فهرست مطالب
Toggleأعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه به محضر مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
طبق روال برنامه این جلسه باید درباره بهشت صحبت کنیم. بحث هایی که مربوط به توصیف بهشت بود تقریبا تمام شده است. بعضی از بخش های آن را هم ما حذف کردیم. الان فقط دو بخش از توصیف بهشت مانده است. اولی بحث موسیقی در بهشت و دومی هم جایگاه ویژه ای در بهشت که انسان در آن جا به مقام تشبه به حق تعالی و بندگی ظهور می کند. بهشت جایی است که انسان هر چه که اراده کند با اراده او مهیاست که ان شاالله در موردش سخن خواهیم گفت، اگر این جلسه رسیدیم اگرنه جلسه بعد، و بعد به سراغ مباحث عملیاتی درباره بهشت برویم که عوامل دخول در بهشت و موانع ورود به بهشت را ان شاءالله کار کنیم. چه عواملی کمک می کند که ما به بهشت برویم و چه عواملی مانع ورود ما به بهشت می شود.
انواع موسیقی و تأثیرات آن
بحث موسیقی بحث مهمی است. ما در دنیا هم با موسیقی سر و کار داریم. برای بخش های مختلف ما موسیقی وجود دارد. موسیقی هایی داریم که با بخش گیاهی ما ارتباط برقرار می کند یعنی متناسب با حرکات گیاهی بدن است مثل موسیقی هایی که در ورزش از آن استفاده می کنیم. نواها، موسیقی ها و سازهایی که در بخش ورزش مثل ورزش باستانی استفاده می شود و موسیقی دارد. کسی می خواند، ساز زده می شود، ضرب زده می شود و خوانده می شود. یک نواست که با حرکات زیبایی که در ورزش باستانی و فضای معنوی آن است هماهنگی دارد و حالی را ایجاد می کند که انسان برای آن ریتم ها و کارها آمادگی بیشتری پیدا می کند.
یا مثلا کسان دیگری که ورزش های دیگری دارند و با آن ورزش ها مناسبت دارد بعضی از سازها و نواها کمک می کند که انسان آن حرکت بدنی را در آن فضا بهتر انجام دهد و قدرت بیشتری به او می دهد.
من خودم یادم است موقعی در جبهه بعضی از دوستان این کار را می کردند، خیلی موثر بود. نمی دانم شما از این حرفی که می زنم چقدر می توانید درک داشته باشید. یکی از نواهای فوق العاده زیبایی که بود یک مارش عملیات بود. مارش عملیات را کسانی که بودند یادشان است و کسانی که نبودند و سنشان اقتضا نمی کند در ایامی مثل سالگرد دفاع مقدس تلویزیون پخش می کند. این مارش فوق العاده تاثیرگذار بود. هم مردم عادی وقتی آن را با گوششان می شنیدند حس قشنگی به آن ها دست میداد، بالاخره کشور، دین و رزمندگانشان پیروز شدند و هم با این وجود یک عالم خاطره داشت. بعد یکی از بچه ها یک ابتکاری کرد. یک دانه رادیو، رادیویی که می شد به گردن آویزان کرد، از عراقی ها غنیمت گرفته بود، این رادیو را زمانی که خودمان هم می خواستیم در طول روز حمله کنیم و عملیات داشتیم، چون ما که عملیات می کردیم این چیزها را نداشتیم، ما فقط عملیات می کردیم. ما فقط صدای توپ و گلوله و خمپاره و بمب و این جور چیزها برای ما بود. بعدِها که خودمان پشت جبهه می آمدیم مارش عملیات را هم می شنیدیم یک صفایی می کردیم. ولی این بچه یک ابتکاری کرد، اینکه این رادیو را که به گردن هم آویزان می شد با یک باتری خیلی قوی، قشنگ مجهز می کرد، موقعی که خودمان هم حمله می کردیم مارش عملیات از رادیو پخش می شُد. بعد موقعی که بچه ها داشتند عملیات می کردند یک حس قشنگی به خود بچه ها می داد، وقتی به گوششان می رسید یک انرژی مضاعفی و یک حس فوق العاده قشنگی ایجاد می کرد که آن خستگی بدنی ما را در می کرد. به ما یک انرژی می داد که ما می توانستیم مسیرهای، خیلی مسیرها، گاهی وقت ها ده ها کیلومتر مسیر بود که باید می رفتیم. این مارش اثر داشت.
و این ساز، این نوا، این موسیقی این اثر را دارد ولی این مربوط به کدام بخش است؟ این موسیقی است که مربوط به این بخش است. یعنی بخش بدنی، حرکات بدنی و ورزش.
ما یک موسیقی هایی داریم که مناسب بخش های حیوانی ماست یعنی موسیقی هایی است که به قول مراجع ما مناسب لهو و لعب، عیاشی، مجالس غفلت و گناه و تبهکاری و این طور کارهاست. مجالسی که این هست، این ها اصلا مناسب نیست، اصلا شنیدن این نوع موسیقی ها حرام است. آن موسیقی ها تهییج هایی که برای انسان می کند آسیب های زیادی دارد. همه طور آسیبی دارد. یکی از آن آسیب ها که در روایت داریم بی غیرتی و بی حیایی برای شخص است. یعنی انسان نسبت به ناموس خودش بی غیرت می شود، زن ها بی حیا می شوند. این نوع موسیقی ها مفاسد بسیار وحشتناکی دارد و حرام است. شارع مقدس و خدا این ها را حرام کرده است.
یک سلسله موسیقی هایی است که اصلا مناسب این مجالس نیست. یعنی موسیقی هایی است که بیشتر آرام بخش است، به عقلانیت انسان کمک می کند، حرف های حکیمانه و درستی دارد. قبل از انقلاب هم بود، بعضی از خوانندگان سنتی این ها را اجرا می کردند، مثل شعرهایی که از مولانا، حافظ، سعدی و مباحث عرفانی بود، این وجود داشت، بعد از انقلاب هم بود هنوز هم هست، چیزهایی بود که خوانندگانی که سنتی خوان هستند، می خوانند. خیلی هم موثر است، صفا، حال و نشاطی دارد، حرف های درست و حکیمانه ای هم در آن هست. این نوع موسیقی ها مناسب بخش های عقلی و فوق عقلی است.
ما نواهای دیگر هم داریم که الان در صدا و سیما یا بخش های دیگر هست، مثل نواهایی که در مداحی ها هست، چیزهایی که الان تلویزیون تولید می کند، در آن آهنگ و ساز هم هست ولی وقتی انسان آن را می شنود، مثل سلام فرمانده ی خودمان، هم شاد است، هم در آن ساز است و هم متناسب با بخش فوق عقلانی انسان است. یعنی به رشد فوق عقلانی انسان کمک می کند و برای انسان انرژی بخش فوق عقلانی است.
پس موسیقی مطلقاً حرام نیست. کسی بگوید موسیقی مطلقاً حرام است، چرا، شخصیتی مثل امام و همه مراجع، قبل از انقلاب، همه موسیقی ها را حرام می دانستند، بخشی اش مربوط به جنبه فقهی و آسیب هایی که داشت بود و بخشی دیگر اصلا بحث سیاسی بود. آن، هیچی.
ولی نه، بعد از انقلاب امام رحمت الله علیه گفت که موسیقی جنبه اشتراک دارد، بعضی هایش حرام و بعضی هایش اشکالی ندارد، بعضی هایش هم حتی مفید است که الان خود ما در فضای فوق عقلی و معنوی و انسانی از آن زیاد استفاده می کنیم که این هیچ اشکالی ندارد.
موسیقی در بهشت و ماهیت عشقهای بهشتی
اما بحث موسیقی در بهشت، اصلا داستانش فرق می کند. انسان وقتی وارد بهشت می شود اصلا در فضای طبیعت گرایانه نیست، فضا واقعا فطری است و اساسا با معشوق هایی که انسان در بهشت دارد سازگاری دارد. یعنی با حال و هوای عشق های بهشتی در بهشت سازگاری دارد.
این عشق های بهشتی، صِرفاً یک عشق جنسی نیست. در بهشت غیر از جنبه های معنوی آن، ازدواج، روابط عاشقانه و جنسی زیاد داریم اما همانش هم الهی است. یعنی همان عشق و عاشقی های بهشتی و جنسی، خودش برای انسان تولیدِ معنویت و قرب میکند. این مربوط به سطح رابطه زوجین است. زوجین در دنیا هم همین طور است. در دنیا هم بعضی از زن و شوهرها هستند، درست است با هم زن و شوهر هستند و رابطه شان از بُعد مذکر و مونث بودن، زن و مرد بودن است؛ اما اصلا صِرفاً جنسی نیست؛ یعنی فقط یک دفع شهوت نیست؛ بلکه این رابطه جنسی و این با هم بودن، حالا نه فقط خودِ اصل آمیزش و رابطه جنسی، بلکه اصلاً با هم زندگی کردن، با هم بودن، این ها خود به خود یک کمکی به معنویت و رشد افراد می کند. این در بهشت، در درجه عالی تَرَش قرار دارد، در درجه خیلی عالی اش قرار دارد. این بسته به این است که اساسا روابط بر اساس چی طراحی شده و این روابط، با چه سطحی از ارتباطات است. واِلّا به قول حضرت امام (سلام الله علیه) می فرماید که، یک موقعی ایشان هر روز برنامه شان این طوری بود که هر روز سر ساعت ده صبح امام درس را که تعطیل می کردند به حرم امیرالمومنین می آمدند، یک زیارت مختصر می کردند، بعد به خانه می آمدند، این برنامه ی همیشه ی امام بود که در خانه یا بالکن فرش را پهن می کردند، سماور می آوردند، چای می آوردند، بعد اعضای خانواده را صدا می کردند بیایید دور هم چای بخورند. بعضی از مقدس ها به امام می گفتند بابا چه کاری است؟ زیارت به آن مهمی را رها می کنید، یک زیارت مختصر انجام می دهید که بیایید دور هم با اعضای خانواده چای بخورید؟ امام می فرمودند چای خوردن با اعضای خانواده، ثوابش کمتر از زیارت امیرالمومنین نیست. این فهم یک زن و شوهر و یک جنس مذکر و مونث است که سطح رابطه شان را در ازدواج، در انتخاب همسر، از شروع انتخاب همسر و بعد بقیه روابط به گونه ای می چینند که حیوانی ترین رابطه که بخش جنسی و آمیزش است برای آن ها قُرب می آورد و عبادت است. غذا خوردن، چای خوردن، خندیدن، شوخی کردن، مهمانی رفتن و حتی نگاه کردن به همدیگر. در روایت داریم وقتی یک زن و شوهر با عشق به همدیگر نگاه می کنند، نه فقط زن و شوهر، انسان به پدر و مادرش، پدر و مادر به بچه، همین نگاه محبت آمیز، همین چشم در چشم به هم نگاه کنند با محبت به هم بخندند همین خنده شان باعث می شود گناهانشان آمرزیده شود. دیگر راه از این بهتر؟ ببینید دین ما چه دین متعالی ای است. می گوید همین، همین به هم نگاه کنید، با مهربانی به هم بخندید، با عشق به هم نگاه کنید و بخندید. چون رابطه رابطه ای کاملا الهی و حلال است ودر آن هیچ نوع سوء، زشتی، خیانت و آلودگی وجود ندارد. در این رابطه اذن خداست برخلاف رابطه ای که اذن خدا در آن وجود ندارد که برای همه چیزش ولو نماز خواندنش هم، دو تا نامحرم یک جا خلوت داشته باشند نماز هم بخوانند نمازهایشان هم به درد نمی خورد. ولی وقتی اذن الهی در یک رابطه هست، روابط جنسی شان هم عبادت است.
این سطح از رابطه، امام می فرمود چای خوردن ما کنار خانواده کمتر از زیارت امیرالمومنین نیست. ببینید این نوع نگاه شماست، نوع فکر شماست. اندیشه و معرفت یک شخص باعث می شود که نگاه کنند.
در روایت داریم وقتی که وقتی یک مردی دست زنش را می گیرد، همین، دستشان را می گیرند همه گناهانشان از بین انگشتانشان می ریزد. از بین انگشتانشان. ببینید ما چه دینی داریم. شما کجا می توانید چنین خدا و چنین دینی پیدا کنید. می گوید همین، دست های همدیگر را بگیرند. حالا پدر و مادر این کار را می کنند، پدر و دختر این کار را می کنند، پدر و پسر این کار را می کنند، همدیگر را بغل می کنند، می بوسند، می بینید می ریزد، ریزش دارد، تمام گناهان آمرزش پیدا می کند. دو تا برادر ، دو تا خواهر با هم این کار را انجام می دهند، همدیگر را بغل می کنند، می بوسند، اصلا پاک می شوند. این، نوعِ رابطه است.
اما در بهشت اصلاً داستان فرق دارد. در بهشت موسیقی ها بر اساس هر عشقی که بنا شده، آن عشق سازنده است. آن عشق، هر چی که هست. عشق انسان با همسران است، با دوستانش است، با هر کس است موسیقیِ مناسب هر نوع نشستی در بهشت، قُرب خاص خودش را دارد، آثار خاص خودش را دارد. به خصوص که در این موسیقی، انسان موضوع موسیقی، مثل الان که سلام فرمانده راجع به امام زمان است، آدم می شنود صفا می کند، کِیف می کند، حتی از شوق و لذتش به گریه هم می افتد، آن جا هم همین طور است. انسان کلمات بسیار زیبا، مقدس و عالی می شنود با ارتباطی که با خدا، معشوقش دارد. اصلاً متن موسیقی های آن جا قُرب آور است، هم ترانه ها و هم سازَش، همه چیزش این آثار را برای انسان دارد. حالا احادیثش را با هم بخوانیم.
استقبال از مؤمن در بهشت
در بهشت هم موسیقی هست و هم آواز. در روایتی داریم حضرت داود علیه السلام رهبر خوانندگان بهشت است، چون خود حضرت داود علیه السلام در دنیا هم که بودند صدای فوق العاده ای داشتند. ما در روایت داریم اگر یک موقعی که می خواندند، خواندن ایشان، یک خواندن الهی بوده است؛ مثل خیلی از کسانی که نفس دارند، مداح های ما، عزیزهای ما می خوانند، و طوری بوده که گاهی وقت ها افراد از حال می رفتند. یعنی اینقدر این نوا، نوای زیبایی بوده، حالا حضرت داود علیه السلام در یک روایتی من دیدم رهبر خوانندگان بهشت است و بالاخره آنجا بساط اینجوری، همه جوره وجود دارد.
اما چیزهایی که خوانندگی دارند، کسانی که در بهشت می خوانند متفاوت هستند. خواننده های بهشت متفاوت هستند. این را از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برایتان بخوانم، می فرماید:
“ما مِنْ عَبْدٍ یَدْخُلُ الْجَنَه اِلّا وَ یَجْلِسُ عِنْدَ رأسِه وَ عِنْدَ رِجْلَیْهِ سِنْتانِ مِنَ الْحورِ الْعین”
ببینید یکی از کارهای قشنگی که آدم ها احتیاج دارند ادب پذیرایی از دیگران در ورود به خانه یا هر جا است. در روایت داریم وقتی یک کسی وارد می شود کسانی که نشسته اند به کسی که وارد می شود سلام کنند. درست است کسی که وارد می شود ادب دارد، سلام می کند، ولی در روایت داریم چون شخص می خواهد وارد جمع شود در روایت داریم ممکن است یک حالت حیا، خجالت زدگی حتی وحشت زدگی داشته باشد می گوید بقیه به او توجه کنند که اضطرابش ریخته شود. ببینید چه قدر فرهنگ ما متعالی است، شما هیچ جای کره زمین همچنین مکتب، ادب و اخلاقی را پیدا نمی کنید. هیچ روان شناسی برای شما این حرف ها را نمی زند. اگر شما جایی سراغ دارید که روان شناس این را برای شما بیان کند. یک کسی که از در می آید یا بزرگ ترها زودتر به کوچک ترها سلام کنند. این خیلی مهم است. حالا در بهشت هم همین طوری است. در بهشت وقتی شخص وارد می شود، مثلا در مهمانی ها، زنِ خانه وقتی مرد وارد می شود باید یک جوری پذیرایی کند که تمام آن سختی ها، غم ها و غصه ها …
گاهی وقت ها مرد تا وارد می شود زن شروع به نق زدن و غر زدن می کند، بچه این جوری کرد آن جا این جوری کرد، مامانت زنگ زد این جوری کرد، خواهرت این جوری. این احمقانه ترین استقبالی است که یک کسی می تواند انجام دهد، آن هم در ساعت های اول ورود یک مرد. یک موقع هست تسکین پیدا شده است، کارها انجام شده است. سر غذا حرف زدن، اصلاً این خیلی بی ادبانه است. موقع غذا انسان نباید گلگی کند، نباید حرف های بیخود و گله هایش را بگوید. ورودی این هست. هنوز از در نیامده، خستگی اش در نرفته، یک عالم مشغله ذهنی و آشغال این طرف و آن طرف برای خودش دارد تا بیاید بنشیند، بخوابد، غذایش را بخورد، استراحت کند، چایش را بخورد تا یک روانی مناسب خانواده پیدا کند طول می کشد. از در تا نیامده زن شروع می کند، یا آقایان نسبت به همدیگر. می گوید نه، کسی که می خواهد به داخل بیاید باید حواستان باشد. استقبال فوق العاده مهم است اینکه وقتی کسی وارد می شود چه طوری استقبال کنیم. در کاروان های ایرانی، این رسم خیلی عالی ای است که وقتی مهمان به مکه و مدینه می رسد. چون مسیر، به خصوص زمانی که قرار است اعمال انجام دهند، می روند اعمال انجام می دهند یا احرام می روند از در که وارد می شوی شما وقتی وارد فضای هتل می شوی، خیلی زیبا طراحی کردند. شما وقتی وارد فضای هتل می شوی، آنجا می بینید که رئیس کاروان انواع و اقسام نوشیدنی ها، سرد و گرم را آنجا گذاشته، پذیرایی می کند. وقتی شخص وارد آنجا می شود خیلی انرژی از او رفته است، خسته است یا اصلاً از سفر آمده، با هواپیما آمده ممکن است سه نصفه شب پرواز بوده، تا بیاید به شهر برود، معطلی های فرودگاه دارند، چند ساعت معطلی بوده، دیشب نخوابیده، بعد هم سوار اتوبوس شده، کلی معطل شده، آمده وقتی وارد هتل می شود می بیند که آن جا اصلاً نوع برخوردی که آن جا هست، بعضی از روسای کاروان، بیشتر روسای کاروان من دیدم رعایت می کنند، خیلی عالی. طوری پذیرایی می کنند که شخص همان دم در، خستگی اش در می آید. حالا نگاه کنید چقدر از نظر روان شناسی قشنگ است.
می گوید وقتی مومن وارد بهشت می شود این استقبال این قدر عظمت دارد و با شکوه است، یک بخشَش این است، حالا در آن جا یک عالم مقدمات استقبال داریم. الان من اصلاً این ها را نمی گویم. از لحظه ای که می خواهد جان بدهد، از قبل از جان دادن، استقبال شروع می شود، در روایت داریم حضرت عزرائیل علیه السلام، حضرت عزرائیل یک فرشته فوق العاده زیبا، مهربان، رفیق، خیلی…….
او به استقبال می آید. بعد چه کسانی را می آورد؟ قبل از اینکه مومن جان بدهد. خدا حاج قاسم ما سلام الله علیه را رحمت کند. یکی از دوستان ایشان را خواب دیده بود، از دوستان خودشان، من این را در جایی خواندم. به ایشان می گویند حاج قاسم منفجر شد چه طوری شد؟ می گوید من که اصلاً متوجه انفجار نشدم، ما در ماشین نشستیم امیرالمومنین آمد به ما سلام و علیک و استقبال کرد، ما رفتیم، اصلاً نفهمیدیم چی شد. استقبال این طوری است. ما و انفجار و این ها را اصلاً، یعنی مثل این مدافعین حرم وقتی سَرِشان را می بُریدند، یکی از این عزیزان افغانی فاطمیون گفت امام حسین آمد به من گفت لحظه ای که این ها می خواستند سر من را بِبُرَند من فقط امام حسین را می دیدم. به من گفت اصلاً درد ندارد. درد ندارد راحت باش. می گفت من اصلاً نفهمیدم سرم را بُریدَند، من همه اش چشم در چشم امام حسین بودم.
این ها برای بچه هایشان استقبال، خیلی بچه هایشان را دوست دارند، خیلی شما را دوست دارند، به شرطی که ما هم دوستشان داشته باشیم. ما هم دوستشان داشته باشیم، حرمت داشته باشیم، احترام داشته باشیم و این ها را رعایت کنیم. دور نباشند. چون رفتارمان آن ها را از ما دور می کند. ما خیلی وقت ها می گوییم نه می خواهیم عزرائیل را این طوری ببینیم، عزرائیل وحشتناک می آید چون خودمان وحشتناک شدیم. نه می خواهیم اهل بیت را ببینیم خب دیگر شیاطین و مامورهای عذاب می آیند. این تو هستی که لیاقتت چه کسی را بالای سرت می آورد. ولی خوب از اینجا شروع می شود تا وقتی که شخص وارد آن طرف می شود پنج تن با عزرائیل می آیند. می گوید ببین ایناهاش، پیغمبر آمده، امیرالمومنین آمده، حضرت زهرا آمده، حَسنین آمدند شما را بِبَرند. حالا شما نگاه کنید از اینجا استقبال شروع می شود تا موقعی که انسان می خواهد به آن طرف برود. حالا این مومن به بهشت رفته است، می خواستم بگویم این یک کلمه ی پیغمبر خیلی مهم است، دَرکِش خیلی مهم استببینید عربی اش را بخوانم.
“ما مِنْ عَبْدٍ یَدْخُلُ الْجَنَه”
داخل بهشت که می شود
“اِلّا وَ یَجْلِسُ”
همین که به بهشت می رود و روی تختش لم می دهد، توی کاخش می نشیند می فرماید دو تا حوری می آیند یکی بالای سرش و یکی پایین سرش، می آیند می نشینند و با خوش ترین صدا برایش آوازی می خوانند
“تُغَنیانِه”، ما هم که این عادتمان را نمی توانیم ترک کنیم “بِاَحسَنِ صوتِه”
زیباترین صدا، برایش می خوانند. اینکه می گویند زیباترین صدا، ما نمی فهمیم یعنی چی هااا؟ در روایت داریم اگر صدایشان اینجا بیاید، ذره ای از موسیقی بهشت اینجا پخش شود همه می میرند. کسی اینجا تحمل شنیدن موسیقی بهشت را ندارد. هیچ چیزش را کسی تحمل ندارد، یکی اش هم موسیقی است.
“بِاَحْسَنِ صوتٍ سَمِعَه الْاِنْسُ و الْجِن” که جن و اِنس آن را شنیده باشند. یا جن و اِنس آن را می شنوند. بعد حضرت می فرماید: “لَیْسَ بِمِضْمارِ شَّیْطان”، پیغمبر موسیقی های بهشتی را چگونه تعریف می کند؟ می گوید این ها مضمار، مضمار شنیدید دیگر، مضمار یک ساز است، می گوید این ها مضمار شیطان نیست، این ها گیتار شیطان نیست، ساز و آوازهای شیطانی نیست. “وَلکِنْ بِتَمْجیدِ اللهِ وَ تَقْدیسِه” این تمجید و تقدیس خداست، یعنی آن چیزی که آدم، الان یک سلام فرمانده را برای ما می خوانند، چیزی راجع به حضرت زهرا و امیرالمومنین در این جشن ها برای ما می خوانند، من با عزا کار ندارم، جشن ها را می گویم، در این جشن ها می خوانند اصلاً حس انسان نسبت به هر کدامشان، یک علی اکبر برایمان می خوانند، یک ابوالفضل برایمان می خوانند، چقدر ما صفا می کنیم. حالا آنجا راجع به، چون مومن در آنجا به یک معرفتی از خدا رسیده که با فهم ما از خدا در اینجا خیلی فرق دارد. در آنجا یک عالم پرده کنار رفته است. یعنی لذت بخش ترین فرد برای انسان،شخصِ خداست، شخص خداست. چیزی که انسان بیشتر از هر چیز دیگری در بهشت از آن لذت می برد خود خداست. برای همین می گوید جمعه ها، حالا شنبه ها که شنبه مهمان آدم علیه السلام، یکشنبه حضرت نوح، دوشنبه حضرت ابراهیم، سه شنبه حضرت موسی، چهارشنبه حضرت عیسی، پنج شنبه حضرت رسول، این ها مهمانی می دهند. آنجا پر از مهمانی است. آنجا دائماً بساط جشن و مهمانی ها و ملاقات ها، ابدیت هم هست، تَه هم ندارد، وقت زیاد است. الان شما ببینید کسانی که زمان حضرت آدم رفتند بهشتی هایشان تا الان همه اش در عشق و حال هستند. اشتداد هم دارند، تا قیامت، قیامت تازه داستان شروع می شود. تازه شروع می شود. تَه هم ندارد دیگر، ابدی است، ابدی. یعنی اینکه وقتی وارد بهشت می شوی خیالت راحت است که از اینجا در نمی آیی. آنجا مرگ و پیری و هیچی نیست، هیچ خبری نیست. “اولئِکَ اَصْحابُ الْجَنَهِ هُمْ فیها خالِدون” ما خیلی عجله داریم، زود به جهنم می رویم. به خاطر عجله مان گناه می کنیم. بی طاقتی می کنیم، حواسمان نیست که هم بهشت را از دست می دهیم و هم به جهنم می رویم، راحت معصیت و نافرمانی خدا را می کنیم.
می گوید این موسیقی، وقتی این ها می خوانند، از حضرت معشوق می خوانند. حالا جمعه ها این ها وقتی که می روند، می گوید جمعه ها این قدر به این ها حال می دهد که دوست ندارند از بهشت خدا و از مهمانی بیرون بیایند. اصلاً یادشان می رود، بهشت یادشان می رود، همه چیز یادشان می رود. خدا یک قُربی، یک چیزی، چون پذیرایی خودِ خداست، شخصاً می خواهد پذیرایی کند، خدا، خودِ خدا می خواهد شخصاً پذیرایی کند، خدا چی در جان آدم می ریزد، الان هم هست، ما حواسمان نیست. خدا همین الان همان را دارد، کسی که اهلش است همین الان هم می تواند گیرَش بیاید. به شرطی که بخواهی و فقط اراده کنی، همین اراده کنی. ولی در دنیا باید مانع زدایی کنی تا آن حس را پیدا کنی، حس با خدا را پیدا کنی، یعنی به یک بلوغ برسی تا با او ازدواج کنی. مثل بلوغ جنسی است که بچه ندارد. امروز داشتم سرِ یک کلاسی بحث بلوغ انسانی را تعریف می کردم که انسان تا خودش بالغ نشود نمی تواند لااله الا الله بگوید، باید خودش به بلوغ انسانی برسد تا بتواند بگوید اَشهَدُ اَن لا الهَ الا اَلله، شهادت می دهم که معشوقم خداست. این کارِ هر کسی نیست، انسان باید بلوغ پیدا کند. تا تو خدا را به عنوان معشوق پیدا نکنی نمی فهمی نماز یعنی چه، اصلاً نماز نمی توانی بخوانی. نماز را به عنوان یک تکلیف می خوانی، همیشه هم گفتم چهار رکعتی اش بشود دو رکعت، خوشحال هم هستی، آن را نمی فهمی. تا نفهمی آدم هستی، زوجت خداست، زوجت خداست، معشوقت خداست، دلبَرَت خداست، اِلاهَت خودِ خداست، اگر این را فهمیدی، آن وقت قدر نماز را می دانی، قدر شب را می دانی، قدر سحر را می دانی، قدر ذکر را هم می دانی.
اینجا باید تو خودت را به بلوغ برسانی تا بعد آن ازدواج صورت بگیرد، داشتیم همین را می گفتیم که آدم باید به بلوغ برسد، بعد داشتم مثال می زدم که اگر به بچه ۵ ساله بگویی بزرگ شوی برایت زن می گیرم لذتی نمی بَرَد. حالا وسط این کلاس من، من هر چه از زوج ها سوال می کردم، امروز کلاس زن و شوهری بود، زن و شوهرها آمده بودند، صبح داشتیم راجع به این ها صحبت می کردیم یک بچه فسقلی ۵ ساله هم آنجا بود، هر چه من سوال می کردم او هم مثل بقیه جواب می داد. خیلی عالی، خیلی بحث را گوش می کرد، پسربچه ۵ ساله ای بود، خیلی عالی گوش می کرد، صف اول هم نشسته بود، جلوتر از پدر ومادرها جواب می داد، بعد به او گفتم تو یک جایزه از من طلب داری، آمدم یک جایزه به تو می دهم. بعد که می خواستم آن موضوع را بگویم این هم دوباره دارد می گوید. گفتم جایزه ات این است که برایت زن میگیرم. یکدفعه بچه حالش خراب شد. نزدیک بود بچه، پس بیفتد. گفت نه، خیلی. گفتم بیست سال دیگر، بیست سال دیگر نگیریم پس میافتی. الان میگوید نمی خواهم چون بلوغ ندارد. وقتی آدم بالغ شد می گوید همسر می خواهم، زوج میخواهم، نگیرید هم خودم می روم پیدا می کنم. آدم تا بالغ نشود نمی تواند بگوید اشهد ان لا اله الا الله. تا بالغ نشود نمی تواند، بلوغ که پیدا می کنی می فهمی رفتن به این حرم حضرت عبدالعظیم با آدم چی کار می کند، زیارت و ملاقات یعنی چی، حضرت معصومه یعنی کی، اصلاً زیارت نامه یعنی چی. شما تا بالغ نشوی نمی توانی با پدرت امام رضا به عنوان بابا ملاقات کنی. سَرَت را می اندازی، کور می روی کور می آیی. به قول امام زمان، آدم کر و کور می رود، کر و کور هم بر می گردد. آنجا در بهشت شخص بلوغ پیدا کرده است، اصلاً آن جا داستان خیلی فرق می کند. آنجا زور زدن نمی خواهد که پرده نباشد. بین تو و خدا پرده نیست حالا ببین چه اتفاقی می افتد. یکدفعه دو تا حوری بهشتی بالای سرت بیایند و برایت از خدا بخوانند. آهنگ، موسیقی، ترانه و تنظیم این ها را چه کسی کرده است؟
خدا آسید جمال را رحمت کند. اصلاً این صحنه اش آدم را جادو می کند. می گوید یک لحظه در این درالسلام نجف نشسته بودم یکدفعه دیدم در بهشت، لب بهشت، حوری ها همه لب حوض ها نشسته اند، حوض های بهشتی، ما چه می فهمیم حوض بهشتی چیه، حوری ها دسته ای نشسته بودند، این جوری آب بازی می کردند، همین جوری آب می پاشیدند، بعد همه با هم، هم نوا یک ترانه دسته جمعی می خواندند، حالا متن ترانه را هم ایشان می گوید، متن ترانه فوق العاده است. کی تنظیم کرده است؟ آهنگ را چه کسی می زند؟ اصلاً داستانش چه جوری است؟
خدا رحمت کند، باز هم شهید دستغیب، باید رفت و دید.
این یک دانه، سراغ خواننده بعدی برویم.
درختان بهشتی و موسیقی الهی
باز هم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
دیگر فارسی بخوانم، اگر بتوانم به خودم غلبه کنم عربی نخوانم، فارسی اش را برایتان بخوانم.
“در بهشت درختی است که تنه آن از طلاست و شاخه هایش از زبرجد و مروارید”
شما تصور کنید این یعنی چی؟ حالا طلای آنجا چیست، زبرجد و مروارید آنجا چیه؟ یک موقع شما با دنیا جدی نگیرید فکر کنید این است. این سنگی که ما از آن استفاده می کنیم میلیاردها برابر، میلیاردها برابر شسته شده تا شده چیزی که مربوط به دنیاست. اصل این سنگ، آن طرف چه خبر است، ما نمی دانیم. طلا چیست آنجا؟
این ساختار و معماریِ شکل خود درخت است.
” بر این درخت بادی وزیدن می گیرد”
حالا نسیم های بهشت، نسیم های بهشت، داستان این نسیم ها و بادهای بهشتی.
” و چنان صدایی از آن برمی خیزد که شنوندگان هرگز صدایی لذت بخش تر از آن نشنیده اند.”
این هم درختانی که موسیقی تولید می کنند. تنظیم این ها چه طوری است.
پاداش ترک موسیقی حرام
امام صادق علیه السلام، “عاصم بن حمید می گوید به حضرت گفتم قربانت گردم آیا در بهشت آوازه خوانی است؟ فرمود در بهشت درختی است که به بادها دستور داده می شود و وزیدن می گیرند پس آن درخت آهنگی می زند که خلایق آهنگی به زیبایی آن نشنیده اند. سپس فرمود: هذا عِوَضٌ لِمَنْ تَرَکَ سَماعَ لِلْغِناءِ فی الدُّنْیا مِنْ مَخافَه الله. این برای کسی است که آوازهای دنیایی و آوازه خوانی های دنیایی را از ترس خدا ترک کند.”
این قدر آدم ذلیل و خوار و بدبختی نباشد که گوشش را به فحشای شنیدن چیزهای مزخرف و هرز دنیایی هرز بدهد که با روح آدم آن همه گرفتاری ایجاد می کند.
شما نگاه کنید ترانه هایی که الان ساخته می شود پر از کثافت و نکبت و ذلت و خواری و خاک تو سری است، اصلاً خیلی از این ترانه ها شخصیت آدم را به لجن می کشد. آهنگ هایشان یک طرف که پر از غصه و غم و خیانت و بی وفایی در آن است، با متن این آهنگ ها. آدم تعجب می کند یک نفر چقدر باد خُل باشد بنشیند این ها را گوش کند. یعنی چی آدم بنشیند چیزهای منفی، شاعر مریض روانیِ منفی نشسته این ها را نوشته، همه اش از ظلم و خیانت و قال گذاشتن و نمی دانم بی وفایی و شِر و وِر، بعد اصلاً این چیست؟ اصلاً مگر آدم شعور، احساسات و روح لطیفش که از بهشت لطیف تر است را از سر راه آورده است. مگر خدا به آدم مفتی داده است که بنشیند این مزخرفات را گوش کند؟ موسیقی جهنمی، آهنگ های مزخرفی که نمی دانم کی کی خوانده، کی کی خوانده، اصلاً آن آدم کی هست که تو این قدر بی شخصیتی که روح و روان و گوش و قلبت را به یک نفر می سپاری که بیاید در آن آشغال بریزد؟ اگر همسایه تان آشغال دم درِتان بریزد اعصابتان خرد می شود. اگر کسی یک آشغال در غذایت بریزد، آشغال بد هم نه، مثلاً یک برگ در غذا بریزد، می گویی نمی خورم، بدم می آید. روحَت را چه طوری باز می کنی؟ حضرت می فرماید من تعجب می کنم چطور افراد از غذای بد پرهیز دارند از گناه پرهیز نمی کنند. روح را این قدر آلوده می کنند. مگر آدم دیوانه است بنشیند این موسیقی ها را گوش کند؟ یک مُشت آدم های بُریده ای که اصلا ارتباطی با، فقط در زمین و جهنم ریشه دارند، اصلاً هیچ ارتباطی هم با غیب ندارند، کاملاً ارتباط با غیب، فرشته ها و آسمان قطع است، این حالا نشسته موسیقی، مثل موسیقی های هِوی مِتال و موسیقی های شیطانی و موسیقی های مزخرف شما بگیر تا این که الان در کشور خودمان تولید می شود. آخر این شِر و وِر ها چیست که آدم را به لجن می کشد. مسخره است، مگر چقدر آدم بی قیمت است که این ها را بشنود؟
حضرت می فرماید آن ها برای کسی است که گوشِشان را به این ها حرام می کنند. اجازه نمی دهند این مزخرفات در گوشِشان بیاید.
و بالعکس کسی که هرزه گوشی می کند، هرزه گوشی می کند، هرزه گوشی فقط آهنگ نیست، غیبت شنیدن، تهمت شنیدن، فضولی کردن در کار دیگران، از اخبار دیگران سر در آوردن، جاسوس گذاشتن به اینکه فلانی فلان حرف ها را بیاور به من بزن، کسی که هرزه گوش است، لذت های حرام گوشی دارد، فرمود سرب داغ در گوشَش می ریزند. سرب مذاب در گوشَش می ریزند. چون دارد لذت گوشی حرام می بَرَد، عذاب گوشی دردناک هم دارد.
پاکی نفس و شنیدن موسیقی بهشتی
قربان امام رضا علیه السلام برم، به به، حدیث امام رضا بهانه ای شد، عشقمان امام رضا :
“مَنْ نَزَّهَ نَفْسَهُ عَنِ الْغِنا ؛ کسی که روحش را از موسیقی ها و غناهای دنیایی منزه و پاک کند، “
غناهای حرام را داریم می گوییم، من قبلاً توضیح دادم که ما حلالش را هم داریم، ما حرامش را داریم می گوییم، آن هایی که مناسب مجالس فسق و فجور و به قول مراجع تبهکاری است. “فَاِنَّ فِی الْجَنَهِ شَجَرَهٌ یَعْمُرُ الله عَزَّوَجَلَ اَنْ ریاحَ اَنْ تُحَرِکَها در بهشت درختی است که خداوند به بادها امر می کند که آن را به حرکت در بیاورند.
“فَیَسْمَعُ” مثل صدای باد، وقتی در بیابان باد می آید دیدید صدای سوت می آید؟ باد از کجا رد می شود؟ از توی فضاهایی شبیه نِی، دیدید وقتی رد می شود آن سوت را دارد. مثل سوتی که خودمان می زنیم. ما می خواهیم سوت بزنیم چی کار می کنیم؟ باد بیرون می دهیم دیگر. یک باد را از فضای دهان بیرون می دهیم، این می شود چی؟ سوت می شود. حالا یک کسی با دهانش این کار را می کند. در یک از موسیقی های خیلی خوب در یکی از فیلم های خیلی خوب که همه تان هم می شناسید، همه هم دیدند لذتش را هم بُردند، آخر سر معلوم شد ما فکر می کردیم این یک ساز است، اما از اول تا آخرش این شخص این نوا را اصلاً با دهان زده بود. کل این با دهان زده شده بود. باد است، داخل مخرج و فضای خاص می رود، این می شود. در سازها هم همین طور. حالا درخت دقت کنید مکانیزم این درخت چه طوری است؟ شکل و ساختار این درخت چه طوری است؟ الان بدم می آید از این کلمات هم استفاده کنیم، ساختار این درخت این طوری است که وقتی این باد می خورد، می خواهم بگویم این قضیه کاملاً ریاضی است، وقتی می خورد، حضرت رضا علیه السلام می فرماید که فَیَسْمَعُ لَها صوتاً لَمْ یَسْمَعْ بِمِثلِه” “صدایی می شنود که در عمرش این چنین صدایی نشنیده است.” “وَ مَنْ لَمْ یَتَنَزَه عَنْهُ لَمْ یَسْمَعْهُ” ببین امام رضا چقدر قشنگ می گوید. کسی که جانش را از موسیقی حرام پاک نکرده است، آن صدا در بهشت بر او حرام است، اصلاً به آنجا نمی رسد که بخواهد بشنود. آن موسیقی را نمی شنود.
“لَمْ یَسْمَعْها”پس مواظب باشیم، گوش هایمان را عادت به صداهای حرام وحرف های حرام ندهیم چون محرومِمان می کند. چون
به هر میلی که دل خواهی سپرد در نهان چیزی زِ تو خواهند بُرد
آن طرف یک چیزهایی محروم می شود. پس یادتان باشد هیچ لذتی در دنیا مفتی نیست. حلالش مفتی نبست، سهمِتان را کم می کند، حرامش که دیگه اصلاً، حرامش اصلاً. بعضی ها اصرار دارند که حتماً حرام را امتحان کنند با اینکه حلال هم دارند ولی اصرار دارند یک لذت های خیالی، وهمی و حسی حرام داشته باشند. انواعش را داریم که در انسان شناسی توضیح دادم. لذت های حسی، خیالی، وهمی، حرام.
اصرار دارند این را داشته باشند، با اینکه این کار حرام است ولی می خواهد این لذت را بِبَرد، می خواهد تجربه اش کند، عقده ای هستند. کسی که نمی تواند بگذرد آنجا دیگر نمی تواند از خیلی از عشق ها بهره مند شود. اصلاً به آنجا نمی رسد، آنجا فقط تنفر خواهد دید. تنفر خواهد دید. جالب است خداوند کاری کرده که کسانی که حتی در دنیا، در دنیا به هم عشق ورزی حرام دارند، می گوید یک کاری می کنم شما در این دنیا با هم دشمن شوید. همین جا از هم متنفر شوید چه برسد به آن طرف. آیات الهی را نگاه کنید کسانی که در دنیا با همدیگر عشق داشتند از همدیگر لذت می بُردند ولی حرام، برای همدیگر جان می دادند، آنجا چقدر با هم دشمنی می کنند، چقدر به همدیگر فحش می دهند. آیاتش را نگاه کنید، می گوید: خدا لعنتت کند او هم می گوید خدا تو را لعنت کند. یک صدا هم می آید می گوید لعنت بر هر دوی شما. صدایی می آید می گوید خدا هر دویتان را لعنت کند.
هیچی مفت نیست، فکر نکنید یک نفر بگوید من زرنگم، مثلاً توانستم فلان لذت حرام را بِبَرم، نه.
به آن برسی در دنیا حتماً خدا کوفتَت می کند، آخرت هم همین طور. آخرت هم انسان باید برایش جزا بدهد. به این توجه کنید.
ببینید حضرت چقدر قشنگ می گوید. می گوید کسی که گوشَش را پاک نکرده باشد، نفسَش را، “لَمْ یَتَنَزَه” نفسَش را از این حرام ها پاک نکرده باشد آن را نخواهد شنید.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
مباحث آینده
ان شاءالله از جلسه بعد که راجع به آن صحبت خواهیم کرد، بحث هایمان دیگر عملیاتی است. یعنی یک اوصاف اصلی بهشت را خواهیم داشت ان شاءالله که خیلی مهم است. دو هفته دیگر اگر عمری باقی باشد و ما تعطیل نباشیم، حالا هفته ای که نوبتش است بعدش ان شاءالله به سراغ عوامل دخول در بهشت می رویم که دیگر آن بحثش کلا بحث هایی است که به سبک زندگی ما مربوط است، بحث های عملیاتی روز است، کاملاً مباحث سبک زندگی است.
از نفس پاک شما عزیزان استفاده می کنیم. ۵ مرتبه آیه ام یجیب را همه می خوانیم.