خانواده آسمانی – جلسه 469

متن کامل جلسه

کمک به مظلوم از دیدگاه امام صادق (ع)

بحث ما درباره کمک به مظلوم بود. چند فرمایش از معصومین علیهم السلام در این زمینه خواندیم. امروز به یک فرمایش خیلی مهم از وجود مقدس امام صادق علیه السلام می‌پردازیم. ایشان فرمودند که: «ما من مؤمن یعین مؤمناً مظلوماً الا کان افضل من صیام شهر و اعتکافه فی مسجده الحرام و ما من مؤمن ینصر اخاه و هو یقدر علی نصرته الی نصره الله فی الدنیا و الاخره».

یک فرمایشی با تقسیم سه‌گانه حضرت دارد. می‌فرماید که هیچ مؤمنی نیست که یک مؤمن مظلوم را یاری کند، دقت کنید، هیچ مؤمنی نیست که یک مؤمن مظلومی را یاری کند، مگر اینکه این کار برای او بالاتر از یک ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام است. که خوب، یک ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام یک عدد فوق‌العاده با عظمتی از عبادت محسوب می‌شود.

ثواب و نتیجه عملی یاری مظلوم

بعد می‌فرماید که خوب، این ثوابش را دارد می‌گوید، اما جدای از ثواب، یک نتیجه هم دارد برای شخص. می‌فرماید که: «و ما من مؤمن ینصر اخاه و هو یقدر علی نصرته الی نصره الله فی الدنیا و الاخره». هیچ مؤمنی نیست که برادرش را یاری کند در حالی که می‌تواند یاری کند. یک موقع است نمی‌تواند یاری کند، خوب تکلیفی ندارد. یک موقع است می‌تواند کمک کند. می‌فرماید که می‌تواند کمکش کند، مگر اینکه نتیجه‌اش این است که خداوند در دنیا و آخرت به او کمک می‌کند. این را دقت کنید. در ازای کمکی که انسان به یک مؤمن، به یک انسان می‌کند، چه نتیجه عملی عظیمی را در دنیا می‌گیرد! آن از پاداش و ثوابش که یک ماه نماز و روزه و اعتکاف در مسجد الحرام است. و این هم از نتیجه عملی‌اش که می‌فرماید هم خدا در دنیا یاری‌اش می‌کند، هم در آخرت. پس این را خوب دقت کنید.

ارزش نصرت و کمک به دیگران

نصرت یک انسان یا مؤمن، حتی نصرت یک حیوان، نصرت یک گیاه، ارزش دارد. یعنی این روح خروجی نفس انسان است. از نفس انسان هر چیزی که خروجی داشته باشد، چه خیر و چه شر، هم ثواب و عقاب دارد و هم نتیجه عملی دارد. یک آدمی که در روحش کمک به دیگران است، حتی به حیوانات، این روح وجود دارد که به حیوانات کمک بکنند. محبت به حیوانات، یاری به حیوانات، مهربانی با حیوانات، با گیاهان، مهربانی با طبیعت، چون بالاخره خروج رحمت است از یک نفس. از نفسی خروج رحمت و مهربانی باشد، انسان جزا دارد برایش.

نیت خیر و پاداش الهی

در روایت داریم عده‌ای از انسان‌ها، خیلی عجیب است این، منقول است از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، ثواب‌هایی می‌کنند و وارد بهشت می‌شوند بدون عمل. دقت کنید، کار خاصی انجام ندادند. پس چطوری وارد بهشت می‌شوند؟ به پای این‌ها ثواب‌های زیادی نوشته شده. حضرت می‌فرماید به این جهت که این‌ها در نفسشان خیر بقیه را می‌خواستند، خیرخواه مردم بودند. یعنی همین که هر باری دوست داشتند به یک کسی کمک بکنند. یک مظلومی را دیدند دلشان سوخت، گریه کردند، ناراحت شدند، افسوس خوردند که چرا به این ظلم شده، ناراحت بودند. بعد می‌خواستند کمک کنند و نمی‌توانستند هم کمک کنند. اگر می‌توانستند می‌کردند با نیت. که بحثش را جای دیگر کردیم، انسان با نیت‌هایش وارد بهشت می‌شود. دقت کنید، خدای ماست. چون نیت خروجی نفس انسان است. شخص نیت می‌کند که اگر من می‌توانستم برای فلانی این کارها را می‌کردم. اگر دستم باز بود این کارها را می‌کردم. خدا پایش می‌نویسد. همانطور که در روایت داریم بعضی افراد مریض می‌شوند، نیت داشتند که اگر مریض نبودند عبادت خدا را می‌کردند، کارهای خیر می‌کردند. می‌گویند خدایا ما را شفا بده من پا شوم عبادت کنم، کار خیر انجام بدهم. راست هم می‌گویند واقعاً. یعنی مثل بعضی‌ها نیستند که تا شفا می‌گیرند شروع می‌کنند به نمک‌نشناسی و غفلت و کارهای خلاف. نه، واقعاً اگر شفا بگیرند خدا هم می‌داند. خدا می‌فرماید به فرشته‌ها که این مصلحتش نیست که شفا بگیرد. یعنی این مریضی برای نفسش خوب است. ولی بهش ثوابی بیش از ثواب آن موقعی را بدهید که اگر سالم بود عبادت می‌کرد. بیش از آن. دقت کنید. اگر سالم بود چقدر عبادت می‌کرد، چقدر ثواب داشت؟ یک عددی دارد بالاخره. «قد جعل الله لکل شیء قدرا». خدا برای هر چیزی اندازه‌ای گذاشته. ولی می‌گوید بیش از آنکه اگر سالم بود و عبادت می‌کرد برایش بنویسید. با نیت.

اهمیت نیت در اعمال

پس به این دقت کنید. اینکه در روایت داریم: «وانته بالنیت احسن النیات» در دعای مکارم الاخلاق، دعای ۲۰ صحیفه سجادیه از امام سجاد علیه السلام: خدایا نیت من را به بالاترین نیت‌ها منتهی کن. من همیشه بالاترین نیت‌ها را داشته باشم، قشنگ‌ترین نیت‌ها را داشته باشم. انسان اگر نیت داشته باشد، در نیتش صدق داشته باشد، صدق با نیتش برایش قرب می‌آورد. گناهی را می‌بیند ناراحت است ولی نمی‌تواند تغییر دهد ولی از گناه ناراحت می‌شود. ثوابی را می‌بیند، عبادتی را می‌بیند، خیری را می‌بیند، از درون خوشحال می‌شود. چون خروجی نفس است. خوشحال شد، یک خروجی دارد، خدا بهش می‌دهد. پس دقت کنید آنچه که انسان با نیت‌هایش می‌تواند برسد، خیلی بیشتر از چیزهایی است که با عملش می‌تواند برسد. یک آدمی که روحش خیر است، روحش اهل خیر است. خیلی مهم است آدم روحش نور پیدا کند. در دعای بعد از زیارت آل یاسین شما برای همه چیزتان، «و فکری نوراً» نیت دارید دیگر، درسته؟ خدایا به فکر من نور همه نیت‌ها را بده. نیت، قصد، انسان قصدهای زیبا داشته باشد. علامت صدق این آدم چیست؟ علامت صدق چیست؟ این است که این شخص اگر بتواند انجام می‌دهد واقعاً. دروغ نمی‌گوید. پس ببین چقدر ارزش دارد. انسان با نیت‌هایش هم می‌رسد. آدمی که نیت‌های خیر داشته باشد، نیت‌های کار خوب داشته باشد، خود این لذا فرمود: «نیت المومن خیر من عمله». نیت مؤمن از عملش بالاتر است. و «نیت کافر شر من عمله». چرا؟ چرا نیت یک مؤمن از عمل یک مؤمن بالاتر است؟ چطوری می‌شود آدم نیت یک کار خیر کند ثوابش بیشتر از این است که آن کار خیر را انجام دهد؟ نه به این معنا که ما بگوییم خوب نیت عمل خیر می‌کنیم و عملش نمی‌کنیم. نه، عمل را هر وقت رسیدی واجب است بکنی، آن سر جای خودش. واجب است که نیت کردید عملش هم بکنید. ولی یک موقع است نمی‌توانی انجام بدهی. می‌گوید این نیتت از این که اگر می‌توانستی انجام بدهی بهتر است. چرا؟ اخلاص درش است. چون شخص نیت دارد و اخلاص دارد. ممکن است عمل کند بعد ریا بکند. بعد خودنمایی کند و دچار عجب شود و طلبکار از خدا شود و اعمال خیرش او را پررو کند مثل شیطان، پرتوقع بکند در درگاه الهی. این‌ها خطرناک است. ولی مؤمن نیت می‌کند ممکن است عمل را هم انجام ندهد. خدا می‌گوید من می‌دانم این مؤمن اگر پا شود نماز شب بخواند لوس می‌شود. چند روز دیگر توقع دارد کفش‌هایش جلوی پایش جفت شود، فرشته‌ها از آستینش بریزند بیرون. با چهار نماز شب به همه پز بدهد. از فردا اعلام کند که چنین و چنان است. این ظرفیت ندارد. ولی بنده خدا، پا می‌شود هم می‌خواند ولی من می‌دانم به ضررش تمام می‌شود. خودم می‌خوابانمش. خدا می‌گوید نمی‌خواهم عبادت کند، ثوابش را بهش می‌دهم ولی موفقش نمی‌کنم. چون لوس شدن خیلی خطرناک است. انسان در عمل خیر لوس شود، عجب بگیردش، خودشیفته شود که من این کار را انجام دادم. خطرناک است. لذا فرمود: «سیئه تسوکَ خیرٌ من حسنه تعجبک». یک گناهی که ترا می‌ترساند، وحشت برت می‌دارد از این گناه، حالت را به هم می‌زند این گناه که کردی، از خودت بدت می‌آید، بهتر از این است که یک کار خوب انجام دهی و ثواب داشته باشد و به خاطر این کار عاشق خودت شوی و خودشیفته بشوی به خاطر این کار. اینقدر خودشیفتگی خطرناک است. اینقدر خودشیفتگی خطرناک است.

یاری خدا در دنیا و آخرت

خوب پس امام صادق می‌فرماید اگر شما یک مؤمن را بتوانی کمک کنی باید کمک کنی و اگر کمک کردی چه پاداشی دارد؟ ثوابش سر جای خودش، نتیجه عمل این است که خدا هم در دنیا کارهایت را راه می‌اندازد. آنجا که تو تنها هستی، هیچ کس نیست کارت را راه بیندازد، از آنجا که حسابش را نمی‌کنی خدا می‌آید کارت را راه می‌اندازد. می‌آید کمکت. شما چقدر در زندگی‌تان همچین چیزی داشتید که چطور بود من اصلاً باورم نمی‌شد، اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم، خدایی شد. کلمه خدایی در دهن همه ما است. خدایی شد، خدا به داد ما رسید. گاهی وقت‌ها انسان با نیت خیری که دارد یک کسی را کمک می‌کند. آدم بدی هم است، آدم خوبی هم نیست. خدا، به دادش می‌رسد. فرصت توبه به او می‌دهد. فرصت اصلاح بهش می‌دهد. فرصت آشتی کردن با خدا را بهش می‌دهد. به خاطر اینکه این آدم آدمی است که اخلاقش خوب است، خیر مردم را می‌خواهد، مهربان است. با اینکه آدمی است که معصیت‌کار است اما می‌بینی خدا یک دفعه این طوری یاری‌اش می‌کند که می‌بینی یک دفعه توفیق توبه، توفیق اصلاح و آشتی را بهش می‌دهد. اینقدر نیت و عمل اثر می‌گذارد. خدا در دنیا کمکش می‌کند، از آن مهمتر در آخرت. ما آنجا خیلی احتیاج به کمک داریم.

رفتار با بندگان خدا و بازتاب آن

پس هر کس توقع دارد بعد از مرگش هر رفتاری با او شود، آن رفتار را با بندگان خدا انجام دهد. این یک قاعده است در انسان‌شناسی. هر توقعی دارد که پس از مرگ، با شما چگونه رفتار کند، با بندگان خدا همانطوری رفتار کنید. اگر توقع دارید که موقع مردن خجالت‌زده نشوی، پس کسی را به خاطر اشتباهاتش، آلودگی‌هاش، گناهانش خجالت‌زده نکنید. اگر توقع داری که استقبال خوب از تو بکنند، ندید بگیرند کارهایت را، تو هم ندید بگیر و کینه از کسی به دل نگیرید. کینه‌ای نباشید، تلافی نخواهید سر کسی بکنید. و ندید بگیرید، خدا هم ندید می‌گیرد. اگر می‌خواهید مورد احترام و اکرام قرار بگیرید در برزخ، بندگان خدا را مورد احترام و اکرام قرار بدهید. کارهایشان را ندید بگیرید. اگر می‌خواهید سرزنشت نکنند، هیچ بنده خدایی را سرزنش نکن. اگر می‌خواهی آنجا به کمکت بیاید، آنجا کسی، تنها نمانی در آن وحشت قبر، بندگان خدا را تنها نگذار. هر کاری می‌توانی برای بندگان خدا بکن. هر کاری که از دستت بر می‌آید و می‌توانی بکنی. و منتظر هم نباش که کسی از تو درخواست کند، تو پیشنهاد بده. و در روایت هم داریم که نگذارید که برادران‌تان از شما درخواست کنند. نگذارید یک مسلمان خجالت بکشد و از شما درخواست کند. اگر می‌توانید شما پیشنهاد بدهید. اگر می‌توانید کاری بکنید شما خودتان زودتر پیشنهاد بدهید. خوب هر کسی که با بندگان خدا اینطوری رفتار کند نتیجه‌اش آن است.

عواقب تجسس و رسوا کردن دیگران

اگر کسی با بندگان خدا با داد و تشر و اخم و تخم و سرزنش و سرکوفت و تحقیر و اینجور چیزها برخورد کند، عیب‌هایشان را به رخ‌شان بکشد، عیب‌هایشان را ببیند، خدا هم با او همانگونه رفتار می‌کند. در روایت داریم: «من تتبع عورات الناس تتبعه الله عوراتَه». یک کسی که دنبال عیب‌های مردم است، خدا هم دنبال عیب‌هایش می‌افتد. یعنی خدا هم رسوایش می‌کند. یک آدمی که دوست دارد نگاه کند فلانی چه کار کرد، کجا رفت، ریز می‌شود در احوالات دیگران، فضولی می‌کند، تجاوز دارد در احوالات بقیه، با حالت‌های خصوصی دیگران کار دارد، تجاوز دارد حالا یا تجاوز چشمی یا گوشی، یا فضولی می‌کند یا پرس و جو می‌کند، این آدم کسی است که خدا دنبال رسوایی‌اش است. خدا نکند که انسان در روحش بیفتد دنبال کسی یا بندگان خدا که او را رسوا بکند، بخواهد آبروی کسی را ببرد، بخواهد کسی را مفتضح کند. اگر یک موقعی همچین چیزی در روحیه اش آمد که مثلاً ضبط کنم صدای کسی را، دوربین بگذارم جایی، فیلمبرداری کنم از کسی، یا بپرسم فلانی چه کار کرد یا عیب‌های کسی را، تو برای چی طلاق گرفتی، آن هم عیب‌های شوهرش را بگوید. یا این خانم را برای چی طلاق دادی و دنبال این باشد که عیب‌های این زن را دربیاورد. فضولی در کار دیگران. چیزی که به تو ربطی ندارد اصلاً. به محض اینکه انسان این روحیه می‌آید سراغش، که فضولی کند در کار دیگران، تجاوز کند در کار دیگران، در حریم شخصی دیگران وارد شود، معنایش این است که خدا دنبال رسوا کردنش است. دقت کنید علت و معلول. معنایش این است که تو به زودی خودت یک جایی رسوا می‌شوی، مفتضح می‌شوی. قاعده خلقت است. چطور می‌گویند تو اگر یک جایی آب بریزید خیس می‌شود، فرمول است. آب صد درجه به جوش می‌آید، دو دو تا چهارتاست. این هم قانون خلقت است در نظام انسانی. یک کسی که تتبع در عیوب مردم دارد، جستجو می‌کند عیب‌های دیگران را، دنبال رسوا کردن کسی است، فضولی در کار دیگران می‌کند، خبرچینی دارد، غیبت دارد، خدا هم دنبال رسوا کردنش است. کسی هم که خدا دنبال رسوا کردنش بیفتد رسوا می‌شود، این اتفاق می‌افتد حتماً.

رحمت و یاری متقابل

خوب خیلی مهم است که ما احتیاج داریم در آخرت به یاری خدا. پس باید دیگران را یاری کنیم. تا می‌تواند انسان خیر برساند و کمک کند به بندگان خدا تا خداوند به او رحمت کند. این حدیث دو قسمتی معروف است، حتی از بی‌سوادها هم، از قدیمی‌ها هم حفظ است این حدیث را، اصلاً سواد ندارند، اهل مطالعه نیستند: «ارحم تُرحم». رحم کن تا مورد رحمت قرار بگیری. هر چقدر رحمت از انسان صادر می‌شود، انسان بیشتر رحمت جذب می‌کند. بیشتر دریافت می‌کند رحمت را. پس تا می‌تواند انسان باید رحمان و رحیم باشد. تا می‌تواند خروجی مهربانی داشته باشد.

عواقب تنها گذاشتن برادر مؤمن

بعد می‌فرماید: قسمت سوم: «و ما من مؤمن یخذل اخاه». هیچ مؤمنی نیست که برادرش را تنها بگذارد. «و هو یقدر علی نصرته»، می‌تواند کمکش کند اما نکند. عذر بیاورد، بهانه داشته باشد، تنبلی کند، بی‌حوصلگی کند. بهانه بیاورد، نکند. می‌تواند کمک کند ولی نکند. به من چه، چشمش کور خودش بکند. او الان نیاز دارد به تو. می‌خواست اشتباه نکند. خوب الان شده، گرفتار است دیگر. الان که گرفتار است، خوب، الان نیاز دارد. هیچ کسی نیست که بتواند برادرش را یاری کند و نکند، «یخذل»، تنها رهایش کند او را، در حالی که می‌تواند کمکش کند، چه مشکلی پیش می‌آید؟ می‌فرماید: «الا خذله فی الدنیا و الاخره». خدا در دنیا رهایش می‌کند. پشت سر هم گره برایش ایجاد می‌شود. پشت سر هم برایش مصیبت درست می‌شود. پشت سر هم، تنهایی و بدبختی و نکبت می‌آید سراغش و له می‌شود در این کارهایی که تنها می‌ماند. آخرت هم تنهاست. آنجا هم که داد می‌زند و کمک می‌خواهد می‌گوید بندگان من که این همه به داد زدند، کمک می‌خواستند، همه را رها کردی، امروز هم کسی به فکر تو نیست. کما اینکه جای دیگر در قرآن داریم که: «اتتک آیاتنا فنسیتها فکذالک الیوم تنسی». آخ آخ این خیلی بد می‌شود. می‌گوید ما آیات خودمان را برای تو فرستادیم، دین را فرستادیم برایت، یکجوری رفتار کردی که این دین برای تو نیامده، فراموش کردی اصلاً احکام و دستورات دین را، مقررات دین را پشت سر انداختی، امروز هم تو فراموش می‌شوی. یکی از چیزهایی که در جهنم خیلی سخت است این است که شخص هر چه فریاد می‌زند، کسی گوشش بدهکار نیست. هر چه جیغ، داد، فریاد، فریاد رسی می‌خواهد انگار که کسی او را نمی‌شناسد. این خیلی مهم است.

داستان یاری و تنها ماندن

یکی از رفیق‌هایمان یک خاطره تعریف می‌کرد، می‌گفت که ما از این دوستان ارتشی بود، خداوند شفایش بدهد ان‌شاءالله مریض هستند، می‌گفت که ما در این موقعی که منافقین حمله کرده بودند، به خطوط در عملیات مرصاد، می‌گفت یک جایی ما را محاصره کردند. من را هم دستگیر کردند و داشتند سوار ماشین کردند که ببرند یک جا بعد ببرند عراق. گفت همینطوری که ما را دستگیر کردند و بردند یک گوشه‌ای گذاشتند چند کیلومتر آن طرف‌تر در یک قرارگاهی موقتاً نگه داشتند که بعد برویم عراق یعنی به اسارت ببرند. در منافق‌ها یک منافقی بود مهربان بود یواشکی آمد به من گفت که این سویچ را بگیر یک ماشین این پشت است، دوستانت را سوار کن از این جاده فرار کنید بروید. یاری است دیگر، حالا خدا او را یاری بدهد قطعاً هم می‌دهد حتماً. می‌گفت ما سوار ماشین شدیم و از دست منافقین فرار کردیم و آمدیم سمت ایران. گفت چون ماشین منافقین بود آمدیم سمت ایران ما را به عنوان منافق دستگیر کردند. بعد می‌گفت ما را زندان انداختند که شما گروه منافقین بودید داشتید رد می‌شدید ما گرفتیم شما را. گفتم نه به خدا داستان این طوری بوده ما منافق نیستیم. می‌گفت چند وقت ما را زندان انداختند. می‌گفت تا ما آمدیم بعد هر که هم حرفی می‌زدیم می‌گفت برو منافق. می‌گفتیم بابا ما منافق نیستیم می‌گفت این خیلی ما را اذیت می‌کرد که هیچ کس به حرف ما گوش نمی‌کرد تا چند روزی. هر کسی را می‌دیدیم می‌گفتیم بیا ما چنین و چنانیم می‌گفت برو منافق. می‌گفت ما اسیر جمهوری اسلامی بودیم. می‌گفت ما هم یک چند وقتی اسیر بودیم می‌گفتیم اسیر کجا بودید می‌گفت اسیر جمهوری اسلامی بودیم. بعد می‌گفت آخر سر یکی از این فرماندهان سپاه آمده بود بازدید کند آنجا به حضرت زهرا قسمش دادم ترا حضرت زهرا بیا من یک چیزی بهت بگویم گفت او هم به حرمت حضرت زهرا آمد بهش گفتم من این هستم فلانی هستم اسمم این است در این رده هستم شما بروید بپرسید که من جز نیروهای شما بودم یا نبودم گفت ایشان رفت تحقیق کرد بعد فهمیدند که ما بیگناه هستیم خلاصه بعد از چند روز ما را آزاد کردند. در دنیایش انسان یک جایی بیفتد الان در بیمارستان گیر می‌کند صدا می‌کند افراد کسی نیاید به دادش برسد. در زندان یک موقع چیزی می‌خواهد. در شهر غریب یک موقع یک کمکی می‌خواهد. احساس غربت خیلی بد است. خیلی بد است انسان بخواهد یک جایی کمک بخواهد و کمکش نکنند. در کشور غریبی، انسان کمک بخواهد کسی به او کمک نکند. غربت خیلی بد است و انسان نباید اجازه بدهد که مسلمانی تا وقتی او هست احساس غربت بکند. وقتی که یک کسی که این روحیه را دارد خداوند آنجا کمکش می‌کند. وقتی کسی بتواند کمک کند و نکند، می‌فرماید خداوند رهایش می‌کند در دنیا و آخرت. لذا در بحث باب قضای حاجت داریم این را چند بار گفتم اگر کسی بتواند مسلمانی نیازی داشته باشد و نیازش را می‌تواند برطرف کند و نکند، می‌فرماید این آدم اگر بهشت هم برود خداوند یک ماری را می‌فرستد هر روز در بهشت می‌زندش. هیچ گناه دیگری نداشته باشد و بهشتی باشد واقعاً یک ماری را می‌گویند می‌فرستد در همان بهشت می‌رود می‌زندش، که تو می‌توانستی فلان کس را یاری کنی و یاری نکردی.

فرهنگ امت و شهروند

پس این طوری نیست که بگوییم مشکل فلانی این مشکل توست. ما با این فرهنگ‌های مبتذل غربی، مسلمان کنار نمی‌آید. الان متأسفانه کاری که بعضی از خواص کردند اگر واقعاً عمدی نبوده خداوند ببخشدشان اگر عمدی بوده خدا لعنتشان کند. که آمدند لفظ خواهر و برادر را از نظام جمهوری اسلامی حذف کردند. اوایل انقلاب همه می‌گفتیم خواهر و برادر یعنی ما عضو یک خانواده هستیم، کردند شهروند، آقا و خانم. این لفظ‌ها را حساب شده هم برداشتند و خیلی از خواص هم کمک کردند که این الفاظ برداشته شود. گفتند که مردم شهروند هستند. شهروند نیستند ما امت هستیم زیر نظر یک ولی هستیم زیر نظر یک امام و یک پیغمبر و یک دین هستیم همه مان. «انما المومنون اخوه»، قرآن می‌فرماید مؤمنین خواهر و برادر هستند. اخوه یا همان خواهر و برادر لفظش یکی است هردوی شان هم اصل و هم ریشه هستند، برای همین در مورد برادر می‌گویند (اخ) به خواهر می‌گویند (اخت). اخت همان برادر است و این (ت) به خاطر این است که این برادری است که از جنس خواهر است. یعنی از مؤنث است. و الا یکی هستند. همه مؤمنین با هم یکی هستند اصلاً انسان زن و مرد ندارد. زن و مرد بودن و جنسیت مال بخش حیوانی ماست در بخش انسانی که ما گفتیم ما نه زن هستیم نه مرد هستیم. انسان هستیم. همه مان یک نفریم. همه مان یک ریشه هستیم. آمدند در نظام برداشتند کلمه شهروند را هی اضافه کردند. حساب شده هم این کار را کردند با خباثت هم این کار را کردند که وقتی به مردم گفتی شهروند از هم غریبه و دور می‌شوند. دیگر مشکلات بقیه مشکلات او نیست. مشکل توست به من ربطی ندارد. به من مربوط نیست. بی‌غیرتی، بی‌حیایی، بی‌توجهی، بی‌رحمی زیاد می‌شود در جامعه. افراد می‌بینند اطرافیان‌شان غرق هزار و یک مشکل هستند به روی‌شان هم نمی‌آورند چه بسا خوشحال هم می‌شوند از له شدن دیگران، از کوچک شدن دیگران.

خطر فخرفروشی و تحقیر دیگران

بعضی‌ها اینقدر بی‌رحم می‌شوند که از این که پز بدهند به دیگران خوشحال می‌شوند. چرا کسی که پز می‌دهد به بهشت راه پیدا نمی‌کند؟ در روایت داریم اگر یک کسی با بند کفشش به کسی پز بدهد نه با خود کفش، با بند کفشش به یک کسی پز بدهد به بهشت راه پیدا نمی‌کند. چون پز دادن یعنی، پز دادن و فخر فروشی یعنی من بالادستی بودن خودم و حقارت طرف مقابل را می‌خواهم. یک ماشین بخرم از ماشین بقیه بهتر، یک لباس بپوشم از بقیه بهتر، با بچه‌ام، با زنم، با شوهرم، با لباسم با انگشترم، با موبایلم با خانه و فرشم به کسی فخر بفروشم این به این معناست که من با این چیزها می‌خواهم یک نفر را تحقیر کنم. کوچکش کنم که می‌خواهم فخر بفروشم. روح فخرفروشی «تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون فی الارض و لا فسادا». این آخرت را ما برای کسانی قرار دادیم که در روی زمین، نمی‌خواهند از دیگران جلوتر باشند. بهشت مال آدم‌های اینطوری است که نمی‌خواهند پز بدهند به یک کسی، نمی‌خواهند حال یک کسی را بگیرند، نمی‌خواهند رو دست کسی بلند شوند. نمی‌خواهند یک کسی را کوچک کنند، سرزنشش کنند، تحقیرش کنند. خوب تو وضع مالی‌ات خوب است دوست داری لباس خوب بپوشی، بپوش خدا را هم شکر کن ولی پز نده با آن به کسی. و فکر نکن که از کسی بالاتر هستی حالا که لباست عوض شده، فلان ساعت فلان انگشتر فلان اتومبیل فلان چیز را می‌خواهی بخری خیلی خوب بخر، مبارکت هم باشد. ولی باهاش مواظب باش به کسی فخر نفروشی. روح فخرفروشی خیلی خطرناک است. می‌گوید من درس می‌خوانم مدرک بالاتر بگیرم که حال همسرم را بگیرم. بهش بگویم تو بی‌سوادی من سوادم بیشتر است. شما دهاتی‌ها اینطوری. به زنش می‌گوید شما دهاتی هستید ما شما را از دهات گرفتیم ما شهری هستیم. همین لفظ، شما فلانی‌ها، شما کجایی‌ها، همین که می‌آید در دهن آدم، و یک کسی را کوچک می‌کند و تحقیرش می‌کند. شما افغانی‌ها، شما عرب‌ها، شما عجمی‌ها. هر چه هست به محض اینکه انسان در ذهنش یک حس تحقیر کسی آمد این خطرناک می‌شود. نسبت به سیاه‌پوست‌ها نسبت به کسان دیگر همینطوری انسان در تقسیمات مختلف این هم برای امتحان انسان است این‌ها همه مایه امتحان انسان است. تفاوت‌ها مایه امتحان است که خدا می‌خواهد ببیند که تو در این تفاوت‌ها انسانی برخورد می‌کنی یا آن تفاوت ترا می‌گیرد. به محض اینکه انسان متوجه تفاوت شد مشرک می‌شود دچار شرک شده، و سقوط می‌کند. حواسمان باشد تفاوت‌ها منیت نیاورد برای ما.

مسابقه در خیر و برکت

چرا یک جا هست انسان در تقوا در عبادت، در کار خیر، نسبت به بقیه برتری می‌خواهد داشته باشد، مسابقه بگذارد بعد هم خودش را بهتر نمی‌داند. از کجا خوشحال است؟ خدا را شاکر است. الحمدلله که این کار از من برآمد. الحمدلله که خدا به من توفیق داد. «الحمدلله لذی هدانا لهذا و ما کنا … ان هدانا الله». خدا را شکر که خدا این توفیق را به من داد که اگر نمی‌داد من این توفیق را پیدا نمی‌کردم. در این‌ها آدم مسابقه بدهد نه در امورات، دستان من را نگاه کنید در هر کدام از این چهار مورد امورات جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلانی به هر کسی پز بدهید یا حتی در فوق عقلانی انسان بخواهد فخرفروشی بکند سقوط می‌کند. یک موقع خدای نکرده نخواهیم یک کسی پایین‌تر از ما باشد. ما دست یک کسی را بگیریم بیاوریم بالا دست دیگران را بگیریم بکشانیم‌شان بالا. نه این که رو دست کسی بزنیم و تلاش کنیم که رو دست بقیه بلند شویم. این چیز قشنگی نیست. «خذله فی الدنیا و الاخره». اگر یک کسی می‌توانست یاری کند و نکرد خدا او را در دنیا و آخرت یاری نمی‌کند و تنهایش می‌گذارد. این هم از این.

پاداش یاری مظلوم در روز قیامت

این یکی را هم نگاه کنید چقدر قشنگ است از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است: «فی ذکر مخاطب الله تعالی به داوود یا داود انه لیس مِن عَبدٍ یُعِینُ مَظلوما أو یَمشِی مَعهُ فی مَظلِمَتِهِ إلّا اُثَبِّتُ قَدَمَیهِ یَومَ تَزِلُّ الأقدامُ». چقدر هم قشنگ است این. می‌گوید داود هیچ بنده‌ای نیست که وقتی که یک مظلومی را می‌بیند کمکش می‌کند یا اینکه نه نمی‌تواند کمکش کند همراهش است در مظلمه، دادگاه کمکت می‌آیم، می‌توانم یک عریضه برایت بنویسم، یک نامه برایت بنویسم، می‌توانم یک وکیل برایت بگیرم، می‌توانم یک وکیل بهت معرفی کنم یا کمک مالی به تو بکنم. الان تو گرفتاری تنهایی مظلومی، نترس من کمکت می‌کنم یاری‌ات هستم پشتت هستم. کسی را ندارد تنهایی دارد، همراهش باشد در ظلمی که بهش شده. نگذارد تنها بماند این آدم، در این تنهایی که بهش تحمیل شده. مگر اینکه من خدا چه کار می‌کنم باهاش؟ روزی که همه قدم‌ها رو صراط می‌لرزد من خدا قدم این آدم را محکم می‌کنم که راحت رد شود از صراط. چرا چون این آدم امید بقیه است، قدرت بقیه است، پای بقیه است، دست بقیه است، جیب بقیه است. یار بقیه است. به بقیه کمک می‌کند. خدا هم محکمش می‌کند این آدم را. هم دنیا البته خدا کمک می‌کند خیر و برکت بیشتر می‌دهد چون می‌گوید تو نان خورت زیادت است به دیگران رسیدگی می‌کنی من هم به تو رسیدگی می‌کنم.

داستان مرد و زن و برکت مال

داستان آن مرد و زن یادتان نرفته که. که پیغمبر خدا بهشان گفت خداوند ۶۰ سال برای شما عمر قرار داده ۳۰ سال در ثروت ۳۰ سال در فقر، شما الان کدامش را می‌خواهید زودتر باشد؟ گفتند ۳۰ سال ثروت را اول می‌خواهیم. ۳۰ سال دوم عمرمان فقیر شویم ولی ۳۰ سال اول ثروتمند باشیم. این‌ها سی سال اول ثروتشان را گذراندند و تمام شد و رفت. سی سال که تمام شد منتظر شدند که فقیر شوند دیدند نه فقری آمد و همه چیز سر جای خودش است. به پیغمبرشان گفتند یا رسول الله شما گفتید که ما سی سال دوم را فقیر می‌شویم چطور فقیر نشدیم؟ پیامبر فرمود که شما سی سال اولتان مردم را در مالتان شریک کردید، معین دیگران بودید از مالتان بقیه بندگان خدا را شریک کردید. خداوند هم گفت سی سال بعد هم در ثروت باشند چون این‌ها به بقیه مردم رسیدگی می‌کنند. آدمی که خیر و برکت ازش می‌آید خدا بهشت عزت و ثروت و آبرو و قدرت می‌دهد. وقتی یک آدمی خودخواه و خودشیفته است و همه اش برای خودش می‌خواهد بی‌برکت و بی‌خیر است. خیرش به هیچ کسی نمی‌رسد، پشتیبانی از هیچ کسی ندارد. همه اش به خودش و خانواده‌اش فقط فکر می‌کند خروجی ندارد برای دیگران این گندیده است مرداب است این آدم، وجود این آدم در هر ۵ بخشش مرداب است یعنی اگر ثروت مادی داشته باشد کسی از او استفاده نمی‌کند فقط خودش مصرف می‌کند. قدرت بدنی داشته باشد بدن داشته باشد، از این بدنش در راه خدمت به دیگران به کار نمی‌گیرد. قدرت حیوانی داشته باشد اجتماعی آبرویی داشته باشد سیاسی، که می‌رسیم ان‌شاءالله جلسه بعد. در بخش کمک به ظالم، کمک نکند، علمی توانایی داشته باشد از علمش به دیگران ندهد یا معنویتش خوب باشد معنویتش را در اختیار دیگران قرار ندهد. یک آدم خودخواهی که فقط خودش مصرف می‌کند این آدم وجودش مرداب است خروجی ندارد شفافیت ندارد زلالی ندارد، هر چقدر انسان می‌خواهد خیر و برکت داشته باشد باید به بقیه برسد.

صدقه و همدلی

این داستان یادتان نرود که امام باقر علیه السلام از ما شیعیانش گله کرده که فرمود شما چرا با صدقه خودتان را ثروتمند نمی‌کنید. صدقه باعث می‌شود انسان خروجی داشته باشد خروجی‌هایی در هر ۵ بخش، وقتی شما خروجی داشته باشید مشکل مالی دارید این طور نیست که حالا من مشکل مالی دارم چون خودم مشکل دارم به کسی صدقه ندهم و کمک نکنم نه اتفاقاً چون مشکل داری باید بدهی. «الانفاق عند الاخطار» کارهای قشنگ و خوب در عین حال هم جگر می‌خواهد سخت است. انسان موقعی که خودش ندارد به بقیه برسد. آنجاست که خیر می‌آید سراغ انسان برکت می‌آید سراغ انسان. لذا در روایت داریم اگر کاری از دستت برای برادر مومنت نمی‌آید همراهی‌اش کن همدلی کن با او. یک تماسی یک تلفنی یک احوالپرسی خوب کارت چی شد چه کار کردی من چه کار می‌توانم بکنم، یک راهنمایی، بگذار من چه کار می‌توانم بکنم، بگذار کسی آشنا دارم که توان داشته باشد کمک مالی برایت می‌توانم قرض بگیرم برایت بتوانم وام بگیرم آبرو بگذارم اعتبار بگذارم خروجی داشته باشد انسان. کمترین خروجی این است که تو همدلی کنی با طرف. همدردی کنی با طرف. کاری از دستت بر نمی‌آید اما برو خانه‌اش سر بزن. الان خانه‌اش عزا دارند تنهاست مشکلات دارد، برو خانه‌اش سر بزن همسایه‌ات است الان شوهرش مرده یا رفته یا طلاقش دادند تنهاست به هر دلیلی تنهاست مشکلات دارد همسایه دوستان کسی را انسان می‌شناسد. دیگر یک دانه، تماس تلفنی نمی‌کشد ترا که. یک حرف زدن یک سر زدن یک احوالپرسی کردن یک جستجو کردن این که اوضاعت چطوری است من چه کار می‌توانم برایت بکنم تنها نمانی، هر چیزی به هر حال انسان هر خروجی می‌تواند داشته باشد خیلی سفارش کردند که اگر یک کسی نمی‌تواند کاری بکند برای دیگران حداقل همدردی بکند. تنها نگذارد طرف مقابل را. می‌گوید من که از دستم کاری برنمی‌آید ولی با تو تا فلان جا می‌آیم اگر می‌رویم دنبال وام دنبال کار یا مشکلت می‌روی من همراهت می‌آیم، با تو سر می‌زنم ببینم چه کار کردی صبح بیا با هم برویم، می‌توانی این کار را بکنی، با او باش. تنهایش نگذار در مشکلات هیچ کس را. آنهایی که در دم دست انسان است هر کسی هم که می‌آید سراغ انسان از باب امتحان است برای ما. هر کس که می‌آید یک امتحان الهی است.

خوب دو سه دقیقه وقت داریم می‌خواستم یک دعا بخوانم از امام زین العابدین علیه السلام که می‌ترسم نرسم بحث نیمه تمام بماند به محضر مقدس ۱۴ معصوم علیهم السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
والحمدلله رب العالمین.

خلاصه

جملات ناب

  • یاری رساندن به مؤمن مظلوم، ارزشی بالاتر از یک ماه روزه و اعتکاف در مسجدالحرام دارد.

  • هر مؤمنی که برادرش را یاری کند، در دنیا و آخرت مورد یاری خداوند قرار می‌گیرد.

  • نصرت و کمک به دیگران، حتی به حیوانات و گیاهان، خروجی رحمت از نفس انسان است و پاداش الهی دارد.

  • خداوند به کسانی که در نفس خود خیر دیگران را می‌خواهند و نیت کمک دارند، حتی اگر نتوانند عملی انجام دهند، پاداش می‌دهد.

  • نیت مؤمن از عملش بالاتر است، زیرا اخلاص در نیت می‌تواند از ریا و عجب در عمل پیشگیری کند.

  • یک گناهی که انسان را می‌ترساند و از خود متنفر می‌کند، بهتر از کار خوبی است که باعث خودشیفتگی و عجب شود.

  • اگر به بندگان خدا کمک کنید، خداوند نیز در لحظات تنهایی و نیاز، به شما یاری می‌رساند.

  • هر کس توقع دارد پس از مرگ با او چگونه رفتار شود، باید همان رفتار را با بندگان خدا داشته باشد.

  • اگر می‌خواهید رسوا نشوید، دنبال عیب‌های مردم نباشید و در حریم خصوصی دیگران تجسس نکنید.

  • رحم کن تا مورد رحمت قرار بگیری؛ هر چقدر رحمت از انسان صادر شود، بیشتر رحمت جذب می‌کند.

  • اگر مؤمنی برادرش را در حالی که می‌تواند یاری کند، تنها بگذارد، خداوند او را در دنیا و آخرت رها می‌کند.

  • در فرهنگ اسلامی، ما امت هستیم، نه صرفاً شهروند؛ مؤمنین خواهر و برادرند و مشکلات یکدیگر، مشکلات همه است.

  • فخرفروشی و تحقیر دیگران، حتی با کوچکترین چیزها، انسان را از بهشت دور می‌کند.

  • بهشت برای کسانی است که نمی‌خواهند در زمین از دیگران جلوتر باشند یا کسی را تحقیر کنند.

  • در تقوا و کار خیر مسابقه دهید و خدا را شاکر باشید که توفیق انجام آن را به شما داده است، نه اینکه به دیگران فخر بفروشید.

  • هیچ بنده‌ای نیست که مظلومی را یاری کند یا در ظلمی که به او شده همراهی‌اش کند، مگر اینکه خداوند در روز قیامت قدم‌هایش را محکم می‌کند.

  • کسی که دیگران را در مال خود شریک کند و به بندگان خدا رسیدگی کند، خداوند برکت و ثروت او را افزایش می‌دهد.

  • صدقه دادن، حتی در زمان مشکلات مالی، باعث خروجی خیر و برکت در تمام ابعاد زندگی می‌شود.

  • اگر نمی‌توانید کاری برای برادر مؤمنتان انجام دهید، حداقل با او همدلی و همدردی کنید و او را تنها نگذارید.

  • هر کسی که به سراغ انسان می‌آید، امتحانی الهی است تا ببیند چگونه با او برخورد می‌کند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه