خانواده آسمانی – جلسه 489

متن کامل جلسه

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره سخن‌چینی بود یک تتمه‌ای از بحث باقی مانده بود که آن را هم امروز عرض می‌کنیم ان‌شاءالله از هفته دیگر در بحث از روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر به سراغ موضوع جدیدی خواهیم رفت.

عواقب سخن‌چینی از دیدگاه امام صادق (ع)

روایتی هست از امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید که: «مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِن رِوَایَهً یُرِیدُ بِهَا شَیْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوَّتِهِ لِیَسْقُطَ مِنْ أَعْیُنِ النَّاسِ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَایَتِهِ إِلَى وَلَایَهِ الشَّیْطَانِ فَلَا یَقْبَلُهُ الشَّیْطَانُ» در روایت داریم یک سوم عذاب قبر عذاب برزخ، برزخ که می‌دانید یعنی چی؟ یعنی از دَمِ وفات تا قیامت، ببینید چقدر می‌شود، تا قیامت فاصله‌اش چقدر است.
اگر این روایت درست باشد چون در روایت داریم، حالا اگر که نه، حتماً درست است، اگر این روایت را مبنا بگذاریم که عمر دنیا صد هزار سال هست 20 هزار سالش برای دشمنان اهل بیت است 80 هزار سالش یعنی چهار برابر برای اهل بیت است.
حکومت اهل بیت هنوز در دنیا شروع نشده حکومت اهل بیت با آمدن امام زمان (علیه السّلام) شروع می‌شود چهار برابر مدتی که دنیا عمر کرده این همه سلاطین و حکما و حکام و کسان دیگر آمدند چهار برابر آن ائمه حکومت دارند روی زمین تا قیامت، چون بالأخره طبق باورهای ما هم در قرآن هست هم در روایات جزء مسلمات ما رجعت ائمه داریم ائمه به این دنیا برمی‌گردند بعد از امام زمان حکومت می‌کنند.
خب حالا وقتی می‌گوییم (برزخ)، برزخ هنوز یک کسی بمیرد آنهایی که مردند از زمان حضرت آدم تا الان در برزخ هستند هر کس هم الان می‌میرد باز در برزخ است تا امام زمان بیاید.
امام زمان که بیاید طبق این روایت که مرحوم علامه نقل کرده قطعاً هم روایت درستی هست 80 هزار سال طول می‌کشد تا عمر دنیا تمام بشود قیامت می‌شود این یکی از ملاکها هست یک جور تخمین زدن هست.
حالا یک کسی که به برزخ می‌رود جهنمی هست در برزخ می‌رود گرفتار عذاب می‌شود بعضیها تا قیامت عذاب دارند بعدش هم گرفتاری دارند بیشتر عذابها برای مسأله زبان انسان هست روایتهایش را خواندیم بیشتر گرفتاریهایی که آدم در جهنم در برزخ پیدا می‌کند حتی در دنیا پیدا می‌کند فشارهایی که در دنیا می‌بیند مشکلاتی که در دنیا می‌بیند مربوط به درست به کار نبردن زبانش هست.
طلاقها اکثر قریب به اتفاقشان برای این هست که طرفین بلد نیستند با هم حرف بزنند دعواها، عقده‌ها، کینه‌ها، جنگها همه برای این هست که از زبان خوب استفاده نمی‌شود.
حضرت فرمود یک سوم عذاب برزخ عذاب قبر فقط برای سخن‌چینی است، نه غیبت، تهمت، دروغ، مردم‌آزاری و سرزنش کردن آنها سر جای خودش، نه فقط سخن‌چینی یعنی اینکه انسان یک حرفی را از یک نفر بشنود ببرد جای دیگر بیان کند یعنی امانت مجلس را رعایت نکند «المجالس بالأمانه».
هر جایی که انسان می‌نشیند با یک کسی حرف می‌زند لازم نیست یک کسی به تو بگوید ببین تو رو خدا این حرفهایی که به تو زدم جای دیگر نگویی، مدیونی جای دیگر بگویی، این باید یک راز باشد بین من و شما، اصلاً اینطور نیست.
شما با خانمت با بچه‌ات با هر کس با دوستت داری صحبت می‌کنی هر جا سخنی زده می‌شود برای همان مجلس است همان جا هم باید دفن بشود اگر یک کسی چیزی را رازی را حرفی را برای خودش یا برای کس دیگر می‌برد جایی نقل می‌کند باید خیلی حواسش جمع باشد.
سخن‌چینی می‌گوید یک سوم عذاب برای این است، برای این کار وحشتناک است چون چقدر فتنه و مصائب ایجاد می‌کند مصائبش را هم خدمتتان جلسات قبل گفتیم. حالا ببینید چیزی در مورد سخن‌چینی هست که در مورد چیزهای دیگر در روایات شما نمی‌بینید شاید اگر باشد از بین هزاران هزار خصلت یکی دوتا خصلت شاید بشود پیدا کرد که شما در موردش یک همچین چیزی را می‌شنوید که الان می‌خواهم برای شما بخوانم.

خروج از ولایت خدا و عدم پذیرش شیطان

حدیث این بود از امام صادق (علیه السّلام) هر کس که علیه یک مؤمن یک کلامی را بگوید که بخواهد او را ضایع کند آبرویش را ببرد رسوایش بکند رازی را جای دیگر ببرد، بخواهد یک نقصی به شخصیت این ایجاد کند چون فرمود «المؤمن أعظم حرمه من الکعبه» حرمتش از کعبه هم بالاتر است.
حالا یک کسی برود با همسر که مؤمن است با شوهرش که مؤمن است با بچه‌اش که مؤمن است با خواهر و برادرش با دوستانش با اطرافیانش آنهایی که با مؤمنین سروکار دارند یک همچین کاری بکند.
می‌گوید هر کس «مَنْ رَوَى عَلَى مُؤْمِن» علیه یک مؤمنی برود یک کلامی بگوید «رِوَایَهً» یک چیزی را روایت کند بیان کند «یُرِیدُ بِهَا شَیْنَهُ» که بخواهد او را رسوا و بی‌شخصیتش بکند«وَ هَدْمَ مُرُوَّتِهِ» یعنی اعتبار این آدم را می‌خواهد از چشم دیگران بیاندازد یکی را می‌خواهد از چشم یکی دیگر بیاندازد.
می‌رود یک چیزی را نقل می‌کند یک چیزی را بیان می‌کند که نقیصه‌ای ایجاد کند این را خوب دقت کنید اگر یک کسی آمد علیه یک کس دیگر پیش شما یک چیزی گفت که بخواهد آن شخص را ضایع بکند یا خدای نکرده ما بخواهیم یک همچین کاری را علیه یک کسی بکنیم نحوه برخورد چطوری است.
«لِیَسْقُطَ مِنْ أَعْیُنِ النَّاسِ» که این شخص ساقط بشود از چشم مردم، زدگی نسبت به او ایجاد بشود، اعتبار و آبرو و عزتش و حرمتش شکسته بشود «أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ وَلَایَتِهِ إِلَى وَلَایَهِ الشَّیْطَانِ» می‌گوید خدا این شخص را از ولایت خودش خارج می‌کند، خیلی حرف است دقت کنید خدا رهایش می‌کند می‌گوید گمشو برو تو دیگر برای من نیستی چون خدا فقط ولایت مؤمن را قبول می‌کند.
«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» بقیه را قبول نمی‌کند، بقیه ولایتشان با کیست؟ با شیطان هست، می‌گوید خدا این آدم را از ولایت خودش خارج می‌کند یعنی دیگر رهایش می‌کند هیچ پشتیبانی ندارد هیچ حمایتی از طرف خدا نمی‌شود این را خوب دقت کنید. استاد ما می‌فرمودند که وقتی یک آدم از چشمت می‌افتد حواست باشد تو از چشم خدا می‌افتی.
این از چشم افتادن کار راحتی نیست آدم به این راحتی از فلانی بدم می‌آید از آن بدم می‌آید از این بدم می‌آید از او خوشم نمی‌آمد از او متنفرم، به این راحتی نیست یک کسی بسیاری از افرادی که از آنها بدمان می‌آید آدمهای ارزشمندی هستند پیش خدا، پیغمبر آن هم به چه کسی.
یعنی شما نگاه کنید به یک آدمی که خودش از اولیاء خداست در روایت داریم «منا أهل البیت» است آدم کمی نیست به اباذر می‌فرماید که اباذر در بین این جمع به نظر تو چه کسی از همه بهتر است؟ ابوذر می‌گوید فلانی، می‌گوید به نظر تو چه کسی از همه بدتر است؟ ابوذر می‌گوید فلانی، بعد پیغمبر می‌گوید ابوذر آن کسی که تو گفتی از همه بهتر است با بقیه جمع هیچ کدام به اندازه آن کسی که تو گفتی از همه بدتر است پیش خدا آبرو ندارد.
ما خیلی وقتها از آدمهایی بدمان می‌آید از آنها متنفر می‌شویم از پدرم بدم می‌آید از مادرم بدم آمده از همسرم بدم آمده از زنم بدم آمده از پدرخانم، مادرخانم، مادرزن، پدرزن، جاری، باجناق، از این یکی، از آن یکی، خیلی راحت مثل آب خوردن از فلانی بدم آمد این که دل آدم چرک می‌شود خیلی خطرناک است.
اینطوری نیست که آدم به همین راحتی یک کسی از چشم آدم بیافتد ما خیلی آنقدر خودشیفته و بی‌ظرفیت و کم ظرفیت هستیم به راحتی از خیلی از آدمها بدمان می‌آید حالا یک کسی می‌خواهد یک کسی را از چشم بقیه بیاندازد.
می‌رود یک چیزی علیه او می‌گوید، راست و دروغش مهم نیست اصلاً راست و دروغش مهم نیست راست باشد دروغ باشد، خب راست گفتم، راست هم گفته باشی خدا از ولایتش خارجت می‌کند یعنی از چشم خدا می‌افتی.
این را خوب دقت کنید نگوییم چرا ما در زندگی‌مان داریم یکسره نکبت و مشکلات و گرفتاری می‌بینیم دست به هر چیزی می‌زنیم خراب می‌شود سراغ هر چه می‌رویم خراب می‌شود چرا اصلاً مشکلات ما حل نمی‌شود چرا این همه گره در کار ماست خب ببینید ما خودمان یک بلاهایی سر خودمان می‌آوریم.
زن و شوهر دعوا کردند زن مقصر است بعد می‌رود علیه شوهرش یک عالم حرفهای بیخود می‌زند اگر این الان اینطوری کرده اینطوری بوده اصلاً هست، حق داری بروی جایی راجع به شوهرت صحبت کنی؟ راجع به مادرت، بچه‌ات، خواهرت؟
مرد خودش مقصر است سر تا پا تقصیر، می‌رود علیه زنش یک عالم حرفهای زشت و دروغ می‌زند که این را از چشم خانواده‌اش بیاندازد دخترتان اینطوری دخترتان آنطوری، یک عالم دروغ، از چشم بچه‌ها مادر را بیاندازد.
شاگرد را از چشم استاد بیاندازد استاد را از چشم شاگرد بیاندازد دوست را از چشم دوست بیاندازد غیبت بکند دو نفر را که به هم علاقه دارند نسبت به همدیگر متنفر بکند، این هست.
حضرت دارد قانون می‌گوید، این آب را الان اینجا گذاشتند، این آب است قانونش چیست؟ اگر یکجا بریزی آنجا را خیس می‌کند، آن را بخوری تشنگی‌ات برطرف می‌شود حضرت دارد قانون خلقت را می‌گوید، می‌گوید در قانون خلقت خدا نظام خلقت را اینطوری آفریده که یک کسی که می‌خواهد دیگران را از چشم دیگران بیاندازد از زیر چتر ولایت خدا خارج می‌شود این قانون است.
یعنی اینطور نیست اعتباری نیست یک امر حقیقی است. می‌گوید خدا او را از ولایت خودش خارج می‌کند، کجا می‌برد؟ می‌فرماید که: «إِلَى وَلَایَهِ الشَّیْطَانِ» می‌گوید این را می‌برد تحت ولایت شیطان، می‌گوید این برای تو، آدم تحت ولایت شیطان از سر کجا در می‌آورد؟ از کجا در می‌آورد که تحت ولایت شیطان باشد دنیایش چطور می‌شود آخرتش چطور می‌شود.
ولی حالا اینجا را گوش کنید می‌فرماید که: «فَلَا یَقْبَلُهُ الشَّیْطَانُ» شیطان هم قبولش نمی‌کند شیطان هم این را قبولش نمی‌کند یعنی شیطان چه کسانی را قبول کرده این را قبول نمی‌کند آدم یکذره فکر کند که سخن‌چین چقدر منفور پیش خدا است حتی پیش شیطان.
راحت می‌تواند برود علیه یک کسی پشت سر یک کسی حرف بزند یک خبری را ببرد. نفس سخن‌چینی اینطوری هست بعضیها واقعاً لذت می‌برند از اینکه یک کسی از چشم خیلیها بیافتد بعضیها واقعاً از محبوبیت و اعتبار بعضیها رنج می‌برند حسادت می‌کنند همه اینها برای بی‌شخصیتی خودمان است.
آدمی که خودش بی‌شخصیت است نمی‌تواند اعتبار و شخصیت کسان دیگر را بپذیرد آدم بی‌آبرو و حقیر و پست، بزرگی را نمی‌توانند در کسان دیگر ببینند محبوبیت و عزت را در دیگران نمی‌توانند ببینند اصلاً سختشان است که یک کسی عزیز و محبوب و معتبر و آبرودار باشد دیدن اینها اذیتش می‌کند.
یعنی اگر ببیند جاری از پیش این در فامیل در بین این چندتا عروس این جاری از همه عزیزتر است این داماد از همه عزیزتر است تحمل نمی‌کند یکطوری تلاش می‌کنند که این را در فامیل ضایعش بکنند پیش خانواده همسرش، خانواده خودش.
یک برادر از همه برادرها بهتر، یک خواهر از همه خواهرها آبرومندتر و محبوب‌تر، نمی‌تواند طاقت بیاورد یک دوست در بین دوستان؛ خیلی حرف است امام صادق می‌فرماید که شیطان هم این آدم را قبول نمی‌کند، پس کجا برود؟!

سخن‌چینی و عذاب برزخ

حالا فهمیدید که چرا یک سوم عذاب برزخ برای فقط سخن‌چینی هست ثلث عذاب قبر برای این است یعنی آدمی که دهانش لق است آدمی که امانتدار نیست هر چه بین خودش و دیگران گذشته می‌رود جای دیگر نقل می‌کند ببین چه بلایی سر خودش و چه بلایی سر دیگران می‌آورد.
فرمود خودش را نابود می‌کند آن کسی که آبرویش را دارد می‌برد می‌کُشد، آن کسی هم که دارد به او خبر می‌دهد کسی که شنونده است او را هم نابود می‌کند. در سخن‌چینی شرط دروغ و راستش نیست یعنی شما وقتی که راست هم می‌گویی، می‌گویی راست گفتم غیبت که نگفتم یک همچین چیزی بین ما رد و بدل شد من هم خدمت شما گفتم.
نه صدقش هم غلط است، نگاه کنید چند تا روایت در این زمینه هست «أکذِبِ السِّعایَهَ و النَّمیمَهَ ، باطِلَهً کانَت أو صَحیحَهً» تکذیب کن سخن‌چینی و بدگویی را چه درست باشد چه غلط؛ اگر کسی بخواهد بشنود و تأیید کند یا باور کند اینجا خطرناک است اینجاست که هلاکت سراغ آدم می‌آید.
قبلاً خواندیم از پیغمبر که هر کس بخواهد بد برادرش را بگوید که او را از بین ببرد و نابودش کند خدا همه اعمال او را از بین می‌برد تمام اعمال و کارهای خیر او از بین می‌رود و می‌فرماید: «جَعَلَهُ اللّه ُ تعالى مَع هامانَ فی درَجَهٍ فی النّارِ» خداوند او را با هامان، هامان را که در قرآن دارید شریک جرم چه کسی است؟ فرعون است، در جهنم هم درجه اوست.

تجاوز به حریم شخصی و عواقب آن

پس این را دقت کنید بحث سلوک بحث مهمی است اینطور نیست که آدم زبانش را باز کند این روح تجاوز انسان را بدبخت می‌کند قبلاً در مورد تجاوز مفصل توضیح دادیم به مباحث مخصوص شاید شش هفت جلسه راجع به انواع تجاوز صحبت کردیم تجاوز چشمی، گوشی، فکری و ذهنی.
طرف خانمش دارد با یک کسی صحبت می‌کند، گوش می‌کند ببیند خانمش چه می‌گوید، از اینجا فاجعه شروع می‌شود، حق نداری تیز شوی ببینی خانمت دارد با چه کسی صحبت می‌کند، شوهرت با چه کسی دارد صحبت می‌کند، بچه‌ات به فلانی چه گفت.
از این تجاوز بدتر اینکه وقتی تلفن تمام شد بگویی چه کسی بود؟ چه می‌گفت؟ طرف دارد با مادرش، حالا فهمیدی که دارد با مادرش صحبت می‌کند، چکار داری بین یک مادر و فرزند، یک مادر و دختر، یک مادر و پسر چه چیزی دارد می‌گذرد.
چون تو داماد هستی چون تو عروس هستی فکر می‌کنی حق داری بدانی زنت به مادرش چه چیزی داشته می‌گفته، ممکن است مادرش راجع به خواهرش داشته صحبت می‌کرده، راجع به آن یکی برادر داشته صحبت می‌کرده، مادر داشته راجع به پدر صحبت می‌کرده، یک مشکلی برای خود مادر پیش آمده، به ما چه.
اینکه ما حق نداریم تجاوز کنیم به حریم شخصی افراد، نباید سؤال کنیم چه می‌گفت، این یعنی چی، این یک تجاوز است یعنی تو چه حقی داری این سؤال را می‌کنی که این چه می‌گفت، فلانی با تو صحبت می‌کرد چه می‌گفت؟
این یک جنایت است یک خودشیفتگی وحشتناک است که من فکر می‌کنم حق دارم بدانم که مثلاً خانمم با چه کسی صحبت می‌کرده چه می‌گفته، شوهرم با چه کسی صحبت می‌کرده چه می‌گفته، برادرم، پسرم، دخترم با چه کسی صحبت می‌کرده چه چیزی بین آنها رد و بدل شد حق نداری این کار را بکنی.
ما از اینجاها داستان شروع می‌شود که بعد سرک می‌کشیم در کار بقیه و فکر می‌کنیم که باید همه چیز همه چیز را بدانیم بعد دیگران هم بیایند حالا که اینطوری هست بگذار برایش بگویم جالب است، می‌دانی چه کسی بود زنگ زده بود، (حواست باشد چه چیزی داری می‌گویی)، می‌دانی چه می‌گفت؟
می‌گوید آخه دختر من خوشش می‌آید این حرفها را بشنود شوهر من زن من خوشش می‌آید بگذار یک فضولی کند یک چیزی بگوید، یک موضوع شخصی است با تو حرف زده، ممکن است راضی هم باشد تو اصلاً حق نداری بگویی، نه تو حق داری بگویی فلانی زنگ زد فلان حرف را زد، نه حق داری که تو بگویی چی می‌گفت.
اینها تجاوزات وحشتناکی هست که ما به حریمهای انسانها می‌کنیم این هاری و تندی و تجاوز و درنده‌گی هست که امام رضا (علیه السّلام) ما را از آن برحذر داشته.

داستان برده سخن‌چین

نوشتند یک بنده خدایی می‌خواست برود بَرده بخرد آن صاحب بَرده، (قدیمها بَرده می‌فروختند) فرهنگ برده‌داری در طول تاریخ بوده در تمام کشورها چیزی به اسم برده‌داری هم کنیزفروشی، هم برده‌داری خانمها و آقایان را می‌فروختند.
در زمان اسلام و قبل از اسلام هم قرنها همیشه همینطوری بوده هزاران سال همیشه بوده در آن جزیره العرب و محل نشو اسلام هم بوده اسلام هیچ وقت برده‌داری را تأیید نمی‌کند.
اینکه در روایات در فقه ما برایش قانون گذاشتند چون اسلام می‌دید اگر بخواهد یکدفعه برده‌داری را حرام کند هیچ کس زیر بارش نمی‌رود بعد هم میلیونها برده بی‌صاحب می‌شوند، می‌میرند، نه صاحب دارند نه سرپناه دارند نه غذایی دارند نه لباسی دارند تکلیف اینها چه می‌شود.
اسلام آمد قانون گذاشت ثواب اعلام کرد برای آزاد کردن برده‌ها، ثوابهای خیلی زیاد، بعد به مرور آهسته آهسته یک کاری کرد که اینها استقلال شخصیتی مالی پیدا کنند بتوانند ذره ذره جذب جامعه بشوند اینطوری اسلام برده‌داری را از بین برد در جامعه خودش، ولی الان جاهای دیگر هست خیلی جاها الان هنوز هم این داستان وجود دارد.
همین غربی که الان ادعای حقوق بشرش گوش فلک را کر کرده بعضی از شهرها بعضی از کشورها شما بروید آدم به شما می‌فروشند ویترینی است یعنی می‌روید نگاه می‌کنید می‌گوید این خانم مثلاً 20 سالش هست این آقا اینقدر سالش هست، آنجا می‌رود قراردادش را هم خودش امضا می‌کند بدبخت، چون او را آوردند که بفروشند.
هزاران زن و مرد را از جاهای دیگر می‌دزدند می‌آورند به هوای اینکه می‌خواهیم ببریم به شما کار بدهیم، می‌آورند آنها را می‌فروشند، این برده می‌شود هنوز هم هست.
یک کسی نگوید چرا در اسلام برده‌داری بوده، برده به اسلام ربطی ندارد از همیشه بوده اسلام آمده برایش قوانینی گذاشته که بعدها به مرور زمان چه بشوند؟ آزاد بشوند، امنیت جنسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، معنوی‌شان از بین نرود بتوانند با احترام آزاد بشوند.
حالا یک کسی رفته بود برده بخرد برده‌فروش می‌گوید این قیمتش این قدر است فقط یک عیب دارد همه چیزش خوب است یک عیب دارد، می‌گویند عیبش چیست؟ می‌گوید سخن‌چین هست، طرف می‌گوید این که چیزی نیست.
(این که چیزی نیست) شما نگاه کنید در این فامیلها و ارتباطات خانوادگی و فامیلی و اجتماعی چقدر طلاق، کینه، دعوا، زندان، قتل سر همین سخن‌چینی اتفاق افتاده که می‌گوید چیزی نیست.
اینکه می‌گوید خدا خارجش می‌کند از ولایت خودش به ولایت شیطان، شیطان هم او را نمی‌پذیرد یعنی فرد سخن‌چین، تو اگر می‌دانی فلانی سخن‌چین است حرف اینطرف و آنطرف دارد می‌برد این را نگه‌اش ندار در دستگاه و سیستم خودت نگه‌اش ندار.
اگر قرار است با او ازدواج کنی با او ازدواج نکن اگر آدم اینقدر بی‌شخصیتی است با او ازدواج نکن، این را داماد نگیر این را عروس نگیر چون فاجعه است وقتی در خانه و زندگی می‌آید اگر اینطوری هست حرف می‌تواند اینطرف و آنطرف ببرد یعنی خدا که قبولش نکرده شیطان هم قبولش نمی‌کند.
چطور تو این را می‌گویی این بشود شوهر، زن، عروس، داماد، کارمند من، چرا قبولش می‌کنی چرا در دستگاه خودت نگه‌اش می‌داری؟ چرا در دور خودت آدمهای اینطوری را نگه می‌داری؟
خلاصه می‌آید بعد از یک مدت می‌رود به زن می‌گوید که شوهرت با یک خانم دیگر ارتباط دارد من فهمیدم، او هم ناراحت می‌شود، می‌گوید اگر می‌خواهی مشکل را حل کنی من بلد هستم که چکار کنم یکطوری برایت سِحرش می‌کنم که دیگر حل شوی.
زن هم به جای اینکه در دهان این بزند که به تو چه ربطی دارد این مسأله، خوشحال می‌شود بعضیها اینطوری هستند خوششان می‌آید یک خبر اینطوری به آنها بدهند پیگیری می‌کنند و خلاصه می‌گوید برو شب دو سه تا تار موی شوهرت را با قیچی بچین یواشکی بیاور من می‌خواهم یک چیزی درست کنم زن می‌گوید باشد.
به مرد می‌گوید زنت با یک مرد دیگر ارتباط دارد حواست باشد می‌خواهد تو را بکُشد اموالت را بردارند و بروند دنبال عشق و حال خودشان، هوشیار باش یک موقعی بالای سرت نباشد.
مرد هم شب خودش را بخواب می‌زند هوشیار است خلاصه می‌بیند که زن با قیجی بالای سرش آمده مچ زن را می‌گیرد زن را می‌کُشد فامیل مرد هم می‌فهمند که این زن را کشته می‌ریزند این را می‌کشند این دوتا که کشته می‌شوند فامیل به هم می‌ریزند کشتار شروع می‌شود یعنی یک جنگ قبیله‌ای بلندمدت شروع می‌شود برای یک کلمه، فاجعه اینطوری می‌شود.

سخن‌چینی در رسانه‌ها و فضای مجازی

این یک چیزی هست که افراد اینطوری در جامعه ما الی ماشاءالله هستند همه جای دنیا هستند یک خبری را به دروغ نقل می‌کنند یعنی من یکی از معتبرترین خبرگزاریهای کشور را اسم نمی‌برم یک موقعی در روز می‌گویم مثلاً ده دقیقه بیست دقیقه اخبار این را مطالعه کنم ببینم چی هست.
اخبار جهان اخبار روز باید آدم آگاهی به زمانش داشته باشد مطالعه بکند که اطرافش چه می‌گذرد مثلاً در روز 15 دقیقه 20 دقیقه وقت می‌گذارم اینها را نگاه می‌کنم در حسینیه دارم می‌گویم یعنی فضای مقدس هیچ روزی نیست من اخبار این خبرگزاری معتبر را بخوانم یک خبر نداده باشد صد تا خبر می‌دهد از بین این خبرها هیچ روزی نیست که خبر بدهد یک خبری بدهد نه همه خبرها، 99 تا از آن درست است.
ولی حتماً یک خبری می‌دهد شما وقتی که اینطوری می‌زنی و می‌روی برای یک روز دو روز سه روز دیگر تکذیب می‌شود آن خبر راجع به یک مسئول سیاسی، فرهنگی، روحانی، ورزشی کشور، یک ورزشکار، یک هنرپیشه، یک قاری قرآن، یک خواننده، یک استاد، یک اقتصاددان، هر کس گفته می‌شود بعد علیه یک نهاد گفته می‌شود علیه یک سازمان گفته می‌شود بعد تکذیب می‌شود.
یعنی ما هر روز کمِ کم این را داریم حالا ببینید خبرگزاری، یک کسی روزنامه‌نگار است ببینید چه فاجعه روزنامه‌نگار است یک کسی مطبوعاتی است یک کسی در یک سایتی کار می‌کند یک کسی در فضای مجازی کار می‌کند ببینید چه فجایعی در این فضای مجازی می‌آورند و چه چیزهایی پخش می‌شود.

اشکال مختلف سخن‌چینی و اهمیت قلب

یا افراد سخن‌چینی دقت کنید به زبان نیست گاهی وقتها انسان با اشاره سخن‌چینی می‌کند با پیامک با رمز، با ضبط کردن صدای کسی، می‌گوید من حرف نزدم به خدا من اصلاً حرف نزدم راست هم می‌گوید قسم می‌خورد می‌گوید به این قرآن من حرف نزدم ولی صدایش را ضبط کرده رفته جای دیگر پخش کرده خودش حرف نزده ولی صدا را ضبط کرده رفته پخش کرده.
یواشکی با گوشیش فیلمبرداری کرده برده یک جایی پخش کرده کسی سر خودش را کلاه نگذارد که سخن‌چینی یعنی با زبان است من که با زبانم هیچی نگفتم. جنایتکار بدن نیست این یادتان باشد جنایتکار همیشه قلب انسان است قرآن هم می‌فرماید: «آثِمٌ قَلْبُهُ» کسی که قلبش گناه می‌کند.
همه کار چیست؟ اهل تقوا، صلاح، اهل فساد دل انسان است شخصیت یک کس دلش است مهم نیست با بدنش کاری کرده یا نکرده مهم این است در دل چه اتفاقی افتاده.
«آثِمٌ قَلْبُهُ» قلب گناه می‌کند بدن که کاره‌ای نیست زبان است اسیر این قلب است قلب این بدن بیچاره را به گناه می‌اندازد این دست و بدن و هیکل را به گناه می‌اندازد این که کاره‌ای نیست همه به شخصیت و روح آدم برمی‌گردد.
عزیزان اهل سنت در واقعه کربلا نوشتند یکی از چیزهایی که منابع اهل سنت روی آن خیلی تأکید دارند در واقعه کربلا این هست که هیچ کس در ماجرای کربلا دخالت نداشت مگر اینکه بعد از ماجرای کربلا به مصیبت عظیمی دچار شد.
حدیث شیعه برایتان نمی‌خوانم برای عزیزان اهل سنت است حالا کتابش هم ان‌شاءالله به زودی در می‌آید کتاب سوم اربعین که مربوط به اهل سنت است احادیث اهل سنت و فرمایشات بزرگان اهل سنت در مورد امام حسین، عزاداری امام حسین، گریه بر امام حسین، فضیلت گریه بر امام حسین، تاریخچه عزاداری امام حسین و وقایع کربلا خیلی دقیق و مفصل نوشتند.
یکی از چیزهایی که عزیزان اهل سنت نوشتند این هست که در واقعه کربلا هیچ کس هیچ دخالتی نداشت مگر اینکه به مرگ فجیعی یا بلای عظیمی دچار شد یا به مرگ فجیعی مُرد یا به بلای عظیمی.
در آنجا این را می‌نویسند که به یک کسی گفتند که تو چرا اینطوری شدی (کور شده بود) گفت من جزء لشکریان ابن سعد بودم در کربلا، ولی آنقدر لشکر زیاد بود که نوبت ما نرسید ما کاری کنیم ما سیاهی لشکر بودیم کاری نکردیم.
بعد از واقعه کربلا خواب دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یکی یکی جنایتکاران کربلا را دارد مجازات می‌کند شخصاً هم مجازات می‌کند گفت من را صدا کرد، گفت تو در حق پسرم ظلم کردی جنایت کردی؟ گفت آقا من به خدا نه تیر زدم نه نیزه زدم نه چیزی، هیچ کاری نکردم به خدا، راست هم می‌گفت.
حضرت یک جمله می‌گوید دلت با آنها که بوده، می‌خواستی، اگر در لشکر نوبت به تو هم می‌رسید تو هم شمشیرت را می‌کشیدی می‌گوید من را صدا کرد یک سرمه‌دانی دستش بود اینطوری روی چشمان من کشید از خواب بلند شدم نابینا شدم کور شدم، به او گفتند تو چرا کور شدی؟ گفت داستان کور شدن من این بود که من در لشکر ابن سعد بودم.
دل همه کاره است این «آثِمٌ قَلْبُهُ» این است؛ خدا رحمت کند میرزا را می‌گفتند خدا چرا گناه را برای مؤمن نمی‌نویسد؟ می‌گفت مؤمن موقعی که دارد گناه می‌کند از گناه متنفر است بعضیها از گناه از غیبت از تهمت از سخن‌چینی از انتقال کلام از شنیدن و گفتنش لذت می‌برند این آن موقع است که نوشته می‌شود.
یعنی در قلب، چون نامه عمل قلب توست نامه عمل هر کس نفسش است روی نفس ضبط می‌شود ولی یک موقع است یک کسی دارد غیبت می‌شنود از غیبت‌کننده و حرفهایی که می‌زند متنفر است ولی نمی‌تواند بلند شود برود،
پدرش است اگر برود پدر یک بامبول دیگری درست می‌کند مادرش است نمی‌تواند برود آنجا نشسته یکدفعه غیبت شد به گوش این خورد این هم دوست ندارد بشنود وقتی که متنفر از یک گناه هستی به قلب نمی‌چسبد خدا به فرشته می‌گوید ننویس این زجر دارد می‌کشد اگر وارد این گناه هم هست زجر دارد می‌کشد این از این گناه لذتی نمی‌برد قلب همه کاره است.
ملاک قلبت است دل، این نیست که تو بگویی من به خدا هیچی نگفتم، اشاره که کردی، گاهی وقتها نباید سکوت کنی دفاع کنی سکوت که کردی، تمام و السلام، یکطوری وانمود کردی که طرف بتواند با تو حرف بزند، کافی است، بالأخره آن آدم در تو دیده این شخصیت را این پذیرش را که می‌آید با تو اینطوری حرف می‌زند.

عذاب الیم برای اشاعه فحشا و لزوم خیرگویی

دل خیلی مهم است. آیه قرآن برای شما بخوانم سوره نور: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ» کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در مورد مؤمنین شیوع پیدا کند شایعه بشود.
«لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ» خدا بگوید الیم یعنی چی؛ عذابهای دنیا هیچ کدام برای درد آوردن انسان ساخته نشدند بلکه یک موجودی ساختارش این است آتش ساختارش این است حالا اگر شما از آن خوب استفاده کردی لذت می‌بری ولی اگر بد استفاده کردی درد هم دارد خدا قصد درد آوردن کسی و شکنجه کسی را ندارد.
ولی «عَذابٌ أَلِیمٌ» یعنی خدا می‌خواهد دردت بیاید می‌خواهد درد بکشی این خدا می‌خواهد که خدا همینطوری نمی‌خواهد خودت می‌خواهی، در روایت داریم پیامبر فرمود خدا هیچ کس را به جهنم نمی‌برد مگر کسی که خودش بخواهد جهنم برود عذاب هم اینطوری است.
بعضیها درد دوست دارند چون به دیگران درد را وارد می‌کنند می‌خواهد با زنش حرف بزند تیغ‌دار، نیش‌دار، طعنه‌دار حرف می‌زند اصلاً زن و بچه و شوهرش را آتش می‌زند هر وقت حرف می‌زند در آن متلک و تحقیر و سرزنش است همیشه اینطوری است آدمها را درد و زجر می‌دهد.
«لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ» یعنی در یک عذابی می‌افتند که در آن عذاب قصد این هست که این شکنجه ببیند آیه قرآن است قاعده هم دارد می‌گوید، دارد قاعده خلقت را می‌گوید.
آن که می‌خواهد در مورد یک مؤمن بدی رواج پیدا کند همه از او متنفر بشوند حالا یا عیبی مرتکب شده یا نشده فرقی نمی‌کند واقعاً ممکن است دچار فحشا و منکراتی شده باشد تو نمی‌توانی بروی به کسی بگویی حق نداری بروی به کسی بگویی، وقتی رفتی گفتی این بلا سر آدم می‌آید.
یک حدیث دیگر هم بخوانم کافی است. «انکم مواخذون باقوالکم فلا تقولوا الا خیرا» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید که: شما مطمئن باشید مواخذه می‌شوید با حرفهایتان، پس غیر از خیر حرفی از دهانتان بیرون نیاید مراقبت کنید فقط خیر از دهان شما خارج بشود.
چون هر کلمه‌ای که از دهان شما بیاید قرآن می‌فرماید چی؟ لفظ، «ما یَلْفِظُ» می‌گوید هر لفظی که از دهانت بیرون بیاید «إِلاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ» فرشته‌ها آن را می‌نویسند ثبت می‌شود کامل ثبت می‌شود پس مواظب باش جز خیر چیزی «فلا تقولوا الا خیرا» غیر از خیر چیزی نگویید حرف بد نزنید حرف نیش‌دار نزنید حرف تحقیرکننده نزنید کسی را سرزنش نکنید.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
کتاب دوم اربعین به نام اربعین حماسه ظهور هم مثل مصلح برگزیده بیرون آمده که حالا عزیزان حتماً همان برنامه‌ای که با کتاب مصلح دارند با همین هم داشته باشند که ان‌شاءالله رواج پیدا بکند ما نقشی در توسعه فرهنگ مهدوی ان‌شاءالله در فضای جهانی در ایام اربعین ان‌شاءالله داشته باشیم.

خلاصه

جملات ناب

  1. سخن‌چینی، یک سوم عذاب برزخ و قبر را به خود اختصاص می‌دهد، که نشان‌دهنده شدت قبح این عمل است.

  2. امام صادق (ع) می‌فرماید: هر کس بخواهد با سخن‌چینی آبروی مؤمنی را ببرد و او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خود خارج کرده و به ولایت شیطان می‌سپارد، اما حتی شیطان نیز او را نمی‌پذیرد.

  3. بسیاری از مشکلات و گرفتاری‌های دنیوی و اخروی انسان، ناشی از درست به کار نبردن زبان است.

  4. مجالس به امانت هستند؛ هر سخنی که در یک جمع زده می‌شود، باید در همانجا دفن شود و نباید به جای دیگری منتقل گردد.

  5. اگر کسی علیه مؤمنی سخنی بگوید که قصد رسوا کردن او را داشته باشد، حتی اگر آن سخن راست باشد، خداوند او را از ولایت خود خارج می‌کند.

  6. خارج شدن از ولایت خدا به معنای از دست دادن هرگونه پشتیبانی و حمایت الهی است.

  7. اینکه ما به راحتی از دیگران بدمان می‌آید یا متنفر می‌شویم، نشان‌دهنده خودشیفتگی و کم‌ظرفیتی ماست.

  8. قانون خلقت این است که هر کس بخواهد دیگران را از چشم مردم بیندازد، از زیر چتر ولایت خدا خارج می‌شود.

  9. سخن‌چین نه تنها نزد خدا منفور است، بلکه حتی شیطان نیز او را نمی‌پذیرد.

  10. حسادت و رنج بردن از محبوبیت دیگران، ریشه در بی‌شخصیتی و حقارت درونی خودمان دارد.

  11. سخن‌چینی تنها به زبان نیست؛ گاهی با اشاره، پیامک، ضبط صدا یا فیلمبرداری نیز انجام می‌شود.

  12. جنایتکار اصلی، بدن نیست، بلکه قلب انسان است؛ “آثِمٌ قَلْبُهُ” (قلبش گناهکار است).

  13. مؤمن حتی در حال ارتکاب گناه نیز از آن متنفر است و این تنفر باعث می‌شود گناه به قلب او نچسبد.

  14. سکوت در برابر سخن‌چینی و عدم دفاع از مؤمن، خود نوعی مشارکت در آن است.

  15. قرآن می‌فرماید: کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در مورد مؤمنین شیوع پیدا کند، عذابی دردناک (عذاب الیم) در انتظارشان است.

  16. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: شما با حرف‌هایتان مؤاخذه می‌شوید، پس جز خیر نگویید.

  17. هر کلمه‌ای که از دهان انسان خارج می‌شود، توسط فرشتگان ثبت می‌گردد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه