خانواده آسمانی – جلسه 533

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین
صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی
بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
عزیز فیلمبردارمان گفتند که شما اعلام صلواتی می‌کنید، همه صلوات می‌فرستند، یک دفعه لو نرود که ما در کرونایی نشسته‌ایم اینجا دور همدیگر. گفتم نه، ما اینجا که فعلاً سه تا آقا داریم و چهار تا خانم با فاصله اجتماعی نشسته‌اند و هیچ اشکالی هم ندارد. ان‌شاءالله زودتر هم مساجد و عبادتگاه‌ها باز بشود.

امروز من از مشهد مقدس می‌آمدم، در هواپیما شاید نزدیک به ۲۰۰ تا مسافر کنار هم، هم توی سالن انتظار نشستند، هم که تو هواپیما نشستند، چسبیده به هم تقریباً. البته این یکی از پروازها هواپیمایش بزرگ‌تر بود، یک ذره با یکی در میان صندلی نشسته بودند، اما این فاصله را ما خیلی بیشتر اینجا داریم رعایت می‌کنیم. در مساجد هم می‌شود این را رعایت کرد و خیلی از مساجد هم من یادم است در شروع کرونا تا قبل از تعطیلی کامل این را رعایت می‌کردند و هم اصول بهداشتی را رعایت می‌کردند، هم ضدعفونی را رعایت می‌کردند، هم فاصله را کامل رعایت می‌کردند و هیچ مشکلی هم نبود.

تعطیلی مساجد و اماکن مذهبی

من سوالم این هستش که نمی‌دانم چرا الان قطار و هواپیما و عرض کنم فرودگاه و یواش یواش مترو و اتوبوس‌ها هیچ‌کدام اشکالی ندارد از نظر دولت و وزارت بهداشت، چرا مساجد باید تعطیل باشد؟ و چه اشکالی دارد اگر دلیل دولت این هستش که خب حالا فعالیت‌های اقتصادی کشور باید برقرار بشود، بنگاه‌ها باید کار بکنند، چرخ اجتماع باید بگردد و با حفظ فاصله اجتماعی و رعایت نکات بهداشتی اشکالی ندارد، پس مساجد چه اشکالی دارد که مسئله حیات انسان، مسئله خوراک معنوی انسان هست، مسئله ارتباط و اتصال انسان با غیب هست، مسئله روح انسان‌هاست و اساساً جمهوری اسلامی توی این ۴۰ سال هر موفقیتی داشته، هر خیر و برکتی داشته، به برکت معنویت هست، به برکت اتصال با غیب و ارتباط معنوی مردم هستش. خداوند رحم می‌کند به ما، ما را در چهل سال تحریم، شدیدترین تحریم‌های بی‌نظیر تاریخ سرپا نگه داشته. بی‌توجهی به این جنبه از حیات انسان و شخصیت مردم عزیز مؤمن و خوب و مهربان و ایرانی واقعاً هیچ توجیهی ندارد و کار درستی نیست، اخلاقاً کار درستی نیست و اگر هم جنبه‌ها و بهانه‌ها، بهانه‌های بهداشتی هست، این هم بهانه واقعاً غیر قابل توجیه هستش.

آن شخصیتی که در وزارت بهداشت یا شخصیت‌هایی که در ستاد کرونا توجیه می‌آورند که مساجد به علت شلوغی ممکن است محل شیوع باشد، آمار رسمی می‌گوید که در حمل و نقل مسافر ۲۵ درصد، بالای ۲۵ درصد خطر کرونا هست، ولی الان گفتند آزاد باشد با حفظ فاصله‌های اجتماعی و رعایت نکات بهداشتی، اما حرم‌هایی که طبق آمار خودشان زیر یک درصد خطرساز هست یا مساجد گفتند ۷ درصد، یعنی تقریباً یک چهارم هواپیماها و فرودگاه‌ها و قطارها، چرا باید اینجوری باشد؟ این خیلی مهم است که باید واقعاً در موردش جواب بدهند.

عوامل جهنمی شدن انسان

خب با ذکر صلوات برویم سراغ اصل بحث.
موضوع بحثمان درباره عواملی هستش که موجب می‌شود که انسان‌ها جهنم بروند. مثل جلسه قبل آن بهشت بود، این جلسه درباره جهنم بحث می‌کنیم که بحث فوق‌العاده مهمی است. بحثی که آغاز کرده بودیم از عوامل اعتقادی بود، اعتقاد انسان مربوط است، ریشه در اعتقاد انسان دارد. بحث کفر را مطرح کردیم. بحث کفر جهات مختلف اهمیت زیادی دارد. خواهش می‌کنم بهش توجه بکنند عزیزان.

کفر فردی و کفر تمدنی

یک بحث، بحث فردی است که به هر حال در نظام فردی کفر و شرک و استکبار و عوامل اعتقادی دیگری که حالا ان‌شاءالله خواهیم خواند، مثل ارتداد و مسائلی از این قبیل، در نظام فردی چه تأثیری این‌ها و چرا موجب دخول مشرک، مرتد، مستکبر یا کافر به جهنم می‌شود؟ این نکته خیلی مهم است. نکته دوم که مهم‌تر هست برای ماها و جامعه اسلامی، بحث تمدنی قضیه هستش. الان در دورانی زندگی می‌کنیم که فرهنگ کفر، فرهنگ شرک و فرهنگ ارتداد، فرهنگ مدرنیته، فرهنگ غرب حاکمیت دارد و با طمع جهانی‌سازی می‌خواهد این فرهنگ را با لطایف‌الحیل، با ابزارهای بسیار قدرتمندی که در اختیار دارد و پشتیبانی‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی که دارد، از همه ابزارش دارد استفاده می‌کند که این کفر را جهانی بکند، این تمدن مدرنیته، تمدن غرب را، تمدن مادی را حاکمیت بدهد بر سطح دنیا.

برای ما که به عنوان یک کشور اسلامی و یک جامعه اسلامی، به خصوص کشوری که طبق آیات قرآن و روایات الهی بنیانگذار یک تمدن جدید خواهند بود در آینده جهان، زمینه را برای تمدن نوین اسلامی و حاکمیت منجی جهانی آماده می‌کنند، مسئله شناخت کفر، شرک، ارتداد و استکبار و پایه‌های تمدن مدرنیته بسیار مسئله مهم هستش که ما بدانیم که در واقع ما به کدام سمت داریم می‌رویم و در این نبرد بین تمدن‌ها چه اتفاقاتی خواهد افتاد و از نظر بنیان، آینده به چه شکل خواهد بود و اینکه عاقبت و نتیجه را خوب بتوانیم شناسایی بکنیم و اینکه پشتیبانی الهی و رفتار خداوند تبارک و تعالی با تمدن‌های مختلف چگونه هستش. پس خیلی دقت بکنیم، خیلی ساده از کنار مباحث اعتقادی که مربوط می‌شود به دخول انسان در جهنم رد نشویم.

نکته‌ای که هفته قبلم در دوره قبل تذکر ما دادیم، بحث جهنم این هستش که وقتی که ما در مورد کفر صحبت می‌کنیم، یک موقع از کفر فردی هست که می‌خواهیم با کفر اجتماعی و تمدنی و سازمان‌یافته روبرو هستیم و رفتارهایی که به هر حال این تمدن‌ها و این فرهنگ‌ها در مقابل مؤمنین دارند. البته ما فقط به مناسبت بحث جهنم، بخش عاقبتش را داریم یک مقدار صحبت می‌کنیم و الا بحث تمدن جهنمی، تمدن کافران، تمدنی که مبتنی است بر کفر و شرک و ستم و فساد، خود یک بحث مستقل می‌طلبد که حالا ان‌شاءالله آن بحث را داریم، ان‌شاءالله برای بعد از کرونا آماده می‌کنیم. حالا تحت تأثیر قرار داده فعلاً خیلی از فعالیت‌های علمی و اجتماعی را.

آیات و روایات درباره کفر

در مورد کفر آیاتش را ما خواندیم، آیات را خواندیم در مورد عاقبت بعضی از آیات را در این زمینه خواندیم که بحث بسیار بسیار مهمی است. بالاخره فرهنگ کفر فرهنگی هستش که از زمان خلقت آدم تا الان آمده و بعد یواش یواش تبدیل به حکومت و طاغوت‌ها آمدند در مقابل انبیاء الهی و بالاخره فرهنگ، فرهنگ غالب جهان از اول خلقت تا الان بوده. اگر روایت مرحوم علامه طباطبایی را دقت بکنیم که خداوند عمر جهان را صد هزار سال قرار داده، ۲۰ هزار سالش برای دشمنان اهل بیت، دشمنان خدا و انبیاء و ۸۰ هزار سالش برای انبیاء و اهل بیت علیهم السلام. ما الان در دورانی هستیم که این درگیری دارد به شدت اوج می‌گیرد و همانطور که خداوند تعالی وعده کرده، تمدن کفر رفته رفته نابود می‌شود در مقابل تمدن ایمانی و آن تمدن ان‌شاءالله الهی و انسانی سرکار خواهد آمد، اما به هر حال آن اوجی که باید این اتفاق و درگیری‌ها بیفتد، ما در آغازش هستیم و هنوز به آن اوج درگیری نرسیدیم. لازم هستش که در این باره بیشتر ان‌شاءالله اطلاعات کسب بکنیم. آیاتش را بعضی‌ها را خواندیم که عاقبت کافرین چه خواهد شد.

بشارت عذاب به کافر در لحظه مرگ

یکی دو تا روایت می‌خوانیم، می‌رویم سراغ موضوع بسیار مهم که مهم‌تر از کفر هست. البته کفر اصل در همه این‌هاست، ولی نمودش، ظهورش بیشتر از صرف یک نمود کافران است. بحث شرک هستش که ان‌شاءالله راجع به آن بحث خواهیم کرد.
نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد. إن الکافر إذا حضره عذاب الله و عقوبته…»
خیلی بد عاقبتی، عاقبت دردناکی هستش که کافر موقعی که مرگش فرا می‌رسد، بشارت می‌دهند او را به چی؟ «بُشِّرَ بِعَذَابِ اللَّهِ وَ عُقُوبَتِهِ» بشارت داده می‌شود به عذاب خدا و عقوبت. در واقع همانطور که در مورد مؤمن داریم که قبل از اینکه از دنیا برود، بشارت بهشت، فرشته‌های الهی، وجود مقدس حضرت عزرائیل علیه السلام و فرشته‌های الهی برای بشارت می‌آیند و او را با یک شکوه بسیار زیادی از دنیا همراهی می‌کنند، ملکوت تا نظام برزخی. در مورد کفار هم همینطور هست. در مورد کفار هم از دنیا آن بشارت به عذاب، «بُشِّرَ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ» آیه قرآن هست. از آنجا هیمنه بسیار وحشتناک عذاب الهی و عقوبت الهی روی این‌ها هست و این‌ها با این وضعیت از دنیا خارج می‌شوند.

انکار بدیهیات توسط کافر

اینکه در روایت داریم که آیا قرآن هست که این‌ها به ادبارشان پس گردنی می‌زنند، با پشت پس گردنی می‌خورند و با صورتشان سیلی می‌زنند. بزرگان دین فرمودند که پس گردنی زمانی است که با پس گردنی از دنیا خارجشان می‌کنند، نفس خارج می‌شود با پس گردنی فرشته‌های عذاب الهی. به آن سمت با سیلی از کافر استقبال می‌کنند. دلیلش را جلسه قبل توضیح دادیم. بدیهی‌ترین چیزها را انکار می‌کند، بدیهی‌ترین امور را انکار می‌کند و همانطور که قبلاً هم عرض کردیم، کافر هیچ کافری در تاریخ پیدا نشده که برای کفرش استدلال و دلیلی داشته باشد که عقل پسند باشد. بیشتر استدلال‌ها بر اساس توهمات کفار هست، نه بر اساس عقل کفار. کفار عقل را تعطیل می‌کنند، با کار عقلی موافق نیستند به این معنا. دلایلشان توهمی هستش که حالا بعد در مورد بحث شرک این نکته را بیشتر توضیح خواهیم داد.

حسرت و پشیمانی کافر در قیامت

همچنین فرمایش دیگری حضرت دارند که: «الکافر لیولج العرق یوم القیامه فیقول ارحنی النار.» روایتی هم که هست که عزیزان اهل سنت هم نقل کردند. می‌فرماید که شخص کافر در روز قیامت در حالی که عرق از سر و صورتش می‌آید، چون آنقدر صحنه قیامت وحشتناک است، خجالتش، غصه‌اش، ناراحتیش شوخی نیست، پشیمانی بر انسان حاکم باشد. حسرت خیلی وحشتناک است. می‌گوید کافر در حالی که از شدت آن حسرت و ناراحتی و گرما و چون حضرت فرمود روز قیامت، زمین قیامت همش آتش است، مگر سایه مؤمن که صدقاتی که مؤمن داده روی سرش سایه می‌اندازد. صدقات مؤمن جای مؤمن را خنک می‌کند، مؤمن در سایه صدقاتش خنک است آنجا توی زمین قیامت و الا بقیه‌اش همه آنجا شما در یک تکه زمین آتش کافر را در نظر بگیرید، خجالت‌زده، پشیمان، حسرت‌دار و اینکه آینده‌ای برایش وجود ندارد، راه نجاتی برایش وجود ندارد، ابدیت، یک عذاب ابدی سر راهش هست و اینکه هیچ کاری در دنیا عمداً، عمداً کاری برای آخرت خودش نکرد و اتمام حجت بهش شد و با عمد لجبازی کرد با حق، این خیلی حالت وحشتناکی است.

حالا این حالت، حالتی هستش که این نمی‌تواند تحمل بکند. می‌فرماید که: «ارحمنی و لو الی النار.» خدایا راحتم کن، ولو اینکه دستور بدهی بروم جهنم، بهتر از این است که وایستم تو این صحنه اینجا وضعیت را تحمل کنم. کافر هستش در قیامت. بیا راحتم کن، بفرستم بروم جهنم، آنجا راحت‌تر از این صحنه پر حسرت و پر خجالت و پر پشیمانی هستم. این آن باطن لجبازی انسان هستش.

توشه آخرت و حسرت گناهکاران

من اگر بخواهم صحنه کفر را ترسیم کنم برای شما، ببینید یک موقع است که کسی اعتقاد به آخرت دارد، کاری برایش نمی‌کند، ردش نمی‌کند آخرت را، رد نمی‌کند، اعتقاد دارد، ولی آدمش معصیت‌کار، گناهکار. توی بهشت شما وقتی که وارد بهشت می‌شوی، فضای برزخی می‌شوید، عملی وجود ندارد. «الیوم عمل و لا حساب و غداً حساب و لا عمل.» امروز عمل است و حسابی در کار نیست و فردا حساب است و عملی در کار نیست. بنابراین آنچه که انسان در فضای برزخی قرار است مصرف بکند، مثل جا، مسکن، احترام، شخصیت، ادب، آرامش، محبت، آنجا شرایطش مثل شرایط اینجاست، فقط نظام برزخی حاکم است. خدمتتان که تنها نبودن، ازدواج کردن، راحت بودن، شرایط قضایی، هرچی که هست، هرچی هستش، مسافرت، دانشگاه، درس، چون دانشگاه وجود دارد، درس وجود دارد، افراد رشد علمی بی‌نهایت می‌خواهند بکنند دیگر. هرچی که هست، هزینه‌اش را شخص باید از اینجا با خودش ببرد. این را خوب دقت بکنید. هرچه که هست، انسان باید توشه را از اینجا خودش ببرد. بله، فضل الهی هم یک مقداری شامل حال انسان می‌شود، اما فضلم بر اساس حجم توشه است، مثل سود بر اساس میزان سرمایه‌گذاری تو تعلق می‌گیرد. مثلاً بانک نمی‌آید به یک نفری که ۱۰ میلیون سرمایه‌گذاری کرده، سود کسی را که ۱۰۰ میلیون سرمایه‌گذاری کرده، بدهد. سرمایه، اصل سرمایه. بانک به کسی اصل سرمایه نمی‌دهد که سود نمی‌دهد که. سود مال یک سرمایه آورده است. بیمارستان، شرکت‌های سهامی، بورس، بورس بله، خیر و برکت هم دارد، ولی خب بالاخره سرمایه می‌خواهد. اصل سرمایه را شخص باید با خودش ببرد.

شما آنجا هرچی که می‌خواهید، هرچی که تصور کنید در زندگی، هرچی تو ذهنت می‌خواهی و نیاز داشته باشی، مایحتاج زندگیت باشد. انسان بالاخره با یک شأن جسمانی، برزخی، جسمانی وارد آنجا می‌شود. همسر می‌خواهد، زندگی می‌خواهد، غذا می‌خواهد، آب می‌خواهد، کاخ می‌خواهد، مسافرت می‌خواهد برود، درس می‌خواهد بخواند، هر کاری می‌خواهد بکند، سرمایه‌اش را باید از اینجا ببرد. حتی اینکه تو مهمانی کدام پیغمبر، کدام امام، کدام شهید، کدام نبی شرکت کند، کجاها برود، کجاها نرود و هر چیز دیگر. بالاخره شخصیت یک شخص، دارایی یک شخص، آنچه که یک شخص می‌برد یا جلوتر فرستاده یا با خودش می‌برد، این سرمایه انسان است. حالا شما فکر کنید یک کسی وارد نظام برزخی شده، ثواب که ندارد، هیچی، یک عالم گناه برده. تصور کنید این را. اعتقاد هم داشته بنده خدا، ولی خب تنبل است، بی‌حوصله است، تنبل است، لجبازی می‌کند با وجود اعتقاد، هیچی نمی‌برد با خودش. حالا گناه برداشته برده. چقدر حسرت دارد. کافر هم نیست. مسلمان، اعتقاد داشته، ولی عمل صالح زیادی نبرده، دائماً گناه‌های ظاهری و باطنی، فحشاهای ظاهری و باطنی با خودش برداشته، اخلاق‌های وحشتناک با خودش برده. این خیلی وحشتناک است. حالا شما فکر کنید حال کافر چه جوری است که اصلاً اعتقادی هم به این چیزها نداشته. آن چقدر حالش وحشتناک است.

قضاوت‌های مادی و معنوی

چطور الان در صحنه دنیا سربلندی و افتخار در فرهنگ ماده دنیا اینجوری است دیگر. سربلندی و افتخار و راحتی و آسایش مال کسانی است که امکانات و پول و امتیازات مادی زیادی داشته باشند. شخصیت آغاز این‌ها خیلی آدم حسابی هستند، خیلی آدم حسابی بودن به اینجور چیزهاست. خانه‌اش بزرگ‌تر باشد، پولش زیادتر باشد، امکانات مادی و رفاهش بیشتر باشد. احترامش هم به این بستگی دارد که این چقدر پولدار است، مدرک تحصیلی چقدر است، نمی‌دانم خانه‌اش کجاست. متأسفانه نگاه ظاهربین، بخش کفرآمیز انسان، بخش طبیعت انسان اینجوری قضاوت می‌کند. الان در فرهنگ غالب کفر که در کشور ما خیلی نفوذ دارد، همه جای دنیا را گرفته، این نگاه مادی، نگاه اقتصادی، ارزیابی، فقط ارزیابی‌های ظاهری جمادی و گیاهی و حیوانی اینجوری است دیگر. آدم‌ها خوشبختی خودشان، خانواده‌شان، سعادتشان را در ملاک‌های غیر انسانی می‌بینند. حالا عین این داستان می‌رود تو آخرت. تو آخرت ملاک‌ها آدم‌هاست. توشه آدم‌هاست، ولی آنجا ایمان است، عمل صالح. عمل صالح دقت بکنید. «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» همه خسران دارند غیر از این‌ها. کسانی که اهل ایمان بودند و عمل بردند، ثواب خودشان بردند و در بحث ثواب و حسنات و سیئات این‌ها توضیح دادیم، در بخش احسان مفصل توضیح دادیم. در زندگیش دائماً ثروتش را ذخیره کرده برای جایی که به زودی می‌خواهد برود، کاخ برای خودش، فضاهای علمی ساخته برای خودش، زندگی ساخته برای خودش. به محض اینکه از اینجا می‌رود، می‌رود تو جایی که ساخته و آماده کرده. آنجا تازه این ملاک جور در می‌آید که کی چقدر دارایی دارد، چقدر دارایی‌های حقیقی دارد، یعنی ایمان، عمل صالح، صدقات، مبرات. این‌ها کار می‌کند، آنجا دیگر کار عوامل است. بنابراین حالا شما فکر کنید حال کافر چقدر وحشتناک است آنجا. هیچ اعتقادی نداشته به همچین جایی، اصلاً اعتقاد نداشت که بخواهد خودش را آماده بکند، پوشانده آنجا کاملاً و هی دائماً از فکر آخرت فرار کرده، با چه دلیلی هم نداشته و حالا راه افتاده به این وضعیتی که در اثر لجبازی و عناد و حماقت خودش برای خودش ایجاد کرده است.

دنیا بهشت کافر، قبر زندانش، و آتش جایگاهش

آخرین روایت هم در این زمینه عرض کنم. می‌فرماید که این حدیث از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است: «اللهم صل علی محمد و آل محمد. الدنیا جنه الکافر و القبر سجنه و النار مأواه.» دنیا بهشت کافر است و قبر زندانش هست، نظام برزخی شروع حبس شدنش هست و آتش جایگاهش هستش. این شرح شخصیت افراد کافر هستش که این وضعیت را دارند.

شرک و توحید

با یک صلوات برویم به سراغ یک بحث بسیار مهم در این مورد به نام شرک. صلوات ختم بفرمایید.
در بحث شرک، از اسمش معلوم است دیگر، شرک، شراکتی وجود دارد. مشرک اعتقاد به خدا دارد، به نص قرآن، بی‌دلیل برای خدا شریکی می‌تراشد، در کارهای خدا برای خدا شریک می‌تراشند، الهه‌های مختلفی را معتقد هستند. حالا این شرک دو قسمت است: شرک اعتقادی است مثل همین که عرض کردم، یک شکل عملی است، بحثش جداست، آن هم عواقب وحشتناکی دارد، اما فعلاً داریم راجع به بحث اعتقادات صحبت می‌کنیم. اعتقادی یعنی چه؟ افراد در نظام اعتقادیشان قائل به شریک برای خداوند تبارک و تعالی در کارهای الهی هستند که خدا، خدای نمی‌دانم انواع و اقسام الهه‌ها و خداهایی که تمدن‌های مختلف آمده و شکل‌های گوناگونی داشته که حالا بعضی‌هاش را هم عرض خواهیم کرد.

معرفی خداوند در قرآن

قبل از اینکه وارد بحث شرک بشویم، یک مقدار راجع به اصل توحید صحبت بکنیم که ببینیم اصلاً فاصله بین شرک و توحید چگونه استش. الله تبارک و تعالی خودش را در قرآن معرفی می‌کند، یعنی وجود جاری در همه اشیاء است، در همه چیز. وقتی می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُحِیطٌ» یعنی شما چیزی به اسم چیز پیدا نمی‌کنید، شیء، که الله احاطه بر آنجا نداشته باشد، آنجا حضور نداشته باشد. خوب دقت کنید، تعریفی که قرآن دارد فوق‌العاده دقیق است. «إِنَّ اللَّهَ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ» خالق هر چیزی هست. توجه بفرمایید، به وجودش آورده، بهش هستی داده. حیات هر شیء، امام باقر علیه السلام: «حیاه کل شیء» حیات هر چیزی به الله است و جدای از حیات، استمرار حیات و تدبیر همه چیز با خداست. «رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ» است. رب یعنی چی؟ رب یعنی مالک، مدبر. مالکیت خدا هم عرض کردیم قبلاً در جلسات، در همین مباحث، مالکیت معنای مالکیت اعتباری ما نیست. بگوییم من صاحب خانه‌ام، صاحب ماشینم، من بچه دارم، من مثلاً کارخانه دارم، چون آن یک چیزی خارج از وجود توست، ملکیت اعتباری است. فردا تو بمیری، امسال بمیرد یا دیوانه بشود، منتقل می‌شود به یک استیک. به مالک نیستیم. مالکیت خدا یعنی مالک اصل وجود، یعنی هستی این موجود مال خداست. «إِنَّا لِلَّهِ» خوب دقت کنید. مثال زدیم، مالکیت خداوند مثل مال ما با صورت ذهنی ماست.

وابستگی هستی به خداوند

الان شما تصور کنید حرم امام رضا را، دلتان هم تنگ شده. این تصوری که داری می‌کنی، این تصوری که تو دلت برایش تنگ شده، داری یادت می‌آید، حالش هم منقلب می‌کند. یا توی کرونایی دلت برای پدر مادر و مصاحبه‌ها و رفت و آمد با پدر مادر، روبوسی و چیزهای دیگر تنگ شده، تصوری که می‌کنی مخلوق خودت است. تا وقتی که داری به پدر، به امام رضا فکر می‌کنی که خب حالا انسان دلتنگش فقط امام رضا نیستش، یک حرم امام رضا تو ذهنش رها می‌کند، می‌رود سراغ حرم امام حسین. آن حرم امام رضا قائم به شخص، حرم امام حسین قائم به شخص ما. اینگونه نظام هستی قائم به خداست. یعنی با اراده الهی و نظر الهی سرپاست. به محض اینکه نظرش را بردارد، هستی وجود ندارد. در مقابل خداوند تبارک و تعالی چیزی. برای همین هم خدا می‌گوید برای من: «إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ» برای من خیلی راحت است اینکه یک لحظه همه شما را جمع کنم، یک لحظه خلق جدید بیاورم، یک خلق جدید. همین قدر ما آنقدر فقیر و وابسته به خدا هستیم، اشیاء. حالا این وجود جاری است در کل شیء. همه جا الله هستش. ما یک هستی که بیشتر نداریم، یک وجود داریم در تمام مراتب هستی، چه مراتب مادی، چه مراتب خیالی و برزخی و مثالی، چه مراتب عقلی، چه مراتب دیگر. هرچه که هست، یک در همه اشیاء هسته قوام اشیاء هستش. اشیاء ظاهری دارند، یک صورتی دارند، چه صورت ظهور جلوه است. آیا هستی دارند؟ جلوه تغییر می‌کند.

وحدت هستی و بطلان شرک

الان مثلاً فرض بفرمایید که این کاغذ روی دست من هست، یک کاغذی را می‌سوزانمش، تبدیل می‌شود به یک ماده سوخت کربنی. کاغذی نیست، اما هستیش هست، هستیش هست، شکلش عوض شد. آب می‌شود یخ، آب می‌شود بخار، شکل جلوه‌ها عوض می‌شود، اما هستی سر جای خودش است. از دایره هستی چیزی خارج نمی‌شود. هستی جاری است در کل شیء را بهش می‌گویند الله. «إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ مُحِیطٌ» یعنی شما جایی را، شیئی را پیدا نمی‌کنید، یک اتم یا الکترون، یک نوترون یا پروتون، برو پایین تا هر چیزی، یا برو بالا تا عالی‌ترین، بزرگ‌ترین ستاره‌ها و کیهان و کهکشان‌ها، الله آنجا حضور دارد و هستی هر شیء وابسته به الله است. چه جوری وابسته است؟ همانجوری که مثال زدم، مثل وابستگی صورت ذهنی ما به ما. خوب در مقابل هستی مطلق و بی‌نهایت، هستی وجود ندارد. هرچه هست هستی است دیگر. هستی، هستی، خلع نمی‌تواند داشته باشد. هستی دو تا نمی‌تواند باشد. چرا؟ در مباحث همین جلسات و در مباحث توحید که الان ان‌شاءالله اردوش را به امید خدا بعد از رفع موانع در تیر ماه ان‌شاءالله برقرار بکنیم، اگر شد، موانع برطرف شد، گفتیم چون وقتی ما دو تا هستی داشته باشیم، آنچه که بین این دو تا فاصله می‌اندازد دیگر هستی نیست. اگر هستی باشد، خوب می‌شوند چی؟ یکی دیگر. دست من هست، این دست من هم هست، هوای بینشان هم هست، پس این‌ها سه تاییشان چی هستند؟ هستند. شکل عوض می‌شود، ما چیز خلائی نداریم. آنچه که بین دو تا هستی فاصله حقیقی می‌اندازد، می‌گویند این هستی و این هستی نیستی است و عدم. ما چیزی به اسم نیستی، عدم نداریم. نیستی و عدم اگر قرار باشد باشند، خب پس هستند دیگر. اگر نیستی باشد، پس هست دیگر. عدم نداریم. لذا امکان ندارد هستی ترک داشته باشد، سوراخ داشته باشد. هستی یکپارچه و بسیط است. هستی وحدت شخصی حقیقی دارد. دقت بکنید، هستی یک موجود، یک وجود یکپارچه بسیط هستش. بسیط، فاصله بینش نیست، جزء ندارد، فاصله ندارد، خلع ندارد، تکه نمی‌شود.

حالا در این، در مقابل این وجود مطلق و بسیط و بی‌نهایت، یک عده آمدند برای این وجود مطلق و بی‌نهایت و بسیط شریک تراشیدند. اصلاً شریک معقول نیست، یعنی وجود شریک ذاتاً محال است. یک موقع هست می‌گوییم که ندارد، ندارد مثلاً این خیلی قدرتمند است، ندارد. نه، یک موقع چیزی می‌گویی که اصلاً در مقابل هستی دیگری نداریم که بخواهد شریک الله باشد، کمک خدا باشد، صاحب یک قدرتی غیر از قدرت خدا باشد، خود صاحب قدرت باشد و شریک خدا باشد. توحید همین است که امام صادق علیه السلام وقتی شخصی در محضرشان عرض کرد که «الله اکبر»، حضرت سؤال می‌کند که «الله اکبر» یعنی چی؟ «الله اکبر» یعنی خدا بزرگ‌تر از هر چیزی است. امام صادق فرمود: مگر در مقابل خدا چیزی وجود دارد که خدا بزرگ‌تر از آن باشد؟ یعنی ما قائل باشیم که ما یک خدایی داریم آنور آسمان‌ها، آنجا نشسته، بقیه‌اش دیگر خدا نیست. آن خدا را محدودش می‌کنی، تو دیگر آن هستی، هستی مطلق است. خدای محدودی وقتی گفتیم محدود، خدا دیگر خودش می‌شود مخلوق، چون محدود است. محدود یعنی نمی‌تواند از علی و ابدی باشد. گفت خب پس من «الله اکبر» چی بگویم؟ یعنی چی «الله اکبر»؟ حضرت فرمود: بگو «الله اکبر من أن یوصف» خدا بزرگ‌تر از آن است که وصف بشود. نمی‌شود وصفش کرد، چون هستی بی‌نهایت است.

شرک، حماقت و دروغ

حالا شرک ببین چقدر وحشتناک است، شرک چقدر احمقانه است، چقدر غیر معقول است، چقدر خرافی است شرک که در مقابل هستی مطلق و وجود مطلق ما می‌گوییم بله، یک جایی، یک جایی یک وجودی هست غیر از وجود خدا. این هستی از کجا آمده؟ اگر هستی هست از جنس هستی این، خب یکی‌اند دیگر. پس از جنس هستی این شریک خودش هستی هست و هست دارد. از شکل معنا ندارد، دوتایی معنا ندارد، معنا ندارد اساساً. به محض شما گفتی محصولات زیادی پیش می‌آید. یک اگر هستی جنس خودش از هستی ذاتاً، خب پس سالیان. اگر بگوییم از جنسش از هستی نیست، پس چی می‌تواند باشد؟ عدم است که عدم وجود ندارد. اصلاً ما جاهلانه قبول کنیم، بیاییم روی عقلمان پا بگذاریم، بگوییم بله، دو تا هستی هستند. چسب و فصل ندارد هستی. حالا بگوییم هست، خب فاصله بینشان چیست؟ چه جوری دو تا از هم جدا می‌شوند؟ باید با یک چیزی غیر از هستی. آن چیز چی می‌تواند باشد؟ نیستی که نیستی هم وجود ندارد. پس ببین ما اساساً در شرک دچار یک بی‌عقلی، حماقت و دروغ هستیم. برای همین خدا هر گناهی را غیر از چی؟ شرک را. چون شرک یک دروغ است، یک اعتقاد باطل است و اعتقاد باطل انسان را غلط تربیت می‌کند. این را دقت بکنید.

تمدن‌های مبتنی بر کفر و شرک

انسان وقتی که قبول کرد شرک را، بنای فکری و عملیش می‌رود سراغ یک چیزی دروغ، طبیعی نیست. مثل اینکه شما مثلاً فرض بفرمایید بخواهید به یک بچه که گرسنه است یا تشنه است، یک چیزی بدهید که بهش صلاحیت به جای مثلاً آب به این بچه نفت بدهی، چه اتفاقی می‌افتد؟ مایع است دیگر. اسید بدهی بچه بخورد، حقیقت ندارد دیگر. مثلاً تناسبی با ساختار این بچه و شخصیت روح انسان. بنابر توحید آفریده شده، فطرت انسان با توحید تا سازگاری دارد، با وحدت الله سازگاری دارد. «وحده وحده وحده». خوراکی می‌خورد که حقیقت ندارد و تن. اتفاقی که می‌افتد وحشتناک است، چون در مجرای افکار، اندیشه، انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتارها، چینش‌های فکری شخص کاملاً غلط می‌رود. حالا شما فکر کنید تمدن‌های مبتنی بر کفر، ماتریالیسم، کمونیسم، سوسیالیسم و امپریالیسم و لیبرالیسم، ببین چقدر وحشتناک است. چقدر با دروغ مردم زندگی می‌کنند. از صبح تا شب بر اساس ملاک‌هایی که با فطرت انسان سازگاری ندارد یا ملاک جمادی که دروغ است یا ملاک‌های گیاهی که دروغ است یا ملاک حیوانی است که دروغ است یا ملاک علمی دروغ است و فقط ملاک توحیدی فطری و ملاک فوق عقلانی هستش که انسان را با اصل حقیقت مرتبط می‌کند، یعنی انسان را با هستی هماهنگ می‌کند. نظام هستی هماهنگ نباشد، تعادل وجود ندارد و علت اینکه تمدن‌های غیر الهی می‌ریزند و نابود می‌شوند این هستش که این‌ها اساساً با نظام هستی هماهنگی ندارند. بعد از یک مدت مشکلات و مفاسد و معایب آن‌ها را از درون، دقت کنید چی دارم می‌گویم، از درون منفجر می‌کند و نابود می‌کند، نه از بیرون با یک حمله مثلاً فرض بفرمایید مثل کشور به کشور دیگر را می‌گوید. نه، شما منتظر باشید، شاهد خواهید بود، همانطور که در مورد نظام سوسیالیسم دیدیم ما، در کمونیسم دیدیم، در بلوک شرق که آن هم مادی‌گراست، آن هم غربی هستش، حالا اسم شرقی است، ولی بر اساس تمدن مادی سرمایه بنیان گذاشته شده. در نظام تمدن غربی هم شما خواهید دید که تمدن غرب چون غلط است، چون اشتباه است، با هستی و چون هماهنگ با عصر طبیعت و هستی نیست، نابود می‌شود از درون به زودی. این را شما الان که علائمش که کاملاً مشهود هستش و اتفاق حتماً خواهد افتاد. شخصیت کافر هم همینطور. کافر در نظام شخصیتی چون ارتباط و مشرک چون ارتباط با نظام هستی ندارد، معنای واقعی هماهنگ با توحید نیست، خود به خود در تمام شئون زندگیش اعم از معنوی، فردی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، نابود خواهد شد، محکوم به فنا هستش. خب این را خوب دقت بکنید تا برویم سراغ آیات شرک. صلوات ختم بفرمایید.

آیات قرآن درباره کفر، شرک و ظلم

«سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَکُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِینَ»
خوب دقت کنید، با سه تا اصطلاح ما اینجا روبرو شدیم: کفر، شرک، ظلم. «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» شرک ظلم است. ظلم یعنی چی؟ در مقابل عدل بود دیگر. عدل یعنی اینکه امور سر جای خودش باشد. شرک یعنی ظلم، یعنی سر جای خودش نباشد، بی‌تعادلی. شرک چرا ظلم است؟ چرا ظلم شرک؟ چرا ظلم عظیم است؟ بی‌تعادلی مگر سر جای خودش نیست اعتقاد، بینش. چطوری به دروغ می‌گویی در مقابل هستی مطلق یک هستی دیگر هم هست؟ خب غلط است دیگر. در مقابل الله یک اله دیگر، یک خدای دیگری هم هست؟ خب غلط است. ذاتش غلط است، یعنی محال ذاتی است. اینجوری بگویم دیگر، محال ذاتی است شرک. کفر هم محال ذاتی هستش.

اضطراب کافران و مشرکان

حالا می‌فرماید که: «سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ» کفار همیشه یک چیزی لازمه زندگیشان است، همیشه آن چیست؟ اضطراب. انسان به محض اینکه از الله ببرد، مرکز آرامش و پشتیبانی و قدرت انسان هست، هستی تو وابسته به اوست. به محض اینکه ببرد، رعب می‌آید مثل بچه. بچه‌ها در توحید خیلی قوی هستند. بچه‌ها در نظام توحیدی یعنی می‌فهمد که در بین این جمعی که هستش، هیچ‌کس مثل پدر مادرش نیست برایش. هیچ پشتیبانی غیر از پدر مادر نیست. بقیه ممکن است عمو، عمه، خاله دوستش دارند، اما بچه در نظام فطری خودش متوجه می‌شود تنها کسی که می‌تواند همیشه کامل از او پشتیبانی بکند در هر شرایطی که پدر و مادر. توحید را از بچه‌ها یاد بگیرید. یک لحظه از پدر مادر جدا می‌شوند، بچه‌ها حالشان خراب است، گریه می‌کنند، ناراحتند، گرفتارند. این خیلی مهم است. انسان به محض اینکه از اصل خودش بریده بشود، اضطراب می‌آید سراغش. بچه‌ها را دیدید؟ همین چند روز پیش من در حرم یک دفعه دیدم آن موقع که حرم باز بود، یکی دو ماه پیش در حرم یک بچه‌ای خیلی شدید گریه می‌کند. باباش را گم کرده بود. حالا واسه همه بودی، همه من بودم، کسای دیگر بودند، آرام نیست این بچه، دارد گریه می‌کند، باباش را می‌خواهد. چقدر دلداری بهش بدهی، چقدر سرش را گرم بکنی تا برسانیش به پدرش، تازه گریه‌هایش می‌افتد، قطع می‌شود.

ترس از ظهور امام زمان (عج)

کفر و شرک اینجوری است. کسی که پشتیبانی ندارد. کفر یعنی شخص می‌گوید که همه چیز خودم هستم. اصالت اگزیستانسیالیسم، اصالت انسان در مقابل خدا. همه چیز انسان است. خب وقتی همه چیز خودت هستی، تو این عالم وحشی، پر تصادف، پر احتمال، پر تصادم، پر دشمن، پر حریف، پر خطر، دائماً لازمه قلب کافر ترس است. «سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ» این لازمش است. یک رعب ویژه هم داریم ما، این رعب بالاتر است. این آن موقعی است که در مسیر حرکتشان در مقابل با مؤمنین قرار می‌گیرند. آن یک ترس جداگانه است. در مقابل آن چیزی که شما از نظام استکباری الان در مقابل نظام الهی همین است که کفار، منافقین، مشرکین در برخورد با ظهورات الهی ترس همیشه دارند، رعب دارند. ترس وجودشان همیشه هستش. در دعا در مورد امام زمان علیه السلام داریم: «اللهم انصر امام زماننا بالرعب» خدایا امام زمان را با رعب یاری کن. همین است. یکی از قدرت‌های عظیم منجی بشریت و موعود ادیان رعب است که وقتی ظهور می‌کند، ظهور نکرده، شما نگاه کنید ۲۰۰ ساله دارند علیهش فیلم می‌سازند. هنوز ۲۰۰ قصه‌گویی می‌کنند. حالا تاریخ فیلم‌سازی کمتر از ۲۰۰ سال است، اما قصه‌گویی دارند می‌کنند، کار دارند می‌کنند در موردش، کتاب می‌نویسند، علیهش دارند بسیج می‌شوند، می‌ترسند. فرعونیان که فرعون شنیده بود قرار است موسایی بیاید، سال‌های سال هرچی پسر بود می‌کشت. رعب دیگر. بهش گفته بودند او قطعاً خواهد آمد و قطعاً تو را نابود می‌کند. حالا از ترسش یک امام زمان اینجوری. ببینید چقدر فیلم می‌سازند علیه حضرت، جبهه تشکیل می‌دهند علیه آمدنش، ده‌ها میلیون رتبه در دنیا سازماندهی می‌کنند برای مقابله با او. رعب. هنوز نیامده اینجوری. وقتی بیاید دیگر چه خبر خواهد بود. آن‌ها بهتر از خیلی از ماها می‌دانند که او خواهد آمد. کتاب‌های دینی، کتاب‌های خودشان که بهش کفر ورزیده‌اند، هم به پیغمبرش هم به آن کتاب‌ها کفر می‌ورزند، پر است از این مطالب. اگر نمی‌دانستند که فیلم علیهش نمی‌ساختند، با اسم، با مشخصات فیلم علیهش نمی‌ساختند.

شرک، دروغ و بی‌دلیل

چه چیزی؟ قرآن می‌گوید شما این کار را خواهیم کرد. به هر حال در دل کسانی که کفر ورزیده‌اند وحشت خواهیم انداخت، زیرا چیزی را با خدا شریک «مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا» خوب توجه کنید، خیلی. چیزی را پذیرفتند، با خدا شرک کردند که حقیقت و خداوند دلیلی بر او نفرستاده، نازل نکرده. یعنی چی خداوند نازل نکرده؟ نظام هستی چیزی را قبول نمی‌کند. چرا دلیل ندارند؟ چون نظام هستی غیر وحدت را نمی‌پذیرد. خود هستی حاکی از وحدت هست. خود هستی دارد شهادت می‌دهد. «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ» خود هستی شهادت می‌دهد که شریک ندارد. لازم نیست کسی بگوید. خود هستی یعنی وحدت هستی، خود شهادت. در مقابل این وحدت قهاری، موجود دیگری وجود ندارد. هرچه است جلوه‌ها و ظهورات خود این هستی هستند. چیزی در مقابل وجود ندارد، مگر وجود چی؟ وجود طفیلی، وجود عرضی، نه وجود ذاتی. خیلی زیباست این آیه و خیلی تخصصی و دقیق است. «وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِینَ» جایگاه این‌ها آتش است و جایگاه ستمکاران چه بد است. خود خدا می‌گوید اگر خدا بگوید بد است، یعنی چه خبر است؟ ای خدا بگوید بد است. اینجا کلمه مشرکین و کافرین را برداشت، چی گذاشت؟ ظالمین را برداشت، چون کفر و شرک ظلم است، انحراف است، حق نیست، باطل است.

کفر مسیحیان و حرمت بهشت بر مشرکان

«لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ وَقَالَ الْمَسِیحُ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ» می‌فرماید که حتماً کافر شدند آن بخشی از مسیحی‌ها، اهل کتاب، گروهشان گفتند چی؟ گروهشان آمدند گفتند که «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ» الله همان مسیح بن مریم است و «وَقَالَ الْمَسِیحُ» در حالی که خود مسیح چی گفت؟ سلام الله علیه: «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ» ای بنی اسرائیل، بپرستید خدا را، رب من و رب خود شماست. مسیح حرفش این بود، حضرت مسیح علیه السلام. «إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ» هرکس شرک بورزد، با خدا چیزی را شریک بکند، خدا بهشت را بر او حرام خواهد کرد و ادامه همان حرف آیه قبلی: «وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ» ظالمین را و «وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ» ظالمین نصرتی نخواهند داشت، یاری نخواهند داشت.

شرک عملی و اخلاقی

آیه بعدی، خب آیه اولی که خواندم سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۵۱ بود. آیه دوم که خواندم در مورد بعضی از اهل کتاب و مسیحی‌ها سوره مائده آیه ۷۲ بود. آیه سوم که می‌خوانم برایتان سوره اسراء آیه ۳۹: «وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِی جَهَنَّمَ مَلُومًا مَدْحُورًا» می‌فرماید این سفارش از حکمت‌هایی است که پروردگار تو به تو وحی می‌کند که با خدا معبود دیگری را قرار ندهی وگرنه نکوهیده، محکوم می‌شوی و هم مطرود در جهنم افکنده خواهی شد. این توصیه خداست. البته این یک بخش، بخش شرک اعتقادی که خب در مسلمان‌ها نیست. مسلمان‌ها خدا را قبول دارند، الله را قبول دارند. فقط شرک عملی و شرک اخلاقی، آن بحث دیگری است که انسان در عمل می‌آید برای خیلی چیزها، برای خدا خیلی چیزها را می‌گذارد کنار، تأثیر خدا. مثلاً مثل اینکه انسان خیلی ریز هم هست، آنقدر ریز است، آنقدر ریز است که فرمود مثل مورچه سیاه روی سنگ سیاه در شب سیاه. چه جوری می‌شود تشخیص داده بشود؟ خیلی سخت است. همین که پیغمبرت به تو می‌گوید مهریه دختر را کم بگیر، همکلاس دارد، اعتبار آبرو می‌آورد، همه پشتوانه است، قوه برداشت دروغ در مقابل دین خدا. یک شرک. شرکی که تو مدرک تحصیلی و پول و ثروتت را یک چیزی به اسم آبرو قرار بدهی با اسم شخصیت قرار بدهی. شخصیت مال خداست. «وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» عزت مال خدا و رسول و مؤمنین است. تو وقتی خواستی کسب عزت از یک چیزی بکنی که خدا آن را مایه عزت قرار نداده، این تو فرهنگ دشمن تو هست که اینجور چیزها برای تو آبرو و آرامش خاصی از غیر الله آرامش بگیری، شرک است دیگر. خاصیت غیر خدا آرامش بگیری، شرک می‌شود دیگر. ما دچار این شرک‌ها هستیم و این هم تبعات تو زندگی ما می‌گذارد، خیلی جا سر ما را می‌گذارد به سنگ و گرفتاری ایجاد می‌کند. انسان تا آخر عمرش هم مؤمن مشرک است. قرآن هم دارد این تعبیر را: مؤمن چی؟ مؤمن مشرک. ظاهراً مؤمن، اما باطن قضیه چیست؟ شرک می‌ورزد. برای همین هم قرآن دائماً ما را به درجه بالاتری از ایمان، یعنی فاصله گرفتن از شرک دعوت می‌کند.

ایمان و دوری از شرک

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا» ای کسانی که ایمان آوردید، ایمان بیاورید. یعنی چی؟ یعنی از شرک فاصله بگیرید. با اینکه مؤمنید، خدا تأیید کرده خودش، تأیید می‌کند خدا. ببینید می‌گوید من امضا می‌کنم ایمان شما را، اما شما تو این ایمان هنوز دلتان به غیر من هم خوش است. دلتان هنوز دنبال کسب آرامش از غیر من هم هستید. هنوز به دنبال کسب آرامش از عواملی، کسب عزت، کسب آرامش، کسب اعتبار از چیزی غیر از من هستید. پس این‌ها را رها بکنید. «آمِنُوا» ای کسانی که ایمان آوردید، ایمان بیاورید. این از شرک فاصله بگیرید. باز قرآن می‌گوید چی؟ چنین و چنین و چنان چنان خدا «زَادَتْهُمْ إِیمَانًا» ایمانشان را زیاد می‌کند. یعنی چی؟ یعنی ایمان دارند، زیاد می‌شود. یعنی چی می‌شود؟ یعنی از شرک فاصله می‌گیرد، از شرک عملی، از شرک‌های اخلاقی فاصله می‌گیرند، می‌آیند. ببینید می‌گوید که وقتی بهشان می‌گویند دشمن می‌خواهد همه شما را، دشمن می‌خواهد حمله کند، همه‌تان را نابود کند، این‌ها تازه ایمانشان ترس ندارند. وقتی می‌شنوند دشمن می‌خواهد آماده بشود نابودشان کند، خوشحال‌تر هستند. یک عده قلیلی. طالوت راه افتاد، یک عده مشرک بودند، یک عده اعتقادشان ضعیف بود. بهشان گفت آب نخورید، آب خوردند. بهشان گفت یک کف بخورید، زیاد خوردند، ولی آن‌هایی که نخوردند، گفت دست به این آب نزنید، نخوردند. «فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِیلًا» همه خوردند جز عده قلیل. چی گفتند؟ آن‌هایی که آب خورده بودند ترسیدند همه از دشمن. شرک اینجا می‌آید سراغ انسان. آن‌هایی که آب خورده بودند همه از دشمن ترسیدند که ما نمی‌توانیم. «لَا طَاقَهَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ» ما نمی‌توانیم. آن‌هایی که آب نخورده بودند، آن‌هایی که به لقاء پروردگار ایمان داشتند، «کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ» آن‌ها گفتند نه بابا این حرف‌ها چیست؟ ما یک خدا داریم. موسی چی گفت؟ «إِنَّمَا هُوَ» یک خدا با من است. یک خدا. مؤمن اینجوری است. این شرک‌ها را که حالا باید در موردش جداگانه صحبت بشود. توحید پس وقتی بحث توحید هستیم، ما توحید را در مقابل شرک اعتقادی، اخلاقی و عملی مطرح می‌کنیم که ما در عمل خیلی‌هایمان مشرک هستیم و از دایره توحید خارج می‌شویم.

شرک و شکست مؤمن

کدام یک از علما می‌گفتش که من وقتی که با امام، یک موقع به امام گفتم که خیلی خوب شد، حوزه علمیه قم قوی شد، زدیم روی دست نجفی‌ها. در حدیث داریم علم از نجف رهبر می‌بندد در کجا مستقر می‌شود؟ در قم مستقر بشود. شما فکر کنید چقدر عالم اینجوری امتحان دادند و بد پس دادند امتحان‌هایشان را. چقدر عالم نجف کردم با همدیگر. توحید یعنی این. برای چی؟ غلبه کردیم به نجف دیگر. الان خیلی آمده توی نجف. دیگر نجفی‌ها در مقابل قیافه چون قبلاً نجف بود دیگر. همه علما از قم می‌رفتند کجا باید تکمیل می‌شد؟ نجف. بعد قم قوی شد. امام فرمود شما از دایره توحید خارج شدید، چون مشرکید. مگر قم و نجف معنا دارد؟ مگر عرب و عجم معنا دارد؟ اینجا و آنجا معنا دارد؟ فکر وحشتناکی است که انسان اینجوری فکر بکند و این باعث شکست مؤمن می‌شود و شکست جبهه ایمان می‌شود. به محض اینکه شرک آمد سراغت، منم و تویی کردی، هی منم و تویی، نابود می‌کند انسان را. خیلی انسان دقت بکند. پس این سه تا آیه، روایت زیاد که حالا بگذاریم برای بعدی. یک روایت هم برایتان بخوانم که حدیث هم خوانده باشیم، بحث خاتمه.

عدم محاسبه مشرک در قیامت

از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «اللهم صل علی محمد و آل محمد. إن الله عزوجل یحاسب کل خلق إلا من أشرک بالله، إنه لا یحاسب یوم القیامه و یؤمر به إلی النار.» خداوند تبارک و تعالی روز قیامت همه بندگانش را محاسبه می‌کند، مگر مشرک را. محاسبه نمی‌کند. چرا؟ محاسبه نمی‌کند. بگویید ببینم. جهنم آره، ولی چرا؟ چرا محاسبه نمی‌کند خدا؟ چون هیچی نداشته، اصلاً قابل مثل کافر می‌ماند، قابل محاسبه نیست. یک کسی که اعتقادی نداشته، خدا به قیامت منکر اینجا بوده، این چیزی ندارد که بخواهید محاسبه بشود. «یؤمر به إلی النار.» البته چرا مثلاً کافر محاسبه‌اش اینجوری هستش، می‌خواهیم محاسبه کنیم. بالاخره ظلم‌های زیادی مرتکب شده، قتل‌ها، جنایت‌ها، ظلم‌های زیادی مرتکب شده. حالا گناه‌های مظلوم و مظلوم‌ها ممکن است گناهی مرتکب شده باشند. یک سهمی از عذاب و مظلوم‌ها دارند دیگر. خدا مظلوم‌ها را گناهش را می‌گذارد گردن این کافر. آن‌ها را نجات می‌دهد که مظلوم بودند و گناهکار هم هستند. سهم عذاب آن‌ها را می‌دهد به کی؟ به کافر. البته در این جهت کافر و مؤمن هم ندارد. دو تا مؤمن هم که مؤمن هم هستند، روز قیامت یکیشان ظالم است، یکیشان مظلوم است. عبادت‌های ظالم می‌رود به مظلوم. گناه مظلوم می‌رود به کی؟ می‌دهد به ظالم. این هستش. فیلم مشرک اینجوری. محاسبه هم بخواهد بشود، چرا باید جواب بدهد؟ مثلاً به یک عالم آدم مرتکب شده، کرونا را فرستاد تو بین مردم و این همه جنایت مرتکب شده، ده هزار نفر بالای حالا برو تا صد هزار نفر و بالاتر کشته شدند. این یعنی چقدر فقیر شدند؟ چقدر گرفتاری‌ها پیش آمده؟ این کسی که این ویروس را ساخته و امر کرده به ساخت این ویروس و توزیع این ویروس، فردا قیامت می‌خواهد چه جواب بدهد؟ یا بیماری‌های دیگر یا جنایت‌های دیگر. من بمب اتم چی چی چی چی چی؟ جواب بدهند دیگر. گرفتاری دارد. پس می‌فرماید که: «إلا من أشرک بالله» مگر کسی که شریکی، چون دروغ بوده، اصلاً اساساً با دروغ زندگی کرده. «لا یحاسب یوم القیامه و یؤمر به إلی النار» اصلاً محاسبه نمی‌شود روز قیامت و امر می‌شود او را یک راست به جهنم ببرند.

تغییر روایت‌ها را هم می‌گذاریم برای جلسه بعد. بحث بعد هم بحث ارتداد را داریم که این‌ها گفتم یکی بحث نظام فردی هست، یکی بحث تمدنی هستش. در بحث تمدنی شما باید دقت بکنید، چون ما الان در حال شکل‌گیری تمدن نوین الهی هستیم در مقابل تمدن کفرآمیز. مباحث اعتقادی فوق‌العاده مهم است. شما اگر این را ندانید، نمی‌توانید هیچ ارزیابی از شیوه مقابله این دو تمدن و عاقبت این‌ها داشته باشید. برای بحث اعتقادی فوق‌العاده مهم است و باید بداند که در نبرد بین دو تا تمدن‌ها باید چگونه موضع‌گیری بکند و رفتارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، خانوادگی، تربیتی، اخلاقی این‌ها باید چگونه باشد که در مقابل با تمدن کفر و فرهنگ مدرنیته قرار بگیرد که ان‌شاءالله به موقع خودش در این باره هم سخن خواهیم گفت.

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
شب جمعه است. برای خوشنودی الله تبارک و تعالی، برای هدیه محضر مقدس همه انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، هدیه به روح همه مؤمنین، مسلمین، بد وارثان، بیمارستان، صلوات بلند ختم بفرمایید.
این برای آن طرفی‌ها بود، برزخ. برای این طرفی‌ها عده‌ای وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام، تعجیل در فرجشان، خوشنودشان، خوشنودشان از همه ما. برای پیروزی، برطرف شدن همه موانع ظهور حضرت، پیروزی جبهه ایمان، کفر، نابودی کفار، برای خیر و برکت و سلامت و سعادت مؤمنین، مسلمین و مردم روی زمین و نجاتشان، صلوات بلند ختم بفرمایید.

خلاصه

جملات ناب

  • تعطیلی مساجد در حالی که سایر اماکن عمومی باز هستند، توجیهی ندارد، زیرا مساجد منبع خوراک معنوی و ارتباط انسان با غیب هستند.

  • هر موفقیتی که جمهوری اسلامی در این چهل سال داشته، به برکت معنویت و اتصال مردم با غیب بوده است.

  • بی‌توجهی به جنبه معنوی حیات انسان، اخلاقاً کار درستی نیست.

  • آمار رسمی نشان می‌دهد که خطر شیوع کرونا در حمل و نقل مسافر (۲۵ درصد) بسیار بیشتر از حرم‌ها (زیر ۱ درصد) و مساجد (۷ درصد) است.

  • کفر فردی و شرک و استکبار، انسان را به جهنم می‌کشاند.

  • در دوران کنونی، فرهنگ کفر، شرک و مدرنیته با طمع جهانی‌سازی و ابزارهای قدرتمند، در پی حاکمیت بر جهان است.

  • شناخت کفر، شرک، ارتداد و استکبار برای جامعه اسلامی که بنیانگذار تمدن نوین اسلامی خواهد بود، بسیار مهم است.

  • تمدن کفر رفته‌رفته نابود می‌شود و تمدن ایمانی و الهی سرکار خواهد آمد.

  • کافر در لحظه مرگ، به عذاب و عقوبت الهی بشارت داده می‌شود، در حالی که مؤمن به بهشت بشارت داده می‌شود.

  • کافر بدیهی‌ترین امور را انکار می‌کند و استدلال‌هایش بر اساس توهمات است، نه عقل.

  • حسرت و پشیمانی کافر در روز قیامت به حدی است که آرزوی ورود به جهنم را می‌کند تا از آن صحنه وحشتناک رهایی یابد.

  • آنچه انسان در فضای برزخی مصرف می‌کند، از جمله جا، مسکن، احترام و آرامش، باید از دنیا با خود ببرد.

  • سرمایه حقیقی انسان در آخرت، ایمان، عمل صالح، صدقات و مبرات است.

  • دنیا بهشت کافر، قبر زندانش و آتش جایگاه ابدی اوست.

  • شرک، اعتقاد به شریک برای خداوند در کارهای الهی است که می‌تواند اعتقادی یا عملی باشد.

  • خداوند در قرآن خود را وجود جاری در همه اشیاء، خالق هر چیز، حیات‌بخش و تدبیرکننده همه چیز معرفی می‌کند.

  • هستی مطلق و بی‌نهایت است و امکان ندارد هستی ترک، سوراخ یا دوگانگی داشته باشد؛ هستی یکپارچه و بسیط است.

  • شرک ذاتاً محال است، زیرا در مقابل هستی مطلق، هستی دیگری وجود ندارد که شریک خدا باشد.

  • شرک یک دروغ، حماقت و بی‌عقلی است که انسان را غلط تربیت می‌کند و بنای فکری و عملی او را بر باطل می‌نهد.

  • تمدن‌های مبتنی بر کفر و شرک، چون با نظام هستی هماهنگ نیستند، از درون منفجر و نابود خواهند شد.

  • کفار و مشرکان همیشه با اضطراب زندگی می‌کنند، زیرا از منبع آرامش و قدرت حقیقی (الله) بریده شده‌اند.

  • یکی از قدرت‌های عظیم منجی بشریت (امام زمان عج)، رعبی است که در دل دشمنان می‌اندازد.

  • شرک، ظلمی عظیم است، زیرا امور را از جایگاه حقیقی خود خارج می‌کند و بی‌تعادلی ایجاد می‌کند.

  • خداوند بهشت را بر هر کس که شرک بورزد، حرام کرده است.

  • شرک عملی و اخلاقی، حتی در میان مؤمنان نیز وجود دارد و باعث می‌شود انسان از دایره توحید خارج شود.

  • خداوند همه بندگانش را در قیامت محاسبه می‌کند، مگر مشرک را، زیرا او چیزی برای محاسبه ندارد و یک راست به جهنم می‌رود.

  • در نبرد بین تمدن‌ها، مباحث اعتقادی فوق‌العاده مهم است تا بتوانیم موضع‌گیری صحیح و رفتارهای هماهنگ با توحید داشته باشیم.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه