فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجب التعظیم، شهدا، علما، مراجع، اولیای الهی که در محضرشون هستیم، صلوات بلند ختم بفرمایید.
اهمیت دعا برای یکدیگر
امشب یک روایت بسیار پرمغز و جذاب و زیبا انتخاب کردم براتون. یک مقدار دقت لازم دارد این. انشاءالله بتونیم همهمون در وجودمان پیاده کنیم. فقط خواهشی که دارم اینکه همین امشب که شب جایزه هم هست، جوایز معنوی زیادی خدا برای همه ماها در نظر گرفته و آغوشش را خدا به روی همه بندگانش باز کرده، دعا بکنیم همدیگر را، نه فقط خودمونو که خدا همهمون رو انشاءالله موفق کنه به اینکه ما بتوانیم به این روایت و سایر آموزهها، به خصوص آنچه که در ماه رجب، شعبان و ماه مبارک رمضان هست، انشاءالله عمل کنیم. وقتی همدیگر را دعا بکنیم، از پشتیبانی هزاران دعا برخوردار هستیم که در حق ما میشود، اجابت میشود. شاید دعای ما در حق خودمان نشود، اما دعای دیگران چرا در حق ما میشه. دعای ما هم در حق دیگران میشود، اجابت میشود. بنابراین حواسمون به همدیگه باشد.
ذکر تمام وجود انسان
روایت از وجود مقدس امام صادق است. البته در روایت دارد که امام صادق یا امام باقر. اصل حدیث این است که تمام وجود انسان ذکر دارد و یاد دارد و باید انسان با همه وجودش یاد معشوقش را بکند. کسانی که در زندگیشان عشق را به معنای حقیقی تجربه کردند، چه عشق جمادی، چه عشق گیاهی، چه عشق حیوانی و جنسی، یعنی عشقهای زمینی، عشق به یک جنس مخالف، عشقهای علمی، و انشاءالله کسانی هم باشند که عشقهای آسمانی و انسانی را تجربه کرده باشند، زبان این روایت را خوب میفهمند. کسی که عشق را تجربه کرده، از فرق سرش تا ناخنش، و حسهاش، خیالش، وهمش، عقلش و روحش، عشق را میچشد مزهاش را. همه وجودش این عشق نفوذ دارد در وجودش. امام برای بخشهای مختلف انسان، ذکر خدا را که ناشی از عشق خدا انشاءالله باشد، بیان میکند. این روایت هم یک درس کامل انسانشناسی هست و معرفت نفس و هم خودشناسی و هم اینکه ما چگونه یاد خدا را بر تمام وجودمان مستولی بکنیم. خواهش میکنم دقت کنید.
ذکر زبان: حمد و ثنا
میفرماید که: «ذکر اللسان الحمد و الثناء». ذکر زبان، حمد و ثناست. یعنی انسان وقتی که عاشق یک کسی هست و یادش میکند، همه اش از خوبیهاش و قشنگیهاش صحبت میکند. دیدید مادر و پدر همه اش از بچه هایشان تعریف میکنند، قربون صدقهاش میرند، نمیدونم قربون راه رفتن، قربون خندیدن، قربون بازی کردن، قربون نگاه کردن. این ثنای بچه را دارد میکند، حمد و ثنای بچه را میکند یا هر کسی که دوستش دارد. یک خانم عاشق یک آقاست. ببین در کل صدها میلیون ترانه عاشقانه سروده شده، شاعرها دائماً در حال سرودن ترانههای عاشقانه هستند. خب تبدیل میشود به همین ترانههای کوچه و خوانندهها میخوانند، قربون صدقه همدیگر میرند یا در ادبیات عرفانی ما، درسته ظاهرش لیلی و شیرین، عذرا و معشوقهای اینجوری هست، شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون. درسته که حالا ظاهراً معشوقهای زمینی هستند، اما عارف ما اینها را در واقع یک مصداقی از عشق بین انسان و خداوند میداند. ولی یکی از تولیدات ادبی جهان چیست؟ ترانههای عاشقانه. تمامی هم ندارد، هیچ وقت تمام نمیشود. شما حتی اگر بخواهید ترانههای عاشقانه را جمع کنی، نمیتوانی به ته اش برسی. تا تو بخواهی جمع کنی، هزار تا دیگر درآمده، هر روز داره تولید میشود. چرا تولید میشود؟ برای اینکه انسان در زندگی نیاز دارد که محبوب خودش را ثنا بکند، حمد و ثنا به جا بیاورد. معشوقش را بگوید. معشوقش یک ماشینه، این یک سر قربون صدقه ماشین میرود. یکی جواهره، یک کسی یک خانه است، یک کسی بچهاش هست، یک کسی زنش هست، یک کسی شوهرش هست، یک کسی هر کس. انسان دائماً در حمد و ثناست. یاد معشوقش. بنابراین اگر کسی عاشق خدا باشد، عاشق خانواده آسمانیش باشد، لذتش حمد و ثنای الله و خانواده آسمانی است. اصلا نکند آرام نمیشود. شما به یک مادر بگو در خانه که هستی حق نداری به بچه بگویی جیگرم، نفسم، قربونت برم، فدات شم، نمیدونم عزیزمی، جانمی. مادر میمیرد اگر نتونه. یا پدر. بهش اجازه ندم بگن آقا این کار حرامه، اصلاً حق ندارید ابراز عشق به بچهات کنی، حق نداری بری ببوسیش. این انرژی زیادی که در انسان از عشق ایجاد میشود، قلب انسان را آب میکنه اگه انسان خروجی نداشته باشد. زبان باعث میشه که انسان اون حرارت و عشقی که از معشوقش میاد سراغش را تخلیه بکند با حرف زدن، و خودش را به یک آرامش میرساند. بهش بگویم تو حق حمد و ثنا و عشقورزی نداری، نمیتوانی به زبان بیاری، نابود میشود قلب انسان. بر همین انسانها وقتی که به یک هیجانی از عشق میرسند، دوست دارند آن هیجان را زود خالیش کنن، چون اگه خالی نکنن، قلبشان میگیرد اصلاً. شما حق نداری بچهات را ببوسی. یاس اگه میبوسی، یک بار بیشتر نمیتوانی ببوسی. آدم دق میکند اصلاً. حق نداری بغل کنی، حق نداری لمسش کنی. خب اگر بغلش نکنیم بچه را، بوسش نکنم که اصلاً داغون میشوم. باشد بچه خودم، چه بچه دیگران. ذکر زبان این است. آدمی که احتیاجی ندارد، دقت کنید، احساس نیاز به حمد و تسبیح و تهلیل و تحمید و تمجید خدا نمیکند، یعنی هنوز آن عشق و بلوغ درش ایجاد نشده. اما اگر انسان این را فهمید، میبیند که نمیتواند نکند، نمیتواند به زبان نیاره. پس دعاها که وارد شده برای ما، حمد و تسبیح و تحمید و تمجید و صلوات و اینها که میاد، مال این هستش که اگر ما این کار را نتوانیم با زبان انجام بدهیم، قلبهایمان میمیرد. هرچی عشق دارید، هرچی ارادت داری، میخواهی پیاده بکنی، اگر به خانواده آسمانیت هست، خداوند میگوید که او را با صلوات، درود خدا را بخواه بر خانواده آسمانی. اگر صلوات نباشد، انسانها دق میکنند و افسردگی دارند و اذیت میشوند اگر آن عشق را نتوانی نسبت به خانواده آسمانی پیاده بکنی. برای همین هم به ما گفتن وقتی میخواهید ابراز عشق بکنید، شما اصلاً برای بچهات در خونه هی داد میزنی الهی فدات شم، قربونت برم. حالا وقتی میخواهی قربون صدقه بچهات بری، باید یواش بگویی؟ برو بابا، جیغ میزنم، میخواهم داد بزنم. آدمها نمیتوانند جلوی بلند شدن صدایشان را بگیرند. برای همین هم در ابراز عشق خانواده آسمانی میگوید چی؟ میگوید صلواتتان را بلند، «ارفعوا اصواتکم»، صلواتهایتان را بلند بفرستید، چون اصلاً برای خودتان سلامتی می آورد، برای خودتان رحمت می آورد. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
صلوات، ذکر اعظم
خب حالا در این صلوات، یکی از جنبههای قشنگش چیه؟ کسی آمد خدمت امام صادق، صلوات را اینجوری فرستاد: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته». خدایا به محمد و اهل بیت صلوات بفرست، درود بفرست. امام صادق فرمود: «ضیقت علینا؟» خیلی تنگش کردی. عشقبازی و صلوات را وقتی میگی به اهل بیت، فقط ما میشویم؟ گفت خب پس چه جوری صلوات بفرستم؟ گفت صلوات را اینجوری بفرست: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» که آل محمد خود شما شیعیان هستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. صلوات عشقبازی فوقالعاده است. یک ذکر بینظیر و اعظمه. ذکر اعظم هست. دوره صلواتها هم تو کتابش هست، مطالعه کنید، صلوات ذکر اعظم یا در کارگاهی که گذاشتیم، خیلی عظمت دارد این صلوات. ولی یکی از جنبههای زیبای صلوات که میگویند بلند بفرستید همین هستش که تو در آن صلوات خودت هم با اهل بیت یکی هستی. میگویی من از آل پیامبر هستم. یعنی با یک افتخار، نه با خجالت کشیدن. وقتی داری میگویی آل محمد، آل محمد خود تو هم هستی. ضمن اینکه به اهل بیت داری میگویی، خود تو هم از این آل هستی. خدا تو را از این ارواح طیبه آفریده. صلوات پر از عشق و افتخار و بزرگی هست، پر از رحمت هست که نصیب خود شما میشود.
به روح پرفتوح امیرالمومنین علیه السلام هم یک صلوات و مادرمان فاطمه زهرا، صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. دیگر توضیح نمیدهم. عزیزان اگر توضیح بیشتری خواستند، آن دوره یاد خدا را بگیرند، کار کنند، سیدیهایش را یا روی کانال، روی سایت هستش.
ذکر نفس: مجاهدت و اطاعت
بعد میفرماید که خب ما بعد از زبان چی را داریم؟ نفس را داریم. میفرماید: «ذکر النفس الجهد و الأناس». دقت کنید. نفس اگه بخواد ذکر خدا را بگوید، یعنی من یاد تو هستم. شما گفتی ما دنیا چیست؟ باشگاهی هستش که ما در دنیا قراره شبیه کی بشویم؟ شبیه کی؟ خدا. مربیمان. توی باشگاه ورزشی مثلاً کاراته، ورزشهای رزمی، ذکرتون چیه اونجا؟ بدنتون باید ذکر بگوید. ذکرتان چیه؟ ذکر بدن چیه در باشگاه؟ تمریناشو انجام بده دیگه. یعنی یاد مربیام هستم. اگر دارم الان بدنم را حرکت میدهم، وزنه بلند میکنم، این را دارم به عشق کی انجام میدهم؟ به حرفهای مربیام دارم گوش میکنم. آن ذکر بدنی بهش میگویند. ذکری که تو داری، یعنی بدنت داره یاد من، به یاد من و طبق دستور من حرکت میکند. پس یاد من هست که دارد این تمرینها را انجام میده. یا رژیم غذایی میگیرد، همینطور. مربی بهش میگوید در خانه رفتی این غذاها را نمیخوری. چشم. در خونه وقتی که پرهیز میکند، یا دارد تمرینها را انجام میدهد، دیگر در باشگاه نیست. مربی میگوید وقتی آمدی خانه این تمرینها را انجام بده، روزی انقدر بدو. این کسی که عاشق مربیاشه و واقعاً آمده در باشگاه، همونی که مربی میخواد بشه. یا میگوید مربی خط تمرین خط میدهد، میگوید در خانه مثلاً این را باید بنویسی. آن کسی نشسته در خانه دارد ذکرش همین است؛ یعنی من یاد مربیام هستم، یاد رشد خودم هستم، وفاداری دارم.
در بخش حیوانی نفس، این بخشها را پایینی را میگویند، غیر از روح هست که منم. این روح است، آنی که از خدا دمیده شده. نفس تعلقات دنیایی هستش. بنابراین میگوید شما در بحث نفس باید چیکار کنید؟ ذکرتان این هستش که مجاهدت کنید با خودتان. یعنی من یاد خدا هستم. اگر الان روزه میگیرم، به کدام بخشم دارم فشار می آورم؟ به روحم یا به نفسم؟ به عشق الله من دارم روزه میگیرم. یا صدقه میدهم، یا جهاد میروم، یا جبهه میرم. نفس یعنی اونجایی که تو حاضری خودت را به عشق الله به زحمت بیندازی تا رشد کنی. صدقه بدهی، جهاد بکنی، خدمت به همنوع بکنی. میشه. ذکر نفس چیه؟ ذکر نفس این هستش که اطاعت بکنی. حجاب. خانمها حجاب دارند. حجابم سخته واقعاً. آقایونم باید حجاب داشته باشن. مرد نمیتواند با لباس نامناسب و نمیدونم آستین کوتاه و اینها. خلاف مروت مردانگیه که یک نفر لباس چسبان مردانه بپوشه. یا مثلاً آستین کوتاه بپوشد. یک جوری بخواهد اندامش را در معرض دید نامحرم. مرد هم اگر بخواهد اندامش را در معرض دید نامحرم قرار بده، فحشاست. فردا مسیحیت داره، اصلاً گناه داره. مرد حق ندارد بیحجاب باشد. زن باید اندامش را حجاب پوشوندن ظاهر پوست نیست. اگر یک زن لباس تنگ ولو پوشیده بپوشد، باز بیحجاب است. پیامبر در مورد زنان آخرالزمان که لباسهای تنگ میپوشند، میان بیرون، اندامشون معلومه، فرمود چی؟ «کاسیات عاریات». لباسپوشهای عریان هستند اینها. چون همه اندامش که معلوم است دیگر. چه فرق میکند حالا روش پارچه باشد یا نباشد. مردها هم همینطور هستند. باید حیا داشته باشد. مردا باید لباسهای تنگ نپوشه، آستین کوتاه نپوشد، یقهاش را باز نگه ندارد. اونم باید حیا و عفت داشته باشه. مردی که زنی که رعایت میکند حجاب را با سختیهاش، مردی که رعایت میکند عفت و حیا را، آن هم دارد ذکر میگوید. ذکرش همین هستش که نگاه حرام نکند به ناموس مردم. ذکرش این هستش که بدنش کار حرام انجام ندهد. به عشق خدا انجام نمیده دیگر. پس ذکر یعنی من یاد خدا هستم و به خاطر خدا لقمه حرام نمیخورم، خمسم را میدهم، زکاتم را میدهم، کسی را اذیت نمیکنم. اونجایی که تو نفست را به زحمت میندازی، بخشهای حیوانیت را، جمادیت را، گیاهیت را به زحمت میندازی برای اینکه رشد انسانی بکنی، داری ذکر میگویی. آن یاد خداست. آن دیگر سبحان الله و الحمدلله ندارد، آن ادب داره، رعایت دارد. دقت کنی. آن رعایت دارد. حواسمون باشد.
دینداری و تحمل سختیها
بعد میفرماید چی؟ پس ذکر جهاد و تلاش و سختی است. باید تحمل سختی را داشته باشد. نگویی سخته. خب تو هر باشگاهی که شما برید بخواهی تربیت بشوی، ولی بالاخره در این باشگاه تو خودت عاشقی، رفتی این باشگاه ثبت نام کردی و میخواهی شبیه مربیات بشوی. خدا میگه من شما را تو باشگاه دنیا قرار دادم. درسته سختی میکشید، اما سختی را به روحتان ندادم. دقت کنید. به این بخش انسانی من سختی ندادم. من سختیهام مال بخش اصلیتون که از خود من هست نیست. آن آزاد آزاد. ولی این چهار تا بخشی که شما نیستید را من دارم تربیت میکنم، دارم اینها را براش دستورالعمل گذاشتم، آنها. حالا اگر سخته، خب بله سختم هست. کی میگه حجاب سخت نیست؟ کی میگوید پرهیز از حرامها سخت نیست؟ سختی دارد. ولی این ذکر نفس تو همین است. سختی نکشی، یعنی انگار در باشگاه نمیخواهی ثبت نام کنی و رشد بکنی. لازمه دینداری. دین اصلاً از «دین ریاض» در روایت داریم. دین سختی داره. دین دهنکجی به طبیعت است. خدا رحمت کنه استاد ما را، رحمت الله ممنوعی همیشه. دین دهنکجی هست به بخشهای پایینی و حیوانی دارد. با روزه تو داری دهنکجی میکنی بهش. میگویی ببین تو فکر نکنی حریف من میشوی هرچی من بخورم، ارادهام را بتوانی تابع خودت انجام بدی. ۱۸ ساعت بهت گرسنگی میدهم، تشنگی بهت میدهم تا بدانی نمیتوانی به من حرومخوری، مال مردمخوری را تحمیل بکنی. بدونی من اراده دارم که میتوانم به بخشهای دیگر تسلط داشته باشم. بله، دهنکجی به طبیعت بکنید.
در ماه رجب اعتکاف میره. ماه شعبان اعتکاف داریم. همه ماههای اعتکاف داریم هر سه روزش را یا کسایی که روزه میگیرند، روزهای مستحبی میگیرند. این یعنی که من دهنکجی میکنم به طبیعتم به عشق الله. میخواهم به خدا بگویم خدایا انقدر دوست دارم که این شیطانهای پایینی را، نفس مزاحم را میتوانم به عشق تو میشورمش سر جاش، کنترلش میکنم. این خیلی مهم است و با افتخارم این کار را میکنم. با افتخار. لذت میبرم اینکه این کار را بکنم.
یک خانم آمریکایی میگفتش که ما وقتی فهمیدیم در آمریکا باید حجاب داشته باشیم، انقدر لذت بردیم که از آن به بعد با حجابمان در آمریکا به بقیه خانمها فخر میفروختیم. خودش می گفت من نمی دانم بعضیها البته در ایران چرا خجالت میکشن از این کار؟ یک افتخاره. خود این حجاب داشتن، ناموسداری، حیا، کلیه اعمال دینی یک افتخار است. آدم باید بهش فخر بفروشد یا من تحت مدیریت خدا هستم، تحت مربیگری خدا دارم این کار را انجام میدهم. مربی و ربم از من این را خواسته. منم با عزت و افتخار و کیف دارم این کار را انجام میدهم. نه با خجالت و ناراحتی و غر و نق زدن.
ذکر روح: خوف و رجا
ذکر روح. روحت چی؟ ذکرش چیه؟ فرمود: «الخوف و الرجاء». یک) بترسی از اینکه مبادا خدایی نکرده سقوط بکنی، در جهنم بیفتی، حواست باشه. همیشه تهدیدت میکند و همیشه هم امید به فضل خدا و بهشت خدا، رحمت خدا، مغفرت خدا داشته باشی. حضرت سلمان علیه السلام چی میگوید؟ میگوید اگر بگویند همه مردم دنیا جهنمی هستند جز یک نفر، من انقدر به رحمت خدا امید دارم، میگویم آن یک نفر منم. و اگر بگویند همه مردم دنیا بهشتی هستند جز یک نفر، من انقدر به خودم بدبینم که میگویم آن یک نفر کیه؟ من هستم. این مهم است. خوف و رجا. لوس نشیم یک موقع بگیم آی آی من دیگه الان حتماً از اولیای خودم و بهشتی هستم. از بقیه هم بهترم. آقا امام حسین فرمود: وقتی فکر میکنی از یک کسی بهتری، بیادبی. بهش گفتن آقا ادب یعنی چی؟ فرمود: ادب یعنی وقتی از خونه میای بیرون، چشمت به هر کس خورد، بگویی از من بهتره. اگر خودتو از یک کسی بهتر دانستی، تو بیادبی و آقا امام صادق فرمود کسی که احساس میکند از بقیه بهتره، حتی یک کافر، حتی یک کافر، احساس میکند از او بهتره، «فهو مستکبر». یک کسی خیلی بهش برخورد این حرف را از امام صادق شنید. گفت آقا ما عشق شما را داریم، دین داریم، ایمان داریم، ولایت داریم، آنها ندارند که. حضرت فرمود ممکنه اونا توبه کنند، داشته باشند و ممکن است تو این را از دست بدی. ما از اول انقلاب چقدر آدمایی داشتیم از خودمون خیلی بزرگتر و بهتر. زندان رفتن، شکنجه رفتن، سالها در حوزه درس خواندن، مجتهد شدن، حتی مرجع شدن، ولی سقوط کردن. ولی سقوط کردند. خوف و رجا یعنی من بترسم از خدا این بلا سرم نیاد.
آقا امام کاظم فرمود: کسی که در دلش احساس کنه که از یک کسی بزرگتر و بهتره، «من تعظم فی نفسه»، من از بقیه بهترم، بقیه بزرگترم، حتی از همسرت، از بچهات، از نمیدونم یک بیحجابی که میبینی، از یک مشروبخوری که میبینی، فکر کنی بهتری، فرمود: «لعنته الملائکه السماء و ملائکه الأرض». فرشتههای آسمان و زمین لعنتش میکنند. حق نداری خودت را بهتر از هیچکس بدونی. چون ممکنه اون آشتی بکنه با خدا.
ما یک آدم خیلی وحشتناک داشتیم در هلند. نماینده مجلس هلند بود. یک آدم خیلی بده. این یک فیلم علیه پیغمبر ساخت. یک فیلم علیه پیغمبر ساخت. بعد درگیری ایجاد شد دیگر در دنیا. مسلمانها قیام کردن، بحث کردن در فضای مجازی، سراغ این آدم رفتن. جر و بحثهای زیاد. در این بحثا و جر و بحثها یواش یواش یک عده سعی کردن پیغمبر و زیباییهای پیغمبر را به این بفهمانند. این یک دفعه عاشق پیغمبر شد. همه کس که فیلم ساخته بود علیه پیغمبر. ما اگر بودیم خب این حکم شرع این است که کسی به پیغمبر و ائمه توهین کند باید چیکار کرد؟ واجبالقتل است اصلاً. آقا توبه کردم. رفت در مجلس هلند گفت من اشتباه کردم و مسلمان شدم و از این به بعد تا آخر عمرم تمام انرژیم و وقتم را سرمایه میزارم برای دفاع از اسلام. گاهی وقتها خبیثترین آدمها می آیند توبه میکنند، دوست میشوند. حضرت به آن صحابهاش گفتش که دیدی ساحران فرعون آمده بودند که موسی را شکست بدن، چه جوری توبه کردن و اینها به شهادت رسیدن؟ فرعون همه اینها را شهید کرد. به فرعون گفتن ما دیگر ایمان آوردیم به رب موسی. تو هر کاری میخواهی بکنی، بکن. شهید شدن ایستادن، وفادار پای موسی وایسادن. امام صادق می گوید ممکن است بدترین آدمها توبه کنند و آشتی کنند و به بهشت برن و ممکن است شما یک دفعه سقوط بکنی. ما بزرگتر از خودمان را در این چهل و خوردهای سال دیدیم سقوط کردند. برای همین خوف و رجا یعنی همین. یعنی خدایا نذار من سقوط کنم. بترسد آدم همیشه ترس. لوس نشود، خودش را بهتر از کسی نداند. فخر نفروشد به کسی. کسی را تحقیر نکند. از این برم هیچ وقت گناهت مواظب باش ناامیدت نکند. لذا حضرت فرمود: کسی که ناامید بشود به خاطر گناه، این عابد شیطان هست. گلهای گناهی آدم میکند. ماها همهمان گناه کبیره انجام میدهیم. از همهمان سر میزند. ما که معصوم نیستیم. میگوید ناامید نشو از رحمت خدا. ولو ۷۰ پیغمبر را کشته باشی. حتی اگر ۷۰ تا پیغمبر را کشتی، ناامید نشو. یزید به امام سجاد گفت: میتوانم توبه کنم؟ ببین حضرت نمیگوید نمیتوانی. آره میشود. توبه کن. راه توبه را بهش یاد داد. خب نرفت. ولی هیچکس را نباید ناامید کنیم. همیشه یادت باشد. به گناهات فکر نکن. همین شب ماه رجب که دعا میخونیم، یعنی اینکه خدا میگه ماه رجب، اونم شب امشب به خصوص، میگوید بیخیال گذشتهات شو. بهش فکر نکن. الان بیا بشین آشتی کنیم، دوست باشیم با هم. کار خداست. خدای مهربان. لذا فرمود: هرکس به گذشتهاش فکر میکند، بنده شیطان است. به گذشته خودش یا گذشته دیگران. به گذشته فکر نکن اصلاً. از خوف و رجا یعنی این دو بالی که متعادل باید باشند تا انسان بتونه پرواز کند. نه ناامید شه، نه لوس بشود، نه فخر فروشی کند به دیگران. پس روح ما احتیاج به این دو ذکر دارد. ذکر چی؟ امید و ذکر چی؟ ترس. اینها دو تا ذکرند. دو تا یادن. من باید همیشه حواسم باشد که در خطرم باید مراقب باشم. هیچ وقتم امیدم را از دست ندم. ذکر خداست. یاد خداست. این ذکر حقیقی است.
ذکر قلب: صدق و صفا
و «ذکر القلب الصدق و الصفا». حیف که وقت نداریم اینها را توضیح بدم. کارگاه میطلبد. میگوید ذکر قلبت، قلب کجاست؟ قلب اونجایی هستش که تو عاشق میشی باهاش. دل. میگوید ذکر قلبت این هستش که در عشقورزی با خانواده آسمانیت، با خدا صدق و صفا داشته باشی. راست بگویی. ما الان امام زمانمان ۱۱۹۰ سال آواره است. تنهاست، غریب است، مظلوم. چون آنهایی که ادعا میکردند دوسش دارند، هیچ وقت با صدق و صفا نداشتند. مگر میشود یک امام وسط میلیونها بچهاش آواره باشد؟ و اگر هست، اگر کشته شدن آن ۱۳ نفر، برای این بود که اونایی که ادعا میکردند دوستشان داشتن، در عشق به اینها صدق و صفا نداشتن و جلوی اینها کشتنشان. هیچکس از خودش هیچ حرکتی به خرج نداد. این آخری هم ۱۱۹۰ ساله که آواره است. برای اینکه ماها دروغ میگوییم، صدق و صفا داریم، دوسش داریم. اگر دوستش داشته باشی، عشق گفتم دیگر، همه ابعاد وجودی انسان را درگیر میکند. ما اگر عشق به امام زمان، بابامون و اماممان، صدق و صفا داشته باشیم. همه ابعاد. ببینید جنبه جمادیمان یعنی چی؟ دست تو جیبمون میکنیم، خرج میکنیم برای امام زمان. خرج کلان میکنیم. در بخش گیاهی وقت میزاریم براش. عشق یعنی همین. صدق و صفا یعنی پات هستم، وقت میزارم برات. الان برای برطرف شدن موانع ظهور ما هزار، هر کدوم مان هزاران کار میتونیم بکنیم. خب وقت بزاریم براش. سه) در بخش حیوانیمان آبرو خرج کنیم برای امام زمان. حاضر باشیم از آبرویمان بگذریم. تا آقامون بیاید، موانع ظهورش برطرف شه. چهار) صدق و صفا یعنی که تو بخش علمیمان از تخصصهایمان، دانشمان استفاده بکنیم برای برطرف شدن موانع ظهور. پنج) در بخش انسانیمان دائماً دعا بکنیم، ذکر بگوییم. الان نشه فقط لیله الرغائب این جمعیت بیاد. در جمعهها ما الان فردا شب یا همین امشب در واقع جمعه وارد جمعه شدیم دیگر الان. خب ما جمعهها بهشت زهرا استغاثه داریم برای امام زمانمان. خیلی از مساجد در تهران، سراسر کشور باید جمع شویم. صدق و صفا یعنی که من بتونم دو ساعت وقتم را بگذارم جمعهها یک جایی. آنهایی که حرم دارن، مسجد دارند، مسجدهایشان و حسینیههایشان را، حرمهایشان را جمعیت بیایند بنشینند آنجا، پذیرایی کنند. استغاثه راه بندازیم برای امام زمان. عشق یعنی چی؟ میشود دعا بکنیم به خدا بگویم خدایا رحم کن به همهمان، موانع ظهور امام و مولایمان را بردار. دعاست دیگر. عشق است. آنی که استغاثه به امام زمان ندارد، والله بالله طلا دروغ میگوید که نسبت به امام زمان صدق و صفا دارد! مگر میشود شما زنت میخواهد مریض بشود، خدا نکرده سرطان گرفته، بچهات سرطان گرفته، ماشین دزدیدن، جیغ در می آید در حرم انقدر استغاثه میکنی آقا امام زمان مالم را بردن به دادم برس. ای خدا مالم را بردن به دادم. ای خدا بچهام. ای خدا ناموسم. ای خدا فلان. ای خدا آبروم. ولی وقتی برای امام زمان می رسد ما از آن گریهها نداریم. از آن جیغ و دادها دیگر خبری نیست. از استغاثهها خبری نیست. خب این معلوم است دروغ است دیگر. میگوید ذکر قلبت با امام زمان اگه تو واقعاً عاشق بابات هستی، عاشق امامت هستی، عاشق خانواده آسمانت هستی، در عشق یعنی اینکه چیکار کنی؟ صفا. راست بگویی اگر میگویی دوستش دارم. راست بگو اگر دوستش داری. باید در رفتار روزانهات، سبک زندگی روزانت درست باشه. تو میگویی من میخواهم با مادرم فاطمه زهرا محشور شم. خب باید ظاهرت، باطنت به فاطمه زهرا بخوره. تو می گویی من می خواهم با امیرالمومنین، با امام زمان محشور شوم. «اسئله عین یجعلنی معکم فی الدنیا والاخره». من میخواهم با شما در دنیا و آخرت باشم. خب اگر میخواهی باشی، پس صدق یعنی چه؟ همه چیتو با اینا تنظیم کنی. لقمه ات را، درآمدت را، شغلت را، روابطت را حلال کنی. حرام نروی. چون صدق نیست توش. نمی شود از یک طرف بگویم میخوام با اهل بیت مشهور بشوم، اما سبک زندگیم یک چیز دیگر دارد نشان میدهد. دیدنیهایم، شنیدنیهایم، پوششم، لباسم، ناموسداریام یک جور دیگر است. صدق و صفا علامت ذکر قلب است. اگر واقعاً دوست داری با معشوقت در صدق و صفا باش. اگر آقا امام زمان را دوست داری، باید وقتی چشم تو چشم امام زمان بشوی، حضرت بگوید آره این بچه من خیلی با من صادق بود. خیلی صفا داشت. واقعاً در زمان قبل از ظهور من، دختر من، این پسر من، برای من خیلی دوندگی کرد. خیلی گریه کرد. خیلی غصه خورد. خیلی تلاش کرد. خیلی دست به جیب بود. خیلی وقت میگذاشت. خیلی آبرو میگذاشت برای من. افتخار ما همین است. صدق یعنی اینکه من همه وجودم را خرج معشوقم کنم. همه وجودم را صرف خدا کنم که معشوق اصلیم است.لذا شما عاشورا دو جا داری: «ثبت لی قدم صدق عندک». خدایا من راست می گویم. در سجده چی می گویی؟ باز هم آنجا هم راست میگویی. «ان یثبت لی قدم صدق». راست بگویم.
ذکر در عشق، صداقت است. یعنی از همه ابعاد وجودیت برای برطرف کردن موانع ظهور، حاکمیت دین خدا و هدایت میلیاردها انسان، نه فقط ایرانیها و مسلمانها دفاع بکنی و تلاش کنی که این ۸ میلیارد بچههای حضرت زهرا نجات پیدا بکند. ببین آقای بهجت خدا رحمت کنه همیشه میگفت من اگه شبا برای شیعیان دعا نکنه، باید برای چینیها دعا میکنم. چینیها بچههای حضرت زهرا، بچههای امام زمان. ژاپنیها همینطورند. هندوها، بوداییها. ۸ میلیارد بچههای حضرت زهرا هستند. در اربعین شما نگاه کنید. در اربعین مسیحیان، یهودیان، سیکها، هندوها، بوداییها همه عاشق امام میان. همه بچه های امام هستند. اگر الان نمیدونن، برای اینکه اونهایی که وظیفهشون بوده که این را تبلیغ کنن در اسلام اهل بیت، کوتاهی کردن. حالا قیامت باید خیلی جواب بدیم ماها که کوتاهی کردیم در اینکه معرفی بکنیم خانواده آسمانی مردم را به مردم که مردم عاشقش بشوند، بشناسند. ولی خب خیلیها کوتاهی کردند. باید بعداً جواب بدهند نسبت به این تنبلیها. بودجههای بیت المال را بردن جاهای دیگر هزینه کردن. فعالیتهای فرهنگی شلوغ. یک جوری ضعیف عمل کردند. ارادهای نداشتند که مردم دنیا اهل بیت را بشناسند. من با رئیس جمهورها، بعضی از رئیس جمهورها، وزرا، فعالیتهای فرهنگی، مسئول فرهنگی زیادی در طول این سالها کل کل داشتم که شما چرا این بودجههایتان را میبرید جای دیگر هزینه میکنید؟ مگر اینها بچههای اهل بیت نیستند؟ شما باید مردم را با حقایق خلقت آشنا بکنید. بودجههای فرهنگی میرفت صرف کارهایی که مردم بیشتر دور شوند. هنوز هم همینطوری هست متاسفانه.
خب دیگه بقیهاش ماند دیگر. ذکرهای دیگر ماند که حالا انشاءالله یک موقع دیگر فرصت خدمتتان.