دعای ندبه (مهدیه کرج) – جلسه 016

متن کامل جلسه

فهرست مطالب

سلام علیکم و رحمه الله


أعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

سیر مهندسی دعای ندبه 3-16

دعای ندبه، همان‌طور که قبلاً عرض کردیم، یک سیر مهندسی بسیار بسیار دقیقی را دارد که از خلقت شروع می‌کند، اما داستان خلقت انسان‌ها را می‌گوید، نه حیوانات را. آن‌چه که ما در کتاب‌های تاریخ می‌خوانیم، داستان زندگی انسان‌ها نیست، داستان زندگی حیوانات است؛ یعنی حیات زمینی انسان‌ها را مطرح می‌کند، اما آن‌چه که در دعای ندبه می‌خوانیم، مربوط به حیات آسمانی انسان‌هاست.

 شناخت خود؛ مقدمه شناخت خدا 3-16

  انسان اگر خودش را نشناسد، حتی دین‌داری‌اش هم به ضررش است. یعنی این‌که امام علیه السلام می‌فرماید، امام صادق که اکثر انسان‌ها خدایی را عبادت می‌کنند که وجود خارجی ندارد. «کل ما یستمو به اوهامکم فی أدق معانیه مخلوق لکم مردود علیکم». خودهای اکثر مردم مخلوق خودشان است. با خدای حقیقی فرق می‌کند، با الله حقیقی فرق می‌کند. هر وقت بخواهند قهر می‌کنند با او، هر وقت بخواهند آشتی می‌کنند، هر وقت بخواهند گناه می‌کنند، هر وقت بخواهند کنارش می‌گذارند، بخواهند ولش می‌کنند، هر وقت بخواهند دوست می‌شوند با او. یک خدایی که خودشان ساختنش.خدای حقیقی مثل مثلاً این نور که اگر حقیقی باشد، اینجا را روشن می‌کند، آثار حقیقی دارد. الله کسی است که انسان وقتی که می‌شناسدش و به او نزدیک می‌شود، آثار خودش را در آن کسی که به او نزدیک می‌شود، می‌گذارد. این بلندگو الان روشن است، شما چه بخواهی چه نخواهی صدای من را بلند می‌شنوید. هر چقدر من صدایم را بلندتر کنم، گوش شما اذیت می‌شود، چون صداست دیگر، تولید اثر حقیقی دارد می‌کند. الله یک هستی حقیقی است، اگر به او نزدیک بشوید، آثار خودش را منتقل می‌کند به اونی که به او قرب پیدا می‌کند.

الله حقیقی؛ سرچشمه رحمانیت، رحیمیت، آرامش و شادی در وجود انسان3-16

شما می‌گویید مثلاً من نماز می‌خوانم، دو رکعت نماز می‌خوانم، «قربه إلی الله»، یعنی می‌خواهم به این موجود نزدیک بشوم. نزدیکی یعنی شباهت، یعنی می‌خواهم شبیه این موجود بشوم. برای همین الله حقیقی کسی است که وقتی به او نزدیک می‌شوی، صفاتش را که مهم‌ترینش چیست؟ رحمانیت و رحیمیت، بعد آرامش و شادی، یوسف‌وار در وجود کسی که به الله نزدیک می‌شود، یعنی اثر ذاتی دارد. خدای حقیقی، آن خدایی که ما به او نزدیک می‌شویم، پنجاه سال نماز می‌خوانیم، از او بیزاریم، یعنی چهار رکعتمان می‌شود دو رکعت، خوشحالیم. ماه رمضان می‌آید، ناراحتیم، چون نمی‌خواهیم با او خلوت بکنیم. می‌رود، خیلی خوشحالیم، چون از دستش راحت می‌شویم. آن خدایی است که مخلوق خودمان است، خدای حقیقی نیست.

شناخت خود؛ مقدمه شناخت خدا و هدف خلقت و خلقت آفرینش برای انسان 3-16 

اگر انسان بخواهد خدای حقیقی را بشناسد، باید اول با خودش آشنا بشود، چون خدا می‌گوید: «من موجودی با عظمت‌تر از تو نیافریدم. من عرشم و کرسیم و بهشت و جهنم و همه چیز و دنیا و آخرت، همه موجودات را برای تو آفریدم، به عشق تو و برای تو. «خلقت الأشیاء لأجلک و خلقتک لأجلی». من همه چیز را به خاطر تو آفریدم و تو را به خاطر خودم آفریدم. وقتی نمی‌دانیم کی هستیم، دیگر هیچی هم نمی‌شناسیم، چون همه چیز برای ماست. من نمی دونم گل به این قشنگی که اینجا را ببینید، نمی‌دانم چرا این شکلی است، چرا صورتی است، چرا ترکیب صورتی و سبز است، چرا مثلاً زرد است. نمی‌فهممش، فقط می‌دانم یک گلی هست این شکلی است. اما وقتی خودم را بشناسم، این ترکیب را می‌فهمم یعنی چی. یعنی می فهم که چرا صد نوع گل محمدی داریم، صلی الله علیه و آله و سلم، چرا مثلاً هفت هزار نوع سیب داریم؟ چرا مثلاً یک میلیون نوع پروانه داریم؟ می‌فهمم وقتی خودم را بفهمم، آن‌ها را دانه به دانه می‌فهمم چرا این شکلی هستند. 

