فهرست مطالب
Toggleدوری از شرک
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره شرک به بیان بعضی از مصادیق شرک رسید. یک فرمایشی را از نبی اکرم(ص) درباره شرک عرض کنم که فرمود: ای مردم از شرک به خدا دوری کنید که آن از حرکت مورچه سیاه نامحسوستر است. سپس فرمود شاید کسی بخواهد بپرسد ای رسول خدا از شرکی که ناپیداتر از حرکت مورچه در شب تاریک است چگونه دوری کنیم؟ فرمود بگویید: خداوندا از شرک آگاهانه به تو پناه میبرم و از شرک ناآگاهانه از تو آمرزش میطلبم.
شرک ناآگاهانه و استغفار
جلسه گذشته این نکته را عرض کردم که ما گاهی وقتها چیزهایی را نمیدانیم شرک هست و ناخواسته و ناآگاه به دامن شرک میافتیم که چند نمونه هم آنجا خدمتتان عرض کردیم. حضرت میفرماید آن چیزهایی را که انسان میفهمد که شرک هست، مصادیق شرک را میشناسد و باید هم بشناسد، باید پناه ببرد به خداوند تبارک و تعالی از آن شرک و دوری بکند از آنها و یکی از مواردی که استغفار خیلی مهم است که در روایت داریم ما در بحث استغفار مفصل عرض کردیم. که حتی پیامبر میفرماید: (اِنَّهُ لَیُغانُ عَلی قَلبی فَاَستَغفِرُالله سَبعینَ مَرۀ) من روی قلبم یک پردهای مینشیند. این پرده بر اثر کثرت و ارتباطاتی که با مردم هست روی قلب همه مینشیند تا پردههای ضخیم، پیامبر فرمود: (لَیُغانُ) غین یعنی یک پرده خیلی نازک روی قلب من مینشیند که من هفتاد بار استغفار میکنم. این پیامبر معصوم خداست که میگوید من بر اثر همین ارتباطات عادی هم که با مردم دارم، حضرت گناهی هم مرتکب نمیشود، معصوم هست، باز همین ارتباطات در ایشان این مقدار تاریکی را ایجاد میکند. حضرت میفرماید من استغفار میکنم. حالا ما که خیلی چیزهایمان گرفتاری و آلودگی زیاد دارد، خیلی بیشتر از پیامبر احتیاج به توبه و استغفار داریم. استغفار حمام نفس هست. بسته به اینکه انسان در چه محیطی باشد نیازش به استحمام بیشتر است. یک کسی روزی چند بار باید بدنش را بشوید چون با آلودگیهای زیادی سروکار دارد. یک کسی روزی یکبار، یک کسی دو روز یکبار، بسته به این نوع آلودگیها و میزان آلودگیها دارد. وقتی حضرت میفرماید من هر روز هفتاد مرتبه استغفار میکنم، این یعنی ما که کثرتمان، ارتباطاتمان بیشتر هست، آلودگیهایمان بیشتر هست، نیاز به استغفار بیشتر داریم. یکی از مواردی که نیاز داریم دائماً از آن استغفار بکنیم همین شرکهایی هست که ناآگاهانه دچارش میشویم که نمونههایی را از آن عرض کردم. امروز هم یک فهرستی از خرافات میخواهم عرض کنم. گاهی وقتها انسان به چیزهایی اعتقاد پیدا میکند که واقعاً این اعتقادات شرک هست و برای چیزهایی در مملکت خداوند تأثیر قائل هست که هیچ تأثیری ندارد و انسان برای آنها مثل خداوند تبارک و تعالی تأثیر قائل میشود. یکی از آن موارد استغفار همین شرکهای ناآگاهانه است. پیامبر فرمود که از شرکهای آگاهانه و بارز بپرهیزید، دوری کنید، به خدا پناه ببرید و از شرکهایی که ناآگاهانه انسان آلوده آنها میشود طلب مغفرت بکند، بگوید خدایا اگر من جایی دچار شرک و انحراف شدم من را ببخش. (یا اَیُّهَا النّاس اِتَّقوا الشِرک) مردم از شرک بپرهیزید (فَاِنَّهُ اَخفی مِن ذَبیبِ النَمل) از حرکت یک مورچه، حرکتی که هیچ صدایی ندارد در تاریکی که یک مورچه حرکت میکند، در بعضی از روایات داریم مورچه سیاه در فرش سیاه یا مورچه سیاه در شب سیاه در فرش سیاه یا مورچه سیاه در شب سیاه روی سنگ سیاه تعابیر مختلفی دارد. که نه صدای پایش شنیده میشود نه اصلاً این مورچه دیده میشود. میخواهد بگوید شرک خیلی نامحسوس به سراغ انسان میآید. انسان خیلی ناخودآگاه یک دفعه به چیزهایی اعتقاد پیدا میکند که هیچ اثری ندارد و این بسیار خطرناک است.
ریاکاری و سُمعه
ریاکاری یکی از مصادیق شرک است. انسان ریاکاری بکند برای اینکه به مردم دین و معنویت و تقوای خودش را برساند، حرفی بزند. ریا و سُمعه از مصادیق شرک هستند. ریا نشان دادن است، سُمعه به گوش رساندن است. یعنی انسان میخواهد به دیگران بفهماند، به گوش دیگران برساند چیزهایی را که برای خدا. یک نماز شب خوانده اصرار دارد همه بفهمند که این نماز شب خوانده. یک کار خیر کرده دوست دارد که همه بفهمند که این کار خیر را کرده یا میخواهد همه بفهمند یا میخواهد به دیگران نشان بدهد. نمیتواند کارهای خیر خودش را مخفی نگه دارد. قرآن میفرماید بعضی از کارهای خیرتان را آشکار انجام بدهید، برملا همه ببینند چون مؤمنین باید تشویق بشوند. شما نباید متهم به بخل و بیارادتی بشوید. در معرض عام این کار را بکنید برای خدا، خدا دستور داده بخشی از صدقاتتان و کارهای خیرتان را آشکار انجام بدهید. مثلاً یک کسی میگوید من نماز جماعت چون میترسم ریا بشود این حرف بیخودی است، وسوسه شیطان است. نماز جماعت اصلاً از اسمش پیداست جماعت است. انسان باید در جمع حاضر باشد، در راهپیمایی حاضر باشد، در کارهای جمعی، در عزاداریها، در دعاها حاضر باشد. این مثلاً یک کسی بگوید من میترسم بروم ریا بشود حرف بیخودی است. صدقات هم فرمود دو بخش کنید. یک بخشی که هیچ کس نفهمد که شما صدقه دادید، کار خیر کردید. بخشهایی از آن را هم بگذارید بقیه بفهمند. لازم هست که بقیه هم بدانند، تشویق بشوند مؤمنین دیگر که این کار را انجام بدهند. این برای خداست. ولی یک موقع هست نه انسان خودش دوست دارد که همه اینطوری بشناسندش. این ریا هست یا سُمعه، همه بشنوند. حضرت فرمود که از شرک بپرهیزید که یک همچین حالتی دارد که از حرکت مورچه نامحسوستر هست. بعد خودش میگوید اگر شما از من بپرسید که چگونه از شرکی بپرهیزیم که اینقدر ناپیداست، چطوری پیدایش بکنیم؟ فرمود به خداوند عرض کنید: خدایا از شرک آگاهانه به تو پناه میبرم و از شرک ناآگاهانه از تو آمرزش میطلبم.
اخلاص و تنظیم حب و بغضها
و کسی که در صدد شکار شرک باشد یعنی در صدد پیدا کردن مصادیق شرک باشد که یکی از واجبات زندگی انسان هست چون شرک یعنی خالص کردن خودت در حرکت به سمت آخرت مثل حرکت یک جنین در رحم مادر به سمت دنیا، هر چقدر جنین اعضایی را که تهیه میکند خوش شکلتر خالصتر باشد در دنیا راحتتر است. اگر یک چیزی قاطی بیاورد یک انگشت اضافه چهار تا موی اضافه بد جا، یک مو میبینی در چشمش هست یک موقع میبینی یک زائده با خودش میآورد میبینی آزاردهنده است. اخلاص یعنی پاک کردن خودت از هر چیزی که برای آخرتت ضرر دارد نباید آنجا با تو باشد. و هر چیزی هم غیر از خدا آنجا با انسان بیاید و کار غیر خدایی کار غیر الهی انگیزهها و عشقها و محبتها و تعصبها حب و بغضهای غیر الهی هر چه بیاید شرک هست. انسان یک موقع میبینی در طول زندگیش هزاران چیز را دوست دارد که خدا دوست ندارد و این با دوستی اینها وارد برزخ میشود. یا انسان از دنیا میرود در حالی که بغض چیزهایی را دارد که خدا اصلاً نسبت به آنها بغض ندارد و از آنها بدش نمیآید ولی این بغض و کینه دارد و با این همه انحراف از دنیا وارد آخرت میشود. این که در روایت داریم یا در بحثهای انسانشناسی قم این بحثها را کردیم که انسان باید حب و بغضهایش را با خدا تنظیم کند. یعنی درست چیزهایی را که خدا دوست دارد و در شرع آمده دوست داشته باشد ولو خودش باب سلیقهاش نباشد چون وقتی میگوییم باب میل من نیست باب سلیقه من نیست وقتی میگوییم من یعنی بخشهای حیوانی من، ممکن است یک خانم از حجاب خوشش نیاید ولی این بخش حیوانی یک زن هست که از حجاب خوشش نیاید. یا یک مرد از بعضی از چیزهایی که خدا واجب کرده یا حرام کرده بخواهد برعکسش باشد این بخش حیوانی ماست که ناراحت میشود. بخش فطری یک زن هیچ وقت از حجاب بدش نمیآید عاشق حجاب است. بخش فطری یک مرد حجاب را دوست دارد حیا را دوست دارد غیرت را دوست دارد. یک مردی که از غیرت بدش میآید میگوید نه من آزاد هستم من آدم روشنفکری هستم این بیغیرتی این درست نقطه مقابل خداوند تبارک و تعالی است (اِنَّ الله غَیُورٌ) خدا غیرت دارد پس ما دقت بکنیم که هر چیزی را که خدا خوب میداند ما باید خوب بدانیم و خوشمان بیاید. اگر در دستورات دینی یک چیزی باشد که من از آن دستور بدم بیاید اینجا با خدا اختلاف پیدا میکنم و با درجهای از شرک و کفر وارد برزخ میشوم چون خدا گفته خوب است و من میگویم بد است و این خیلی خطرناک است یا خدا میگوید بد است و من از آن خوشم میآید دوستش دارم. مثلاً میگوید فلان کار گناه است حرام است من میگویم خدا گفته حرام است ولی من دوستش دارم من چکار کنم از این خوشم میآید این خیلی خطرناک است که خدا از چیزی بدش بیاید و ما دوستش داشته باشیم اینها درجاتی از کفر و شرک هست که در وجود ما ممکن است باشد.
مظاهر بهشت و جهنم در دنیا
بنابراین انسان باید حب و بغضهایش را تنظیم بکند که اگر وارد برزخ شد در برزخ رفت روحش عاشق جهنمهایی نباشد که خدا در دنیا حرام کرده و این عاشق این جهنم در دنیا بوده حالا این حب و عشقی که به گناه و معصیت یا رفتارها صورتهای حرام داشته همه آنها جهنمی است. این وقتی که وارد برزخ میشود چون عاشق جهنم بوده با این جهنم وصل میشود میرسد به همان جهنمی که عاشقش بوده یا چیزهایی بوده که خدا خیلی دوستشان داشته بهشتی بودند و این از این صورتها متنفر بوده بدش میآمده از این حالتها متنفر بوده از این چیزهایی که خداوند قشنگ میدانسته و خوب میدانسته. یعنی انسان از بهشت متنفر میشود. مظاهر یادتان نرود خداوند بهشت را با مظاهرش فرستاده جهنم هم با مظاهرش در دنیا حاضر هست. مظاهر جهنم مشخص هست و مظاهر بهشت هم مشخص هست. وقتی ما چیزی را که خدا قشنگ میداند خوب میداند زیبا میداند ما زیبا نمیدانیم یا چیزی را که خدا زشت میداند حرام میداند قبیح میداند ما قبیح نمیدانیم. از اینجا وارد حب و بغضهای بهشتی و جهنمی میشویم و اینجا خیلی خطرناک میشود. اگر شما چیزی را که خدا حرام میداند از آن خوشت بیاید خدا میگوید بد است و تو این حالت را دوست داری هر چیزی که میخواهد باشد هر کاری میخواهد باشد یعنی تو عاشق جهنم هستی. و این عشق به جهنم باعث میشود که در وجود تو رسوخ بکند و وقتی وارد برزخ میشوی با معشوق خودت محشور هستی و یا اینکه خدا بگوید چیزی خوب هست انسان از آن متنفر باشد از آن بدش بیاید از نماز بدش از مظاهر دینی شعائر الهی انسان بدش بیاید این یعنی از بهشت متنفر است. لذا وقتی هم وارد آنجا میشود نمیتواند از آنجا بهرهبرداری بکند چون اصلاً جذبی ندارد مثل کسی است که نابینا آمده اینجا طول موج احتیاج دارد چشم میخواهد برای طول موج اینجا، این اصلاً در طول مدتی که در رحم بوده به فکر تهیه چشم نبوده. تنفرهای ما از مظاهر دینی و مذهبی فرار ما از بهشت هست اساساً نوع میل نوع بیمیلی نسبت به این مظاهر تعیینکننده نوع برزخ ما و قبر ماست. یک کسی نمیتواند بگوید من از مظاهر دینی بدم میآید بعد میخواهم بهشت بروم این حرف مفت و بیخودی هست. مظاهر بهشت را خداوند در دنیا قرار داده دینش آیینش و مظاهر بهشتی چیزهای خوب قرار داده تو اگر آنها را دوست داری پس عاشق بهشت هستی اگر از اینها بدت میآید عاشق جهنم هستی خیلی شفاف هست.
حکایت خواب بهشتی و اهمیت اشتیاق عبادی
یک آقا سیدی از دوستان ما بودند مرد سلیم النفس و باصفایی بود مرد خوشضمیری بود ایشان میگفت من خواب دیدم رفتم بهشت به ما گفتند که شما بهشتی هستید بعد گفتند ولی شما در دسته خاصی از بهشتیان هستید، گفتم کدام دسته؟ گفتند دسته کسانی که نمازشان را تندتند میخواندند. گفتم باشد حالا برویم بهشت، رفتیم بهشت. گفتند این فرشتهای که گذاشتیم مسئول شماست شما راحت بروید در بهشت استفاده بکنید ولی هر وقت ایشان گفت برگردید باید برگردید. گفت رفتیم بهشت دیدیم چقدر درختهای عالی میوه ولی درختها مثل این ستونها صاف بود. گفتیم برویم بالا. کشیدیم رفتیم بالا آمدیم این میوهها را شروع کنیم به خوردن دیدیم سوت زد گفت بیایید پایین، گفت از آن بالا لیز خوردیم آمدیم پایین گفتیم عجب نتوانستیم این میوهها را خوب بخوریم. رفتیم یک جا دیدیم چقدر میوه و شراب و اینها هست مشغول خوردن شدیم تا آمد یک ذره آمد به ما بچسبد دوباره سوت زد برگشتیم. گفت از همه بدتر قسمت آخرش بود رفتیم دیدیم یک عالمه حوری آنجا هست رفتیم با این حوریها یک گپی بزنیم و شروع کردیم حرف زدن تا آمدیم انس بگیریم حالمان را گرفت دوباره سوت زد گفت برگردید. خواب خیلی خواب دقیق و روشنی است چون آن خوراک آن حوری آن میوهها آن قصرها آن موسیقیها آن مهمانیهای بهشتی که نمیگذارند آدم در بهشت برود این مال این هست که شخص در دنیا متنفر از اینها بوده. نمازش را وقتی کسی تندتند میخواند یعنی خدایا من خیلی حوصله بهشت را ندارم. الان جهنم فیلم دارد نشان میدهد سریال دارد میخواهم بروم با فلان کس حرف بزنم میخواهم بروم به فلان کارم برسم حوصله بهشت را ندارد. مجلس اباعبدالله بهشت است بالاترین بهشتها در جلسات اباعبدالله(ع) هست محافل اهل بیت چه به عزا چه به شادی، یک کسی حوصله ندارد در این مجالس برود یعنی عاشق بهشت نیست یعنی عجله دارد. یعنی خوشش نمیآید وقتی میرود زود برمیگردد. حرم میرود میبینی ده دقیقهای برمیگردد. میرود بازار میبینی سه ساعت در بازار میماند اصلاً ناراحت هم نمیشود. بازار از مظاهر جهنم هست چون خیلی در آن دیدنیها و شنیدنیهای حرام هست و این خوشش میآید در بازار برود این چیزها را ببیند یعنی از مظاهر جهنم خوشش میآید. ولی وقتی حرم میرود میبینی خوشش نمیآید زود دوست دارد در برود حوصلهاش زود سر میرود. حوصلهها خیلی مهم است. میزان ظرفیت و حوصله عبادی یک نفر اشتیاق عبادی یک نفر این نشان میدهد که چقدر در بهشت اقامت دارد و چقدر از بهشت میتواند لذت ببرد. یک کسی که از الله و ذکر الله لذت نمیبرد چطوری میتواند الله بالاترین مظهر بهشت خود خداست. امام سجاد به خداوند عرض میکند (یا جَنَّتی وَ نَعیمی یا دُنیایَ وَ آخِرَتی) ای بهشت من ای نعمت من ای دنیای من ای آخرت من همه چیز من خداست. یک کسی که از الله لذت میبرد با الله انس دارد خلوت میتواند داشته باشد میتواند ساعتها بنشیند بدون اینکه حوصلهاش سر برود با خدا حرف بزند ذکر بگوید نه زوری خودش را وادار بکند واقعاً اشتیاق دارد ساعتها با الله باشد در حرم میرود در مسجد میرود اصلاً متوجه گذر زمان نیست. در روایت داریم (اَلمُؤمِنُ فِی المَسجِد کَالسَمَکِ فِی الماء) مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است. وقتی میرود در فضای معنوی لذت میبرد آرامش دارد نشاط دارد هر جا هست برای نماز جماعت خودش را میرساند اگر بخواهد یک روز در خانه نماز فرادی بخواند چقدر اذیت میشود. این صدای اذان که میآید این دلش پر میکشد الان در یک جایی برود به یک جماعتی به یک حسینیهای به یک مسجدی به یک حرمی خودش را برساند این نشان میدهد که سنخیت اینقدر بالاست در بهشت هم خیلی ماندگار است و خیلی هم عمیق میتواند لذت ببرد.
آلودگیهای شرکآلود و لزوم استغفار
من دارم خیلی عمیق بحث معرفت نفسی شرک را میگویم اینکه من وقتی از جهنم و مظاهر جهنم لذت میبرم غیر از این که ممکن است از بهشت هم لذت ببرم آن مقداری که از جهنم لذت میبرم کار دستم میدهد آن مقداری که از حرام خوشم میآید خطرناک است از امر حرام خوشم میآید. در این رسالهها هست مراجع عظام حفظه الله تعالی در رسالههایشان آوردند هر چیزی که در رساله هست من خوشم میآید اگر حلال است خوب است اگر بدم میآید از آن، متنفر از آن چیزی که در رساله آمده از آن بیزارم. مثلاً میگوید این خانم برای نامحرم عطر نزند این خانم اصرار دارد هر وقت پیش نامحرم میرود عطر بزند این جهنم میشود یا آقایان مثلاً چیزهایی که برای آقایان هست یک کسی خوشش بیاید یک کسی خوشش نیاید هر چیزی که حرام است خوشمان بیاید یعنی آن مقدار از جهنم را دوست داریم و هر چیزی که بهشتی هست بدمان میآید یعنی آن مقدار از جهنم فاصله میگیریم. شرک همینطوری سراغ انسان میآید. حالا شما نگاه کنید ما در زندگیمان چقدر آلودگیهای شرکآلود داریم یعنی ضمن اینکه خدا را دوست داریم اهل بیت را دوست داریم معنویت را دوست داریم آخرت را دوست داریم بهشت را دوست داریم باز خیلی محبتهای جهنمی در دلمان هست و این خیلی خطرناک است اینها را باید انسان در دل خودش ذوب بکند و آب بکند. شما همین مقداری که دوست نداشته باشی اسم مذهبی داشته باشی همین مقداری که دوست نداشته باشی روی بچهات اسم مذهبی بگذاری اسم انسانها را بگذاری اسم بهشتیان را بگذاری انبیاء صدیقین شهدا صالحین بدت میآید از اسم مذهبی. اسمهای حضرت زهرا به تو عرضه میشود میبینی که انسان در وجودش گرفته میشود نه من از این اسمها خوشم نمیآید بعد میرود اسمهای جمادات یا اسمهای گیاهان یا اسمهای حیوانات روی بچهاش میگذارد. اسمهای جمادات هست خیلی قشنگ است ما چقدر جمادات داریم اسمهایشان قشنگ است بله اینها آیات خدا هستند نورانی هم هستند انسان این اسمها را بگذارد نمیگوییم زشت است گناه دارد مثلاً یک کسی مرجان میگذارد مرجان اسم یک گیاه زیبا هست در دل دریا خوب است اسم قشنگی است به هر حال از مظاهر نور الهی است بد نیست. ولی این کجا تا اینکه یک کسی میآید اسم حیوان روی بچهاش میگذارد اسم گیاهان اسم پرندگان انتخاب میکند میگذارد یک کسی اسم حالتهایی از طبیعت را میگذارد خوب است اینها همه نورانیت دارد اسم حیوانات میگذارد ولی این کجا تا اینکه انسان اسم انسانها را بگذارد. نمیگوییم آنها بد است یا آنها زشت است نه آنها هم نورانی است آنها هم خوب است هیچ اشکالی هم ندارد ولی اینکه تو بدت میآید اسم انسانها را انتخاب کنی بگذاری این بد است چرا انسان باید از اسمهای بهشتی و اسمهایی که خداوند برای بهترین دوستان خودش انتخاب کرده بدش بیاید برای چی. این محبت خیلی مهم است چرا تو بدت میآید از مظاهر معنوی چرا بدت میآید از مظاهر بهشتی، همین مقدار ما دچار شرک هستیم پس ما خیلی نیاز داریم به استغفار و توبه، خدایا از همه آن خوشآمدنهایی که تو خوشت نمیآید ما باید استغفار بکنیم و توبه بکنیم خدایا از همه آن بد آمدنهایی که تو بدت نمیآید ما باید استغفار بکنیم و استغفار میکنیم. اینها خیلی مهم است رساله مرجع تقلید و شریعت مصداق است یعنی پایه کار هست انسان باید خودش را با اینطور چیزها تطبیق بدهد. حتماً خواهش میکنم چون ما فرصت زیادی نداریم این بحث بحث تبعی بود در نامه امام رضا، بحث اصلی نبود ما هم چند جلسهای روی آن ماندیم به خاطر اینکه به ظرافتهایش پی ببریم که چقدر این مهم هست. و حتماً خواهش میکنم یک وقت جدی بگذارید در کتابهایی که در این زمینه هست کتابهای خوبی هم نوشته شده از مرحوم شهید دستغیب کتاب قلب سلیم را داریم خیلی کتاب عالی هست توصیه میکنم آن را حتماً عزیزان بخوانند خیلی این کتاب سازنده است من خودم در دوران نوجوانیم چند بار این کتاب را خواندم اینقدر زیبا هست. مرحوم آیت الله مهدوی کنی که به رحمت خدا رفتند کتاب بسیار خوبی دارند به نام نقطههای آغاز در اخلاق کتاب فوق العاده خوب و ارزشمندی هست و دقیق هست در بحثهای شرک در بحثهای غفلت در بحثهایی که هست خیلی سازندگی زیادی دارد.
خرافات و مصادیق شرک در زندگی روزمره
من قول دادم که یک سلسله از مظاهر شرک و خرافات را عرض کنم که امروز یک فهرستی از اینها را عرض میکنم که بیشتر با آنها آشنا بشویم. یکی از چیزهایی که خرافه است مسئله عطسه است. عطسه کردن علامت خیلی خوبی هست لطف و رحمت خداوند هست به نعمت تنفس که به ما داده. چون در عطسه شما ثانیهای تنفس شما قطع میشود دوباره وصل میشود و بعدش دعا دارد که انسان این دعا را بخواند و معروف هم هست (الحمد لله رب العالمین علی کل حال انی آمنت بربکم فاسمعون) این یک دعایی هست که خوب است انسان بخواند یا اگر بقیهاش را بلد نیست بگوید همان الحمدلله را بگوید شکر کند. دیگر حالا صبر آمد و حرکت نکنید موقع عطسه الان نباید بروید اینها همه شرک است خرافه است اصلاً اینها چیزهای درستی نیست که در زندگی ما زیاد هست که میگویند عطسه شد، نروید، فال نیک و بد این هم از مظاهر خرافات هست که ما یک چیزی را خوشمان میآید این دیگر علامت یُمن و مبارکی هست به فال نیک میگیریم یک چیزی را به فال بد میگیریم اینها هم جزء چیزهای خرافه هست. یک سلسله امور را دلیل مبارکی و پیروزی و موفقیت بدانیم یک سلسله چیزهایی را دلیل نحوست بدانیم من امروز آمدم چشمم خورد به فلانی پس معلوم است کارم زار است امروز چشمم خورد به فلانی کارم خیلی خوب است اینها از مظاهر خرافات هست شانس و اقبال و بخت و بدبخت است خوشبخت است. بخت بد، شوربختی، خوششانسی، بدشانسی، خوشاقبالی، بداقبالی، ما بدشانس بودیم مردم خوششانس هستند شانس نیاوردم این بار شکست خوردم به خاطر بدشانسی بود شانس آورد که اینطوری شد شانس با ما بود، اصلاً شانس چیست برایش به اندازه یک خدا ارزش قائل هستیم شانس با ما بود شانس با ما نبود بخت با ما بود بخت با ما نبود بخت اصلاً چیست که با ما باشد یا با ما نباشد. خداست که همیشه با ماست این کلمه بخت و شانس و اقبال و اینطور چیزها اینها همه خرافه هست.
رمالی و دعانویسی
رمالی، رمالهایی که الان خیلیها میروند مراجعه میکنند به آنها پول میدهند دعانویسها، ما یک چیزی به اسم دعا داریم مفصل هم گفتیم در بحث صحیفه سجادیه و در بحث اسماء الله توضیح مفصل دادیم. دعا یعنی من از مظهر قدرت که در محضر او هستم کنار من است پیش من است همیشه با من است الله کمک میگیرم خدایا من الان میخواهم این کار را انجام بدهم تو به من کمک بکن این خیلی خوب است خودم میروم دعا میکنم یا از خدا چیزی میخواهم. در برنامههای شما من چند تا ذکر عمومی نوشتم که از آن استفاده بکنیم اینها ذکرهای عمومی هست خوب است انسان از این ذکرها استفاده بکند نام خداست استفاده میکنیم از خدا کمک میخواهیم اما اینکه یک کسی بیاید برای من یک دعایی بنویسد. گاهی وقتها هست دعایی مینویسند که از طرف معصوم واقعاً وارد شده معصوم گفته این دعا را بخوانید یا همراه خودتان داشته باشید ما مواردی داریم که شما اگر یک چیزی میترسید از یک حادثهای میترسید که سرتان بیاید از یک تصادفی مثلاً چشمزخم ما داریم این خرافه نیست ولی اینطور نیست که همیشه باشد اینها موارد بسیار بسیار نادر هست استثناء هست. یا طلسم کردن طلسم شدن مثل سحر و جادو هم هست اما در میلیون آدم ممکن است یک نفر راست بگوید بقیه همه دکان باز کردند بخت را میبندیم و باز میکنیم 500 هزار تومان بده ببندم 500 هزار تومان بده باز کنم اینها همه چیزهای بیخودی است ولی یک موقع هست استنادی به فرمایش معصوم و قرآن کریم دارد آن هم یک آدم مهذبی که پولی از کسی دریافت نمیکند. میبیند که این بنده خدا الان سوادش را ندارد الان تخصصش را ندارد میگوید شما آیه 75 تا 82 سوره یونس این را بخوانید در ایمن بودن از خطرات و بلاها، چه خطرات انسانی (مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ) چه از شیاطین جنی چه شیاطین مردمی که ممکن است آزاری به انسان برسانند یا در روایت داریم همراهتان باشد این خوب است. بعضی از دعاها هست میگوید همراهتان باشد به بازو ببندید یا در جیبتان بگذارید یا با شما باشد این دیگر سندیت دارد معصوم گفته من احتیاجی به کسی ندارم در مفاتیح پر از همینها با اعتقاد هم شما بروید بردارید درست هم هست انسان واقعاً به اینها اعتقاد داشته باشد برود بخواند همراهش بردارد اگر واقعاً به آن اعتقاد داشته باشد خداوند هم پای اعتقاد انسان هست. اما این بازیهایی که الان برویم بدهیم دعانویس برای ما بنویسد قیمت هم گذاشتند یک دعای یک خطی اینقدر دعای پنج خطی اینقدر، من رفتم روی این دعا اینقدر کار کردم باید الان دو میلیون تومان بدهید شش میلیون تومان بدهید. الان هست اینهایی که میگویم دو میلیون و شش میلیون و ده میلیون تا پنجاه میلیون اینها را من شنیدم رفتند از مردم پول گرفتند یک پولی بدهید من شما را ثروتمند میکنم میبینی طرف خودش اینقدر گدا است میروی میبینی در خانهاش اصلاً آه در بساط ندارد. تو اگر بلدی برای خودت یک دعا بکن که مشکل خودت حل بشود از این خانه نکبتی که داری در بیایی بلد هستی برای خودت این کار را میکردی یک موقع هست نه ما ذکر داریم در مفاتیح هست خودم میتوانم بروم بخوانم یا نه خودم هم نمیتوانم از یک کارشناس است وارد است این چیزها را بلد است دنبال شیادی و تلکه کردن مردم هم نیست میخواهد مردم را راهنمایی کند. میگوید این ذکر وارد شده که اگر کسی این ذکر را در این ساعت در این روز در این موقعت مکانی در این موقعیت زمانی بگوید این آثار را دارد این خوب است ولی این دکانهایی که الان باز شده اکثراً حقهبازی و کلک و گول زدن مردم و معطل کردن مردم و فریبکاری است انسان باید حواسش باشد سراغ اینطور چیزها نرود. در واقع مدعیان دروغین خیلی در این جهت هستند که مردم اینها را قبول میکنند سادگی میکنند میروند سراغ اینها و بازار اینها را گرم میکنند. فالگیریها همه مظاهر شرک هستند.
خرافات در مراسم عروسی
چیزهایی که مربوط به مهمانیها مثلاً ما در عروسیها صدها نوع خرافه داریم فقط مال ما نیست. مثلاً تمام اقوام یعنی شما اگر بخواهید خرافات اقوام را جمع بکنید چند جلد کتاب میشود خرافاتی که در اقوام هست خیلی زیاد است. مثلاً میگویند اگر عروس خواست عقد بخوانند در اتاقی که عقد هست دخترانی که طلاق گرفتند یا مثلاً الان با شوهرشان مشکل دارند یا نتوانستند ازدواج بکنند بالای سر عروس نیایند اینها مزخرف است اینها شرک هست. این حرفها چیست حالا یک کسی طلاق گرفته باشد این نه نحوستی دارد طلاق ننگ برای کسی نیست یک اشتباه هست ما 95% طلاقهایمان اشتباه است 5% هم درست است و لازم هم هست ولی یک اشتباه است دلیل نمیشود اگر کسی در زندگیش اشتباه کرد ما خیلی اشتباهات بزرگتر از اینها هم در زندگیمان انجام میدهیم. حالا اگر یک کسی طلاق داده یا طلاق گرفته نحوستی ندارد که اگر در مجلس حاضر باشد ما بگوییم نه این در این جلسه نباشد بالای سر عروس اینطور افراد نباشند خیلی بودنشان خطرناک است اینها چیزهای خوبی نیست. یا مثلاً آدابی که در مورد لباس پوشیدن هست یک عالم خرافه در مورد لباس عروس داریم اول از این لباس عروس به این شکلی که الان مد هست یک لباس تور سفید بلند با خصوصیات مختلف این یک رسم است اصلاً منشأ عقلانی و شرعی ندارد حالا بعضیها دوست دارند لباس سفید بپوشند خوب است علامت یُمن دارد مبارک است. ولی اینکه به خاطرش این همه جهنم درست شود لباس را بخریم یا کرایه کنیم نباید کرایه بشود حتماً باید خریده بشود ببینید چقدر جهنمها در این مجالس عروسیها سر لباس عروس درست میشود نه یک لباس تمیز و خوب و شیکی هم یک عروس بپوشد لباس نو بپوشد لباس عروسی هست مثل داماد که لباسش را عوض میکند لباس بهتر میپوشد حالا حتماً آن لباس تور آنچنانی لزومی ندارد هیچ وجوبی ندارد هیچ ضرورتی ندارد. ولی حالا اگر کسی خواست این را رعایت بکند اشکالی ندارد سفید باشد مبارکی دارد خوب است اما اینکه گره در آن نباشد اگر گره باشد به بخت عروس گره میخورد عروس باید گرههای لباسش را باز بکند از این خرافات داستان داریم فقط سر لباس عروس. یا حتماً باید شمع باشد یک شمع برای عروس باشد یک شمع برای داماد باشد وجود شمع و اینطور چیزها همه خرافات هست هیچ منشأ عقلانی ندارد حتماً آینه باشد چه کسی گفته باید آینه جلوی عروس باشد عروس باید حتماً در آینه نگاه بکند یا سفره عقد باید بچینیم. سفره عقد از اول تا آخرش همه خرافه است قرآن بگذار آینه بگذار شمعدان بگذار عروس در آینه نگاه بکند نان سنگک بگذار سنگکش باید خشخاشی باشد کل سفره عقد از اول تا آخر همه یک چیز خرافی است اصلاً هیچ منشأ عقلانی و شرعی هم ندارد. چقدر آدمها به خاطر این چیزها حالا میخواهند بچینند دلشان خوش باشد یک تزیینی باشد یک چیزی باشد آن از یک باب دیگر است ولی اینقدر نباید اینطور چیزها منشأ اثر باشد آخ آخ بایستید خطبه را نخوانید سنگک نیامد آخ آخ شمع شکست الان گردن عروس میشکند اینها همه خرافه هست نباید به اینها توجهی بشود. داستان حلقه عروس هم یک داستانی هست که حلقه باید اینطوری باشد که اگر حلقه بیفتد عروس نباید دست بزند به حلقه اگر افتاد باید حتماً فلان کس خاص بیاید برود حلقه را از روی زمین بلند بکند اگر او نباشد اینطوری میشود یک چیزهای بیخودی هست که در سر همه کردند. یا کیک این داستان کیک هم یک داستان وحشتناکی هست احکام شرعی رساله نوشتند برای این کیک، این کیک را اول از این عروس خودش نباید دخالت بکند در درست کردنش بعد عروس به هر کس پیشنهاد داد باید از آن کیک بخورد اگر نخوری بدبخت میشوی عروس اگر میخواهد خودش هم بدبخت نشود یک بخشی از آن کیک را برای خودش نگه بدارد. یک داستانی همینطوری رساله است انگار یک مرجع تقلید نشسته رساله نوشته احکام شرعی کیک عروس احکام شرعی سفره احکام شرعی حلقه احکام شرعی لباس و از این داستانها که ما الاماشاءالله داریم باید عروس و داماد حتماً باید دست همدیگر را سفت بگیرند و این کیک را ببرند یک نفری نحوست دارد اگر بریده بشود.
ولیمه و جهیزیه
ولیمه یک امر مستحب است نه به هر قیمتی، شام عروسی مستحب است آن هم برای این بوده که در جوامع بدوی که اطلاعرسانی کار سختی بوده این دختر پسر فردا میخواهند بیرون بروند یک دفعه نگویند اینها الان با هم در خیابان چکار میکنند اینها چه موقع زن و شوهر شدند ما نفهمیدیم یک ولیمهای میدادند یک سروصدایی بود که اعلام میشد که اینها با همدیگر ازدواج کردند. حالا الان میبینیم خیلی راحت خانواده میتوانند اطلاع بدهند یک پیامک بزنید در سامانه پیامکی ما ازدواج کردیم اگر میخواهید ولیمه بدهید ولیمه مستحب است خوب است مثلاً این داماد بنده خدا ندارد. من خیلی خوشم میآید خیلی وقتها از این پیرمردهای قدیمی که پدر عروس هستند خیلی بامروت به داماد میگویند اصلاً پولتان را هزینه این کارها نکنید بگذارید خرج زندگیتان بزنید الان عروسی داریم که شش ماه است تأخیر افتاد برای اینکه داماد نمیتواند به تعدادی که قرار است دعوت بشوند هزینه ندارد. الان به یک دختر خانم و آقا پسری گفتم شما الان چند وقت است عقد کردید شش ماه است عقد کردید پس چه موقع میخواهید عروسی کنید میگویند معطل هستیم سالن گیر بیاوریم میگویم مگر سالن قحطی است میگوید آخر آن تعدادی ما میخواهیم سالن آنقدری نداریم. یک سالن میخواهیم 700 نفر جا بگیرد هم پولش را نداریم حالا هم داماد دارد سه شفیت پدر خودش را در میآورد تا این پول را تهیه بکند تا بعد بروند یک مهمانی بدهند برای 700 نفر آدم، این چه کاری است نامعقول نامشروع، نه خدا راضی است چه کسی گفته ما باید ولیمه آنطوری بدهیم. ولیمه خوب است وسعتان را نگاه بکنید الان ما میتوانیم ده پانزده نفر از خانواده عروس ده پانزده نفر از خانواده داماد بیایند بنشینند یک چیزی بخورند میل کنند بروند دیگر داماد برود زیر قرض و برود وام بگیرد و چشمت کور میخواستی داماد نشوی باید بروی قرض بگیری. جهیزیه قبلاً گفتم جهیزیه یکی از معضلات بزرگ هست چه کسی گفته خانواده عروس باید جهیزیه بدهد این از کجا آمده این منشأ شرعی و عقلی دارد پیامبر هم که جهیزیه داد پیامبر به امیرالمؤمنین(ع) گفت اول پول مهریهات را رد کن بیاید. برو این زرهات را بفروش چون جنگ که میکنی پشت به دشمن نمیکنی اصلاً زره نیاز نداری برو بفروش پول را رد کن بیاید پول را از امیرالمؤمنین گرفت رفت وسائل زندگی خرید داماد کمک کند خیلی خوب هست چه کسی گفته داماد نباید در بخش اقتصادی کمک پدر خانمش بکند. پنج تا جنس را داماد بخرد چند تا را پدر عروس بخرد یک زندگی جور کنند بروند سر خانه و زندگیشان، این داستانی که الان دارد درست میشود این همه معضلاتی که زندگی جوانان ما را به هم زده ازدواجها را به تأخیر میاندازد جوانان اصلاً میترسند سراغ ازدواج بروند یک چیز خیلی بدی هست با شرائط سخت ازدواج مشکلساز میشود. و الحمد لله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.