فهرست مطالب
Toggleفحشاهای ظاهری و باطنی
قمار کردن فحشاهای ظاهری است. فحشاهای باطنی آن است که انسان با باطنش انجام میدهد، با روحش انجام میدهد؛ مثل حسادت، بداخلاقی، چشم و همچشمی، خودبرتربینی، شیفتگی و خودشیفتگی و چیزهای از این قبیل. اینها فحشاهای باطنی است. معلوم است که فحشاهای باطنی مربوط به خلق انسان هستند. فحشاهای ظاهری مربوط به عمل انسان است. عقاب اینها هم فرق میکند؛ یعنی گناهان و جهنم اعمال غیر از جهنم است. جهنم اخلاق خیلی عمیقتر است. این فحشاهای باطنی است که جهنمش بسیار عمیقتر و دردناکتر است.
ظاهر و باطن قرآن
یک موقع کسی از حضرت سوال کرد که حضرت خیلی عمیق جواب دادند در مورد این آیه. فرمود: «إِنَّ الْقُرْآنَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ،» قرآن ظاهری دارد و باطنی. دقت کنید چون این خیلی در عمل و تصمیمگیریهای ما موثر است. فرمود: « فَجَمِیعُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِی الْقُرْآنِ» هر چیزی که خدا در قرآن حرام کرده ظاهر است. ظاهر را باید شما با چه فهمی درک کنید؟ «الظاهر عنوان الباطن» یعنی آنچه که ظهور میکند، نماینده باطن است. چه در فرد چه در هستی.
مشکلات جسمی و روحی
یک موقع مسئله، مسئله فرد است، میگوییم این الان مثلا صورتش جوش زده. لکنت زبان دارد. شب ادراری دارد، پوستش این جوری شده، این در بدن انسان هست. مثلا کبد انسان مشکل پیدا بکند به شکلهای مختلف ظهور میکند. پوست خراب میشود. ممکن است انسان لکنت زبان بگیرد. ناراحتی روحی و روانی. هر چیزی. الان ناخن جویدن میشود. شما جلوی ناخن جویدن را میگیرید. فکر میکنید کار خوبی کردید بچه را. دستش لاک میزنید یا فلفل میمالید یا چیزی که او دیگر در دهانش نکند. چه اتفاقی میافتد؟ آن باطن دیگر به شکل ناخن جویدن اتفاق نمیافتد. شب ادراری میشود. لکنت زبان میشود. یا ناراحتی پوستی شدید. این خودش را نشان میدهد. پس چی باید اولش درست بشود؟ آن باطن درست بشود این همه عوارض منفی همه از بین میرود. مثلا میگویند شما کبدت را برس کلی از مشکلات که در بدنت هست حل میشود. آنجا مشکلساز است. این در ظاهر بدن است.
ریشه مشکلات اخلاقی و اجتماعی
یک موقع در اخلاق یک شخص است. شخص عصبانی هست، ناامید هست، پرخاشگر هست، بداخلاق هست، غمگین هست، بیحوصله است، احساس پوچی دارد. شاخصههای سلامت و سعادت را که شادی، آرامش، عشق ندارد. کینهای است، عصبی است، مشکلات دیگری دارد. آنچه از او ظهور میکند، حاکی از یک باطن است. یک چیزی آنجا هست که روح این شخص که آرام نیست، سر جایش نیست، که خرابه حالا ظهورش غم، افسردگی، مشکلات شدید روحی و روانی، پرخاشگری، احساس ناامیدی، پوچی، بیشخصیتی، احساس بیپناهی، همه چیز. هر کس هر مشکلی دارد. بالاخره شاد و آرام نیست یا آدم عاشقی نیست. مهربان نیست. توان مهرورزی به دیگران را ندارد. با همسرش، با خانواده همسرش، با پدر و مادرش، با خواهر و برادرش مشکل دارد. با همکارانش مشکل دارد. با بالادستشان با زیردستانش مشکل دارد. با همه مشکل میخورد. در واقع مشکل در روح اوست. اگر آن حل شود همه چیز درست شد. که ما میگوییم فقط باید یک چیز درست شود وقتی همه چیز حل میشود. آن چیز چیست؟ این است که انسان به توحید برسد.
توحید و حل مشکلات
وقتی انسان الهاش، اله حقیقیاش را پیدا کند، و پیوندش با اله موفقیتآمیز باشد، بقیه چیزها خودبهخود درست میشوند. پس اگر ما مشکلات زیادی داریم مربوط به ضعف توحید است. حالا این را در نظام فردی صحبت میکنیم. اما گاهی بحث جهانی است. حتی بحث جامعه اسلامی نیست. بحث جهانی است. در جهان ما چقدر فساد و گناه داریم، یا کارهای خوبی که دارد صورت میگیرد، باطن همه جرائم، فحشا، که در جهان وجود دارد، حضرت میفرماید که هر چیزی که خدا حلال کرده و واجب و خوب است، اینها یک باطن دارند. باطن همه اینها امام حق است؛ یعنی هر چق خوبی در عالم است، ظهور است، باطنی دارد که امامش امام حق است. اگر در یک جامعهای امام حاکم باشد، امید هست که آن جامعه روزبهروز جامعهاش چی شود، بهتر بشود. امام آن جامعه را رشد میدهد. بعد میفرماید هر چی که امام در جامعه حرام کرده، همه اش ظاهر است. یعنی ظهور است. باطن همه حرامها و فحشاهایی که خدا حرام کرده، طاغوتها و امامان جور هستند.
نقش امام در جامعه
اگر کسی به این فرمول توجه نداشته باشد که الظاهر عنوان الباطن، توضیحی که امام کاظم درباره این میدهد که درباره فحشاهای کل دنیا، مشکلات کره زمین، فقر، فساد، ظلم اینهایی که الان هست، فقر، طلاقها، غمها، غصهها، یتیم شدنها، معلول شدن مردم، بیمار شدن هر چی که شما بگیرید، چه جسمی چه روحی به یک چیز برمیگردد. آنکه امامی که روی زمین حاکم است امام جور است. لذا نمیتواند مدیریت بکند که حق ظهور بکند. امام جور باطن همه بدیهای عالم هست. باطن همه خوبیهای عالم چیست؟ امام حق است. اگر یکجایی امام حق بود یواش یواش همه جا را درست میکند. همه جا را آباد میکند. پیشرفت حاصل میشود.
عوامل جهنم رفتن
این فرمول را داشته باشید. حالا شما نگاه کنید وقتی عوامل جهنم رفتن را بررسی میکنید. میگوید پذیرش امام باطل، دوست داشتن اهل باطل، دوست نداشتن امامان حق، عامل رفتن انسان به جهنم است. چرا؟ چون شما هر چی که دشمنان اینها را دوست داشته باشید، یا ولایتشان را قبول کنید، یا سبک زندگیشان را قبول کنید، به آنها کمک کردید و به باطل و فحشا و فساد و فقر کمک کردید و بالعکس، هر کاری که برای امام حق کنید، ائمه را دوست داشته باشید، زمینه حاکمیت ائمه را فراهم کنید در تمام خوبیهای عالم سهیم هستید؛ ببینید چقدر ماجرا مهم است. یک اصل اساسی است و همه هم قبول دارند. هیچ کس چه خوب و چه بد آن را انکار نمیکند. پس تولی و ولایت دشمنان اهل بیت یعنی دوست داشتن تمام زشتیها، فسادها و فقرها. انسان وقتی کمک میکند به حاکمیت طاغوتها، ائمه جور، فساد، در تمام این گناهان شریک است.
رضایت قلبی و گناه
علی علیه السلام فرمود: «الراضی بالفعل کالقوم دخل فیهم معهم» کسی که راضی به کاری است مثل کسی است که راضی به فعل قومی است. مثلا بیحجابی، بینمازی، مشروب خوردن، روابط غلط زن و مرد در مهمانی، در جشنی، در عروسی، فرهنگهای غلط، اگر کسی راضی به امر باطلی باشد ممکن است آن کار را اصلا نکنی، گناه را نمیکنی ولی همین که راضی هستی به آن کداخل فیه معهم مثل کسی هستی که در آن گناه شرکت کرده و با آن گناهکاران بوده. چون عامل گناه را بدن نیست. چیه؟ قلب است. قلبت هر جا باشد، تو آنجایی. مثلا حجاب را رعایت میکند اما حسرت بیحجابی میخورد. نماز را میخواند حسرت بینمازها را دارد. مسلمان هست حسرت غیرمسلمانها را میخورد. گناه نمیکند اما حسرت زندگی گناهآلود دیگران را دارد. قلب گناه کرده. پس هستی انسان چیه؟ قلب اوست. قلب هر جا باشد تو همانی. قلب هر چی را بخواهد قیمت تو همان است. برای همین هم ملاک انسانیت در سوره توبه آیه 23 ملاک را میبرد روی دوست داشتن و قلب. مهم عشق است. معشوقهایت، آرزوهایت قیمتت را مشخص میکنند.
اهمیت نیت و رضایت قلبی
ما مردانی داریم که زنانی بسیار عفیف، پاکدامن، مومن دارند ولی از اینها خوششان نمیآید. دوست داشتند زنشان بیحیا باشد، بیعفت باشد، بیحجاب باشد، به نامحرم دست بدهد، در مجالس دیگر راحت باشد. این مرد آن به آن دارد گناه میکند. دائما برایش گناه مینویسند. و بالعکس زنی داریم که تحت ولایت یک زن مومن است اما همه اش حسرت یک مرد فاجر و فاسق و آن چنانی را دارد این هم آن به آن دارد گناه میکند. پس مهم نیست تو آن فحشاها را مرتکب شوی. مهم این است که قلب فحشاها را میخواهد یا نه. اگر بخواهد آن را پایت مینویسند. دارد انجامش میدهد. شریک هستی با کسی که آن کار را انجام میدهد. حالا با توجه به این نکته میخواهیم روایت بینهایت مهم را برایتان بخوانم که فوقالعاده است. تفسیر عالی امام کاظم علیه السلام را دیدیم.
عذاب جامعهای که امام جائر دارد
این فرمایش از نبی اکرم (صلیالله علیه وآله) است که ایشان از جبرئیل نقل میکنند که خداوند تبارک و تعالی این فرمایش را پیغمبر آورده. حدیث قدسی است.: «وَ عِزَّتِی وَ جَلاَلِی» به عزت و جلالم. دو قسم است یعنی رد خورد ندارد. یعنی عزت و جلال من اجازه نمیدهد. امکان ندارد. قسم به عزت و جلال رد خور ندارد. حتی شیطان میخواهد بگوید من یک غلطهایی میخواهم بکنم به عزت خدا قسم میخورد. «فوعزتک لاغوین اجمعین» به عزتت قسم من همه بندگانت را گمراه میکنم. اغواشان میکنم. حمله راست چپ جلو عقب به عزتت قسم من این کار را خواهم کرد. جایی که قسم عزت میآید دیگر ردخور ندارد. حتما تحقق پیدا میکند. خداوند میفرماید به عزت و جلالم قسم « لَأُعَذِّبَنّ» ببینید سه تا تأکید آورده است: «لام سرش، نون تاکید ثقیله هم دوتا آورده» یعنی حتما حتما حتما عذاب میکنم. امکان ندارد عذاب نکنم این بنده را. «کُلَّ رَعِیَّهٍ» هر رعیتی را، رعیت یعنی جامعه اسلامی، جامعه مسلمانی را، « فِی اَلْإِسْلاَمِ» من جامعه اسلامی را عذاب میکنم، رحمی بهشان نمیکنم، که چی باشند؟ «دَانَتْ بِوَلاَیَهِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اَللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ)،» دینداریاش تحت امام جائر و ظالمی باشد که از طرف خدا آن امام منصوب نشده باشد. هر جا جامعه اسلامی که رهبرش را خدا راضی نیست، آن جامعه عذاب دارد. «وَ إِنْ کَانَتِ اَلرَّعِیَّهُ فِی أَعْمَالِهَا بَرَّهً تَقِیَّهً» هر چند آن جامعه در اعمالشان نیکوکار و با تقوا باشند.
بخشش جامعهای که امام عادل دارد
در قرآن فرمود: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» گرامیترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. میگوید شما یک جامعه را نگاه کنید. همه نماز اول وقت میخوانند. همه امانتدار همه آدمهای خوب. همه خوش اخلاق همه اهل نماز شب همه اهل تهجد همه اهل اعمال خیر. امامی را قبول کردند که جائر است. از طرف خدا نیست. میفرماید به عزت وجلالم قسم همه شان را عذاب میکنم. چرا؟ چون گفتیم این نتیجه طبیعی است. همه فحشاها از کی ظهور میکند؟ امام جائر ظهور میکند. مثال ملموس بزنم. مثل بیمارستانی که همه پزشکان متخصص و عالی هستند؛ بعد گروهی میآیند اینها را جمع میکنند و برمیدارند بکشند یا زندانی کنند. حبسشان کنند، نیروهای خدماتی بیمارستان بروند لباسهای دکترها را بپوشند و بگویند که ما پزشکایم. چه اتفاقی میافتد؟ همه بیماران هم آدمهای خوب باتقوا آدمهای عالی. محصول این بیمارستان چیه؟ مرگ و جنازه است. امام. آنکه بالا هست خیلی مهم است. این چیزی است که خیلیها را فریب میدهد. یک موقع میبینی جامعهای هست که همه نماز اول وقت میخوانند. اصلا در جامعه آنها یک نفر دزد نیست. اصلا در جامعه آنها مواد مخدر یا قاچاق گیر نمیآید. نماز جماعت همه پر هست. جامعهشان این جوری است. جامعهشان یک جوری است که مغازهدارها مغازه را همین جوری باز میگذارند، نماز میخوانند و دزدی هم پیدا نمیشود. اینها اسلامشان خوب هست. خدا میگوید ساده نباشد. به جامعه نگاه نکنید. به چی فکر کنید؟ امامشان کی هست. اگر امام جائر بالا سرشان هست اینها «دانت» یعنی تن دادند به ولایت پیشوای ستمگری که منصوب از خدا نیست، گردن گذاشتند، همه شان جهنمی هستند. چون متخصص بالا سر نیست. بالاخره آن جامعهای حتما درش فساد و تباهی رشد میکند. چون رشد جامعه بهسمت الله تخصصی نیست. وَ لَأَعْفُوَنَّ عَنْ کُلِّ رَعِیَّهٍ دَانَتْ لِوَلاَیَهِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اَللَّهِ (تَعَالَى). باز نون تاکید آورده. حتما حتما حتما میبخشم. ردخور ندارد. عزت و جلالش را قسمش خورده. هر جامعه اسلامی که ولایت پیشوای که به ولایت پیشوای دادگر، امام دادگری که از طرف خدا منصوب شده، گردن بدهد. وَ إِنْ کَانَتِ اَلرَّعِیَّهُ فِی أَعْمَالِهَا طَالِحَهً مُسِیئَهً؛ هر چند که آن جامعه در کردار خودش بد و گناهکار باشند.
اهمیت ولایت فقیه
بیمارستانی که متخصصین دارند اداره میکنند، خروجیاش چیست؟ هر چند همه مریضهای آن زیاد و بدحال باشند، طرف قضیه چیست؟ میگوید: خیلیها خوب میشوند و بیرون میآیند. بیمارستانی که همه هم حالش خوبه، آدمهای خوبی هم هستند، ولی پزشک بالا سر نیست. خروجی چی در میآیید؟ مریضی، بیماری، مرگ و تباهی. این دارد از یک سنت خارجی خبر میدهد. میگوید من حتما میبخشم کسانی که امام عادل دارند، زیر نظر او داردند زندگی میکنند، او را به عنوان امام پذیرفتند. حالا اگر در اعمالشان اشتباه کردند، گناه و معصیت کردند، من گناهشان را میبخشم. چرا؟ چون در مجموع این جامعه به سمت چی میرود؟ به سمت سلامتی، به سمت هدف خلقت میرود. برای همین در قانون اسلام، امام یا باید معصوم باشد، یا جانشینی که معصوم او را منصوب کرده باشد. ولایتفقیه یک امر من درآوردی نیست. ولایت فقیه از زمان پیغمبر هم بوده است. ایشان که در همه جا حضور نداشته. چی منصوب میکرده؟ ولی فقیه.
ولایت فقیه در طول تاریخ
امیرالمؤمنین هم همین طور بوده. میگفته مثلا محمدبن ابوبکر، یا فرماندهان دیگر، مالک اشتر، کی کی کی بروند به یمن. مثلاً امام علی را به یمن فرستاد. اصلا ریشه اینکه یمنیها یکدفعه شیعه شدند، پیغمبر چند نفر را فرستاد، نتوانستند کاری بکنند. لذا گفت علی تو برو. علی آنجا رفت. امام عادلی است که از طرف خدا رفت آنجا و همه شیعه شدند. یمن یعنی ایرانیان. چون آن موقع یمن کجا بود؟ در حاکمیت ایران بود. ایرانیان همه پذیرفتند. اینها که میفرمایند به ایرانیان حمله کردند و ایرانیان را اعراب مسلمان کرد، اصلا اینجوری نیست. ایرانیان از زمان پیغمبر عاشق پیغمبر و اسلام و اهل بیت بودند. بعد از آن حملهای که صورت گرفت، ایرانیان مقاومت نکردند. چون عاشق پیغمبر و اسلام و اهل بیت بودند، خیلی زود پذیرفتند. اصلا جنگی و مقاومتی صورت نگرفت. خیلی کم. آن هم طاغوتها و حاکمان که بعضی مقاومت کردند ولی بقیه و توده مردم همه اسلام را دوست داشتند. مسلمان شدند. امیرالمؤمنین هم همین طور بود. کسانی را منصوب میکردند. ولی فقیه میرفتند آنجا. مثلا سلمان را کجا فرستاد؟ مدائن. سلمان در آنجا امام جامعه بود. ببینید چه پیشرفتهای در آن دستگاه اتفاق میافتد. ما بعد از 1400سال برای اولین بار ولایت فقیه را پذیرفتیم. آن هم انتصاب عام نه انتصاب خاص. در زمان ائمه انتصاب خاص بوده. الان انتصاب عام است. ائمه گفتند که در غیاب ما یک فقیهی که این شرایط را دارد میشود حجت ما بر شما. فللعوامل…. . همه مردم باید از او اطاعت کنند مثل اطاعت از ما. این ولایت فقیه میشود. شما یک کشوری ولایت فقیهاش را پذیرفتید بعد از 1400سال. چه اتفاقی افتاد؟ این شد که هیچ وقت کره زمین به اندازه این 40سال انسانها رستگار نشدند. به غیب نرسیدند. به فطرت نرسیدند. از اول کره زمین تا الان، از زمان آدم تا الان هیچ وقت کره زمین نتونسته این تعداد انسان را تربیت کند. صدها میلیون انسان را در سراسر دنیا تربیت کرد، چندصدهزارتاشان به شهادت رسیدند. ما نداشتیم در طول تاریخ بشرکه یکدفعه این همه انسانها بتوانند به عند ربهم یرزقون برسند و صدها میلیون نفر هم آماده هستند. کدام از شما در جمع الان آماده نیستید برای اینکه جانتان را فدای امام زمان بکنید! آنها امام زمانشان بود 4هزار شاگرد داشتند. حضرت میگفت 17نفر هم حاضر نیستند در راه ما باشند. اصلا مثل شما و مثل این مردم هیچ وقت در طول تاریخ نداشتیم. اینجا آن بینمازها و بیحجابها هم شهیدند و جاش برسد، هستند. حاضرند برای دینشان جان بدند. آنجا باتقوا بودند، شاگردان ائمه بودند. یاران پیغمبر بودند. از این فحشاهای ظاهری هم نداشتند. هیچ کدام. پای علی علیه السلام واینایستادند. به قول حضرت یا سه نفر یا پنج نفر یا هفت نفر. بیشتر هم نبودند. همین سه چهار نفر بودند. و1400سال تقریبا بشریت خسارت داد و هنوز هم میدهد. پس نقش امام بینهایت مهم است. این فقط تربیت معنوی نیست که وقتی حاکم امام نیست که خدا راضی باشد. یک همچین چیزی انجام بشود. از نظر پیشرفتهای علمی و ظاهری هم همینگونه است. این دیگر آمار ما نیست. آمار دشمنان ماست، ایران در 40 سال معادل چندصد سال پیشرفت صورت گرفته؛ پس وقتی یک نفر حاکم بد یا فرهنگ بد را دوست بدارد، حقش جهنم رفتن است؛ چون این جنایت فردی نیست. وقتی سبک زندگی غلط را دوست دارید، به بچهات و دیگران هم یاد میدهی و تبلغش را هم میکنید و در انحراف و فحشا و فساد خیلی از انسانها سهیم و شریک میشوند. این عامل را خیلی دقت کنید. این حدیث باید با طلا نوشته شود. این روایت قدسی باید در قلب روح مغز همه باشد که خداوند میگوید رفتار من با یک امت تابع امامشان است. اینها کدام امام را قبول کردند. اگر متخصص معصوم یا جانشین را قبول کردند، گناهانشان را میبخشم و دوستشان هم دارم. پیشرفت شان هم میدهم. برکتشان هم میدهم؛ ولی اگر امام باطل را قبول کردند، و به امام باطل تن دادند، امامی که خدا راضی نیست به ولایتش، با تقوا هم باشند، کار خوب هم بکنند، به عزت و جلالم عذابشان خواهم کرد، نکبت همه جای زندگی شان را میگیرد. ما الان در کشورهای اسلامی میبینیم چه اوضاعی هست. غیراسلامیها که بماند.
جاودانگی دشمنان علی در جهنم
آیه بعدی این است: «وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ» آنها هرگز از جهنّم نجات پیدا نمیکنند. از جهنم خارج نمیشوند. امام صادق فرمود: کسانی هستند که «أَعْدَاءُ عَلِیٍ هُمُ الْمُخَلَّدُونَ فِی النَّارِ أَبَدَ الْآبِدِینَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِینَ» دشمنان علی تا ابد و تا همیشه روزگار در آتش دوزخ جاودانند»؛ چون اینها با متخصص مصعوم مشکل دارند. با دشمنیشان میلیارد انسان را از رسیدن به حق منحرف کردند. پس قلب را دقت کنید. در تصمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی حواسمان باشد که شما وقتی به کسی رأی میدهید، باید حواستان باشد اینکه میخواهد به او رای بدهید در ریاست جمهوری، مجلس، شورای شهر، آمریکا انگلیس این را دوست دارد یا نه! اسرائیل این را تبلیغ میکند. هر کس را تبلیع کند تو به رأی بدهی، در همه جنایتهای نه فقط این فرد، که رییس جمهور میشود، نماینده مجلس میشود، عضو شورای شهر میشود، نه. در همه جنایتهای آمریکا انگلیس و اسرائیل و ابرقدرتها سهیم میشوی. یکدفعه روز قیامت نامه اعمال را میآورند میبینی چه خبر هست. در نامه اعمال او چی نوشتند. خدایا تو که میدانی ما این را انجام ندادیم. قرآن میگوید بله « إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتى وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ » ما هر چیزی که شما میفرستید اثر کار شما را مینویسیم. اثر کار شما این است که به این رای دادید. هر چی فساد هست شما کردید. شما نماینده مجلس کردید. شما عضو شورای شهر کردید. ما خیلیها به شهوت گناه به آدمها رای میدهند. این ریئس جمهور شود. خود آن یارو انقدر عوضی هست انقدر فاسد هست ولو لباس روحانیت تنش هست میگوید اگر رای بدهید خانمها پسرها آزاد میکنیم. این را آزاد میکنیم. بعد هم واقعا میکنند. یک راههای فسادی را باز میکنند تا مردم خوششان بیاد. آن کس هم که رای میدهد میگوید اگر این رای بیاورد خیلی خوب هست. همه راحت میشویم. مال شما. آثار این شخص و عملکرد این شخص مال شما.
عظمت مجاهدین و زمینهسازان ظهور
حالا آنهایی که دارند برای تضعیف حاکمیت استکبار در جهان تلاش میکنند، با ائمه جور در تقابل هستند مثل شهدایی که در زمان انقلاب اسلامی داشتیم، قبل از انقلاب که آنها خیلی برتر از ماها بودند، اینها در غربت و با حاکمیت طاغوت جهاد میکردند، به زندان میرفتند، شکنجه شدند، شهید شدند. آنها خیلی برتر هستند. قرآن هم میگوید که مجاهدین قبل از پیروزی برتر هستند از مجاهدین بعد از پیروزی. هر چند هر دو خوب هستند اما مجاهدا قبل از پیروزی جگر داشتند اینها. یک دفعه 30سال زندان. خانمش بچهاش دخترش پسرش خودش. مجاهدین قبل از انقلاب خیلی عظمت داشتند. قبل از پیروزی پیغمبر و قبل از اینکه پیغمبر حکومت تشکیل بدهد، پای پیغمبر ایستادند. آنها خیلی عظمت دارند. چون آن ریشهاش ذهنش اصلا قبول نمیکند با امام جائر بسازد. حالا یک کسی در سطح جهان کار کند؛ یعنی در حاکمیت طاغوت، مدرنیته، فرهنگ استکباری را قبول ندارد و با آن مقابله میکند. ببینید این آدم چقدر عظمت پیدا میکند و کسی که برای حاکمیت متخصص معصوم در جهان تلاش میکند، این چقدر عظمت دارد. مهم نیست که معصوم را ببینید یا نه. در روایت داریم اصلا مهم نیست امام زمان را ببیند یا نه، در زمان این ظهور بکند یا نه! امام زمان صد سال بعد از مرگ او ظهور کند، هر چی که امام زمان تولید کند، هر ثوابی، هر عبادتی هر خیری برای او هست چون او مقدمهساز و زمینهساز بوده. شریک بوده. قلبش با اینجا بوده. برای همین هم آنهایی که قلبشان با اینها هست در روایت داریم به بهشت میآیند و میگویند –دو روایت داریم که خیلی دل انگیز هست، یکی اینکه اینهایی که این جوری هستند وقتی از دنیا میروند، اینهایی که عاشق حاکمیت معصوم هستند، دشمن حاکمیت طاغوتها بر جهان هستند، اینها وقتی میمیرند در روایت داریم بهشت خودشان نمیبرند. بهشت هم دارند. ائمه میگویند بیاید در بهشت خود ما. بیاید پیش خود ما باشید. جالب است میگوید بیاید پیش خودمان باشید تا آقا بیاید. وقتی آقا هم بیاید در بهشت میآیند و میگویند آقا آمد. میخواهید برگردید؟ میگوید آره. میخواهیم برویم خدمت ایشان. برمیگردند. انشالله بزودی خیلیها را میبینید. نیت. نیت از کجا معلوم است که صادق است یا نیست؟ یعنی آرزو نیست. آرزو فرق میکند. از کجا بفهمیم ما آن هستیم. میگوید عملکرد الان مهم است. الان زیر چادر هستی یا نیستی. الان در لشکر هستی یا نیستی. اگر هستید، خوش به حالتان. پس حرکت با قلب صورت میگیرد. قلبت را حرکت بده ببرد در چادر حضرت. یعنی همه شخصیتت، همه حیثیتت، دلت را بردار ببرد در چادر حضرت. بگو آقا من دیگر نمیخواهم عادی زندگی بکنم. نمیخواهم معمولی باشم. میخواهم همین الان ثبت نام کنم در لشکر شما یک جایی به من بدید که من میخواهم من کار و خدمت کنم.
بندگی طاغوتها و عواقب آن
برای حضور متخصص معصوم در جهان تلاش میکند، بسیار با دارد. ملاک تشخص نیت یا،. در و یا نه. ؛ یکی دیگر از عوامل جهنم را برایتان بخوانم که نزدیک به این موضوع هست. اسمش بندگی طاغوتهاست. بندگی یعنی فرهنگپذیری و اطاعت از طاغوتها. «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ». خدا ولیّ مؤمنین است. آنها را یک به یک از یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ میبرد. مؤمنین کیا هستند؟ کسانی هستند که کفر به طاغوت دارند و زیر بار طاغوت نمیروند. «یکفر بالطاغوت فمن یومن بالله» هر کسی کفر میورزد به طاغوت، مقدمهاش اول کفر است. ما آدمهای مؤمن خیلی داریم که ایمانشان بهدرد نمیخورد؛ نصفه است. چون فقط ایمانبهخدا دارند. کفر به طاغوت اصلا ندارند. هیچ مشکلی با طاغوتها و فرهنگ طاغوتها و دشمنان ندارند. فقط میگویند آدم خوب باشید سبز و آبی باشید. مهربان باشید. تساهل داشته باشید. تسامل داشته باشید. مرگ بر آمریکا نگویید. مرگ بر انگلیس نگویید. مرگ بر اسرائیل نگویید. با آنها کاری نداشته باشید. خودتان باشید. زیادهم هستند از اینها.
طاغوتها و تاریکی
آنهایی که کافر شدند وَالَّذِینَ کَفَرُوا، ولی شان کیست؟ طاغوتها هستند. طاغوتها ولی کفار هستند. چکار میکنند؟ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ آنها را یواش یواش نورشان را کم میکنند، کم میکنند، آنها را خارج میکنند به چی میبرند؟ به ظلمات و تاریکی. «أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ». اینها اصحاب جهنم هستند که جاودانند. پس نباید بندگی طاغوتها را بکنید. یعنی فرهنگی که میگذارند را نباید بپذیرید. این خیلی مهم است. طاغوتها ولیّ و رهبر کفار هستند. خدا نورشان را کم میکنند و به ظلمات میبرد؛ پس نباید بندگی طاغوت کرد؛ یعنی نباید فرهنگ آنها را پذیرفت.
فرعون و قومش در قیامت
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا وَ سُلْطَانٍ مُبِینٍ* إِلَى فِرْعَوْنَ وَ مَلَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ* یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ* وَأُتْبِعُوا فِی هَذِهِ لَعْنَهً وَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ» «موسی را با آیات خود و دلیل روشن فرستادیم/ بهسوی فرعون و سران قومش» نتیجه چی شد؟ رفت به فرعون گفت من پیغمبرم. این هم علائم و نشانههاست. معجزات را نشان داد. خب چی شد؟ مَلَئِهِ یعنی دوروریهای طاغوتها، درباریان. فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ؛ اینها تابع دستورات فرعون شدند. هم به فرعون گفتند که زیر بار دین، معصوم و پیغمبر نرفتند. ببینید چقدر قرآن عفیفانه و دقیق حرف میزند. وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ؛ ولی فرمان فرعون رشید و درست نبود. ببینید کجا میبرد؟ خدا میبرد روی تخصص. میگوید فرعون که نمیتوانست اینها را رشد بدهد، دستوراتش رشددهنده نبود. اینجا را دقت کنید. یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ. مقدم میشود روز قیامت بر قومش. فرعون جلو میافتد روز قیامت. فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ؛ همه را جهنم میبرند. وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ؛ و چه بد فرودگاهی است جهنم. بد جایی است. برای کی؟ برای کسانی که میخواهند واردش بشوند. مواظب قلبتان باشید که قرار است شبیه چه کسی شود؛ دوست دارید شبیه چه کسی باشید.
لعنت دنیا و آخرت
«وَأُتْبِعُوا فِی هَذِهِ لَعْنَهً وَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ» در دنیا لعنت میشوند. در آخرت هم لعنت میشوند. لعنت یعنی دور باشد. از همین دنیا دور میشوند. وقتی که الگویت نامناسب است، از همین دنیا شروع میشود یواش یواش به لعنت پیامبر میرسید. رفتی دانشگاه از یک استادی خوشت آمد، استاد هر شر و وری گفت، پذیرفتی، بعد یواش یوش میبینی حجابش را کنار گذاشتی، یواش یواش انتخاباتش غلط شد. یواش یواش زیر خیلی چیزها زد. از همین جا شروع میشود. الگوی که انتخاب کردی، مربی و استادی که انتخاب کردی، میبردت همان جایی که خودش هست.
داستان آبادی که بر اثر خشم خدا نابود شد
یک قصه برایتان بخوانم. فوقالعاده است. قصه شیرینی هست. امام صادق میفرمایند: عیسیبنمریم با اصحابشان در گشتوگذار بود. به آبادی رسیدند. با اصحابش رفته بودند. بعد میبینید در کوچه و خانهها جنازه افتاده و همه مردم مردند و هیچکس زنده نیست. بعد عیسی فرمود: اینها بر اثر خشم خدا یکجا همه مردند. خدا غضب کرده، یکجا همه را جهنم برده. بعد دلیلش را میآورد. اگر دلیل دیگری غیر از غضب خداوند داشت، بعضیهایشان زنده میماندند ولی اینها همه با هم رفتند. همه مردند. یاران حضرت مسیح میگویند که میشود داستانشان را بگویید که اینها چرا این جوری شدند. یکی ز اصحاب گفت که تو مرده را زنده میکنی. یکی از مردهها را زنده کن و از او سؤال کن که چرا چنین اتفاقی افتاده است. حضرت مسیح گفت: ای اهل آبادی! یک نفر جواب داد. بله ای روح خدا! حضرت فرمود: داستان چیست؟ شما چرا این جوری شدید؟ او گفت: ما در عافیت بودیم. اوضاع همه چیز خوب بود. ولی الان در سیاهچاله افتادیم. حضرت مسیح فرمود: سیاهچال چیست؟ گفت: دریای از آتش که در آن کوههای از آتش است.
حب دنیا و عبادت طاغوت
یکی از تلخیهای جهنم این هست که نور ندارد. آتشش نور ندارد. فرمود آنقدر دمیدند درش تقریبا هفتاد سال دمیدند و سرخ شده و به زردی و بعد به سرخی آمده. بعد دوباره دمیدند تا سیاه شده. یک آتش سیاه و وحشتناک. حضرت میپرسد که چه چیز باعث شده شما در اینجا باشید؟ گفتند: دو چیز باعث شده که ما اینجا باشیم: حبّ الدنیا و عباده الطاغوت؛ عشق دنیا را داشتیم و عبادت میکردیم از فرهنگ طاغوت. حبّ دنیا شوخی نیست. دستم را نگاه کنید. حب دنیا چی هست؟ این 4تا: کمالات «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی) عشق میورزند. انسان دوست دارد تلاش کند و کمالات دنیایی را بدست بیاورد. این برای رسیدن به ابدیت اشکالی ندارد. نورانیت است. اشکالی ندارد. ولی وقتی مستقلا معشوق انسان بشوند واویلا میشود. یعنی انسان معشوقهای جاودانه را کنار بگذارد. بیفتد دنبال این کارها. الان خیلیها این جوری هستند. دنیا میخواهند. دنیا را خیلی دوست دارند. برای همین دنیا نمیگذارد به ابدیت و عشق شان برسند. به امام زمان شان برسند. در مومنین و مسلمانان میگوییم. 1180سال دنیاگرایی باعث شد که امام زمان آواره باشد. آنها حاضر نبودند برای امامشان کاری کنند. آدم میفهمد امام امت سلام الله علیه چه حقی گردن ما دارد. ما را از چه جهنمی نجات داده است. یک مرد. نه ما را. جهان را چه جوری نجات داده است. همه به امام مدیون هستیم. خیلی مدیون هستیم. به رهبرمان خیلی مدیون هستیم. خاک بر سر آنهایی که تشخیص شان با شکم و جمادی انقلاب اسلامی وارزش انقلاب را میسنجند. زندگیهای این جوری را. حب دنیا دارد که نمیفهمد چرا این جوری شده. حب دنیا دارد که فقط با ملاکهای دنیایی تشخیص میدهد.
دنیا، مسجد اولیاء الله
عیسی میپرسد که علاقه شما به دنیا مگر چقدر بوده؟ چون دنیادوستی که بد نیست. جای خوبی هست. «هذا مسجد اولیاء الله» حضرت فرمود دنیا را لعنت نکنید. خودتان را لعنت کنید. خیلی خوب است. مسجد اولیاءخداست. مثل اینکه کسی از رحم مادر بدش بیاید. رحم مادر جایی است که تو را به این دنیا میآورد. دنیا خیلی زیباست. خیلی دوست داشتنی هست. جای خوبی هست که ما را به اینجا آورده است. ما را از اینجا رد میکند. دنیا هر روز هم ما را تعلیم میدهد. یعنی با کرونا، هر یک ساعت دو نفر در تصادف میمیرد، هم دارد با من حرف میزند و میگوید به من دل نبندیها، من به هیچ کس وفادار نیستم. او دائم دارد با تو حرف میزند. هر یک ساعت دونفر در این آلودگی هوا در تهران میمیرند. دارد با تو حرف میزند. دنیا خودش را دارد میگوید ببین از من کمک بگیرید من وسیلهام عاشقم نشوید. میکشتان. نابودتان میکنم. بهشت هم نمیتوانید بروید. فرمود: مانند علاقه کودک به مادرش که هر گاه به نزد او میآید، شاد میشود و چون میرود، اندوهگین میگردد. اینکه پیغمبر میگوید من بکی علی الدنیا دخل النار؛ با این چیزها آدم نباید غصه بخورد. بیشخصیت میشود و جهنمی میشود. نباید غصه بخورد. دنیا را تعریف کرد. حب شان چه جوری بود.
اطاعت از طاغوت و مدگرایی
حضرت سؤال کرد: و ما بلغ عباده الطاغوت؟ بندگی شما نسبت به طاغوت چگونه بود؟ قالوا اذا امرونا اطعناهم؛ گفتند که: هر وقت شاه و سلاطین به ما دستور میدادند، ما هم عمل میکردیم. مثلا از فردا رسم میشود ولنتاین. میبینید همه دنبالش هستند. عکس، استیکر، هدیه. این چه ربطی به تو دارد. دوتا آدم در ایتالیا بودند دو تا مشنگ یک مسئلهای داشتند. حالا احمقانه کردند ماجرای این دو نفر را کردند ماجرا،… یک شیعه و یک مومن کردند ولنتاین، کریسمس. شما نگاه کنید چقدر سلبرتیهای احمقانه ما نادان ما، کاج بخرید، درخت بخرید، چکار بکنیم، تابلوهای که در خانه هست، شما میدانید این تابلوهایی که در خانه زده، چقدر آدم بدبختی هست، اینها خیلی مهم است. چه عکسی چه مجسمهای در خانه زدی. چه تابلویی زدی. از روی موبایلش معلوم است. روی لباسش زده. بالاخره این چی هست. اسمی که روی این بچههایش گذاشته، روی مغازهاش. شما شهر را نگاه کنید که روی مغازههایشان گذاشتند. اسمهایی که مال فرهنگ کفر است. مغازهها پر. برندها پر. این آدم این جوری هست. طاغوت هر چی بگه گوش میکند. از فردا یک چیزی مد میشود، چند وقت حرم میرود، تمرکز داشته باشیم، بالاخره میخواهیم با امام حرف بزنیم. سرمان هم بلند نمیکنیم که به آقایان نخورد. چه رسد به خانمها. یک دفعه میبینی دو تا پا شلوار لی همه پاره. بالا را نگاه کردم دیدم یک خانمی این جوری بالا را سفت گرفته از پایین ول. جل الخالق. این چه جوری حرم امام آمد. از فردا شلوار لیهایتان را پاره کنید. همه میروند پاره میکنند. بعضیها این را میپوشند. از فردا میگویند مد این جوری هست. لباس این جوری هست. قبول میکنند. حالا شما نرسیدید ما جلوتر از شما رفتیم دیدیم. چند وقت دیگر میگویند از پشت پاره کنید. بعضیها قبول میکنند. موهایتان را از این به بعد نصفش را طلایی بزنید. نصفش را قرمز بزنید. ناخن بکارید. ناخنهایتان را بلند کنید. هر کدامش را یک مدل بزن. هر کدام را یک رنگ بزنید. هر چی. آقایان هم همین طور. میبینید مرد متدین برنامه مذهبی آمده ولی موهایش سیخ.
تشبه به قوم و عواقب آن
حضرت فرمود کسی که لباس دشمنان من بپوشد غذای دشمنان ما را بخورد، از دشمنان است. «من تشبه بقوم هو منه» هر کس شبیه گروهی میشود از آنها محسوب میشود. علاقه طاغوت عبادت طاغوت. این الان مد شده. اگر مد شده دیگر نمیشود کاری کرد. خدا هم بگوید پیغمبر هم بگوید جبرئیل هم بگوید ائمه هم بگوید، امام زمان بگوید مراجع هم بگویند اعتماد ندارد. چون مد است. مد یعنی عبادت طاغوت. الان مد شده، در خانه همه بدبختی میکشند سر این مد. از این به بعد این مد هست دیگر. انقدر بیفرهنگ انقدر بدون استقلال انقدر سرسپرده و وابسته انقدر بیشخصیت که یک کافری یک امام کفری میتواند بنشیند در مملکت لعنتی خودش برای مسلمانها برنامهریزی کند و بگوید از این به بعد خانمها باید مانتوهایشان این جوری باشد. چادرشان این جوری باشد. این جوری لباس بپوشند. همه هم میپذیرند. مرد بیغیرت میگوید حالا مد هست چکار کنم. زنم این جوری هست. آن زن بیحیا. این هم که این جوری هست. فرمود امت من بعضیهایشان به صورت خوک محشور میشوند، همین است دیگر. کسانی که غیرت ناموسی ندارند. حیا ندارند. به صورت خوک محشور میشوند. پس عبادت طاغوت خطرناک است. من در یک کلمه آوردم. مد. اینکه میگویند از این به بعد این مد هست. این جوریست.
عذاب سکوتکنندگان
حضرت مسیح دوباره سؤال میکند که چرا تو فقط جواب دادی؟ او گفت: چون بر دهان آنها لگامهایی از آتش زدند و فرشتگان دژخیم و درشتخوی بر آنها گمارده شدند. من نیز در میان ایشان بودم ولی از ایشان نبودم. این سکوت. دشمنان امیرالمؤمنین چهار گروه بودند. قاسطین، ناکثین، مارقین. چهارمیها مثل اینها نبودند. اما قائدین بودند. هم لباسهای ما. هم دورههای ما. مراجعی که اسمشان مرجع است. قائد است. نشسته است هیچ کلمهای درباره آمریکا اسرائیل شاه نمیگوید. هیچی اصلا محکومیت جنایتهای که اینها در دنیا مثل افغانستان لبنان و سوریه و عراق و آفریقا میکنند. اصلا این مرجع یک کلمه از دنش در نمیآید که اینها را محکوم کند. آمریکاییها مسیحیها صدایشان در آمده. در امریکا تظاهرات میکنند علیه دولت خودشان به نفع فلسطینیها. در اروپا. چقدر آدمهای آزادهای هستند. جالب است همان مسیحیان عکس سردار سلیمانیها را دستشان میگیرند. مسیحی است. چفیه بسته. الله اکبر میگوید در لندن در فرانسه. آنها انقدر آزاده هستند. قائد نیستند. اصلا نمینشینند. میبینی کشتی برمیدارد مواد غذایی حمل میکند، برداریم ببریم برسانیم به فلسطینیها. اینها چقدر بزرگ هستند. خدا با اینها چه خواهد کرد. اصلا نمیشینند. بعضیها زندگیشان همین جوری هست. یعنی هیچ خاصیتی برای بقیه ندارند. نه حرفی بزنند، الان که الحمدلله هم راه بهشت باز شده هم راه جهنم باز شده. حالا یک پیام هست اعتراض کن. حمایت کنند. مثلا بگویند برای بچههای یمنی که دارد از گرسنگی میمیرد، یک حرفی بزن. الان مثلا یک نهضتی یک هشتکی راه میاندازیم، میخواهیم مثلا به اینها آب برسانیم. دارو بدهیم. بایا یک کاری بکن. حرف بزن. حضرت فرمود اگر هیچ کاری از دستان نمیآید حرف بزنید. حرف که میتوانید بزنید. اظهار نظر که میتوانید بکنید. حمایت که میتوانید بکنید. برو در شبکه مجازی حمایت کنید. این جهاد میشود. میبینی هیچی. مثلا میگوید من گرفتارم. من درس دارم. من دکتر و مهندس ام. نمیرسم. من کلاس دارم. من درس دارم. این مرده. آدم مردهای که هیچ کاری نمیکند. بچههایش در خانه همه جور فسادی میکنند، ولی مادر ساکت است. بابا ساکت است. فقط شده سرویس دهنده. ظلم به بچهها میکند. بعد هم حاج خانم، حاج آقا. مغرب هم که میشود میآیند نمازشان را میخوانند. یک آدم خوبی هستند. لال. مثلا دخترم مراسم گرفته. تولد بچهاش هست، عروسی دخترم هست. حاج آقا اینجا شما چکار میکنید؟ عروسی دخترم هست. برای این فسادی که در این عروسی هست، چکار میکنید. چکار کنیم بالاخره عروسی است. اگر نمیتوانی خدا لعنتت میکند. اگر نمیتوانی تغییر بدهی باید بیرون بیایی. نه. عروسی دخترم هست، عروسی پسرم هست. نمیشود. جشن تولد هست. الان اینجا نشستیم، عقدکنان هست، بله برون هست، فساد دارد. دارد گناه میشود. دارد معصیت خدا صورت میگیرد. امام زمان دارد قلبش این جوری میترکد. فرشتهها دارند از بوی گند این گناه اذیت میشوند. میبینی آدم بیغیرت و بیحال. با حزب الهیها خیلی خوب و متدین ولی با فامیلهای آن طرفش مثل دایی عموش خالهاش مثل اونهاست. ساکت. خیلی آدم خوبی هست. او میخواهد هیچ کس ازش ناراحت نشود. همه دوستش داشته باشند. این آدم خودشیفته است. نه، خب از دستم ناراحت میشوند. مامانم ناراحت میشود. خب به جهنم ناراحت میشود. پدرم ناراحت میشود. فامیل هام ناراحت میشوند. فامیلها میگویند چرا عروسی ما را ناراحت کردی. یعنی چی؟ من بایستم وسط جهنم. همین فامیل میگوید بیا کبریت بزن یک دقیقه، فندک روشن کن، دست بگیر بسوزن. میگوید فلان فلان شده میخواهی من را آتش بزنی. بعد این شخص میخواهد ابدیتش را با این فامیل آتش بزند. حرف این را الان گوش میکند همان فامیل تو به او بگویی قهر میکند. برای خودش حاضر است قهر کند، برای دنیا حاضر است با فامیل با بابا و مامان و دایی و عمو و خاله قهر کند ولی برای آخرت این جور نیست.
سلامت دین در سختیها
قاعدین خیلی وحشتناک اند. آقا چکارشون دارید. جوان اند. عیبی ندارد. حالا سخت نگیر. یک شب که هزار شب نمیشود. میگوید من با اینها بودم ولی از ایشان نبودم. اما چون عذاب به آنها رسید دامن من را هم گرفت و اکنون من به مویی آویزانم و میترسم که در آتش افتم». آقا صدات در نمیآید. آقا یا حرف بزن یا اگر نمیتونی بیا بیرون. میگوید خب بچهام هست. پس تو فاسقی که بچهات را بیشتر از خدا دوست داری. قرآن هم همین را میگوید. میگوید اگر پدرو مادر و خواهر و برادر و …. هشت معشوق که پدر و مادر و پسران و دختران و خواهران و برادران و همسران و عشیره و … پس اگر جلوی بچهات لال هستی، جلوی پدر و مادرت، اگر لال هستی، این فسق میشود. یعنی دنیا برای تو مهتر از ابدیت هست. سازش کاری با گناه، با فسق. حالا عربیاش را برای شما بخوانم. حضرت عیسی وقتی این را شنید، فرمود: «النوم علی المذابل و اکل خبز شقیر یسیر مع السلامه الدین» واقعا حق است که ایشان وزیر امام زمان علیه السلام است. آدم در زبالهدانی زندگی بکند و نون جوین بخورد با وجود سلامت دین، آسان است». خیلی وقتها وقتی معصیت خدا را میکنیم، جلوی خدا و اهل بیت میایستیم، فرشتگانی را عصبانی میکنیم، اهل بیت را غمگین میکنیم برای دنیای مان درگیر هستیم. بگوییم کیف کنیم، میخواهیم دنیایمان خوش بگذرد، مدمان به راه باشد. غذایمان کم نباشد. میگوید اگر من حرف بزنم، اخراجم میکنند. من اگر بخواهم سکوت کنم نون ام میبره. اگر یک جوری بشود دنیای ام به خطر میافتد. این آدم این جوری است. حضرت دارد چی میگوید؟ میگوید سختترین شرایط زندگی را داشته باشد، در آشغال دانی زندگی کن، یک نون جو بخور از توی آشغالها هم پیدا کن، ولی دینت سالم باشد بهتر است. چون ابدیتت سالم است. خیلی وحشتناک است که انسان ابدیتش را از دست بدهد بخاطر کیفیت دنیا. میخواهد دنیایش را با کیفیت بگذارند.
دنیاگرایی و فساد
میگوید چی شد که اختلاس کردی، دزدی کردی، تو که آدم خوبی بودی. جبهه رفتی، آدم مومنی بودی، آدم این جوری بودی، چی شد یک دفعه وزیر شدی، معاون وزیر شدی، الان کسوتهای جهاد و خون الان یکی شده وزیر یکی میشود نماینده مجلس، اینها الان چه گرگهایی شدند. همین جوری غارت بیت المال، شما که این جوری نبودید. اینکه عاشق چی شدند؟ اول عاشق دنیا شدند. حالا دنیایشان میخواهد با کیفیت بگذراند دیگر نمیتواند. زنش میگوید من این ماشین را میخواهم، خانه مون این جوری باشه از این جا ببریم بالا، مبل مان باید این جوری باشد، کیلسالمون باید این جوری باشد، تلفن مان باید این جوری باشد. بریم سفر خارجی … میگوید دیگر من نمیتوانم. خب حالا باید چکار کنم؟ اینها را راضی شان کنم از خودم؟ بگویند پدر خوبی هست، نگویند مادر بدی هست یا پدر بدی هست، مادر بیعرضهای هست، دزدی بکنی. دزدی هم نه، لقمه حلال بخوری، ولی با اضافه کار آنچنانی که بچهها صدایشان خفه شود. زن و بچهها صداشون ساکت بشود و هیچی به من نگویند. خب من دیگر به کارهای دیگر نمیرسم. آن وقت خودش به خودش نمیرسد. به تربیت بچههای دیگر نمیرسد. میگوید آقا چی شده؟ به زنت نرسیدی، زنت رفته فاسد شده، بچه ات یک جور دیگست. از بیمهری پدر دختر یک جوری شده. میگوید من شب تا صبح دارم توقعات اینها را سیر میکنم. دنبال توقعات اینها هستم. دیگه به بخشهای دیگرشون نمیرسم. این چیزی هست که همه ما داریم. میگوید باید این انتظارات بی پایان بچهها، دخترها و پسرها، زنم برآورده کنم. دیگر به خودم نمیرسم. نماز هم میخوانم، همین جوری یک چیزی میخوانم. نمیدانم چی خواندم. شک میکنم.
سادهزیستی و حفظ دین
حضرت مسیح میگوید یک خورده یواش تر، یک کم ساده تر، اما با حفظ دینت. حالا بچهام از من این را میخواهد، دخترم از من این را میخواهد، پسرم از من این را میخواهد، باید توقعات و انتظارات اینها را برطرف کنم. خب نمیتونم. من یک وسع و توانی دارم. بعد انگار همه اینها واجب است. بچهام لب تاب خواسته. خب چکار میکند؟ خب بازی کند. جلوی دختر خالهاش کم نیاورد. خب من الان نمیتوانم. ببینید بابا یا مادر عرضه ندارد بچه را عاشق خودش نگه دارد. میخواهد با قاقا و جی جی وجی میخواهد بچه را عاشق خودش نگه دارد. این بچه هم هیچ وقت از پدر و مادر که از دین شان میگذرد تا این را راضی نگه دارند، هیچ زن و بچه و شوهری از کسی که از دینش میگذرد تا این را راضی کند، محال است راضی بشود ازتان. چون خدا نمیگذارد که راضی بشود. تو هر کاری میکنی که خدا را بفروشی دل اینها را به دست بیاری، خدا منفورترت میکند در مقابل اینها. نمک نشناس تر، و متنفرتر از تو میشوند. هر چی برایشان از آخرت میزنی، که این را راضی کنی، خدا نمیگذارد که راضی شوی. خدا همان را دشمنت میکند. آخر سر بعد از اینکه تمام شیره جونت و جوانیات را کشید، میگوید مگر برای من چکار کردی؟ ببین بچههای مردم، ببین شوهرهای مردم، ببین زنهای مردم چکار میکنند. انقدر این سیرناپذیر هست، آخر به ناموسش میگوید که ببین این جوری نمیشود. در غرب این جوری هست. در غرب به ناموسش میگوید این جوری نمیشود. من فقط کار کنم. تو هم برو یک کاری بکن در خارج.
شهوت دنیا و عواقب آن
یک موقع رسالتی دارد مثل معلمان، پرستاران، دکترها. فعالان فرهنگی و معنوی به شرط اینکه به اصل زندگی لطمهای نخورد. او یک رسالت دیگری است. جهاد است. ولی الان خیلی از خانمها شهوت دارند. شهوت لیسانس گرفتن، یک جایی کار کنند. مثل من در مشاورهها به خانم میگوییم شما چقدر به دست میآوری؟ میگوید دفتری ادارهای مطبی منشی شدم، حالا چقدر بهت میدهند؟ میگوید یک تومن، یک و هفتصد، میگوییم خب چکارش میکنی، میگوید پول کرایه ماشین هم در نمیاد. تازه یک چیزی هم اضافه میگیرم. حالا برای چی میری؟ کلاس دارد. میگویند او روشنفکر هست کار میکند. کارمند است. فرهنگهای وحشتناکی هست وسط شما. این هم از عومل ورود به جهنم است. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.