کلام امام رضا علیه‌السلام؛ خدایت قلابی است تا زمانی که خودت را نشناسی3-16

امام رضا علیه السلام فرمود: «شما تا نمی‌فهمی کی هستی، خدایت قلابی است. وقتی می‌فهمی کی هستی، خدا را به معنای حقیقی می‌شناسی. «من عرف نفسه فقد عرف ربه». علم نیست. عرف است. یعنی می‌فهمد آن موقع که الله کیه. این الله که خالق کل شیء است، همه چیز را آفریده، ما را هم آفریده، عالم را آفریده. این وقتی که من را دارد به من معرفی می‌کند، با آن چیزی که ما در روان‌شناسی، تاریخ، جغرافیا، علوم انسانی می‌خوانیم، بسیار متفاوت است. او به تو می‌گوید که من تو را مستقیماً از روح خودم آفریدم. تو اصلاً بچه کره زمین نیستی. یک زن و مرد وقتی که به دنیا می‌آیند، وقتی که انعقاد نطفه می‌کنند، آن روح از عالم بالا دمیده می‌شود، از خدا می‌آید. حقیقت ما از نزد خدا می‌آید در شکم مادر می‌شود نفس. وقتی به آن جنین تعلق می‌گیرد، آن روح می‌شود چی؟ می‌شود نفس، یعنی شخص می‌شود دیگر. می‌شود شخص، می‌شود محمد، جعفر، احمد، رضا، نمی‌دانم حسن، حسین. یک روح است، یک حقیقت است که می‌آید به جنین‌های مختلف که تعلق می‌گیرد، اشخاص مختلفی را با روح می‌سازد، مثل همه ماها.

شناخت حقیقی انسان؛ روح الهی نه فرزند زمین و هدف دین انبیا نیز یادآوری اصل و نسب آسمانی انسان و رساندن او به سلامت به خانه حقیقی3-16

خب انسان وقتی که خودش را درست بشناسد که من روح خدا هستم، من بچه کرج نیستم، بچه تهران نیستم، بچه ایران نیستم، بچه کره زمین نیستم اصلاً. اگر بهت گفتم بچه کجایی، گفتی بچه مثلاً تهرانم، شمالم، یزدم، افغانستانم، پاکستانم، این‌ها یعنی که تو داری با آن بخش حیوانی‌ات حرف می‌زنی، با آن داری صحبت می‌کنی. اما اگر گفتن بچه کجایی؟ گفتی من از بالا آمدم، «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ». من از آنجا آمدم، برمی‌گردم آنجا، مال زمین نیستم. قرآن هم همین را می‌گوید دیگر: «لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِینٍ». شما در زمین می‌آیید، یک مدتی هستید، برمی‌گردید پیش خودمان. ما بچه آنجاییم، بچه آن بالاییم. خب دین انبیا آمدند برای همچین موجودی که بهشان بگویند بچه کجایی، باید سالم برگردی سر جایتان، همه‌تان سالم برگردید پیش خانواده‌تان. خانواده ما کیست؟ محمد و آل محمد. وقتی می‌گوییم این‌ها امام‌های ما هستند، یعنی خودت را نشناختی. وقتی می گوییم این این امام زمان است، این پیغمبر من است، این امیرالمؤمنین امام من است. این زمین شماست، یعنی این مربوط به این هستش که شما را دستت را بگیرد، ببردت بالا. اما این همان روحی است که تو ازش آمدی، همان حقیقتی است که تو ازش خلق شدی، آمده با تو پایین، تو را هم برمی‌گرداند سر جای خودت، پیش خودش. در مقام خودشان، در مقام خودشان. «وَ اَسَئلهُ اَن یُبَلغَنیَ المَقامَ الَمحمودَ لَکُمُ عِنْدَ اللهِ». همان مقامی که آن‌ها دارند، شما هم برسید. خانه ما برمی‌گردیم پیش خانه خودمان، خانواده آسمانی خودمان، نه خانواده زمینی ماه. خانواده چی؟ آسمانی مان. همه‌مان مال آنجا هستیم. محلمان آنجاست، اصل و نسبمان آنجاست، خانواده‌مان آنجاست، ریشه‌مان آنجاست. هیچ‌کدام مال کره زمین نیستیم. اینجا هم نمی‌مانیم، اینجا فقط یک بدن از ما می‌ماند، یک لاشه‌ای از ما می‌ماند که جذب زمین هم می‌شود. ما اصلاً مال اینجا نیستیم.

تاریخ حقیقی انسان‌ها در دعای ندبه3-16

تاریخ وقتی بیان می‌شود، مثل دعای ندبه که کتاب تاریخ را دارد بیان می‌کند، تاریخ آدم‌ها، یعنی کسانی که آمدند مأموریت‌ها را درست انجام دادند، با پیروانشان، آن‌ها که مسیر خلقت را درست طی کردند. آدم و حوا، پدر و مادر ما هستند، سلام الله علیهما. صلوات محضر پدر و مادر مان و همه انبیا. بعد نوح را می‌آید، یعنی آدم حسابی‌ها، پیامبر اولوالعزم با یک سری چیزهایی که کسانی که ایمان آوردند. بعد ابراهیم را می‌گوید، بعد موسی را می‌گوید، بعد عیسی را می‌گوید. انبیا عظام صلوات الله علیهم. بعد می‌آید سراغ رسول الله، یعنی بزرگترین پیامبر خدا و بعد جانشینان او، و تا می‌رسد به این آخری که ۱۱۹۲ سال آواره است، یعنی نتوانسته با بچه‌هایش ارتباط برقرار کند، این‌ها را به آن مقامی که لازم است برساند. این داستان انسان است.

اما اونی که ما در کتاب‌های تاریخی می‌خوانیم، در مدارس، داستان حیوانات است. کی مثلاً شاه شد؟ کی کی را کشت؟ کی کجا را گرفت؟ داستان سر سرزمین هست و جنگ، هست با کی ازدواج کرد؟ بعد از این مثلاً خر و خرس‌ها کیا آمدند دوباره جای آن‌ها را گرفتند؟ بعد چکار کردند؟ کجا جنگ کردند سر دنیا؟ کجا همدیگر را کشتند؟ همه اش تاریخ همین است دیگر، داستان حیوانات وحشی هستش، از حیوانات جنگل وحشی‌ترند. همدیگر را می‌کشند، قلع و قمع می‌کنند، سر مقام. چه جور بچه‌های خودشان و همسرهای خودشان را کشتند، رقابت می‌کردند. همین داستان‌های اینجوری.

ندبه نه، ندبه داستان انسان‌هاست، یعنی کسانی که از طرف خدا آمدند دست انسان‌ها را بگیرند و ببرندشان سر جایگاه خودشان. این تاریخ بشریت این است، نه اونی که ما داریم در کتاب‌های تاریخ و در دانشگاه‌ها می‌خوانیم. آن تاریخ بعد حیوانی انسان است که انسان‌ها در بعد حیوانی چگونه همدیگر را دریدند، سر پادشاهی، حکومت، کمالات حیوانی، کمالات گیاهی، کمالات جمادی با هم رقابت کردند. داستان رقابت بخش حیوانی انسان، این مسئله انسان.

تلخی تاریخ؛ غلبه جهل و بُعد حیوانی بر انسان‌ها و رسالت انبیا برای نجات زمین و یادآوری هویت آسمانی انسان‌ها3-16

این داستان که شما می‌خوانید، به خاطر جهل مردم، بی‌بصیرتی مردم، غلبه بُعد حیوانی مردم، داستان این سمت تاریخ، داستان انسان‌هاست، داستان‌های تلخی هستش. شما می‌بینید که این‌ها آمدند که مردم زمین را نجات بدهند، ارض را، و همه این‌ها را بفهمانند شما کی هستید، از کجا آمدید، کجا هستید، کجا هم قرار است بروید. ولی وقتی داستانشان را می‌خوانید، می‌بینید که خب این‌ها گرفتار جهالت‌ها و طاغوت‌ها بودند، اکثرشان اکثر قریب به اتفاق انبیا کشته شدند. این را خوب دقت کنید. الان به ما بگویند مثلاً فلان مرجع تقلید را در قم کشتند، اصلاً همه تعجب می‌کنند. یعنی چه حیوانی ممکن است برود یک مرجع تقلید را بکشد؟ تعجب می‌کنند. بعد هم تعجب این هستش که اگر مثلاً رهبر عزیزمان را به شهادت رساندند، خب یعنی چی؟ یعنی هیچ‌کس نبود ازش دفاع بکند؟ بعد به خصوص شهادت‌های آن‌ها مثل شهادت اینجا نیست که از دور موشک بزنند وسط هزاران نفر از طرفدارهای طرف، طرف شهید شود. بریزند ساختمان روی او خراب کنند، مثل سید حسن نصرالله. سید حسن نصرالله ده‌ها هزار فدایی داشت آنجا، ولی نامردی با نامردی کشتندش. نه، این‌ها را می‌آوردند در همان وسط طرفدارانشان، می‌گرفتند، می‌بردند، می‌کشتند، هیچ‌کس هم صدایش در نمی‌آمد. امیرالمؤمنین را وسط کسانی که ادعا می‌کردند دوستش دارند، همان‌قدر نزدیک بوده که با شمشیر می‌زنند سر امیرالمؤمنین. امام حسن را رفقایش و دوستانش می‌فروشندش، زنش می‌کشدش. خوب دقت کنید، داستان چقدر فرق می‌کند. امام حسین را مسلمان‌ها، پیروان دین آبا و اجدادی‌اش، تکه تکه اش می‌کنند، جلو چشم همه، تماشا می‌کردند. بقیه ائمه را هم همین‌طور می‌کشند، کسانی که اهل نمازند، اهل روزه‌اند، اهل حج‌اند، اهل قرآن‌اند، حافظ قرآن‌اند، استاد حدیث‌اند، آدم‌های اینجوری. شمر جانباز لشکر امیرالمؤمنین است، یک استاد است خودش. لات نیستش، آدم سابقه‌دار. عمر سعد.

کتاب «کشته اشک»؛ تمرکز بر جایگاه امام حسین و عزاداری، بدون نقل حدیث شیعی 3-16

 من وقتی داشتم این کتاب «کشته اشک» را می‌نوشتم، «کشته اشک» کتاب مربوط به جایگاه امام حسین و عزاداری امام حسین و عظمت امام حسین، این کتاب یک دانه حدیث شیعی ندارد. حدیث‌های سنی است همه‌اش. من از اهل سنت نقل کردم که امام حسین چه عظمتی دارد، از عمر و از عمرو عاص و از احادیث اهل سنت راجع به شخصیت امام حسین که چقدر برای اهل سنت نوشته‌ام اصلا، امام حسین چه جایگاهی دارد، چه عظمتی دارد. حدیث شیعی نیاوردم. وقتی داشتم این کتاب را می‌نوشتم، به یک سخنرانی فوق‌العاده زیبا برخورد کردم در مورد اثبات عظمت، عصمت، و بزرگی اهل بیت. فکر می‌کنید این را که این سخنرانی را کرده، چند صفحه است؟ این سخنرانی مأمون عباسی هست، پسر هارون که امام کاظم را کشت، این مأمون پسر امام کاظم، امام رضا را کشت، ولی یک سخنرانی دارد. اگر زیرش ننویسی مامون عباسی، فکر می کنی یکی از مراجع عظام ما سخنرانی کرده در عظمت اهل بیت، فوق‌العاده زیبا و اثبات کرده جایگاه بزرگ اهل بیت را. اینها این‌قدر مظلوم بودند، می‌ریختند می بردند هیچ کدام جرات نداشت چیزی بگوید. می ریختند در خانه‌هایشان، خانه‌هایشان را آتش می‌زدند. آن خانه امیرالمؤمنین، آن خانه امام صادق، امام کاظم را وسط جمعیت می‌گرفتند، می‌بردند زندان. هیچ کس هم صداش در نمی آمد. داستان تلخی هست، خیلی تلخ است این داستان.

داستان غم‌انگیز تاریخ؛ تنهایی و شهادت انسان‌های کامل در میان امت خودشان و دوران غیبت همچنان امتداد همان غربت و بی‌دفاعی اهل بیت3-16

لذا شما تا می‌رسی به امام زمان، همه‌اش برای ندبه دیگر، جیغ آدم در می‌آید، گریه در می‌آید، ضجه آدم در می‌آید. این همه آدم حسابی و مردم به خاطر عدم دفاع از این‌ها تنها گذاشتن اینها هم امنیت جانی نداشتند وسط شیعیانشان، نه یاری، نه کسی، نه محافظی، نه چیزی. این‌ها همه دانه دانه کشته شدند. این داستان غم‌انگیز زندگی انسان‌های کامل است، انسان‌های بزرگ و تا الان هم که من و شما اینجا نشستیم، آن داستان هنوز ادامه دارد. داستان هنوز، دوران غیبت هنوز ادامه دارد. فقط یک تفاوت اتفاق افتاد که مربوط به آخرالزمان است که خداوند در قرآن مژده‌اش هم داده، مژده‌اش را نه در قرآن، در انجیل، تورات، زبور، در همه کتاب‌ها مژده داده که قرار است در تاریخ بالاخره یک آدم‌هایی سر و کله‌شان پیدا بشود که این‌ها دیگر مثل بقیه مردم تاریخ نیستند. این‌ها قدر امام را می‌دانند، قدر معصوم را می‌دانند، حاضرند ازش دفاع کنند، حاضرند پایش بایستند و آن، ملت ایران هستش و اولین بار در تاریخ یک ملتی سر و کله‌شان پیدا شده. این‌ها را فقط قرآن و احادیث ما نمی‌گویند، ببینید. این را انجیل هم می‌گوید، تورات هم می‌گوید.

ایران پیش از انقلاب؛ امپراتوری وسیع و ابرقدرت و تجزیه کشور توسط قاجار و پهلوی عامل از دست رفتن دو سوم خاک و تجزیه سرزمین؛ قاجار و پهلوی عامل از دست رفتن دو سوم خاک3-16

ببینید شما در مسئله جمهوری اسلامی که باهاش این‌قدر مخالفند، فقط مربوط به جمهوریت اسلامی نیست، مربوط به ایران است. شما ۱۵۷ سال قبل از انقلاب، ما سه برابر الان بودیم از نظر وسعت جمعیت. دقت کنید، یک ابرقدرت، یک امپراتوری، سه برابر الان. ببین چقدر بزرگ بوده ایران، شامل چه کشورهایی می‌شده ایران؟ شامل نزدیک ۲۰ کشور می‌شده ایران. در اثر حماقت پادشاهان ما، دو سلسله قاجار و پهلوی، دو سوم خاک ما را از ما گرفتند، تجزیه‌مان کردند. الان فقط یک سوم. یک سوم هم همان زمان شاه شروع کردند، تجزیه ادامه داشت دیگر. یادتان هستش که یک قسمت را گرفتند دادند افغانستان، یک قسمت گرفتند دادند ترکیه، یک قسمت گرفتند آن ۱۷ تا شهر و روس‌ها و ۱۷ تا کشور را روس‌ها برداشتند. از جنوب بحرین را دادند. همین‌جور تکه تکه، ذره ذره داشتند این را می‌خوردندش. دنیا شما نداری کشور ابرقدرت را اینجوری آبش بکنند، اینجوری ذوبش بکنند. چرا؟ چون این‌ها در کتاب‌هایشان خوانده بودند جایی و مردمی به نام ایران قرار است یک مأموریت بزرگ الهی را انجام بدهد. برای همین هم می بینید شما خاخام یهودی فحش می‌دهد به نتانیاهو که نتانیاهو احمق، تو نمی‌دانی مگر ما ۲۸۰۰ سال پیش در کتاب‌هایمان نوشته که ایرانی‌ها ما را نابود می‌کنند؟

عدد ۴۰؛ نقطه عطف انقلاب اسلامی و تلاش دشمنان برای جلوگیری و متوقف کردن مسیر انقلاب با ایجاد فتنه‌، جنگ، تحریم‌ و نفوذ داخلی و ایستادگی ملت ایران در برابر نقشه های دشمن و تبدیل شدن به قدرت غیرقابل تجزیه 3-16

 شما زمان ترامپ، رئیس جمهوری اول ترامب دیدید که، هی می‌گفتند ایران به ۴۰ نرسه، ایران. چرا این‌ها ۴۰ ۴۰ می‌کردند به نظر شما؟ چون در کتاب‌هایشان نوشته که ایرانی‌ها وقتی که به ۴۰ برسد انقلابشان، دیگر ابرقدرت می‌شوند که نابودشدنی نیستند و حتماً هم ما را نابود می‌کنند. خودشان هم می‌دانند این را. حالا دارند تلاش می‌کنند که نگذارند. آن موقع هم تلاش می‌کردند به ۴۰ نرسد با فتنه‌ها و جنگ و تحریم و نمی‌دانم همه جور فتنه‌ای، منافقین داخلی و مسئولین خائن و همه جوره تلاش داشتند که این را نابود کنند. در حالی که اراده خدا تعلق به چی گرفته؟ به پیروزی این ملت. و الا خب این ملت همان موقع هم که انقلاب کرد، قدرتی نداشت که، توانی نداشت که. یک کشور ضعیف، ارتشی‌های اصلی‌اش که فرار کردند، یک ارتش فکستنی به درد نخور. خود شاه، رئیس ارتش ایران، می گفت ارتش ما به قدری قوی است که در مقابل دشمن ۴۸ ساعت می‌تواند مقاومت کند. چند ساعت؟ ۴۸. حالا این ارتشی‌ها و لشکر و همه گذاشتند رفتند. یک ملتی مانده که سرمایه‌اش را هم همه شاه دزدیده برده. بعد یک کشور دست خالی فقیری که نه صنعت دارد، نه کشاورزی دارد، نه بودجه دارد. یک سیم خاردار هم نمی‌تواند بسازد، حتی بهش هم نمی‌دهند. حالا این را همه ابرقدرت‌ها ریختند سرش نابودش کنند. خب محاسباتشان یک هفته‌ای بوده کلاً. صدام گفت من هفته بعد کجا هستم؟ تهرانم. هشت سال پشت مرزهای این کشور ملت نگهشان داشتند. همه را هم شکست دادند آخر. این از کجا آمده این قدرت؟ یادتان هست دیگر، شوروی تمام میگ‌ها و تانک‌های تی ۷۲ که آرپی‌جی بهش نمی‌خورد، آمریکا آواکس‌ها و هواپیما و سیستم‌های جاسوسی. ما نزدیک به ۲۰ کشور فقط اسیر داشتیم. همه دنیا ریختند کشور را نابودش کنند، تمامش کنند، تجزیه‌اش بکنند، چیزی ازش نمونه، چون گفتند که این بماند ما را همه را نابود می‌کند. این آمده که همه ما را از بین ببرد، همه قدرت‌ها را، همه استکبار را. قرآن هم دارد بشارت می‌دهد: «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ». یعنی بندگان صلاحیت‌دار ما زمین را بالاخره به چنگ می‌گیرند. اینها فکر نمی‌کردند یک قوم ضعیف توسری‌خور، کراهت دو سوم خاکش را با یک اشاره شاه اصلاً جرأت نداشت حرفی بزند. می‌گفتند بحرین را بده، می فت چشم امضا می کرد. آنجا را بده به افغانستان، چشم. آرارات را بده ترکیه، چشم. همین جوری و جرأت نداشت حرفی بزند. بعد همه قدرت‌ها ریختند سرش که این کشور را تجزیه کنند و نمی توانند. 

معجزه مقاومت؛ شکست تمام قدرت‌های جهانی در برابر ملت ایران با بصیرت و پاکار بودن پای ولی فقیه 3-16

تمام قدرت کره زمین ریخت سر این کشور و شکست خورد. یک معجزه‌ای که همه‌تان با چشم‌های خودتان دیدید. از این بدتر بعدش تجزیه ایران، منافقین، کردستان، جنگ هشت ساله، خیلی چیزهای دیگر آوردند در این کشور ریختند سر ما و ملت ایستاد.چی تغییر کرده بود؟ چی تغییر کرده بود؟ این‌که یک ملتی بصیرت داشتند. یک ولی فقیه آمد، یک رهبر الهی آمد. یک رهبری که به قول امام عزیزمان، رهبر عزیزمان، امام در حد علمای دیگر نبود، در حد انبیاست. فقط می‌شود در همان ردیف ازش یاد کرد، در حد انبیا. آیت الله جوادی آملی می‌فرمودند: زیارت امام خمینی از زیارت حضرت عبدالعظیم هم بالاتر است، از نظر عظمت، از نظر قدرت، از نظر حاجت، همه چی. خدا یک پیغمبر انگار داد به این ملت، یک رهبر صددرصد الهی. آن امام آمد و این ملت پای امام، پای امام نه، پای نایب، پای نایبش ایستاده. اصلاً بی‌نظیر است. ملت‌هایی که پای امامشان نمی‌ایستادند، امام راحت بینشان کشته می‌شد، وسطشان کشته می‌شد، حالا پای نایب امام شان یک جوری ایستادند که انگار پای امام زمانشان است.

تمجید پیامبر از ملت ایران بخاطر جایگاه بی‌نظیر در تاریخ و ایستادگی پای نایب امام زمان (علیه السلام) با دادن امتحان  در پای امام و آمادگی برای ظهور 3-16

 این است که پیغمبر از ملت ایران این همه تمجید می‌کند و ملت‌های دیگر را آن‌قدر تحقیر می‌کند، برای همین است قرآن ۱۰ آیه را اختصاص می‌دهد به ایرانی‌ها و آن همه روایت در عظمت ملت ایران می‌آید، برای همین است که «أفضل الناس إیماناً، أفضل الناس یقیناً، أفضل الناس سهماً فی الإسلام أهل فارس». بالاترین مردم از نظر ایمان و یقین و سهم داشتن در اسلام، ایرانی‌ها هستند. ملت بی‌نظیری که در تاریخ نمونه‌اش وجود نداشته. آمدند با یقینشان، با ایمانشان، پای نایب امام زمان ایستادند. این‌ها ما دیگر تحمل غربت و تنهایی آقا امام زمان را نداریم. ما دیگر نمی‌توانیم اضطرار این آقا را. ما آمدیم که دیگر بایستیم پای اماممان، بگوییم آقا ما هستیم، بیا. ما به پات می ایستیم. البته باید امتحان می‌دادند دیگر. خداوند سنت امتحانش مثل هوایی است که همه اکسیژنت، همه تغییر نمی‌کند، همه جا هوا هست. خدا سنت امتحانش را از هیچ‌کس حتی انبیا هم برنمی‌دارد. از خود ائمه خدا امتحان می‌گیرد. ما حضرت زهرا را چی می‌خوانیم یکشنبه؟ «السلام علیک یا ممتحنه امتحنک الله». خداوند از حضرت زهرا هم امتحان می گیرد. خدا این ملت را امتحان می‌کند که ببیند وامی ایستند یا نه؟ پای امام؟ اینها به درد ظهور می‌خورند؟ چون امام آخرین امام است. نمی‌شود برش دارد بیاورد و به پاش نیستند و او را بکشند. آن هم با توجه به این‌که دشمنان ما در کتاب‌هایشان دیدند که این‌ها می آیند و امام زمان را می‌آورند.

فیلم «مردی که آینده را دید» محصول هالیوود در سال ۱۹۸۰ و پیش‌بینی‌های داموس: اشاره به انقلاب اسلامی و و ظهور فرزند پیامبر اسلام و تلاش دشمن برای مهار آن 3-16

گفتم بهتان، شما اگر بروید الان امشب همین الان بعد از جلسه بزنید جستجو کنید می آورد، فیلمی که «مردی که آینده را دید». شما ۱۹۷۰ انقلاب کردید، ۱۹۸۰ هالیوود این فیلم را داده بیرون. یعنی با انقلاب شما این فیلم آمده بیرون. آقا ۴۰۰ سال پیش فلان کس، شخصی به نام داموس، کشیش و طبیب و فیلسوف فرانسوی، پیش‌بینی کرده ۴۰۰ سال آینده را تا آخرالزمان. انقلاب اسلامی را و بعد ظهور پسر پیغمبر اسلام را پیش‌بینی کرده. ما نمی‌گوییم این فیلم را نگاه کنید، خودتان. آن‌ها دارند می‌گویند. آن‌ها خیلی جلوتر از ماها می‌دانستند انقلاب چیست و منتظرش بودند. اینجو محافظه‌کاران یا ایوانجلیست‌ها، این را یادداشت کنید، همین امشب بزنید در کانال تلوبیون، شبکه ۶، مستندی است که دو سه ماه هی دارد مثلاً چند وقت یک بار پخش می‌کند. ۲۰ دقیقه را ببینید به نام ایوانجلیست‌ها. گروه‌هایی هستند قبل انقلاب هم بودند. یک تعدادی از این ارتشی‌ها یا کسانی که از ایران رفته بودند درس بخوانند، این‌ها همان موقع قبل از انقلاب مخ این‌ها را می‌زدند، می‌گفتند که کشور شما به زودی انقلاب می‌شود. این‌ها هم آن‌ها را مسخره می‌کردند، می‌گفتند شر و ور نگو، ما اینجا ارتش داریم، شاه داریم، ساواک داریم، آمریکا اینجاست. انقلاب چی می‌خواهد بشود؟ هیچ‌کس باور نمی‌کرد. آن‌ها زودتر از ما این‌ها را می‌دانستند. برای همین هم بیش از ۱۰۰ فیلم ساختند تا الان راجع به این‌که این کشور آمد و آن کار را بکند، ما باید جلویش را بگیریم.

دشمن‌شناسی و زمان‌شناسی؛ شرط ایستادن پای امام در مقابل، غربت امامان نتیجه بی‌بصیرتی امت‌ها در طول تاریخ و ایستادگی ملت ایران در برابر دشمنان با ویژگی های همچون پاره‌های آهن؛ استوار در برابر تندبادها و تهدیدها، شجاع ونترس، ایمان بالا، بصیرت شناس و زمان شناس 3-16

ما اگر فهم زمان نداشته باشیم، همان‌طور که حضرت فرمود: کسانی که دشمن‌شناسی ندارند، زمان‌شناسی ندارند، هیچ وقت پای امامشان نمی‌ایستند. امام وسط این‌ها کشته می‌شود، غریب است. فقط کسانی می‌ایستند پای امام زمان برای ظهورش و امتحاناتشان را خوب پس می‌دهند که هم دشمن‌شناس باشند و هم چی؟ زمان‌شناس باشند. زمان را خوب بشناسند، دوران را خوب بشناسند که دارد چه اتفاقی می‌افتد. یک ملتی برای اولین بار قرآن بشارت داده که این‌ها ظهور می‌کنند. ائمه از اول گفتند که این‌ها ایرانی‌ها هستند. خیلی سریع گفتم دیگر، این دیگر حرف من که نیستش که خیلی سریع گفتند ایرانی‌ها هستند. «رجُلٌ مِن أهلِ قُمّ یدعو النّاسَ إلى الحقِّ». مردی از قم مردم را به حق دعوت می‌کند. «یَجْتَمِعُ مَعهُ قَومٌ کَزُبرِ الحدیدِ». دور این مرد که از قم می‌آید و به حق هم دعوت می‌کند، یعنی به باطل دعوت نمی‌کند، دعوتش حق است. «کَزُبرِ الحدیدِ» مثل پاره‌های آهن، همه محکمند. ببینید، خیلی حرف بزرگ است این حدیث امام کاظم علیه السلام است. «لا تُزِلُّهُمُ الرِّیاحُ العَواصِفُ». تندبادها این‌ها را تکان نمی‌دهد. قبلاً آمریکا، اسرائیل، اروپایی پارس می‌کردند، شاه ما جایش را خراب می‌کرد. الان همین‌جوری مردم ما همه جایشان را خراب می‌کردند. این را گفتم ما می‌آییم نابودتان می‌کنیم. جنگ راه می اندازیم، جنگ راه انداختند. اصلا تکان نخوردند این ملت، ایستادند، زدند در دهان آنها، معجزه درست کردند. تمام کشور دنیا ریختند سرشان، اینها زدند در دهن همه، نگذاشتند یک وجب از خاکشان گرفته بشود. این همان ملتی است که دو سوم خاکشان را ۱۵۰ سال پیش دادند. چی شده این ملت اینجوری شدند؟ چه اتفاقی افتاده؟ روح خدا در این‌ها دمیده شده. رهبرشان روح خداست، روح خدا هم در این‌ها دمیده شده.  «ولا یَمَلّونَ مِن الحَربِ». از جنگیدن برخلاف سربازهای پیغمبر و امیرالمؤمنین خسته نمی‌شوند. کوتاه نمی‌آیند، کم نمی‌آورند. «ولا یَجْبُنونَ». ترس ندارند این‌ها اصلاً. چیزی به اسم ترس در وجود این‌ها نیست. قرآن فقط یک عده قلیلی را یاد می‌کند، یک عده قلیلی که «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ». ملت ریختند سر شما، «قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا» ایمانشان زیاد می‌شود. وقتی دنیا علیهتان بسیج شده، ایمانشان زیاد می‌شود. «مردید بیایید، هستیم». این شعار شوخی نبود. اسم شعار بود ولی جدی بود. ارتش دنیا نتواند که جواب بدهد، واقعاً نتوانست جواب بدهد دیگر. همه دنیا آمدند و شکست خوردند. ارتش دنیا آمد و شکست خورد. این ملت تجربه‌ای را کرده، چیزی را در دنیا ثابت کرده که دنیا خجالت می‌کشد راجع بهش حرف بزند. ابرقدرت شوروی، ابرقدرت آمریکا، انگلیس، آلمان، کجا کجا، همه ریختند و همه شکست خوردند. معجزه‌ای از این بالاتر شما دارید؟ این کجا جنگ بدر کجا، این کجا جنگ‌های دیگر کجا؟ اصلا نسبت، نسبتش اصلاً با هم برابر نیست. این ملت فقط با قدرت ایمانشان، بصیرتشان، زمان‌شناسیشان پیروز شدند. استغاثه‌شان، دعاهایشان، این‌ها خیلی مهم بود.

سختی کار رهبر امروز بسیار دشوارتر از دوران امام خمینی (ره) با ایستادگی علنی برخی مسئولان، وزرا، نمایندگان و حتی روحانیون مقابل رهبری و رسمیت شناختن اسرائیل در قم توسط برخی جریان‌ها 3-16

حالا 47  سال این‌ها باز دارند به شکل‌های مختلف فرهنگی نفوذ، از طریق سیاست، از طریق مسئولین، فریب مسئولین، همراه کردن. زمان امام مسئولین یک‌دست بودند. اگر نفاقی داشتند، جرأت ظهورش را نداشتند. الان نه، الان مسئولین ما نفاق دارند، نفاقشان را هم جلوه می‌دهند، ظهور می دهند. یعنی آقا می‌گوید یک کاری را بکن، او می‌گوید نمی‌کنم. نمی‌کنم، انجام نمی دهم. رئیس جمهور علناً می‌ایستد جلیو رهبر. وزرا، نماینده‌های مجلس، خیلی از شخصیت‌ها. روحانیون، مجمع روحانیون پیام می‌دهد، بیانیه می‌دهد و اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد در قم. کار ایشان از خیلی سخت‌تر از کار امام است، بسیار سخت تر. خدا دو تا سید از سادات، دو تا بچه‌های فاطمه زهرا را داده به این ملت که این ملت آن دو تا شرط ظهور را فراهم کند: امنیت ایجاد کند برای امامشان و لشکرسازی بکند، لشکر بسازند و این ملت ۴۷ سال با موفقیت این کار را انجام داد، با مظلومیت البته، با مظلومیت. حالا تمام این مدت این‌ها انتظار داشتند که با دولتمردان خائن، با توطئه‌های داخلی، با فرهنگ، با نمی‌دانم تهاجم فرهنگی، با چی با چی با چی. 

روش‌های نفوذ دشمن با ماهواره، تهاجم فرهنگی، بی‌حجابی، فروپاشی خانواده و محاسبات غلط دشمن برای نابودی ایران ظرف چند روز در جنگ 12 روزه بهانه ای برای اعلام جنگ های مکرر 3-16

دیدید که نتانیاهو گفت ایران عراق نیست که این جوری حمله کنید، بروید یک روزه بگیریدش. ایران را باید با ماهواره نابودش کنید، با سکس، با بی‌حجابی، با نمی‌دانم خانواده، با این‌ها. تمام امیدشان این بود که این کار را می‌توانند بکنند. منافقین هم به آن‌ها همه چراغ سبز نشان دادند که شما بیایید، همه چی حل است. این طرف می‌ریزند در خیابان، ما هم که هستیم پشتیبان شما. بیایید دیگر زودتر. این‌ها واقعاً حساب جدی، محاسبات دقیق کرده بودند که جنگ ۱۲ روزه تمام است. یعنی این‌ها قبلاً به بقیه هم اعلام کرده بودند دو سه روزه کار را تمام کرده بودند و واقعاً هم می‌توانستند تمام کنند از نظر محاسبات خودشان. چه اتفاقی افتاد؟ همان‌هایی که این‌ها روشان حساب کرده بودند، بی‌حجاب‌ها، بی‌نمازها، فلان، چکار آمدند؟ عکس رهبرشان را گرفتند بالا، ما پای این هستیم، جانمان را می‌دهیم برای این، مرگ بر اسرائیل. اصلا اینها شوک شدند یک دفعه. توقع نداشتند که این‌هایی که روشان حساب کرده بودند بیایند وسط کشور را به آشوب بکشند، از داخل یک دفعه بیایند بگویند مرگ بر اسرائیل. فرمانده‌ها را زدند، رهبران را زدند. دیروز هم دیدید ترامپ سخنرانی کرد، گفت دیگر ما اصلی‌ترین رهبران و فرماندهان و شخصیت‌ها را زدیم، آن‌ها دیگر زنده بشو نیستند و این محاسبات غلط هنوز دارد این‌ها را فریب می‌دهد. برای همین دوباره تجدیدقوا کردند، دوباره اعلام جنگ کردند، دوباره هی دارند تاریخ می‌دهند به ما که در فلان تاریخ مجدداً حمله می‌کنیم.

نبردی که گریزی از آن نیست؛ از فشار دشمن تا شکل‌گیری مسیری برای ظهور با شکل گیری ارتشهای مختلف مثل حزب الله، حشد شعبی، یمن و پایان تلخ تاریخ غربت امام زمان (علیه السلام) و آغاز وصال ظهور3-16

بالاخره این درگیری آخرالزمان که اهل بیت هم به ما بشارتش را دادند، اجتناب‌ناپذیر است. ما می‌دانیم انتهایش چیست، آن‌ها هم می‌دانند انتهایش چیست. دیدید آقا فرمود چی؟ این جنگ، جنگ چیست برای ما؟ جنگ مرگ و زندگی برای یکی از دو طرف. یکی باید نابود شود. مثل جنگ قبلی تاریخ نیستش که یک تاریخی برای تمام شدنش هست، بالاخره یک جایی به صلح می‌کشد. اینجوری نخواهد بود. آن‌ها ۴۷ سال است دارند فشار می‌آورند، کشوری که قرار است زمین را از دستشان بگیرد و تا الان هم موفق شده. اکثر مردم دنیا را علیه این‌ها بسیج کرده. این را نابودش بکنند عامل اصلی که بقیه هم بنشینند سر جایشان، چون می‌گویند تا این‌ها مال به قول خودشان چی؟ سر مار را می‌گویند باید بزنیم، سر اژدها را باید بزنیم، نزنیم نمی‌شود. تمام دنیا قرار بود یک کشور بسیج شوند پای امام زمان بایستند. یک کشور شد چند تا کشور. مکر خدا اینجوری است. آمدند عراق را گرفتند، عراق افتاد دست کی؟ دست این‌وریا. آنجا حشد شعبی تشکیل شد، ارتش تشکیل شد، پنج قدرت مثل حزب الله جداگانه تشکیل شد، هر کدام برای خودشان یک لشکرند. این‌ها زدند اسرائیل را زدند. کسی باور نمی‌کرد عراقی حمله کند اسرائیل را بزند، موشک بزند، پهباد بزند. شد. حزب الله تشکیل شد. یمن آمد دست ما. سوریه را گرفتند. ولی خدا کی را داد به ما؟ این نقشه هم از اول کشیده شده، قضیه یمن از زمان پیغمبر نقشه‌اش کشیده شده. یک کسی فکر نمی کند یمن، به قول خودشان پابرهنه کلاش به دست بشود قدرت چی؟ بشود قدرت موشکی. بیاید ابرقدرت گردن کلفت در دریا بزند، نابود بکند همه را فراری بدهد. کی فکر میکرد چنین چیزی بشود. این‌ها واقعیت‌هایی است که ما باید در راستای ظهور امام زمان، فرج امام زمان و انتهای تلخ داستان ندبه باید ببینیمش که دیگر یک زمانی وقتی جمعه‌ها جمع می‌شویم، جشن بگیریم ان‌شاءالله. دیگر هی ننشینیم گریه کنیم، بگوییم «فَعَلَى الْأَطائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ». نه دیگر. دیگر ظهور شده و داستان تلخ ندبه را تبدیل کردم به داستان شیرین وصال. این اتفاق خواهد افتاد ان‌شاءالله. ما باشیم نباشیم، این ملت این کار را خواهند کرد. همان‌هایی که این‌ها فکر نمی‌کنند بیایند وسط، آن‌ها می‌آیند کار را تمام می‌کنند. 

ایستادگی، بصیرت تاریخی و اهمیت نقش جهانی ملت‌ها در حمایت از ایران و ولی فقیه در عصر حاضر3-16

خدا رحمت کند آقای مجتهدی را، استاد ما بود، می‌فرمودند که کربلا علما نیامدند پای امام حسین، ولی داش‌مشتی‌ها آمدند ایستادند. داش مشتی ها آمدند ایستادند. روی کسانی حساب کردند که بیایند بهشان کمک کنند که آن‌ها خودشان آمریکا را نابود می‌کنند. آنها خودشان می‌ایستند پایش، پای امامشان می‌ایستند و کار را تمام خواهند کرد. این آن بصیرتی است که ما الان بهش احتیاج داریم. باید بفهمیم که الان در چه زمانی قرار داریم. دنیا دارد چه اتفاقی می‌افتد. چه هم قبلاً فقط یک ملت ایران بود که پای امام زمان ایستاده بود و پای ولی فقیه، ولی الان نه، الان یک دنیا پای ایران و این ولی فقیه ایستاده. خیلی فرق می‌کند داستان. ان‌شاءالله جلسه بعد می‌خواهم یک مقدار مشروح‌تر، مبسوط‌تر این را بیان بکنم. 

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • دعای ندبه یک سیر مهندسی دقیق دارد که داستان حیات آسمانی انسان‌ها را از خلقت آغاز می‌کند، نه صرفاً حیات زمینی.

  • اگر انسان خودش را نشناسد، حتی دین‌داری‌اش هم به ضررش است؛ زیرا ممکن است خدایی را عبادت کند که وجود خارجی ندارد.

  • خدای حقیقی، هستی حقیقی است که وقتی انسان به او نزدیک می‌شود، آثار و صفات خود را در او می‌گذارد، از جمله رحمانیت، رحیمیت، آرامش و شادی.

  • برای شناخت خدای حقیقی، ابتدا باید خود را شناخت، زیرا خداوند هیچ موجودی با عظمت‌تر از انسان نیافریده و همه چیز را برای او خلق کرده است.

  • حقیقت ما از روح خدا دمیده شده و ما اصلاً بچه کره زمین نیستیم، بلکه از عالم بالا آمده‌ایم و به همان‌جا بازمی‌گردیم.

  • دین انبیا آمد تا به انسان‌ها هویت آسمانی‌شان را یادآوری کند و راه بازگشت سالم به خانواده آسمانی‌شان، یعنی محمد و آل محمد، را نشان دهد.

  • تاریخ حقیقی انسان‌ها، داستان کسانی است که مأموریت‌های الهی را درست انجام دادند و مسیر خلقت را طی کردند، نه داستان جنگ‌ها و قدرت‌طلبی‌های حیوانی.

  • مظلومیت ائمه و شهادت آن‌ها در میان پیروانشان، نتیجه جهالت، بی‌بصیرتی و غلبه بُعد حیوانی مردم بود.

  • ملت ایران، بر خلاف ملت‌های گذشته، قدر امام و معصوم را می‌دانند و حاضرند از او دفاع کنند و پای او بایستند.

  • پیش‌بینی‌های کتب آسمانی و حتی دشمنان، نشان می‌دهد که ملت ایران مأموریت بزرگ الهی را انجام خواهد داد و به ابرقدرتی نابودنشدنی تبدیل خواهد شد.

  • پیروزی ملت ایران در برابر تمام قدرت‌های جهانی، معجزه‌ای بود که با قدرت ایمان، بصیرت، زمان‌شناسی و استغاثه محقق شد.

  • ملت ایران با ایستادگی پای نایب امام زمان، تحمل غربت و تنهایی ایشان را ندارد و آمده است تا شرایط ظهور را فراهم کند.

  • بصیرت و زمان‌شناسی برای ایستادگی پای امام زمان و موفقیت در امتحانات الهی ضروری است.

  • درگیری آخرالزمان اجتناب‌ناپذیر است و این جنگ، جنگ مرگ و زندگی برای یکی از دو طرف خواهد بود.

  • مکر الهی باعث شده که دشمنان با اقدامات خود، به جای تضعیف، جبهه مقاومت را گسترش دهند و کشورهای بیشتری پای امام زمان بایستند.

  • داستان تلخ ندبه و انتظار، با ظهور امام زمان به داستان شیرین وصال تبدیل خواهد شد.