خانواده آسمانی – جلسه 546

متن کامل جلسه

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

خیمه‌های بهشتی: فضایی خصوصی و بی‌نهایت

یکی از چیزهایی که در رابطه با بهشت امروز بحث داریم بحث خیمه‌های بهشتی هست که این خیمه یک فضای غیر از خود بهشت است یک فضای خصوصی شخصی هست که خداوند تبارک و تعالی برای بهشتیان در نظر گرفته. و همانطور که در دنیا یک بدنی برای ما ساخته که فکر همه چیزش را در این بدن کرده و میلیاردها میلیارد سال را به صورت زنده و باشخصیت و هویت مشخص اینها را استخدام کرده که یک بدن به ما تحویل بدهد. قلب و چشم و گوش و مغز و اعصاب و سلسله اعصاب و اینها را، ریزه‌کاریهایش را که هشت هزار سال بیشتر است که بشر دارد مطالعه می‌کند و هنوز میلیونها مجهولات در رابطه با این بدنی که فقط قرار است مرکب انسان در رحم دنیا باشد دارد. یا برای انسان فکر همه چیز را کرده هوا و ماه و خورشید را، شما نگاه کنید در قرآن صحبت می‌کند دائم می‌گوید که این چهارپایان برای شما، این گیاهان، گلها، دریا برای شما، حتی حالتهای روانی که در انسان در اثر ارتباط با اشیاء به وجود می‌آید خداوند اینها را در نظر گرفته. یعنی هیچ کس نمی‌داند که خداوند چه تعداد به قول امروزیها می‌گویند آپشن، چه تعداد امکانات، موقعیت برای انسان در نظر گرفته که در این دنیا انسان از آن بهره‌برداری کند اصلاً نمی‌شود آن را شمرد. شما مثلاً وقتی که راجع به ارتباط انسان با رنگها صحبت می‌کنید خدا آن را در نظر گرفته می‌گوید که «صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَ» زردی که وقتی آن را می‌بینید شاد باشید، وقتی که «حِینَ تُرِیحُونَ» وقتی که شما غروب را می‌بینید آن حالت خاصی را در صحرا به شما دست می‌دهد. صبح، آفتاب، طلوع آفتاب، رنگ آسمان، هر چه که شما می‌گویید یکی، دوتا، ده تا، یک میلیون، ده میلیون نیست همینطوری و آنقدر می‌آید تا اینجا می‌فرماید که: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا» یک کاسه‌اش کرد هر چیزی که شما فکرش را بکنید در این زمین هست با شما و برای شما تنظیم شده.

تنوع بی‌نظیر خلقت: از سیب تا پرنده

سیب، آن 80 ـ 100 نوع سیب، من گفتم 70 نوع، بعد یکدفعه رفتم تحقیق کردم یک عزیزی برای ما از اساتید آمریکا که کار ترجمه را می‌کرد پیام داده بود که شما الان می‌گویید 70 نوع، هفت هزار نوع ما مدل سیب داریم بعد رفتم تحقیق کردم دیدم بله، ما هفت هزار نوع سیب طراحی شده، خب چه کسی کرده هفت هزار نوع طراحی سیب را برای انسان؟ حالا فرقشان چیست؟ شما وقتی که آنها را کنار هم می‌گذارید مثلاً بخواهید هفت هزار نوع را تشخیص بدهی هیچ کار راحتی نیست. مثل قهوه، چقدر مدل ما قهوه داریم چقدر مدل سیب و گل و چیزهای دیگر داریم هر چه که برای ماست و ارتباط با ما دارد تنوعش اصلاً از دست بشر حسابش خارج است. شما نمی‌توانید مثلاً بگویید که من می‌توانم حساب کنم، فعلاً هفت هزار نوع سیب بشر شناسایی کرده و هر روز هم اکتشافات دارد بیشتر می‌شود. پرنده‌ها را شما نگاه کنید و طراحی که در پرنده‌ها، رنگشان و نوکشان و سرشان و بالشان و صدایشان و توانایی‌شان و پنجه‌هایشان همه را با آدم تنظیم کرده چه کسی می‌تواند اصلاً همچین محاسبه‌ای بکند خود انسان نمی‌تواند این کار را بکند.

ناتوانی بشر در طراحی و خلقت

انسان شما قوی‌ترین مهندسهای ساختمان و عمران را بیاورید یک خانه می‌سازد بعد از اینکه خانه تمام شد می‌گوید چقدر از آن جا مانده این و آن جا مانده اینجا را کاشکی اینطوری و آنجا را آنطوری می‌کردیم، دیدی که چطوری است. بشر هم فکر می‌کند که خودش از پسِ این کار برمی‌آید و بعد هم می‌گوید ما خودمان برای خودمان مهندس هستیم می‌توانیم همچین کاری بکنیم بعد هم برای خودش یک خانه می‌سازد یک کاخ می‌سازد با همه ریزه‌کاریها بعد آدم متعجب می‌شود که این همه چیز را در نظر گرفته. ولی وقتی که می‌سازد و تمام می‌شود و در آن خانه می‌رود می‌بیند که کاشکی اینجا را اینطوری کرده بودم پله‌اش اینطوری بود درش اینطوری بود پنجره‌اش آنطوری بود، می‌بینید که هزارتا عیب جا مانده. بشر نمی‌تواند این کار را بکند بعد هم به غلط از خودش ناراحت می‌شود یعنی فکر می‌کند که من چقدر گند زدم و خراب کردم من که فکر می‌کردم که بهترین مهندس هستم و بهترین کاخ را می‌سازم پس این همه چیز. یک جای دیگر کاخ ساختند از کاخ من خیلی بهتر، خیلی چیزهای بیشتری را در نظر گرفته بودند. به قول همین امروزیها آپشن، یک ماشین با این آپشن، یک خانه با این آپشن و امکانات، حالا امکانات فارسی‌اش را بگوییم هست، بشر اینطور است. اصلاً نمی‌شود شما ببینید خدا چه خدایی است و چطوری به فکر این بنده‌اش است چطوری برای این بنده‌اش ریخت و پاش می‌کند چطوری برای این بنده‌اش تشریفات راه انداخته هفت هزار نوع سیب یعنی چی! چند هزار نوع گل، اصلاً یعنی چی! چند میلیون نوع پشه، ما اینها را این همه چکار کنیم؟! شما بگو می‌شود روی یک پشه دست بگذاری بگویی اصلاً این ضرورت ندارد؟ نه. ماهی چند مدل ماهی شما سراغ دارید؟ آمار بگیریم چقدر، بشر اصلاً نمی‌تواند حسابش کند رنگ و مدل ماهیها.

ارتباطات عاطفی انسان با طبیعت

اصلاً این ماجراها داستانی دارد بعد ارتباطاتی که انسان با اینها دارد هم ارتباطات بصری، سمعی، لمسی، بویایی، چشایی، از این بالاتر ارتباطات چی؟ ارتباطات عاطفی که می‌تواند برقرار کند. ما چند وقت پیش یک جا رفته بودیم برای این قضیه کرونای خودم عکس بگیرم از قفسه سینه، آنجا که رفته بودیم عکس بگیریم یک آکواریوم داشت بعد یک ماهی نری بود به اندازه دست ما همینطوری می‌آمد بعد یک ماهی ماده هم کنارش بود. من نزدیک این رفتم و تا حالا چند نفر دیدم که این کار را کرده بودند بعد لبم را بردم دیدم لب من را بوس کرد از پشت شیشه بوس کرد و رفت و بعد آنطرف رفتم آمد و دوباره لب من را می‌بوسید من هر وقت گذاشتم هر جا می‌رفتم این می‌آمد اینطوری می‌کرد. ماده اعصابش خورد، یعنی اینطوری حمله می‌کرد و می‌آمد مثل موشک در شکم این نر می‌زد که تو چرا مثلاً یک همچین کاری کردی بعد ماده خودت یک بوس بده نمی‌آمد، یعنی آن ماده که خودش مزاحم این ارتباط عاطفی ما هم با این ماهی شده بود بعد مثلاً من خودم را کنار کشیدم یک بچه‌ای بود گفتم برو ببینم، مادر بچه توانست قشنگ ارتباط برقرار کرد. یک موجود اینطوری، شما می‌توانید از یک رابطه عاشقی عاطفی با این یک رمان بنویسید ولی یک رمان کوتاه می‌شود نوشت. اصلاً خداوند چقدر مفصل اینها را در نظر گرفته حالا شما این را بیاورید از شرایط رحمی دنیا به آخرتی بیاورید ببینید آنجا دیگر چه اتفاقی قرار است بیافتد آدم سرسام می‌گیرد.

عطش بی‌نهایت انسان برای شناخت

یعنی آدم یک عمر چند میلیارد ساله می‌خواهد که فقط ببیند خدا چکار کرده چون بشر بینهایت‌طلب است و یکی از چیزهایی که اذیتش می‌کند سؤال است، یعنی دائم باید سؤالها را جواب بدهد که این چیست. پسته، بادام، فندق، گردو، بادام زمینی، بادام درختی، بادام هندی چیست اینها داستانشان چیست، ترکیباتشان چیست آثارشان چیست این سؤال می‌شود قیامت آدم می‌نشیند سؤال می‌کند در دنیا که این گل رز چه بود این هفت هزار نوع سیب چیست، ترکیباتش چیست. انسان چون می‌خواهد شبیه خدا بشود نمی‌خواهد مجهول داشته باشد لذا این دائماً دارد به او فشار می‌آورد که دائم سؤالهایش را جواب بدهد، اینجا که این است ما در آن ماندیم. طرف عمرش 90 سال شده الان دارد می‌میرد به او می‌گویند فوق تخصص در رشته فلان آن هم با میلیاردها سؤال، یک فوق تخصص شد به او پروفسور مثلاً فلان می‌گویند جایزه چه به او می‌دهند، اصلاً این حرفها کجاست داستان چیست.

عظمت معارف قرآنی

من یک موقعی بعد از شهادت حاج قاسم (رحمه الله) رفته بودم تقریباً ده روز بعد از شهادت او اروپا رفته بودم به شهری درس بدهم برای چندتا کشور بود باید می‌رفتم برای اساتید دانشگاه درس بدهم. بعد در رشته‌های خودشان هم بود رشته‌های مربوط به خودشان بود پروفسور بودند استاد دانشگاه بودند مجموعه تحقیقاتی خیلی وسیعی داشتند رئیس دانشگاه بودند چندتا رشته بود که من باید با آنها کار می‌کردم. وقتی که من معارف قرآنی را در رشته خودشان گفتم بدون استثناء اول از این هنگ کرده بودند همینطوری نگاه می‌کردند و گوش می‌کردند و بعد می‌گفتند که ما عمرمان را باختیم ما 30 سال وقت تلف کردیم 40 سال وقت تلف کردیم این خداست.

طراحی خیمه‌های بهشتی: فراتر از تصور

حالا بحث خیمه که داریم صحبت می‌کنیم خیمه‌های بهشتی یعنی شما فکر کن آن کسی که نشسته دارد این خیمه را طراحی می‌کند کیست، دارد خیمه برای شما طراحی می‌کند، ما اصلاً نمی‌توانیم بفهمیم خودش می‌گوید «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ» هیچ کس نمی‌فهمد چه چیزی برایش من مخفی کردم، نمی‌توانید بفهمید. اگر یک جنین فهمید دنیا چه خبر است ما هم می‌فهمیم که آنطرف چه خبر است. ولی حالا تعبیر معقول به محسوس است دارد این حرفها را می‌زند. یعنی وقتی که می‌گویی بشر وقتی که می‌خواهد بیاید ادای بهشت را در بیاورد و خودش را به بهشت برساند در این مهندسی‌های دکوراسیون یعنی علمی که الان وجود علم دیزاین و چیزهای دیگر و چینشها و چیزهای دیگری که هست این علمی که الان یک تخصص شده قبلاً تخصص نبوده یواش یواش تبدیل به تخصص شده. از کجا می‌گیرند؟ مثلاً فرض بفرمایید یک دانشمندی را که به او لقب سرّ دادند در انگلستان که این مثلاً فرض بفرمایید طراحی کرده طراحیهای خیلی عجیبی کرده طراحی‌های قاشق و چنگال و چندتا چیز دیگر طراحی می‌کرد در دنیا کارش بی‌نظیر بود. گفت من هر چند وقت یک بار در طبیعت می‌روم و از طبیعت مدلهای قاشق و چنگال را الگو می‌گیرم طبیعت پر است مگر تمامی دارد. حالا شما نگاه کنید خدا می‌خواهد غرفه برای بهشتیان طراحی کند و بعد منظور این غرفه اصلاً چه هست و مدل این غرفه اصلاً چه هست. من دارم یکی را برای شما می‌خوانم ولی اصلاً داستان این نیست، سیب را برای دنیا نه برای آخرت، سیب را هفت هزار مدل سیب طراحی کرده برای آدم، وقتی میگوییم غرفه شما نگوییم که قرآن نوشته غرفه‌های اینطوری هست یا مثلاً میوه‌های اینطوری هست اصلاً این داستان نیست شما آنجا با یک چیزی روبرو هستید به نام تنوع بینهایت. اینجا که اصلاً همه چیز غافلگیرکننده است یعنی شما با هر چه که در طبیعت می‌بینید باید بگویید یا بدیع، اسم بدیع دارد کار می‌کند یعنی خلقت بدون نقشه و سابقه، هیچ بشری هم به عقلش نمی‌رسد. شما ببینید مدل پرتقال، سیب، موز همه بدیع است. ولی چون ما متأسفانه عقل و نظام معرفتی ما کار نمی‌کند هفتاد سال هم میوه‌فروشی می‌رویم و می‌خوریم و هیچ وقت هم دلمان و ذهن و قلبمان تکان نمی‌خورد فقط یاد گرفتیم مثل حیوانات دیگر، دور از جان حیوانات بخوریم، فقط همین می‌خوریم. ولی اصلاً مستی می‌آورد مدل سیب و موز و نارنگی و نارگیل و آناناس را نگاه کن تمامش تحیر است مستی است گیج‌کننده است همه چیز از همه جهت که تو می‌خواهی نگاه کنی برای دنیای تو چکار کرده حالا آخرت می‌خواهد چکار کند.

خیمه‌های بهشتی: لؤلؤ مجوف و ابعاد بی‌کران

حالا الان من خیمه را می‌خواهم برای شما بخوانم مدل خیمه را ببینید کاملاً بدیع است، چادر، ما از اینجا به آن چادر می‌گوییم. الان چه کسی می‌داند ما چند نوع چادر در دنیا داریم؟ چند مدل چادر در دنیا داریم؟ حالا خدا می‌خواهد برای یک فضای مثلاً دو نفره یا یک فضای خصوصی مثلاً مهمانی‌های خصوصی که افراد دارند 20 نفر 100 نفر 1000 نفر چادر طراحی کند. چون بشر که خودش این کار را نمی‌کند آنجا بدیع دارد کارش را انجام می‌دهد البته بعداً به او می‌سپارند دستش را می‌گیرند و می‌گویند ببین، این مدلها را دیدی؟ می‌گوید بله، می‌گویند خب حالا الان به تو می‌گوییم که شروع کن طراحی کن مدل بزن ببینم چکار می‌کنی. بشر یواش یواش آنجا یاد می‌گیرد چون باید خلق کند آنجا خلقت دارد مدل زدن را باید آنجا یاد بگیرد. می‌گوید خدایا به خودم بسپار من الان این دکوراسیون بهشت را یک تغییری در آن می‌دهم. خدا مثل بچه‌ای که پدر و مادر دستش را می‌گیرند و یک جایی رهایش می‌کنند می‌گویند برو ببینم چکار می‌کنی خودت شروع کن ببینم چکار می‌کنی دیگر با ما کار نداشته باش. بشر یک جایی خدا این تاتی تاتی را در بهشت رها می‌کند و می‌گوید حالا خودت هم در این کاخی که نشستی چهارتا نظر بده ببینم چهارتا مدل بده خب حالا باشد، بشر شروع می‌کند یواش یواش خودش هم یک کارهایی بگذار من هم بکنم ببینم چطوری هست. طراحان را شما دیدید در علم طراحی افرادی که می‌خواهند طراحی کنند اول به این راحتی نمی‌توانند طرح بزنند بچه‌ها را شما دیدید به بچه‌ها بگویید نقاشی بکن. بچه‌ها الان نقاشی چه می‌کشند؟ پدر و مادرشان و ماجراهای خانه و غصه‌هایشان و شادی‌شان را، کلبه یا کوه می‌کشند خورشید و گاو و گوسفند و رودخانه و درخت و چیزهایی که اطرافشان هست همه تقریباً شبیه هم هست. شما یک بچه‌ای را پیدا کنید که وقتی می‌خواهد نقاشی بکشد یک چیزی بکشد که بقیه نمی‌کشند، می‌شود به این راحتی پیدا کرد؟ نه، همه همینها را می‌کشند. بشود یک موقعی یک کسی این کار را بکند حالا این باید بزرگ شود و سراغ علم طراحی برود طراحی هم که می‌خواهد بکند به این راحتی جرأت ندارد اینطوری نیست. چون خودم نقاشی می‌کردم مسابقات کشوری بودم مسابقات بین‌المللی شرکت داشتم در رشته خودم، اصلاً اینطوری نیست که انسان فکر کند راحت می‌تواند یک کسی دست به قلم بگیرد و مثلاً شروع کند یک طرحی بزند باید جگر داشته باشد بالأخره یک جایی. استاد ما همیشه می‌گفت شجاعت داشته باشید نترسید دستتان را قلم بگذارید آزاد هر جا دلش می‌خواهد برود اصلاً مهم نیست، نیایستید که بخواهید پاک کنید یا درستش کنید اصلاً رها کن بکش و برو، نگاه کن اینطوری، با شجاعت. مثلاً من آن موقع سیاه قلم کار می‌کردم قدیمها به آن می‌گفتند مدادکُنته، آزاد بود این کار را می‌کردیم، نمی‌شد. بعد حالا مثلاً می‌گفت خیلی خب حالا نگاه کنید، دیدید کتابهای قدیمی یادتان هست ارژنگهای قدیم آنهایی که یکذره سن‌شان می‌خورد که مدل بود. مثلاً مدل درست می‌کردند 20 ـ 30 تا مدل بود در آن 100 تا مدل بود می‌گفت اینها را نگاه کنید مدل طراحی اینطوری است الان کتاب طراحی‌ها هم هست کتاب طراحی شما را آشنا می‌کند که طراحی بزنید. تا برسد یک کسی که خودش یواش یواش چکار کند؟ کتاب را کنار بگذارد و بگوید خودم طرح و مدل می‌زنم این کار می‌برد تا یک کسی که بگوید کتاب و استاد همه را کنار بگذار. الان خودم 20 تا طرح برایت می‌زنم 20 تا مدل 20 تا اِتُد برایت می‌زنم ببین چطوری هست بی‌نظیر برایت می‌زنم 20 مدل خانه. مبلها را شما دیدید کسانی که مدلهای مبل می‌زنند فرش و مدل فرش می‌زنند نقشه فرش می‌کشند اینها را کشیدم الان خودم می‌نشینم یک مدل فرش ویژه می‌زنم خودم هم برایت می‌بافم و یا می‌دهم یک کسی ببافد اصلاً بی‌نظیر، اصلاً این مدل هست آدم اینطوری می‌شود به یک جایی می‌رسد که این کار را می‌کند. حالا خدا الان تا بیاییم ما یک جایی برسیم که می‌گوید انسان را رها می‌کند می‌گوید خودت حالا یک غرفه طراحی کن، می‌گوید به راحتی نمی‌شود من باید اول یک مدل ببینم.

بازار چهره در بهشت

برای همین یک چیزی داریم حالا می‌رسیم بعداً در بحث بهشت که حالا این را زمینه دارم قرار می‌دهم برای همه مباحث بهشت اینکه مثلاً می‌گوید الان این خادمهایی که با تو هستند یک میلیون خادمی که با تو هستند همسرانی که داری کاخ و چیزی که می‌خواهی طراحی کنی می‌گویی من الان می‌خواهم طراحی کنم. چون یک سال دو سال یک میلیارد دو میلیارد سال که آنجا نیست بینهایت است طرف می‌بینی یک میلیارد سال خلاصه این قیافه همسرش را آنجا تحمل کرده. می‌گوید حالا بگذار این همسرم را یکذره سیاهش کنم سفیدش کنم برنزه‌اش کنم سرخپوست و زردپوستش کنم موها و چشمها و بینی‌اش را رنگ دیگری کنم، به خاطر می‌افتد چون انسان نمی‌تواند اصلاً طور دیگری باشد. اولش که می‌خواهد طراحی کند نمی‌تواند قیافه بزند برای همین امام صادق می‌فرماید ما یک بازاری در بهشت داریم به نام بازار چهره، این باید برود آنجا چهره‌ها را ببیند مدل می‌بیند بعد می‌گوید می‌خواهم این باشد حالا خودش می‌آفریند، مدل را یاد می‌گیرد خودش می‌آفریند. از این یک میلیون خادم من صد هزارتا از آنها سیاه‌پوست بشوند مدل می‌زند دست و پوست و دندان و چشم و گوش و هیکل او و صدهزارتا طور دیگری باشند 50 تا طور دیگری باشند 30 تا طور دیگری باشند، ولی باید برود در بازار چه ببیند؟ بهشت بازار مدل دارد حضرت می‌فرماید یک بازار مدل است تو باید آنجا مدل ببینی که بعد این کار را بکنی. اما اینکه انسان در بازار مدل نرود و خودش هم طراحی کند دیگر این یک داستان دیگر است یک چیزی است. می‌خواهم بگویم که اسم بدیع شوخی نیست. شما در بهشت هم تا بخواهی به اینجا برسی تا میلیاردها سال طول می‌کشد که یک کسی مثلاً از خودش یک چیزی بتواند بزند.

تنوع بی‌نهایت در خلقت الهی

می‌گوید نمی‌شود، الان هشت میلیارد آدم روی زمین هستند. غیر از یک موارد استثنائی دوقلو و سه‌قلو، یا چیزهای تصادفی هشت میلیارد مدل قیافه زده، بعد هم می‌گوید قبل از شما هم چند هزار میلیارد میلیارد من چهره زدم بعد از این هم میلیاردها نوع چهره می‌زنم، دارد می‌زند. اثر انگشت چطوری دارد می‌زند، حالا چهره و اثر انگشت کیلو چند، می‌گوید برگ می‌زنم، یک درخت می‌زنم الان شما درختها را نگاه کنید در بحث کلاس آموزش مشهد داشتیم اردوی توحید یک درخت یکدفعه می‌بینی فرض بفرمایید 500 هزار برگ می‌دهد هیچ کدام از دوتا برگها یکی نیستند. به قول دانشمندان می‌گویند عدد کوآنتومی‌شان با هم کاملاً فرق دارد نه شکل برگها، آن حالا برگ یک داستانی است، می‌گوید حالا این درخت را برای شما زدم این 500 هزارتا برگ دارد هیچ کدام از دوتا برگ یکی نیستند کدشان فرق می‌کند. بعد در عدد کوآنتومی می‌روی بعد می‌بینی الکترونها و پروتونها و نوترونهایشان هر کدام از آنها یک شخص است یا یک شخصیت است، با چه کسی طرف هستیم؟ آدم وقتی که یکذره فکر می‌کند می‌بیند که بهتر است یک مدت خلوت بکند و یک جایی برود به سجده بیافتد، برود یک گوشه‌ای بنشیند زارزار گریه کند و سرش را بگذارد روی یک مُهری یک جایی تنهایی داد بکشد. هفت هزار مدل سیب برایت زده دهها هزار مدل گل زده برگ گل را، شما این گلبرگها را دیدید خدا چند سال است دارد گل می‌زند؟ چند مدل گل زده؟ نمایشگاه هلند کتابچه‌اش را من گرفته بودم خودم آنجا رفته بودم می‌گفت ما الان حدود هفتاد مدل فقط رز اینجا داریم هفتاد مدل را شما بخواهید نگاه کنید تا آخر عمر می‌توانید این را حفظ کنید؟ این هفتاد مدل چطوری است اینها فرقشان با هم چه هست؟ چند سال طول می‌کشد یک کسی تسلط پیدا کند؟.

خیمه‌های بهشتی در قرآن و روایات

حالا الان می‌خواهد بگوید من می‌خواهم برای شما خیمه بزنم ما خیلی آبکی رد می‌شویم از کنار این آیات و روایات. همینطوری فکر می‌کنیم اساطیر از امیرارسلان نامدار است یا قصه حسین کُرد شبستری است یا یک داستان قدیمی است یا داستانی را داریم می‌شنویم این هم آیات قرآن اینها را گفته، این آیات بکر مانده. شما خودت را بکش این تفاسیر ببین راجع به خیمه ما چندتا صفحه چند صفحه تفسیر راجع به خیمه داریم، همین و حتی به اندازه‌ای که من صحبت کردم. و این داستان این تنوعهایی که اینجا هست خیلی حرف دارد. ان‌شاءالله امام زمان می‌آید برای هر یکی از آنها صدها دانشکده زده می‌شود. می‌گویند این آقا سوادش چیست؟ می‌گویند ایشان پروفسور هست رشته گل‌شناسی فقط رز، آن هم مثلاً از هفتاد نوع مدل یک مدل جزئی پروفسور شده در یک مدل رز، یک مدل سیب، دانشکده‌شان اینطوری است عزیزم کار می‌برد. بعد عدد کوآنتومی‌شان، دانشمند داریم می‌گوید عدد کوآنتومی‌شان با هم کاملاً متفاوت است .این عددها حرف دارند می‌زنند و تأثیرات خاص خودشان را دارند.

حور مقصورات فی الخیام

یک کلمه دقت کنید سوره الرحمن آیه 72 «حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ» یک جمله به عبارتی اینجا هست سیه چشمانی پرده‌نشین در سراپرده‌ها. یک کلمه داریم می‌شنویم یک سیاه چشم پرده‌نشینی که در خیمه و سراپرده هست. موضوع زنهای بهشتی و حوری نیست، موضوع چیست؟ موضوع «فِی الْخِیَامِ» است، راجع به چه می‌خواهد برای شما صحبت کند؟ اصلاً بحثش راجع به خیمه است. کاری با محتوایش نداریم. فعلاً با ژیلا کار نداریم با چه کار داریم؟ با ویلا کار داریم. راجع به ساختار ویلا دارد صحبت می‌کند حالا ژیلا را بعداً خودش داستان دیگری می‌خواهد راجع به آن صحبت کند راجع به این ژیلا خانم و آنجا، ولی خب نمی‌شود. الان وقتی هم که می‌خواهد صحبت کند می‌گوید که ویلا با چی؟ با ژیلا، یعنی چی؟ وقتی می‌خواهد بگوید می‌خواهد بگوید آن محتوایی که قرار است در این چادر قرار بگیرد خودش تعیین‌کننده این است که مدل و چادر چطوری باشد آن. هم به آن توجه دارد. حالا خوب دقت کنید.

عظمت پیامبر و امامان در توصیف بهشت

از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم). قربان جواب‌دهنده بروم گفتم برایتان اینکه آدم در قیامت چشمش به امام حسین می‌خورد آیه قرآن است بهشتیان چشمشان به امام حسین می‌خورد اصلاً همه آخرت و بهشت یادشان می‌رود واقعاً یادشان می‌رود. اصلاً حشر و نشر و حساب و کتاب در قیامت یادشان می‌رود آنقدر معطل می‌شوند در آن صحنه‌ای که باید به امام حسین نگاه کنند که قرآن می‌فرماید آنها را هول می‌دهند و به بهشت می‌برند جمع کنید بروید امام حسین اینطوری حواسها را پرت می‌کند. حالا این کسی هم که دارد جواب می‌دهد این خودش کیست اصلاً شما مگر می‌توانید راجع به خیمه بهشت، از چه کسی می‌توانید سؤال کنید یک نفر در این عالم هست از او سؤال کنید که این بهشت داستانش چیست، چه می‌خواهد به شما بگوید حرف برای گفتن ندارد. بعد در آن زمان در آن عرب جاهلیت زمان آن موقع طرف مثلاً با چه ظرافتی سؤال می‌کند و چه کسی دارد جواب می‌دهد و چطوری جواب می‌دهد. قربان این بروم این یک کسی است که رأس همه عجایب هست و همه زیباییها. از او سؤال کردند که این خیام چی هست؟ خیمه آنجا چیست؟ یعنی چادر است مثل چادرهای عربها که می‌زنند؟ آنها بیشتر چادر داشتند، مثلاً این چادر چیست؟ ببینید چه می‌گوید: «الدرّ المجوف» مدل را نگاه کنید مغز هیچ کس خطور نمی‌کند. «الدرّ المجوف یعنی الخیام فی قوله تعالی حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ» می‌گوید دُر، دُر شما می‌دانید چیست، دُری که آن را تراشیدند و سوراخش کردند خیمه این است، شما تصور کند می‌خواهید وارد خیمه بشوید جنس خیمه چیست؟ درّ است جنس خیمه که می‌خواهی بروی واردش بشوی حالا این راجع به حوری است «حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ» خیام در آنجا خیلی زیاد است. شما سیاه‌چادرهای عشایر را دیدید؟ چقدر این سیاه‌چادر فوق‌العاده است که می‌زنند سی نفر می‌روند در آن می‌نشینند و زندگی می‌کنند و می‌خوابند در آن فضای کوهپایه‌ای، آن داستانش چیست؟ برای یک اجتماع 30 نفس برای یک جلسه 30 نفس، سالنهای بزرگ را دیدید که مثلاً 20 نوع سالن دارند می‌گویند سالن کنفرانس 20 نفره 30 نفره 50 نفره 500 نفره داریم 2000 نفره برای شما طراحی کردیم. این فضا یک فضای عاشقانه دو نفره است که صاحبخانه‌اش هم این حوری هست، می‌گوید چی؟ می‌گوید که این خیمه را که شما فکر می‌کنید هزار بار فکر کنیم هزار بار هم در تفسیر می‌خوانیم «حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ». بله در بهشت مثلاً یک خیمه است درش را باز می‌کنیم پارچه است برزنت است، جنسش بنر است برزنت است چیست ما کنار می‌زنیم، این حرفها چیست! این خیمه اصلاً خودش «الدر المجوف» چه کسی می‌تواند اینطوری حرف بزند، چه کسی می‌تواند اینطوری به آدم آدرس بدهد؛ این پیغمبر است که آدم را وادار می‌کند به اینکه در مقابلش تعظیم بکند این پیغمبر است که خدا به فرشتگان می‌گوید در مقابلش تعظیم کنید. امام زمان (علیه السّلام) وقتی بیاید از 27 پایه علم 25 تا را حضرت جلو می‌برد این آدم کیست در همه رشته‌ها می‌خواهد چکار کند این آدم کیست؟

خیمه‌های جمعی بهشتی

باز نگاه کنید از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «فِی الجَنَّهِ خَیمَهٌ مِن لُؤلُؤَهٍ مُجَوَّفَهٍ، عَرضُها سِتُّونَ مِیلاً، فِی کلِّ زاوِیهٍ مِنها أَهلٌ، ما یرَونَ الآخَرِینَ، یطُوفُ عَلَیهِمُ المُؤمِنُ» این خیمه جمعی را دارد می‌گوید، دیگر خیمه فردی دو نفره نیست اما طراحی خیمه را نگاه کنید. ان‌شاءالله امام زمان بیاید ان‌شاءالله مهندسهای ما بیایند قرآن بخوانند یاد بگیرند آنقدر مدل در این روایت و آیات داریم به فیزیکدانان که درس می‌دادم گفتم که بیایید من یک عالم می‌توانم به شما راهنمایی کنم اگر این راهنمایی در اسماءالله را یاد بگیرید در فیزیک تحولات عظیمی ایجاد می‌کنید. حالا برای معماری و نقاشی و خیلی کارهای دیگر هم همینطور است. الان شما نگاه کنید این مدل را نگاه کنید اگر مهندس زیرک باشد یک کسی که کار دکوراسیون دارد انجام می‌دهد بلد باشد یک کاری که رشته معماری خوانده بلد باشد یک کسی که این‌دیزاین بلد است چینش بلد است با چیزهای دیگر آشنا هست بیاید این را یاد بگیرد. می‌فرماید در بهشت یک خیمه‌ای هست که این خیمه جنسش از لؤلؤ است «مجوفه» سوراخش کردند داخل آن را تراشیدند چقدر آن لؤلؤ است. به ما وقتی می‌گویند لؤلؤ، مثلاً می‌گویند بزرگترین لؤلؤئی که شناخته شده مثلاً فرض بفرمایید اینقدر گرم است، مثلاً در کل کره زمین در این دریاها گشتند از اول خلقت تا الان مثلاً یک لؤلؤ و دُرّ پیدا کردند اینقدر گرم است. تراش دادند در چادر یعنی در آن می‌شود زندگی کرد، این چه خبر است؟! بعد آنجا هم که تنگناهای رحمی دنیا را که ندارد وقتی که دارد خیمه می‌گوید چیزی یک عظمتی آن خیمه دارد. حضرت می‌فرماید که روسری این حوری، چارقد به قول قدیمی، این چارقدش حضرت می‌فرماید کل دنیا و مافیها می‌ارزد فقط یک روسری آنجا. حالا این حاج خانم وقتی می‌گوید خیمه، خیمه خصوصی‌اش یک چیزی است ما قبلاً توضیح دادیم راجع به خانه‌های آنجا، یک کلبه‌اش از کره زمین بزرگتر است. خیمه دو نفری خصوصی این حاج خانم صحبت نمی‌کند. دارد می‌گوید که آنجا یک خیمه جمعی وجود دارد که عرضش 60 میل است «فِی کلِّ زاوِیهٍ مِنها أَهلٌ» در هر زاویه‌ای از این خیمه، پس معلوم است خیمه چطوری طراحی شده؟ معکب شکلی است. مثل خیمه‌های سیاه‌چادرهای عشایری ما که از اول تا آخرش را می‌بینیم مثل این خانه و ساختمانهای ما نیست که همه جایش معلوم است، می‌بینید مکعب است اصلاً اینطور نیست اینجا الان یک زاویه دارد. شما نمی‌دانید آنطرف چند نفر نشستند، من که اینجا نشستم الان می‌دانم چند نفر نشستند شما که آنطرف نشستید نمی‌دانید الان این پشت چند نفر نشستند زاویه دارد. بعد زاویه یک طوری هست که حضرت می‌فرماید «فِی کلِّ زاوِیهٍ مِنها أَهلٌ» در هر یک زاویه‌ای از این چادر یک تعدادی اهلی هستند ما نمی‌دانیم «أهل» چقدر است و چطوری است خانواده چند نفره است و چه کسانی هستند. «ما یرَونَ الآخَرِینَ» می‌گوید در این زاویه این چادر و خیمه‌ای که هست و از لؤلؤ تشکیل شده یک گوشه‌ای هست که هیچ گروهی گروه دیگر را نمی‌تواند ببیند. خیلی سلطنتی است. حالا نگاه کنید سلطنتی از کجا در می‌آید، می‌فرماید که: «یطُوفُ عَلَیهِمُ المُؤمِنُ» مؤمن که صاحب بیت هست بر گرداگرد این اهل می‌چرخد یعنی به این خاندان می‌رود سر می‌زند و به این و آن سر می‌زند در این خیمه، هیچ کس با هیچ کس هم رابطه ندارد در یک خیمه است ولی هیچ کس با هیچ کس ارتباط ندارد هیچ کس کسی را نمی‌بیند، چه خبر است!

عظمت آخرت و پستی دنیا

وقتی می‌گوید اهل، اهل چقدر جا می‌‌خواهند آن هم در بهشت نه در کره زمین، چون جا نباید محدود باشد، نباید کوچک باشد، باید تمام خواسته‌‌های یک آدم را بتواند تأمین بکند، آن هم بدون محدودیت، حالا ببین یعنی چی، پیامبر چه نیازی داشته این حرفها را بزند. 1400 سال پیش در آن اوضاعی که یک آب خوردن به راحتی گیرشان نمی‌‌آمده، یک غذا به راحتی گیرشان نمی‌‌آمده، یک خانه به راحتی گیرشان نمی‌‌آمده، اصحاب سُفه از بی‌‌خانگی همه می‌‌رفتند در مسجد می‌‌‌‌خوابیدند، می‌‌خواهد پستی دنیا را بگوید، عظمت آخرت را به ما بگوید، و اینکه فاصله شما با آنها چند دقیقه است، چند دقیقه و چند ساعت فاصله با آن شرائط زندگی دارید. مثل جنینی که در رحم مادر هست چقدر فاصله دارد تا به این دنیا بیاید، چقدر وقت دارد، و خیلی چیزهای دیگر، اصلاً آدم وقتی می‌‌آید بهشت را می‌‌خواند، حیا می‌‌کند از حسادت، از پستی، از فضولی در کار این و آن، از تنگ‌‌نظری، از چشم‌ و هم‌‌چشمی عارش می‌‌آید. یک فحشای بزرگ می‌‌‌‌داند که در زندگیش با هیچ کس دیگر هیچ چیزی را مقایسه نکند، رقابت اصلاً نکند، چون آدم خیلی کوچک می‌‌شود، تا به رقابت می‌‌افتی، تا به چشم و هم‌‌چشمی می‌‌افتی، تا به مقایسه می‌‌افتی. تا به سرک کشیدن در زندگی این و آن می‌‌افتی، تا می‌‌افتی به اینکه برایت مهم باشد که چه کسی چکار می‌‌کند، چه کسی چه چیزی دارد و چه چیزی ندارد، اصلاً می‌‌بینی خودت له شدی، شخصیتت کاملاً له می‌‌شود، کثیف می‌‌شوی. خدا می‌‌گوید این منتظر تو است، دست بردار، ذهنت را آزاد کن، همه را ول کن آزاد باش، خدا رحمت کند مرحوم علامه طباطبایی را (عمر گذران است جهان شاد باش)، حالا امام صادق (علیه السّلام) به او می‌‌گویند آقا «فیهِنَّ خَیْراتٌ حِسانٌ» یعنی چی؟ این یک آیه دیگر است راجع به حوریه‌‌های بهشتی هست.

زنان صالح عارف و حوریان بهشتی

«فیهِنَّ خَیْراتٌ حِسانٌ» اول می‌گوید که آنجا چادر هست بعد می‌‌گوید «فیهِنَّ خَیْراتٌ حِسانٌ» آیه 70 سوره الرحمن، آن اولی که خواندم 72 بود، می‌‌فرماید: «هُنَ‏ صَوَالِحُ‏ الْمُؤْمِنَاتِ الْعَارِفَاتِ» اینها زنان صالح عارف هستند، خدا رحمت کند سید جمال گلپایگانی را، می‌‌گفت وقتی مکاشفه کردم حوریه‌‌ها داشتند ترانه می‌‌خواندند، اصلا دل آدم پاره می‌‌شود، وقتی شعرهای اینها را داشت می‌‌خواند که اینها کنار حوض‌‌های آنجا نشستند و دست به آب می‌‌زنند و آب می‌‌پاشند و شعر دسته جمعی می‌‌خوانند. چقدر این شعرها عظمت دارد، حوریه بی‌‌نظیر، از هر نظر، حال این عارف هست، می‌‌فرماید «صَوَالِحُ‏ الْمُؤْمِنَاتِ الْعَارِفَاتِ» مؤمنان صالح و عارف، حالا این می‌‌خواهد ترانه بخواند، ولی این ترانه می‌‌خواند با این ترانه آدم را کجا می‌‌برد. «قُلْتُ‏ حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ‏ قالَ الحُورُ» حالا می‌‌گوید آن «خَیْراتٌ حِسانٌ» غیر از حوریه‌‌ها هستند، زنان صالح مؤمن، عارف غیر از حوریه‌‌ها هستند، می‌‌فرماید: «هُنَّ الْبِیضُ‏ الْمَضْمُومَاتُ الْمُخَدَّرَاتُ فِی خِیَامِ» موضوع خیمه است، ولی دارد از محتوا هم صحبت می‌‌کند. می‌‌‌گوید اینها چه کسانی هستند؟ «فِی خِیَامِ الدُّرِّ وَ الْیَاقُوتِ وَ الْمَرْجَانِ» یک دفعه جنس تغییر کرد، آنجا گفت «دُرُّ المُجَوَّف» اینجا می‌‌گوید نه یاقوت و مرجان هم هست، یعنی مدلهایش فرق می‌‌کند، خیمه‌‌ها یاقوت دارند، مرجان دارند، وقتی می‌‌گوید مرجان و یاقوت درّ یعنی همین سه مدل را دارد؟ شما بیایید بروید در بازار آنهایی که سنگ‌‌شناس هستند می‌‌‌‌شناسند، ما چند مدل سنگ داریم، اصلاً تعدادش را نمی‌‌شود شمرد، شما در این سنگ‌‌فروشی‌‌ها برو بگو می‌‌خواهم یاقوت ببینم، عقیق ببینم، اصلاً گیج می‌‌شوی، رنگ‌‌هایش آدم را مست می‌‌کند، اینقدر هست که آدم نمی‌‌تواند حسابش بکند. هیچ استادی را شما پیدا نمی‌‌کنید که بگوید من تمام سنگها را می‌‌شناسم با جنس، یک تخصصی هست، مثل پزشکی هست که هر کسی یک قسمتی را می‌‌شناسد، در سنگها هم عالمش یک عالم اینطوری هست، تخصص دارد. زمان امام زمان می‌‌شود، طرف پرفسور هست فقط در یاقوت، فقط در عقیق، آن هم دو مدل از هزار تا مدل عقیق، او فقط متخصص آن می‌‌تواند باشد، می‌‌گوید خیمه‌‌هایی از در و یاقوت و مرجان، اینها چه کسانی هستند؟ ما اینها را نمی‌‌‌‌فهمیم، سیه‌‌چشمان، دخترکان، سیمین‌‌بر، جمع شده، و نگهداری شده در آن خیمه‌‌ها. می‌‌‌گوید نه آن که گفتیم خانم، آنها خانم هستند، «خَیْراتٌ حِسانٌ» خانم‌‌های بهشت هستند، حالا فرقشان چیست؟ می‌‌گوید آنها خانمهای بهشت هستند که «خَیْراتٌ حِسانٌ» زنان صالح مؤمن عارف، چون در روایت داریم خانم‌‌هایی که آنجا از دنیا می‌‌روند، از حوریه‌‌ها از همه جهت بالاتر می‌‌شوند. حوریه‌‌هایی که دارد تشبیه می‌‌کند که آن همه برو و بیا دارد، می‌‌گوید اینها خادمان این خانمهای مؤمن هستند، بعد حضرت می‌‌فرماید: «لِکُلِّ خَیْمَهٍ أَرْبَعَهُ أَبْوَابٍ» هر یک خیمه چهار تا در دارد، «عَلَى کُلِّ بَابٍ سَبْعُونَ کَاعِباً حُجَّاباً لَهُنَّ» الان به ما بگویند ما می‌‌گوییم این به چه کار ما می‌‌آیند یک خیمه‌‌ای که این عظمت را دارد، چهار تا در دارد، کنار هر دری 70 تا از این دخترکان است. دخترکانی که حضرت می‌‌گوید، اینها دخترکانی هستند که از نظر اندام و هیکل مثل دخترانی هستند که تازه بالغ شده باشند، مثلا 15 ـ 16 ساله، «وَ یَأْتِیهِنَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ کَرَامَهٌ مِنَ اللهِ عَزَّ ذِکْرُهُ لِیُبَشِّرَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِنَّ الْمُؤْمِنِینَ» اصلاً نمی‌‌شود تصورش کرد، بهتر است آدم به سجده بیفتد بگوید (لا اله الا انت).

کرامت روزانه از جانب خداوند

این چهار تا در دارد، کنار هر دری 70 تا از این دخترکان ایستاده‌‌اند، اینها آنجا دربان هستند، بعد می‌‌فرماید «وَ یَأْتِیهِنَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ کَرَامَهٌ مِنَ اللهِ عَزَّ ذِکْرُهُ» هر روز یک کرامتی از ناحیه خدا به این دخترکان می‌‌رسد، «لِیُبَشِّرَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِنَّ الْمُؤْمِنِینَ» این دخترکان این کرامتها را از خدا دریافت می‌‌کنند، با این کرامتها خبرهای خوش می‌‌دهند. آنجا چه خبر است، هر روز یک خبر خوش یعنی چی، قرار است چه اتفاقی بیفتد، اینها بشارت می‌‌دهند، اینها هر روز یک خبر خوش، یک کرامت جدیدی، یک هدیه‌‌ای دریافت می‌‌کنند که مؤمن را با آن شاد بکنند، مؤمن چقدر باید بشارت داده بشود، چقدر باید هدیه بگیرد، فردا هدیه‌‌اش فرق می‌‌کند، کرامتش فرق می‌‌کند. بعد برو در ابدیت ببین یعنی چی، امام صادق است، عظمت دارد، خلیفه الله است، پیامبر است، از نظر وزانت و سنگینی شخصیتش طوری است که آدم نمی‌‌تواند نزدیکش برود و حرف بزند، امام سجاد (علیه السّلام) اگر لبخند نمی‌‌زد در روایت داریم اگر لبخند نمی‌‌زند کسی نمی‌‌توانست نزدیک او بشود و با او حرف بزند، حضرت لبخند می‌‌زند طرف جرأت بکند یک سلامی بکند یک حرفی بزند، این شوخی نیست. امام صادق است، خزانه‌‌دار علم خداست، خلیفه الله است، می‌‌گفت یک سؤال است، از آن سؤالات آنطوری که بعضیها دوست دارند، از حضرت کرد، برد در خانه، حضرت دستش را روی زمین گذاشت، من کنار حضرت نشستم دیدم کل عالم دارد حول من می‌‌گردد، خانه امام صادق و شهر و همه چیز دارد دور من می‌‌گردد، تو را به خدا بیخیال بشو. این آدم حالا نشسته اینجا برای شما دارد راجع به خیمه حرف می‌‌زند، چه چیزی می‌‌خواهد به ما بگوید، ان‌‌شاءالله آقا می‌‌آید یک ذره دلهایمان را راه می‌‌اندازد، بی‌‌خود این حرفها را که نزدند، اینها را زدند که ما راه بیفتیم. مگر خدا بیکار بوده که بنشیند با آن عظمت بگوید، چند آیه را اختصاص بدهد، تعداد زیادی آیه هست، راجع به حوریه‌‌ها، و خیمه‌‌ها، و خانم‌‌ها، حوریه‌‌ها غیر از خانم‌‌ها هستند، مردان بهشتی برای خانم‌‌ها، همسران بهشتی برای زنان و مردان، بحث خانواده در آنجا داستانی است، تعلقات عاشقانه، ماجراها آنجا هست، بیکار بودند این حرفها زدند، این حرفها را برای چه کسی زدند، خدا بیکار بوده این حرفها را زده، قرآن این همه آیه به آن اختصاص داده.
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • خیمه‌های بهشتی، فضایی خصوصی و بی‌نهایت هستند که خداوند برای بهشتیان در نظر گرفته است.

  • خداوند در خلقت انسان و جهان، بی‌شمار امکانات و آپشن‌ها را پیش‌بینی کرده که شمارش آن‌ها از توان بشر خارج است.

  • تنوع بی‌نظیر خلقت، از هزاران نوع سیب گرفته تا پرندگان با طراحی‌های منحصر به فرد، نشان‌دهنده عظمت و دقت خالق است.

  • بشر، با وجود پیشرفت‌های مهندسی، هرگز نمی‌تواند خلقت کاملی داشته باشد و همواره در طراحی‌های خود نقص و کاستی می‌بیند.

  • خداوند با سخاوت بی‌حد و حصر، برای بندگانش تشریفات و امکاناتی فراهم کرده که فراتر از تصور است.

  • انسان با طبیعت ارتباطات عاطفی عمیقی برقرار می‌کند که نشان‌دهنده پیچیدگی و غنای خلقت است.

  • عطش بی‌نهایت انسان برای شناخت و پاسخ به سؤالات، او را به سمت کشف حقایق و شبیه شدن به خدا سوق می‌دهد.

  • معارف قرآنی، آنقدر عمیق و گسترده‌اند که حتی اساتید دانشگاهی با سال‌ها تجربه، در برابر عظمت آن احساس کوچکی می‌کنند.

  • طراحی خیمه‌های بهشتی، فراتر از درک و تصور بشر است و هیچ کس نمی‌تواند آنچه را که خداوند برای بهشتیان مخفی کرده، بفهمد.

  • تنوع بی‌نهایت در خلقت الهی، هر چیزی را بدیع و بدون سابقه قبلی می‌سازد و عقل بشر از درک آن عاجز است.

  • خیمه‌های بهشتی از لؤلؤ مجوف ساخته شده‌اند و ابعادی بی‌کران دارند که نشان‌دهنده عظمت و شکوه آخرت است.

  • در بهشت، بازاری به نام بازار چهره وجود دارد که انسان می‌تواند مدل‌های مختلف را ببیند و سپس خود به آفرینش بپردازد.

  • پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) با توصیف بهشت، عظمت آخرت و پستی دنیا را به ما نشان می‌دهند.

  • خیمه‌های جمعی بهشتی، با طراحی‌های مکعبی و زوایای پنهان، فضایی سلطنتی و خصوصی را برای هر گروه فراهم می‌کنند.

  • عظمت آخرت به حدی است که انسان را از حسادت، تنگ‌نظری، چشم و هم‌چشمی و مقایسه خود با دیگران باز می‌دارد.

  • زنان صالح و عارف، جایگاهی بالاتر از حوریان بهشتی دارند و خودشان نیز در خیمه‌هایی از دُر، یاقوت و مرجان سکونت می‌کنند.

  • هر خیمه چهار در دارد و کنار هر در، هفتاد دخترک دربان ایستاده‌اند که هر روز کرامتی از جانب خداوند دریافت می‌کنند و مؤمنان را با خبرهای خوش شاد می‌سازند.

  • این توصیفات قرآنی و روایی، برای بیدار کردن دل‌ها و سوق دادن انسان به سوی عظمت الهی و آخرت بیان شده‌اند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه