را انتخاب می‌کند، نشان‌دهنده گران‌بهایی و اهمیت بی‌نهایت آن سه چیز در تعالی و سعادت انسان است.

  8. تلاوت قرآن باید با فهم و تدبر همراه باشد، چرا که “در خواندنی که تدبر نیست، خیری هم نیست.”

  9. تلاوت قرآن زنگار قلب‌ها را برطرف کرده و به آن جلا و روشنایی می‌بخشد و انسان را از غفلت، بی‌حسی و ضعف ایمان نجات می‌دهد.

  10. برای تأثیرگذاری عمیق تلاوت قرآن، باید آن را با این حس خواند که خداوند مستقیماً با ما سخن می‌گوید و آیات بر قلب ما نازل می‌شوند.

  11. قرآن یک “نامه عاشقانه” از سوی خداوند است که با تمام رحمت و رحیمیت برای انسان نازل شده تا او عظمت و ارزش خود را در نزد پروردگار درک کند.

  12. قرآن منبع اصلی دانش، تخصص و قانون اساسی “دولت کریمه” امام زمان (عج) خواهد بود.

  13. قرآن کتابی است که تا قیامت دست‌نخورده باقی می‌ماند و بشر همواره می‌تواند از دانش‌ها و معارف بی‌کران آن بهره‌مند شود.

  14. کسی می‌تواند علم الهی موجود در قرآن را دریافت کند که “خلیفة الله” و “مثل اعلی” باشد، مانند معصومین.

  15. بی‌علاقگی ما به فهم قرآن و ترجیح دانش‌های دنیایی، ظلمی بزرگ به خود و کلام الهی است.

  16. قرآن رفیقی صمیمی و نجات‌بخش است که انس با آن، ترس و وحشت از مرگ را از بین می‌برد.

  17. قرآن “ربیع القلوب” و “حیات القلوب” است؛ بهار دل‌ها و زنده‌کننده قلب‌های مرده و بی‌انگیزه.

  18. تلاوت قرآن انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد و میل‌های او را به سمت انسانیت و دوری از گناه سوق می‌دهد.

  19. برای بهره‌مندی از قرآن، باید منطق آن را آموخت و با همت و وقت‌گذاری، به آن انس گرفت تا پرواز روحی اتفاق بیفتد.

  20. اگر در قیامت، قرآن از بی‌توجهی ما به خود شکایت کند، چه پاسخی خواهیم داشت؟

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه