فهرست مطالب
Toggleشفاعت نبی اکرم (ص) برای اکرامکنندگان خانوادهاش
درباره محبت اعضای خانواده آسمانی، فرمایشی از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرض کردیم که حضرت فرمود: «من چهار کس را شفاعت میکنم، یکی از آنها کسی است که خانواده من را اکرام کند و به آنها احترام بگذارد.»
مفهوم اکرام و کریم
من یک توضیحی راجع به کلمه اکرام و کریم بدهم. کریم یعنی کسی که عطا میکند بدون اینکه طرف مقابلش استحقاقی داشته باشد یا طلبی داشته باشد. به این میگویند شخص کریم. یا «من یعطی من یسئله و من لم یسئله تحنن منه و رحمه» که در ماه رجب میخوانیم. کریم مثل کسی است که مثلاً سوار تاکسی میشود، طی میکند که از فلان جا تا فلان جا میشود ۱۲ تومان و به طرف ۱۵ تومان میدهد. خب حق او ۱۲ تومان است، ولی شخص کریم بیش از حد طلب و توقع شخص مقابل به او محبت میکند و اکرام میکند. به این میگویند اکرام کردن.
اکرام اهل بیت (ع) و سادات
در مورد اهل بیت این است ظاهرش که ما اکرام میکنیم و احترام میگذاریم و گرامی میداریم، هر چند که تمام نیرو و توان و قدرت ما از خداوند و اهل بیت علیهم السلام است. ولی در مورد سادات نه. در مورد ساداتی که فرزندان حضرت هستند، غیر از خداوند و اهل بیت اولیای الهی، سادات معمولی است. ممکن است انسان یک رابطه برابری با یک سادات داشته باشد، ولی به خاطر سادات بودن امتیاز میدهد به طرف مقابل، از حق و سهم خودش میگذرد و کوتاه میآید به خاطر اینکه طرف مقابل سادات است و این میشود اکرام و خیلی ارزش دارد. اکرام اهل بیت علیهم السلام و اکرام خداوند تبارک و تعالی را در پی دارد.
برآورده کردن حوائج ذریه پیامبر (ص)
«والقاضی لهم حوائجهم» یعنی کسی که حوائج ذریه من را برآورده کند. اولاً این قضای حاجت، یعنی حاجت کسی را رفع کردن و نیاز کسی را برطرف کردن، در مورد هر مومنی از ثواب و درجات بسیار عالی برخوردار است. در همین ایام چون داریم نزدیک میشویم به ایام اعتکاف، شخصی میگوید با حضرت مجتبی علیه السلام در اعتکاف بودیم. یک مردی آمد خدمت حضرت عرض کرد: «فلانی از من پولی میخواهد، من چون ندارم میخواهد من را به زندان بیندازد.» امام مجتبی علیه السلام در اعتکاف بودند، گفتند: «من چیزی ندارم که قرض تو را ادا کنم.» یعنی اگر داشتم قرض تو را ادا میکردم. این کار، کار بسیار مهمی است که انسان کمک کند به قرضمندان و به خصوص از جیب و هزینه خودش این کار را انجام دهد تا یک کسی را نجات دهد. راوی میگوید من دیدم که حضرت از مسجد زد بیرون. گفتم: «آقا مگر شما معتکف نیستید؟ معتکف باید این سه روز در مسجد باشد.» حضرت فرمود: «چرا، من یادم نرفته که معتکف هستم، اما پدرم از جدم رسول خدا برایم نقل کرد اگر کسی حاجت یک نیازمند و برادر مومنی را ادا کند، ۹۰۰۰ سال خداوند تبارک و تعالی برایش عبادت مینویسد. ۹۰۰۰ سال که تمام این ۹۰۰۰ سال روزها روزه گرفته و شبها عبادت کرده.» اینقدر به فکر نیازمندان بودن و تلاش در برطرف کردن نیاز نیازمندان ارزش دارد، به خصوص مومنین و شیعیان.
خروج از اعتکاف برای رفع حاجت
مضافاً اینکه مراجع گفتند که اگر چنین مشکلی پیش آمد، میتواند برای حل مشکل یک نفر و برطرف کردن مشکل یک نفر از اعتکاف بیرون بیاید و آن کار را انجام دهد و برگردد. مثل اینکه نماز جمعه است. نماز جمعه یک عبادت واجب است و بسیار مهم است، البته واجب تأخیری است ولی خیلی اهمیت دارد. یک معتکف میتواند از مسجد بیاید، برود نماز جمعه را به جا آورد و بعد بیاید در مسجد برای اعتکاف. به اعتکافش لطمهای وارد نمیکند. ولی برای قضای حوائج فوقالعاده مهم است که ما در مباحث مهرورزی توضیح دادیم، عزیزان به آنجا مراجعه کنند. مضافاً طی بحثهایی که داریم میخواهیم به این بحث برسیم. چون میخواهیم به روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر بپردازیم، یک بخشهایی را از کلام امام رضا گفتیم، بخشهایی را که در کلام امام رضا علیه السلام نبود آن را توضیح خواهیم داد. پس این خیلی مهم است.
اهمیت کمک به سادات
حالا نگاه کنید یک سیدی یک حاجت و نیازی داشته باشد، تأکیدش خیلی زیاد است که انسان به سادات اهمیت دهد. این سید میتواند مادر انسان یا همسر انسان باشد، حتی و پسر و فرزند انسان باشد. به این احترام نگاه کند، نه اینکه بچه من است، نه به خاطر اینکه بچه سادات است، از این لحاظ به او احترام بگذارد. دوست من باشد، همسایه من باشد یا یک غریبه باشد، اصلاً من را نمیشناسد و من هم او را نمیشناسم، ولی حالا فهمیدم که او سید است و میتوانم باری را از رو دوشش بردارم، کاری برایش انجام دهم، به عشق مادرم حضرت زهرا و به عشق آبا و اجداد طاهرینمان، ما حرمت بگذاریم به سادات.
توجه به نیازهای امام زمان (عج)
خوب و اگر میتوانیم کاری برایشان انجام دهیم، میآییم به سراغ در مسئله قضای حاجت، به سراغ مهمترین سیدی که بیشترین نیاز را دارد و ما هم به او بیشترین نیاز را داریم. و آن وجود مقدس پدر آسمانیمان آقا امام زمان است. در روایت داریم ما را از کسانی قرار بده که به قضای حاجت امام زمان توجه دارند، به نیاز امام زمانشان توجه دارند، به اینکه من اگر حضرت با من کاری دارد، دستوری و فرمایشی دارد، به آن بپردازم. این خیلی حرمت دارد و مهم است. الان آیا امام زمان به عنوان سید و سادات به ما احتیاج دارد یا ندارد؟ به عنوان بچه رسول خدا، به عنوان فرزند امیرالمومنین، به عنوان فرزند فاطمه زهرا به ما احتیاج دارد یا ندارد؟ بالاترین کسی که الان ما را به کمک خودش فرا میخواند آقا امام زمان است. کسی که بیخیال است به این حاجت، و او هر روز دارد «هل من ناصر ینصرنی» میگوید، این بیخیالی به این قضای حاجت، این بیخیال شدن و بیفکری نسبت به مسائل نهضت امام زمان علیه السلام، اینها قساوت قلب میآورد. چه بسا ممکن است که یک سادات، دو سادات من در خانه یا در همسایگی خودم داشته باشم، به آنها رسیدگی کنم، ولی از طرف اصلی میخواهم از این طریق یاری امام زمان را نگاه کنیم. که حضرت یکی از سادات هستند و پیامبر فرمود کسی که قضای حاجت او را کند من شفیع او میشوم. امام زمان سید السادات است و او به کمک ما، به دعای مضطرانه ما، به خرج کردن ما، به هزینه کردن ما، به هزینه شدن ما احتیاج دارد. به اینکه ما تلاش کنیم برایش، به عنوان فرزندانش برایش دلسوزی کنیم، رحم داشته باشیم، عاطفه داشته باشیم.
دلسوزی برای امام زمان (عج)
از خودمان شروع کنیم، از خانواده خودمان شروع کنیم، از محله و شهر مان شروع کنیم، هر کاری میتوانیم بکنیم برای آشتی کردن فرزندان حضرت با حضرت و اینکه این فرزندان همانطور که خود حضرت خواسته به همدلی نسبت به ایشان برسند. اینقدر دلشان تنگ شود که به یک دعای مضطرانه برسند، به گریه بیفتند، همانطور که برای خانواده زمینیشان، نامزدشان، همسرشان، پدر و مادر زمینیشان، دخترشان، پسرشان، دوستشان گریه میکنند، دلتنگ میشوند، دلشان تنگ شود برای پدر آسمانیشان. واقعاً گریه کنند در دلتنگی نسبت به امام زمان، بیتاب حضرت شوند. یک ساعتهایی خیلی قشنگ است انسان بیتاب خانواده آسمانیاش باشد، بنشیند در دل شب از دلتنگیهایش به خدا بگوید که خدایا من دلتنگ اهل بیت هستم، دلتنگ خانواده آسمانی و امام زمان هستم. من الان فکر میکنم حضرت الان کجاست؟ این ساعتی که من اینجا هستم او کجاست؟ این شبها او کجاست؟ زمستانها او چی میکند؟ تابستانهای گرم او چی میکند؟ قطعاً وضعش بهتر از فرزندان و فقیرترین و مضطرترین فرزندانش نیست. قطعاً او در سختی خیلی زیادی الان دارد زندگی میکند.
غربت و تنهایی امام زمان (عج)
لذا شما نگاه کنید امام صادق علیه السلام در دعای ندبه چقدر «عزیزٌ علیَ» دارد، یعنی «سخت است بر من»، سخت است بر من که تو از من کمک بخواهی و من نتوانم، سخت است از من که تو ندای فریادخواهی داشته باشی و مردم تو را رها کرده باشند. اینها واقعاً برای ما سخت است یا نیست؟ اول از خودمان سوال کنیم وقتی این تکه را میخوانیم. داریم راست میگوییم یا راست نمیگوییم؟ واقعاً این درد امام زمان و غربت و تنهایی و طردشدگی حضرت برای ما عذابآور است یا نیست؟ یا نه ما همهاش درگیر مسائل زندگی خودمان هستیم. درگیر مشکلات خودمان با فرزندمان، با همسرمان، با خانواده همسرمان، با همسایه، با شریک و مردم و با اجتماع و با اقتصاد و با سیاست و هنر و تجارت… موضوعیت نداشته باشد خدای نکرده امام زمان برای ما. این خیلی خطرناک است.
غفلت از امام زمان (عج)
یک کسی اینقدر بیعاطفه شود که دغدغههای زمینیاش، دغدغههای مسائل خانواده زمینیاش، درسش، کارش، خانهاش، ازدواجش، فرزندش و مسائل دیگرش… برایش مهمتر از فریادخواهی امام زمان باشد. مهمتر از این باشد که به یاری امام زمانش برود و حضرت را فراموش کند. از دلسوزی و گریه و از دلتنگی و از دعای مضطرانه برای حضرت غافل شود و دلش اینقدر قسی شود که روز بگذرد در طول روز یاد امام زمانش نکند. روز بگذرد و دلتنگ نشود، روز بگذرد و به یاد حضرت نباشد. خیلی این حالت اگر سراغ ما بیاید قساوت قلب دارد. این نشان میدهد که دنیا مشغولمان کرده، دنیا بر ما تسلط پیدا کرده. این نشان میدهد که ما دچار یک فاجعه بسیار خطرناک به نام غفلت هستیم. خدا نکند انسان از خانوادهاش غفلت کند. خانواده آسمانیاش اینجا در نزد همه وجدانها ولو مسلمان نباشند محکوم است اگر یک نفر از خانواده زمینیاش غفلت کند. یک مردی نسبت به خانوادهاش غفلت داشته باشد، یک زنی نسبت به خانوادهاش غفلت کند، یک فرزندی یادش برود پدر و مادر و خانوادهای دارد، این در نزد همه وجدانهای بیدار محکوم است. حالا اگر یک نفر خانواده آسمانیاش را فراموش کند چقدر خطرناک است؟ یک کسی غافل باشد نسبت به اهل بیت، یک کسی بیتوجه باشد نسبت به امام زمان خودش، کسی که نجات ما و رستگاری ما در گرو اوست. این غفلت خیلی غفلت عمیقی است، خیلی ظلمت کشندهای خواهد بود، خیلی ظلمت وحشتناکی هست. که انسان در طول روز کارهایش یک جوری مشغولش کند که از چادر امام زمان در بیاید.
رسیدن به چادر امام زمان (عج)
امام حسین چقدر زیبا این صحنه را برای ما حجت کرد. رفت، شما صحنه کربلا را ببینید، دور از همه شهر، فاصله دارد با شهر، در یک بیابانی است که حضرت بگوید من اینجا هستم شما باید بیایید اینجا خودتان را به من برسانید. الان وضعیت امام زمان هم این گونه است. ما باید خودمان را به چادر حضرت برسانیم. ما باید سبک زندگیمان را، طرز درس خواندنمان را، شغلمان را، کارمان را، روابط سیاسی اجتماعیمان را، هنری و فرهنگیمان را به گونهای تنظیم کنیم که ما را باز ندارد از رفتن به چادر حضرت. ما را اگر خدای نکرده هم، این اتفاق افتاده، چون اتفاق افتاده دارم میگویم، بعضیها خودشان را به چادر حضرت میرسانند اما غفلتها باعث میشود از چادر دربیایند و دور شوند از امامشان و حضرت را رها کنند. مسئله خیلی مهم در زندگی ما این است که آیا ما الان جز کسانی هستیم که به امام زمانمان توجه داریم و در چادر حضرت هستیم؟ یا نه غافل از حضرت و دور از حضرت هستیم؟ آیا سبک زندگی ما، ما را روز به روز به حضرت نزدیکتر میکند یا دورتر میکند؟ آیا سبک زندگی ما به گونهای است که برطرف کننده موانع ظهور حضرت میشود یا نه ما هم جزو موانع هستیم خدای نکرده؟ این سوالات سوالات خیلی مهم است. خلوت و تنهایی میخواهد. ان شاءالله در این ماه شریف رجب که ماه اعتکاف و عبودیت است، حالا اگر انسان به مسجد و اعتکاف هم نرفت، فرصت برای فکر زیاد است. از این فرصتها استفاده کند و از رحمهای زمانی که ماه رجب دارد در تنهایی برود، در خلوت برود، ببیند که من الان در چه حالی هستم. درگیر معشوقهای زمینی و خلاءهای زمینی و عقدههای زمینی هستم یا درگیر مسائل جدی و انسانی خانواده آسمانیام هستم. این سوال است که آدم از خودش باید بپرسد. که ببیند الان چطوری است. اگر طلبه است، دانشجوست، اگر تاجر است، اگر کاسب است، اگر کارگر است، اگر کارمند است، اگر هنرمند است، هر کارهای است ببیند که نسبتش با امام زمان چیست.
برطرف کردن نیازهای امام زمان (عج)
خوب «القاضی حوائجهم» خیلی قشنگ است اگر یک کسی جز کسانی باشد که نیازهای امام زمان را برطرف کند. چقدر خوب است امام زمان، دلش به ما خوش باشد، چقدر خوب است امام زمان به ما امید داشته باشد، چقدر خوب است امام زمان از ما راضی باشد. این درگیری نفس میخواهد با حضرت. من گاهی وقتها یک موقعهایی یک روضههای اینطوری که میخوانم راجع به امام زمان، بعضیها یک دفعه عذاب وجدان میگیرند که بابا ما یک کمکی باید بکنیم برای امام زمان. بعد میآیند میگویند استاد این ۵ میلیون تومان چک من کشیدم برای امام زمان هزینه کنید. امام زمان جدای از این پول، خودت را میخواهد که درگیر این مسئله شوی. جانت را میخواهد که درگیر این مسئله باشد. نه اینکه من به کار و کاسبی و تجارت دنیاییام برسم حالا میآییم یک پولی هم میدهم برای اینکه یک کمکی به این جریان بکنم. خودت باید نفست درگیر باشد. این خیلی مهم است. باید جزء فرزندان حضرت، جزء مبارزین، جزء مجاهدین، جزء کسانی که برای حضرت دل میسوزانند، شب و روز میدوند، وقت میگذارند باشی. پول یک قسمت از کار است، آن که چیزی نیست، وظیفه است. هر چقدر انسان میتواند برای برطرف کردن موانع ظهور خانواده آسمانیاش، پدرش صرف کند وظیفه است، کاری به این نداریم. جانت را درگیر امام زمان کردی یا نکردی. دل ما درگیر حضرت است یا نیست؟ حضرت در کار اجتماعی و سیاسی و خانوادگی و اقتصادی و تحصیلی و علمی و هنری من حضور دارد یا ندارد؟ من با حضرت نفس میکشم؟ با حضرت بیدار میشویم؟ با حضرت کار میکنم؟ با حضرت انتخاب میکنم؟ با حضرت ارتباط برقرار میکنم؟ حضرت کجای زندگی من، انتخابات و ارتباطات و رفتار و چینشهای فکری من حضور دارد؟ کدام کارهای من رنگ امام زمان را گرفته و دارد؟ وقتی ملائکه از صبح تا شب با من هستند و نامه عمل من را ثبت میکنند، وقتی اهل بیت کنارشان هستند و اشراف دارند من را میبینند، چندتا از دم و بازدمهای قلب من برای امام زمان است؟ چندتا از نفسهای من برای حضرت است؟ من چقدر عنصر وجودیام حضرت شده؟ چقدر کارم رنگ مهدوی دارد؟ اینها خیلی مهم است. ما باید بنشینیم تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم. باید به حساب خودمان برسیم. فرمود: «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» مهمترین مسئلهای که حسابش را قیامت از ما میخواهند، حساب ارتباط شماست و ماست با امام زمان. تو با این حضرت چی کردی؟ این حضرت زمانی که تو زنده بودی آواره بوده، طردشده بوده، یگانه و غریب و مظلوم بوده، تو چه کار میکردی؟ سبک زندگیات چگونه بوده؟ این سوال را از ما میکنند. به این حساب ما باید رسیدگی کنیم. ما باید زودتر از خودمان حساب بکشیم. آیا ما کسانی هستیم که نیازهای امام زمان را برطرف میکنیم؟ این خیلی اهمیت دارد. نیازهای دوستان و فرزندان امام زمان را برطرف میکنیم؟ ما آدم به درد بخوری هستیم یا نه؟ ما آدم تولیدکنندهایم یا مصرفکننده؟ ما باریم یا یار؟ خیلی مهم است. خوش به حال کسی که یار باشد. خوش به حال کسی که ننگش میآید از اینکه بار باشد. عشق میخواهد. وقتی این عشق آمد انسان در هر شرایط سنی، در هر موقعیت مالی، در هر موقعیت اجتماعی و تحصیلی میتواند یاری بدهد حضرت را. واقعاً کمک کند. وقتی عشق نباشد، خدای امکانات را هم داشته باشی دستت، هیچ کاری نمیتوانی بکنی و بار هستی و بار و بار… خدا کند که ما بار نباشیم. خدایا به حق محمد و آل محمد ص، به حق خود امام زمان ما را یار حضرت قرار بده.
تلاش برای حل گرفتاریهای سادات
سوم: «وساعی لهم فی امورهم الی مضطر الیهم» خوب دوندگی بکنند برای حل گرفتاریهایشان، آنجایی که مضطر شدند، بنبست در زندگیشان است. حالا یک سادات معمولی یا یک ولی خدا، یا یک عالم یا یک امامزاده، یا یک امام، تلاش کند. یک کسی که دوندگی میکند حرم ائمه را آباد نگه دارد، حرم امامزادهها را آباد نگه دارد. یک کسی که دغدغه دارد، اینها همیشه سرپا باشند. قرآن فرمود: «انما یعمر مساجدا الله من آمن بالله و الیوم الاخر» فقط کسانی به آبادانی و عمران مساجد و امامزادهها و حرمها و مکانهای مقدس و مشاهد شریفه اقدام میکند که واقعاً خدا را بهش ایمان آورده باشد و به روز قیامت ایمان آورده باشد. کسی که این گونه است یک حرم برایش از خانهاش ناموسیتر و آبرودارتر است. یعنی ترجیح میدهد اگر قرار است خانهاش خراب باشد، ولی امامزاده یک چیز کثیف و خراب نداشته باشد. به او بر میخورد اگر برود به یک امامزاده یا حرم. چطور وقتی خانه خودشان خراب شود، فرش پاره شود، یخچال کهنه باشد به او بر میخورد، میگوید این یخچال باید عوض شود، این مبل باید عوض شود. وقتی میرود در حرم در مسجد، این برایش چون ارتباطش را با خانواده آسمانی دارد برایش خیلی مهمتر از خانه خودش است. من یادم نمیرود که داشتم در یکی از این شهرها، یک فعالیت مهدوی میکردیم. به یک فضایی احتیاج داشتیم که پولی هم نداشتیم برای این کار. بعد دیدیم که به طرز شگفتانگیزی این فضا آماده شد. گفتند این فضا الحمدلله آماده شده. پیگیری کردم گفتم چگونه این پول آماده شده؟ گفتند که یکی از آقایی گفت من مبلغی را با خانمم جمع کرده بودیم که یک خانه کوچک داشتیم، مستأجر هم هستیم که برویم در خانه بزرگتر. خانمم گفت من حاضرم که چند سال در این خانه کوچک باشم ولی آن مکان برای امام زمان، برای حضرت راه بیفتد. به این میگویند عشق. این را میگویند حق فرزندی را ادا کردن، حق پدری را ادا کردن. این میشود فداکاری. یک کسی از خودش بگذرد، دست در جیب خودش بکند، از خودش فداکاری کند، برای حضرت. بیا من چند سال مستأجر میشوم تا این کار انجام شود. این را میگویند سعی در آنجایی که آن گرفتاریها هست. برطرف کردن گرفتاریها، نه اینکه ما و خانوادهمان تا خرخره در اوج رفاه باشیم و بعد جریان نهضت امام زمان به پول ما، به امکانات ما، به آبروی ما، به فداکاری ما احتیاج داشته باشد. ما با خانوادهمان در اوج رفاه باشیم و هیچ فداکاری ایثاری در کار نباشد.
فداکاری برای امام زمان (عج) در زمان اضطرار
«و ساعی لهم فی امورهم عند مضطر الیه» آنجایی که دیگر اضطرار گرفته. خوب حضرت مضطر هست یا نیست؟ مصداق اتم مضطر امام زمان است. خوب اگر امام زمان به فداکاری من، به دوندگی من، به از خود گذشتگی من، به ایثار من در جنبههای مختلف احتیاج داشته باشد، من باید خودم را وقف حضرت کنم. چقدر هم قشنگ است که وجود انسان ذوب شود در امام زمان، هزینه شود هر چه که دارد برای امام زمانش. این خیلی افتخار بزرگ است. درس میخواند درس خواندنش، کار میکند کارش، کار هنر دارد هنرش، آبرو دارد آبرویش، پول دارد پولش، تجارت دارد کار تجاریاش، حرفه و صنعتی بلد است آن کار. هیچ کس نیست که بگوید من چیزی ندارم که فدای امام زمانم بکنم. خداوند اینقدر به ما نعمت داده که ما بتوانیم این نعمتها را هدیه کنیم. در حالی که حضرت هیچ نیازی به این کارها ندارد. میگوید که نیاز دارم، تنها هستم، میگوید مضطر هستم، غریب هستم. راست هم میگوید هم مضطر و غریب و تنهاست، اما او به خاطر ما اینگونه است نه اینکه خودش نیازی دارد. فرمود اگر ما به شما اصرار نیاز و طلب و استمداد میکنیم به خاطر خود شماست نه به خاطر خودمان. حضرت میگوید میدانید من کی هستم؟ من، آن جمله که پدر بزرگوارشان در نهج البلاغه هم دارد، «نحن صناع و ربنا والخلق وعد صنعنا» ما ساخته خداییم مستقیماً به دست خود خدا ساخته شدهایم و خلق ساخته روح ماست، ساخته ماست. مردم از روح اهل بیت مخلوقات خلق شدند. ما به شما نیازی نداریم. اگر اظهار نیازی میکنیم مثل اظهار نیاز خداست که میفرماید: «من الذی یقرض الله قرضاً حسناً» به من خدا قرض بدهید. «ان تنصرالله ینصرکم» بیایید خدا را کمک کنید ولی بلافاصله میگوید خدا به شما کمک میکند. اگر میگوید قرض بدهید میگوید خدا ۷۰۰ برابر به شما جزا میدهد. پس قرض بدهید. خدا اظهار نیاز میکند تا ما را رشد بدهد. حضرت میگوید اظهار نیاز ما به شما برای این است که شما به جایی برسید.
رسیدگی به سادات فقیر و پرداخت خمس
خوب این در مورد امام زمان. در مورد سادات دیگر ما سادات فقیر داریم، سادات نیازمند داریم، باید به آنها برسیم. امام زمان لعنت کرده کسی که خمس بدهد و نمیدهد. فرمود کمترین ذره خمس در مال کسی باشد خدا لعنتش کند. سادات فقیر داریم. به سادات صدقات حرام میشود البته صدقات واجب نه مستحب. از سهم خمس باید ما به سادات فقیر برسیم. ما چقدر سادات داریم از فرزندان پیغمبر که دچار مشکلات زندگی هستند. اکرام باید بکنیم. یک کسی که سال خمسی ندارد جنایت میکند در حق فرزندان پیغمبر و امام زمانش. دیشب خیلی خجالتزده شدم در منزل بودم خانم بنده فرمودند مادرتان زنگ زده فکر کنم ساعت ۱۱ و نیم شب. زنگ زدم ببینم که مادرم با من چه کار دارد. گفت این همسایه ما را میشناسی؟ آمده در خانه ما با ناراحتی گفته من چند سال است نتوانستم خمس بدهم، خمس ندادم چی کار کنم؟ این همسایه کی است؟ این همسایه که مادر بنده میگوید یک خانمی است که خیلی مستضعف هستند، همسرشان به رحمت خدا رفته، پول مستمری همسرش را میگیرد و زندگی میکند و ترس داشته که مبادا در مال من چیزی بوده. گفتم نه مادر ایشان درآمد ندارد. اونی که درآمد شخصی ندارد و کسب ندارد و کار نمیکند جایی خمس به او تعلق نمیگیرد. میخواهم بگویم که یک کسی آن طوری مضطر است. یک کسی چند تا خانه و مغازه و شغل و درآمد و اضافه درآمد دارد این مگر میشود خمس نداشته باشد؟ یکی ماشین صد میلیونی سوار میشود، یکی ماشین ۱۵۰ میلیونی سوار میشود، ماشین ۲۰۰ میلیونی سوار میشود. قطعاً ماشین خمس دارد. تو میتوانی ماشین ۵۰ میلیونی سوار شوی از شئوناتش هم چیزی کم نمیشود. کسی که ماشین ۱۵۰ میلیونی میخرد فکر نکند که خوب پول داشتم ماشین خریدم. نه این خمس دارد. یک کسی که مازاد دون شأن خودش هزینهای زیادی میکند اینها همه خمس دارند. برای بچهاش، برای همسرش دائماً خریدهای کلان میکند این خمس دارد. پسانداز دارد، در بورس پول دارد، بانک پول دارد، طلای زیاد دارد، خانه اضافه دارد، مغازه اضافه دارد اینها خمس دارد. باید با مرجعش صحبت کند و خمساش را بپردازد. این به فقرا و فی سبیل الله میرسد. یک کسی بیخیال بیخیال است. خوب این تلاش نمیکند. این شخص مورد شفاعت قرار نمیگیرد.
محبت قلبی و زبانی به اهل بیت (ع)
چهارم: «والمحب لهم بقلبه و لسانه» یک کسی که حقیقتاً فرزندان من را با قلبش دوست دارد. سادات را با قلبش احترام میگذارد و دوست میدارد. سادات معمولی، امامزادهها، اولیای خدا، اولیای سادات، اهل بیت علیهم السلام را قلباً دوستشان دارد و این دوست داشتن را به زبان اظهار میکند. یکی از آن مصادیق اظهار زبانی صلوات است. صلواتی که در آن عشق است، علاقه است، در آن اظهار است. معلوم میشود که این شخص دوست دارد اهل بیت را که اینگونه صلوات میفرستد. در روایت داریم کسی که صلوات را آهسته بفرستد فرشته میگوید خدا تو را نبخشد، نفرین میکنند. جمع دارند صلوات میفرستند این یک صلوات آهسته آن هم زوری و بیرغبت و بیمیل میفرستد. میگوید آقا تو هم که نماز میخوانی نمازت را متوقف کن صلوات را بفرست. وسط نماز واجب یک جمعی داشتند صلوات میفرستادند مثلاً گفتند هدیه به محضر امام زمان صلوات. یکی میگفت ملائکه برای چی اینطوری میگویند؟ گفتم بابا تو تصور کن بچهات را یک جایی میخواهند تشویق کنند، همسرت را میخواهند تشویق کنند یا خواهر و برادرت را میخواهند تشویق کنند یا هم محلی یا هم کشوریات رفته مسابقه برنده شده تو چطوری تشویق میکنی؟ وقتی یک گل میزند سه متر از جایش میپرد. یک امر توهمی است، یک پیروزی امر توهمی است، امر حقیقی نیست، یک شأن حقیقی نیست. یک تیم گل زده چیزی به مقام انسانی انسان اضافه نمیکند اگر برنده شوند، هرچند که باخت هم شود چیزی کم نمیشود. اما برای این کار چقدر با هیجان برای بچهات دست میزنی؟ بابا خانواده آسمانی است، پدرت است، اجداد طاهرینت است، مادرت فاطمه زهراست. اینقدر بیرمق و بیحال صلوات میفرستی؟ اینقدر بیفکر؟ هر سال برای بچهاش جشن تولد میگیرد اگر نداشته باشد قرض هم میکند ولی تولد امام زمان است فقط مصرفکننده است. برود یک جایی بنشیند چای و شیرینی و شربت بخورد و غذا بخورد. بابا تولد بابایت است. دست کن در جیبت همانطور که رفتی برای تولد بچهات خرج کردی، هدیه خریدی، کیک خریدی و شیرینی شربت گرفتی برای بابایت هم هزینه کن. هر بار تولد یکی از آبا و اجداد طاهرینت است. آنها احتیاج ندارند. فرمود که هر کس در راه ما انفاق میکند، کسی که در راه خدا انفاق میکند یک تا ۷۰۰ برابر در همین دنیا به او بر میگردد. اما تو از خودت بیرون بریز. تو عشق بریز. یک فرصتی است برای عاشقی. ولی وقتی نوبت خانواده زمینیاش است دختر به نامزدش میگوید من میدانم تو الان وضع مالیات خوب نیست، من هیچ توقعی از تو نداریم. همسر است میگوید من هیچ توقعی از تو ندارم، وفا و صفایت را میخواهم، محبتت را میخواهم. همان صفایت را، عشق است دنبال این چیزها نباش، که روز زن است بروی قرض کنی، یا روز مرد است بروی قرض کنی. ولی با این حال تو دل طرفین است که ای کاش من پول داشتم بعضیها هم این کار را میکنند بروم یک هدیهای برای عزیزم بگیرم برایش هزینه کنم. آن وقت چطور نوبت اهل بیت میشود ما اینقدر خسیس برخورد میکنیم، بیرغبت برخورد میکنیم؟ اصلاً هزینه کردن برای خانواده آسمانی فرصت عشقبازی است با معشوقهای آسمانی. فرصت است. یک فرصت است برای اینکه من به دل خودم ثابت کنم، تثبیت کنم این عشق را در وجودم بنویسم و کتابت کنم این عشق را در وجودم و شکل بدهم این عشق شکل میدهد تا اینکه بخل کنم به اهل بیت. برای زن و نامزدت و بچهات، برای برادرزادهات، خواهرزادهات، برای جشن تولدش یک سکه برده کادو داده بعد نوبت امام زمان میرسد دست میکند در جیبش دنبال پول خرد میگردد. اصلاً این کار را نکن این خودش بیادبی است.
فرصتهای از دست رفته عشقبازی با اهل بیت (ع)
ما فرصتهای عشقبازی را مادی و معنوی و اخلاقی و اجتماعی از همه چی از دست میدهیم. بعداً میفهمیم که ای بابا ما همه انرژی را داشتیم از آنها میگرفتیم. در زیارت امام حسین میگوییم: «و مقادیر ربه فی اموره» دقت کنید خیلی مهم است. تقدیرات الهی در کارهایش به شما نازل میشود. «تحبط الیکم» و از بیوت شما به همه جا میرسد. امام واسطه فیض و رزق همه موجودات است نه انسانها بلکه همه موجودات به یمن او روزی میگیرند. «والیمن الذی ورا» امام فقیر نیستند، اهل بیت فقیر نیستند. ما باید فرصت عاشقی داشته باشیم. ما این فرصتها را داریم از دست میدهیم با بیرغبتی، با کم سلیقگی و کم محلی داریم این فرصتها را از دست میدهیم. «والمحب لهم بقلبه» قلباً دوست داشته باشد، عاشق باشد نه اینکه بار بکشد زوری بار محبت را بکشد. عاشق باشد، تپش داشته باشد در قلبش. «بقلبه و لسانه» اگر آمد در قلب، در تمرینات قرب اهل بیت توضیح دادم، آنهایی که نبودند آن سی دی مخصوص قرب اهل بیت را بگیرند و تمرینهایش را انجام دهند. اگر کسی افتاد به عشق اهل بیت شب و روزش چیزی به اسم بیکسی و تنهایی و حوصلهام سر رفت و لنگی و پوچی و چیزی به اسم غم و غصه و معطلی وجود ندارد. یعنی پردهها میرود کنار، آدم میبیند که همیشه خانواده آسمانیام کنارم است. مادرم فاطمه زهرا یک لحظه چشم از من بر نمیدارد. اهل بیت علیهم السلام یک لحظه از ما چشم بر نمیدارند. خود امام زمان فرمود: «انا غیرمحملین لمراعتکم و ناسین لذکرکم» ما از مراعات شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از یاد خودمان نمیبریم. همیشه به یاد شما هستیم. هر لحظه ما به یاد شماییم. چقدر خوب است انسان جانش پر از آبا طاهرینش و خانواده آسمانیاش شود که دارند میبینند، و جانش در محضر و روحش در محضر اهل بیت علیهم السلام باشد. خوب با این یک کسی از تنهایی میترسد؟ حوصلهاش سر میرود؟ یک کسی تنها میشود؟ طلاقی اتفاق بیفتد؟ مرگ و میری اتفاق بیفتد؟ مسافرتی، هجرانی اتفاق بیفتد؟ ورشکستگی اتفاق بیفتد؟ سرطان هم که داری، بالا سرت در رخت خواب قبل از خانواده زمینیات مادرت فاطمه زهرا با تو است. در بیماریها با تو است. حضرت فرمود در بیماریهای شما ما هم درد میکشیم. هر وقت شما درد میکشید. چطور یک مادر زمینی بچهاش مریض میشود درد میکشد مادر آسمانی درد نمیکشد؟ میگوید ما کنار شما مریض میشویم به خاطر شما مریض میشویم و به خاطر شما غصه میخوریم با غصههای شما و گریه میکنیم با گریههای شما. اینقدر مهربان، اینقدر دوستداشتنی، اینقدر نزدیک اینها خانواده آسمانی ما هستند. صاحب امر است دیگر ولی امر یعنی صاحب امر. قرآن فرمود: «لکل شیئ احصیناه فی امام مبین.» ما همه چیز را به امام سپردیم. محاسبه اداره همه چیز دست اوست. چطور سوره قدر چی میگوید: «تنزل الملائکه والروح فیها باذنه ربهم من کل امر.» امام فرمود هر وقت با کسانی که مخالف ما اهل بیت هستند روبرو شدید سوره قدر را برایشان بخوانید سوال کنید که «تنزل الملائکه و روح» کجا نازل میشوند؟ قرآن میگوید پیش امام نازل میشوند. «تنزل ملائکه» پیش من میآورند؟ «کل امر» را پیش کی میبرند؟ میبرند پیش صاحب امر، میبرند پیش ولی امر. اینقدر عظمت، ما یک همچین پدر مهربانی داریم، چه در بین ما غریب و مظلوم و آواره و تنهاست. ماها متأسفانه عاطفهمان ضعیف است خیلی چون مشغول خودمان است. این شئونات پایینی دل ما را اسیر کرده. از بس مشغول این شئونات پایینمان هستیم این کودک عزیز روانمان از دستمان میرود دارد میمیرد به او غذا نمیرسانیم، دارد ضعیف میشود روز به روز. خوب بحث ما درباره اهل بیت به پایان رسید. ان شاءالله از جلسه بعد میخواهیم به بحث درباره روابط خودمان با همدیگر بپردازیم. مقداریاش را در فرمایشاتی که امام رضا داشت در کتاب فرد و جامعه متعالی که از اول کتاب تا آخر در همین جلسات تدریس شد مطالب امام به حضرت عبدالعظیم، مطالبی را که حضرت نفرمودند را ان شاءالله در جلسات بعد آغاز خواهیم کرد که ان شاءالله بحثمان برسد به جامعه کبیره. والحمدلله رب العالمین.