خانواده آسمانی – جلسه 573

متن کامل جلسه

عوامل ورود به جهنم: آفت‌شناسی و اجتناب از گناه

طبق نظم جلسه که یک هفته درباره عوامل ورود به بهشت و عوامل ورود به جهنم سخن می‌گوییم، این هفته در مورد عوامل ورود به جهنم صحبت می‌کنیم. مهم‌ترین چیزی که بین این دو باید بشناسیم، بحث عوامل ورود به جهنم است. ما چون ذاتاً بهشتی و بالاتر از بهشتی آفریده شدیم و جهنم هست که آفت هست و سر راه ما قرار می‌گیرد و ما باید کمک کنیم جهنمی نباشیم. همین مقدار که تلاش کنیم جهنمی نباشیم کافی است. نه اینکه کافی و در شأن ماست، اما واجب‌تر است از عواملی که کمک می‌کند ما به بهشت برویم. لذا آفت‌شناسی همیشه مهم‌تر است. ما باید بیشتر وقتمان را روی دفع خطرات و آفات بگذاریم تا انجام حسنات و کارهای خیر و خوب. چون ممکن است انسان چهل پنجاه سال کار خیر و خوب هم انجام بدهد ولی عوامل جهنمی با او باشند. و این باعث شود آن کارهای خیر و خوبش همه هدر برود. بنابراین بیشتر ائمه فرمودند که “اجتناب السیئات اولی من اکتساب الحسنات” اینکه انسان گناه نکند مهم‌تر از این است که دنبال حسنه و کارهای خوب و خیر باشد. و خیلی‌ها وقتی که آفت‌ها را نشناسند اعمال خیرشان هم گناه محسوب می‌شود. نکته مهمی است. چرا؟ چون شیفته کارهای خیرشان می‌شوند و فکر می‌کنند با این کارهای خیر و خوبی که دارند انجام می‌دهند قطعاً اهل نجاتند. قرآن می‌فرماید زیانکارترین مردم کسانی هستند که گمان می‌کنند که وضعشان خوب است “الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا هم یحسبون انهم یحسنون صنعا” خیال می‌کنند که اوضاعشان خوب است ولی آفت‌ها را نمی‌شناسند. این باعث می‌شود انسان مغرور شود و عجب پیدا کند و کارهای خیر آسیبی شود برای شخص. عجبش باعث شود در کارهای خیرش آسیب وارد شود. توقع از خدا پیدا کند با کارهای خیرش. اذیت کند دیگران را منت بگذارد سر دیگران. قرآن می‌فرماید “لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی” وقتی کمکی به کسی می‌کنید و پولی به کسی می‌دهید یا هر کمک دیگری. پول برای کدام جنبه است؟ جنبه جمادی است. یک موقع کمک گیاهی است گاهی کمک شریف‌تر است و حیوانی است. کمک‌های آبرویی اعتباری است که خیلی مهم‌تر است. یا کمک‌های علمی که خیلی شرافتش بیشتر است یا کمک‌های معنوی. می‌فرماید هر کمکی که می‌کنید به کسی با منت و اذیت باطلش نکنید. گاهی انسان آدم نیکوکار و خیری هست اما این خیراتش را با اذیت نابود می‌کند و به ضررش می‌شود کار خیرش. گول نخورید. چون شیطان اگر دستش به کسی نرسد که او را آلوده کند با کار خیر سرکارش می‌گذارد. درحالی‌که نمی‌داند با همین کارهای خیر و عبادت و نماز شبش یا کارهای دیگر دارد سمت جهنم حرکت می‌کند و اصلاً متوجه نیست. چون از حجاب نورانی شیطان استفاده کرده. حمله چپ حجاب گناه است و ظلمانی و کاملاً شفاف است ولی حمله راست که از نقاط نورانی و قوت شخص استفاده می‌کند از کارهای خیر و نورانی شخص استفاده می‌کند و شخص متوجه نمی‌شود و فکر می‌کند خیلی وضعش خوب است و بعد آخرش سر از جهنم در می‌آورد. بنابراین ما جهنم‌شناسی و آفت‌شناسی باید کنیم. عوامل دخول در جهنم را بشناسیم. خیلی مهم‌تر است از عوامل شناخت بهشت.

غفلت از امام زمان (عج)

یاد خواب خودم افتادم که من را جهنم بردند که بعد از آن همه سال مبارزه جنگ جبهه و جهاد طلبگی و درس آخر ما را بردند جهنم. آنجا در قیامت امام حسین به داد ما رسید ولی گفتند که یک گناه داشتی که همه کارهایت از بین رفته و آن کوتاهی در حق امام زمانت است. آدم فکر می‌کند که رفتم جبهه، عملیات، کار تبلیغی کردم چه کارها کردم ولی حواسش نیست که از یک چیز مهم باید غافل نشود. این خیلی مهم است که انسان غافل از امام زمانش پدر و خانواده آسمانیش نباشد و وقتی می‌بیند باباش پدرش و امامش آواره و طرد شده و تنها و یگانه است. شما اگر بچه خودت را دزدیده باشند فقط یک روز آوارگی کشیده باشد بعد هم پیدا شود، می‌بینی تا سال‌های سال حالت خراب است که یک روز بچه‌ات گم شده. حتی بعضی‌ها خودشان گم می‌شوند. یک روز دو روز خودشان گم می‌شوند در جنگلی جایی آوارگی می‌کشند این خیلی سخت است. می‌گوید هزار و صد و هشتاد سال آوارگی است. شوخی نیست. بعد ما صبح‌ها از خواب بیدار می‌شویم بدون یاد امام زمان. می‌خوابیم بدون یاد امام زمان زندگی می‌کنیم بدون امام زمان. خوش هم هستیم. چرا؟ چون عوامل جمادی و گیاهی و حیوانی اطرافمان زیاد است و نهایتاً علمی. مشغول دکتر مهندس شدن هستیم. مستیم با این‌ها. اصلاً حواسمان نیست یک آدمی به عظمت همه انبیاء و امام‌ها یک نفر به اندازه همه آن‌ها که پدر ما است به غیر از اینکه امام ماست الان غریب و آواره است و تنهاست و مضطر است. معلوم است که این آدم جهنمی است. چطور می‌شود آدم پدرش امامش این حالات را داشته باشد و وضع زندگیش طبیعی باشد. قشنگ حوصله داشته باشد و تعطیلات داشته باشد و… نمی‌شود. آدم باید بجنبد کار کند تلاش کند که بالاخره این پدرش را از آوارگی در بیاورد. باید خسته کند خودش را. نمی‌شود یک پدر و مادری بچه‌شان گم شده باشد و در خانه میهمانی بدهند در دنیا سراغ دارید چنین چیزی را؟ می‌گوید الان بچه‌ام گم شده حوصله این کارها را ندارم. اضطراب دارم. این جهنمی است که ما با خودمان داریم و حواسمان نیست خیلی بی‌خیالیم. و حتی آن‌قدر بی‌خیالیم که گاهی با شنیدن این حرف‌ها چیزی در دل ما تکان نمی‌خورد. ما همان آدم قبل هستیم و همان کارهای معمول زندگیمان را داریم. اینکه خودمان اهل قیام و تلاش و دوندگی و خسته شدن باشیم برای امام زمان بی‌تابی و بی‌قراری بکشیم در دردهایش در مورد میلیاردها بچه‌اش همدردش و کمکش باشیم نیستیم. پولدارها را دیدید. یک پرونده سخت هم داشته باشند دست از عیاشی و الواتی خودشان بر نمی‌دارند. می‌گوید وکیل دارم می‌رود خودش انجام می‌دهد من خیالم راحت است. یک صدقه به امام زمان می‌دهند که بیا این یک میلیارد تومان پول من بروم دنبال کار و زندگیم. به تجارت و کار و زندگی و درس و بحثم برسم. کار برای امام زمان یعنی تو در چادر حضرت باشی و عرق بریزی کار کنی مثل خود حضرت دغدغه داشته باشی. این جهنم بزرگ و آفت وحشتناکی است که در زندگی ما هست. من از این جهنم رفتن این را فهمیدم با اینکه از بچگی یک روز و شب آرام نداشتم برای این اهداف ولی سخت است که انسان حواسش به امامش نباشد این خیلی خطرناک است.

دوستی با دشمنان خدا

بحث امروز دوستی با دشمنان خدا است. این آفت بزرگی است که کمر پیامبر و ائمه و اسلام را در طول تاریخ شکست. اینکه مسلمان‌ها علاقه به دشمنانشان دارند و به آن‌ها گرایش دارند. هم فرهنگشان و هم خودشان و اتفاقاً بیزار از فرهنگ اسلامی هستند به شدت شیفته فرهنگ دشمنانشان هستند. این خیلی خطرناک است و خداوند در قرآن برای این صفت وعده عذاب گذاشته آن هم عذاب جاودان نه عذاب جهنم. مثلاً یک میلیارد سال بماند و در بیاید. از علی علیه السلام خواندیم که اگر اهل اسراف هستید شفاعت ما به شما نمی‌رسد مگر بعد از سیصد هزار سال. حضرت زهرا فرمود شمایی که ادعای محبت ما را می‌کنید وقتی به چیزهایی که به شما می‌گوییم انجام بدید نمی‌کنید و به چیزهایی که می‌گوییم انجام ندهید، می‌کنید. ما دستمان به شما نمی‌رسد که شفاعت کنیم. شما فقط محب هستید ادعای شیعه بودن نکنید. شیعه یعنی شما با ما می‌آیید. ولی محب ادعای محبت دارد ولی سبک زندگی خودش را دارد. معشوق‌های خودش را دارد. فاصله می‌گیرید از ما. یکی از چیزهایی که بسیار کمرشکن است و خدا به شدت با آن برخورد کرده در قرآن این است که یک شیعه و مسلمان گرایش به دشمنان داشته باشد. گرایش فکری فرهنگی عقیدتی سیاسی و آن‌ها را دوست داشته باشد. این را کم ندیدیم در چهل سال انقلابمان بین مسئولین در دولت و مجلس و…. یعنی قلبشان با فضای دشمن می‌خوانند. آن‌ها نمی‌توانند در فضای غیر دشمن زندگی کنند یعنی سبک زندگی آن‌ها این چنین مشکلات هست. می‌فرماید: “الام تروا الی الذین تولوا قوما غضب الله علیهم ما هم منکم و لامنهم و یحلفون علی الکذب و هم یعلمون” سوره مجادله آیه 14 تا 17. «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مَا هُمْ مِنْکُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَیَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَهُمْ یَعْلَمُونَ» آیا ندیدی کسانی را که قومی را که مورد خشم خدا هستند دوست دارند؟ ولایت آن‌ها را و حاکمیت آن‌ها را می‌پذیرند علاقه به آن‌ها دارند. مَا هُمْ مِنْکُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَیَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَهُمْ یَعْلَمُونَ» آن قوم نه از شما هستند از خود این بدبخت‌هایی که به این‌ها علاقه دارند هم نیستند. جایش بیفتد همین شیفتگانشان را له می‌کنند. شما فرهنگ استکبار را دیدید در برخورد با کشورهایی که خودشان را دربست در اختیارشان می‌گذارند مثل دستمال کاغذی با ایشان رفتار کردند. در طول تاریخ شما ندیدی یکی از دوستانی که آمریکا و انگلیس خودشان را وصل کردند به این‌ها عاقبت به خیر شوند. حتی با پادشاهان و رؤسای جمهور بزرگ مثل دستمال کاغذی رفتار کردند و تاریخ مصرفشان تمام شد خودشان کنار گذاشتند آن‌ها را. خودشان کشتند خودشان له کردنشان. حتی کشورهایی که دیگر تاریخ مصرف نداشتند به ایشان حمله کردند. آن‌ها فقط ابزار لازم دارند چیزی به اسم دوستی و وفاداری سرشان نمی‌شود. ولی خب خیلی‌ها هستند که کشته مرده این‌ها هستند. شیفته این‌ها هستند.

تولی و تبری: دو روی یک سکه

یک آقایی بود خیلی ادعای دینداری می‌کرد. گاه‌گاهی هم جلسات مذهبی تشکیل می‌داد. یک بار گفتم تو این همه مردم را نصیحت می‌کنی چرا در ایران نمی‌توانی زندگی کنی؟ کسر شأنت می‌آید در ایران زندگی کنی؟ خانه‌اش آمریکا بود. همه‌اش آنجا بود. اکسیژن مورد نیازش آنجا بود. در فضای فطرت‌گرا نمی‌توانست زندگی کند. فضای فطرت‌گرا در شأنش نیست. احساس خفگی می‌کرد. ما فضایی مقدس‌تر و فطرت‌گراتر از ایران در دنیا و کره زمین نداریم. یعنی شما مکه و عراق را بگذاری هیچ کدام از نظر فضای فطرت‌گرایی و ثروت فطرت‌گرایی ثروت اکسیژن معنوی مثل اینجا نیست که کسی نفس بکشد و این نفسش تا غیب تا معراج برود. تا آسمان و تا خدا برود. گفتم چطور است که تو مردم را نصیحت معنوی و مذهبی سوری می‌کنی. یک کلمه هم علیه دشمنان اسلام و امام زمان از دهانت درنمی‌آید. نه تا به حال جمله‌ای گفتی یک اعتراضی کردی. فقط کلمات مقدس به کار می‌برند. این شخصیت‌ها آن طرفی است. و در نقطه مقابل کسانی را داریم که آنجا زندگی می‌کنند ولی شخصیت‌ها اهل کجا هستند؟ اهل اینجا هستند. یادتان هست در داستان بچه‌های شهر ری، ری شهرری‌ها رفتند خدمت امام صادق حضرت فرمودند اهل کجایید گفتند که ما اهل ری هستیم. حضرت فرمود مرحبا به اخواننا القمی خوش آمدید برادران قمی ما. گفتند نه آقا ما اهل ری هستیم. حضرت فرمود مرحبا باخواننا القمی باز این‌ها فکر کردند حضرت متوجه نشده گفتند نه آقا ما از شهر ری هستیم. حضرت فرمود مرحبا باخواننا القمی. حضرت می‌خواستند بگویند وقتی شما شهر ری هم باشید فرقی نمی‌کند وقتی ما را دوست دارید قمی محسوب می‌شود. قم از نظر امام صادق چه بود؟ فرمود: «عش آل محمد» لانه و کاشانه آل پیامبر. خدا خانه دارد مسجد الحرام پیامبر خانه دارد مسجد النبی ما اهل بیت حرممان قم است. یعنی هر کس روحیه ما را دارد شبیه و عاشق ماست و مخالف دشمنان ماست قمی محسوب می‌شود ولو در ایتالیا مثل ادواردو آنیلی خودمان که شهید شد. ولو در آمریکا زندگی کند هر جا زندگی کند قمی است چون آن تعلق خاطر آن دغدغه و نوع آرزو آن نوع چینش مهندسی فکر و آرزوها مهندسی حب و بغض این مشخص است. ولی یک کسی در همین قم زندگی می‌کند، لباس مقدس روحانیت هم به تن دارد، ولی اسراییلی انگلیسی و آمریکایی است. پس این خیلی مهم است که تو دلت کجاست. شخصیتت دارد چه کار می‌کند. به چه تعلق داری. برنامه‌ریزی زندگیت چی است. تو که ملت را می‌نشینی نصیحت می‌کنی در این کشور، می‌توانی بهترین فضای فطرت‌گرا زندگی کنی برای چه می‌گویی اینجا کلاس ما نیست، اینجا در شأن ما نیست. ما باید لندن و پاریس و… زندگی کنیم. اکسیژن اینجا نمی‌گیردت، آنجا پر می‌شوی، لیاقتت هم همان است. خلایق هر چه لایق. حالا قرآن در آخر خیلی جالب می‌فرماید: “لن تغنی عنهم اموالهم و لا اولادهم من الله شیئا ” این‌ها نه اموالشان نه اولادشان کاری در برابر خدا نمی‌تواند برای این‌ها انجام دهد. یعنی وقتی خدا طرف باشد اموال و قدرت و در بحث ظهور و سقوط تمدن‌ها بحث کردیم ان شاء الله به زودی در اختیارتان قرار می‌دهیم که قدرت نظامی و اقتصادی و سیاسی و حتی تمدن غالب داشتن جلوی نابودی را نمی‌گیرد. خداوند تمدن‌های بسیار بزرگی را در تاریخ اسم می‌برد و جالب است می‌گوید آن‌ها از امروز شما قوی‌تر بودند. ولی نابود شدند. در مقابل خدا کسی نمی‌تواند جلوی نابودی خودش را بگیرد وقتی که خدا اراده‌اش این نباشد که انسان یا آن مجموعه بماند. “لن تغنی عنهم اموالهم و لا اولادهم من الله شیئا اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون” این‌ها اصحاب جهنم هستند که جاودانه در آن خواهند بود. «تَرَى کَثِیرًا مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ» مائده، آیه 80. می‌گوید بسیاری از این‌ها را می‌بینی با کسانی که کفر ورزیدند دوستی می‌کنند با کافران و دشمنان. مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ» چه زشت است که برای خود جلوتر چیزی پیش می‌فرستند یعنی همین دوستی با کفار را، خدا بر ایشان خشم می‌گیرد و پیوسته در عذاب جاودان خواهند بود. توضیحش از نظر معرفت نفسی این است که عشق و نفرت دو طرف یک سکه هستند. نمی‌شود اظهار عشق کنی به یک کسی بعد دشمن او را هم دوست داشته باشی. می‌شود؟ یک مادر و پدری بچه‌شان را دوست دارند می‌دانند بعضی از آدم‌ها می‌خواهند این بچه را نابود کنند می‌شود دوستش داشته باشند طرف را یا نه؟ یا کسی بگوید من زنم را ناموسم را دوست دارم بعد با کسانی که ناموسش را در خطر می‌اندازند رفاقت کند. می‌شود؟ طبیعی نیست. دو طرف یک سکه است. سکه یک رو فایده ندارد. به میزانی که عشق داری باید تنفر داشته باشی. گاهی وقت‌ها تنفرت باید یک مقدار بیشتر از عشق باشد. چون انسان ترس دارد نکند معشوقش از دستش برود. دلشوره‌هایش بیشتر است. مثل یک مادری که به شدت عاشق بچه‌اش است و لذت می‌برد از او و آرامش جانش است. اما دلشوره‌هایش از اینکه نکند کسی بچه را از او بگیرد یا اذیتش کند خیلی بیشتر است. ترس‌ها دلشوره‌هایش خیلی بیشتر است. بنابر این تولی و تبری دو طرف یک سکه است. اینکه آدم دائم ابراز عشق و علاقه به خدا و اهل بیت کند اما با دشمنانش هم کنار بیاید. این همه شخصیت‌ها داشتیم در این انقلاب زندان هم رفتند شکنجه هم دیدند انقلابی هم بودند، زیاد هم کار و تلاش کردند درجات بالای حکومتی رسیدند ولی با دشمنان ساخت و پاخت داشتند. با منافقین و استکبار مشکلی نداشتند. این دروغ واضح است. شما نمی‌توانی بگویی امام زمان را دوست دارم امام موانعش را هم دوست دارم. این‌ها موانع ظهور امام زمانند که شما دوستشان دارید. چطور می‌توانی امام زمان را دوست دارم ولی آن‌ها را هم دوست داشته باشی. خیلی از شخصیت‌های ما می‌خواستند آشتی بدهند. می‌گفتند سبز باشید آبی باشید تساهل داشته باشید تسامح داشته باشید. چرا می‌گویید مرگ بر اسرائیل مرگ بر آمریکا مرگ بر انگلیس. چرا مرگ می‌گویید. چرا زیارت عاشورا می‌خوانید. دعای کمیل بخوانید. روضه حضرت علی اصغر بخوانید از شمر و یزید آن موقع بگویید. ما علمای به ظاهر تراز اول دوران جنگ خودشان خانواده‌شان هیچ کس جبهه نمی‌رفت شاگردانشان را هم نمی‌گذاشتند جبهه بروند یک کلمه علیه آمریکا و اسرائیل و کسانی که حمله به این کشور کردند نمی‌گفتند. خب تو مگر نمی‌گویی من کشورم را دوست دارم ناموسم را دوست دارم دین به کنار، ادعایت این است؟ حمله کردند به کشورت نوامیست در مرز به یک دختر ایرانی بیست نفر تجاوز کردند مگر ناموست نبود. یک کلمه علیه این‌ها حرف بزن اقلاً اگر کاری نمی‌کنی. نمی‌گوییم برو با آن‌ها مقابله کن. یک کلمه حرف بزنید علیه داعشی‌ها و آن‌هایی که این داعشی‌ها را راه انداختند. جالب است آن‌هایی که از اینجا می‌روند داعشی‌ها را که در هر کشوری رفتند نه ناموس گذاشتند نه اقتصاد گذاشتند نه فرهنگ و دین گذاشتند نابود کردند آن‌وقت می‌گویند بودجه ما امکانات ما را برای چه جوان‌های ما می‌روند با داعش می‌جنگند. یعنی تو آن‌قدر شعور نداری که این داعشی‌ها اگر می‌آمدند که خودشان اعلام کردند سوریه و عراق بهانه است ما کار اصلیمان با ایران است. بروید سوریه و دمشق را نگاه کنید. یک ساختمان سالم یک خانه یک زن و ناموس می‌گذاشتند برایمان. جالب این است که ادای آدم‌های خوب و مهربان را هم در می‌آورند. که با هیچ‌کس جنگ ندارند با همه در صلحند. چرا ما حرف‌های تند بزنیم. این آدم بی‌غیرت بی‌ناموس بی‌دین است. بعد آدم‌های خوب را هم دربیارد. لباس مقدس هم تن می‌کند. منافق از این بدتر؟ همین آدم اگر کسی به بچه و ناموسش تلنگر بزند و دو زار از پولش را بردارند انگار دنیا به پایان رسیده.

خودشیفتگی و غفلت از شر نفس

یک آقایی داشتیم از این مقدسین خیلی ادای عرفان و کلاس‌های عرفانی داشت بعد جنگ بود و این همه جوان کشته شدند سر سفره افطار سر برادر را جلوی زن و بچه می‌بریدند پدر و مادر را جلوی بچه می‌کشتند. هفده هزار نفر آدم غیر نظامی را کشتند. اتوبوس را آتش می‌زدند و بمب می‌گذاشتند. اصلاً این آقا صدایش در نمی‌آمد. هی درس عرفان و معنویت و این‌ها. یک موقع بمباران کرده بودند او مجبور شده بود برود زیرزمین. کسی که با او بود تعریف می‌کرد که او پایش خورد به پله، یک ذره زخم شد، دردش آمد نشست و گفت یابن الحسن دیگر الان وقتش است بیایی. پای ما بالاخره زخمی شده. بعضی‌ها این طورند فاجعه و مصیبت را با خودشان تنظیم می‌کنند. این مردمی که دارند کشته می‌شوند نوامیس ما هستند قاعده هو انت که یادمان نرفته. او خود تو هستی. او پیامبر و اهل بیت است. بالاتر او خداست. یک آدم یک طوریش بشود خدا اذیت می‌شود. آن وقت این همه آدم دارند در این دنیا در اثر تجاوز و زیاده‌خواهی این آدم‌ها می‌میرند و گرسنگی می‌کشند در همین ایران خودمان یک قحطی مصنوعی ایجاد کردند انگلیسی‌ها، ده میلیون ایرانی کشتند به خاطر گرسنگی. بچه‌های کوچک و زن‌های بیچاره. بعضی‌ها اصلاً به روی نامبارکشان نمی‌آورند که این‌ها همان‌ها هستند. که ناو ما را زدند به این کشور حمله کردند بعد خیلی راحت می‌روند کنار این‌ها قرار می‌گیرند. و با دشمنان انسانیت و امام زمان خوبند و دوستشان دارند فرهنگشان را دوست دارند. در خانه‌هایشان علائم فرهنگ این آدم‌ها وجود دارد. در موبایلشان در لباس پوشیدنشان حجاب زن و بچه‌شان با فرهنگ اهل بیت کنار نمی‌آید. این‌ها بیشتر عشقشان فرهنگ دشمنان اهل بیت است.

عاقبت پیروان دشمنان خدا

خداوند می‌فرماید در آیه بعدی: «وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا کَذَلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ» (بقره آیه 167.) آن‌هایی که تابع استکبار و دشمنان خدا بودند، تابع مشرکین و منافقین بودند، وقتی می‌افتند در عذاب قیامت، لَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ می‌گویند اگر ما برگردیم به دنیا از این‌ها بیزار می‌شویم. از این‌ها نفرت پیدا می‌کنیم. کما اینکه این‌ها از ما دارند. آن‌ها در جهنم چون این‌ها با هم یک جا هستند تابع و متبوع معلم با شاگردها، استاد با شاگردهایش، صاحب فرهنگ با پیروانش، ظالمین با پیروانش فرعونیان با پیروانش همه یک جا هستند اصلاً یکی از عذاب‌های قیامت این است که این‌ها می‌افتند آنجا به جان یکدیگر. می‌گویند شما ما را بدبخت کردید. شما ما را جهنم آوردید. خدا لعنتتان کند خدایا دو برابر به این‌ها عذاب بده. خدا می‌فرماید برای همه تان دو برابر است. چون شمایی که تبعیت کردید این‌ها را رشد دادید. گناه تابعین کمتر از گناه رؤسا نیست. در بحث ظلم خواندیم اگر کسی برای این‌ها پولی خرج کند چیزی بنویسد که این‌ها را تأیید کند در تمام ظلم‌هایشان شریک است. چون تو می‌خواهی این باشد. تو تابع هستی داری یک فرهنگ و تمدن کافرانه و غیر انسانی و وحشیانه را تقویت می‌کنی. می‌گوید من رفتم آمریکا درس بخوانم، باریکلا. پیامبر هم وقتی حکومت تشکیل داد اصحابش را به کشورهای کافر می‌فرستاد می‌فرمود بروید درس بخوانید. علم گم شده مؤمن است حتی اگر دست دشمن باشد. «اطلب العلم ولو بالصین» علم را جستجو کنید حتی اگر در چین باشد. «خذوا الحکمه ولو من اهل الضلال یا ولو من اهل النفاق» حکمت را یاد بگیرید حتی از اهل کفر و گمراهی. درس خواندن عیب ندارد. این کشور پول داده تو درس خواندی تو را بزرگ کرده حالا رفته محصول کار علمیش را آن‌ها دارند استفاده می‌کنند. درست را خواندی برگرد به کشور خودت. چرا ماندی؟ تو داری یک فرهنگ را کمک می‌کنی. یک تمدن جهنمی را کمک می‌کنی، استکبار را کمک می‌کنی. می‌گوید نه کاری به آن‌ها نداریم داریم پروژه تحقیقاتی انجام می‌دهیم. نتیجه این تحقیقات برای تقویت کدام فرهنگ است. چه کسانی از این نتیجه تحقیقات دارند استفاده می‌کنند. خودفروشی می‌کنند در این شبکه‌ها پر، در رسانه‌ها پر است. عامل دشمن و پول دشمن است علیه کشور خودشان. الان کم داریم؟ شبکه‌های مجازی ماهواره‌ای خبرگزاری‌ها خبرنگاری‌ها را ایرانی‌ها دارند می‌گردانند. پول بدهند دیگر مهم نیست. علیه کشور خودمان هم می‌نویسیم. کم جاسوس و دشمن داریم که علیه کشور خودمان دارند انجام می‌دهند. پولش از کجا می‌آید؟ کی دارد به تو حقوق می‌دهد؟ مثل معاویه که پول می‌داد به یاران امیرالمؤمنین و یاران امام حسن و کم بودند یاران امام حسن؟ فرمانده‌های امام حسن حضرت را به معاویه فروختند. اشرفی برایشان فرستادند پول را برداشتند و رفتند. بعد می‌گویند در جهنم شما ما را بدبخت کردید آیه قرآن است می‌گویند می‌خواستید از ما پیروی نکنید. خدا شما را لعنت کند. و جالب‌تر اینکه قرآن می‌فرماید: شیطان هم روز قیامت این‌ها را مسخره می‌کند به او می‌گویند تو ما را بدبخت کردی فریبمان دادی. شیطان می‌گوید فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ. من را ملامت نکنید خودتان را ملامت کنید. من فقط پیشنهاد دادم. وسوسه کردم. تسلط روی شما نداشتم وسوسه کردم بهتر از من هم آمدید. قرآن خیلی جالب می‌گوید «شیاطین الانس» آدم‌هایی که خودشان شیطان می‌شوند. شیطان هم می‌گوید خدا لعنتتان کند که یک چیزهایی به فکر شما می‌رسد که به فکر من شیطان هم نمی‌رسید. شیطان می‌گوید لعنت خدا بر خود شماها. این‌ها در آنجا یقه رؤسا را می‌گیرند و می‌گویند خدا شما را لعنت بکند. می‌خواستید دنبال ما راه نیفتید بیاید. شما خودتان طمع داشتید. خودتان بدبخت بودید. خودتان خوار بودید. خودتان بی‌شخصیت بودید دنبال ما آمدید. کَذَلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ این خیلی تلخ است. می‌فهمند تمام ابدیتشان را باختند. اعمالشان مایه حسرت می‌شود. چکار کردیم با خودمان؟ “و ما هم بخارجین من النار” این‌ها هیچ وقت دیگر از آتش در نمی‌آیند. ما خیلی نزدیکیم. آدم‌های انقلابی‌تر از ما روحانیون زحمتکش‌تر از ما زندان رفته بودند شکنجه دیدند اعمال عبادیشان هم از ما کمتر نبود. آن آخوند مجتهدی که حکم اعدام شیخ فضل الله نوری را داده زندگی‌نامه‌اش را بخوانید زنجانی. همه‌اش عبادت و درس و فقه آخر سر از جایی در می‌آورد که برای انگلیسی‌ها کار می‌کند و حکم اعدام می‌نویسد برای شیخ فضل الله نوری. مثل شریح قاضی. که قاضی حکومت امیرالمؤمنین منصوب امیرالمؤمنین بوده یک روز می‌نشیند حکم قتل امام حسین را می‌نویسد. پناه بر خدا. آدم باید دائم به خدا پناه ببرد اول از شر خودش. این صحیفه مخصوصی که گفتم همه تان بخوانید دعاهای خوبی دارد در این زمینه. حتماً آن بخش‌هایی که استعاذه دارد واقعاً بخوانیم. پناه ببریم.

پناه بردن به خدا از شر نفس

خدا آیت الله ممدوحی، استاد ما را رحمت کند. می‌گفت گاهی وقت‌ها در 500 متری نفس یک آدم یک موجود بسیار خطرناک و وحشی خوابیده. هنوز بیدار نشده. گاهی وقت‌ها آدم باید به موقعیتش برسد. مثلاً بگذار رأی بیاورم، بگذار وزیر شوم، بگذار سردار شوم، بگذار مجتهد شوم، بگذار رئیس جمهور شوم آن سگ یا اژدها بالا می‌آید. بگذار عصبانی شوم، بگذار چنین و چنان. هیچی. آدم باید دائماً به خدا پناه ببرد از شر خودش. در صحیفه دعاهای خوبی دارد. بخش‌هایی که استعاذه دارد، بخوانیم و پناه ببریم. آدمی که خیلی خودشیفته است و از خودش نمی‌ترسد این حتماً خودش را بیچاره می‌کند. کسی که از خودش وحشت ندارد. به خدا بگوید پناه می‌برم به تو از خودم. مگر کم می‌بینیم از خودمان آدم‌های مثبت بعد یک دفعه می‌بینی که به کجاها کشیده شدند. برای خودمان مگر کم اتفاق افتاده لغزش تا به حال. برای ما دچار گناه کبیره شدن جهنمی شدن اتفاق نیفتاده؟ این همه ما سقوط کردیم در جهنم باز خدا بالا آورده ما را. اهل بیت ما را بالا آوردند، تطهیرمان کردند شستشویمان دادند خاموشمان کردند. آدم باید از خودش بترسد. وقتی دعاهای صحیفه را می‌خوانید استعاذه یعنی پناهندگی یعنی بچسبیم به دامن خدا. واقعاً گریه کن. بگو خدایا من را پناه بده از دست خودم. اگر انسان یک کاری کند که خدا او را از دست خودش پناه دهد از بقیه به آدم صدمه‌ای نمی‌رسد. همه بدبختی‌هایی که ما می‌کشیم که دیگران سر ما کلاه می‌گذارند و آلوده‌مان می‌کنند و بدبخت و جهنمیمان می‌کنند به خاطر این است که مشکل اینجا وجود دارد. اگر یک کسی در اینجا به امنیت برسد به آرامش برسد… دعاهای اول صبح چقدر مهم است. صبح اول وقت یک دقیقه است زیارت معصومین بگو من امروز مهمان تو هستم و پناهنده به تو هستم پناهم بده و پذیرایی کن از من. نگذار شرهای من دامنم را بگیرد. اگر خدا ببیند ما راست می‌گوییم امنیت به ما می‌دهد. به ما قدرت می‌دهد و ما را نگه می‌دارد. ولی یک آدمی که خیلی خودشیفته است و فکر می‌کند کارش همیشه درست است و همیشه بهتر از بقیه و دیگران است همه احتیاج به پند و اندرز دارند غیر از این. همه احتیاج به موعظه دارند غیر از این، این سر از ناکجاآباد در می‌آورد. این بحث یک بحث مقدماتی بود. اصل بحث مانده که داستان جهنمی بودن کسانی که پیرو غیر خدا و غیر متخصص معصوم می‌شوند. داستان هنوز ادامه دارد. الان فقط در سطح ظالم‌گرایی گفتم. بحث مهممان بحث سبک زندگی است. اینکه یک آدم تصمیم ندارد خوب زندگی کند. تصمیم ندارد اصول زندگیش را بر اساس داده‌های الهی و تخصص متخصص معصوم تنظیم کند. بیشتر ذهنش پیروی از کسانی است که نه متخصصند و نه معصوم. کم هم نداریم آدم‌هایی که بنا ندارند در سبک زندگیشان تابع خدا و معصوم باشند. چیز دیگری را آرزو می‌کنند. شیفتگی به جای دیگر و چیز دیگر دارند. در بحث حضرت زهرا خدمتتان عرض کردم در بحث مقام عرشی که ما خیلی با حجاب داریم قیامت که بی‌حجاب محشور می‌شوند. چون از حجابشان متنفرند. خیلی نمازخوان داریم که قیامت بی‌نماز محشور می‌شوند. چون زوری دارند نماز می‌خوانند. دوست ندارند واقعاً. بدشان می‌آید. خیلی‌ها را داریم که متدین هستند و ظواهر را رعایت می‌کنند درحالی‌که این‌ها را قید و بند می‌دانند در زندگیشان. اگر بروند در فضای دیگری که غیر از این فضا باشد یک جور دیگر خواهند بود. مهم قلبت است دلت هست. انشالله این بحث را در جهنم دیگر. والحمدلله رب العالمین.

خلاصه

جملات ناب

  1. آفت‌شناسی و دفع خطرات و آفات، مهم‌تر از انجام حسنات و کارهای خیر است؛ زیرا گناهان می‌توانند اعمال نیک را بی‌اثر کنند.

  2. “اجتناب السیئات اولی من اکتساب الحسنات”؛ دوری از گناهان بر کسب حسنات مقدم است.

  3. غرور و عجب ناشی از اعمال خیر، می‌تواند خود به آفتی تبدیل شود که انسان را از مسیر درست منحرف کند.

  4. کمک‌ها و خیرات خود را با منت و اذیت باطل نکنید، چرا که این اعمال نیک را به ضرر شما تبدیل می‌کند.

  5. غفلت از امام زمان (عج) و بی‌تفاوتی نسبت به آوارگی و تنهایی ایشان، یک گناه بزرگ و عامل ورود به جهنم است.

  6. دوستی و گرایش به دشمنان خدا، چه از نظر فکری، فرهنگی، عقیدتی و سیاسی، آفت بزرگی است که کمر اسلام را شکسته و وعده عذاب جاودان الهی را در پی دارد.

  7. کسانی که به دشمنان خدا گرایش دارند، نه از مسلمانان هستند و نه از دشمنان؛ و در نهایت، دشمنان حتی خود این شیفتگان را نیز له خواهند کرد.

  8. تولی و تبری (دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا) دو روی یک سکه‌اند؛ نمی‌توان هم ادعای عشق به خدا و اهل بیت داشت و هم با دشمنانشان کنار آمد.

  9. بی‌غیرتی، بی‌ناموسی و بی‌دینی در برابر دشمنان، حتی با پوشیدن لباس مقدس، نشانه‌ای از نفاق است.

  10. خودشیفتگی و غفلت از شر نفس، انسان را به سوی هلاکت می‌کشاند؛ باید دائماً از شر خود به خدا پناه برد.

  11. در قیامت، پیروان دشمنان خدا از رهبران خود بیزاری می‌جویند و اعمالشان مایه حسرت ابدی خواهد شد.

  12. گناه تابعین کمتر از گناه رؤسا نیست؛ زیرا تبعیت، فرهنگ و تمدن کافرانه و غیرانسانی را تقویت می‌کند.

  13. شیطان نیز در روز قیامت، پیروان خود را مسخره می‌کند و می‌گوید که خودشان مقصر بوده‌اند.

  14. مهم این است که قلبت و دلت به چه تعلق دارد و سبک زندگی‌ات بر اساس داده‌های الهی و تخصص معصوم تنظیم شده باشد، نه پیروی از غیرمتخصصان.

  15. بسیاری از نمازخوانان در قیامت بی‌نماز و متدینان بی‌حجاب محشور می‌شوند، زیرا اعمالشان از روی اجبار بوده و قلباً دوستدار آن نبوده‌اند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه