فهرست مطالب
Toggleکفاره ظلم
ما از بحث روابط خانواده آسمانیمان که اختصاص به موضوع ظلم داشت، یک بحث داریم که این را هم تقدیم بکنیم درباره کفاره ظلم است. دو تا فرمایش داریم از نبی اکرم و امیرالمومنین. آنچه که از نبی اکرم بود، جلسه قبل توضیح دادیم که «من ظلم احدا ففاتهُ فلیستغفرالله تعالی له فانه کفاره له» هر کس به کسی ظلم کرد و آن شخص از دنیا رفت، دسترسی دیگر به او نبود، از دنیا رفت، چه کار بکند برای اینکه ظلمهایی که برایش کردیم جبران شود؟ حالا پدر است، مادر است، فامیل است، دوست است، آشناست، غریبه است، میفرماید برایش استغفار بکنید. و حالا توضیح دادم فقط استغفار هم نیست. هدیه فرستادن است. بهترین هدایا برای راضی کردن میت صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و چیزهایی که به آن علاقه داشته. بعضی از عبادتها و زیارتهایی که او به آن علاقه داشته، که خیلی مؤثر هست در راضی کردن اموات. که این را توضیح دادم.
رد مظالم
یک روایت دیگر هم مانده از امیرالمومنین علیه السلام امروز تقدیمتان میکنم. که میفرماید «لا عدل افضل من رد المظالم» هیچ عدلی مثل بازگرداندن مظالم نیست. رد مظالم که میگویند یعنی ظلمهایی که انسان کرده، رد کند، برگرداند اینها را و اطرافشان را راضی کند. درباره رد مظالم به مناسبتی در همین سلسله مباحث احتمالاً یا مباحث دیگری که دشمنشناسی یادم است البته دشمنشناسی قدیم، توضیح دادم باز هم توضیح میدهم. ببینید مظالم، ظلمهایی که انسان میکند به دیگران، چهار دسته هستند: یا طرفی که به او ظلم میکنیم یک فرد است، یا یک اجتماع هست، گاهی وقتها انسان به فرد ظلم میکند گاهی وقتها به یک اجتماع ظلم میکند. و این ظلم یا مادی است یا معنوی است. شد چند تا؟ چهار تا. رد مظالم فردیِ مادی، اجتماعیِ مادی، فردی، گاهی وقتها ظلم مالی است گاهی وقتها ظلم معنوی است. فردیِ معنوی، اجتماعی معنوی. چند تا شد؟ چهار تا. درباره تک تکش من توضیح بدهم. که حضرت میفرماید عدل یعنی این. یعنی که انسان خوب چون مظالم شکل انسان را بد میکند، باطن انسان را بد میکند، انسان وقتی با بار ظلم متولد میشود به برزخ، مثل یک بچهای است که چیزهایی را که نباید بیاورد با خودش آورده با دنیا از رحم مادر. یعنی بد شکل میشود انسان. وقتی که ظلم با خودش میبرد. این هم پاک شدنی نیست. یعنی چون حق الناس است این جور نیست که خدا پاکش بکند برای انسان. مگر اینکه صاحب حق پاک بکند. صاحب حق بگوید من گذشتم. و الا تا آن صاحب حق نگذرد یک کسی که با ظلم وارد نظام برزخی میشود گرفتاری دارد تا قیامت. حالا در قیامت هم اگر بشود یا نشود. خیلی سنگین است. لذا حضرت میفرماید که «لا عدل» عدل را اگر اینجا بخواهیم محسوس برای شما معنا بکنیم، مثل اعتدال میماند. اعتدال در بدن. بدن به محضی که از اعتدال خارج میشود درد میگیرد و مریضی پیدا میکند روح هم به این اعتدال احتیاج دارد به این هماهنگی همه جهات وجودی احتیاج دارد. ظلم تعادل را به هم میزند. تعادل را به هم میزند این خیلی اهمیت دارد. من این را توضیح بدهم برای شما.
ظلم و سقوط از صراط
خوب قبلاً گفتیم که ما در دنیا که هستیم در متن جهنم داریم زندگی میکنیم دنیا متن جهنم است و روی صراط داریم رد میشویم. چون گفتیم صراط توی جهنم است. روی جهنم نیست. برای یک انسانی که میخواهد از روی صراط رد شود به بهشت برسد و به بالاتر از آن، خوب این مسیر را طی کردن الزامی است. همه انسانها بدون استثنا از توی جهنم باید رد شوند. بدون استثنا هم ندارد «ان منکم الا واردها» در قرآن هم هست. هیچ یک از شما نیست مگر اینکه روز قیامت وارد جهنم میشوید از توی جهنم شخص باید رد شود. به بهشت برسد. خوب از توی جهنم، کجا؟ روی چی؟ روی صراط. خوب، پس شخص باید از تو فضای جهنم رد شود از روی صراط رد شود تا برسد به بهشت. این معنایش چیست؟ معنایش این است که شخص باید در دنیا که متن جهنم است از روی صراط رد شده باشد. دقت کنید. بتواند عبور کرده باشد. این صراط. حالا اینکه حضرت میفرماید ایستگاههای مختلف است گرفتاریهای مختلف است سوال میکنند آنجا؛ همین مسیر زندگی انسان است با ارتباطاتی که با دیگران دارد مثل پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، فرزند، معلم، شاگرد، مدیر، زیردست، قرآن، همسایه … همه سوالهایی است که در قیامت میپرسند. ظلم چون حق الناس است تعادل را روی صراط از بین میبرد. یعنی شخص سقوط میکند. شخصیت انسان، آنجا سقوط میکند معنایش این است که در دنیا هم تعادل ما از بین میرود. گاهی وقتها افراد هستند که دلشان هم میخواهد خیلی کارهای خوب انجام بدهند اما به دلیل ظلمهایی که کردند نامتعادلند. شما نگاه کنید یزید وقتی به حضرت سجاد علیهالسلام عرض میکند اگر من توبه کنم میپذیرد خدا؟ حضرت میگوید: بله دو رکعت نماز بخوان و توبه کن. خوب دقت کنید. یزید نمیتواند دو رکعت نماز بخواند. چرا نمیتواند بخواند؟ چون تعادل ندارد. یعنی نمیتواند به خودش غلبه بکند که این دو رکعت نماز را بخواند میدانید چی دارم میگویم خوب توجه کنید. خیلی وقتها است افراد میگویند ما میدانیم فلان کار گناه است، میدانیم این کار اشتباه است، میدانم دارم به همسرم ظلم میکنم. میدانم دارم به پدر و مادرم ظلم میکنم. میدانم این رفتارم زشت است. ولی این چون درگیر ظلم است این وقتی که میخواهد تصمیم بگیرد که خودش را اصلاح بکند این نامتعادلی گرفتاری ایجاد میکند برایش. لذا احتیاج دارد که از این حالت کج و افتادگی و نامتعادلی بلند شود باید زور بیشتری بزند. این باید خیلی تلاش بکند که خودش را بلند کند چون افتاده است سقوط کرده. برای برگرداندن خودش به آن حالت این کار میبرد. احتیاج به قوت دارد احتیاج به قدرت دارد.
کمک گرفتن از خدا برای بازگشت به تعادل
خوب «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» از خدا باید کمک بگیرد برای همین در دعای روز دوشنبه که من در برنامهها نوشتم که همه بدون استثنا این دعاها را بخوانند، دعاهای روز هفته، یکیاش دعای روز دوشنبه است. «ایُّما عبد من عبیدک او امتٍه من عبادک او امائک او کانت قبلی …. او فی ماله او ولده او اهله» هر زن و مردی از بندگان تو که من یک ظلمی در حقشان کردم، در شخصیتش در آبرویش، در بچهاش، یا مالش و … یا به او قلدری کردم ستم کردم، هر چیز. «فقصرت یدی ان ردها» من دستم کوتاه است نمیتوانم باید از خدا کمک بگیریم. دعای روز دوشنبه خیلی دعای مهمی است. اصلاً همه دعاها، هر کدام از این دعاها بخشی از ما را تکمیل میکند و موانع سر راه ما را بر میدارد. هم دعاهای ایام هفته و هم زیارات ایام هفته، با اینکه سه چهار دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد ولی موانع زیادی را بر میدارد از راه انسان. این دعای هفته و زیارت هفته که اول صبح میخوانیم. انسان باید خیلی کمک بگیرد که خدا به او کمک کند که برگردد به تعادل. بتواند درست تصمیم بگیرد. شخصی که ظلم میکند تصمیم درست نمیتواند بگیرد. یعنی یک عالم ظلم کرده بعد میخواهد تصمیم بگیرد یک ازدواج درست بکند، ازدواج غلط میکند میافتد در جهنمی که این جهنمی که الان در ازدواج گرفتارش شده بخاطر ظلمهایی است که قبلاً به دیگران کرده. یک دفعه یک نفر خر میشود یک دفعه (این طوری بگویم) خام میشود یک دفعه، یک دفعه یک تصمیمی میگیرد در آن تصمیم میرود جهنم. یک رشتهای را انتخاب میکند، یک شغلی را انتخاب میکند، یک همسری را انتخاب میکند، یک سفری را انتخاب میکند یک چیزی را انتخاب میکند یک دفعه میافتد در تله، بخاطر اینکه ظلم کرده. آن موقعی که میخواست تصمیم بگیرد، تعادل در تصمیمگیری نداشت. ظلمهایی که کرده بود دامنش را میگیرد. دقت کنید چرا علی علیه السلام در اینجا کلمه عدل را به کار میبرد. ظلم فهم انسان را کور میکند. درک انسان را کور میکند. در انتخابها، ارتباطها، رفتارها و چینشهای فکری به انسان ضربه میخورد. یعنی شخص هر چی میخواهد مهندسی فکر کند نمیتواند. خوب الان میگوییم بابا یک کسی بخواهد از صراط نجات پیدا کند و از توی جهنم در بیاید باید سه تا معشوق در رأس همه معشوقهایش باشد و الا در جهنم گیر است. الله، اهل بیت و جهاد. نص قرآن است دیگر. این تصمیم میگیرد که خوب با خدا رابطه دوستی برقرار کند. تصمیم میگیرد با اهل بیت رابطه خوب برقرار کند. تصمیم میگیرد که روح جهاد را بر خودش حاکم کند بعد ظلمها نمیگذارند. این ظلمها تعادل این را گرفتند. پس اولین مرحله چیست. این هم هست در روایات در مباحث خاص خودش توضیح دادیم اینکه انسان مهمترین کاری که میخواهد بکند در زندگیاش که بعد بخواهد پیشرفت کند، اول باید چیها را از بین ببرد؟ ظلمها را باید از بین ببرد. حالا بعضی از عزیزان میگویند ما این برنامه شما را اجرا کردیم اصلاً اثر نگذاشت یا موفق نشدیم، این سی دی را هم گوش کردیم این بخاطر این است که تو تعادل نداری. گوش میکنی ولی نمیتوانی شوهرداری بکنی، گوش میکنی ولی نمیتوانی تربیت بچه بکنی، گوش میکنی ولی نمیتوانی زن داری خوب بکنی. آن ظلم باید از بین برود. چون تو آلوده نسبت به این ظلم هستی. در خانوادهات، همسرت، پدرت، مادرت داری ظلم میکنی برای همین درگیری روانی انسان پیدا میکند این را خوب دقت کنید. ظلم مشکلات روانی وحشتناکی، بیتعادلیهای وحشتناکی برای انسان میآورد. تصمیمات انسان را مخدوش میکند. خراب میکند. فهم انسان در هنگام تصمیمگیری را خراب میکند. بنابراین حالا هی برو دکتر و روان پزشک و روان شناس، این مسئله با روان پزشک و روان شناس حل نمیشود که. آنی که این نظام را خلق کرده دارد به شما میگوید آقا ظلم تعادل شما را به هم میریزد. حالا برو پای درس پیغمبر، اساتید نه، اولیای خدا نه، سر درس پیغمبر بنشین خراب در میآید طرف. برو نفس امیرالمومنین به تو بخورد فایده ندارد. امام صادق 4000 شاگرد داشت مینشستند پای درسش. به قول خودش 17 نفر مؤمن نداشت. استادشان هم امام صادق بود. آدمی که ظلم میکند، خیانت میکند به خصوص به چی؟ به دانش خودش، به فهم خودش، اینکه انسان به یقین خودش توهین کند. اینکه باورهایش را زیر پا بگذارد. وقتی این اتفاق برای انسان میافتد، یعنی خودش را از روی صراط سقوط داده. لذا برو پای درس پیغمبر هم بنشین، پای درس امام صادق هم بنشین، پای درس امیرالمومنین بنشین، فایدهای ندارد. بارها شده افراد گرفتاریهای روحی و روانی وحشتناکی پیدا کردند خواب دیدند در خواب به آنها گفتند بابا این طوری عمل کن، پیغمبر به او گفته، حضرت زهرا به او گفته، امام زمان به او گفته، نمیتواند. میگوید آره اتفاقاً خواب هم دیدم نمیتواند. با پدر و مادرش درگیر است حضرت آمده در خواب به او گفته برو رابطهات را با پدر و مادرت اصلاح کن. حضرت آمده دارد دستور میدهد به او، نمیتواند اصلاح کند. با اینکه یقین دارد. آدم وقتی به یقین خودش توهین میکند یقین خودش و اعتقادات خودش را زیر پا میگذارد، با اینکه میداند خلافش عمل میکند. مثلاً میداند این حسش، حس حسادت است نباید به آن تمکین کند. باید به آن محل ندهد باز حسادت میکند. میگوید میدانم ولی خوب نمیتوانم، من اینطوری هستم. مثلاً تربیتم این طوری است. یا مثلاً من زن هستم. خوب بابا تو زن هستی، قبل از اینکه زن باشی، آدم هستی، انسان هستی، زنانگی بخش کوچکی از شخصیت یک خانم است. اول یک انسان است. میگوید من مرد هستم و این طوری تربیت شدم و باید این طوری باشم. نه یعنی چی. مردانگی و زنانگی ملاک تعادل نیست. ملاک تعادل ایمان به خداست. ملاک تعادل این است که آیا خدا این عمل تو را تأیید میکند یا نه. عمل تو عمل صالح است یا نیست.
انواع رد مظالم
این چهار تا را خوب دقت کنید اگر حق الناس است مادی بود در مورد یک نفر، خوب آدم میتواند کلش را بپردازد اینقدر که راضی شود. یک موقع میگوید آقا رویم نمیشود بگویم میترسم اگر بگویم فتنه شود، میترسم بگویم دعوا شود. پیدایش میکنم. یک موقع در دسترس است. خودمان نمیتوانیم باشد یک واسطه پیدا کن این مبلغ را به او بده. یک بنده خدایی در حق شما ظلمی کرده حلالش کن. تمام. یک موقع هست نه دسترسی ندارم مرده از دنیا رفته، یا مسافرت کرده رفته، اصلاً نمیدانم کجاست، زنده است، مرده است، کیست، مثلاً معلم دوران ابتدایی من بوده، مثال میزنم، مثلاً فلان شخص بوده، مثلاً بچه بودم از کنار فلان مغازه رد شدم یک شکلات برداشتم خوردم. نمیدانم آن بنده خدا و آن مغازه اصلاً نیست، مغازهای آنجا نیست شهر تغییر کرده آن آقا کجاست من نمیدانم میگوید این به قیمت روز برای این بنده خدا رد مظالم بپردازید. بدهید به جایی که باید بدهید. به کسی که قبول میکند دفتر مراجع و مجتهدین و علما و کسانی که انسان به آنها اعتماد دارد و میداند که رد مظالم را درست مصرف میکند.
رد مظالم مالی اجتماعی
رد مظالم مالی اجتماعی، اجتماعی چطوری است؟ اجتماعی این که مثلاً شما فرض بفرمایید که در مسجدی در حسینیهای صدمه زدید به چیزی که مال همه است یا مثلاً در شرکتی، ادارهای، وزارت خانهای انسان سوء استفاده از بیت المال کرده، سوء استفاده از وسایل نقلیه بیت المال کرده رفته در اتوبوس رفته نشسته، تیمش شکست خورده، دیدید دیگر الان بعد از مسابقات، عصبانی شده چاقو انداخته دشک اتوبوس را پاره کرده، میبینید که مسابقات برنده نمیشوند میآیند اتوبوس را میزنند خراب میکنند مال بیت المال است دیگر. مال 80 میلیون آدم است. شما دارید این کار را میکنید. داخل و خارج هم ندارد مثلاً اگر شما در یک کشور اروپایی بوده ممکن است مسلمان هم نباشد، اتوبوسشان، چراغشان، بالاخره یک جایی ظلم کردید حق الناس است فرقی نمیکند مسلمان و غیر مسلمان. این باید به آن سازمان برگردد. باید به آن سازمان خسارت برگردد. خیلی هم سنگین است خوب بالاخره رد مظالم اجتماعی است انسان به میلیونها انسان بدهکار است رفته در پارک به وسایل داخل پارک صدمه زده، اینها سنگین است. خسارتهای سختی هم است باید جبران بکند انسان. پس این هم شد رد مظالم مالی اجتماعی.
رد مظالم فردی معنوی
بعد رد مظالم فردی معنوی، یعنی یک کسی را اذیت کردی، غیبتش را کردی، تهمت به او زدی، نیش به او زدی، سرزنشش کردی، تحقیرش کردی، دلش را شکستی، ترساندیاش، اضطراب به دلش وارد کردی. اینها میشود مظالم فردی معنوی. این هم همینطور حلالیت میخواهد انسان باید از ته دل از طرف حلالیت بطلبد که خیلی هم کار سخت و سنگینی است. ممکن است شخص حلال نکند. دروغ بگوید که حلال کردم ولی حلال نکند. خیلی سنگین میشود. یعنی واقعاً دلش پاک نشده باشد خیلی سنگین است. یک موقع حالا میگوید حلالت برو ولی واقعاً دلش صاف نشده یا لطمهای که تو به او زدی واقعاً قابل جبران نیست. رفتی راجع به آبرویش گفتی، راجع به شخصیت و ناموسش گفتی، چیزی گفتی که نمیشود جمعش کرد، یک تهمتی به او زدی، یک چیزی گفته شد که حالا آب ریخت این را چطوری میشود جمع کرد، آقا من رفتم راجع به شما یک همچین غیبتی کردم که شما همچین کاری کردید و حالا به 100 نفر هم گفتم. چطوری میشود جمعش کرد؟ خیلی سنگین است. خیلی سنگین است. اثر این در نفس من هست، میماند این اثر این کاری که کردم. رفتم راجع به یک نفر یک چیزی گفتم که آبرویش رفت، تحقیر شد، یک رازی داشت فاش کردم، یک کسی یک چیزی به من سپرده بود رازش بود گفته بود به کسی نگو من رفتم گفتم به کسی، یا اصلاً نگفته به کسی نگو. ببینید یک موقع است شخص میگوید من را قسم نداده به من هم نگفته به کسی نگو. اصلاً گفته باشد یا نگفته باشد شما حق نداری راجع به یک کسی با یک کسی صحبت کنی. در جریان یک چیزی قرار گرفتی حق نداری صحبت بکنی. «المجالس بالامانه» مجالس یعنی یک جایی قرار میگیری یک جایی نشستی که یک اتفاقی افتاد همانجا باید دفن شود، رفتی به 100 نفر گفتی، نه من این کار را کردم در فضای مجازی از زندگی شخصی یک نفری عکسی گرفت انسان و پخش کند در فضای مجازی. نمیشود این جمعش کرد حالا بگو ترا خدا از من راضی باش، ترا خدا حلال کن، بگوید باشد راضی هستم حلال میکنم. حالا چه کار کند با تو. ولی خوب آن شکستی که این خورده، لطمهای که از نظر آبرو به این رسیده، بدبینی که نسبت به این در سطح خانوادهاش، فامیلش، اجتماع ایجاد شده چطوری میشود جبرانش کرد. یک عالم هست یک روحانی است صدها نفر هزاران نفر دارند از او استفاده میکنند تو رفتی پشت سرش یک چیزی گفتی، یک نفر، 5 نفر، 10 نفر، 100 نفر محروم شدند از این، خوب فردای قیامت مگر میشود جمعش کرد این را. حالا تو بگو حلالم کنید چی را حلال بکنند. مگر قابل جمع است مگر قابل برگشت است به راحتی. این طوری نیست. بعد آدم تا میتواند نرود به این سمت، مواظب نفسانیت خودش، شیطنتهای خودش، حس فضولیهای خودش حقارتهای خودش باشد. خیلیها برای خودشیرینی برای اینکه خودشان را مهم معرفی کنند به آبروریزی دیگران میپردازند. راحت مینشینند راجع به دیگران حرف میزنند. خوب این مگر میشود جمعش کرد به این راحتی. در ذهن یک نفر دو نفر و صد نفر را خرابش کردی این را چطوری میشود درستش کرد. این بنایی را گذاشتی که به یک شخص در فامیل در خانواده به او ظلم شود، تحقیر شود، این بچه با تحقیر بزرگ شد. چرا؟ چون مادر این کار را کرده؛ پدر این کار را کرده؛ داداش این کار را کرده. مگر میشود این را جمع کرد. یک پسر بیادب قلدر تربیت کردی حالا این به خواهر و برادرهایش ظلم میکند و جلوی ظلمش را هم نمیگیری، نمیتوانی و نمیگیری. بعضی از پدر، مادرها میگویند من تعجب میکنم میگویند من یک پسر دارم من را میزند، بابایش را میزند، به خواهر و برادرش توهین میکند. میگویم از خانه بیرونش کنید میگوید نمیشود از خانه بیرونش کرد این برود بیرون بد میشود. میگویم خوب برود بد شود، مثلاً چی میشود ماشین میزند میکشدش، معتاد میشود میمیرد، یک کسی چاقو به او میزند میکشدش، هر چه باشد بهتر از این ظلمی است که دارد میکند در خانه. روز قیامت مگر میتواند این را جواب بدهد. اقلاً میرود میمیرد از ظلم راحت میشود کمتر ظلم میکند. میگوید نه، بچهام است. خوب بچهات را نگه دار، هم دارد جنایت میکند سر خودت، هم سر بابایش، یا سر خودت یا سر خواهر و برادرهایش، کی مسئول این ظلم است؟ تو. کی باعث تحقیر این بچه شده؟ کی این بچه را بیدست و پا بار آورده؟ کی این بچه را بیشخصیت بار آورده؟ کی باعث شده که این بچه اعتماد به نفسش برود ترسو و بزدل باشد اضطراب بیاید سراغش، بیشخصیت شود و نتواند تصمیمهای خوب بگیرد. این کار کرد؟ تو به خاطر رفتارهای غلطی که با این بچهات داشتی. یا با همسرت داشتی. یا با خانواده همسرت داشتی. حق الناس خیلی ظریف است. دختر مردم را گرفتی این پدر بنده خدا، مادر بنده خدا که دخترش را داده به تو، تمام دلخوشیاش این است که تو با عدالت با این بچه رفتار بکنی. تقوا یعنی همین. تقوا یعنی انسان بترسد از این کار که ظلم بکند. مبادا پدر زن من مادر زن من بخاطر رفتاری که با دخترشان کردم بیفتند به ترس بیفتند به اضطراب بیفتند به غصه، خانواده همسر من. این خیلی ظلم بزرگی است مگر میشود به راحتی جبرانش کرد. این پدر بیچاره حالا این عمری از او گذشته، 50-60-70 سال، یک داماد نادان دائماً اضطراب راجع به دختر این به این وارد میکند. یک عروس نادان دائماً خانواده همسرش را مضطرب میکند. راحت به شوهرش ظلم میکند. راحت به مردش ظلم میکند. راحت به بچههایش ظلم میکند خوب این را چطوری میشود جمع کرد. حق الناسها خیلی سنگین است بعد چطوری میشود رضایت گرفت از اینها. ما در حاق قلب افراد نیستیم که بگوییم آقا از ته ته قلبت راضی باش. حالا این شخص میگوید من الان راضی، حلال، این تبعات و آثارش چطوری میشود. تو دختر این طوری تربیتش کردی، حالا الان مادر خوبی نیست. همین را منتقل کرده به بچهاش. چطوری میشود جمعش کرد؟ آقا زن گرفتی این زن شخصیتش را باید بشناسی. قوی، ضعیف، خوب، بد، عادتش این است. حالا چطوری است که در این شخصیت شناسی همسر بهش ظلم نشود. این همسری که گرفتی رفتی گرفتیاش دیگر، بالاخره با این ازدواج کردی. وقتی میگویی بله، مثل این هندوانهای است که در بسته است همیشه همه چیز همسر برای ما روشن نیست. وقتی میگویی من این همسر را انتخاب کردم یعنی سه چیز را باید در موردش رعایت بکنی قانون سه انگشت. از نظر اقتصادی هرچه که وظیفهام است انجام بدهم در تنگنا قرارش ندهم، باج گیری نکنم. مهریهاش را به زور از او نگیرم اینقدر در فشار قرارش ندهم که مجبور شود از مهریهاش بگذرد. الان رسمهای خیلی بدی شده. یعنی باید بروی محضر و بنویسی که مهریهات را گرفتی، به دروغ. نمیگوید که ببخش، میگوید بنویس که گرفتی و الا نمیآیم خانه دیگر. و الا اینطوری و الا آن طوری. ظلم میکند دیگر. یا خساست دارد، یا بخل دارد یا هزینه نمیکند. دوم: اخلاق را رعایت کنی در موردش. اینها واجب است چه دوستش داشته باشی چه دوستش نداشته باشی. چهار تا چیز را باید در این بخش دوم رعایت بکنی: 1. ترک ظلم، 2. ترک بیادبی، 3. رعایت احترام 4. مهرورزی ولو دوستش نداشته باشی. مهرورزی و لو دوستش نداشته باشی. میگوید من اصلاً این کلمات از دهنم نمیآید نمیتوانم بروم مهرورزی کنم. حالا نکن تا بعد ببینی که داستان چی میشود. انسانی که لبخند نمیتواند بزند، انسانی که حرف قشنگ نمیتواند بزند نمیتواند توقع داشته باشد موقع مردن به بعد لبخند ببیند یا حرف محبت آمیز ببیند. هر چه آن طرف میبیند وحشت است. ترس است. اضطراب است. این اینقدر مهم است که امام صادق علیه السلام وقتی به کنیزش میگوید این بچه را اینقدر نبر از نردبان بالا، این بچه میافتد بچه طوریاش میشود. این کنیز جاهل بچه امام را، بچه امام شوخی نیست یعنی یک نسل از امام را بر میدارد میبرد بالای نردبان، بچه از نردبان میافتد میمیرد. بچه امام را میکشد. حالا اگر ما بودیم چه اضطرابی سراغ ما میآمد، هرکسی باشد اضطراب سراغش میآید. به او هم گفته بود که نکن این کار را. حالا این کار را کرده بچه افتاده مرده. اضطراب آمده سراغ این. اینقدر حضرت خودش ناراحت میشود که این مضطرب است میگوید چرا مضطربی مضطرب نباش. چیزی نشده. مُرد، تو مضطرب نباش. ما راحت همدیگر را مضطرب میکنیم. راحت دیگران را مضطرب میکنیم راحت به اعصاب دیگران فشار میآوریم. راحت، عین آب خوردن، سر چی؟ سر دنیا. پیغمبر فرمود: «من بکی علی الدنیا دخل النار» یک کسی که به دنیا غصه میخورد برای دنیا، جهنمی است برای اینکه تو وقتی این غصه را میخوری، این غصه را فقط خودت نمیخوری به صد نفر دیگر هم میخورانی این غصه را. آدم باش قدرت داشته باش. دنیاست اگر غصهاش را نخوری خدا به بهترین شیوه هم دنیا هم آخرت برایت جبران میکند. نه بابا این شیون راه میاندازد، دعوا راه میاندازد، اعصاب بقیه را خرد میکند. بقیه را تحقیر میکند، در سر بقیه میزند. سر خانه، سر زندگی، سر این سر آن، دنیاست. چرا مادر تو اینطوری کرد. چرا پدر تو اینطوری کرد. پدر و مادر تو به شوهر تو چه ربطی دارد. پدر و مادر او تصمیم گرفتند یک کاری بکنند باید سر شوهرت خالیاش بکنی. چرا زن تو …. سر زنش خالی میکند. خوب این برادر زن به زن تو چه ربطی دارد این خواهر زن به زن تو چه ربطی دارد که باید زن تو اضطرابش را بکشد. یا توهینش را بشنود. یا سرزنشش بشنود. ما خیلی راحت خودمان را بدبخت میکنی. فشار قبر برای خودمان ذخیره میکنیم. مثل آب خوردن. حق الناس خیلی در بخش معنوی خیلی لطیف است خیلی ظریف است. لذا ما باید حواسمان را جمع کنیم. بچهات، زنت، شوهرت، خانواده همسرت، دوستان، همسایه هر کس آدم باید هی دقت بکند ما هی باید دقت بکنیم که نیفتد گردن ما.
حق الناس معنوی اجتماعی
حق الناس معنوی اجتماعی. در حق الناس معنوی اجتماعی شما با یک جمع سرو کار دارید مثلاً آبروی جمع را میبرید. میروید راجع به یک جمع یک چیزی میگویید یک عده از آنجا فاصله میگیرد. این هیئت همه شان اینطوریاند. این جمع همه شان آنطوریاند. این سازمان همه شان اینطوریاند. آخوندها همه همینطوریند. معلمان و پزشکان همه همینطوریاند. شیرازیها اینطوری و آقا همه افغانیها اینطوری است کلاً حساس میکند. همه ی فلان طایفه اینطوری است. نباید به همین راحتی نمیشود که انسان… نه ذهن سازی میکند. میگوید من به تو بگویم سراغ این طایفه کلاً نرو چون اینها همه شان آدمهای فلان هستند. اینطوری نیست. شما یک طایفه در این ایران سراغ دارید که شهید نداده باشد. عالم تربیت نکرده باشد، ولی خدا نداشته باشد، انسانهای شریف نداشته باشد. یک دانه طایفه شما سراغ دارید که در آنها نباشد اینطوری. چطوری شما راجع به همه طوایف یک دفعه ظلم میکنید. راجع به یک استان یک دفعه میبینی یک چیزی میگوید، مدیونی دارد یا خودش یک کاری میکند. یک کاری میکند که به یک سازمان بقیه را بدبین میکند این هم خطرناک است. اینها جبران کردنشان واقعاً کار راحتی نیست. لذا انسان باید تلاش کند این دلیل بر این نیست که ناامید بشویم. ناامید نباید شویم باید تلاشت را بکنی. من الان به کسی یا کسانی بدهکارم نمیتوانم هم رضایتشان را جلب کنم، باشه چه کار کنم الان؟ میتوانی برای آن کس یا کسان یک عالم عبادت بکنی. یک عالم ذخیره باقیات و صالحات بگذاری بگویی خدایا من این باقیات و صالحات را هدیه میکنم برای این جمع برای قیامتشان برای آخرتشان. اگر از من راضی شدند که شدند. فردای قیامت یقه من را میگیرند دیگر درست است. پس از این باقیات و صالحاتی که من برایشان ذخیره کردم بر میدارند و راضی میشوند. زودتر آنها را بدهکار بکنید به خودتان. برایشان هدیه بفرستید برای همین در پرداختهای مالی یکی از چیزهایی که در وصیت نامهها خیلی مهم است یا برای پدرش که از دنیا رفته، یا مادر از دنیا رفته، حواسش نبوده، یک عقلش نرسیده، یا بیتوجه بوده، رد مظالم ننوشته شما برایشان بپردازید چون گیر میکنند آنجا. در برزخ گیر زیاد دارند. داداشت است، پسرت است، همسرت است، هر کس است، رد مظالم حتماً، هر کس از عزیزان آمده پهلوی من وصیت نامه برایش تنظیم کنم نوشتم آقا یک مبلغ زیادی از اموالت را بگذار رد مظالم. بیشتر هم بگذار. میگویم شما حدس میزنی چقدر باشد میگوید من حدس میزنم مثلاً 10 میلیون، میگویم بنویس 20 میلیون. اضافهاش جای دوری نمیرود. ذخیره میشود برای خودت. در وصیت نامهها انسان بنویسد توجه بکند. اینها را انسان خیلی حواسش جمع باشد. «لا عدل» دقت کنید حدیث را بخوانم از علی علیه السلام: «لا عدل افضل من رد المظالم» هیچ عدلی بالاتر از این نیست که انسان مظالم را برگرداند. ظلمهایی که کرده. تا این ظلمها گردن ما هست ما بیتعادلیم. ما مشکلات روحی و روانی پیدا میکنیم.
والحمدلله رب العالمین.