خانواده آسمانی – جلسه 455

متن کامل جلسه

قبح ظلم و محصولات آن

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. بحث ما درباره ظلم بود. امروز هم مثل جلسات گذشته چند روایت را از معصومین (ع) درباره قبح ظلم و محصولاتش خدمتتان تقدیم می‌کنیم.

عظمت پرهیز از ظلم در کلام امیرالمومنین (ع)

فرمایش اول از وجود مقدس امیرالمومنین (ع) است. این روایت فوق‌العاده مهم و قابل تأمل است که انسان بنشیند و درباره‌اش فکر کند. می‌فرماید: «والله لعوتیتل اقالیم سبعه بما تحت افلاکها علی ان اعصیه الله فی نملت اسلبها جلب شعیرت ما فعلته». می‌فرماید: به خدا قسم، اگر هفت اقلیم را با آنچه که در زیر افلاک آن است (حکایت از نظام خلقت و عظمت نظام خلقت) به من بدهند به این شرط که با گرفتن یک پوست جو از دهان یک مورچه، معصیت خدا را بکنم و نافرمانی خدا را بکنم، هرگز این کار را نمی‌کنم.

اینکه انسان به یک مورچه، چقدر است؟ عمداً بهش ظلم بکند، اگر همه دنیا را داشته باشد، نه تنها زمین، حضرت می‌فرماید هفت اقلیم ارزش ظلم کردن به یک مورچه را ندارد. دقت کنید چه کسی دارد این حرف را می‌زند؟ کسی که قرآن در موردش می‌فرماید: «و کل شیء احصیناه فی امام مبین». همه محاسبات نظام خلقت دست امام است و امام آن وجود مبارکی است که تمام اعداد، اندازه‌ها، قیمت‌ها، ارزش‌ها، شماره‌ها و شمارش‌ها که در نظام محاسبه الله در نظام خلقت الهی است، همه در وجود امام مدیریت می‌شود. وجود امام آن‌قدر وسیع و قدرت دارد که قرآن می‌فرماید: «تنزل الملائکت و الروح فیها به اذن ربهم من کل امر». یعنی هیچ چیزی از نظام خلقت خارج نیست مگر اینکه همه‌اش به محضر امام نازل می‌شود. یعنی امام حساب دارد، مدیر تدبیرکننده این مجموعه عظیم است. حالا این شخصیت با این عظمت که تمام اندازه‌های نظام مادی، نظام ملکوتی و نظام آخرتی و بالاتر از ملکوت در دستش است، همه اندازه‌ها، حدود، قیمت‌ها، عددها، ارزش‌ها در دستش است. یعنی یک آدمی نیست همین‌جوری حرف بزند، یک کسی که محاسبه هر چیزی در دستش است. «لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین». کتاب مبین یک جا فرمود چی؟ «کل شیء احصیناه فی امام مبین». همه چیز، هیچ رطب و یابسی، هیچ کوچک و بزرگی نیست از گذشته، حال و آینده تا قیامت و بعد از قیامت، همه دست معصوم. این شخصیت با این عظمت می‌گوید که اگر شما تمام اقالیم سبعه، اقالیم هفت‌گانه با تمام افلاکشان را همه را بخواهید داشته باشید به شرط اینکه به یک مورچه ظلم بکنید، آن هم نه بکشید مورچه را ها، قتل نه، کشتن نه، ظلم بهش بکنید، یک دانه جو را از دهان یک مورچه بگیرید به زور، نمی‌ارزد، ارزشش را ندارد. حالا اینجا مردم ببینید سر چقدر پول به همدیگر دروغ می‌گویند، کم‌فروشی. سر چقدر پول ساعت کارهایشان را خراب می‌کنند، حق‌الناس گردنشان می‌آید. کم‌کاری در اداره می‌کنند، اضافه‌کاری می‌گیرند، اضافه‌کاری می‌زنند، سر چقدر پول جنس قلابی به مردم می‌دهند، داروی قلابی به مردم می‌دهند، سر چقدر پول دروغ می‌گویند که یک مقدار پول دستشان بیاید. این را خوب دقت بکنید خیلی مهم است ها، ظلم به یک مورچه، آن هم نه کشتن مورچه، بلکه گرفتن یک دانه جو از دهانش. می‌گوید شما همه عالم را، همه خلقت را بهت بدهند نمی‌ارزد. آن وقت یک کسی می‌نشیند توی محل کارش احکامی را صادر می‌کند. حالا غیرعمد کاری نداریم، یک موقع اصلاً انسان غیرعمد است. ولی یک کسی عالمانه و عامدانه ظلم می‌کند. به زیردست‌هایش، به همکارانش، به بالادست‌هایش، به همسرش، به خانواده همسرش، به فرزندش عالمانه ظلم می‌کند. می‌ارزد؟ آن چه که خیلی مهم است این است که ما باید دائماً هیچ‌کدام از ما نیست که ظلم نکنیم. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید من آدمی هستم که پاک از ظلمم. نه، ما باید تلاش بکنیم بعد از اعتراف به این همه ظلم‌ها، ظلم به خودمان، ظلم به خدا، ظلم به امام زمان، ظلم به فرشته‌ها، ظلم به گیاهان، به درختان، به حیوانات، به مردم. بعد از اینکه اعتراف کردیم که ما ظلم‌های زیادی به گردنمان هست. این را اعتراف بکنیم، بیاییم تلاش کنیم، استغفار بکنیم، توبه بکنیم، جبران بکنیم، حق‌الله‌اش را، حق‌الناس‌اش را و بعد تلاش بکنیم که میزان ظلممان را کم کنیم. چون این بار روی دوش ماست تا قیامت و بعد قیامت وزر و وبال داریم، همه هم داریم، هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید من ندارم. باید انسان تلاش بکند ظلم‌هایش را کم کند. خیلی هم خطرناک است.

نهی پیامبر (ص) از ظلم به حیوانات

من خطراتش را برایتان بخوانم. در همین رابطه امام صادق (ع) چه می‌فرمایند: «نهی رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم». نهی کرد پیغمبر، «ان یعکل ما تحمل نملت به فیها و قوائمها». پیامبر نهی کرد از اینکه مردم چیزی را بخورند که مورچه می‌تواند بخوردش و با دهانش ببرد یا با دست و پایش بگیرد. اگر چیزی مورچه گیرش می‌آید، برندار دیگر. حالا داشتی پسته‌ای، بادامی، گوشتی، نانی، چیزی می‌خوردی. چیزیش ریخت روی زمین، سهم پرنده‌هاست، سهم مورچه‌هاست، سهم چیز دیگری است. اگر می‌تواند یک حیوان بیاید این را بخورد، تو دیگر دست به آن نزن. کلاً یک قاعده من به شما بگویم، این قاعده خیلی قاعده مهمی است. این فراموش نشود. عرض کردم ما اگر بخواهیم خیر و برکت نصیبمان بشود باید پنج تا خروجی داشته باشیم. خروجی‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی. یعنی باید دائماً خیرات از وجود ما بیاید. از خیرات مادی بگیرید تا معنوی. این پنج تا مرحله هر چقدر خروجی یک نفر بیشتر باشد، خیر و برکت در زندگیش بیشتر است. سبک‌تر، شادتر، آرام‌تر، با خیر و برکت بیشتر. این است خروجی. ورودی نباید زیاد باشد. وقتی یک کسی ورودیش را جمع بکند اما خروجی نداشته باشد، خیلی خطرناک است. لذا این مکتب پیغمبر (ص) را خوب یاد بگیرید که گفت: آقا گوسفندی را که گفتید خیر بکنیم، خیر کردیم، دست‌هایش باقی ماند، بقیه رفت. حضرت فرمود: نه، بقیه باقی ماند. چون خیر کردیم رفت دیگر. وقتی خیر کردیم می‌ماند. «ما عندکم ینفد و ما عند الله باق». آن چه که نزد شماست از بین می‌رود، شما می‌خوری. ولی آن چه که فرستادید «ما عند الله» آن به سوی خدا، آن جاودانه است، می‌ماند. هر چی که خیر کردی آن می‌ماند، او بقا داده، جاودانه هم می‌ماند. لذا این منطق را ما باید درست کنیم. منطقمان را غلط است و متأسفانه همه هم باورش کردیم این منطق غلط را که آن چه که من و خانواده‌ام مصرف می‌کنند این خوب است. آن چیزی که می‌خواهیم بدهیم به فقرا، به نیازمندان، این از دستمان دارد می‌رود، از ما کم شد. در حالی که کم نمی‌شود. هم مادیش برمی‌گردد (هر چی که می‌خواهید بدهید تو این پنج تا بخش، هر چی که بدهید برمی‌گردد. ابدیت هم که دارید. پس کی برنده‌تر است تو این نظام، از نظام دنیا تا ابدیت کی برنده‌تر است؟ اونی که خروجی بیشتری به سمت آخرت و ابدیت دارد. اونی که بیشتر هدیه می‌دهد، بیشتر خرج می‌کند برای دیگران، بیشتر هزینه می‌شود برای بندگان خدا و برای دین خدا، برای خانواده آسمانیش. هر شخص هر چقدر خروجی بیشتر دارد، مبارک‌تر، ماندگارتر، پر خیر و برکت‌تر. آن‌قدر این مهم است که خدا در قرآن: فقرا هم انفاق کنند. یک فقیر نگوید من فقیرم، ندارم، خودم هشتم گرو نهم است، خودم گرفتارم، خودم قرض‌مندم. می‌گوید آن فقیر هم یک مقدار باز از آن مقداری که هست بدهد برود چون خیر و برکت برایش می‌آورد. لذا یکی از انتقادهایی که امام باقر (ع) از شیعیانش می‌کند می‌گوید: چرا شما ثروتتان را با صدقه زیاد نمی‌کنید؟ چرا می‌خواهید این‌قدر کم داشته باشید؟ چرا با صدقه ثروتتان را زیاد نمی‌کنید؟ ثروتمند باشید با صدقه خارج بکنید. چند برابر، یک تا هفتصد برابر خدا وعده کرده بدهد. خروجی دارد. یک برابر. یک کسی بگوید خوب آقا یک برابر چه فایده‌ای دارد؟ مثلاً من صد تومان در راه خدا بدهم، خوب صد تومان هم خدا برگرداند تو این دنیا به من بدهد، دوباره بیاید جایش را پر کند، فرقش کجاست؟ فرقش این است که صد تومانی که شما فرستادی رفته کجا؟ می‌رود تو نظام ابدی شما، می‌رود در نظام جاودانه شما، ابدی می‌شود، ماندگار می‌شود. این خیلی متفاوت است. حالا دو برابر، سه برابر، ده برابر، هفتصد برابر که خدا بدهد، هفتصد برابر دنیایی می‌دهد، آخرتش هم که دیگر بی‌نهایت. قاعده را هنوز نگفتم برایتان. این را دقت کنید. خروجی هر چقدر بیشتر باشد، این قاعده‌ای که از پیغمبر (ص) گفتم یادتان باشد. آن چه که پیش ما می‌ماند از دست می‌رود. آن چه که می‌فرستیم چیست؟ باقی می‌ماند. این را خوب دقت کنید. لذا حضرت می‌گوید اگر یک پولی از دستتان رفت سعی نکنید برش گردانید. برگرداندن یک پول حضرت می‌فرماید: مثل این است که انسان استفراغ کند بعد استفراغش را دوباره بخورد خودش. چقدر حال به هم زن است. خدا رحمت کند حضرت آیت‌الله بروجردی را. سلام خدا بر مراجع و علمای ما که بعد از ائمه بالاترین نقش را در ایمان ما، حیات جاودانه ما دارند. علما خیلی به گردن ما حق دارند. حق حیات جاودانه دارند علما به گردن همه مردم. هیچ جامعه‌ای بعد از ائمه به اندازه علما و دانشمندان دینی ما به گردن مردم حق ندارند. آن هم حقی به بلندای ابدیت. سعادت ما مرهون مجاهدت‌ها و شهادت‌ها، خون دل خوردن علماست. لذا حضرت آیت‌الله بروجردی نشسته بود توی (این را حضرت آیت‌الله اراکی من شنیدم از ایشان رحمت‌الله تعالی. خود آیت‌الله اراکی هم مرد بسیار بزرگی بود) فرمودند: که توی حیاط فیضیه، حالا آن‌هایی که فیضیه آمدند نمی‌دانم. فیضیه حیاط خیلی باصفایی دارد. مثلاً چند صد تا طلبه، روحانی مثلاً ظهرها، شب‌ها نماز می‌خوانند تو باغ. الان نمازخانه درست کردند برایش ولی قبلاً تو حیاط می‌خواندند. خیلی هم باصفا بود نماز جماعت‌هایش. خوب بزرگان علما، مراجع می‌آمدند نماز. خیلی چند صد تا مجتهد فقط بودند. بزرگان همه می‌آمدند پشت سر یک مرجع تقلید خاص مثل حضرت آیت‌الله اراکی، شخصیت‌های دیگر نماز می‌خواندند. آیت‌الله بروجردی در فیضیه که نماز می‌خواند یک مقدار اسکناس دستش بود. یعنی برده بودند داده بودند ایشان گذاشته بود روی آن کنار سجاده‌اش. هوا هم خوب بود، هیچ وزشی نداشت. وسط نماز یک باد می‌آید. حالا باد که فرشته خداست دیگر. یکی از فرشته‌های خدا باد، جریان باد، انرژی که فرشته خداست این پول‌ها را پخش می‌کند بین طلبه‌ها. یعنی پول‌ها باد می‌آید می‌افتد دست جلو هر کسی یک مقدار پول می‌افتد. نماز که تمام می‌شود هر کس پول‌ها را برمی‌دارد می‌دهد به آیت‌الله. می‌گویند پول‌ها باد آورده دیگر. آقا فرمود نه، هر کس برایش هر چی آمده مال خودش. این مال شماست. آوردند که بدهند به شما. این‌قدر این‌ها دقیق و ظریف بودند. اگر یک موقعی یک چیزی از شما می‌خواستی یک پولی بریزی به حساب یک نفر، یک دفعه یک چیزی اضافه ریختی رفت، ولش کن دیگر. واسه مثلاً دخترت، پسرت، نمی‌دانم، یک کسی، یک مسلمانی، خواهری، برادری گفت مثلاً سیصد هزار تومان پول بریز به حساب من. تو زدی سیصد و پنجاه هزار تومان. هر چی برنگردانی بهتر. آن رفت. این می‌رود آنجا. همه شیعه‌اند. همه بچه‌های امام زمان‌اند (ع). همه دوست‌داشتنی هستند. فرزندان حضرت زهرا (س) هستند. بگذار یک پولی از جیب تو برود بیرون برسد به دست یک شیعه‌ای، یک مسلمان. حالا الان رفتی سوار تاکسی شدی گفت مثلاً سیزده هزار و چه می‌دانم، هفتصد تومان. یک پنج تومانی، ده هزار تومانی دادی پانزده هزار تومان. وای نسا بگو که خوب بقیه حالا می‌گوید ببخشید پول خرد ندارم. حالا چه کار کنیم؟ وایسا من الان بروم مغازه. به وقتت می‌ارزد اصلاً این مغازه، آن مغازه. آقا پول خرد داری؟ پنج هزار تومان ما می‌خواهیم. آقا بردار. تاکسی دارد بنده خدا. میلیاردر که نیستش که. مسلمان است. دارد با تاکسی کار می‌کند. بگذار از جیب تو یک هزار و پانصد تومان برود تو جیب این تاکسی‌دار. یک جوان است. دارد با این ماشینش کار می‌کند. دارد کار می‌کند یک لقمه برای زن و بچه‌اش در بیاورد. یک لقمه حلال. حالا یک پولی هم دادی، بده برود. ولش کن. بقیش مال خودت. این برمی‌گردد تو حسابت یا نه خدا می‌دهد بهت؟ می‌دهد. رفتی دم مغازه یک چیزی حالا دو هزارش ماند. دیگر وای نسا چانه بزن. هر چقدر خارج بشود استقبال کنید از این. هی دنبال اینی از دست رفته هی نباشی هی زنده‌اش بکنیم یا اصلاً رفته تو حساب دولت بگو برای نظام، برای کشور بگذار مصرف بشود. حالا مثلاً من رفتم پول آب و برق ریختم دیدم این‌قدر اضافه آمد. حالا نمی‌دانم کلان است یا آن هم یک موقع پول کلان و اشتباهی می‌گیرند از آدم. یک موقع شده محاسبه کردند بنده خدا مثلاً صد هزار تومان پول آبش بود برایش آمده یک میلیون تومان. نمی‌گویم بروید یک میلیون تومان بریز تو حساب. ولی مثلاً حالا چهار تومان، پنج تومان یک وقتی اتفاق افتاد سخت نگیرید. از هیچ کسی حساب‌کشی سخت نکنید. این مال مسائل شخصی است ها. یک موقع مسائل بیت‌المال نیست ها. یک موقع کسی بیت‌المال بخواهد دست و دلبازی بکند از جیب دیگران نه، آن جا باید دقیق حساب باشد همه چی. آن چیزها که مال شخصی است، مال خودتان دارد. دارید غذا می‌خوری یک تکه گوشت افتاده زمین. بروم بشورمش بخورمش؟ تمام شد دیگر. آن گوشت افتاد زمین. اصلاً قرار بود بیفتد. این لقمه اصلاً فکر کنم مال سگی است یا مال گربه‌ای است یا مال مورچه‌ای است یا مال نمی‌دانم اینی که خانم‌ها خیلی دوست دارند سوسکی است، از این‌ها موشی است. یک چیزی هست بالاخره. تمام شد. تا یک چیزی خارج شد، بلا دارد از تو می‌برد. درد دارد از تو می‌برد. مریضی دارد می‌برد از تو. تمام. سخت نگیر. آدم‌هایی که تو مسائل مالی سخت می‌گیرند نه دنیای خوبی دارند نه آخرت خوبی. اخلاق‌هایشان بد می‌شود. افراد ازشان متنفر می‌شوند. همسر متنفر، فرزند متنفر، دیگران، فرشته‌ها متنفر، خدا که بیشتر از همه متنفر می‌شود. ببین چقدر قشنگ است. می‌گوید پیغمبر نهی کرده. این دین ماست ها. این دین ماست. آن وقت این داعشی‌های جنایتکار آن همه جنایت می‌کنند، وهابی‌ها به حساب اسلام می‌برند. خشونت تو این اسلام. کجایش خشونت؟ می‌گوید پیغمبر نهی (ص) کرد از اینکه شما چیزی را بردارید یا بخورید، خوردنی است که می‌تواند سهم بقیه مورچه‌ها باشد. مثال مورچه، مورچه می‌تواند با دستش یا با دهانش ببرد، شما دیگر برندار. یا حیوانات دیگر. حضرت غذای وعده غذای خودش را با حیوانات تقسیم می‌کرد. وعده غذایی سر زمین بود. برایش غذا می‌آوردند. سگ هم بود می‌آمد نگاه می‌کرد. حضرت می‌گفت من حیا می‌کنم از اینکه یک صاحب روح یعنی شخصیت دارد. سگ برای خودش شخصیتی دارد پیش خدا. سگ خیلی شخصیت دارد. حیوان است، شخصیت دارد. یک روح است دیگر. یک روح مثل ماها. احساسات دارد، عواطف دارد، عبادت دارد، نماز دارد، شخصیت دارد، خانواده دارد، خوشی و ناخوشی دارد. یک شخصیت است. من حیا می‌کنم از اینکه وقتی که حیوان ذی روح دارد من را نگاه می‌کند من تنهایی غذا بخورم. لذا یک لقمه حضرت خودش می‌خورد یک لقمه به سگه می‌داد، یا گربه یا مثلاً حیوانات دیگر. این‌ها خیلی باید دقت کنیم.

عواقب ظلم و دشواری‌های قیامت

حالا راجع به عواقبش بگویم. این خیلی مهم است. از نبی اکرم (ص) می‌فرماید: «بین الجنه و العبد سبع عقابن اهونها الموت». قال انس: «قلت یا رسول الله فما اسعبها؟ قال الوقوف بین یدی الله عزوجل اذا تعلق المظلومون بالظالمین». می‌گوید: بین بهشت و بنده خدا هفت تا گردنه است. بین انسان تا بهشت کمترینشان، سبک‌ترینشان مرگ. مردن از همه سبک‌تر. بقیش سخت‌تر از خود مردن تا انسان برسد به بهشت. این چیزی است که ما باید تو دنیا طی کنیم ها. نه اینکه بی‌خیال باشیم. از مردن شروع بشود. شما باید تو دنیا «موتوا قبل ان تموتوا». تو دنیا تجربه مردن را بکنی، ردش کنی برود. دیگر تمام شد دیگر. لذت‌بخش می‌شود زندگی برایت. هم از زندگیت خیلی لذت می‌بری، مرگت هم می‌شود عروسی تو، تولدت. یک کسی که مرگش عروسیش باشد، از آن به بعد ببین چه خبر است. تجربه‌اش را بکن. این مرگ‌آگاهی و مرگ‌باوری و مردن؛ مردن یعنی چی؟ اینکه می‌گویند آقا نماز می‌خوانی بگو این آخرین نماز من است. الان می‌خواهم بعد از این نماز بمیرم. چه جور نماز می‌خوانی؟ و هر روز آماده باش برای مردن. «کن لدنیاک کانک تعیش ابدا». برای دنیات یک جوری باش که انگار قرار است همیشه باشی. برای دنیات برنامه‌ریزی بکن، خوب است. اما «کن لاخرتک کانک تموت غدا». برای آخرتت یک جوری باش که انگار فردا می‌خواهی بمیری. اگر قرار است فردا ما بمیریم چه اتفاقی می‌افتد؟ آماده‌ایم یا نه؟ این خیلی مهم است ها. آماده هستیم یا نه؟ کجا مگر می‌خواهیم برویم؟ فردا قرار است برویم ان‌شاءالله بهشت. ترس دارد؟ نه، بهشت رفتن ترس ندارد. آماده نبودن برای بهشت خیلی وحشتناک است. مثل بچه است که می‌خواهد بیاید تو دنیا که ترس ندارد. دنیا این همه نعمت و وسیع و پدر هست، مادر هست، خواهر هست، برادر هست، دوستان هستند، همه هستند. یک بچه به دنیا بیاید مادرش هم بمیرد، انسان‌های مهربان زیادی هستند که می‌توانند برایش مادری کنند. اما اونی که برای بچه فاجعه است و خطرناک این است که خودش آماده نباشد از دنیا بهره‌برداری کند، چشم نیاورده باشد، دست نیاورده باشد، گوش نیاورده باشد، پا نیاورده باشد. اینش وحشتناک است. و الا اگر بیاید یک بچه، ها؟ الان مردم سر بچه دعوا دارند. بچه‌ها را می‌خواهند بروند بهزیستی بگیرند. اوه چقدر باید ناز بکشند که یک بچه بهشان بدهند. هیچ بچه‌ای روی زمین نمی‌ماند. حداقل تو کشور ما که مهربانی و رحمت تو اوجش است نسبت به سایر کشورهای دنیا، تو عالی‌ترین درجه‌اش است. مردم مهربانند. اینکه بد نیست. بد این است که تو الان بروی تو بهشت و نتوانی از بهشت استفاده کنی. تجهیزات مورد نیاز برای بهشت را نداشته باشی. این وحشتناک است. چون نداشته باشی مثل بچه‌ای که آمده اینجا چشم ندارد برای رنگ‌های اینجا، گوش ندارد برای این همه صداهای قشنگی که تو دنیا هست. برای لمس کردنی‌های اینجا با خودش حس نیاورده. برای بوهای زیبای اینجا بینی نیاورده. برای خوردنی‌هایش دهان نیاورده. این می‌شود فاجعه. بد مردن، یعنی آماده نمردن دیگر. آمادگی باید تو روحت ایجاد شود. این گردنه که دارد می‌رود. این گردنه‌ها را ما باید تو دنیا طی کنیم. خودمان تو نفس، تو خودسازی. برنامه هر کس باید برنامه داشته باشد. برنامه‌های خودسازی داشته باشد و تو برنامه‌های خودسازی‌اش مرحله به مرحله این‌ها را برای خودش تمام بکند. آن وقت آنجا هم یک زندگی خوب، شاد، آرام تو دنیا دارد و هم مرگ قشنگی دارد، وفات زیبایی دارد. حالا نگاه کنید حضرت می‌فرماید: بین عبد، بهشت و بنده هفت تا گردنه است. ساده‌ترینشان موت است. این را آدم می‌تواند تمرین کند تو دنیا راحت می‌شود. یک ذره انسان کار بکند این موت اتفاق بیفتد برایش. که مراحل دارد. این موت انواع و اقسام دارد، مراحل دارد که انسان خوب حالا خیلی خوب که این را به خودش هموار بکند. قال انس: انس می‌گوید که من سؤال کردم «قلت یا رسول الله فما اسعبها؟» سختیش کدام؟ آن که از همه سخت‌تر است کدام است؟ گردنه‌ای که از همه سخت‌تر است کدام است؟ «قال الوقوف بین یدی الله عزوجل». اینکه انسان بایستد در مقابل خدا و چه اتفاقی بیفتد؟ «اذا تعلق المظلومون بالظالمین». مظلومین یقه ظالمین را گرفته باشند. آن جا تو درگاه خدا هیچ‌کس هم کاری نمی‌کند آن جا. چون حق‌الناس دیگر. حق‌الناس خیلی خطرناک است. ظلم‌هایی که اعضای خانواده به هم می‌کنند. مرد به زن، زن به مرد، پدر مادر به بچه‌ها، بچه‌ها به پدر مادر، خواهر برادرها به همدیگر، محله‌ها، همسایه‌ها، هموطنان و کشورها به همدیگر، مردم جاهایی، ظلم دیگر. حالا، ظلم خیلی سنگین است. لذا دقت بکنید حالا تو یک روایت بعدی باز از خود پیغمبر (ص) است ادامه داستان را دارد می‌گوید. این داستانش هم برایتان بخوانم. خیلی آموزنده است. اما می‌فرماید: سخت‌ترین مرحله مرحله‌ای است که تو می‌خواهی بروی به بهشت. خوب، هیچ مشکل دیگری هم، با خود خدا هم مشکلی نداری. نه در مورد نمازت، نه در مورد حجاب، نه در مورد روزه، نه در مورد نمی‌دانم پدر مادر، نه در مورد نمی‌دانم هیچی. همه چیز خوب است ولی یک عده هستند که بهشان ظلم کردی حالا می‌آیند یقه‌گیری. خیلی چی می‌خواهی بهشان بدهی؟ دقت کنید پیامبر (ص) چی می‌فرماید: می‌فرماید که: «ان هو لیعتیل عبد یوم القیامت و قد صرع تو الحسنات». روز قیامت که می‌شود بنده خدا می‌آید ثواب‌هایش را می‌بیند خیلی خوشحال. حسناتش را می‌آورند. اوه خوشحال و شنگول که چه نامه عمل قشنگی دارد. چقدر وضعش خوب است. پس داستان جالب اینجاست که شخص خوشحال تو قیامت. دقت کنید، وارد صحنه قیامت می‌شود خیلی خوشحال، پربار. «فیجیع رجل فیقول یا رب بظلمنی هاذا». یک کسی می‌آید می‌گوید. خدایا این به من ظلم کرده. این شوهرم، این زنم، این پدرم، این مادرم، خواهرم، برادرم، دوستم، همسایه‌ام به من ظلم کرده. «فیعخز من الحسناتهی یجعل فی الحسنات الذی سعله». ثواب‌های این را هی برمی‌دارند ها؟ می‌دهند به اونی که صاحب ظلم تا راضی بشود. امتیازها را برمی‌دارند می‌دهند، به آن‌هایی که بهش مظلوم بوده. برای همین تو روایتی که هفته قبل خواندیم فرمود: وقتی که وارد خدا می‌شوید به خدا طلبکار وارد شوید، نه بدهکار. یادتان هست دیگر که روایتش را خواندیم که برای خدا مظلوم وارد بشوید نه ظالم. مظلوم واقع بشوید بالاخره ظلمی که به تو شده یک کسی باید جبران بکند. ها؟ چون تو طلب داری. اونی که ظالم است اگر می‌تواند جبران کند جبران می‌کند. نتواند جبران بکند خدا جبران می‌کند. می‌گوید بهت ظلم شده باشد من می‌پردازم. خیلی خوب است دیگر. طلبکار آدم برود، نه بدهکار. نگو شوهرم ظلم دارد بهم می‌کند منم متقابلاً بروم آبروش را ببرم بهش ظلم کنم. زنم به من ظلم کرد، خانواده زنم به من ظلم کرد. من بروم حالشان را بگیرم. بروم با خانواده همسرم اینجوری کنم، یا آن کار را کنم. نه، یا فلان کس این‌قدر از مال من برد دستم هم نمی‌آید سند نداشتیم اینجوری شد حالا چی؟ نباختی. هیچی از در رفته نیستش. طلبکار بروی خوب است برایت. «فما یزالک ذالک حتی لایبقلهو حسنه». می‌گوید این داستان همین‌جوری ادامه پیدا می‌کند. هی از ثواب‌های این برمی‌دارند می‌دهند به طلبکارها. هی برمی‌دارند از ثواب‌ها می‌دهند به طلبکارها. این ادامه پیدا می‌کند «حتی لا یب قال هو حسنه». آخ آخ آخ دیگر حسنه‌ای باقی نمی‌ماند. «فاذا جاء من یسعله نظره الی سیعاتهی فجعلت مع السیعاته الرجل». اینجایش خیلی بد است. می‌گوید طلبکارهای بعدی می‌آیند ثواب می‌خواهند بگیرند ثواب هم این ندارد بدهد دیگر. صفر کرده هیچی ندارد. می‌گوید خوب از گناه‌های طلبکار می‌دهم به این بدهکاره. طلبکارها هم گناه دارند دیگر. قرار است صد سال تو عذاب باشد، می‌گویند خوب حالا یک پنج سال از عذابش هم تو باید ببری. صد سالش اصلاً تو باید برداری. یک موقع هست گناه آن‌قدر بزرگ، ظلم آن‌قدر بزرگ است که انسان صدها نفر گناه‌هایشان را می‌پذیرد. آن‌ها می‌روند بهشت. آن‌هایی که حق‌الناس‌های کلان سر مردم در می‌آورند. مسئولین مملکتی آدم فکر می‌کند خیلی خوب یک کسی رئیس‌جمهور بشود خیلی خوش به حالش، واقعاً کسی وزیر شود، یک کسی نمی‌دانم استاندار شود، فرماندار شود، شهردار شود. اینجوری به این راحتی نیست. انسان یک ظلم کلان بکند ببین شصت، هفتاد میلیون نفر طلبکار دارد. راحت طرف رفته ورزشگاه نشسته تیمش باخته عصبانی است می‌آید تیغ می‌کشد تو اتوبوس تشک اتوبوس پاره می‌کند. می‌دانی مال چند نفر این اتوبوس را تو داری پاره می‌کنی. تیر چراغ برق و نمی‌دانم شیشه بانک و می‌شکنی. نمی‌دانم فلان ساختمان وزارتخانه یا تو وزارتخانه‌ات محل کارت مال بیت‌المال را برمی‌داری استفاده شخصی می‌کنی بی‌اجازه، بی‌اذن. خیلی راحت است. یک دفعه می‌بیند که هزار نفر آدم، صد هزار نفر آدم می‌آیند آنجا همه طلبکارند. گناه‌هایشان را می‌ریزند روی این. این باید به جای صد هزار نفر برود جهنم. آن‌ها همه می‌روند بهشت. بار کشیدی خودت. مسئولیت قبول کردی. تو اداره نشستی وزارتخانه تلفن بیت‌المال را برمی‌داری استفاده می‌کنی. تلفن می‌زنی با یک کسی نیم ساعت صحبت می‌کنی. مردم معطلند کارهایشان مانده. جناب‌عالی داری کار شخصی انجام می‌دهی. بعد هم اضافه وانمی‌ایستی جبران بکنی. یک موقع هست یک کسی می‌گوید بله من ضرورت داشت همین الان با خانمم، پدرم، برادرم، مادرم صحبت کنم. خیلی خوب چهار ساعت اضافه وایمی‌ایستم جبران می‌کنم. اضافه‌کار هم نمی‌گیرم. «فلایزال یستوفا من حتی یدخلن نار». می‌گوید همین‌جوری هی استیفا می‌کنند ازش. هی بهش گناه می‌دهند، معصیت می‌دهند. دائم این اتفاق می‌افتد. هی ازش گرفته می‌شود، گرفته می‌شود، گرفته می‌شود و بهش گناه داده می‌شود تا اینکه جهنمی می‌شود شخص. یک کسی که اول کار بهشتی بوده با یک درجات خیلی عالی، بدبختی این است که می‌فهمد بهشتی است. درجاتش هم می‌بیند. اینش خیلی سوزش دارد برای آدم. در روایت داریم می‌بیند بهشت را و ازش می‌گیرند. مثل یک کسی که الان آمده دنیا سالم آمده به دنیا چشم دارد بعد می‌گویند حالا می‌خواهیم چشم‌هایت را بگیریم ازت، گوش‌هایت را می‌خواهیم بگیریم ازت.

ظلم، محوکننده دارایی‌ها و مخرب قلب

حالا با توجه به این نکته معنای این روایت را خیلی بهتر می‌فهمیم از وجود مقدس امیرالمومنین (ع) است: «الجور ممهاتن». دو تا کلمه است. ساعت‌ها حرف دارد. «الجور ممهاتن». ظلم محوکننده است. چی را محو می‌کند؟ چی را نابود می‌کند؟ همه دارایی‌های خوبت را، دنیای قشنگت را، زندگیت را، سلامتیت را، روحت را، روانت را محو می‌کند. آبرویت را، شخصیتت را، امنیتت را محو می‌کند. دیگر چی را محو می‌کند؟ آخرتت را هم ازت می‌گیرد. ثوابت را، درجاتت را، کارهای خیرت را همه را ظلم از بین می‌برد. خیلی خطرناک. یعنی هیچی نمی‌گذارد برای آدم. ظلم همه را از بین می‌برد. ببینید نگاه کنید این روایت از نبی اکرم (ص) است: «ایاکم و الظلم فانه یخرب قلوبکم». آخ آخ آخ آن‌هایی که جلسات قلب کار کردند می‌دانند من دارم چی می‌گویم یا پیغمبر (ص) دارد چی می‌گوید. می‌گوید: بپرهیزید از ظلم که ظلم قلب‌های شما را خراب می‌کند. قلب همه دارایی یک نفر است برای آخرتش. این است دیگر. دقت کنید این قلب شماست. اگر خوب باشد تازه یعنی اگر این قلب تو در مهندسی عشق موفق شده باشی سه تا معشوق در رأس معشوق‌هایش قرار بدهی بهترین دارایی است. عقل و وهم و خیال و حس وسیله هستند. اونی که برای تو می‌ماند چیست؟ قلب، دل. دلم فقط زمانی ارزش دارد که سه تا معشوق در رأسش باشد: الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا. این نص قرآن سوره توبه آیه بیست و چهار. سه تا معشوق اصلی در یک دل باشد این قلب سالم متولد می‌شود. قاعده سلامت ما شش نوع تولد داریم از رحم دنیا به آخرت دیگر. همان‌طور که از رحم مادر به دنیا شش نوع تولد داریم. دو تا تولدش فقط به درد می‌خورد از شش تا تولد سالم، یکی سالم قوی. هر کس می‌خواهد سالم وارد آخرت بشود یا سالم قوی باید سه تا معشوق در رأس همه عشق‌هایش باشد: الله، اهل بیت و جهاد. این سه تا. بقیه معشوق‌ها هر چی باشد عیب ندارد. مال، همسر، فرزند، نمی‌دانم، دنیاست، هر چی دوست داری اشکال ندارد. لباس و پوشاک و اتومبیل و هیچ اشکالی ندارد. دوست داشتن این‌ها اشکال ندارد. اونی که اشکال دارد این است که عشق‌های پایینی از عشق به چی بالاتر باشد از این سه تا عشق. حالا این قلب که همه دارایی یک نفر است. یک عالم زحمت کشیده می‌گوید ظلم خرابش می‌کند. ظلم وقتی خرابش کرد این قلبش خوب کار نمی‌کند. وقتی قلب خوب کار نکند چه اتفاقی می‌افتد؟ قلب فقط کافی است قلب خوب کار نکند. تمام قسمت‌ها از مغز و تا سایر قسمت‌های بدن خراب می‌شوند. دیگر نمی‌توانند متعادل و سالم کار کنند. کافی است قلب خوب کار نکند. یعنی چی؟ یعنی وقتی ظلم می‌آید سیستم انسان را تو همه جا به هم می‌ریزد. نمازت را، روزه‌ات را، حجابت را، نمی‌دانم دینت را، اخلاقت را، زناشویی‌ات را، روابط با همسر، روابط با پدر و مادر، رابطه با فرزند، مسائل کاریت را، همه سیستمات را، گند می‌زند و خراب می‌کند. تو هر جا که می‌خواهی وارد بشوی، یک بدبیاری پیدا می‌کنی. با صاحب کارت بدبیاری داری. با همسرت بدبیاری داری. با پدر مادرت بدبیاری داری. با مسائل اقتصادی بدبیاری داری. کار اجتماعی می‌خواهی بکنی بدبیاری داری. کار هنری می‌خواهی بکنی بدبیاری داری. کار سیاسی می‌خواهی بکنی بدبیاری داری. تو شغل بدبیاری پیدا می‌کنی، تو عشق بدبیاری داری، تو ازدواج بدبیاری داری. همش بد می‌آورد آدم وقتی ظلم می‌آید قلب را، روح را تخریب می‌کند. شخص نه می‌تواند خوب فکر کند نه می‌تواند خوب انتخاب کند نه آرزوهایش را می‌تواند بچیند نه می‌تواند محبوب‌هایش را خوب بچیند. یعنی این عاشق چیزهایی می‌شود که همه این چیزها بعد از یک مدت به ضررش تمام می‌شود. عاشق کسانی می‌شود که همه آن کس‌ها بعد از یک مدت دشمنش می‌شود. دیگر از همسر که نزدیک‌تر نیست. متنفر می‌شود. الان شما نگاه کنید از چهار پنج تا ازدواج چهار تایش شکست می‌خورد. یعنی به تنفر منجر می‌شود. ظلم، ظلم عشق‌های زمینی را نابود می‌کند. با اینکه عشق‌های زمینی چیز بدی نیست. خیلی خوب است. عشق پدری، مادری، همسری، دوستی، همسایه‌ای، هموطنی این‌ها خیلی قیمت دارد. ظلم چه از ناحیه مرد، چه از ناحیه زن، فرقی نمی‌کند. ظلم از هر کس که باشد تلخی، ناکامی، شکست می‌آورد. برای زندگی انسان آن چیزی که تو برایش یک عمر زحمت کشیدی، عاشقش بودی، خودت را وقف کردی، تلاش کردی می‌بینی جواب نمی‌دهد. خیلی آدم باید حواسش را جمع بکند و هی تلاش بکند که رفته رفته ظلم‌هایش را کم کند. بعد هی ما می‌گوییم خوب حالا چرا مشکل من چیست؟ چرا گرفتاری دارم؟ چرا مشکل دارم؟ چرا کارهایم به نتیجه نمی‌رسد؟ خوب ببین داری چه کار می‌کنی. شیوه‌های زندگیت و سبک زندگیت را نگاه کن. با پدر مادرت چه جوری است حرف زدنت؟ با پدر مادرت چه جوری است؟ سلوکت، با پدر مادر چه جوری است؟ راضی‌اند ازت؟ خواهر برادرات، فک و فامیلات، معلمت، دوستانت، کسای دیگه، امام زمانت، فرشته‌ها راضی‌اند ازت یا داری ظلم می‌کنی بهشان؟ سبک زندگیت ظالمانه است، قلدرانه است، متجاوزانه است. این سبک را ما باید درستش کنیم. می‌گوید آقا پات بو می‌دهد تو مسجد نرو. ظلم دیگر. سیر خوردی نرو تو مسجد. ظلم است. ببین دقت کنید. حالا کی باید بیاید بوی بد پای من را تحمل کند، بوی بد دهان من را تحمل کند، خوب ظلم دیگر. بدنت بو می‌دهد کنترل کن که بو نده. این حد ظلم است. این حداقل‌ها را دقت کنید. حالا یک کسی می‌آید تو صفحه تلگرام، صفحه کامپیوتر، یک عکسی می‌گذارد. این عکسی که شما گذاشتی ظلم است دیگر. چون این عکس روح بقیه را خراب می‌کند. یک لطیفه‌ای، یک جوکی هست یک جوک زشتی است بعد برمی‌داری ارسالش می‌کنی برای پنجاه نفر. خوب این چه تبعاتی دارد. این لطیفه زشتی که تو ارسال کردی. عکس یک زن بی‌حجاب بدحجاب برداشتی ارسالش کردی. برای دیگران یا عکسی گذاشتی از خودت یا از دیگران که بد بود. این ظلم است دیگر. این ظلم است. چیست ظلم؟ آقا یک جا همه روزه‌اند یک کسی بیاید جلوی همه آب بخورد، همه تشنه، گرمشان است. کسی بیاید اینجا هی آب بخورد جلوی همه وسوسه کند همه را. بابا این گرسنه است این تشنه است. تو جلوی این آب نخور. یک خانم جلوی نامحرم، جلوی نمی‌دانم فامیل یک جوری ظاهر می‌شود که بقیه که همسر ندارند، گرفتاری دارند بهشان فشار می‌آید، اذیت می‌شوند. جنایت است، ظلم است. می‌گوید شخصی است، اصلاً شخصی نیست این. چطور بوی یک پا شخصی نیست. سیگار شخصی نیست. یک کسی سیگار می‌کشد می‌گویید نباید بکشد. تو جوامع عمومی سیگار برای همه ضرر دارد نکشید. اگر می‌خواهید بکشید اتاق. الان شما فرودگاه می‌روید هر جا می‌روید اتاق گذاشتند. یک اتاق مخصوص سیگاری‌ها بروند آنجا سیگار بکشند. هر چقدر دلت می‌خواهد سیگار بکشید. ولی بیرون حق نداری بکشی، چون به بقیه آسیب می‌رساند. مرد بی‌غیرت می‌گوید دخترم است هر جور دلم می‌خواهد باید آرایش کند بیاید بیرون. زن بی‌غیرت بی‌حیا هر جور دلش بخواهد، می‌خواهد بیاید بیرون. خوب این خوب نیست. داری ظلم می‌کنید در حق دیگران. روز قیامت می‌شود یک دفعه می‌بینی یک میلیون، دو میلیون، ده میلیون، زن‌ها نوشتند تو نامه عمل این مرد برای چی؟ برای اینکه ناموست یک جوری آمد بیرون دخترت زنت یک جوری آمد بیرون که تحریک‌کننده بود برای بقیه. زنای چشمی، زنای قلبی و زناهای بدنی اتفاق افتاد. تو نامه عمل این زن می‌نویسند. می‌گوید آقا من زنا نکردم. من زن خوبی بودم خیلی پاک بودم با کسی به جز شوهرم. می‌بینی یک میلیون، دو میلیون، ده میلیون، زنا تو نامه این زن هستش. مخصوصاً هم یک جوری لباس می‌پوشد یک جوری آرایش می‌کند که اتفاقاً تحریکش هم بیشتر باشد. عمداً وایمی‌ایستد جلوی آینه نوع لباس، رنگ لباس، اندازه لباس. به قول پیغمبر (ص) فرمود: «کاسیات عاریات». لباس‌پوش‌هایی که لباسشان آن‌قدر تنگ است و آن‌قدر چسبان آن‌قدر نمایان که عریانند. لباس‌پوشان عریان. این الان نمی‌فهمد این دختر، زن، دارد چه کار می‌کند. از آن‌ها بدتر از زنا بدتر مردها، مردهای بی‌غیرت هستند که زن‌ها اینجوری می‌آیند بیرون. اگر مردها غیرت داشتند که زن‌ها اینجوری بیرون نمی‌آمدند که. مقصر اصلی. من خیلی وقت‌ها عزیزان می‌گویند آقا امر به معروف نهی از منکر کنیم. می‌گویم خوب. حالا می‌خواهی چه کار کنی؟ می‌خواهیم به خانم‌ها اینجوری کنیم. می‌گویم که قبل از اینکه بخواهید به خانم‌ها بگویید، باید به مردهایشان بروید بگویید. مردها بی‌غیرت و بی‌حیا هستند، اینجوری هستند. علی (ع) می‌فرماید: من شنیدم زن‌هایتان تو بازار می‌روند و چانه‌هایشان به نامحرم می‌خورد. «اما تستحیون اما تغیرون». حیا ندارید؟ غیرت نمی‌کنید شماها؟ که زن‌هایتان تو جای شلوغ می‌روند. والا ما که یادمان است. ما از بچگی یادمان است. به خدا قسم ماها می‌خواستیم برویم یک حرم زیارت بکنیم. من سال‌ها و دوستان دیگه همینجوری بودیم راهمان را این‌قدر دور می‌کردیم که تو بازار نرویم. چون می‌دانستیم اگر ما بخواهیم برویم حرم زیارت کنیم باید با نامحرم برخورد. این‌قدر کوچه پس کوچه می‌رفتیم تا خودمان را برسانیم به حرم تا بدنمان به یک نامحرم نخورد. خوب این‌ها بی‌خود اصلاً این‌ها بی‌خیر، بی‌خیال همین‌جوری بی‌فکر این‌ها ظلم است. خیلی هم سنگین است. یک کسی هم می‌گفت خیلی چیز عادی‌ای است، خیلی سنگین است. بی‌غیرتی، خیلی چیز سنگینی است. بی‌حیایی، سنگین است. یک دفعه می‌بینی هزار نفر با این بی‌غیرتی و بی‌حیایی یک زن یا یک مرد می‌روند بهشت و این باید جای هزار نفر برود جهنم عذاب بکشد. «یخرب قلوبکم». خیلی حرف. کلمه خراب، تخریب آورده پیغمبر. ظلم قلب‌هایتان را خراب می‌کند. دیگر نه می‌توانی انتخاب، انتخاب رشته‌ات غلط است، انتخاب شغلت غلط است، انتخاب همسرت غلط است، انتخاب لباست غلط است، انتخاب درآمدت غلط در می‌آید، انتخاب محل زندگیت غلط در می‌آید، انتخاب سبک زندگیت غلط در می‌آید، انتخاب دوست اشتباه زیاد می‌کنی، چون قلب تخریب شده، درک نمی‌تواند بکند. چیزهایی را دائماً هوس می‌کند و می‌خواهد که همش به ضررش تمام می‌شود. تمامش را به دست می‌آورد بعد پشیمان می‌شود. شما الان یک بیماری عامی که همه مردم بهش دچارند بیماری پشیمانی است. ببینید مردم ناراضی‌اند. میان هشتاد درصد مردم، هشتاد درصد دیگر کفش را دارم می‌گویم اگر بگویند برگردید عقب با این شخص ازدواج می‌کنید می‌گویند نه. شغل پشیمانی، رشته پشیمانی، دوست پشیمانی، دانشگاهی که انتخاب کردی بعد می‌گویی غلط کردم رفتم تو این دانشگاه پایم را گذاشتم، غلط کردم برای بچه‌ام تعیین رشته کردم، غلط کردم این دانشگاه را انتخاب کردم، این شغل را انتخاب کردم و و و خیلی چیزهای دیگر. این برای ظلم است. ظلم که ماها می‌کنیم قدرت تشخیصمان خیلی به هم می‌خورد. این را داشته باشیم از پیغمبر (ص): ظلم قدرت برنامه‌ریزی و تشخیص را خراب می‌کند. حالا تو هی برو دانشگاه درس برنامه‌ریزی بخوان، برو دانشگاه درس نمی‌دانم، درس‌های علمی تخصصی مدیریت بخوان، برنامه‌ریزی بخوان، بعد می‌بینی نمی‌توانی. اینجوری نیستش که اگر کسی اگر قرار بود که با این چیزها یا کسی قادر بشود همه چیزها را برنامه‌ریزی کند آن کشورهایی که الان نود و نه درصد فقیر دارند. مثل آمریکا به قول خودشان نهضت نود و نه درصدی وال استریت راه انداختند. یک درصد ثروتمندند نود و نه درصد گرفتار. پس چرا آن درس‌هایی که خواندند، روانشناسیشان، جامعه‌شناسیشان، اقتصادشان، مدیریتشان به دادشان نرسیده؟ به همه دکترای مدیریت می‌دهند این‌ها دیگر. ها؟ خیلی‌ها پزشان این است که بروند آنجا درس بخوانند مدرک بگیرند. خوب چرا تو کشور خودشان. تو اروپا شما نگاه کنید ببینید چه وضعی است، تو این دنیا نگاه کنید چه وضعی است، پس چرا این علوم به درد نخورد؟ علم نیست. فقط با علم و اطلاعات یک کسی نمی‌تواند خودش را نجات بدهد. دل لازم است، روح لازم است که یک کسی بتواند خوب تصمیم بگیرد. مدد الهی می‌خواهد، الهام می‌خواهد، فرشته‌ها باید باشند، کمک آدم، که انسان بتواند خوب تشخیص بدهد. خدایا به حق محمد و آل محمد به قدرت خودت یا قوی، به قهر و غلبه خودت یا قاهر، ما را از ظلم دور نگه دار. و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • به خدا قسم، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر افلاک آن است به من بدهند به این شرط که با گرفتن یک پوست جو از دهان یک مورچه معصیت خدا را بکنم، هرگز این کار را نمی‌کنم.

  • هیچ‌کدام از ما نیست که ظلم نکنیم؛ باید تلاش کنیم بعد از اعتراف به ظلم‌هایمان، استغفار، توبه و جبران کنیم و میزان ظلممان را کاهش دهیم.

  • اگر چیزی مورچه یا حیوان دیگری می‌تواند بخورد، تو دیگر دست به آن نزن.

  • برای اینکه خیر و برکت نصیبمان شود، باید دائماً خیرات از وجود ما جاری باشد، از خیرات مادی تا معنوی.

  • آنچه که نزد شماست از بین می‌رود، ولی آنچه که فرستادید (خیر کردید) جاودانه می‌ماند.

  • فقیر هم باید انفاق کند، زیرا خیر و برکت برایش می‌آورد و ثروتش را زیاد می‌کند.

  • هر چقدر خروجی (انفاق و بخشش) بیشتر باشد، زندگی مبارک‌تر، ماندگارتر و پر خیر و برکت‌تر خواهد بود.

  • اگر یک پولی از دستتان رفت، سعی نکنید آن را برگردانید؛ این پول به حساب ابدی شما می‌رود و ماندگار می‌شود.

  • از هیچ کسی در مسائل شخصی حساب‌کشی سخت نکنید؛ بگذارید پول از جیب شما برود و به دست یک مسلمان برسد.

  • آدم‌هایی که در مسائل مالی سخت می‌گیرند، نه دنیای خوبی دارند نه آخرت خوبی؛ اخلاق‌هایشان بد می‌شود و افراد از آن‌ها متنفر می‌شوند.

  • بین بهشت و بنده خدا هفت گردنه است که کمترینشان مرگ است و سخت‌ترینشان ایستادن در مقابل خدا، زمانی که مظلومین یقه ظالمین را گرفته باشند.

  • روز قیامت، ثواب‌های شخص ظالم را برمی‌دارند و به مظلومین می‌دهند تا راضی شوند، تا جایی که هیچ حسنه‌ای برای او باقی نمی‌ماند.

  • اگر حسنه‌ای باقی نماند، گناه‌های طلبکاران را به حساب ظالم می‌گذارند تا جایی که او جهنمی می‌شود.

  • ظلم، محوکننده همه دارایی‌های خوب، دنیای قشنگ، زندگی، سلامتی، روح، روان، آبرو، شخصیت، امنیت و آخرت انسان است.

  • از ظلم بپرهیزید که قلب‌های شما را خراب می‌کند؛ قلب، همه دارایی یک نفر برای آخرتش است.

  • قلب فقط زمانی ارزش دارد که سه معشوق در رأسش باشد: الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا.

  • وقتی ظلم می‌آید، سیستم انسان را در همه جا به هم می‌ریزد و در هر کاری بدبیاری پیدا می‌کند.

  • ظلم، قدرت تشخیص و برنامه‌ریزی را خراب می‌کند و باعث می‌شود انسان انتخاب‌های غلطی در زندگی داشته باشد.

  • بی‌غیرتی و بی‌حیایی، ظلمی سنگین است که می‌تواند گناه‌های زیادی را به حساب انسان بنویسد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی