فهرست مطالب
Toggleسلام علیکم و رحمه الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجبالتعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، شهدا و امام الشهدا، صلوات بلند بفرمایید.
مظهرین امر و نهی الهی
فقره جدید را امشب از زیارت شریف جامعه کبیره میخوانیم: «والمُظهِرینَ لأمرِ اللهِ و نَهیِهِ». هدیه محضر مقدس امام هادی علیه السلام، یک صلوات بلند ختم بفرمایید.
«مُظهِرین» جمع «مُظهِر» است. از ماده «ظهَرَ» (ظ، ه، ر) مثل «ظَهَرَ». اصلش به معنای پشت است. میگوییم در بعضی از این مراکز «زَهر برگ» و «زَهر چک» و امضا، یعنی چی را امضا بکنید؟ پشت چک را امضا بکنید یا بگوییم پشتنویسی شده چگ، یعنی همان «ظهر».
پشت در انسان یا حیوان هم ظهور دارد که بگوییم «ظهر»؛ چرا میگوییم ظهر، پشت؟ چون ظهور دارد، آشکار است و از طرفی هم محل قدرت است. بار و وزنههای سنگین را انسان کجایش تحمل میکند؟ پشتش. به پشت میگیرد. مثلاً میخواهد مادرش یا پدرش را ببرد تا یک جایی، مادر و پدر پیری دارد، باری دارد، کیسهای دارد، کجا میگیرد؟ میگیرد پشت. پس در واقع پشت هم مظهر آشکار بودن است، هم قدرت است، قدرت داشتن. وسط روز چرا به آن میگویند «ظهر»؟ باز از همین ماده است. چون روشنترین وقت روز است. روشنترین وقت روز است، به آن میگویند الان ظهر است، یعنی اوج روشنایی روز، وقت ظهر، که بعد از آن دیگر هوا شروع میکند کمکم میرود به سمت تاریکی. پس اوجش کی است؟ ظهر.
خب، «والمُظهِرین» یعنی چه؟ یعنی ظاهرکنندگان، آشکارکنندگان. پس وقتی به معصوم میگویی: «والمُظهِرینَ لأمرِ اللهِ و نَهیِهِ»، یعنی آشکارکننده اوامر و نواهی الهی. اگر کسی میخواهد فهمی داشته باشد، به معنای واقعی، نه سر خودش را کلاه بگذارد، فهمی داشته باشد راجع به امر و نهی الهی، باید در خانه کی برود؟ در خانه اینها باید برود. ما خیلی وقتها آدمها میروند سراغ کسانی که هیچ نوع تخصصی ندارند، از آنها توقع دارند که آنها برایشان دین بگویند، امر و نهی الهی را بگوید. آقای دکتر فلانی، آقای مهندس فلانی، نمیدانم. در طول تاریخ پر بوده. اینکه مردم رفتهاند سراغ کسانی که مظهر امرالله و نهی خدا نبودند، نمیتوانستند اصلاً امر و نهی الهی را تشخیص بدهند و بیان کنند، سراغ اهلش نرفتند و این فاجعه بعد از پیغمبر اتفاق افتاد. بعد از پیغمبر مردم کسی را جای پیغمبر گذاشتند که هیچ نوع تخصص و آگاهی در امر و نهی الهی نداشتند. هیچ نوع تخصصی.
معنای امر و نهی
امر یعنی چه؟ یعنی فرمان. فرمان به انجام کار را میگویند چی؟ امر. نهی یعنی چه؟ یعنی فرمان به عدم انجام کار. این کار را نکن. می گوییم: فلانی را نهی کردم. یا خدا نهی کرده. نهی، این «نون، ه، ی». شما وقتی میخواهید راجع به آخر یک چیزی صحبت کنید، میگویید نهایتش، میگویید: نهایت، منتها، یعنی آخر. پس وقتی نهی می کنیم یعنی تمامش کن، ادامه نده. خدا از این کار نهی کرده، یعنی تمامش کن، رهایش کن، ولش کن، انجامش نده. کلمه نهی را دقت کنید از کجا آمده. میگوییم نهایت، منتها، آخرِ آخر آخر. درست شد؟ پس نهی یعنی تمام، رهایش کن، دیگر انجامش نده، بس است دیگر. این می شود نهی. پس آنجایی که ما دنبال این هستیم کجاها خدا امر کرده که کاری را انجام بدهیم یا نهی کرده که انجام چیه؟ ندهیم. کی میتواند این را ظاهر کند غیر از خود خدا؟ بله؟
اصل اصالت تخصص
حالا یک اصل میگویم، اصل را همهتان بلدید، آن اصل را اینجا به کار میگیریم. اصل اصالت تخصص. اصل اصالت تخصص چی میگفت؟ میگفت شما در برخورد با یک دستگاه در چهار مرحله: تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و تعمیر و نگهداری، اگر با مشکل روبرو شد، در درجه اول سراغ کی میروید؟ سازنده. در درجه بعدی سراغ کی؟ نماینده مجازش. نماینده مجازی که سازنده معرفی میکند. شما مثلاً ماشینت مال شرکت الف است. در این چهار مرحله که این ماشین چه کارکردی دارد، چه قدرتی دارد، چه جوری باید راهاندازیش کنیم، چه جوری ازش استفاده بکنیم، استفاده بهینه، و اگر خراب شد چه جوری مشکلش را حل کنیم، به کی احتیاج داریم؟ به شرکت سازنده. درحالی که الان مثلاً شرکت سازندهاش مشهد است، شما ماشینت را آوردی تهران، دنبال کی میگردی؟ نمایندگی مجازش. می گویی ببرمش پیش نمایندگی یعنی آن نماینده او است. نماینده یعنی نشاندهنده اوست. مظهر او. درست شد؟ این اصل اصالت تخصص را همه آدمها هم رعایت میکنند.
این اصل خودش یک عهدی است در درون انسانها. یعنی خداوند روز قیامت میگوید: مگر شماها این اصل را رعایت نمیکردید در مورد لباستان، انگشترتان، ساعتتان، چشمتان، دستتان، پایتان؟ آرایشگاه میخواستید بروید، میرفتی سراغ یک متخصص. در مورد خودتان که پیچیدهترین مخلوق من بودید و مهمترین مخلوق، در این چهار مرحله سراغ کی می رفتید؟ ما اگر بخواهیم امر و نهی الهی، در این چهار مرحله چیه، دستورات خدا چیه، باید سراغ کی برویم؟ قرآن، کتاب الله. دیگر چی؟ نمایندههای مجاز خدا، یعنی کسانی که خدا تخصصشان و عصمتشان را تأیید کرده. آنها کیاند؟ اهل بیت علیهم السلام.
لزوم رجوع به متخصصین دین
پس وقتی داریم میگوییم، کلام خیلی بلند و بزرگ است. چون خیلی وقتها ما میرویم در زندگیمان سراغ کسانی که هیچ کدام از این آگاهیها و لیاقتها و شایستگیها را چیه؟ ندارند. آقای نمیدانم درویش کی کی، آقای نمیدانم دکتر فلان، آقای مهندس فلان، رئیس فرقه فلان. دیدید دیگر، همه جا هست. در خارج الان آمریکا، اروپا، اینقدر ما قحطی داریم. من خودم خیلی از کشورها که میروم، این را با چشم خودم میبینم. میگوید: استاد، ما این کار را داریم این جوری انجام میدهیم. میگویم: بابا، این حرام است، شما دارید انجام میدهید، درست نبوده. اصلا این عقد ازدواجتان درست نبوده. عقد ازدواجتان درست نبوده.
خانم آمده، این را بگویم برایتان، تکاندهنده است. خانم آمده با دو تا آقا، می گوییم چی؟ مسئله تان چیه؟ البته خاطره مال من نیست، مال یکی از همکارانمان است، دوستانمان. گفت: آمدم از شوهرم طلاق بگیرم. گفته بود خب کدام شوهر؟ گفت: دوتایشان، جفتشان شوهرام هستند. گفتم: بابا، نمیشود شما زن یک نفر باشی. گفتش که: چرا، من الان عقد جفتشانم. ازشون متنفرم، آمدم جدا شوم. میگویم: کی گفته؟ میگوید: فلانی به من گفت اشکالی ندارد دو تا شوهر داشته باشی. من هم این را قبول کردیم. یعنی دینش را از کی دارد میگیرد؟ از یک مرجع غیرتخصصی. یک نفر آنجا شهوت دارد که بگوید من استادم، معلمم، بلدم. فتواهای الکی به مردم میدهد. زن رفته با دو نفر ازدواج کرده. اینقدر مبتذل.
حالا شما ببینید از اینها ما یک عالم داریم. یک عالم در کشور خودمان، جاهای دیگر، خارج از کشور خودمان، کشورخودمان که مثلاً کشور ثروتمندی است، از این اشتباهها زیاد داریم. طرف ازدواج کرده، بچهدار شده، بعدش فهمیده اصلاً شوهرش بهش حرام بوده ازدواج بکند. اصلا از اول نمی دانستند نباید با این ازدواج بکند، نرفته احکام را سؤال کند، یاد بگیرد، بپرسد از اهلش. آقا، امر و نهی خدا را کی باید ظهور بدهد برای ما؟ متخصص باید ظهور بدهد. متخصصی که نمایندگی مجاز داشته باشد.
ما الان به حرف مراجع چرا اعتماد میکنیم؟ چون این مرجع مجتهد است. مجتهد یعنی سختکوش. ۱۵ سال، ۱۰ سال، ۲۰ سال زحمت کشیده تا نظر قرآن و اهل بیت در فلان موضوع را درآورده. شما اگر نگاه کنید الان رسالهها همه شبیه هم است. دیگر اختلاف نظر مراجع بسیار کم است. شاید ۵ درصد هم نشود. چرا؟ چون زحمت کشیده، خودش را دارد میکشد. میگوید: آقا، من این فتواست. این را میشود بهش عمل کرد. ولی الان کسی که هیچ نوع آگاهی ندارد، دکتر و مهندس است، شده مرجع تقلید. اگر توی کار یک مهندس، یک پزشک، یک نفر دخالت کند، ازش شکایت میکنند که تو برای چی این کار را کردی. تو الان تخصصی نداری. بعد یک کسی که هیچ تخصصی ندارد، در امور تخصصی دین اظهار نظر میکند. پر است در این شبکههای مجازی الان. آدمهای بیسواد، مریض، شهوتران، خودشیفته، قدرتطلب، شهرتطلب، شدند به مردم دین میدهند.
خب پس معنا را داشته باشید. ظهوردهنده و آشکارکننده امر و نهی خدا کیه؟ اینها هستند. کسی که خدا خودش تخصصش و عصمتش را تأیید کرده در قرآن. گفته: آقا، من هم عصمت اینها را تأیید میکنم، هم تخصصشان را «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ». صاحبان امر. تمام شد. حالا تو اگر بعد رفتی، افتادی در دام نمیدانم این جریان، آن جریان، عرفان سرخپوستی، کریشنامورتی، عرفان حلقه، عرفان نمیدانم کیهانی، از این حرفها که الان همه جا هست، یک عالمه عرفانها درست شده، این خودت مریضی. خودت لیاقتت انتخاب همین استاد است. چون پیغمبر میگوید: شخصیت شما هر جوری باشد، ولیّ تان مربیتان به شخصیت شما گیرتان میآید. اگر تو افتادی در دام این آدم، فکر نکن مثلاً بابا عقلت کجاست. خدا میگوید: تو اگر مثلاً راجع به ماشینت بود، از هر کسی تقلید میکردی؟ اگر کامپیوتر، نمیدانم دستگاه تلفن همراهت خراب میشد، میبردی بدهی به شیخ فلانی؟ نه. می گویی مهندس باشد اینجا من بروم بهش بدهم. کامپیوتر درس خوانده باشد، بلد باشد. قلبت درد بکند، میروی پیش متخصص مغز و اعصاب؟ با اینکه متخصص است. اگر کسی قلبش درد گرفت، رفت پیش متخصص مغز و اعصاب، حماقت کرده. اصلاً متخصص مغز و اعصاب این را معرفی میکند به تیمارستان. می گوید این آدم دیوانه است، آمده قلبش درد میکند، آمده پیش من. بعد وقتی که پای خدا، دین، احکام شرعی میشود، مردم اینقدر سهلانگارند.
اهمیت اظهار امر و نهی الهی
فکر نکنید این خیلی مسئله مهمی است که امام هادی انتخاب کرده، دارد این را به ما میگوید: «والمُظهِرینَ لأمرِ اللهِ و نَهیِهِ». آقا، ظهور امر و نهی الهی کار معصوم است یا مراجع که خود معصومین تأیید کردهاند. الان ما وقتی میگوییم مرجع، چرا بهش اعتماد داریم؟ چون خود معصوم گفته در غیاب ما به این مراجع و فقها با این شرایط اعتماد کنید. هر فقیهی هم نه. یعنی هر که رفت یک برگ آورد که من مجتهدم، نمیشود این را قبول کرد. خود شرایط مجتهد را امام دارد میگوید. صرف اجتهاد بودن که کسی الان ما بعضیها شدهایم، من سراغ دارم، مجتهدند، دین ندارند، دو رکعت نماز نمیخواند. مجتهد است ولی فاسق است. نفوذش دادهاند. هوشش خوب بوده، رفته در حوزه درس خوانده، الان اجتهاد گرفته. نه تقوا دارد، نه اخلاق دارد، نه دین دارد، نه خداترسی دارد. برگ اجتهاد هم دارد.
اجتهاد یعنی آقا این درسها را گذرانده، الان میتواند استنباط کند. ولی این، این جوری نیست. امام معصوم میگوید: هر مجتهدی نه، هر مرجعی نه. آنی که ما میگوییم باید یک شرایط دیگر، در کنار همه شرایط دیگر باید داشته باشد. خدا رحمت کند حضرت امام را سلام الله علیه. میگوید: مجتهدی که در حوزه اجتهاد میگیرد، ۱۱ شرط دیگر غیر از اجتهاد باید داشته باشد تا بشود اجتهادش را پذیرفت. تازه اجتهادش را، مرجعیت که دیگر حالا بماند. باید ۱۱ تا شرط دیگر داشته باشد. آنها را حوزه امضا نمیدهد. تخصصهای دیگر لازم دارد تا این بشود مجتهدی که بتواند اظهارنظر بکند. معصوم میگوید: «أما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مطیعاً لأمر مولاه مخالفاً لهواه». شرط میگذارد. میگوید: اگر یک همچین شخصی پیدا کردید، حالا «فللعوام». مردم میتوانند ازش تقلید کنند. «فللعوام أن یقلدوه» مردم اجازه دارند از این تقلید کنند. نه اینی که دارد بودجه شبکه ماهوارهاش را از اسرائیل و انگلیس میگیرد، بعد میگوید که ملکه انگلیس از اهل بیت است. ملکه انگلیس از اهل بیت هستش. نمیدانم همه لندنیها و استرالیاییها از اولیا خدایند. با این همه جنایتهایشان. ملکه انگلیسی که یک فقره جنایتش نزدیک ۱۰ میلیون شیعه و ایرانی را در جنگ جهانی با قحطی مصنوعی کشتند. توی اینجا. یک دانه از جنایتهایش این است. آن وقت مرجع از اولیا خدا. چرا؟ چون بهش توی لندن امکانات دادهاند. ماهواره دادهاند، ساختمان دادهاند. مرجع انگلیسی، مرجع آمریکایی، مرجع اسرائیلی. کم هم نیستند. اصلاً پول دادهاند اینها آمدهاند درس خواندهاند که توی قم، مشهد، جاهای دیگر اینها مجتهد شوند، عالم شوند. این جوری نیست که هر که ۴ متر پارچه بست سرش، یک لباس مقدس بپوشد، بگوییم که آقا این قابل اعتماد است حتماً.
خب یک صلوات ختم بفرمایید.
مراتب امر و نهی الهی
در امر الهی یعنی آنجایی که خدا میگوید، باید انجام بشود، این مراتب مختلفی دارد. بعضیهایش مربوط به اولیا خداست، شاگردان مخصوص ائمه است، افراد خاص. وقتی میگوییم ائمه اظهار امر میکنند و اظهار نهی، آن حد وسطی که مربوط به همه مردم است، آن را آشکار میکند. ولی همه امر خدا را آشکار نمیکند. خیلی وقتها امر و نهی هست که ویژه آدمهای خاصی است. آن را برای خود همانها آشکار میکنند. ولی برای عموم مردم که عموم مردم ما که عوامیم همهمان ما، به ما میخواهند بگویند این کار را انجام بده، این کار را انجام نده. ائمه آشکارکننده همین هستند. والا وجود دارد امر یا نهی که مال امثال ماها که از عوامیم، بله، نیست. آنها مربوط به شخص خاص خودش است. آنها به شخص خاص خودش. ولی آشکارکننده اینها هستند که شارع مقدس دارد میگوید، توی رسالهها هست، توی آموزههای دینی ما هست، توی اخلاقیات ما هست. این را ظاهر میکنند. خب در غیر این صورت، آنها رازدار هستند، کتمان میکنند و بیان نمیکنند خیلی وقتها چیزهایی را نباید بگویند، نباید اظهار کنند، اظهار هم نمیکنند. کتمان میکنند چه امر را و چه نهی را.
می گوید: وظیفه تو این است، همین را برو انجام بده. تمام. آقا، من الان دارم میروم مکه، دارم میروم مدینه، دارم میروم وسط وهابیها. آنجا نماز جماعت بخوانم یا نخوانم؟ شما توی رساله نوشتی اگر کسی دستش را گذاشت روی دستش، نمازش باطل است. مگر خودت نگفتی آقا؟ بله. مگر خودت نگفتی اگر کسی بعد از «و لا الضالین» آمین گفت، نمازش باطل است؟ چرا. حالا به فتوای خود شما آن آقا که من دارم میخواهم بروم آنجا امام جماعت، هر دو را انجام میدهد. الان نماز بخوانم یا نخوانم؟ میگوید: بخوان، درست هم هست. اعاده هم لازم ندارد. چشم. بعد خود مرجع میآید اقتدا میکند به آنها. جالب است. میگویم خود مرجع، امام کویت بود یا کشور دیگر، اهل سنت نماز می خواندند خودش اقتدا میکرد. چرا؟ چون آن دارد توی رساله شرعی شیعی مینویسد اگر کسی از شما این کار را بکند، باطل است. ولی فتوای دیگر هست، یک فرمایش معصوم هست. میگوید چی؟ فرمود در نماز جماعتهایشان امام صادق فرمود: شرکت کنید. در تشییع جنازههایشان شرکت کنید. در مساجدشان بروید. غذاشان را بخورید. هیچ اشکالی هم ندارد. معصوم دستور داده، هیچ اشکالی ندارد. دیگر من نمیتوانم کاسه آش باشم آنجا، بگویم که نه، من قبول ندارم این را، من نماز اعاده میخواهم. توی ایام مدینه یک مشت مارمولک میآیند آنجا مقدسنما که حاج آقا اینها نمازهایشان باطل است، اینها همهشان فلاناند. من که نمازم را میروم خودم توی هتل اقتدا میکنم. اینها شیطاناند. آقا، مرجع من به من گفته همه مراجع اجازه دادهاند. نوع مراجع اجازه دادند من نمازم را بخوانم، اعاده هم نمی خواهد. چشم. این مقدسبازیها دیگر چیه؟
خب، پس معصوم در اینکه ما نیاز داریم برای رشدمان، تعالیمان، سعادتمان، آشکار میکند، بهت میگوید. هم امر را میگوید و هم نهی را میگوید. توی این راه هم اینها زحمت زیادی کشیده. شوخی نیست. معرفی امر و نهی الهی یک رسالت است. کار هر کسی نیست. اگر کسی نصیبش شد، آن هم با صلاحیت، رزق بزرگی دارد که خدا میگوید: این بنده من در دنیا تلاش کرد اوامر من و نواهی من را به مردم معرفی بکند. کار بزرگی است. خود معصومین هم- شما آقا امام سجاد علیه السلام دارد در دعای چهارم راجع به اهل بیت میگوید: «فَارَقُوا الْأَزْوَاجَ وَ الْأَوْلَادَ فِی إِظْهَارِ کلِمَتِهِ». اهل بیت به خاطر اظهار کلمه، اظهار را میآورد، باز از همین «ظَهر»، برای اینکه بتوانند دین خدا را آشکار کنند، مجبور شدند خیلی وقتها از زن و بچهشان جدا شوند، «فَارَقُوا»، مفارقت بکنند. گاهی وقتها توی تبلیغ شما بخوانید سلسله جلیله روحانیت و مراجع را. گاهی وقتها برای تبلیغ دین، گاهی نه، خیلی وقتها به شهادت رسیدند. زن و بچهشان. یکی از مراجع خودش برای من تعریف میکرد، روحش شاد، رحمه الله علیه. مرجع عراق بود، یعنی همزمان با مرحوم آیت الله حکیم، آیت الله خویی. ایشان هم مرجع کربلا بود. آدم بزرگی بود. من یک موقع رفتم خدمتشان، میرفتم بهشون سر میزدم قم. گفتم: شما چه جوری آنجا مرجع بودید، برگشتید ایران؟ گفت: برنگشتیم که، ما را صدام انداختند بیرون. گفت: زن و بچه من را سوار کامیون کرد، آورد دم مرز. کامیون را این جوری خم کرد، پرت کردند زن و بچه ام را. همه دست و پاهایشان شکست. میگفت: اینها را از در خانه همه را دزدیدند، آوردند سوار کامیون. نه یک اتوبوسی ندیدم، نه تاکسی. نه یک چیزی. گفت: زن و بچه من تمام بدنهایشان، دست و پاهایشان شکست. خود من هم یک زمستان سردی آوردند دم در، صدایم کردند. یک دشداشه تنم بود. دیگر دشداشه آدم توی خانه تنش است که دیگر شناسنامه و پاسپورت و کارت توی جیبش که نیست، پول هم نیست. خانه است دیگر، نشسته. گفت: صدایم کردند. گفتم: بیا ما کارت داریم. گفتم: بفرمایید توی ماشین بنشینیم و کارتان. از امنیت آمدیم. زمان صدام. اما اوایل انقلاب ما. ماشین راه افتاد، راه افتاد، من را بردند توی فرودگاه، با هواپیما کردند، آوردند تهران. نشاندم، پیادهام کردند. گفتم: برو. حالا هیچکس نه من را میشناسد، من پاسپورت ندارم، شناسنامه ندارم، پول ندارم، هیچی. گذاشتند و رفتند. من بروم بگویم من کیام؟ از کجا آمدم؟ چه جوری است؟ می گفت این کار را با من کردند.
فداکاری اهل بیت و علما برای دین
شهدای مراجع ما را شکنجههای زیاد. زن و بچههایشان را کشتند، خودشان را. ببین شهید صدر را با خودش و خواهرش چه کار کردند. اهل بیت برای تبلیغ دین جانشان را دادند. شما فکر نکنید یک کلمه می خوانید: « وَالْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللّهِ وَنَهْیِهِ» آنها برای اظهار دین خدا و نه نواهی الهی، همه هستیشان را دادند. آن مادرمان فاطمه زهرا، آن بابامان امیرالمومنین، آن پیغمبر فرمود: «ما أوذی نبی مثل ما أوذیت». هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد. آن امام حسن ببین چه جوری به شهادت رسید. آن امام حسین که تکهتکه کردند. آن اسارت زن و بچهاش. همه اینها به خاطر این بوده که یک دین به ما برسد. ما الان مفت نشستهایم، میگوییم خب حالا بنشینیم جامعه کبیره بخوانیم. صدها سال امکان این نبوده که یک کسی بنشیند بگوید آقا این جامعه کبیره چی هست اصلاً. چی می گوید. احکام الهی کلاً. حالا این جامعه کبیره که بالاتر از احکام است دیگر. دارد راجع به معارف عالی، راجع به حقیقت صحبت میکند، بالاتر از شریعت و چیزهای دیگر است، حتی شریعتش هم همین طور بوده. مراجع، علما و طلبههای ما در بین جمعیت جامعه، هیچ گروهی به اندازه روحانیت شهید نداد. هیچ گروهی. نسبت به جمعیتشان دارم میگویم ها. جمعیت اندک روحانیت چقدر شهید داده. طلبهها، روحانیون. هنوز هم این سلسله جلیله پیشتاز است. در فقر، در مسخره شدن، در تحقیر شدن، کشته شدن، خدمت به مردم. هنوز صفحه اول است. هنوز صفحه اول است. ما چقدر مدیونیم به این سلسله جلیله که همه زندگیشان را فدا کردند برای دین خدا، برای آموزش دین خدا، اظهار دین. خودشان، خانوادههایشان چقدر محرومیت و محدودیتها تحمل کردند.
ببین امام سجاد دارد در مورد اهل بیت میگوید چه؟ «فَارَقُوا الْأَزْوَاجَ وَ الْأَوْلَادَ فِی إِظْهَارِ کلِمَتِهِ». دعای دوم شرحش کردیم دیگر. به همان شرح دعای دوم صحیفه مراجعه کنید که پیغمبر به خاطر اظهار دین خدا مجبور بود از همه نزدیکانش فاصله بگیرد. همه فامیل ایشان را طردش کردند. نزدیکترین کسایش دشمنش شدند. عمو، عموزادگان و ببین چه کسایی پیغمبر را اذیت میکردند. حضرت زهرا را کیا اذیت میکردند؟ امیرالمومنین چقدر زجر کشید؟ اهل بیت چقدر زجر کشیدند برای این کار. پیروانشان، علمای راستین هم که آنها تأییدشان کردند، همین جوری بودند. ما الان میگوییم شهید اول، شهید دوم، شهید سوم، شهید چهارم. اینها که ما کتابهای اینها را خواندیم و فقه از طریق اینها به ما رسیده، شهید شدند همه شان. اکثرشان همین جوری بودند. همین یک کلمه راحت نیست. اظهار دین، عشق، ایمان، شجاعت، وفاداری، صبوری میخواهد. مسخره میشوی، آبرویت را میبرند، فقر دارد، گرفتاری دارد، سختی دارد. مگر شوخیه؟ یک جهان خون دل پشت تبلیغ دین است.
آزادی و امنیت در ایران اسلامی
الان ما در امنیت نشستیم، صدها هزار نفر شهید شدند. فقط در انقلاب اسلامی میلیونها نفر شهید شدند. تو و من و شما الان مینشینیم توی یک حسینیه، یک نماز جماعت میخوانیم، صلوات میفرستیم، نمیدانم دعا میخوانیم. امنیت داریم که دینمان را هیچ وقت در کره زمین، هیچ وقت تاریخ همه این را دقت کنند، هیچ وقت به اندازه این ۴۷ سال مردم آزادی انسانی و معنوی و ثروت انسانی و معنوی نداشتند. این به برکت امامین انقلاب به برکت خون شهدا، خانواده شهدا، صبرشان که ما الان این آزادی و ثروت را داریم. این همه معارف الان تولید شده در این ۵۰ سال که بینظیر بوده، به دست ما رسیده. ما الان با امنیت مینشینیم اینجا. شما الان بروید مدینه، قلبت میترکد. از غربت پیغمبر، مظلومیت پیغمبر. نمیتوانی بروی کنار قبرش اشک بریزی. نمیتوانی زیارتنامه بخوانی. نمیتوانی باهاش حرف بزنی. پلیس میآید زود پاشو برو، ردت میکند. فقط حق داری بنشینی قرآن بخوانی، همین که نمیفهمی چی داری می گویی. همین. زیارتنامه ممنوع، دعا ممنوع، توسل ممنوع، گله، گریه ممنوع. ببین آدم دق میکند. یک جایی هست توی مدینه، رفتید انشالله هر کس خدا نصیبش کرد، بروید آنجا. یک مسجدی است، یک خانهای هست مال آقا امام کاظم است. به غریبهها اعتماد نکنید. به رئیس کاروانتان بگویید، بگویید آقا ماشین بگیر ما برویم خانه امام کاظم. خانه امام کاظم آزاد است آنجا همه چی. ما بعد از دق خوردن زیاد میرفتیم آنجا. یک دفعه میتوانستیم یک صلوات بفرستیم، صلوات جمعی. آنجا بیچارهات میکند تو صلوات بفرستی. آخیش، آمدیم توی خانه امام. الان میتوانیم دعا بخوانیم، توسل کنیم، گریه کنیم، صلوات. ما الان اینجاعادی است برایمان. نمی فهمیم یعنی چه؟ اما در خانه پیغمبر شما نمی توانی این کار را بکنی، توی مکه شما اصلاً حق نداری این کار را بکنی.
ما چه قدر آزادی داریم؟ چقدر ثروت داریم به برکت انقلاب اسلامی، امامین انقلاب، شهدا. برای همین هم هیچ وقت تاریخ اینقدر انسان از یک خاک و یک کشور بیرون نیامد. هیچ وقت تاریخ اینقدر شهید یک کشور نداد. هیچ وقت تاریخ. شما کره زمین را بگیرید، بیشترین جایی که عالم، شهید، مجتهد، انسان حقیقی از توش اوج گرفت تا عرش خدا، تا بهشت و بالاتر از بهشت، همین خاک است. به برکت علمای ما، مراجع ما، رحمه الله علیهم. چقدر ما به اینها مدیونیم. از صدر اسلام تا الان اینقدر اینها زجر کشیدند، خون دل خوردند، تنهایی، غربت، دربهدری. حضرت عبدالعظیم علیه السلام با این عظمت زندگینامهاش را خواندید یا حداقل فیلمش را نگاه کنید.یک شباهتی دارد این فیلم به زندگی حقیقی ایشان. چه زجری کشیده اینجا. امامزادههای ما را نگاه کنید چه جوری اذیت شدند برای اظهار دین. حضرت معصومه را شما نگاه کنید. شاه چراغ، اصلا چرا شاه چراغ شد شاه چراغ؟ خب احمد بن موسی است اسمش. احمد پسر امام کاظم. آن یکی داداش هم محمد بن موسی. چرا بهش می گویند شاه چراغ. برای اینکه انقدر در غربت شهید شدند، دفنشان کردند. مدتها بعد از شهادت اینها- این درباره خیلی از امامزادهها همیشه هست. امامزاده طاهر ما، امامزاده هادی ما. خیلی از امامزادهها همین جوری بودند. یکیاش هم همان زمان خودمان در بوشهر. قبرها را میکندند. این قبر نور داشته هر شب. از توش نور می زده بالا. بالای تپه چه جوری است؟ شبها اینقدر نور دشاته. چراغ روشن است اینجا؟ بعد رفتند کندن، رسیدند به جناب شاه چراغ، پسر امام کاظم، داداش امام رضا که اینها در غربت شهید شدند همهشان.
رعایت احکام الهی در زندگی
حالا الان مثلاً یک طرف بخواهد توی خانهاش، در فامیلش اظهار دین بکند، خجالت میکشد. میگوید: من روم نمیشود الان اینجا. اینجا مثلاً حتی رعایت قوانین شرعی را میگوید روم نمیشود. فردای قیامت چی میخواهی بگویی؟ میگویم: ما برای اظهارش تکهتکه شدیم، زن و بچهمانا سیر شدند، بچههایمان را سرشان را جلوی چشم خودمان علی اصغر آن جوری کشتند، رقیه آن جوری. اینها این جوری. بعد شما گفتی ما رومون نمیشود رعایت کنیم نماز را یا مثلاً رعایت بکنیم، چی چی را رعایت کنیم، خجالت میکشیم، کلاس نیست. الان نمیدانم. ما میخواهیم جواب این همه خونها را چی بدهیم؟ امام هادی دارد میگوید: بابا، پدران شما، خانواده آسمانی شما اظهارکنندگان دین خدا بودند. امر و نهی الهی را آشکار میکردند. طرف نشسته مشاوره مثلاً میدهد، خیر سرش دکترای مشاور دارد. میگوید که به این بگویم مشروب بخورد، عیب ندارد، تو مشروب بخور. شما فلان کار را بکن. یک عالم چیزهای غیر شرعی در مشاورهها میدهند. نامشروع، نامعقول. نمی گوید این حرام است، این تو را جهنم می بردت. این زندگی تو را متلاشی میکند. این باعث میشود از همسرت جدا بشوی.
آقا، مهریه زیاد خود پیغمبر فرمود معنایش چیست؟ بحث قضا و قدری بکنیم. قدر مهریه، قضای چی دارد؟ قضای طلاق دارد. قضای دعوا، درگیری و کینه دارد. مهریه را زیاد نگیرید. طمع نکنید. الان امام ما، رهبر ما از قدیم، آن که رئیس جمهور هم بود، ۱۴ تا سکه. الان هم همین طور. ۱۴ تومان خودش الان ماشالا کمرشکن است. آقا، پیغمبر میگوید نه. ما رسم مان این جوی است. ما 100 تا، ۱۵۰ تا ۳۰۰ تا. یک چیزهایی این جوری. تو قدر که انتخاب کردی، یعنی قید این زندگی را از اول بزن. یا نمیدانم دختر باید جهیزیه بدهد. از کجا میآید این؟ اصلاً از کجا باید جهیزیه بدهد؟ کی گفته؟ شرع مقدس گفته؟ نه. ما رعایت هم نمیکنیم این خون دلی که اینها خوردند برای اظهار امر خدا و نهی خدا انجامش میدهیم. میگوید: این را انجام ندهید. قبول نمیکنیم. نهی خدا را داریم انجام می دهیم. عزیز دلم، پا میشوی میآیی مجلس امام حسین، بدان برای تکتک احکام امام حسین کشته شده. بچههایش تکهتکه شدند و تو میآیی توی مجلس امام حسین رعایت نمیکنی قوانین دین را. میروی حرم رعایت نمیکنی. بابا، لااقل حرمت این امام را داشته باش. این امام برای همین کشته شده و تو داری دقیقاً مسخرهاش میکنی. در خود حرم لااقل این را رعایت بکن حداقل. توی زندگیات چرا رعایت نمیکنی؟ بابا، ۱۳ تا کشته شدند با اصحابشان، بچههایشان هزاران نفر کشته شدند. دقت کنید چی دارم میگویم. شهید شدند که این احکام مترقی بماند و شما دارید پا روی آن می گذارید.
هفت تخصص پشت امر و نهی الهی
«والمُظهِرینَ لأمرِ اللهِ و نَهیِهِ». امر الله و نهی خدا هفت تا تخصص لازم دارد. این یادتان نرود. امر خدا مبتنی بر هفت تخصص است. نهی الهی مبتنی بر هفت تخصص است. یعنی شما یک دین ۱۰۰ تخصصی و حقیقی دارید و ارزشمند. وقتی می گوییم: یک چیزی حرام است. آقا، سگ نجس است، نیاور توی خانه. طلا برای مرد حرام است. باید بدن انسان، روح انسان که یکییکی گفتیم باید شناخته شود. این روح چیست آمده به من؟ من کیام؟ توی اینجا هستم. نفس چیه؟ بدن چیه؟ طبیعت که من میخواهم باهاش رابطه برقرار کنم. یکیاش سگ است، یکیاش طلاست، یکیاش مشروب است، یکیاش موسیقی است، یکیاش ماهیان، یکی پرندگان، یکی چهارپایاناند، عطرها، سنگها، همه طبیعت، محیط زیست، طبیعت، جنگل، گیاهان. من باید بدانم نفس چیه، بدن چیه، رابطه نفس و بدن چیه، عالم طبیعت چیه، رابطه نفس و بدن با عالم طبیعت چیه و اینکه من کجا قرار است بروم بعد از وفاتم. شد هفت تا تخصص. شما یک انسان سراغ ندارید یک دانه از این تخصصها را بلد باشد غیر از ۱۴ معصوم.
پس وقتی دارد میگوید: «والمُظهِرینَ لأمرِ اللهِ و نَهیِهِ»، حواست باشد امر الهی هفت تا تخصص پشتش است که به تو میگوید این کار را انجام بده. نماز واجب است، حجاب واجب است، روزه واجب است، حج واجب است، حرمت همسر واجب است، حرمت بچه واجب است، همسایه این حق را دارد، زیردستان، حیوانات این حقوق را دارند، گیاهان آن حقوق را دارند، اشیا آن حقوق را دارند. این جوری نیست کسی به ما یک چیزی گفته باشد، دل بخواهی چیزی گفته باشند. هفت تا تخصص پشتش است و اگر می گوید: این کار را هم نکن، غلط است، گناه دارد، هفت تا تخصص. چرا ما رعایت نمیکنیم؟ روی چه استدلالی ما قبول نمیکنیم؟ الان روی چه استدلالی شما امر و نهی خدا را قبول نمیکنید؟ بابا، هفت تخصص پشتش است. کسی هم غیر از آنها این را ندارد. یک دین تخصصی است. مرد گنده یقهاش را باز کرده، یک گردنبند طلا انداخته گردنش، دستش بسته. بلند میشود می آید حرم امام رضا. سگ. اینقدر آدم بیشعور است که نمیفهمد دینی که خدا بهش داده پشتش هفت تا تخصص است. سر سفره نشسته، سگش را هم نشانده. سگش دارد توی بشقابش غذا میخورد. سر نماز مثلاً ما خیلی آدمهای خوب و مهربان و درستیم. سگش هم روی سجادهاش است. دارد تشهد میخواند، سگش هم نشسته روی پایش. مسخره کردن دین خداست. اینها نوامیس الهی است، قوانین الهی است.
عواقب زیر پا گذاشتن عهد خدا
امیرالمومنین در نهج البلاغه این را بگویم، تمام، همه حواسشان باشد. در نهج البلاغه میگوید: شماها اگر یک عهدی از پدرانتان داشته باشید، می گوید: این رسم خدا بیامرزم هست، من سرم هم برود نمیگذارم این. با اینکه رسم جاهلی هست. قرآن می گوید: «أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ» اگر باباهایتان عقل نداشتن هدایت نداشتن. شما میخواهی باز رسم و رسوم ادامه بدهید؟ آقا، نمیدانم جهیزیه رسم ماست، مهریه رسم ماست، مراسم عروسی و نمیدانم شیرینیخورون و نمیدانم حنابندون، چیزهای مندرآوردی، نمیدانم پاتختی و یک عالم از این من درآوردیها. اینها را که نمیشود. حضرت علی میگوید: اگر عهد پدران شما را زیر پا بگذارند، شما قبول نمیکنید، ناراحت نمیشوید اما توی جامعه اهل خدا را زیر پا میگذارند، شما غضب نمیکنید، ناراحت نمیشوید؟ عهد خدا، کتاب خدا. راحت رباخواری، راحت فحشا، راحت مشروب خوردن، تبلیغ مشروب، تبلیغ مواد مخدر دارد اتفاق میافتد. مسئولین ما لالاند. خودشان را به کری و کوری زدهاند. مسئولین ما میگویند: اصلا میآیند اعلام میکنند ما اصلاً اجرا نمیکنیم. حکم خداست. ولی فقیه میگوید واجب شرعی و سیاسی است، باید اجرا بشود و اجرا نمی شود. بعد این آدم آمده قسم خورده که به قانون اساسی جمهوری اسلامی و قوانین وفادار باشد. به من رأی بدهید. بعدش بهتون یک عالم قول میدهم. بعد هم میآیم توی چشمت نگاه میکنم، میگویم هیچ کدامش را رعایت نمیکنم. هیچکس هم نیست به این بگوید خب آقا تو موظفی قانون را رعایت بکنی. آنهایی که باید یقه این آقا را بگیرند، یقه این وزرا را بگیرند، یقه آن نمیدانم فلان شخصیت را بگیرند، مسئولیت شرعی دارند که این برخورد را بکنند، چرا برخورد نمیکنند؟ چه مصلحتی هست که این آدم پا روی قرآن گذاشته، روی قوانین قرآن گذاشته، جلوی امام و رهبر جامعه ایستاده. رهبر یک دستور میدهد، آن فردا میآید تمسخر میکند با بیحیایی و گستاخی. هیچکس هم با اینها کار ندارد. دودش هم میرود توی چشم مردم. مشکل کشور ما همین هست که یا امر و نهی الهی اظهار نمیشود. خیلیها دیگر جرأت ندارند اظهار کنند. اصلاً لال شدهاند همه جا یا آنی که اظهار میکند، میکشندش. مثل آمران به معروف و ناهیان از منکر چقدر کشتند در کشور م.ا زن و مرد را نگرفتند، کتک زدند، کشتند، چاقو زدند، با بیحیایی تمسخر میشود.
خانم آمر معروف نهی از منکر رفته امر به معروف و نهی از منکر کرده، کتک خورده. بعد میآید دادگاه، قاضی این خانم را محکوم میکند. قاضی اهل فحشاست. اهل رشوه است. پا می گذاری روی حکم خدا با یک مقدار پول، با یک سوئیچ یک ماشین، با یک چک، با یک بسته تراول، با یک ویلا، با نمیدانم کمتر از آن، حکم خدا را عوض میکند. قانون و حق را زیر پا می گذارد. خداوند یک موقعی یک کسی زنا میکند، مشروب میخورد، ۷۰ پیغمبر می کشد. می گوید دیگر ۷۰ تا پیغمبر هم کشتید، ناامید نشوید. یزید اینقدر پررو است. بعد از آن همه جنایت به امام سجاد گفت: میشود توبه کنم؟ حضرت فرمود: بله. واقعاً میشود توبه کرد. در سختترین گناهها و جنایتها خدا کوتاه میآید. وقتی می گوید امام سجاد گفته، یعنی خدا گفته دیگر. حسین منم کشتی، آن بلاها را سرش آوردید، اگر واقعاً پشیمان بشوید، آره. مگر حر نبود؟ حر بود امام حسین را نگه داشت توی کربلا دیگر آن فاجعه ایجاد شد. نفر اصلی توی صحنه بود. خب، مگر آمد گفت معذرت میخواهم، حلال کن، مگر کسی باهاش کار داشت؟ نه. ولی خدا از کسی که دینش را و احکامش را مسخره میکند، نمی گذرد. یک موقع آدم گناهی را مرتکب میشود یا روی شهوت یا روی نادانی ولی یک کسی گناه خدا را مرتکب میشود با پررویی و بیحیایی میگوید: میکنم، خوب میکنم. قرآن را بخوانید. کسانی که دستور خدا، امر و نهی خدا را مسخره میکنند، با بیحیایی و پررویی، میخندند یا می گویند: به ما چه، ما مسئول نیستیم یا آنهایی که مسئولاند میگویند ما مسئول نیستیم. اینها مطمئن باشند خدا به خواری و ذلت دنیا و آخرت اینها را دچار خواهد کرد. دنیا خیلی کوتاه است. «مَن أذنَبَ ذَنباً و هُوَ ضاحِکٌ دَخَلَ النّارَ وهُوَ باکٍ». کسی که گناه میکند و میخندد، وارد جهنم میشود در حالی که دارد گریه میکند. کسی که برای بیناموسی، بیغیرتی، بیحیایی سرش را بالا میگیرد، میگوید: خوشحالم که این کار را میکنم.،عمداً هم مسخره میکند. نوبت خواری و ذلت دنیا و آخرتش میرسد. هم دنیا هم آخرت. این قانون خدا، سنت خداست.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.