رحلت پیامبر (ص) – جلسه 001

متن کامل جلسه

سلام علیکم و رحمه الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، مراجع، علما، اولیای الهی، شهدای اسلام و امام شهدا (رضوان الله تعالی علیه). صلوات بلندی ختم بفرمایید. ما در ایام شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و به روایتی، امام مجتبی (علیه السلام) هستیم.

مقدمه‌ای بر وجود مقدس و مکرم پیامبر اکرم (ص)

بحث امروز را به وجود مقدس و مکرم نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اختصاص می‌دهم. هرچه سطح معرفت ما به این وجود مقدس بیشتر شود، نه سطح دانشمان، بلکه سطح معرفتمان؛ یعنی هرچه فهم قلبی از ایشان، حقیقت ایشان و مقامات ایشان پیدا کنیم، در نتیجه عشق، محبت و شباهت بیشتری به ایشان پیدا خواهیم کرد. این همان درجه انسانی ماست؛ زیرا پیامبر حقیقت انسان و روح خدا در انسان‌هاست. وقتی که قرآن می‌فرماید: «وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»¹ (از روح خود در انسان دمیدم)، روح خدا همان نور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

پیامبر اکرم (ص): نور انسان کامل و اولین مخلوق الهی

پیامبر (ص)، نور انسان کامل، نزدیک‌ترین موجود به خداوند و شبیه‌ترین موجود به خداوند تبارک و تعالی است. ایشان «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اَلله»² است، یعنی اولین مخلوق خداوند و اولین ظهور خداوند تبارک و تعالی است. برای توضیح این نکته، باید گفت که خداوند بی‌نهایت و مطلق، نه قابل ارتباط مستقیم است و نه قابل شناخت مستقیم، مگر اینکه جلوه‌ای داشته باشد و ظهوری پیدا کند. شما با هیچ چیز بی‌نهایت یا مطلق نمی‌توانید ارتباط برقرار کنید، مگر اینکه آن چیز جلوه کند و ظهور پیدا کند. به عنوان مثال، نور مطلق را در نظر بگیرید؛ ما نمی‌توانیم با آن ارتباط بگیریم، مگر اینکه محدود شود و جلوه‌ای خاص پیدا کند تا بتوانیم بگوییم این نور در مقابل تاریکی است.

قانون جلوه و ظهور برای شناخت بی‌نهایت

یا نیرو؛ آنچه در انگلیسی به آن انرژی می‌گوییم. هیچ‌کس تا به حال انرژی مطلق یا نیرو را ندیده و با آن ارتباطی نداشته است، مگر اینکه نیرو یا انرژی به شکلی ظهور پیدا کند؛ حالا یا مکانیکی، یا گرمایی، یا کششی، به طوری که ما بگوییم این نمونه‌ای از انرژی است. پس هیچ چیز مطلق و بی‌نهایتی نه قابل ارتباط است و نه قابل شناخت، مگر اینکه جلوه کند. این یک قانون و یک اصل است: بی‌نهایت قابل شناخت و ارتباط نیست مگر با جلوه و ظهور. کامل‌ترین جلوه خداوند، یعنی شبیه‌ترین تجلی به او، که بتواند بی‌نهایت را نشان دهد و همه اسماء، صفات و خصوصیات خداوند را آشکار کند، در قرآن «مثل اعلا» نامیده شده است، یعنی عالی‌ترین نمونه خداوند، عالی‌ترین نمونه از «الله». در روایت داریم: «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اَللَّهُ نُورِی»² (اولین چیزی که خداوند آفرید نور من بود). این همان «مثل اعلا» و جلوه کامل خداوند تبارک و تعالی است. به خصوص برای ما انسان‌ها؛ چراکه ما انسان‌ها به هیچ وجه نمی‌توانیم با مظاهر محدود کار کنیم. نه اینکه نمی‌توانیم کار کنیم، بلکه این مظاهر ما را راضی نمی‌کند.

تفاوت انسان با فرشتگان: طلب بی‌نهایت

انسان، در بخش فوق عقل و در بخش انسانی‌اش، عاشق بی‌نهایت است. اصلاً فرق ما با فرشته‌ها همین است. قبلاً موجودات را درجه‌بندی کرده‌ایم: جمادات، گیاهان، حیوانات، و از آن‌ها بالاتر فرشتگان. فرق ما با بقیه موجودات این است که ذات ما تنفر شدیدی از محدودیت دارد. فرشته این‌گونه نیست؛ فرشته به کمال محدود خودش راضی است. این مطلب در قرآن هم از زبان خود فرشته‌ها آمده است: «وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ»³ (و هیچ‌یک از ما نیست مگر اینکه مقامی معلوم و مشخص دارد). یعنی رتبه ما مشخص است. در سفر معراج هم می‌بینید که جبرئیل رتبه‌اش مشخص است؛ در جایی متوقف می‌شود و دیگر بالا نمی‌رود، چون رتبه‌اش همان است. این پیامبر (ص) است که جبرئیل را جا می‌گذارد و مسیر را ادامه می‌دهد. ذات همه انسان‌ها را تنفر از محدودیت تشکیل می‌دهد. یعنی انسان اصلاً نمی‌تواند با کمالات محدود زندگی کند. سراغ هر کمالی برود، بعد از مدتی از آن متنفر می‌شود، بدش می‌آید و خسته می‌شود. نه با علم محدود، نه با قدرت محدود، نه با زیبایی محدود، نه با لذت محدود؛ با هیچ‌چیز نمی‌تواند زندگی کند و بعد از مدتی آن را کنار می‌گذارد. انسان در ذات خودش، کمالات را به شکل بی‌نهایت و نامحدود می‌طلبد؛ انسان بی‌نهایت‌طلب است. فرق انسان با فرشته در همین است. انسان بی‌نهایت‌طلب است و اگر بی‌نهایت جلوه و ظهور نداشته باشد، انسان دچار سردرگمی می‌شود. این بی‌نهایت باید جلوه‌ای از خودش داشته باشد تا انسان بتواند ارتباط برقرار کند.

نیاز انسان به «خلیفه‌الله» برای تحقق طلب بی‌نهایت

انسان هم در عشق بی‌نهایت‌طلب است. لذا باید مظهر معشوق بی‌نهایت را داشته باشد تا بتواند عشق‌ورزی کامل را در حد خودش انجام دهد. هم در شناخت بی‌نهایت‌طلب است و باید مظهر بی‌نهایت را داشته باشد. هم در نیاز بی‌نهایت‌طلب است؛ یعنی نیاز به رشد و تربیت بی‌نهایت دارد. بنابراین باید یک خلیفه، یک مظهر، یک جانشین و یک نمونه از بی‌نهایت داشته باشد تا در سایه ارتباط با او قابلیت تربیت حقیقی پیدا کند؛ تربیتی که در شأن انسان است. اینجاست که انسان به «مثل اعلا» و «خلیفه‌الله» احتیاج دارد. خیلی وقت‌ها وقتی افراد درباره اهل بیت (علیهم السلام) می‌شنوند، مثلاً اینکه پیامبر (ص) این است، علی (ع) این است، حضرت زهرا (س) این است، می‌گویند: «خب باشد، این‌ها خیلی بزرگند، ولی من چه نیازی دارم که این‌ها را بدانم؟». شاید فکر می‌کند اصلاً نیازی ندارد که خدا چنین آدم‌هایی را برای او بیافریند. درک خداوند این است که می‌فرماید: «من هر چیزی را که می‌آفرینم به خاطر تو آفریدم». اگر نیاز ذاتی تو نبود، من خلیفه برایت نمی‌آفریدم. این نیاز ذاتی توست که من باید این انوار طیبه را برای تو قرار دهم.

جنس بی‌نهایت انسان و ضرورت ظهور بی‌نهایت

بی‌نهایت‌طلبی ما از آنجاست که خداوند فرمود: «من از روح خودم در تو دمیدم». «خودم» یعنی چه؟ «خودم» یعنی «الله». «الله» یعنی چه؟ «الله» یعنی وجود بی‌نهایت، هستی بی‌نهایت. «از روح خودم در تو دمیدم» یعنی تو اصلاً جنس وجودت بی‌نهایت است. و عاشق بی‌نهایتی؛ جز با بی‌نهایت هم سیر نمی‌شوی. برای همین، ما نیاز به ظهور بی‌نهایت داریم. ما نیاز به خلیفه داریم که هم در عشق‌ورزی، هم در فهم و هم در رشد و تربیت، مسیرت باز باشد تا بتوانی تا بی‌نهایت بیایی. بدون داشتن خلیفه و بدون ظهور بی‌نهایت، تو نه می‌توانی با بی‌نهایت ارتباط پیدا کنی، بلکه فقط در دلت این حس هست که سیر نمی‌شوم، نمی‌دانم چرا بی‌قرارم، نمی‌دانم چرا سراغ هرچه می‌روم بعد از مدتی خسته می‌شوم. هیچ‌کس جواب این سؤال تو را نمی‌دهد. تو یک ظرفیت بی‌نهایت برای رشد داری. اگر میدان و مربی نداشته باشی، محدود تربیت می‌شوی و به آرزوها و آرمان‌هایت نمی‌رسی. لحظه‌ای به خودت نگاه می‌کنی و می‌بینی یک عالم آرزوی بی‌نهایت اما ناکام داری و از دنیا می‌روی. می‌گویی: «ای کاش علم بی‌نهایت داشتم، قدرت بی‌نهایت داشتم، لذت بی‌نهایت داشتم، عمر جاودان داشتم». این‌ها آرزوهای بی‌نهایت زیادی است که من دوست داشتم به آن‌ها برسم و الان نرسیدم. خدا پاسخ این بی‌نهایت‌طلبی تو را در دنیا به تو داده است. می‌فرماید: «پاسخ تو خود من هستم که بی‌نهایتم و تو با مظهر من می‌توانی ارتباط برقرار کنی». بدون مظهر من پاسخ تو داده نمی‌شود. تو در هر زمینه‌ای احتیاج به مربی بی‌نهایت، علم بی‌نهایت، زیبایی بی‌نهایت و عشق بی‌نهایت داری. بنابراین، بدون این مظهر، سؤالات، درخواست‌ها و نیازهایت بی‌جواب می‌ماند.

پیامبر اکرم (ص): پاسخ به تمامی نیازهای انسانی

پس خوب دقت کنیم که رابطه ما با پیامبر (ص)، با اولین مخلوق خدا و با بزرگ‌ترین مخلوق خدا چیست؟. اگر این را نفهمی، فقط فکر می‌کنی خدا شخصیتی را آفریده که خیلی بزرگ است و به من هم ربطی ندارد. می‌گویی: «من چه‌کار دارم با او؟ من یک شوهر می‌خواهم، یک زن می‌خواهم، یک خانه می‌خواهم، یک مدرک تحصیلی می‌خواهم، یک شغل می‌خواهم، غذا می‌خواهم، یک اتومبیل لازم دارم، چند بچه می‌خواهم». و این «من» تو اشتباه می‌شود. یعنی انسان وقتی این را نفهمد، تا آخر عمر با «من» قلابی زندگی می‌کند. متوجه نیست که ماجرای زندگی و ماجرای حیات چیست. ما به این شخصیت عظیم، برای بخش پنجم حیاتمان، یعنی حیات انسانی‌مان، بی‌نهایت نیازمندیم. نیازمان بی‌نهایت است و بی‌نهایت نیازمند این شخصیت هستیم. این پیامبر (ص) یعنی پاسخ همه نیازهای تو در همه ابعاد. انوار طیبه اهل بیت (علیهم السلام) و خلیفه‌الله یعنی پاسخ همه چیزهایی که تو آرزو داری. در واقع، پیامبر (ص) «منِ» رشد یافته تو است. همان تو هستی که رسیدی. تو هستی که بالغ شدی. تو هستی که رشد یافتی و به کمال رسیدی. برای همین خدا می‌گوید: «چون در تو این طلب را قرار دادم که شبیه من شوی، باید یک نمونه از خودم برایت می‌گذاشتم که تو بدانی شبیه من شدن چگونه است». الگو لازم داشتی. برای همین در قرآن به او «مثل اعلا» می‌گوید؛ یعنی عالی‌ترین نمونه از بی‌نهایت، عالی‌ترین نمونه از «الله». همه ما به او نیاز داریم. حالا اگر کسی احساس بی‌نیازی یا احساس نیاز نکند به پیامبر (ص) یا به خلیفه‌الله، چه در شناخت، چه در عشق‌ورزی، چه در ارتباط و چه در تربیت، احساس نیاز نکند؛ اگر بگوید استاد خوب است، استاد دانشگاه خوب است، مثلاً پروفسور خوب است یا همین بهانه‌ای که هست خوب است و بس است، این نشان می‌دهد هنوز این شخص بلوغ انسانی پیدا نکرده است. آنجایی که شما احساس نیاز نمی‌کنی، یعنی آن بخش وجودت خوابیده، آن بخش بالغ نیست، آن بخش کاملاً یا مرده، یا فلج است، یا خوابیده، یا بیمار و بلوغ پیدا نکرده است. پیامبر (ص) پاسخ خداست و اهل بیت (علیهم السلام) پاسخ خداست. پاسخ همه نیازهای بخش پنجم ما؛ بخش انسانی و بخش بی‌نهایت‌طلب ما. و اگر ما این فهم را نداشته باشیم، در زندگی احساس نیاز به این شخصیت‌ها نداریم. یعنی جایی در زندگی ما ندارند، مگر اینکه به عنوان یک ابزار و وسیله، آن هم برای حاجت‌های پایین، همان ارتباط بدی که الان ما با اهل بیت (علیهم السلام) داریم.

ارتباط محدود و ناکافی ما با اهل بیت (ع)

وقتی حرم می‌رویم، به این‌ها به عنوان یک ابزار نگاه می‌کنیم. مثلاً برای کمالات جمادی‌مان (مشکلات مالی)، کمالات گیاهی (بچه‌دار شدن)، شفا، مریضی، از این‌جور چیزها، یا مثلاً مشکلات حیوانی‌مان (غذا، ازدواج، مسائل اجتماعی، آبرویی). این‌گونه به آن‌ها نگاه می‌کنیم، یا نهایتاً مثلاً حل مشکلات علمی‌مان (دانشگاه قبول شویم، رشد علمی کنیم)؛ همین چیزها. ولی در بخش قلب، در بخش انسانی، در بخش عشق، ما نیاز به ارتباط عاشقانه را احساس نمی‌کنیم. یعنی اگر هم دوستشان داریم، برای این دوستشان داریم که به نیازهای پایینی‌مان سر و کار دارند. انسان اگر رشد انسانی بکند و بلوغ انسانی پیدا بکند، به حب این انوار طیبه احتیاج دارد. به عشق‌ورزی نیاز دارد، به مهرورزی نیاز دارد، به ارتباط نیاز دارد، به رفت و آمد نیاز دارد، به پیوند نیاز دارد. کما اینکه در بخش‌های پایینی ما همین‌طوریم؛ هر نیازی داریم، سراغش می‌رویم، تهیه‌اش می‌کنیم و با آن زندگی می‌کنیم. یعنی باید با آن ارتباط حقیقی پیدا کنیم و مال خودمان باشد. این همان چیزی است که ما باید با آن انس بگیریم و معرفت نسبت به آن پیدا کنیم. حالا در بین این انوار طیبه، مظلوم‌ترین و غریب‌ترین شخص، خود اولین نفر، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. یعنی ما در طول سال کم با این شخصیت ارتباط داریم.

پیامبر اکرم (ص): نور اصلی و غریب‌ترین میان ما

این پیامبر تغذیه‌کننده ماست. اگر از ۱۳ معصوم (علیهم السلام) چیزی به دستمان می‌آید، به برکت کیست؟ به برکت رسول خدا (ص) است که نور اصلی و اولین مخلوق خداست. بقیه به تبع او آفریده شده‌اند. نور امیرالمؤمنین (ع)، نور حضرت زهرا (س)، نور بقیه اهل بیت (علیهم السلام)؛ همه از نور ایشان آفریده شده‌اند. ولی این شخص خودشان در بین ما خیلی غریب هستند. در حالی که اهل بیت (علیهم السلام)، بزرگ‌ترین عشق و نیازشان (غیر از عشق ذاتی و اصلی به خداوند تبارک و تعالی)، پیامبر (ص) است. همه شیفته ایشان هستند. شخصیت و عظمت امیرالمؤمنین (ع) که همه دنیا عاشقش هستند، می‌فرمایند: «من بنده‌ای از بندگان پیامبر هستم»⁴. پیامبر (ص) چقدر عظمت دارد! همه ظهور خداست، همه جلوه خداست. ما الان در کشور خودمان، مثلاً فرض کنید برای سایر معصومین (علیهم السلام) که هیچ، حالا امامزاده‌ها بیشتر از پیامبر (ص) جشن داریم، غذا داریم و مراسم داریم. ولی برای پیامبر (ص)، جشن تولد و جشن بعثت ایشان خیلی ساده برگزار می‌شود. و این به خاطر نقص در معرفت و نقص در ارتباط است. خود آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌فرمایند: «وقتی با من حرف می‌زنی بگو: لا حبیب الا هو»⁵. همه این ۱۳ معصوم (علیهم السلام) شیفته و عاشق رسول خدا (ص) هستند. خدا همه نور، همه لطافت، همه علم و هرچه هست را در وجود این انسان قرار داده است. هرچه هست در وجود ایشان ریخته است. از روز وفاتشان که می‌خواهید زیارت بخوانید، برایش می‌گویید: «عنصر اللطیف». یعنی همه لطافت خدا در این شخص است. اصلاً شما هرچه لطافت در هر جای عالم ببینید، جلوه‌ای از لطافت پیامبر (ص) است؛ در همه گل‌ها، در آب، در ماهی‌ها، در انسان‌ها و در تمام خلقت. هرچه قشنگی و لطافت ببینید، جلوه‌ای از جلوه لطافت رسول خدا (ص) است. کما اینکه هر کمالی ببینید، جلوه‌ها و کمالات پیامبر (ص) است. و ما در فهم و شناخت و ارتباط با این عنصر لطیف و بی‌نظیر، خیلی کوتاهی داریم. خیلی کوتاهی داریم.

سیر بی‌نهایت انسان در آسمان کمالات پیامبر (ص)

در ارتباط و در فهم، حالا الان مثلاً به مناسبت شهادت یا تولد یا بعثت، کلامی گفته می‌شود و حرف‌هایی زده می‌شود. اما بشر، هرچقدر به بلوغش اضافه شود و سیر رشدی بکند، به فهم و شناخت رسول (ص)، معرفت او و ارتباط با او نیازمند است. حالا حالاها، هزاران سال نیاز است که ما سیر کنیم و برویم در مقامات رسول خدا (ص)، در معرفت رسول خدا (ص)، در لطافتش، در نورانیتش، در عشق و در کمالاتش. به عبارت دیگر، انسان‌ها، هرکس فرقی نمی‌کند، هرکس در هر درجه‌ای که پرواز بکند و رشد بکند، دارد در آسمان کمالات پیامبر (ص) رشد می‌کند. هیچ‌وقت هیچ انسانی، نه انبیا، نه ائمه، نه اولیای الهی، نه فرشتگان، هیچ انسانی رشد نمی‌کند مگر در آسمان کمالات رسول خدا (ص). همیشه ما در مدارج و مقامات پیامبر (ص) داریم بالا می‌رویم و رشد می‌کنیم. همیشه همین‌طور است؛ هیچ‌وقت هیچ انسانی از این آسمان خارج نمی‌شود. یعنی وقتی خدا می‌گوید: «شما عمرتان را جاودانه قرار دادم»، ۸۰ بار در قرآن تذکر می‌دهد که عمر شما را من جاودانه و بی‌نهایت قرار دادم. این عمر بی‌نهایت ما تماماً سیر در مقامات رسول خدا (ص)، در مدارج این شخصیت، این روح منبسط الهی و رحمت واسعه الهی است. وجود گسترده و رحمت بی‌نهایت. خیلی خیلی باید کار بکنیم تا ما همین یک کلمه را بفهمیم: «رحمت للعالمین». همه رحمت خدا رسول خدا (ص) است. همه رحمت خدا. من مباحثی را انتخاب کرده‌ام؛ چون کسی بالاتر از ایشان نیست. امثال من و هزاران هزار برابر بیشتر از امثال ماها، هرگز نمی‌توانند راجع به پیامبر (ص) آن‌چه که حق است را بیان بکنند. ما به اندازه فهم خودمان از این اقیانوس بی‌کران، برداشت خودمان حرف می‌زنیم. چه کسی می‌تواند راجع به پیامبر (ص) حرف بزند؟ خدا و خودش. من حالا این بخشی که خداوند از پیامبر (ص) تعریف کرده، یعنی هم آیات الهی و هم احادیث قدسی، فعلاً به این‌ها ورود نکرده‌ام. امروز می‌خواهم پیامبر (ص) را از زبان خودش معرفی کنم، چون فقط او می‌تواند خودش را معرفی کند؛ ما که فهمی نداریم. می‌خواهم از زبان خودش چند جمله در عظمت خودش برایتان بگویم.

پیامبر (ص): ادب‌آموخته خداوند و هدیه رحمت او

«أَنَا أَدِیبُ اَللَّهِ وَ عَلِیٌّ أَدِیبِی»⁶. من ادب‌آموخته خدا هستم، یعنی مرا خدا مستقیم ساخته و تربیت کرده است و علی (ع) تربیت‌شده من است. یعنی خداوند تبارک و تعالی شخصاً ساخت و طراحی این وجود نور را بر عهده داشته و انجام داده است. اولین و کامل‌ترین مخلوق خداوند. «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اَللَّهُ نُورِی» (اولین چیزی که خداوند آفرید نور من بود). اگر این معرفت‌ها وارد قلب ما شود، این‌ها بالاترین ثروت در سیر جاودانه ما و هم در زندگی دنیایی‌مان است. چرا؟ چون تو می‌فهمی جنس خودت چیست. چون خداوند می‌گوید: «من تو را از نور همین آدم آفریدم». تو را از همین حقیقت آفریدم. هرچقدر شما فهمتان از مقام پیامبر (ص) بالاتر برود، مقامات خودتان و معرفت نفس بهتری پیدا خواهید کرد. امشب خودت آگاه می‌شوی که قیمتت چیست و شخصیتت چیست. «أنا رَحمَهٌ مُهداهٌ»⁷. چقدر زیباست. من رحمت هدیه شده خدا هستم. خدا مرا به همه شما هدیه کرد. به همه خلقت؛ «رحمه للعالمین». من هدیه شدم از طرف خدا به همه نظام خلقت. باز نگاه کنید ایها الناس، ای مردم، این را بفهمید: «إنّما أنا رَحمَهٌ مُهداهٌ». «إنّما» یعنی حواستان باشد، این یک حقیقتی است که باید بفهمید. من هدیه رحمتی هستم که از طرف خدا به شما هدیه شدم. من «رَحمَهٌ مُهداهٌ» هستم؛ من به همه‌تان هدیه شدم. این خیلی مهم است. تو اگر نفهمی کی هستی، این هدیه را نمی‌توانی دریافت بکنی. اصلاً نه تمایلی به فهمش داری، نه تمایلی به ارتباط داری، نه تمایلی به عشق داری و نه تمایلی به تربیت زیر نظرش؛ هیچ‌چیز. تو در سایه این کلمات است که می‌فهمی قیمتت چقدر است. چون هدیه‌ای که به آدم‌ها می‌دهند، با قیمت می‌دهند بهش. سؤالی که باید برای ما پیش بیاید این است که من کی هستم که چنین هدیه‌ای خدا به من داده است؟. چه نیازی به این هدیه دارم؟ چه استفاده‌ای از این هدیه می‌توانم بکنم؟.

پرسش از نحوه بهره‌گیری از هدیه الهی

و سؤال مهم (خواهش می‌کنم این‌ها را دقت کنید): اینکه من در طول عمرم تا به حال از این نور و از این هدیه چه استفاده‌ای کرده‌ام؟. چون خدا می‌گوید: «من تو را عاشق خودم آفریدم و بی‌نهایت‌طلب؛ برای اینکه به بی‌نهایت برسی، بالاترین هدیه را به تو دادم». تو با این هدیه به همه‌چیز می‌رسی. من الان باید از خودم بپرسم که تا الان من در زندگی‌ام چه استفاده‌ای از این هدیه کرده‌ام؟. چه رابطه‌ای با این هدیه دارم؟ این هدیه الان کجای زندگی من است؟. گاهی وقت‌ها آدم به کسی هدیه‌ای می‌دهد که آن‌قدر عزیز است برایش که همیشه از آن استفاده می‌کند. اما هدایایی هم دریافت می‌کند که اصلاً نیازی به آن‌ها ندارد و آن‌ها را گوشه‌ای می‌گذارد و هیچ‌وقت از آن‌ها استفاده نمی‌کند. الان سؤال مهم این است که ما از این هدیه (بالاترین هدیه خداوند) چه استفاده‌ای کرده‌ایم؟. داریم استفاده می‌کنیم یا نه؟ پیامبر (ص) کجای زندگی ماست؟. رسول الله (ص) کجای عشق ماست؟ کجای زندگی ما؟ کجای دلدادگی ما؟ کجای حیات ما قرار دارد؟. و اگر ما از این هدیه استفاده نکنیم و بمیریم چه می‌شود؟. اگر من احساس نیاز نمی‌کنم به این هدیه و نور، سؤال این است: چرا؟. یعنی چه شده است؟. چه شده است؟ چون خدا دارد با زبان خودم با من حرف می‌زند که «هدیه دادم». خداوند حکیم بی‌نهایت ما را دوست دارد. بی‌نهایت. می‌گوید: «خب حالا با این عشقی که من به تو دارم و محبتی که بهت دارم، این بالاترین هدیه را دادم بهت». حالا سؤال من این است: آیا از این هدیه استفاده کرده‌ایم یا نه؟ آیا احساس نیاز به این هدیه می‌کنیم یا نه؟. اگر نه، چرا؟. یعنی یک چیزی هست بالاخره، یک مسئله‌ای وجود دارد که من در زندگی‌ام به این ارتباط احتیاج و احساس نمی‌کنم.

غفلت جامعه از جایگاه پیامبر (ص)

بنده خدایی که حس خیلی خوبی نسبت به پیامبر (ص) داشت، یعنی آدمی بود که یک بلوغی نسبت به این مسئله داشت، می‌گفت: «من کل کشور را گشتم تا یک موقوفه برای پیامبر (ص) پیدا کنم». ما وقف امام رضا (ع)، وقف علی اکبر (ع)، علی اصغر (ع)، حضرت معصومه (س)، ابوالفضل (ع) زیاد داریم؛ دیده‌اید دیگر؟. وقف امیرالمؤمنین (ع). اما من یک دانه موقوفه پیدا نکردم که وقف رسول خدا (ص) باشد، حتی یک دانه. دیروز ما جلسه‌ای داشتیم با هنرمندان در رابطه با رسول خدا (ص). می‌گفتند: «ما از کلیپ کودکانه ویژه کودکان، هزاران کلیپ داشتیم، ولی یک دانه آن برای پیامبر (ص) نبود!». یعنی هنرمندان ما هم خیلی‌ها در حوزه هنر سراغ ایشان نرفته‌اند هنوز. و کسانی دیگر.

پیامبر (ص): اولین در خلقت و آخرین در بعثت

«کنتُ أوّلَ النّاسِ فی الخَلقِ و آخِرُهُم فی البَعثِ»⁸. من اولین کسی هستم که آفریده شدم. خدا آن زمانی که خواست خلق بکند، اولین کسی که خلق کرد من بودم. اما آخرین پیامبری هستم که مبعوث می‌شوم. چرا به نظرتان؟. چون کامل‌تر است. یعنی باید جامعه به یک کمالی برسد که ظرفیت مبعوث شدن آخرین و کامل‌ترین انسان را داشته باشد. جهان‌ها باید به اینجا برسد که کامل‌تر بیاید. کامل‌تر بیاید. «مَا خَلَقَ اَللَّهُ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّی وَ لاَ أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنِّی»⁹. خداوند هیچ خلقی را بالاتر از من و گرامی‌تر از من در نزد خودش نیافریده است. یعنی قیمتی‌ترین مخلوق خدا و محبوب‌ترین مخلوق خدا است. رو دست پیامبر ما نداریم. هیچ‌کس رو دست پیامبر ما نداریم در محبوبیت، در برتری و در مقام. این‌ها برای این است که جلوی توهمات را بعداً بگیرد. چرا؟ چون ممکن است در ظهور، یک کسی ظهورش بیشتر از پیامبر (ص) باشد، مثل امیرالمؤمنین (ع) در بین شیعیان. امیرالمؤمنین (ع) ظهور دارد، حتی در بین مسیحی‌ها و شخصیت‌های دیگر. مسیحی‌ها چقدر کتاب در مورد امیرالمؤمنین (ع) نوشته‌اند. نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (ع) صدها تفسیر و صدها شرح دارد. بعداً شیطان و توهم نیاید و شیطان‌صفت‌ها نیایند بگویند علی (ع) از پیامبر (ص) بالاتر است. خود امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «من بنده‌ای از بندگان پیامبر هستم»⁴. «أَنَا أَدِیبُ اَللَّهِ وَ عَلِیٌّ أَدِیبِی»⁶. این قاعده را به شما می‌دهد. وقتی حرف می‌زند، می‌خواهد با حرف برای شما حدود ریاضی مشخص کند در فهمتان، در معرفتتان که بعداً شیطان و شیطان‌صفت‌ها گولتان نزنند. والحمدلله رب العالمین، صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

تحلیل مقام پیامبر اکرم (ص): مخلوق نخستین و هدیه غایی

خلاصه مدیریتی

پیامبر (ص) به عنوان «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اَلله» (نخستین مخلوق خداوند) و «مثل اعلا» (عالی‌ترین نمونه) معرفی می‌شود؛ او کامل‌ترین جلوه و ظهور خداوند بی‌نهایت است که شناخت او جز از طریق این جلوه ممکن نیست. ماهیت انسان، برخلاف فرشتگان، «بی‌نهایت‌طلب» توصیف می‌شود، زیرا روح دمیده شده در او از جنس نور پیامبر (ص) است. این بی‌نهایت‌طلبی، نیاز به یک «خلیفة‌الله» را برای تربیت، عشق‌ورزی و رشد نامحدود ایجاب می‌کند. پیامبر (ص) به عنوان «رَحمَةٌ مُهداةٌ» (رحمت هدیه شده) بزرگ‌ترین هدیه خداوند برای پاسخ به این نیاز ذاتی است. با این حال، سند به نقد ارتباط سطحی و ابزاری معاصر با اهل بیت (ع) می‌پردازد که اغلب به نیازهای مادی و دنیوی محدود شده و نشان‌دهنده عدم بلوغ انسانی است. این غفلت موجب شده است که پیامبر (ص)، با وجود مرکزیت وجودی‌اش، به غریب‌ترین شخصیت در میان مؤمنان تبدیل شود. در نهایت، با استناد به کلام خود پیامبر (ص)، برتری و جایگاه بی‌بدیل ایشان به عنوان محبوب‌ترین و گرامی‌ترین مخلوق خداوند تثبیت می‌شود و تأکید می‌گردد که کل سیر کمالی انسان در آسمان مقامات ایشان صورت می‌پذیرد.

 

۱. مقدمه: معرفت قلبی، کلید شباهت به انسان کامل

درک جایگاه پیامبر اکرم (ص) نیازمند «معرفت» است، نه صرفاً «دانش». معرفت، فهمی قلبی از حقیقت و مقامات ایشان است که به عشق، محبت و در نهایت، شباهت به آن وجود مقدس منجر می‌شود. از آنجا که پیامبر (ص) حقیقتِ انسان و تجلی «روح خدا» در بشریت است (اشاره به آیه «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»)، میزان معرفت به ایشان، درجه انسانیت فرد را مشخص می‌کند. روح خدا در این آیه، همان نور پیامبر اکرم (ص) تفسیر شده است.

۲. پیامبر اکرم (ص): اولین مخلوق و کامل‌ترین جلوه خداوند

پیامبر (ص) به عنوان نور انسان کامل، نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین موجود به خداوند توصیف می‌شود. ایشان بر اساس روایات، «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اَلله» (اولین مخلوق خداوند) و نخستین ظهور حق تعالی است. این مفهوم بر اساس یک اصل بنیادین تبیین می‌شود:

  • قانون جلوه و ظهور: موجود مطلق و بی‌نهایت، مانند خداوند، به طور مستقیم قابل شناخت یا ارتباط نیست، مگر آنکه «جلوه» و «ظهور» پیدا کند. همان‌طور که انرژی مطلق یا نور مطلق تنها از طریق مظاهر محدود خود (مانند انرژی گرمایی یا مکانیکی) قابل درک هستند، خداوند نیز تنها از طریق جلوه‌هایش شناخته می‌شود.
  • «مثل اعلا»: کامل‌ترین جلوه خداوند که بتواند تمامی اسماء و صفات او را به نمایش بگذارد، در قرآن «مثل اعلا» نامیده شده است. این عالی‌ترین نمونه از «الله»، همان نور پیامبر (ص) است که در حدیث «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اَللَّهُ نُورِي» به آن اشاره شده است.

۳. ماهیت انسان: بی‌نهایت‌طلبی و تفاوت با فرشتگان

تفاوت بنیادین انسان با سایر موجودات، از جمله فرشتگان، در ذات «بی‌نهایت‌طلب» او نهفته است. انسان از محدودیت تنفر دارد و هیچ کمال محدودی (علم، قدرت، زیبایی یا لذت) او را برای همیشه راضی نمی‌کند. این ویژگی ریشه در این حقیقت دارد که خداوند از روح «خود» در انسان دمیده است و «خود» الهی، یعنی «الله»، وجودی بی‌نهایت است. در مقابل، فرشتگان به کمال محدود و مقام مشخص خود راضی هستند، همان‌طور که در قرآن از زبانشان آمده است: «وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ». این بی‌نهایت‌طلبی انسان، او را دچار سردرگمی می‌کند مگر آنکه جلوه‌ای از بی‌نهایت برای ارتباط وجود داشته باشد.

۴. نیاز ذاتی انسان به خلیفة‌الله

بی‌نهایت‌طلبی انسان در تمام ابعاد وجودی او جاری است و این امر، نیاز به یک مظهر کامل از بی‌نهایت را ضروری می‌سازد:

  • عشق: انسان برای عشق‌ورزی کامل، به معشوقی بی‌نهایت یا مظهر او نیاز دارد.
  • شناخت: برای شناخت بی‌نهایت، به مظهر بی‌نهایت نیازمند است.
  • تربیت: برای رشد و تربیت بی‌نهایت، به یک مربی و الگوی بی‌نهایت احتیاج دارد.

این مظهر، همان «خلیفة‌الله» یا «مثل اعلا» است. بدون ارتباط با این نمونه کامل، انسان با ظرفیت رشد بی‌نهایت خود، محدود تربیت می‌شود و با عالمی از آرزوهای ناکام از دنیا می‌رود. خداوند با خلق انوار طیبه اهل بیت (ع)، به این نیاز ذاتی پاسخ داده است.

۵. پیامبر اکرم (ص) به مثابه هدیه الهی (رَحمَةٌ مُهداةٌ)

پیامبر (ص) خود را با عبارت «أنا رَحمَةٌ مُهداةٌ» (من رحمت هدیه شده هستم) معرفی می‌کند. این بدان معناست که خداوند ایشان را به عنوان بزرگ‌ترین و عالی‌ترین هدیه به تمام خلقت («رحمة للعالمین») بخشیده است تا پاسخگوی نیاز انسان به بی‌نهایت باشد. این مفهوم، پرسش‌های بنیادینی را برای هر فرد مطرح می‌کند:

  • ارزش انسان چقدر است که خداوند چنین هدیه‌ای به او داده است؟
  • انسان چه نیازی به این هدیه دارد و چه استفاده‌ای می‌تواند از آن بکند؟
  • تاکنون چه بهره‌ای از این هدیه برده‌ایم و این نور کجای زندگی ما قرار دارد؟

عدم احساس نیاز به این هدیه، نشانه عدم بلوغ انسانی و بیمار بودن یا به خواب رفتن آن بخش از وجود است که طالب بی‌نهایت است.

۶. نقد ارتباط معاصر با اهل بیت (ع): سطحی‌نگری و غفلت

ارتباط فعلی بسیاری از افراد با اهل بیت (ع)، یک ارتباط ابزاری و محدود به نیازهای سطوح پایین حیات است:

  • کمالات جمادی: حل مشکلات مالی.
  • کمالات گیاهی: بچه‌دار شدن و شفای بیماری.
  • کمالات حیوانی: ازدواج، غذا و مسائل اجتماعی.
  • کمالات عقلی: قبولی در دانشگاه و رشد علمی.

در این نوع ارتباط، نیاز به عشق‌ورزی، پیوند قلبی و ارتباط حقیقی برای رشد در بعد انسانی (بخش پنجم حیات) احساس نمی‌شود. این امر نشان‌دهنده عدم رشد و بلوغ انسانی است.

غریبی و مظلومیت پیامبر اکرم (ص)

در میان انوار طیبه، خود پیامبر اکرم (ص) به عنوان نور اصلی و منشأ آفرینش دیگر معصومین، غریب‌ترین و مظلوم‌ترین شخصیت است. شواهد این غفلت عبارتند از:

  • فقدان موقوفات: یافتن موقوفه‌ای که مشخصاً برای رسول خدا (ص) وقف شده باشد، بسیار دشوار است، در حالی که برای سایر ائمه و امامزادگان موقوفات فراوانی وجود دارد.
  • کمبود آثار هنری: در حوزه هنر، به ویژه برای کودکان، آثار بسیار کمی در مورد ایشان تولید شده است.
  • سادگی مراسم‌ها: جشن‌های ولادت و بعثت ایشان در مقایسه با مراسم دیگر معصومین، ساده‌تر برگزار می‌شود.

این در حالی است که تمام اهل بیت (ع)، از جمله امیرالمؤمنین (ع) که خود را «بنده‌ای از بندگان پیامبر» می‌خواند، شیفته و عاشق ایشان بوده‌اند.

۷. تبیین مقام پیامبر (ص) از زبان خود ایشان

برای درک عظمت پیامبر (ص)، بهترین منبع کلام خود ایشان است. در جدول زیر، برخی از احادیث نبوی در معرفی جایگاهشان آمده است:

حدیث ترجمه و توضیح
«أَنَا أَدِيبُ اَللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَدِيبِي» «من ادب‌آموخته خدا هستم و علی ادب‌آموخته من است.» این حدیث نشان می‌دهد که تربیت و ساختار وجودی پیامبر (ص) مستقیماً توسط خداوند صورت گرفته است.
«كنتُ أوّلَ النّاسِ في الخَلقِ و آخِرُهُم في البَعثِ» «من اولین مردم در آفرینش و آخرینشان در بعثت بودم.» ایشان اولین مخلوق بوده‌اند، اما به عنوان آخرین پیامبر مبعوث شدند تا جامعه بشری به کمال لازم برای پذیرش کامل‌ترین دین برسد.
«مَا خَلَقَ اَللَّهُ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّي وَ لاَ أَكْرَمَ عَلَيْهِ مِنِّي» «خداوند هیچ مخلوقی را برتر از من و گرامی‌تر از من نزد خود نیافریده است.» این کلام، مقام بی‌بدیل و برتری مطلق ایشان را تثبیت می‌کند تا از توهمات و انحرافات، مانند برتر دانستن شخصیتی دیگر، جلوگیری شود.
«أنا رَحمَةٌ مُهداةٌ» «من رحمت هدیه شده هستم.» این عبارت تأکید می‌کند که وجود ایشان یک هدیه و لطف مستقیم از سوی خداوند به کل نظام خلقت است.

۸. نتیجه‌گیری: پیامبر (ص)، آسمانِ کمالات انسانی

هر انسانی، در هر درجه‌ای از رشد معنوی که باشد، در حقیقت در «آسمان کمالات پیامبر (ص)» در حال پرواز و رشد است. هیچ موجودی، اعم از انبیاء، ائمه یا فرشتگان، خارج از این آسمان رشد نمی‌کند. عمر جاودانه‌ای که خداوند برای انسان مقدر کرده، سراسر سیری در مقامات و مدارج این روح منبسط الهی است. بنابراین، معرفت به پیامبر (ص)، کلید معرفت نفس است؛ زیرا انسان از نور ایشان آفریده شده و با شناخت ایشان، به ارزش و حقیقت وجودی خود آگاه می‌شود.

جملات ناب

  1. هرچه سطح معرفت قلبی ما به حقیقت و مقامات پیامبر اکرم (ص) بیشتر شود، عشق، محبت و شباهت بیشتری به ایشان پیدا خواهیم کرد؛ زیرا پیامبر (ص) حقیقت انسان و روح خدا در انسان‌هاست.
  2. پیامبر اکرم (ص)، نور انسان کامل، نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین موجود به خداوند، اولین مخلوق و اولین ظهور خداوند تبارک و تعالی است.
  3. هیچ چیز مطلق و بی‌نهایتی نه قابل ارتباط است و نه قابل شناخت مستقیم، مگر اینکه جلوه و ظهور پیدا کند.
  4. کامل‌ترین جلوه خداوند، یعنی شبیه‌ترین تجلی به او که بتواند بی‌نهایت را نشان دهد، پیامبر (ص) است که در قرآن «مثل اعلا» (عالی‌ترین نمونه از الله) نامیده شده است.
  5. ذات انسان تنفر شدیدی از محدودیت دارد؛ انسان در بخش فوق عقل و بخش انسانی‌اش، عاشق بی‌نهایت است و با هیچ کمال محدود (علم محدود، قدرت محدود یا لذت محدود) سیر نمی‌شود.
  6. انسان به دلیل نیاز ذاتی به رشد و تربیت بی‌نهایت، باید یک خلیفه، یک مظهر و نمونه‌ای از بی‌نهایت داشته باشد تا در سایه ارتباط با او قابلیت تربیت حقیقی پیدا کند.
  7. پیامبر (ص) پاسخ خدا به همه نیازهای بخش انسانی و بی‌نهایت‌طلب ماست؛ او همان «منِ» رشد یافته تو است که به بلوغ و کمال رسیده است.
  8. احساس عدم نیاز به پیامبر (ص) یا خلیفه‌الله در عشق‌ورزی، شناخت یا تربیت، نشان می‌دهد که بخش انسانی وجود شخص خوابیده، فلج، بیمار یا بلوغ پیدا نکرده است.
  9. اگر از ۱۳ معصوم (ع) چیزی به دستمان می‌آید، به برکت رسول خدا (ص) است؛ زیرا ایشان نور اصلی و اولین مخلوق خدا هستند.
  10. انسان‌ها، در هر درجه‌ای که پرواز و رشد کنند، همیشه در آسمان کمالات پیامبر (ص) سیر می‌کنند و هیچ‌گاه از این آسمان خارج نمی‌شوند.
  11. عمر جاودانه و بی‌نهایت ما، تماماً سیر در مقامات رسول خدا (ص)، روح منبسط الهی و رحمت واسعه الهی است.
  12. پیامبر (ص) فرمودند: «أَنَا أَدِيبُ اَللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَدِيبِي»؛ من ادب‌آموخته مستقیم خدا هستم و علی (ع) تربیت‌شده من است.
  13. پیامبر (ص) فرمودند: «إنّما أنا رَحمَةٌ مُهداةٌ»؛ من رحمت هدیه شده خداوند به تمام خلقت هستم.
  14. با درک مقام پیامبر (ص) است که ما می‌فهمیم قیمت و شخصیت وجودی ما چقدر است، زیرا چنین هدیه ارزشمندی به ما داده شده است.
  15. ما باید از خود بپرسیم که در طول عمرمان از این نور و این هدیه (پیامبر ص) چه استفاده‌ای کرده‌ایم و ایشان کجای زندگی و دلدادگی ما قرار دارد؟.
  16. خداوند هیچ خلقی را بالاتر و گرامی‌تر از پیامبر (ص) در نزد خود نیافریده است.
  17. پیامبر (ص) اولین کسی بود که آفریده شد، اما آخرین پیامبری است که مبعوث شد، چرا که جامعه باید به کمالی می‌رسید که ظرفیت پذیرش کامل‌ترین انسان را داشته باشد.