شرح کتاب سر الاسراء – جلسه 027

متن کامل جلسه

سلام علیکم و رحمه الله.


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، شهدای اسلام و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.

ضمانت بهشت با چهار خصلت

بحثمان در فصل پنجم بود. من یک بار کامل آن قسمتی که مربوط به فصل پنجم هست را بخوانم که عزیزان در جریان بحث باشند. خطاب به رسول خداست که فرمود: «یا أحمدُ و عِزَّتی و جَلالی ما مِن عَبدٍ مؤمنٍ ضَمِنَ لی بأربعِ خِصالٍ إلاّ أدخَلْتُهُ الجَنّهَ». خب خداوند قسم می‌خورد به عزت و جلالش. جایگاه قسم را توضیح دادیم و اینکه اگر به عزت و جلال باشد یعنی چه؟ آنجایی که هر کس قسمش ردخور ندارد، یعنی محال است اتفاق نیفتد. حتی شیطان هم وقتی که می‌خواهد به خداوند بگوید من محال است بندگان تو را فریب ندهم و وسوسه نکنم، خدا از وسوسه شیطان با همین قسم یاد می‌کند. «فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ». وقتی خدا این را می‌گوید یعنی یک قانون در نظام خلقت که شیطان باید باشد و انسان در سلوکش نیاز به وسوسه دارد، نیاز به شیطان دارد. شیطان ضروری حیات انسان است. هر کس بخواهد به کمالات بالا برسد، به قرب خداوند برسد، بدون کمک شیطان نمی‌تواند این کار را بکند. چون به کمک شیطان نیاز دارد، شیطان آفریده شده که به انسان کمک بکند برای این کار.

خب خداوند قسم می‌خورد، جلالش را هم اضافه کرد: «و عِزَّتی و جَلالی». چی؟ هیچ بنده‌ای نیست که چهار چیز را برای من ضمانت بکند، مگر اینکه من حتماً او را به بهشت خواهم برد. یکی: «یَطوی لسانَهُ فلا یَفْتَحُهُ إلاّ بما یَعْنِیهِ» یا «إلّا بما یعنّی» یا هر دویشان نقل کرده‌اند اینجا در همین متن. یعنی در واقع کلامش را، زبانش را کنترل بکند، بیهوده‌گویی نکند و جز برای حرف مثبت و سازنده زبانش را باز نکند. حرف مفید. اینها را همه توضیح دادیم.
«و یَحْفَظُ قلبَهُ مِن الوَسواسِ». قلبش را از وسواس، وسوسه و واردات شیطان بتواند نگه دارد که مفصل جلسات زیادی را در این زمینه عرض کردیم. 

از امروز می‌خواهیم چیز دیگری را بخوانیم. می‌فرماید که: «و یَحْفَظُ عِلْمی و نَظَری إلَیهِ». مراقب باشد که به اینکه من دارم نگاهش می‌کنم توجه داشته باشد. انسان به این توجه داشته. اینکه همیشه یک کسی دارد ما را می‌بیند. ما رفتارمان آنجایی که دوربین گذاشتند چند جا در اداره، با آنجایی که دوربین نیست خیلی فرق می‌کند. برای همین خدا می‌گوید حواست باشد که من همه جا دارم نگاهت می‌کنم. همیشه و همه جا دارم تو را می بینم. این توجه را داشته باشد و آخری‌اش هم که بعداً در موردش سخن خواهیم گفت، قبلاً هم سخن گفتیم: «و تَکونُ قُرّهُ عَینهِ الجُوعَ». اینکه گرسنگی مایه شادی‌اش باشد. از گرسنه بودن شاد باشد، لذت ببرد از گرسنگی. 

دیدن خدا

ما الان فعلاً می‌خواهیم راجع به چی صحبت کنیم؟ راجع به بخش سوم، یعنی اینکه «و یَحْفَظُ عِلْمی و نَظَری إلَیهِ». دیدن خدا چیست؟ این را اول من توضیح بدهم بعد برویم سراغ آیاتی که حضرت استاد رحمت الله تعالی علیه انتخاب کرده‌اند را بخوانیم. قبل از اینکه شروع کنیم به روح پرفتوح حضرت آیت الله پهلوانی صلوات بلند. (اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد)

این را قبلاً هم توضیح دادیم، خیلی مختصر توضیح می‌دهم. خداوند یعنی وجود جاری در همه اشیا. هستی جاری در همه اشیا را بهش می‌گویند الله. الله به هر شیئی که شما نگاه بکنید، به هر چیزی که ما می‌گوییم چیز، مثلاً بگوییم این منبر است، این میکروفون است، این لیوان است، این زمین است، کره زمین است یا هر چیز دیگری، یک ماهیت دارد که می‌گوییم این است و یک هستی دارد، یک وجود دارد. وجود، وجود مطلق و بی‌نهایت خداست. ما دیگر وجود دیگری در مقابل خدا نداریم.
همانطور که قبلاً عرض کردم، کسی آمد خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: «الله اکبر». حضرت سوال کرد یعنی چی؟ گفت: یعنی خداوند بزرگتر از هر چیزی هست. حضرت فرمودند که: مگر غیر از خدا چیزی وجود دارد که خدا از آن بزرگتر باشد؟ چیزی نداریم در مقابل خدا که وجود داشته باشد، یعنی هستی‌اش مال خودش باشد. ما هیچ وجودی نداریم در مقابل خدا. پس چه جوری بگویم الله اکبر؟ فرمود: بگو «الله اکبر من أن یوصف». خدا بزرگتر از آن است که وصف بشود، نه بزرگتر از چیز دیگری. چیزی وجود ندارد. هر چی هست، الله با جلوه‌هایش، با ظهوراتش. «فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ». شما به هر چیزی که نگاه کنید وجه الله است. این‌ها را قبلاً توضیح دادم. اینها برای اینکه یادآوری بشود خوب است.

بنابراین صفات خدا هم وقتی می‌گوییم بی‌نهایت است. خدا تفکیک ندارد، تجزیه ندارد، جزء ندارد که محتاج جزئش باشد. صفات او عین ذات اوست. مثل کی؟ مثل انسان. الان می گوییم این کریم است، هم جواد است، هم عالم است، هم خوش‌اخلاق است، مهربان است. یک نفر است دیگر. این جوری نیست بگوییم کرامتش اینجایش است، علمش آنجایش است؟ نه، یک نفر است که همه چی هست. صفات عین ذات است. برای همین هم فرمود: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه». ما صفاتمان عین ذاتمان است. اگر کسی خسیس است، بابای یک نفر است، مادر یک نفر است، نمی‌دانم کارمند، رئیس، هر چی هست یک نفر است. همه چیز یک نفر است. خدا هم، صفاتش عین ذاتش است. پس یک نفر است.
پس وقتی می‌گوییم سمیع و بصیر است، نه اینکه یک قسمتی از خدا سمیع است. مثلاً گوش دارد یا یک قسمتی‌اش چشم دارد. خدا با همه هستی‌اش، سمع است و همه خدا بصر است و همه خدا حکمت و همه خدا رحمت است.
بنابراین خدا چه جوری ما را می‌بیند؟ چه جوری می‌بیند ما را؟ با همه هستی‌. حتی با خودت. با هر چیزی که وجود دارد، خدا چشم دارد. با هر چیزی. مثل خود شما که در تمام این چند میلیارد سلول حضور دارید. همه جای وجودتان هستید. از فرق سر تا پایتان حضور دارید. خودت حضور داری همه جا. بنابراین وقتی می‌گوییم خدا دارد ما را می‌بیند، یک موقع تصورمان این است که خدا با همه چیز ما را می‌بیند، با خودمان و ما با خدا همه چیز را می‌بینیم و می‌شنویم. پس همه چیز چشم خداست و همه چیز گوش خداست و همه چیز رحمت خداست. 13کسی که خدا احاطه دارد، دقت کنیم یعنی چی؟ «بِکُلِّ شَیْءٍ مُحِیطٌ». استثنا دیگر ندارد. یعنی شما یک اتم یا الکترون، یک نوترون، پروتون، برو پایین تا کوارک‌ها، بشکاف برو پایین‌تر، برو بالا، هر جا، خدا آنجا حضور دارد. جایی نیست که خدا نباشد. هیچ جا نیست که الله نباشد. نظام خلقت در این عالم هستی یک جایی منهای الله باشد، نداریم. چون همه جا هستی هست، وجود هست و خداوند با همه هستی، با همه وجودش همه جا حضور دارد. ظهور ندارد ولی حضور دارد. همه چی. چیزی که ما می‌گوییم چیز است، برای ما چیز است، برای خدا هیچ چیز نیست. لذا وقتی که به موسی علیه السلام می‌فرماید که: «ما تلک بیمینک یا موسی؟» چیست در دستت موسی؟ عصا. می‌گوید: عصا را می‌کنم اینجوری می‌کنم. حالا بیندازش. وقتی انداخت. چی شد؟ شد اژدها. چی می‌خواهد بگوید؟ خدا می‌گوید برای تو چوب، چوب است. برای من همه چی هست. من هر چی اراده کنم آن همان است. برای همین هم وقتی که قوم صالح شتر خواستند، خدا از کوه بیاوره بیرون. برای خدا که کاری ندارد یک شتر. چیزی سر راه اراده‌اش نیست. «فَعَّالٌ لِمَا یُرِیدُ». «فعّالٌ لما یشاء». دقیقاً مثل ذهن شما. شما در ذهنتان الان یک دانه کوه را در نظر بگیرید، حالا  همین کوه را بکنید یک شتر. ببینید چقدر راحت می‌شود. حتی زمان هم لازم ندارد. بکنش یک اژدها، همان می‌شود. انگشترتان که مثلاً نقره است، الان بکنمش طلا در ذهنم. به همین سرعت که ما وجود ذهنی را عوض می‌کنیم، خدا هستی را عوض می‌کند. به همین سرعت، به همین سرعت. زمان ندارد. این را بهش می‌گویند عالم چی؟ عالم امر. «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ». الله یعنی این. پس همه چیز و همه جا پر از الله است. یک چیز یا یک جایی ندارید که الله نباشد. الله همه جا حضور دارد. پس این را دقت کنید خدا دارد ما را چه جوری می‌بیند؟ ما را چه جوری می‌بیند؟ چه جوری می‌شنود؟ اینکه ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم یعنی این و حتی از این نزدیکتر چی؟ «أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ». یعنی از خودت به خودت نزدیکتر. شما الان وجود ذهنی که بهتان گفتم، خودتان به آن سنگ و کوه و شتر نزدیکترید، خودتان نزدیکترید. بنابراین این فهم خیلی به ما کمک می‌کند که خداوند همه چیز، یعنی با همه چیز می‌شنود و با همه چیز می‌بیند. چون همیشه جلوه خودش است، ظهور خودش است. همه چیز. خب اگر حالا این را درک کردیم، برویم سراغ بحثمان ان شاء الله.

آیات قرآن در مورد علم و بصیرت الهی

سوره بقره آیه ۲۱۵: «وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ». هر کاری کنید خدا آگاه است. به آن کار خیر شما خدا آگاه است. چیزی از علم خدا خارج نمی‌شود، گم هم نمی‌شود. «وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ». معنی «وَاتَّقُوا اللَّهَ» را قبلاً توضیح دادم که «وَاتَّقُوا اللَّهَ» یعنی چی؟ یعنی جانب خدا را رعایت بکنید. حواست باشد که شأن الهی را رعایت کنی. در آیات بعدی توضیحش هم می‌دهد. می‌گوید این را بدانید که چی؟ که خدا به همه چیز علیم است. یعنی چیزی نیست که چیز باشد و خدا آنجا حضور نداشته باشد و آگاه نباشد. به همه چیز. اگر ما اینها را بفهمیم.
باز «و اعلموا أنّ الله یعلم».  دومی. بقره ۲۳۱، سومی بقره ۲۳۵.
«وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی أَنْفُسِکُمْ فَاحْذَرُوهُ». این را بدانید خدا هر چی که در نهاد شماست، در وجود شماست، می‌داند. «فَاحْذَرُوهُ». «فَاحْذَرُوهُ» یعنی چی؟ یعنی مراقب باشید. بر حذر باشید. ممکن است برای بندگان خدا انسان نمایشی بدهد و حقه‌بازی بکند و دروغی بگوید، حتی به خودش. انسان گاهی وقت‌ها سر خودش هم کلاه می گذارد. انسان حتی گاهی وقتها به خودش هم دروغ می‌گوید و خودش دروغ‌هایی که به خودش می گوید را باور می کند. اما خدا اینجوری نیست. می  گوید مراقب باش. آنچه در ذات توست، نهاد توست، دقیق‌تر از خودت خدا می‌داند آن را. بهتر از خودت. «فَاحْذَرُوهُ». تو اصلاً برای خدا برملایی، چیز مخفی نداری. «إِنْ تُبْدُوا شَیْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا». چقدر مهم است این فرمایش که خداوند اینقدر تکرارش می‌کند. می‌فرماید که سوره احزاب آیه ۵۴: اگر یک چیزی را بخواهید آشکار بکنید یا مخفی بکنید، خداوند به همه چیز علیم و آگاه است. بر خدا فرقی ندارد که مخفی کنید آگاه است یا آشکار بکنید، هیچ فرقی ندارد. «یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ». ما چقدر فاصله داریم از معرفت حقیقی؟ چقدر کوریم؟ چقدر فهممان علیل است؟ چی می‌گوید خداوند؟ می‌فرماید که: «یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ». نساء آیه ۱۰۸. از مردم پنهان می‌کنند. «یستخفون من الناس». عیب هایشان را، کارهایشان را از مردم می‌پوشانند. «وَلَا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ». حیا نمی‌کنند که این کار را جلوی خدا انجام ندهند. این را حیا نمی‌کنند. می داند می‌بیندش ولی حیا ندارند. گرفتاری آدم همین است. اگر انسان همه به شما بگوید این چقدر برای انسان عصمت می‌آورد، چقدر برای انسان طهارت می‌آورد. نه تنها خدا دارد می‌بیند، قرآن چی می‌گوید؟ پیغمبر دارد می‌بیند. اهل بیت هم دارند می‌بینندت. فرشته‌ها دارند می‌بینندت. همه جا متن شناختیم. می گوید این‌ها حیا می‌کنند از مردم، می‌پوشانند کارهایشان را، حرف‌هایشان را ولی از خدا حیا نمی‌کنند. «وَلَا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ». پنهان نمی‌کنند که آقا خب این حرف را نزنم، این کار را نکنم، این بدجنسی را نداشته باشم، این حسادت نیاید در وجودم.
اینها فحشاست دیگر. غم نیاید در وجودم. غم فحشاست، قبلاً توضیح دادیم. آدم غمگین جهنمی است. هر وقت داری، هر یک باری که برای دنیا حسادت می‌کنی، غصه می‌خوری، رقابت داری، مقایسه می‌کنی زندگی‌ات را با این یا حسادت می‌کند انسان یا بداخلاقی داری یا کینه داری، این‌ها همه فحشاهای خیلی وحشتناکی است. تمامش مانع نجات انسان است. هر یک دانه اش نمی‌گذارد انسان برود بهشت. هر یک دانه اش.
می گوید از مردم می پوشاند ولی از خدا نمی پوشاند. همین که انسان بداند در محضر خداست، حیا می‌کند از آن کار. خدای نکرده، نعوذ بالله، حسادت کسی را داشته باشد، بدجنسی داشته باشد نسبت به کسی، کینه ای داشته باشد نسبت به کسی، نیت بد داشته باشد نسبت به کسی، کسی را اذیت بکند، بداخلاقی بکند. الان خیلی وقت‌ها افراد هستند جلوی خانواده همسرشان یا جلو غریبه‌ها چقدر احترام می‌گذارند به همسرشان، چقدر ادب را رعایت می‌کنند ولی در خلوت می‌بینی چقدر شکنجه می‌دهند همسرانشان، بچه‌هایشان و خانواده‌هایشان را شکنجه می‌دهند. نمی‌فهمند که صاحب اصلی پدر مادر همسر نیست. صاحب اصلی‌شان دارد می‌بیند تو را. «الخلق عیال الله». رئیس خانواده خداست، نه مامان، پدر زن، مادر زن، پدر شوهر، مادر شوهر. این جلوی پدر شوهر، مادر شوهرش خیلی مؤدب است ولی در خانه یک آدم وحشی دائماً تو مخ شوهرش است یا دائماً همسرش را اذیت می‌کند. حیا هم نمی‌کند. از اینکه دارد ظلم می‌کند، از اینکه دارد پدر مادرش را اذیت می‌کند، بداخلاقی می‌کند، حیا نمی‌کند. می‌فهمد؟ نمی‌فهمد که صاحب این زن، پدرزن مادر زنش مرد، بی‌کس شد. حالا راحت می‌تواند هر غلطی دلش می‌خواهد بکند در خانه. بیا با کارمندش یا با زیردستش یا با آدمی که گرفتاره، فقیره، نیازمنده، یک جور دیگر رفتار می‌کند. اصلا نمی‌فهمد این را که خدا دارد این را می بیند. 

«و هو معهم». این خیلی تکان می‌دهد آدم را. خدا با شماست. با شماست. چقدر با شماست؟ از رگ گردن به تو نزدیکتر، بلکه از خودت به تو نزدیکتر. همیشه همراته. الان دیدید به پلیس‌ها دوربین می‌بندند. چرا به پلیس دوربین می‌بندند حین ماموریت واجب است. پلیس دوربین باشد روی سینه‌اش. هر کاری که با متهم، مجرم بکنی باید ضبط بشود. هر حرفی بین شما رد و بدل بشود، ضبط می‌شود. بعداً دوربین ندارد، ممکن است هر کاری دلش بخواهد بکند پلیس. هر جور دلش بخواهد رفتار بکند. وقتی ضبط می‌کند دیگر دارد می‌میرد. دیگر تو نمی‌توانی باهاش هر جوری رفتار بکنی. «و هو معهم». نمی‌خوانم. « إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ». خداوند غیب، ظاهر که هیچی، ظاهر که ظاهر است. غیب آسمان‌ها و زمین را می‌داند. یعنی به آن باطن هم آگاهی دارد خداوند. باطن شهودش خیلی بیشتر است. در ملکوت است دیگر. غیب آسمان و زمین، ملکوت است. این‌هایی که تجربه قبل از مرگ را دارند، این‌ها می‌گویند من در خانه‌مان که بودم، در یک جای دیگر کسی داشت حرف می‌زد یا کسی دیگر داشتند نیتی داشتند، می‌دیدم، می‌فهمیدم این را. چون ملکوت یک جور دیگر است. ملکوت مانع بدنی ندارد. مانع مادی آنجا وجود ندارد. یک نفر همه جا حضور دارد. همه جا حضور دارد. اینکه اساتید، اولیای الهی از احوالات ما از هزاران کیلومتر خبر دارند، برای اینکه زمان و مکان لازم ندارد بنده خدا. احتیاجی ندارد. نه مکان، نه زمان. چیزی جلودارش نیست. همه‌مان همینطوریم. نفس زمان و مکان ندارد.
اینهایی که تجربه پیش از مرگ دارند، ما آنجا عذاب کشیدیم، جهنمی بودیم ولی با این حال این شعور را دارد. یعنی آنقدر که می‌گفت من در بیمارستانی که خوابیده بودم می‌فهمیدم مثلاً کجا لوله بیمارستان بسته است. کجا بیمارستان دچار مشکل است. کجا دیوارش را بشکافید. کجا مشکل پیش آمده. در آن در دیوار بیمارستان حضور دارد. هیچ چیز جلوی فهم و بینشش را نمی‌گیرد. ملکوت اینجوری است. حالا خدا به شما چی می‌گوید؟ راجع به این خیلی ساده‌تر است. ما چون فهممان ضعیف است، خدا دارد به ما اینجوری می‌گوید: من غیب آسمان و زمین را می‌دانم. باطن همه چیز را. «سبحان الذی بیده ملکوت کلّ شیء». ملکوت هر چیزی. چون هر چیزی ملکوت دارد دیگر. هر چیزی یک باطنی دارد. باطن همه چیز دست خداست. باطن همه چیز. 

سوره حجرات آیه18. آخرین آیه هم: « وَکَفَى بِرَبِّکَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا». همین کافی است که رب تو به گناهان بندگانش هم آگاه و بصیر است. « خَبِیرًا بَصِیرًا». گناه‌های ما را همه را ثبت و ضبط دارد. همه چی و این گناه چیزی نیستش که اعتباری باشد. بلکه گناه با خود انسان و در وجود انسان ثبت است. ما همه در رحم مادریم دیگر. قبلاً این را مفصل توضیح دادیم. دنیا رحم دوم ماست. ما الان هر کاری از اول زندگی کردیم تا الان باهامان هست. ضبط شده. خوب، بد، همه چی. جنین در رحم مادر هر کاری کرده، ماه اول، ماه دوم، ماه نهم، هر چی که هست محصول تلاشش با خودش همراهش است. وقتی هم می‌آید دنیا عملکردش کاملاً برملاست که این بچه داشته چیکار می‌کرده آنجا. با خودش هست. اینکه قرآن می‌گوید روز قیامت نامه عملتان آویزان گردنتان است، با خودت هست.  اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا». نه خداها. خدا نه، می‌گوید خودت هم به خودت آگاهی. خودت برای محاسبه خودت آگاهی. یعنی همه چیز حضور دارد. همه هستی تو حضور دارد. آنجا هیچی قابل انکار نیست. همه چیزت با خودت هست. می خواهی چی‌اش را انکار بکنی؟ چی می خواهی انکار کنی! با خودت هست. خودت. «کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا». خدا رحمت کند آیت الله ممدوحی رحمت الله تعالی. روز قیامت دادگاه خودتی، قاضی خودتی، حاکم خودتی، صحیفه عمل خودتی. همه چیز خودت. همه چیز خودتی. «کَفَى». قرآن می گوید کافی است برای خودت. لازم نیست کسی بیاید بهت بگوید تو این گناه را کردی یا این ثواب را. نفس ورودت به آنجا همه چی را با خودش دارد. نورانیت، تاریکیات، گناه، ثوابهایت، نیت‌ها، همه چی با همه یکی یک جا می‌آیی آنجا تو صحنه مثل یک… که از رحم مادر وقتی می‌آید به دنیا همه چیز، همه کارهایی که کرده می‌آید اینجا. دیگر چیزی نمی‌شود انکار کرد. هیچ چیزش را نمی شود. متن محصول بارداری همین است دیگر. اینی که الان اینجا هست. ما هم همینطور. الان در رحم دنیا هستیم. به زودی تولد پیدا می‌کنیم با وفات به عالم برزخ. با همه هستی‌مان برویم. با همه دارایی‌ها و زیبایی‌ها و زشتی‌ها. همین جوری می رویم آن طرف. پس متن آنجا. حالا خدا دارد به ما پای زبان ساده می‌گوید: این را بفهمیم. «و کفی بربّک بذنوب عباده خبیراً بصیراً». خب این هم از آیات. یک صلوات ختم بفرمایید. اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد.

احادیث در مورد حضور خدا

برویم سراغ احادیثی که حضرت استاد انتخاب کرده‌اند. فی حدیث النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد». «یا أباذرٍّ اُعبُدِ اللّه َ کأنَّکَ تَراهُ فإن کُنتَ لا تَراهُ فإنّهُ یَراکَ». خدا را آنگونه عبودیت کن و عبادت کن، هر دویش. وقتی داری بندگی می‌کنی، صاحب کارت دارد می‌بیندت. الان در خیلی از شرکت‌ها همین جوری هستند. مدیر در دفترش نشسته، در همه این ساختمان ۱۰ طبقه ساختمان دوربین گذاشته. دیگر کسی نمی‌تواند بگوید. پریروز بود یکی از مسئولین رفته بود یک وزارتخانه‌ای، بازدید. آنجا دوربین نبود. از ۲۲ تا کارمند فقط سه نفر سر کار بودند. بقیه رفته بودند و در را قفل کردند، رفتند دنبال کارهای شخصی خودشان، کار زندگی خودشان. یعنی طرف می‌آید یک دانه انگشت می‌زند، حضوریم، من حاضرم، وارد کار شدم. می‌رود دنبال کارهای شخصی‌اش. بعد هم غروب می‌آید دوباره انگشت می‌زند که ما بودیم اینجا. دوربین نیست، حساب و کتاب نیست. یا به رفیقش می‌گفت قدیم‌ها کارت می‌زدند، می‌گفت کارت منم بزن بی‌زحمت صبح رفتی سر کار کارت منم بزن. من زیاد دیدم در این ادارات. طرف می‌آید ۵ تا کارت می‌زد. یکی مال خودش را می‌زد. یکی هم کارت های بقیه را دانه دانه می زد ورودی خورده که غیبت نداشته باشد. غروب هم که می‌رفت همان پنج تا کارت را می‌زد. همه حاضری خورده. پریروز رفته بود، نشانم داد. شبکه مجازی هم پخش شد. از ۲۲ تا دفتر، سه تاشان فقط کارمندها در دفترشان بودند. بقیه نبودند. سرکار نبودند. خوب این وظیفه‌اش را انجام نمی‌دهد.

«اُعبُدِ اللّهَ» یعنی فقط عبادت نیست. خیلی خوب است انسان تمرین کند. ما باید سال‌ها تمرین کنیم. اینجوری هم نیست که من بگویم کسی بشود یا کسی بگوید خوب از امشب می روم این کار را می کنم. به قول یکی از بزرگان اهل توحید، من یک موقع ازش سوال کردم که آقا ما چقدر باید تمرین بکنیم که -خیلی سال پیش که – نمازمان کامل با حضور قلب باشد؟ از اول که شروع می‌کنیم در محضر خدا باشیم تا آخرش. این تکبیره الاحراممان راست باشد. تکبیره الاحرام یعنی چی؟ یعنی کسی غیر از خدا نباید- حرام است دیگر.- احرام بستی. مثل احرام ماه رمضان که از اول سحر تا افطار ما احرام می کنیم. یک چیزهایی حرام می‌کنیم به خودمان، رعایت می‌کنیم. نمی‌آید چیزی. مردم فقط راجع به دو تا چیز خیلی رعایت می‌کنند: یکی خوردنی، یکی نوشیدنی. روزه اینجوری نیستش که. روزه می‌گوید خیالت هم باید از افکار منفی روزه باشی از گناه روزه باشی. همه چی. در خیلی از ماه رمضان تاثیر دارد واقعاً روی خیلی آدم‌ها. ماه رمضان خیلی ها کار گناه نمی‌کنند. اصلاً بی‌خیال گناه می‌شوند. حتی آدم‌های اهل گناه، حرفه‌ای‌های اهل گناه، دزدها. خدا رحمت کند آقای مجتهدی را می گفت یک دزدی ما هم داشتیم این در نجف. می گفتش که این در ماه رمضان گدایی می‌کنند. می گفتیم: چرا؟ می‌گفت چون می‌خواهم روزه بگیرم. لقمه‌ام حلال باشد ولی بعد ماه رمضان دزدی اش می‌کرد. می گفت یک ماه رمضان رعایت می‌کرد. می گفت بالاخره لقمه‌ام حلال باشد.

«اُعبُدِ اللّهَ» یعنی بندگی کن و عبادت کن. به ایشان گفتم چقدر طول می‌کشد؟ گفت: اگر تمرکز داشته باشی، تمرین کنی، ۸ سالی طول می‌کشد. انسان حواسش باشد. هی همیشه تا می‌خواهد تکبیره الاحرام ببندد حواستان باشد می‌خواهد تکبیر ببندد. نه اینکه ما اصلاً از اول تکبیره الاحرام، برای خود تکبیر هم چیز نداریم توجه نداریم چی می گوییم. دستمان را بالا می بریم یک الله اکبری می گوییم ولی… چرا فقط ماها، خودم را عرض می‌کنم، یک چیز را رعایت می‌کنیم اینکه رو به قبله می‌ایستیم. تکبیره الاحرام را تا اینجا به دردمان می‌خورد. یک سری کلمات هم می‌گوییم. اما احرامی نیست. احرامی نیست. «اُعبُدِ اللّهَ» یعنی هم عبادتت هم بندگی‌ات اینجوری باشد که خدا دارد می‌بیند. خب اگر خدا دارد می‌بیند، دیگر تو حسادت نمی‌کنی. می‌شود آدم حسود باشد؟ جلوی چشم خدا. بدجنسی کند. یک چیزی برای خودش بخواهد، برای بقیه نخواهد. خودخواهی بکند. خودشیفتگی داشته باشد. غم بخورد، کینه داشته باشد. بابا حواست باشد در محضری. اینکه آدم هر غلطی دلش می‌خواهد بکند، محضر از دست می‌دهد. یعنی نمی‌فهمد که دوربین دارد می‌گیردش. اصلا متوجه نیست که همه چی‌اش دارد ثبت می‌شود. همه چیز دارد ثبت می شود.

پیامبر دارد روش کاربردی دارد به ما می گوید. به ابوذر می‌گوید: ببین عبودیتت، بندگی و عبادتت اینجوری باشد که انگار داری خدا را می‌بینی. این تمرین خوب است. آن تمرینی که اول گفتم انجام بدهیم. حالا آن‌ها که خواستند عمیق‌تر بشوند بروند کارگاه نسیم حیات را کار کنند دیگر. آن مفصل است با کتاب درسی خطبه توحیدی امام رضا علیه السلام. غوغا کرده امام آنجا. امام رضا. ما تمرین کنیم که اشیا را اشیا نبینیم. مثل حضرت موسی بشویم. یعنی حواسمان باشد که اگر می‌گوید میکروفون، این میکروفون بله الان شکلش میکروفون است. این منبر شکلش منبر است. اما همه چی است. قرآن ما را چه جوری تربیت می‌کند؟ اینکه «فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ». به هر چی که نگاه بکنید خدا دارد می‌بیند شما را. وجه الله است. تمرین مان می دهد. حالا به اباذر چی می گوید؟ می گوید بندگی‌ات به گونه‌ای باشد که حواست باشد خدا دارد می‌بیند تو را. و اگر تو نمی‌بینی، ببین خدا را. انگار خدایی را می بینی، خدا را می‌بینی ولی اگر نمی‌بینی‌اش توجه داشته باش. دوربین‌ها بازند. بله من الان مدیرم را نمی‌بینم. مسئولم را نمی بینیم ولی او دارد با دوربین من را می‌بیند.
او حواسش به من هست. خیلی سال پیش، شاید مثلاً ۳۰ سال پیش، من یکی از کشورها رفته بودم برای تبلیغ. یک کشور پیشرفته اروپایی بود. الان در کشور ما این چیزها دارد عادی می‌شود ولی آن موقع ۳۰ سال پیش. ما این دوستمان آمد فرودگاه دنبال ما. داشتیم می‌رفتیم به شهری. بعد رادیو روشن بود. یک دفعه قطع شد. بهش گفتند که آقای فلانی، جلوتر تصادف شده حواست باشد.

نتانیاهو چی می‌گوید؟ نتانیاهو می‌گوید شما اگر یک گوشی داشته باشید در خاک اسرائیلی، درست است که ایران داری زندگی می‌کنی اما آن گوشی، آن گوشی که الان در جیب همه ماست، هم می‌بیند، هم ضبط می‌کند، هم صدایت را، هم تصویرت را. در خانه فکر می‌کنی که مثلاً الان خدای نکرده بعضی از خانم‌ها کشف حجاب می‌کنند، جلوی دوربین‌های، این‌ها نمی‌روند دوربین‌هایشان را ببندند. عکس می‌گیرند، کشف حجاب می‌کنند. طرف گرفتن جلو زنش، ناموس. عکس شخصی می‌گیرد. درحالیکه آن در هفت لایه دارد ضبط می‌شود. صداهایتان را. هر کاری که می‌کنی، پیامکی، هر کاری هر چیزی که داری می‌ریزی توی این از شخصیتت در این گوشی، آن‌ها دارندش. شما برو در گوگل مثلاً بزن رستوران فلان. یک چیزی بزن. بزن مثلاً یک موضوعی، هر چی که دوست داری بزن. جستجو کن یکی دو بار. از فردا تبلیغ می‌آید برایت. هر چی علاقه داری برایت می‌آید.

در بلژیک رفته بودیم تبلیغ. این دوستمان آقای، یکی از دکترای آنجا. داشتیم با هم می رفتیم، گفت استاد من گوشیم گم شده. شب‌های جمعه می‌رفتم دعای کمیل. رفتم یک گوشی خریدم. بعد می گفت یک شب جمعه نمی‌خواستم بروم دعای کمیل. همین که گوشی ام را روشن کردم، گفت: آدرس دعای کمیل برایم آمد. نمی‌خواهی بروی دعای کمیل از این طرف برو. داردت. همه چیزت را دارد. صدایت را دارد. ضبط شده. همه چی. فیلم‌هایتان. هر چی عکس گرفتید برای همین شما گوشی تان را دزد ببرد، می روید یک گوشی می خرید، یک سیم کارت می اندازید همه عکس‌هایتان برمی‌گردد سر جایش. کجاست عکس‌های شما؟ کجا بود پس؟ دوربین که رفت، آن که سوخت، از بین رفت. آتش زدی، از بین رفت. بیا یک گوشی دیگر بخر، سیم کارت بینداز. تمام عکس‌هایت برمی‌گردد. همه چی.
ما نمی‌بینیم ولی آن‌ها حواسشان هست ، ما را می‌بینند. نتانیاهو می گوید چی؟ می گوید ئر خاک اسرائیلی. اگر گوشی دستت است در خاک اسرائیلی. خیلی از این ترورها و انفجارها و چیزهایی که دارد انجام می‌شود با همین گوشی است دیگر. حزب الله، بچه های حزب الله، بچه‌های یمنی، بچه‌های ایرانی، هر کی را کشتند با این گوشی‌ها بود. تو هیچ از محضرشان دور نیستی. اینکه بنده خداست. پیامبر می‌فرماید که تو اگر او را می‌بینی، آن تو را می بیند.  آنحواسش به تو هست. آن دارد ضبط می‌کند و همه چیز را دارد می بیند و ضبط می کند.

ترس از مقام پروردگار

یک روایت دیگر بخوانم. بس است دیگر. از آقا امام صادق علیه السلام محضر مقدسشان یک صلوات ختم بفرمایید.
اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد.

ایشان در شرح آیه ۴۶ سوره الرحمن: «و لمن ». چقدر قشنگ است این. چقدر کمک می‌کند به آدم. «وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ». هر کس از مقام مربی‌اش بترسد، جایگاهی که دارد نسبت به مربی‌اش، جایگاهی که مربی نسبت به او دارد، الله، بترسد؛ دو تا بهشت مال اوست «جنتین».
طرف آمده می‌گوید. مشاور است، آمده برای مشاوره، می‌گوید: شوهر من این حاج آقا فلانی که هیئتی، نمی‌دانم خودش هم نمی‌دانم خودش هم موقعیت اجتماعی بالایی دارد، این به خانه که می‌آید یکسره فیلم‌های ناجور نگاه می‌کند. چه احمقانه است این کار. آدم از زنش حیا می‌کند، از بچه‌اش حیا می‌کند. بعد فکر می‌کند اگر برود توی اتاق شروع کند مثلاً پشت موبایل یا پشت لپ تاپش هر غلطی دلش خواست بکند، هیچکس دیگر نمی‌بیندش. خیلی چشم دارد می‌بیند که تو داری چیکار می‌کنی.
«خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ» یعنی که اگر کسی در  خانه باشد یا نباشد، تو حیا می‌کنی از اینکه در این گوشی‌ات یک چیز خلافی، خلاف رضای الهی داشته باشی و ببینی. نگوییم خب الان ایران بود. الان آمدیم خارج دیگر دستمان باز است. هر کاری دلمان خواست. بله آنجا خیلی چیزها آزاد است.
«خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ» یعنی فرقی نکند برایت. یک خانمی من در وین مهمانشان بودم در یک هتل ایرانی بود. یعنی صاحبش ایرانی بود. خانمش اتریشی بود. یک شب ما را دعوت کرد شام. خانم خودش برای من تعریف می کرد. می گفت استاد من آمدم ایران. آمدیم که برگردیم. سوار هواپیما شدیم. من روی صندلی نشستم که توی راهرو بود. دو تا بچه‌هایمان هم از پنجره و بعدی چهار تا صندلی دیگر، می گفت همسرم هم کنارم. می گفت دیدم یک خانم ایرانی آمد نشست بغل من. آن هم در راهرو. گفت یک دفعه دیدم همه لباس هایش را درآورد. خیلی ناجور. کشف حجاب که هیچی. می‌گفت لباس‌های خیلی زشتی، بدن‌نما و این‌ها. بعد به من گفتش. زد به من گفتش که: در آر. گفتم چی رو دربیارم؟ در آر، راحت شدیم دیگر. الان داریم می‌رویم خارج. دیگر تمام شد دیگر در هواپیما نشستیم. کسی با ما کاری ندارد. گفت من فقط یک جمله بهش گفتم. گفتم خانم ببخشید من مسلمانم. همین یک کلمه: «من مسلمانم». چه فرقی دارد؟ گفت من مسلمانم، برای چی درآرم اینجا. می گفت طرف خانواده شهید آمده آنجا با من به آنجا دیدمش. نشستیم در رستوان، یک دفعه اینجوری می کند، غذای حرام سفارش داده. بابا. گفت سخت نگیر. گوشت حرام سفارش داده. خدا دارد تو را می بیند.
آیه را دقت کنید: «وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ». یعنی حواست باشد مربی دار  چشم توی چشم دارد بهت نگاه می‌کند. چشم توی چشم دارد بهت نگاه می‌کند. اگر کسی ترسید، حساب برد که من از فحشای ظاهری، فحشای باطنی دوری بکنم، دو تا بهشت. حالا دقت کنید امام دارد این را توضیح می‌دهد که یعنی چی.
فرمود: «مَن عَلِمَ أنّ اللّه َ یَراهُ». هر کس بداند که خدا دارد می‌بیندش «و یَسْمعُ ما یَقولُ» و می شنود هر چی داری می گویی، هر کلامی که از دهنت دارد در می آید، می شنود خدا، «و یَسْمعُ ما یَقولُ و یَعلَمُ ما یَعمَلُهُ مِن خَیرٍ أو شَرٍّ فیَحْجِزُهُ ذلکَ عنِ القَبیحِ مِن الأعْمالِ» این خدا دارد ما را می بیند، هر چی از اعمال خیر انجام می‌دهی یا شر ، اگر کسی این را کسی بفهمد، «فیَحْجِزُهُ ذلکَ عنِ القَبیحِ مِن الأعْمالِ» و این که می‌فهمد خدا دارد می بیند، نگهش می دارد از کارهای زشت. کار زشت فقط نه، اخلاق زشت. زودرنجی، حساسیت، خودشیفتگی، خودبرتربینی. گمان کنی که از بقیه بهتری.
«فذلکَ الّذی خافَ مَقامَ رَبِّهِ و نَهى النّفسَ عنِ الهَوى». این یک بخش دیگر است که باز ادامه همین آیه دارد. « فذلکَ الّذی خافَ مَقامَ رَبِّهِ و نَهى النّفسَ عنِ الهَوى». نفسش را از هوای نفس، از نفس باز بدارد. قبلاً راجع بهش صحبت کردیم.
می‌گوید معنای این آیه که «وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ» یعنی این. یعنی اینکه بدانی خدا دارد نگاهت می‌کند و اینکه بدانی خدا دارد نگاهت می‌کند تو را باز بدارد. این یک نکته است.

 یک نکته هم هست به عنوان کلام آخر. یک موقعی به کارمندها می‌گویند که آقا دوربین‌ها خراب شده. برق رفته. دوربین‌ها کار نمی‌کند. اصلاً دوربین‌ها را برداشتیم. این تاثیر در کارش نداشته باشد. این یک چیز دیگر است. دوربین نیست ولی خوب کسی من را بازخواست نمی‌کند. خودم وجدان کاری دارم. باید کارم را انجام بدهم. یعنی زیبایی را برای خود همان زیبایی دوست داشته باشد. کار قشنگ را اصلاً این کار قشنگ، نفسش اینجوری باشد. این متفاوت هستش.
سه چهار تا حدیث دیگر هم باقی مانده که این هم ان شاء الله جلسه بعد در موردش صحبت خواهیم کرد.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • خداوند به عزت و جلالش قسم می‌خورد که اگر بنده‌ای چهار خصلت را ضمانت کند، حتماً او را به بهشت خواهد برد.

  • شیطان ضروری حیات انسان است؛ هر کس بخواهد به کمالات بالا و قرب خداوند برسد، بدون کمک شیطان نمی‌تواند این کار را بکند.

  • یکی از خصلت‌های تضمین‌کننده بهشت، کنترل زبان و پرهیز از بیهوده‌گویی است، به طوری که زبان جز برای حرف مثبت و سازنده باز نشود.

  • حفظ قلب از وسوسه‌های شیطانی و واردات منفی، از دیگر خصلت‌هایی است که بهشت را تضمین می‌کند.

  • توجه به اینکه خداوند همیشه و همه جا ما را می‌بیند، رفتارهای ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باعث مراقبت بیشتر می‌شود.

  • خداوند یعنی وجود جاری در همه اشیا؛ هر چیزی که ما می‌بینیم، جلوه‌ای از الله است.

  • ما هیچ وجودی در مقابل خدا نداریم؛ هر چه هست، الله با جلوه‌هایش و ظهوراتش است.

  • خداوند بزرگتر از آن است که وصف شود، نه بزرگتر از چیز دیگری، زیرا چیزی در مقابل او وجود ندارد.

  • صفات خدا عین ذات اوست و او با تمام هستی‌اش سمیع، بصیر، حکیم و رحیم است.

  • خداوند با همه هستی‌اش، حتی با خود ما، ما را می‌بیند و می‌شنود؛ همه چیز چشم و گوش خداست.

  • خداوند به هر چیزی احاطه دارد و هیچ جایی در نظام خلقت نیست که منهای الله باشد.

  • خداوند با همان سرعتی که ما وجود ذهنی را عوض می‌کنیم، هستی را تغییر می‌دهد؛ این را عالم امر می‌نامند.

  • خداوند از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است و حتی از خودمان به خودمان نزدیک‌تر است.

  • خداوند به هر کار خیری که انجام می‌دهیم آگاه است و چیزی از علم او خارج نمی‌شود.

  • جانب خدا را رعایت کنید و بدانید که او به همه چیز آگاه است.

  • خداوند هر آنچه در نهاد و وجود ماست را می‌داند؛ پس مراقب باشید و بر حذر باشید.

  • بر خدا فرقی ندارد که چیزی را آشکار کنیم یا مخفی، او به همه چیز علیم و آگاه است.

  • انسان‌ها از مردم پنهان می‌کنند، اما از خدا حیا نمی‌کنند؛ این نشان‌دهنده ضعف معرفت حقیقی است.

  • حسادت، غصه خوردن برای دنیا، رقابت، مقایسه، بداخلاقی و کینه، همه فحشاهای وحشتناکی هستند که مانع نجات انسان می‌شوند.

  • همین که انسان بداند در محضر خداست، از انجام کارهای زشت و داشتن اخلاق ناپسند حیا می‌کند.

  • خداوند غیب آسمان‌ها و زمین را می‌داند و به باطن همه چیز آگاه است.

  • ملکوت هر چیزی دست خداست و در آنجا زمان و مکان مانعی برای فهم و بینش نیست.

  • همین کافی است که پروردگار تو به گناهان بندگانش آگاه و بصیر است.

  • گناهان با خود انسان و در وجود او ثبت می‌شوند و در روز قیامت هیچ چیز قابل انکار نیست.

  • در روز قیامت، خودت قاضی و حاکم خودتی و صحیفه عملت با خودت است.

  • خدا را آنگونه عبادت کن که انگار او را می‌بینی، و اگر او را نمی‌بینی، بدان که او تو را می‌بیند.

  • اگر تمرین کنیم که اشیا را صرفاً اشیا نبینیم، بلکه جلوه‌ای از وجه‌الله بدانیم، به درک عمیق‌تری از حضور خدا می‌رسیم.

  • هر کس از مقام پروردگارش بترسد و حیا کند، دو بهشت برای اوست.

  • ترس از مقام پروردگار یعنی بدانی که خدا تو را می‌بیند و می‌شنود و این آگاهی تو را از کارهای زشت باز دارد.

  • زیبایی را برای خود همان زیبایی دوست داشته باش و کار قشنگ را بدون نیاز به ناظر بیرونی انجام بده.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه