خانواده آسمانی – جلسه 549

متن کامل جلسه

مقدمه: جهنم و صراط در دنیا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
بحثمان درباره جهنم در مورد ارتباط با ظالمین بود، نکته‌ای که خیلی مهم است، چیزی که در آخرت به آن جهنم می‌گویند، و صراطی که ما باید از آن رد بشویم تا به بهشت برسیم، متن حقیقیش در دنیاست، آنچه که آنجا اتفاق می‌افتد در واقع محصول و نتیجه است، اینجا هست که ما همه گناهان، همه انحرافات، همه فسق‌ها، همه عصیان‌ها اتفاق می‌افتد، و متن جهنم اینجاست، کمااینکه متن بهشت هم همین جا هست. اینکه صراط داخل جهنم هست و ما از داخل جهنم رد می‌شویم تا به بهشت برسیم، ما الان در جهنم و روی صراط هستیم، هر صحنه‌ای از صحنه‌های زندگی ما یک صحنه آزمایش و امتحان هست، برای جلو رفتن، یا خدای نکرده توقف، یا عقبگرد یا سقوط، همه صحنه‌های زندگی ما اینطوری است. «لَیْسَ شَیْ‏ءٌ فِیهِ قَبْضٌ‏ أَوْ بَسْطٌ مِمَّا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَوْ نَهَى عَنْهُ إِلَّا وَ فِیهِ مِنَ اللهِ ابْتِلَاءٌ وَ قَضَاءٌ» هیچ قبض و بسطی، گشایش و گرفتگی وجود ندارد از آن چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی به آنها امر می‌کند یا نهی می‌کند، مگر اینکه از در آن از طرف خداوند ما داریم آزمایش می‌شویم.
بنابراین تمام قبض و بسط‌های زندگی آزمایش است، آن چیزهایی که خوشمان می‌آید و آن چیزهایی که خوشمان نمی‌آید، همه صحنه، صحنه آزمایش است، بنابراین به این توجه داشته باشیم الان که داریم یک متنی را می‌خوانیم در رابطه با ارتباط با ظالمین، این صحنه‌ای هست که در زندگی همه ما این صحنه‌ها و آزمایشات پیش می‌آید، مهم این هست که آنجا ما نسوزیم، آن همان جهنم ما است، بهشت ما هم همینطور هست.

سعایت و بدگویی نزد ظالم

جلسه گذشته بحث رکون الی الظالم را خواندیم، که گرایش به ستمگر بود، این بار می‌خواهیم درباره سعایت، سخن‌چینی و بدگویی در نزد ظالم صحبت بکنیم، از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «مَنْ‏ سَعَى‏ بِأَخِیهِ‏ إِلَى‏ سُلْطَانٍ‏ لَمْ یَبْدُ لَهُ مِنْهُ سُوءٌ وَ لَا مَکْرُوهٌ أَحْبَطَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ کُلَّ عَمَلٍ عَمِلَهُ فَإِنْ وَصَلَ إِلَیْهِ مِنْهُ سُوءٌ أَوْ مَکْرُوهٌ أَوْ أَذًى جَعَلَهُ اللهُ فِی طَبَقَهٍ مَعَ هَامَانَ فِی جَهَنَّمَ».
یک موقع هست از دست برادر یا خواهر دینی‌ات ناراحت هستی، می‌روی پیش یک نفر که قدرتمند است، مسئول است، حاکم است، می‌تواند او را اذیت بکند، می‌تواند او را آزار بدهد، می‌گوید اگر یک کسی نزد یک حاکمی از برادرش بد بگوید، که ممکن است آن حاکم یا مسئول به این آسیب برساند.
وقتی شما رفتی سعایت کردی، سخن‌چینی کردی، بدیش را آنجا گفتی، رازش را کشف کردی آنجا گفتی، اگر به او آسیب نرساند، کاری نکند، این سخن‌چینی تو باعث می‌شود «أَحْبَطَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ کُلَّ عَمَلٍ عَمِلَهُ» خدا کل اعمال عمر تو را نابود می‌کند، می‌گوید می‌روم الان از او شکایت می‌کنم، آبرویش را می‌برم، می‌روم اینجا الان یک کاری می‌کنم که رسوا بشود، می‌روم یک کاری می‌کنم پدرش را در بیاورند.
اگر می‌روی سعایت می‌کنی، خبرچینی می‌کنی، بدگویی می‌کنی این را بدان تمام عملت روی هوا است، اگر با این کار نکند، فقط تو رفتی این را گفتی و آمدی، بعد حضرت می‌فرماید: «فَإِنْ وَصَلَ إِلَیْهِ مِنْهُ سُوءٌ أَوْ مَکْرُوهٌ أَوْ أَذًى» اگر یک بدی یا مکروهی به او برسد «جَعَلَهُ اللهُ فِی طَبَقَهٍ مَعَ هَامَانَ فِی جَهَنَّمَ» خدا آن شخص را که رفته سخن‌چینی کرده، بدگویی کرده، با هامان که معاون فرعون بود، در آن طبقه با او در جهنم قرار می‌دهد.
آن موقعی که از دست کسی کلافه هستی، جوش آوردی، بروم یک آسیبی به این بزنم، بروم یک آبرویی از این ببرم، بروم یک جایی او را لو بدهم، بروم خرابش بکنم، بروم یک کاری برایش بکنم، بالاخره آنجا که در ذهنت می‌افتد بروی یک ضربه‌ای به این بزنی دو تا اتفاق می‌افتد، یا آنجایی که تو می‌خواهی با این ضربه بزنی واقعاً به او ضربه می‌زنند، اذیتش می‌کنند، که انسان با هامان در جهنم هم‌درجه می‌شود، یعنی معاون یار فرعون، آنجا جای عادی نیست.
و اگر به او آسیبی نرسد، تمام زحمات و اعمالت حبط می‌شود و از بین می‌رود، چقدر نزدیک شدن به این محاکم و به ظالمین خطرناک است، امام صادق این روایت پیغمبر را یک جور دیگر گفته، می‌گوید اگر یک کسی یک مؤمنی را بترساند که می‌روم آبرویت را می‌برم، می‌روم یک بلایی سرت می‌آورم، یک مؤمنی را از فرمانروایی بترساند.
حالا یک کسی قدرت دولتی دارد، قدرت حکومتی دارد، یک مؤمن را بترساند، می‌گوید اگر به او بلا برسد، «فَلَم یُصِبهُ فَهُوَ فِی النَّار» اگر به او بلا نرسد و او هم واقعاً کاری نکند، فقط رفته آنجا یک گزارش داده و یک خبری داده، این در جهنم است، اما اگر به او آسیب برسد «فَاَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ‏ فِرْعَوْنَ‏ وَ آلِ‏ فِرْعَوْنَ‏ فِی النَّارِ» اگر به او مصیبتی برسد، «فَهُوَ مَعَ‏ فِرْعَوْنَ‏ وَ آلِ‏ فِرْعَوْنَ‏ فِی النَّارِ» با فرعون و آل فرعون در جهنم هست.
یکی خود خصوصیت سخن‌چینی اینطوری است، یعنی رفتن پشت سر دیگران حرف زدن، و دو به هم‌زنی و فتنه‌انگیزی، یک هم جایگاه مؤمنی که تو می‌خواهی آبرویش را ببری این خطر را دارد، مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است، یک کسی برود به کعبه توهین بکند، این آدم حکمش چیست.

بغی و تجاوز به حریم دیگران

عنوان بعدی بغی است، بغی را اگر بخواهیم معنا بکنیم تقریباً معنای تجاوز می‌دهد، تجاوز یعنی اینکه انسان ورود به حریم افراد بکند، یعنی ظلمی هست که فقط صرفاً حق‌خوری نیست، یک خودشیفتگی بسیار زیاد هست که باعث می‌شود انسان به حریم دیگران یا حق دیگران تجاوز بکند، باغی، بغی، این خیلی وحشتناک است.
یعنی یک کسی حریم شخصی برای خودش دارد، تو به او تجاوز بکنی، زورت می‌رسد تو مدام از او سؤال بکنی تا یک چیزی از او در بیاوری، بنده خدا مجبور است به تو بگوید این خوب نیست، این یک چیزی مال خودش است، یا بروی از این و آن سؤال بکنی، فلانی چطوری است، فلانی چکار کرد، این تجاوزهایی که هست.
این با این چه رابطه‌ای دارد، آن با آن چه رابطه‌ای دارد، فلانی چکار کرد، سرّ یک نفر است، می‌گوید تو به خود اجازه می‌دهی چیزی که به تو ربطی ندارد، و سرّ دیگران است بدانی این یک تجاوز است، مثل اینکه بروی تلفنش را کنترل بکنی، بروی مکالماتش را در بیاوری، بروی صدایش را ضبط بکنی.
من الان دارم با یک کسی تلفنی صحبت می‌کنم، بدون اینکه به من اطلاع بدهد صدای من را ضبط بکند، این بغی است، تجاوز است، یا مشاوره آمده صدا را ضبط بکند، یا رفته خواستگاری صدای کسی را ضبط بکند اینها قشنگ نیست، شما حق ندارید بدون اجازه هیچ کس نه صداشو ضبط بکنید نه از او فیلمبرداری بکنید.
دید در شرائط عمومی هم اگر یک جایی دوربین هست باید شخص اعلام بکند اینجا دوربین دارد، یک آسانسور حالا در آسانسور آدم کاری نمی‌خواهد بکند، ولی در همان هم باید بنویسد که در این مکان دوربین هست، آن طرف بدون اینکه بداند بنده خدا صدایش ضبط بشود، از او فیلمبرداری بشود، یا در موردش تفحص و تحقیق بشود، یا اسرارش را یک کسی بخواهد در بیاورد اینها خیلی وحشتناک است.
همین الان مثلا یک کسی آمده با یک کسی دیگر کار دارد، شما با او چه نسبتی دارید؟ به تو چه، چه نسبتی با او دارد، اینکه ما به خودمان اجازه می‌دهیم جزئیات زندگی دیگران را در بیاوریم، یک تجاوز است، عذابش هم خیلی وحشتناک است، یک وحشی‌گری به تمام معنا است، یک ظلم و گناه هست که اصلاً هم نمی‌آید. وقتی می‌گوییم وحشی شما فکر می‌کنید یک کسی که شمشیر دستش هست، شلاق دستش هست، یک کسی را می‌زند، اذیت می‌کند، مثلاً ساواک است، بله آن هم یک نوع وحشی‌گری است، اما آنها جسم افراد را شکنجه می‌دهند، برای همین می‌گوید هم‌درجه با فرعون و آل فرعون هستند.
ولی این با شخصیت و آبروی یک نفر ارتباط دارد، شما چطور در زندگی دیگران ریز می‌شوید، یا به خودت اجازه می‌دهی از کسی سؤالی بپرسی که دوست ندارد جواب بدهد، تلفن کسی را کنترل بکنی، صدایش را ضبط بکنی، فیلم از او برداری، اینها چیز قشنگی نیست.
می‌گوید نه من عادتاً با هر کس صحبت بکنم صدایش را ضبط می‌کنم، اشتباه است، شما نمی‌توانی باید به او بگویی این مکالمه دارد ضبط می‌شود، مردم باید امنیت داشته باشند، آرامش داشته باشند، شما با همسرت هم نمی‌توانی این کار را بکنی، با فرزندت هم نمی‌توانی این کار را بکنی، باید خیلی مراقبت بکنی دچار بغی و تجاوز نشود.

مصادیق بغی و تجاوز به حقوق فقرا

حالا جالب است وقتی که می‌خواهند مصادیق بغی یا مصادیق فسق را بگویند، از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست «مَنْ‏ بَغَى‏ عَلَى‏ فَقِیرٍ أَوْ تَطَاوَلَ‏ عَلَیْهِ وَ اسْتَحْقَرَهُ اسْتَحْقَرَهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مِثْلَ الذَّرَّهِ فِی صُورَهِ رَجُلٍ حَتَّى یَدْخُلَ النَّارَ» چون آدم خشنی است که این کار را با دیگران می‌کند، تجاوز است، کاری که با او می‌شود خشن است.
حالا این کجا و اینکه یک نفر اینقدر روحش بزرگ است، صد تا چیز از این و آن می‌داند اصلاً به رویشان نمی‌آورد، می‌داند که این آدم علیه این هزار تا فساد کرده، اما به رویش نمی‌آورد، یقین دارد، می‌داند، بین اینها چقدر تفاوت است.
هر کس به حقوق فقیری تجاوز بکند، این که کم نیست، ماشاءالله الان در این کشور ما شما نگاه بکنید، آنهایی که در کار تجارت و صنعت هستند، الا ماشاءالله، گرانفروشی‌ها را نگاه بکنید تجاوز به حقوق دیگران است، کارمند است بنده خدا 2 تومان، 3 تومان درآمدش است، قیمت‌ها را یک دفعه بالا می‌برند.
الان جدیداً که روغن را صفی کردند، یک عده می‌روند برای خودشان یک جا ذخیره می‌کنند، یک روز پیاز، یک روز گوجه، یک روز سیب‌زمینی، یک روز تخم‌مرغ را گران می‌کنند، بغی این است، ظلم این است، الان بلیط هواپیما 400 ـ 450 تومان بوده 800 هزار تومان شده، می‌گوید پول صندلی خالی را شما باید بدهید، چرا مسافر باید پول صندل خالی را بدهد!
یک بلیّه عمومی است، دولت هم بودجه دارد باید تأمین بکند، ولی نمی‌کند، شما تا همین دو ماه پیش که همه را همینطوری کنار هم می‌نشاندند هیچ رعایتی نبود، تمام هواپیما پر، مساجد نه، مسجدی که 50 نفر، 30 نفر، 40 نفر می‌رفت درش باید بسته بشود، یعنی حق معنوی مردم کاملاً مورد تجاوز قرار می‌گیرد.
حق اساسی و روحی مردم مورد تجاوز قرار می‌گیرد، مساجد بسته، مگر چند نفر در این مساجد می‌آیند نماز می‌خوانند، 30 ـ 40 تا خانم آنطرف پرده هستند، 30 ـ 40 تا آقا اینطرف پرده هستند، هواپیما 300 نفر کنار هم می‌نشانند، اینجا پس اشکال ندارد، پس قدرت دست شماست، تجاوز به حقوق مردم است.
بعد هم که رسانه‌ها، مردم، خواص فشار می‌آورند که چرا اینطوری هست، می‌گویند باشد ما رعایت می‌کنیم، از این به بعد برای صندلی‌های دو نفره یک نفر می‌نشانیم، سه نفره دو نفر می‌نشانیم بین‌شان فاصله می‌گذاریم، بلیط هم دو برابر، زورشان هم به سه تا یک میلیون تومان می‌برند، این ظلم است.
بعد می‌گوییم شما الان دارید از ما 800 هزار تومان می‌گیرید چرا از ما پذیرایی نمی‌کنید؟ می‌گویند که کرونا است، برای رعایت سلامتی شما ما پذیرایی نمی‌توانیم بکنیم، مگر پذیرایی چه چیزی می‌خواهید بدهید، یک بطری آب می‌دهند، دیگر هیچ، حالا همان غذا را بسته بدهید می‌رویم بیرون می‌خوریم، غذایمان را بدهید.
6 صبح است من کجا بروم صبحانه بخورم، الان 11 شب است من کجا غذا بخورم، غذایم را بدهید، بگویید این غذا حق ندارید در هواپیما بخورید، همین چند وقت پیش من با یکی از این شرکتها صحبت کردم.
رفتم در کابین خلبان، دوستمان بودند و گفتند بیایید پیش خلبان و با خلبانان گپ بزنید، به آنها گفتم شما چرا به ما غذا نمی‌دهید؟ گفت ما پروازهای بلند را می‌دهیم، گفت ما پروازهای بلند را می‌دهیم، گفتم بلند یعنی چی؟
گفت مثلاً یک ساعت و نیم به بالا، مثلا تا زاهدان بخواهیم پرواز بکنیم به همه غذا می‌دهیم، گفتم تهران مشهد یک ربع فرقش هست، برای یک ربع کرونا نمی‌آید، یک ساعت و ربع کرونا می‌آید، یک ساعت و نیم به بعد کرونا نمی‌آید، به آنها شام می‌دهید.
به او گفتم من خودم مسافرت خارجی رفتم، همه هم در این کرونایی رفتیم، همه شرکتها غذا می‌دهند، گفت بله، گفت راستش را بخواهی فقط حقه‌بازی است، حق مردم را دارند می‌خورند، اینها تجاوز است، خطرناک است.
خودشان اجازه می‌دهند شمال شلوغ بشود، هر وقت بخواهند ببندند می‌بندند، آمار پایین می‌آید، بعد اجازه می‌دهند مردم با کشتی دهها سواری را بفرستند بروند کیش و قشم، بعد می‌گویند نگاه کنید مردم را رعایت نمی‌کنند، مردم رعایت نمی‌کنند چه کسی این کشتی را راه انداخته، چه کسی اجازه داده این کشتی حرکت بکند، شما نمی‌توانید این کار را ممنوع بکنید، یعنی واقعاً دولت دستش اینقدر بسته است، اینطور نیست.
شما خودتان اجازه می‌دهید مردم شمال بروند، آن موقع که جلوشان را گرفتید آمار پایین آمد زیر صد تا، بعد شما خودتان راهش را باز می‌کنید، بعد هم نشان می‌دهید، تمامش تقصیر مردم است، این مردم دارند این بیماری را گسترش می‌دهند، مردم رعایت نمی‌کنند، همه دارند شمال می‌روند.
همه دارند شمال می‌روند اما چه کسی باید جلویش را بگیرد، مسئولش واقعاً کیست که مردم کیش نرودند، اینطرف و آنطرف نروند؟! راست راست راه می‌روند مثل سگ دروغ می‌گویند و بعد هم راحت حق مردم را می‌خورند، حالا این فردی است.
هر کس به حق ناداری تجاوز بکند، ندار است الان بنده خدا می‌خواهد چکار بکند، الان سوار ماشین شدم آن بنده خدا از روی ناچاری من را سوار کرده، می‌گوید آقا ده تومان هم بده بیا سوار بشو برویم، من که می‌دانم این مسیر 20 تومان است چرا باید حق این را بخورم.
می‌گوید خودش راضی است، خودش چطوری راضی است، از روی ناچاری راضی است، به او کمک کن، یک ذره هم بیشتر بده، چه اشکالی دارد، خدا به تو برکت می‌دهد، یک تا هفتصد برابر خدا به تو برکت می‌دهد.

تحقیر فقرا و عواقب آن

مصادیق اگر بخواهم بگویم تا صبح ما مصداق داریم، در همین کشور خودمان الان دارد اتفاق می‌افتد، فروش مواد غذایی، شرکتهای صنعتی، اینهایی که دارند می‌فروشند، دارو، پزشکان، اینقدر از این کارها می‌کنند، بعد هم تحقیر می‌کنند.
می‌فرماید که یا بر او دست یابد و کوچکش بکند، یعنی تطاول کردن، تحقیرش بکند، تو که می‌دانی این ندارد، برای چی می‌گویی اینقدر ویزیت باید بدهی، این الان ندارد، گناه کرده مریض شده، پزشک باید راه بیاید، می‌گوید نرخ رسمی‌مان است، خداوند روز قیامت به این چیزها توجه ندارد، نرخ رسمی تو بوده!.
تو پزشک هستی وظیفه‌ات نجات این است، الان هم این پول ندارد، باید با او راه بیایی، خدا رحمت کند دکتر دستجردی را، چه روح بزرگی داشت، پزشک باسابقه، باتقوا، رئیس هلال احمر کشور بود، مطبش را از منطقه محروم بعد از اینکه رئیس شد تغییر نداد، در همان خیابان شوش اول صدر الاشراف من یک موقعی بابت رفاقت و دوستی که با او داشتم می‌رفتم مطب به ایشان سر می‌زدم.
خودش هم رئیس هلال احمر بود، داروهایی که گیر نمی‌آید معمولاً هلال احمر دارد، داروهای نایاب که هیچ کس دستش به آن نمی‌رسد، اگر فقیر و بیچاره‌ای بخواهد بگیرد نمی‌رسد، فقط پولدارها می‌توانند از یک جاهایی بگیرند، یا آنها بخواهند بروند هلال احمر برایشان سخت بود.
خودش می‌آمد داروها را روی میز دور خودش چیده بود، مریض آنجا می‌آمد، نوشته بود ویزیت به اندازه توانتان، من پزشکان زیادی دیدم که اینطوری هستند، من گفتم این مال آن متجاوزان است، و الا ما پزشکان خیلی عالی داریم، نوشته به اندازه توانتان، خودتان ببرید در صندوق بیندازید، کسی هم نمی‌آید از آنها پول بگیرد که خجالت‌زده بشوند، موقع رفتن می‌گفت هر چقدر داشتید در صندوق بیندازید.
بعد دارو را خودش قشنگ می‌پیچید، برمی‌داشت در مشما می‌گذاشت می‌گفت برو، یعنی کار به داروخانه هم نمی‌رسید، این کار این مرد بزرگ و باتقوا بود، ما الان پزشک داریم، همین چند وقت پیش تلویزیون نشان داد که کل ویزیتش 500 تومان است، می‌گفت سالهای سال است من همین مبلغ را از مردم می‌گیرم.
خدا با این قیامت چکار می‌کند، و آن که دارد مردم را تطاول می‌کند، تحقیر می‌کند، حقشان را از آنها می‌گیرد، «وَ اسْتَحْقَرَهُ» یک فقیری را تحقیر بکند، نداری که نداری برای چی اینجا آمدی، می‌خواستی نیایی، مگر نمی‌دانی اینجا قیمتها چطوری است، به من چه که نداری، این کلمه را خیلی می‌شنویم، بیخود آمدی، می‌خواستی اینجا نیایی، به ما چه که اینجا آمدی نداشتی یک جای دیگر می‌رفتی.
خداوند در قیامت می‌گوید این را همانطور که آدم هست به شکل آدم کوچکش می‌کند به اندازه یک مورچه زیر دست و پای مردم او را می‌اندازد، اینطوری که آن وسط له می‌شود، تا وارد آتش شود، این داستان دارد، این 50 هزار سال قیامت این زیر دست و پا است، یکسال، دو سال، صد سال، هزار سال نیست، 50 هزار سال است.
یک آدم متکبر و متجاوز به حق بقیه را، به من چه که این کار را کردی، می‌خواستید جبهه نروید، بروید حقتان را از آنهایی که به شما گفتند جبهه بروید بگیرید، مگر برای من رفتید، برای هر کس رفتی جبهه مجروح شدی، جانباز شدی، فرزندت شهید شدی، الان بیوه هستی، یتیم هستی این را در ادارات زیاد می‌شنویم.
این داستانش خیلی طولانی است، حضرت می‌فرماید این آدم را خدا به او اهمیت نمی‌دهد، با او حرف نمی‌زند، هیچ فرشته‌ای در قیامت با این حرف نمی‌زند، این مدام داد می‌زند، زیر دست و پا، من کجا بروم، تکلیفم چیست، اصلاً به او محل نمی‌گذارند.
اینقدر زیر دست و پا تحقیر می‌شود، مرگ هم که آنجا وجود ندارد، «لا یَمُوتُ فیها وَ لا یَحْیى» یعنی از شدت زیر دست و پا بودن تا مرحله مرگ می‌رود ولی نمیمیرد، مزه مرگ را میلیونها بار می‌چشد ولی مردنی در کار نیست، آرزو دارد بمیرد، ولی نمی‌شود، می‌گوید «حَتَّى یَدْخُلَ النَّارَ» تا اینکه داخل جهنم می‌شود، تازه آخرین روز قیامت می‌گویند تو چکاره هستی، برو جهنم.

بغی و تجاوز در جامعه و دولت

این تجاوز را خیلی دقت کنید، بغی خیلی خطرناک است، در خانواده‌ها نگاه کنید چقدر زنها با شوهرانشان، در زن‌سالاری با فرزندانشان از این کارهای وحشتناک می‌کنند، مردسالاران چقدر زن و فرزندشان را اینطوری تحقیر می‌کنند و اذیت می‌کنند، این اخلاق جهنمی زیاد هست.
اینکه می‌گویم جهنم در زندگی ما هست ما در جهنم داریم حرکت می‌کنیم ما باید خیلی حواسمان را جمع بکنیم همین است، و این صحنه برای همه ما پیش می‌آید، علی (علیه السّلام) یک جمله دارد فهمش یک ذره ظرافت می‌خواهد «مَا أَعْظَمَ‏ عِقَابَ‏ الْبَاغِی‏» چقدر عظیم است کیفر متجاوز.
رسول خدا وقتی می‌خواهد بغی را مثال بزند از یک فقیری که تو حقش را می‌خوری یا تحقیرش می‌کنی شروع کرد، باغی‌های دیگر هست، اینهایی که بمب می‌گذارند، فتنه‌هایی که در خیابان‌ها می‌کنند، بانک آتش می‌زنند، مغازه‌ها را آتش می‌زنند، برق را قطع می‌کنند، اینها تجاوز است.
من خودن یک مهندسی را دیدم خیلی آدم بدجنسی بود، در یک شهری در یک شرکت برق کار می‌کرد، می‌گفت ما زورمان می‌آید مردم راحت برق مصرف می‌کنند، مخصوصاً یک جاهایی قطع می‌کنیم تا قدر ما را بدانند، مخصوصاً قطع می‌کنیم می‌دانی اگر شخص دارد وسیله برقی استفاده می‌کند، دو ساعت برقها بروند، واقعاً هم نیاز نیست دو ساعت برود.
اصلاً مردم سؤال می‌کنند کشوری که خودش دارد برق و گاز صادر می‌کند خاموشی یعنی چی! خودش دارد برق صادر می‌کند، خودش دارد گاز صادر می‌کند، بعد یعنی یک مشت آدم فقیر و بیچاره با یک شعله بخاری دارند در خانه‌شان گرم می‌شوند شما یک دفعه برق و گاز را قطع می‌کنید، اگر واقعاً باید قطع بکنید که قطع می‌کنید، حتماً جواب منطقی دارید که خدا از شما بپذیرید.
می‌گوید ما فقط برای اینکه دیده بشویم یک موقع‌هایی دکمه را می‌زنیم، یک ربع، نیم ساعت برق نداشته باشند، ما را ببینند که ما در اداره برق داریم چکار می‌کنیم، خواستم بگویم که این مثالی که پیغمبر می‌زند خیلی نرم و ملوس است، فکر نکنید همین است، باغی داریم تا اینکه حکمش در فقه ما اعدام است، شورش‌های اجتماعی، آزار و اذیت‌هایی که به مردم می‌کنند.
یک هکر باغی است، کسی که هک می‌کند، این باغی است، این همین عذاب را دارد که خدا به اندازه مورچه او را کوچک می‌کند تا کل قیامت که بدبختی دارد بعد هم جهنم می‌رود، هکر یعنی اینکه من الان می‌توانم روی اسرار دیگران بروم، می‌توانم بروم واتساپ یک کسی را، تلگرام یک کسی را هک بکنم، بروم یک بانک را هک کنم، اطلاعات یک وزارتخانه را، این متجاوز است.
ما خیلی به جهنم نزدیک هستیم، و بعضی‌ها واقعاً از این کار لذت می‌برند، یعنی از آزار و اذیت و تحقیر دیگران واقعاً لذت می‌برند، علی (علیه السّلام) چون عظیمی است، در کلام آورده «مَا أَعْظَمَ‏ عِقَابَ‏ الْبَاغِی‏» چقدر عظیم است عذاب متجاوز، عذاب قلدر و زورگو خیلی عظیم است.
باز فرمایش دیگری دارد، «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَ‏ الْبَغْیَ‏ یَقُودُ أَصْحَابَهُ‏ إِلَى النَّارِ» ای مردم تجاوز اصحاب خودش را، یاران خودش را به جهنم می‌کشاند، حالا طرف می‌خواهد گوشت بفروشد می‌بینید یک عالم آشغال در این گوشت می‌ریزد، کباب می‌خواهد دست مردم بدهد، یک عالم آشغال به اسم کباب دست مردم می‌دهد.
یعنی واقعاً بعضی از کبابی‌ها آدم از کنارشان رد می‌شود، قبل از اینکه بخواهند بروند بخورند، بوی بد این آشغال گوشت‌ها آدم را آزار می‌دهد، مواد غذایی می‌خواهند دست مردم بدهند همینطور، تمامش تجاوز است.
دارو می‌خواهند بدهند همینطور، داروی قلابی، شما الان در این کرونا دیدید دارو دادند دست مردم به اسم داروی کرونا 57 میلیون تومان بالاتر یک آمپول بعد هم معلوم شد که داروی کرونا نبوده، یک چرک‌خشک‌کن معمولی بوده به اسم داروی کرونا دادند، این نان‌ها واقعاً خوردن دارد.
یک بدبختی که ترسیده باید بروم از این آمپول‌ها بزنم، باور هم کرده که این آمپول ها مفید است، تلویزیون من دیدم می‌گفت دویست و چقدر میلیون تومان از من گرفتند 6 تا آمپول دادند بعد دیدم که آمپول کرونا نیست، یک چرک‌خشک‌کن معمولی است.
این داروفروشی‌ها و هر چیزی که قلابی و قاچاق است دارد اتفاق می‌افتد، اینها بغی و تجاوز است، برنج می‌روی می‌گیری، می‌گویی آقا من درجه یک می‌خواهم درجه دو می‌دهد، چایی می‌خواهی بروی بگیری باز قاطی دارد، آشغال دارد، و خیلی چیزهای دیگر.
الان همین شرکت فایزر که داروی کرونا درست کرد که گندش هم در آمد، دیروز معلوم شد که این آمده واکسن‌هایش را طبقه‌بندی کرده، برای فقرا یک چیز آشغال به درد نخور درست کرده، برای پولدارها یک چیز آنچنانی، یعنی معلوم شد که یک عالم داروهای بد با کیفیت بد به مردم فروخته سودش را بگیرد.
الان همین شرکت‌هایی که سیم کارت می‌فروشند، رفتی دادی یک اینترنت گران خریدی، 30 ـ 40 تومان هم شارژ کردی، بخصوص آنهایی که خارج از کشور می‌روند، می‌گوید دقیقه‌ای 15 هزار تومان، من اگر ده دقیقه صحبت کنم 150 هزار تومان می‌شود، 4 دقیقه صحبت می‌کنی می‌بینی تمام شد، قطع می‌کند، دروغ است، یعنی اینها به مردم دروغ می‌گویند اثباتش هم راحت است.
شما همین عراق ببینید دوران اربعین چقدر به مردم ظلم می‌کنند، در حج چقدر به مردم ظلم می‌کنند، همین شرکت‌هایی که الان هستند، آنوقت تلویزیون هم مدام تبلیغ می‌کنند، پول این تبلیغات را از کجا می‌آورند معلوم نیست، چقدر می‌خورند که تبلیغ می‌کنند، چقدر می‌خورند که می‌توانند این جایزه‌ها را بدهند، یک ریال از خودشان نمی‌دهند تمامش از جیب مردم است.
چقدر از این فروش اینترنت و چیزهای دیگر گیرشان می‌آید که اینقدر سود می‌کنند، یک ذره کمتر بدزدید، یک ذره مردم هم نفس بکشند، نه راحت بغی دارند و به مردم تجاوز می‌کنند، دولت خودش رأس متجاوزان هست به حقوق مردم، ببینید در این بورس چه بلایی سر مردم آورد.
از خدا نمی‌ترسند، مدام می‌نشیند تصمیم می‌گیرد که امروز فلان طرح را تعطیل کنید، بعد چقدر هزینه‌اش می‌شود؟ 500 هزار میلیارد تومان، از جیب چه کسی؟ از جیب شماست، یا از جیب مردم است؟! کارت سوخت‌ها تعطیل، چون مال دولت قبل بوده کارت سوخت‌ها تعطیل، قاچاق آزاد، صدها میلیون لیتر قاچاق می‌کنند، چه کسانی اینجا دخالت دارند خدا می‌داند.
بعد سر و صدا در می‌آید حالا دوباره بیایید پول بریزید دوباره به شما کارت سوخت بدهیم، بعد حالا پول می‌ریزید می‌گویند ماده‌اش را نداریم تحریم است، بایستید چهار ماه دیگر برایتان پست می‌کنیم، اینهایی که در این ادارات نشستند دارند تصمیم می‌گیرند همینطور خودشان را بدبخت می‌کنند، متجاوز به حقوق مردم.
این مردم باور کنید اکثرشان بهشت می‌روند، چون یک مشت احمق در این دستگاهها هستند که جور اینها را روز قیامت به گردن می‌گیرند، از بس به اینها تجاوز کردند، به حقوق اینها تجاوز کردند، باید قیامت پس بدهند، ندارند خدا می‌گوید این گناهانش را روی دوش تو می‌گذاریم اینها بهشت بروند، تو با باری که خودت درست کردی برو.
یک نفر، دو نفر، یک میلیون، ده میلیون، 50 میلیون، 70 میلیون، 80 میلیون، بار بردار برو، در این سازمان و نهادها خیلی کارهای وحشتناک اتفاق می‌افتد.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • جهنم و صراط در دنیا، متن حقیقی آنچه در آخرت اتفاق می‌افتد، در واقع محصول و نتیجه اعمال ما در این دنیاست.

  • هر صحنه از زندگی ما یک آزمایش است، برای پیشرفت، توقف، عقبگرد یا سقوط.

  • تمام گشایش‌ها و گرفتگی‌های زندگی، صحنه‌های آزمایش الهی هستند.

  • سعایت و بدگویی نزد ظالم، حتی اگر آسیبی نرساند، می‌تواند تمام اعمال نیک انسان را نابود کند.

  • اگر سعایت به آسیب رساندن به مؤمنی منجر شود، فرد با هامان و فرعون در جهنم هم‌درجه می‌شود.

  • حرمت مؤمن از کعبه بالاتر است؛ تجاوز به آبروی او گناهی بزرگ است.

  • “بغی” به معنای تجاوز به حریم و حقوق دیگران است، که نشان‌دهنده خودشیفتگی و ظلم است.

  • تجاوز به حریم شخصی دیگران، مانند کنترل تلفن یا ضبط صدا بدون اجازه، عملی وحشتناک و غیرانسانی است.

  • تحقیر فقرا و تجاوز به حقوق آنان، عواقب بسیار سنگینی در قیامت دارد و فرد را به اندازه مورچه کوچک می‌کند.

  • پزشکی که با بیماران فقیر راه می‌آید و ویزیت را به اندازه توانشان می‌گیرد، نمونه‌ای از روح بزرگ و تقواست.

  • متجاوزان به حقوق مردم، چه در سطح فردی و چه در سطح حکومتی، عذاب عظیمی در انتظارشان است.

  • بغی و تجاوز، اصحاب خود را به آتش جهنم می‌کشاند.

  • گران‌فروشی، احتکار، و هرگونه سوءاستفاده از نیاز مردم، مصداق بارز تجاوز به حقوق فقراست.

  • تجاوز به حقوق معنوی و اساسی مردم، مانند بستن مساجد در حالی که مکان‌های دیگر شلوغ هستند، ظلمی آشکار است.

  • دروغ‌گویی و سوءاستفاده از قدرت برای منافع شخصی، نمونه‌ای از بغی در سطح حکومتی است.

  • کسانی که به حقوق مردم تجاوز می‌کنند، بار گناهان خود و مظلومان را در قیامت به دوش خواهند کشید.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه