خانواده آسمانی – جلسه 488

متن کامل جلسه

سخن‌چینی، آفت پنهان و خطرناک

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره سخن‌چینی بود چند فرمایش از فرمایشات معصومین (علیهم السّلام) را در این باره خدمتتان عرض کردیم و دو آیه از آیات الهی را هم توضیح دادیم. امروز به ابعاد دیگر این صفت بسیار خطرناک می‌پردازیم و این چیزی هست که همه ما را تهدید می‌کند یعنی یک موقع هست انسان در مورد شراب‌خواری، زنا، قتل حرف می‌زند خیلیها وقتی اینها را می‌شنوند می‌گویند حالا اینها به ما چه، ما نه شراب دوست داریم نه این کارها را می‌پسندیم نه اصلاً تا حالا به فکرش بودیم. اما بحث سخن‌چینی بحثی هست که خیلیها را بیچاره و آلوده کرده و همانطور که عرض کردم عمر و عبادت خیلیها را تلف و نابود کرده؛

هشدار امام صادق (ع) به حاکمان در مورد سخن‌چینان

فرمایشی هست از امام صادق (علیه السّلام) در نامه‌ای که ایشان به نجاشی والی اهواز می‌نویسد می‌فرماید که: «إیّاک و السعاه و أهل النمائم فلا یلتزقن منهم بک أحد، و لا یراک اللّه یوما و لیله و أنت تقبل منهم صرفا و لا عدلا فیسخط اللّه علیک و یهتک سترک». به یک حاکم دارد می‌نویسد حضرت این را، می‌فرماید که، ببینید هر چقدر مسئولیت انسان در یک جامعه بیشتر باشد و دایرۀ مدیریت، حاکمیت یک نفر بیشتر باشد بیشتر در این خطر هست. می‌فرماید که: از سعایت‌کنندگان و سخن‌چینان بپرهیز و مواظب باش فردی از آنها تو را نلغزاند و مبادا خداوند روزی یا شبی تو را ببیند که از این جماعت اظهارنظری و دخالتی را بپذیری که در این صورت خداوند بر تو خشم خواهد گرفت و پرده‌ات را می‌دَرَد (این خیلی خطرناک است). یعنی پذیرفتن افراد سخن‌چین و اهل سعایت اهل نمیمه انسان را مورد غضب الهی قرار می‌دهد و باعث می‌شود که آبروی خود انسان برود می‌گوید مواظب باش که اطرافت از این طور افراد پیدا نشوند. اینها جزء چیزهای اصولی هست که خیلیها که به مدیریت و قدرتی می‌رسند اصلاً از آن خبر ندارند آفتهای وحشتناک اخلاقی هست که فکر می‌کنند اگر کسی مثلاً دانشگاه رفت دکترای مدیریت گرفت حتماً مدیر خوبی هم می‌تواند بشود یا اگر به یک سمتی منسوبش کردند به یک دلیلی، حتماً می‌تواند در آن سمت همۀ ابعاد و آفات را بشناسد و خودش را دور نگه دارد.

بدترین افراد از منظر پیامبر اکرم (ص)

در فرمایش بعدی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست حضرت می‌فرماید که سؤال می‌کند «ألا اُخبِرُکُم بشِرارِکُم؟» می‌خواهید بگویم بدترین شما کیست؟ حالا چرا پیغمبر به این بزرگواری که پیامبر رحمت هست اصلاً این سؤال را مطرح می‌کند؟ چرا این سؤال را مطرح می‌کند که می‌خواهید به شما بگویم بدترین شما کیست؟ این را ما قبلاً هم چند بار توضیح دادیم به خاطر اینکه انسانها اگر آفتها را نشناسند زحماتشان هدر می‌رود یعنی اگر ندانند که چه چیزهایی آنها را نابود می‌کند خطرها را نشناسند ممکن است سالها مشغول کمالات و کارهای خوب و خیر خودشان باشند ولی ندانند که چه آفتهایی آنها را نابود می‌کند و از بین می‌برد. لذا اینجا حضرت دارد سؤال می‌کند می‌فرماید که می‌خواهید بدانید که بدترین شما چه کسانی هستند؟ می‌گویند که بله، «قالوا : بلى یا رسولَ اللّه ِ . قالَ : المَشّاؤونَ بالنَّمیمَهِ ، المُفَرِّقونَ بَینَ الأحِبَّهِ ، الباغُونَ لِلبُرَآءِ العَیبَ» کسانی که مشاؤون هستند مشاؤون یعنی کسانی که مشی می‌کنند رفت و آمد می‌کنند اینطرف و آنطرف سخن‌چینی می‌کنند که بین افراد را به هم بزنند. «المُفَرِّقونَ بَینَ الأحِبَّهِ» افرادی که همدیگر را دوست دارند بین‌شان اختلاف بیافتد حسادتها، کج‌فهمیها، تنگ‌نظریها باعث می‌شود که افراد بین کسانی که به هم علاقه دارند را به هم بزند این اصلاً طاقت ندارد بعضیها را ببیند که با هم دوست هستند با هم خوب هستند. حسادت، و مشکلات دیگر باعث می‌شود که تفرقه‌انگیزی بکنند «المشاء» یعنی کسی که دائم تردد می‌کند تا برود بین آدمها را به هم بزند گوشی را برمی‌دارد زنگ می‌زد چهار تا پیام اینطرف و آنطرف می‌فرستد تا یک فتنه‌ای را خلاصه آتشی بکند. در این شبکه‌های مجازی شما ببینید چه خبر است الان چقدر مفاسد دارد چقدر جهنم دارد درست می‌شود توسط همین افراد نادان و مریض. «الباغُونَ لِلبُرَآءِ العَیبَ» دنبال عیب افراد سالم می‌گردند در مورد افراد پاک و بی‌گناه می‌گردند عیب برای اینها بتراشند عیب برای اینها درست کنند و این عیبها را سر زبان بیاندازند.

عواقب غیبت و سخن‌چینی: از باطل شدن روزه تا عذاب قبر

باز حضرت می‌فرماید که: «اِحذَرِ الغِیبَهَ و النَّمیمَهَ ؛ فإنّ الغِیبَهَ تُفطِرُ ، و النَّمیمَهَ تُوجِبُ عَذابَ القَبرِ» از غیبت و سخن‌چینی بپرهیز چون غیبت باعث می‌شود که روزه تو از بین برود اگر کسی با زبان غیبت روزه کند روزه‌اش باطل است. «و النَّمیمَهَ تُوجِبُ عَذابَ القَبرِ» سخن‌چینی برای انسان عذاب قبر می‌آورد این فقط مربوط به عذاب قبر هم نیست، ممکن است تا قیامت و بعد از قیامت هم طول بکشد. بگذارید دوتا از عذابهای اینها را من برای شما بخوانم از قول خود پیغمبر که پیامبر رحمت هست می‌گوید اینها باعث می‌شود که عذاب قبر ببیند سخن‌چین، حرف یک کسی را ببری جای دیگر بیان بکنید.

عذاب‌های اخروی سخن‌چینی و دروغ‌پردازی

می‌فرماید که: «لَمّا اُسرِیَ بِی رأیتُ امرأهً رأسُها رأسُ خِنزیرٍ» وقتی که من را به معراج بردند سیر می‌کردم یک خانمی را دیدم که سرش سر خوک بود یک زنی را دیدم که سرش سر خوک بود «و بَدَنُها بَدَنُ الحِمارِ» بدنش بدن الاغ بود این خانم، «و علَیها ألفُ ألفِ لَونٍ مِن العَذابِ» هزاران عذاب داشتند این زن را می‌دادند یعنی پیغمبر نمی‌تواند این را بشمارد می‌گوید هزار هزار عذاب این زن را داشتند می‌دادند. «فسُئلَ: ما کانَ عَمَلُها ؟ فقالَ : إنّها کانت نَمّامَهً کذّابَهً» می‌فرماید که: سؤال شد که این زن چکار کرده که همچین عذابی دارد؟ این زن خبرچین دروغ‌گو است دروغ‌پرداز است یعنی دائم دروغ درست می‌کند علیه اینها، هم خبر می‌برد و می‌آورد، خبر ممکن است راست باشد خبرچینی دروغ‌پردازی نیست، خبر است در مجلسی یک کسی یک حرفی زده می‌رود جای دیگر بیانش می‌کند. سعایت بدگویی است خبرچینی یعنی اینکه در مجلسی امانت است یک حرفی یک چیزی بین کسی رد و بدل شده امانت است «المجالس بالأمانه» شرط مجلس این هست که باید امانتدار باشی، رفتی با مادرشوهرت حرفی زدی حق نداری حرفی که بین شما رد و بدل شده جای دیگر بیان کنی یا چیزی که او گفته چه در مورد هر چیزی، هر چیزی کلاً، چه در مورد دیگران بخصوص یک موقع اختلاف‌انگیزی شود. بنابراین این خبرچینی است دروغ‌پردازی داستان دیگری است دروغ‌پردازی یعنی انسان می‌آید یک چیزی را می‌سازد و علیه کسی می‌گوید و بیان می‌کند یا دروغهای دیگران را اینطرف و آنطرف نشر می‌دهد دروغهایی که دیگران در مورد کسی گفتند این هم باور کرده حالا اینها را نشر می‌دهد.

دومین عذاب را دقت کند پناه بر خدا، انسان باید شب و روز واقعاً بترسد و غصه بخورد و گریه بکند برای اینکه مبادا این چیزها در نامه عملش باشد یا بماند خدای نکرده. «أتانیَ البارِحَهَ رجُلانِ ، فاکتَنَفانی ، فانطَلَقا بِی ، حتّى أتَیا على رجُلٍ فی یَدِهِ کُلاّبٌ یُدخِلُهُ فی فیِّ رجُلٍ» الله اکبر، می‌گوید که من دیشب دو نفر آمدند (پیغمبر می‌گوید) من را گرفتند بردند مأمورهای الهی بودند با خودشان بردند تا اینکه به یک مردی رسیدند که در دستش یک چنگک بود این چنگک بود و این را می‌کرد در دهان کس دیگری و بعد می‌کشید دهان این شخص از ته گلو تا این آرواره‌ها همه پاره می‌شد. یعنی شما این شکنجه را نگاه کنید ما تحمل یک سوزن به زبان و آرواره‌مان را نداریم، می‌گوید که این چنگک را می‌کرد در دهان این آدم می‌کشید تا آرواره‌هایش همه پاره می‌شد دوباره این کار را تکرار می‌کرد می‌گفت «حتّى یَبلُغَ لِحیَیهِ» یعنی تا صورتش تا ریشش می‌آمد وقتی می‌کشید تا اینجا می‌آمد. «فیَعودُ فیأخُذُ فیهِ» دوباره این کار را تکرار می‌کرد، حضرت می‌گوید: «فقلتُ : مَن هذا ؟» این کیست که دارند اینطوری شکنجه‌اش می‌کنند؟ «قالَ: هُمُ الّذینَ یَسعَونَ بالنَّمیمَهِ» اینها آدمهایی هستند که سخن‌چینی می‌کنند. ما خیلی در معرضش هستیم دو نفر با هم راجع به یک نفر با هم حرف می‌زنند بعد او هم گوشی را برمی‌دارد می‌گوید فلانی راجع به تو اینطوری گفت و یکدفعه یک آتشی به پا می‌شود فلان جا بودیم ذکر خیرت بود، ذکر خیر چه بود؟ بله فلانی اینطوری و آنطوری می‌گفت، خلاصه خیلی آدم باید حواسش جمع باشد که در این معرضها نیافتد ما خیلی در معرض این مفاسد و این عذابها هستیم.

نصیحت امیرالمؤمنین (ع) در مورد سخن‌چینان

نصیحتی که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در این زمینه می‌کند این هست که می‌فرماید: «لا تَعجَلَنَّ إلى تَصدیقِ واشٍ و إن تَشَبَّهَ بالنّاصِحینَ» می‌فرماید که: گفته‌های هیچ سخن‌چینی را باور نکن هر چند که در لباس خیرخواهها باشد. ظاهرش این هست که خیرت را می‌خواهد خوبی‌ات را می‌خواهد، نمی‌شود، یک قاعده این هست که اصلاً این آدمی که آمده دارد برای من خبر می‌آورد یک آدم خیلی خوبی است دارد راجع به یک آدمی می‌گوید که او هم مرد خوبی است حالا چکار کنم؟ می‌گوید رد نکند باور هم نکن. اگر آدم قرار است پیگیری هم بکند می‌رود با خود طرف مقابل در میان می‌گذارد نه اینکه برود ده جا این را بیان کند و به کس دیگر بگوید یعنی با حداقل آسیب این باید برطرف بشود این را خیلی توجه کنید، نگوییم آخر آن کسی که این را گفت خیلی آدم خوبی بود. هر چند خیلی آدم خوبی باشد اگر طرفی که داری راجع به آن می‌شنوی او هم یک آدم خوبی هست ترتیب اثر نده وقتی یک آدم مؤمن و خوب در مورد یک آدم مؤمن و خوب دیگری حرفی می‌زنند می‌گوید باور نکن رد هم نکن، رد نکن که او را دروغگو بپنداری، باور هم نکن که این را متهم بکنی این قاعده خیلی مهم است.

سخن‌چین هرگز وارد بهشت نمی‌شود

بعد می‌فرماید که: «لا یَدخُلُ الجَنّهَ نَمّامٌ» می‌فرماید که به هیچ وجه هرگز یک سخن‌چین به بهشت راه پیدا نمی‌کند این از وقت مردنش تا قیام قیامت در عذاب است قیامت هم همینطور به بهشت راه پیدا نمی‌کند، خوب دقت کنیم که این حرف یعنی چی، یک حرفی از کسی شنیدیم یک جای دیگر بیان کنیم، راحت پشت سر دیگران این حرفها گفته می‌شود، خبر برده می‌شود اینطرف و آنطرف. آره فلانی در مورد تو فلان حرف را زد، فلان جا بودیم فلان کس در مورد تو فلان چیز را گفت. «إنَّ النَّمیمَهَ و الحِقدَ فی النّارِ لا یَجتَمِعانِ فی قَلبِ مُسلِمٍ» می‌فرماید که: سخن‌چینی و کینه‌توزی هر دو در آتش هستند. در قلب کسی از مسلمانها جمع نمی‌شود در قلب هیچ مسلمانی نه کینه می‌آید نه سخن‌چینی، هر دوشان جهنم هستند، نگاه کنید مسلمان بودن یعنی چی، مسلمانی یعنی چی، این فرمایش از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست.

سخن‌چینی، بذر کینه و دشمنی

آخرین روایت از امام صادق هست «إیّاکَ و النَّمیمَهَ ؛ فإنّها تَزرَعُ الشَّحناءَ فی قُلوبِ الرِّجال» می‌گوید که از سخن‌چینی بپرهیزید چون سخن‌چینی در دل مردان «تَزرَعُ» می‌کارد در قلب افراد کینه و دشمنی را. این تقریباً مجموعه‌ یک تعدادی از روایتهایی بود که درباره سخن‌چینی خدمت شما عرض کردم نکته قابل توجه این هست که بزرگ شدن، شبیه خدا شدن، اینکه انسان بتواند اسماء الهی را جذب کند چون غایت انسان این هست که اسماء الهی را جذب کند و شبیه خداوند و اهل بیت (علیهم السّلام) بشود به مقام آنها نزدیک بشود. این لازمه‌اش این هست که انسان در معرض اینطور آفتها و گناهان قرار بگیرد به طور طبیعی انسان اینطوری قرار بگیرد یعنی حتماً برایش صحنه‌هایی پیش می‌آید از غیبت، تهمت، غیبت کردن، تهمت زدن، غیبت شنیدن، تهمت شنیدن، حرف بد شنیدن، با خبرچین روبرو شدن، حتماً صحنه‌هایی برایش پیش می‌آید در مورد حسادت، کینه که دیگران در حق انسان بدی می‌کنند و انسان باید بتواند بگذرد.

نیکی به کسی که بدی کرده است

اینکه حضرت می‌فرماید: «احسن الی من أساء إلیک» نیکی کن به کسی که به تو بدی کرده یعنی در مسیر زندگی تو این قرار می‌گیرد حتماً آدمهایی هستند که بد تو را می‌خواهند با تو مخالفت می‌کنند در مقابلت می‌ایستند و هنر تو این هست که به این آدم خوبی بکنی یعنی قدرت اینجا معلوم می‌شود. ما چرا قهرمانان ورزشی را تشویق می‌کنیم جایزه می‌دهیم ستایش می‌کنیم یا قهرمانهای علمی را؟ می‌گوییم که اینها غلبه کردند به یک مشکل، به یک قدرت، به یک مانع، ارزشش را دارد همانطور که آنها در آن وضعیت درجه می‌گیرند رشد می‌کنند تشویق می‌شوند در مسیر انسانی ما هم همینطور هستیم. یعنی صحنه‌هایی برای ما پیش می‌آید که فشار زیادی دارد زورمان هم می‌آید وقتی در این صحنه‌ها قرار می‌گیریم بعد نمی‌توانیم تحمل کنیم حالا می‌گذاریم به گفتگو یا برخورد تند می‌کنیم یا انتقام می‌گیریم یا کینه در دل نگه می‌داریم به هر حال برخوردهایی که شایسته نیست.

زندگی، صحنه امتحانات الهی

این را ما باید بدانیم که ما از صبح که از خواب بلند می‌شویم تا شب در معرض اینطور امتحانات همیشه هستیم یعنی در تاکسی، اتوبوس شما می‌نشینید مهمانی می‌روید، کسی خانه شما مهمان می‌آید. بالا و پایین شدنهایی که در رابطه با مسائل مالی هست یا مسائل شکمی و غذایی و خوراک و هیکل و اندام و بیماری و اینطور چیزها که مربوط به جنبه گیاهی هست و بالا و پایین شدنهایی که مربوط به جنبه‌های حیوانی ما هست ازدواج و خانواده و مسائل اجتماعی و سیاسی اینها امتحان است تمامش امتحان است که ما چگونه عمل می‌کنیم یا مسائل علمی و دانش. بعضی از چیزها هست که در بعضی از آدمها زمینه‌اش خیلی کم است ولی در بعضی از افراد زمینه‌اش خیلی زیاد است مثلاً اهل علم و دانشمندان معمولاً در آنها حسادت زیاد است نسبت به همدیگر، بدگویی نسبت به همدیگر زیاد می‌کنند، مهندسها با مهندسها، پزشکان با پزشکان، علما ممکن است با علما، کسان دیگر همینطور هستند در نوع هویت صنفی‌شان اقتضا این برخوردها را دارد.

اخلاق در مباحثات علمی

مباحثاتی که با هم می‌کنند سؤال و جوابهایی که می‌کنند اینها خیلی صحنه‌های خاصی پیش می‌آید؛ خدا رحمت کند مرحوم مقدس اردبیلی را با یکی از بزرگان اسلام بحثشان می‌شود ولی یک جاهایی که بحث خیلی اوج می‌گرفت مرحوم مقدس می‌گفت باشد من یک مطالعه‌ای بکنم فردا ادامه بدهیم حالا همه ایستادند دارند جر و بحث این دو نفر را نگاه می‌کنند. مرحوم مقدس معمولاً زود فتیله را پایین می‌کشید، باشد حالا برای بعد، بعداً با هم صحبت می‌کنیم بگذار من امشب یک مطالعه‌ای بکنم، بعد که مردم می‌رفتند به این طرفی که با او بحث داشت می‌گفت خب چه بود راستی آن مسأله؟ بعد قشنگ خیلی عالی جوابش را می‌داد محکم، محکومش می‌کرد. بعد آن طرف می‌گفت خب شما چرا الان داری می‌گویی آن موقع جلوی مردم هیچی نگفتی؟ می‌گفت زشت است که من جلوی مردم به شما غلبه کنم شما بزرگ اسلام هستید مردم می‌گوینند که دوتا عالِم به جان هم افتادند این صحنه خوبی نبود من می‌خواستم شما را شکست بدهم، ببینید این قاعده «هو أنت» یعنی این، یعنی طرف شکست آن عالِم را شکست چه کسی می‌داند؟ خودش می‌داند.

رعایت حرمت و شخصیت دیگران

ما الان پدر هست پدری که آنقدر مراقب است وقتی می‌خواهد با بچه‌اش حرف بزند بچه را یکطوری با او صحبت نمی‌کند که این بچه شکست بخورد فقط می‌خواهد متنبه‌اش بکند له‌اش نمی‌کند، ما الان بعضی از مادران داریم صد جور بچه‌هایشان را تحقیر می‌کنند شوهر داریم صد جور زنش را تحقیر می‌کند. برای هر کاری که می‌کند یک منت سر شوهرش می‌گذارد من این کار را برایت کردم سر بچه‌اش منت می‌گذارد یا مرد سر زنش منت می‌گذارد کارهایش را می‌شمارد این کار و آن کار را برایت کردم این می‌داند که اگر بچه‌اش شکست بخورد چه اتفاق وحشتناکی برایش می‌افتد بچه خورد و له می‌شود بعداً نمی‌تواند سرش را بلند کند. لذا بچه خودش را نمی‌کوبد داغون کند با کمترین درجه تذکر فقط متنبه‌اش می‌کند بعضیها نه به داد و فریاد و هزار جور فحش و کتک، یعنی تویی که داری این طرف را اینطوری داغون می‌کنی متوجه نیستی که خودت هم در معرض این کارها قبلاً چقدر کردی، از این کارها واقعاً نکردی؟ اگر نکردی در معرضش نیستی که تو قرار بگیری؟

سرزنش گناهکاران و عواقب آن

امتحان یعنی این، یعنی وقتی که می‌خواهید مچ کسی را بگیرید یک گناهی از یک کسی، فحشایی از کسی، منکری از کسی پیش شما فاش شد حواست باشد آن خود تو هستی اگر بی‌گدار به آب بزنی در برخورد با این، در رسوا کردن این، در افشا کردن این، داری خودت را داغون می‌کنی اثرش دنیا و آخرت به خودت می‌رسد این را حواست جمع باشد. لذا شخصی که آدمی که آدم است و باطن انسانی دارد خیلی نرم و آهسته از کنار اینطور چیزها رد می‌شود اگر قرار هست شدت هم بدهد برای کسی شدت می‌دهد که حرف گوش کن نیست تذکر حالیش نیست این در مسأله ظلم به نفس است. در مسأله فحشا ممکن است حقوق دیگران وسط باشد آنجا کار شدیدتر است ولی همانجا هم انسان باید مرحله به مرحله عمل کند یکدفعه نزند همه چیز را داغون کند، عرض کردم شما به محض اینکه می‌روید به سمت سرزنش یک نفر، حواست باشد که خدا در کمین تو است کسی را به خاطر گناهانش سرزنش نکنید. تذکر، امر به معروف، نهی از منکر سر جای خودش ولی تحقیرش نکن له‌اش نکن؛ ببینید ائمه گاهی وقتها می‌دیدند که بعضی از اصحابشان مشروب خوردند در برخورد با اینها ببینید اینها چطور عمل می‌کردند، مثل ما مثل یک آدم معصوم، خودمان را معصوم می‌دانیم بعد آنطرف را تمام گناهکار بعد شروع می‌کنیم به له کردن و داغون کردن افراد، حذف افراد، اینها خوب نیست.

تأثیر رفتار ما بر فرزندان و همسران

گاهی وقتها مردی در خانه یک اشتباهی می‌کند یک زن آنقدر این را به رخش می‌کشد آنقدر قهر می‌کند آنقدر بد برخورد می‌کند آنقدر کش می‌دهد آنقدر تذکر می‌دهد که خود به خود این مرد را می‌اندازد در آن مجرای فسادی که این از آن ناراحت بود و برعکس، یک مردی گیری از زنش دارد دائم هر دفعه به رخش می‌کشد هر دفعه در سرش می‌زند. یا از بچه، این دیگر خیلی زشت‌تر هست که انسان از بچه خودش یکسره ایراد بگیرد خب بچه تو محصول توست محصول کارکرد تو هست اگر قرار است کسی تنبیه بشود اول خودت را بزن؛ به قول علامه می‌گفت من هر وقت از دست بچه‌هایم عصبانی می‌شوم اول خودم را کتک می‌زنم اگر قرار است دَری‌وَری هم بگویم به خودم می‌گویم بالأخره بچه توست محصول تربیت و کار تو است. اگر ما در برخورد با فرزندانمان اینطور چیزها را رعایت کنیم فرزندان ما از دین ما متنفر نمی‌شوند از اخلاق ما متنفر نمی‌شوند اینکه بسیاری از بچه‌ها دین و دینداری پدر و مادرشان را دوست ندارند برای اینکه می‌بینند اینها بداخلاق هستند شخصیت و آبرو و حرمت بچه‌هایشان را له می‌کنند خب بعداً حرفهای حق و درست تو را هم قبول نمی‌کنند. دائم بلند می‌شوند می‌گویند بچه من اینطوری، پسر من اینطوری، دختر من اینطوری، خب بگو ببینم که تو با او چکار کردی؟ آیا شخصیتش را رعایت کردی، به او احترام گذاشتی، سیر از محبت خودت کردی این بچه را، خوب پایش عشق ریختی که دوستت داشته باشد قبولت داشته باشد. زیاد است مرد وظائف شرعی‌اش را نسبت به زنش رعایت نمی‌کند از او توقع دارد بعد به او انتقاد هم می‌کند و بالعکس، زن رعایت نمی‌کند و بعد انتقاد هم می‌کند.

خانواده، دانشگاهی برای رسیدن به خدا

زن‌داری شرعی یک طوری هست که اگر کسی رعایتش بکند از اولیاء خدا می‌شود همین زن‌داری، یک کسی درست طبق قوانین و موازین شرع زن‌داری بخواهد بکند از اولیاء خدا می‌شود یا شوهرداری خوب، اگر یک کسی خوب شوهرداری کند از اولیاء خدا می‌شود یک کسی با بچه‌اش سلوک بکند درست از اولیاء خدا می‌شود. خانواده یک دانشگاه است ما دائماً در این دانشگاه داریم امتحان می‌دهیم نمره می‌گیریم حالا خوب یا بد، که انسان چطوری با پدربزرگ مادربزرگش، خانواده همسرش، عمه، عمو، خاله، دایی‌اش رفتار کند همینها را آدم رعایت کند می‌گوییم خدایا تو راضی هستی من چطوری رفتار کنم همینها را آدم رعایت کند از اولیاء خدا می‌شود. بعد ما در اینجاها خرابکاری الی‌ماشاءالله داریم در برخورد با پدر و مادر، همسر، خانواده همسر، فرزندانمان، بعد دائم بلند می‌شویم می‌رویم می‌نشینیم پای درس این استاد عرفان، آن استاد عرفان، دائم می‌رویم حوزه درس می‌خوانیم، دائم می‌رویم کتاب می‌خوانیم، دائم می‌رویم اینطرف و آنطرف، بعد هم می‌گوییم اصلاً چرا هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

تأثیر اخلاق بر پذیرش کلام حق

ده سال می‌شود نفس یک آدم صاحب نفس به او می‌خورد ولی اصلاً تکان نمی‌خورد چون این در خانه یک شمر است نسبت به همسرش، فرزندانش، خانواده همسرش، فامیل خودش، حالا تو دائم برو نفس آدم صاحب نفس را بخور، مگر ما صاحب نفس‌دارتر از پیغمبر داشتیم. کسی را داریم قوی‌تر از پیغمبر، کسی قوی‌تر از ائمه بود؟ نه، پس چرا نفسشان خیلیها را نمی‌گرفت؟ حضرت گفت هر چه نصیحت کردم هر چه حرف زدم با شما، می‌گفت سکوت کردم، تذکر دادم، قهر کردم. (ببینید حضرت چه چیزهایی را می‌گوید) قهر کردم محبت کردم هیچ تأثیری روی اینها نگذاشت می‌گفت من هیچ سیاستی نیست که درباره بعضیها که به کار نگرفته باشم در مورد اینها، ولی نشد، اینها هیچ وقت تأثیری نپذیرفتند. آدمی که بنایش به ظلم است آدمی که بنایش به خودشیفتگی است پیغمبر خدا هم استادش باشد اثر نمی‌گذارد مگر کلام امیرالمؤمنین، کلام حضرت مجتبی، کلام سیدالشهدا، کلام سایر ائمه در اکثر اطرافیانشان اثر داشت؟ امام صادق چهار هزار شاگرد دارد بنده خدا می‌گوید به اندازه این 17 تا گوسفند هم من یار ندارم. ولی چهار هزار نفر می‌نشستند پای درسهایش از درسهایش استفاده می‌کردند حرفهایش را گوش می‌کردند برای خودشان با این درسها به جایی می‌رسیدند ولی شدنی در کار نبود تصمیمی برای تحول برای اخلاق برای درست شدن نبود، تو حالا برو ده سال هم بنشین پای درس پیغمبر خدا، وقتی بلد نیستی با بچه‌ات، شوهرت چکار کنی رعایت هم نمی‌کنی وقتی هم به تو می‌گویند کوتاه نمی‌آیی.

شریعت، طریقت و حقیقت

ما خیلی وقتها هم ایرادهای شرعی می‌گیریم دستم را نگاه کنید اسلام سه پایه است شریعت، طریقت، و چی؟ حقیقت، شرع این پایینی هست این کوچک است طرف وضویش غلط است بعد تو می‌روی یک گَندی می‌زنی می‌خواهی وضوی این را به او تذکر بدهی، اینطوری که نمی‌شود. چون طریقت مهمتر اخلاق، وقتی می‌خواهی یک مسأله شرعی را به کسی تذکر بدهی حالا گناه کرده یک معصیت شرعی دارد انجام می‌دهد در حوزه شریعت یک حرامی را الان مرتکب می‌شود می‌خواهی راجع به آن حرف بزنی تو می‌آیی یک چیز بالاتری را فدا می‌کنی که می‌خواهی یک چیز پایین‌تری رعایت بشود. مثل آن بنده خدایی که با لجن می‌نوشت لعن بر پدر و مادر کسی که اینجا آشغال بریزد اینطوری که نمی‌شود؛ ببینید برخورد حسنین (سلام الله علیهما) را نگاه کنید دوتا بچه هستند پیرمرد وضویش غلط است حالا به این پیرمرد چطور بگویند. الان من دیدم در این مساجد تو 40 سالت هست تو نمی‌فهمی چطوری باید وضو بگیری خاک در سرت یک وضو هم بلد نیستی یک غسل بلد نیستی بعد از این همه سال، نصف عمرت فناست، چنین و چنان و اینطور حرفها، یعنی این را تو یک گناه بزرگتری را مرتکب می‌شوی به خاطر وضوی یک نفر. امام چکار می‌کند؟ حسنین می‌گویند پدر ما می‌خواهیم وضو بگیریم بیا داوری کن کداممان وضویمان بهتر است تو داوری کن که وضوی ما کدام بهتر است به این زیبایی به طرف می‌فهمانند که وضویش غلط است حالا یک مسأله شرعی است حالا وضویش غلط است نمازش اینطوری است خیلی تذکر دادن راحت نیست باید آدم خیلی دقت کند من چطوری به این بگویم این خاطرش مکدر نشود. تیز، تند، وحشیانه، هار، همچین با آرپی‌جی بزنیم در وجود این طرف له‌اش می‌کنیم منفجرش می‌کنیم که می‌خواهیم یک ایراد از او بگیریم یک کار غلطی یک چیزی انجام داده تحقیر، توهین به شخصیت طرف، به شعور طرف، به فهم طرف، اینکه اخلاق باید بیشتر رعایت بشود اخلاق خیلی مهم است.

اخلاق نیکو، حتی از دین‌داری بدون اخلاق برتر است

لذا شما نگاه کنید یک کسی که شریعت را رعایت می‌کند اما اخلاق ندارد از خدا دورتر از کسی است که شریعت را رعایت نمی‌کند اما اخلاق دارد، می‌گوید یک بی‌دین خوش اخلاق برای من محبوب‌تر از یک کسی است که دین را دارد اما بداخلاق است. یک بی‌دین سخاوتمند برای من عزیزتر و محبوب‌تر از یک دین‌دار خسیس است ما باید از این درس بگیریم که حتی اگر به خاطر مسائل دینی هم هست ما رعایت انصاف، اخلاق را بکنیم در ارتباط با دیگران. نه آن که فاسق و فاجر است و اصلاً بی‌نماز بی‌حجاب است، بابا بی‌نماز، بی‌حجاب، خب حجاب یکی از واجبات دین است رعایت نمی‌کند نماز یکی از واجبات دین است ولی این آدم است این شیعه است بچه اهل بیت است بچه حضرت زهراست یک حرمتهای الهی دارد. اگر می‌خواهی هم با او حرف بزنی باید در غایت آرامش و دلسوزانه، بفهمد که من واقعاً خیر تو را می‌خواهم من از روی کینه و خودبرتربینی به تو تذکر نمی‌دهم من از روی عشق و محبت است که دارم به تو یک چیزی را می‌گویم که او هم بفهمد که تو واقعاً خیرخواهش هستی. ولی وقتی که ما اخلاق را زیر پا می‌گذاریم دائماً در آن توهین و تحقیر و خجالت زده کردن دیگران هست قشنگ نیست.

زندگی، صحنه آزمایش و امتحان دائمی

بنابراین ما دائماً نه در مورد سخن‌چینی و بدگویی بلکه در مورد همه عیبها دائماً در معرض آزمایش و امتحان هستیم و مهم این هست که انسان بداند در هر صحنه‌ای باید چگونه تصمیم بگیرد و چه بگوید عجله نکند تندی نکند بیخود اقدام به انتقام نکند اشاعه ندهد درست رفتار کند. خدا همین بچه‌ها را می‌گذارد دوتا بچه را سه تا بچه را می‌گذارد مایه آزمایش تو ببیند تو چکار می‌کنی خانواده همسرت، خود همسرت را سر راهت می‌گذارد اینها همه مایه آزمایش ما هستند کلاس چی می‌خواهی بروی وقتی که تو الان می‌دانی در رابطه با این چهارتا بچه باید چکار می‌خواهی بکنی این خودش کلاس است، اینها را یعنی الان کامل بلد هستی؟ سه تا بچه داری یکی هفت سال اول، یکی هفت سال دوم، یکی هفت سال سوم، چطوری باید با این بچه‌ها برخورد بکنی؟ بلد هستی؟ خودش کلاس است الان درسش را یاد گرفتی هفت سال اول اینطوری، هفت سال دوم اینطوری، هفت سال سوم اینطوری، دانشگاه می‌شود. حالا شروع کن ببینم چکار می‌کنی این یک امتحان می‌شود یک دانشگاه برای تو می‌شود سه تا بچه دارم این سه تا بچه قرار است من را تا خدا ببرند، می‌برند، ولی بعضیها می‌گویند این بچه‌ها من را به خدا رساندند، به خدا رساندند یعنی چی؟ یعنی دیگر دیوانه شدم، خُل شدم، کلافه شدم، نه یکطور دیگر به خدا رساندند نه با عصبانیت. با عصبانیت با تنبیه کردن با سرزنش کردن با کلافگی، با بی‌حوصلگی با اینکه من دارم دیوانه و خُل می‌شوم تو به خدا نمی‌رسی به جهنم می‌رسی اگر هم به خدا برسی به اسم منتقم خدا می‌رسی یعنی به خدا می‌رسی با غضب خدا، چون بی‌لیاقتی کردی. دوتا سه تا چهارتا پنج تا بچه به تو داده همه را آزار دادی یک شوهر به تو داده دائماً شکنجه‌اش می‌دهی، یک زن به تو داده دائماً داغونش می‌کنی، بله با خدا ملاقات می‌کنی اما با غضب خدا، با چهره غضب‌آلود خدا انسان ملاقات می‌کند.

دعا برای رهایی از شر خودمان

لذا تمام ارتباطات، انتخابات ما یادمان باشد که دانشگاه ما هستند تو الان مجرد هستی آزاد، خیلی آزادی داری به محض اینکه ازدواج کردی ده تا دانشگاه جلویت باز می‌شود غیر از خود همسرت، به تعداد تک‌تک اعضای خانواده همسرت یک درس یک دانشگاه جلویت باز می‌شود عموهایش، خاله‌هایش، دایی‌هایش و… ببین چطوری می‌شوی چطوری می‌خواهی رفتار کنی. یک کارمند ساده هستی خب یک امتحانی داری ولی الان که شدی مسئول یک جا، داستان شروع می‌شود یک دانشگاه جدید باز می‌شود الی ماشاءالله، پس این را خوب دقت کنیم که ان‌شاءالله خداوند به همه ما واقعاً کمک کند. واقعاً باید دعا کرد با گریه با التماس با التجا به خداوند عرض کنیم که خدایا ما را نجات بده خدایا ما به تو پناه می‌بریم از خودمان، از بدیهای خودمان از اخلاق خودمان به تو پناه می‌بریم از شر خودمان، اول خودمان، این را توجه کنیم.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • سخن‌چینی، آفتی پنهان و خطرناک است که می‌تواند عمر و عبادت بسیاری از انسان‌ها را تلف و نابود کند.

  • مسئولیت بیشتر در جامعه، خطر آلوده شدن به سخن‌چینی را افزایش می‌دهد.

  • پذیرفتن سخن‌چینان و اهل سعایت، انسان را مورد غضب الهی قرار داده و باعث از بین رفتن آبروی او می‌شود.

  • بدترین افراد کسانی هستند که با سخن‌چینی بین دوستان تفرقه می‌اندازند و به دنبال عیب‌تراشی برای افراد بی‌گناه می‌گردند.

  • غیبت، روزه را باطل می‌کند و سخن‌چینی، عذاب قبر را به دنبال دارد.

  • سخن‌چینان و دروغ‌پردازان در آخرت با عذاب‌های هولناکی روبرو خواهند شد.

  • گفته‌های هیچ سخن‌چینی را باور نکنید، حتی اگر در لباس خیرخواهی باشد.

  • سخن‌چین هرگز وارد بهشت نمی‌شود و از زمان مرگ تا قیامت در عذاب خواهد بود.

  • سخن‌چینی و کینه‌توزی هر دو از آتش هستند و در قلب هیچ مسلمانی جمع نمی‌شوند.

  • سخن‌چینی، بذر کینه و دشمنی را در دل‌ها می‌کارد.

  • انسان برای رسیدن به مقام قرب الهی و شبیه شدن به اهل بیت، باید در برابر آفات و گناهانی چون غیبت، تهمت، حسادت و کینه مقاومت کند.

  • نیکی کردن به کسی که به تو بدی کرده، نشان‌دهنده قدرت و رشد انسانی است.

  • زندگی صحنه امتحانات الهی است و ما دائماً در معرض آزمایش‌های مختلف قرار داریم.

  • در مباحثات و اختلافات، رعایت حرمت و شخصیت دیگران از اهمیت بالایی برخوردار است.

  • هنگام سرزنش گناهکاران، مراقب باشیم که خودمان را در معرض عواقب ناگوار قرار ندهیم.

  • تحقیر و سرزنش مداوم فرزندان و همسران، باعث تنفر آن‌ها از دین و اخلاق می‌شود.

  • خانواده یک دانشگاه است که در آن دائماً امتحان می‌دهیم و می‌توانیم با رعایت موازین شرعی و اخلاقی به اولیاء خدا تبدیل شویم.

  • اخلاق نیکو، حتی از دین‌داری بدون اخلاق برتر است و یک بی‌دین خوش‌اخلاق برای خدا محبوب‌تر از یک دین‌دار بداخلاق است.

  • در ارتباط با دیگران، حتی کسانی که واجبات دینی را رعایت نمی‌کنند، باید با آرامش، دلسوزی و خیرخواهی رفتار کرد.

  • همیشه در معرض آزمایش و امتحان هستیم و باید در هر صحنه‌ای با دقت تصمیم بگیریم، عجله نکنیم و از انتقام و اشاعه بدی‌ها خودداری کنیم.

  • باید از خداوند با گریه و التماس بخواهیم که ما را از شر خودمان و بدی‌های اخلاقمان نجات دهد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه