فهرست مطالب
Toggleسلام علیکم و رحمه الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) صلوات.
ارتباط انسان با امام زمان (عج)؛ حقیقت دینداری
جلسه گذشته بحث ما این بود که حقیقت دین یک انسان، اتصال او به خلیفهالله است. شرط اساسی دینداری هر کس، ارتباط و اتصال به امام معصوم، یعنی متخصص معصوم است. همانطور که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه»؛ «هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است».
همانطور که در تعریف آیات از رهبر عزیزمان دیدیم، ایشان درباره آینده بشریت فرمودند که دین دو چیز است: اول، «فهم امیدوارانه آینده» و دوم، «ساخت آینده». انسانها به اندازهای که در جریان تشکیل دولت کریمه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقش دارند، دین دارند و به همین مقدار که سهم دارند، ارزش انسانی و پاداش اخروی کسب میکنند. بنابراین، انسان باید سبک زندگیاش را همینگونه تعریف و تعیین کند.
قرآن کریم، آیاتش را به ما عرضه کرد تا بدانیم که حقیقت دینداری، آیندهسازی است. معصومین هم برنامه ضیافت الهی، یعنی ماه مبارک رمضان را به گونهای طراحی کردهاند که آنچه ما به عنوان «مائده» و «غذا» در رمضان میخوریم – یعنی آن بخش انسانی و روح ما – ما را به اماممان متصل کند. دعاهایی که طراحی شدهاند، همه با همین هدف هستند.
نقش امام زمان (عج) در تقدیرات الهی
شب قدر، شب اندازهگیری و شب تقدیرات است. به میزانی که خودمان را به اماممان برسانیم، میتوانیم تقدیرات را دریافت کنیم؛ زیرا همه چیز از ناحیه ایشان به همه نظام خلقت میرسد. امام هر زمان، دریافتکننده تقدیرات الهی است و در واقع کانال و واسطه فیض الهی به همه ماست.
در زیارت آقا امام حسین (علیه السلام) میخوانیم: «اِرادَهُ الرَّبِّ فی مَقادیرِ اُمُورِهِ تَهْبِطُ اِلَیْکُمْ وَتَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ»؛ اراده پروردگار در اندازهگیری امورش و تقدیر امورش، ابتدا به سوی شما نازل میشود و از خانه شما به سایر موجودات میرسد. پس هرچه انسان روزی دریافت میکند، این روزی از ناحیه واسطه فیض و امام زمانش است.
تأثیر پیوند با امام بر رزق و سبک زندگی
کسی که روح و سینهاش ارتباط بیشتری با امام زمانش داشته باشد، رفت و آمد و اتصال بیشتری داشته باشد، رزق بیشتری نصیبش میشود. چرا؟ چون کسی که روحش با امام زمان پیوند میخورد، آرمانها و آرزوهایش با آرمانها و آرزوهای حضرت یکی میشود. اینگونه نیست که حضرت در تنهایی و آوارگی و طردشدگی خودش منتظر همت و غیرت و مردانگی و وحدت و همدلی شیعیانش باشد تا کی آنها اراده کنند و زمینه را برای ظهور فراهم کنند، اما من درگیر زندگی شخصی، آرزوها و دنیای خودم باشم و هیچ خاصیت و فایدهای برای امامم نداشته باشم و وجود من در برطرف کردن موانع ظهور حضرت نقشی نداشته باشد.
خیلی سخت و شرمآور است. چون قرآن فرمود: «هر کدام از شما روزی بالاخره با این امامتان برخورد خواهید کرد.» ما بالاخره روزی با امام زمانمان چشم در چشم ملاقات خواهیم کرد. خیلی بد است که امام زمان بگوید: «تو اصلاً به یاد من نبودی، به فکر من نبودی. هیچ وقت نه دلت برای من تنگ شد، نه غصه من را خوردی، نه کاری برای من کردی، نه قدمی برداشتی، نه سیلی خوردی، نه عرقی ریختی، نه فحشی شنیدی، نه آبرویی هزینه کردی. هیچ…»
خیلی شرمآور است که انسان زندگیاش بدون ارتباط با امام زمانش طی شود؛ بیخاصیت و بیمصرف. ممکن است برای خودش و دنیایش مفید باشد، اما به درد امام زمانش نخورد و خاصیتی برای ایشان نداشته باشد. این بدترین نوع زندگی است.
نقش انسان در تعیین تقدیرات خود در شب قدر
کسی که دغدغه حضرت را دارد، به آرمانهایش فکر میکند، غصههایش را دارد و تلاش میکند تا او هم باری را از دوش حضرت بردارد، تلاش میکند در چادر حضرت قرار بگیرد. وقتی شب قدر میشود و شب اندازهگیری است و این شخص میخواهد تقدیرات را دریافت کند، آقا امام زمان میبیند این فرزندش، این پسرش یا دخترش، این شخص یک عالم دغدغه برای مردم جهان دارد، برای برطرف کردن موانع ظهور. خب، این باید بتواند کارش را انجام دهد. به همین جهت در تقدیرات او، چیزهایی را وارد میکنند که او بتواند در طول سال، آن مأموریت و رسالتش را انجام دهد.
این است که انسان خودش میتواند در تقدیرات خود دخالت و نقش داشته باشد که امسال چه چیزی نصیبش شود. مگر شب قدر، شب روزی نیست؟ اما فقط روزی مادی نیست. ببینید، ما یک روزی جمادی داریم، یک روزی گیاهی، یک روزی حیوانی، یک روزی علمی و یک روزی انسانی داریم. انسان در شب قدر میتواند در تمام این تقدیرات دست ببرد. یعنی یک کاری کند که وقتی دارند برایش روزی مینویسند، بنویسند: «این بنده ما آدم خودشیفته و خودخواهی نیست که فقط به فکر خودش باشد. او دغدغه ما و ایتام ما را در سراسر جهان دارد.»
یک آدمی که دعا میکند: «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور، اللهم أغن کل فقیر، کل جائع، کل عریان، کل مدین»، این آدم مصرفش بالاست. این آدم میخواهد به همه مردم جهان کمک کند، این آدم «رحمان» شده و ظرفیت رحمانی پیدا کرده است. حالا شب قدر به این چقدر تقدیرات میدهند؟ یک نفر نیست؛ این آدم تبدیل شده به یک ملت، تبدیل شده به یک امت، تبدیل شده به یک لشکر. تقدیرات این را دیگر به عنوان یک نفر نمینویسند، چون سبک زندگیاش به گونهای است که به داد میلیونها انسان میرسد و میلیونها انسان از طریق او با وجود مقدس امام زمان آشتی میکنند، آشنا میشوند و مسائلشان حل میشود. پس حضرت تقدیرات این را به گونهای دیگر مینویسد، چون خودش ظرفیتش را بالا برده است.
ولی کسی که صبح تا شب فقط به خودش، زن و بچه خودش فکر میکند و به فکر هیچکس نیست، دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر هستند. شب قدر هم که میخواهد برود ظرفیت بگیرد، همین را میبرد. یعنی حضرت وقتی به قلب این نگاه میکند، میبیند در قلب او هیچ عشق، ناراحتی، گریه، بغض، دلتنگی و دلنگرانی برای خود امام زمان نیست. اینکه ما هر شب میگویند «تو شکایتهایت را بگو، رغبتهایت را بگو»، «اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه» یا «اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا»، برای این است که هم رغبتها و آرزوها و هم دلشورهها در انسان ظرفیت ایجاد میکند. آرزوهای درست و دغدغهها و گریهها و دلشورههای یک انسان، ظرف وجودی انسان را وسیع میکند.
حالا این آدم یکدفعه وقتی شب قدر شده و با امام زمان روبرو میشود، امام زمان میبیند «اوه، این یک عالم نانخور دارد! یک عالم دغدغه و یک عالم آرمان دارد.» نمیآیند برایش یک چیز کوچولو بنویسند. مثل این است که خداوند وقتی میگوید: «شما بچهدار شوید، روزیشان را ما میدهیم»، یکی میبینید یک بچه دارد، خب روزی یک بچه را به او میدهد. دو تا دارد، خدا روزی دو تا را به او میدهد. یکی ده تا دارد، خدا روزی ده تا را برایش مینویسد. چون بالاخره نانخور دارد، روزی جذب میکند. نانخورهای این آدم، یک نفر و دو نفر و ده نفر و صد نفر نیستند که! این آدم یک آرمانی به اسم امام زمان دارد. سینهاش باز است و شخصیتش بزرگ است. این آدم به فکر کارهای برجسته و بزرگ است. بنابراین، نوع رزقی که نصیب این شخص میشود، با رزقی که نصیب دیگری میشود متفاوت است. من دارم میگویم فقط رزق مادی نیست، هر پنج رزق را میگویم. رزق این آدم زیاد است؛ چرا؟ چون این آدم غصه امام زمان، درد امام زمان، دلشوره و دلتنگی برای امام زمانش را دارد و بنابراین حق او است که بیشتر رزق دریافت کند.
تربیت انسان در ضیافت الهی
دعاهای ماه مبارک رمضان، مثل دعای افتتاح و دعاهای بعد از آن، دعاهای سحرها، دعاهای روزها، دائماً ظرفیت شما را در این مهمانی افزایش میدهد. شما در این مهمانی به صاحبخانه میگویید: «من مصرفم خیلی بالاست.» چون میزبان اوست و شما مهمان هستید و او رسم مهماننوازی را به جا میآورد. یعنی شما هر ظرفیتی را ببرید، او پر میکند. او برای شما پر میکند و میگوید: «تو مهمان منی. چقدر میخواهی؟ چقدر راضی میشوی؟ چقدر دوست داری؟»
اما آدمهایی که فقط فکر دنیا هستند و فقط فکر خانواده و زن و بچه خودشان هستند، عشقشان هم به اندازه همان خانواده خودشان است و همان را دریافت میکنند. پس هر چقدر تو به وسیله پیوندت با امام زمان و با آرمانهای حضرت – که همه مردم کره زمین هستند – ظرفیتت را بالاتر کنی، رزقهای پنجگانه تو هم بالاتر میرود و پنج نوع رزق دریافت میکنی.
لزوم «رحمانیت» و «رحیمیت» برای جذب روزی
خدا رحمت کند آیتالله بهجت را که میفرمودند: «شبها اگر برای شیعیان دعا نکنم، برای چینیها دعا میکنم.» همه این یک میلیارد و چند صد میلیون آدم در سینه این مرد جا دارند و روزی دارند. نه فقط چینیها، بلکه همه مردم کره زمین. چون قرار است انسان شبیه خدا تربیت شود. خداوند مربی ماست و قرار است ما «رحمان» و «رحیم» شویم. «رحمان» و «رحیم» در عشقورزی و مهرورزی محدودیت ندارد. برای همین میگوید برای همه مردهها دعا کن و سعی کن همه را شاد کنی. یک چیزی از وجودت خارج شود که بقیه را شاد کند. اگر اینقدر عرضه نداری، تو یک موجود گندیده و راکدی که نمیتوانی آن مردهها را شاد کنی. اگر به درد فقرا، به درد اسرا، به درد غمدیدهها، به درد گرسنهها، به درد عریانها نمیخوری، تو در باتلاقی راکد و یک آب ساکت و گندیدهای هستی که خروجی برای بندگان خدا نداری.
انسان به مقداری که جریان دارد، رزق نصیبش میشود. مثل سینه مادر میماند. شما نگاه کنید، وقتی یک مادری بچهاش را شیر میدهد، اگر مثلاً دو سالگی آن بچه تمام شود و مادر شیر ندهد، چون خروجی ندارد، سینهاش خشک میشود. اما اگر در همان زمان یک بچه دیگر را هم بگیرد، مثلاً بچه همسایه را که حالا نمیتواند شیر بدهد، میبینی خدا شیر را قطع نمیکند. تا سالها شیر هیچوقت قطع نمیشود. خدا میگوید: «نانخور دارد.» وقتی کسی دارد مصرف میکند، من شیر را قطع نمیکنم چون دارد مصرف میشود. دو تا بچه داشته باشد، خدا به اندازه دو تا بچه شیر میدهد.
من یکی از شاگردانم خاطرهای را تعریف کرد که خیلی جالب است. یکی از شاگردان من خانمی بود که خیلی دوست داشت بچهدار شود، اما نمیشدند. مشکل داشتند. شوهرش بچهدار نمیشد. خلاصه، یک روزی در زمستان سرد، خدا بهای هدیه را داد؛ یک بچهای را آورده بودند و گذاشته بودند در خانه آنها. آن خانم خیلی خوشحال شد از اینکه این بچه در خانهشان هست. این خانم آنقدر احساسات نسبت به این بچه نشان داد که دوست داشت بچه شیر بخورد. این خانم با اینکه خودش زایمان نکرده بود، اما شیردار شد. خیلی جالب است، معجزه خداست! از سینه خودش به این بچه شیر داد. خدا جریان انداخت برای این خانم، برای آن بچه.
این راز انسانی است که «رحمان» است و خروجی دارد. انسانی که به انسانهای دیگر فکر میکند، خدا روزی آن انسانها را هم به او میدهد. بعضیها پولدار هستند، اما «روزی» ندارند؛ آن پول نکبت است در زندگیشان. پول مایه آزمایششان است، ولی خروجی ندارد. رزق خوبی نیست، یک ثروت انباشته است به قول قرآن که فقط مایه شکنجه و عذاب است. لذا میفرماید: «پولهای اینها را روز قیامت تبدیل میکنیم به آتش و آن سکهها را تبدیل میکنیم به آتش و به پیشانی و پهلوی آنها میبندیم.» و میگوییم: «این همان چیزی بود که در دنیا همهاش برای خودتان جمع میکردید و خروجی نداشت».
مادی، یک قسمتش است. این رزق جمادی است. بعضیها رزق گیاهیشان خوب است، بعضیها رزق حیوانی، بعضیها رزق علمی و بعضیها هم رزقهای معرفتی و معنویشان بالاست. پس تو هر چقدر نانخور داشته باشی، رزقت هم بیشتر است. هر چقدر دلت برای ایتام اهل بیت بیشتر بسوزد، خدا هم بیشتر به تو رزق میدهد. هر چقدر به آرمانهای امام زمان بیشتر دغدغه داشته باشید، یعنی به بزرگی امام زمان برای کل کره زمین تو غصه بخوری، خدا به همان اندازه به تو رزق میدهد. لذا امام علی (علیه السلام) فرمود: «علی قدر النیه تکون من الله العطیه»؛ هر چقدر نیت تو بزرگتر باشد، عطیه خدا هم بیشتر است.
وقتی تو الان میروی و گریه میکنی و میگویی: «خدایا، من رزق زن و بچهام را میخواهم از تو در شب قدر به امام زمان…»، امام زمان تقدیرات را از تو میپرسد: «برای چه میخواهی؟» میگویی: «برای خودم میخواهم، برای زن و بچهام.» امام زمان به دلت نگاه میکند و میبیند زن و بچه و خانواده تو یک نفر، دو نفر، ده نفر، صد نفر و هزار نفر نیستند. خانواده تو میلیونها انسان هستند و تو به اندازه میلیونها نفر کس و کار داری که باید برایشان فکر کنی. آن داستان فرق میکند. «علی قدر النیه تکون من الله العطیه»؛ به اندازه نیتت، از ناحیه خدا به تو عطا میشود.
پس توجه داشته باشیم که وقتی آرمانهایمان و قلبمان با امام زمان است و قصد داریم که مردم جهان را نجات دهیم، همه ایتام امام زمان، امامشان را بشناسند و به چادر حضرت بیایند و خانواده آسمانیشان را بشناسند، رزقت بیشتر میشود. اما اگر یک آدم خودشیفته و خودخواه هستی که فقط فکر خودت و خانوادهات و اینها هستی، همان مقدار را خدا به تو خواهد داد. پس قیمت ما این است که دعاهای ما تربیت میشوند برای اینکه «رحمان» و «رحیم» باشیم و محدود نباشیم.
صله رحم؛ پیوند با اهلبیت (ع)
وقتی به امام رضا (علیه السلام) گفتند: «یا امام رضا، کدام زندگی بهتر است؟» فرمود: «آن زندگی که دست بیشتری در آن است، آن زندگی که بندگان بیشتری از بندگان خدا از آن استفاده میکنند، آن زندگی بهتر است و برکتش هم بیشتر است.» پس ما واقعاً اگر میخواهیم بزرگ شویم و به هدف خلقتمان برسیم، باید قلبمان پیوند بخورد با شخص امام زمان و برای دغدغهها، غصهها، آوارگی، طردشدگی و اضطراب او غصه بخوریم. چون حضرت رحم ماست. «رحم» یعنی چه؟ «صله رحم» یعنی خویشان، یعنی آنی که با تو اتصال و ارتباط دارد. خب، هدف از خلقت هم چه بود؟ «رحمانیت» و «رحیمیت». باز کلمه «رحم» در این هست: «رحمان»، «رحیم». «صلهی ارحام»، «صلهی رحم». خوب دقت کنید به واژهها.
شما اگر بخواهید «رحمان» و «رحیم» شوید، باید بتوانید به رحم خودتان وصل شوید، «صله ارحام» کنید. اینکه صله ارحام اینقدر مهم است، در روایت داریم: «بوی بهشت از ۵۰۰ سال راه میرسد، ولی کسی که قطع رحم کرده باشد و با فامیل خودش قطع رحم کرده باشد، بوی بهشت را استشمام نمیکند.» میبینی اصلاً نه با مادر، نه پدر، نه خواهر، نه برادر، نه عمه، نه عمو، نه دایی، نه پسرخالهها، نه پسرعموها… رحم اگر کافر هم باشد، تو حق نداری با آنها قطع ارتباط کنی. فامیل اگر کافر هم باشد، تو حق قطع ارتباط نداری. بله، مثلاً در ارتباطات و مجالسی که ممکن است گناه شود، با آنها شریک نباشید، اما حق قهر و قطع ارتباط ندارید و ارتباط باید باشد. لذا چندین آیه درباره وجوب صله ارحام و نهی از قطع رحم داریم. در یکی از این آیات آمده است که مؤمنان حقیقی کسانی هستند که اتصال دارند به چیزی که خدا امر به وصل آن کرده است. آقا امام صادق (علیه السلام) فرمود: مِن ذلکَ صِلَهُ الرَّحِمِ و غایَهُ تَأْوِیلِها صِلَتُکَ إیّانا»، یکی از آن اتصالها، اتصال به رحم است و اوج این اتصال به رحم، ارتباط تو با ماست. یعنی امام چه میگوید؟ امام میگوید: «ما رحم تو هستیم.» فقط خانواده زمینی تو رحم تو نیستند، ما «رحم» بالاتر هستیم و باید با ما صله ارحام داشته باشید.
پس کسی که به فکر امام زمان نیست، قطع رحم کرده است. کسی که به فکر غربت و آوارگی امام زمان نیست، کسی که با پدر آسمانیاش قطع ارتباط میکند… خب، اگر کسی با پدر زمینیاش قطع ارتباط کند، فرمودند این «قاطع رحم» است و بوی بهشت از ۵۰۰ سال راه میرسد، اما این استشمام نمیکند. حالا اگر کسی با اهل بیت قطع رحم کند، با امام زمان قطع رحم کند، ببین چقدر زندگیاش نکبت دارد! حتی اگر با رحم زمینیاش ارتباط داشته باشد. آقا امام مجتبی (علیه السلام) فرمود: «به دادش نمیرسد.» فرمود: «آن کسی که در قیامت به داد شما میرسد و همه گناهان شما را از بین میبرد، اتصال شما با پدران دینی خودتان است، آن ارتباط است، اتصال به پدر دینی، به رحم دینی.» اینها آنقدر در وجود ما سهمشان بالاست، آنقدر از پدر و مادر زمینی به ما نزدیکتر هستند که شما میگویید: «بأبی انتم و امی»، «بأبی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی»، همه کسم فدای شما. چون خانواده اصلی ما هستند.
کسی که از پدر اصلیاش و پدر آسمانیاش بیخبر و بریده است، او قطع رحم کرده است. خیلی… روز قیامت وقتی سؤال میکنند، میگویند: «روز قیامت مهمترین سؤال از ۵۰ سؤال این است که وقتی تو زندگی میکردی و امامت آواره و طرد شده و تنها و غریب و یگانه بود، تو چه کار میکردی؟ تو چه جوری زندگی میکردی؟» «قطع رحم داشتی یا صله رحم؟» «صله ارحام داشتی با امام زمانت یا قطع رحم میکردی؟» این سؤال مهمترین سؤال قیامت است.
این است که ما باید دائماً اهل محاسبه خودمان باشیم. به زندگی و وقت گذاشتنمان فکر بکنیم که آیا واقعاً زندگی ما دارد در مسیر درستی میرود یا نه؟ وگرنه اگر ما در مسیر درست قرار ندهیم، هر چقدر شما اهل نماز و روزه و کارهای دیگر باشی، آخرش پشیمان میشوی. اهل قرآن باشی، حافظ قرآن باشی، برو… ولی وقتی که اتصال به امامت نداری، فایده و خاصیت نداری. بعداً در زندگی، موقع مردن خیلی پشیمان میشوی که «ای بابا، من عمرم را چه جوری تلف کردم؟ وقتم را چه جوری تلف کردم؟» الآن من میخواهم بروم به آن عالم. سؤال مهم آن عالم، نحوه ارتباط تو با امامت است. «آه، من هیچ خاصیت و فایدهای برای امامم در زندگیام نداشتم.» این خیلی…
صالحین وارثان زمین و زمینه ظهور
قرآن کریم در سوره انبیاء، آیه ۱۰۵ و ۱۰۶ یک مژده به ما داد و بعد یک هشدار. مژدهاش چه بود؟ اینکه «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون.» ما بعد از تورات این بشارت را برای همه تاریخ دادیم که یک بندگان صالحی قرار است اینها آنقدر قوی و زیاد شوند که زمین را به ارث ببرند. به ارث ببرند یعنی چه؟ یعنی باید کسانی را نابود کنند تا زمین به ارث برسد دیگر. ارث همیشه کسی باید بمیرد و از بین برود. آن کسی که باید از بین برود تا زمین به دست صالحین بیفتد، قرآن میفرماید چه کسانی هستند؟ مشرکین و کافرین. اینها هستند که باید از بین بروند تا زمین به ارث برسد به صالحین. بعد در آیه بعد میفرماید: «اگر دیندار هستید، این حرف منِ خدا برای شما یک پیام دارد.» اگر دین دارید، یعنی اگر مهربان هستید، اگر «رحمان» و «رحیم» هستید، اگر دلت برای امام زمانت میسوزد، اگر صله ارحام داری، اگر دلت برای مردم جهان میسوزد… دین یعنی دلسوزی برای همه مردم جهان دیگر، دین نماز و روزه که فقط نیستش که! دین در حقیقت میزان «رحمانیت» و «رحیمیت» است. «اگر دین داری، حرف منِ خدا یک پیام برای تو بود.» آن پیام این است که برو بندگان صالحی که قرار است زمین را آزاد کنند، ارتباط و اتصال صالحین به بندگان صالح را ایجاد کن و تقویت کن.
درباره این صالحین خیلی سؤال شد از ائمه و از خود پیغمبر که این صالحینی که قرار است بیایند و زمین را آزاد کنند، چه کسانی هستند؟ چه جوری میشود این صالحین… وقتی میگوییم دنیا پر از ظلم شده – چون امام زمان زمانی میآید که دنیا پر از ظلم شده باشد و حضرت میآید زمین را پر از عدل میکند – خب سؤال این است که وقتی زمین پر از ظلم شده، این صالحین کجا میخواهند تربیت شوند؟ کجا میخواهند به وجود بیایند؟ کجا به این قدرت میرسند که بتوانند آنقدر قوی شوند که استکبار را بمیرانند؟
درباره این صالحین، ما نزدیک به ۱۰ آیه در قرآن داریم. ده آیه که شیعه و سنی هم اینها را نقل کردهاند و اختلاف زیادی هم شیعه و سنی جز در یکی دو آیه، در بقیه با هم وحدت دارند. در همه این ده آیه، پیامبر فرمود: «آن صالحینی که قرار است بیایند، ایرانیها هستند. در یک زمانی ایرانیها قیام خواهند کرد و انقلابی خواهند کرد و حکومتی تشکیل خواهند داد. صالحین زیاد میشوند در زمان آنها. آنها هستند که آوارگی و تنهایی و غربت را برای امام از بین میبرند.» همین ده آیه از پیغمبر حدیث رسیده به ما که فرمود: «اهل بیت من بعد از من دچار تبعید و بلا و آوارگی هستند تا مردمی از شرق قیام بکنند و زمینه سلطنت مهدی را فراهم کنند.» سنیها هم این را نقل کردهاند: «یخرج الناس من المشرق فی سلطانه»؛ مردمی از شرق قیام میکنند و زمینه سلطنت مهدی را فراهم میکنند.
مأموریت صالحین برای زمینه سازی ظهور
پیامبر وقتی که راجع به اینها صحبت میکند، میگوید: «اهل بیت من تا بعد از من برای همیشه دچار آوارگی و بلا هستند و فقط زمانی این آوارگی تمام میشود که آن مردم قیام کرده باشند.» ۱۳ معصوم دچار آوارگی و بلا و تبعید بودند و کشته شدند. خود امام زمان هم ۱۱۹۰ سال – به تعبیر علی (علیه السلام): «الشرید، الطرید، الفرید، الوحید» – آواره، طرد شده، تنها و یگانه است. چه کسی امام زمان را از آوارگی نجات میدهد؟ آن چه که گفتیم. این صالحین دو تا مأموریت دارند.
امام زمان چرا در بین مردم نیست؟ یادتان نرفته که توضیح دادیم؟ گفتیم به دو دلیل: اول، امنیت ندارد. دوم، لشکر کافی برای اینکه بتواند در دنیا وراثت را ایجاد کند، ندارد. همه دنیا باید بخواهند. حضرت باید یک عدهای واقعاً بخواهند و حاضر باشند در رکاب حضرت این وراثت زمین را ایجاد بکنند، یعنی استکبار و مشرکین و کافرین را بمیرانند تا زمین از دست آنها آزاد شود و همه بندگان خدا، میلیاردها انسان نجات پیدا کنند و بتوانند درست تربیت شوند، به بزرگی خودشان، به لیاقت خودشان و برای هدف خلقت تربیت شوند. همانطور که آیاتش را خواندم در شبهای قبل: «یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا»، به عبودیت و بندگی برسند و هیچکس را شریک خدا قرار ندهند. آزاد باشند. الان مردم دنیا نمیتوانند آزادانه عبودیت داشته باشند.
این کسانی که قرار است بیایند، این صالحین باید چه کار کنند؟ باید دو کار بکنند: اول، آنقدر نیرو بسازند که امنیت امام زمان فراهم شود. حالا سؤال: امام زمان اگر امنیت داشته باشد و بتواند برای هدایت انسانها بیاید، اما نیاید، گناه کرده یا نکرده؟ گناه کرده دیگر. وقتی بتواند در جمع ما باشد و ما را هدایت کند و مشکلات ما را حل کند، اگر نیاید، معصیت کرده. از طرفی، او یک پدر بینهایت مهربان است، اصلاً دلش نمیآید که یک روز زودتر بتواند بیاید و نیاید.
انقلاب اسلامی، آغاز پایان آوارگی اهل بیت (ع)
آنقدر امام دلتنگ است که بیاید که هزار سال پیش یک نامه نوشته برای شیخ مفید و نوشته که: «شیعیان من اگر زودتر خودشان بجنبند، تلاش بکنند، وحدتشان و همدلیشان را زیاد کنند، این دوتا با هم جمع شوند و قدرت ایجاد کنند برای اینکه موانع ظهور برطرف شود، من با عجله میآیم.» هزار سال پیش امام از او مهربانی و دلتنگی نامه نوشته و هزار سال منتظر است ببیند بچههایش بالاخره کی میخواهند غیرت کنند؟ کی میخواهند دلتنگی امام زمانشان را داشته باشند؟ کی میخواهند این کار را کنند؟
انقلاب اسلامی، شروع پایان آوارگی و تنهایی اهل بیت است. برای همین هم امام امت (سلامالله علیه) که معمار انقلاب اسلامی است، فرمود: «انقلاب ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ اسلامی به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه است.» انقلاب ایران شروع همان انقلاب جهانی حضرت است، یعنی انقلاب جهانی حضرت شروع شده است. با چه شروع شده؟ با انقلاب اسلامی.
مأموریتش چیست؟ چه وظیفهای دارد انقلاب اسلامی؟ دو تا وظیفه دارد: اول، بتواند امنیت امام را فراهم کند. بتواند امنیت امام را فراهم کند که اگر امام آمد، جانش در خطر نباشد. ملت ایران در ۴۵ سال توانستند به حول و قوه الهی این امتحان را خیلی عالی پس بدهند و انقلاب اسلامی در این مورد کاملاً صددرصد موفق بوده است. یعنی دو تا ولی فقیه را خوب حفظ کردند، با اینکه صدها توطئه قتل و ترور داشتند، اما ملت ایران خوب توانستند از نایبان امام زمانشان محافظت بکنند و الآن در واقع ملت ایران به امام زمان میگویند که «آقا، ما دو تا نائب تو را در ۴۵ سال نگه داشتیم، قطعاً خودت را بهتر میتوانیم نگه داریم.» یعنی حجت را تمام کردند. این خیلی مهم است. ما توانستیم این کار را بکنیم.
امام زمان هم خیلی زیرکانه رفتار کرد. همانطور که امام حسین (علیه السلام) قبل از اینکه بخواهد به کوفه و کربلا برسد، اول یک سفیر فرستاد، یک نماینده تامالاختیار فرستاد و بعد فرمود: «ببینم با آن چه کار میکنند، نتیجه چه میشود؟» خب، آنها با مسلم چه کار کردند؟ مسلم را به شهادت رساندند. حضرت فرمود: «اینها آمادگی برای ما ندارند.» امام زمان هم دو تا ولی فقیه را فرستاده تا مردم برای دولت کریمه آمادگیشان یعنی چه؟
کار ولی فقیه چه بوده؟ اینکه اولاً، بتواند جمعیتی تربیت شوند در این ایران که عرضه دفاع از امام را داشته باشند. دوم، جمعیتی تربیت شوند که امامشان را بخواهند، عاشق امامشان باشند. واقعاً اگر امام بیاید، بروند در حکومت و دولت حضرت، خودشان را به حضرت بسپارند و مطیع حضرت باشند. این دو کار اصلی را انقلاب اسلامی خیلی خوب با امامت و زعامت این دو ولی فقیه انجام داد. به اندازه کافی لشکر تهیه کرد و به اندازه کافی طرفدار ایجاد کرد برای امام زمان، نه فقط در ایران؛ صدها میلیون سرباز را انقلاب اسلامی بیرون از این مرزها برای امام زمان آماده کرد. عزیزانی که در عراق، لبنان، کشورهای عربی، ترکیه، افغانستان، پاکستان، هند هستند، صدها میلیون لشکر آماده الآن برای امام زمان آماده جانفشانی هستند.
غربالگری یاران واقعی امام زمان (عج)
خب، حالا چرا پس حضرت نمیآید؟ چرا نمیآید؟ یک چیز دیگر باقی مانده است. یک چیز دیگر باقی مانده که فردا شب بحثمان را تکمیل کنیم. آن چیست؟ آن این است که دولت کریمه، «دولت کریمه» است، یعنی دولت قیمتی است. هر بیسر و پایی لیاقت حضور در این دولت را ندارد. برای همین باید امتحان شود. مثل خود امام حسین (علیه السلام). امام حسین وقتی حرکت کرد از مدینه، هزاران نفر گفتند: «این آقا دارد میرود آنجا جنگ میکند و پیروز میشود، ما هم به نان و نوایی میرسیم.» حضرت همه را امتحان کرد. گفت: «نه آقا، از این خبرها نیست. همه هم کشته میشویم.» ببیند چه کسی میآید اصلاً. تا شب عاشورا حضرت همینجوری ناز کرد، هی گفت: «نه، بروید. من بیعتم را برداشتم.» خب، خیلیها هم رفتند و حضرت را تنها گذاشتند، تقریباً جز عده محدودی کسی برای حضرت نماند، همه رفتند. این غربالگری را حضرت کرد.
آقا امام صادق (علیه السلام) فرمود: «به خدا قسم، آنی که شما منتظرش هستید، نمیرسد تا غربال شوید و غربال شوید و غربال شوید.» دورانی داریم ما قبل از ظهور که به آن میگویند دوران فتنه. دوران آشوب و اغتشاش، همانطور که الآن داریم. در این سالهای اخیر، ۶۸، ۷۸، ۸۸، ۹۸، ۱۴۰۰ را داشتیم. دائماً این اغتشاشات در جامعه میشود تا آنهایی که لیاقت ندارند، ریزش کنند و منافقین خودشان را نشان بدهند. آقا رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «لاتکرهوا الفتنه فی آخرالزمان، فانها تبیر المنافقین.» بدتان نیاید از فتنههای آخرالزمان، به نفعتان است این اغتشاشات و این فتنهها. به خاطر اینکه منافقین را به شما لو میدهند. آنهایی که در شک و تردید هستند، مریض هستند، باید خودشان را نشان بدهند و ریزش کنند.
نکته دیگر، آقا امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «آرزوی فتنه بکنید! اصلاً نخواهید فتنه نباشد. هیچ اشکالی هم ندارد. نترسید، بلکه تمنای فتنه داشته باشید.» چرا؟ «فانها طهارت الارض من الفسقه.» زمین شما را پاک میکند. فتنهها باعث میشود آدمهای دورو، منافق، در لباس روحانیت، در لباس حزباللهی، در لباس انقلابی، در لباسهای مختلف، لباسهای مقدس و غیرمقدس، خودشان را نشان بدهند. ما اگر این فتنههای سال ۶۸، ۷۸، ۸۸، ۹۸، و ۱۴۰۰ را نداشتیم، آن همه آدمهای روحانی و غیرروحانی و شخصیتهایی که منافق بودند، مگر شناخته میشدند؟ الآن در همین فتنهها آدمها خودشان را میشناسند، جامعه میشناسد که چه کسی واقعاً پای کار امام زمانش و نظامی که قرار است حکومت امام زمان را بر جهان حاکم کند، هست یا نیست. این فتنه است، امتحان و آزمایش است.
بنابراین به هیچ وجه نگران نباشید. حضرت فرمود: «شما باید این غربال را بشوید.» امام زمان دارد غربالگریاش را میکند، تلنگرها را دارد میزند، این غربالها دارد اتفاق میافتد. فرمود: «غربال میشوید و غربال میشوید و غربال میشوید تا در نهایت معلوم شود چه کسی واقعاً عاشق امام است و برای امام ماندگاری دارد و میماند.»
این دوران فتنه را ما الآن داریم میگذرانیم و انشاءالله به زودی هم این دوران تمام خواهد شد. ما تا زمان ظهور، این لغزشها، هیجانها، طوفانها، اغتشاشات و فتنهها را داریم و روز به روز هم ممکن است بیشتر شود، نه فقط در سطح کشور، بلکه در سطح منطقه و جهان، تا آنهایی که قرار است ریزش بکنند، ریزش بکنند.
انشاءالله خداوند تبارک و تعالی همه ما را از فرزندان قدرتمند، وفادار و سربازان فداکار آقا امام زمان (علیه السلام) قرار بدهد.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.