خانواده آسمانی – جلسه 406

متن کامل جلسه

بحث ما درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به احادیثی رسید که در آنها چند موضوع به صورت ایجابی یا سلبی بیان شده است. نوبت به فرمایشی از وجود مقدس امام زین العابدین علیه السلام رسید که یک روایتش را هفته گذشته عرض کردیم. یک فرمایش را در این جلسه می‌خوانیم.

حق همصحبت: فضل یا انصاف؟

فرمودند: «اما حق الصاحب فانتذهبه بالفضل ما وجدت الیه سبیلا و الا فلا اقل من الانصاف». می‌گوید حق همصحبت تو… صاحب یعنی آن که انسان با او مصاحبت دارد. اعم از دوست، برادر، همسر، هر کسی که شما با او همراه هستید در زندگی چه خانوادگی، چه خارج از خانواده، هم صحبت شماست، می‌فرماید که حق صاحب… حق یعنی چیزی که مطالبه می‌شود. یعنی از ما در موردش سوال می‌شود. این کلماتی که حق حق حق می‌خوانیم یعنی اینها همان سوالاتی است که قیامت از ما در موردش سوال می‌کنند.

حق همصحبت این هست که تذهبهوا بالفضل ما وجدت الیه سبیلا. هر چی می‌توانی بهش خوبی بکنی و با او با فضل رفتار بکنی. والا فلا اقل من الانصاف. انصاف شما نصف را شنیدید باب افعال نصف در این باب می‌شود انصاف. نصف به نصف یعنی چی وقتی می‌گویند انصاف داشته باش؟ یعنی ببینیم با انصاف رفتار کردن یعنی چی؟ یعنی هر چی برای خودت دوست داری برای طرف مقابل هم دوست داشته باشی و هر چی برای طرف مقابل نمی‌پسندی برای طرف مقابل هم نپسندی. بیخود یک جهت به جهت دیگر ترجیح ندهیم. وقتی قضاوت و داوری می‌خواهیم بکنیم بی خود یک جهت را به جهت دیگر ترجیح ندهیم. این یعنی انصاف. انصاف یعنی حق را کامل در نظر گرفتن و به هر کس حقش را دادن. حضرت می‌گوید شما با انصاف رفتار نکنید با کسی. حق دوست این است که بیشتر به جانب او بگیرید و خودت را به خاطر برادرت، دوست، هم صحبتت به زحمت بیاندازی و فداکاری در رفتارت داشته باشی. من الفضل. فضل یعنی زیادی. غیر از عدل است. عدل یعنی کاملا دو طرف یکسان دیدن. وقتی می‌گوییم فضل یعنی در دعا داریم خدایا با فضلت با ما رفتار کن. الهی عاملنا بفضلک ولاتعاملنا بعدلک. با فضلت با ما رفتار کن نه با عدلت. چون خدا اگر بخواهد عادلانه با ما رفتار کند ما بدبخت و بیچاره می‌شویم. اگر قرار است هر کدام از کارهای ما را مواخذه کند بابت هر گناهی گیر به ما بدهد جزایش را به ما بدهد چیزی از ما باقی نمی‌ماند. لذا خدا با فضل با ما رفتار می‌کند. می‌گوید اگر یک گناهی کردی یک گناه براتون می‌نویسم ولی اگر ثواب کردی ده تا ثواب می‌نویسم. این را فضل می‌گویند. انصاف و عدالت این است که اگر ما یک گناه کردیم یک گناه بنویسد و اگر یک ثواب کردیم چقدر بنویسد؟ یک ثواب ولی خدا می‌گوید شما یک گناه کردی یک گناه ولی ثواب کردی چند بار؟ ده برابر براتون می‌نویسم. این را فضل می‌گویند. نه تا را فضل می‌گویند. زیادی هست. حضرت می‌فرماید حق همصحبت تو این است که تو این جوری باهاش رفتار کنی همیشه. یعنی بیشتر حق را به او بدهی. بیشتر حقت را به هم صحبت بدهی. تو فداکاری کنی تو سنگ زیرین باشی، تو صبورتر باشی، تو بیشتر هزینه کنی. حق هم صحبت این است. نگو حالا رفتیم مسافرت با هم حساب‌ها را بنویسیم ببینیم کی چقدر خرج کرده، تقسیم کنیم. مثلا 5 تا باجناق رفتیم بیرون، کار قشنگی هم هست. آقا هر هزینه‌ای کرد در سفر و برای سفر هزینه‌ها را بنویسیم. خوب همه می‌نویسند. روز آخر می‌گویند این می‌گوید این صورت هزینه من او می‌گوید این صورت هزینه من آخر پول‌هاشون را می‌گذارند تقسیم هم می‌کنند. درست هم هست دعوا هم نمی‌شود. درگیری هم ایجاد نمی‌شود. خیلی خوب است. یا 5 تا دوست هستند با هم کوه رفتند با هم مسافرت رفتند مشهد رفتند شمال رفتند هزینه‌هایشان را می‌نویسند او می‌گوید من تخمه خریدم او می‌گوید من بنزین زدم او می‌گوید من شام گرفتم او می‌گوید من ناهار گرفتم همه می‌ریزند روی هم مثلا می‌شود پانصد هزار تومان بعد همه نفری صد هزار تومان باید وسط بگذارند که هزینه‌ها عادلانه بشود. این قشنگ است کار خوبی است انصاف است که دیگر دعوا و درگیری و شیطان هم دخالت نمی‌کند. همه هم با آرامش هزینه می‌کنند. ولی حضرت می‌فرماید چون تو با هم صحبت‌ها و دوستان بیرون می‌روی سعی کن این کلمه سعی خیلی حرف است. ان تذهبهه بالفضل ما وجدت الیه سبیلا اگر می‌توانی تو بیشتر هزینه کن. مثلا 5 تا از هزینه‌هاتو نگو یا بگو آقا این هزینه غیر از هزینه‌های دیگر است. شام همه مهمان من بودید. این نه. این را حساب نمی‌کنم. پول شام من حساب نمی‌کنم یا پول هتل با من بود. پول مسافرخانه با من بوده. هزینه بنزین با من بوده. یکی اش را آدم قبول می‌کند. می‌گوید تو اگر با دوستانت می‌روی سعی کن تو یک چیزی اضافه کنی با دوستانت. مهمانشون کنی. باهم یک مسیری می‌روی آن که زودتر دست می‌کند به جیبش تا کرایه را حساب بکند آن به خدا چی؟ نزدیک‌تر است ولی حضرت می‌گوید نه اینکه خودت را به قرض و گوله و بدبختی بیندازی بخاطر این کار را می‌خواهی بکنی. نه. ما وجدت الیه سبیلا اگر می‌توانی. تو که می‌دانی وضع مالی تو بهتر از 4 نفر دیگر هست. یا با دوستانت بیرون رفتی می‌دانی که دوستانت پول تو جیبشان کمتر است یا پولی که از پدر و مادرشان گرفتن پدر و مادرشان پول کمتری دادند. وضع اقتصادی دوستان تو کمتر است تو بیشتر هزینه کن که به بقیه خوش بگذرد. ما وجدت اگر می‌توانی الیه سبیلا اگر راهی دارد. ببین چقدر حضرت قشنگ می‌گوید سبیلا اگر راهی دارد تو بیشتر هزینه کن. در مهربانی‌ها همین طور در فداکاری‌ها همین طور. در تعداد مهمانی دادن‌ها همین طور. می‌بینی مثلا فرض بفرمائید 2، 3، 4 تا باجناق هستند یا 2، 3، 4 تا دوست هستند ولی در خانه یکی شان مهمانی همیشه بیشتر می‌افتد. همه هم بیشتر مایلند خانه او بروند این را فضل می‌گویند یا نه. مادر زن‌ها پدرزن‌ها مادرشوهرها پدرشوهرها معمولا تعداد مهمانی شان بیشتر از عروس و دامادها هستند. عروس و دامادها یک بار یا دوبار در سال مهمانی می‌دهند. ولی همه در طول هفته چی هستند؟ خانه پدر زن مادر زن پدرشوهر مادر شوهر می‌روند. اگر کسی شد مادر زن، پدر زن، مادرشوهر، پدرشوهر، باید خودش را برای چی آماده کند؟ برای فضل آماده کند نه برای انصاف. یعنی چندتا مهمانی خانه مادرزن پدر زن یک دانه هم خانه عروس و داماد. این جوری می‌شود. یعنی این‌ها باید حقش همین طور است. بزرگترها باید چیکار کنند؟ فداکاری بیشتری کنند. این هست. فضل یعنی این. اگر مثلا صد کیلو برنج خانه تان می‌آید برنج برندارد یک گوشه‌ای تا مصرف کن. بردار مثلا 10 کیلو 15 کیلو 20 کیلو به پسرت، به عروست، به دخترت، به داماد بده. هدیه بده بهشون. 50 کیلو هم برای خودت بردارد. 50 کیلویش را به اینها هدیه کن. یا یک جعبه میوه می‌آید یا هر چیز دیگری کلا انسان باید طبق حضرت این حق مصاحب این هست یعنی باید انجام بشود اگر می‌توانی این باید مشروط است. مشروط به چی؟ مشروط به توانائی. اگر استطاعت داری باید بیشتر بدهی. چرا این جوری است؟ برای اینکه وقتی من توانائی ام بیشتر است طبق تخلق به اخلاق الهی قانون این است که من می‌خواهم به کی نزدیک شوم؟ به الله نزدیک بشوم. یعنی چی می‌خواهم بشوم؟ شبیه بشوم. پس اگر قرار است من شبیه شوم باید کریم باشم. نمی‌توانم آدم منصفی باشم فقط. منصف یعنی نصف کننده. یعنی 50 درصد تو 50 درصد من. این منصف می‌شود. درسته. ولی اگر قرار است یک کسی کریم بشود به خدا نزدیک‌تر بشود، آن باید چیکار کند؟ آن باید همیشه هزینه بیشتری کند. عفو بیشتری، مغفرت بیشتری، صبر بیشتری، بزرگواری بیشتری، هزینه کردن بیشتری. یک کسی که از همسرش و از خانواده همسرش مو را از ماست بیرون می‌کشد، هی همه چیز را تا گران آخر حساب می‌کند، آن 150 تومان را که بهت دادم چیکار کردی؟ الان بعضی از مردها هستند آنقدر اخلاق زشتی دارند به همسرانشان پول می‌دهند حساب هم می‌کشند. این خیلی بد است و زشت است و این اخلاق مردانه نیست. بگو ببینم 500 تومان بهت دادم چیکار کردی، 300 تومان بهت دادم چیکار کردی. این خوب نیست. آدم بزرگ باید فضیلت داشته باشد. فضیلت یعنی اضافه خرج بکنی. ممکن است آن حقش نباشد ولی تو باید اضافه هزینه کنی. اگر بخواهی رشد کنی تو باید اضافه هزینه کنی. مشخص کردی پول جیبی باید مثلا بچه تون 20 هزار تومان در ماه بدهی، 50 هزار تومان بدهی. حالا بهش 50 هزار تومان در ماه پول تو جیبی بهش دادی. اما حالا اگر یک موقعی زمینه شد یک چیزی نیاز داشت نگو برو از 50 هزار تومان هزینه کن. براش چیکار کن؟ براش بیشتر هزینه کن. چه اشکالی دارد. درست است و قانون هم باید با 50 هزار تومان خرج کند. او هم این کار را می‌کند. اما یک موقعی‌های لازم است تو بیشتر هزینه کنی و پول هم نگیری. این دیگر جز مخارج حساب نکنی. برای همسرت، برای دوست، برای پدر و مادر همین طور. حساب نکنید. گفتم پدر و مادری به من می‌گفتند این پسر ما پول بهش دادیم که ما رفتیم حج و آمدیم خواستی برای ما هزینه کنی، هزینه کند. ماشینی می‌خواهی بگیری بگیرد. خودمان بهش پول دادیم ولی در لیستش یک گل که خریده و آورده استقبال پای ما حساب کرده. این خیلی بی ادبی است. تو می‌خواهی بروی استقبال پدر و مادرت پول گل را از جیب بابات حساب می‌کنی. این کار خوبی نیست. این دنائت و پستی است. کار خوبی نیست. نه آدم باید همیشه یک هزینه‌های بیشتری برای دیگران بکند و به حساب هم نیارود. به حساب نیاورد به حساب می‌آید ولی به حساب کی باید بریزد؟ به حساب خدا بریزد. چقدر خوب است آدم با دیگران این طور باشد. ما خیلی ضرر می‌کنیم اگر بخواهیم با دیگران حساب مالی داشته باشیم همه چیز را با خودشان حساب کنیم. این نهایت منگلی است. دیوانگی است. حماقت است. یک مقدار از روابطت را مهرورزی عشق ورزی دوستی زحمت فداکاری اذیت، شب نخوابی و خستگی ات را به خدا بفروش. وگرنه حسابت خالی می‌ماند. وقتی خدا بی نهایت پات حساب می‌کند هزاران برابر بیشتر پات حساب می‌کند ما باید در فهرست اعمالمان یک کارهای باشد در رابطه با دیگران انجام داده باشیم اما با خودشان حساب نکنیم. به روشون هم نیاریم. فقط با کی حساب کنیم؟ فقط با خود خدا حساب کنیم. و خوش به حال کسی که همه کارهایش را به حساب خدا بریزد اصلا. اگر کسی عرضه داشت همه را به حساب خدا بریزد کی باید جبران کند؟ طلبکار از کی می‌شود؟ از خدا. یک کسی همه شوهرداری اش به خدا بدهد، همه زن داریش را به خدا بدهد، همه زحماتی را که برای بچه اش می‌کشد یا برای دیگران می‌کشد به حساب خدا بریزد. این آدم افسرده و پژمرده هم نمی‌شود. دلزده نمی‌شود. ناراحت هم نمی‌شود. پس این یک قاعده که امام سجاد علیه السلام به ما یاد داده. پس قاعده شد قاعده فضل. درست شد! همیشه ما باید بیشتر هزینه و فداکاری و بیشتر زحمت بکشیم. این خلق خوبی است ولی به حساب خدا نه به حساب طرف مقابل. به حساب خدا بریزیم.

احترام و مراقبت در روابط

«و ان تکرمه کما یکرمه» حضرت می‌گوید شما زیادی رفتار کنید اگر توانتان نشد دیگر به انصاف رفتار کنید. کمتر از دوستان نباشید هیچ وقت. بدهکار نباشید. در هیچ چیز به کسی بدهکار کسی نشوید. اگر می‌توانید. یک موقع هست آدم بدهکار می‌شود. مثلا بدهکار پدر و مادر هستیم. هیچ وقت یک فرزند امکان ندارد هر چی بدود هر چی هزینه کند امکان ندارد از پدر و مادر جلو بزند. پدر و مادر انقدر حق شان عظیم است بچه از شب تا صبح بدود، می‌گوید مادرم کول کردم یک شهر آوردم تا مکه. حضرت تشویقش می‌کند باریک الله آوردی ولی این به یک شب بارداری مادرت هم نمی‌رسد که تو را حمل کرده. فرزند همیشه زیر دین پدر و مادر هست. هیچ وقت نمی‌تواند بگوید من از وقتی کار کردم برای پدر و مادرم هزینه کردم فرستادم مکه مدینه، سال چند بار مشهد می‌فرستم، شمال می‌برم، دارم خرجشون می‌دهم. هر چی بکنی هیچ وقت از دین آنها خارج نمی‌شود. پس برای پدر و مادر هیچ وقت قیافه نگیر. اگر کسی برای پدر و مادر قیافه بگیرد و طلبکار بداند نهایت جهالتش است. یا برای پدر و مادر همسر آدم قیافه بگیرد نهایت جهالتش است. این خوب نیست. باید خودش را متواضع بداند در مقابل پدر و مادر همسرش با تواضع رفتار کند و پدر و مادر خودش. پس اگر توانستیم بیشتر و اگر نتوانستیم حضرت می‌فرماید: «والا فلا اقل انصاف» لااقل با انصاف رفتار کنید. انصاف یعنی نصف. حداقل نصف باشد. هر کاری کرد آن کار را بکنید. «و ان تکرمه کما یکرمک» اینکه با دوستت و مصاحبتت را اکرم کن. تا می‌توانی به او اکرام کن و احترام بگذار. توهین نباش. علی علیه السلام می‌فرماید: «کلما زادت صحبت فاکد حرمه» هر چقدر مصاحبت طولاتی‌تر می‌شود، احترام گذاشتن موکدتر می‌شود. نه اینکه از اول می‌خواهی با همسرت صحبت کنی با کلمات تندو بی ادبانه صحبت کنی بعد صمیمی‌تر می‌شوی حرف‌های بی ادبانه تری به همدیگر بزنند. این زشت است این حیوانی است. نه. هر چقدر زمان می‌گذرد، حرمت‌ها بالاتر باید برود. ما صمیمی هستیم، نداریم، اینها حرف‌ها خوب نیست. هر چقدر رفاقت، دوستی، صمیمیت با پدر و مادرش، دوستش، همسرش، جلوتر می‌رود،… یک موقع صمیمی‌تر هست و با پدر و مادرش صمیمی‌تر می‌شود شوخی می‌کند اما حرمت‌ها سر جای خودش هست. بیشتر است. احترام گذاشتن جای که لازم باید باشد. ان تکرمه کما یکرمک هر چقدر به تو احترام می‌گذارد تو هم بهش احترام بگذار. همان طور که به تو احترام می‌گذارد تو هم همان طور احترام بگذار.

پیشی گرفتن در کرم و بزرگواری

«و یحفظه کما یحفظک» حفظ کنید دوستت را همان طور او تو را حفظ می‌کند. مراقب باشی. با وجود تو احساس بی پناهی نکند. این در رفاقت خیلی مهم است. گاهی وقت‌ها انسان ممکن است از دست خانواده خودش در امنیت نباشد. شما نگاه کنید بسیاری از ماندگاری‌های افراد این که افراد ماندگار شدند، آبروشان، جانشان، روح شان، روان شان، حفظ شده، زندگی شان با تکیه بر اعضای خانواده شان نبوده بلکه با تکیه به کی بوده؟ به دوستانشان بوده. گاهی وقت‌ها دوست انسان از پدر و مادر انسان بیشتر رسیدگی می‌کند. لذا رفاقت اساسا شرطش این است که مراقبت کنی از دوست. ان تحفظه کما یحفظک. حفظ کنی دوست را، مراقب دوست باشی. ولایسبقک فی ما بینک و بینه الا مکرمته. چقدر زیباست این فرمایش. ما چه امام هائی داریم چه رهبرانی داریم. در هیچ کرمی بر تو پیشی نگیرد. یعنی هر وقت دهش باشد، هدیه دادن باشد، مهربانی کردن باشد، تو کرمت بیشتر از آن باشد. تو لطفت بیشتر باشد، تو عفوت بیشتر باشد. با همسرت هستی تو گذشتت بیشتر باشد. با خانواده همسرت هستی تو گذشت و فداکاری ات بیشتر باشد. با فرزندت هستی همین طور. با دوست هستی همین طور. با همسایه همین طور. پیامبر فرمود: حق همسایه مثل حق مادر می‌ماند. خیلی سنگین است حق همسایه. با همسایه که نباید کلکل کرد. من و توئی کرد. عرض کردیم ما در محل خودمان همسایه‌ها همه با هم خیلی عالی هستند. مثلا فرض بفرمائید که هر کس می‌آید پارک می‌کند جلوی خانه یک نفر ما بارها شده جلوی خانه مان همسایه مان پارک کرده. هیچ کس ناراحت نمی‌شود و اعتراض هم نمی‌کند. ماشین می‌بریم 50 متر آن ور ترف 100 متر آن ورتر. بارها شده رفتیم یک کوچه آن ورتر پارک کردیم. بدون اینکه بیاییم به همسایه بگوییم یا آنها به ما بگویند مثلا شما چرا جلوی خانه ما پارک کردید. نه. همسایه است. هم خودش مهمان دارد بالاخره پارک کرده. جا پیدا نکرده، اذیت شده یا هر چی پارک کرده. تمام است. زنگ بزنیم بیائی ماشین تان را برداری ببرید. بعضی‌ها این جوری می‌کنند. این کارها چیه. تو ماشینت را صدمتر اون ورتر بذار. کرم این هست. حقش مثل حق مادر می‌ماند. پس اگر حقش مثل حق مادر می‌ماند پس انسان باید خیلی همسایه را رعایت کند. فداکار باشد برای همسایه اش. حالا در ساختمان هست زن خانه می‌گوید مثلا من این طبقه اضافه جارو کنم. همه خانم‌ها بالاخره باید هر کدام یک زحمتی بکشند. من جلوی و فضای خانه همسایه را هم جارو کنم. این اتفاق می‌افتد. ما بارها آمدیم دیدیم و ما هم این کار را برای همسایه می‌کنیم و همسایه هم برای ما می‌کنند، یک موقعی همسایه از در خانه ما رد می‌شود کفش‌هائی در خانه ما را همه را جفت کرده گذاشته آنجا و رفته. ماهم برای آنها چنین کاری می‌کنیم. ما صاحبخانه در قم داشتیم. یک موقع‌هائی صبح که می‌رفت نون بخره، من بلند می‌شدم می‌رفتم یک ربع دیرتر از اون می‌رفتم که نون بخرم. می‌دیدم می‌گفت رفتم نون خریدم دو تا برای شما خریدم. من باید یاد بگیریم خروجی داشته باشم. دهش داشته باشیم. خاصیت برای بیرونی‌ها داشته باشیم. برای همسایه‌ها برای بقیه. برای بقیه که با ما دارند زندگی می‌کنند از ما دائما خیر ببیند. از ما خروجی ببینند. پدر و مادر، از اول هم قرآن می‌گوید نزدیکان. هیچ وقت نگو داداشم انقدر برای بابام خرج کرده من هم انقدر خرج کنم. نه. با بقیه چیکار داریم. تو برای بقیه تا می‌توانی سرشار باشی ولو بقیه خواهر و برادرت کمکی نکنند. هیچ کس حاضر نیست از پدر و مادر پرستاری کند. خواهر و برادرهای من همه رفتند و بابا و ننه مریض ام افتاده گردن من. یک هدیه گردن توست. مگر مفت هست گردن تو هست! خدا پات حساب نمی‌کند! گران پات حساب می‌کند. قیامت که تو رفتی هزاران سال نوری جلوتر از خواهر و برادرانت جلوتر رفتی تازه متوجه می‌شوی زحمتی که برای پدر و مادرت کشیدی، یعنی چی. حالا خواهر و برادرانت نکشیدن که نکشیدن. دامادهای دیگر عروس‌های دیگر این کار را نمی‌کنند برای خانواده همسرش. تو بکن چه اشکالی دارد. مگر قرار است ما با کسی خودمان را مقایسه کنیم. کسی که خودش را با دیگران مقایسه می‌کند قیمتش سقوط می‌کند. پست می‌شود و پائین می‌آید. من فقط باید با خدا معامله کنم. به حساب خدا. وقتی خدا می‌تواند کار من را بخرد چرا به یک کسی بفروشم که کار من را ارزان می‌خرد. عروس باش به حساب خدا داماد باش به حساب خدا. دختر و پسر خوبی باش به حساب خدا. به هیچ کس حتی به پدر و مادرت هم نفروش. این بهتر است. خدا می‌خرد. ببینید عربی اش انقدر زیباست دلم نمی‌آید نخوانم. می‌فرماید: ولایسبقک فی ما بینک و بینه الی مکرمتا. در هیج مکرمت و بزرگواری نگذار دیگران ازت سبقت بگیرند. اجازه نده که دیگران در بزرگواری‌ها از تو سبقت بگیرند. همیشه تو در خوبی از بقیه سبقت بگیر. معمولا یک نفر در خوبی از دیگران سبقت بگیرد بهش چی می‌گویند؟ آدم‌هایی که آدم مومن، فهمیده، عاقل هستند می‌گویند او آدم بزرگواری است. ولی آنهائی که ایمان ندارند می‌گویند خل است او. پخمه است. این ساده است. بگذار بگویند. می‌گوید اخه من اگر این جوری کنم می‌گویند او خیلی عقب ماده است، چقدر او هالوست. بگویند. به پیغمبر هم می‌گفتند این حرفها را. پیغمبر فرمود: به آخرالزمان به مومن می‌گویند هالو. ساده لوح. بگذار بگن. بگذار بقیه فکر کنند تو سرت خیلی کلاه می‌رود. ولی واقعا سرت کلاه می‌رود؟ اگر یک کاری کردی که دیگران نکردند ریختش به حساب خدا. کی زرنگ‌تر بوده؟ کی عاقل‌تر و زیرک‌تر بوده؟ تو که پای حساب خدا ریختی. پس این خیلی مهم است. امام سجاد می‌فرماید اجازه نده هیچ کس در بزرگواری در تو سبقت بگیرد. این فداکاری می‌خواهد. این روح فداکاری می‌خواهد. این روح می‌خواهد که انسان خودخواهی‌هایش را کنار بگذارد. دیگه چی؟ «فان سبقک کافتاته». چقدر این رفتارها دقیق است. اگر از تو سبقت گرفت، کافته جبران کن. تو یکجا خودت را برسان. جبران کن. این خوبی را جبران کن. این محبت را جبران کن. بعضی‌ها برای اینکه عقب نماند محبت را رد می‌کنند. احسان را رد می‌کنند. هدیه نمی‌پذیرند. می‌گوید برای اینکه زیر بارش می‌روم. مهمانی نمی‌رود خانه کسی. چون اگر بروم چی می‌شود؟ بدهکار می‌شوم. هدیه قبول نمی‌کند. می‌گوید چون هدیه قبول کنم بعدا باید براش جبران کنم. این را بهش می‌گویند چی؟ این را حضرت فرمود. یک اسم دارد. کی می‌داند اسمش چیست؟ خریت. حضرت می‌فرماید: «لایرد الااحسان الا الحمار» محبت را قبول نمی‌کند، رد نمی‌کند مگر الاغ. یک کسی الاغ باشد. محبت را قبول کن. محبت را اجازه بدهیم تولید بشود. کسی که را پست نزنیم، رد نزنیم. مهمانی دعوت کرد. چشم. هدیه داد. چشم. کسی را رد نکنیم. الان مادرشوهر زنگ زده ظهر بیاد خانه ما. نه. نمیام. خواهر شوهر زنگ زده. نه. نمیام. باجناق زن زنگ، خواهر زن زنگ زده، محبت است، مهمانی است، دوستی است، چشم. میام. بیاد خانه ما. می‌خواهیم بیایم خانه تان. بفرمائید. هیچ وقت منفی کار نکنید. به هیچ وجه. چرا یک موقع کار واجبتری هست شرعاً و اخلاقاً و قانوناً. مثل اینکه انسان یک مهمانی دیگری دعوت دارد، شب امتحانت هست، شب امتحان بچه ات هست، بچه ات الان امتحان دارد که اگر بری بچه ات از درس می‌افتد. بله اونجا باید بگوید با مهربانی می‌گوید چشم ما دوست داشتیم خدمت برسیم ولی همچین عذری داریم. انشاله یک نوبت دیگر. این خب است. این عیبی ندارد. انسان بعضی جاها باید جواب منفی بدهد. ضرر نزند به کسی. یا ضرر بزرگتر ولی اگر می‌توانی جواب منفی نده. محبت را بپذیر. حالا اگر پذیرفتی بعدا چی؟ «کافاته» حالا جبرانش کن. نه اینکه از اول پس بزنیم هدیه‌ها را محبت‌ها را، دوستی‌ها را. در صفات پیامبر داریم. این چیزها انسان را دیوانه پیغمبر می‌کند. شیفته پیغمبر می‌کند. دلتنگ پیغمبر می‌کند. دل آدم را ضعف می‌رود برای پیغمبر. براش یک خرما هدیه می‌آوردند با شیرینی خرما را قبول می‌کرد. یک خرما هدیه بود. گاهی یک پاچه گوسفند به عنوان یک هدیه براش می‌آوردند، می‌پذیرفت. چیزی را رد نمی‌کرد. هیچی را رد نکنید. به خصوص آنهائی که عادت دارند هدیه‌های گران قیمت و فاخر بگیرند، یک موقع خدای نکرده یک هدیه کوچولو و ضعیف براش آورد آن را جدی نگیرد. خدا له می‌کند آدم را. ما بخدا می‌گوییم: یا من یعطی الکثیر بالقلیل. خدا کم مارا قبول کن. درش صفا هست، مهربانی هست، محبت هست، صداقت هست، آن را هم بپذیر. دست کم نگیریم کم دیگران را. هر چی هست با شیرینی قبول کنیم. بعضی‌ها هدیه‌ها را برمی‌گرداند می‌گویند این چطور روش شد چنین هدیه‌ای برای من بیاورد. چطور روش شد برای عقد من، برای تولد من یک هدیه بنجول برداشته آورد. اصلا. خدا نکند انسان انقدر بد باشد که به رخ کسی بکشد. من دیدم بعضی‌ها بلند می‌شوند هدیه یک نفر را پس می‌دهند. این هدیه مال خودتان. خیلی جنایت بدی است. از خریت یک چیزی آن ور تر.

خیرخواهی و حمایت از دیگران

«ولا تقصر به عما یستحقه به من الموده». کوتاهی نکنید در دوستی اش در محبتش در خدمت به برادرت آن کسی که دوستش داری. مصاحب تو هست کوتاهی نکنید. کوتاهی چه جوری می‌آید؟ بخل، تنبلی، بی حوصلگی، حسادت، اینها چیزهائی است که باعث می‌شود انسان کوتاهی کند. خیلی دقت کنید. اگر کاری می‌توانی بکنی چه بخواهد ازت و چه بدانی می‌توانی کاری بکنی، و نکنی. تقصیر است. تقصر؛ تقصیر است. می‌توانی کمکش کن. حتی اگر بهت نگه. حضرت می‌فرماید در مودت و دوستی آنجائی که مستحق مودت هست، ولاتقصر کوتاهی نکنید در برآوردن حق دوستی او کوتاهی نکنید. «تلزم نفسک نصیحته و حیاحته و مواذته علی طاعه ربک» تلزم نفسک ملزم بدانی برای خودت. چرا مادر تمام مصالح بچه اش را خودش ملزم می‌داند، پدر خودش را ملزم می‌داند، خواهر خودش را ملزم می‌داند نسبت به برادرش، برادرش خود را نسبت به خواهرش ملزم می‌داند. می‌گوید نسبت به مصاحب خودت، خودت را ملزم بدانی به چی؟ در چه چیزهائی خودت را ملزم بدانی که اول خیرخواهش باشی. بدخواهی در دلت راه ندهی، چیز منفی راه نده، حسادت راه ندهی، بدجنسی را ندهی، بدبینی نگذاری سراغت بیاد. این خیلی مهم است. خیرخواهی واقعا داشته باشی. پنهان چیزی ازش نکنی. «و حمایت» از حمایت هم نباید کوتاهی بکنی. در حمایت. همیشه باید حامی اش باشی و پشتیبانش باشی. یعنی بتواند به تو تکیه کنی. در کجا؟ در فرمانبرداری پروردگارش. پس اگر یک جائی طاعتش منوط به کمک تو هست، کمکش بکنی. من اگر الان 4 میلیون به فلانی بدهم قرض، یا هدیه اگر می‌توانم بدهم این هم می‌تواند حج برود، الان می‌خواهد برود کربلا می‌دانم پول ندارد، یکی از چیزهائی که ما در روایت داریم مهمان کردن کربلاست. کربلا مهمان کردن. هزینه سفر دادن، هزینه زیارت دادن، یکی از هزینه‌های خیلی قشنگ است که یک کسی عرضه داشته باشد یک نفر یا دو نفر یا چند نفر یا 5 نفر یا 10 نفر را به زیارت بفرستد. می‌دونی چقدر برای خودش می‌ماند. هم پولش به خودش برمی‌گردد از یک برابر تا هفتصد برابر در دنیا. هم اینکه یک فیض آخرتی برده که انتها هم ندارد. نمی‌شود ثوابش را گفت که چقدر ثواب دارد واقعا. الان اربعین هست همه دارند می‌روند تو می‌بینی یک کسی دوست دارد برود عشق هم دارد دارد در دلش خودش می‌سوزد. ولی هزینه ندارد بدهد. گاهی وقت‌ها ما می‌توانیم به یک کسی کمک کنیم و هزینه بدهیم. یا کمک هزینه بدهیم یا هزینه اش را بدهیم. دعوتش کنیم تا برود. کارهای این جوری. انتها ندارد. کار قشنگی است. در طاعت خدا به دیگران کمک کنیم. می‌خواهد سی دی بخرد، کتاب بخرد، پول ندارد. دو تا برنامه شما مهمانش کنید. ده تا صدتا … ما الان بعضی از خواهران و برادران دارند صدتا سی دی تربیت گرفته. خانم پرستار هست. صدتا سی دی تربیت خریده از هزینه خودش در بیمارستان هر مادری که بچه متولد می‌کند یک سی دی تربیت بهش هدیه می‌دهد. یک جدول برنامه بهش هدیه می‌کند. بهش می‌گوید بیا برو برنامه بگیر. این سی دی تربیت که می‌دهد و او گوش می‌کند بچه اش را درست تربیت می‌کند ثوابش را هیچ کس جز خدا نمی‌تواند حساب کند. ثواب هدایت میلیون‌ها انسان در نامه اعمال او می‌نویسند. چیکار کرده؟ یک سی دی تربیت هدیه داده. یک کتاب هدیه داده ولی نمی‌شود انتهایش را حساب کرد که چقدر هست. می‌بینید برای عزیزانتان هزینه کنید. هزینه‌های معنوی کنید. نگو خودت بیا برو برنامه بگیر. شاید نتواند بگیرد. شاید هزینه اش نرسد بگیرد. شاید الان روحا آمادگی پرداخت این کار را ندارد. اگر الان بهش بگی برو یک چلوکباب بخر می‌رود چلوکباب می‌خرد ولی برای برنامه الان انگیزه ندارد. تو برو برنامه اش را بگیر، سی دی اش را بگیر، بهش بگو گوش می‌کند راهش بنداز. کی برده کرده؟ تو بی نهایت بُرده کردی. قرآن فرمود: «من احیا النفس فکانما احیا النفس الناس جیمعا» هر وقت یک کسی را شما هدایت بکنی مثل این است که همه مردم جهان را هدایت کردی.

مایه رحمت باشیم نه عذاب

«ومعونته علی نفسه فی ما لایهم به من معصیت ربه» چقدر دقیق است. می‌گوید یک جوری کمکش کن. نگذار به بدبختی و ضعف بیفتد تصمیم به گناه بگیرد. قصد نافرمانی خدا را نکند یک موقعی. یک موقعی با کمک شما شخص از انحراف نجات پیدا می‌کند. با کمک شما او قصد گناه از بین می‌رود در وجودش. اجازه ندهید ای اتفاق براش بیفتد. تو که می‌توانی این را در اداره خودت بپذیری، در کارگاه خودت می‌توانی بپذیری. اگر الان این شغل نداشته باشد، جواب زن و بچه اش را چی بدهد. افسرده می‌شود. پژمرده می‌شود. اعتیاد پیدا می‌کند. در سالم سازی اش کمک کن. پول هزینه باشگاه اش را بده برود ورزش کند تا معتاد نشود. هزینه خوراکش را تامین کن. یک جا می‌توانی مشغولش کنی در اداره‌ای مشغولش کن. آبرو می‌توانی بگذاری آبرو بگذار. زنگ می‌توانی بزنی زنگ بزن. نامه می‌توانی بنویسی نامه بنویس. یک جا که این گناه نکند. به اعتیاد نیفتد. به بیکاری نیفتد به خجالت کشیدن پیش زن و بچه اش دچار نشود. هر کاری می‌توانی براش بکنی بکن. هر کمکی ازت برمی‌آید بکن. باب خیر چقدر باز است. «ثم تکون علیه الرحمه ولا تکونوا علیه عذابا» آنگاه برای او مایه رحمت باش نه مایه عذاب. بدترین آدم‌ها کسانی هستند که مصاحبشان او را تحمل می‌کند. یعنی فشار قبر. ما دیگران را تحمل کنیم برای ما سعه وجودی می‌آورد. گسترش. هر فشاری که دیگران به ما وارد بکنند این فشار درواقع به کجا وارد می‌شود؟ گفتیم: نفس ما قبر ماست. درسته! خوب دقت کنید چی می‌گوییم. نفس ما قبر ماست. هر فشاری که دیگران به ما می‌آورند مثل اینکه دارند این دیوار قبر را چیکار می‌کنند؟ بازش می‌کنند. هی هول می‌دهند و بازش می‌کنند. می‌گوید بابام یک حرفی زد خیلی زورم آمد ولی خوب جواب ندادم. آفرین. نفس گسترش پیدا کرده، سعه پیدا کرده که می‌توانی جواب ندهی. آنهائی که عصبی می‌شوند و می‌ریزند بیرون، پرخاشگری دارند، زودرنجی دارند، غصه دارند، حساسیت دارند، دعوا راه می‌اندازند همیشه، در محیط کار، در محیط خانه، این ورو آن ور، همیشه دعوا راه می‌اندازند با این و آن با همه مشکل پیدا می‌کنند اینها نفسشان کوچک است. فشار قبر دارند. یا کسی نه. یک کسی حرفی می‌زند این حرف را تحمل می‌کند. کی به تو فشار آورد؟ پدرت، مادرت، برادرت، معلمت، شاگردت، دوست، همسرت، فرزندت، وقتی فشار می‌آورد و تو جهنمی و عصبی نمی‌شوی در واقع فشار را آورد ولی به کجا وارد شد؟ به قبرت. قبرت را چیکار کرد؟ وسیع می‌کند. قبر را گشاد می‌کند. ولی تو اگر فشار بدهی، قبر خودت را خیلی تنگ کردی. نفس خودت را تنگ کردی. پس می‌گوید برای دوست، برای مصاحبت، هر کسی می‌خواهد باشد داری باهاش زندگی می‌کنی، تو مایه رحمت باش. نه مایه عذاب. بچه‌ای که پدر و مادرش دارد تحملش می‌کنند مایه عذاب است. فشار قبر می‌گیرد. مردی که زن و بچه اش تحمل می‌کنند، فشار قبر می‌گیرد. زنی که شوهرش و بچه‌هایش تحملش می‌کنند، فشار قبر دارد. دوستی که دوستش تحملش می‌کند، فشار قبر دارد. کارمندی که مدیر تحملش می‌کند، فشار قبر دارد. ولی اگر شما تحمل کردید گسترش قبر دارید. قبرت وسیع می‌شود. گشایش پیدا می‌کنید. فشار دادن بهت عصبی نشدی، پرخاشگر نشدی، زودرنج نشدی، حساس نشدی، بی حوصله نشدی. پس خوب دقت کنید این نق و غرهای بچه برای چی هست؟ برای اینکه نفس پدر و مادر چی بشود؟ گریه‌های بچه؟ بچه داری؟ زحمت‌های بچه داری؟ هزینه‌های شوهرداری، زن داری، این همه نفس را چیکار می‌کند؟ باز می‌کند اگر خوب انسان تحمل می‌کند. یک کسی که همه اش ناامیدی، افسردگی، نق و غر، احساس بدبختی، آی بدبخت شدم، بیچاره شدم، کلافه شدم، این بهش دست می‌دهد در خانواده. بله پدر عصبانی است، مادر عصبانی است، خانه می‌روید یک ذره جنگ هست، یک کسی که تحمل دارد، این آدم گسترش قبر پیدا می‌کند. حوصله پدر زن و مادر زن را دارد، دعوا راه نمی‌اندازد، جر و بحث راه نمی‌اندازد، قیل و قال راه نمی‌اندازد، گناهاش را قبلا خواندیم در آموزهای امام رضا علیه السلام. در دوره اول ارتباط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر در بحث کتاب فرد و جامعه متعالی. این آدم که جر و بحث راه نمی‌اندازد. دعوا راه نمی‌اندازد. در اداره اجازه نمی‌دهد شر درست بشود، در سازمان نمی‌گذارد مشکل درست بشود، یک جا نمی‌گذارد پچ پچ بشود. اجازه غیبت نمی‌دهد. یکجا اجازه شر نمی‌دهد. یکجا فتنه نمی‌گذارد بشود. یکجا اجازه نمی‌دهد از حضورش یا نبودش، بودنش یا نبودش سوء استفاده بشود. اجازه نمی‌دهد شر و شیطان گناه معصیت غیبت تهمت پچ پچ. این وسعت قبر خیلی زیادی دارد. این آدم آزادی است. زنت برای چی طلاق دادی؟ برای چی باید به تو بگویم. یک چیزی است بین من و زنم. برای چی طلاق گرفتم؟ برای چی باید به شما بگویم. یک چیزی است بین من و شوهرم. نمی‌رود غیبت شوهرش را بکند. چرا یک موقع است دادگاه برود به مشاوره بگوید می‌خواهد زندگی اش را حل کند ولی در غیر این صورت پا نمی‌شود برود به تمام فامیل عیب‌های زنش یا عیب‌های شوهرش را بگوید. چهارتا دروغ بگذارد روش عیب‌های زنش یا عیب‌های شوهری را بگوید. عیب‌های بچه اش را بگوید. بچه شخصیت دارد. شما نمی‌توانید عیب‌هایش را بگوئید. بچه کوچک هم باشد شما حق ندارید عیب‌هایش را بگوئید. بچه کوچک و بزرگ ندارد. یک بچه‌ای پیش پیغمبر بود. مادرش گفت حالا مزاحم پیغمبر نشود. به بچه گفت: بیا برویم یک چیزی می‌خواهم بهت بدم. قاقا بهت بدهم. ما هم می‌گوییم. او هم گفت. پیغمبر بهش گفت چی می‌خواهی بهش بدهی. گفت خرما. گفت مواظب باش اگر بهش خرما ندهی دروغ گفتی و معصیت کردی. گاهی وقت‌ها ما می‌گوییم بیان بریم می‌خوام ببرمت فلان جا. خیلی وعده‌های…. بچه شوکه می‌شود. می‌بیند خبری نیست. یک بابای دروغگو یک مادر دروغگو، قدیمی‌ها بچه‌ها این گوشه خانه من یادم هست. ما بچه بودیم. کف‌های اتاق‌ها موزائیک، سنگ و .. نبود. یک لایه گچ و می‌کشیدند، خاک می‌کشیدند، روش فرش می‌انداختند. بعد بچه‌ها گوشه اتاق‌ها را می‌کَندند یک قلک گلی می‌گذاشتن. رسم بود. فقط سوراخش بیرون بود. این پول می‌انداختند در این قلک‌ها. بچه‌ها یک سال پول می‌انداختند. یک روز می‌آمدند می‌دیدند شکسته و هیچ هم توش نیست. کی برده؟ بابا دزدیده. مامان دزدیده. این خیلی خطرناک است. پول بچه را خالی کردند قلک بچه را خالی کردند. دزدی از بچه. جیب بچه بنده خدا را خالی کردند. بچه عیدی بهش دادند. عموش داده، خاله اش داده، دایی اش داده، عیدی بهش دادند، بچه با چه دل خوشی تو کیفش گذاشته تو کمدش گذاشته، می‌بینه سارق زده. خالی کرده. بچه می‌گوید عیدی‌هام کو! پول‌های من همه قرمز بوده چرا همه سفید هست رنگ‌هاش عوض شده. همه اسکناس سبز بوده همه شده اسکناس‌های آبی. ده هزار تومانی شده ده هزار تومانی. کی برده؟ بابا و ننه بردند. اینها حرمت دارد. «ولاتکونوا علیه العذاب» برای کسی عذاب نباشید. روی روان کسی فشار نیارید. فشار بیارید یعنی فشار قبر دارید. اذیت بکنید یعنی فشار قبر دارید. یعنی عقرب دارید تربیت می‌کنید. اژدها دارید می‌آفرینید. مار داری می‌آفرینی. حواست باشد. مبادا نعوذبالله همسرت تحملت بکند. مبادا پدر و مادرت و خواهر و برادرت تحملت بکنند. دوستانت و هم مصاحبه‌های تو را تحملت می‌کنند. برای اینکه تو آدم لوس هستی، آدم خود رای هستی، آدم شیفته‌ای هستی، آدمی هستی که همه باید مراقبت باشند. خیلی حواستشان باید باشد. آدم ناز کن فشار قبر زیادی دارد. آدمی که باید نازش بکشی فشار قبر دارد. آدمی که برای بقیه کلاس می‌گذارد فشار قبر دارد. آدمی که باید ملاحظه اش بکنی فشار قبر دارد. مواظب باش خیلی خطرناک است که به این سمت نروی.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • حق همصحبت این است که تا می‌توانی به او خوبی کنی و با فضل رفتار کنی، وگرنه حداقل انصاف را رعایت کن.

  • انصاف یعنی هر آنچه برای خودت می‌پسندی، برای دیگران نیز بپسندی و در قضاوت‌ها بی‌جهت یک طرف را ترجیح ندهی.

  • فضل یعنی فراتر از عدل رفتار کردن؛ یعنی در روابط، بیشتر حق را به دیگری بدهی و خودت را به زحمت بیندازی و فداکاری کنی.

  • اگر توانایی مالی بیشتری داری، سعی کن در هزینه‌ها پیش‌قدم باشی و دوستانت را مهمان کنی تا به آن‌ها خوش بگذرد.

  • انسان باید در مهربانی‌ها، فداکاری‌ها و مهمانی دادن‌ها پیش‌قدم باشد، به خصوص بزرگترها باید فداکاری بیشتری از خود نشان دهند.

  • اگر توانایی بیشتری داری، باید بیشتر ببخشی، زیرا این راهی برای نزدیک شدن به خداوند و تخلق به اخلاق الهی است.

  • کسی که می‌خواهد کریم باشد و به خدا نزدیک‌تر شود، باید همیشه هزینه بیشتری کند، عفو بیشتری داشته باشد، صبر بیشتری به خرج دهد و بزرگواری بیشتری از خود نشان دهد.

  • هر چقدر مصاحبت طولانی‌تر می‌شود، احترام گذاشتن موکدتر می‌شود؛ صمیمیت نباید به معنای بی‌ادبی یا کاهش حرمت‌ها باشد.

  • در هیچ کرم و بزرگواری نگذار دیگران از تو سبقت بگیرند؛ همیشه تو در خوبی از بقیه پیشی بگیر.

  • اگر کسی در خوبی از تو سبقت گرفت، آن را جبران کن و نگذار محبت‌ها و احسان‌ها بدون پاسخ بمانند.

  • محبت را بپذیر و اجازه بده تولید شود؛ رد کردن احسان و هدیه، نشانه‌ی نادانی است.

  • در دوستی و محبت کوتاهی نکن؛ اگر کاری می‌توانی برای دوستت انجام دهی، حتی اگر از تو نخواهد، انجام بده.

  • خودت را ملزم بدانی که خیرخواه دوستت باشی، از او حمایت کنی و در فرمانبرداری پروردگارش یاری‌اش دهی.

  • در طاعت خدا به دیگران کمک کنیم؛ حتی با هدیه دادن یک کتاب یا سی‌دی آموزشی می‌توانیم در هدایت میلیون‌ها انسان سهیم باشیم.

  • یک جوری کمکش کن که به بدبختی و ضعف نیفتد و تصمیم به گناه نگیرد؛ در سالم‌سازی زندگی‌اش یاری‌اش کن.

  • برای دیگران مایه رحمت باش، نه مایه عذاب؛ تحمل کردن دیگران، باعث گسترش نفس و وسعت قبر می‌شود.

  • کسی که تحمل دارد، حوصله به خرج می‌دهد و در محیط کار و خانه دعوا راه نمی‌اندازد، وسعت قبر زیادی پیدا می‌کند.

  • هر فشاری که دیگران به ما وارد می‌کنند و ما آن را تحمل می‌کنیم، در واقع دیوار قبر نفس ما را وسیع‌تر می‌کند.

  • مبادا همسرت، پدر و مادرت، خواهر و برادرت یا دوستانت تو را تحمل کنند؛ این نشانه‌ی فشار قبر است.

  • کسی که خودش را با دیگران مقایسه می‌کند، قیمتش سقوط می‌کند؛ فقط باید با خدا معامله کرد و کارهای نیک را به حساب او گذاشت.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه