خانواده آسمانی – جلسه 402

متن کامل جلسه

گذشت از لغزش‌ها در روابط خانوادگی و اجتماعی

بحث ما در مورد روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر و گذشت از لغزش‌ها بود که بخش عمده‌ای از آن را تقدیم حضورتان کردیم. یک تتمه دارد که ان‌شاءالله در این جلسه عرض خواهیم کرد.

تحمل لغزش دوست هنگام حمله دشمن

فرمایشی از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام است که می‌فرماید: «احتمل لوقت وصفت عدوک»؛ لغزش دوستت را هنگام حمله دشمنت تحمل کن. این نکته فوق‌العاده مهمی است. امیرالمؤمنین علیه السلام درس بزرگی در مورد امنیت اجتماعی جامعه اسلامی به ما می‌آموزد. اینکه وقتی ما دشمن واحدی داریم و جامعه اسلامی با دشمن روبرو است، نباید به جان هم بیفتیم، نباید اختلافاتی را که می‌شود از آن گذشت مطرح کرد.

وحدت با اهل کتاب و پرهیز از تفرقه

قرآن کریم حتی به اهل کتاب هم پیشنهاد وحدت می‌دهد. از نظر قرآن کریم ما نباید با پیروان سایر ادیان جنگی داشته باشیم. جنگ زمانی است که آن‌ها به ما حمله می‌کنند و ما موظفیم دفاع کنیم. انسان می‌تواند با غیرهم‌کیشان و دین خودش یک رابطه صلح‌آمیز داشته باشد. خدا شهید مطهری را رحمت کند. ایشان در کتاب «داستان و راستان» داستانی را نقل می‌کنند که یک کافر و یک مسلمان شریک بودند. مغازه یا تجارت‌خانه‌ای اداره می‌کردند. این کافر در کفر خودش خیلی محکم بود، به طوری که شاگردهای خودش را می‌برد در مغازه آموزش کفر می‌داد به آن‌ها و آن مسلمان هم همین‌طور. شاگردهای خودش در مغازه به آن‌ها ایمان یاد می‌داد. این دو هرگز دوستی‌شان و شراکت‌شان به هم نخورد. پس انسان می‌تواند با دیگران رابطه صلح‌آمیز داشته باشد. حالا اگر اختلاف دینی هم هست ولی مشترکات زیاد هست. «قل تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم»؛ قرآن می‌فرماید که به اهل کتاب بگو بیایید در مورد کلمه‌ای که مشترک بین ما و شماست، با هم متحد باشیم که غیر خدا را نپرستیم و به او شرک نورزیم. حداقل در توحید در خدا با همدیگر مشترک باشیم. این راه و رسم یک زندگی عقلانی و خداپسندانه است. حالا کسانی که در جامعه اسلامی یکسره بیان مطرح کردن اختلافات شیعه و سنی هستند، ببینید چقدر خیانت می‌کنند به دین، به قرآن، به مردم، به اصل اسلام خیانت می‌کنند.

پرهیز از دامن زدن به اختلافات مذهبی در برابر دشمن مشترک

خدا حضرت امام را رحمت کند. می‌فرمودند که بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید امروز دعوا کرد. یعنی نباید برای اینکه ما بخواهیم این را ثابت کنیم که حق با علی امیرالمؤمنین علیه السلام بوده، یک سر جدال با اهل سنت راه بیندازیم. ما مشترکات زیادی داریم. حالا دشمن که می‌خواهد هم شیعه و هم سنی را از بین ببرد، به‌خصوص در زمان کنونی که ما با توطئه‌های دشمنان قسم‌خورده اسلام، صهیونیست جهانی و استکبار جهانی روبرو هستیم و می‌خواهد کشور و کشورهای اسلامی را برایش برنامه دارند و می‌خواهند نابود کنند. شما ببینید داعشی‌ها وقتی حمله کردند، درست است آن بوق‌های تبلیغاتی در سوریه، در ایران، در جاهای دیگر آتش اختلاف مذهبی را می‌خواستند شعله‌ور کنند و تلاش هم می‌کنند از بعضی از پیروان نادان و احمق در هر دو مذهب استفاده می‌کنند. چه شیعیان به قول امام زمان جاهل و احمق و چه جاهلان و احمق سنت که به کلیات دستورات رؤسایشان اهمیت نمی‌دهند. تعصب‌های کور دارند و این آتش را شعله‌ور می‌کنند.

شما دیدید ظاهر قضیه بوق‌های تبلیغاتی این را می‌گویند اما واقع قضیه این‌جور نیست. الان در ایران اهل تسنن با شیعیان در وضعیت خوبی به سر می‌برند. در سوریه اصلاً این‌جور نیست. شیعیان و اهل سنت با هم می‌جنگند. در عراق هم همین‌طور. با هم می‌جنگند یعنی کنار هم می‌جنگند علیه توریست‌های آمریکایی، اسرائیلی و عربستانی. توریست‌های انگلیسی، که دینی اصلاً ندارند و فقط در پوشش اسلام این همه جنایت را می‌خواهند انجام دهند تا مردم را نسبت به اسلام و دین اسلام بدبین کنند جهانیان را. و بیشتر قربانیان داعشی را تا الان اهل سنت بودند نه شیعیان. وقتی ما دشمن مشترک این‌جوری داریم، دمیدن در آتش اختلاف یک خیانت به اسلام و قرآن و جامعه اسلامی است. کسانی که یکسره اسم ولایت به اسم عشق به اهل بیت یا آن طرفی‌ها همین‌طور اهل سنت متعصب هم همین‌طور، همه‌اش به اختلاف می‌دمند فقط خودشان را نابود نمی‌کنند. فقط به دشمن خودشان به طرف مقابلشان حمله نمی‌کنند بلکه ریشه خودشان را می‌زنند. دشمن اگر حاکم بشود اگر دستش برسد نه شیعه می‌شناسد و نه سنی. دشمن اگر دستش برسد همه کسانی که به آن‌ها خدمت کردند را نابود می‌کنند. حتی نوکرهای خودشان را، حتی در تاریخ این رفتارهای این‌ها را نگاه کنید ببینید این‌گونه است.

حفظ وحدت در سطح ملی و شخصی

حالا این در سطح کلان مسئله امنیت بین‌المللی جامعه اسلامی و امنیت ملی کشور اسلامی هست. حضرت می‌فرماید که لغزش دوستت را هنگام حمله دشمنت تحمل کن. یعنی یک موقعی دشمن واقعی ما را این‌جوری نابود می‌کند. به جان هم نپریم. اختلاف نکنیم. گاهی وقت‌ها مسئله، مسئله شیعه و سنی نیست. خود شیعیان این کار را می‌کنند. در کشور مسئولین خصوصاً مسئولین سیاسی مسئله حفظ وحدت را رعایت نمی‌کنند، و تعصباتی دارند و اشتباهات فاحشی را در جامعه مرتکب می‌شوند که دائماً اختلاف ایجاد بکنند. این هم بسیار خطرناک است. مردم باید مسئولینی که آتش‌افروز هستند شناسایی کنند و آن‌ها را طرد کنند. به آن‌ها رأی ندهند. آن‌ها را به بقیه معرفی کنند که این‌ها بسیار برای وجود جامعه بسیار خطرناک هستند.

گذشت در روابط شخصی و خانوادگی

در حیطه روابط شخصی و خانوادگی همین‌طور. در حیطه روابط شخصی و خانوادگی گاهی وقت‌ها انسان باید تحمل بکند به خاطر اینکه نمی‌داند رمز و راز دشمنی‌ها چگونه خواهد شد. گاهی وقت‌ها انسان یکسره گیر می‌دهد و ایراد می‌گیرد از همسرش، از خانواده همسرش، از پدر و مادر همسرش، و بعد زندگی به جایی می‌رسد که او هیچ پناهی جز همین خانواده همسر یا همین همسر ندارد. یک زن می‌بینی تمام اعضای خانواده‌اش را ناگهان یا به تدریج از دست می‌دهد و فقط آن مانده و همسرش و خانواده همسرش. اگر اهل صبر و صبوری و مهربانی باشد آن‌ها آن را مثل خانواده خودش عزیز و گرامی می‌دارند، یک مرد هم همین‌طور. باید خیلی دقت کنیم که این چیزها خیلی انسان بهش توجه کند که به حال فقط فکر نکند در روابطش. به آینده فکر کند به اینکه چه بسا یک زمانی ما با کسانی که داریم می‌جنگیم، در فامیل، در خانواده، چرخش روزگار به گونه‌ای باشد به مدارای آن‌ها به مهربانی احتیاج داریم. به حمایت آن‌ها احتیاج داریم. آدمی که سخت‌گیر هست، آدمی که لغزش‌ها را تحمل نمی‌کند، آدمی که نق و غر می‌زند، آدمی که سرزنش می‌کند، آدم‌هایی که عیب‌های دیگران را می‌بیند این آن زمانی که تنها می‌افتد از حمایت و پشتیبانی کسانی که ازش توقع دارد، برخوردار نیست. فقط انسان‌هایی که حمایت می‌شوند، انسان‌هایی پشتیبانی می‌شوند، انسان‌هایی همیشه تنها نیستند که رفتارشان با دیگران مهربانان باشد. به دشمنی به جنگ نرساند رفتارهایشان با دیگران. کینه‌ورزی و کینه‌توزی نکنند. والا گاهی وقت‌ها می‌شود افراد در این کار افراط می‌کنند و بعد خداوند کار را به گونه‌ای می‌گرداند که انسان به مدارای همان کسی که سال‌ها اذیتش کرده دشمنی کرده در حقش نیازمند می‌شود.

عواقب سخت‌گیری و بی‌مهری در خانواده

گاهی وقت‌ها پدر و مادرها هستند. من می‌بینم پدر و مادرها تنهایی‌های زیادی را تحمل می‌کنند چون بچه‌هایشان از آن‌ها دلخوشی ندارند. به خاطر اینکه بچه‌ها را اذیت کردند. سخت گرفتند به بچه‌ها. این‌ها گاهی وقت‌ها بچه‌ها مردن پدر و مادرشان هم برایشان مهم نیست. گاهی وقت افراد کاری می‌کنند که همسر و فرزند آدم آرزوی مرگ انسان را می‌کند. چرا آدم باید این‌گونه رفتار کند. بعد زمان می‌گذرد اتفاق می‌افتد. ما دیدیم مردهایی که ظلم کردند، خشونت به خرج دادند در اثر یک تصادف زمین‌گیر شدند، فلج شدند، معلولیت پیدا کردند حالا به مدارای همین زنی که سال‌ها بهش ظلم کرده، به بچه‌هایی که سال‌ها بهشان ظلم کردند نیاز دارند. و آن‌ها هم الان نمی‌توانند با این مرد کنار بیایند. ما هیچ نمی‌دانیم از آینده خودمان که چه خواهد شد. یک موقعی همان کسی که اذیتش می‌کنیم، بداخلاقی بهش می‌کنیم، بهش می‌تازیم، زمان به گونه‌ای خواهد شد که به شدت به پایش می‌افتیم.

پرهیز از دشمنی و حفظ حریم شخصی

لذا بزرگان اهل حکمت، بزرگان دین همیشه گفتند که مواظب باشید دشمنی نکنید و اگر حتی دشمنتان هم (نکته خیلی جالب است که حضرت می‌فرماید) با دوستت صددرصد همه اسرارت را نگو. و همه زندگی‌ات را در کف دستش نگذار. یک حریم‌های شخصی و خصوصی هم برای خودت نگه دار که آنجا هیچ‌کس نفوذ نداشته باشد. چرا؟ چون بهترین دوست ممکن است یک روز دشمن تو بشود. و با دوست هم صددرصد دشمنی نکن. یک راهی همیشه بگذار. چه بسا این دشمن تو یک روزی دوست تو بشود. خیلی مهم است آموزش. پس زمانی که دشمن مشترک داریم نباید از همدیگر ایراد بگیریم. ایرادها را الان در سطح کشور رسانه‌ای می‌کنند. به جان هم می‌پرند، اختلاف می‌کنند، تشویش ایجاد می‌کنند، ناامیدی و سیاه‌نمایی ایجاد می‌کنند. این‌ها کارهای افرادی است که اصلاً به فکر مصالح جمعی کشور و امنیت ملی کشور نیستند.

یافتن عذر برای لغزش‌ها و تقصیرات دیگران

فرمایش بعدی از وجود مقدس امام صادق علیه السلام است. این روایت فوق‌العاده مهم و کارگشاست. حتماً این را که من می‌گویم قسمت به قسمتش را می‌گویم تا یادداشت بفرمایید که خیلی مهم و کلیدی و راهگشا برای همه زندگی ماست. «التمسوا لاخوانهم العذر فی ذراتهم و حفوات تفصراته فان لم تجدوا لهم العذر فی ذلک فاعتقدوا ان ذلک انهم لقصورکم ان معرفته وجوه عذر» فوق‌العاده است این فرمایش. یک بخشش را ما در مباحث دشمن‌شناسی درس دادیم. اما نمی‌دانم آن مباحث دشمن‌شناسی جدیدی که از طریق تلویزیون ضبط شد و پخش شد این‌ها را دارد یا نه. چون ما دشمن‌شناسی را دو دوره درس دادیم. می‌فرماید: برای لغزش‌ها و تقصیرها دقت کنید. تقصیر هم می‌گوید. لغزش‌ها و تقصیرهای برادرانتان. برادران گفتیم شما کی می‌شود؟ فرق نمی‌کند. خواهرت، فرزندت، پدرت، مادرت، دوستت، همسایه‌ات، فامیلت، انما المؤمنون اخوه. مؤمنین همه از یک ریشه هستند. همه با هم برادر هستند. التمسوا التماس مثل اینکه به کسی بگوییم التماس دعا. التماس کردن یعنی چی؟ یعنی درخواست کردن، طلبیدن، می‌گوید موقع‌هایی که عزیزان شما دچار لغزش می‌شوند یک تقصیری ازشان سر می‌زند، محکومشان نکنید. بدبین به آن‌ها نشوید. برایشان بگردید یک عذری پیدا کنید. شاید مجبور بوده، شاید فریب خورده، هزار تا عذر. در دشمن‌شناسی تمرین کردیم. مثال‌های زیادی از صحنه‌های خیلی زیادی بد و زشت آوردیم و گفتیم در این صحنه زشت و بد چیزی را از کسی می‌بینیم و چیزی را از کسی می‌شنویم، چکار می‌توانیم بکنیم؟ آیا در مورد عزیزی یک مؤمنی به‌خصوص اگر ما یک چیزی شنیدیم باید زود باور کنیم و منشأ اثر در وجودمان بشود؟ اگر دیدیم یا شنیدیم باید بدبین شویم؟ حضرت می‌فرماید: نه. بدبینی حرام است. سوءظن حرام است. شما اگر موقعی یک همچین چیزی دیدید بگردید برایش عذر پیدا کنید. یک عذر مناسب. التمسوا لاخوانهم العذر. دنبال عذر بگردید. اصلاً خودتان بتراشید. بعد فی ذلاتهم و حفوات تقصیرهم در لغزش‌ها و تقصیرهایی که پیش می‌آید. تقصیر هم هست. تقصیر هست اتفاقاً. حالا یک کاری کرد، یک حرفی زد، یک لغزشی برایش اتفاق افتاد. فرزندت، همسرت یک لغزشی اتفاق افتاد. بعد می‌فرماید: لذلک… اگر عذری را در این مسئله نتوانستید پیدا کنید. بگید من نمی‌توانم هر چی می‌گردم نمی‌توانم دلیل موجهی برای این کار پیدا کنم. نمی‌توانم یک دلیل موجهی برای رفتار این شخص پیدا کنم. دقت کنید می‌فرماید اینجاست که اخلاق الهی و انسانی خودش را نشان می‌دهد. می‌گوید شما اگر نمی‌توانید یک دلیل موجهی برای افراد پیدا کنید برای لغزش‌ها و تقصیراتشان پیدا کنید، فاعتقدوا مطمئن باشید و اعتقادتان این باشد که شما مشکل دارید نه او. دقت کنید. فاعتقدوا ذلک انهم. عیب ما چی هست؟ لقصورکم ان معرفتکم عذر اینکه شما ناتوانید که بگردید همه جهات عذر را پیدا کنید. اگر دست یک آدمی با معرفت باشد، آگاه باشد برای کار بد و لغزشی که از یک نفر سر می‌زند، پدر و مادر، همسر یا تقصیر حتی هست یک گناهی سر زده، می‌گردد یک عذر حتماً پیدا می‌کند. این‌جور نیست سریع بگردد محکوم کند، به رخش بکشد، نابودش کند، با عجله برود تلفن بردارد به همه کس زنگ بزند شوهر من این‌جوری، زن من این‌جوری، بچه من این‌جوری، گاهی وقت مادر آن‌قدر دقیق است که می‌تواند مسئله را با فرزند حل کند. حتی نمی‌گذارد پدر بفهمد. پدر زمانی باید متوجه شود که مادر می‌داند یا احتمال می‌دهد اگر نگوید بچه به خطر بیفتد. چطور یک زن کدبانو و عاقل در حیطه خانه اگر مسئله‌ای پیش بیاید این‌جور نیست که سریع زنگ بزند این مسئله این‌جوری پیش آمده پاشو بیا درستش کن. مثلاً حالا فرض کنید یک گاز نشتی دارد یک خانم هیچ‌وقت نمی‌رود این کار را بکند خانم خودش آچار برمی‌دارد یک دقیقه حلش می‌کند، اگر قراره یک نوار تفلون ببندد می‌بندد یک پیچ سفت می‌کند. این که کاری ندارد که دیگر عجز ندارد که اگر یک خانم از این هم عاجز باشد یعنی چی اصلاً.

حل مشکلات خانوادگی در خفا و حفظ آبروی فرزندان

نمی‌آید سروصدا کند، داد و فریاد کند که پاشو بیا برات… نه خودش درستش می‌کند. یک پیچ هست. مشکلات این‌جوری را زن می‌تواند خودش حل کند. یا مسئله خیلی فنی و مهمی است که کار زن نیست. در مسائل مشکلات پیش می‌آید بین یک خانواده، پدر فهمیده، باید به مادر دیگر نگوید. اولاً اینکه به مادر لطفی نکرده، مادر اضطراب می‌گیرد، مادر ناراحت می‌شود، خاطرش رنجیده می‌شود برای چی به مادر باید همیشه گفت. می‌تواند بین پدری و فرزندی حلش کند. من الان فهمیدم بچه‌ام یک کاری کرده، یک‌جوری دوتایی حلش می‌کنیم که دیگر تمام بشود. ولی یک موقع هست کی زن و شوهر به همدیگر خبر می‌دهند؟ زمانی که به‌تنهایی از حل مسئله برنمی‌آیند و ممکن است خطری فرزند را تهدید کند که بعد فردا پدر یا مادر نگوید چرا به من نگفتی که چرا این فاجعه درست شده ولی اگر می‌شود حلش کرد حل کنیم. نگذاریم کس دیگری بفهمد. آبروی فرزندانتان را پیش مادر یا پدرش نبرید. پیش خواهر و برادرانش.

پرهیز از آبروریزی و قضاوت عجولانه

دیروز یکی از عزیزان یک رفتاری کرد من چقدر خوشم آمد. آمد گفت استاد من یک خاطره بگویم. می‌خواست یک ذره بخندیم. بعد عکس گرفته بود از غذاش یک غذای از بیرون سفارش داده بودند و عکس گرفته بود. بعد گفت این غذا را نگاه کن. من نگاه کردم دیدم بله این گوشه غذا یک سوسک هست. همراه غذا پخته شده. بعد گفتش این از فلان جا سفارش دادیم و آوردند. یک جای خیلی مهم و معروفی هم هست. ولی در این غذاشان سوسک هم بود. ما هم خوردیم تا رسیدیم به سوسک. بعد عکس گرفته بود. گفتم چیکار کردی شما؟ گفتش هیچی عکس گرفتم زنگ زدم به آن شرکت گفتم بیاید بقیه غذا را ببینند و ببرند و دقت کنند. ولی هر چقدر دوستان دیگر خواستند عکسی بگیرند یا گزارشی بگیرند یا کاری کنند نگذاشتم. این درست است. این مسئله است ولی نباید آبروی یک شرکتی را ببرید. بالاخره داره مدت‌ها غذای پاکیزه می‌دهد حالا یک اتفاقی افتاد. یک شخص یک مجموعه را نباید از نون‌خوری بیفتند و کارشان تعطیل بشود که حالا ما یک بار در غذای این‌ها این را دیدیم.

یا یک خانم خانه‌داری چنین اتفاقی برایش بیفتد. در غذای خانم خانه‌دار ممکن است. دست او نیست. یک چیزهایی در می‌رود یک فضله موش می‌افتد کل غذا از بین می‌رود. یک آدم متدین داشتیم. استادمان فرمودند که خیلی متدین بود چلوکبابی داشت. یک بار کل غذای آن روز که برای هزاران نفر پخته بود را عوض کرد. یعنی نداد بیرون. خودش یک فضله موش پیدا کرده بود. می‌توانست هیچی نگوید. برای مردم هم مشکلی پیش نمی‌آید ولی نگاه کنید تقوا به این معناست که غذای ناجور دست مردم ندهد. غذای خوب فروشی مطمئن خوب سرشناس حالا یک بار این اتفاقی هم افتاده. دوستم گفت اصلاً نگذاشتن هیچ‌کس عکسی بگیرد یا حرفی بزند، چیزی نه. خودم عکس گرفتم بهشون گفتم بیا نشان دادم بهشان غذا را گفتم که دقت بکنید. این کار درست می‌شود.

حل مشکلات درونی خانواده و پرهیز از دخالت دیگران

پس یک موقع هست ما خودمان می‌توانیم مسئله را خودمان حلش کنیم. نگذاریم به جای دیگر برسد. زن و شوهر هستند مسائل زیادی بینشان اتفاق می‌افتد. بینشان حل کنند. بچه‌ها نفهمند. نباید بگذارند بچه‌ها بفهمند. مادر زود احساس بی‌‌پناهی نکند و بچه‌ها را زود سپر کند و جلو بیندازد و پشت بچه‌ها پنهان شود تا چهارتا طرفدار جمع کند. یا پدر پشت سر بچه‌ها پنهان شود و آبروی مادر را ببرد یا ضعف‌های مادر را مطرح کند تا بعداً طرفدار داشته باشد. این کار، کار خیلی غلطی است. یا می‌روم به مادرت می‌گویم، می‌روم به برادرانت می‌گویم، می‌روم به خانواده‌ات می‌گویم، زمانی این کار لازم هست انجام بشود که طرف مقابل حاضر نیست از اشتباهش دست بردارد. حالا مرحله به مرحله آدم این کار را می‌کند. آن هم مثل نهی از منکر هست که اسلام به ما آموزش دادند. ولی تا وقتی می‌شود آدم به‌تنهایی حل کند، تنهایی کار کند. تنهایی حلش بکند. در خودش حل بکند. این زمانی است که شما تازه حکم کردید که این اشتباه کرده ولی حضرت می‌فرماید اگر یک چیزی دیدی زود مچ‌گیری نکنید، زود عکس‌العمل نشان ندهید. عذرهای زیادی ممکن است داشته باشد.

عدم قضاوت بر اساس پیامک‌ها و اطلاعات ناقص

من یادم هست یک مادری پیش من آمده بود گفت پسرم با چندتا دختر رابطه دارد. گفتم که شما روی چه حسابی می‌گوید پسرت با چندتا دختر رابطه دارد؟ گفت با پیامک‌هاش. پیامک‌هاشو خوندم. گفتم بیار ببینمش. آوردش. دیدم حرف‌هایی زده شده درش که ظاهرش این هست که طرف مقابل یک جنس مخالف هست. بهش گفتم بچه‌ها در این سن دوستانش همین‌جوری بهم می‌گویند. دوستان همجنسشان این‌جوری بهم می‌گویند. به پسرت بدبین نشو. گفت شما این را نگاه کن چه‌جوری یک پسر می‌تواند به پسر من بگوید. گفتم مردهای بزرگ هم بهم این حرف‌ها را می‌گویند. شما جدی نگیرید. گفت آرامش ندارم. گفتم حالا من برای شما تحقیق می‌کنم. بعد یک شرایطی را فراهم کردم تلفن‌های آن بندگان خدا را تهیه کردم. جلوی مادر تماس گرفتم بعد دیدم سه تا آقا برداشتند. گفتم این‌ها دوستانش هستند. گفتم از این‌ها حرف‌ها می‌زنند. دوستانش هستند. یک چیزهایی بهم می‌گویند. گاهی وقت‌ها من دیدم آقایان به دوستانش خواهر جون می‌گویند. و این‌گونه صدا می‌کنند. من بارها دیدم. یا برعکس خانم‌ها این‌جوری می‌گویند. اصلاً نمی‌شود این‌جوری حکم کرد. اصلاً در هیچ محکمه‌ای پسندیده نیست و نه روش حساب می‌کنند و نه هیچ عقلی این چیزها را می‌پذیرد. مضافاً اینکه این فضاها فضای غیرقابل اعتمادی نیست. چیزی که من خودم تحقیق کردم با یک گروهی روی این کار کردیم. من بارها دیدم یک پیامک اشتباهاً برای کس دیگری رفته. یک آقایی می‌گفت من به خانم شک کردم چون یک پیامک ناجوری از یک آقایی که می‌شناسم آمد. گفتم آن قطعاً اشتباهاً فرستاده. می‌خواسته برای خانمش بفرسته برای خانم شما فرستاده. این اتفاق زیاد می‌افتد. افراد اشتباهاً با یک تشابه اسمی اشتباهاً با یک لغزش دست برای کس دیگری می‌فرستند. بارها هزاران بار این اتفاق افتاد. و نمی‌شود اعتماد کرد پیامک از یک کسی به یک کسی دیگری اشتباهاً می‌رود. و حتی شده پیامک‌هایی که برای سه ماه یا چهار ماه پیش بوده مخابرات مجدداً ارسال کرده.

گاهی وقت‌ها شده یک پیامکی که بین دو نفر رد و بدل شده با یک اسم دیگری ارسال شده. این‌ها هست. این‌ها مسلم هست و اتفاق افتاده. مسلمی که نمی‌توان گفت استثناست. اگر هم استثنا باشد آدم باید چیکار کند؟ لحاظ کند. بیخود آبروی کسی را نبرد چون آبروی خودش را می‌رود.

گاهی وقت‌ها حتی دو تا پیامک که یکی مثلاً شما فرستادید برای دخترخاله‌تان یکی هم فرستادید برای داداشتان، دو پیامک را ترکیب می‌کند دستگاه و مخلوط می‌کند و با هم می‌فرستد. به هیچ وجه نباید روی این پیامک‌ها حساب باز کند. برای خود ما هم ممکن است از این اتفاق‌ها و پیامک‌ها بیاد. جدی نگیرید این‌ها را که ا فلانی برای من این پیامک فرستاد. اصلاً جدی نگیرید این‌ها را. اگر مرسوم نیست یا از طریق سیستم مخابرات شده یا از طریق دستگاه آن شخص اتفاق افتاده یا از طریق خود شخص. یک اشتباه هست. بر اساس پیامک نمی‌شود قضاوت کرد روی رفتارهای دیگران.

ضعف در یافتن عذر، از ماست نه از دیگران

عذر. حضرت می‌فرماید فان لم تجد عذرا یک تکه‌ای دارد باز از یک معصوم دیگر هست. اینجا همین کلمه را فرموده فان لم تجد عذرا فی ذلک اینجا دوباره حضرت می‌فرماید فلتمس عذرا دوباره بگرد دوباره التماس کن. دوباره به خودت فشار بیار شاید بتوانی عذری بتراشی. آن وقت جالب است وقتی در مورد بچه‌مان می‌شود، در مورد عزیزترین کسانمان می‌شود، عذرتراشی‌مان عالی است. خوب ذهنمان فعال می‌شود عذر می‌تراشیم. چون می‌خواهیم تبرئه‌اش کنیم. مثل یک وکیل مدافع که چه‌جوری می‌تواند یک نفر را از عذرهای مختلف تبرئه می‌کند حتی راه‌هایی که خود شخص بلد نیست خودش را تبرئه کند وکیل بلد است. می‌گوید این‌جوری بگو این‌جوری بگو، این عذر را بیار این عذر را بیار. تمام است. خدا رحمت کند استاد ما را حضرت آیت‌الله مجتهدی را. در حوزه ما وقتی غایب می‌شدیم از طلبه سؤال نمی‌کردند برای چی غایب شدی. اسم می‌آورد می‌گفت آقای فلانی، بله، شما دیروز غایب بودی. حاج آقا کار خیر داشتیم. تمام است. این کلمه کار خیری برای معلم کافی بود. دیگر غیبتی چرا نه. تمام است. کار خیر داشتم. این کلمه به‌قدری به طلبه شخصیت می‌دادند که طلبه غیبت کرده و طلبه تشخص داده که باید غیبت کند. کار خیری بوده کافی است. احترام این‌جوری می‌گذاشتند. اساتید به‌قدری احترام می‌گذاشتند و به طلبه‌شان اعتماد می‌کردند که استاد وقت کم می‌آورد و ورقه امتحانی دست ما بود می‌گفت ورقه‌ها را ببرید منزل بنویسید بیارید. ببینید برگه امتحانی است. قرار است بر اساس آن نمره ثلث شما را تعیین کنند. نمره اصلی. آن موقع هر استادی از شاگردش جداگانه امتحان می‌گرفت و نمره را اعلام می‌کرد. امتحان گروهی نمی‌گرفتند. هر استادی شاگردش را امتحان می‌کرد و نمره‌اش را رد می‌کرد. چون همه به گزارش آن استاد اعتماد داشتند. بعد شاگرد خدا شاهد است دو سه مرتبه که برای ما این امتحان پیش آمد، وقتی استاد به ما می‌گفت این ورقه‌ها ببرید خانه، مخصوصاً آن روز کتاب را باز نمی‌کردیم. مباحثه درسی هم که واجب بود و داشتیم می‌گفتیم بچه‌ها ورقه‌هایمان را بنویسیم بگذاریم کنار بعد کتابمان را باز کنیم. اصلاً کسی سوءاستفاده نمی‌کرد. اعتماد. آن‌قدر این اعتماد زیاد و قشنگ بود هیچ‌کس دلش نمی‌آمد این را خراب کند. هیچ‌کس دلش نمی‌آمد از این اعتماد سوءاستفاده کند. ولی وقتی یک کسی دائماً نق می‌زند، غر می‌زند، مچ می‌گیرد، دائماً هی عیب پیدا می‌کند، دائماً آلودگی استخراج می‌کند از فرزندش ضعف بیرون می‌آورد، آقا بچه شما الان یک اشکال یک ضعفی دارد هی به رخش نکش. نماز نمی‌خواند بعد بهش گفتی نماز خوندی گفت آرام بگو باشه. نگو نه فلان فلان شده خودم دیدم نخوندی. این خوب نیست. این کار را کردم. تمام. بسیاری از پدر و مادرها متوجه نمی‌شود فرزند این کار را کرده و آن‌ها اصلاً ندیدن.

بخشش و رها کردن کینه‌ها

نه بار هیچی نگوید یک‌بار تذکر بدهید. ولی وقتی داری یکسره تذکر می‌دهد لجاجت و فساد ایجاد می‌شود. تنفر ایجاد می‌شود. حالا نگاه کنید. می‌گوید آقا پدر و مادر من در حق من خیلی ظلم کردند ولی من درکشان می‌کنم. آن‌ها آگاهی نداشتن، تربیت نشده بودن، شرایط جسمی‌شان شرایط روحی‌شان فرهنگشان اقتضا می‌کرد که من را این‌جوری اذیت کنند ولی آن‌ها اگر مثل من این غذاها را خورده بودند، این اطلاع داشتند شاید این کار را نمی‌کردند. آن آموزشی که آن‌ها دیدن، آن اطلاعی که آن‌ها دارن، محیطی که آن‌ها در آن تربیت شدند، آداب و رسومی که آن‌ها بزرگ شدند همین اقتضا دارند. نه از پدرخانم و مادرخانمی دلخور می‌شود چون آن‌ها هم یک آداب و رسومی دارند یک تربیت‌هایی شدند. نه از پدرشوهر و مادرشوهر دلخور می‌شود و می‌فهمم که آن‌ها کارشان غلط است، صرف اینکه ما می‌دانیم یک کار غلط است دلیل نمی‌شود شخصی که دارد این کار را انجام می‌دهد دشمنی کنیم. چون آن نمی‌داند. پیامبر از امتش کتک می‌خورد بیهوش می‌شد وقتی به هوش می‌آمد دستش را بالا می‌برد می‌گفت: اللهم الغفر قومی فانهم لا یعلمون. خدایا این‌ها را ببخش این‌ها نمی‌دانند. چرا ما این‌جوری نباشیم. چرا ما به بقیه سخت بگیریم. چرا بقیه را اذیت می‌کنیم. چرا مچ می‌گیریم. خیلی وقت‌ها افراد گناه‌هایی دارند که گناهان ظاهری هم هست ولی آدم نباید ببیند تا یک نفر گناهی را انجام می‌دهد، برود در وجود این و یکسره داغونش کند. شاید این الان نمی‌داند واقعاً شاید متوجه نیست. شاید به این درک نرسیده، شاید… چرا یکسره ما اختلاف و درگیری، تو سر زدن، مچ‌گیری… نه. آدم باید مطمئن باشد. در نهی از منکر می‌گویند شما باید در نهی از منکر باید مطمئن باشد این شخص می‌داند حرام است. شاید نمی‌فهمد، درکی ازش ندارد. آیا واقعاً درکی از این حرام دارد، چیزی از این حرام می‌فهمد؟ حرام و حلال را می‌فهمد. فلسفه‌اش را می‌داند؟ فاعتقدوا ان ذلک انکم این را مطمئن باشید. حضرت می‌گوید اعتقادتان این باشد اینکه نمی‌توانید از کسی عذر پیدا کنید ضعف از شماست. شماست که نمی‌توانید برای طرف یک توجیهی مناسب درست کنید و هی بدبین می‌شوید و زود هم می‌خواهید مچ‌گیری کنید یا آبروی طرف را می‌خواهید ببرید. لقصورکم عرفته وجوه العذر حضرت چقدر مؤدبانه حرف می‌زند. نمی‌گوید شما تقصیر دارید، می‌گوید لقصورکم تقصیر ندارید قصور دارید. توانایی‌هایتان کم است در وجوه شناختن عذر را پیدا کنید. پس باید تقویت بکنید. می‌گوید حالا بالاخره حتماً یک دلیلی دارد من نمی‌دانم. این قشنگ است. وقتی به اینجا می‌رسد می‌گوید حتماً یک عذری بوده. حالا نمی‌شود به این شخص بدبین بود. نمی‌شود یک آدمی این‌جوری با این سابقه با این فهم حالا یک چیزی ازش در رفته، چیزی ازش صادر شده نمی‌شود هم‌چیز را یک‌دفعه نابود کند. بالاخره یک مخمصه‌ای بوده، یک گرفتاری بوده، یک اضطراری پیش آمده. قرآن می‌فرماید: فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا اثم علیه. قرآن اضطرار را می‌پذیرد برای مؤمن. پیامبر دارد فی من اضطرتم نه چیز از امت من برداشته شده. یکی جا آنجایی است که به اضطرار می‌افتد. ما نمی‌دانیم در این وضعیت شاید مضطر بوده. وقتی مضطر بوده بعضی از حرام‌ها حلال می‌شود مثل گوشت حرام مثل گوشت ذبح نشده. مثل گوشت خوک. فمن اضطر غیر باغ و لا عاد فلا اثم علیه هر کس به اضطرار افتاده باشد نه به خاطر طغیان یا گناه یا هوس‌بازی. هیچ راهی نداشته، فلا اثم علیه این گناه ندارد.

البته موارد اضطرار مشخص است. این‌جوری نیست هر کس بگوید من مجبور شدم. واقعاً مجبور باشد. بگوید من مجبور شدم بروم پول نزولی بگیرم. نه همیشه این‌جوری نیست. پول نزول آتش و حرام است. نه. یک موقع هست یک اتفاق‌هایی در زندگی می‌افتد یک اضطرارهایی دارد. حالا کاری نداریم.

قرار نیست روی این بحث تخصصی کار کنیم. فعلاً کلیاتش را می‌گویم. بحث تخصصی‌اش را در دشمن‌شناسی ما توضیح دادیم. آن‌ها ده‌ها مثال زدیم و برایش عذر آوردیم و برایش دانه دانه عذر آوردیم و گفتیم اگر برای فلانی من همچین صحنه‌ای را دیدم یا همچین چیزی شنیدم یا اگر آمدند گفتند این‌جوری هست من چیکار می‌توانم بکنم؟ چه چیزهایی می‌توانم بگویم و چه عذرهای خوبی می‌توانم دربیاورم.

پذیرش عذر و پوشاندن عیب‌ها

شخصی به نام حسین کاتب می‌گوید در مجلس امام رضا علیه السلام بودیم که مردی از برادرش شکایت کرد. فلانی این‌جوری کرده، این‌جوری می‌کند. آمد گله‌گی کرد. حضرت چند بیت شعر برایش می‌خواند.

من عربی شعرها را نمی‌خوانم. ترجمه‌اش این هست که:

عذر برادرت را در باب گناهانش بپذیر
اگر گناهی کرد، معصیتی کرد، یک لغزشی صورت گرفت، حالا گفت من به این دلیل این مسیر را رفتم، به این دلیل گناه مرتکب شدم، به این دلیل این‌جوری شدم، می‌گوید عذرش را بپذیر. سخت نگیرد.

و عیب‌هایش را بپوشان
در برابر دروغ‌زنی و تهمت زدن بی‌خرد و گرفتاری‌های روزگار شکیبا باش
این اتفاق می‌افتد. گاهی انسان با افراد دروغ‌گو و تهمت‌زن روبروست. می‌گوید جنگ و دعوا راه نیندازید. صبوری کنید.

و از سر بزرگ‌منشی پاسخ مده و گندگی نکن، درشتی صحبت نکن. از موضع قدرت با اطرافیانت سخن نگو و ستم‌کار را به حساب رس او واگذار کن و «وکل الظلوم الی حسیبه» و رهایش کن.

واگذاری ستم‌کار به خدا و پرهیز از کینه‌ورزی

در روایت داریم یکی از اسم‌هایی که برای معصومین می‌گوییم چی هست؟ می‌گوییم شما به حساب خدا گذاشتیم ظلم‌هایی که در حق شما شده. خیلی وقت‌ها آدم به‌جای اینکه دلش را آلوده کند، کینه به دل بگیرد، و زندگی و روح و روانش را خراب کند. بالاخره یک ظلم‌هایی می‌شود و ما هم نمی‌توانیم کاری بکنیم. زورمان هم نمی‌رسد. می‌گوید ذهنت را آلوده نکن، خودت را درمانده کن، حرص و جوش نخور. حرص و جوش خوردن در واقع خدمتی است به دشمنت. مثل حسادت می‌ماند. کسی که حسود هست بزرگ‌ترین خدمت را به دشمن خودش می‌کند. آدم حسود نمی‌داند که فشاری دارد در حسادت به بدنش می‌آورد، بدن را نابود می‌کند. گاهی وقت‌ها یک بدن در اثر شدت حسادت می‌میرد. مریض می‌شود و نمی‌تواند بلند شود تا مرگ می‌رود. بیماری‌های دیگر می‌گیرد که دیگر درمان‌پذیر نیست از نظر جسمی. روحی که بماند.

حضرت می‌فرماید می‌دانست که اگر چه خدمتی به دشمنش می‌کند، هرگز این کار را نمی‌کرد. حالا به خودش که خیانت می‌کند و دنیا و آخرت خودش را خراب می‌کند، هیچی. دشمن خودش را شاد می‌کند. شیطان را شاد می‌کند. حسود بیشترین خدمت را به شیطان می‌کند. عبد شیطان است. آدم حسود که باج نباید این‌جوری به شیطان بدهد. ان الشیطان عدوا. شیطان برای شما دشمن است. او را به دشمن بگیرید. بدان که وقتی حسادت می‌کنی در حال سجده به شیطان هستی. وقتی حسودی می‌کنی شیطان را سجده می‌کنی. از عبادت خدا خارج می‌شوی. وقتی حسادت سراغت می‌آید. وقتی چشم نداری موفقیت، دارایی و پیروزی دیگران را ببینی. آسایش را در دیگران ببینی، نعمت را در دیگران ببینی که چرا آن‌ها راحتند و من نیستم. چرا آن‌ها دارند و من ندارم. وقتی این حس سراغت می‌آید یعنی تو در حال سجده به شیطان هستی و شیطان قهقهه می‌زند که تو داری او را سجده می‌کنی و بنده خوبی برایش شدی. در بدبینی هم همین‌طور است. در بدبینی و سرزنش انسان همین‌طور است.

بخشش، راهی برای نزدیکی به خدا

حالا حضرت می‌فرماید: «کل الظلوم الی حسیبه» در واقع حضرت می‌گوید بابا برادرت هست. می‌خواهی چیکار کنی. مادرت هست، برادرت هست، پدرت هست، پسرت هست. نمی‌شود انسان برای هر موردی درگیر بشود، حرص و جوش بخورد، غصه بخورد، حرف بزند، نق بزند، گوشی را بردارد به صد جا خبر بدهد. ما هم برای بقیه همچین دردسرهایی داریم. ما هم ممکن است برای بقیه چنین مشکلاتی درست کنیم. دیگران شاید مجبورند ما را تحمل کنند. ما هم کوتاهی‌هایی، تقصیرهایی برای دیگران داریم. زحمت‌هایی برای دیگران داریم.

حضرت می‌گوید اگر یک موقعی با این‌جور آدم‌هایی برخورد کردید «کل الظلوم الی حسیبه» رهایش کن. بسپارش به خدا. خدا هست. خدا که نعوذبالله نمی‌میرد. خدا هست. قیامت که هنوز نرسیده. محاسباتی هنوز شروع نشده. دادگاه که هنوز شروع نشده. دادگاه هست. دادگاه که تشکیل بشود دادگاه عدل هم هست. به کسی ظلم هم نمی‌شود. ولی این دادگاه سر راه ما هست چرا باید دائماً حرص و جوش بخوریم. دنیا سر راه را خراب کنیم. یک زمانی این بنده خدا را به خاطر ظلمی کردند محاکمه‌اش می‌کند. تمام شد. ولش کن. از این قشنگ‌تر این که ببخشی‌اش. بخشیدن خیلی قشنگ‌تر از این است که حالا بایستیم محاسبه‌اش کنیم و آنجا محاکمه کنیم.

بخشش گناهان دیگران، راهی برای بخشش گناهان خود

عفو و مغفرت باعث می‌شود انسان شبیه خداوند تبارک و تعالی بشود. یک کسی که در حقش ظلم می‌کند این ظلم یک فرصتی است برای اینکه گناهان ما بخشیده شود.

ببینید دقت کنید من می‌خواهم چی بگویم. یک موقع هست یک کسی در حق ما ظلم می‌کند ما با کینه‌گیری و دعوا گناهان خودمان را افزایش می‌دهیم. هم چوب ظلم را می‌خوریم هم گناهمان اضافه می‌شود.

یک موقع هست یک کسی در حق ما ظلمی می‌کند، اشتباهی می‌کند، به‌خصوص نزدیک‌ها، اقربا، دوستان، عزیزانمان، یک ظلمی می‌کند و ما می‌توانیم با این ظلم و گناهی که در حق ما کرده، به گناهان خودمان بزنیم و بخشیده بشود. خیلی جالب است. گناه دیگران را بزن به گناه خودت تا بخشیده شوی. چیکار کن؟

بگو خدایا بخشیدمش. تا می‌گویی خدایا بخشیدمش خدا هم می‌گوید من هم بخشیدمت. تو گناهان و اشتباهات دیگران را می‌بخشی، من شایسته‌ترم که گناهان تو را ببخشم.

خدا خیلی دوست دارد وقتی یک بنده آن‌قدر عرضه دارد، هم خشنود می‌شود، جزای خیر می‌دهد و هم می‌بخشد. فقط هم بخشش نیست. خدا این بنده را دوستش دارد. این بنده را ازش خوشش می‌آید. بهش چیزهای دیگری هم می‌دهد. می‌گوید هم گناهانت را می‌بخشم هم بهت درجه می‌دهم که آن‌قدر عرضه داری ظلم دیگران را ببخشی؛ پدر، مادر، خانواده همسر، باجناق، خواهر، برادر، دوست، شاگرد، استاد، مدیر هر چی هست، حالا که عرضه داری من هم گناهان تو را بخشیدم. اصلاً این کار کار قشنگی هست، خدا را خشنود می‌کند. خدا یک پاداش‌های دیگری برای این بنده که این‌جوری هست در نظر می‌گیرد.

رهایی از نفس اماره و شیطان با بخشش

آدم بیاید چیکار کند به خاطر اشتباهات دیگران گناه بکند خودش. حالا او یک گناهی کرد من صد برابر بیشتر از آن گناه کنم. کینه به دل بگیرم، اختلاف راه بیندازم، دعوا راه بیندازم، حالا یک گناهی شده اول ارزیابی کنیم گناه این چقدر است. من چقدر باید آلودگی در روحم ایجاد بشود که بخواهم با گناه او مقابله کنم شاید هم نتوانم مقابله کنم و این داستان بدتر بشود. و دیگران مربی ما نیستند. که اگر آن‌ها این کار را کردند ما جایز باشیم این کار را بکنیم. نه. اینجاست که چیزی به نام شیطنت و به نام نفس اماره و به نام بخش حیوانی در ما له می‌شود. این حرف‌ها زور دارد برای ما.

بعضی از دوستان به من می‌گویند ما سر کلاس شما نمی‌آییم چون حرف‌هایی می‌زنیم که زورمان می‌آید. راست هم می‌گویند بندگان خدا. ما مخصوصاً این سی‌دی را گوش نکردم.

بنده خدا یک معضلی داشت. نمی‌توانست پدر و مادرش را ببخشد. بعد من بهش سی‌دی کینه دادم. گفت معلوم است در سی‌دی کینه شما می‌خواهی بگویی کوتاه بیا. من هم نمی‌خواهم کوتاه بیایم. این حرف‌های شما می‌خواهید در این سی‌دی بزنید به من زور می‌آید.

این کلمه به من زور می‌آید، من یعنی چی؟ یعنی بخش حیوانی مسلط. بخش شیطانی که روی این آدم مسلط است. لذا می‌گوید من این سی‌دی را گوش نمی‌کنم. چون من اگر بخواهم این سی‌دی را گوش کنم یا این کتاب را بخوانم معناش این هست که من باید دست از هوس‌بازی‌ها بردارم. خوب نمی‌خوام بردارم. این آدم دارد آگاهانه جهنم برای خودش درست می‌کند. بله این حرف‌ها شنیدنش زور هم دارد. بله به بخش حیوانی زور می‌آید. چون جهنم باید باهاش خاموش کنی. جهنم خاموش کردن زحمت دارد. بخشیدن زحمت دارد. عفو کردن زحمت دارد تا برسد به جایی که انسان زحمت ندارد بلکه ازش باید چیکار کند؟ لذت هم می‌برد. کیف می‌کند که می‌بخشد. کیف می‌کند که ندید هم می‌گیرد. چرا؟ چون این ول کردن آدم‌ها (خیلی قشنگ است) رها کردن، کل الظلوم ولش کن. وقتی ولش می‌کنی سمت کی می‌روی؟ نزدیک به خدا می‌شوی. به الله نزدیک می‌شوی. آدمی که می‌تواند آدم‌ها را ول کند برود به آغوش خدا، آغوش خدا را رها می‌کند که بچسبد به این گناه و یقه این آدم را بگیرد. نه. آقا یک گناهی کرد. گناهان دیگران مثل طوفان یا بادی است که ما را پرت می‌کند به بغل خدا. چرا ما بایستیم و معطل شویم. بسپار خودت را و برو بغل خدا بیا.

این دارد تو را پرت می‌کند به بغل معشوق خودت. برو دیگر چرا ایستادی. نه. من باید بایستم این را حالش را بگیرم، آبرویش را ببرم، بشورم بگذارم کنار، فکش را بیاورم پایین. چیکارش کنم.

آقا یک کاری کرد تو را انداخت بغل خدا. فرصت قشنگی بود برو در بغل خدا. قربون گناهان و ظلم‌هایی که ما را چیکار می‌کنند؟ به خدا نزدیک می‌کند. فرصت‌های خوبی است سختی‌های زندگی برای پرورش عشق برای پرورش انسانیت برای پرورش شباهت به خداوند برای ساختن حیات جاودانه ما.

ما فقط ازش فرار می‌کنیم، ازش می‌ترسیم. نترس. بگذار یک مقدار تلخی‌ها بیاید بعد برات خیلی شیرین می‌شود. اساساً آخرت یک کسی غیر از طاعتش باز سختی‌ها آباد می‌شود. با فحش‌هایی که شنیده، با غیبت و تهمت‌هایی که شنیده، اذیت‌هایی که شده، نق‌هایی که بهش زدن، تحقیرهایی که بهش شده، این ثروت‌های یک آدم است. با مریضی‌هاش، با بدهکاری‌هاش، با خیلی چیزهای دیگر. این ثروت ما برای آخرت هستند. نه اینکه ما نعوذبالله خودمان این چیزها را بخواهیم. زندگی این چیزها را دارد. در حق ما هم ممکن است انجام بدهند، بنابراین اگر شد این‌ها را به‌عنوان ثروت نگه داریم. این‌ها را خرابشان نکنیم و ضایعشان نکنیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • تحمل لغزش دوست هنگام حمله دشمن، درس بزرگی برای امنیت اجتماعی جامعه اسلامی است.

  • در مواجهه با دشمن مشترک، نباید به جان هم بیفتیم و اختلافات قابل گذشت را مطرح کنیم.

  • قرآن کریم حتی به اهل کتاب هم پیشنهاد وحدت می‌دهد و بر مشترکات تأکید می‌کند.

  • دامن زدن به اختلافات مذهبی در برابر دشمن مشترک، خیانت به دین، قرآن و مردم است.

  • دشمن اگر حاکم شود، نه شیعه می‌شناسد و نه سنی؛ همه را نابود خواهد کرد.

  • در روابط شخصی و خانوادگی، باید به آینده فکر کرد و برای روزهای نیاز، مدارا و مهربانی پیشه کرد.

  • آدمی که سخت‌گیر است و لغزش‌ها را تحمل نمی‌کند، در تنهایی از حمایت دیگران محروم می‌ماند.

  • پدر و مادرها باید مراقب باشند که سخت‌گیری و بی‌مهری، فرزندانشان را از آن‌ها دور نکند.

  • بزرگان حکمت و دین همواره بر پرهیز از دشمنی تأکید کرده‌اند.

  • همیشه برای لغزش‌ها و تقصیرهای عزیزانمان به دنبال عذر باشیم، حتی اگر لازم شد عذری بتراشیم.

  • اگر نتوانستیم برای لغزش کسی عذری پیدا کنیم، باید اعتقاد داشته باشیم که ضعف از ناتوانی ما در شناخت وجوه عذر است.

  • مشکلات خانوادگی را باید در خفا حل کرد و آبروی فرزندان را حفظ نمود.

  • نباید بر اساس اطلاعات ناقص یا پیامک‌های مشکوک، عجولانه قضاوت کرد و آبروی کسی را برد.

  • بخشش گناهان دیگران، راهی برای بخشش گناهان خودمان و نزدیکی به خداوند است.

  • کینه‌ورزی و حسادت، خدمتی به دشمن و شیطان است و روح و جسم انسان را نابود می‌کند.

  • وقتی کسی در حق ما ظلم می‌کند، این فرصتی است برای بخشیده شدن گناهان ما.

  • رهایی از کینه‌ها و بخشش دیگران، ما را از نفس اماره و شیطان رها کرده و به آغوش خدا می‌برد.

  • سختی‌های زندگی، فرصت‌هایی برای پرورش عشق، انسانیت و ساختن حیات جاودانه ما هستند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه