رمضان ۱۴۰۳ – جلسه 003

متن کامل جلسه

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، صلوات بلند ختم بفرمایید.

ظرفیت نامحدود انسان و پیوند آن با توحید

در جلسه گذشته این نکته را عرض کردیم که انسان با داشتن روح خداوند، روح الهی یا همان نفخه اهل بیت علیهم السلام، ظرفیت رشد نامحدود پیدا می‌کند و کشش به سمت بی‌نهایت دارد. گفتیم معنای کشش به سمت بی‌نهایت، توحید است، چون فقط یک حقیقت بی‌نهایت وجود دارد و شما در بی‌نهایت‌طلبی در واقع عاشق یک حقیقت می‌شوید. توحیدی که در اسلام وجود دارد هم همین است که ما چون با بی‌نهایت سر و کار داریم، «إلهکم إله واحد»؛ معشوق شما که بی‌نهایت است، یک معشوق است، یکتاست، یک معشوق واحد است و نمی‌تواند چند تا باشد. اگر انسان خودش این را درک بکند، آنگاه شهادت هم می‌تواند بدهد، چون من عاشق بی‌نهایتم، شهادت می‌دهم که إله من یک دانه بیشتر نیست، یعنی چون بی‌نهایت یک دانه بیشتر نمی‌تواند باشد. «أشهد أن لا إله إلّا الله وحده لا شریک له» یعنی چه؟ یعنی هستی بی‌نهایت. پس وقتی می‌گوید «أشهد أن لا إله إلّا الله»، یعنی شهادت می‌دهم که من الهی، معشوقی، دلبری غیر از هستی و کمال بی‌نهایت ندارم. ما مبحث «وحده» را از کجا درآوردیم؟ از بی‌نهایت بودن. چون بی‌نهایت است، واحد است و نمی‌تواند غیر از یک دانه باشد و چون واحد هم هست، «لا شریک له»، یعنی شریکی برای این معشوق در دل ما نباید وجود داشته باشد.

نیاز انسان به مربی الهی برای رشد

انسان تمام رشدش به این است که بتواند این معشوق را در دل خودش، ارتباط و زندگی کردن با او را، ایجاد کند و نگه دارد. وقتی که انسان از معشوق اصلی‌اش غافل می‌شود، همه سختی‌ها و گرفتاری‌ها می‌آید سراغش چون معشوق‌هایش قلابی می‌شوند و انسان دچار افسردگی، حسرت و سرخوردگی زیادی می‌شود. معنای اینکه ما عاشق الله هستیم را هم توضیح دادیم، یعنی اینکه ما قرار است او مربی ما باشد و ما یک خلیفه باشیم برای او. به همین جهت، بزرگ‌ترین نیاز ما در حیات دنیایی، داشتن مربی است. یک خلیفه، یک امام باید بالای سر ما باشد تا ما را لایق خودمان تربیت کند.

درک کمالات الهی، تنها با بُعد انسانی وجود

وقتی می‌گوییم «لایق خودمان»، دقت کنید، این بخش حیوانی، بخش زنان و مردان ما، این را قبول ندارد. بخش زنانگی و مردانگی، کمال خودش را در همان کمالات هدیه، شوهر داشتن یک زن، بچه داشتن، یا کار اجتماعی، سیاسی، نظامی، رئیس شدن و مقام شدن می‌بیند. حتی بخش عقلی ما هم نمی‌تواند کشش همچین معشوقی را داشته باشد، آن هم نهایتاً یک کار علمی می‌طلبد، مثلاً دکتر یا مهندس شدن. وقتی داریم راجع به اله صحبت می‌کنیم، یک همچین إلهی را چه کسی می‌خواهد؟ بخش انسانی می‌خواهد. بخش انسانی است که با الله ارتباط می‌گیرد و عاشق الله می‌شود. بخش‌های دیگر این‌گونه نیست. حالا وقتی که ما قرار است به این بزرگی تربیت بشویم، گفتیم که احتیاج به یک مربی به این بزرگی داریم که مقام ماست و لیاقت ماست که به این بزرگی تربیت بشویم.

آداب سخن گفتن با اولیای الهی

برای همین هم شما در زیارت عاشورا، وقتی روبرو می‌شوید با معصوم و خلیفه الله، خداوند ادب حرف زدن با آن‌ها را به ما یاد می‌دهد. ارتباط با اولیای الهی، غیر از ارتباط با آدم‌هایی است که ما در زندگی می‌بینیمشان، مثلاً رئیس جمهوری، یک پادشاه، یک وزیر، یا یک استاد دانشگاه. آداب حرف زدن با این‌ها فرق می‌کند با حرف زدن با اولیای خدا، با امامان. برای همین، ادب حرف زدن با معصوم را فقط کسی می‌تواند با او ارتباط بگیرد که آن «منِ» شایسته معصوم را، که از جنس خود معصوم است، در وجودش فعال شده باشد.

ضرورت بلوغ معنوی برای فهم کلام الهی

مثل دختر یا پسر پنج‌ساله‌ای که چون بلوغ جنسی ندارند، وقتی با جنس مخالف روبرو می‌شوند، فهم درستی ندارند. شما بگویید می‌خواهیم شوهرت بدهیم یا می‌خواهیم برایت زن بگیریم، این بچه پنج‌ساله چیزی نمی‌فهمد چون «منِ» لازم برای شوهر کردن و زن گرفتن هنوز در او بالغ نشده است. هنوز این «منِ» جنسی را ندارد. به همین صورت «منِ» عاطفی هم همین‌گونه است. مثل همان که به امیرالمؤمنین فرمود، اگر دختر را در سن کم شوهر بدهید، هیچ وقت عاشق همسرش نمی‌تواند بشود، بلوغ نمی‌تواند بگیرد، در واقع اُنس نمی‌تواند بگیرد. در چنین زمانی باید شوهر کند که مفهوم شوهر را بفهمد، هم از نظر عقلی و هم عاطفی. مردها هم همین‌طور. بنابراین وقتی ما می‌خواهیم بگوییم خدا إله است یا شما با معصوم روبرو می‌شوید، باید آن بخشی که در لیاقت معصوم هست، به بلوغ رسیده باشد.

محتوای حقیقی زیارت عاشورا و مقام انسان در آن

حالا آن بخش وقتی زیارت عاشورا می‌خواند، با حرف حقیقی می‌خواند. چون یادتان باشد، قرآن، زیارت عاشورا، دعاها، با بخش پنجم ما، یعنی بخش انسانی ما، طراحی شده است، نه با بخش‌های پایینی. برای همین، خیلی وقت‌ها افراد وقتی که با بخش‌های پایینی می‌خوانند، نمی‌فهمند قرآن را. مثلاً می‌گوید من نمی‌دانم حجاب برای چه لازم است. کسی که می‌گوید من نمی‌دانم، این آن «منِ»ی نیست که با قرآن هماهنگ باشد. یا چرا سگ نجس است، چرا طلا برای مرد حرام است؟ این سؤال را کسی می‌کند که خودش هنوز در آن شأن نیست. مثل بچه‌ای است که می‌خواهد به یک دکتری ایراد بگیرد. باید درس بخواند تا بیاید این مسائل را بگذراند. وقتی به سن و تحصیلات ما برسد، دیگر سؤال هم نمی‌کند.

زیارت عاشورا با بخش انسانی طراحی شده است. به همین دلیل، اکثراً نمی‌توانند با این زیارت عاشورا ارتباط حقیقی بگیرند و آن کلمات را از ناحیه خودشان بگویند. این‌گونه وارد شده، ما هم می‌خوانیم، اما از زبان قلب خودشان نمی‌توانند بخوانند، چون آن زبان را ندارند هنوز، یعنی آن قلب را ندارند. مثلاً شما با امام حسین (ع) که روبرو می‌شوید، خدا می‌گوید با او چگونه حرف بزنید؟ می‌گوید: «وَأَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ». یعنی من از خدا می‌خواهم من را به همان مقام پسندیده‌ای که شما دارید برساند. این حرف شوخی نیست! خیلی جگر می‌خواهد یک کسی بایستد جلوی امام حسین و بگوید من همان مقامی که شما پیش خدا دارید را می‌خواهم، من کمتر از شما نیستم. باید آدم یک همچین «منِ»ی داشته باشد که وقتی زیارت عاشورا می‌خواند، درست بگوید. کلمات زیارت عاشورا را از زبان خودش بگوید، چون وقتی از زبان خودت نگویی، فایده ندارد. شما می‌خواهی عشقبازی کنی، این معیار کمالات و این حرف‌های سازنده را باید خودت بگویی تا آن اتفاق مهم برایت بیفتد. اما اگر خودت نگویی، می‌گوید این جملات عربی را من نمی‌فهمم، گفتند این را بخوانید، ما هم می‌خوانیم ولی نمی‌دانیم اصلاً یعنی چه.

زیارت عاشورا تنظیم شده برای اینکه یک انسان را بتواند به مقام امامش برساند. محتوای زیارت عاشورا تنظیم رابطه یک انسان است. نه جماد، نه گیاه، نه زن و مرد، نه دکتر و مهندس، نه بخش فرشته، بلکه بخش انسانی. یک انسان را به معصوم برساند. وقتی که یک کسی می‌آید با زبان عقلی یا زنانه و مردانه می‌خواند، زیارت عاشورا را اصلاً متوجه نمی‌شود این دارد چه می‌گوید، چون زبانش آن زبان نیست. مثل ترانه عاشقانه‌ای است که یک بچه پنج‌شش‌ساله بخواند. ترانه‌های عاشقانه‌ای که زن و مردها برای هم می‌خوانند را به یک بچه پنج‌ساله بدهید، چه می‌فهمد از آن؟ درکی دارد از این کلمات عاشقانه؟ نه، شأنش را ندارد. زیارت عاشورا برای انسان است، ماه رمضان برای انسان، دعاهای ماه رمضان برای انسان طراحی شده است. لذا کسی که این بلوغ را ندارد، وقتی دعاها را می‌خواند، اصلاً متوجه نیست که دارد چه می‌خواند. مثلاً دعای افتتاح را می‌خواند: «اللّٰهُمَّ إِنِّى أَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِکَ وَأَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّکَ وَأَیْقَنْتُ…» و تا آخر. این را وقتی ما می‌خوانیم، خیلی‌ها فکر می‌کنند عربی خواندیم و الان یک اتفاقی قرار است بیفتد. امیرالمؤمنین می‌فرماید: «لا خیر فی قراءه لا تدبر فیها»؛ در خواندنی که تدبر در آن نیست، خیری هم نیست. شما وقتی نمی‌فهمی چه می‌خوانی، چه چیزی می‌خواهد گیرت بیاید؟ ثواب؟ بله، قرآن را نگاهش هم کنی، بغلش هم کنی، ببوسیش هم ثواب دارد. دست بگذاری رویش و فقط نگاهش هم کنی ثواب دارد، اما قرآن نیامده برای اینکه ما ثواب ببریم. قرآن آمده برای اینکه ما تدبر بکنیم و آن بخش انسانی‌مان را رشد بدهیم.

در زیارت عاشورا، وقتی کسی که آن «منِ» انسانی را ندارد، به این جمله می‌رسد، نمی‌فهمد دارد چه می‌گوید. شما به معصوم داری می‌گویی من همان مقامی را که تو نزد خدا داری می‌خواهم. این مال کدام بخش ماست؟ چون این چهار بخش (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) اصلاً به آن مقام نمی‌رسند، اصلاً تمنایی هم ندارند. چه کسی می‌تواند به امام بگوید من کمتر از تو نیستم، همان مقامی که تو داری را می‌خواهم؟ یک انسان می‌تواند، ولی انسانی که فهمیده خودش فرزند اهل بیت (ع) است، خودش حامل نور خدا و نور اهل بیت است. پس لیاقت هم دارد که با اهل بیت (ع) باشد. «وأسأله أن یجعلنی معکم فی الدنیا والآخره»؛ یعنی من می‌خواهم هم دنیا با شما باشم و زندگی کنم و هم در ابدیت. این خیلی حرف مهمی است. ولی آیا واقعاً مردم نحوه برنامه‌ریزی‌شان همین‌جوری است که با اهل بیت زندگی کنند در دنیا؟ آیا اهل بیت الگوی انسان‌اند، عشق انسان‌اند که انسان بگوید من فقط لیاقتم این است که با اهل بیت باشم، هم دنیا و هم آخرت؟ پس باید انسان یک «منِ»ی مناسب این زبان و ادبیات داشته باشد.

اهمیت تخلق به اخلاق الهی؛ رحمانیت و رحیمیت

گفتیم برای اینکه ما شبیه مربی خودمان بشویم، احتیاج به چه چیزی داریم؟ پیامبر فرمودند: «تخلقوا بأخلاق الله»؛ متخلق به اخلاق الهی بشوید، صفات خدا را در خودتان پیاده کنید. بعد گفتیم اگر بخواهیم صفات خدا را در خودمان پیاده کنیم، کدام صفت خدا از همه مهمتر و اصلی‌تر است؟ رحمانیت و رحیمیت. اگر من این را فهمیدم، حالا متوجه می‌شوم چرا حضرت می‌گوید اگر کسی این دعا را بخواند، گناهان گذشته، حال و آینده‌اش آمرزیده می‌شود. چرا؟ دعا را با هم خواندیم: «اللهم أدخل علی أهل القبور السرور». یعنی آدم باید آنقدر رحمان بشود (رحیم را بعداً توضیح می‌دهم)، آنقدر باید مهربان باشد که فکر همه اموات باشد، «أهل القبور»، و تلاش هم بکند که از او خیری به اموات برسد، نه فقط اموات خودم. بعضی‌ها را دیده‌اید که مثلاً می‌خواهند یک خرمایی بدهند، می‌گوید فقط برای مادرم یا فقط برای بابام. بعضی‌ها نه، چون رحمان هستند، می‌گوید نه، من این خرما را می‌دهم برای هر کسی که خدا بگوید. این‌گونه کار ضریب پیدا می‌کند و قیمت پیدا می‌کند. این کجا که من بگویم فقط برای مادرم، تا بگویم برای هر کسی که خدا. آدم خیلی بزرگ می‌شود این‌جوری، روحش. می‌گوید همه کسانی که نیاز دارند، من همه را شاد می‌کنم.

دعا کنید، ولی وقتی عمل نکنید، فایده ندارد. علی (ع) می‌فرمایند: «دعا کننده بدون عمل، مثل کسی است که کمانش زه ندارد.» تیری پرتاب نمی‌شود. وقتی می‌گویی خدایا همه مرده‌ها را شاد کن، خدا اولین سؤالی که از تو می‌کند این است که این سؤال تو رحمانی است، تو خودت الان چقدر مهربانی؟ الان تو چقدر مرده‌ها را تا حالا در عمرت شاد کردی؟ چقدر به فکر اموات بودی؟ بعضی‌ها نه تنها به فکر همه اموات نیستند، بلکه پدر و مادر خودشان را هم فراموش می‌کنند، چه برسد به اینکه بخواهند همه اموات را یاد کنند. رحمانیت یعنی این. امام خمینی (سلام الله علیه) فرمودند: «ما غم همه مظلومان عالم را می‌خوریم.» همه مظلومان عالم. قرآن هم می‌گوید انسان رحمان یعنی اینکه به فکر همه مردم دنیا باشد. فرمود: «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا».

نمودهای عملی رحمانیت در رفتار

رحمان این‌گونه است. کسی که خشن است، بی‌رحم است، بی‌عاطفه است، می‌گوید «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران». اما رحمان چیست؟ خدا می‌گوید چه شده شما را که نمی‌روید در راه خدا و در راه مستضعفین قتال کنید؟ مستضعفین دیگر، مسلمان و کافر ندارد. می‌گوید در راه خدا و مستضعفین. مستضعفین چه کسانی هستند؟ همه مردان، زنان و کودکانی که می‌گویند خدایا ما را از دست ظالمین نجات بده. پس هر جا در کره زمین ظالمی وجود دارد، رحمان تلاش می‌کند که نجاتش بدهد. برایش مهم است. نگاه کنید، مردمی که در آمریکا، اروپا، ژاپن و بسیاری از کشورهای دنیا وجود دارند، چقدر مردم مهربانی هستند، چقدر رحمان. رحمانیت خیلی مهم است. حدیثی را برایتان خواندم از امام رضا (علیه السلام) که فرمودند: «کافر مهربان و کافر خوش‌اخلاق پیش خدا محبوب‌تر است تا مؤمن بداخلاق نامهربان». ما الان در کشورمان چقدر راهپیمایی برای دفاع از حریم فلسطینی‌ها اتفاق می‌افتد. از زمانی که طوفان الأقصی شروع شده، یک روز تظاهرات در اروپا، آمریکا و بسیاری از کشورهای دنیا تعطیل نشده است. مردم در خیابان‌ها می‌ریزند بیرون، شب‌ها می‌ریزند بیرون، ساعت‌ها. حتی تهدید می‌شوند، می‌گویند شغلتان را از دست می‌دهید، زندان، اخراجتان می‌کنیم. آن هم چه کسانی؟ رپرها، نمایندگان مجلس، اصحاب رسانه، حتی یهودی‌هایشان، بازیگرهایشان، هنرپیشه‌هایشان می‌گویند عیبی ندارد، ما آبرومان هم برود، می‌خواهید اخراجمان هم بکنید، اخراج کنید، ولی ما از فلسطینی‌ها دفاع می‌کنیم. طرفدار حق هستند و مهربان. خدا این‌ها را خیلی دوست دارد، کسی که مهربان است. کافر مهربان از مؤمن بداخلاق و نامهربان به خدا نزدیک‌تر و محبوب‌تر است. آن صفت خدا را داشتن مهم است، صفت خدایی را به خودش بروز بدهد.

لذا شما نماز شب بخوان، هیئت برو، قرآن بخوان، حافظ قرآن باش، روزه بگیر، وقتی اخلاق نداری از چشم خدا می‌افتی. وقتی مهربان نیستی از چشم خدا می‌افتی. وقتی به فکر تمام نوع بشر نیستی، می‌افتی. این دعا شما را به این بزرگی تربیت می‌کند: «اللهم أدخل علی أهل القبور السرور، اللهم أغن کل فقیر، اللهم أشبع کل جائع، اللهم اکس کل عریان، اللهم اقض دین کل مدین». یعنی آدم در این دعا تربیت می‌شود، در این دعا یاد می‌گیرد فقط فکر خانواده و شهر و کشور خودش نباشد، غم همه مردم عالم را بخورد. این خیلی مهم است. این «کل» گفتن‌ها خیلی مهم است که انسان این رحمانیت را بخواهد.

خب باطن این «کل» گفتن‌ها چیست؟ یک دانشمندی بود که تلویزیون هم صدایش را پخش می‌کرد، برنامه‌های تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه‌اش را یک زمانی پخش می‌کرد، مردم هم می‌نشستند پای درسش و گریه می‌کردند. الان خارج از کشور فرار کرده و رفته، آنجا دارد فحش می‌دهد به اسلام و دین و اهل بیت. این آقا می‌گفت این دعاهای مسخره چیست؟ «اللهم أغن کل فقیر»؟ که هیچ وقت اجابت نمی‌شود. پس برای چه ما می‌خوانیم؟ مگر می‌شود همه فقرا و گرسنه‌ها و غم‌زده‌ها نجات پیدا کنند؟ این اصلاً نمی‌فهمد که هدف از خواندن این دعا چیست: رسیدن به مقام رحمانیت. انسان سینه‌اش باز شود، برای همه بتواند غصه بخورد، برای همه بتواند غم بخورد. پس مهمترین صفات یک کسی که می‌خواهد مقام انسانی را طی بکند و انسان بشود، رحمانیت و رحیمیت است.

آرامش و شادی به عنوان نشانه‌های ایمان

خب، دو تا صفت دیگر هم هست که خیلی مهم است. اگر ما بخواهیم علامت بگیریم، یعنی اگر بخواهم بدانم یک نفر چقدر دین دارد و چقدر مؤمن است، از این سه تا صفت باید بفهمیم، نه از نماز و روزه و ظاهر یک کسی. امام می‌فرمایند که پیغمبر فرمودند: «از کجا بفهمیم یک نفر ایمانش زیاد است؟» فرمودند: «ببینید چقدر عشق به همسرش دارد». هر چقدر ایمان یک نفر افزایش پیدا می‌کند، علاقه‌اش به همسرش بیشتر می‌شود، یعنی مهربان‌تر می‌شود. وقتی مهربانی تو کم می‌شود، علاقه‌ات کم می‌شود. یعنی مهربان نیستی، ایمانت هم دیگر متوقف شده است. حالا هی برو حج، هی برو مسجد، هی روزه بگیر، فایده ندارد. وقتی مهربان‌تر نمی‌شوی، دیگر به درد نمی‌خورد، دور می‌شوی. لذا پیامبر فرمودند خیلی‌ها با نمازشان از خدا دورتر می‌شوند چون نماز باید اثر بگذارد دیگر، مهربان‌تر کند روز به روز. عبادت، روزه، حج و زیارت، وقتی این آدم خشن است، کینه‌ای است، دعوایی است، گذشته یادش می‌آید، سر ارث و میراث با همه دعوا دارد، ارث خواهر و برادرش را می‌خورد، مال شریکش را می‌خورد، و حاجی آقا هم هست، به چه دردی می‌خورد؟ اگر کسی خشن و بداخلاق است، حق دیگران را می‌تواند بخورد، پیغمبر می‌گوید: «لا خیر فیها، هی من أهل النار»؛ هیچ خیری در این آدم نیست، این جهنمی است.

پس هدف از خلقت ما این است که ما رحمان بشویم و رحیم. این همان حرفی است که علامه طباطبایی فرمودند: «اسلام یعنی بسم الله الرحمن الرحیم». یا آیت الله حائری فرمودند: «اسلام یعنی حرکت از رحمانیت به رحیمیت». این کل اسلام است. غیر از رحمانیت و رحیمیت، دیگر چه چیزی هست که ایمان آدم را اندازه‌گیری می‌کند؟ آرامش. آرامش، اضطراب نداشتن، حسادت نکردن، زندگیت را با کسی مقایسه نکنی، مسابقه با کسی نگذاری در زندگی، نخواهی در زندگی رو دست کسی بلند شوی. قرآن فرمود: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا»؛ این خانه آخرت و بهشت را ما گذاشتیم برای کسانی که نمی‌خواهند رو دست کسی بلند شوند، مثلاً بگوید من ساعتم از تو بهتر است، خانه‌مان از آن بهتر است. «علو» یعنی خودبرتربینی، یعنی خودش را بالا ببیند. این دیگر از چشم من می‌افتد. خانه ما این‌جوری، ماشین من این‌جوری، روسری من این‌جوری. دیگر در ذهن آدم می‌آید مقایسه. این آرامش دیگر برای انسان نمی‌گذارد. حسادت، زودرنجی، عصبانیت، قهر کردن، اینها یعنی یک شخص آرام نیست. ناشکری، به هم ریختن، این یعنی دیگر آرام نیست. شما می‌گویی زینب کبری (سلام الله علیها) در عاشورا بعد از آن همه مصیبت فرمود چه؟ «ما رأیت إلا جمیلا»؛ جز زیبایی هیچی ندیدم. یعنی شخصیت ساخته است که این شخصیت، شخصیتی است که بلاها نمی‌تواند او را تحقیرش بکند. مثل فلسطینی‌ها که الان شما می‌بینید. مثل بچه‌های غزه. درست است هیچی ندارند، اما عزیز و بزرگ و مهم‌اند. عزت دارند، شخصیت دارند. و بعضی‌ها همه چیز دارند، ذلیل‌اند. همه نعمت‌ها را دارند باز احساس حقارت و بدبختی و تنگی و گرفتاری می‌کنند. زینب کبری فرمود: «ما رأیت إلا جمیلا»، من اینجا جز زیبایی هیچی ندیدم. پس اضطراب ندارد. قرآن می‌فرماید: کسانی که اهل ایمان و عمل صالح هستند، اگر واقعاً باشند، واقعاً مؤمن باشند، «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ یعنی نه اضطراب دارد، نه غمگین است.

عامل سوم چیست؟ در همین آیه آمده. عامل سوم چیست کنار مهربانی و آرامش؟ شادی. اگر آدمی شاد نیست، مریض است. امیرالمؤمنین فرمود: «الغم مرض النفس»؛ غم بیماری روح است. حفظش کنید، بگذارید روی موبایلتان که اگر چشمتان را باز کردید جلوی چشمتان باشد که غمگین نباشید. «الغم مرض». پیغمبر بالاتر فرمودند. پیغمبر فرمودند: «مَنْ بَکَی عَلَی الدُّنْیَا دَخَلَ النَّارَ»؛ هر که برای دنیا غصه بخورد می‌رود جهنم. پس آدم مؤمن و آدم باشخصیت و آدمی که دارد روز به روز به مربی خودش نزدیک می‌شود، این سه تا را باید همیشه در زندگی‌اش داشته باشد: رحمانیت، رحیمیت و شادی. چون همین گفتن کافی نیست، باید خودت را بسازی. برایش ما کارگاه داریم، مثلاً کارگاه آرامش داریم، کارگاه رحمت داریم، کارگاه شادی داریم. اینها باید انجام شود، چون اصلاً باید این بشود، اگر نشود دینداری‌اش قلابی است، به درد نمی‌خورد. همه‌اش فشار قبر برای خودش ذخیره می‌کند با غصه، با نامهربانی و کینه، با فکر به گذشته، با ترس از آینده، با غصه خوردن برای دنیا. دائماً دارد برای خودش فشار قبر ذخیره می‌کند.

دنیای کنونی، رحم دوم انسان و حقیقت قبر

یک قاعده بگویم، خیلی مهم است. رابطه ما در دنیا با رابطه ما در آخرت، مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. یک قاعده است. یعنی ما همانطور که یک جنین در رحم مادر وقتی می‌خواهد بیاید به دنیا، باید در آن مدت نُه ماه خودش را برای عالمی بی‌نهایت زیباتر، کامل‌تر، بزرگ‌تر و با شکوه‌تر از رحم مادر تربیت بکند. ما از رحم مادر به دنیا، شش نوع تولد داریم: تولد سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص و معلول. شش نوع تولد داریم. کدامشان به درد بخور است؟ سالم و سالم قوی. بقیه‌اش دیگر همه‌اش سختی دارد. از دنیا به آخرت ما هم دقیقاً همین شش نوع تولد را داریم. یعنی الان به قول امام، دنیا رحم دوم ماست. ما الان، روح ما در دنیا یک جنین است. باید برای بهشت و بالاتر از بهشت تربیت بشود. پس باید در اینجا این تربیت اتفاق بیفتد. وقتی از اینجا می‌رود بیرون، وقتی که مناسب آنجا نیست، عذاب می‌کشد. الان یک بچه‌ای که مریض یا معلول می‌آید به دنیا، کسی عذابش می‌کند یا خودش عذاب می‌شود؟ بچه چرا درد می‌کشد؟ نابینا، کر، فلج، درد دارد. برای اینکه آن چیزی را که در دنیا لازم داشته، از رحم نیاورده. ما هم از این دنیا وقتی وارد برزخ می‌شویم، با وفاتمان آنجا متولد می‌شویم. اگر مناسب آنجا تربیت نباشی، عذاب داریم یکسره. کسی هم عذابمان نمی‌کند، چون تطبیق نداریم با آنجا. مار و عقرب و اژدهای آنجا خودمان می‌شویم، اذیت می‌شویم. پس ما باید یک جوری تربیت بشویم که وقتی متولد شدیم آنجا، سالم، بلکه سالم و قوی باشیم.

از این قاعده چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ که قبر ما چیست؟ قبر ما که می‌گویند طرف فشار قبر دارد، یا بهشت قبرش است یا عذاب قبر دارد، «القبر روضه من ریاض الجنه أو حفره من حفر النار»؛ قبر یا باغی از باغ‌های بهشت است یا چاهی از چاه‌های جهنم. قبر چیست؟ قبر نفس خودت است. قبر عالم ملکوت یا عالم برزخ است. یعنی بیرون از دنیاست. قبر خاکی که همینجاست، کسی اینجا سؤال و جواب نمی‌شود. نفس ما قبر ماست. اگر الان قبرت کینه‌ای است، اذیت می‌شوی. دعوا داری، جنگ داری با دیگران، اختلاف داری، همه‌اش گذشته یادت می‌آید، روح انتقام، روح مقایسه، روح حسادت، روح مسابقه می‌آید سراغت، خودکم‌بینی، گدایی عاطفی، التماس به این و آن. خب قبرت آرام نیست دیگر، یعنی تو در فشار هستی الان. برای همین وقتی وارد آن طرف می‌شود آدم، فشار دارد، چون اینجا جنین اذیت کرده. الان چرا در دوران بارداری می‌گویند مادرها بعضی از چیزها را نخورند، یا اشعه بهشان نخورد؟ در رحم که اذیت نمی‌شود. یعنی چه؟ یعنی اگر به دنیا بیاید، آن داروها و آن اشعه‌ها باعث اذیتش می‌شوند. پس اذیت را از آن ور می‌آوریم با خودمان. مار و عقرب و آتش را با خودمان می‌بریم به آن شرایط. قبر ما نفس ماست و نفس ما قبر ماست. اگر اینجا قبرت خوب است، آرامی، مقایسه، مسابقه و حسادت نداری، خوب است دیگر، قبرت آن ور هم خوب است. اگر الان در قبرت، یعنی در روحت، خدا هست، اهل بیت (ع) هستند، شادی و آرامش داری، امام زمان (عج) هست، آن ور هم پس خیلی خوب است. هر کس می‌خواهد بداند قبرش چه شکلی است، الان هم می‌تواند بفهمد قبرش چه شکلی است.

اندرز آیت‌الله بروجردی و حقیقت فشار قبر

خدا رحمت کند آیت الله بروجردی را. چقدر مراجع ما عظیم بودند. آیت الله بروجردی یک موقع سر یک درسی عصبانی شده بود. خودش می‌دانست عارف بود و از اولیای خدا بود. فهمید که یک بار عصبانی شدن برای بعد از مرگ چقدر وحشتناک است. لذا آنقدر ناراحت شد و گفت که من چه کار کردم چرا عصبانی شدم؟ ایشان نذر می‌کند که اگر یک بار دیگر عصبانی بشود، یک سال روزه بگیرد. چون فشار یک سال روزه کمتر از عذاب عصبانیتی است که می‌خواهد با خودش ببرد. و اتفاقاً چند وقت بعد آن طلبه دوباره ایشان را عصبانی می‌کند و آقا یک سال روزه می‌گیرد که این را از خودش در بیاورد. اما ماها راحت عصبانی می‌شویم، راحت غصه می‌خوریم. بعد هم برای اینکه توجیه کنیم می‌گوییم ما ساداتیم و سادات جوشی است. این حرف یک خرافه است، دشمنان اهل بیت اینها را درست کرده‌اند. خیلی بد است. پس عصبانیت مفت نیست، قهر کردن مفت نیست، زودرنجی و حساسیت مفت نیست. ۹۵ درصد طلاق‌هایمان بی‌خود و الکی است، سر منیت‌ها و بخش‌های حیوانی. دعواها، اختلافات خانوادگی و مسائل اجتماعی. قاعده را یادمان نرود. قبر ما نفس ماست و نفس ما قبر ماست.

شرط اجابت دعا و پیوند آن با ظهور امام زمان (عج)

حالا یک سؤال. آیا واقعاً می‌شود یک زمانی این دعاهایی که ما می‌خوانیم اجابت بشود؟ یعنی وقتی داری می‌گویی «اللهم أدخل علی أهل القبور السرور»، همه مرده‌ها شاد شوند؟ «اللهم أغن کل فقیر»، همه فقرا بی‌نیاز شوند؟ می‌شود دیگر هیچ اسیری، هیچ غم‌زده‌ای، هیچ مریضی پیدا نشود؟ آره، یک زمانی را در تاریخ خدا قرار داده که این اتفاق می‌افتد: ظهور آقا امام زمان. وقتی که آن خلیفه‌ای که همه نیاز دارند، ظهور کند. وقتی که یک جامعه بفهمد امام لازم دارد و تلاش کند برای آمدن امامش و امام آمد، دیگر هیچ مشکلی روی زمین نیست. پس این دعا چرا اینقدر مهم است که هر که بخواند گناهان گذشته و حال و آینده‌اش آمرزیده می‌شود؟ یک، به این دلیل که این دعا ما را به کدام اسم خدا نزدیک می‌کند؟ رحمان. دو، برای اینکه شما وقتی این دعا را می‌کنید، در واقع دارید دعای فرج امام زمان (عج) می‌خوانید. اینش خیلی مهم است. داری دعا می‌کنی فرج آقا (عج) برسد. خب حالا اگر کسی می‌خواهد این دعاها اجابت بشود، تلاش نکند برای فرج امام زمان، راست گفته یا دروغ گفته؟ دروغ گفته. پس در واقع می‌خواهد بگوید اگر می‌خواهی همه گناهان گذشته و حال و آینده‌ات آمرزیده بشود، تلاش کن برای آمدن امام زمانت. تو وقتی داری تلاش می‌کنی برای ظهور مهدی (عج)، هیچ گناهی برایت نمی‌ماند، آنقدر عظمت دارد. تو وقتی تلاش نمی‌کنی برای ظهور مهدی (عج)، نه رحمان هستی نه رحیم. رحیم یعنی چه؟ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «رحیم یعنی کسی که به بقیه مؤمنین بیش از کعبه احترام بگذارد».

فرهنگ مهدوی در ماه مبارک رمضان

رحیم یعنی مهربان است نسبت به مؤمنین و شیعیان. کسانی که دین و آیین و ولایت تو را پذیرفته‌اند، اینها ویژه باید دوستشان داشته باشی، اینها را الان باید خیلی بیشتر دوست داشته باشی. چقدر بیشتر دوست داشته باشیم؟ امام فرمود: «أعظم حرمه من الکعبه»، از کعبه باید بیشتر به هم احترام بگذارید. اگر بیشتر از کعبه به هم احترام بگذاریم، دیگر نه طلاقی داریم نه دعوا و درگیری. اگر عروس‌ها به خانواده همسر، دامادها به خانواده همسر، مردم به همسایه‌هایشان، فروشنده‌ها به خریدارها، رئیس جمهور نسبت به مردم، نماینده‌های مجلس نسبت به مردم، بانک‌ها و وزارتخانه‌ها نسبت به ارباب رجوع، مردم نسبت به مسئولین، اگر حق و درست به همدیگر نگاه کنند، خب دیگر کشور گلستان است. مشکل ما این است که در سطح جهانی رحمان و رحیم نیست و این همه خشونت و بدبختی و آدم‌کشی و قتل و رقابت و مقایسه و غارت در جهان هست. پس تو واقعاً اگر طالب این هستی، واقعاً اگر اینقدر مهربان هستی که این دعا را می‌کنی، پس باید بروی آن عاملی که این دعا را اجابت می‌کند، یعنی آقا امام زمان، را بیاوری. کسی که فکر امام زمان نیست، نه رحمان است نه رحیم. کسی که ۱۲۰۰ سال آوارگی امام زمان اذیتش نمی‌کند. امام زمان در بین شیعیانش چیست؟ «الطرید، الشرید، الفرید، الوحید»؛ آواره، طردشده، تنها و یگانه. کسی که عامل سعادت انسان‌هاست، دلش برایش تنگ نمی‌شود، تلاشی برای آوردنش نمی‌کند، یعنی بی‌رحم است. برایش اصلاً مهم نیست دنیا و مردم دنیا چه جوری بگذرند. خدا رحمت کند آیت الله بهجت را، فرمود: «من شب‌ها اگر برای شیعیان دعا نکنم، برای چینی‌ها دعا می‌کنم». رحمان یعنی این، یعنی برای همه مردم دنیا به فکر باشی که آنها هم به خانواده آسمانی‌شان حق دارند برسند. و تو دلت بخواهد همه هدایت شوند و تلاش بکنی همه هدایت شوند. برای همین دعاهای ماه رمضان کلاً مثل همین دعا، و خیلی دیگر از دعاهای ماه رمضان، کلاً مهدوی طراحی شده است، مثل دین اسلام که مهدوی طراحی شده است. بیشتر دعاهای ماه رمضان دست تو را می‌گذارد در دست امام زمان. پس یک روزه‌دار واقعی کسی است که با روزه گرفتن و رفتن در ضیافت خدا و مهمانی خدا، با این شخصیت با عظمت، یعنی وجود مقدس آقا امام زمان (عج)، اُنس بگیرد و آشنا شود. اگر یک کسی با این آشنا نشود، شب قدر چگونه می‌تواند خودش را به امامش برساند؟ اصلاً نمی‌تواند، وصل نیست به این آقا. برای همین دعاهای ماه رمضان تماماً، اکثر قریب به اتفاقش، دعاهایی است که دست تو را می‌گیرد و می‌گذارد در دست امام زمان (عج). ان‌شاءالله بیشتر باهاش آشنا بشویم که بدانیم در این ماه وظایفمان چیست.

و الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

سند توجیهی جامع: انسان، توحید، و جایگاه امام زمان (عج)

تحلیل جامع و تفصیلی

۱. مبانی هستی‌شناختی انسان و توحید

الف. ظرفیت نامحدود و کشش به بی‌نهایت:

  • انسان به واسطه‌ی داشتن روح الهی یا نفخه‌ی اهل بیت (ع)، ظرفیت رشدی نامحدود و کششی ذاتی به سمت بی‌نهایت دارد.
  • معنای این بی‌نهایت‌طلبی، توحید است، چرا که تنها یک حقیقت بی‌نهایت وجود دارد.
  • شهدای توحید: فردی که بی‌نهایت‌طلبی خود را درک کند، می‌تواند شهادت دهد که معشوق او یکی بیشتر نیست، زیرا بی‌نهایت نمی‌تواند متعدد باشد («إلهکم إله واحد»). عبارت «أشهد أن لا إله إلّا الله وحده لا شریک له» بر اساس همین مفهوم بی‌نهایت بودن و در نتیجه واحد و بی‌شریک بودن معشوق بنا شده است.

ب. نقش مربی الهی (امام):

  • برای ایجاد و حفظ ارتباط با معشوق اصلی (الله)، انسان به یک مربی نیاز دارد.
  • این مربی باید یک خلیفه یا امام باشد تا انسان را به لایق‌ترین مقام ممکن تربیت کند.
  • تنها بخش انسانی وجود ماست که می‌تواند عاشق الله شود و کشش به سمت کمالات الهی را داشته باشد؛ بخش‌های حیوانی، عاطفی، و حتی صرفاً عقلی (مانند طلب علم برای دکتری یا مهندسی شدن) نمی‌توانند این معشوق را بطلبند.

۲. بلوغ معنوی و فهم متون مقدس

الف. آداب ارتباط با اولیای الهی:

  • ارتباط با اولیای الهی و معصومین (ع)، آداب ویژه‌ای دارد که متفاوت از آداب برخورد با مسئولین دنیوی است.
  • فهم این آداب و توانایی ارتباط حقیقی با معصوم، منوط به فعال شدن آن «منِ» شایسته در وجود انسان است که از جنس خود معصوم است.
  • مانند کودکی که چون بلوغ لازم را ندارد، مفاهیم ازدواج یا عشق را درک نمی‌کند، انسان نیز برای فهم کلام الهی یا زیارت عاشورا، باید به بلوغ معنوی مناسب آن شأن برسد.

ب. محتوای حقیقی زیارت عاشورا:

  • قرآن، زیارت عاشورا و دعاها با بخش پنجم وجود انسان (بخش انسانی) طراحی شده‌اند، نه بخش‌های پایینی‌تر.
  • به همین دلیل، افرادی که با بخش‌های پایینی (عقلی یا زنانه و مردانه) این متون را می‌خوانند، از درک حقیقت آن‌ها عاجز می‌مانند.
  • جمله‌ای مانند «وَأَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ» در زیارت عاشورا، بسیار عظیم است و خواننده در واقع اعلام می‌کند که «من کمتر از شما [امام حسین] نیستم» و همان مقامی را که امام نزد خدا دارد، می‌خواهد.
  • چنین ادعایی نیازمند آن است که انسان به بلوغی برسد که خود را حامل نور خدا و نور اهل بیت (ع) بداند و بتواند کلمات زیارت را از زبان قلب خود بگوید، نه صرفاً تکرار جملات عربی.

۳. ارکان سه‌گانه ایمان: رحمت، آرامش و شادی

الف. تخلق به اخلاق الهی و رحمانیت:

  • هدف از خلقت و تربیت انسان، متخلق شدن به اخلاق الهی است («تخلقوا بأخلاق الله»).
  • مهم‌ترین صفات الهی برای پیاده‌سازی، رحمانیت و رحیمیت است.
  • رحمانیت به معنای آن است که انسان سینه‌اش باز شود و غم همه مظلومان عالم (مستضعفین، فارغ از مسلمان یا کافر بودن) را بخورد و تلاش کند به اهل قبور سرور برساند.
  • دعاهایی که با کلمه‌ی “کل” (مثل «اللهم أغن کل فقیر») آغاز می‌شوند، انسان را برای رسیدن به مقام رحمانیت تربیت می‌کنند؛ هدف از خواندن این دعاها، توسعه‌ی ظرفیت غصه‌خوردن برای همه است.
  • بر اساس حدیث امام رضا (ع)، کافر خوش‌اخلاق و مهربان، نزد خدا محبوب‌تر است از مؤمن بد اخلاق و نامهربان. اگر کسی نماز بخواند و روزه بگیرد، اما اخلاق نداشته باشد و مهربان‌تر نشود، از چشم خدا می‌افتد.

ب. آرامش و شادی (نشانه‌های مؤمن):

  • آرامش (اضطراب نداشتن) و شادی دو صفت بسیار مهم دیگر برای سنجش ایمان هستند.
  • فقدان آرامش در زندگی نشانه‌هایی چون حسادت، مقایسه، زودرنجی، عصبانیت و ناشکری دارد.
  • قرآن می‌فرماید بهشت برای کسانی است که خواهان برتری‌طلبی (علوّ) در زمین و فساد نیستند؛ علوّ به معنای خودبرتربینی و مقایسه‌ی خود با دیگران است.
  • اگر فرد واقعاً مؤمن باشد، «لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»؛ یعنی نه اضطراب دارد و نه غمگین است.
  • غم (غصه خوردن برای دنیا) «بیماری روح» است («الغم مرض النفس»). پیامبر (ص) فرمودند هر کس برای دنیا غصه بخورد، به جهنم می‌رود.

۴. حقیقت دنیا، قبر، و برزخ

الف. دنیا به مثابه رحم دوم:

  • رابطه‌ی ما در دنیا با آخرت، مانند رابطه‌ی جنین در رحم مادر با این دنیا است.
  • دنیا «رحم دوم» ماست و روح ما در اینجا یک جنین است که باید برای عالم برتر تربیت شود.
  • ما از این دنیا به آخرت شش نوع تولد داریم (سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص، معلول). اگر جنین روح در اینجا تربیت نشود، در آن دنیا دچار عذاب خواهد شد، نه به دلیل عذاب‌دهنده، بلکه به دلیل عدم تطبیق با شرایط آن عالم.

ب. قبر، همان نفس انسان:

  • قبر (محل سؤال و جواب) خاک این دنیا نیست، بلکه عالم برزخ و نفس خود انسان است.
  • فشار قبر یا بهشت شدن آن، بستگی به وضعیت نفس ما در این دنیا دارد؛ اگر نفس فرد اکنون پر از کینه، مقایسه، حسادت، و اضطراب باشد، در حقیقت تحت فشار قبر قرار دارد.
  • مار و عقرب و آتش برزخ، خود ما می‌شویم، زیرا اذیت‌هایی که در آن دنیا می‌کشیم، ناشی از تربیت ناصحیح جنین روح در این دنیاست.
  • عصبانیت، قهر کردن، و زودرنجی هزینه‌ی سنگینی دارد و فشار قبر برای انسان ذخیره می‌کند.

۵. رحمانیت و پیوند با امام زمان (عج)

الف. شرط اجابت دعا و ظهور:

  • اجابت کامل دعاهایی که خواستار رفع فقر، غم، و اسارت از همه مردم دنیا هستند، در تاریخ تنها با ظهور آقا امام زمان (عج) محقق می‌شود.
  • بنابراین، خواندن دعاهایی که صفت رحمانیت خدا را منعکس می‌کنند (مانند «اللهم أدخل علی أهل القبور السرور»)، در واقع دعای فرج امام زمان (عج) است.
  • کسی که برای ظهور امام زمان تلاش نمی‌کند، در حقیقت نه رحمان است و نه رحیم، زیرا برای آوارگی و تنهایی امامش (الطريد، الشرید، الفرید، الوحید) اندوهگین نیست و به فکر سعادت دیگر انسان‌ها نیست.

ب. رحیمیت و وظایف ماه رمضان:

  • رحیمیت یعنی مهربانی ویژه نسبت به مؤمنین و شیعیان؛ امام صادق (ع) فرموده‌اند احترام به مؤمنین باید بیشتر از احترام به کعبه باشد («أعظم حرمة من الکعبة»).
  • اگر مردم این احترام را رعایت کنند (مانند احترام همسران به خانواده‌ی یکدیگر، مردم به مسئولین، یا فروشندگان به خریداران)، مشکلات اجتماعی و طلاق‌ها از بین می‌رود.
  • دعاهای ماه مبارک رمضان کلاً با رویکرد مهدوی طراحی شده‌اند و روزه‌دار واقعی کسی است که در این ماه با شخصیت امام زمان (عج) اُنس بگیرد. این دعاها دست انسان را در دست امام زمان (عج) می‌گذارند.

جملات ناب

  • ظرفیت نامحدود رشد انسان، که کشش به سمت بی‌نهایت دارد، در واقع جستجوی یک حقیقت بی‌نهایت و واحد (توحید) است.
  • بزرگ‌ترین نیاز ما در حیات دنیایی، داشتن مربی (خلیفه/امام) است تا ما را لایق تربیت الهی سازد. — ارتباط و عشق به الله، تنها توسط بُعد انسانی وجود ما طلب می‌شود، نه بخش‌های حیوانی، عاطفی یا حتی عقلی.
  • فهم کلام الهی و ارتباط حقیقی با اولیای خدا، مستلزم رسیدن به بلوغ معنوی و فعال شدن «منِ» شایسته‌ای است که هم‌جنس معصوم است.
  • قرآن، زیارت عاشورا و دعاها برای بخش انسانی ما طراحی شده‌اند؛ اگر با بخش‌های پایینی خوانده شوند، محتوای حقیقی آن‌ها درک نمی‌شود.
  • فرد باید «منِ»ی داشته باشد که در زیارت عاشورا بگوید: من همان مقامی که شما (معصوم) پیش خدا دارید را می‌خواهم، من کمتر از شما نیستم.
  • امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «لا خیر فی قراءة لا تدبر فیها»؛ در خواندنی که تدبر در آن نیست، خیری هم نیست، زیرا قرآن برای رشد بخش انسانی ما آمده است.
  • باید انسان «منِ»ی مناسب داشته باشد که اهل بیت (ع) الگوی انسان و عشق انسان باشند تا لیاقت همراهی با آن‌ها در دنیا و آخرت را بیابد.
  • رحمانیت به معنای آن است که انسان متخلق به اخلاق الهی شده و به فکر تمام نوع بشر و همه مظلومان عالم باشد، نه فقط خویشان یا کشور خودش.
  • دعا کننده بدون عمل، مانند کسی است که کمانش زه ندارد و تیری پرتاب نمی‌شود.
  • کافر خوش‌اخلاق و مهربان، نزد خدا محبوب‌تر است از مؤمن بداخلاق نامهربان؛ داشتن صفت خدایی مهم است.
  • اگر نماز بخوانی، هیئت بروی و روزه بگیری، اما اخلاق نداشته و مهربان نباشی، از چشم خدا می‌افتی
  • هدف از خواندن دعاهای بزرگ (مانند «اللهم أغن کل فقیر») رسیدن به مقام رحمانیت و گشوده شدن سینه برای غم خوردن برای همه است.
  • میزان عشق و علاقه به همسر، نشانه‌ای برای سنجش افزایش ایمان و مهربانی در فرد است.
  • آرامش، اضطراب نداشتن، حسادت نکردن و مقایسه نکردن زندگی با دیگران، معیار مهمی برای سنجش ایمان است.
  • بهشت برای کسانی است که نمی‌خواهند در زمین بر کسی برتری بجویند (علو) یا فسادی کنند.
  • امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «الغم مرض النفس»؛ غم بیماری روح است.
  • آدم مؤمن و باشخصیت باید همیشه سه صفت رحمانیت، رحیمیت و شادی را در زندگی‌اش داشته باشد.
  • دنیا رحم دوم ماست؛ روح ما در دنیا یک جنین است که باید برای عالم برزخ و آخرت تربیت شود.
  • حقیقت قبر، نفس (روح) خود ماست؛ اگر الان نفست آرام و خالی از کینه و حسادت باشد، قبرت هم خوب است و فشار قبر نداری.
  • عصبانیت، قهر کردن و زودرنجی برای بعد از مرگ عذاب وحشتناکی ذخیره می‌کند.
  • کسی که برای فرج امام زمان (عج) تلاش نمی‌کند، نه رحمان است نه رحیم؛ زیرا اجابت شدن دعاهای جهانی منوط به ظهور ایشان است.
  • رحیم یعنی کسی که به بقیه مؤمنین و شیعیان، بیش از کعبه احترام بگذارد.
  • یک روزه‌دار واقعی کسی است که با رفتن در ضیافت خدا، با شخصیت عظیم امام زمان (عج) اُنس بگیرد و آشنا شود.

فراداده ها

شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه