خانواده آسمانی – جلسه 484

متن کامل جلسه

مصائب و کفاره گناهان مؤمن

به مناسبت سالگرد رحلت نبی اکرم، ترجیح دادم چند جمله از فرمایشات ایشان را به شما عزیزان تقدیم کنم. چند روایت را انتخاب کردم که بسیار زیبا است و نکات اخلاقی و سازنده بسیار خوبی برای ما دارد. یکی از آنها درباره مصائب است. «إِلَّا کَفَّرَ اللهُ بِهِ عَنْهُ مِنْ سَیِّئَاتِهِ» خداوند بخشی از گناهان او را محو می‌کند. این مبارکی مؤمن است، در واقع این ساختار وجود مؤمن است که چون در مقام صحت است، در مقام حرکت سالم در رحم مادر است، خودبه‌خود روندش روند رو به سلامت است.

روند سلامت جنین و انسان مؤمن

یک جنینی که در رحم مادر مسیر انعقاد نطفه‌اش و حرکتش یک مسیر درستی است، الان شما می‌بینید پزشکان می‌گویند جنین خودبه‌خود در طول مسیر اگر به آفاتی دچار بشود، خود این مکانیزم حرکت او، ضعف‌ها و آفت‌ها را برطرف می‌کند و اگر دچار آسیب بشود آسیب‌ها را جبران می‌کند. چون شرایط انعقاد نطفه‌اش، مسیر تربیتش، مسیر رشدش، در رحم مادر یک مسیر سالمی است، وقتی که انسان به سمت سلامت می‌رود، مسیر آسیب‌ها را بازسازی می‌کند. الان در تلویزیون دیدید می‌گویند اگر یک کسی سیگار را ترک بکند، ماه اول این اتفاق می‌افتد، ماه دوم این اتفاق می‌افتد، در شش ماه بعدی این اتفاقات می‌افتد، و برای سال آینده دیگر هیچ اثری از تخریب‌های سیگار در بدن این نیست، چون شخص به سمت اصلاح و صحت و سلامتی رفته است.

مؤمن در رحم دنیا

در رحم دنیا هم همینطور است، اگر مؤمن در یک روند صحیحی، گفتیم مؤمن چون روند صحیح دارد، انسان به دو قسمت تقسیم می‌شوند، مؤمن و فاسق، «أَ فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً» که فاسق‌ها پنج دسته بودند، یک دسته هم مؤمن بودند که شش دسته می‌شدند. فقط مؤمن است که در حرکتش رو به سلامت دارد حرکت می‌کند «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ» تمام انسان‌ها در مریضی و خسران و آسیب هستند، یعنی این هر کاری هم بکند بازسازی نمی‌شود، «إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا» مؤمن است که خسران ندارد، این اگر گناهی هم مرتکب بشود، دچار لغزش، فحشا، منکرات، حتی دچار گناه کبیره هم بشود، چون روندش رو به اصلاح است خودبه‌خود این را بازسازی می‌کند و مشکل را حل می‌کند. لذا اساساً حرکت یک مؤمن در رحم دنیا حرکت رو به سلامت است، و در روایت داریم مؤمن در نزد خداوند بسیار محبوب‌تر، گرامی‌تر است از اینکه چهل روز بر او بگذرد و خداوند بر او گناهی باقی بگذارد، چون روندش رو به سلامت است بازسازی‌ها خوب انجام می‌شود.

لغزش‌ها و گناهان مؤمن

انسان وقتی که تصمیم می‌گیرد در صراط مستقیم قرار بگیرد، آسیب‌های مختلفی ممکن است ببیند، بالاخره شیطان هست، حمله جلو دارد، حمله عقب دارد، حمله راست دارد، حمله چپ دارد، لغزش دارد، خود قرآن هم می‌گوید «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» ممکن است دچار فحشایی بشود، یا ظلم به نفسی بشود. فحشا از نظر لغوی زمانی است که انسان گناهی را در ارتباط با دیگران مرتکب می‌شود، «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» یعنی ظلم به خودش، انسان بالاخره آسیب‌ها و گناهانش اینطوری است، یا دارد به خودش صدمه می‌زند، یا دارد به دیگران صدمه می‌زند، آن مقداری که در ارتباط با دیگران است به آن فحشا می‌گویند. ممکن است مؤمن اینطوری بشود، لغزش داشته باشد، یک مدت افت و خیز داشته باشد، اما مؤمن چون مؤمن است، یعنی مسیرش مسیر درستی است اصلاح می‌کند، لذا پیغمبر اینجا می‌فرماید: «مَا أَصَابَ‏ الْمُؤْمِنَ‏ مِنْ نَصَبٍ وَ لَا وَصَبٍ وَ لَا حُزْنٍ حَتَّى الْهَمِّ یُهِمُّهُ» «یُهِمُّهُ» یعنی چیزی که دغدغه برای مؤمن می‌آورد، او را مشغول می‌کند، ذهنش را مشغول می‌کند.

همّ و مشغله‌های زندگی

شما نگاه کنید یک لحظه کلید خانه‌تان را گم می‌کنید، الان می‌خواهید منزل بروید می‌بینید کلید در جیب‌تان نیست، مدام جیب‌تان را می‌گردید، کیف‌تان را می‌گردید، کلید الان چه شد، می‌خواهم خانه بروم کلید ندارم، الان هم هوا سرد است، پشت درب می‌مانم، عجله دارم، کار هم دارم، کلیدم کجاست، در جیب‌تان را می‌گردید، نیست، در کیف‌تان را می‌گردید نیست. بعد یک دفعه می‌بینید کلیدتان کف اتومبیل افتاده، این یک دقیقه، دو دقیقه، پنج دقیقه طول می‌کشد، یک چیزی ذهنت را مشغول می‌کند این «حَتَّى الْهَمِّ یُهِمُّهُ» یعنی اینطوری، حتی به همین اندازه، که یک نیازی دارید، یک مدت معطلی دارید، یک اتفاقی می‌افتد، دارید یک جایی می‌روید عجله هم دارید ماشین‌تان پنچر می‌شود، حالا باید پنچری بگیرید، یک همّ است، همّ یعنی به خودش مشغولت می‌کند. یک دفعه می‌بینید ناخواسته بدون آمادگی مهمانی منزل می‌آید، حالا شما باید شروع به پذیرایی از این بکنید، آماده نیستید، باید خرید بکنید، باید غذا درست بکنید، ممکن است پول هم نداشته باشید، حالا باید از جایی پول تهیه بکنید، همین که انسان یک دفعه یک چیزی ذهنش را مشغول می‌کند، یک درگیری دارد. یک کتاب می‌خواهد کتابش را گم می‌کند، می‌خواهد برود امتحان بدهد جزوه‌اش را گم می‌کند، دنبال یک مطلب می‌گردد علاف می‌شود، همین که در زندگی هست، همین همّ‌هایی که در زندگی برای آدم می‌آید، مشغله‌های اینطوری، حضرت می‌فرماید حتی یک همچین مشغله‌ای هم برای مؤمن کفاره گناهانش هست، خداوند آن را کفاره گناهان قرار می‌دهد.

مکانیزم جبران گناهان

این می‌خواستم توضیح بدهم که مکانیزم ریاضی این کفاره چگونه است یعنی چرا این کفاره برای مؤمن اینطوری است، که همه چیز بازسازی می‌شود، اگر 30 سال گناه هم داشته باشد کسی در فحشا، منکرات، کفر، شرک، از اینها بدتر نمی‌شود، وقتی توبه می‌کند، در مسیر الهی می‌افتد این سیستم به قدری قدرتمند است، که می‌تواند تمام این 20 ـ 30 سال را جبران بکند. یعنی برایش چیزهایی پیش می‌آید که تمام این آسیب‌هایی که این 30 سال، 40 سال دیده همه را جبران می‌کند، ما کسانی را داریم که روز عاشورا ساعت آخر با امام حسین جنگیدن در نقطه مقابل لشکر امام حسین (علیه السّلام) بودند ولی وقتی که حضرت (هل من ناصر ینصرنی) می‌گوید اینها یک تکانی می‌خورند یک تحولی در آنها اتفاق می‌افتد. چون بالاخره امام حسین را می‌شناختند، اعتقاد داشتند، دوستش داشتند، ارادتی به او داشتند، برمی‌گردند، این یک ساعت جبران یک عمر را برای اینها می‌کند، یک تصمیمی است که به موقع انجام می‌شود و شخص برای جبران تمام این 30 ـ 40 سال جانش را وسط می‌گذارد، از حیاتش می‌گذرد و همه چیز سر جایش می‌آید ببینید چطوری است. ما حتی زمان پیغمبر شهیدی داشتیم که یک رکعت نماز هم نخواند، یعنی ما از سؤال‌های جالب امتحانی که می‌پرسیدم این بود که کدام شهید بود که یک رکعت نماز هم نخواند؟ این کافر است با پیغمبر برخورد می‌کند در برخورد مسلمان می‌شود، بعد به پیغمبر می‌گوید کجا دارید می‌روید؟ پیغمبر می‌گوید دارم جهاد می‌روم، می‌گوید ما هم با شما می‌آییم، می‌رود و به شهادت می‌رسد.

اهمیت قلب در اصلاح انسان

دقت کنید که مکانیزم عمل مؤمن و سیستم خلقتی خدا چگونه است، همه به یک ماجرا برمی‌گردد، آن ماجرا قلب است، قلب اگر اصلاح بشود و درست بشود، روند، روند درستی است، اما اگر این قلب اصلاح نشود، شما هر چقدر عبادت بکنید، یعنی طرف مدام کربلا می‌رود، مکه می‌رود، امام رضا می‌رود، عزاداری می‌کند، خدمت می‌کند، قلبش درست نیست. شما نگویید چرا این آیت الله، چرا این آدمی که چند سال جبهه بوده، چرا این آدمی که اینقدر عبادت کرده، اینقدر زحمت کشیده، اینقدر مبارزه کرده، اینقدر زندان بوده، ته قضیه یک دفعه سر از ارتباط با آمریکا و اسرائیل و انگلیس در آورد، مسئله قلب است. مسئله تعلق قلب شما به جبهه خاصی است، به لشکر خاصی و حزب خاصی است، شیطان را شما نگاه کنید، شش هزار سال دارد عبادت می‌کند، در این عبادت دارد رشد می‌کند، دارد می‌رسد به مقام فرشته‌ها، اما کفر باطنی دارد، ولی این کفرش ظهور نکرده، خدا هم با او کار ندارد، خدا گذاشته برای موقع خاص از او انتقام می‌گیرد.

ظهور کفر باطنی

وقتی به آن مقام می‌رسد خدا به فرشته‌ها می‌گوید به آدم سجده بکنید، آنجا کفر شیطان ظهور پیدا می‌کند، «اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدَ الْمَلائِکَهُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ» همه آنها سجده می‌کنند «إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏» ابا می‌کند، این ابا را قبلاً هم داشته ولی ظهور نداشته، «وَ اسْتَکْبَرَ» استکبار دارد، «وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ» این از اولش هم کافر بود، اینطور نبود که الان کافر شد. یعنی انسان با خودش یک زمینه‌هایی از فسق دارد، یک زمینه‌هایی از کفر دارد، و آنها را نگه می‌دارد، در یک موضوع، دو موضوع با خدا درگیر است، ولی نهایتاً راه می‌آید، می‌گوید من حالا در این قضیه با خدا درگیر هستم، با پیغمبر درگیر است، با امام درگیر است، ولی بالاخره در نهایت خودش را ظاهراً سرپا نگه می‌دارد. این فکر می‌کند اگر الان در این موضوع با خدا، یا پیغمبر یا امام درگیر است، بیشترین درگیری، مقاومت، پوست کلفتی بین این سه تا با امام پیدا می‌کند، یعنی کلاً بیشترین جایی که افراد امتحان می‌شوند در امامت است.

چالش با امام زنده

مردم الان نگاه کنید ما بیش از یک میلیارد مسلمان داریم، در خدا و پیغمبر با هم مشکل ندارند، در امامت مشکل پیدا می‌شود، یعنی انسان با امام درگیر می‌شود، الان ما خود شیعیان در قضیه خدا و امام مشکلی نداریم. ضعف اصلی‌مان در رفتن زیر چادر امام زمان است، شیعیان در آن بخشی که مربوط به خدا است، قرآن بخوانند، نماز بخوانند، روزه بگیرند، خمس بدهند، مکه بروند، مشکل ندارند، با امامان دیگر هم مشکل پیدا نمی‌کنند، چون امامان دیگر خیلی مسئولیت‌آور نیست، همیشه انسان با امام زنده مشکل پیدا می‌کند، یعنی همیشه در تاریخ انسان اینطوری بوده، با امام زنده مشکل پیدا می‌کند، نمی‌تواند خودش را پا به پای امام زنده برساند. ضعف‌هایمان را بگوییم، ضعف‌هایمان اینطوری است، ما در بخش‌های دیگر مشکل نداریم، الان با امام حسین کسی مشکل دارد، اربعین را نگاه کنید، اگر امام حسین زنده بود این جمعیت دور امام حسین جمع نمی‌شود، امام مرده، امام رضا از دنیا رفته، با او مشکل نداریم، امام زنده است که همیشه نفس انسان و شیطان با او درگیر است، و انسان زیر بار امام زنده نمی‌رود.

انحرافات و کفر در جامعه

حالا من می‌خواهم این را بگویم که کفرها و انحرافات چطوری برای انسان در می‌آید، شیطان کفر خودش را دارد، ولی زمان ظهورش نرسیده، یک زمانی می‌رسد که خدا او را در مقابل آن امتحان خاص قرار می‌دهد نشان می‌دهد که از اول کافر بوده. ما الان آدم‌هایی داریم که در جامعه اسلامی ظواهر شرعی را رعایت می‌کنند، یعنی شما همینطوری در فضای معمولی ببینی می‌بینی که این متدین است، حجاب را رعایت می‌کند، نماز می‌خواند، حج می‌رود، اما این ذاتاً متعلق به این ساختار فکری نیست. این اگر همین جا از تهران برداری در دبی بگذاری جا در جا تغییر می‌کند، از اینجا ببری در آمریکا، اروپا، کیش ببری، شما برود می‌بینی تغییر می‌کند، این نشان می‌دهد که این ذاتاً تعلقش به آنچه که دارد نیست، تعلقش به آن فضایی است که الان در آن قرار گرفته، اگر از اینجا یک دفعه تو را برداشتند اروپا بردند، و هیچی برایت تغییر نکرد، این مسلمان و مؤمن است. اما اگر در یک عروسی رفت، بعضی‌ها هستند خیلی راحت همه چیز را رعایت می‌کنند، بعد یک دفعه در یک عروسی می‌روند می‌بینی این خانم به همه مردها محرم می‌شود، و بر عکس، در مهمانی، در عروسی، همه چیز می‌رود، همه چیز پرت می‌شود، نشان می‌دهد که این شخص ذاتاً روندش روند رو به اصلاح نیست، روند گناه‌پذیر و آسیب‌پذیری است، این مثل یک مریضی است که ادای سالم‌ها را دارد در می‌آورد.

ایمان و تقوا در مواجهه با آسیب‌ها

در حرکت کلام یک مؤمن چون مؤمن است، «إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» چون مؤمن است، واقعاً ایمان آورده، از آخرت می‌ترسد، از قیامت می‌ترسد، واقعاً حساب می‌برد، برایش مهم است که مریض نشود، برایش مهم است که آلوده نشود، تقوا دارد، حالا اگر یک موقع یک جایی هم پایش لغزید، بلند می‌شود اصلاحش می‌کند جبران می‌شود. ولی یک کسی که اساساً تعلق به این راه ندارد، عضو این مجموعه نیست، ادا در می‌آورد، در یک جمعی است، در یک فضایی است، ادا در می‌آورد، این به محض اینکه در شرایط آلوده قرار بگیرد اولین کسی که آسیب می‌بیند همین شخص است. من در همین سفری که چند ماه پیش داشتم در چند کشور اروپایی داشتم، صد نفر آدمی که از اینجا آنجا رفتند ده نفر هم به زور سرپا هستند، بیش از 90 نفر همه چیز را رها کردند، چون اینها قبل از اینکه از اینجا حرکت کنند قلباً تعلق به آنچه که داشتند یعنی جبهه ایمان نداشتند، قلباً به همانجا تعلق داشتند، رفتند آنجا آسیبش را هم دیدند، یعنی در آن شرایط قرار گرفتند.

جوهره انسان در شرایط مختلف

لذا امیرالمؤمنین می‌فرماید: «فِی‏ تَقَلُّبِ‏ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ» جوهره یک آدم را زمانی می‌شود سنجید که این شخص در شرایط مختلف قرار بگیرد، محیط‌های مختلف خودش را نشان می‌دهد که این واقعاً چکاره است. حالا این شخص بگوید من تقوا دارم، مؤمن هستم، چنین و چنان هستم، یک تلفن هوشمند دستش می‌آید می‌بینید که نمی‌تواند تقوا را با این تلفن رعایت بکند، اگر این تلفن به یک شبکه اینترنتی وصل بشود که این آزاد بشود هر چیزی را دلش می‌خواهد ببیند، آنجا معلوم می‌شود که این شخص تعلق دارد یا ندارد. و الا وقتی که تلفن ندارد هنوز امتحانی نشده، فکر می‌کند خوب است، سالم است، می‌رود یک تلفن می‌خرد، بعد یک با این تلفن به اینترنت وصل می‌شود بعد دستش هم باز است می‌بینی این شخص اصلاً نمی‌تواند، با داشتن این تلفن نمی‌تواند شخصیتی که قبلاً داشته را داشته باشد، یک شخصیت دیگر می‌شود، یعنی آسیب روی آسیب اضافه می‌کند. ولی یک کسی که ایمان و تقوا دارد، این در هر صورت تلفنش را دست هر کسی می‌دهد، هر کس می‌تواند تلفن این را ببیند، مشکلی ندارد، چیزی که بخواهد از کسی پنهان بکند ندارد، پس اینکه مؤمن هر بلایی سرش بیاید، بازسازی می‌کند.

سلامت قلب و مغز

یعنی بخشی از گناهانش پاک می‌شود برای این است که مؤمن اساساً از نظر قلب تعلق به الله، آخرت و ابدیت دارد، تعلق به جاودانگی و خانواده آسمانیش دارد، و چون این تعلق به آنها است قلباً، عشق به آنها تعلق می‌گیرد، روح به اینها تعلق می‌گیرد. حالا اگر در ظواهر، در مسائل دیگری یک جایی آسیب ببیند، این تعلق به اصل سلامت روح سالمش می‌کند، اصلاحش می‌کند، کاملاً او را می‌سازد و برایش جبران می‌کند، در بهداشت دو جا وقتی سالم باشد، بقیه جاها اگر آسیب ببیند پزشکان خیلی نگران نیستند، یکی مغز، یکی قلب، قلب و مغز یک کسی سالم باشد، می‌گویند این دو تا خوب کار بکند آسیب‌های دیگر قبل اغماز است، اما اگر مغز و قلب به هم بریزد همه چیز به هم می‌ریزد. انسان در حرکتش به سمت ابدیت و جاودانگی باید حواسش باشد ارتباطش با قلب و مغز باطن عالم درست باشد، وقتی شخص با باطن عالم ارتباطش حفظ باشد، یعنی با آن کسی که همه سلامت‌ها دست اوست، این آسیب هم که ببیند چون اساساً روحش تعلق به مرکز سلامتی تعلق دارد، و قلبش سالم است، بازسازی می‌شود، و خودش را می‌سازد.

فریب شیطان و هوشیاری مؤمن

اینجاست که شیطان یک موقعی می‌آید، آدم لغزشی دارد، انحرافی دارد، سرماخوردگی دارد، افت و خیزی دارد، شیطان می‌آید روی شخص سرمایه‌گذاری می‌کند می‌گوید تو دیگر خوب نمی‌شوی، تو دیگر درست نمی‌شوی، تو دیگر اصلاح نمی‌شوی، و دائماً در گوش آدم وزوز می‌کند. مؤمن چون هوشیار است می‌داند ارتباطش با مرکز وصل است، می‌داند ارتباطش با مرکز ارتباط سالمی است، گول نمی‌خورد، خیلی زود خودش را بازسازی می‌کند، یعنی اسیر این گذشته و گناهان و لغزش‌ها و خاطرات نمی‌شود، توبه می‌کند، جبران می‌کند، بازسازی می‌کند. پس مبارکی ایمان این است که قلب سالم باشد، «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ» قلب که سالم باشد حالا اعضا و جوارح دیگر که آسیب ببینند قابل جبران است می‌شود جبران کرد.

نگاه خداوند به انسان و شهوات

یک روایت دیگر از پیغمبر اکرم متنش را برایتان می‌خوانم که خیلی تکان‌دهنده است، که خیلی کمک می‌کند و راهگشا است، می‌فرماید: «مَنْ‏ أَکَلَ‏ مَا یَشْتَهِی‏ وَ لَبِسَ مَا یَشْتَهِی وَ رَکِبَ مَا یَشْتَهِی لَمْ یَنْظُرِ اللهُ إِلَیْهِ حَتَّى یَنْزِعَ أَوْ یَتْرُکَ» هر کس هر چه دلش بخواهد بخورد، یعنی تقوا و عفت شکم ندارد. «وَ لَبِسَ مَا یَشْتَهِی» هر چه دلش می‌خواهد لباس می‌پوشد، «وَ رَکِبَ مَا یَشْتَهِی» هر مرکبی دلش می‌خواهد سوار می‌شود، الان من می‌خواهم بروم این ماشین را بخرم، فردا عوض می‌کند، دو ماه دیگر می‌گوید از این خوشم نیامد، این عادی شده. بروم یک ماشین دیگر بخرم، این هدفش از مرکب سوار شدن روند سالم زندگی نیست، از مرکب سوار شدن تفاخر، کلاس، دیده شدن را می‌خواهد که این همان جهنمی می‌شود که حضرت می‌گوید اگر شما با بند کفشتان هم به کسی فخر بفروشید امکان ندارد به بهشت راه پیدا بکنید، ای نمی‌گوید من می‌خواهم یک ماشین سوار بشوم ببینم چه مصلحت است. می‌گوید الان چی مد است، الان چه چیزی در چشم است، این کلاسش چقدر است، شئون ما چطوری است، ما می‌خواهیم ماشین سوار بشویم، جلوی باجناق، جلوی جاری، جلوی خاله، جلوی پسرخاله، جلوی دخترخاله، ماشین ما باید با ماشین بقیه یک ذره فرق بکند، یک چیزی داشته باشد. حضرت فرمود کسی که هر چیزی خوشش می‌آید سوار می‌شود، بر اساس شهوتش مرکبش را انتخاب می‌کند، خیلی خطرناک است، ببینید هر چه دلش می‌خواهد می‌خورد، هر چه دلش می‌خواهد می‌پوشد، هر چه دلش می‌خواهد می‌پوشد، «لَمْ یَنْظُرِ اللهُ إِلَیْهِ» خدا اصلاً به این آدم نگاه نمی‌کند، این آدم از چشم خدا می‌افتد، «حَتَّى یَنْزِعَ» تا زمانی که بمیرد یعنی تا مرگش هم خدا به این آدم نگاه نمی‌کند، «أَوْ یَتْرُکَ» یا اینکه دست از این کارش بردارد.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • مصائب و مشکلات مؤمن، کفاره گناهان اوست و خداوند بخشی از گناهانش را محو می‌کند.

  • همانند جنینی که در رحم مادر مسیر رشد سالمی دارد و آسیب‌ها را جبران می‌کند، مؤمن نیز در رحم دنیا، روند رو به سلامت و بازسازی دارد.

  • مؤمن حتی اگر دچار لغزش و گناه کبیره شود، چون روندش رو به اصلاح است، خودبه‌خود آن را بازسازی و مشکل را حل می‌کند.

  • حتی کوچکترین دغدغه‌ها و مشغله‌های زندگی مؤمن، کفاره گناهان او محسوب می‌شود.

  • سیستم الهی به قدری قدرتمند است که می‌تواند تمام گناهان گذشته را جبران کند، حتی اگر کسی در لحظات آخر عمر خود تصمیم به اصلاح بگیرد.

  • اساس اصلاح انسان، قلب اوست؛ اگر قلب اصلاح شود، روند زندگی نیز درست خواهد بود.

  • کفر باطنی ممکن است سال‌ها پنهان بماند و تنها در مواجهه با امتحانات الهی آشکار شود.

  • بزرگترین چالش و امتحان انسان، مواجهه با امام زنده و پذیرش ولایت اوست.

  • جوهره واقعی انسان در مواجهه با شرایط و محیط‌های مختلف آشکار می‌شود.

  • سلامت قلب و مغز، اساس سلامت کل وجود انسان است و آسیب‌های دیگر در صورت سلامت این دو، قابل جبران هستند.

  • مؤمن هوشیار، فریب وسوسه‌های شیطان را نمی‌خورد و به سرعت خود را بازسازی می‌کند، زیرا ارتباطش با مرکز سلامت (خداوند) برقرار است.

  • خداوند به کسی که تنها به دنبال ارضای شهوات خود در خوردن، پوشیدن و سوار شدن است، نگاه نمی‌کند، مگر اینکه دست از این کارها بردارد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه