فهرست مطالب
Toggleظالمترین مردم از دیدگاه قرآن
بحث ما در روابط اعضای خانواده آسمانی به ظلم رسیده بود که چند آیه را درباره ظالمترین مردم قرار شد خدمتتان عرض کنیم. امروز آیه ۳۲ سوره زمر را عرض میکنم: “و من أعظم ممن کذّب علی الله أو کذب بالصدق ألیس فی جهنم مثوی للکافرین.”
کفر و انواع آن
در قرآن خصوصیت خیلی بدی وجود دارد برای بعضی از آدمها، بعضی هم نیستند، بسیاری از انسانها قرآن معرفی میکند این خصوصیت اینها را، آن کفر است. کفر یعنی پوشیدن، پوشاندن، پوشاندن آنچه که حقیقت دارد که این دو نوع است: کفر نظری که بعضیها از نظر عقیدتی انکار میکنند خدا را، و دلیلش هم این است که آدمهای تنبل و بیحوصله هستند یا آدمهای فاسدی هستند که میخواهند آزاد باشند و هر گناهی را انجام دهند: “یرید الانسان لیفجر امامه…” انسان میخواهد که جلویش آزاد باشد و هر گناهی که دلش میخواهد میکند برای اینکه بتواند این گناهان را انجام دهد خدا و قیامت را زیر سوال میبرد. در حالی که برای انکارشان هیچ دلیلی ندارد.
دلایل وجود خالق و نظم هستی
یعنی اگر از او سوال کنند که خوب تو را کی خلق کرده دلیلی ندارد. چون خودمان که خودمان را خلق نکردیم، ما توان نداریم که خودمان را بیافرینیم. پس ما را چه کسی آفریده؟ این موجودات بینهایتی را که در اطرافمان در کره زمین و کرات دیگر میبینیم چه کسی خلق کرده؟ یک سوال کاملاً فطری است. اینها یا خودشان خودشان را به وجود آورده باشند که لازمهاش این است که قبل از اینکه باشند، باشند. یعنی یک فرض کاملاً احمقانه، هیچ عقل سلیمی این را نمیپذیرد. یا کسی اینها را به وجود آورده. یک دانشمندی که میبیند برای کشف یک سلول و اتم و الکترون و پروتون و نوترون دهها و صدها سال مطالعه شود، میلیونها دانشمند در حد یک رشته، ما هزاران رشته دانشگاهی داریم در هر رشته میلیونها دانشمند دارند تحقیق و تجربه میکنند و نظم این موجودات را کشف میکنند. ریچارد اندرسون میگوید من ۲۰ سال عمرم را گذاشتم برای کشف آرایش چهار هزار اتم در یک مولکول. یک موجودی که نخبههای عالم وقت بگذارند در دانشگاههای مختلف منطق آن موجود را کشف کنند، حقایق آن موجود را کشف کنند و هر چه کشف میکنند به دانششان به فرمولهای عالم اضافه میشود. با این فرمولها دارند اختراع میکنند، اکتشاف میکنند. ما اگر الان دوربین داریم، اگر تلفن و برق و تجهیزات و مکانیک و اتومبیل و کامپیوتر و سفینه فضایی داریم اینها به خاطر این است که نظمی بر این عالم حکمفرماست. دانشمند آن منطق و نظم را کشف میکند و در استخدام میگیرد و با آن اختراع و اکتشاف میکند. خوب این اتم، الکترون و نوترون و پروتون و گیاهان و کهکشانی که این همه دانش برای بشر تولید میکند، میلیونها نخبه عالم در دانشگاههای دنیا مشغول کشف منطق این موجودات هستند این منطق را کی به اینها داده؟ این روح حاکم بر این عالم چیست؟ چه کسی اینها را قرار داده، چه کس اینها را بافته و ساخته و اداره میکند و چه کسی به اینها حیات و شعور داده؟ این شعور حاکم بر کل خلقت که یک شعور واحد است بر همه کهکشانها، گیاهان و درختان و اتمها… سوال است دیگر. آدمی که میخواهد گناه کند میزند زیر همه چیز یعنی حاضر نیست قبول کند.
انکار بدیهیات و کفر
اگر بگویی این حسینیه خیلی ساده است شما باور میکنید که یکی از این چیزهایی که در این حسینیه است خودش درست شده باشد و خودش چیده شده باشد؟ میگوید نه. میگوییم پس این موجوداتی که شعور دارند انسان و حیوانات، منطق دارند دانشمندان دارند این منطقها را کشف میکنند اینها چطوری درست شدهاند؟ برای اینکه میخواهد گناه کند یا میگوید نمیدانم معلوم نیست از کجا معلوم یا کلاً انکار میکند این را میگویند کفر. یعنی پوشاندن چیزی که عقل هیچ عاقلی آن را انکار نمیتواند بکند. مگر اینکه انسان عقلش را تابع نفسش و شهوتش قرار داده باشد. قرآن خیلی قشنگ میفرماید: “أفرأیتم ما تحرثون أأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون” این گیاهی که در زمین میکارید کی این را رویش میدهد؟ شما این را رویش میدهید؟ یا کسی دارد این را رویش میدهد؟ شما خودتان در فیزیک در قانون اینرسی اجسام که الان به آن قانون لختی اجسام میگویند که یک شی حرکت ثابت خود را که یک جا است یا حرکت مستقیم خودش را همیشه حفظ میکند مگر اینکه از خارج به آن نیرویی وارد شود. این را همیشه در فیزیک میگوییم این کره زمین یک ماده است یک جسم است دیگر کی دارد این را حرکت میدهد در عالم؟ منظومه و کرات را کی دارد حرکت میدهد؟ اینها جسم هستند و طبق قانون اینرسی نیوتن باید هر شی حالت ثابت خودش را یک جا نگه دارد، مگر اینکه از بیرون یک چیزی آن را تکان دهد. این زمین را کی از بیرون حرکت میدهد میچرخاند به این با نظمی که ما میدانیم چند سال دیگر کی خسوف است کی کسوف است؟ این را میفهمیم این قدر دقیق است. چند سال بعد دقتش را در نظر میگیریم. یک نظم فوقالعاده را کی قرار داده این همه اجرامی که ماده هستند کی اینها را حرکت میدهد؟ “أفرأیتم ما تمنون أأنتم…” آن منی که شما در رحم زن امنا میکنید شما آن را بچه میکنید یا ما آن را بچه میکنیم این را بچه سالم از رحم مادر در میآورد. آن شعوری که حاکم بر این نطفه است که یک نطفه را بچه میکند خودش شعور دارد خودش آدم بزرگ و بینظیری شود این را چه کسی دارد خلق میکند؟ خدا خیلی طبیعی و بدیهی دارد سوال میکند جواب بدهید. خودش؟ این کار را انجام میدهد؟ نه خودش نه ما این کار را انجام میدهیم. یک عده لجاجت و عنادشان آنقدر زیاد است که این چیز به این بدیهی را انکار میکند. من درباره خدا شک دارم خدا را قبول ندارم خیلی راحت از دهنشان در میآید یعنی احمقانهترین حرف، بیمنطقترین حرف، انکار میکند خدا را. قرآن میگوید از این ظالمتر کیست؟ کسانی که یا به خدا دروغ میبندند. “کذب علی الله.” یعنی دروغ بستن به خدا چطوری است؟ چیزهایی میگویند یک کارهایی میکنند میگویند خدا این را گفته در حالی که خدا این را نگفته و نه میخواهد. خدا میگوید کسی ظالمتر از کسی وجود ندارد که به من دروغ ببندد. و او “کذب بالصدق” یک چیزی که صادق و راست است را تکذیب میکند این هم آدم ظالمی است.
کفر عملی و تأثیر آن بر باطن انسان
یک سلسله کفر داریم کفرهای عملی است یعنی با اینکه میداند یک چیزی حق است زیر بارش نمیرود. کفر در هر صورتش درون انسان و باطن انسان را بدشکل میکند. یک کسی که خدا را انکار میکند به این بدیهی، خدا را انکار میکند این جهنم جایش است چون به هیچ وجه به ملاقات حقی که رحمان و رحیم است نمیرسد. اصلاً خدا را قبول ندارد وقتی بمیرد در برزخ و قیامت برود انکار میکند. بعضیها هستند خدا را قبول دارند اما کارهای خدا را انکار میکنند یعنی حرفهایی میزنند که خدا نزده، یا کارهایی را بد میدانند که خدا خوب میداند و کارهایی که خدا بد میداند را خوب میدانند. اینها هم ظالم هستند.
انکار اسماء الهی و مفهوم ظلم
اولاً بعضیها هم همانطوری که قرآن میگوید کفر به اسماء اللهی دارند. میگوید آقا این خدا که هستی محض است بینیاز مطلق است امکان ظلم دارد یا ندارد؟ ظلم کجا اتفاق میافتد؟ “انما یحتاج ظلم الضعیف” کسی که به ظلم احتیاج دارد که ضعیف است و حالا میخواهد برای جبران ضعف خودش حق کسی را بگیرد. یک کسی را حذف کند. خدای سبحان که بینیاز مطلق است نیازمند به مخلوقات خودش میشود به کسانی که خودش آفریده و دارد به آنها حیات میدهد؟ لحظه به لحظه و آن به آن دارد به اینها حیات و وجود میدهد خدا به مخلوقات خودش نیاز دارد که بخواهد ظلم کند؟ وقتی خودش هستی مطلق است در مقابل هستی مطلق هستی دیگری قابل تصور است؟ دقت کنید سوال: در مقابل هستی بینهایت هستی دیگری وجود دارد؟ چیزی نیست. کسی آمد خدمت امام صادق علیه السلام گفت الله اکبر، حضرت فرمودند الله اکبر یعنی چی؟ گفت یعنی خدا از هر چیزی بزرگتر است مگر چیزی غیر از خدا هم وجود دارد که خدا از آن چیز بزرگتر باشد. ما یک هستی داریم که قائم به ذات خودش است و آن هستی بینهایت خداست. همه ما هم ظهورات او هستیم هستیهایمان را هم از او داریم. بنابراین وقتی که هستی ما از خودما نیست از او است هستی در مقابل خدا وجود ندارد. ما ظهورات یک «هست» هستیم جلوههای یک هست هستیم. چیزی در مقابل این هستی بینهایت و مطلق وجود ندارد که بخواهیم مقایسهاش کنیم که خدا از آن بزرگتر است. شما اگر گفتی این خداست و این هم چیزهای دیگر است یعنی خدا محدود است اینها یک چیزهای دیگر هستند. حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه معروفشان در مسجد مدینه فرمود: “ابتدأ الاشیا لا من شیء” خداوند اشیا را خلق کرد اما از چیزی نیافرید اشیا را. اشیا را از خودش بروز و ظهور و جلوه داد. نه اینکه یک چیزی غیر از خدا وجود داشته خدا اشیا را از آن چیز به وجود آورده. وجودی غیر از الله نیست ذاتی غیر از الله وجود ندارد. خوب موجودی که ذاتی غیر از او وجود ندارد خودش همه جا را پر کرده چیزی مگر وجود دارد که خدا به آن ظلم کند. در مقابل خدا هستی وجود ندارد که خدا بخواهد به آن ظلم کند یا خدایی که سبحان است و بینیاز مطلق است وقتی خودش بینیاز مطلق است صمد است پر است چه ظلمی بکند به کسی. وقتی تو داری اعتقاد داری که خدا ظلم میکند تو داری تکذیب میکنی اسماء الهی را از این طرف میگویی سبحان الله از آن طرف میگویی خدا به من ظلم کرده یا به کسی ظلم کرده نمیگوید اگر من در عالم یک تفاوتهایی را میبینم این حکمتی دارد در عالم. نه اینکه ظلمی وجود دارد. بله خداوند به حکمتش به بندگانش اجازه میدهد که بندگانش به همدیگر ظلم کنند چون این ظلم زمینه رساندن به هدف خلقتشان است. این مقام فعل خداوند است خداوند در مقام ذات خودش ظلمی ندارد.
ریاکاری و شرک عملی
میگوید الحمدلله ولی حسود است. وقتی کسی حسادت میکند الحمدللهاش دروغین است. الحمدلله یعنی هیچ کس از خود هیچ چیزی ندارد که بخواهد به آن پز بدهد. میگوید الحمدلله ولی با نعمتهایی که خدا به او داده پز میدهد، فخرفروشی میکند، دیگران را کوچک میشمارد و خود را بزرگ میبیند. اگر زیباست به کسانی که زیبا نیستند فخر میفروشد مگر زیباییات مال خودت است یا خودت خودت را زیبا آفریدی؟ چه کسی این را به شما داده؟ اگر سالم است به مریضها، اگر ثروتمند است به فقرا، اگر رئیس است مقام دارد به کسانی که زیردست هستند. تو خودت از خودت هیچ چیز نداری. الحمدلله همه حمدها و زیباییها و کمالات مال خود خداست که به ما داده ما خودمان از خود هیچ چیزی نداریم که فخر بفروشیم و دیگران را کوچک بشماریم. یا حسادت کنیم آدمی که حسود است الحمدللهاش دروغین است موحد نیست شرک دارد. به محض اینکه در ذهنتان حسادت آمد تو داری ظلم میکنی و آن الحمدلله الهی را داری انکار میکنی. که حمد مال خداست. همین که خدا به تو نعمتی داده به واسطه آن نعمتها بندگان خدا را کوچک شمردی بخاطر چیزهایی که داشتی این داشتههای تو از کجا آمده تو اصل وجودت مال خداست اصل هستیات مال خداست. تو اصلاً چی هستی خودت؟ وجودی مگر از خودت داری؟ کمالی از خودت داری؟ هر چه هم با تلاش به دست آوردی قدرت و نیرو حافظهاش را خدا به تو داده چیزی نداری از خودت.
انکار حقایق و ادعاهای دروغین
ما یک سلسله حقیقتهای خارجی که در بیرون است را تکذیب میکنیم یا نظری تکذیب میکنیم بعضیها اینقدر احمقند که نظری تکذیب میکنند. و بعضیها عملاً تکذیب میکنند. در عمل ظلم عملی دارند. میگوید خدا ۱۷ تا آیه راجع به حجاب آورده اینقدر بیحیاست میگوید ما در قرآن حرفی به اسم حجاب نداریم. یکبار قرآن را مطالعه کردی که بدانی؟ همینطوری حرف میزنی خدا همه چیز را تشریح کرده حدود حجاب را در قرآن، ما در اسلام چیزی به نام نماز نداریم نماز یعنی همین که دلت پاک باشد. بابا این همه آیات راجع به نماز گذاشته راجع به زکات و خمس و حجاب و چیزهای دیگر… الان در این عصر که عصر اینترنت و اطلاعات است و کسی بخواهد یک چیزی بخواهد بداند در چند ثانیه افرادی پیدا میشوند در همین عصر چیزهایی را که بسیار بدیهی است انکار میکنند و از آن هم ظالمتر و احمقتر کسانی هستند که این را میپذیرند. برای اینکه آدم بفهمد دروغ است مسیر زیادی را لازم نیست طی کند. با کوچکترین مطالعه و تأمل و تفکر میشود فهمید که این دارد دروغ میگوید. شما باور میکنید در این عصر، همین دو هفته پیش کسی ادعا کرده بود خداست، سال گذشته یادتان است یک کسی ادعا کرده بود که خداست و یک عده هم او را سجده میکردند. کسی سوال نمیکند که وجود این از کجا آمده؟ کی به او داده؟ تازه او هم یک خدایی بود که خدای خوشگلی نبود کچل بود این خدای کچل بالاخره باید یک مویی برای خودش درست میکرد باید. یک بنده خدایی آمد ادعا کرده درباره خلفای عباسی گفت من پیغمبر هستم گفت خوب معجزهای هم داری گفت بله، چی میخواهی بگویید، این هم در فصل زمستان بود گفت یک خربزه میخواهیم مثل الان نبود که خربزه پیدا میشود آن موقع همه چی طبیعی بود. گفت باشه، برایت میآوریم. گفت خوب بیار دیگر. گفت بابا آن خدا که خداست چند ماه طول میکشد تا یک خربزه بیاورد ما که پیغمبر هستیم بیشتر طول میکشد. صبر کن چند ماهی من برایت خربزه پیدا میکنم این فهمید که این آدم کلاه بردار یا ساده است گفت بفرستید در آشپزخانه قصر. چند ماهی گذشت و این خلیفه یاد پیغمبر افتاد گفت این پیغمبر را بیاورید ببینم، پیغمبر را صدا کردند گفت جناب پیغمبر جدیداً به شما وحیای نازل نشده گفت چرا، گفت جبرئیل نازل شده گفت که خداوند گفته همانجایی که هستی جایت خیلی خوب است همانجا باش. در آشپزخانه قصر. چون بخور بخور بود آنجا دیگر. عصر الان که عصر علم و تکنولوژی و اینترنت است همین هفته گذشته یک بنده خدایی پیغمبر شده بود و یک کسی خدا. یک موقع است میگوییم این قاطی کرده دیوانه و خل است و … عدهای به اینها ایمان میآورند و یک عده اینها را قبول میکنند. یا در این عرفانهایی که الان است عرفان یعنی معرفت الله، یعنی یک آدمی که میتواند دست دیگران را بگیرد و تا الله ببرد. این کار هر کسی است مگر؟ این کار یک متخصص معصومی است که او میتواند الگو باشد و منشأ علم و اطلاعات و عرفان و دستگیری افراد باشد. و افرادی با ضعف شخصیتی و سواد و علم و دانش نه حوزه درس خوانده نه دانشگاه درس درست و حسابی خوانده تازه اینها نمیشود که منشأ باشد بالاخره بگوییم که این آدم آدم باسوادی است بعد ادعا میکند که من عرفان دارم مثل عرفانهای اوشو و عرفان کیهانی و عرفان حلقه و عرفان … بعد یک عده هم میروند پای درس اینها و به اینها ایمان میآورند که اینها را به حق برسانند. خیلی عجیب است. الان در این زمان چیزهایی که حقیقت دارد انکار میشود یعنی شخص اسماء الهی را انکار میکند سبحان را انکار میکند الحمدلله را انکار میکند لا اله الا الله را انکار میکند.
عظمت قرآن و نادانی منکران
قرآن را انکار میکند این قرآن کریم خودش چندین آیه آورده میگوید شما اگر به من شک دارید “ان کنتم فی ریب مما…” سوره مثله اگر شک دارید یک سوره مثل سورههای قرآن بیاورید ۱۴۰۰ سال است دارد دشمنانش را تحریک میکند که اگر میتوانید یک سوره بیاور. قرآن اینقدر قدرت دارد به دشمنانش میگوید اگر شما میتوانید اول میگوید یک کتاب بیاورید بعد تخفیف میدهد میگوید ده تا سوره بیاورید “بعشر سوره” بعد میگوید یک سوره بیاورید. کی جرأت تا به حال این کار را بکنند چهارتا احمق پیدا شدند خودشان را مسخره کردند که حتی اطرافیان خودشان هم اینها را انکار کردند. این قرآن با این عظمت آن وقت بعضیها آدمهای نادان احمق و ظالم که این را انکار میکنند و به بقیه هم این را میگویند. ولی حالا شما ادبیات بلدید معانی بیان بلدید اشتقاق بلدید لغت بلدید چی بلدید که این را انکار میکنید. از دهها علمی که در قرآن وجود دارد چیاش را بلدید هیچی من فقط انکار میکنم. هیچ دانش درباره ادبیات و زبان و علوم قرآنی ندارد ولی باز انکار میکند. خداوند میفرماید از اینها ظالمتر دیگر کسی نیست. احکام صریح قرآن را که برای آن دهها آیه و روایت داریم سند معتبر داریم انکار میکنند. خدا کی این حرف را زده کجا این حرف را زده، این همه سند داریم ما، میگوید اینها که این بدیهیات را انکار میکنند از همه ظالمتر هستند.
آزمایشات الهی و تردید در بدیهیات
و خداوند در آزمایشات خودش زندگی ما را به گونهای دچار فراز و نشیب میکند که ببیند آیا ما دچار تردید در بدیهیات میشویم یا نمیشویم؟ “حتی نبلو اخبارکم” یعنی بالا پایینت میکنم که در این بالا و پایینی میگویی که خدا ظلم کرد یا نه؟ شما یک معلم را نگاه کنید میگوید این دوتا این دوتا میشود چندتا؟ میگوید یک دو سه چهار، پس دودوتا چندتا میشود حالا این چی، میگوییم سه تا دوتاست میشود شش تا، بعد میگوید اگر سه دوتا میشود شش تا دو سه تا چندتا میشود؟ یک جا عوض شده، اگر کسی عقل داشته باشد میگوید خوب فرقی نمیکند و هر دو میشود شش تا. در کلاسهای ابتدایی دیدید دیگر. میگذارد تا تو فکر کنی ریاضیات برای همین است که تو فکر کنی میاندازدت به چالش. جواب روشن است باید تو یک ذره فکر کنی. خدا با ما این کار را میکند میگوید اول من را ببین خوب، من بینیاز مطلق هستم صمد هستم هستی مطلق هستم میتوانم گناه کنم ظلم کنم؟ میگوید نه. بعد مریضت میکند یا مالت را کسی میبرد یا مشکلی برایت پیش میآید. کسی را از دست میدهی بعد میگوید حالا چی من ظلم میکنم یا نه؟ امتحان اینطوری است یک کسی بچهاش را میکشند میگوید “الذی یقتل اولادنا و لا نزداد الا حبا” منزه است خدایی که اولاد ما را میکشد و در دل ما چیزی جز محبت او اضافه نمیشود. کسی هم میگوید خدا ظالم است چون بابایم مرد چون بچهام مرد. این را میگویند محکم و متشابه. یک سلسله اصول محکم را خدا میگذارد از نظر اعتقادی بعد جور دیگر رفتار میکند یک چیزی در قرآن میگوید که تو یک ذره بیفتی به فکر کردن. میگوید خدا که هستی مطلق است جسم نمیتواند داشته باشد ماده که نیست درست است. بعد در قرآن میگوید “یدالله فوق ایدیهم” دست خدا بالاتر از همه دستهاست. به نظرت خدا دست دارد یا ندارد؟ میگوید در قرآن گفته یدالله، عقلت را به کار بینداز اگر گفته یدالله قبلش احتجاجاتش را کرده که خدا مادی نیست. هستی بینهایت است خداوند هستی جاری در همه اشیاست شعور جاری در همه اشیا را میگویند خداوند. دستش کجا بود؟ تو باید بفهمی که این دست یعنی قدرت خداوند. بعضیها همین اعتقادها را کردند که خدا جسم است جسمانیت دارد “کرسی السموات والارض” کرسی خداوند سعه دارد بر همه آسمانها و زمین فکر میکنند که واقعاً خداوند این بالا یک کرسی دارد رو کرسی نشسته در قرآن با ما اینطوری رفتار میشود کسانی که میخواهند کار عرفانی کنند خداوند هی تکانشان میدهد. هی بالا و پایینشان میکند.
عشقهای قلابی و آزمایش ایمان
شما دست من را نگاه کنید شما در این بخش فوق عقلانی میگویید که عاشق الله هستم در بخش جمادی عاشق جمادات است در بخش گیاهی عاشق کمالات گیاهی و در بخش حیوانی عاشق کمالات حیوانی و در بخش عقلانی عاشق عقلانیات و در بخش فوق عقل عاشق خداست بخشی که از جنس خود خدا و اهل بیت است روح خداست شما میگویی لا اله الا الله من معشوقی جز الله ندارم این را میگویی بعد خدا دست میگذارد روی یکی از این معشوقهایت معشوقهای قلابی یک ذره بالا و پایینش میکند یکیاش را میگیرد و میگوید بازهم من را دوست داری یا نداری. اگر به تو بگویم یکی از این معشوقهایت را رها کن بیخیالش شو، مثل بدنت، پولت باز هم اعتقادت به خدا درست است یا نه. بخش گیاهی و بدنی مشکلاتی پیدا میکند مثلاً بچهاش میمیرد آبرویش به خطر میافتد باز هم میگوید لا اله الا الله. آزمایش است میگوید امکان ندارد ما از شما آزمایش نگیریم اول اصول را به شما یاد میدهیم معلم ریاضی و معلم علوم و معلم فیزیک میآید اول اصول را درس میدهد بعد میگوید حالا تمرین هم داریم. درست است یا نه؟ تمرین آنچیزی است که تو را به کمال و اوج میرساند انسانهایی که دچار شک و تردید و انکار میشوند آنجایی است که مورد آزمایش قرار میگیرند. حالا که مورد آزمایش قرار گرفتند یا به خدا دروغ میبندند یا انکار میکنند. نمیخواهد زیر بار دین برود نماز را انکار میکنند حجاب را انکار میکند خمس را انکار میکند خدا کی گفته شراب خوردن حرام است؟ معصیت میکند میگوید دروغ است از خودشان درآوردند؟ قرآن میگوید ظالمترین افراد اینها هستند که بدیهیات و دیدنیها و شنیدنیها را انکار میکنند.
خدای مخلوق و خدای حقیقی
بعد این مریضی را این انحراف را به دیگران هم منتقل میکنند بقیه را هم فریب میدهند “من کذب علی الله” تکذیب میکند دروغ میبندد به خدا و “کذب بالصدق” و چیزی را درست و راست است را تکذیب میکند یک عمر هم میگوید سبحان الله یعنی خدا ظلم نمیکند نیاز ندارد ولی در عمل این گونه نیست. خدایی که این دارد بخاطر که خدا را درست نشناخته خدای مخلوق خودش است به خدای مخلوق خودت همه چیز میتوانی ببندی. میتوانی انکار کنی و میتوانی بدت بیاید لجت از او بگیرد و قهر کنی با او. میتوانی آزمایشش کنی اگر کسی خدا را آزمایش کند خیلی خطرناک است کسی بیاید بگوید خدا چه کار میکند. طرف گاوش مریض بود گفت برای اینکه گاوم خوب شود سه روز روزه میگیرم بعد برای اینکه خدا را در رودربایستی بیندازد قبل از اینکه گاو خوب شود سه روز روزه گرفت بعد گاو مرد. بعد به خدا گفت حال من را میگیری حالا از ماه رمضانت سه روز روزه نمیگیرم. فکر کردی نمیتوانم جبران کنم. بعضیها با خدا همین بچهبازیها را دارند فکر میکنند خدا هم مثل خودشان یک آدم نفهم و احمقی است کوچولو است با خدا یکی به دو میکند. آزمایش میکند شرط میگذارد به خدا. خدایا اگر این کار را کنی من نماز میخوانم انگار خدا لنگ این است. این خدایی که این در ذهنش این طوری عبادتش میکند یک خدای مخلوق است خودش خلق کرده. هر وقت هم خواست با او قهر میکند. شما در این ترانههای عاشقانه نگاه کنید ترانههایی که از قبل از انقلاب بوده در این ترانهها زیاد اسم خدا میآید ولی این خدای کوچک است که خودشان درست میکنند و در ترانهها هم میآورند. خدا اگر واقعاً شناخته شود منشأ شادی و عزت است آرامش است منشأ تمام بهبودها و ترمیم همه خرابیها یا مدرک کل فوت و یا جامع کل شمل خدا جبران کننده همه چیزهایی است که از دست تو رفته. خدا اصلاح کننده ی همه چیزهایی است که در ما فاسد شده خدای حقیقی خدایی است که اگر تو سی سال و چهل سال گناه پیشش ببری پاک پاکت میکند. مدرک کل فوت است خدا نعم الوکیل است یعنی بهترین وکیل است اگر درست شناخته شود. خدا میگوید در کارهایتان با مشکلی روبرو شدید من را وکیل خودتان بگذارید و خودتان را آلوده نکنید کینه از کسی به دل نگیرید. گذشته خودتان و گذشته دیگران را به دل نگیرید. اگر کسی از گذشته به دل دارد خدا وکیلش نیست. خدا حقت را میگیرد پس کینه برای چی. انتقام برای چی. غصه برای چی. ناآرامی برای چی. این خدایی که ما خلق کردیم جان ندارد که وکیل ما باشد. لذا این خدایی که خودمان خلق کردیم میخواهیم وکیل ما شود و چون عرضه ندارد وکیل ما شود خدای حقیقی وکالتش را انکار میکنیم “نعم المولی و نعم الوکیل”، بهترین مولاست. آدمهایی که دیدید پولدار هستند نمیروند دادگاه میگویند وکیل میگیریم وکیل کارها را انجام میدهد. من وقت ندارم. خدا میگوید تو وقتت باید صرف شبیه شدن به من شود صرف عاشقی با من شود باید صرف کمال آمادگی برای آخرت باشد این چیست که ذهنت را مشغول میکند که فلانی فلان کار را کرد به تو ربطی ندارد به خدا بسپارش. ذهنت آرام میشود خدایی که من کنارش هستم و نمیتوانم آرام باشم کنارش و یکسره اضطراب دارم این خدای مخلوق است خدای واقعی نیست تو میگویی “ایاک نعبد و ایاک نستعین” پس چرا کمکت نمیکند. مگر نیست مگر کمک نمیکند از من کمک بخواهید پس چرا خدایت کمکت نمیکند چون تو خدای حقیقی را عبادت نمیکنی خدای حقیقی را نمیشناسی خدای حقیقی این طوری نیست اگر بشناسیاش هم بهترین وکیل است هم بهترین نصیر است بهترین مولا است. ما که یک مشت کثافت و آلودگی و عقده و کینه از گذشته داریم تا الان حالمان را خراب میکند چون حالمان را خراب میکند آیندهمان را خراب میکند با یک خدای توهمی داریم زندگی میکنیم. خدای حقیقی نیست خدای حقیقی خدایی است که شما به بندگان خوبش نه به خود خدا میگوییم “بموالاتکم علمن الله معالم دیننا و اصلح… دنیانا” به عشق شما اهل بیت خداوند به موالات شما ما به پیروی از شما و محبت شما این گیرمان آمده خدا به عشق شما همه فسادهای زندگی ما را اصلاح میکند. بعد این میبیند خدا را دارد اهل بیت را دارد کنار خدا و اهل بیت بدبختترین آدم است پر اضطرابترین دلها را دارد دلش یکسره شور میزند. غمگینترین دلها کنار این خدا و اهل بیت اینها خدا و اهل بیت قلابیاند حقیقی نیستند. خدا و اهل بیت حقیقی یک جوری هستند که انسان وقتی به محض با آنها رفاقت میکند خودش اگر ۵۰ سال گناه داشته باشد میتواند جبران کند چه برسد به بقیه.
ریشه ظلم و راه حل آن
حالا دقت کردید ظلم ما از کجاست ظلم ما از آنجاست که ما دنبال خدای حقیقی نیستیم حتی وقتی میشناسیم فاصله میگیریم از او ما خدای توهمی خود را ترجیح میدهیم یعنی وقتی خدا حقیقی را شناختی که سبحان است میگذاریاش کنار دوست داری بروی سراغ خدایی که حقیقی نیست و بتوانی به او گله و شکایت کنی ببری او را زیر سوال. تا خودت راحتتر بتوانی به ضعفها و تنبلیهایت بپردازی. این بزرگترین ظلم است. که انسان چیزی را شفاف میبیند و از رویش رد میشود و کفر این است یعنی پوشاندن چیزی که تو با عقدهها و توهماتت و شهواتت آن را میپوشانی و شفاف هم نمیبینی. اصلاً نمیخواهی ببینیاش. اگر بخواهی ببینی که شفاف و واضح است و کمکت میکند. همه ماهایی که نمیتوانیم از خدا کمک بگیریم بخاطر ظلمهایی است که کردیم و داریم میکنیم. همه ماهایی که خدای حقیقی را در کنارمان در زندگی نداریم و نمیتوانیم شاد باشیم برای این است که داریم ظلم میکنیم در اعتقاد داریم ظلم میکنیم در عمل هم داریم ظلم میکنیم. و الا خدا کمکش سرشار بر ماست. پس ما باید این ریشه را حل کنیم چرا ما داریم چه ظلمهایی را مرتکب میشویم در اعتقاد و در عمل که نمیتوانیم این خاصیت امام هادی خبر میدهد اگر کسی موالات اهل بیت را داشت تمام مفاسد زندگیاش اصلاح میشود پس اگر مال ما اصلاح نمیشود یعنی ما موالات را نداریم خدای حقیقی کسی است که اگر داشته باشیم دائم النشاط هستی. “المومن دائم النشاط.” پس ما مومن به این خدا نیستیم که شاد نیستیم یکسره غصه و اضطراب سراغ ما میآید. هفته چند ساعت یک گوشهای بنشینیم گریه کنیم موضوع گریه هم یکی از این چهار مورد است این چهار مورد دنیاست. و اگر یک کسی مومن حقیقی باشد موضوعی برای گریه ندارد چرا گریههای قشنگ مومنانه دارد ما ده نوع غم داریم که انسان بنشیند برای غم بخورد گریه کند غمهایی است که شادی تولید میکند اگر یک غمی شادی تولید کرد خوب است غمهای انسانی جنسشان یک طوری است که در انسان تولید قدرت میکند اما غمهای چهار مورد غمهایی است که انسان را مچاله میکند پرخاشگر میکند احساس ذلت فقر و نداری و محرومیت به انسان میدهد. حضرت موسی علیه السلام یک نفر است “ان ربی سیهدین” میگوید یک الله کنارم است هدایتم میکند با الله احساس تنهایی ندارد. احساس بیکسی با اهل بیت ندارد احساس کمبود عاطفه و خلاء ندارد. الله حقیقی و اهل بیت حقیقی انسان کنارشان هیچ مشکلی پیدا نمیکند دارد گزارش میدهد یعنی آن خدایی که دودوتا چهارتا را خلق کرده آن خدایی که آب را در صد درجه به جوش میآورد و قوانین خلقت را گذاشته او قوانین انسانی را هم گذاشته یکی از قوانین است که من کنارتان باشم آرامش دارید. تو که در هفته ده بار مضطرب و غمگین میشوی من را نداری. توهمت این است که من را داری. توحید ما ضعیف است باید خیلی کار کنیم قوی شویم. که این خدا به درد ما بخورد و به داد ما برسد. این خدایی که یک عمر دم از او میزنی و هیچ کاری برایت نمیکند یک بت و مخلوق است که خودت درست کردی.
والحمدلله رب العالمین.