خانواده آسمانی – جلسه 565

متن کامل جلسه

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد الطاهرین
و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

عوامل جهنم رفتن: اسراف

خوب بحثمان درباره عوامل جهنم رفتن، موضوع اسراف بود و موضوع اسراف اختصاص داشت. باز تأکید می‌کنیم که وقتی می‌گوییم عوامل جهنم رفتن، یعنی چیزی که خطر هست برای ما در زندگی ما. این یک آفت است و یک خطر هست و می‌تواند به ما آسیب جدی برساند. انسانی که می‌فهمد که در دنیا ماهیت جنینی دارد و در رحم دنیا دارد زندگی می‌کند، مثل یک مادری که باردار هست، گاهی وقت‌ها دنبال این هستش که چه چیزهایی برای جنینش خوبه، برای رشدش، تغذیه بهترش، تولدش، برای دنیایش بهتر هست. یک سلسله آگاهی‌ها مادر دارد از چیزهایی که برای جنین ضرر دارد. خیلی از داروها، خوراکی‌ها نوشته برای مادر، مثلاً خانم‌های باردار ضرر دارد. این‌هایی که برای خانم باردار ضرر دارد، به چی لطمه می‌زند؟ اگر خانم باردار نبود، استفاده از آن ماده برایش مشکلی نداشت. زعفران نخورد، مثلاً زعفران سقط جنین می‌آورد یا بعضی از میوه‌ها، بعضی از غذاها. خوب هم خیلی خوشمزه و خوب و حلال هم هست، اصلاً هم حرام نیست و قوی هم هست، خیلی هم خوبه، سفارش هم شده به خوردنشان. ولی الان وضعیت به گونه‌ای هستش که برای جنین چیست؟ ضرر دارد، برای آن بچه‌ای که تو شکم هست ضرر دارد، آسیب می‌رساند.

حفظ سلامت قلب

نکته خیلی مهم که ما توی بحث شرح جامع کبیر هم تو آخرین فرازمان که بحث تقوا بود گفتیم، دیگه تموم شد. ولی خوب حالا می‌رویم راجع به فرازهای بعدی که «اول النهی، اول الحجاب النهی» هست. آنجا هم همین مطلب باز مطرح می‌شود که انسان باید خطراتش را بشناسد، آن چیزهایی که می‌تواند خطرناک باشد برایش و بازدارندگی از تولد سالم به دنیا داشته باشد. این‌جوری همه چیز صورتش حرام باشد. خیلی وقت‌ها انسان‌ها با صورت‌های مقدس به جهنم می‌رسند، با صورت‌های خوب و مثبت به جهنم می‌رسند. فعالیت‌های مذهبی با خدمت، با تلاش، با جهاد، با عبادت، ولی چون برای قلب این‌ها مناسب نیست، می‌تواند بهشان لطمه بزند. آن چیزی که خیلی مهم است، حفظ سلامت قلب است. سلامت قلب خودش را حفظ می‌کند. «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم». انسان با قلب سالم وارد آخرت بشود. بنابراین این‌جوری نیستش که بگوییم که فقط یک چیزی حرام‌هایی داریم که برای قلب ضرر دارد. گاهی وقت‌ها بعضی از حرام‌ها ارتکابشان برای سلامتی قلب بهتر است. بعضی از حلال‌ها یا حتی چی؟ واجبات. مثلاً کجا؟ شما در آداب اخلاقی دارید دیگه، مثلاً باید یک جایی آدم می‌خواهد یک دروغی بگوید که جان کسی نجات پیدا کند. خب دروغ حرام است، ولی این دروغ اینجا چی می‌شود؟ واجب می‌شود. یا یک غیبتی هست که درست است غیبت است، اما این غیبت انسان را از یک فاجعه بزرگ نجات می‌دهد. غیبت حرام است، ولی خوب نجات می‌دهد. ائمه غیبت اصحابشان را می‌کردند که به گوش خلفا برسد که بگویند این‌ها با امام نیستند، امام از این‌ها خوشش نمی‌آید، باهاشان کاری نداشتند، خط این‌ها نیستند. امام با غیبت کردنش می‌خواست چکار کند؟ جان او را حفظ بکند.

صورت مقدس و جهنم

این صورت خیلی الان مهم نیست. صورت یک جاهایی مهم است و انسان همیشه رعایت بکند تا آنجا. گاهی وقت‌ها یک صورت مقدس تو شیطان مقدس توضیح دادیم، یک صورت مقدس آدم را جهنمی می‌کند. یک نفر از صورت‌های واقعاً حرام فاصله می‌گیرد، ولی صورت‌های مقدسی هم تو زندگیش می‌آید، اما همان صورت مقدس او را بدبختش می‌کند. خودشیفتگی، تکبر، خودبرتربینی، عرض کنم خدمتتان که حسادت، تنگ‌نظری می‌آید. با همان حسادت و تنگ‌نظریش عده‌ای نابود می‌شوند، عده‌ای از رشد می‌افتند، عده‌ای محروم می‌شوند، عده‌ای غذا بهشان نمی‌رسد، چون این شخص حسادت دارد نسبت به آن‌ها. من یادم هست یکی از کلاس‌هایی که از بزرگان می‌خواستیم شرکت بکنیم، دو سه تا از شاگردهای این‌ها تنگ‌نظر بودند. کلاس خودشناسی و عرفان هم بود. آن استاد هم خیلی مرد بزرگی بود. دو سه تا از شاگردهای قدیمی بودند که نتوانسته بودند روی خودشان خوب کار کنند، چون سابقه هم داشتند، نسبت به تازه‌واردها حسادت زیاد می‌کردند. بعضی‌ها را نمی‌گذاشتند، یک جوری از آن کلاس فراریش می‌دادند، یک جوری اخلاق‌هایی به خرج می‌دادند که بقیه به اسم کی تمام می‌شد؟ اسم استاد هم تمام می‌شد دیگه. گفتند نگاه کنید چه استادی شاگردهاش را تربیت کرده که شاگردهاش این‌ها هستند. استاد اگر حرفش تأثیر داشت، تنگ‌نظر و حسود نباشند که بعضی‌ها را راه بدهند، بعضی‌ها را راه ندهند، بعضی‌ها را بخواهند، بعضی‌ها را گزینشی عمل می‌کنند. خب این‌ها خودشان را جهنمی می‌کردند و به استاد خودشان هم لطمه می‌زدند. این حرف حرف غلطی است که اگر این استاد، استاد الهی بود، دمش اثر می‌گذاشت، روی شاگردهاش اثر می‌گذاشت. این همه پیغمبر، دمش مگر الهی نیست؟ پیغمبر، دمش الهی نبوده؟ ائمه مگر دمشون الهی نبوده؟ چهار هزار شاگرد دم امام صادق نشستند، دارند دم امام صادق بهشان می‌خورد، ولی حضرت می‌گوید هفده تاشون هم یار من نیستند. این نیست. دم خدا که از همه بالاتر است، آیات قرآن، آیات الهی. انسان اگر موضع قلبش روی انحراف، لجبازی، حسادت، بدبینی تعیین اثر بیفتد، به قول استاد ما آیت‌الله مجتهدی رحمت‌الله تعالی علیه همیشه می‌فرمودند که انسان اگر دنده لج بیفتد، خدا هم بهش هوا می‌دهد. خدا را هم زنگ لجبازی یک جوری است که گاهی وقت‌ها انسان را به «اسفل السافلین» می‌کشاند، یعنی پایین‌ترین درجه جهنم.

اسراف در مراحل مختلف زندگی

پس وقتی راجع به اسراف صحبت می‌کنیم، اسراف همیشه یک موقعی به این صورت‌هاش است. گاهی وقت‌ها انسان توی اخلاق زشت اسراف می‌کند، زیاده‌روی می‌کند. توی اخلاق می‌خوانیم، یک مقدار می‌رسیم. اسراف توی هر پنج مرحله می‌تواند درست باشد. مرحله جمادی که بیشتر ما تو وقت کدام بخش می‌خوانیمش و می‌شناسیمش. جمادی راجع به پول و مال و این‌ها است. از بیشتر احادیث هم تو این بخش هست. بخش‌های گیاهی هست که قرآن هم دارد. بخوانم برایتان. مثلاً نگاه بکنید سوره اعراف آیه ۳۱: «خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ». هر وقت می‌روید مسجد، با زینت بروید. بهترین لباس‌هایتان را بپوشید، بهترین عطرهایتان را بزنید. خوش‌تیپ، به قول امروزی‌ها خوشگل بکنید، بروید مسجد. مسجد می‌روید چون می‌خواهید بروید پیش خدا، می‌خواهید بهترین بندگان خدا، مؤمنین که حرمتشان از کعبه چیست؟ بالاتر است. می‌خواهید بروید مسجد، پیش خدا می‌روید. آنجا بهترین لباس‌هایتان را بپوشید. «خُذُوا زِینَتَکُمْ». تیپ مسجد، خوشگل بروید مسجد. بحث اسراف اصلاً ندارد اینجا هیچی. «وَکُلُوا وَاشْرَبُوا». بخورید و بیاشامید. خدا مانع نیست که شما بخورید و بیاشامید، اما چی؟ «وَلَا تُسْرِفُوا». زیاده‌روی نکنید، اسراف نکنید. «إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ». کدام مصرفی را دوست ندارد؟ چند تا گناه هستش که خدا خوب دارد این کلمه را. خدا در مورد چندین گناه تکرار کرده که خدا دوست ندارد. «لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ». آدم‌های خوش‌گذرانی که این خوش‌گذرانیشان غفلت می‌آورد، خدا دوستشان ندارد. عیاشی‌ها و کیافی‌هایی که انسان را غافل می‌کند. مهمانی‌ها و مسافرت‌هایی که انسان را غافل می‌کند. «إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ». خدا از متکبرهای فخرفروش خوشش نمی‌آید. بعضی جاها اعلام غضب کرده خدا. اعلام چی کرده؟ جدا از اینکه خوشم نمی‌آید، بلکه می‌گوید نسبت بهشان چی دارم؟ غضب دارم. مثل کسانی که مثلاً در حالا اگر رسیدیم آیاتش را بخوانیم، در مورد همین غذا خوردن است. کسی که در غذا خوردن اسراف می‌کند، مورد غضب خدا: «فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی». غضب من بهشان وارد می‌شود. دقت بکنیم که اسراف صحبت می‌کنیم، ما باید خطرها را بشناسیم. خطرها چیست؟ چه چیزهایی ما را تهدید می‌کند؟ یکی از آن خطرها هم اسراف است با همه دامنه‌ای که دارد. من هر چون فاصله می‌افتد چند هفته، چند هفته، این را باید تذکر بدهم که ما اصلاً موضوع بحثمان برای چی داریم این بحث‌ها را الان می‌خوانیم و چرا به این‌ها ما نیاز داریم.

اسراف و تباهی مال

خب برویم سراغ متن دین و فرمایشات صریح معصومین علیهم السلام. از امام علی علیه السلام هست: «مَنْ کَانَ لَهُ مَالٌ فَلْیَأْیَاهُ الْفَسَادَ». مال فی غیر وجه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الناس و یضع عندالله. چقدر مباحث روانشناسی این‌ها دقیق و قوی. و من همیشه سعی کردم توی همه این سال‌هایی که تدریس کردم، بیشتر حتماً مقید باشیم به متن دین، یعنی هی از خودمان حرف نزنیم، بلکه اگر صحبتی می‌کنیم، بدانیم که این یک آیه است یا روایت، متن فرمایش خداست که اصل دین است، اصل علم است، اصل تخصص. خوب لذا همین فرمایشات مقید باشیم نسبت بهشان که ما بدانیم در واقع تو نگاه تخصصی این معارف، این فضیلت‌ها یا رذیلت‌ها چگونه هستند و موضوع انسان‌شناسی چه ارتباطی دارد. می‌فرماید هر کس مالی دارد، اگر مالی دارد، اگر کسی مالی دارد، ثروتی دارد، «فَإِیَّاهُ الْفَسَادَ». مواظب باشد فساد نکند، فاسدش نکند، تباه نکند مالش را، از بین نبرد. چقدر انسان‌های پولدار شما سراغ دارید که زندگیشان الان نابود شده یا تو زندان و همه چیزشان را هم از دست دادند، همسرشان را از دست دادند، زندگیشان را از دست دادند، بچه‌هایشان گرفتاری پیدا کردند، آبرویشان رفته. چرا؟ چون مدیریت اقتصادی نداشتند و زیاده‌روی کردند، اسراف کردند، جایی که نباید ورود می‌کردند، کردند. این تباه کردن ثروتشان را. پس ثروت همیشه خوب نیست. چه جوری است که همیشه خیر داشته باشد برای کسی. خیلی وقت‌ها انسان‌ها با یک زندگی ملایم، یک زندگی کمرنگ مالی خوب و راحت و آرام و شاد می‌توانستند به سلامت و به ابدیت برسند و چون تو دنیا وضع مالیشان خیلی خوب نبوده، نتوانستند بهره‌برداری کنند، حقشان و لذتشان آن ور چی می‌شود؟ بیشتر است دیگه.

برداشت از سهم آخرت

یادتان نرود کسی که اینجا مال و ثروت دارد، دارد به قول امروزی‌ها لذتش را می‌برد، عشق و حال می‌کند، دارد از کدام سهمش برداشت می‌کند؟ بله، سهم آخرتش را دارد برداشت می‌کند. دارندگی و برازندگی. من دارم، می‌توانم بروم یک خانه هزار متری بگیرم، ماشین پنج میلیاردی سوار شوم، ماشین ده میلیاردی سوار شوم، نمی‌دانم اینقدر حالا خانم‌ها اینقدر برای خودمان نمی‌دانم تجملات و تزئینات و جواهرات و این‌ها به خودمان آویزه. بعد اینقدر فرش، اینقدر مبل، اینقدر نمی‌دانم این‌جوری نیست. شما وقتی که خرج می‌کنی، داری از کجا خرج می‌کنی؟ از آخرتت داری خرج می‌کنی. سهم انسان‌ها مساوی است. این یادتان نرود. سهم انسان‌ها هم در مصائب، در لذات چیست؟ مساوی. «حلاوه الدنیا مراره الآخره». شیرینی دنیا تلخی آخرت را دارد. بالعکس هم همین‌طور هستش. «مراره الدنیا حلاوه الآخره». تلخی دنیا شیرینی آخرت را دارد. لذا این‌جوری نیستش که شما فکر کنید یک کسی دارد الان خیلی خوش بهش. به خدا با ثروتمند، خدا با پولدارهاست. خودم با این‌ها. ما هر چی دعا می‌کنیم، هر چی تلاش می‌کنیم، نمی‌شود. این‌جوری نیست. واقعاً باید حواسمان باشد که قضاوت بیجا نکنیم. انسان زمانی می‌تواند قضاوت درستی انجام بدهد که همه مسیر را ببیند، خودش را در تمام مسیر بتواند ببیند. «الفقر و الغنی بعد العرض علی الله». امام علی علیه السلام فرمود: فقر و ثروت آدم کی معلوم می‌شود؟ وقتی به خدا عرضه می‌شود این آدم. آخ آخ. خیلی هم سخت است. یعنی لحظه‌ای که انسان می‌خواهد یک ملاقات خصوصی، چون همه هم دارند این ملاقات خصوصی را. اینقدر سخت است آن لحظه که حضرت سجاد علیه السلام در دعا می‌گوید: آه و انفسا. از آن لحظه‌ای که من می‌خواهم روبرو بشوم تنهایی با خدا. با خود خدا انسان بخواهد تنها بشود. آیا آمادگی نداشته باشد، اگر ملاقاتش ملاقات بدی باشد، وای به حال انسان. وای به حال انسان.

اهمیت ابدیت

حالا کی معلوم می‌شود الان این آدم ثروتمند است؟ چون ابدیت است. ابدیت که شوخی نیست. ابدیت. یک مقدار، یک مقدار زیاد باید بهش فکر بکنیم. خیلی باید به ابدیت فکر بکنیم. فکرش آدم را سالم می‌کند. ابدیت مثل یک ماده‌ای می‌زنیم تو این فضا، این فضا ضدعفونی می‌شود یا معطر می‌شود. ابدیت فکر و ابدیت هم آسیب‌ها را از بین می‌برد، هم معطر می‌کند، نورانی می‌کند انسان را. اینکه در قرآن صدها آیه بهش اختصاص داده شده، آخرت، ابدیت، برای این است. به محض اینکه نگاه ابدی را برمی‌دارد، شیطان می‌آید سراغش و نفس او را بیچاره می‌کند. خیلی مهم است. فقر و غنا این نیست که شما به این چند روز دنیا را نگاه بکنید، بگویید خب این‌ها گدا هستند، این‌ها ثروتمند هستند، این‌ها بدبخت بیچاره هستند، آن‌ها. نه این‌جوری نیست. سلاطین آخرت می‌شوند، پادشاهان بهشت می‌شوند، در حالی که آن‌ها همین‌هایی که اینجا دارند عیاشی و کیافی می‌کنند، برای قطره آب، جرعه آب، برای لقمه نان آخرت، سال‌ها تو جهنم التماس می‌کنند که یک قطره‌ای از آب بهشان داده بشود، یک لقمه‌ای بخورند. چون آنجا مرگ که نیستش تو آخرت. یکی از شکنجه‌های آخرت گرسنگی شدید و تشنگی شدید است که پایان هم ندارد. خیلی سخت است. خیلی. یک روز روزه نیست، حالا مثلاً راحت روزه می‌خورند، حواسشان نیست دارند با خودشان چکار می‌کنند. راحت حرام می‌خورند، راحت. چه اشکال دارد این گوشت خارج از کشور؟ می‌گوید گوشت سفارش می‌دهم. بابا این گوشت حرام است شما دارید می‌خورید. مشروب می‌خورند، نمی‌دانم چیز حرام می‌خورند، حواسشان نیست که دارند سهم خوراک‌های کجا را از خودشان، خودشان را از چه خوراک‌هایی محروم می‌کنند؟ از خوراک‌های آخرتی و ابدی دارند به نفسشان دارند جنایت می‌کنند و محروم می‌کنند خودشان را.

تبذیر و ریخت و پاش

حالا حضرت می‌فرماید چی؟ حضرت می‌فرماید که مواظب باشید که مالتان را ضایع نکنید، فساد نکنید. «فَإِنَّ إِعْطَاءَکَ الْمَالَ فِی غَیْرِ وَجْهٍ تَبْذِیرٌ». اعطا هم دارد می‌گوید ها، اعطا. صرف کردن گاهی وقت‌ها هم اعطا هست، دادن، ولی پول بخشیدن حتی به دیگران است، اما این هم مال تلف کردن است، بیخود پول خرج کردن هستش. پول‌هایی خرج می‌کنند برای دیگران، ولی گناه کبیره است. یعنی چیزهای کمک‌های مالی می‌کنند که بیشتر آن شخص را چکار می‌کند؟ نابود می‌کند یا روحیش را فاسد می‌کند. هدایای بیجا، هدایایی که دلیل زیاده‌روی و اسراف هستش. این اسباب‌بازی‌هایی که الان مثلاً خیلی‌ها می‌روند برای بچه‌هایشان می‌خرند، اسباب‌بازی پر از اسراف و پر از لوس کردن بچه و بعد هم بیشتر از پنج دقیقه قدرش را نمی‌داند، طلبکار هم تازه می‌شود. «إِعْطَاءَکَ الْمَالَ فِی غَیْرِ وَجْهٍ». اینکه مال تو را غیر وجهش صرف بکنی، این تبذیر است. تبذیر یعنی چی؟ یعنی ریخت و پاش. ریخت و پاش. الان تا برویم یک وام بگیریم، برویم نمی‌دانم چکار بکنیم، برویم یک ویلا بخریم. شما هر وقت می‌خواهی بروی ویلا، این همه ویلای کرایه‌ای تو این مناطق کرایه کن، سه روز، چهار روز بمان آنجا. عطسه‌مان هم گرفت. عطسه علامت صدق سخن. ویلا دوست داری، لذتش را ببر. کار حرامی انجام نمی‌دهد ها. نه، یک کسی خیلی خوب است، حمله می‌کند، خیر هم هست، از این ویلایش صدها نفر هم استفاده می‌کنند. به صلاح استفاده می‌کند، از خوب استفاده می‌کنند، به تقوا استفاده می‌کنند. حالا آن توی عقده‌ای را دارند که برویم بعد حالا توی قرض و بدهی و این‌ها. هوس‌های این‌جوری یا مثلاً توی وسایل خانه، لوازم خانه، یک دفعه یک چیزهایی می‌خرند که اصلاً با شخصیتشان، با زندگیشان سازگاری ندارد. هی باید یکسره هوس‌های جدید، هزینه‌های جدید، قرض بیشتر، کار بیشتر، افتادن از علم و معرفت و عبادت و تقوا و نمی‌دانم خیرات و خدمت و خدمت به امام زمان. این باید یکسره دنبال همین چیزها باشد. ریخت و پاش خیلی خطرناک است.

همکاری با شیطان

بعد در قرآن می‌فرماید چی؟ تفسیر ریخت و پاش کنم، برادران شیطان هستند. برادر شیطان هستند. یعنی چی اصلاً برادر شیطان هستند؟ یعنی همکار شیطان هستند، دوست شیطان هستند، کمک‌کار هستند برای انحراف بقیه، برای جهنم رفتن بقیه، کمک‌کار. کسانی که مهمانی‌های حرام را می‌اندازند، جلسات حرام را می‌اندازند، ریخت و پاش‌های آن‌چنانی دارند، تبذیر و اسراف. دقت کنید چقدر جالب است جنبه انسان‌شناسی ببینیم. «وَهُوَ یَرْفَعُ ذِکْرَ صَاحِبِهِ فِی النَّاسِ وَیَضَعُهُ عِنْدَ اللَّهِ». خیلی این خطر دارد. می‌فرماید این‌جور ریخت و پاش‌ها اسم آدم را تو مردم بالا می‌برد، آدم معروف می‌شود، مشهور می‌شود. همه می‌گویند اوه چه آدم خوبی است. خوش‌نام می‌شود انسان. خوش. خیلی‌ها می‌گویند این آدم خیلی خوبی است، خیلی هم دوستش دارند. برای خود شهرت ایجاد می‌کند، اما «وَهُوَ یَضَعُهُ عِنْدَ اللَّهِ». این پیش خدا از چشم خدا می‌افتد. این خیلی خطر دارد. بغض الهی قرار بگیریم، در غضب خدا قرار بگیریم. چقدر من سراغ دارم. حالا الان الحمدلله به واسطه کرونا کمتر شد. کرونا همیشه بد نبود، یک خیراتی هم داشت. اسراف‌های ماه محرم، اسراف‌های ماه صفر، اسراف‌هایی که الان توی اربعین خیلی وقت‌ها می‌شود. میلیارد میلیارد اسراف ما توی آدم‌های شکم‌سیر. طرف می‌خواهد اسراف بکند، نه برای خدا. وای تو واقعاً این‌جوری هست. این ناهار و شامی که پول گذاشتی، مناطق محروم بده. آنجایی که همه آدم‌هایی که از شکم‌سیری غروب تازه آروغ صبحانه‌شان را دارند می‌زنند، اینقدر خوردند. بروید تو این پارک‌ها و خیابان‌ها نگاه کنید. الان که جمعیت نیست، کمتر است. ما که همه جمعیت تو هم بودند، هزاران بسته غذایی همین‌جوری دو قاشق خوردند، ریختند تو این پارک‌ها و رفتند. برنجش، روغنش، گوشت، سیب‌زمینی، حبوباتش، نمی‌دانم. طرف می‌خواهد بگوید که این آدم خیری است، آدمی است که دست به جیب است. کجا داری خرجش می‌کنی؟ برای کی داری خرجش می‌کنی؟ این پولی که داری این‌جوری هزینه می‌کنی، خوش‌نام بشوی. واقعاً راست می‌گوید. بده یک جای اسمتم اصلاً.

عزت نزد مردم و ذلت نزد خدا

من یک موقع عزیزانی می‌آیند قسم می‌دهند ما را. قسم می‌دهند یعنی قرآن، جاهل، اغنیا. آدم که نمی‌داند، خیال می‌کند این آدم ثروتمندی است. راجع به بعضی از افراد جاهل فکر می‌کنی ثروتمند هستند، در حالی که وضع مالیشان خوب نیست. خوب نیست، ولی ظاهرشان را خیلی خوب نگه می‌دارند، با آبرو نگه می‌دارند، خیلی خوب نگه می‌دارند. بعضی‌ها هستند که نه، برعکس. یک موقع یک بنده خدایی آمده بود از روی حسادت، تنگ‌نظری می‌گفتش که آقا شما این بنده این شخص را تو مؤسسه‌تان برای چی نگه داشتید؟ گفتیم خب حالا برای چی؟ یعنی الان مشکلت چیست این تو هستش؟ گفت این کاراییش کم است. مؤسسه. گفتم که شما از کجا می‌دانید کاراییش کم است؟ گفت من دارم باهاش کار می‌کنم دیگه. او مثلاً درک و هوش لازم را تو آن کار ندارد. گفتم خب بله. خیرات دیگر داشته باشد. بعد آمد به من گفتش که خب شما دارید اسراف می‌کنید دیگه. گفتم برای چی اسراف می‌کنم؟ گفتش که حقوق دارید بهش می‌دهید. این حقوقی که پولی که جمع می‌شود، این اسراف نیستش؟ نیروی بهتر، قوی‌تر. این دارد می‌آید پول بیت‌المال را هزینه می‌کند. گفتم این شخص نه تنها پول نمی‌گیرد، پول اصلاً نمی‌گیرد، حقوق چند تا کارمند ماهیانه را دارد می‌دهد. اینجا هیچ کس نمی‌داند ها. خیرین قسم می‌دهند، قسم جلاله. خیلی از عزیزان هی می‌آیند به ما اصرار می‌کنند خب این پول کی به شما داده؟ بنده خدا قسم داده، گفته لازم است، لازم است کسی. حساب شما برای این کار نمی‌توانیم برویم بگوییم چی داده، چی می‌دهد این مثلاً چقدر پول دارد می‌دهد، خیرهای شما کیا هستند؟ پول دادم برای اینکه مثلاً این. باور کنید بعضی از عزیزان خانه‌شان را دادیم برای فقرا توش زندگی کنند یا برای هر چیز دیگری. اسمی هم از ما برده نشود. خواهشاً، خواهش می‌کنم، التماس می‌کنند، قسم می‌دهند که اسمی از این کسی که طرف بی‌خاصیتی است، دارد اینجا کله هست، واقعاً همین‌جوری. یادم هست مثلاً به درد نخور این‌جوری نمی‌داند که این بنده خدا مثلاً این ظاهرش این‌جوری هستش، باطنش. باطن قضیه دارد هزاران نفر را می‌گرداند، اداره می‌کند. خیلی آدم محترمی بود، از من درخواست وام کرد. سراغ ندارید یک ده میلیون تومان من وام لازم دارم؟ گفتم برای چی؟ یعنی چون برایم خیلی هم عزیز و محترم بود، گفت برای خودم مشکل دارم. ما دنبال این بودیم که این مثلاً یک وامی برای این جور بکنیم. صدها نفر زندگی به این آدم بند بود. یعنی چون اعتبار داشت، آبرو داشت. حتی خیلی از درآمدهای شخصی خودشم برای بی‌نیاز، برای نیازمندها و بی‌سرپرست‌ها و این‌ها مصرف می‌کرد، اما یک نظام شخصی خودشم به چی احتیاج پیدا کرده بود؟ به وام احتیاج پیدا کرده بود. بدبخت بیچاره گرفتاری هستش. این‌جوری نیست. خدا نکند انسان از چشم خدا بیفتد. از چشم خدا بیفتد خیلی خطرناک است. زیاده‌روی پول خرج کردن ممکن است آدم را عزیز کند پیش بعضی‌ها، ولی پیش خدا. بعضی‌ها پول خرج می‌کنند که عزیز بشوند، در حالی که دارند پیش خدا چی می‌شوند؟ ذلیل می‌شوند پیش خدا. می‌خواهند دل یک نفر را به دست بیاورند یا دل چند نفر را به دست بیاورند، پول هزینه می‌کنند، اسراف‌هایی می‌کنند. سفرهای خارجی، همین فیلمی که الان دارد نشان می‌دهد بعضی از این شخصیت‌ها را، خوب هم نشان داده تو زندگیشان این‌ها این‌جوری بودند. سریالی که دارد نشان می‌دهد راجع به مفسدها، همه سریال گاندو. نشان می‌دهد، ببینید، نگاه کنید، ببینید. می‌خواهند تو مردم سری داشته باشند، اسراف و هزینه‌ها، پول‌ها برای بچه‌هایشان، برای دیگران، برای کسای دیگر، ولی روز به روز از خدا دورتر می‌شوند و منفورتر می‌شوند در دستگاه الهی. «وَهُوَ یَضَعُهُ عِنْدَ اللَّهِ». پیش خدا او را چکار می‌کند؟ بی‌مقدار می‌کند. «یَضَعُهُ» یعنی پایین می‌آوردش پیش خدا. این فرمایش از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام بود. محضر مقدس صلوات ختم بفرمایید.

میانه‌روی و پس‌انداز برای آخرت

«مَنْ کَانَ لَهُ مَالٌ فَلْیَأْیَاهُ الْفَسَادَ». در نهج البلاغه هست. در نامه دهمشان، در نامه ۲۱ می‌فرماید که: اسراف را رها کن. مقتصد باش. مقتصد یعنی چی؟ یعنی میانه‌روی کن. اقتصاد یعنی میانه‌روی دیگه. میانه‌روی داشته باش. زیاده‌روی نکن. توی شأنت نیست این ماشین را بخری، نرو بخر. زیاده‌روی اسراف است. استاد مستأجر. طرف هنوز زن و بچه‌اش تو فشار، تنگنا، جا و چیزهای دیگر. کلاسی بگذارد. یک ساعت آن‌چنانی، انگشترهای گران، من دیدم تسبیح‌های گران، انگشترهای گران، لباس‌های گران، ماشین‌های گران. ولی خب ببینیم که مثلاً اصلی‌ترین وسایلشان لنگ است، زن و بچه تو فشار هستند. بعد این دارد این‌جوری هزینه می‌کند. زیاده‌روی، میانه‌روی بحثش را توی ۲۰ جلسه اول مهارت‌های ۲ توضیح دادیم. کسانی که می‌خواهند راجع به این بخش کامل مطالبش را یاد بگیرند، بحث مهارت‌های ۲، دروس مهارت‌های ۲، ۲۰ ساعت اولش فقط راجع به همین موضوع هستش. «وَذَکِّرْ فِی یَوْمِ غَدٍ». چند تا نصیحت می‌کند. می‌فرماید که به فکر فردایتان هم باشید. به فکر فردا. این به فکر فردایتان باشید، زیاده‌روی آدم نباید بکند. یعنی انبارسازی و تلمبار کردن و حواست باشد. وضعیت سلمان علیه السلام وقتی که حقوقش را از بیت‌المال می‌گرفت، دقیقاً همین رفتار را داشت. یعنی من هزینه یک سالم را کنار می‌گذارم. توصیه سوم امیرالمؤمنین شما نگاه کنید چقدر جالب است. وقتی می‌گفت هزینه یک سال ما یک هزینه مقتصدانه است، نه هزینه زیاده‌روی. دقت کنید. این‌جوری نه، هزینه مقتصدانه. آن را رعایت می‌کرد و حداقل‌ها. حالا نگاه کنید چکار می‌کند. توصیه سوم خیلی عالی است. «وَقَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ». اضافه‌ها را بفرست برای روز نیازت، روز حاجتت. آن موقع بیشتر قیامت، آخرت. عرض کردم آنجا حتی خوب‌ها هم لنگ هستند. یا مهاجرت شوخی نیست. یا مهاجرت یا می‌روی، می‌روی تو برزخ. نیاز داری تا قیامت. حالا قیامت داستانش یک چیز است. بعد قیامت هم که تازه اول ماجرا، اول ابدیت. یا مهاجرتک. یعنی بعضی‌ها می‌بینی که اصلاً تو مسائل مالی آنقدر بخیل و خسیس و بی‌سلیقه‌اند که می‌خواهند هر چی که دارند تو این دنیا هزینه کنند به زینت‌های دنیا. تو یک خانه می‌گیرم، هوس یک خانه دیگر دارند. اصلاً از خانه‌شان هیچ وقت راضی نیستند، از فرششان راضی نیستند، از مبلشان راضی نیستند، از تلفنشان راضی نیستند، از نمی‌دانم آشپزخانه‌شان راضی نیستند، از آخ آخ آخ آخ. این چه خانه‌ای؟ نگاه کن چه ماشینی؟ نگاه کن. تازه خرید خانه، تازه چیز دارد. می‌بیند که همیشه این است. اگر هم پول داشته باشد، می‌رود دنبال همان هوس‌هایش. آن پرده را، آن خانه را، آن مبل را، آن تلفن و آن نمی‌دانم وسایل آشپزخانه را. پول دستش می‌آید همین‌جوری است. بروم در خانه را عوض کنیم. نمی‌دانم الان برویم نمی‌دانم. این است. من بگردم چهار تا آدم این‌جوری پیدا بکنم برای آخرت خودم که می‌توانم برای آخرت خودم بفرستم برای آخر نیاز خودت است. اصلاً فکر پس‌انداز نیستم برای نه دنیایشان، یعنی آینده دنیایی شدن، آینده فرزندانشان را نمی‌بینند. راننده آخرتشان هم که نمی‌بینند.

خمس و آخرت‌سازی

آمای زمانی وارد نظام برزخی می‌شویم، دیگه وارد نظام قبر می‌شویم. یک نفر سؤال کند از خودش من تا حالا چه کار مالی کردم برای اینکه آنجا؟ چقدر از مالم را آخ برای آخرتم گذاشتم؟ این که دیگه حالا خیلی حرف بزرگی است ما داریم می‌گوییم. این خمسش را هم نمی‌دهد. این سهم ساداتش را هم نمی‌دهد الان. ماشین چند صد میلیونی و نمی‌دانم خانه و دو تا سه تا خانه است، دارد، ولی بدبخت بیچاره می‌داند اصلاً هیچی. نه خمس دارد، نه سال خمسی دارد. بخواهد فکر این باشد که یک چیزی برای آخرتش بفرستد. خمس نداشته باشد، مورد لعنت امام زمانش قرار می‌گیرد، مورد لعنت امام زمان قرار بگیرد. نه خیر دنیا می‌بیند، نه خیر آخرت می‌بیند. اصلاً این اصلاً. اما آدم‌هایی داریم یک موقعی مثلاً می‌آیند به من می‌گویند که ما می‌خواهیم خمس بدهیم. دانشجو. من از وضع زندگیش خبر دارم که چقدر این دارد با سختی زندگی می‌کند. کار می‌کند. صبح تا شب کار می‌کند. بعد می‌گوید که خب این مثلاً سر سال خمس ماست. خودش را حساب می‌کند، می‌آید. حتی خارج از کشور، کشورهای اروپایی که رفتم، خانه بعضی از این عزیزانی که دارند زندگی می‌کنند دیدم مثلاً کل خانه ۲۰ متر نیست. کل خانه ۲۰ متر. ۲۰ متر خانه لاکچری آنجا برای دانشجویی که دارد آنجا درس می‌خواند. بعد از صبح هم تا شب کار می‌کند. بعد تصاویر سر می‌آید، می‌گوید مثلاً ۲۰۰ یورو، ۵۰۰ یورو، هزار یورو خمس من شده. طلبه‌هایی که می‌شود طلبه که اصلاً درآمدی ندارد، شهریه‌اش اصلاً چیزی نیستش. باز می‌شود یک پولی دست من آمده، بگذار من مثلاً یک پنجمش را کنار بگذارم. حساب می‌کند، می‌دهد. انگار زندگی‌هایشان معنا ندارد. دو تا، سه تا، چهار تا، پنج تا خانه دارد، همش دارد، ولی یکیش را هم نمی‌تواند بفرستد برای آخرتش. یکیش را هم شجاعت ندارد که یکی حالا یکیش را من بفرستم برای آخرتم، برای خودم می‌خواهم تو آن خانه زندگی کنم. نمی‌تواند بدهد. چسبیده به این. دارد می‌میرد الان ۶۰ سالش است دیگه. قاچاقی زنده است. پنج تا، چند تا مغازه دارد، چند تا خانه دارد، چند تا ماشین دارد. اصلاً یک وصیت‌نامه شجاعت ندارد بنویسد. حتی نمی‌تواند بگوید بابا باشه من حالا عیب ندارد، بگذار از این خانه که دارم، خانه. پنج تا خانه دارم، بگذار یکیش را بدهم برود. اصلاً بدهم برای یار امام زمان یا برای فقرا یا برای آخرتم. به هر حال آخرتم نمی‌تواند این کار را انجام بدهد. چرا؟ چون آخرت باورش نشده. شب اول قبر، تنهایی، غربت، باور این شخص نشده. کسانی که زندگیشان یک صدم این‌هاست، یک صدم این‌هاست، می‌بینید که چقدر انفاق دارد، چقدر دست و دل بازند، چقدر مهربانند، چقدر شبیه خدا هستند، چقدر رحمان شدند، چقدر کریم شدند، چقدر جواد هستند. شبیه خدا شده. تو نداری شبیه خداست. می‌خواهم بگویم شبیه خدا شدن، اعطا کردن همیشه نیاز به پول و ثروت زیاد ندارد. طرف یک غذا درست می‌کند، می‌گوید بگذار یک بشقابش را بدهم به همسایه. بدهم به این کارگری که دارد پایین. کسی بهش غذا هم نمی‌دهد. تو کارگر او هم نیست. بدهم به این رفتگری که الان آمده در خانه ما تمیز می‌کند. دم ناهار هست، چه اشکالی دارد توی یک ظرف بگذار و بهش بده. بگو بگذار یک کسی. تو این همه سفارش شده دیگه. حضرت فرمود بهترین زندگی، زندگی. امام رضا علیه السلام فرمود بهترین، بهترین زندگی زندگی است که دیگران تو این زندگی سهم داشته باشند. دیگران تو زندگی سهم داشته باشند. ولی خساست‌ها، بخل‌ها، حسادت‌ها، تنگ‌نظری‌ها همچین اجازه‌ای را. حالا حسادت می‌آید احمقانه‌ترین کار تا کارهایی که هست. مثلاً می‌خندید. مثلاً فیلم‌های کمدی رومی، کمدی یک کاری بکند که تو آن کار احمقانه باشد، تو بخندی. این‌جوری است دیگه. کار احمقانه به نظر بیاید. طرف می‌خواهد به نفع خودش کار کند، به نفع خودش. بعد همه می‌خندند. خنده‌شان مثلاً کار کمدی یعنی همین بخشش این است. این پت و مت بازی‌هایی که می‌گویند پت و مت بازی که هر کاری می‌کنند خراب می‌شود. بعضی احمق‌ها همین‌جورند. تنگ‌نظری، بخل که فرمود مادر همه معایب است. حسادت احمقانه‌ترین و خنده‌دارترین کارهاست. چون دارد از کی کم می‌گذارد؟ از خودش. بخل داری برای آخرت. پنج تا خانه داری، چهار تا خانه داری، دو تا مغازه داری. بفرست برای آخرتت. نمی‌تواند. داری از کی کم می‌گذاری؟ به نفع کی؟ می‌بینی این احمقانه‌ترین کار است. در روایت داریم حسادت منصفه. چون اولین کسی را که نابود می‌کند، خود حسود است. اولین کسی را که نابود می‌کند، خود شخص حسود نابود می‌شود. «وَقَدِّمِ الْفَضْلَ وَأَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ». این توصیه که علی علیه السلام زیاد کرد. پس میانه رعایت کن. به یاد فردایت باش. از مالت به اندازه ضرورت یک مقدار نگه دار. همیشه همه را از بین نبر. همه را خرج نکن. «وَقَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ». اضافه‌ها را هم بفرست برای روز نیاز. روز نیاز. فرهنگ باشد که ما آخرت‌سازی، بهشت‌سازی بکنیم. فرهنگ باشد. شخص می‌گوید من کمتر مصرف می‌کنم اینجا، به خودم سختی بیشتری می‌دهم. اقتصاد را رعایت می‌کنم، میانه‌روی را رعایت می‌کنم. قناعت می‌کنم. برای چی قناعت می‌کنیم؟ اونی که مصرف احمقیه، اصلاً عشق و حال را ول کرده. برای احمق نیست. اینکه دارد قناعت می‌کند، می‌گوید من دارم می‌فرستم برای آن ور. نیاز دارم به این خانه. آن ور خانه می‌خواهم. زندگی می‌خواهم. همه چیزهایی که اینجا هست، آن ور هم هست، ولی خب با یک مقیاس بی‌نهایت بزرگتر. آنجا باید ازدواج بکنی، هزینه دارد. آنجا باید غذا بخوری، آنجا باید آب بخوری. آنجا همه چی هست. همه میوه‌ها هست. همه مسافرت. آنجا مسافرت دارد. آنجا دانشگاه دارد. آنجا حوزه دارد. آنجا نظام برزخی این‌جوری است دیگه. نظام رشد است دیگه. ملاک‌هایش فرق می‌کند. احتیاج به توشه دارد. توشه، توشه، توشه. اینکه علی علیه السلام این همه تو نهج البلاغه راجع به توشه، توشه آخرت. هزینه بکنی دیگه باید با خودت ببری. «یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا». زنان منافق، مردان منافق روز قیامت به مؤمنین می‌گویند یک مقدار شما به طرف ما تمایل داشته باشید، به ما نگاه کنید، ما از نور. «قِیلَ». یک صدایی، یک چیزی به این‌ها گفته می‌شود که برگردید از دنیا نور بیاورید. «قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکُمْ». به گذشته. «فَالْتَمِسُوا نُورًا». نور جمع کنید با خودتان بیاورید. «فَالْتَمِسُوا». کسب بکنید. که شخص باید حتماً این روحیه توش باشد که من اینجا قناعت می‌کنم. تسبیح نمی‌دانم ۲۵ تومانی دستم باشد، ذکرم خراب می‌شود. یک تسبیح چوبی ۳۰ تومان، تسبیح ۵۰ تومان، تسبیح. حتماً باید تسبیح شاه مقصود باشد. هدیه داده بشود. گفته که راضی نیستم این را به کسی بدهی یا هدیه. «لَا تُهْدَى وَلَا تُبَاعُ». هدیه داده نمی‌شود، فروش نمی‌رود. همیشه هم به هر حال لازم هم نیست. ضرورت پیدا می‌کند. هدیه دادن این لباس را من خودم نمی‌خرم. لباس بهم هدیه دادند. این پارچه را بهم هدیه دادند. باشد، استفاده. ولی قناعت. حالا من باید تسبیح ۵۰ هزار تومانی ذکر بگویم. مشکل پیدا می‌کند ذکرش. باید تسبیح یا شاید ارزان‌تر. تسبیح خریده چند میلیون. یعنی وسایل عبادی. وقتمان تمام نشده باشد. ده دقیقه وقت داریم. خیلی خوب. یک صلوات ختم بفرمایید.

اسراف موجب نابودی، میانه‌روی موجب ثروتمندی

«الْإِسْرَافُ مُوجِبُ الْهَلَاکِ وَالْإِقْتِصَادُ مُوجِبُ الْغِنَى». اسراف موجب نابودی و هلاکت شخص است. میانه‌روی موجب ثروتمند شدن آدم است. چون زندگی افرادی که می‌بینی که با قرض و قوله ازدواجشان شروع می‌شود، کم ندیدیم ما افرادی که برای خواستگاری رفتن، لباس خواستگاری، کیک خواستگاری، شیرینی خواستگاریشان قرض گرفتند، رفتند. حلقه‌شان را قرض گرفتند از دیگران. زندگی را این‌جوری شروع کردند، ولی چون آدم‌های مقتصدری بودند، زن و مرد آدم‌های فهمیده و باشعوری بودند، جلوی شهوت‌های خودشان را نگه داشتند. ولخرجی نکردند. بعد می‌بینی که این‌ها مثلاً ده سال بعد این‌ها صاحب‌خانه شدند. ۱۵ سال بعد، ۲۰ سال بعد این‌ها صاحب‌خانه می‌شوند. بعد چرا؟ چون رعایت می‌کنند. اقتصاد اصلاً ثروت را زیاد می‌کند. قناعت. حضرت «ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَلَّا یَفْتَقِرَ». من ضمانت می‌کنم کسی که میانه‌روی را رعایت بکند، هیچ وقت فقیر نشود. هیچ وقت گرفتار نشود. نیازمند. زیاده‌روی نکن. اقتصاد را رعایت کن. الان شده ۵۰ سالشان. بله. الان واقعاً نه قرضی دارند. خانه خوب می‌توانند بخرند. وسیله نقلیه خوب و حلال دارند. نمی‌دانم به بچه‌هایشان کمک می‌توانند بکنند. چون هر دو طرف قانع بودند. خدا نکند یکیشان مصرف باشد. یکیشان زیاده‌روی بکند که زندگی می‌پاشد. بعد هم برای ابتدایی‌ترین نیازهایشان لنگ هستند. لنگ می‌شوند. اسراف باعث نابودی و هلاکت انسان می‌شود، اما میانه‌روی نه، میانه‌روی مایه ثروتمند شدن است.

جهیزیه و ملاک شخصیت

جهیزیه. بعضی‌ها تو این جهیزیه آنقدر زیاده‌روی، ولخرجی می‌کنند که حد ندارد. برای چی؟ برای چی؟ برای اینکه این خانم، آقا بیا. این خود دختر خانم مشرکن. یعنی شخصیت را توی مال می‌بینند. می‌خواهند عزیز بشوند پیش خانواده کی؟ همسر. عزیز بشوم. واقعاً عزت دختر و شرافت دختر را به نوعی به جهیزیه‌اش می‌دانند، نه به شخصیتش. خودشان اینقدر کمبود دارند. تو خودشان کمبود دارند. جهیزیه که بر دختر واجب نیست. به خانواده دختر واجب نیست. حالا الان یک رسمی هست. چقدر مایه فساد اخلاقی و جهنم و اسراف و فخر و گوشی و دعوا و درگیری و سرزنش و تحقیر و نیش شده. جهیزیه. آبرو دارم. باید جلوی خانواده دامادمان. دخترم چیز نشود. واجب نیست ما بپردازیم. واجب نیست. مهریه‌های سنگین مصرفانه، نمی‌دانم جهیزیه‌های مصرفانه. آموسم اینقدر می‌رسد. تمام آن خانواده یا آن پسر اگر قرار باشد آبروی دخترانه، شخصیت دختر من را به این چیزها بداند، اصلاً داماد خوبی نیست. خانواده قابل وصلت نیستند این آدم‌ها. من چند وقت پیش مورد داشتم. خانواده‌ای وضع مالیشان هم خوب بود. حالا بنا به دلایلی یک مقدار تو فشار قرار گرفته بودند. این‌ها مثلاً دو تا یا سه تا خانه داشتند. افتادند توی مضیقه مالی. مجبور شدند خانه‌هایشان را بفروشند. وسایلشان را، آن وسایلشان را که اضافه بود، تو این خانه گذاشته بودند برای جهیزیه دخترشان. تلویزیون دست دوم، یخچال دست دوم، میز دست دوم، فرش دست دوم. دخترم اینقدر با شخصیت بود، گفتش که خب اگر کسی بخواهد با من ازدواج بکند، من الان جهیزیه دارم، این‌ها هستش. حالا اگر طرف فهمیده‌ای بود، وقتی ازدواج کردند، کاملاً درک می‌کنم این‌ها وظیفه‌ای برای زندگی ما دادند. لطف کردند دادند. وظیفه‌شان بوده بدهند. این تو. حالا بعضی‌ها اینقدر احمق و نادرند، بی‌شخصیت. چون شخصیت را به مال می‌داند. آدم‌هایی که شخصیت را به مال می‌دانند، بی‌شخصیت‌ترین افراد همین‌ها هستند. ملاک شخصیت را اشتباه گرفتند. ولی تا آخر عمر طرف را سرزنش می‌کند. تو هم با این جهیزیه. گناه وحشتناک است. یک بار شما به یک کسی این‌جوری بگویید، صدها سال انسان تو جهنم گیر می‌کند به خاطر همین سرزنش، به خاطر تحقیری که دارد می‌کند دیگران را. «عِنْدَ اللَّهِ» این پیش خدا خیلی خوار خواهد شد. تو به خاطر پولت داری بقیه را تحقیر می‌کنی. خانه‌شان را دید. ماشین. بعد هم تحقیر. خوب بس است دیگه برای امروز بس است. جلسه بعدی‌مان هم ما که داریم امروز شرح جامع کبیر را نمی‌گوییم. چون بحثش یک مقدار سنگین‌تر بود، احتیاج به آمادگی بیشتر بود. ما ساعت بعد هم بحث ان‌شاءالله ادامه می‌دهیم. عوضش دو تا بحث بهشت بهش طلبکاری، شما طلب شما می‌شود برای دو هفته با بهشت کار بکنید ان‌شاءالله.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

دعای توسل

از نفس پاک شما عزیزان استفاده بکنیم. پنج مرتبه آیه «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ» را می‌خوانیم برای رفع موانع ظهور آقا امام زمان علیه السلام، رفع گرفتاری‌های همه شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان، به خصوص این بیماری خطرناک. برای سلامتی و توفیق امام و رهبرمان و مسئولان نظاممان. برای نابودی دشمنان اسلام، دشمنان بشریت، استکبار جهانی، نفاق داخلی. برای شادی همه اموات، شب جمعه هم هست، یادشان بکنیم. همه اموات را، مؤمنه، مؤمن، مسلمین، مسلمات، بد وارثان و بیمارستان. به خصوص اموات این جمع. برای شفای همه مریضان، به خصوص مریضان این و عزیزانی که توی مجموعه مؤسسه الان گرفتار این بیماری هستند و ان‌شاءالله خدا زودتر شفایشان بدهد. برای اجابت همه دعاها، رفع مشکلات، پنج مرتبه «أَمَّنْ یُجِیبُ» را همه با هم.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ.
أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ.
أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ.
أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ.
أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ.
هدیه محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه ان‌شاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم. ان‌شاءالله همه ما از فرزندان وفادار و سربازان فداکار حضرت باشیم. صلوات بلند ختم بفرمایید.

خلاصه

جملات ناب

  • اسراف یک آفت و خطر جدی است که می‌تواند به زندگی ما آسیب برساند و از عوامل جهنم رفتن محسوب می‌شود.

  • همانطور که مادر باردار مراقب سلامت جنین خود است، انسان نیز باید خطراتی را که مانع تولد سالم به آخرت می‌شود، بشناسد.

  • گاهی اوقات انسان‌ها با اعمال مذهبی و ظاهری مقدس، اما با قلبی ناسالم، به جهنم می‌رسند.

  • حفظ سلامت قلب، مهم‌ترین عامل برای ورود به آخرت با قلبی سلیم است.

  • برخی حلال‌ها یا حتی واجبات، اگر به سلامت قلب لطمه بزنند، می‌توانند خطرناک باشند؛ و گاهی دروغی برای نجات جان، واجب می‌شود.

  • صورت‌های مقدس و اعمال به ظاهر نیکو، اگر با خودشیفتگی، تکبر، حسادت و تنگ‌نظری همراه باشند، می‌توانند انسان را جهنمی کنند.

  • حسادت و تنگ‌نظری نه تنها به دیگران آسیب می‌رساند، بلکه خود فرد حسود را نیز نابود می‌کند.

  • اگر قلب انسان بر انحراف، لجبازی و بدبینی استوار باشد، حتی آیات الهی و کلام معصومین نیز بر او اثر نمی‌گذارد.

  • اسراف تنها در مسائل مالی نیست، بلکه می‌تواند در اخلاق زشت و زیاده‌روی در هر مرحله‌ای از زندگی رخ دهد.

  • خداوند اسراف‌کنندگان را دوست ندارد و زیاده‌روی در خوردن و آشامیدن می‌تواند مورد غضب الهی قرار گیرد.

  • تباه کردن مال و ثروت از طریق اسراف و عدم مدیریت اقتصادی، می‌تواند به نابودی زندگی، آبرو و خانواده منجر شود.

  • کسی که در دنیا از مال و ثروت خود لذت می‌برد، در واقع از سهم آخرت خود برداشت می‌کند.

  • شیرینی دنیا، تلخی آخرت را به دنبال دارد و تلخی دنیا، شیرینی آخرت را.

  • فقر و ثروت واقعی انسان، تنها پس از عرضه شدن به پیشگاه خداوند در آخرت مشخص می‌شود.

  • فکر کردن به ابدیت، ذهن و روح انسان را سالم، معطر و نورانی می‌کند و آسیب‌ها را از بین می‌برد.

  • شیطان به محض اینکه نگاه ابدی از انسان برداشته شود، به سراغ او می‌آید و نفسش را بیچاره می‌کند.

  • اسراف در بخشش مال به دیگران نیز می‌تواند گناه کبیره باشد، اگر آن کمک‌ها به جای رشد، باعث نابودی یا فساد روحی شخص شود.

  • ریخت و پاش و اسراف، انسان را در میان مردم مشهور و خوش‌نام می‌کند، اما او را از چشم خدا می‌اندازد.

  • میانه‌روی در زندگی، موجب ثروتمند شدن و عدم فقر می‌شود، در حالی که اسراف به هلاکت و نابودی می‌انجامد.

  • کسی که میانه‌روی را رعایت کند، هرگز فقیر و نیازمند نخواهد شد.

  • ملاک شخصیت انسان، مال و ثروت نیست؛ کسانی که شخصیت را به مال می‌دانند، بی‌شخصیت‌ترین افراد هستند.

  • سرزنش و تحقیر دیگران به خاطر مسائل مالی، گناهی وحشتناک است که می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری در آخرت داشته باشد.

  • به فکر فردای خود باشید و اضافه‌های مال را برای روز نیاز و حاجت خود در آخرت پس‌انداز کنید.

  • قناعت و سختی دادن به خود در دنیا، به معنای فرستادن توشه برای زندگی ابدی و بهشت‌سازی است.

  • کسانی که خمس و سهم سادات خود را نمی‌دهند، مورد لعنت امام زمان (عج) قرار می‌گیرند و نه خیر دنیا می‌بینند و نه خیر آخرت.

  • شبیه خدا شدن و بخشنده بودن، همیشه نیاز به پول و ثروت زیاد ندارد؛ حتی با کمترین امکانات نیز می‌توان کریم و جواد بود.

  • بهترین زندگی، آن زندگی است که دیگران در آن سهم داشته باشند.

  • حسادت احمقانه‌ترین و خنده‌دارترین کارهاست، زیرا اولین کسی را که نابود می‌کند، خود حسود است.

  • در روز قیامت، منافقان از مؤمنان نور طلب می‌کنند، اما به آن‌ها گفته می‌شود که به دنیا برگردند و نور کسب کنند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه