خانواده آسمانی – جلسه 330

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

توبه: بازگشت از گناه

در جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که وجود مقدس امام رضا(ع) فرمودند کسانی که شرک دارند یا بداخلاقی دارند، نیت سوء دارند، مورد نفرین من قرار می‌گیرند مگر اینکه توبه کنند. قرار شد که در مورد توبه سخن بگوییم. توبه یعنی بازگشت، نفس از کج رفتن، انحراف رفتن، دور شدن پشیمان بشود.

پشیمانی واقعی، هسته مرکزی توبه

(التَوبَۀُ نَدَمٌ) آن هسته مرکزی و اصل و ذات توبه پشیمانی واقعی هست که به سراغ انسان می‌آید. اگر کسی در دلش واقعاً پشیمان بشود از عملکرد خودش، نه مجبور بشود که دست بردارد، بلکه واقعاً پشیمان بشود، حتی اگر یک دقیقه به مرگش باشد، نداند هم که می‌خواهد بمیرد، فکر می‌کند زنده است و زنده می‌ماند و اما پشیمان هست. اگر این پشیمانی باشد، حتی اگر یک لحظه قبل از مرگش هم باشد، این توبه از نظر خداوند پذیرفته است. نه اینکه می‌داند الان می‌خواهد بمیرد و بگوید حالا دیگر توبه کردم و دست برداشتم. این خیلی زشت و بد هست.

توبه در لحظات آخر عمر: فایده یا فریب؟

من یادم هست در تلویزیون یک برنامه خوبی را درست کرده بودند. یک خبرنگاری می‌رفت با مردم مصاحبه می‌کرد، به آن‌ها می‌گفت اگر امروز روز آخر زندگی شما باشد چکار می‌کنید؟ همه می‌گفتند که ما اگر بدانیم واقعاً فردا می‌خواهیم بمیریم، روش زندگیمان را عوض می‌کنیم در این ۲۴ ساعت، توبه می‌کنیم. معذرت‌خواهی می‌کنیم، حلالیت می‌خواهیم، حق‌الناس‌ها را به آن‌ها برمی‌گردانیم. این یعنی که من الان خیال دارم زنده باشم، حالا چون فکر می‌کنم زنده هستم، روش غلطم را ادامه می‌دهم. همه همین را می‌گفتند. یعنی حتماً باید بیایند به ما بگویند که تو فردا می‌میری، دیگر تمام است، دیگر ۲۴ ساعت بیشتر زنده نیستی، حالا روشت را عوض کن. این خیلی زشت است. یعنی خدایا اگر می‌دانستم که قرار است ۲۰ سال دیگر، یک سال دیگر، ۵ سال دیگر، ۱۰۰۰ سال دیگر عمر کنم، به همین روش غلطم ادامه می‌دادم. می‌دانید معنای این چقدر معنای زشت و خطرناکی است؟ به حضرت گفتند که چرا کافر برای همیشه در عذاب است و مؤمن برای همیشه در بهشت است؟ فرمود چون مؤمن اگر بی‌نهایت سال هم زنده بود، همان ایمان خودش را همیشه داشت، همیشه آدم خوبی بود و کافر اگر بی‌نهایت سال هم زنده بود، همیشه به کفر خودش باقی بود. خدا انسان‌ها را با نیت‌ها و روحشان، با ذاتشان و قصدشان محشور می‌کند. این چون الان سر ۵۰ سالگی، ۶۰ سالگی مرده، دست از کفر و فسقش برداشته، تمام شده، فرصتی ندارد و الا اگر می‌ماند باز گناه و کفر و فسق. بعضی‌ها آنقدر لجبازند، خداوند می‌فرماید ما اگر این‌ها را به دنیا برگردانیم باز بد عمل می‌کنند. یعنی اگر از برزخ این‌ها را به دنیا برگردانند، باز در دنیا لجبازی می‌کنند و روش‌های غلط خودشان را در پیش خواهند گرفت. این خیلی بد است که من بدانم فردا می‌خواهم بمیرم بگویم حالا که قرار است فردا بروم یا یک ماه دیگر بیشتر زنده نیستم، حالا بیایم جبران کنم. این هم کار خوبی هست آدم این کار را بکند، نه اینکه نکند، ولی چقدر خوب هست که انسان همیشه مسیر زندگیش را یک مسیر خوبی قرار بدهد.

توبه در آستانه مرگ، بی‌فایده است

خداوند در سوره مبارکه نساء آیه ۱۸ می‌فرماید: (وَ لَیْسَتِ التَّوْبَهُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْ‏آنَ). قبلش خداوند توضیح می‌دهد که خداوند توبه را از هر کس می‌پذیرد، ولی توبه مال کسی هست که (یَتُوبُونَ مِن قَریب). اگر کار غلطی انجام می‌دهند، زود پشیمان می‌شوند، جبران می‌کنند. (وَ لَیْسَتِ التَّوْبَهُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ) توبه مال کسی نیست که بدکرداری دارد، گناه می‌کند. (حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ) تا اینکه دیگر مشرف به مرگ می‌شود، الان می‌داند که دارد می‌میرد. (قالَ إِنِّی تُبْتُ الْ‏آنَ) الان دیگر توبه کردم. مثل فرعون، فرعون لحظه‌ای که دید به بن‌بست خورد، داشت غرق می‌شد، گفت ایمان آوردم به آنچه که موسی گفته. این به درد نمی‌خورد. این توبه‌ای نیست که از سر قصد و خواست خود شخص باشد. از سر الزامی است که الان انسان روبه‌رو شده با یک حادثه‌ای که نمی‌تواند دیگر گناه و معصیت کند، حالا می‌گوید دیگر چکار کنم، راه دیگری غیر از این ندارم. چرا ما باید اینطوری فکر کنیم که حالا حالاها هستیم، پس بگذار به همین روش گناه‌آلود زندگی خودمان و این سبک غلط زندگی ادامه بدهیم. حالا ما جوان هستیم، حالا کو تا مرگ. اتفاقاً آن‌هایی هم که سنشان بالاتر هست، باز همینطوری هستند. یعنی سنشان هم که بالاتر می‌رود، مرگ را نزدیک نمی‌بینند، باز حریص‌تر می‌شوند. چون روح یک آدمی که ۵۰ سالش هست، جوان‌تر از روح یک جوان ۲۰ ساله است. روح قوی‌تر است. بدن دارد پیر می‌شود، ولی روح برای معصیت، گناه، هوس‌بازی، آرزو و آمال جوان‌تر است، قوی‌تر است. برای همین هم جوان‌ها راحت می‌توانند دنیا را ترک کنند، زودتر به بهشت برسند تا کسانی که سنشان بالا هست. آن‌ها دیرتر اصلاح می‌شوند. چون این ۳۰ سال، ۴۰ سال در معصیت بوده، قوی شده، حریص است، مرگ را دور می‌بیند، فکر می‌کند سراغش نمی‌آید. من آدم می‌شناسم چند بار سکته کرده، آدم پولداری هم هست. یعنی سنش هم بالاست، چند بار مشرف به مرگ بوده. الان به جای اینکه از ثروتش استفاده کند برای باقیات الصالحات و ساخت آخرتش، هنوز هوس‌های دنیایی دارد. چون روح به گناه عادت کرده، ضعیف شده، نمی‌تواند مثل یک جوان از دنیا، از پول، از جهنم بکَند.

پشیمانی قلبی و تصمیم به تغییر، لازمه توبه

لذا مسأله اساسی در توبه لحظه‌ای است که انسان واقعاً از عملکرد خودش پشیمان است، باطناً پشیمان است. یعنی خیال ندارد آن کار زشتش را ادامه بدهد، تصمیم ندارد ادامه بدهد. دیدید زن و شوهرها که با هم دعوایشان می‌شود، زن یک صفت خیلی بد دارد، مرد تهدید می‌کند که طلاقت می‌دهم یا مرد یک یا چند صفت بد دارد، زن درخواست طلاق می‌دهد. بعد مرد یا زن می‌گویند غلط کردیم، می‌افتند به دست و پا، بیا به من فرصت بده، من اشتباه کردم، من معذرت می‌خواهم. این فایده‌ای ندارد. وقتی می‌دانی طرف مقابل قصد آدم شدن ندارد، فایده ندارد. شما فرصت هم که بدهی فایده ندارد. مگر اینکه انسان بداند طرف مقابلش قلباً پشیمان است از سبک زندگی و اخلاق و رفتار گذشته خودش، حالا می‌خواهد یک شیوه جدیدی را در پیش بگیرد. این درست است. این اگر کسی به او فرصت ندهد، بی‌انصافی و معصیت کرده. ولی وقتی که من می‌دانم الان به من گفت معذرت می‌خواهم، اشتباه کردم، الان بعد از معذرت‌خواهی و اشتباه خیال داری چکار بکنی؟ قرار است سبک زندگی و شیوه و اخلاقت را می‌خواهی عوض کنی؟ چه چیزی را می‌خواهی تغییر بدهی؟ اصلاً فهمیدی کجای کارت غلط است و چطوری باید تغییر پیدا کنی یا نه فقط فهمیدی که اشتباه کردی؟ مهم این هست که تو بدانی اشتباه کردی و بدانی راه درست چیست و چطوری می‌خواهی بروی.

استغفار زبانی بدون پشیمانی قلبی، تمسخر خود است

لذا وجود مقدس امام رضا(ع) می‌فرماید: (مَنِ إستَغفَرَ بِلِسانِهِ وَ لَم یَندَم بِقَلبِه فَقَد إستَهزَءَ بِنَفسِه) کسی که با زبانش از خدا معذرت‌خواهی می‌کند، استغفار می‌کند، اما قلباً پشیمان نیست، یعنی نمی‌خواهد این روش غلطش را تغییر بدهد، خودش را مسخره کرده. حالا بنده فهمیدم که روش برخوردم با همسرم اشتباه بوده، این روش‌ها غلط است. فهمیدم این روش من گناه‌آلوده است. این روش خانواده من نسبت به همسرم گناه‌آلود است. ولی خیال ندارم روشم را عوض کنم. فهمیدم به همسرم، به بچه‌ام، به پدر و مادر همسرم ظلم کردم، اشتباه کردم، بی‌ادبی کردم. اما خیال ندارم روشم را عوض کنم. مشکلی حل نمی‌شود. دوباره این فساد ادامه دارد. اتفاقاً بدتر هم هست. این خط‌های قرمز اخلاق و رفتار هست با همسر، با فرزند، با خانواده همسر. من باید این‌ها را بشناسم و خیال نداشته باشم تعدی کنم. من این هستم و اخلاقم این هست و همین که من می‌گویم و من دوست دارم و اینطوری دوست دارم، اینطوری دوست ندارم، این‌ها همه جهنم است. خدا چه می‌خواهد؟ خدا چه دوست دارد؟ خانواده آسمانی ما چه دستوری به ما دادند؟ کار درست چیست؟ می‌گوییم خدایا ببخشید بددهانی کردم، ببخش کتک زدم، ببخش فحش دادم، ببخش. باز هم فحش و بداخلاقی و معذرت‌خواهی می‌کند، ولی قرار نیست، نمی‌خواهد دست از این روش بردارد، خیال ندارد توبه بکند و برگردد. باز همان آدم عصبانی و پرخاشگر و دست به زن دارد و فحش می‌دهد و تحقیر می‌کند. پس خودش را مسخره می‌کند. توبه یعنی من می‌خواهم این روشم را عوض کنم، بازگشت است. اینطور نیست که من یک جایی بروم و بفهمم اشتباه کردم، بگویم حالا اشتباه کردم ولی ادامه بدهیم برویم یا بگویم اشتباه کردم ولی برنگردم، همانجا بمانم. باز من به راه صراط برنمی‌گردم. تشبیهی که کردم گفتم جهنم صراط از داخل آن می‌گذرد. یعنی شما اگر برگردید به صراط نجات پیدا می‌کنید. انسان اگر به صراط برنگردد در جهنم است. پس توبه یعنی واقعاً من یک مسیری را باید جبران کنم و برگردم و سر صراط بایستم.

محبت خداوند به توبه‌کنندگان

اول از این راجع به تشویقی که خداوند تبارک و تعالی کرده نسبت به توبه‌کنندگان چند نکته بگویم. نکته اول اینکه خداوند برای یک کسی که هنوز امر آخرت را مشاهده نکرده، یعنی به یقین نرسیده که دارد می‌میرد، نمی‌داند این ولو لحظه‌ای به مرگش هم مانده باشد و توبه کند، این توبه برای خدا ارزش دارد، برای بنده مفید است، قلباً انسان پشیمان می‌شود. روایت‌ها و آیاتی که خداوند اعلام دوستی و محبت کرده به توبه‌کنندگان، خداوند به گناهکارانی که قصد توبه دارند اعلام محبت کرده. نگفته که حالا شما جنایتکاران و گناهکاران و آدم‌های بد و منفی اگر آمدید توبه کنید من می‌پذیرم، نه، می‌گوید من دوستتان دارم. من یک مجرم و گناهکار را دوست دارم. (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ) خدا توبه‌کنندگان را دوست دارد. خیلی حرف قشنگ است. یک گناهکار حرفه‌ای که ۲۰ سال، ۳۰ سال گناه کرده و حالا رسیده به یک جایی که خیال ندارد ادامه بدهد، خدا می‌گوید من خوشحال می‌شوم و دوستش هم دارم. (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ) لذا یک کسی وسوسه بشود که خدا من را می‌پذیرد. من خیلی منفور خدا هستم، من خیلی کارهای زشت کردم. شیطان هم این وسط بیاید و وسوسه کند که تو خیلی منفوری، خیلی کارهای زشت کردی، دیگر خدا دوستت ندارد، اهل بیت دوستت ندارند. ما اصلاً همچین چیزی را نداریم. شخص ۴۰ سال هم گناه کرده باشد، منفور خدا نیست. اگر بخواهد توبه بکند، خدا همان لحظه دوستش دارد. هیچ کس هم از چشم خودمان نیاندازیم. انسان وقتی یک گناهکار هم از چشمش می‌افتد، نعوذبالله خودش از چشم خدا ممکن است بیفتد. ما کار را نه برای بندگان خدا سخت بگیریم، نه برای خودمان. نه بگوییم دیگر خجالت نمی‌کشد حالا بعد از ۵۰ سال گناه رفته توبه کرده، توبه گرگ مرگ است. نه، اگر کسی بعد از ۴۰ سال، ۵۰ سال هم برود توبه کند. شما نگاه کنید یزید با این جنایت‌هایش وقتی به امام سجاد(ع) عرض کرد که من توبه کنم خدا می‌پذیرد؟ حضرت فرمود بله. یزید اگر واقعاً توبه می‌کرد با کشتن امام، خدا او را می‌پذیرفت. مگر آن کسانی که تا ۲۰ دقیقه، نیم ساعت قبل با امام حسین جنگیدند و توبه کردند پذیرفته نشدند؟ خدا نمی‌خواهد یک بنده‌اش به جهنم برود. (لا یَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْکُفْرَ) اصلاً خدا دوست ندارد یک بنده‌اش جهنم برود. لذا اگر هم واقعاً یزید می‌آمد توبه می‌کرد، با اینکه حضرت به او گفت توبه کن، نماز بخوان، اگر واقعاً توبه می‌کرد خدا می‌پذیرفت. پس مبادا خدای نکرده اگر من ۳۰ سال گناه کردم به خودم بگویم خدا می‌بخشد، ولی با یک نفر گناهکار دیگر روبه‌رو هستم از چشمم بیافتد، بگویم خدایا او را نبخش. بعضی‌ها بخیل هستند برای اینکه خدا کسی را ببخشد. خدا او را نبخشد، خدا عذابش را زیاد کند. اصلاً به ما چه؟ خدا دلش بخواهد می‌بخشد، صلاح بداند می‌بخشد. بنده‌اش است، مال او است. به ما چه که نبخشد و عذابش را زیاد کند؟ آن‌هایی که ما می‌گوییم خدایا عذابشان را زیاد کند، خدایا لعنتشان کن. آن‌ها کسانی هستند که تا آخرین درجه قساوت و شقاوت و کفر و نفاق و شرک را رفتند، با آگاهی رفتند، جهنم را انتخاب کردند و در حق بشریت جنایت کردند و الا کسی که الان زنده است، کافر هم هست، می‌خواهد توبه بکند.

ناامیدی از رحمت خدا، گناهی بزرگتر از قتل

به امام رضا(ع) عرض کرد که فلانی از سربازان مأمون به خاطر اینکه ۶۰ تا سید را کشته، خودش دیگر از خودش آنقدر متنفر و ناامید است که دیگر نه نماز می‌خواند و نه روزه می‌گیرد. می‌گوید من دیگر چه نمازی، چه روزه‌ای، من ۶۰ نفر را کشتم، زن و بچه و پیر و جوان را سر زدم. امام رضا(ع) فرمود به او بگو این ناامیدی او گناهش از کشتن آن ۶۰ نفر بیشتر است. ناامیدی شرک به خداست. بعد از شرک به خدا هیچ گناهی بالاتر از ناامیدی نیست. اینکه انسان با گناهش خدای بی‌نهایت را و عفو بی‌نهایت خدا را محدود کند، بگوید خدا دیگر نمی‌تواند من را ببخشد. خدا اگر بخواهد هم اینقدر گناه من زیاد است که نمی‌تواند ببخشد. اهل بیت دیگر نمی‌توانند من را دوست داشته باشند. یک آدمی به لجنی و قساوت و فساد و بدی من را دیگر اهل بیت اگر بخواهند هم نمی‌توانند ببخشند. این خیلی بد است چون آن‌ها را کوچک می‌کنیم. بعد از نماز چقدر قشنگ است (إلهی إن کانَ ذَنبی عِندَکَ عَظیما فَعَفوُکَ أعظَمُ مِن ذَنبی) خدایا اگر گناه من در نزد تو عظیم هست، عفو تو عظیم‌تر از گناه من است. خدا را محدود نکنیم نه برای خودمان و نه برای دیگران. حق نداریم هیچ کس را ممنوع کنیم از توبه و بازگشت. حق نداریم پل را پشت سر کسی خراب کنیم، راه بازگشت را ببندیم. نه، می‌شود برگشت.

آیه ۵۳ سوره زمر و امید به بخشش الهی

در شأن نزول این آیه ۵۳ سوره مبارکه زمر وارد شده که یکی از شئون نزول این آیه که وحشی که حمزه سیدالشهداء را کشت و بدنش را پاره کرد و قلبش را داد هند جگرخوار که جگر او را بخورد، این فرار کرد. پیامبر هم خیلی از دست قاتل ناراحت بود. یعنی آنقدر پیامبر ناراحت شده بود از قاتل حمزه که مترصد بود او را پیدا بکند خودش به سزای عملش برساند. نامه نوشت برای پیامبر که من توبه کردم. آیه آمد خدا می‌پذیرد. ترسید، گفت ما سردار اسلام و عموی پیغمبر را کشتیم. دوباره یک امتحانی کرد باز آیه آمد که خداوند گناهان را می‌بخشد. بار سوم نامه نوشت این آیه آمد برای آن قاتل که چقدر دل پیغمبر را به درد آورد، چقدر به اسلام ضربه زد. حمزه یک شخص نبود، یک لشکر بود برای پیغمبر و برای اسلام. (قل) هر وقت آمد یعنی خیلی مسأله مهم است. هر جا در قرآن (قل) آمد یعنی بعدش شاه‌کلید است. بعدش می‌خواهد قاعده بدهد. (قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً) این خداست که آدم دوست دارد لحظه به لحظه جانش را فدایش کند. این خداست که امام سجاد(ع) عرض می‌کند (عَبدُکَ بِفِداک عَبیدُکَ بِفِنائِک سائِلُکَ بِفِنائِک) بنده‌ات فدایت بشود. اگر امام سجاد اینطوری با خدا حرف نمی‌زد، ما می‌توانستیم با خدا اینطوری حرف بزنیم؟ خدایا فدایت شوم، خدایا قربانت بروم. حیف نیست آدم یک خدای به این رفیق و مهربانی را با او بد بیافتد و بد تا کند و با او قهر کند و از او فراری باشد، دستوراتش را زیر پا بگذارد، احکامش را مسخره بکند. حیف نیست یک همچین خدایی، آن‌هایی که در زندگیشان گناه و معصیت می‌کنند دلشان می‌آید با یک خدای به این خوبی و مهربانی اینطوری رفتار کنند؟ خدا به این دوست داشتنی، به همه بگو پیغمبر (قُلْ یا عِبادِیَ) ای بنده‌های من. چرا من گناهان شما را می‌پذیرم؟ چرا شما حق ناامیدی ندارید؟ چون بنده‌های من هستید. خدایا ما بنده تو هستیم، ما مال تو هستیم، می‌خواهی با ما چکار کنی؟ در یک حدیث قدسی داریم که فرمود چه کنم با یک مُشت خاک جز اینکه او را ببخشم. این خداست، به این مهربانی و دوست داشتنی.

مهربانی ائمه، جلوه‌ای از مهربانی خداست

گاهی وقت‌ها بعضی‌ها زیارت ائمه می‌روند فکر می‌کنند ائمه مهربان‌تر از خدا هستند. وقتی می‌گویند شفاعت، فکر نمی‌کنند که شفاعت را خدا قرار داده، اذن شفاعت را خدا داده. (مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ) خدا این‌ها را مهربان کرده. شما وقتی زیارت امام رضا(ع) می‌روید می‌گویید (اَللّهُمَّ شَفِّع صاحِبَ هذَا القَبر فِیَّ) خدایا صاحب این قبر را با من مهربان کن. خدایا تو به دلش بیانداز که این من را پیش تو شفاعت کند. باز هم خداست. ائمه از خدا مهربان‌تر نیستند. ائمه هر چه مهربانی داشته باشند کمی از مهربانی خداست. خدا خیلی مهربان و دوست داشتنی است.

ذکر “الله” و آرامش قلبی

یکی از ذکرهای قشنگی که خیلی به آدم نفس می‌دهد، نور می‌دهد، قدرت می‌دهد، انگار که انسان از دل یک جهنم سوزان یک هوای خنک یکدفعه به آدم می‌دمد این است که انسان چند لحظه فقط اسم قشنگ خدا را صدا کند. هیچی هم از او نخواهد. (یا الله) الله را کسی صدا کند. یعنی خدا با همه اسماء و صفاتش را گرفته یا نه اصلاً بگوید (الله) این خیلی قشنگ است. این را یواش یواش تکرار کنید. بعد در طول روز می‌بینید چقدر به ذائقه‌تان این اسم قشنگ می‌آید. مثلاً وقتی روی دیوار در آیه در شعر یا تابلویی می‌بینید اینقدر این کلمه دلبری می‌کند. ای بندگان من که به خودتان بد کردید. (یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ) اسراف کردید یعنی خودتان را تلف کردید. (لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ) از رحمت خدا ناامید نشوید. (إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً) خدا همه گناهان را می‌بخشد. باز اینقدر مهربان است که دلش نیامده همینطوری تمامش کند و بگوید خدا همه گناهان را می‌بخشد. (إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ) اگر کسی عربی بلد باشد می‌داند اینطور حرف زدن یعنی چی. حتماً خدا خودش بسیار بخشنده و بسیار مهربان است. ما چون فارسی معادل نداریم برای غفور و رحیم می‌گوییم بخشنده و مهربان، در حالی که نه خیلی بزرگتر از این حرف‌هاست. آدم باید معادل این ماده را بشناسد که غفور یعنی چی.

عشق بی‌نهایت خداوند به بندگانش

یک مادر و پدر مهربان وجودش مملو از عشق به فرزندش است. غیر از برادر و خواهر و دوست و همسر است. این اول از این ذاتش پر از عشق به فرزندش است. هیچ فرزندی نمی‌تواند پدر و مادرش را اینطوری دوست داشته باشد. هیچ فرزندی نمی‌تواند مگر اینکه این فرزند خودش بعداً ازدواج کند، مادر یا پدر شود، فرزند خودش را، باز هم نه پدر و مادر خودش را. مملو از عشق به فرزندش هست. حالا این بچه خلافکار است، معتاد شده، دزدی کرده، زندان رفته، قاچاقچی بوده، مال مردم را خورده، زندان افتاده. مادر از عملکرد بچه‌اش خیلی متأثر است. ولی از عشق به بچه‌اش همان است، دوستش دارد. حالا یک بچه شرور دارد، مادر و پدر را خسته کرده. یکدفعه می‌آید می‌گوید مادر من غلط کردم، می‌افتد روی دست و پای مادر و پدر که من اشتباه کردم، من می‌خواهم آدم شوم، درست شوم، مادر دعایم کن. انبیاء باشند انبیاء فرق دارند. انبیاء چون حسشان حس‌های شخصی و حیوانی اصلاً ندارند. انبیا با هیچ کس رابطه شخصی پیدا نمی‌کنند. یوسف را نگاه کنید برادرانش این همه به او ظلم کردند. یوسف به عنوان خلیفۀ الله با محبت خدا به برادرانش نگاه کرد. (لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ) ببینید یوسف چقدر بزرگ است. ناراحت نباشید، خدا شما را می‌بخشد، امروز هیچ مشکلی برای شما نیست. (نَزَغَ الشَّیْطانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی) شیطان بود بین ما را خراب کرد. ما باید از انبیاء یاد بگیریم پل را پشت سر هیچ کس هیچ وقت شخصی با هیچ کس برخورد نکنیم. خیلی بد است من در دلم این باشد که کسی را نفرین کنم، از کسی کینه در دلم باشد. بعد مادرم فاطمه زهرا و پدرم امیرالمؤمنین از این کینه من ناراحت باشد. آقا امام زمان ناراحت باشد که تو چرا نسبت به این کینه داری؟ تو چرا عرضه نداری او را ببخشی؟ تو اگر خودت این گناه کرده بودی چه توقعی داشتی؟ دوست داشتی تو را ببخشند یا نه؟ تو چرا عرضه نداری یک نفر را ببخشی و عفو کنی، گذشته‌اش را ندید بگیری؟ چرا اینقدر کینه‌ای و بدجنس؟ خیلی بد است. خدا به دل من نگاه کند و بعد چون حق‌الناس هم هست خدا کاری نمی‌کند. می‌گوید من دوست نداشتم تو این را نفرین بکنی. دوست نداشتم تو این را به عذاب بکشانی، ولی تو کشاندی. خیلی بد است آدم خواستش با خواست خدا یکی نباشد. حالا این بچه آمده به دست و پای پدر و مادر که من اشتباه کردم. چقدر خوشحال می‌شود. می‌گوید خداروشکر که بچه‌ام توبه کرد و درست شد و آشتی کرد. این خداست.

محبوب‌ترین بندگان نزد خدا، توبه‌کنندگان هستند

امام باقر(ع) (إنَّ مَن أحَبَّ عِبادَ الله إلی الله المُفَتِنِ التَّواب) از محبوب‌ترین بندگان در نزد خدا یکی از آن‌هایی که خدا خیلی دوستشان دارد یک آدم فتنه‌انگیز و بدجنس و بدذات و اذیت‌کن و شروری که دست از بدجنسی و شرارت برمی‌دارد و توبه می‌کند. می‌گوید خدایا من دیگر نمی‌خواهم بد باشم، خدایا خودم خسته شدم. اِ چرا این خانم فاحشه، این خانمی که خواننده بوده، رقاصه بوده، ۴۰ سال در تلویزیون و ماهواره اینطوری کرده حالا آمده توبه کرده، به تو چه، خودش است و خداش. این آدم این همه شرور بود و اذیت‌کن بود و مردم را اذیت کرده. راه بسته نیست. می‌گوید یک آدم فتنه‌انگیزی که کلی آدم‌ها را اذیت کرده می‌گوید خدا دوستش دارد. یک پدر و مادر بچه شرورش را دوست ندارد؟ دوست دارد. اگر برگردد پدر و مادر قبول می‌کنند. (تواب) یعنی اگر برگردد. پس اگر یک آدم بدجنس، بدذات خواست جبران بکند، می‌خواهد برگردد، دروغ نمی‌گوید، کلک نمی‌زند، خدا می‌گوید من دوستش دارم برگردد.

شادی خداوند از توبه بندگان

پیامبر(ص) می‌فرماید (لَالله أفرَحُ بِتَوبَۀِ عَبدِهِ مِنَ العَقیمِ الوالِد) می‌فرماید یک زنی که خیلی بچه دوست است، یک مردی که خیلی بچه دوست دارد، بچه‌دار نمی‌شوند. یک سال، دو سال، سه سال، پنج سال، ده سال، بیست سال در سن‌های بالا خدا به آن‌ها بچه داده. چطور خوشحال می‌شوند؟ پیامبر فرمود یک کسی که بعد از آن همه سال بچه‌دار می‌شود، خداوند از توبه بنده‌اش بیشتر از همچین کسی خوشحال‌تر می‌شود. ما بدی کردیم، ما گناه کردیم، او خوشحال می‌شود. خدا دلش خنک نمی‌شود اگر ما گناه کنیم ما را جهنم ببرد. اصلاً خدا از عذاب بنده‌اش دلش خنک نمی‌شود. خدا خشنود نمی‌شود بگوید تو خیلی بدی کردی جهنم برو. نه، خدا موقعی شاد می‌شود که کسی جهنم نرود. یک کسی برگردد، یک کسی از جهنم بیاید به بهشت برود. پس ما هیچ وقت شادی خودمان را به شادی خدا ترجیح ندهیم. اگر قرار است ما یک کسی را ببخشیم و او بهشت برود، ما چکارهایم در مقابل خدا. خدایا این بنده توست، من هم مال تو هستم، هر طوری دلت می‌خواهد برای ما تصمیم بگیر. نکند خدا بخواهد شاد بشود ما نگذاریم خدا شاد بشود. بد نیست. آدمی که عرضه دارد خدا را بخنداند، نخنداند! می‌تواند اهل بیت را شاد کند و بخنداند، نخنداند! نه من نفرینش می‌کنم، من از او نمی‌گذرم. خیلی بد است. (وَ مِنَ الضالِ الواجِد) کسی که یک چیزی را گم کرده برایش خیلی عزیز است. بچه‌اش را گم کرده، همسرش را گم کرده، پدر و مادرش را گم کرده، عزیزترین چیزهایش را گم کرده. این کلمه که می‌گویم عین حقیقت است، عزیزترین چیزش را گم کرده، دنبالش می‌گردد، یکدفعه پیدایش می‌کند، چقدر خوشحال می‌شود. می‌گوید خدا اینقدر خوشحال می‌شود اگر کسی توبه کند. حضرت فرمود وقتی که یک نفر در صحرایی گیر کند، نه آب و نه غذا داشته باشد، دارد می‌میرد. در لحظه آخر که دارد می‌میرد یکدفعه نگاه کند ببیند کنارش یک ظرف غذا و آب است. چطوری خوشحال می‌شود از مرگ نجات پیدا می‌کند. می‌گوید خدا اینقدر خوشحال می‌شود. خودمانی بگویم نعوذبالله خدا می‌گوید من داشتم می‌مردم تو داشتی جهنم می‌رفتی. خدا اینطوری با بنده‌هاش حرف می‌زند. می‌گوید تو که می‌خواهی جهنم بروی، تو که حق‌الناس گردنت است، دست من هم نیست، حق مردم است. تو که داری با خودت این کارهای زشت را انجام می‌دهد، من داشتم می‌مردم. دیدید یک پدر و مادر مهربان وقتی بچه‌شان خلاف می‌کند، لجبازی هم می‌کند، جلوی پدر و مادرش هم می‌ایستد، هر چه پدر و مادر نصیحتش می‌کنند خیرگی می‌کند. پدر و مادر دوستش دارند، عاشقش هستند، ولی می‌میرند از این رفتار بچه. ما چقدر پدر و مادرمان را اذیت کردیم با خودخواهی‌های خودمان، با لجبازی و بچه‌بازی‌های خودمان. چقدر از بنده‌هاش ناز می‌کشد. خدا می‌گوید من بنده‌های خوب زیاد دارم. من انبیاء، شهدا، صدیقین، صالحین، ملائکه را دارم. هیچ کدام بد نیستند. ولی تو یک نفر که گناه می‌کردی، من انگار هیچ کس را نداشتم جز تو. خدا می‌گوید من همه دلم پیش تو بود. دلخوش به این همه انبیاء و صدیقین و شهدا نبودم. دلم پیش تو بود که تو جهنم نروی. مثل یک مادری که ده تا بچه هم که داشته باشد، یکی از آن‌ها بخواهد آسیب ببیند، مادر با بچه می‌میرد. کاری با آن نُه بچه دیگر ندارد. با همین یک بچه پدر و مادر می‌میرند و می‌سوزند. صد تا بچه خوب هم که داشته باشند. خدا بی‌نهایت از این مهربان‌تر است. مهربانی خدا بی‌نهایت بالاتر از مهربانی پدر و مادر است. تمام پدرها و مادرهایی که به دنیا آمدند از اول خلقت خدا، هر پدر و مادری که به دنیا آمده تا الان و هر پدر و مادری که تا بی‌نهایت که خدا خدایی می‌کند به دنیا بیاید، این‌ها مهربانیشان یک قطره‌ای از اقیانوس بی‌نهایت محبت خداوند تبارک و تعالی است. محبت خدا بی‌نهایت است. چقدر خوشحال می‌شود که بنده‌اش آشتی کند و ما چقدر بد هستیم که با خدا در می‌افتیم، لج و لجبازی با خدا. (وَ مِنَ الضَّمآن البارِد) خدا از یک تشنه‌ای که به آب می‌رسد خشنودتر است وقتی بنده‌اش توبه می‌کند. آدم حیف نیست با این خدا رفیق نباشد؟ این خدا را دوست نداشته باشد؟ با این خدا رفت و آمد نکند؟ رفیق‌تر از خدا وجود دارد؟

خدا، رفیقی بی‌همتا

در زندگی آدم ممکن است خیلی رفیق داشته باشد که جانشان هم برای آدم بدهند. اما رفیقی که جانش را برای آدم می‌دهد مثل مادر و پدری که ما را دوست دارند، این دوست داشتنش یک قطره‌ای از بی‌نهایت رفاقت خداست. آدم نباید خدا را نه به رفیق، پدر و مادر، فرزند نباید بفروشد. می‌گوید طلاق گرفتم دیگر حوصله نماز ندارم. پدرم مُرد دیگر حوصله عبادت ندارم. طلاق دادم اینطوری شدم. پولم گم شده دیگر حس و حال عبادت ندارم. مریض شدم دیگر از نماز خوشم نمی‌آید. خیلی بد است آدم به خاطر طبیعت و دنیا و حیوانیتش به خدا بگوید چون خرم مُرد دیگر با تو رفیق نیستم. این بدن خر و مرکب ماست. مسائل طبیعی مسائل حیوانی ما. یک کسی که به خاطر دنیا با خدا در می‌افتد، به خاطر دنیا دست از خدا و رفاقت خدا برمی‌دارد، به خاطر زن و نامزدش و شوهرش و پدر و مادرش و دوستش دست از خدا برمی‌دارد، خیلی به خدا توهین می‌کند. یک دعای فرجی هست (یا مَن یَکفی مِن کُلِّ شَیء وَ لا یَکفی مِنهُ شَیء إکفِنی ما أهَمَّنی) ای کسی که کفایت می‌کنی از همه چیز، هیچ چیزی هم جای تو را نمی‌گیرد. آن چیزهایی که در زندگی‌ام برایم مهم است تو برای من برسان. این قسمت (تو برای من برسان) یک چیز دیگر است. رساند رساند، نرساند هم نرساند. ولی اینکه هیچ کس جدای خدا را نمی‌گیرد. یک موقع به عزیزان از این دختر و پسرهای خودم سؤال می‌کنم که آیا نماز می‌خوانید؟ می‌گوید نه. برای چه نماز نمی‌خوانی؟ حیف نیست این خدا را دوست نداشته باشی؟ نماز خواندن عشقبازی و حرف زدن و رفاقت با خداست. می‌گوید این مشکلات را دارم. این مشکلات یعنی یک چیزهایی را داشتی از دست رفتند. آن‌ها از خود خدا مهمتر بودند؟ از رفاقت و دوستی با خدا مهمترند؟ زن، شوهر، پدر و مادر، پول، زندگی‌ام، حتی سلامتی‌ام مهمتر از خداست که من به خاطر این چیزها رابطه‌ام با خدا خراب شود؟ این جفا نیست در حق خودش می‌کند! جفا نیست که در حق خدا می‌کند! خدا می‌گوید من این همه بنده دارم. تو یکی که نیستی انگار همه نیستند. می‌گوید بنده من تو با من خیلی جفا می‌کنی. تو با من یکطوری رفتار می‌کنی که انگار اصلاً من را نداری و من با تو طوری رفتار می‌کنم که انگار همین یک بنده را دارم. ولی تو با من طوری رفتار می‌کنی که اصلاً انگار من نیستم. اینطوری زندگی کردن خیلی بد است. اینطوری زندگی کردن تلخی دنیا و آخرت را دارد. شادی‌های دنیای ما را از بین می‌برد. آرامش دنیای ما را از بین می‌برد تا آخرت بماند.

توبه برای همه مؤمنین لازم است

(تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) ای مؤمنین همه شما توبه کنید و برگردید. مؤمن نباید فکر کند که گناه ندارد. ما هر چه بگردیم معصیت در زندگیمان پیدا می‌کنیم. ما نباید فکر کنیم که توبه مال آدم‌های خیلی منفی و بد است. انسان هر چه بالاتر می‌رود به توبه بیشتر نیاز دارد. خوب‌ها به توبه بیشتر نیاز دارند تا بدها. به استغفار بیشتر احتیاج دارند. پیامبر که می‌گوید من در طول روز وقتی که با مردم سروکار دارم روی دلم یک پرده‌ای می‌نشیند از همین کثرات و ارتباطات که هفتاد بار از خدا معذرت‌خواهی می‌کنم و استغفر الله می‌گویم. (فأستَغفِرُ الله سَبعینَ مَرَّۀ) هفتاد بار تا دلم برگردد به حالت اولش. ما انگار از پیغمبر خیلی قوی‌تر و پاکتریم که ده بار هم در روز استغفار نمی‌گوییم. یک کسی که روزی صد بار، ۲۰۰ بار استغفر الله ندارد مثل کسی است که حمام نرفته بدنش بوی گند می‌گیرد. هیچ کس هم نمی‌تواند به او نزدیک بشود. روحش بوی گند می‌گیرد. حالا این بدون استغفار می‌رود سر سجاده می‌ایستد. الان چه کسی سجاده می‌اندازد؟ یک مُهر می‌گذارند و یک جانماز کوچک. اینقدر از نماز بیزار هستند. چه کسی می‌آید مقدمات نماز بگذارد و عطری بزند و مسواکی بزند و چه کسی می‌آید از این کارها بکند؟ چه کسی می‌آید جا بیاندازد و یک بستری برای هم‌آغوشی با خدا فراهم بکند؟ یک غذا می‌خواهد بخورد می‌گوید زیرسفره‌ای بیاندازید، سفره بیاندازید، سفره‌آرایی می‌کنند، می‌چینند. می‌خواهد برود با خدا حرف بزند اصلاً حس ندارد. یک عطری، یک مسواکی، یک لباس عوض کردنی، یک لباس خوبی، یک جانمازی. الان که نیست. تو حمام نرفتی. الان می‌خواهی بروی با مهمان روبوسی بکنی، بوی بد می‌دهی. پیامبر می‌فرماید پیش عزیزترین کس خود هم می‌روید قبلش بدنتان را بشویید. به دخترش می‌گوید دخترم هیچ شبی در آغوش همسرت نرو مگر اینکه قبلش بدنت را شسته باشی. پیامبر دارد شوهرداری یاد می‌دهد. به دخترش می‌گوید هر وقت خواستی پیش شوهرت باشی قبلش بدنت را بشوی، پیش همسرت خوشبو برو. حالا تو استغفار نکردی سر نماز می‌روی می‌بینی نماز گند می‌خورد. از اول حواست پرت است. سر نمازت هزارتا فکر گناه و آلوده می‌آید. اصلاً نمی‌فهمی چه می‌خوانی. چون بو می‌دهی. اول برو نظافت کن.

استغفار و صدقه، پاک‌کننده‌های روح

برای همین من در برنامه‌های عزیزان که یاغفور را صد مرتبه نوشتم، آن‌هایی که توضیحات بیشتر خواستند نوشتم صد بار صبح صد بار شب در رختخواب هستی بگو. قبل از خواب اگر می‌توانی رو به قبله بنشین بگو. خیلی قشنگ است. یادت رفت خوابیدی، حس و حال نداری. به جای این همه فکرهای الکی و گناه‌آلود سرت را که روی رختخواب گذاشتی، قشنگترین جا همان رختخواب است. آدم خدا را در آغوش بگیرد. حیف است آدم سرش را روی بالش بگذارد خدا را در رختخواب با خودش نکشد. او را ببوس، بغلش کن، نازش کن، بگو خدایا استغفر الله. صد تا یاغفور، صد تا استغفر الله آدم بگوید، معذرت‌خواهی کند وقتی می‌خواهی بخوابی و الا خواب‌های بد و بیخود می‌بینی. آدم خواب‌های اضغاث و احلام می‌بیند. نماز می‌خوانی به درد نمی‌خورد. روضه می‌رود می‌بیند گریه‌اش نمی‌گیرد. حرم می‌رود می‌بیند گریه‌اش نمی‌گیرد. چون قبلش پاک نکردی. دو چیز خیلی پاک می‌کند: صدقه و استغفار. این در طول روز باشد هم صبح و هم شب این کار را بکنید. اگر خودتان مسئول صدقه هستید در خانه، هر کس باید مسئول صدقه داشته باشید. بچه، زن، مرد، پسرتان، یک مسئول صدقه باید در خانه باشد. اینکه حالا من یادم رفت، نباید اینطوری باشد. صدقه یک چیزی نیست که آدم یادش برود. من دختر خودم مسئول صدقه خانه ما بوده آن موقعی که ۷ ـ ۸ سالش بوده. الان که خودش ازدواج کرده و بچه دارد هنوز مسئول صدقه خانه ما هست. یعنی هنوز که سی و خورده‌ای سالش هست می‌گوید صدقه ماهانه را بده. صبح و شب کنار بگذارد. منظم صدقه باید در خانه پرداخت بشود. صدقه خیلی بلاها را دفع می‌کند. خیلی موانع را برطرف می‌کند. صلوات که خیلی عالی و استغفار. چطور شما می‌روید تهران و می‌آیید می‌گویید از صبح بیرون رفتم بدنم بوی عرق گرفته، مهمانی نمی‌توانم بیایم، بگذار یک دوش بگیرم، یک مسواک بزنم، لباسم را عوض کنم. تو از صبح رفتی با هزارتا کثرت سروکار داشتی. این تلویزیون را نگاه کردی هزارتا تصویر گند در روحت افتاده. چیزهای بد دیدی، آلوده‌ات کرده در ماهواره، اینترنت، روزنامه خواندی، با آدم‌ها سروکار داشتی، در خیابان رفتی هزارتا چیز خلاف دیدی خواسته یا ناخواسته. تمام این‌ها روح را گند می‌زند. روحت پر از چرک می‌شود. انسانی که صبح استغفار نکند شب استغفار نداشته باشد مثل این هست که با بدن آلوده و لجن و با بوی بد و گند با یک لباس پر از آلودگی به عروسی برود بخواهد عروسی خودش برود. چون انسان هر باری که روی سجاده می‌رود عروسیش با خداست. استغفار خیلی لازم است. استغفار مثل هوا، خون، حمام، آب است. شما یک روز آب مصرف نکنید ببینید چه می‌شود. به صورتت نزن، مسواک نزن. آب مایه حیات است. یک روز کسی آب و نوشیدنی نخورد. استغفار بسیار کلیدی و مهم است در زندگی ما. پیامبر می‌فرماید که من حداقل ۷۰ بار در روز می‌گویم. ما خیلی احتیاج داریم به استغفار و توبه. (تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) آی مؤمنین همه شما توبه کنید و برگردید و آشتی کنید. ما در طول روز دائماً به آشتی و معذرت‌خواهی احتیاج داریم. به پاک کردن آلودگی‌هایی که در طول روز جمع کردیم احتیاج داریم. چطور می‌گویی الان می‌خواهم غذا بخورم باید دستم را بشویم، ول کن مگر صبح نشستی، نیم ساعت پیش دستم به چیزی خورده می‌خواهم غذا بخورم باید پاک باشد. ده دقیقه پیش دستم به چیزی خورده الان می‌خواهم غذا بخورم باید بشویم. چند بار در طول روز شما دست و صورتت را می‌شویی؟ استغفار هم اینطوری است. انسان باید دائماً توبه و استغفار و حواسش باشد که در جهنم نباید بیفتد. یک کسی که استغفار ندارد نماز هم که می‌خواند کار خوبی است ولی مثل این هست که آن کار خوب را مثل غذا خوردن را با دست کثیف و آلوده بخواهد انجام بدهد. مثل اینکه می‌خواهد نماز بخواند ولی نماز را با هزارتا شک و تردید انجام می‌دهد. اینکه می‌گویند اگر وسوسه‌ای سراغتان آمد زود استغفار کنید، زود لا إله إلا الله بگویید. در ذهنتان یک فکر بد آمد برای اینکه این فکر بد وقتی می‌آید یک موقعی انسان شک و تردید می‌کند. گاهی وقت‌ها انسان حتی در ذهنش مرتد می‌شود. یکدفعه به خدا شک می‌کند. حالا شک کرده حالا می‌خواهد برود سر نماز بایستد بگوید الله اکبر، دروغ می‌گوید. این شک هنوز در دلش هست، وسوسه هست. برو برطرفش کن.

دعا و صلوات

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. با هم پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگی‌های خودمان، حل مشکلات جوان‌هایمان، شادی اموات مؤمنین و مؤمنات، مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بی‌وارثان بخصوص اموات خودمان. (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.

خلاصه

جملات ناب

  • توبه، بازگشت نفس از کج‌روی و انحراف است که هسته مرکزی آن پشیمانی واقعی از عملکرد گذشته است.

  • پشیمانی قلبی و تصمیم به تغییر، لازمه توبه است؛ استغفار زبانی بدون پشیمانی، تمسخر خود است.

  • توبه در لحظات آخر عمر، زمانی که انسان به دلیل اجبار و نه از سر اختیار دست از گناه برمی‌دارد، پذیرفته نیست.

  • خداوند توبه‌کنندگان را دوست دارد و هیچ‌گاه از رحمت خود ناامید نمی‌کند، حتی اگر گناهکارترین افراد باشند.

  • ناامیدی از رحمت خدا، گناهی بزرگتر از هر گناه دیگری است، زیرا عفو بی‌نهایت الهی را محدود می‌کند.

  • خداوند به بندگانش می‌فرماید: “ای بندگان من که بر خود اسراف کرده‌اید، از رحمت خدا ناامید نشوید؛ همانا خدا همه گناهان را می‌آمرزد.”

  • مهربانی ائمه اطهار، جلوه‌ای از مهربانی بی‌نهایت خداوند است و هیچ‌کس از خدا مهربان‌تر نیست.

  • ذکر “الله” و تکرار آن، آرامش قلبی و نوری به انسان می‌بخشد و او را از دل جهنم سوزان به هوای خنک می‌رساند.

  • خداوند از توبه بنده‌اش بیش از مادری که پس از سال‌ها انتظار صاحب فرزند می‌شود، شادمان می‌گردد.

  • هیچ‌گاه نباید پل‌های بازگشت را پشت سر کسی خراب کرد و راه توبه را بر او بست، زیرا خداوند دوست ندارد بنده‌ای به جهنم برود.

  • محبوب‌ترین بندگان نزد خدا، کسانی هستند که پس از فتنه‌انگیزی و شرارت، از اعمال خود پشیمان شده و توبه می‌کنند.

  • توبه برای همه مؤمنین لازم است، زیرا هر چه انسان بالاتر می‌رود، به توبه و استغفار بیشتری نیاز دارد.

  • استغفار روزانه، مانند حمام گرفتن برای روح است و روح را از آلودگی‌های گناه و کثرت‌های دنیوی پاک می‌کند.

  • صدقه و استغفار، دو عامل مهم در پاک‌سازی روح و دفع بلاها هستند.

  • رابطه با خدا، عشقبازی و رفاقت با اوست که نباید به خاطر مشکلات دنیوی یا مسائل شخصی از آن دست کشید.

  • خداوند می‌گوید: “تو با من طوری رفتار می‌کنی که انگار اصلاً من را نداری و من با تو طوری رفتار می‌کنم که انگار همین یک بنده را دارم.”

  • انسان باید دائماً مراقب باشد که در جهنم نیفتد و با توبه و استغفار، راه بازگشت به صراط مستقیم را حفظ کند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه