خانواده آسمانی – جلسه 385

متن کامل جلسه

اکرام و تقرب به الله

بحث ما درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به موضوع اکرام رسید که البته تکمیل نشد. یکی دو روایت از فرمایشات نبوی عرض کردم و اساس بحث اکرام را از مبانی انسان‌شناسی توضیح دادیم. حالا الان خیلی معطل نخواهیم شد و به سراغ فرمایشات دیگر معصومین (ع) می‌رویم تا به موضوع جدید برسیم.

علامت حرکت به سوی بهشت

قبل از اینکه وارد این بحث بشویم، در بحث سیر انسان به سوی “الله” یک قاعده خیلی مهم وجود دارد و آن این است که علامت اینکه انسان به سمت بهشت حرکت می‌کند، بهشت که می‌گوییم یعنی حداقل خوشبختی انسان، چون بالاتر از بهشت هم برای انسان وجود دارد اما حداقل خوشبختی این است که انسان جهنم نرود، یعنی اینکه وقتی که وفات پیدا کرد بلافاصله بعد از وفات وارد بهشت بشود. اگر یک کسی این‌گونه نشود که خب خیلی بد است. در روایت داریم که کسی که مرگش به این مضمون که با ورود به بهشت همراه نباشد یعنی مرگ سختی خواهد داشت و بعد از آن در روایت داریم که سخت‌تر خواهد بود برای انسان. لذا آنچه که خیلی مهم است و در آموزه‌های اسلامی، تربیت اسلامی، ربوبیت الهی قرار دارد، به ما هم توصیه شده است این است که انسان به گونه‌ای زندگی کند که با وفاتش وارد بهشت بشود. خب اگر یک کسی بخواهد این‌گونه باشد باید روز به روز خشونت‌ها، تیزی‌های نفسش، هاری‌های نفسش، تندی‌های نفسش را از بین ببرد، یعنی در ذات او تحریک و خشونت ایجاد نشود. بدجنسی، حمله، بدبینی، حسادت، زودرنجی، حساسیت این‌ها همه خشونت‌های نفس است، همه‌اش درش تیز است، برندگی است، بداخلاقی است. این‌ها نباید در نفس ایجاد بشود. علامت اینکه یک نفر رشد می‌کند این است که روز به روز مهربان‌تر باشد به بندگان خدا و روز به روز نرم‌تر و خوش‌اخلاق‌تر باشد. اگر کسی این‌گونه نیست نشان می‌دهد که به “الله” نزدیک نمی‌شود چون لیاقت و رشد انسان به قرب به خداست. در همه عبادات شرط تقرب به خداست. نماز می‌خوانم “قربهً الی الله”، خمس می‌دهم “قربهً الی الله”، روزه می‌گیرم “قربهً الی الله”، حج به جا می‌آورم “قربهً الی الله”. این “قربهً”، قربت به معنای نزدیکی، یعنی برای نزدیک شدن و شبیه شدن به “الله” من دارم این کار را انجام می‌دهم. دقت کنید این خیلی ظرافت دارد. برای نزدیک شدن و شبیه شدن به “الله” من دارم این کار را انجام می‌دهم. یک مرحله پایین هست که چون خدا دستور داده است من این کار را می‌کنم. خب این خوب است. این آدم، آدم مؤدبی است، آدم باصفایی است، آدمی است که حرمت خدا را نگه می‌دارد، دستورات خدا را چون خدا گفته است انجام می‌دهد ولو ممکن است که با او موافق هم نباشد، خوشش هم نیاید، فهمی هم از آن نداشته باشد، درکی هم نداشته باشد، لذتی هم نبرد. این مرحله خیلی خیلی پایین و نازل در تربیت است. ولی یک موقع هست که شخص بحثش “قربهً الی الله” می‌گوید که من می‌خواهم این کار را “قربهً الی الله” انجام بدهم، می‌خواهم شبیه به “الله” شوم، می‌خواهم قدرت خدا را بگیرم. این کار برای این است که نفس من اسم‌های خدا درش جلوه کند. چون گفتیم قیمت هر انسانی به تعداد اسم‌هایی است که از حق تعالی دریافت می‌کند، یعنی در خودش ظهور می‌دهد. از بین این هزاران اسمی که خداوند دارد، هر چقدر تعداد اسمی که انسان از حق تعالی دریافت می‌کند بیشتر باشد انسان به خداوند نزدیک‌تر می‌شود، و مقامش، قدرتش، سعه صدر وجودی‌اش بیشتر خواهد شد.

ثروت حقیقی انسان

پس در واقع ثروت ما در دنیا و آخرت چه هست؟ ثروت حقیقی؟ دقت کنید ثروت‌هایی که در شخص خود انسان ظهور می‌کند اسماء الهی است. بقیه چیزهایی که ما ثروت می‌دانیم آن‌ها داخل شخصیت ما نیست، یعنی در واقع یک بزکی است که انسان می‌کند مثل یک آدمی که زشت باشد فقط بزک کند، ولی چیزی از حقیقت زشتی او را تغییر نمی‌دهد. این یک بزک است، مثل پول، مثل زیبایی ظاهری، مثل کمالات جسمی، مثل قدرت، مثل ثروت، مثل موقعیت اجتماعی، مثل ریاست، مدرک تحصیلی، نمی‌دانم این‌طور چیزها، که همه مردم نوعاً گرفتار همین چیزها هستند. این‌ها کمالاتی نیست که ما با خودمان به برزخ و به ملکوت ببریم، هیچ‌کدام از این‌ها با ما نمی‌آید، و نه تنها این‌ها زیبایی محسوب نمی‌شود چه بسا انسان ظرفیت این‌ها را نداشته باشد، درست از این‌ها استفاده نکند، بسیار باطن انسان را زشت کند این‌ها و داشتنش پشیمانی بیاورد. هزاران سال حسرت در قیامت و قبل قیامت و بعد از قیامت برای کسانی است که در دنیا نعمت داشتند و به خاطر آن نعمت‌ها حسرت می‌خوردند که چرا ما این نعمت‌ها را برای خودمان تهیه کردیم بیخود و ظرفیتش هم نداشتیم و همان‌ها ما را زشت کرد، همان‌ها ما را از “الله” از هدف خلقت، دور کرد، شد بازیچه ما هم بازیگر شدیم و از “الله” دور شدیم.

رحمانیت و رحیمیت

خب وقتی که می‌گوییم تقرب به “الله”، “الله” در اولین جلوه خودش بعد از “الله” که می‌خواهد ظهور کند و نظام خلقت خلق بشود اسم رحمان وجود دارد. اسم رحمان در تمام اسماء خدا حضور دارد. بنابراین شرط لازم برای اینکه یک کسی به “الله” نزدیک بشود در هر اسمی می‌خواهد (جواد) شود، می‌خواهد (غفور) شود، می‌خواهد (کریم) شود، می‌خواهد (ستار) شود، هر چه که می‌خواهد بشود باید مهربان باشد، یعنی به عام‌ترین اسم “الله” انسان باید شبیه بشود، یعنی رحمان بشود. رحمانیت یعنی انسان عاشق دنیا و نظام خلقت است، دنیا را دوست دارد، انسان‌ها را دوست دارد، حیوان‌ها را دوست دارد، گیاهان را دوست دارد، اشیاء را دوست دارد، ستارگان را دوست دارد، همه چیز برایش قشنگ است. عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست. این موقعی است که انسان رحمانیت دارد، و با بعضی‌ها که بیشتر شبیه خدا هستند و مؤمنین خب یک محبت جداگانه دارد که آن رحیمیت است.

مراحل رشد انسان

حالا برای اینکه انسان بتواند روز به روز مهربان بشود چند تا چیز را باید ترک کند در بحث مهارت‌های زندگی هم این‌ها را توضیح دادیم:

  1. ظلم را ترک کند.
  2. بی ادب نباشد، حرف‌های زشت نزند نسبت به دیگران.
  3. رعایت ادب کند یعنی احترام و اکرام داشته باشد در روابطش.
  4. بتواند مهرورزی کند.

این چهار تا مرحله را باید طی کند تا انسان آن تقرب رحمانی و رحیمی درش جلوه کند و آن دو اسم را بتواند دریافت کند. این دو اسم شوخی نیست. اگر کسی بتواند این دو اسم را دریافت کند یعنی رحمان را بگیرد و رحیم را بگیرد گرفتن سایر اسم‌ها برایش کار آسانی خواهد بود، ولی انسان تا رحمان و رحیم را نگیرد هیچ اسم دیگری نمی‌گیرد. برای همین هم شما در بین همه اسماء الهی قرآن روی این تأکید می‌کند در تمام سوره‌ها “بسم الله الرحمن الرحیم”. اسم‌های دیگر خدا را نیاورده است چون همه چیز همین دو تا است، رحمان و رحیم. اگر کسی این دو تا اسم را گرفت سایر اسم‌ها را راحت می‌آید در دستش، راحت می‌تواند با یک تلاش کمی زود می‌تواند اسم‌ها را دریافت کند. سر نماز هم ما دوبار داریم رحمان و رحیم، “بسم الله الرحمن الرحیم * الحمدلله رب العالمین” باز “الرحمن الرحیم”. یعنی آن معشوق من، اله من رحمان رحیمی است که دوست دارد من هم رحمان رحیم باشم، دوست دارد من هم شبیه خودش باشم. یک آدم بداخلاق، یک آدم زودرنج، یک آدم حسود، یک آدم خودخواه، یک آدم بدبین، این آدم وقتی که می‌خواهد بایستد به نماز با یک عالمه آلودگی می‌ایستد، خب وقتی هم که می‌خواهد نماز بخواند نمازش هم نمی‌تواند نماز باشد.

جایگاه اکرام در رشد معنوی

خب حالا وقتی که داریم اکرام را می‌گوییم کدام مرحله است؟ مرحله سوم هست، یعنی انسان ترک ظلم کند، بی‌ادبی را رها کند و بعد اکرام داشته باشد، بتواند به دیگران احترام بگذارد. گاهی وقت‌ها انسان از کسانی هم خوشش نمی‌آید یا با آن‌ها غریبه است یا رابطه عاطفی محکمی ندارد با آن‌ها ولی لازم است که رعایت ادب کند. مثلاً عروسی که با مادر شوهرش مشکل دارد و عیب هم از مادر شوهر است، دامادی است که با پدر زن یا مادر زن یا برادر زنش مشکل دارد عیب هم از آن‌ها اما این شخص ادب را همیشه رعایت می‌کند، پرخاشگری ندارد، حمله ندارد، بدگویی ندارد، غیبت ندارد، حرمت را رعایت می‌کند، هر چند در باطن با آن‌ها پیوند عاطفی هم ندارد. این مرحله مهمی است، حرمت نگه داشتن، احترام نگه داشتن، که حالا شاخه‌های مختلفی دارد اگر برسیم ان‌شاءالله باید درباره شاخه‌های آن هم سخن بگوییم. فعلاً داریم بحث کلی اکرام را می‌کنیم. اکرام بسیار مهم است، اکرام خدا، اکرام اهل بیت (ع)، اکرام مؤمنین. در مؤمنین هم همین‌طور معلم، پدر و مادر، خانواده همسر، دوستان، فقرا، خیلی هست، شاخه‌های زیادی دارد اکرام که برای همه آن‌ها هم ما بابی در معارف اسلامی و آموزه‌های اسلامی داریم، که باب مفصلی است اما آنچه که خیلی مهم است این است که انسان باید اکرام داشته باشد، احترام را رعایت کند برای همه افرادی که با آن‌ها رو به رو است، ادب را رعایت کند. پس جایگاه این نکته خیلی اینجا مهم است. این‌ها ورودی‌های دریافت اسم رحمان و رحیم است.

اکرام برادر دینی، اکرام خداست

فرمایشی از نبی اکرم (ص) هست که می‌فرمایند: “مَن اکرمَ اخاهُ فَاِنما یُکرم الله…” هر کس برادرش را اکرام کند، احترام کند و گرامی بدارد برادرش را (گفتم برادر اسم عام است خواهر و همه چیز را در بر می‌گیرد حتی شما یک شیء را هم که اکرام می‌کنید این هم حساب است، چون اشیاء و هر چیزی که شما دست بگذارید رویش جلوه‌های خداوند تبارک و تعالی است، ظهورات حق تعالی است و محترم هستند) “مَن اکرمَ اخاهُ فَاِنما یُکرم الله…” چه کار کرده است؟ “الله” را اکرام کرده است. خیلی مهم است. اگر یک کسی برادرش را اکرام کند، پدرش را اکرام کند، خانواده‌اش را اکرام کند، خانواده همسرش را اکرام کند، همسرش را اکرام کند، همسایه‌ها را اکرام کند، استادش را اکرام کند، و انسان‌ها را اکرام کند بخصوص برادران دینی و مؤمنین را که این اکرام از روی رحیمیت است. یک اکرام داریم از باب رحمانیت، که انسان به همه چیز احترام می‌گذارد، حتی به اشیاء. یک اکرام هم داریم، اکرام رحیمیه است مخصوص انسان‌های مؤمن است، انسان مؤمنین را بیشتر باید اکرام کند. می‌فرماید هر کس که اکرام کند چه کار کرده است؟ خدا را اکرام کرده است. دقت کنید آن سه تا قاعده‌ای که هفته قبل گفتیم، “هُوَ انت”، “هُوَ رسول الله”، “هُوَ الله” این سه تا. حالا در برخورد با یک انسان وقتی احترام می‌گذارید به او دارید احترام خدا را به جا می‌آورید. خیلی حرف است که این دو تا این‌ها در مباحث معرفت نفس حل می‌شود که چطور من به یک آدم، به فرزندم، به همسایه‌ام، به هر کسی که می‌بینم احترام و اکرام کنم، روابط مردم بر اساس احترام و اکرام باشد نه بر اساس توهین و تحقیر دیگران، نه بر اساس تندی و تیزی. ولی خدا دریافت‌کننده است. چطور خدا می‌گوید که اگر به یک کسی قرض بدهید به من قرض داده‌اید، “مَن ذَ الذی یُقرض الله قرضً حسَنا” نمی‌گوید چه کسی هست که به بنده من قرض بدهد، هر کس به بندگان من قرض بدهد من اکرام می‌کنم، من مضاعف به او سود بر می‌گردانم، “فَیُضاعِفَهُ لَهُ اَضعافا” می‌فرماید هر کس به من قرض بدهد. دقت کنید که خداوند چگونه می‌گوید، این جهان‌بینی، یک جهان‌بینی مخصوص قرآن است شما هیچ جای دیگری این را ندارید این قرآن است که به ما می‌گوید شما “اَینما تُوَ لو وجه الله” به هر چیزی که نگاه می‌کنید جلوه خداست، لذا حرمت دارد و احترام دارد. خیلی فرمایش بلند است، هیچ جا شما از هیچ کس کلماتی با این قدرت و این عظمت نخواهید شنید که پیامبر دین ما می‌گوید که اگر شما برادرتان را اکرام کنید خدا را اکرام کرده‌اید. این یعنی چه؟ یعنی اینکه شما نباید گول بخورید و پست‌پسند باشید در ارتباطتان با آدم‌ها و فکر کنید و بگویید که من این را احترام کنم؟ از دستش ناراحت هستم، به این احترام بگذارم؟ هر کس که می‌خواهد باشد فرقی نمی‌کند. یک جایی که نمی‌توانید احترام بگذارید، تند می‌شوید، تیز می‌شوید، بی‌ادب می‌شوید، با تندی و بی‌ادبی حرف می‌زنید خوب دقت کنید حواستان باشد که دریافت‌کننده این بی‌ادبی چه کسی هست، همان‌طور که دریافت‌کننده اکرام خداست، دریافت‌کننده بی‌ادبی هم خداست. خیلی خطرناک می‌شود انسان، خطاکار و بی‌ادب و تحقیرکننده و کوچک‌کننده دیگران، سرزنش‌کننده دیگران باشد، و بدرد دیگران را، این خیلی خطرناک هست. حضرت فرمود اگر شما خدا را احترام بگذارید حالا این بماند بعد توضیح می‌دهم. این را می‌گفتم که پست‌پسند نباشیم ما در اکرامی که داریم می‌کنیم نگویید که زورم می‌آید من این آدم را اکرام کنم شما دارید خدا را اکرام می‌کنید، با آدم‌ها چه کار دارید، آدم‌ها یک وسیله امتحانی شما هستند، خداوند می‌فرماید: “نَبلوکُم بَعضَکُم بِبعض” ما آدم‌ها را می‌گذاریم سر راهتان شما با ما رفتارتان را درست کنید، مثل اینکه شما می‌خواهید به یک بزرگی احترام بگذارید دل خوشی هم از بچه‌اش ندارید ولی به بچه‌اش احترام می‌گذارید به عشق چه کسی؟ به عشق به آن بزرگ، برای نزدیک شدن به آن بزرگ. خدا می‌فرماید که به بندگان من احترام بگذارید. چطور پیامبر (ص) فرمودند سادات خوب را به خدا ببخشید، سادات بد را هم به من ببخشید. حرمت سادات خب این یک حرمت ویژه است حرمت سادات خیلی ویژه است، انسان هر چقدر به سادات حرمت بگذارید مادرمان فاطمه زهرا (س) دریافت می‌کند، و به بهترین شکل جبران می‌کند، امیرالمؤمنین (ع) دریافت می‌کند، رسول الله دریافت می‌کند به بهترین شکل جبران می‌کند. ولی حالا جدای از این بحث سادات، سایر بندگان خدا هم همین‌طور هستند یعنی انسان وقتی بندگان خدا را اکرام می‌کند “الله” دریافت‌کننده این اکرام است. حالا شما هر چقدر عاشق خدا هستید، هر چقدر دوستش دارید اکرام می‌کنید خدا را، بخصوص اگر خدای نکرده انسان گناهی به گردنش باشد، این اکرام‌ها کفاره گناهان انسان می‌شود. یک کسی معصیت کرده است، گناه دارد، بارش سنگین است، بیاید به بندگان خدا احترام بگذارد، بندگان خدا را شاد کند. در روایت هم داریم کفاره گناهان است شاد کردن بندگان خدا، انسان کار دیگران را راه بیندازد، مشکل دیگران را حل کند، شاد کند دیگران را خشم خدا را از خودش دور کرده است، ممکن است انسان با گناهان خشم آسمان را به سمت خودش جلب کرده باشد، جهنمی کرده باشد خودش را ولی وقتی که شاد می‌کند بندگان خدا را به هر چیزی حالا من ساده می‌گویم شاد کردن به همین که ببینید نزدیکانتان چه می‌خواهد آن‌ها را شاد کنید به اندازه یک چای دادن، به اندازه یک بستنی خریدن، به اندازه یک آب یخ دادن، به اندازه یک عطر هدیه دادن، از همین شما بگیرید که حالا نمونه‌اش را می‌رسیم ببینید که چقدر زیبا مثال می‌زند پیامبر (ص) برای ما یک چیز خیلی ساده از این حرمت‌های ساده، سر سفره حواستان باشد که چه کسی چه می‌خواهد به دستش برسانید این مقدار اکرام، همین مقدار اکرام، از اینجا انسان شروع کند تا برود به اکرام‌های برتر و بالاتر، از همین جاها شروع کنیم، احترام به فرزندتان اگر به او قولی داده‌اید عمل کنید مراقبت کنید، خرابش نکنید، ضایعش نکنید، اعصابش را خرد نکنید، با او بازی نکنید، این‌ها خیلی مهم است، این‌ها می‌شود اکرام.

پاداش اکرام خدا

حضرت می‌فرماید: “فَما ظَنُکُم بما یُکرم الله بِایَفعلَ بِه” شما اگر کسی خدا را اکرام کند گمانتان چه هست در مورد خدا که خدا چه کار می‌کند با این بنده اش؟ حضرت این‌گونه می‌فرماید: “فَما ظَنُکُم” ترجمه‌اش را بخواهیم روان بگوییم حضرت می‌فرماید به نظر شما خدا با یک کسی که اکرامش کرده است چه کار می‌کند؟ خدا با کسی که احترامش کرده است چگونه برخورد می‌کند؟ چیز دیگری نمی‌گوید یک سؤال ایجاد می‌کند در ذهن شما، “الله” تبارک و تعالی، هستی مطلق و بی‌نهایت با یک کسی که حرمت به خدا می‌گذارد چه کار می‌کند؟ شما می‌گویید حر یک ادب به حضرت زهرا (س) کرد از انتهای جهنم رفت تا مقام سید الشهدا (ع)، همین یک ادب به حضرت زهرا (س) کرد، بله اگر یک کسی حرمت به خدا بگذارد خدا با او چه می‌کند؟ این از لطافت‌های کلام است حضرت سؤال کرد ما را رها کرد، “فَما ظَنُکُم بِما یُکرم الله بِایَفعلَ بِه” گمانتان چه هست؟ به نظرتان خدا چه می‌کند با کسی که احترام به او گذاشته است؟ پس تندی‌ها، تیزی‌ها اول سر و بدن ما را می‌بُرد، یک کسی که درونش پُر از خشم می‌شود و حالا می‌خواهد در این خشم بِبُرد دیگران را تا تسکین پیدا کند، اولین کس خودش را ذبح می‌کند، نمی‌فهمد که با خودش چه کار می‌کند. حرمت نگه داشتن صرفاً وقتی که می‌گوییم حرمت نگه دارید نه اینکه با این مثال‌های ضعیفی که من می‌زنم مثلاً بد نشوید، تند نشوید، عصبانی نشوید، نه، گاهی وقت‌ها انسان‌ها در اوج آرامش به دیگران توهین می‌کنند، غیبتش را می‌کنند به جای اینکه به خودش بگویند می‌روند به یک کس دیگر می‌گویند عیبش را، خب خیلی کار زشتی است دیگر، این خشونت است ولی عصبانیتی هم درش نیست ولی عین خشونت است، خب بابا شما با او مشکل دارید صدایش کنید و با او صحبت کنید چرا به کس دیگری می‌گویید؟

اکرام در سیره پیامبر (ص)

حالا دقت کنید یک نمونه از سلمان (ع) می‌فرماید: “دَخَلتُ اَلا رسول الله وَ هُوَ مُتکِئُن اَلا وساطتٍ” یک بالشی گذاشته بود تکیه داده بود می‌فرماید که وارد شدم دیدم پیامبر (ص) دراز کشیده بود و تکیه داده بود به یک تکیه‌گاهی “بِاَلقایَ اِلَیهَ” یک بالشی گذاشته بود زیر دستش من وارد شدم، ببینید پیامبر (ص) این‌قدر خودمانی است با سلمان، چگونه بوده است سلمان که راحت در خانه پیامبر (ص)، رسول الله (ص)، و حضرت زهرا (س) وارد می‌شده، ببینید انسان به کجا می‌رسد، سلمانی که از کفر شروع کرده است رسیده است به ایمان تا شده است “مِنا اَهلَ البیت” حالا این‌قدر محرم است که راحت می‌رود به خانه پیغمبر (ص)، می‌رود در خانه حضرت زهرا (س)، این‌قدر راحت، حالا این‌قدر هم خودمانی هستند با او و او با این‌ها خودمانی هستند، پیامبر (ص) بلند هم نمی‌شود که بگوییم پیامبر (ص) به احترام سلمان بلند شد ایستاد، نه، می‌گوید در همان حالت که حضرت بود “بِاَلقای اِلَیهَ” بالشش را برای من پرت کرد پیامبر (ص)، گفت بنشین یا مثلاً تو هم تکیه بده، همان‌گونه که حضرت بود، چقدر صمیمی، “عِندَالاهباب تُصقَتُ الآداب” بزرگان فرمودند آن‌هایی که انسان با آن‌ها خیلی خودمانی است خیلی عزیز هستند خودمانی‌ها آدم خیلی لازم نیست که این‌طور آداب را رعایت کند نه اینکه بی‌ادبی کند، “ثُمَ قالَ یا سَلمان” حالا همه کارهای خودش را پیامبر (ص) می‌گوید، می‌گوید که من این کار را برای چه کردم سلمان؟ ببینید که چقدر قشنگ و خودمانی هستند، همان‌جا هم به سلمان می‌گوید که دوستت دارم هم به سلمان می‌گوید که خدا را بیشتر از تو دوست دارم، “ما مِن مُسلمٍ یدخلُ الا اَخیهِ المسلم فَیُلغی لَهُ وساطَتً اکرامً الا غفَرالله لَه” می‌فرماید هیچ مسلمانی نیست که برادر مسلمانش به او داخل بشود (برادرش، این کلمه را خیلی دقت کنید، این‌ها خیلی بار دارد، برادرش، این حس‌ها باید در ما زنده بشود) تا ما حس غریبه‌بینی درِمان هست، همه غریبه هستند هیچ کس آشنا نیست، حالا خواهر و برادر، برادرش به او وارد بشود “فَیُلغی لَهُ وساطَتً” این بالشش را برایش قرار بدهد، بالشی برایش پرت کند، این قشنگ است، این محبت است، یک موقع هست که پرت کردن بی‌ادبی است، یک موقع هست که محبت از روی صمیمیت و دوست داشتن است که یک نفر چیزی را برای کسی پرت می‌کند، این دیگر اسمش بی‌ادبی نیست، این اوج صفا و محبت است، این برای برادرش، “فَیُلغی لَهُ وساطَتً” یک بالشی را برایش پرتاب می‌کند، “اکرامً لَه” از روی احترام و اکرام این کار را انجام بدهد، ببینید می‌گوید پرتاب کند از روی احترام، خدا رحمت کند علامه جعفری، خدا رحمت کند علامه طباطبایی، سلام خدا بر این‌ها باد، علامه جعفری می‌گوید که رفتم منزل علامه طباطبایی ایشان روی پتو نشسته بود بعد من که از در آمدم ایشان به من گفتند که بفرمایید بالا بنشینید من گفتم که نه حاج آقا من که آنجا نمی‌نشینم بعد اصرار کرد دید من نمی‌نشینم گفت کار دارم حرف مهمی دارم که با شما بزنم، می‌گفت من دیگر حواسم رفت به حرف مهم ایشان زود نشستم روی پتو ایشان هم رفت آن‌طرف نشست روی زمین بعد نشستم و گفتم بفرمایید علامه گفت که هیچی می‌خواستم بگویم که آنجایی که شما نشستید بهتر از اینجاست، دیده بود او نمی‌نشیند گفته بود که شوخی کنم که او زودتر برود و بنشیند، “اکرامً لَه” اگر از روی اکرام این کار را بکند، “اِلا” مژده را دقت کنید (قربان خدا بروم به دنبال این می‌گردد که بندگانش را پاک کند)، “اِلا غَفَرَالله لَه” خداوند او را می‌بخشدش، از این راحت‌تر، حالا می‌گوید که حاج آقا ببخشید این نماز توبه و غسل توبه و ذکرهایی که مخصوص توبه هست و اینکه چند شنبه باید چه کار کنیم و تا چهل دفعه باید چه کار کنیم مدام به دنبال این‌ها می‌گردد، خدا می‌فرماید که بابا کار یک مسلمان را راه بینداز، یک اکرام کن، تمام، یک احترام کن به پدر و مادرت تمام، عجب خدایی، معنی رفیق بودن یعنی همین، اسم رفیقی که ما برای خدا به کار می‌بریم این‌قدر با ما رفیق است، این‌قدر با ما ندار است، از هر ظهور زیبایی که در نفس شما هست وسیله‌ای برای مغفرت شماست، خداوند یک کاری می‌کند که این مغفرت صورت بگیرد، چه خدای خوب و دوست‌داشتنی داریم، “الا غفَرَالله لَه” چه مکتب و مذهبی داریم ما.

اکرام دوست و گذشت از دشمن

فرمایش بعدی از امیرالمؤمنین (ع) هست می‌فرماید: “اَکرِم مَن وَدَکَ وَصفَ اَن یَدوِک یُتَمُ لَکَ الفَضل” آدم‌هایی که می‌خواهند بزرگ بشوند، آدم‌هایی که می‌خواهند به “الله” نزدیک‌تر بشوند می‌خواهند با فضیلت باشند، فضل معلوم است دیگر یعنی زیاد شدن، بزرگ شدن، مثل کسی که می‌خواهد در دنیا ثروتمند بشود می‌گویند که شما بروید این نوع تجارت را انجام بدهید، بروید در کار تجارت این نوع تجارت را انجام بدهید ثروتتان اوج می‌گیرد، یک کسی می‌خواهد از نظر انسانی بزرگ بشود ببینید امیرالمؤمنین (ع) چقدر زیبا می‌فرماید با همه این‌ها زندگی کردند به این‌ها عمل کردند، این‌ها در سیره معصومین (ع) فراوان است، یعنی من راحت می‌توانم ده‌ها ساعت برای شما فقط سیره بگویم در مورد رفتارهای معصومین (ع)، می‌فرماید که هر که شما را دوست می‌دارد به او احترام بگذارید، “اَکرِم مَن وَدَکَ” هر کس که شما را دوست دارد حرمتش را رعایت کنید، به او حرمت بگذارید تندی نباشد، تیزی نباشد، بی‌احترامی نباشد، تحقیر نباشد، ضایع کردن نباشد، حال گرفتن نباشد، هر کس که شما را دوست دارد با او با احترام رفتار کنید خیلی بد است گاهی اوقات من می‌بینم بین کسانی که همدیگر را دوست دارند چه زن و شوهر، چه خواهر و برادر، چه دو تا دوست، چون با هم خیلی دوست هستند به همدیگر فحش می‌دهند، این کار بدی است می‌گویند که ما با هم ندار هستیم، ما با هم اصلاً این حرف‌ها را نداریم، می‌گوید که ما چون با هم خیلی رفیق هستیم هر چیزی که دلشان می‌خواهد به همدیگر می‌گویند، این خوب نیست، در روایت هم داریم “لا تُضَیع اَنَ اَخیکِ اِطکالً بَینَک و بَینَ اخیک” در اینکه با هم صمیمی هستید این را بهانه‌ای برای ضایع کردن همدیگر قرار ندهید، حقوق همدیگر را ضایع نکنید، بی‌احترامی به همدیگر نکنید، طرف می‌بینید که یک کسی می‌آید در خانه او مهمان است، فرزند آن مهمان یک کار زشتی انجام می‌دهد حالا آن مهمان می‌خواهد آن بچه را تنبیه کند می‌گوید نه عیبی ندارد آقا چه اشکالی دارد فدای سرتان اصلاً مهم نیست، اصلاً این چیزها که ارزش ندارد، بعد فرزند خودش یک جرمی به مراتب کمتر انجام می‌دهد می‌بینید که بلند می‌شود فرزندش را می‌زند، به فرزندش هزار تا توهین می‌کند، این یعنی چه؟ به فرزندتان در غیاب مهمانتان، در حضور مهمانتان، به فرزند خودتان هم احترام بگذارید، این‌طور نباشد که ما چند رو باشیم، جلوی دیگران حرمت بگذاریم در خلوت توهین کنیم، حالا بعضی‌ها این‌قدر بی‌حیا هستند که در جمع هم ضایع می‌کنند دیگران را، در جمع هم حرمت چیزی را نگه نمی‌دارند، “اَکرِم مَوَدِک” هر کس که شما را دوست دارد حرمتش را نگه دارید، توهین نکنید، تیز نشوید به همدیگر، “وَصفاً اَن عَدُوِک” از دشمن خودت هم گذشت کن، کینه به دل نگیر، راجع به دشمن صحبت می‌کند! دشمن یعنی کسی که بدخواهت است نه دشمن جنگی و حربی، هر چند آن‌ها با دشمنان خودشان هم همین‌گونه بودند، یعنی در جنگ هم این‌ها اگر دشمنشان هر کاری می‌کرد، دشمن می‌آمد جنایت می‌کرد، ظلم می‌کرد، ولی نوبت این‌ها که می‌شد پیروز که می‌شدند آن کارها را نمی‌کردند شما دستورالعمل‌های جنگی ائمه (ع) را نگاه کنید، با خانم‌ها هیچ کاری نداشته باشید، با بچه‌ها هیچ کاری نداشته باشید، با مجروحان هیچ کاری نداشته باشید، بعضی وقت‌ها مجروحان ما (؟) می‌کردند، عراقی‌ها، بچه‌های بعثی با اسرای ما چگونه برخورد می‌کردند ما با اسرا چگونه برخورد می‌کردیم، این‌ها با دشمنشان هم این‌گونه بودند، شخص ایستاده بالای سر پیغمبر (ص) با شمشیر پیامبر (ص) خواب بود شمشیر را برداشت رفت بالای سر پیغمبر (ص) فقط شمشیر را برد بالا که بزند، فقط از پیغمبر (ص) پرسید که چه کسی تو را نجات می‌دهد الان؟ و بلند کرد شمشیر را که بزند پیغمبر (ص) را بکشد پیغمبر (ص) فرمود خدا، “الله”، و وقتی خورد زمین پیامبر (ص) شمشیر را برداشت رفت بالای سرش بعد پیامبر (ص) به او گفت حالا چه کسی تو را از دست من نجات می‌دهد؟ گفت عفو شما، کرم شما، پیامبر (ص) فرمود برو، این‌قدر راحت، کسی که می‌خواسته بکشد پیغمبر (ص) را، ما گاهی اوقات با دیگران مثل قاتل خونی رفتار می‌کنیم این‌قدر خشن برخورد می‌کنیم با دیگران، خیلی خشن هستیم ما، خیلی خشن می‌شویم با افراد وقتی که بدی می‌بینیم، خیلی تند می‌شویم خیلی یکدفعه همه چیز را فراموش می‌کنیم، “وَصفاً اَن عَدوِک” یعنی آن کسی که با او مسئله دارید یا او با شما مسئله دارد دشمنان خانگی و هم‌جنس‌تان، در اداره‌ای، در جایی که بدی می‌کنند به آدم بگذر، “وَصفَ” اصلاً ندید بگیر، “یُتِمُ لَکَل فَضل” تا فضل شما کامل شود، آن‌وقت کامل هم نمی‌گوید، نمی‌گوید “یَکمُلُ” می‌گوید “یُتِمُ” اتمام از اکمال خیلی بالاتر است یعنی به اوج می‌رسد به انتها می‌رسد فضیلت یک آدم، اگر یک کسی برتری را می‌خواهد، اوجش، اوج برتری آنجاست که تو همیشه احترام بگذاری به احباء خودت، اطرافیان خودت، اکرام کنی، خشونت، بی‌ادبی، تندی نباشد و حرف زشتی در نیاید، تکیه‌ای در نیاید، نیشی در نیاید، حال‌گیری نباشد، ضایع کردنی نباشد، این یک، دو آن‌هایی که بدجنس هستند، آن‌هایی که اذیت‌کن هستند، آن‌هایی که دشمنی می‌کنند ندید بگیرید مدام به دل نگیرید و بخواهید خودتان را به آن مشغول کنید، فضیلت و برتری شما تمام می‌شود یعنی چه؟ یعنی شما اوج می‌گیرید با این کار، یعنی وقتی که مدام ذهنتان مشغول دشمنی‌ها و کینه‌توزی‌ها و نامهربانی کردن‌ها و تلافی کردن‌ها و رقابت‌هاست سنگین هستید نمی‌توانید اوج بگیرید، انسانی می‌تواند اوج بگیرد که رد شود و برود، ولی وقتی می‌گوید من فلانی را حلال نمی‌کنم، نفرین می‌کنم، نمی‌بخشم، این خودش در لجن، در آتش، در گیر است و سنگین است، خودش بیچاره و گرفتار است.

فرمایش بعدی هم خیلی خیلی مهم و تکان‌دهنده است از وجود مقدس امام صادق (ع) که البته این یک مقدار توضیح می‌خواهد می‌ترسم این بحث را شروع کنیم ضایع بشود اصل این بحث، ان‌شاءالله بماند برای جلسه بعد. والحمدلله رب العالمین.

خلاصه

جملات ناب

  1. علامت حرکت انسان به سوی بهشت و خوشبختی، از بین بردن خشونت‌ها، تیزی‌ها و بداخلاقی‌های نفس است.

  2. رشد حقیقی انسان در گرو مهربان‌تر شدن روز به روز به بندگان خدا و نرم‌تر و خوش‌اخلاق‌تر بودن است.

  3. تقرب به “الله” به معنای نزدیک شدن و شبیه شدن به صفات الهی است، نه صرفاً انجام دستورات.

  4. ثروت حقیقی انسان در دنیا و آخرت، ظهور اسماء الهی در وجود اوست، نه کمالات ظاهری و مادی.

  5. رحمانیت یعنی عاشق دنیا و نظام خلقت بودن؛ دوست داشتن انسان‌ها، حیوانات، گیاهان و همه چیز.

  6. برای تقرب به خدا و دریافت اسماء رحمان و رحیم، باید ظلم را ترک کرد، بی‌ادبی نکرد، ادب و اکرام داشت و مهرورزی کرد.

  7. اگر کسی بتواند اسماء رحمان و رحیم را در خود جلوه دهد، دریافت سایر اسماء الهی برایش آسان خواهد بود.

  8. اکرام و احترام به دیگران، مرحله‌ای مهم در رشد معنوی و ورودی برای دریافت اسماء رحمان و رحیم است.

  9. هر کس برادر دینی خود را اکرام کند، در واقع “الله” را اکرام کرده است.

  10. دریافت‌کننده اکرام و بی‌ادبی ما، خداوند است؛ پس در تعامل با دیگران، به این نکته توجه کنیم.

  11. اکرام بندگان خدا، به خصوص در زمان گناه، می‌تواند کفاره گناهان باشد و خشم خدا را از انسان دور کند.

  12. شاد کردن بندگان خدا، راه انداختن کارشان و حل مشکلاتشان، از راه‌های دور کردن خشم الهی است.

  13. اکرام می‌تواند از ساده‌ترین کارها مانند توجه به نیاز دیگران سر سفره تا احترام به فرزند و عمل به قول‌ها آغاز شود.

  14. اگر کسی خدا را اکرام کند، گمانتان چیست که خدا با او چه می‌کند؟ (اشاره به پاداش بی‌نهایت الهی)

  15. گاهی اوقات انسان‌ها در اوج آرامش نیز با غیبت و توهین به دیگران، خشونت ورزی می‌کنند.

  16. پیامبر (ص) با پرتاب بالش برای سلمان، اوج صمیمیت و اکرام را نشان دادند.

  17. هیچ مسلمانی نیست که برادر مسلمانش به او وارد شود و او از روی اکرام بالشی برایش قرار دهد، مگر اینکه خداوند او را ببخشد.

  18. به کسانی که شما را دوست دارند، احترام بگذارید و از دشمنان خود گذشت کنید تا فضیلت شما کامل شود.

  19. کینه‌توزی و مشغول شدن به دشمنی‌ها، انسان را سنگین می‌کند و مانع اوج گرفتن او در مسیر معنوی می‌شود.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه