شرح زیارت آل یاسین – جلسه 039

متن کامل جلسه

سلام علیکم و رحمه الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
صل علی محمد و آل محمد و عجل.
و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی در همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، آقا رسول الله علیه السلام، شهدای اسلام، امام الشهداء و شهدای عزیزی که در محضرشان هستیم، صلوات بلند ختم بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.

شرح دعای زیارت شریف آل یاسین

خب، در شرح دعای زیارت شریف آل یاسین هستیم. «و انا الصراط حق، و المرصاد حق، و المیزان حق، و الحشر حق.»

مرصاد: کمینگاه الهی

صراط را که توضیح دادیم. مرصاد یعنی کمینگاه. در قرآن هم داریم: «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ». خداوند در کمین بندگانش هست. در کمین بودن یعنی اینکه انسان بلافاصله بعد از هر انتخابی، هر قدری غذای مناسب خودش را دریافت می‌کند، و جزایش را بلافاصله می‌بیند. هر کاری که انجام می‌دهد، هر عملی همراه جزای خودش هست. ممکن است یک نفر گناه بکند، بگوید من الان دارم این همه گناه می‌کنم و جزایی هم ندیدم، در حالی که اشتباه می‌کند. گناه به محض اینکه صورت می‌گیرد، جزایش با خودش می‌آید.

یک کسی به حضرت موسی علیه السلام عرض کرد که به خدا بگو که من این همه سال از تو خوشم نمی‌آید، گناه می‌کنم، هیچ طوریم هم نیستش. تو گفتی گناهکارها را جزا می‌دهی. خداوند به حضرت موسی فرمود: بهش بگو اولین جزا این هستش که تو دیگر دوست نداری با من حرف بزنی، لذت مناجاتم از قلبت رفته. جزای وحشتناکی است. در گناه آدم اینجوری است. وحشت می‌آید سراغش. در ارتباط با غیب، بدترین بلایی که سر یک کسی خدا بیاورد این هستش که یک کسی را قهر کند باهاش، نه اینکه حالا مرض بگیرد، سرطان بگیرد، گدا بشود، فقیر شود، ورشکست بشود، بمیرد؛ نه. همین یعنی هیچ جزایی وحشتناک‌تر از قهر خدا نیست. اینکه شخص دیگر میل ندارد، آسمان او را نمی‌پذیرد، حتی به یک سلام، حتی به یک عرض ادب، حتی به یک رکعت نماز. دیگر نمی‌تواند. قلب یواش یواش قفل می‌شود و تاریک می‌شود. این جزای کمی نیست.

صراط و مرصاد در قیامت

در روایت داریم مرصاد پلی هست. پس باطن مرصاد، دقت کنید، صراط که گفتیم چیست؟ صراط یعنی آن پلی که در جهنم است، از مو باریک‌تر و از شمشیر تیزتر. گفتیم باطنش همین راهی هستش که ما در دنیا داریم. ما الان همه‌مان روی صراط داریم می‌رویم. اگر لغزش داشته باشیم، این صراط قیامت هم لغزش داریم. اگر سقوط داشته باشیم، آنجا هم سقوط داریم. باید حواسمان باشد یک موقع خدای نکرده از وادی ایمانمان، عقایدمان سقوط نکنیم. اگر سقوط کردیم، آنجا هم سقوط می‌کنیم. چون صراط در جهنم بسته شده، روی جهنم نیست، در خود جهنم است و گفتیم همه هم باید ازش رد بشوند، حتی انبیا هم باید رد شوند ازش. «إِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا» قرآن می‌گوید که هیچ کدام از شما نیست مگر اینکه حتماً باید وارد جهنم بشوید. همه وارد جهنم می‌شوند، از جهنم باید چکار کنند؟ عبور بکنند. حالا هر کس که در دنیا خوب عبور کرده روی صراط زندگیش، آنجا هم خوب عبور می‌کند. هر کس در صراط دنیا هی سقوط کرده، آنجا هم سقوط دارد. مرصاد در روایت داریم پلی است در میزان. در میزان جایی هست به نام مرصاد. آنجا یقه‌گیری می‌شود. یعنی آدم‌هایی که سقوط داشتند، آدم‌هایی که صلاحیت ندارند از صراط رد بشوند، آنجا مرصاد، کمینگاهی هست که آن‌ها را می‌گیرند و پرت می‌کنند در جهنم. مهم این هستش که ما بدانیم ما یک مواقف این گونه داریم.

میزان: سنجش اعمال با حق

امام زمان علیه السلام می‌فرماید: وقتی با من حرف می‌زنی، بگو که این فهم‌ها را داری، این توجه‌ها را داری. بگو «و انا الصراط حق»، قبلی‌ها را بگو «و نکیر و منکر حقا»، بیا بیا تا «و ان المرصاد حق و المیزان حق». میزان چیست؟ میزان ترازو. فارسی بهش می‌گوییم ترازو. یعنی می‌سنجند آدم‌ها را. چه چیزی را می‌سنجند آنجا؟ میزان هر چیزی با خود آن چیز تناسب دارد. شما الان بخواهید آهن بکشید، آهن می‌گویند چند تن است. ولی طلا می‌خواهید بکشید، می‌گویند چی؟ چند گرم است. میزان طلا با میزان آهن خیلی فرق دارد. پنبه می‌خواهید بکشید، میوه می‌خواهید بکشید. می‌خواهید آزمایش خون بدهید، میزانش فرق می‌کند برای گلبول‌هایتان، برای نمی‌دانم ادرار، برای نمی‌دانم کلسترول. همه آزمایش‌ها هر کدامشان میزان دارند. هر میزانی هم با میزان دیگر فرق دارد. روح را می‌خواهند میزان بکشند، چه جوری می‌کشند؟ در ابعاد مختلف، در عقایدش، در اخلاقش میزان داریم. میزان یعنی شاخص ریاضی وجود دارد.

قبلاً هم گفتیم خداوند در قرآن فرمود: «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا». خدا برای هر چیز اندازه گذاشته. «وَأَحْصَى کُلَّ شَیْءٍ عَدَدًا». برای هر چیزی هم عدد گذاشته. «إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا». خدا همه چیز را حساب می‌کند. هیچ چیزی از حساب و ریاضیات خداوند خارج باشد و غیر قابل محاسبه ریاضی باشد، چیزی ما نداریم. خدا خودش منشأ عدد است، منشأ ریاضیات است، منشأ فرمول‌هاست. خدای ما یک مهندس ریاضی است، یک شخص هست که هر چه ازش خارج شده، ریاضی است. لذا همه چیز را حساب می‌کند. «کُلَّ شَیْءٍ» استثنا ندارد. در میزان هم همینطور.

برای ما خداوند میزان‌هایی گذاشته که ما را اندازه می‌گیرند. آن میزان‌ها را در دنیا هم فرستاده. یعنی هر میزانی که خدا در قیامت می‌خواهد و «الوزن» را ببینید چی می‌گوید: «وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ». خدا ما را با چی می‌سنجد؟ بله، با حق. یعنی چیزی که شایسته است، درست است. الان هم شما وقتی که آزمایش قند خون می‌دهید، با چی سنجیده می‌شوید؟ با حق. یعنی حق در قند خون چقدر است؟ در کمبودش چقدر است؟ در زیادیش هم چقدر است؟ یک ملاکی پزشک گذاشته‌اند دیگر. پزشک‌ها می‌گویند اگر از این عدد پایین‌تر بود، این کمبود دارد. اگر بالاتر بود، قندش زده بالا، باید زودتر بجنبد. وزن دارد. همه چیز این وزن را دارد. قیامت ما را با چی می‌سنجند؟ با حق. هر کاری، اخلاق، عقاید، اعمال، هر چی که داشته باشیم. این سه تا را می‌سنجند دیگر: اعمالمان، اخلاقمان و عقایدمان. آنجا میزان وجود دارد. آن میزان‌ها را در دنیا بهمان داده خداوند. می‌گوید با این میزان، همان میزان هم همانجا وصل هست. همانجا اصلاً هست. می‌سنجند شما را.

میزان سنجش در دنیا و آخرت

الان بچه‌ها را ما چه جوری می‌سنجیم که درست، سالم است، سالم نیست، وزنمان چیست؟ حالا یک بچه که به دنیا می‌آید، ما صدها میزان داریم برای بچه. الان بچه را با چی می‌سنجیم؟ بچه سالم است یا نه؟ بچه با چی سنجیده می شود؟ می‌گوید همه چیزش خوب است، فقط زردی دارد. یعنی یک میزان داشتیم، زردی را گرفتیم، بالا بوده. همه چیزش خوب است ها، ولی این بچه مثلاً پایش کج است. پس یک میزان داریم برای سلامت پا. همه چیزش خوب است، فقط گوشش نمی‌شنود. همه چیزش خوب است، ولی چشمانش نمی‌بیند یا ضعیف است. باز میزان دارید شما. مقیاس میزان زندگی سالم در دنیاست. شرایط زیستی سالم در دنیا مقیاس هست برای سنجش یک جنینی که از رحم مادر می‌آید. صدها سنجش می‌شود اینجا. ما وقتی که وارد برزخ می‌شویم، از دنیا که می‌رویم، وارد آنجا می‌شویم. آنجا مثل اینجاست، دقیقاً مثل همین جا شرایط زیستی ثابتی دارد برزخ. تو اگر با آن تناسب داشته باشی، خب سنجیده می‌شوی، می‌گویند خب تناسب دارد، برو زندگیت را کن دیگر، ادامه بده. همین مسیری که آمدی را بیا ادامه بده. ولی سطحش بی‌نهایت از اینجا بالاتر است. زیباتر و کامل‌تر و بالاتر و جذاب‌تر و همه چیزش عالی است، بی‌نهایت از اینجا عالی‌تر است. آنقدر که اینجا نسبت به رحم مادر بزرگ است، آنجا هم نسبت به اینجا بزرگ است. آنقدر که اینجا نسبت به رحم مادر شیرین و پیچیده و جذاب و کامل است، آنجا هم نسبت به اینجا اینجوری هستش. اینجا یک رحم است. الان ما فقط یک رحم داریم زندگی می‌کنیم. آن خیلی زیباست.

 خب، آنجا ما را می‌سنجند، مثل اینجا. اینجا چه جوری یک جایی این را می‌سنجند، آنجا ما را می‌سنجند. می‌شود از یک تشخیص می‌دهند که ما چقدر به درد آن شرایط زیستی برزخ و آخرت می‌خوریم.

قرآن و اهل بیت: میزان‌های الهی

خب، سنجش‌هایی که اینجا هست چیست؟ قرآن، خدا، پیغمبر فرمود: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی». من دو تا چیز، دو تا وزن سنگین برایتان گذاشتم. دو تا گرانبها گذاشتم. این دو تا برای شماست: کتاب خدا، اهل بیت. این‌ها میزان ما هستند. هر چیزی را که کتاب خدا قبول بکند، حق است. هر چیزی که کتاب خدا قبول نکند، حق نیست. هر چیزی که معصوم قبول کند، حق است. هر چیزی که معصوم قبول نکند، حق نیست. چرا حالا؟ کی می‌گوید؟ چرا هر چه خدا بگوید حق است؟ یا هر چه معصوم بگوید حق است و غیر از این حق نیست؟ چرا؟ مثلاً می‌گوید خب چرا حضرت علی بگوید؟ مثلاً نیچه بگوید، مثلاً مارکس بگوید، مثلاً فلان دانشمند بگوید، آن حق است؟ علی بگوید حق است؟ چی؟ قرآن، هر چه قرآن گفته حق است. حالا مثلاً قرآن نگفته، کس دیگری بخواهد. از کجا بدانیم این را؟ این حق است. قبلاً توضیح دادیم دیگر، دو سه بار توضیح دادیم برایتان. کی می‌گوید؟ آفرین. چون الله و اهل بیت تخصص دارند که به ما نداریم. چند تا تخصص بود یادتان هست؟ هفت تا تخصص. غیر از خدا و اهل بیت هیچ کس حتی یک دانه از این تخصص‌های مورد نیاز زندگی انسان را ندارد، حتی یک دانه‌اش را. برای همین هم حق آن چیزی است که این‌ها می‌گویند. آنی که متخصص می‌گوید. حق این است دیگر، چون تخصصش را دارد. آن هفت تا تخصص را قبلاً معرفی کردیم، جلسات قبل هم معرفی کردیم دیگر. مربوط به سه مرحله حیات انسان است: از کجا آمده، در کجا هست و به کجا می‌رود. که مجموعش دو تایش یکی از کجا آمده، یکی به کجا می‌رود دو تا) در کجا هست. دنیا پنج تا تخصص لازم داشت. این‌ها را هیچ کس غیر از الله و این چهارده معصوم ندارند اصلاً و بنابراین میزان برای سنجش انسان، و اینکه من دارم درست زندگی می‌کنم، انتخاب‌هایم، ارتباط‌هایم، رفتارها، چینش‌های فکری‌ام درست است یا نه. همین هستش. لذا پیغمبر می‌گوید: من فقط همین دو تا را، بیشتر از این شما نیازی ندارید: «کتاب الله و عترتی». قرآن و اهل بیت هر چه بگویند حق است. هر چه غیر از آن‌ها باشد، باطل است. هر کس گفته باشد، باطل است. چون تخصصی نیست. اصلاً ما نداریم آدمی غیر از این چهارده نفر بتوانند حرف تخصص حقیقی بزنند. نداریم اصلاً.

امام زمان (عج): میزان سنجش ما

بنابراین میزان خود این‌ها هستند. لذا در زیارت امیرالمومنین چی می‌گوییم؟ «السلام علیک یا میزان الاعمال». سلام بر تو ای میزان اعمال. ما را به آن می‌سنجند. خانم‌ها را با حضرت زهرا، با اولیا الهی. ما را با امیرالمومنین، اولیا الهی می‌سنجند. چقدر شبیه آن‌ها شدیم؟ چقدر شبیه خدا شدیم؟ اسمایی که در جوشن کبیر می‌خوانید، همه اش ولی خیلی‌هایش اسم‌هایی هستش که ما باید برایش تلاش بکنیم، بهش برسیم. چقدر رحمانی؟ چقدر آرامی؟ چقدر شادی؟ چقدر کریمی؟ چقدر غفوری؟ چقدر جوادی؟ این‌ها اسم‌های تو هم هست دیگر. ما با روح خدا باید شبیه مربی‌مان بشویم، یعنی الله. پس میزان حق است. آنجا می‌سنجند ما را. آقا امام زمان هم میزان من و شماست. الان میزان من و شماست. یعنی نمی‌گویند تو چقدر عشق امیرالمومنین داشتی، چقدر عشق امام حسن داشتی، چقدر عشق امام حسین داشتی. برای من و شما چی مهم است الان؟ معرفت امام زمان، رضایت امام زمان. این دو تا. معرفت امام، رضایت امام. این دو تا. اگر تو توانستی دو تا را کسب بکنی، همه بهشت مال توست. آنجا ما را با امام زمانمان می‌سنجند. برای همین قرآن فرمود چی؟ «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ». ما هر گروهی را روز قیامت با امام خودشان محشور می‌کنیم و محاسبه می‌کنیم. مردم زمان امیرالمومنین با آن، مردم زمان حضرت مجتبی را با حضرت مجتبی، مردم زمان امام حسین را با آن. ما را با امام زمان. می‌گویند آقا زمان شما این آقا آواره و طرد شده و تنها و یگانه و غریب و مضطر و مظلوم بود. تو چکار کردی؟ میزان  است دیگر. تو سبک زندگی‌ات چطوری بوده؟ ارتباطت با امام زمانت چه جوری بوده؟ چه تلاشی کردی برای اینکه امامت را از این وضعیت نجاتش بدهی؟ این هم میزان است.

در واقع میزان مهدوی بودن ما، میزان حق بودن ماست. امام زمان حق است و میزان ما در آخرت هم امام زمان است. آنی که ما را باهاش می‌کشند، وزن می‌کنند از همه ابعاد: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی آقا امام زمان است. نسبت زندگی تو؛ امام زمان چقدر در سبد اقتصادی تو سهم دارد؟ امام زمان چقدر در وقت تو سهم دارد؟ امام زمان چقدر در ابعاد اجتماعی، سیاسی زندگی تو سهم دارد؟ امام زمان چقدر در ابعاد علمی و تخصص تو سهم دارد؟ و امام زمان چقدر در عشق و دل تو سهم دارد؟ این‌ها همه اش سنجیده می‌شود. خیلی مهم است. ما را با آن می‌سنجند. 

من بگویم آقا انقدر برای امام حسین گریه کردم، انقدر کربلا رفتم، انقدر نمی‌دانم هیئت رفتم. می گویند آقا امامت آواره بود خب گریه کافی بوده؟ مگر گریه برای یک نفر فقط گریه باید کرد؟ اگر آواره است، فقط گریه باید بکنی یا اقدام می‌کنی؟ اگر ناموستان را بدزدند، بچه‌تان را بدزدند، آواره باشد یک جا، باباتان یک جا، می‌نشینی فقط گریه می کنی؟ یا اقدام می‌کنی ناموست را نجات می دهی؟ بچه‌ات را نجات می دهی! اقدام عملی چکار کردی؟ چه اقدام عملی کردید؟ این بسیار مهم است.

شکرگزاری برای توفیق استغاثه

درود و رحمت خداوند بر شما عزیزان که انقدر شرافت دارید که بخش عظیمی از عشق به امام زمان، برطرف کردن موانع امام زمان، یعنی استغاثه در همه شرایط گرما و سرما، هیچی جلودار شما نیست. ما می‌آییم هر ماه چهره‌های منور شما را زیارت می‌کنیم، لذت می‌بریم، تحسین می‌کنیم، در مقابل اراده شما، فهم شما تعظیم می‌کنیم واقعاً که در همه شرایط عشق به امام زمان، ما شما را از دعا و استغاثه باز نمی‌دارد. خیلی عزیزان من، خدا را شکر بکنید به این توفیقات. این توفیقات به ندرت شامل آدم می‌شود و شامل حال افراد خیلی کمی است که کسی بتواند استغاثه بیاید. خیلی باید خوشحال باشید، شاد باشید، افتخار کنید که شخص امام زمان دست روی شماها گذاشته و شما را دعوتتان کرده و اجازه داده بیایید اینجا. این را خیلی خدا را شکر بکنید. از هر نعمتی در این دنیا بالاتر است. از هر نعمتی بالاتر است. ان شاء الله بروید در برزخ، می‌بینید که امام زمان و خدا چقدر شکور هستند. چقدر تشکر می‌کنند از شما به خاطر این عشق‌ورزی‌ها و مهرورزی‌هایی که دارید. در سرما، در گرما، در همه شرایط می‌آیید اینجا. خیلی خوشحال باشید که به این میزان حقیقی شماها نزدیکید و عالی‌ترین کاری که می‌شود بکنید، یکی‌اش استغاثه است. حالا بخش‌های عملی بماند. ولی استغاثه پنجاه درصد کار است برای ظهور امام زمان، برای موفقیت، برای تحقق اهداف انبیا، شهدا، صدیقین، صالحین، برای رسیدن هدف خودمان به خلقت و این کار عظیم را شما دارید انجام می‌دهید. خدا خیرتان بدهد ان شاء الله. ان شاء الله منظور نظر آقا امام زمان، لبخند امام زمان، رضایت امام زمان شامل حالتان بشود ان شاء الله و یک زمانی شادی‌های این سختی‌ها را هم شما بی‌نهایت خواهید درک کرد ان شاء الله. و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • گناه به محض اینکه صورت می‌گیرد، جزایش با خودش می‌آید و بدترین جزا، از دست دادن لذت مناجات با خدا و قهر اوست.

  • صراط در دنیا همان راهی است که ما در آن قدم برمی‌داریم؛ اگر در این دنیا لغزش داشته باشیم، در صراط قیامت نیز لغزش خواهیم داشت.

  • مرصاد، کمینگاهی در قیامت است که افراد فاقد صلاحیت را از عبور از صراط باز می‌دارد و به جهنم می‌اندازد.

  • میزان در قیامت، سنجش اعمال، اخلاق و عقاید ما با “حق” است که خداوند ملاک‌های آن را در دنیا به ما داده است.

  • قرآن و اهل بیت (ع) میزان‌های الهی برای سنجش حق و باطل در زندگی ما هستند، زیرا تنها آن‌ها تخصص لازم برای هدایت انسان را دارند.

  • میزان سنجش ما در آخرت، امام زمان (عج) است و معرفت و رضایت ایشان، کلید سعادت ماست.

  • میزان مهدوی بودن ما، میزان حق بودن ماست و زندگی ما در تمام ابعاد باید با حضور و رضایت امام زمان (عج) سنجیده شود.

  • برای امام زمان (عج) تنها گریه کافی نیست؛ باید برای نجات ایشان از وضعیت غیبت، اقدام عملی انجام دهیم.

  • استغاثه و دعا برای امام زمان (عج) نعمتی بزرگ و توفیقی الهی است که نشان‌دهنده نزدیکی به میزان حقیقی است.

  • استغاثه، پنجاه درصد کار برای ظهور امام زمان (عج) و تحقق اهداف انبیا و شهداست.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه