فهرست مطالب
Toggleقرآن، حقیقت وجودی انسان و راه نجات از جهنم
موضوع عوامل دخول انسان در جهنم به مخالفت با قرآن اختصاص داشت و قرآن حقیقتی است که برای مردم طراحی شده. مثل هوا، آب، خورشید و دریا و هر چیز دیگری که برای انسان طراحی شده و رابطه مستقیم دارد با ساختار وجودی انسان، قرآن هم همین طور است. در قرآن داریم ” هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا ” او کسی است که هر چه که در زمین است برای شما آفریده. ” سخر لکم ما فی السماوات ما فی الارض” هر چه که در آسمانها و زمین است برای شما تسخیر شده یعنی این در نظام خلقت مادی همه چیز با ساختار وجودی انسان تنظیم می شود. شما به هر موجودی که نگاه می کنید آن با شما یک ارتباطی دارد. به هر گلی، گیاهی، پرنده ای، خزنده ای نگاه کنید برای شما تنظیم شده و آفریده شده. در نظام ماورای طبیعت هم همین طور است. هر چه که هست برای انسان تنظیم شده لذا اگر قرآن هم آمده برای انسان است و با انسان تنظیم شده.
ترتیب خلقت و نیازهای انسان
“الرحمن علم القرآن خلق الانسان” یعنی اول برای انسان چون مهم هست خداوند قرآن را به انسان کامل تعلیم می دهد. یعنی وقتی انسان قرار است بیاید به دنیا باید آن چیزی را که نیازش هست خدا زودتر آفریده باشد. این طور نیست که خداوند انسان را بیافریند بعد برایش پیامبر بگذارد. نه، اول حضرت آدم را می آفریند بعد بقیه انسانها می آیند. برای خود حضرت آدم اول الگوهای انسانیت را می آفریند بعد کتابی را که قرار است انسانها را هدایت کند می آفریند و بعد خلق الانسان. پس خداوند اول نیازهای یک موجود را طراحی می کند و می سازد بعد آن موجود را می آفریند تا لنگ نباشد حتی یک دقیقه یک ثانیه هم عبث و لنگ نباشد. چون انسان بدون انسان کامل و مربی متخصص معصوم نباید یک لحظه باشد. خداوند اول معصوم را می آفریند و اول کتاب را طراحی می کند و تعلیم می دهد به انسان کامل بعد انسان آفریده می شود.
مخالفت با قرآن، مخالفت با خود است
کسی که قرآن را قبول ندارد و سراغش نمی رود و از قرآن چیزی یاد نمی گیرد و آن را کتاب هدایت و امام خودش قرار نمی دهد این به خودش دارد ظلم می کند. در واقع با خودش دارد مخالفت می کند و دشمنی می کند. انسان با مخالفت و بی محلی به قرآن، عدم انس و توجه به قرآن جهنمی می شود به همین خاطر است. چون دارد با حقیقت و ذات خودش مخالفت می کند. قرآن صورت کتبی انسان است. لذا یک کسی که رسیدن به سعادتش با این قرآن است در قیامت می گویند “اقرا و ارق” بخوان و بالا برو. یعنی مقامات انسانی قرآن یعنی هر چقدر که بخوانی و بفهمی مقامت هم همان قدر است. پس انس با قرآن انس با خودت است، خدمت به قرآن خدمت به خودت است. و رها کردن قرآن رها کردن و بی توجهی به خودت است. برای همین هم انسان را به جهنم می رساند. این اثر وضعی وجودی دارد.
روایاتی از نبی اکرم درباره قرآن
دو روایت در مورد قرآن هست. انسان را به وجد می آورد از نبی اکرم. “القران هدی من الضلاله” قرآن هدایت است در گمراهی ها. آنجایی که انسانها دچار گمراهی می شوند یا برای اینکه گمراه نشوند به هدایت قرآن احتیاج دارند. بالاخره انسان چون موجود مختار است راه های مختلفی سر راهش قرار دارد. ولی اگر راه مستقیم و راه انسانیت را بخواهد هدایتش با قرآن است. قرآن هست که انسان را هدایت می کند و اجازه نمی دهد دچار گمراهی شود. پس شما وقتی نماز می خوانی و می گویی ” اهدناالصراط المستقیم….. ولاضالین” این ضالین اگر بخواهید راه این ها را نروید چطوری است؟ با تمسک به قرآن انسان نجات پیدا می کند که راه گمراهان را نرود. غیر المغضوب علیهم هم همین طور است. یعنی انسان اگر می خواهد مشمول غضب الهی نشود باید برود به سمت قرآن. قرآن را بیاورد در متن زندگی. این مهم است.
قرآن در عصر ظهور امام زمان (عج)
یکی از معجزات مهم و آثار ظهور امام زمان علیه السلام این است که در روایت داریم خانم های خانه دار هم و حتی کسانی که با کارهای علمی سر و کار ندارند تمامشان زندگیشان بر اساس فهم قرآن، معارف قرآن و احکام قرآن است. یعنی تمام انسانها می روند سراغ قرآن خب خوشبحال کسی که الان مهدوی می شود. آن هایی که می خواهند سبقت بگیرند الان باید بروند سراغ آموزه های قرآنی.
ویژگیهای قرآن: بیان کننده، نجات دهنده، نور و نگهدارنده
” و طبیان من العمی” بیان کننده از کوری هاست یعنی کوری ها را بر طرف می کند. آنجاهایی که ابهام وجود دارد چه کنم چه کنم وجود دارد سردرگمی هست قرآن شما را شفاف و آسان و قوی و مطمئن نجاتتان می دهد و اجازه نمی دهد شما دچار کوری شوید و نبینید مشکلات را. ” و اشتغاله من الاثرا” و نجات دهنده از لغزش هاست. انسان را نجات می دهد از اینکه بلغزد و هم اگر لغزید نجات می دهد انسان را و به راه راست بر می گرداند و انسان را اصلاح می کند خداوند به وسیله قرآن. ” و نور من الظلمه” و نور هست قرآن و انسان دچار ابهام نمی شود. قرآن همه چیزش نور است. کلامش، شنیدنش، خواندنش، نگاه کردنش انسان را روشن می کند. بغل کردنش، بوسیدنش، دست زدن به آن همه چیزش نور است. ” و ضیاء من الاحداث” و یک پرتویی در حوادث است. یعنی آنجایی که مشکلات و حوادث پیش می آید و دچار سردرگمی هستید چه کسی راست می گوید و چه کسی غلط، من راه را از کجا پیدا کنم در حوادث مختلف، چه حوادث فردی چه خانوادگی اجتماعی سیاسی هر جایی که مشکلی پیش بیاید قرآن به داد آدم می رسد و حرف برای گفتن دارد و انسان را نجات می دهد. ” و عصمه من الهلکه” قرآن نگهدارنده از نابودی است. این کتاب حکومت امام زمان است. وقتی حضرت ظهور می کند قرآن در جامعه حاکم می شود.
اهمیت فهم و انس با قرآن
حالا ما چقدر از آن می دانیم؟ این سوال خیلی مهم است. اگر شرافت و مقام هر انسانی به این است که قرآن بخواند و بالا برود سوال این است که ما چقدر قرآن بلد هستیم چقدر با آن مانوسیم و چقدر معارف قرآنی بلد هستیم. در جامعه ای که افراد پزشان به لیسانس و ارشد و دکتراست که این ها علم محسوب نمی شود. علم حقیقی چیست؟ اینکه تو چقدر قرآن می فهمی. چقدر کلام الله را می فهمی. چقدر هم زبان خدایی چقدر هم زبان انبیاء و فرشته ها و اهل بیت و امام زمان علیهم السلام هستی؟ هر کسی باید این سوال را از خودش بپرسد من الان کجای فهم قرآن و انس با قرآن هستم. روز قیامت از ارتباط شما با قرآن سوال می کنند.
داراییهای حقیقی و توهمی
انسان بین خودش و خیلی چیزهای دیگر همیشه نسبت برقرار می کند و سوال می کند. اینجاست که برایش انواع شادیها و غصه ها و عقده ها پیش می آید. مثلا من و مال من و خانه من و ازدواج من و بچه. مثلا ازدواج کردم یک خر سنگ را رد کردم ولی بچه دار نمی شوم. بچه دار هستم دختر ندارم یا پسر ندارم. انسان با کمالات گیاهی جمادی حیوانی عقلی خودش را دائما مقایسه می کند و می گوید من کجا هستم. صاحب خانه ام یا مستاجرم. کار دارم یا بیکارم. سفر می روم یا نمی روم. اتومبیل دارم یا ندارم. مبل دارم یا ندارم. موبایل آنچنانی دارم یا ندارم. این ها که دارایی های حقیقی نیستند توهمی هستند جزو ابزار زندگی هستند. عیبی هم ندارد که انسان این ها را داشته باشد. این ها نور است به درد می خورد. اما آیا در مورد داراییهای حقیقی که قرار است با خودمان ببریم این شوخی نیست. شما از رحم مادر باید یک سلسله چیزها ببری. جنین باید این سوالها را از خودش بپرسد من چشم دارم یا نه؟ من و ابرو من و چشم من و لب من و پلک من و گلو من و قلب و…. ما می خواهیم وارد نظام برزخی شویم آنجا یک سری چیزها لوازم اصلی زندگی ماست. یکی قرآن است. انس با قرآن، فهم قرآن، زندگی با قرآن این ها جزو معارف اصلی است. باید از خودم سوال کنم من الان می خواهم از این دنیا بروم آیا قرآن را تحصیل کرده ام یا نه؟ قرآن را دارم یا نه. اینجاست که عقل و شعور و حماقت افراد معلوم می شود. با اینکه می فهمد برای رفتنش قرآن را لازم دارد می رود برای خودش ده تا کلاس و جلسه های غیر ضروری جور می کند سر خودش را گرم می کند. یک جوری برنامه ریزی می کند برای خودش که وقت نکند قرآن بخواند. وقت نکند قرآن بفهمد. حماقت است دیگر. انسان خودش با دست خودش ریشه خودش را می زند.
قرآن: رشد دهنده، روشنگر و همراه تا آخرت
” و رشد من القوای” در گمراهی ها رشد دهنده انسان و ارشاد کننده انسان است. آنجایی که انسان ممکن است گم شود گمراه شود قرآن به داد انسان می رسد. ” و بیان من الفتن” در فتنه ها روشنگر است. فتنه های فردی، اجتماعی، خانوادگی، مذهبی، سیاسی. قرآن یک رفیق و مونس شفیع مهربان کنارت است و به تو می گوید در فتنه ها چه کنی. ” و بلاغ من الدنیا الی الاخره” قرآن شما را از دنیا تا آخرت می رساند. قرآن یک دوست و همراه و هادی و مونس خوب است. آخرت شوخی نیست. انسان وقتی واردش می شود می فهمد که چقدر بد فهمیده بود. چقدر ابدیت را دست کم گرفته. حجاب عادت کشنده است برای انسان. این کلمه آخرت را می شنود یعنی تو یک لحظه از اینجا وارد نظام جدید زندگی ات می شوی. قوانین جدیدی برای آرامش و آسایش و شادی تو وجود دارد که تو باید از رحم مادر آورده باشی. گاهی یک جنین که باید نه ماهگی به دنیا بیاید یک حادثه ای او را شش ماهگی می آورد. اگر اصول را با خودش آورده باشد ماندگار است. این ها لازم است و شما را می برد از دنیا تا آخرت تا ابدیت تا بالاتر از بهشت.
کمال دین در قرآن
” وفیه کمال دینکم” در همین قرآن اوج و کمال دین شما هست. اگر کسی پرسید چه دینی داری می گویی مسلمانم. چرا مسلمانی؟ می گویی شاهدم که کمال دین من، قدرت دین من، عزت دین من، نماد فوق العاده و بی نظیر دین من است، قرآن است. کسی ندارد این را. هیچ کس. سایر ادیان را نگاه کنید که کتابهای دینشان چقدر منسوخ شده که بزرگان دین خودشان هم اعتراف می کنند. تعدادی از کشیش ها در یک کشور خارجی به ما می گفتند که سعادت شما مسلمانها به این است که کتاب شما دست نخورده ماند. یک پارچه است. آن ها می گفتند. این افتخار است کتابی که باطل در آن راه ندارد خطا در آن راه ندارد. کلام انسان نیست کلام خداست. یک واو اضافه یک الف اضافه یک کلمه کم یا اضافه ندارد. این کلام خداست سخن خداست.
شنیدن قرآن با صدای خدا
انسان وقتی می شنود احساس می کند حواسش باشد که خدا دارد با انسان سخن می گوید. انگار که این وحی دارد به تو نازل می شود. خوش به حال کسی که وقتی قرآن می خواند می فهمد. حداقل ترجمه را می فهمد. اگر آنقدر لطف ندارد به خودش که برود زبان قرآن را یاد بگیرد حداقل این را بفهمد که این کلمات مقدس دارد به من نازل می شود و با من سخن می گوید. اصلا شرط اینکه انسان را قرآن به آن مقامات برساند از دنیا به آخرت ببرد و انسان را همنشین ملائکه، همنشین انبیاء کند این است که انسان وقتی می خواند متوجه باشد که این آیات دارد به خود تو نازل می شود. و به قول معصوم انسان یک کاری کند که این کلمات را از گوینده اش بشنود. من بارها در تمرین قرآن خوانی عرض کردم قرآن را باصدای هیچ قاری و حتی با صدای خودتان نخوانید فقط با صدای خدا بخوانید. که بر شما نازل می شود. تا آن لذتش را آن شراب خودش را بریزد در وجودت تا آن مستی و شادی و آرامشی که ویژه مومن و اهل قرآن است بیاورد برایت. باید این طور بخواند آدم.
عدم احترام به قرآن و پیامدهای آن
ولی ما قرآن محترم نیست برایمان. یعنی وقتی میا می خواهیم با یک فیلم و کارتون و سریال با سفره شام و نهار و صبحانه خلوت کنیم ببین چقدر تشریفات داریم و حتی بایک دوست. ولی وقتی با قرآن می خواهیم انس بگیریم تشریفاتی نداریم. اینکه ساعتی را دقایقی را فراقت بدهم به خودم بروم یک جایی یک گوشه ای روبه قبله با وضو بنشینم و بعد این آیات که نازل می شود به خودم دریافت کنم. این کار را نمی کنیم. و چون احترامش را نگه نمی داریم خودمان از احترام می افتیم. مثل کسی که می گوید من صبحانه و ناهار و شامم را در اتوبوس می خورم. احترام به خودش نمی گذارد. بابا تو هر چقدر سرت شلوغ باشد و هر مصیبتی هم داشته باشی وقتی می خواهی ناهار بخوری غذا بخوری یک جایی می نشینی با دقت با تمرکز که بفهمی چه می خوری بهت بچسبد غذا. وقتی قرآن می خواهیم بخوانیم با حواس پرتی بدون تمرکز تلوزیون روشن تلفن جلویمان هست با صد نفر حرف می زنیم فقط یک مشت جملات عربی می خوانیم همین. فهمی از آن پیدا نمی کنیم. انسی با آن نداریم. ورودی و ادراک نداریم و چیزی به ما نازل نمی شود.
قرآن، شفیع و گلهگزار در قیامت
” و ما عدل احد من القرآن الا الی النار” پیامبر رحمت اینگونه سخن می گوید با ما می فرماید هیچ کس از قرآن منحرف نمی شود مگر مسیر انحرافش به جهنم است. نمی شود کسی از قرآن دور شود و سر از بهشت در بیاورد. این است که ما باید برای وقت خودمان تصمیم بگیریم برای گذران عمرمان تصمیم بگیریم و برای چیزهایی که قرار است با آن ها دوست شویم و مونس ما باشد تصمیم بگیریم. “ان هذا القرآن شافع مشفع” این قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته می شود. اگر بگوید خدایا این دوست و مونس من است این رفیق من است خدایا با او کاری نداشته باشید این باید با من باشد قبول است. قرآن همه کاره است آنجا. عظمت باطنی قرآن را دارد به ما می گوید که قرآن مقاماتی دارد. ” وما هل مصدق” یک سعایت کننده ای هست گله کننده ای هست که تصدیق می شود. اگر بگوید خدایا او با من دوست نبود انس با من نداشت توهین کرد به من صدها جلد کتاب خواند چندبار خواند ده ها و صدها فیلم و کارتون و سریال را دید چندبار هم دید وقتی نوبت من می شد می گفت وقت ندارم. وقت ندارم قرآن بفهمم. این با هزاران نفر هزاران ساعت عمر گذراند حرف زد جز با من. با کس و ناکس رفیق شد حرف زد و زندگی کرد جز با من. اگر قرآن از کسی این طور شکایت کند، بیچاره است. اگر قرآن این طور از کسی گله کند سعادت ندارد اصلا. ” و من شفعه القرآن یوم القیامه نجی” هر کس که قرآن شفاعتش کند روز قیامت نجات پیدا می کند ” و من محل به القرآن یوم القیامه کبه الله فی النار علی وجه” و هر کس که قرآن روز قیامت از او بد بگوید خداوند او را با صورت در آتش می اندازد.
فراموشی قرآن، فراموشی خود
کسی که بی احترامی به کلام خدا می کند. خدا می گوید این نامه عاشقانه من است برای تو. نازل شده است از سوی رحمان. من با عشق با مهربانی این را برای تو فرستادم و تو با نامه من چه کردی. آدم در یک نامه برایش فحش هم بنویسند می گوید بگذار بازش کنم ببینم چه می گوید. بعد می بینی یک نفر سی چهل سال با قرآن است باز نمی کند بخواند. این بالاخره برای من نازل شده انبیاء ائمه شهداز زیادی پای این کشته شدند. خونها دادند تا این دست من رسیده. شخصیتهای بزرگ علما شهدا این ها زندگیشان را از دست دادند تا این رسیده دست من و من می گویم حوصله کلام خدا را ندارم. وقت ندارم. حوصله نداری پس حوصله ات را ندارند. قرآن روز قیامت می گوید آیات من به تو رسید ” فنسیتها فکذلک الیوم تنسی” آیات من فراموش کردی تو هم فراموش می شوی امروز. یکی از عذابهای جهنم این است که افراد در جهنم هزاران سال هیچکس نمی آید که یک بار حرف من را بشنود. انگار که من فراموش شده ام. پرت می کنند شخص را در جهنم درش را هم می بندند و می روند. “عطتک آیاتنا فنسیتها فکذلک الیوم تنسی” آیات ما برای تو آمد نامه ام را برای تو فرستادم آن هم با یک خسارت این طوری که شریف ترین انسانها خون دادند تا این دست تو برسد. مفت نرسیده به تو. ببینید چند نفر از هشت میلیارد مردم جهان قرآن دستشان رسیده اگر ما بخواهیم قرآن را دست این هشت میلیارد برسانیم چقدر باید کشته بدهیم. چقدر باید بجنگیم تا بتوانیم قرآن را به یک نفر برسانیم. میلیاردها نفر الان قرآن ندارند. و محرومند. یک وقتی بگذارید برای خاطرات کسانی که مسلمان شدند و شیعه شدند که چطور از طریق قرآن یا به وسیله قرآن هدایت شدند را بخوانید ببینید چه خبر بوده تا او بوسیله این کتاب نجات پیدا کرده. آن وقت ما در خانه مان هست در دستمان هست انس نداریم. کذلک الیوم تنسی. امروز هم تو فراموش می شوی.
قرآن، حقیقت وجودی توست
پس هر کاری که با قرآن کردید دارید با خودتان می کنید این یادتان نرود. پس همان طور که بین ما و افراد قائده هو انت برقرار است بین ما و قرآن هم برقرار است. هو انت یعنی او خود تو هستی. قرآنی که در خانه شما هست شب تا صبح و صبح تا شب با او چه می کنید او خود توست. او حقیقت خود توست. ببینید با قرآن های در خانه تان چگونه رفتار می کنید هو انت است. قرآن خانه شما آباد و شاد است یا نه؟ تنها است یا نه. این حقیقت شماست آنجا. شب اول قبر در تنهایی ظلمت و غریبی می افتم یا نه یک عالمه رفیق می آید سراغم. می گوید به قرآن خانه تان نگاه کن. در خانه شما در دفتر کار شما در سبک زندگی شما قرآن کجاست. به قرآن نگاه کنی حال و روز خودت در می آید. نامه عاشقانه اله توست. پنجاه سال است می گویی من معشوقی جز اله ندارم لااله الا الله معشوقی جز او ندارم. نامه اش را نمی خوانی؟ چطور با یک نفر دشمنی داری پیامک می دهد می گویی بروم پیامکش را نگاه کنم ببینم چه نوشته زنگ می زند می گویی تلفنش را جواب بدهم با اینکه خوشم نمی آید از او بگذار ببینم چیست. بعد همیشه می گویی لااله الاالله دلبری جز الله ندارم حوصله نامه اش را هم ندارم. ولی یک مشت شر و ورهایی که دارند درس میدهند در مراکز علمی حرفهایی که اصلا سندیت ندارد در رشته های مختلف که مبتنی بر شناخت انسان نیست اسمش را گذاشتند علم در حالیکه وقت تلف کردن است. گمراهی است. گول می دهیم که برویم آن ها را بخوانیم. وقت می گذاریم که بخوانیم آن ها را. با قرآن قهر می کنیم که برویم آن مزخرفات را بخوانیم. با قرآن فاصله می گیریم که برویم چیزهایی که گمراهی است و ضلالت است مطالعه کنیم. این حال و روز بعضی از ماست.
یا علی مدد