فهرست مطالب
Toggleسلام علیکم و رحمه الله
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجبالتعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، اولیای الهی، شهدا و امام الشهدا صلوات بلندی ختم بفرمایید.
توحید، کلید سعادت انسان
بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره به این فقره اختصاص داشت: «و المخلصین فی توحید الله». یکی از کمالات باعظمت اهل بیت این است که در توحید خدا مخلص شدند که معانی اینها را ما توضیح دادیم. قرار شد که درباره توحید توضیحاتی بدهیم. توضیحاتی تقدیم شد در چند هفته گذشته و اهمیت توحید.
این نکتهای که میگویم را فراموش نکنند عزیزان، بینهایت مهم است. اینکه کلید همه سعادتهای انسان، توحید است و تقویت و تصحیح رابطه ما با خدا. هر چقدر سطح معرفت ما بیشتر بشود، رابطه ما با خدا تنظیم میشود، تنظیمتر میشود و هر چقدر رابطه ما تنظیمتر بشود، سعادت ما بیشتر میشود، دنیا هم برای ما شیرینتر میشود.
اصلاح رابطه با خدا و مردم
قاعده یادتان نرود از امیرالمؤمنین علیه السلام که هر کس اصلاح بکند رابطهاش را با خداوند، خداوند رابطه او را با همه چیز اصلاح میکند. «من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس». هر کس اصلاح بکند رابطهاش را با خدا، خدا رابطهاش را با مردم درست میکند. طلاقها، دعواها، شکایتها، دادگاهها، جنایتها، تجاوزها، نمیدانم کینهتوزیها، جنگها، هر چه هست مال عدم رابطه صحیح با خداوند است.
هر بدبختی و نکبتی که در کره زمین هست، معلول این است که آدمها رابطهشان با الله اصلاح نشده، یعنی با کانون خیر و کانون برکت رابطهاش اصلاح نشده، با کانون سعادت رابطهاش خراب است. هر بدبختی که ما در زندگیمان میکشیم، مال این است. بنابراین حضرت میفرماید که اگر رابطهتان را با خدا درست بکنید، رابطهتان با ناس درست میشود، با همه چیز درست میشود. آن موقع سختیها، نداشتنها هم به نفعتان است، از دست دادن به نفعتان است، به دست آوردن هم به نفعتان است. شادیها به نفعتان است، غمهایتان هم به نفعتان است. همه چیز به نفع شما درمیآید. اما اگر یک کسی رابطهاش با الله خوب نباشد، بدیها که بدی است، اذیتش میکند، خوبیهایش هم به ضررش است. خوب دقت کنید چه عرض کردم. کسی که رابطهاش با الله خراب است، حتی موفقیتهایش هم به ضررش تمام میشود. یعنی خوشیهایش به تلخکامی میرسد، پیروزیهایش به شکست میرسد، محبوبیتهایش به منفورشدن میرسد، نعمتهایش به نقمت تبدیل میشود. «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکًا». این فرمول است، یعنی قدر را میگوید، بعد قضا را میگوید خداوند. اعراض از خدا، اعراض از یاد خدا، محصولش یعنی جزایش میشود چی؟ میشود یک زندگی تلخ، یک زندگی سخت، یک زندگی تنگ.
خدای حقیقی
خدا همه دارایی و شرافتهای یک انسان است. اگر یک نفر توانست با خدا دوست بشود، انس بگیرد، داشته باشدش، خداداری یعنی همین دیگر. خدایی که حقیقی باشد، نه خدای توهمی ساخته ذهن خودش. خدایی که در تنهایی باهاش کم نیاوری، در مشکلات باهاش کم نیاوری. خدایی که همه جا کنار توست، هم مهربانت میکند، هم آرامت میکند و هم شادت. هر کس ادعا دارد با خدا رابطهاش خوب است، اما خشن است، تند، بیادب یا ناآرام است یا غمگین است، آن خدا قلابی است. خدا حتماً قلابی است، خدای حقیقی نیست و این خیلی مهم است که انسان وقت بگذارد، سالها وقت بگذارد، خدای حقیقی را پیدا کند، باهاش دوست شود، باهاش رفیق شود. تمام عمرت را بگذاری میارزد. یک خدای حقیقی.
مباحث توحید را ما نمیتوانیم در این جلسات کامل بگوییم. توصیهام همین بود که قبلاً هم عرض کردم، همه عزیزانی که علاقهمند به این موضوع حیاتی هستند، اول کتاب «بازتاب نور»، کتاب خیلی کوچک است، شاید ۷۰-۸۰ صفحه است، آن کتاب را، کتاب درسی که امام رضا علیه السلام برای ما طراحی کرده، بعد دورههای نسیم حیات ۱ و ۲ و ۳، بعد دورههای فکر یک و دو و دورههای ذکر یک تا ۷. اینها تمام مباحث ریز توحیدی است، مباحث کاربردی ریز و دقیق توحیدی است. این را همه عزیزان، آنهایی که علاقه دارند، حتماً از این مسیر بیایند.
فطری بودن دین
خب، امروز قرار بود که در مورد فطری بودن دین سخن بگوییم. ساعت اول با هم این تمرین را کردیم که دین و گرایش به خدا یک امر فطری است، در نهاد همه بشر هست. عبادت خدا، توسل به خدا، استمداد از خدا. شما اگر الان آثار باستانی، نه مربوط به حضرت آدم علیه السلام که آخرین نسل است، یعنی ۱۲ هزار سال پیش حدوداً، یک ذره اینور و آنور، آمده روی زمین، آثار باستانی مربوط به انسانهای قبل از حضرت آدم. چون به حضرت علی علیه السلام گفتند قبل از آدم چی بود؟ حضرت فرمود: آدم، یک نسل دیگر بود. گفتند قبل از آن چی؟ فرمود: باز هم یک نسل دیگر. سؤال کردند قبل از آن، تا صبح هم بگویی من میگویم قبل از آدمها، آدمها بودند و امام باقر علیه السلام روایت داریم، فرمود: خداوند یک میلیون نسل آدم آفریده، ما نسل آخریم تازه. ما نسل آخرمان با حضرت آدم شروع شده. پس حضرت آدم اولین انسان نیست، اولین بشر نیست. این در نسل آخر چرا. ما هستیم، آره، بابایمان حضرت آدم سلام الله علیه، مادرمان هم حضرت حوا سلام الله علیها. (محضر مقدیشان یک صلوات بلند بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد) الان ما از یک میلیون سال پیش آثار انسانی را روی زمین داریم. تازه ما این را فهمیدیم الان، خوراکی بعداً در بیاید مثلاً چند میلیارد سال پیش بوده. فعلاً مشهد تا یک میلیون سال را درآورده. شما وقتی آثار انسانهای قبل از خودمان را هم نگاه کنید، در غارها، در آثار باستانیشان، همه عبادت داشتند. یعنی عبادت، عنصر لاینفک، خداخواهی، خداجویی، استمداد از خدا، عبادت خدا، پرستش خدا با تاریخ بشر یکی است. با تاریخ بشر یکی است.
اثبات عشق به خدا
خب یک تمرین هم کردیم جلسه گذشته. حالا باز تمرین کنیم، یک بار دیگر تمرین و تکرار بد نیست، عزیزانی هم که جدید آمدند. گفتیم که ما خدا را چه جوری ثابت میکنیم؟ عشق به خدا را چه جوری ثابت میکنیم؟ شعار دینمان را چه جوری ثابت میکنیم؟ خب شما، الان ماها اگر در اسرائیل متولد شده بودیم کجا بودیم؟ داشتیم چه کار میکردیم؟ یا اگر در چین متولد شده بودیم، الان ما چه کار میکردیم؟ در ژاپن متولد شده بودیم؟ در هندوستان متولد شده بودیم؟ در هندوستان بودیم، الان گاوپرست بودیم. اینجوری میشود دیگر. ما پدر و مادرمان مسلمان بودند، ما مسلمان شدیم. در ایران بودیم، ما هم مسلمان شدیم، شیعه شدیم. خودمان واقعاً این دین را تجربه کردیم یا نه؟ اگر می گوییم: «اشهد» یعنی من دیدم. «اشهد» دیدم، شهادت میدهم. شهادت میدهم یعنی چی؟ شما وقتی میروی دادگاه، اگر بگویند تو شهادت میدهی، یعنی چی؟ یعنی چه کار کردی؟ با چشم خودت دیدی یا ندیدی؟ تو بگویی من شهادت میدهم که معشوقی غیر از الله ندارم. یعنی بحث دانستن نیست. نمیدانم، نمیدانم، والا ما میخواستیم مسیحی بودیم، میخواستیم مسلمان شویم، یک جا یک حاج آقایی پیدا شد، گفت: بگو اشهدان لااله الا الله. ما هم عربی گفتیم، نفهمیدیم چی میگوییم، گفتیم ما هم همین را گفتیم. شهادت دادیم یا ندادیم؟ شهادت یعنی میبینم. دین ما دین شهودی است، یعنی باید خودت همه دینت را، اصولت را ببینی. شهادت بدهی. چه جوری؟
کمالات بینهایت و عشق به الله
گفتیم که ما یک کمال جمادی داریم، عاشق جمادات میشویم. یک کمال گیاهی داریم، شأن گیاهی داریم، عاشق گیاهان میشویم، کمالات گیاهی. یک شأن حیوانی داریم، عاشق کمالات حیوانی میشویم. یک شأن فرشتهای داریم، عاشق کمالات علمی و دانش و دکتری و مهندسی. یک شأن پنجم داریم که بخش اصلی ماست، بهش میگویند فوق تجرد یا فوق عقل. این شأن پنجم ماست. خصوصیت این چیست؟ این دیگر از اینجا به بعد شما دیگر راحت میتوانید شهادت بدهید، چون در همه انسانها مشترک است، کافر و مؤمن و مسلمان و مسیحی، همه این را میفهمند. همه این را میفهمند. من خیلی از کشورها میروم که مخاطبم اصلاً مسلمان نیستند، مسیحیاند یا دین دیگری دارند. ازشان سؤال میکنم، میگویم شما این را قبول دارید که ما همهمان از محدودیت بیزاریم؟ هیچ آدمی نیست که از محدودیت خوشش بیاید. همه آدمها متنفرند از محدودیت. همه آدمها.
خب شما قبول دارید ما عاشق کمالات به شکل غیر بینهایت هستیم؟ یعنی نامحدود. علم را نامحدود دوست داریم، زیبایی را نامحدود دوست داریم، قدرت را نامحدود دوست داریم، لذت را نامحدود دوست داریم، عمر را نامحدود دوست داریم، عزت را نامحدود دوست داریم، پادشاهی را نامحدود دوست داریم. ما انسانها سیریناپذیریم، حد یقف نداریم. بشر دائماً از زمانی که پایش را گذاشته روی این زمین، دائماً در حال توسعه است. توسعه علم، سیر نمیشود. توسعه زیبایی، سیر نمیشود. توسعه قدرت، لذت، سرعت. همه چیز، دائماً بشر دارد همین را تولید میکند، چون سیر نمیشود. از فردا مثلاً شما روی زیبایی هیچ زیبایی کار نکن، اختراع نکن، اکتشاف نکن، دانش تولید نکن. نمیتواند. دائماً رو به زیادی است. پس انسان عشق به کمالات بینهایت دارد و چون بینهایت است معشوقش، بینهایت معشوق انسان باید وجود داشته باشد که انسان عاشقش باشد دیگر. کمالی که عاشقش هستی، یعنی باید وجود داشته باشد. همه ما عاشق وجود بینهایتیم، یعنی کمال بینهایت. کمال بینهایت یعنی هستی بینهایت، وجود بینهایت. همه آدمها همیناند و این وجود بینهایت یا هستی بینهایت یکی بیشتر نمیتواند باشد، چون بینهایت است، بینهایت نمیتواند دو تا باشد، چون دو تا شد دیگر بینهایت نیست. به محض اینکه محدود شد، دیگر معشوق ما نیست. چون ما از محدودها بیزارید. به قول حضرت ابراهیم علیه السلام چی؟ «إِنِّی لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ». من از محدود متنفرم، دوستش ندارم. همه آدمها همینطورند. همه آدمها همینطورند. یک آدم شما پیدا کنید بگوید من به کمالات محدود راضیام. نمیخواهم ترقی کنم، نمیخواهم رشد کنم. در یک جنبه بگوید خوب مثلاً من از نظر مالی راضیام، نمیخواهم رشد کنم، ولی از نظر علمی چی؟ از نظر معنویت چی؟ چرا؟ از نظر عمر چی؟ نمیخواهی جاودانه باشی؟ چرا؟ پس ما همه عاشق بینهایتیم. بینهایت هم یکی بیشتر نیست. این را در فارسی بهش میگویند کمال بینهایت. اله ما کمال بینهایت یا در عربی اسم اصطلاحیاش چیست؟ الله تبارک و تعالی. الله با این چیزی که ما خیلی وقتها در ذهنمان میسازیم، خیلی فرق میکند. الله یعنی وجود بینهایت، هستی جاری در همه اشیای عالم را بهش میگویند الله.
الله یعنی وجود مطلق و بینهایت. آنی که در همه جا حضور دارد، در همه چیز هست. این الله است. پس الله را همه میبینیمش، در همه چیز داریم میبینیمش. وجود دیگر، وجود و هستی که همه جا جریان دارد و سریان دارد. همه باهاش ارتباط دارند. ما خودمان پر از الله هستیم، همه چیز هم پر از الله است. یعنی هستی، وجود بینهایت. خب، پس همه میتوانیم با هم شهادت بدهیم، بگوییم: «أشهد أن لا إله إلا بینهایت». ما شهادت میدهیم که معشوقی غیر از بینهایت نیست. چون بینهایت است، «وحده». یک دانه هم بیشتر نمیتواند باشد. و چون «وحده» چی؟ «لا شریک له». شرک هم ندارد. ببین، از خودمان درآوردیم، از دین که در نیاوردیم، از قرآن در نیاوردیم. خودمان را مطالعه میکنیم، خودمان معرفت نفس خودمان را داریم بیرون در میآوریم، چون ذات ماست. در ذات ما توحید الله هست. هیچ کس هم نمیتواند انکارش بکند. یعنی شما یک آدم ندارید که بتواند انکار بکند. همه این را داریم.
بینهایتطلبی در ذات انسان
امام خدا رحمتش کند، فرمود: رئیس جمهور آمریکا، سلام الله علیه، فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. یعنی چه عاشق خداست؟ یعنی بینهایتطلب است. امپریالیسم که غارت و نابودی کشورهای دیگر است و مردم دیگر، شکل منحرف شده بینهایتطلبی انسان است. الان رئیس جمهور آمریکا با امام خمینی چه فرقی دارد؟ یا یزید با امام حسین علیه السلام؟ معاویه با امیرالمؤمنین علیه السلام؟ هیچ فرقی ندارند در بینهایتطلبی. معصومند، هر دوشان هم در بینهایتطلبی. بینهایتطلبند دیگر، چون ذات ما را خدا از بینهایت آفریده. «نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی». از روح خودم دمیدم در شما. خودم یعنی کی؟ یعنی بینهایت. جنست این است، ذاتت این است. تو نمیتوانی غیر بینهایت بخواهی. نمیتوانی که رضایت بدهی به محدودها. نمیتوانی به هیچ شأنی راضی باشی. همه آدمها همینطورند. رئیس جمهور آمریکا هم همینطور است. صدام همینطور است، فرعون همینطور است، نمرود همینطور است، معاویه همینطور است، ابوسفیان همینطور است. پیغمبران همینطور هستند، ائمه همینطور هستند. همه آدمها همینطورند. پس این بینهایتطلبی و عشق بینهایت در ذات همه انسانها هستش. لذا اصلاً جنس ما را، ذات ما را خداوند بر اساس عشق به خودش آفریده. «لا إله إلا بینهایت». عربیاش را بگویید شما: «لا إله إلا الله». و چون الله است یعنی بینهایت چی؟ «وحده». چرا «وحده»؟ چون الله. الله یعنی چی؟ بینهایت. «لا شریک له». شریک هم نمیتواند داشته باشد، چون بینهایت است. پس ما عاشق یک معشوقی هستیم که بینهایت است، شریک هم ندارد. همه آدمها در وجودشان هست، چه انکارش بکنند، چه نکنند، فرقی نمیکند. در ذاتمان دارد این فریاد را میزند. حالا ممکن است یک نفر احمقی کند، خریت کند، لجبازی کند، میمونبازی به قول قرآن در بیاورد، بخواهد انکار کند، اما در عملش بینهایتطلب هست. رئیس جمهور آمریکا در عمل بینهایتطلب است، دارد عشقش را به سمت بینهایت میبرد. همه بی نهایت طلبند. نمیتوانی ذات خودت را انکار بکنی که. همه عاشق بینهایتند، یعنی همه عاشق الله هستند. بعضیها این را میفهمند که این بینهایت، الله است. انبیا میآیند به ما میگویند این بینهایت که میخواهی، یکی بیشتر نمیتواند باشد، چون بینهایت است. مصداق ریاضی یک دانه است و آن هستی بینهایت و وجود بینهایت است. ما را راهنمایی میکنم به سمت الله. بقیه که نمیخواهند دست از معشوقهای محدود بردارند، میروند به سمت دنیا. انبیا را هم میکشند، پیروان انبیا را هم میکشند که یادشان نیندازند که دارند اشتباه میروند. نمیخواهند کسی راهنماییشان کند، نمیخواهند کسی هدایتشان کند. متنفرند. ولی این در ذات همه هست. قابل انکار نیست. پس توحید یک امر فطری است. عشق به خدا، عبادت خدا، استعانت از خدا یک امری است که در ذات توست، نمیتوانی ازش. انکارش هم کنی و بگویی: من خدارا قبول ندارم، دین را قبول ندارم، همه دروغ است. همین که دنبال لذتها و زیباییها و کمالات هستی به شکل بینهایت، یعنی عاشق الله یی. تو عملا داری می گویی: «لا إله إلا الله» ولی زباناً اگر انکارش میکنی، آنهایی که می گویند: ما خدا را قبول نداریم. همین است. عملاً ذاتشان دارد فریاد میزند، عملشان هم دارند میگویند «لا إله إلا الله»، ولی زبان برای لجبازی هم که شده انکارش میکنند. به قول دخترخانهای که به من میگفتش که: استاد، من خدا را که قبول ندارم، ولی نمازم را میخوانم. می خواهی بایستی آنجا بگویی: الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین. چی را قبول نداری؟ هر کس می گوید من قبل ندارم یا شک دارم، دروغ میگوید، چون اصلاً خدا قابل شک نیست. اصلاً خدا قابل شک نیست. آن چیزی که ما درش شک میکنیم، خدای ساخته چیه؟ جلسه قبل گفتم، خدای ساخته خودت هست، خدای ذهنی خودت هست، نه خدای حقیقی. خدای حقیقی به معنای وجود مطلق، هستی مطلق که در همه جا هست، کسی نمیتواند انکارش کند، دائماً جلوی چشممان است، داریم لمسش میکنیم دائماً. «فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ». شما به هر چی نگاه کنید، به وجه الله دارید نگاه میکنید. چهره خداست، ظهور خداست، جلوه خداست. چی را میخواهی انکار بکنی؟ چی را انکار می کنی؟ خودت هم جلوه خدایی، همه عالم هم جلوه خداست. چی را می خواهی انکار کنی. قابل انکار نیست.
توحید و فطرت
بنابراین توحید و فطرت در ذات ما هست. فطرت خداجویی، توحید یک امر فطری است. یک امر ذاتی است در وجود ما، عشق به الله، اعتقاد به الله. شیطان که همه را گول میزند کافر کند، خودش به خدا قسم میخورد، میگوید چی؟ «فَبِعِزَّتِکَ». به عزتت قسم چنین و چنان. ۶۰۰۰ سال عبادتش کرده، باهاش بوده. لذا شیطان اینقدر احمق نیست بگوید من اینها را قبول ندارم. شیطان اصول دینش خوب است، یعنی هم توحید را قبول دارد، هم نبوت را قبول دارد، امامت را قبول دارد، معاد را قبول دارد. اعتقادات شیطان را شما در قرآن بخوانید، همه اینها را قبول دارد. شیطان مسئله اش خودشیفتگی است، مسئله اش حسادت است. شیطان مسئلهاش حسود بودن است. می گوید من همه اینها را قبول دارم ولی میخواهم بالاتر از بقیه باشم، برتر از بقیه باشم. مسئلهاش تکبرش است. والا شیطان انقدر احمق نیست مثل بقیه بگوید من خدا را قبول ندارم، پیغمبر را قبول ندارم، امامها را قبول ندارم، معاد را قبول ندارم. اصلاً شیطان همچین چیزی نیست. همه را قبول دارد.
