خانواده آسمانی – جلسه 314

متن کامل جلسه

بازگشت به بحث شرک

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. ما به مناسبت بحثی که در مورد شرک از فرمایشات امام رضا(ع) مطرح شد، درباره حدیثی از امام صادق(ع) که کمترین مرتبه شرک را این می‌دانست که انسان تسلیم خدا نباشد و اعتراض به کار خدا یا حکم خدا بکند، مباحثی را به بحث تسلیم اختصاص دادیم که تمام شد. از این جلسه برمی‌گردیم به بحث شرک که البته این هم طولانی نیست.

شرک: غفلت از خداوند و تکیه بر غیر او

مسئله شرک یعنی تکیه به عوامل و علل غیر الهی و فراموش کردن این نکته که (لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم). غفلت از غیب، غفلت از خانواده آسمانی و غفلت از خداوند تبارک و تعالی به قدری شایع هست که کمتر کسی می‌تواند از شر آن در امان باشد. انسان باید زحمت زیادی بکشد که خدا را ببیند و باور کند (یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ) دست خدا بالاتر از هر دست دیگری است. الله را ببیند و غیر را آنجایی که به دیدن الله صدمه می‌زند نبیند. لذا قرآن کریم یک مسئله مهمی را در جامعه‌شناسی بیان می‌کند، می‌فرماید (وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ) اکثر کسانی که ما به اسم مؤمن می‌شناسیم، اکثر کسانی که معتقد هستند مؤمن هستند، در عین حالی که ایمان دارند رگه‌هایی از شرک هم در آنها هست. در سوره مبارکه یوسف آیه ۱۰۶ (وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ). این در جامعه‌شناسی بسیار مهم هست. قدرت خدا، عنایت خدا، لطف خدا زمانی به ما می‌رسد که ما دست از شرک برداریم. خداوند می‌فرماید من بهترین شریک هستم برای شریکانم. اگر کسی برای من شریک بگیرد، من مشرک را واگذار می‌کنم به همان شریکم، می‌گویم همه آن مال خودتان.

تقویت توحید و دوری از شرک

هر چقدر انسان توحید خودش را قوی بکند، به حق تعالی بیشتر شبیه می‌شود و از حق تعالی قدرت، شادی، آرامش، عزت و سعادت بیشتری را جذب و جلب می‌کند. بعضی از مصادیق شرک را امام باقر(ع) در ذیل این آیه فرمودند که من عرض می‌کنم. فراموش نشود که ما یک بحثی را در مورد معرفی خرافات هم به شما بدهکاریم که بحث مهمی است. خرافات که انسان تأثیرگذاری بعضی چیزها را در زندگی می‌پذیرد در حالی که خرافه است و آنها هیچ تأثیری در زندگی ما ندارند و انسان دچار شرک می‌شود. در خرافه‌گرایی چیزهایی را مؤثر می‌داند که هیچ خاصیتی ندارند. در آن رابطه هم ان‌شاءالله ما به عنوان بحث پایانی که وعده کرده بودیم حتماً تقدیم خواهیم کرد.

مصادیق شرک در کلام امام باقر (ع)

امام (ع) از جمله شرک این هست که انسان بگوید نه به جان تو، یعنی جان کسی را قسم بخورد یا بله به جان تو. این یکی از ظرافت‌ها و درجات پایین شرک هست که برای قسم خوردن اینطور چیزها را انسان بیان کند. حالا گاهی وقت‌ها انسان روی عادت عرفی همچین حرف‌هایی را می‌زند (به جان تو). خود خدا هم به جان پیغمبر قسم می‌خورد ولی او پیغمبر است (وَ لِعَمرُک) به جان تو، یا علی(ع) به جان خودش قسم می‌خورد این عیبی ندارد. اما حضرت می‌فرماید این درجه که جان کسی را و حیات کسی را منشأ بدانیم خودش یک رگه‌هایی از شرک هست. البته حضرت می‌فرماید وقتی می‌گوییم شرک هست نه اینکه شخص در عبادت حق تعالی کسی را شریک می‌داند. نه، اکثر مردم در عبادت حق تعالی کسی را شریک نمی‌کنند. شرک در اطاعت هست. قبلاً هم انواع شرک را توضیح دادیم: شرک در طاعت و شرک در عبادت.

شرک در اطاعت و الگوگیری

باز تأکید می‌کنیم که بیشتر این موارد شرک در طاعت است. یعنی انسان الگوگیریش و سبک زندگیش دیگران را دخالت می‌دهد در الگوگیری و سبک زندگیش و این خیلی خطرناک است. یک موقعی انسان خانواده همسرش، خانواده خودش، دوستانش، از تلویزیون یک کسی را، از ماهواره یک کسی را، از اینترنت یک کسی را، از شخصیت‌های هنری، ورزشکار، بازیگر اینها را الگوی خودش قرار می‌دهد. سبک زندگیش را، مرامش را از آدم‌هایی می‌گیرد که آنها هیچ ارزشی برای اینکه الگوی زندگی ما باشند ندارند. این شرک، شرک خیلی خطرناکی هست. تحت تأثیر دیگران قرار گرفتن، دیگران را مدل الگوی خود قرار دادن اینها شرک‌های بسیار خطرناکی است. ما با آدم‌ها زندگی می‌کنیم، دوستشان داریم، قاعده (هو انت) را رعایت می‌کنیم، مثل خودمان هم دوستشان داریم. ولی در انجام وظائف و تنظیم سبک زندگی، در انتخاب‌ها، در ارتباطات، در رفتارها و چینش‌های فکری فقط از الگوی معصوم استفاده می‌کنیم یا الگوهایی که معصوم و قرآن آنها را تأیید کرده، ما از آنها تبعیت می‌کنیم و آنها را الگوی خودمان قرار می‌دهیم. در غیر این صورت اگر الگویی، اگر سبک زندگی، اگر مرامی، اگر اخلاقی خدا مُهر تأیید به آن نزد، انسان بپذیردش شرک است.

سنت‌های غلط و شرک

می‌گوید پدرم اینطوری بود، ما ترک‌ها اینطوری رسم داریم، ما لرها اینطوری رسم داریم، ما شمالی‌ها اینطوری هستیم، ما ایرانی‌ها اینطوری هستیم، ما افغانی‌ها اینطوری هستیم، ما عرب‌ها اینطوری هستیم. اینها همه شرک است. عرب بودن، ایرانی بودن، ترک بودن، لر بودن، ما شمالی‌ها، ما جنوبی‌ها، ما بالاشهری‌ها، ما پایین شهری‌ها، ما در شهر خودمان اینطوری رسم داریم، ما در خانواده‌مان اینطوری رسم داریم، این سنت خانوادگی ماست. خیلی وقت‌ها سنت‌های خانوادگی غلط است. سنت خانوادگی زمانی درست است که خدا مُهر تأیید بزند. ما همه مهریه‌هایمان بالا بوده، همه اشتباه کردند، معصیت هم کردند مهریه بالا گذاشتند چون رسم خانوادگی ما این هست این کار را بکنیم. ما شیربها همیشه بوده در خانواده‌مان، شیربها یک امر حرامی هست. هیچ مرجع تقلیدی شیربها را قبول نمی‌کند. حالا چون همه قبول کردند ما هم قبول بکنیم؟ نه. یا پدر من اینطوری سفارش کرده، ممکن است پدر تو اشتباه کرده باشد، سفارش سفارش غلطی هست. اصلاً ممکن است خدا این سفارش را قبول نکند و اصلاً اجرای این سفارش به ضرر پدرتان تمام بشود. اگر مباح باشد خوب است، مباح است می‌گوییم حرام نیست برایش انجام می‌دهیم. اما یک موقع یک چیزی هست که اصلاً معقول نیست، منطقی نیست، درست نیست، دردسرساز است. آدم باید معقول فکر بکند. پس ما از کسی الگو نمی‌گیریم. ممکن است آدم‌ها را دوستشان داشته باشیم، به آنها احترام بگذاریم. ممکن است آن آدم‌ها در حق ما کارهای بزرگی کرده باشند اما روش‌ها و منش زندگیشان غلط باشد.

محبت به کافر و فاسق و خطر الگوگیری از آنها

ممکن است آدم بد، حتی یک آدم کافر، گاهی وقت‌ها شده یک کافر یک کار بزرگ و کلیدی و اساسی برای یک مؤمن می‌کند. انسان نباید بگوید آدم اگر بگویی این است، نه من مرام این را دوست دارم، نه. یک موقعی خدا را ابتلا می‌دهد. خود انسان کاری دارد، مشکلش را حل نمی‌کند. خدا می‌خواهد امتحان کند ببیند تو چقدر شعورت می‌رسد. چون خداوند همیشه بلاها را برای این میزان تعقل ما، فهم ما و امتحان ما می‌فرستد. قرآن می‌فرماید ما دائماً شما را امتحان می‌کنیم. شما یک مشکلی داری، می‌روی دعا می‌کنی خدا حل نمی‌کند. می‌روی پیش اهل بیت هیچ کدام حل نمی‌کنند. بعد می‌روی پیش یک کافری که اصلاً مسلمان نیست، او قشنگ مشکل شما را حل می‌کند، گره از مشکل شما باز می‌کند با خوش‌اخلاقی و مهربانی. خدا می‌خواهد ببیند اگر به وسیله یک کافر مشکل شما را حل کرد، تو به آن کافر گرایش پیدا می‌کنی یا نه. بله ایشان لطف در حق ما کردند، ما هم دوستشان داریم به عنوان یک انسان، به عنوان یک همنوع بتوانیم هم به آنها محبت می‌کنیم. در قرآن کریم می‌فرماید خداوند شما را از محبت کردن به کفار باز نداشته. انسان مهربان باشد. ما باید به حیوانات، به گیاهان، به اشیاء هم مهربان باشیم. این عیبی ندارد مهربانی و مهربانی کردن، خوش‌اخلاق بودن یا دوست داشتن آنها، اما سبک زندگی را از آنها حق نداری بگیری. بگویی نه این آدم کار درستی است پس این حزب‌اللهی‌ها را ول کن کمک نکردند. به خدا گفتم، به اهل بیت گفتم، یک کافر آمد به من کمک کرد، مشکل من را حل کرد. خدا امتحان می‌گیرد، می‌خواهد ببیند تو چقدر خودفروشی، چقدر عاقل هستی، چقدر می‌فهمی. نه دست شما درد نکند از شما ممنون هستیم در حق ما لطف کردید، ولی من سبک زندگیم را از کسی نمی‌گیرم. بگوید نگاه کن اینها آدم‌های بی‌نماز بودند، بی‌خدا بودند. گاهی وقت‌ها ممکن است اسماً مسلمان هم باشند اما فاسق باشند، فاجر باشند، بی‌حجاب و فاسق و فاجر و معصیت‌کار باشند. اخلاق‌های خوبی هم داشته باشند. اینها درست می‌گویند نه آن چادری‌ها و محجبه‌ها و ریش‌دارها و آخوندها. خیلی خطرناک است اگر انسان به این سمت برود.

شرک و رها کردن ریسمان الهی

شرک همینطوری در زندگی آدم می‌آید که انسان ریسمان محکم الهی را رها می‌کند. یادش می‌رود که فقط با الله و معصومین با سبک زندگی که خدا معین می‌کند باید به سمت الله و بهشت حرکت بکند. یک دفعه می‌بینی تحت تأثیر محبت یک فاسقی، فاجری، گناهکاری قرار می‌گیرد، به او دل می‌دهد و بعد از دین خدا، از خدا و از دوستان خوب خودش جدا می‌شود. این امتحان بارها شده و بارها هم خواهد شد. این سنت خداست که خدا به وسیله کافر به شما محبت می‌کند، به وسیله فاسق به شما محبت می‌کند. مشکل شما را می‌گذارد یک بی‌دین حل بکند ببیند تو واقعاً بعداً می‌روی سبک زندگیت را هم از این بگیری یا نه. بگوید نگاه کن این آدمی که اینقدر فاجر و فاسق است این رفته اینقدر به ایتام کمک کرده پس من عاشق این هستم دیگر از این به بعد سبک زندگیم را می‌خواهم اینطوری بکنم چون آدم خوبی است. مهربانی، خدمت به خلق، خدمت به همنوع جزء کمالات حیوانی بود. حیوانات هم خیلی بهتر از ما و خالص‌تر از ما به همنوع خودشان کمک می‌کنند. اینطور نیست که اگر کسی به من محبت کرد من اینقدر خودشیفته باشم که اگر کسی به من محبت کرد خدا را به خاطر او ول کنم بگویم این عاشق من است من را دوست دارد چون به من محبت کرده از این به بعد من هم می‌روم در سلک اینها. گاهی وقت‌ها اتفاق می‌افتد یک دختر مسیحی چهار تا چشمک هم می‌زند، محبت هم می‌کند به یک پسر مسلمان. می‌بینی پسر مسلمان می‌گوید چه اشکالی دارد ما می‌رویم مرام اینها را می‌گیریم یا بالعکس. از این چیزها سر راه ما زیاد قرار می‌گیرد. خیلی انسان باید مواظب باشد که حدود را رعایت بکند. حرمت دیگران، احترامشان، کارهایی که می‌کنند، زحمت‌هایی که می‌کشند، تشکر، جبران و فراموش نکردن محبت دیگران اینها همه سر جای خودش، اما ما حق نداریم سبک زندگیمان و مراممان را از کسی غیر از الله و معصوم دریافت بکنیم. من اینقدر عاشق خودم هستم که اگر کسی به من محبت کرد بگویم به او دل بدهم هر راه غلطی را بروم. چون دختر مهربانی است، چون پسر خیلی مهربانی بوده، یک جایی به داد من رسیده، یک جایی مشکلی را از من برطرف کرده که هیچ کس هم نمی‌کرده، پدر مادرم هم نمی‌کردند. حالا من راه این را بروم. خدا می‌خواهد نشان بدهد که ما چقدر عاقلیم و چقدر سبک‌سر هستیم یا به قول خود خدا می‌فرماید چقدر خبیثیم یا چقدر پاک هستیم.

سرمایه‌گذاری کفار بر مسلمانان و خطر از دست دادن دین

خیلی آدم باید حواسش باشد که محبت فاسق یک طوری او را از راه خدا دور نکند. سبک زندگی فاسق که با یک محبت می‌شود ما را دور نکند. ما کفار زیاد روی مسلمانان سرمایه‌گذاری می‌کنند از باب محبت، از باب جذب آنها. همین عزیزانی که آمده بودند دوره دیدند در اینجا از آمریکا برای تدریس و کارهای فرهنگی خودشان می‌گفتند که آنجا به شدت به مسلمانان، به کسانی که بی‌‌پناه هستند، افغانی‌ها، سوری‌ها، عرب‌ها، جاهای دیگر ویزا می‌دهند. اینها را به کشورهای خودشان جذب می‌کنند. بعد می‌گفت آنجا هزینه‌ها خیلی گران است. ما در همین سفری که رفتیم یک آب می‌خواستیم اینجا پول داده بودیم پولمان را به یورو تبدیل کرده بودیم. ما آنجا می‌خواهیم هزینه بکنیم. ما یک لیوان آب که می‌خواستیم بخوریم این ۱۳ هزار تومان به پول ما یعنی باید سه تا ۴۱۲۰ باید می‌دادیم که بعضی جاها ۳ یورو بعضی جاها ۲ یورو. آنجایی که ۲ یورو بود می‌شد ۸۲۴۰. یک لیوان آب شما می‌خواهید بخورید. خیلی هزینه‌ها بالاست در کشورهای دیگر. خیلی ما اینجا قدر مملکت خودمان را اصلاً نمی‌دانیم. بعد آنها می‌آیند هزینه را خیلی خوب برای شما تأمین می‌کند. در همین دولت آمریکا می‌گفت ۱۶ هزار دلار می‌گذارد برای هر کسی که می‌آید آنجا پناهنده می‌شود ولی می‌روند کلیسا هزینه می‌کند. کلیسا اتاق می‌دهد، آپارتمان می‌دهد، امکانات بهداشتی، همه چیز را برای شما فراهم می‌کند. گفت هیچ کس هم ظاهراً توقعی ندارد. سه ماه شما را آلوده می‌کند به این زندگی و این سبک زندگی و قشنگ به رفاه آن زندگی تو را عادت می‌دهد. بعد از سه ماه می‌گوید کمک‌هایت قطع. اگر مسیحی می‌شوید ادامه دارد، اگر نمی‌شوید قطع است. خیلی مسلمان‌ها در فشار هستند. ایشان می‌گفت ما پول جمع می‌کنیم. می‌گفت آنجا فقط در ایالت ما ۵۰ تا اردوگاه شیعیان و مسلمانان قرار دارد که ما خود آنجا اعانه جمع می‌کنیم که هر هفته یک مقدار غذا به اینها برسانیم که اینها بی‌دین نشوند. این جنبه مادیشان هست، معنویشان هم خیلی احتیاج دارند.

نیازهای معنوی و مادی فرزندان اهل بیت (ع) در جهان

ما در همین سفری که رفتیم با میلیون‌ها آدم تشنه و نیازمند به معارف اسلامی و الهی اعم از ایرانی و غیر ایرانی، مال کشورهای مختلف ما رفتیم با کشورهای مختلف آشنا شدیم. شیعیانشان، مسلمانانشان، حتی غیر مسلمانشان آشنا شدیم. خیلی نیازمند بودند که کمکشان بشود. اینها نیاز به خوراک دارند، نیاز به کمک دارند. از غذا و لباس شما بگیرید تا کتاب و آموزش و ترجمه کتاب و فیلم و خیلی چیزهای دیگر نیاز دارند. قحطی هست. میلیون‌ها نفر، ده‌ها و صدها میلیون فرزند امام زمان، ایتام محمد و آل محمد(ع) در سراسر جهان نیازمند به کمک‌های ما، مساعدت‌های ما و دستگیری ما. آنها خواهر برادران ما هستند. شیعه آنها، غیر شیعه آنها، مسلمان و غیر مسلمان آنها. همه بچه‌های اهل بیت هستند. نور اهل بیت در همه آنها هست و ما باید جهاد بکنیم به مالمان، به جانمان، وقت بگذاریم، کار بکنیم تا آنها را نجات بدهیم. اگر کسی به فکر آنها نباشد مسلمان نیست. واقعاً اگر کسی شب صبح به فکر آنها نباشد دین ندارد. که این همه انسان‌های ارزشمند، این همه فرزندان اهل بیت یتیم، گرسنه مادی و معنوی و ما آنقدر بخوریم، آنقدر غذا داشته باشیم که ترش بکنیم و آنها آنقدر گرسنه و نیازمند. این زندگی زندگی حیوانی می‌شود اگر ما بخواهیم به فکر آنها نباشیم، غم آنها را نخوریم.

جهاد فرهنگی و معنوی برای امام زمان (عج)

هر کس هر کاری می‌تواند بکند باید جهاد بکند که به جان، به مال، به وقت، به تخصص، به سواد، به هنر، به آبرو، به اعتبار هر چه دارد وسط بریزد که این همه فرزندان امام زمان. چقدر امام زمان زجر می‌کشد و ناراحت است. چقدر از ما توقع دارد. ما باید بتوانیم کمک بکنیم. ما باید شب و روز زحمت بکشیم، تلاش بکنیم که این بچه‌ها را نجات بدهیم. اینها ایتام اهل بیت هستند و چقدر هم خوشحال می‌شود که اینها با اصل خودشان و ریشه خودشان آشنا بشوند. من تأکید می‌کنم همه عزیزان به عنوان یک مبلغ فرهنگی در محله‌هایشان، شهرهایشان، جاهایی که هستند، دوستانشان، فامیلشان عمل کنند. مدام شام و ناهار دادن و شله‌زرد و قورمه و قیمه دادن این هنر نیست. این کمتر کاری هست که یک کسی می‌تواند برای اهل بیت بکند. اهلش هم هستند می‌روند این کار را می‌کنند. آن که الان خیلی احتیاج هست تمام این نذوراتی که ما برای امام حسین می‌خواهیم بکنیم، برای اهل بیت می‌خواهیم بکنیم باید بیشترش ۹۵% باید نذورات معنوی باشد تا امام زمان را از زندان نجات بدهیم تا مردم بیایند مشکلات موانع ظهور امام زمان برطرف بشود. همه در غفلت باشند مدام شام و ناهار بخوریم به اسم اهل بیت. این که کار نشد. میلیاردها تومان اسراف بکنیم در این غذا دادن‌ها، دور ریختن‌ها. هیچ فایده‌ای هم ندارد. نه اینکه نذورات خوراکی و غذایی نباشد، اینها لازم است ولی حداقل چیزی است که ما باید انجام بدهیم. اگر من صد تومان می‌دهم برای نذورات برنج باید صد هزار تومان بدهم برای نذورات فرهنگی و تا این فرهنگ در مردم حل نشود ما شاهد ظهور امام زمان نیستیم.

غفلت از امام زمان (عج) و مسئولیت ما

ما ۱۱۸۰ سال امام زمان را آواره کردیم. مدام داریم به اسم ایشان شام و ناهار می‌خوریم. با شام و ناهار دادن و شام و ناهار خوردن که مشکل حل نمی‌شود. نه اینکه بی‌تأثیر است، تأثیر دارد. بالاخره این لقمه‌ها تأثیر دارد، این غذاها تأثیر دارد. غذای هیئت، غذای امام حسین خوب است. ولی با غذا خوردن معنوی یعنی با غذا خوردن به اسم اهل بیت موانع ظهور امام زمان برطرف نمی‌شود. آن افراد نیازمند هستند به فکر، به اندیشه، به آشنایی با اهل بیت. اینها باید بدانند از کجا آمدند، چطوری خلق شدند، داستان چیست، اهل بیت چه کسانی هستند، قرآن چیست، دین چیست، شیعه چیست. این کار را ما باید انجام بدهیم. ما باید بسیج بشویم برای فعالیت‌های فرهنگی. آنهایی که اصلاً روح مسائل فرهنگی ندارند یا امام حسین را فقط از دریچه باریک شله‌زرد و حلیم و شام و ناهار می‌بینند کار خودشان را دارند می‌کنند. بیشتر هزینه‌ها هم دارد در این راه‌ها صرف می‌شود. آنهایی که فرهیخته هستند، عاقل هستند، فرهنگی هستند، متدین هستند، می‌فهمند، شعور دارند، سطح فکریشان بالاتر هست، عزادار حقیقی هستند، خودشان را به مرتبه چهارم و پنجم عزاداری رساندند، آنها باید تمام تلاششان برای کارهای فرهنگی باشد. برای این باشد که مردم حسین زمان خودشان را دریابند. حسینی که همین الان که من و شما اینجا نشستیم دارد فریاد می‌زند (هل من ناصر ینصرنی). ما می‌خواهیم یک محرم و صفر گریه بکنیم برای آن حسین سال ۶۱ که گفت (هل من ناصر ینصرنی) کسی به او کمک نکرد، غریب بود و آواره بود و کشته شدند. این که الان زنده است را دریاب. این که الان از تو توقع دارد، این که دارد تو را صدا می‌کند. او را کشتند به ما ربطی ندارد. ما آنجا نبودیم. امام ماست برایش گریه می‌کنیم، برایش عزای عظیم، برایش داریم مصیبت عظیم برایش داریم گریه می‌کنیم. ولی ما را خدا روز قیامت مؤاخذه نمی‌کند که او را کشتند شما کجا بودید. ولی حتماً من و شما را مؤاخذه می‌کنند که این آواره بود داشت شما را صدا می‌کند. هر روز هم صدا کرد، یک بار هم نه، ۱۱۸۰ سال فریاد زد (هل من ناصر ینصرنی) و شما همینطوری به سبک زندگی عادیتان و غافل از حسین زمانتان زندگی کردید. بالاخره ما حتماً سؤال می‌شویم. برای همین باید در سبک زندگیمان، در سبک کمک کردن به امام زمانمان تجدیدنظر بکنیم. هر کسی زنی و مردی باید این احساس را بکند مثل زن‌های عاشورا که الان من در چادر امام زمان هستم یا دارم به چادر حضرت می‌روم یا در چادرش هستم. اگر این احساس را نمی‌کنیم باید تلاشمان را چند برابر بکنیم تا این آرامش بیاید که من بگویم دارم خودم را به چادر نزدیک می‌کنیم.

شرک و غفلت از متخصص معصوم

برویم سراغ مصادیق دیگر شرک. ما همین شرک‌ها امام زمان را ۱۱۸۰ سال آواره کرده. بی‌توجهی به متخصص معصوم، رها کردن او و به سراغ افکار و اندیشه‌های دیگران رفتن و بدبختی این هست که نخبگان ما که به ظاهر اسم نخبه روی آنها می‌گذارند، نخبه‌ها و باسوادها و تحصیل‌کرده‌هایمان این آلودگی را در حد اعلا دارند. به تبع آنها عوام هم این آلودگی را گرفتند. که از متخصص معصوم غفلت کردیم. از او که همه علم در دستش هست غفلت کردیم. از او که همه تخصص‌های لازم برای خوشبختی دنیا و آخرت بشر در دستش هست. ولی امر است. ولی امر اسم بزرگی است. ما هیچ اسمی بزرگتر از این نداریم. ولی امر از امام بزرگتر است. یعنی صاحب همه امور. یعنی او که از طرف خدا تمام مجرای امور در دستش هست. او که (تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ) همه چیز دست اوست. او که قطب عالم است. او که منشأ فیض است. او که واسطه فیض است. همه چیز دست اوست. این ولی امر است. من باید خودم را به او نزدیک کنم. اصلاً میزان آدمیت من، میزان خوشبختی دنیا و آخرت من، میزان سعادت من در این هست که من چقدر به ایشان نزدیک هستم و چقدر در راه ایشان هستم و این شرک یعنی اینکه ما ایشان را رها می‌کنیم به سراغ اندیشه‌ها و افکار آدم‌های دیگر می‌رویم. این شرک می‌شود. چقدر باریک هست و ما چقدر به آن آلوده و مبتلا هستیم و بدبختی این هست که فکر می‌کنیم که اگر بخواهیم جهاد بکنیم، اگر بخواهیم به چادر این برویم، اگر بخواهیم کار بکنیم از دنیایمان کم می‌شود. کم که اصلاً نمی‌شود. به دنیای ما این کار خیر و برکت می‌دهد. حضرت محتاج ما نیست. ما را دعوت می‌کند که ما امتحان بشویم. ولی ما فکر می‌کنیم که اگر بخواهیم در این مسیر برویم به ضررمان هست، سختمان هست. این حس حس خطرناکی است. این حس یعنی غلبه شهوت، غلبه حیوانیت بر روح انسان که گمان بکند اگر خواست در این راه فداکاری بکند، اگر خواست جهاد بکند باید دنیایش را کنار بگذارد. اول از این چه تعلقی انسان باید به دنیا داشته باشد که بترسد. ثانیاً اصلاً دنیایی تکان نخواهد خورد. خیر و برکت هم برای دنیای انسان می‌آورد.

شرک در کلام امام صادق (ع): تکیه بر غیر خدا

باز امام صادق(ع) یک مصداقی از شرک را می‌آورند. می‌فرماید یکی از مصادیق این آیه مردی هست که می‌گوید اگر فلانی نبود ما هلاک می‌شدیم و اگر فلانی نبود من به چنان چیز نمی‌رسیدم. اگر فلانی نبود من بدبخت می‌شدم. اگر فلانی نبود من زن گیرم نمی‌آمد، شوهر گیرم نمی‌آمد. اگر فلانی نبود من مشکل جسمیم حل نمی‌شد. کسی را بگوید یک بنده خدایی را. حضرت می‌گوید اگر فلانی نبود عیال من از دست می‌رفت. اگر فلانی نبود داشت زندگیم متلاشی شد. فلانی زندگی من را نجات داد. حضرت سؤال می‌کند که آیا نمی‌بینی این مرد برای خدا در ملکش شریک قائل شده؟ یک خدا و یک الله داریم فقط هم او (فَعَّالٌ لِما یُرِیدُ) است. بقیه هر کس انرژی دارد از (الحمدلله) می‌گیرد. یعنی همه قشنگی‌ها، کمالات مال خداست. اگر از یک کافر هم دارد به تو محبت می‌رسد این محبت را الله دارد به تو می‌کند. باعث نشود که اگر از یک کافر هم محبت گرفتی از خدا دور بشوی. اگر از همسرت، از فرزندت، از پدرت، از مادرت، از معلمت، از شاگردت، از دوستانت به تو خیری می‌رسد (الحمدلله) همه شکر، همه حمد، همه ستایش مال خداست. ما سر سفره خدا می‌نشینیم. پیامبر اینطوری بود که وقتی سر سفر می‌نشست در روایت داریم مثل نشستن یک عبد بر سر سفره مولا می‌نشست. یعنی سفره خانه خودش بود ولی حواسش بود که اگر خدایا من یک لیوان آب را الان می‌توانم بخورم و الان نصیبم شده. الان شما می‌دانید میلیاردها آدم این یک لیوان آب تمیز گیرشان نمی‌آید. شما خبر دارید یک میلیارد و چند صد میلیون گرسنه در عالم داریم. همین نان و پنیری که شما می‌خورید گیرشان نمی‌آید. شما می‌دانید الان یک میلیارد و چند صد میلیون نفر همین الان فکر این هستند که آیا ما می‌توانیم دو لقمه غذا بخوریم. الان کدام یک از شما ذهنتان درگیر این هست که الان بروم خانه شام چه چیزی بخورم. کسی فکر نمی‌کند یک چیزی می‌خوریم اینقدر هست الحمدلله، گرسنه نمی‌مانیم. وقتی نشستی سر سفره خدا نشستی. خدا دارد نصیبت می‌کند. خدا دارد به تو می‌دهد. غذاهای مادی، غذاهای معنوی. حرم حضرت معصومه رفتی خدا اجازه داده. نماز خواندی خدا اجازه داده. اصلاً شما موقع نماز خواندن حواست باشد که خدا به تو اجازه داده، تو را پذیرفته که بایستی روی این سجاده با او حرف بزنی. ببینی چه حالی به تو دست می‌دهد. اگر می‌توانی به رکوع بروی، اگر می‌توانی قنوت بکنی، اگر می‌توانی به سجده بروی و خدا را در آغوش بگیری، سرت را روی پای خدا بگذاری. خدا اجازه داده تا بزرگی اجازه ندهد و آغوشش را باز نکند کوچک چگونه می‌تواند برود در آغوش بزرگتر. بیا سرت را روی پای من بگذار، بیا در آغوش من. او باید بپذیرد و ما را خدا پذیرفته. اگر معارف اسلامی نصیب ما می‌شود خدا دارد نصیب ما می‌کند. الله دارد این غذا را به ما می‌دهد. قرآن، حدیث، معارف اسلامی. اگر قوه‌ای داریم که عبادتی بکنیم و ذکری بگوییم الله دارد به ما می‌دهد (لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) (بحول الله و قوته اقوم و اقعد). اگر سالم هستی، اگر نگاه می‌توانی بکنی همه چیز را الله دارد به ما می‌دهد. لحظه به لحظه هدایای الهی، بی‌نهایت هدیه خدا دارد به ما می‌دهد. من یک دوستی دارم بیماری دارد ایشان چشمش را نمی‌تواند نگه بدهد یعنی چشم یکسره می‌زند. کنترل این چقدر کار سختی هست. من سرطان که داشتم گفتم این آب را که می‌خواستم بخورم انگار یک تیغ بود می‌خواست از این گلوی من می‌شکافت می‌رفت پایین. آب به این نرمی، آب را همینطوری می‌گیریم می‌خوریم به این نرمی پایین می‌رود. نگاه می‌کنیم آرام هستیم. من ورق می‌خواستم بزنم حس‌هایم کار نمی‌کرد. شیمی‌درمانی می‌کردم نمی‌توانستم این کاغذ را می‌خواستم ورق بزنم. شما الان فکر می‌کنید ما چطوری می‌توانیم ورق بزنید بدون حس. شما نمی‌توانی کاغذ را ورق بزنید. من حس نداشتم نمی‌فهمیدم کاغذ چطوری است. بعد اینطوری که می‌کردم دستم را می‌برید خون از دستم بیرون می‌زد چون نمی‌توانستم ردش بکنم چون پوستم حس نداشت. ما به حس پوستمان می‌توانیم ردش بکنیم. هزاران تیغ را از جلوی دستمان رد می‌کنیم اینطوری با آن بازی می‌کنیم. با حسمان این زبان را بین سی و چند تا دندان می‌بریم و می‌آوریم. یک تکه گوشت بین این همه دندان تیز دارد حرکت می‌کند و اتفاقی هم نمی‌افتد. سیستم امنیتی که خدا درست کرده ببینید یک گوشت بین این همه دندان تیز می‌رود و می‌آید و هیچ اتفاقی هم نمی‌افتد. نمی‌شود حساب کرد نعمت‌های الهی را، (الحمد لله).

شکرگزاری از مخلوق و خالق

فلانی نبود یعنی چی فلانی نبود یک کس دیگر، خداوند دارد به ما می‌دهد کسی از خودش چیزی ندارد (الحمد لله). خودتان هم از خودتان هیچی ندارید. اگر یک کاری را موفق شدید عبادتی کنید، اطاعتی بکنید، کار خیری بکنید، فرمود پولی را که دادی دستت را ببوس چون دست خدا به دستت خورد بعد هم الحمد لله که خدایا به وسیله من این پول را داد. دین خدا را یاری می‌کنید در روایت داریم (اَللّهُمَّ اجعَلنی مِمَن تَنتَصِرُ بِهِ لِدینِک وَ لا تَستَبدِل بی غَیری) خدایا من را از کسانی قرار بده که دینت را به وسیله من تو یاری می‌کنی. دین خودت را نه ما، ما کاره‌ای نیستیم ولی من می‌خواهم ابزار تو باشم. من می‌خواهم وسیله تو باشم. من را خدایا دور نینداز، بی‌مصرفم نکن. برای امام زمان بی‌خاصیتم نکن. از آنهایی نباشم که ۳۰ سال ۴۰ سال کنار امام زمان زندگی بکنم نه به چادرش سر زده باشم نه در حال حرکت باشم. بی‌خاصیت بلکه بار و وبال امام زمان باشم خودم و زندگیم. خیلی بد است آدم اینطوری زندگی بکند. خدایا این جوانی من که دارد می‌رود، من که به پیری رسیدم توانم که دارد از بین می‌رود، این وقت من که دارد می‌رود خدایا به این یک قیمتی بده. این را بگذار در راه امام زمان یک ضریبی بخورد. بگذار در راه دین یک ضریبی بخورد. یک بنده خدایی که خیلی خَیِر بود ۸۰ تا مدرسه ساخته بود می‌گفت یک دلبستگی به ویلایم داشتم. هر کاری کردم دیدم از این ویلایم نمی‌توانم دل بکنم. دوست داشتم این ویلایم با من باشد. چون دوست داشتم که با من باشد بردم فروختمش. هزینه‌هاش کردم در راه خدا که تا آخرت با من باشد. حیف است اگر پولی هست، اگر مالی هست، اگر آبرویی هست، اگر عزتی هست، اگر شرافتی هست، اگر قلمی هست، اگر هنری هست، اگر سوادی هست، اگر تحصیلاتی هست، اگر تخصصی هست جایی غیر از چادر امام زمان هزینه بشود. چه کسی بهتر از امام زمان می‌خرد. ما مشتری بالاتر از خدا و بهتر از امام زمان داریم. اینها را به آنها بفروشیم؟ و الا عمرمان بی‌مصرف تلف می‌شود. در راه حیوانیت تلف می‌شود. تمام می‌شود. هر چه داریم بفروشش به او بخرد. آن موقع هست که وقتی تو خودت را آنجا می‌فروشی قیمت می‌گیری. خیلی قیمتی می‌شوی. برای چه کسی جوانی و عمرمان را هزینه بکنیم. سوادمان را، تحصیلاتمان را، تخصصمان را، بدنمان را، قدرت بدنیمان کجا برویم هزینه کنیم. پس نگوییم اگر فلانی نبود. خدا این کار را کرد الحمدلله ما تشکر باید بکنیم. (مَن لَم یَشکُرِ المَخلُوق لَم یَشکُرِ الخالِق) از مخلوق تشکر می‌کنیم. حضرت فرمود اگر کسی شکر مخلوق را به جا نیاورد شکر خالق را بجا نیاورده. اما شکر در واقع مال خداست. شکر غیر از حمد است. من از شما تشکر می‌کنم، قدر این محبت شما را می‌فهمم، می‌دانم. الحمد لله شکر زبانی می‌کنیم. حمد آن هم بخصوص قلبیش، خدایا تو این کار را کرد. خدایا اگر من الان مشکلم حل شد این کافر آمد به داد من رسید. اگر این سگ به داد من رسید یک موقع یک حیوان وحشی به داد آدم می‌رسد. خدایا تو این مأمور تو بوده (لا حول و لا قوۀ الا بالله).

شرک خفی و مصادیق آن

حواسمان باشد دچار شرک نشویم. خدای نکرده نعمت خدا ما را مست نکند که از خدا دور بشویم. اگر خدا یک زن خوب داده، یک شوهر خوب داده، یک بچه خوب داده، با اینها غافل از حق تعالی نشویم. این شرک می‌شود. شرک یعنی اینکه من نعمت را بچسبم صاحب نعمت را فراموش کنم. نعمت را از او دریافت می‌کنم بعد خودش را بگذارم کنار با نعمت مشغول بشوم، سرگرم بشوم. اصلاً یادم برود که زیبای مطلق را رها کردم به خاطر زیبایی‌های محدود. اینها رگه‌های شرک هستند. می‌گوید این شخص آیا نمی‌بینی که این مرد برای خدا در ملکش شریک قائل شده است که روزی می‌دهد و بلا را دفع می‌کند. حالا شخص یک دفعه این حرف‌ها را از امام شنیده می‌گوید ما که در طول روز از این حرف‌ها زیاد می‌زنیم به جان تو، به جان فلانی و اگر ایشان نبود اگر شما نبودید. این شخص به امام صادق عرض می‌کند پس اینطور بگوید اگر خدا به واسطه فلانی بر من منت نمی‌گذاشت هلاک می‌شدم. حضرت فرمود آری اینطور و نظیر آن عیب ندارد. خدا لطف کرد توسط این آقا. خدا کرمش به وسیله ایشان. نعمتش به وسیله ایشان. نه اگر ایشان نبود الله. بله خدا به وسیله ایشان زندگی من را نجات داد. خدا به وسیله ایشان غصه‌های من را برطرف کرد. خدا به وسیله ایشان حاجت من را برطرف کرد. خدا به وسیله ایشان بلا را از من دفع کرد. مریضی را دفع کرد. خدا به وسیله ایشان بدهی من را داد. خدا به وسیله ایشان همسر خوبی نصیب من کرد. این درست است.

پیروی از شیطان و شرک

در یک روایت دیگر هست حضرت فرمود پیروی از شیطان را شرک به خدا دانسته. هر کس شیطان را ندانسته پیروی کند مشرک می‌گردد. حمله جلو دلشوره‌های آینده، خدا هست برای چی دلشوره داری این شرک است. اگر شوهرم بمیرد، اگر زنم بمیرد، اگر بچه‌ام، اگر شغلم را از دست بدهم اینها شرک است. وقتی که ما خدا را داریم چرا باید بترسیم. حالا این شغل نه یک شغل دیگر. خدا جابر است یعنی جبران‌کننده است. این را می‌برد آن را می‌آورد. غصه‌های گذشته را خوردن این عبادت شیطان است. حمله چپ گناه کردن عبادت شیطان است. اگر من این حجاب را رعایت بکنم اینطوری بخواهم حجاب بگیرم فامیلهایم چه می‌گویند، مادرم چه می‌گوید، پدرم چه می‌گوید. اینها راضی نیستند من اینطوری حجاب بگیرم. این شرک است. یعنی اینها برای تو از خدا مهمتر هستند. من در همین سفری که رفتم در بیشتر شهرها برای دانشجویان دکترا کلاس داشتم که یا استاد بودن یا غالباً دانشجوی دوره دکترا بودند. با مردم هم جلسات داشتیم ولی نوعاً با تحصیل‌کرده‌های سطح بالا. در آنها هم چقدر جوانان پاک در آن محیط‌ها، دختران پاک ایرانی چقدر پاک، چقدر خوب، چقدر محجوب. دختران پسران با روحیه‌های عالی در آن فضا. یک فضایی بود در یکی از این شهرها خیلی از فاسق‌ها چه ایرانی چه غیر ایرانی فاسق بودند. راحت هر طور دلشان می‌خواست می‌گشتند. هر کاری دلشان می‌خواست می‌کردند. در این فضایی که اینطوری بود که همه کشورها هم آمده بودند چون پنج روز در هفته ما یک کار نمایشگاهی بین‌المللی داشتیم. عرضه محصولات معنوی و فرهنگی به ده پانزده زبان دنیا به همه دنیا برده بودیم. در این فضای اینطوری که یک رقابت سنگین بود یک فضای سنگین اینطوری بود. در اینها مثلاً من چند تا خانم دیدم از ایران آمده بودند با حجاب کامل خیلی محجوب. من رفتم شخصاً از آنها تشکر کردم. من را هم نمی‌شناختند. گفتم من آمدم از شما تشکر کنم به خاطر این جهاد عظیمی که کردید. در حدیث داریم (اَلذاکِرُ فِی الغافِلین کَالمُتَشَهِدِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ الله) کسی که میان یک مشت آدم غافل کار الهی انجام می‌دهد. یک مشت بی‌حجاب حجاب را رعایت می‌کند. یک مشت فاسق خدا را به یاد می‌آورد. وسط یک مشت بی‌نماز نماز می‌خواند. فرمود این مثل کسی است که دائماً دارد در خون خودش در راه خدا می‌غلتد. لحظه به لحظه ثواب شهادت را دارد. چقدر ارزش دارد. به آنها گفتم که من از شما تشکر می‌کنم. کاری هم برای ما انجام ندادند ولی همین حضور آنها آنجا اینطوری. یکی از آنها گفت که من لذت می‌برم که هویت اسلامی خودم را، هویت دینی خودم را اینجا نشان می‌دهم و سرم را با افتخار بالا می‌گیرم. خانم جوانی هم بود خیلی فهمیده، خیلی با معرفت، خیلی با معنویت. می‌گفت من لذتم این هست. حالا اینجا طرف می‌بینی از شهرری بلند می‌شود می‌رود کیش یک طور دیگر است. می‌رود شمال یک طور دیگر است. این شرک است. کیش یعنی چی، شمال یعنی چی، اینجا دوبی است یعنی چی. اینها شرک است. امشب عروسی است یعنی شرک است. یعنی خدا بی‌خیال حالا فعلاً فامیلهای عروس و داماد را بچسب. اینها مهمتر هستند. این شرک می‌شود. یعنی خدا را کنار زدن، اهل بیت را کنار زدن. امشب مهمانی است یک شب که هزار شب نمی‌شود. اینجا جشن تولد است. اینجا عروسی است. اینجا سیسمونی است. آنجا پاتختی است. همینطوری معصیت. این شرک می‌شود. اگر رشوه ندهم شرک، نزول شرک، اینها همه شرک به خداست. که من دین خدا را نمی‌خواهم رعایت بکنم. رعایت بکنم به دنیایم لطمه می‌خورد. پس گناه می‌کنم، معصیت می‌کنم، شیطان را پیروی می‌کنم که بتوانم امورم را نگه بدارم. بدون معصیت نمی‌شود. بدون حرام‌خوری نمی‌شود. بدون دروغ نمی‌شود. اینها همه شرک است. ترس از دنیا، ترس از شیطان، ترس از بندگان خدا و نترسیدن از خدا.

خودشیفتگی و شرک

راجع به شیطان چون مفصل صحبت کردیم که مفصل‌ترین بحث ما در بحث سبک زندگی در نامه امام رضا(ع) بحث شیطان بود که به آنجا مراجعه کنید. وسوسه‌های شیطان را قبول نکنیم. وقتی دلشوره آینده، ناراحتی‌های گذشته، گناه و معصیت یا خودشیفتگی حمله سمت راست در تمام این گناهان هیچ گناهی بالاتر از خودشیفتگی نیست. اینکه من خودشیفته مذهبی بشوم، معنوی بشوم، بگویم از همه آبرویم بیشتر است، از همه عزّتم بیشتر است. بقیه ریز هستند، بقیه گناهکار هستند، بقیه کوچک هستند. ما مثلاً پاک هستیم، ما بزرگ هستیم. این خیلی خطرناک است. نگاه کردن به خودت در لحظه شرک است. تا یک کسی آمد از تو تعریف کرد، تا یک کسی آمد به تو احترام بگذارد، تا یک کسی به تو توجه کرد یادت باشد الحمد لله. الحمد لله سپر بزرگی است و حجاب بزرگی است در مقابل آتش. الحمد لله یعنی دیگر خودخواهی‌ها سراغ من نمی‌آید. خودشیفتگی سراغ من نمی‌آید. چهار نفر جلوی پای من بلند شدند، نشستند، خم شدند، دستم را بوسیدند. حواسم هست که این برای خود من کاری ندارد به خاطر خداست. من این وسط هیچ کاره هستم. اگر باور کردم، اگر حواسم به خودم رفت، اگر خودم را دیدم این شرک می‌شود. ما ظهور الله هستیم. ما یک مشت نمودیم، یک مشت ظهوریم. ما حیاتمان دست خودمان است؟ خودمان به خودمان حیات می‌دهیم؟ وجودمان، حیاتمان، کمالاتمان الان لحظه به لحظه فیض خداست دارد ما را نگه می‌دارد. ما چه چیزمان مال خودمان است که خودخواه بشویم، مغرور بشویم، سر دیگران داد بزنیم، دیگران را سرزنش بکنیم، بقیه را خراب بدانیم. به خاطر تکیه به کارهای خوب و درست خودمان به خودمان اجازه بدهیم که هر کسی را به خاطر کارهای غلطش در سرش بزنیم و تحقیرش بکنیم. این کار غلطی است. بگویم من طلبه هستم، من روحانی هستم، من استاد هستم. بقیه مردم را هم کوچک نگاه کردن این خطرناک است آدم خودش را اینطوری ببیند. آن عالمی که می‌گوید خدایا به حق این زن فاحشه به من رحم کن او حواسش هست (الحمد لله).

خرافات و شرک

پس مصادیق، باز حضرت فرمود طالع‌بینی، کف‌بینی و فال قهوه بگیریم و متولدین روز خرداد و غیره. این چیزها چیست در ما دارد رشد می‌کند. اینها همه مظاهر شرک است. فالت را بگیرم، فال قهوه بگیرم اینها همه کارهای شرک‌آلود هست. طالع‌بینی شرک است. پیشگویی از طریق اوضاع و احوال ستارگان، قمر در عقرب است. اوضاع ستارگان اینطوری است. ستاره‌ات با ستاره فلانی نمی‌خواند. فلان کس گفته ستاره تو یک چیز دیگر است. ستاره تو یک چیز دیگر است. شما نباید با هم ازدواج بکنید. بله یکسری اوضاع هست تأثیر دارد. حضرت می‌فرماید اگر اول ماه بخواهد نطفه بسته بشود تأثیرات وضعی دارد. آنها علمی است معصوم تأیید کرده. وسط ماه نطفه بسته نشود، آخر ماه نطفه بسته نشود. فلان ساعت از روز نطفه بسته نشود. اگر فلان ساعت از روز نطفه بسته بشود بچه عاقل است. اگر فلان روز بسته بشود بچه مجاهد در می‌آید. اینها تأثیر دارد یعنی اقتضا است نه اینکه قطعیت ندارد. زنازاده هم باشد می‌تواند ولی خدا باشد و امامزاده هم باشد می‌تواند به یک جایی برسد که معصوم لعنتش می‌کند. اقتضا است یعنی شرائط است خوب است ولی اگر یک آیت‌الله‌زاده یک امامزاده الان بیاید با یک زنازاده معلوم نیست امامزاده بتواند از زنازاده جلو بزند در قرب به خدا. بسته به تلاش چه کسی است؟ (لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏) ممکن است تلاشش بیشتر باشد از امامزاده جلو بزند. کمااینکه ما خیلی آدم‌هایی داشتند اصلاً پدر مادرشان معلوم نیست الان به عالی‌ترین درجه شهادت رسیدند و الان امامزاده داریم که امام معصوم لعنتش می‌کند. پیغمبرزاده داریم که انبیاء و خدا لعنتش می‌کنند. اینها را باید شناسایی کنیم. برای هر چیز به اندازه‌ای که معصوم اگر گفته بله آن هم به اندازه‌ای که گفته. می‌گوید اقتضا است خوب است حالا اگر نطفه یک موقعی بسته شد این خطرات را دارد حالا بعداً هم با صدقه با دعا می‌شود برطرفش کرد. برای هر چیزی همان قضا و قدر یعنی اندازه‌های ریاضی که خدا می‌گوید همه چیز را رعایت بکنیم. عقد اینها را در آسمان بستند، این حرف‌ها چیست، ستاره او ستاره این، بد است در یک جامعه‌ای که مردم معصوم دارند، قرآن دارند، یک مشت آدم نادان گمراه‌کننده شیطان‌صفت (شیاطین الانس) بیایند آنوقت یک مشت آدم‌ها را که این همه ما فرهنگ داریم بعد ما را مَچَل کنند بیا برویم فالت را بگیرم. یک خانمی هست خیلی فال خوب می‌گیرد. یک آقایی هست طالع‌بینی دارد به شما نگاه می‌کند این را می‌گوید. یا متولدین ماه فروردین همه اینطوری هستند. بله ما دیگر همه اینطوری هستیم. چه کسی اینطوری گفته. اصلاً درست متولدین ماه فروردین این خصوصیات خوب یا بد را دارند. ما مسئول هستیم در مورد خودسازی. خدا ما را آفریده تا شبیه خودش بشویم، متخلق به اخلاق باشیم. پدرش زنازاده است، مادرش زنازاده است. متولد فلان ماه بد است. نطفه‌اش فلان موقع بسته شده. اینها همه اقتضا است. به همه اینها شما می‌توانید غلبه بکنید. این شرک‌ها چیست، پس دیگر نمی‌شود، بخت این را بد بستند این بدبخت است. شانس ندارد. شانس شرک است. کلمه شانس چیست ما شانس بیاوریم. اینها خیلی از خرافاتی هست که من وعده کرده بودم بگویم دیگر در این جلسه مظاهرش رسید. (لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) ما باید اینها را بگوییم تا از شرک دور بشویم. از اشتباه فکری، از اشتباه در ارتباط، در انتخاب، در رفتار. از همه بدتر اشتباه در فکر است، در عقائد است. به این چیزها اعتقاد داشته باشیم و زندگیمان را براساس این خرافات بچینیم.

شرک خفی و ریاکاری

حضرت فرمود اینها شرک خفی هستند. یعنی حواسش نیست که مشرک است. حواسش نیست اگر فلانی نبود من بدبخت بودم. این شرک مخفی است. شرک جلی این هست که ما مثل مشرکینی که گفتند این بت است این خدای ماست. این شرک می‌شود. این ما را به خدا می‌رساند. ولی غالباً قرآن فرمود مؤمنین به شرک خفی دچار می‌شوند. حواسشان نیست. ریاکاری شرک است. من اگر اینطوری نماز بخوانم، اگر این حالت‌ها را داشته باشم فلانی از من خوشش می‌آید. محبت دست خداست. البته که ما نباید کاری بکنیم که فلان کس بدمان بیاید. نباید مخصوصاً هم برویم یک کاری بکنیم که فلان کس بدمان بیاید. این بی‌ادبی است، بی‌اخلاقی است. ولی این که من نمازم را یک طوری بکنم که فلانی از نماز من خوشش بیاید، از عبادت من خوشش بیاید. می‌خواهیم پیش او برویم همه چیزها را رعایت بکنیم. ظواهر را رعایت بکنیم. بعد که از پیش او می‌رویم یک طور دیگر بگردیم. اینها شرک است. حضرت می‌گوید آنها می‌گفتند که با غروب ستاره و طلوع ستاره دیگری باران می‌بارد یا به پیشگوها مراجعه می‌کردند و گفته آنها را باور می‌داشتند. همه اینها شرک خفی است. اینها مصادیق شرک است.

خلاصه

جملات ناب

  • شرک یعنی تکیه به عوامل و علل غیر الهی و فراموش کردن این نکته که “لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم”.

  • اکثر کسانی که ما به اسم مؤمن می‌شناسیم، در عین حالی که ایمان دارند، رگه‌هایی از شرک نیز در آنها هست.

  • قدرت، عنایت و لطف خدا زمانی به ما می‌رسد که دست از شرک برداریم.

  • خداوند می‌فرماید: “من بهترین شریک هستم؛ اگر کسی برای من شریک بگیرد، من مشرک را واگذار می‌کنم به همان شریکم.”

  • هر چقدر انسان توحید خود را قوی‌تر کند، به حق تعالی بیشتر شبیه می‌شود و قدرت، شادی، آرامش، عزت و سعادت بیشتری را جذب می‌کند.

  • شرک در اطاعت یعنی انسان در الگوگیری و سبک زندگی خود، دیگران را دخالت دهد.

  • اگر الگویی، سبک زندگی، مرامی یا اخلاقی را بپذیریم که خدا مُهر تأیید به آن نزده باشد، این شرک است.

  • سنت‌های خانوادگی و قومی زمانی درست هستند که خدا مُهر تأیید بر آنها بزند.

  • ما حق نداریم سبک زندگی و مراممان را از کسی غیر از الله و معصوم دریافت کنیم.

  • خداوند گاهی بلاها را برای سنجش میزان تعقل، فهم و امتحان ما می‌فرستد.

  • ممکن است خدا مشکل ما را به وسیله یک کافر یا فاسق حل کند تا ببیند آیا به او گرایش پیدا می‌کنیم یا نه.

  • مهربانی، خدمت به خلق و همنوع جزء کمالات حیوانی است؛ اما سبک زندگی را نباید از هر کسی گرفت.

  • شرک همین‌طور در زندگی آدم می‌آید که انسان ریسمان محکم الهی را رها می‌کند.

  • اگر کسی به فکر فرزندان اهل بیت (ع) در سراسر جهان نباشد، مسلمان نیست و دین ندارد.

  • ما باید به مال، جان، وقت، تخصص، سواد، هنر، آبرو و اعتبار خود جهاد کنیم تا فرزندان امام زمان (عج) را نجات دهیم.

  • بیشتر نذورات ما برای اهل بیت (ع) باید معنوی باشد تا موانع ظهور امام زمان (عج) برطرف شود.

  • ما ۱۱۸۰ سال است که امام زمان (عج) را آواره کرده‌ایم و با غفلت از ایشان، زندگی عادی خود را ادامه می‌دهیم.

  • بی‌توجهی به متخصص معصوم و رها کردن او به سراغ افکار و اندیشه‌های دیگران، شرک است.

  • میزان آدمیت، خوشبختی دنیا و آخرت و سعادت ما در این است که چقدر به ولی امر نزدیک هستیم.

  • اگر گمان کنیم که جهاد در راه خدا به دنیایمان لطمه می‌زند، این حس خطرناکی است که نشان‌دهنده غلبه شهوت و حیوانیت بر روح انسان است.

  • اگر کسی بگوید “اگر فلانی نبود ما هلاک می‌شدیم” یا “اگر فلانی نبود به چنان چیزی نمی‌رسیدم”، برای خدا در ملکش شریک قائل شده است.

  • همه شکر، همه حمد و همه ستایش مال خداست؛ حتی اگر خیری از مخلوقی به ما می‌رسد، در واقع خدا آن را به ما داده است.

  • شکرگزاری از مخلوق لازم است، اما شکر واقعی و قلبی مال خداست.

  • پیروی از شیطان، دلشوره آینده، غصه‌های گذشته، گناه و معصیت، و خودشیفتگی همه از مصادیق شرک هستند.

  • ترس از دنیا، ترس از شیطان و ترس از بندگان خدا و نترسیدن از خدا، همه شرک است.

  • خودشیفتگی مذهبی و معنوی، و نگاه کردن به خود در لحظه، شرک است.

  • طالع‌بینی، کف‌بینی، فال قهوه و پیشگویی از طریق اوضاع و احوال ستارگان، همه مظاهر شرک هستند.

  • ما مسئول خودسازی هستیم و می‌توانیم بر اقتضائات و شرائط غلبه کنیم.

  • ریاکاری شرک است؛ نباید عبادت خود را به گونه‌ای انجام دهیم که دیگران از ما خوششان بیاید.

  • شرک خفی یعنی حواس انسان نیست که مشرک است و به آرامی از مسیر توحید دور می‌شود.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه