فهرست مطالب
Toggleمقدمه: نفاق، بیماری مهلک جهان اسلام
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. ما در آستانه ماه عزای سیدالشهدا (علیه السّلام) و اصحاب باوفای حضرت هستیم. موضوع بحثمان چون هر هفته یک هفته جهنم بود یک هفته بهشت، امروز در مورد جهنم بحث نفاق را پیگیری میکنیم که با حال و هوای این ایام بسیار مناسب هست. ماجرای محرم و ماجرای عاشورا و اساساً کشته شدن اهل بیت (علیهم السّلام) از حضرت زهرا (سلام الله علیها) شما بگیرید تا امام عسکری (علیه السّلام) و غیبت صغری و کبرای امام زمان (علیه السّلام) که بزرگترین فاجعه بود و هست، همه محصول یک بیماری بسیار حاد در جهان اسلام هست به نام نفاق.
نفاق، ریشه فجایع تاریخی و معاصر
یعنی علیرغم اینکه در جامعه مسلمین، مسلمانها زیاد هستند و مدعیان دینداری زیاد هستند اما مؤمنین راستین کم هستند. اگر ما در جامعه اسلامی مؤمنین راستین داشتیم (به اندازه کافی البته) بعد از رحلت رسول الله جامعه اسلامی مسیر طبیعی خودش را طی میکرد. و این همه فجایع در جهان اسلام تاکنون اتفاق نمیافتاد که بالاترین، کاملترین، بزرگترین انسانهایی که قرآن امر به مودت آنها یعنی اطاعت همراه با محبت کرده، کشته نمیشدند و انسان با عظمتی مثل امام زمان (علیه السّلام) 1180 سال آوارگی و طردشدگی و تنهایی را تحمل نمیکرد. این بیماری منشأ بسیاری از مفاسد تا الان شده. در بعد از انقلاب اسلامی هم که معجزه بزرگ قرنهاست و اهل بیت (علیهم السّلام) مشتاقانه منتظر انقلاب اسلامی برای مقدمهسازی ظهور امام زمان بودند و دهها روایت صادر کردند تا مردم انقلاب اسلامی را دقیق با مشخصاتش بشناسند تا بتوانند در سایه انقلاب اسلامی به ظهور امام زمان کمک کنند در این 40 سال انقلاب اسلامی اما این مصیبت را داشتیم و داریم. بزرگترین مشکل همیشه منافقین در جامعه اسلامی بودند یعنی کسانی که در هویتهای صنفی مختلف از روحانی بگیرید تا سایر اقشار، با نفاقشان همکاری زیادی با دشمنان اسلام کردند و چوب لای چرخ قدرت و سرعت پیشرفت کشور اسلامی و انقلاب اسلامی گذاشتند.
ویژگیهای منافقین از دیدگاه قرآن کریم
به جهت اهمیت این مطلب و همچنین به خاطر مناسبت روز ما همانطور که وعده کردیم هفته گذشته، امروز میخواهیم راجع به خصوصیات و اخلاقیات منافقین بعضی از مطالب را از جنبه شخصیتشناسی از قرآن کریم یعنی خدایی که این انسانها را خلق کرده اسم منافق را روی اینها گذاشته یعنی آدمهای چند رو، نه دو رو حتی، چند رو و خصوصیاتشان را بیان میکند. ببینیم که واقعه کشته شدن معصومین (علیهم السّلام) به خصوص عاشورا محصول عملکرد این افراد هست. من زودتر شروع میکنم اما تطبیقش را در بین آیات تا حدودی عرض میکنم که ما لااقل این استفاده را برای الان خودمان، قرآن همیشه تازه است. «فَهُوَ فی کُلِّ زمانٍ جَدیدٌ» امام صادق (علیه السّلام) میفرماید قرآن در هر زمانی جدید است وقتی مطالعهاش میکنید انگار آیات برای همین امروز نازل شدند، همین الان این آیات نازل شدند برای امروز است. و ما باید از این آیات در هر زمانی میتوانیم کل آیات قرآن را اینطوری استفاده کنیم ببینیم وضعیت الان ما چگونه هست. خب آیاتی که برای شما انتخاب کردم در قرآن کریم از سوره مبارک حشر هست که از آیه 11 شروع میشود تا آیه 17 راجع به این معضل بزرگ جوامع اسلامی سخن میگوید.
منافقین و همپیمانی با کفار
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ نَافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَلَا نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ» خیلی عجیب هست انگار که ما داریم بحث روز روزمان را میخوانیم. «أَلَمْ تَرَ» خدا سؤال میکند: آیا ندیدی که «الَّذِینَ نَافَقُوا» منافقین «یَقُولُونَ» میگویند، به چه کسی میگویند؟ «لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ» به برادرانشان، خیلی این تعبیر جالب است. قرآن میگوید که مسلمانانی که منافق هستند در واقع مسلمان نیستند در لباس اسلام هستند اسلام را بیخ و بن قبول ندارند، اینها به برادرانشان از کفار، آن هم کدام شاخه از کفار؟ «مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ» شاخه اهل کتاب، به اینها چه میگویند؟ قرآن میگوید که میبینی که به اینها چه میگویند. نکته خیلی مهم این هست که خداوند اینها را از یک خاندان حساب کرده یعنی درست است که ما تقسیمبندی منافق، کافر، مشرک در قرآن داریم، اما خداوند میگویند که اینها همه یک خاندان هستند خاندان کفر، همه کافر هستند، منافق هم هست. حالا خدا رحمت کند به قول امام منافقین از کفار بدتر هستند.
اخوت بر اساس اعتقادات
روانشناسی و جامعهشناسی را در قرآن خوب دقت کنید. اینها آیاتی هست که اگر کسی اینها را نداند نمیتواند بگوید من جامعهشناس هستم و میتوانم جامعه را بشناسم، آن هم جامعه جهانی را. این آیات مقیاسش مقیاس چیست؟ مقیاس جهانی است. در مقیاس جهانی میگوید که منافقین در امت اسلام برادران چه کسی هستند؟ برادران کفاری هستند که در قالب مسیحیت و یهودیت و کتابهای دیگر با جوامع اسلامی دشمنی میکنند اینها برادر و همخانواده آنها هستند. خوب دقت کنید خیلی که اخوت را خدا کجا برده؟ برده به اعتقادات. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» مؤمنون میخواهد سفیدپوست، سیاهپوست، ایرانی، آمریکایی، آفریقایی باشد اگر یک جایی مؤمن هست اینها همه با هم چه هستند؟ برادرند و روانشناسی را دقت کنید چقدر دقیق و تخصصی است، میگویند اینها با هم برادرند و خاندانشان یکی است، کفار هم همینطور هستند. «الکفر مله واحده» کفر ملت واحده است، میخواهد منافقین باشند در قالب افراد روحانی، انقلابی، مسجدی، هیئتی، مذهبی، یا میخواهد فاسق باشد. وقتی که این نفاق را دارند برادران کفار محسوب میشوند. این آیه خیلی دقیق است به آن توجه کنید. ما این را به شدت در انقلاب اسلامی این وحدت و برادری را بین منافقین خودمان در این 40 سال انقلاب با دشمن، دشمنی که میخواهد از بیرون استکبار جهانی که آنها در قالب اینطور چیزها با ما مخالفت میکنند این اخوت و برادری را داری میبینیم اینها با هم برادرند و خیلی وقتها اینها خطرشان از آنها بیشتر هست. امام (رحمه الله) میفرمود که من نگران انقلاب نیستم از خارج، اما آنچه که نگرانی هست مربوط به چیست؟ مربوط به داخل است مربوط به خودمان است مشکل همیشه همین است.
وعدههای دروغین منافقین
بعد میگوید حالا این برادران به برادرانشان چه میگویند؟ حرفهایشان را دقت کنید: «لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ» اگر پیامبر، مسلمانها شما را بیرون کردند مطمئن باشید که ما هم با شما از جامعه اسلامی بیرون میآییم و ما هم با شما هستیم و ما هم صحنه را ترک میکنیم؛ این خصوصیت منافق است. چون این صحنهها را ما در 40 سال انقلاب زیاد دیدیم آنجایی که به مصالحشان نیست سریع صحنه را چکار میکنند؟ خارج میکنند. ما یادمان نرفته که چطوری مجلس را به تعطیلی میکشاندند و چطوری منافقین در مجلس شورای اسلامی تحصن راه میانداختند و جالب است که رهبری انقلاب آنها را اسمش را چه گذاشت؟ منافقین جدید، یادمان نرفته و خیلی چیزهای دیگر صحنههایی که الی ماشاءالله ما داشتیم و داریم در این 40 سال. به اهل کتاب میگویند شما اگر بیرونتان کردند ما با شما هستیم ما با شما بیرون میآییم. «وَ لَا نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَدًا أَبَدًا» ما در مورد شما حرف هیچ کسی را گوش نمیکنیم از هیچ کس اطاعت نمیکنیم، علیه شما حرف و کاری را اصلاً اطاعت نمیکنیم و پای کار شما هستیم یعنی به اهل کتاب منافقین چه میدهند؟ دلگرمی میدهند که آنها چه کاری بکنند آنها به دشمنی و توطئههایشان ادامه بدهند ما با شما هستیم. بعد دلگرمی دوم «وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ» اگر مسلمانها، پیامبر با شما جنگیدند ما کمک شما هستیم «لَنَنْصُرَنَّکُمْ» اینطوری ترجمه کنیم اینطوری میشود «لَنَنْصُرَنَّکُمْ» ترجمهاش اگر بخواهیم تفکیک کنیم اینطوری میشود: حتماً حتماً حتماً حتماً، چهارتا حتماً دارد، لام تأکید سر فعل آمده نون تأکید ثقیله هم که آمده یا سه تا تأکید حتماً حتماً حتماً ما کمک شما هستیم.
دروغگویی منافقین و ترس آنها از مؤمنین
بعد دقت کنید «وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ» در سوره منافقین هم باز خدا این شهادت را دارد میدهد، میگوید اینها با مسلمانها میگویند ما ایمان داریم پیغمبر، خدا شهادت میدهد که اینها ایمان ندارند «وَاللَّهُ یَشْهَدُ» خدا شهادت میدهد که اینها دارند دروغ میگویند این تکرار شده. سوره مبارک حشر. خدا شهادت میدهد که اینها دروغ میگویند، خدا شهادت میدهد یعنی چی؟ یعنی خدا شاهد است که اینها دروغ میگویند. «لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ» اگر اهل کتاب را بیرون کنند اینها بیرون نمیروند و وِلکن نیستند و بیرون نمیروند، دروغ میگویند به آنها که ما بیرون میرویم. «وَلَئِنْ قُوتِلُوا لَا یَنْصُرُونَهُمْ» اگر که با اهل کتاب قتال و جنگ بشود اینها به کمک اهل کتاب هم نمیروند به آنها هم دروغ میگویند؛ البته دلیلش را هم میگوید که چرا نمیروند به همان برادران و همحزبی خودشان کمک کنند، این آیات فوقالعاده است. «وَلَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یُنْصَرُونَ» اگر هم بروند کمک کنند یواشکی فرار میکنند اگر وسط قتال و جنگ و کمک هم بیایند همهشان فرار میکنند «ثُمَّ لَا یُنْصَرُونَ» سپس آن اهل کتاب یاری نمیشوند کسی نیست به داد آنها برسد. چرا؟ حالا روانشناسی منافقین را دقت کنید فوقالعاده است. علامت آدم منافق اینطوری است. «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَهً فِی صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ» شما در نگاه منافقین هیبتتان بیشتر از خداست، آنها از شما بیشتر از خدا میترسند.
عدم فهم و آگاهی منافقین
منافقین از شما مسلمانها و حزباللهیها بیشتر از خدا میترسند و چون میترسند جنگ را چکار میکنند؟ رها میکنند، پای کار نیستند، حرف خیلی میزنند اما اگر پای جهاد و مبارزه و پاکار بودن باشد اصلاً اینطوری نیستند. 40 سال منافقین ما را نگاه کنید حرف خیلی میزنند اما اگر قرار باشد موضعگیری کنند و وسط میدان بیایند ممکن است طرفدارانشان را جلو بفرستند اما هیچ وقت خودشان وسط نمیآیند. شما یکی از این منافقینی که الان در این 40 سال میبینید به ندرت شاید، من که سراغ ندارم، به ندرت شاید پیدا بکنید که اینها به جنگ رفته باشند در دفاع مقدس، اگر هم رفته باشند منافقانه رفتند، آن موقع هم اینها مریض بودند یا بچهشان را فرستاده باشند. الان هم اکثر این منافقان بچهشان کجا هستند؟ خارج از کشور دارند درس میخوانند. میگوید اینها از شما بیشتر از خدا میترسند، چرا؟ دقت کنید مباحث فوقالعاده است در جامعهشناسی سیاسی و دینی «ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ» منافقین فهم ندارند «لَا یَفْقَهُونَ» فهم دقیق ندارند. یک کسی که از بندگان خدا بیشتر از خدا میترسد ممکن هم هست منافق نباشد اما فهم چیه؟ ندارد، آگاهی ندارد؛ از بندگان خدا خجالت میکشد از خدا خجالت نمیکشد این یک جای کار میلنگد. علی (علیه السّلام) در شأن مؤمنین و متقین میگوید «عَظُمَ الْخالِقُ فى اَنْفُسِهِمْ، فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى اَعْیُنِهِمْ» خدا در نفس اینها عظمت پیدا کرده دیگر بندگان خدا در نفس اینها هیچ کس، یعنی غیر از خدا هیچ کس عظمت در دل اینها ندارد. «فَصَغُرَ ما دُونَهُ فى اَعْیُنِهِمْ» در چشم اینها هر کسی غیر از خدا کوچک است، از هیچ کس حساب نمیبرند، از هیچ کس نمیترسند، فقط از خدا میترسند، خدا فقط در وجودشان عظمت دارد این تفقه میشود؛ تفقه اگر آمد یعنی انسان به معرفت و آگاهی عمیق رسید همه چیز را دقیقاً همانطوری که هست میبیند.
توکل به خدا و شجاعت در راه او
ما اگر سر نماز یا در دعا وقتی که داریم با خدا حرف میزنیم حواسمان به بندگان خداست برای این هست که چه چیزی در ما کم است؟ تفقه کم است؛ من الان دارم با خدا حرف میزنم بعد حواسم پیش کس دیگری است، یا خدا و اهل بیت را دارم امیدم به کیست؟ به بندگان خداست، نمیتوانم از اینها استفاده بکنم. خدا را با این عظمت دارم اما نمیتوانم به او توکل کنم. میگوییم «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» اما این کار را نمیکنیم. وقتی که میخواهیم در راه خدا انفاق کنیم و صدقه بدهیم خدا قول داده بین یک تا هفتصد برابر به ما برگرداند یعنی دست ما خالی نمیشود، ما در انفاقمان میترسیم. فقط مؤمنین حقیقی هستند که وقتی میخواهند انفاق کنند در انفاق شجاعت و توکل دارند در بذل جانشان صداقت دارند در فرستادن بچهها و همسران و برادرانشان به جبهه صداقت دارند. یک خواهر گرامی میگفت که خواب دیدم سهتا فرزندان من خیلی رشید و عالی جلوی چشم من نشستند بعد در دلم گفتم که خدایا میدانی که من تو را بیشتر از این سه تا دوست دارم و اگر لازم باشد هر سه را در راه تو فدا میکنم؛ به این چه میگویند؟ فقه و آگاهی و ایمان و صداقت میگویند. من این را دارم، راحت بچههایم را بفرستم. چند روز پیش برای من عکس یک مادری را فرستادند که هشت پسر و یک دخترش شهید شد. یک مادر 9 شهید! صدق یعنی این. منافقین، اهل جنگ نیستند و اگر هم باشند ترسو هستند از شما خیلی میترسند از رودررو شدن با شما میترسند.
عدم اتحاد و شجاعت منافقین در میدان نبرد
«لَا یُقَاتِلُونَکُمْ جَمِیعًا» هیچ وقت منافقین همگی نمیتوانند به جنگ شما بیایند اینطور نیستند که به جنگ شما بیایند، یک جا جمع شوند و بگویند حالا برویم بجنگیم نه، قسمتی از اینها همیشه این کار را میکنند. سران و بزرگان همیشه خودشان را چکار میکنند؟ الان در منافقین هم که در جبهه جنگ به ما حمله کردند عملیات مرصاد دیدید که رؤسا همه جاهای امن ماندند و چه کسانی را فرستادند؟ دمدستیشان را فرستادند خودشان هرگز وسط نمیآیند. روانشناسی را ببینید منافقین در هر قالبی باشند مقدسترین قالبها مثل مرجعیت، الان مگر ما مرجع انگلیسی و آمریکایی و اسرائیلی نداریم؟ مگر علما و روحانیونی نداریم که همپیمان آمریکا هستند؟ مگر ما الان روحانیونی نداریم که میروند با بوش و ترامپ عکس میگیرند و افتخار هم میکنند که میروند با اینها عکس میگیرند؟ مگر ما الان روحانیونی نداریم که به ادعای دروغین مرجعیت با دیپلماتهای غربی جلسات آن چنانی دارند علیه اسلام و تشیع و نظام؛ اینها هیچ وقت خودشان وسط نیستند طرفداران احمق خودشان را که «لَا یَفْقَهُونَ» شعور ندارند اینها را وسط میاندازند. چون در قضیه فتنههای سالهای انقلاب، فتنههایی که این اخیراً شد و این چند سالی که در این 40 سال فتنه شد رؤسا هیچ کدام وسط نیامدند؛ شما در فتنه 88 کدام یک از این بزرگان و خانوادههایشان را دیدید وسط بیایند، الا شذ و ندر، استثنائاً؛ و الا همه خودشان در سوراخشان پنهان میشوند. «لَا یُقَاتِلُونَکُمْ جَمِیعًا» شما بدانید، دیگر چی؟ خدا اینها را برای امروز ما گفته این را بفهمیم. حالا این منافقین در سطح کلانش در کل کشورهای اسلامی وجود دارد آل سعود یک مظهر بزرگ از چیست؟ از نفاق هست یعنی هیچ ایمانی به اسلام و رسول الله ندارند اما شما نگاه کنید چه تظاهراتی دارند.
نفاق در کشورهای اسلامی و خطر آن
آل سعود دقیقاً برادر کیست؟ اسرائیل و استکبار هست برادرانشان هستند، کمک مالی به آنها میکنند امکانات همه چیز به آنها میدهند و از طرف آنها جنگ نیابتی میکنند علیه شیعیان و مسلمانها. من حالا بحثم فقط 40 سال انقلاب و داخل نیست، همین 40 سال انقلاب را در نظر بگیرید، ولی خارج را در نظر بگیرید، پر است از مسئولین و رؤسای جمهور و سلاطین و علما و روحانیون کشورهای اسلامی که ظاهرشان این هست که دین مردم دست اینهاست اما اینها کاملاً با آمریکا و اسرائیل هماهنگ هستند. ببینید در کشورهایی مثل مصر چه بلایی این علمای منافق در آوردند سر مجاهدین مصری و کشور مصر و امکاناتش، با آن عظمت، با آنکه مصر بسیار مهم است و در کشورهای دیگر شما نگاه کنید. بیماری نفاق یک بیماری بدتر از کرونا، شایعتر از کرونا، و قدیمیتر و ماندگارتر و پرسابقهتر از این چیزها همیشه بوده و هست. «إِلَّا فِی قُرًى مُحَصَّنَهٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ» اینها با شما نمیآیند بجنگند مگر اینکه در یک استحکاماتی باشند که بدانند آسیبی به آنها نمیرسد. یعنی شما نگاه کنید نمونهها را من خدمت شما بگویم. در کشور که هستند تعدادی از آنها فرار کردند، میدانید که عده زیادی از اساتید دانشگاه و روحانیون فرار کردند و رفتند، اما وقتی که رفتند در دژ استکبار آنجا راحت همگی با هم همصدا میشوند و همگی با هم جلسه و میزگرد میگذارند و جلسات راه میاندازند، وقتی کنار شما هستند همه با هم یک جا وسط نمیآیند. «إِلَّا فِی قُرًى مُحَصَّنَهٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ» یا از پشت دیوار، یعنی یکطوری که به آنها آسیبی نرسد خودشان را پشت خیلی از موانع و آدمهای دیگر پنهان میکنند.
تظاهر به شجاعت و تفرقه درونی منافقین
«بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ» اینها از نظر اینکه در خودشان آدمهای قَدَر و شجاع و مبارزی باشند در خودشان اینطوری هستند یعنی هر کسی برای خودش یک ژست مبارز و سابقهدار بودن و ابهت و جنگی دارد اما این فقط «بینهم» بین کیست؟ بین خودشان هست یعنی رجزخوانیشان به عنوان یک آدم پهلوان و قَدَر زیاد است منافقین اینطوری رجزخوانی خیلی دارند. «بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ» بین خودشان اینطوری هستند «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا» خدا میگوید وقتی که به منافقین نگاه میکنید فکر میکنید که همه اینها با هم هستند، همه با هم همدل هستند، همه آنها یک ید واحد هستند که در همه مراحل از همدیگر چکار میکنند؟ پشتیبانی میکنند، وقتی حرف میزنند اینطوری فکر میکنید. شما در انتخابات و فتنهها دیدید وقتی میآیند آدم فکر میکند که اوه ما با یک جبهه و جمعیت کاملاً متحد و پشت هم روبرو هستیم. در همین قضایای فتنهها نگاه کنید، اما چی؟ «وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» دلشان پراکنده است؛ دیدید چطوری آبروی همدیگر را میبردند حتی در روزنامهها و مطبوعات و اظهارنظرهای خودشان.
عدم تعقل و عذاب دردناک منافقین
جان گرگان و سگان از هم جداست
متحد جانهای مردان خداست
چقدر علیه همدیگر راحت آبروریزی میکنند، چقدر پته همدیگر را راحت روی آب میاندازند، ظاهرشان این هست که ملتی هستند اینطوری، اما «وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» اینها همهشان از همدیگر هزارتا بول و هزارتا انتقاد دارند. الان اگر بخواهیم جمع کنیم خیلی است ما الان وقت رسیدگی به این مسائل را نداریم والا عزیزانی که میخواهند میتوانند بروند به آثار اینها و مطبوعات اینها نگاه کنند که چطوری علیه همدیگر به جایش سخن میگوینند و بخواهند خودشان را تبرئه بکنند. حالا چرا اینطوری هستند؟ «ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْقِلُونَ» باز نگاه کنید آنجا فرمود: «لَا یَفْقَهُونَ» اینجا میفرماید چی؟ «لَایَعْقِلُونَ» منافقین عقل ندارند، نمیتوانند تعقل بکنند. بنابراین حتی اگر شده یعنی یک گروه از اینها پیشرفتهایی هم بکنند و بناهایی بگذارند یک گروه دیگری خودشان این بناها را خراب میکنند و زیر سؤال میبرند. «قُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» قلبشان با هم یکی نیست پراکنده هستند. «کَمَثَلِ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِیبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» میگوید این گروه از منافقین مثل همین قبلی خودشان هستند که همین نزدیکیها هستند قریب هستند یعنی یک گروه قبل از خودشان، یک دوره قبل از خودشان، میگوید اینها مثل گذشتگان خودشان هستند که «ذَاقُوا» چشیدند نتیجه کار خودشان را، طعم تلخ کار خودشان را چشیدند. «ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ» یعنی آن وبال کار خودشان را خودشان دیدند آن آثار کارشان دامنشان را گرفت «وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» که برای اینها یک عذاب بسیار دردناکی وجود دارد.
شیطان و برائت از کافران
آیه آخر را هم بخوانم میگوید حالت اینها مثل این است «کَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» خیلی تلخ است. میگوید کار اینها مثل شیطان هست که به انسان میگوید تو کافر شو من همه کارهایت را انجام میدهم، تو از دین بیرون بیا، تو حجابت را کنار بگذار نمیخواهد مثل بقیه باشی، تو نمازت را رها کن، شیطان اینطوری است وعده میدهد. روز قیامت هم دارد قرآن از قول شیطان میگوید که خداوند شما را وعده کرد وعده حق «وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ» من وعده کردم و به همه شما دروغ گفتم، وعده کردم اما خلف وعده کردم؛ بعد میفرماید که من قدرتی به شما نداشتم که بخواهم شما را وادارتان بکنم به اینکه کافر بشوید «فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ» من را ملامت نکنید خودتان را ملامت کنید. شیطان روز قیامت به اینها میگوید (خیلی این صحنه دردناک است) که شیطان بیاید انسان را نصیحت کند، میگوید خودتان شما دوست داشتید که منحرف شوید. یک کسی که من وسوسهاش میکنم سریع میرود حجاب و نماز و دینش را کنار میگذارد و کافر میشود و دینش را عوض میکند، الان مد هم شده، فرار میکند میرود خودش را به دشمن میفروشد شرایط کافرانه و فاسقانه انتخاب میکند میگوید این دوست دارد وسوسه بشود، من فقط میدانستم این خوشش میآید و آمادگیاش را دارد یک وسوسه کردم و آن تأثیر خودش را داشت. میگوید من را ملامت نکنید شما خودتان اصلاً دوست داشتید این آفت در وجود شما بوده من را ملامت نکنید خودتان را ملامت کنید. بعد همانجا شیطان این را میگوید که جالب است میگوید من از خدا میترسم، من مثل شما نیستم، جالب است شیطان دارد این حرف را میزند. اینجا هم شیطان چه میگوید؟ «قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» من از تو متنفرم من از تو بری هستم، شیطان به آدم میگوید. ببین اوضاع چطوری است که شیطان به آدم میگوید من از تو متنفر هستم و از تو بدم میآید. «إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» یعنی میدانید خدا میخواهد چه بگوید؟ خدا میخواهد بگوید که شیطان مرامش از اینها چیه؟ یک باورهایی دارد، شیطان از اینها اعلام برائت میکند؛ میگوید روز قیامت هم شیطان از اینها اعلام برائت میکند. میگوید شما خدا که حق بود را رها کردید منی که به شما یک عالم وعدههای دروغ میگفتم و هیچ کدام از وعدههایم را عمل نمیکردم به من میچسبیدید، من از شما متنفرم.
استقبال از وسوسه و مشاوره با دشمنان
آدمها خیلی وقتها همینطوری هستند دوست دارند یک کسی وسوسهشان کند، دوست دارند یک کسی تحریکشان کند، استقبال میکنند، حتی گاهی وقتها خودشان میروند پیش کسانی یا جاهایی که چه بشوند؟ وسوسه بشوند. دوستان و رفقایی انتخاب میکنند، مشاورینی انتخاب میکنند که باب میل آنها مشاوره بدهد. الان شما نگاه کنید مشاورینی که از ایران رفتند به دشمنان ما مشاوره میدهند اینها اینجا سابقه دارند مثلاً هر کدام 10 سال 20 سال سابقه دارند بعضی از آنها سابقه زندان رفتن و انقلابی دارند. میگویند ما مشاوره هستیم و ما به شما مشاوره میدهیم این کار را بکنید سه ماه بعد، این کار را بکنید شش ماه بعد ایران چه شده؟ نابود شده، حالا 40 سال است دارند دائم، آنها هم خوششان میآید از مشاورههای اینها استفاده کنند، قشنگ راحت در برنامه تلویزیونیشان میبینید که چقدر ذوقزده میشوند که کسی بیاید به اینها یک مشاوره بدهد اینطوری، شبکهها از اینطور حرفها پر است. ما باید درس بگیریم اینکه یک شیطانی هست که ما را وسوسه میکند به انجام کارهای ناشایست و حتی به کفر، ولی رها نمیکند بعد میگوید «فَلَمَّا کَفَرَ» وقتی کافر شد حالا تازه شیطان میگوید خاک بر سر بدبخت تو که اینقدر راحت حق و تقوا و دین و ایمان را رها کردی و حرف من را گوش کردی من از تو متنفر هستم. « إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکَ» من از خدا میترسم «إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» دقت کنید یک قاعده دارد میدهد این قاعده خیلی مهم است دقت کنید. ما، مؤمن به خوف و درک عظمت و خوف عاقلانه و مؤمنانه احتیاج دارد این خوف مؤمنانه باعث میشود مؤمن حریمدار و قوی باشد و آسیب نبیند، کمتر آسیب ببیند.
درک عظمت خدا و تأثیر آن بر زندگی
اما چطور میشود انسان این خوف را در دل خودش ایجاد کند؟ مثلاً انسان الان میخواهد نماز بخواند باید محضر باعظمت خدا را درک کند که بتواند «الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ» انسان به خشوع نیاز دارد. این خشوع و ترس مثبت، نه ترس منفی، این خشوع یعنی درک عظمت کجا سراغ انسان میآید و چطوری که انسان بتواند درک کند؟ چطوری ممکن است؟ شیطان دارد راهنمایی میکند، پای درس شیطان هم بنشینیم خدا دارد از زبان شیطان به ما درس میدهد. چرا این ترس و خوف هست؟ میگوید من با رب العالمین سروکار دارم اگر ما نماز بخوانیم (عزیزان توجه کنند این یک دستورالعمل خیلی خوب است) که به این کلمه که میرسیم واقعاً برایش وقت بگذاریم خارج از نماز، تمرین ذهنی زیاد کنیم این کلمه را زیاد بگوییم و بعد برای درکش تمرین کنیم «رب العالمین». ما یک حرفی میشنویم «رب العالمین»، شما الان در این عالم دنیا نگاه کنید چقدر بیپایان عظمت دارد عالمی هست بینهایت از اینجا بزرگتر، برزخ، عالمی هست بینهایت از برزخ بزرگتر، بعد الله رب العالمین است تمام این مجموعه را دارد اداره میکند یعنی در عالم ماده ما چندتا اتم و الکترون و نوترون و پروتون داریم یا ریزتر، چندتا مولکول و سلول داریم. چندتا موجود جمادی و گیاهی و حیوان داریم؟ چندتا درخت داریم؟ یکذره فکر کنید چقدر برگ درخت داریم؟ چقدر گیاه و ماهی و پرنده و دانه داریم؟ یک خدا همه اینها را دارد پرورش میدهد، این خدا کیست؟ الله کیست؟ الحمد لله رب العالمین. ما اگر وقت داریم واقعاً اگر وقت بگذاریم آنهایی که وقت دارند باید تمرین کنند سحرها، روزهای خلوت، تعطیلات، نمیخواهد دائم کتاب بخوانید، نمیخواهید دائم یک چیزی را ور برویم یا سیدیهای استاد شجاعی را گوش کنید اینها را کنار بگذارید، بروید چکار کنید؟ یک کلمه فکر کنید «رب العالمین» یعنی چی.
اهمیت تفکر و حیرت در درک عظمت الهی
فکر خیلی مهم است بارها در اردوی فکر اینها را توضیح دادیم، فکر، حتی اگر شما هزارتا از این سیدیها را هم گوش کنید و از این کلاسها هم بیایید وقتی که وقت نداشته باشید هضمش بکنید جذب و تبدیل نمیشود، باید انسان وقت بگذارد و خلوت داشته باشد «رب العالمین» این کلمه خیلی از انسان دلبری میکند. اگر انسان بتواند اول نماز این را برای خودش حل کند به خصوص که خودش تنهایی دارد نماز میخواند در خلوت، این یک کلمه را برای خودش حل کند بقیه نماز مثل این زیپی هست که پایین آن را خوب جا میاندازید وقتی میکشید اگر هزار متر هم باشد همه چیز در همدیگر جا میافتد همه چیز تا آخر نماز خوب جلو میرود و خوش نتیجه است. خدا کلمات را تخصصی انتخاب کرده اول نماز میگوید «الحمدلله رب العالمین». این کلمه خیلی باعظمت و شورانگیز و جذاب و لذتبخش است، کلمهای است که یک شرابی در این کلمه است، کلمهای است که انسان را مست میکند، کلمهای است که یکی از بهترین شرابهای انسانی را به ذائقه انسان میرساند و آن چیست؟ حیرت، حیرت خیلی عظمت دارد. خوش به حال کسی که در طول روز حداقل یک دقیقه حیرت را تجربه کند و این حیرت را دائم تمرین کند و زیادش کند. اگر حیرت سراغ انسان بیاید انسان خیلی اوج میگیرد. همه بدبختی ما این هست که حجاب عادت داریم حجاب عادت مانع حیرت میشود. گُل را میبینیم. یک دستگاه اختراع یک شخصی را میبینیم برایش سجده میکنیم اینها چه ساختند؛ بعد یک گُل را میبینیم که هنوز بشر نتوانسته کامل آن را بشناسد بسیاری از جهات گُل، گل که هیچی، گل خیلی پیشرفته و شلوغ و سنگین است، یک اتم، الکترون، نوترون، بشر هنوز در آن تحیر و گیجی دارد. ما چون حجاب عادت داریم بدبختمان میکند عادی همه چیز را دیدیم، از وقتی چشممان را باز کردیم سیب و موز و هلو و شلیل و انگور و خیار را دیدیم و اصلاً حواسمان نیست که یعنی چی، یعنی چی؟ این از کجا آمده؟ این چه مادهای است؟ از خاک چطوری میشود اینها درست بشود؟ در پنج متر خاک یکدفعه این همه تنوع گل و میوه؟! «رب العالمین».
عظمت خدا و سلامت قلب
حالا این که پنج متر است، بیا برو ببین این منظومه شمسی شما در این نظام خلقت یک ارزن است؛ بدن تو را دارد رب العالمین اداره میکند قلب و مغز و چشم و همه چیز را او دارد اداره میکند «رب العالمین». این است که انسان یکدفعه میترسد. عظمت دریا و موجوداتش را نگاه کن، کوه را نگاه کن، موجودات را نگاه کن، عظمت انسان را اخذ میکند. امام سجاد (علیه السّلام) فرمود قریب این مضمون هست در شرح صحیفه سجادیه این را کاملاً برای شما شرح کردم تنها راه سالم ماندن قلب انسان، راه رسیدن به سلامت قلب، قلب سلیمی که ما نیاز داریم درک عظمت خداست. انسان اگر بخواهد عظمت خدا را درک کند دیگر حسادت حیا میکند وحشت میکند که حسادت کند، اصلاً میترسد، از عظمت خدا میترسد که حسادت و بداخلاقی کند و عصبانی بشود، از عظمت خدا میترسد بیافتد به چشم و همچشمی و شرک و ضعف و غم. آنقدر خدا عظمت دارد کنار این عظمت انسان وحشتزده میشود و انسان حیا میکند از اینکه غمگین باشد کنار خدا. یک آدمی که حسود است خدا جلوی او مرده و گم شده این ایمانش را دارد از دست میدهد این آدمهای اطرافش را منشأ اثر میداند. یک آدمی که چشم و همچشمی و رقابت دارد این اگر عظمت خدا را درک کند اصلاً حیا میکند از اینکه این چیزها را در خودش راه بدهد و خودش وحشتزده میشود که من برای چه، میترسد از اینکه محبتی که لازم است به اطرافیانش ندهد، میترسد از اینکه در شوهرداری و زنداری کم بگذارد، میترسد از اینکه در تربیت بچه و محبت بچهاش کم بگذارد، میترسد از اینکه در معاملات و خرید و فروش بخواهد تخلف کند. درک عظمت اگر آمد انسان بیمه میشود. ما مشکلمان این فهم است. مشکلمان این هست که ما به همه چیز داریم عادی نگاه میکنیم و نگاه درست نداریم و لذا کنار بینهایت مظاهر عظمت ما کور و حقیر داریم زندگی میکنیم.
درک عظمت خود و پیشرفت در زندگی
اگر یک کسی درک عظمت خدا را کرد به عظمت خودش هم پی میبرد آن موقع هست که میفهمد حیف است بد زندگی کند و دچار خالهبازی زندگی بشود این را قشنگ میفهمد، حیف است استعدادش را تلف کند اگر این را فهمید، چون میفهمد خودش کیست. من بارها گفتم شما وقتی که جوشن کبیر میخوانید بسیاری از آن خودتان هستید وقتی که دارید زیارت جامعه کبیره میخوانید بسیاری مقامات خودتان است ولی ما عادت کردیم با خود طبیعیمان زندگی کنیم ما عظمت خود حقیقیمان را پیدا نکردیم بزرگی خود حقیقیمان را پیدا نکردیم. اگر این را پیدا کنیم خیلی شیرین و قوی و شاد و عالی میتوانیم زندگی کنیم و پیشرفت کنیم. شیطان درس خوبی دارد میدهد، خداوند از زبان شیطان دارد به ما میگوید که من از خدا میترسم که چه هست؟ «إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ» که این الله چیست؟ «رَبَّ الْعَالَمِینَ» است «إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ».
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.