فهرست مطالب
Toggleنگاه به آینده و داشتن امید، فطری انسانها 3-6
انسان بدون امید دل مرده است. انگیزه ای برای حیات و کار و تلاش ندارد. خداوند تبارک و تعالی در فطرت بشر نگاه به آینده و امید را قرار داده؛ یعنی توجه به آینده و نگاه به آینده چیزی است که با خود انسان متولد می شود. حمل ذاتی است. قابل جداشدن نیست. به طوری که وقتی این توجه به آینده مخدوش شود در ذهن انسان، در دل انسان، انسان ها به پوچی یا خودکشی یا سکون می رسند. می گویند که چه، آخرش چیست، این دیگر می نشیند زمین نمی تواند تلاش کند. پس این امید به آینده است که انسان را قوی نگه می دارد باعث می شود تلاش بکند یک دانش آموز به عشق آینده درس می خواند می گویند درس بخوان قرار است آینده، کار آدم ها می کنند برای آینده ازدواج می کنند برای آینده، بچه دار می شوند با آینده بچه هایشان مردم پیوند می خورند و به عشق آینده بچه هایشان نشاط دارند، تلاش می کنند، کار می کنند که این آینده بچه های من بتوانم این ها را زن بدهم، شوهر بدهم، زندگی شان سروسامان بگیرد. خودم مثلا صاحب خانه شوم، نمی دانم خانه ام بزرگتر شود، امکانات بیشتری داشته باشم.
امید به آینده ی موقت و آینده ی طولانی مدت 3-6
حالا آینده ها گاهی وقت ها آینده های زمینی و موقت است آینده دنیایی که آن هم انسان ها را سرپا نگه می دارد، یک موقع است که آینده یک آینده طولانی مدت است، یعنی شاید به عمر ما نرسد، ولی به هر حال در ما نیرو ایجاد می کند. نشاط ایجاد می کند. داستان معروفی که همه تان در کتاب درسی تان خواندید، اینکه به یک پیرمردی گفتند در این سن پیری برای چه کشاورزی می کنی؟ در جواب چه گفت؟ دیگران کاشتند و ما خوردیم. ما می کاریم و دیگران بخورند. یعنی قرار نیست همه چیز را حتما، من انجام می دهم خیرش به بقیه برسد. یک آدم روحش بزرگ است. گاهی وقتها آن آرزوهایی که انسان دارد در زمان خود انسان ممکن است محقق نشود، ولی به قدری ارزش دارد که انسان برایش تلاش می کند. مثلا می گوید ما الان مبارزه می کنیم مثل فلسطینی ها که هفتاد سال است دارند می جنگند که یک زمانی کشورشان را چکار کنند؟ آزاد کنند.
تلاش مردم ایران برای آینده ی طولانی مدت ( ایجاد انقلاب اسلامی) 3-6
مثل انقلابیون خود ما که ده ها سال جنگیدند با رضا شاه و شاه تا بالاخره کشور را آزاد کردند. آن موقع ها که زندان بودند شکنجه بودن هیچ افقی وجود نداشت، ولی اینها امیدوار بودند. خیلی از مردم اصلا چیزی نمی دیدند حتی در اول انقلاب مردم افقی نداشتند یعنی اگر مثلا شانزدهم دی ماه ۵۷ می گفتی به یک کسی پس فردا قرار است انقلاب شود یا ۱۷ می گفتی فردا قرار است فردا انقلاب شود در کشور مقاله ای نوشته می شود در ۱۹ دی ماه انقلاب می شود هیچکس اصلا باور نمی کرد یعنی به آن زندانی که در زندان بود می گفتی برایش سی سال زندان نوشته بودند،سی سال زندان باید می دید،الان پنج ماه، شش ماه یک سالش گذشته،او در زندان می گوید من ۲۹ سال دیگر در زندانم. اگر کسی به او بگوید سال دیگر انقلاب می شود تو آزاد می شوی، باور می کرد؟ بله؟ کسی باور نمی کرد. پس فردا قرار است انقلاب شود، فردا قرار است انقلاب شود. هیچ کس باور نمی کرد اما خداوند تبارک و تعالی نقشه دیگری داشت برنامه دیگری داشت آن موقع که هیچ کس فکر نمی کرد در اوج ناامیدی ها و تاریکی ها این فرج حاصل شد، ولی آنها هم روح های بزرگی داشتند که برای نجات ما کشور ما تلاش کردند بالاخره زندان رفتند شکنجه دیدند اذیت شدند امیدشان این بود.مهم چیست؟ مهم این است که برای خود انسان در فرهنگ ما آن پیوند تو با آینده خیلی مهم است، نیت تو خیلی مهم است، خداوند تبارک و
تعالی انسان را به گونه ای ساخته که وقتی ذهنش به آینده و دلش به آینده تعلق می گیرد،
اهمیت صداقت در نیت 3-6
قبلا هم این را برای تان گفتیم از قول امام رضا علیه السلام، هر کاری که در ذهنش است، کار خوبی می خواهم در آینده بکنم، خدا می گوید من چون تو نیت داری برایت می نویسم. بنابراین چه کاری که انسان در حال می کند سودش، چه کاری برای آینده می کند،سودش را می برد. می گوید تو قصد داشتی کارهای خیر انجام بدهی، کارهای خوب انجام بدهی، این کارهای خیر و خوب گاهی وقت ها فردی است یک چیزی مثلا دوست دارم پولدار شوم به فقرا کمک کنم به نیازمندان کمک کنم،الان هم به اندازه وسع خودم راست می گویم صدق دارم، این کار را می کنم. چون در نیت شرط صداقت مهم است، باید شرطش این است صداقت داشته باشی. همین الان هم که می توانی باید کمک کنی. نه اینکه بگویی بگذار ثروتمند شوم بعدا نه. همین الان هم یک مقدار در جیبت است همان را هم بده به فقرا. این نیت فردی است. وقتی روز قیامت در نامه اعمال این فرد می نویسد این هزار تا حج رفته هزار تا کربلا رفته، صد تا اربعین رفته اصلا شهید شده در راه خدا این فردی است. چون نیت داشته واقعا این کارها را بکند. خدا هم نیت را حساب می کند پای انسان. پس این خیلی مهم است که انسان صاحب چه بشود؟ نیت های صادقانه، صدق داشته باشد ارزش دارد هر چقدر شما بتوانید سطح نیت تان را بالا ببرید و راست هم بگویید، با عمل زمانی تان با عمل زندگی تان ثابت کنید اینکه خدایا من واقعا تصمیم داشتم این کار را بکنم خدا تا قیامت برای تان می نویسد. هر چقدر نیت کنید برای هر چیزی نیت کنید،
تفاوت انسانها در تلاش برای نیت های فردی و اجتماعی (جهانی) 3-6
ولی یک موقع است نیت های انسان فردی نیست،خودش نیست این شخص صاحب نیت هایی می شود که همه مردم جهان را در برمی گیرد. یک موقع ده نفر یک موقع صد نفر یک موقع یک میلیون نفر. یک موقعی همه مردم جهان را می تواند در بر بگیرد. این خیلی روحش بزرگ شده، خیلی روحش قوی شده که توانسته تمام مردم دنیا را بیاورد در روح خودش و اینها را بکند کس و کار خودش. این آدم دیگر فقط برای خانواده خودش تلاش نمی کند، یعنی این نیست که مرد چهار نفر آدم در خانواده خودش باشد. بهش بگویند محصول تلاش شما در این سالها چه بوده؟ می گوید من این خانم را اداره کردم این بچه ها را اداره کردم، مادرم را پدرم را اجر عظیمی هم دارد، بهشت هم دارد، ولی یک کسی می گوید من نه من تلاش کردم خیرم به صدها نفر یکی می گوید خیرم به هزاران نفر یکی می گوید خیرم صدها هزار نفر یکی می گوید خیرم به میلیون ها نفر، یکی می گوید خیرم به همه کره زمین رسیده، برای همان ها تلاش داشتم می کردم، عمرم به همه مردم جهان بود. کارهایم برای همه مردم جهان بوده، اگر این آدم راست بگوید، یعنی آیا کارنامه زندگی این اینجوری است یا نه، کارنامه زندگیش نوع جهاد این تلاش این یک جهاد کرجی بوده در حد استان کرج؟ به او خدا می دهد. یکی می گوید در حد دو تا استان بود سه تا استان بوده در حد یک کشور بوده در حد ،پنج کشور بوده یک موقع بوده نه در حد همه کره زمین بوده گاهی وقتها تربیت اسلامی به قدری بالاست که انسان را حتی از کره زمین بالا می برد؛ یعنی تلاشش فقط به درد زمینی ها نمی خورد. به درد برزخی ها و بهشتی ها هم می خورد؛ یعنی آدم اینقدر … . پس این را خوب دقت کنید امکانات هر فرد فوق العاده مهم است، امکانات هر کدام از ما چون هر کدام از ما روح خدا هستیم مثل خدا بی نهایت ایم. قرار است ما خلیفه الله بشویم دیگر.
اعطای امکانات بی نهایت خداوند به بندگان و استفاده نکردن اغلب انساها از این امکانات 3-6
پس الان به کسی بگویند شما چقدر امکانات دارید، بگوید من بی نهایت امکانات دارم. می توانی از آن استفاده کنی. آره. من می توانم استفاده کنم،خدا به همه بی نهایت امکانات داده. چون می گوید من روح خودم را دمیدم در شما، شما همه تان مثل من بی نهایت اید این را فعالش کنید، روح تان را بزرگ کنید فعالش کنید، نگذارید این استعداد بی نهایت و امکان بی نهایت دست نخورده و بیهوده و بی مصرف زمین بماند.
بعضی از آدمها یک اقیانوس امکانات دارند یک قطره از آن استفاده می کنند. بعضی ها نه تنها یک قطره هم استفاده نمی کنند، خودشان هم از تشنگی میمیرند و از بی آبی میمیرند. آنقدر استعدادشان را نمی شناسند و ضایع می کنند استعدادشان را، یعنی زندگی این بهشت که نمی رود هیچ. یک عالمه هم جهنم برای خودش ذخیره می کند. ثواب که ندارد هیچ یک عالمه هم عذاب برای خودش ذخیره می کند. آدمی که بی سلیقه هست اینجوری است کسی که خودش را نمی شناسد اینجوری است.
نیت بد و عواقب آن و نمونه های آن در عصر معاصر3-6
تازه یک عالمه هم نیت های بد با خودش می برد. نیت بد خیلی وحشتناک است نیت بد آرزوهای بد،خیلی وحشتناک است،این رفته در جهنم ولی همین جوری از دنیا برایش گناه می آید،از دنیا همینجوری یک سره گناه برای این می آید ده ها سال است مرده، صدها سال است مرده، ولی گناه دارد هم اینجوری برای این می رود، عذاب دارد همین جوری برای این می رود عذاب همینجوری برای این می رود،تا قیامت.همین جوری دارد برایش گناه می رود عذاب می رود. چون خودش درست کرده خودش پایه اش را گذاشته، به یک جهنمی تعلق گرفته به یک گناهی تعلق گرفته که این خلاصه این گناه را ساخته. همین جوری این می آید برایش، مثل شاه، شاه آخر عمری می گفت کاش مردم را بمباران کرده بودم نمی گذاشتم اینجوری اینها، من را به این ذلت و خواری آواره کنند. ای کاش اینها همه را کشته بودم نمی گذاشتم انقلاب شان پیروز شود. این یعنی قصد کشتن این همه آدم را داشت. مثل صدام، صدام آخر عمری که دستگیر کردند التماس می کند به آمریکایی ها فرصت به من بدهید این شیعیان را ریشه کن کنم .این با این نیت این همه قتل با خودش می برد واقعا هم می برد قبلا هم کرده بود. نیت خیلی مهم است.
محشور شدن انسانها در روز قیامت با نیت هایشان 3-6
لذا حقیقت انسان نیت اوست. «یحشر الناس یوم القیامه علی نیاتهم» روز قیامت آدم ها با نیاتشان محشور می شوند. پس تو چه کسی هستی؟ یک من امکاناتم امکانات بی نهایتی که خدا به من داده، دو چه؟ نیت. من نیتم، حالا خدا می گوید این همه امکانات بی نهایت به تو دادم شروع کن کار کردن. من که نمی توانم بی نهایت را الان برداشت کنم که، مثل اینکه الان به شما بگویند صدهزار هکتار به شما زمین دادیم برو بساز. می توانیم برویم بسازیم بله؟ نمی توانیم شصت مترش را هم بخواهیم بسازیم الان باید ده جا سر بزنیم وام بگیریم تا بتوانیم یک شصت مترش را بسازیم آن هم با بدهی بیست سال آینده. الان به یک نفر بگویند صد هزار هکتار زمین دادیم برو یاالله همین الان مشق بکار بگیر، می گوییم الان چکار کنیم این صد هزار هکتار را می ماند دستمان الان نمی توانم استفاده کنم، خدا بی نهایت امکانات داده به هر فرد بعد هم می گوید می توانی در دنیا همه اش را فعال کنی. همه اش را. چطوری فعال بکنم؟ می گوید از یک گوشه شروع کن کار کردن به اندازه توانت ،ولی برای بقیه چه داشته باش؟ چی؟ نیت داشته باش.
شناخت ناقص انسان نسبت به ابعاد آسمان 3-6
قرآن می گوید بهشت هر انسانی به اندازه آسمان ها و زمین است یک کسی می گوید این بهشت را من می خواهم چکارش کنم؟! آسمان ها و زمین مگر شوخی است. بشر حتی به یک کسی از شناخت آسمان اول تازه رسیده،می گوید این که ما شناختیم نسبت به کل چیزی که در آسمان است هیچ است. میلیون ها سال نوری رفتند جلو، میلیون ها سال نوری، عکس دارند می گیرند ولی می گویند این نسبت به کل این آسمان اول است تازه، این را بشر نتوانسته بشناسد حالا حالا هم نمی شناسد، این تازه آسمان اول است نسبت به آسمان دوم، مثل یک حلقه است در آسمان اول، آسمان اول اینقدر است، آسمان دوم نسبت به آسمان سوم، خدا می گوید بهشت هر آدمی به اندازه همه آسمان ها و زمین است. آدم می خواهد چکار کند چنین جایی را می تواند استفاده کند؟بله. می تواند استفاده کند.
استفاده ی انسان از امکانات بی نهایت با استفاده از نیت 3-6
روح انسان از این ها بزرگتر است. بلد است استفاده کند، الان که روح مان ضعیف و کوچک است می گوییم، الان این صد هزار هکتار را چکار کنیم،مثل این است به کسی بگویند یک خانه پنج هزار متری به تو دادیم الان خانه پنج هزار متری را چکار کنم! خودم کارگرم باید بروم صدتا کارگر دیگر را استخدام کنم پول هم ندارم بدهم ،فقط این خانه را تمیز نگه دارم. خراب نشود. نیت خیلی مهم است، نیت باعث می شود انسان ساخته شود. بزرگ ساخته شود، بسازد همه را. نیت های بزرگ. نیت های بزرگ چیست؟ما را اینجوری تربیت می کند،
رحمانیت، علامت موفقیت در عبودی 3-6
ماه رمضان می آید می گوید که، یک دعا هست بخوان همه گناهان گذشته و حال و آینده ات هم آمرزیده می شود،ای بابا.چطور آدم می تواند کاری بکند که هم گناهان گذشته اش آمرزیده شود،هم گناه حال هم گناه های آینده اش،می گوید با نیتت، یک نیت یاد می دهم، وقتی این نیت را بکنی هر وقت گناه کردی این نیت آن گناه را پاک می کند. تربیت اسلامی ببینید چقدر عظمت دارد. به تو نیت می دهد می گوید با نیت هایت من گناهانت را می بخشم. این نیت ها دیگر حد خودت و خانواده ات و کرج و نمی دانم ایران و کره زمین نیست، همه جا را می گیرد. اولش هم با این شروع می شود، «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» یعنی همه کسانی که الان بنده تو بودن الان آن طرف هستند، من خدایا می خواهم همه شان را شاد کنم. بعضی ها عرضه دارند دیگر، می گویند من همه را می توانم شاد کنم خدایا. خدا می گوید به به چه بنده رحمانی من دارم، چون انسان باید رحمان بشود شبیه خدا بشود. علامت موفقیت یک کسی در عبودیت چیست؟رحمانیت است. رحمان بشود، رحمان یعنی بتواند همه چیز را دوست داشته باشد. ماسواالله را عاشقش باشد،
جگر می خواهد کسی اینجوری حرف بزند، عاشقم بر همه عالم، شاید شعار کسی بشود یا شعر را بخواند ولی یک کسی به این نیت برسد، بگوید
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست 3-6
اگر کسی عاشق همه عالم بشود دلش خیلی بزرگ است، دل های همه ما بی نهایت آفریده شده ولی نکاشتیم در آن که، شکوفا نکردیم، اگر کسی گفت عاشقم بر همه عالم، یعنی دلش این صدها هزار هکتار را کاشته دارد برداشت می کند، ولی اگر کسی عاشق زن و بچه خودش است، عاشق بابا ننه خودش است فقط، نسبت به بقیه مردم حسی ندارد، مثلا در خیابان می رود نمی دانم با مردم با کاسب با فروشنده با راننده تاکسی با سپور محله، ببینید حسی ندارد. نهایتا از کنارش رد می شود اصلا نگاهش نمی کند، یک سلام هم حتی بهم نمی کنند خیلی ها، یک سلام هم بهم نمی کنند؛ یعنی این آدم خاموش است. اگر کسی گفت عاشقم بر همه عالم، این برای سگ و گربه محله شان و هر کسی که می بیند و نمی دانم.
می گوید:«اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» همه مرده ها هر کسی از این دنیا رفته خدایا شادشان کن، یعنی من هم شاد می توانم بکنم، من هم یک چیزی دارم که برای آنها بفرستم شادشان کنم ،
تفاوت اذکار و و تاثیر آن در روح و روان 3-6
برای همین ما در ذکرها،یک ذکرهایی داریم که،مثلا یک ذکرهایی می فرستید یک حدی ثواب دارد، هر چیزی سبحان الله الحمدالله لااله الا الله،الله اکبر صلوات می فرستید چیزهای دیگر اینجوری است،ولی یک موقع است نه،اینکه شما ذکرهایی یادتان داده اند که هیچ کس جز خدا نمی تواند ثوابش را بنویسد. ذکرهای بی نهایت است. اصطلاحاً در دوره های تخصصی آنها که هستند آن دوره تخصصی را بگیرند، فکر کنم دوستان مباحثش را آورنده باشند. مثل مباحث ذکر، مباحث اردوهای فکر، مباحث توحید. مثلا یک مثال بزنم برای تان. شما بگویید الحمدلله، الحمدلله یک ثوابی دارد دیگر، ولی یک موقع می گویید «الحمدلله کما هو اهله» سپاس خدایی را آن طور که خدا اهلش است نه حمد خودم، وقتی می گویم الحمدلله، خدا به اندازه شعور من الحمدلله و ثواب می دهد، کسی شعورش از الحمدلله چایی بوده که خورده، غذایش را خورده سیر شده دو تا آروغ هم زده بعد گفته،شکرت الحمدلله،برای این چلوکباب یک الحمدلله گفت، مثلا یک بچه خدا به او داد گفت الحمدلله یا یک چیزی اینقدر فهمش است از الحمدلله ،ولی یک کسی نه شعورش از الحمدلله یک شعور بی نهایت است.
روایتی از امام صادق (ع) در مورد ذکرمنحصر بفرد” الحمدالله” 3-6
آقا امام صادق علیه السلام فرمود:«اگر مرکبم پیدا شود یک جوری خدا را سپاس می گویم که هیچ کس تا به حال خدا را اینجوری سپاس نگفته باشد.»مردم همه گفتند چه می خواهد بگوید آقا،همه هم کنجکاو که چه می خواهد بگوید خلاصه اسب حضرت پیدا شد و آقا گفت: الحمدلله.گفتند آقا همین. این را ما هم بلد بودیم. نه فرق می کند وقتی یک نفر الحمدلله می گوید الحمدلله یک نفر با الحمدلله دیگری، بی نهایت فرق دارد. حالا این خود الحمدلله است که ضریب معرفت می خورد یک موقع است نه حجم الحمدلله شما خیلی بالاست،الحمدلله ات کوچک است ولی حجمش را خیلی بزرگ می کنی می گویی «الحمدلله کما هو اهله» سپاس،حمد خدا همان طور که خدا اهلش است،یعنی حمد خودم را نگفتم،خدا آنطور که تو شایسته ای.
استفاده از عبارت “کما هو اهله” بعد از “الحمدالله” و نتایج آن 3-6
در روایت داریم فرشته ها وقتی یک بنده خدا می گوید: «الحمدلله کما هو اهله» دیگر نمی توانند بنویسند، می مانند،می گویند خدایا ما نمی دانیم کما هو اهله چقدر می شود، خداست دیگر، فرشته ها که دیگر از خدا نمی توانند بنویسند، کما هو اهله، همانطور که خدا اهلش است فرشته هم محدود است نمی تواند بی نهایت بنویسد، اینجا دیگر گیر می کند فرشته، می گوید چه بنویسم نمی توانم چیزی نمی توانم بنویسم، خدا می گوید ولش کن، نمی خواهد چیزی بنویسی بگذار بر عهده خودم.
یک کسی یک صلوات می فرستد یک الحمدلله کما هو اهله می گوید؛ خدایا این را گذاشتم برای همه مرده ها امشب دیگر شب جمعه است. یک شادی بکنند،
استفاده از عبارت “ما احاط به علمک” بعد از” اللهم صل علی محمد و آل محمد” و آثار و نتایج آن 3-6
یک کسی برای مرده ها می نشیند یکی دو تا سه تا هزار تا صلوات می فرستد، هزار صلوات هم به او می رسد دیگر خیلی خوب است. ولی یک کسی می گوید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد عدد ما احاط به علمک» به اندازه ای که علم تو احاطه دارد من صلوات می فرستم امشب. خدایا به تعداد علمت من صلوات می فرستم .دیگر این صلوات دیگر بی نهایت است ثوابش، را هم هیچ کسی نمیتواند بنویسد جز خدا. مثلا چکار می کنی؟ بعد حالا تو یک عدد از این صلوات ها می فرستی برای همه اموات چقدر می رسد به آنها؛ شادشان می کند دیگر همه را شاد می کند. حد هم ندارد. چون روح بزرگ می شود اصلا قانع نیست به عدد و اندازه، خیلی ذکرها و مناجات ها و دعاها داریم. همه اش هم اینجوری است.
آموزش ذکر در دروس توحید و خودشناسی 3-6
دیگر این ها را در دروس تخصصی درس دادیم در دروس توحید خود شناسی ما آنها را درس دادیم چه ذکرهایی را آدم می تواند بگوید همه نمازش همه عبادت هایش کلا بی نهایت بشود اصلا محدود دیگر نباشد. «اللهم اغن کل فقیر» همه فقرا، این روح بزرگ می شود دیگر. همه گرسنه ها همه عریان ها، همه بدهکارها همه اسرا، همه فقرا، همه مریض ها، همین جوری تا آخرش می گوید دیگر اگر یک کسی راست بگوید،این را بگوید
“ان الحسنات یذهبن السیئات” 3-6
خدا می گوید من برای بنده ام هر چه گناه داشته، که هیچ چیز می بخشم الان هم پایش بلغزد،می بخشمش آینده هم گناه کند می بخشمش.چون این آدم بی نهایت شده خودش، بی نهایت ثواب دارد از این آدم می آید اگر گناه کند ثوابش چکار می کند؟ قرآن فرمود: «ان الحسنات یذهبن السیئات»حضرت فرمود هر وقت از شما گناهی صادر شد زود با یک ثوابی پاکش کنید با یک کار خیر پاکش کنید.پاکش کنید زود،شده دیگر عمدی که نکردیم گناه را، اگر کسی عمدی می خواهد برود بکند آن دیگر لجبازی است،ولی یک موقع است آدم پایش می لرزد یک گناهی می کند، خواسته بالاخره شده دیگر، پایش لغزیده یک گناهی کرده با یک ثواب پاکش کنید.
قرآن خودش دارد می گوید: «حسنات سیئات را چکار می کند؟» از بین می برد. این آدمی که اینقدر بزرگ است اینجوری دعا می کند،
بی ثمر بودن دعای بی تفکر 3-6
یک موقع است ما نمی فهمیم چه می گوییم، فقط جمله عربی می خوانیم اصلا نمی دانیم نیت هم به آن تعلق نمی گیرد اینکه امیر المومنین می فرماید: « در خواندنی که تفکری نیست فایده ای ندارد» اینکه مقام معظم رهبری فرمود وقتی می روید زیارت دعاهایتان را فارسی بخوانید زیارت هایتان را فارسی بخوانید. برای اینکه بفهمید داری چه می گویی به نیت برسی،و لی وقتی ما نمی فهمیم چه می گوییم به نیت نمی توانیم برسیم که.نمی توانیم نیت کنیم چون جمله عربی را دارم می خوانم نمی دانم چه دارم می گویم.
خواست اهل بیت و معصومین برای رساندن خود به مقام محمود و هم درجه شدن با آنها در زیارت عاشورا و… 3-6
مثل اینکه مثلا زیارت عاشورا می خوانیم به امام حسین می گوییم «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم» من می خواهم به آن مقامی که شما داری برسم، نمی فهمیم که داریم چه می گوییم. راست هم نمی گوییم. اگر کسی بفهمد دارد چه می گوید به امام حسین، من می خواهم به مقام تو برسم کمتر از شما نیستم، جگر می خواهد. پس کو عملت کو می خواهی به ما برسی ما خوشحال می شویم، امیرالمونین آنقدر خوشحال می شود شما به مقام امیرالمومنین برسید. با او هم درجه اصلا بچه اش هستی، دوستت دارد می خواهد کمتر از او نباشی. اصلا امیرالمومنین حسودی که نمی کند که تو مثلا به مقام امیرالمومنین برسی، خوشحال می شود، بابا است دیگر بابا همه خوشحال می شود با بچه هایشان باشند. می گوید ما اصلا برای همین کشته شدیم شما بیایید به مقام ما برسید. بیایید ببینم دارید چکار می کنید. زندگی تان را تمیز کن، زندگی تان را سر و سامان بده برسی مقام ما،
برنامه ریزی و داشتن نیت برای رسیدن به مقام ائمه (علیهم السلام) 3-6
ما شوخی می کنیم برنامه ای اصلا برای بزرگ شدن نداریم. ما یک برنامه که بخواهد ما را به بزرگی امیرالمومنین کند نداریم که. داریم زندگی مان را می کنیم. می گوییم حالا من کاسب هستم راننده هستم کارمندم استادم دانشجو هستم پزشک هستم، مهندس هستم دارم کارم را می کنم،زندگی ام را می کنم، یک ساعتی هم یک دعایی می خوانیم یک مناجاتی می کنیم یک نماز جمعه ای می رویم یک چیزی یا ثوابی دارد ولی برنامه ای که من به اندازه امیرالمومنین بزرگ شوم ندارم. در تربیت اسلامی تو را به اندازه امیرالمومنین بزرگت می کنیم، این دعا را بخوان به اندازه امیرالمومنین بزرگ می شوی، اصلا با امیرالمومنین محشور می شوی. به شرطی که این دعا را می خوانی از اول تا آخر چه داشته باشی؟ چه؟ نیت داشته باشی. من تلاش می کنم همه گرسنه های عالم را سیر کنم. حالا الان کارگرم دارم زندگی ام را می کنم ولی به اندازه ای می توانم هم به یک گرسنه ای برسم کمک می کنم. الان غزه کمک می خواهند، من همین الان یک بخشی از درآمدم را می گذارم برایت. راست می گویم،به غزه کمک می کنم به یمن به افغانستان است برای نمی دانم کجاست برای هر جای عالم، لازمم نیست مسلمان باشند.
وسعت بخشیدن نیت هایمان و تلاش برای شناساندن امام زمان (ع) به مردم سراسر دنیا 6-3
یک جایی مثل چین زلزله آمده خدا رحمت کند آیت الله بهجت را،می گفت من اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا می کنم این مرد بزرگ است. مرد بزرگ است روحش خیلی بزرگ است می گفت من برای چینی ها دعا می کنم،آ نها هم بچه های امام زمانند دیگر. همه شان بچه های امام زمانند. یتیم است امام زمان هم بالاخره باید کمک شان کنیم دیگر،من غصه ام خیلی زیاد است الان چون در بخش بین الملل هستیم الان خودمان به بیست زبان هم تولید می کنیم یک موقعی آنقدر پیام برای ما می آید از خارج از یهودی ها مسیحی ها سیک ها هندی ها بودایی ها، واقعا هم آدم غصه می خورد کاری نمی تواند بکند. اصلا پیغام می دهند این مهدی کیست؟ما مهدی نمی شناسیم ولی نمی دانیم چرا وقتی اسمش را شنیدیم حالمان عوض شد، بابا چه کسی باید برود به اینها یاد بدهد اسلام کیست مهدی کیست، ما باید بتوانیم کمک کنیم برویم به اینها یاد بدهیم. دست مان هم بسته است چکار کنیم بالاخره امکاناتمان هم محدود است. میلیون ها نفر پیام می دهند این مهدی کیست، بعد ما نمی توانیم وهابی ها میلیاردی پول می گذارند، شبکه می زنند عالم تربیت می کنند جذبشان می کنند برای وهابی گری، می گویند بیایید ما بگوییم اسلام تان چیست، بالاخره آدم باید رحمان باشد رحیم باشد. چینی هم بچه امام زمان است او هم دوست دارد امام زمانش را بشناسد. ما که کار می کنیم در کره، مثلا زبان کره ای، زبان چینی داریم می ریزیم او که می فهمد خوشحال می شود. می آید آشتی می کند با خدا و اهل بیت و امام زمان روح خدا در او هم قرار دارد دیگر،ما عرضه نداشتیم،مسئولین جمهوری اسلامی نکردن درست وظیفه داشتند باید کار می کردند، سرمایه گذاری می کردند خیلی هایشان در این چهل سال آن جا که باید سرمایه گذاری می کردند نکردند که دنیا را آباد بفهمانند به همه بفهمانند، محدودیت داشتیم تحریم داشتیم،آن مقدار که بتوانیم ان شالله باید بکنیم. پس نیت خیلی مهم است.
نشاط حاصل از امید به آینده 3-6
آن آینده ای که تو برایش در نظر می گیری همه اش، به خودت بر می گردد. این یک خاصیت است. یک خاصیت دیگر هم این است که آینده به ما چه می دهد به ما امید می دهد،کسی که یک آینده دارد تلاش می کند برایش این همیشه جوان است. الان هشتاد است ولی جوان است، یک جوان می بینی بیست ساله است سی ساله است ولی دل مرده است بی انگیزه است بی حال است همه اش می گوید ول کن بابا که چی.آینده چیست. یا کسی می بینی الان ۸۰ سالش است از هزاران جوان بیشتر استعداد دارد. بانشاط است،شاداب است. امید دارد کار دارد می کند. تولید دارد می کند. اثر دارد. آدمی که امید دارد نشاط دارد. خدا لعنت کند آنهایی را که فرهنگ تک بچه ای و دو بچه ای و بچه های محدود را گذاشتند در این کشور،الان خود غربی ها می گویند که پدربزرگ مادر بزرگ هایی که با نوه هایشان زندگی می کنند سلامتی جسمی و روحی شان و امید به زندگی بیشتر است. نوه هایی هم که پدر بزرگ مادر بزرگ دارند غیر از پدر و مادر، پدربزرگ مادر بزرگ شان را می بینند یک حال بیشتر دارند. نوه ها سالم ترند. نشاط شان امیدشان سلامتی جسمی روحی شان بیشتر است بابا بزرگ مامان بزرگش را وقتی می بیند، این پدربزرگ مادربزرگ اگر خودش بود خودش خیلی انگیزه ای نداشت، بچه ام نوه ام صبح می آید اینجا من باید نگه دارم، نوه ام را من باید ببرم مدرسه باید غذا درست کنم نوه ام باید اینجوری باشد. می بینی این آدم درست است شست هفتاد ساله است به اندازه یک خانم یا آقای سی ساله در این آدم امید است انرژی است نیرو است. کار دارد می کند چون یک عامل امید در خانه اش است.
کارکرد نیتها به وزان عمل 3-6
بعضی ها هم نه ممکن است بچه دار نشده باشند شصت هفتاد ساله هم باشد می رود خیریه می رود در بهزیستی می رود در جایی که یک عالم بچه یتیم است به عشق آن بچه یتیم ها،آنها هم بچه های خودش است روز قیامت هم جز بچه های خودش محشور می شود دیگر، چون نیت مهم است،اینکه مهم نیست من آن بچه ها را داشته باشم واقعا زن گرفته باشم،زنم زاییده باشه این بچه ها را، که اینها بچه های من باشند،یک معلم است یک پیرمرد است الان پنجاه سالش است شصت سالش است ولی می گوید من می روم مسجد یک عالمه بچه را جمع می کنم به آنها احکام یاد می دهم نماز یاد می دهم روخوانی یاد می دهم اینها بچه هایش هستند روز قیامت دیگر، روز قیامت هم جز اعمال خودش محشور می شود معلم است می تواند برود یاد بدهد،امید اینجوری است. یعنی به آدم قدرت می دهد نشاط می دهد؛ یعنی غم را از دل آدم می برد. دلسردی را از آدم می برد بیرون. حالا تربیت اسلامی یک تربیت اینجوری است،همیشه پیرمرد هشتاد ساله هم زمین گیر است. در رختخواب خوابیده ولی می بینی یک عالمه نیت می سازد این پیرمرد.همین خوابیده در رخت خواب نمی تواند بلند شود زمین گیر است ولی می گوید برای فرج آقا دعا می کند برای پیروزی رزمنده ها دعا می کنم برای نابودی دشمنان دعا می کنم برای عاقبت بخیری جوانان دعا می کند همه اش نیت دارد می کند خوابیده ولی در همان رختخواب هم هست دارد عمل می سازد دارد بزرگ می شود،هیچ کاری هم نمی توان بکند فلج است افتاده در رختخواب اسلام پیرمرد هشتاد ساله زمین گیر فلجش از میلیون ها جوان مکاتب دیگر بیشتر تولید دارد بیشتر زنده است هم دنیا می سازد هم آخرت همین خوابیده کاری نمی کند صلوات دارد می فرستد، کار دیگری نمی کند یا مثلا نیت. ولی این دارد کار می کند.می گوید برای تعجیل امام زمان برای برطرف شدن موانع ازدواج و موثر هم هست همین آدمی که خوابیده در رختخواب، موثر است
خلقت، منتظر امام زمان(ع) و ندبه و دعا برای فرج، کمترین وظیفه یک مسلمان 3-6
در ظهور امام زمان از هزاران نفر که کف اجتماع دارند کار می کنند هیچ خاصیتی هم برای امام زمان ندارند آن پیرمرد پیرزن که خوابیده در رختخواب فلج است و زمین گیر است، بیشتر خیر دارد. وقتی می گویی امام زمان امام زمان یعنی چند نفر؟ یعنی همه دنیا و آخرت نه دنیا، همه دنیا و آخرت. انبیا هم الان در بهشت منتظر امام زمانند، شهدا منتظر امام زمانند. خلقت منتظر امام زمان است. حالا این آدم نشسته برای امام زمان دارد کار می کند. تلاش می کند. هیچ کار دیگری از دستش بر نمی آید. افسوس می خورد، گریه می کند. همان گریه اش هم کار است نیت دارد. تولید می کند گریه می کند فقط همین می آید صبح های جمعه می نشیند در دعای ندبه با عصایش می زند می آید می نشیند یک گوشه ای، کاری هم نمی تواند بکند مداح می خواند او هم دعا می کند و گریه می کند. او دارد کار می کند این دارد زمینه سازی می کند ولی هزاران آدم هستند وسط. وسط اجتماع دارن میدوند می آیند ولی هیچ کاری برای امام زمان نمی کنند، خاصیتی برای آینده ندارند. اصلا نیت نه روح ندارند این آدم ها نهایتا یا دارد برای خودش یا زن و بچه خودش کار می کند، در همین حد رشد کرده روحش همین قدر است، خانمم نامزدم زنم بچه هایم، همین در همین حد می دود می آید، ولی یک کسی می بینی نه یک آدمی است به بزرگی امام زمان اصلا برای همین با امام زمان محشور می شود.
شعار نه غزه نه لبنان یعنی منع روح از خیر کثیر 3-6
شما تا می گویی من همان مقام محمود را می خواهم، «ان یجعلنی معکم فی الدنیا» من می خواهم دنیا و آخرت با شما باشم. این آدم خیلی بزرگی است، جگر هم می خواهد یک کسی اینقدر بزرگ باشد. من اگر می خواهم بزرگ باشم این آدم همه ی دنیا در روحش است،نه، یک احمقی را نگاه کن نه غزه نه لبنان، از ذهنش پاک می کند، می گوید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. دروغ هم می گوید. چون ایران هم که مورد تجاوز قرار می گیرد حمله می شود غیرت وطنی هم ندارد. دروغ می گوید. بی غیرت تر از این حرفاست. حتی برای کشورش مفید باشد. اگر کسی با روح نه غزه نه لبنان از دنیا برود با این نیت می دانید چه فاجعه ای می شود برایش آن طرف؛ یعنی این منع دارد در روحش از خیر به دیگران. نیتش تعلق گرفته به اینکه خیلی ها محروم بمیرند، بدبخت بمیرند گرفتار باشند. رحمان نیست این آدم دیگر. آدم شقی است خشن است. این آدم شقی بی رحم است. این دعا در حقیقت چیست؟
دعای «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور،اللهم اغن کل فقیر» یک مکتب تربیتی برای افزایش روح رحمانیت در وجود انسانها 3-6
چون تو می گویی همه فقرا همه نیازمندان همه مریض ها همه اسیران همه عریان ها، همه مرده ها چه وقتی اتفاق میافتد؟ با دولت کریمه امام زمان پس در واقع تو وقتی می گویی «کل،کل،کل» در واقع چه کسی را می خواهی؟! در واقع امام زمان را می خواهی، اگر این را بفهمی خیلی خوب می شود چون راهکار عملی داری،آن موقع آن جور که هست راهکار عملی نداری مثل این بعضی از این اساتید که در تلویزیون نفسیر نهج البلاغه می گفتند، مردم هم گریه می کردند از تفسیر اینها انقدر قشنگ تفسیر نهج البلاغه می گفتند بعدا که عوضی بازی در آوردند فرار کردند خودشان رفتند خارج،مسخره می کردند،دعای های مسخره می خوانند اینها،این عالمیکه مثلا؛ یکی از دعاهای مسخره شان همین ماه رمضان «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور،اللهم اغن کل فقیر» اصلا معلوم نیست این دعا برای چیست؛ اصلا مگر کل فقیر می شود بی نیاز شوند کی شده تا به حال،کی ای دعا اجابت شده این شعورش نمی رسد که در واقع این دعا تو را برای چه تربیت می کند،به تو دارد نیت می دهد،مکتب تربیتی است دارد تو را رحمان می کند، این دعا دارد تو را از سطح زمین و خانه خودت می برد بیرون می برد، در اجتماع می برد در کشورت می برد در کل جهان از سطح جهان خارجت می کند می برد در برزخ و قیامت، این دعا دارد تو را برای ظهور امام زمان آماده می کند. چون اگر کسی راست بگوید این نیت را داشته باشد همه فقرا همه اسرا همه فسادها همه مریضان نجات پیدا کنند، چه کسی می تواند این کار را بکند؟ آقا امام زمان. پس این آدم می گوید حالا که آقا امام زمان این کار را بکند من باید از صبح که از خواب بلند می شوم تا شب تلاش کنم موانع ظهور امام زمانم را بردارم.حالا برنامه دارم از صبح که از خواب بلند می شوم بی برنامه نیستم. برنامه دارم. اول می رود دنبال این من چطور می توانم این آقا را بیاورم. مثل کسانی که نیت خیر داشتند خدا ان شالله آنهایی که رفتند غریق رحمت شان کند. با اهل بیت محشورشان کند، آنها که ماندند عاقبت بخیری و برکت به آنها بدهد، این مهدیه را ساختند. خود شما که سرمایه گذاری کردید مهدیه را ساختید، از روز اول یک مهدیه را قرار است بسازیم می خواهیم اینجوری کنیم در ذهن من چیست، شروع کرد آدم یک قران دوهزار، پول می گذارد سر همدیگر، حالا این مهدیه فعالیت پرشکی هم دارد. شما پزشک بیاورید باید چکار کنید الان هیچ چیز ندارید. من دیروز رفتم بازدید از درمانگاهی که یک آدم خیر چند سال پیش می گفت می خواهم یک درمانگاه بسازم برای نیازمندان ،گرفتاران برای مردم و اینها،دیروز بعد از چند سال مرا دعوت کرد گفت بیا بازدید. ساختم. حالا الان رئیس می خواهم مسئول می خواهم پزشک می خواهم می توانی کمک کنی گفتم من همه اش را دارم برایت می فرستم پزشکان همه با من. همه را می فرستم برایت بیاید این آدم چطور می توانی شما یک پزشک را بیاوری مشغول کار کنی، یک جا بتوانی درمان کند. چطور می توانی باید برای پزشک چه بسازی؟ فضا بسازی. می خواهم الان دندان پزشک بیاورم اتاق دندان پزشکی یونیت دندان پزشکی کجاست؟ امکاناتش را بیاور من دندان پزشکی اش را بیاورم. ولی هیچ چیز کار نکردی من بیایم چکار کنم اینجا.
نبود امنیت جانی دلیل غیبت طولانی امام زمان(ع) و دلیل شهادت معصومین(ع) 3-6
شما می گویی امام زمان را می خواهم امام زمان مقدمه دارد آمدنش،یک) امنیت می خواهد،بیاید می کشنش،که همان سیزده تای قبلی را کشتند، به آقا امام صادق گفتند چرا نمی آید گفتند امنیت ندارد. دیگر داستان امنیت را جلسه گذشته برای تان گفتم دیگر، امنیت ندارد پس من باید یک کاری کنم امنیتی فراهم شود. قرآن به من راهکار می دهد قرآن می گوید اگر می خواهی او امنیت پیدا کند باید محافظ هایش را زیاد کنی. یک کاری کنی از او محافظت کنند کسی به او صدمه نزند، آن سیزده نفر که کشته شدند چه نداشتند که کشته شدند؟محافظ نداشتند. اگر کسی دور و بر اینها بود،جرأت نمی کرد کسی به امیرالمومنین نزدیک شود به حضرت زهرا نزدیک شود، کسی به حضرت زهرا نزدیک بشود برود در خانه خانم را آتش بزند،طناب بیندازد گردن امیر المومنین،امیر المومنین کسی را ندارد که اینجوری است چه کسی دور امیرالمومنین بود،یک کسی بیاید امام حسن را بکشد،امام حسن سردارهایش تنهایش گذاشتند،خ ودشان را فروختند به معاویه. هیچ کس را نداشت امام حسن،هیچ کس را نداشت امام حسن، امام حسین هم که چند نفر داشت آنها جان فشانی کردند ولی آنها در مقابل سی هزار لشکر چکار می توانستند بکنند. بالاخره آنها هم کشته شدند در نهایت، بقیه ائمه هم که کشته شدند کسی نبود از اینها دفاع کند. خیلی راحت امام را از خانه می بردند یا مثلا سم به آنها می دادند،زندانی اش می کردند امام کاظم را برداشتن بردن اصلا هیچ کس صدایش درنیامد امام را کجا کی برید هیچ کس همه بی غیرت ها نشستند به اسم اینکه مسلمانم ادعای مسلمانیشان هم بوده. گفتند ما شیعه ایم ما مسلمانیم دوستشان داریم،ولی اکر کسی خطری بود نه این را دیگر ما نمی توانیم فداکاری می کنیم. جلو لشکر دشمن بایستیم، امام را می بردند زندان می کردند چند سال هیچ کس هم صدایش در نمی آمد، بعد هم همان جا می کشتنش باز هم همانطور. امام رضا را راحت به تبعید فرستادند آنجا هم راحت کشتند، پس یار نداشتند، امنیت نداشتند، کشته میشدند. این یکی هم مثل بقیه است زوری که نمی آید خودش را تحمیل کند به بقیه. بالاخره باید بخوانن اینها،
تربیت صالحین جهت حفظ امنیت امام زمان(ع) 3-6
تو اگر امام زمان را می خواهی می خواهی دعایت مستجاب شود باید چکار کنی؟ باید تعداد چه را بالا ببری؟ تعداد صالحین را. پس باید کار فرهنگی بکنی: یک) بچه دار شوید. بچه را خوب تربیت کنید. ما الان که نشستیم اینجا مسئول کار پدر مادرهایمان هستیم که زحمت کشیدند ما را به دنیا آوردند بزرگ کردند،خدا همه شان را غریق رحمت کند. در همه اعمال ما هم شریک اند آنها،تا قیامت شریک اند پدر مادرمان، همه شان شریک اند. ما آثار آنها هستیم. قرآن فرمود: «آثار بندگانم را می فرستم» ما آثار پدر مادرمان هستیم مگر نیستیم. چرا، برای آنها هم دارد می رود این کارها، بچه دار شدن، تکثیر، کار فرهنگی، معلم ها، طلبه ها،مبلغ ها بعضی ها می گویند ما نمی توانیم ولی پولدارم پول می دهم بیا برو هر چقدر می خواهی تبلیغ کن شیعه، من آنقدر پول می دهم برو شیعیان را زنده کن برو بچه های امام زمان را احیا کن برو مردم را هدایت کن با پول هم می توانم بچه دار شوم، روز قیامت هم که محشور می شوند این آدم، مثال دارم می زنم ممکن است کسی که پول مهدیه را گذاشته یک آدم مجردی بوده، به رحمت خدا هم رفته. ازدواج هم نکرده بچه دار هم نشده، مثال می گویم ولی الان به تعداد کسانی که می آیند در مهدیه خیر می برند روز قیامت بچه دارد.
رسیدن به مرحله اضطرار، مقدمه ظهورامام زمان(ع) و کمترین کار برای حضرت3-6
یک کسی از پولش استفاده می کند. یکی هم می گوید پول هم ندارم دیگر چه؟ اگر پول نداشته باشیم چه ما را قوی می کند؟ نیت هایمان. غصه بخور، دعا کن. دعا که می توانی بکنی،اگر دستت به هیچ جا نمی رسد دعا کن گریه کن نیت که دیگر می توانی بکنی برای امام زمان، مسئله ما این است ما برای امام زمان دعا نمی کنیم. آنجوری که اگر بگویند سرطان داری، بچه ات مریض است، الان دعا کن ناموست را بردند دعا کن ماشینت گم شده برو دعا کن، چطور ماشینت کم می شود می گویی بروم نذر کنم دعا کنم ماشینم پیدا شود، ما الان برای امام زمان اینجور دعا نمی کنیم. ما اصلا غصه نمی خوریم برای امام زمان. می گوید اگر هیچ کاری از دستت بر نمی آید غصه بخور دعا کن نیت کن اشک بریز برایش التجا داشته باش برای امام زمانت،که این بیاید بالاخره. الان هم که این همه فشار می آید ما همه می بینیم ولی به دعا نمی افتیم. می بینیم در غزه دارد چه اتفاقی می افتد بچه ها دارند تکه تکه می شوند آنجا، ولی همه یادشان می رود: اللهم عجل لولیک الفرج خدایا آقا را برسان، بگوید خدایا دیگر بس است ما،دیگر همه دارند به اضطرار رسیدند. همه بیافتند به دعا، همه گریه کنند ضجه بزنند استغاثه کنند،از صمیم قلب شان حالا نه اینکه اینجا، دعای جمعی اصل است. گفتند دعای جمعی بخوانید برای آقا،ولی در خانه هم تلویزیون نگاه می کنی بچه دارند جلو پدر مادرشان تکه تکه می کنند پدرمادر هیچ کاری نمیتواند بکند ایستاده می بیند بچه اش کشته، خودت ببین بچه خودت اگر این بود چکار می کردی. اگر بچه خودت جلوی خودت اینجوری دست و پا می زد نمی توانستی کاری بکنی، بچه ات جلوی خودت زیر ساختمان گیر کرده زنده است دارد می گوید مامان بابا بیایید من را در بیاورید و تو هم نمی توانی درش بیاوری، می خواهی چکار بکنی. اضطرار یعنی چه؟ دو تا سه تا دیدید مرد را مرد داشت گریه می کرد ،بعد دانه دانه اسم پنج بچه را آورد وخانمش را گفت اینها همه این زیر گیر کردند، اضطرار. آنها هم بچه های ما هستند آنها نوامیس ما هستند. ما باید دعا بکنیم اضطرار همه را باید برساند به اضطرار، نگوییم خدایا نجاتشان بده بگوییم خدایا امام زمان را بیاور ،آن را هم بگو بگو که خدایا امام زمان را بیاور. نجات مان بده. بیافتیم به دعا برای امام زمان،به این اضطرار بیوفتیم این خیلی مهم است که مردم اضطرار جهانی را ببینند ما که داریم کار بین المللی می کنیم. وقتی می گوییم این دخترو پسر آمریکایی چینی برای خود ما چون ما به بیست زبان هم تولید می کنیم به ما می رسد، که اسلام چیست، امام زمان کیست، چرا راجع به آن صحبت نمی کند یک نفر این را به من معرفی بکند. اینها مضطرند بیچاره ها دیگر مکتبی وجود ندارد،که جایی وجود ندارد اینها پناه ببرند. همه دنیا رسیدند به اضطرار، باید ما دعا بکنیم خدایا دیگر تمامش کن،خدایا دیگر برسان مولایمان را یعنی همه دنیا به اضطرار. ظلم همه جا را در اوجش گرفته دعا بکن،
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.