بعضی از مشرکین در زمان جاهلیت میگفتند این چه پیغمبری آمده میگوید یک خدا؟ یک خدا چیه یک خدا آخه. ما چند تا خدا داریم. می دانید که چند تا بت داشتند دیگر. انواع بتها. قرآن هم یک سؤال میکند، میگوید: «أَفِی اللَّهِ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». شک مگر میشود کرد در خدایی که همه این آسمان و زمین را آفریده؟ شما به هر کس و هر چیزی نگاه کنید، هیچ کس خودش خودش را به وجود نیاورده. هستی را کسی دیگر بهش داده. شما یک چیزی موجودی الان سراغ دارید هستیاش مال خودش باشد، غیر از حضرت وجود، غیر از حضرت هستی، هیچ کس هستیاش مال خودش نیست. همه جلوههای هستی هستیم. هیچ موجودی نه خودش خودش را به وجود آورده، نه صفاتش را. همه ما وجودمان عاریهای است، از یک کسی گرفتیم. یک جا به ما هستی داده. هستیبخش یک نفر است. قابل شک نیست. شک دارم، لجبازی میخواهد کند، میخواهد برود گناه کند، کثافتکاری بکند، لجبازی کند، آزادیهای جمادی، گیاهی، حیوانی، آزادیهای کلامی، آزادیهای جنسی، آزادیهای اینجوری داشته باشد، میپوشاند رویش را که کافر هم یعنی همین. کافر انکار نمیکند، میپوشاند رویش را. میپوشاند که مثلاً دیگر راحتتر بتواند برود گناه بکند. «یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ». انسان چون میخواهد گناه کند، می گوید قیامت چیست؟ کیست؟ رفته؟ کی آمده؟ کجا هست؟ قیامت کو؟ انکارش می کند تا راحت گناهش را بکند، عذاب وجدان مثلاً نداشته باشد.
کی میتواند الله را انکار بکند؟ آن الله یی که قبولش نداریم و نمیدانم چنین و چنان است، باهاش قهر میکنیم، نمیدانم باهاش لج میکنی. آن الله خودت است، الله توهمی است که از بچگی بهت گفتند یک خدای اینجوری، آن هم آنور آسمانها، یعنی یک خدای محدود. نه خدایی که در همه جا هست. یک خدای محدود آنور آسمانها هست. خیلی هم بیعرضه است، هیچ کاری هم نمیتواند بکند برای ما. آن مخلوق خودت است. ولی الله رب العالمین که الحمدلله یعنی همه کمالات، همه موجودات مال این است، مال این شخص است، این الله حقیقی است. قابل انکار هم نیست. آنقدر نفهم بودند که میگفتند که چند تا خدا، یک دانه خدا چیه اصلاً؟ یک دانه، یک نفر گذاشتند خدای واحد. دم خودمان گرم که چند تا داریم. چند تا که خودمان درستش کردیم. بتهایی که خودمان درستش کرده بودیم. اصطلاحاً هم خدا را میخواهد، هم خرما. از کار آنها ایجاد شده. از خرما درست میکردند، بعد گرسنهشان میشد، بعد یکی دیگر درست میکردند. خرما با چوب، نمیدانم با سنگ، خودشان درست میکردند. این در ذات همه ما هست، توحید. ولی مباحث بسیار دقیق، عمیق و تخصصیاش همانطور که عرض کردم، دیگر بروید سراغ همان مباحث توحیدی، اردوهای توحیدی، اردوهای تخصصی. یک صلوات ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
سعادت در گرو توحید
انسان وقتی که خدا را پذیرفت، سعادت میآید سراغ زندگیاش. یعنی دیگر چون منشأ اثر یک نفر است، خداست. رحمان و رحیم است، ما را بر رحمت خودش آفریده. رئوف است، بینهایت ما را بیشتر از خودمان دوستمان دارد. انسان با این الله در زندگی همیشه آرام و شاد است. انسانی که الله را در زندگی دوست دارد، دیگر میشناسد و داردش، دیگر طاغوتها را پرستش نمیکند. آمریکا و اسرائیل و ابرقدرتها را ستایش نمیکند. آنهایی که قبله شان آنجاست، خدا را فراموش کردند. در واقع انسانی که توحید را دارد، سعادت دنیا و آخرت مال اوست. سعادت فرد و جامعه مال کسی است که توحید را دارد. اگر شما میخواهید یک فرد به سعادت برسد یا یک جامعه، باید عاشق توحید بشود. باید توحید را در وجود خودش ساکن بکند.
ما مشکلاتمان در همه ساحتهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، همهاش مال این است که ما با توحید فاصله داریم. دچار شرک میشویم، دچار چندگانه پرستی میشویم، در حالی که غیر از خدا اصلاً کسی نیست. یک کسی آمد خدمت امام صادق علیه السلام، عرض کرد: الله اکبر. حضرت فرمود: یعنی چی؟ گفت: یعنی خدا بزرگتر از هر چیز است. امام صادق علیه السلام فرمود: مگر غیر از خدا چیزی وجود دارد که خدا از آن بزرگتر باشد؟ خدا یک وجود بینهایت است، در مقابل شریکی نیست که تو بخواهی بگویی خدا از آن بزرگتر است. خدا از چی بزرگتر است؟ چیزی نیست که اصلاً تو بخواهی بگویی. ما یک وجود مطلق و بینهایت داریم، یک عدم. عدم هم که اصلاً وجود ندارد. اگر بود که میشد وجود. ما چیزی به نام عدم و نیستی که نداریم که. وجود همه جا را پر کرده، همه چیز و همه جا را پر کرده. امشب چی میخوانیم در دعای کمیل؟ «وَبِأَسْمَائِکَ الَّتِی مَلَأَتْ أَرْکَانَ کُلِّ شَیْءٍ». قربان امیرالمؤمنین علیه السلام بروم. خدایا، تو را قسمت میدهم به همه کمالاتت، اسما یعنی کمالات. به همه کمالاتت که همه اشیا را پر کرده. تو دست به وجودی بزنی، پر از کمالات الهی است. خدایا، اینها چه چقدر قشنگ است. چه خدایی داشتند اینها. چه خدایی دارند. خوش به حال مؤمنین، خوش به حال اهل معرفت که خدایشان یک خدای حقیقی و قوی است.
و این بدبختیهایی که ما در زندگی تحمل میکنیم، هر چی که باشد، مال همین فاصله از توحید است.
رسالت پیامبران: دعوت به توحید
برای همین پیامبر را خدا وقتی دارد مأموریتش را میگوید، نه فقط پیامبر اسلام، همه این ۲۵ پیغمبر را میگوید اینها همه آمدند یک شعار دادند: «لا إله إلا الله». همهشان یک شعار داشتند. آقا، اله شما، معشوق شما، الله است. «لا مؤثر فی الوجود إلا الله». غیر از خدا هیچ. بدون اذن او یک برگ هم از یک درختی نمیافتد. «لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ». الله. لذا در مأموریت پیغمبر چی میفرماید؟ میفرماید: «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ». پیامبر آمد چی؟ آیات الهی را بر شما بخواند. خیلی این آیه را حتماً بروید سر بزنید، مطالعه کنید. فوقالعاده است این برای شما. سوره اعراف، آیه ۱۵۷. خیلی قشنگ است، بگذارید از رو برایتان بخوانم آیه را. صلوات بلندی ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ». آنهایی که تابع پیامبری هستند که هم رسول است و هم نبی. فرستاده شده است، هم با خبر آمده، با کتاب آمده. «الْأُمِّیَّ». پیش کسی درس نخوانده، از کسی چیزی یاد نگرفته، معلم نداشته. «الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنجِیلِ». من با خیلی از علمای اهل مسیحیها صحبت کردم، یهودیها صحبت کردم، گفتم اینهایی که الان در کتاب شما هست، اینها ببین اینها، این را، این صفحه، این، این پیغمبر نیست؟ هم یهودی ها و هم مسیحی. این امام حسین علیه السلام نیست؟ امام حسین علیه السلام را هم دارند، حضرت زهرا سلام الله علیها را هم دارند، امام زمان علیه السلام را هم دارند. حالا انشاءالله مال حضرت زهرا سلام الله علیها را که در کانال گذاشتیم، دیدید از اعترافاتشان. بقیه را هم انشاءالله عزیزان رسانه زودتر این کار را بکنند. مگر تورات شما نیامده کنار رود فرات، خدای چیز دارد، قربانی دارد، اینجوری است، اینجوری است، اینجوری است. این مگر امام حسین علیه السلام نیست؟ میگوید اینها پیغمبر را هم در انجیل دیده بودند خصوصیاتش را، هم در تورات. «یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ ». کاری که پیغمبر میکند چیست؟ امر به معروف میکند، «وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ» نهی از منکر میکند. «وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ». از منکر ما را باز میدارد و طیبات را حلال میکند برای ما. یعنی آنهایی که حلال و طیب هستند، چیزهای پاک و مفید برای ما حلال کرده. چیزهایی که ضرر دارد، خباثت دارد، نجس است، کثیف است، مضر است. زندگیتان و بدنتان و جسم و روحتان را آسیب میرساند، حرام کرده پیغمبر. دیگر چی؟ «وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ». بارهای سنگین زندگی تان را برمیدارد، زندگیتان را شاد و آرام میکند. یعنی شما از شرک بالاترین اسم شرک، بالاترین بار، اینکه انسان اشتباه بفهمد، مشرک بشود. به جای رفتن در خانه خدا، برود سراغ بنده خدا برود. به جای پرستش خدا، آمریکا و اسرائیل و انگلیس و غرب را بپرستد. او را خدا و منشأ اثر زندگیاش بداند. به جای ترس از خدا، از بندگان خدا بترسد. به جای اینکه روزیاش را از خدا درخواست کند، التماس این و آن کند. به جای اینکه عشق و عاطفه و شخصیت و محبت را از خدا بگیرد، گدای عاطفه بندگانش میشود. به جای اینکه کنار خدا شاد و آرام باشد، کنار خدا شاد و آرام نیست. داردش، ولی شاد و آرام نیست. نماز میخواند، ولی دنبال شادی و آرامش در یک چیزی غیر خدا میگردد. «وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ». بارهای سنگین را بردارد از روی دوششان و آن غلها، زنجیرهایی که بر دوش اینها گذاشته شده در عقلشان، در وجودشان، این را برمیدارد. آدم را راحت میکند توحید. در توحید تو دیگر میدانی سر و کارت با کیست. نه گدای عاطفی میکنی، نه حقارت میپذیری، نه ذلت میپذیری، نه ترس داری از کسی. «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ». مؤمن اینجوری است. مؤمن حقیقی خدا. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لاخوف علیهم». اینها از هیچ کس نمیترسند. از هیچ چیز نمیترسند. «وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ». غصه هم هیچ وقت نمیشوند. مؤمن اینجوری است. مؤمن همیشه آرام و شاد است. همیشه آرام و شاد. اگر آرام و شاد نیستیم، برای این است که خدایمان قلابی است. خدای حقیقی را نشناختیمش و باهاش ارتباط نداریم. یک خدای ذهنی داریم که بلد نیست ما را، توانایی ندارد ما را آرام و شاد بکند.
خب پیامبر آمده این مأموریت پیامبر این است، آمده این کار را انجام بدهد برای ما. حالا یک مژده هم به شما داده، خوشحال باشید. «وَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ». آنهایی که به این پیامبر ایمان آوردند. «وَعَزَّرُوهُ ». به به. حمایتش میکنند «وَنَصَرُوهُ» و کمکش میکنند. «وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ». آن نوری که باهاش نازل کردیم را، قرآن کریم را، حالا مصادیق نور متفاوت است. بعضی جاها قرآن کریم نزدیکترینشان است. تابع این نور هستند. «أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». اینها رستگارند. خوش به حال. ما چقدر باید خدا را شکر کنیم. چقدر باید از پدر و مادرهایمان، از نسلهای گذشته تشکر کنیم که ما را به این مملکت آوردند، زمینه نطفه ما را در این مملکت بستند. توحید را به ما دادند، قرآن را به ما دادند، ۱۴ معصوم را به ما دادند. ما چقدر باید گریه کنیم، شکر کنیم، شاد باشیم، تشکر کنیم از والدینمان. اصلا والدین ما بداخلاقترین آدمهای روی کره زمین. همین که به ما اینطور روح توحید را دادند، باید تا آخر عمر ازشان سپاسگزار باشیم. بالاترین هدیه و نعمتی که میشد در اختیار ما بگذارند، همین پدر و مادرهای ما گذاشتند در اختیار ما. خیلی باید قدر پدر و مادر را بدانید. ما را آوردند اینجا. قدر علمایمان را. قرنها زحمت کشیدند، دین را با شهادتشان، با خون دل خوردنهایشان، دین حقیقی را، توحید را به ما رساندند. چقدر ما باید قدردان باشیم. چقدر مدیونیم ما به گذشتهها و نسلهای گذشته. شما هم سعی کنید امانتدار خوبی باشید، به نسلهایتان، به بچههایتان دین حقیقی را منتقل کنید تا قیامت در نامه عملتان مینویسند. تا قیامت برایتان مینویسند. ولی امانتدار خوبی باشید، خوب بفهمید و خوب منتقل کنید. اینها رستگارند.
خب. آیه بعد چی میگوید؟ میفرماید که ۱۵۸ را برایتان بخوانم که پیامبر چه کار کرد. «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ». ای مردم، من فرستاده خدا به سوی شما هستم. خب چی بهمان بگوید؟ آمدی که چی بگویی؟ «إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا». یعنی رسالت من جهانی است، مال فقط یک منطقه نیست. پیامبران منطقهای بودند، بعضی وقتها گاهی وقتها یک پیامبر برای روستا میآمد، برای شهر میآمد. ولی یک موقع هست نه، پیامبر آمده برای کل کره زمین. «أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ». پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد. «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ». تا او را بر همه ادیان غالب کند. دین پیامبر دین جاودانه و جهانی است. «یَا أَیُّهَا النَّاسُ». ای مردم، « إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا» من آمدم برای همه شما، از طرف خدا آمدم. خدا کیه؟ «الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». آنی که مالک آسمانها و زمین است. همه چیز دست اوست، مالک اوست. ببین چه جوری قشنگ خدایت را معرفی میکند.
حالا ببین پیامش چیست؟ «لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ». معشوقی، دلبری، الهی غیر از او نیست. زنده میگرداند و میمیراند. «یُحْیِی وَیُمِیتُ». ببین پیامبر چه جوری خودش را معرفی میکند، رسالتش را معرفی میکند. پس برای این آمدم.
خروج از بندگی بندگان به بندگی خدا
امیرالمؤمنین علیه السلام حرف فوقالعاده زیبایی دارد. این را بخوانم، بس است دیگر برای امشب. من میخواستم خیلی مباحث توحیدی زیاد دارد، عناوین زیاد دارد، من نمیتوانم همه را بگویم، همین جوری در همان منابعی که گفتم. از هفته بعد اگر عمری بود و انشاءالله سعادت و توفیقی بود، سراغ «والمظهرین لأمر الله و نهیه» یک فقره دیگری از جامعه کبیره را میخوانیم.
قبل از اینکه شروع کنم، یک صلوات بلند هدیه به محضر مقدس آقا امام هادی علیه السلام بفرستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه. جانم فدای امیرالمؤمنین علیه السلام. جانم فدای امیرالمؤمنین علیه السلام. یک صلوات به محضر مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام. اللهم صل علی محمد و آل محمد. «ان اللَّهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بِالْحَقِّ». خدا پیامبر را با حق فرستاد، با حق مبعوث کرد. به حق چه کار کند؟ توحید خاصیتش چقدر قشنگ است. خوب دقت کنید. توحید ما باید برویم دینمان درست هست یا دینمان درست نیستش. الان توی یک میلیارد و چند صد میلیون نفر میگویند ما مسلمانیم، ولی همه عابد آمریکا، اسرائیل، انگلیس. غزه را دارند تکه تکه میکنند، هیچ کدام از کشورها صدایشان درنمیآید. آمریکاییها صدایشان درآمده، یهودیها صدایشان درآمده، مسیحیها صدایشان درآمده، کشورهای دیگر. کشورهای اسلامی انسان گرد مرگ پاشیدند رویش. خیلی از مردمشان و سرانشان، بعد میگویند ما مسلمانیم. می گویند ما مسلمانیم. ببین پیامبر فرستاده که چه کار کند؟ «لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَهِ الْعِبَادِ إِلَى عِبَادَتِهِ». بندگانش را از عبادت بندگانش خارج کند، به سوی عبادت خودش بیاورد. عبادت یعنی چی؟ بندگی. نه نماز خواندن. می گوید ما همه داریم نماز میخوانیم دیگر. بندگی. از بندگی بندگانش خارج کند به سوی بندگی خودش. آنی که حق است که تو عبادتش بکنی و اطاعتش بکنی، مربیات باشد. چون لیاقت هر کس مربیاش است. خدا مربی ماست. اگر کسی کمتر از خدا مربی دارد، لیاقتش همان است. «خلایق هر چه لایق». این است که تو با افتخار در رکوع میگویی: خم شو در مقابل عظمت مطلق و بینهایت این ترانه عاشقانه را بخوان. ببین چقدر قشنگ است. ما چقدر ترانههای عاشقانه داریم. اگر بفهمیم. «سبحان». ببین چقدر شادی دارد این رکوع. کیف میکند آدم. «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَبِحَمْدِهِ». مربی عظیم خودم. جانم مربی عظیم خدا. منزه است مربی عظیم خدا و بحمده. از این عاشقانهتر تو داری. چقدر افتخار است برای انسان در مقابل عظمت مطلق خم شود و بگوید من یک مربی اصیل دارم، پاک، بعد هم بلند شوی، بیفتی روی پای خدا. سرت را بگذاری روی پای خدا، روی سجده، بگویی چی؟ «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَى وَبِحَمْدِهِ». مربی اعلای خودم. مربی اعلای خودم. ای جان. آدم وقتی کیف میکند یک همچین مربیای دارد، اصلاً خوشش نمیآید زیر نظر مربی دیگری باشد. اصلاً دوست ندارد الگوی دیگری داشته باشد.
ما الان مسلمانانمان دوست دارند از بقیه تقلید کنند. الان مد اینجوری است. اروپاییها اینجوری میکنند، آمریکاییها در اینترنت میروند نگاه میکنند مد دربیاورند. نمی دانم شلوار فلان بپوشیم، لباس فلان بپوشیم، نمیدانم چی بپوشیم. خانمهایمان پر از تقلید از دشمنان. فرمود: غذای دشمنانم را نخورید، لباس دشمنانم را هم نپوشید. هر کس خودش را شبیه دشمنانم درآورد، از دشمنان من است. آقا، تو مربی داری، بیصاحب که نیستی که. مربی تعیین میکند چی بخور، چی بپوش، چه جوری راه برو، چه جوری حرف بزن، چه جوری ازدواج کن، با کی ازدواج کن، بچه چه جوری باردار شود، چه جوری بچهدار شو، چه جوری بچه را تربیت کن، چه جوری ناموسداری کن، چه جوری در برخورد با مردم نامحرم، محرم، پدربزرگ، مادربزرگ، پدر خانواده همسر. همه چیز را برایت تعریف کرده. اقتصادش، غذا خوردنش. وقتی مربی داری، تو چه احتیاجی داری بگویی کی کجا، اینجوری مد هست غذا بخورم. رفتیم خدا را رها کردیم، رفتیم سراغ دشمنانمان. حالا انواع سرطان و نازایی و بیماری و افسردگی و طلاق و همه نکبتها از آنجاها ریخت در کشور ما. دزدی و آدمکشی و قتل و خودکشی و هر چی که کثافت است از آنجا آمده اینجا، در این کشور وارد شده. خودشان آن همه نکبت در زندگیشان دارند، حالا الان همه ریختند در زندگی ماها. چرا؟ چون ما نمیخواهیم به توحید برسیم. نمیخواهیم زیر نظر مربی خودمان باشیم. یک مربیهای کثیف، ناقص، نفهم، جاهل و قلابی انتخاب کردیم که میخواهیم شبیه آنها باشیم.
پیمان با خدا و دوری از طاغوت
«وَمِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إِلَى عهْدِهِ». پیامبر آمده شما را از عهدهای بشری که به ضرر خودتان است خارجتان بکند. شما را تحت عهد خدا بگذارد. الان میگوید FATF. الان میگوید نمیدانم پالرمو. این را باید شما تن بدهید بهش. خوب، تن میدهی بهش. بعد میگوید خوب، همه کارت منم. سند ۲۰۳۰ در آموزش و پرورش. اینقدر مدیران ما احمق و نادان هستند، تصمیم گیرنده های ما، بعضی هایشان این جوری هستند، خودفروخته، خودشیفته دشمن، شیفته غرب، می گویند هر چی آنها بگویند ما امضا میکنیم، ما تأیید میکنیم، عمل میکنیم. یعنی میروند زیر عهود طاغوتها، عهود استکباری و عزت و شرافت ملتشان را میفروشند، معامله میکنند. بلکه خودشان خوار و ذلیل و مشرک هستند. بعد این را میروند معامله میکنند. عزت این کشور را، افتخار این کشور را، عظمت این کشور را، سرمایه این کشور را، توانمندیهای کشور را معامله میکنند، چون خودشان آدمهای ذلیل و ضعیفی هستند، عبد طاغوتند، بنده او هستند. رئیسشان میگوید آقا ما برای دشمنانمان خطرناکیم و برای دوستانمان کشنده. باز میروند می گویند بیا ما را بکش. بیا ما سجده کنیم تو را. مردک میگوید طرف مردم التماس میکنند بیایند باسن من را ببوسند، با من مذاکره کنند. باز اینها می روند باسنبوسی. میروند التماس میکنند که بیا با ما مذاکره کنیم. تو را خدا بیا با ما مذاکره کن. وسط مذاکره به کشور تجاوز میکند، فرماندهها، شخصیتهای بزرگ و دانشمندان را، مردم را میکشند. باز هنوز سر بلند نکرده، ما باید برویم مذاکره کنیم. کشوری که یک بار در عمرش سابقه نداشته به هیچ یک از پیمانها، قراردادها و توافقها حتی یک بار عمل کند. یک بار. قرآن میگوید چی؟ «لَا إِیمَانَ لَهُمْ». «وَقَاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ». ائمه کفر را نابود کنید. اینها پیمان ندارند. محال است سر یک پیمانشان با شما بمانند. آقا، یک بار بیایید شما به ما بگویید یک بار این ۴۷ ساله هی به شما قرارداد بستید. از روز اول، از زمان گروگانها ما هی درگیر بودیم. بعد چیزهای دیگر، چیزهای دیگر. در تمام توافقهایی که شما با اینها کردید، امتیاز دادید و امتیاز نگرفتید. یک بار بگویید آقا ما رفتیم یک توافقی کردیم و امتیاز گرفتیم و آنها یک بار پایش ایستادند، عمل کردند. من طلبکار نشدند، بعد زیرش نزدند. یک بار تجربه میکنید شما. این با توحید سازگاری ندارد. خدا دارد میگوید بابا، من دارم بهتان میگویم اینها بنایشان به عمل به عهدشان نیست. «لَا إِیمَانَ لَهُمْ». هیچ نوع وفایی در اینها نخواهی دید. بعد هم از آنور معصوم میگوید: مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود. به ۵۰ بار گزیده شدم، باز دوست دارند بروند گزیده بشوند. خوششان می آید هی بروند قرارداد بنویسند، کشور را بدهند. هی امتیاز بدهند به کشور، از اینجا بدهند، بعدهم هیچ امتیازی نمیتوانند بگیرند و بعد دروغ میآیند میگویند. میآیند در مجلس دروغ میگویند. قسم، قسم جلاله خوردند در این مجلس برجامیون که آقا اصلاً ما همچین چیزی نداریم در برجام. بعداً ما نخوانده بودیم. دروغ هم میگویند. خوانده بودند، میدانستند هم هست. بعد تأیید هم کرده بودند.
وزیر خارجه روسیه میگوید آقا ما بهشان گفتیم به ضررتان است، تأیید نکنید. ما کمکتان میکنیم. نکنید اینجا. چین میگوید ما بهشان گفتیم. گفتند نه ما می خواهیم تایید کنیم.
شرک این است. دوست دارد تحت عهد دشمن باشد. منافق و مشرک با دشمنان خدا عهد میبندد، نه با خداوند، افرادی که به عهدشان وفادار هستند. منافق و مشرک همین جوری است. روانشناسیاش این است، یعنی ذات شخصیتش این جوری هست: اسیر، برده، وابسته، ذلیل نسبت به دشمنان. برای همین خداوند وقتی میگوید که من به پیامبران گفتم که «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ». بلافاصله چی؟ «وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ». اجتناب کنید از طاغوت.
آیت الکرسی بخوانید، ببینم. «فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ». شما اصلاً نمیتوانی بدون کفر به طاغوت، ایمان به خدا دروغ است. اصلا غلط است، دروغ است. شما اول باید «لا إله»ت را بگویی. الههها را انکار کنی تا الله برایت بماند. توحید برایت بماند. توحید یعنی نفی هر نوع وابستگی. توحید یعنی نفی الهها. توحید یعنی نفی طاغوتها. ما فقط آیت الکرسی میخوانی؟ بابا اول فقط باید به طاغوت کفر بورزی. «قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ». من آنی که شما تعهد دارید بهش تعهد ندارم بهش. شما هم به ما تعهد ندارید. «وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ». شما هم دنبال آن چیزی که ما هستیم، نیستید. سوره کافرون را بخوانید، اینقدر مهم است. فقط بخوانیمش همین؟ عملش چی پس؟ کی میخواهیم به این آیات عمل بکنیم؟ اول کفر به طاغوت. کسی که در زندگی فردیاش مربیهای دیگر را کنار نگذاشته، دروغ میگوید من مسلمانم. الگوهای دیگر را کنار نگذاشته، دروغ میگوید من مسلمانم. چون تو باید بیایی بایستی جلوی خدا مسخره کنی. خدا میزند آدم را. نظام خلقت میزند آدم را که بیایی شیفته فرهنگ دشمنی، بعد میایستی جلو خدا میگویی: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ». من فقط بنده توام و حرف تو را گوش میکنم و فقط هم از تو کمک میخواهم. اینجوری است؟ الان اینجوری است؟ منافق میگوید بری از توحید هست، میگوید آقا مذاکره کن تا آبت حل شود، برقت حل شود. آب خوردنت حل شود، نمیدانم گازت. تا مذاکره نکنی، هیچی حل نمیشود. شرایط را یک جوری فراهم میکند تا تو به این نتیجه برسی.
اطاعت از خدا و دوری از شرک
«وَمِنْ طَاعَهِ عِبَادِهِ إِلَى طَاعَتِهِ». خدا پیامبر را فرستاد ما را از طاعت بندگانش نجات بدهد. فقط طاعت خودش. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ». توحید یعنی همین دیگر. نمی توانی کاری بکنی «إِیَّاکَ نَعْبُدُ». ما فقط از تو دستور میگیریم. ما سبک زندگیمان را فقط از تو میگیریم. کسی دیگر نمیتواند بیاید برای من تعریف کند من شوهرداری چه جوری کنم، زنداری چه جوری کنم، بچه چه جوری بکنم، لباس چه جوری بپوشم، ناموسم باید چه جوری بگردد، روابط ناموسم با محرم و نامحرم چه جوری باشد، با خانواده همسرم چی بخورم، چی نخورم، اقتصادم چه جوری باشد، سیاستم چه جوری باشد. من از هیچ کس جز خدا دستور نمی گیرم، خدا میگوید من همه چیز را بهت یاد دادم. «تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ». همه چیز را بهت گفتم اینجا. ۱۴ معصوم فرستادم برایت توی همه زمانها برایت تشریحش میکنم برایت. ما هم خدا را گذاشتیم کنار، هم قرآن را گذاشتیم کنار، هم معصومین را. حالا رفتیم آویزان شدیم که نمیدانم جورج فلانی، دیوید فلانی، نمیدانم آمریکا چی میگوید، اروپاییها چی میگویند، چی مد است آنجا. نمی دانم فلان زن فاحشه چی تجویز کرده برای زنهای ما؟ فلان مرد عوضی و فاسد برای ما چی تجویز میکند الان امسال؟ چه رنگی امسال مدل است؟ نمیدانم امسال چه کار باید بکنیم؟ ای بابا. خانهمان را چه جوری، لباس چه جوری بپوشیم، موهایمان را چه کار بکنیم، غذا چه جوری بخوریم؟ آره، این مد هست. از کجا آمده؟ اینها یعنی دروغ. دیگر نمی توانی بایستی سر نماز و بگویی: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ». «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ». دروغ است. «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» یعنی من زیر بار مد نمیروم. هر جوری خدا میگوید لباس میپوشم، شوهرداریام، زنداریام، بچهداریام، نمیدانم همه چیزم آنی که خدا و اهل بیت میگویند، همان است. فلان کس نشسته برای خودش مد درست کرده. بعد این دارد نمازش را میخواند، میگوید: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ». و بعد شلوار لی سوراخدار پوشیده.،همان که دشمن میخواهد بپوشد. بعد این یعنی چی؟ می گوید نمی دانم این الان مد هست. دیگران این جوری می پوشند ما هم این جوری می پوشیم. نمی دانم موهایمان این جوری بیرون بیاید، ناموسمان اینجوری بیاید بیرون. نمیدانم الان مد نیست دیگر مثلاً حجاب مد نیست دیگر الان نمیدانم الان در دانشگاهها و جاهای دیگر بیحیایی و بیحجابی و اینها مد هست. نمیدانم نماز دیگر بابا، نماز. خیلیها فقط به خاطر اینکه دیگران جلو چشمشان بزرگند، آنها را میپرستند. به خاطر آنها همه چیزشان را کنار میگذارند. یا همه چیزشان را تنظیم میکنند با دیگران که دیگران بپسندند، خوششان بیاید. مد چی باشد، کاری ندارند خدا چی میخواهد خانواده آسمانی چی میخواهد اهل بیت چی میگویند؟ اینقدر آدم ذلیل میشود. پس دقت کنید. وقتی شما از توحید فاصله بگیری توی هزار تا جهنم سقوط میکنی.
حالت ببین چقدر قشنگ میگوید این را. «وَمَن یُشْرِکْ بِاللَّهِ». کسی شریک میگیرد برای خدا در زندگیاش: در عشق، دوست داشتن، در مربیگری، در هر چیز یک شریک میآورد برای خدا. کنار خدا چیزهای دیگر هم میخواهد بیاورد. «فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فتخط الطیر». انگار دارد از آسمان سقوط میکند وسط راه، حال آدمهایی که در شرک دارند، همیشه همینجوری هست: اضطراب، دلشوره، غم، ناراحتی. آنی که یک کسی دیگر غیر خدا را شریک میآورد، همه زندگیاش همین است. میگوید مثل یک طعمهای است که از آسمان سقوط میکند، پرنده میآید میقاپتش، میبرد میخوردش. به همین مقدار درد دارد شرک. ما الان در زندگی داریم می بینیم. توی زندگی ما اینها را الان داریم میبینیم همهمان. «أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَکَانٍ سَحِیقٍ». چقدر قشنگ میگوید. باد میآید پرتش میکند این طرف و آن طرف. شرک آمد، سختی میآید در زندگیهایتان. چون باطن ما با توحید طراحی شده. تو داری با خودت مبارزه میکنی وقتی کس دیگری را مربی میگیری. وقتی تابع مد میشوی، وقتی تابع طاغوتها میشوی، وقتی تابع دشمن میشوی، داری با خودت مبارزه میکنی. همه دودش در چشم خودت و جامعه میرود. حالا یک موقع هست پدر یک خانه است، یک موقع هست مادر یک خانه است، میرود ماهواره میگیرد میآورد. خوب، خانوادهاش را نابود میکند. قیامت هم باید جواب بدهد. ولی یک موقع هست نه، رئیس جمهور هست، نماینده مجلس هست، استاندار هست، فرماندار هست، قوه قضاییه است. یک تصمیمی برای کشور میگیرد، دهها میلیون انسان را به بدبختی و نکبت میکشاند. چه جوری میخواهند جواب بدهند قیامت؟ اینها و نسلشان لعنت میکنند به کسانی که قبل از آنها تصمیمی گرفتند برای اینها که اینها راضی نبودند. عزتشان را، منابعشان را و کشورشان را آن لعنتیهایی که دو سوم خاک ایران را دادند به دشمن، الان می خواهند چی جواب بدهند؟ دو سوم خاک ما را دادند به باد. هنوز هم میخواهند بدهند. باز هم هنوز هم میخواهند تجزیه کنند ایران را و آنهایی هم که هستند قدر نمیدهند. اگر انقلاب اسلامی نمیشد، اگر امام نمیآمد، اگر مقام معظم رهبری نبود، این کشور تا الان به چند تکه تجزیه شده بود. اوضاعمان بسیار بدتر از آفریقاییها، سودانیها و یمنیها و غزه ایها میشد. این را من نمی گویم، تحلیل من نیست، تحلیل خود دشمنانمان است.
قدر انقلاب اسلامی را، رهبرانش را نمیدانند. کشور ما را از متلاشی شدن، از تجزیه شدن حفظ کرد. ما را به این در آن کشوری که رتبهاش ۱۵۰، آخرین کشورهای دنیا بود، رساند به ۱۰ کشور اول جهان. به جای شکر، به جای خوشحالی، بعضیها مینشینند خودتحقیری دارند. یکسره در این فضای مجازی کشورشان را، پیشرفتهایشان را، شخصیتهایشان را، نظامیهایشان را، فرماندههایشان را، مسئولینش را دائماً تحقیر میکنند. جوانهایشان را، استعدادهایشان را. بعضیها نمیدانم چه لقمهای میخورند که اینقدر راحت به کشورشان و مردمشان و امکاناتشان خیانت میکنند راحت. خیانت چیز وحشتناکی است. خوب، بحثش خیلی زیاد است، بحث توحید. دیگر الان من نمیرسم. انشاءالله جلسه بعد هم میرویم سراغ فقره بعدی. منابع را باز تأکید کردم برای بار چندم. آن دروس توحیدی را ما تا نداشته باشیم، نه در نظام فردی موفق میشویم، نه در نظام اجتماعی. انشاءالله آنجا باید پیگیری کنیم.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.