فهرست مطالب
Toggleروابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر بود که رسیدیم به این فرمایش امام رضا(ع) که حضرت بعد از اینکه چند چیز را از دوستان خودشان نهی کرده بودند که مربوط به روابط بین آنهاست فرمودند که: «فَإنّی عالَیۀُ عَلی نَفسی إنَّهُ مَن فَعَلَ ذلِکَ وَ أسخَطَ وَلّیاً مِن أولِیائی دَعَوۀُ الله لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنیا أشَدَّ العَذاب وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین».
عظمت فرمایش امام رضا (ع) درباره آزار دوستان اهل بیت
جلسه گذشته در این مورد توضیحی دادیم ولی اینقدر این مسأله عظمت دارد که هر چقدر در موردش بگوییم واقعاً کم است. یعنی این از آن چیزهایی هست که انسان باید دائماً جلوی چشمش باشد. این جمله را تابلویی کند. این فرمایش چون فرمایشی هست که مجموعاً یک صفحه هم شاید نشود، تابلو کنند. یک خطاطی، یک نقاشی یا با کامپیوتر کسی اینها را بچیند و جلوی چشم ما باشد و ما بعضی از چیزها همیشه هست که لازم است دائماً برای ما تکرار شود. نفس نیاز به تکرار دارد. بدون تکرار و تلقین همانطور که امام فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد.
قرآن را نگاه کنید دائماً به ما تلقین میکند و به ما میگوید نماز را بخوانید. هر روز نماز را بگویید. این الفاظ هر روز باید گفته بشود چون نفس فراموشکار است و غفلت میکند. باید دائماً متذکر به اینها باشد. این هم از آن جملاتی است که باید حتماً انسان متذکر باشد که امام رئوف ما امام رضا(ع) میگوید هر کس که میخواهد در روابط با دیگران بدذاتی و بدجنسی داشته باشد و دوستی از دوستان من را اذیت بکند، به خشم بیاورد، من او را نفرین میکنم.
خیلی حرف است که امام رضا بگوید که من یکی از دوستان، یکی از فرزندانم را نفرین میکنم و آن هم چه نفرینی: «از خدا بخواهم که وی را در دنیا به شدیدترین عذاب گرفتار سازد و در آخرت نیز از زیانکاران خواهد بود.» وقتی میگوید خسران که در آخرت انسان: «وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین». میخواهد این را بگوید که اساساً روح دعوا و درگیری، روح تشنج، روح اختلاف، روح تیزی و تندی و دریدن همدیگر، بدجنسی کردن با دیگران، روح اینها وقتی سراغ انسان میآید، انسان اساساً قلبش دچار خسران است و خودبهخود اصل سرمایه انسانیاش را از دست میدهد.
بداخلاقی، گناهی نابخشودنی
من یک نکته خیلی مهم را به شما بگویم. ما در بخش جمادی، بخش گیاهی و بخش حیوانی، حیوان هستیم. در بخش عقلانی، فرشته هستیم. در بخش انسانی که اصلیترین بخشمان هست، بنیاد بخش انسانی بر رحمت است و انسان اگر بخواهد تمام اسماء الهی را جذب بکند، فقط باید اسم رحمان را داشته باشد. یعنی هیچ اسمی از اسماء الهی نصیب نفس انسان نمیشود مگر اینکه انسان باید مهربان و اهل رحمت باشد. خیلی این تعبیر تند است که انسان از خاسرین باشد یعنی همه سرمایه خودش را از دست داده باشد. در فرمایش پیامبر هست: «سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر» بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود.
خیلی این تعبیر دقیق، رسا و تکاندهنده است. آدم بداخلاق و تند و عصبی و آدمی که جلوی دهانش و جلوی رفتارش و جلوی خشونتش را نمیتواند بگیرد، این مغفرت شامل حالش نمیشود. خیلی حرف عجیب است. یعنی این دائماً در جهنم است. یک آدم عصبی و پرخاشگر دائماً در جهنم قرار دارد. برای همین هم میفرماید: «وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین» این شخص در آخرت از زیانکاران خواهد بود. پس باز عرض میکنم بحث بدخلقی و عصبانیت و بحث آزار دادن همدیگر یک خسرانی هست که هیچ خسرانی قابل مقایسه با آن نیست. از هر فحشا و منکری بدتر است.
اینکه در روایت ما داریم یک آدمی که کافر است ولی خوشاخلاق است، به خدا نزدیکتر از یک آدمی است که مؤمن است ولی بداخلاق است. این را شما حساب کنید که یعنی چی. ما باید همانطور که از فحشاهای ظاهری میهراسیم و پرهیز میکنیم، آن را زشت میدانیم. آدمکشی و قتل و شرابخوری را بد میدانیم، صدها مرتبه بدتر از آن این باشد که ما کسی را آزار بدهیم، کسی را اذیت بکنیم با رفتار خودمان. در خانه همسرمان و فرزندمان و خانواده همسرمان را یا در محل کار لفظی را به کار ببریم که دل او بشکند.
حضرت میفرماید تو اگر دل کسی را شکستی، به خشم آوردی دوستی از دوستان من را، شیعهای از شیعیان من را، محبی از محبان من را، بدان که مشمول نفرین من قرار میگیری. آنقدر که انسان از وحشیترین حیوانات، آنقدر که انسان از آتش و جهنم میترسد، باید بترسد از اینکه زبانش بیهوده بگردد و کسی را اذیت بکند یا به خشم بیاورد. اینقدر مسأله مهم است که حضرت میگوید این کار را نکنید، من نفرین میکنم. علتش را هم گفتم. عشق و نفرت دو روی یک سکه هستند. اگر انسان واقعاً یک کسی را دوست داشته باشد به هر دلیلی، پدرانه، همسرانه، مادرانه، هر طوری یک کسی را دوست داشته باشد، طرف دیگرش این است که نمیتواند تحمل کند.
چیزی محبوب او را اذیت کند و امام چون نسبت به فرزندانش یک محبت عمیق جاودانه پدری دارد، آن هم با بُعد ابدی، نمیتواند تحمل کند که کسی بچههایش را اذیت بکند حتی فرزندانش. بنابراین خیلی انسان باید دقت بکند که به خشم نیاورد، اذیت نکند، خدای نکرده توهین و تحقیری در کلامش نسبت به کسی وجود نداشته باشد.
مکانیسم بدذاتی و بداخلاقی
نکته بعد هم باز توضیح دادم که مکانیسم بدذات بودن، اذیت کردن، خشمگین بودن، بداخلاق بودن، تندخو بودن این هست که شخص را ذاتاً میاندازد در یک ریلی که انتهای آن جهنم میشود: «وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین». خودبهخود انسان از معنویت دور میشود. خودبهخود انسان مورد نفرین حق تعالی قرار میگیرد. مورد نفرین امام رضا(ع) قرار میگیرد. این ذات بدجنسی و بداخلاقی اینطوری است. یعنی با انسان این کار را میکند. ممکن است شخص از معنویت هم برخوردار باشد اما باز منفور است. خیلیها یک ذره معنویتی که دارند گولشان میزنند. فکر میکنند که اگر یک ذره معنویتی دارند، یک نمازی میخوانند، یک روزهای میگیرند.
چهار روز جبهه رفتند، خانواده شهید هستند، کمیلی میخوانند، حرمی میروند، کربلا و مکه میروند، این به آنها تسکین میدهد که هر غلطی که دلشان میخواهد بکنند با دیگران، با آدمهای دیگر، هر رفتاری که دلشان میخواهد بکنند. این خیلی خطرناک است. این همان خودشیفتگی مذهبی است که انسان اول میآید یک دوپینگ مذهبی میکند با یک زیارتی، نمازی، نماز شبی، روزهای. بعد وحشی میشود. هر کاری دلش خواست انجام میدهد. این همان حمله سمت راست است که شخص برای اینکه عذاب وجدان نگیرد، شیطان یک جاهایی آدم را وادار به نماز شب میکند. بلندش میکند. شرائط را فراهم میکند. حال خوبی هم شیطان به او میدهد.
یک فضایی را فراهم میکند که این بتواند یک گریهای، اشکی هم داشته باشد. بعد همین که حس مقدس بودن و نورانی بودن و خوب بودن پیدا کرد، حس کرد که من خیلی آدم حسابی و مقرب و خوبی هستم، بعد این را پشتوانه قرار میدهد برای اینکه بتواند راحت هر کاری که دلش خواست انجام بدهد. با هر کس هر طور که دلش خواست رفتار کند. هر تحقیری که دلش خواست نسبت به دیگران یا توهینی نسبت به دیگران انجام بدهد. در حالی که روابط ما با خدا حقالله است. مسائل ارتباطی بین ما و خداست. مسأله ما با مردم و حقالناس یک مسأله جدایی هست.
شما میبینید سعد با اینکه در رکاب پیغمبر به شهادت رسیده، آنقدر این شخص پیش خدا عزیز است که جبرئیل و میکائیل با هفتاد هزار فرشته هر کدام تشییع جنازهاش میآیند ولی تا او را در قبر میگذارند، رسول الله میفرماید که الان در فشار قبر است: «إنَّهُ کانَ فی خُلقِهِ مَعَ أهلِهِ سُوءا» این در اخلاقش با خانوادهاش بداخلاق بوده. یک موقعی رفاقت ما با اهل بیت و خدا باعث نشود که به خودمان جرأت بدهیم در مقوله حقالناس یکدفعه بیمبالاتی کنیم. مسأله اصلاً پروندهاش جداست. نباید لوس بشویم. اگر یک موقعی ما خیلی آدمهای متدین و مذهبی هستیم و واقعاً هم اگر باشیم، یک موقع لوس نشویم که هر کاری که دلمان خواست انجام بدهیم.
اینطور نیست. دیگران هم هر طوری با ما بودند، خوب بودند، مهربان بودند. اتفاقاً خطرناکتر است. هر چقدر طرفی که شما دارید با او بدجنسی میکنید مهربانتر باشد، هر چقدر خوبتر باشد، برای تو خیلی آبروریزیاش بیشتر است. مثل پدر و مادر و معلم و همسر. یک کسی همسرش دوستش دارد، حیا میکند از اینکه بخواهد با او برخوردهای تند بکند یا یک کسی سوءاستفاده بکند از مظلومیت همسرش، از ضعف همسرش و بخواهد به حریم شخصی او تجاوز بکند، اذیتش بکند، تحقیرش بکند، توهینش بکند، روحیهاش را خراب بکند. این خیلی خیلی خطرناک است.
خسران؛ نتیجه بداخلاقی و آزار دیگران
خیلی این مسأله مهم است. من گفتم با اینکه خیلی مهم است، خیلی هم نمیخواهم راجع به این قضیه حرف بزنم که این مسأله عادی باشد ولی مراجعه کنید این مسأله جلوی چشممان باشد خوب هست. باز هم توجه شما را جلب میکنم به کلمه خسران. خسران یعنی عصبانیت، بدجنسی، بداخلاقی، حسادت، بدبینی، تجاوز به حریم آدمها، فضولی کردن در کار آدمها. مثل یک بمبی میماند که در فضای بسیار لطیف و ظریف منفجر شود. ببینید از آن فضا چه میماند وقتی میگوید: «وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین». یعنی شما با تندخوییهایی که دارید، چیزی از رفتار و اعمال خیری که دارید برایتان چیزی باقی نمیماند. پس خیلی مراقب باشید. خیلی انسان مراقبت بکند که یک همچین کارهایی از او سر نزند. این فراز به نظر من نفسگیرترین فرازی بوده که در فرمایشات امام رضا(ع) هست که انسان به جایی میرسد که حضرت میگوید من نفرینتان میکنم.
اگر بخواهید اینطوری با بقیه رفتار کنید نه خیر دنیا ببینید نه خیر آخرت. این خیلی تند است. آدم هم وقتی یک موقع میخواهد زیارت امام رضا(ع) برود، اگر یک سابقه اینطوری داشته باشد، خیلی شرمنده است. سابقهای از خشونت، درندگی، وحشیگری، له کردن دیگران، تحقیر دیگران. بعضیها اینقدر بیحیا هستند که در همان مشهد هم اینطوری هستند. مثلاً زن و بچهاش در قطار، در اتوبوس، در هواپیما یک سفر زیارتی میخواهد برود، همه از دست این در عذاب هستند. اجازه نمیدهد در سفر بقیه راحت باشند، به آنها خوش بگذرد. بعضیها که در حرم هم بدجنس و متجاوز هستند و دیگران را له و تحقیر میکنند.
حالا ما این سابقهمان چه بکنیم با این رفتارهایی که کردیم با اطرافیان. خیلی وقتها پدر و مادرمان را دریدیم. مادر بنده خدا مظلوم است، مهربان است نسبت به بچه، ولی بچه وحشی است. به هر بهانهای مادر را اذیت میکند با خودخواهیها و خودشیفتگیها و تنبلیها و بیحوصلگیهایش. پدر و مادر را اذیت میکند یا همسر یا فرزندان اینطوری هست. گاهی وقتها فرزندان کوچک اسیر دست پدر و مادرهای خشن و تنبل و بیظرفیت هستند. لذا پیامبر میفرماید نسبت به بچههایتان با رحمت نگاه کنید. خیلی وقتها آدم حواسش نیست میبینید که نسبت به بچههایش خشن و تند میشود. فرمود به بچههایتان با رحمت نگاه کنید.
مژده رحمت و مغفرت الهی
بلافاصله بعد از این فقره وارد فقره یازدهم که میشویم میبینیم که حضرت متوجه هست که این تهدید ممکن است قلب ما را از کار بیاندازد. یکدفعه امام رضا آن هم امام رئوف است. انسان با امام رضا یک حس خیلی عجیبی دارد. امام رأفت و رحمت و امامی که خودش میگوید امام مثل پدر و مادر و برادر هست برای انسان. حالا یکدفعه این را گفته برای اینکه ما یکدفعه سکته نکنیم و پس نیافتیم. به حضرت عبدالعظیم(ع) این پیام را داده میگوید: «وَ عَرِفهُم أنَّ اللهَ قَد غَفَرَ لِمُحسِنِهِم وَ تَجاوَزَ عَن مُسیئِهِم». میگوید به دوستانم این خبر را بده: «عَرِفهُم» یک ظرافت و لطافتی دارد.
یعنی این را کاملاً به آنها بفهمان که خدا اگر کسی آدم خوبی باشد، حالا در این خوب بودن معصیتی بکند، گناهی از او سر بزند: «قَد غَفَرَ لِمُحسِنِهِم». خدا آدمهای خوب و آدمهایی که بدجنسی و بدذاتی در آنها نیست، مشمول مغفرت خودش قرار میدهد. مغفرت یعنی نمیگذارد رابطه شکرآب شود. غیر از عفو است. عفو گفتیم گذشت از جریمه است. ممکن است با آدم خوب نشود ولی جهنم نبرد ولی دوست نباشد اما مغفرت یعنی مثل بخشش یک پدر و مادر از فرزندش است. یعنی ضمن اینکه میبخشد، رفاقت و صمیمیت و آغوش بازش را هم حفظ میکند. این فرق بین مغفرت و عفو است.
«غَفَرَ لِمُحسِنِهِم» یعنی آدمهای خوب و نیکوکار و آدمهایی که مهربان هستند، آدمهایی که وقتی انسان آنها را میبیند قضاوت میکند که این آدم آدم خوبی هست، بدجنس و خشن و تند نیست. مژده خوبی است. این تکلیف خوبها را روشن کرد. بدها چی؟ «وَ تَجاوَزَ عَن مُسیئِهِم». مسیء یعنی بدکار، بدکردار. میگوید از آنها هم عفو میکند. نمیگوید غفر، میگوید تجاوَزَ یعنی میگذرد ولی معلوم نیست رفیق بشود. گذشت میکند. مثلاً میگویند شما از فلانی گذشت کن. مثلاً از قاتل پسرت بگذر. حالا این ممکن است از قاتل پسرش بگذرد ولی عمراً نمیخواهد چشم در چشمش بیفتد و او را ببیند. مسأله تجاوز است.
میگوید رد شو برو فقط تو را نبینم. همان کاری که پیغمبر با قاتل حمزه کرد. گفت از تو میگذرم ولی دیگر تو را نبینم. بعضیها هستند واقعاً اینقدر بدذات و بدجنس هستند. اگر آدم از آنها هم بگذرد به خاطر پاکی دل خودش، به خاطر اینکه میخواهد اسم غفور و عفو را از خدا بگیرد، لازم است که آدم از اینها بگذرد. ولی وقتی میگذرد ولی دیگر رغبتی نمیکند که آنها را ببیند. اصلاً دوست ندارد ببیند. امام رضا فرمود خداوند از بدهای شما هم «تَجاوَزَ» میگذرد. به همه این را بفهمان. یعنی ناامید نشوید. راه توبه و جبران باز است. گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست چون ما حالت جنینی را در رحم دنیا داریم.
رحم خصوصیتش این هست که تا قبل از تولد امکان جبران همیشه وجود دارد. یک کسی که ۶۰ سال گناه کرده باشد، آلودگی داشته باشد، حقالناس و حقالله، اراده بکند به جبران بیفتد، میتواند جبران کند. برای همین هم حضرت فرمود: «بَقِیَۀُ العُمر لا قیمَۀَ لَها قَد یُدرَکُ بِها ما فات وَ یُحیی بِها ما مات». بقیه عمر را نمیشود قیمت گذاشت چون در این بقیه عمر میشود تمام آن بدکاریهایی که کردی را جبران بکنی و هر چه را هم که از تو فوت شده میتوانی زنده بکنی. عمر خیلی قیمتی است که حضرت میفرماید من یک ساعت دنیا را به هزاران سال آخرت نمیدهم.
به خاطر اینکه این حالت رحمی دارد و میتواند جبران کند همه افتادگیها و فوت شدهها را. لذا خوب است آدم زود توبه کند. اگر میخواهیم انشاءالله امام رضا برویم، حرمی برویم، اگر همین حرم حضرت عبدالعظیم میخواهیم برویم، انسان با توبه برود. باید خشونتهای خودش، بددهانیهای خودش و بدذاتیهای خودش را کنار بگذارد. باید یاد بگیرد هیچ وقت با کلامش پدر و مادرش را آزار ندهد. عزیزان و اطرافیانش را آزار ندهد. دیگران در حق ما ممکن است ظلم و اشتباه بکنند اما ما باید یاد بگیریم که وحشی نشویم، دیگران را ندریم.
پرهیز از خشونت و بدرفتاری
پیامبر غلامی را دنبال کاری فرستاده. غلام نیامد. هر چه پیامبر منتظر شد دید نیامد. پیامبر بالای سرش رفت دید رفته یک گوشهای زیر سایه درختی خوابیده. پیامبر چقدر اینجا معطل است. حضرت رفت شروع کرد به باد زدن او، که بتواند راحت بخوابد. حالا ما بچههای این شخص هستیم! تا یک کسی بچهاش یا همسرش خلاف میلش عمل بکند، یکدفعه صدا و آمپر و همه چیز بالا میرود. قیافهاش عوض میشود. بعضیها که دیگر واقعاً آنها دیگر خیلی آدمهای خطرناکی هستند که میتوانند یک نفر را بزنند.
این دیگر خیلی بد است که کسی بتواند روی یک نفر دست بلند کند. نمیدانم این چطوری فردا میخواهد جواب خدا را بدهد. چطوری میخواهد فشار قبر را تحمل بکند. کسی که بتواند یک نفر را بزند خیلی حرف است. ما خدا شاهد است در جبهه در عملیاتها آن زمانهایی هم که باید شلیک میکردیم، همه تلاشمان این بود که کسی کشته نشود. آنها وحشیانه میکشتند ولی ما یک موقعی میرسیدیم جایی که باید میزدیم. تا میرفتیم خط را میشکستیم، همه تلاشمان این بود که تا میشود کسی کشته نشود.
حتی نسبت به دشمنمان هم دلمان نمیآمد کسی را بکشیم. کسی که برادرانمان را کشته بود این کار را نمیکردیم. تمام دقتمان ما همان موقع هم مراقب بودیم که اگر الان داریم تیراندازی میکنیم، یکطوری بزنیم که اگر در دیدرسمان هست به پایشان بزنیم که آنها فقط کسی را نزنند، کسی را نکشند. حالا من نمیدانم چطوری میشود که یک نفر میتواند دست روی یک نفر بلند کند و کسی را بزند. خیلی خطرناک است. خیلی این آدم باید خودش را اصلاح بکند. این خیلی به جهنم و به عذاب الهی و به نفرین امام خیلی این آدم نزدیک است. یک کسی که میتواند یک کسی را بزند قطعاً مشمول نفرین میشود. قطعاً نکبت دنیا و آخرت سراغش میآید.
محسنین و بخشش الهی
یک ذره توضیح بدهیم که این محسن یعنی چی که خدا میگوید من محسن را میبخشم. محسن یعنی آدمهای خوب و مهربان. چرا میگوید اینها را میبخشم اینها که بخشیدنی هستند؟ یک ظرافتی در این هست. مسأله مسأله یک ارتباط متقابل است. یعنی در بین دوستان حضرت یک عده هستند آدمهای مظلوم و مهربان و نرمی هستند. آدمهای خشنی نیستند. دلشان نمیآید به کسی تعدی و تجاوز و ظلم بکنند. اینها محسن هستند. پس چه چیزی را خدا میبخشد اینها که محسن هستند؟ میگوید اگر کسی در حق این محسنین ظلم کرد، یک کسی یکی از این دوستان من را اذیت کرد، به خاطر اینکه مظلوم واقع شده، خداوند گناهان دیگرش را هم میبخشد.
این یادتان نرود. خیلی وقتها آدم مظلوم واقع میشود و نمیتواند هم کاری بکند. یعنی کاری از دستش واقعاً برنمیآید. اگر همسرش است بخواهد همان ظلم را انجام بدهد، همان کاری که آن کرد انجام بدهد، همان حرفی که آن زد بزند، زندگی متلاشی میشود و شیطان خوشحال میشود. در حالی که پیامبر فرمود اگر حق با شما هست جنگ را ادامه ندهید. اگر حق با شما بود حرف را ادامه ندادید، من شما را شفاعت میکنم و سه خانه در بهشت برای شما تضمین میکنم در سه جای بهشت. ولی اگر حتی حق با شماست بگومگو را ادامه بدهید، من پیغمبر این آدم را دیگر شفاعت نمیکنم.
بگومگو اینقدر کار کثیف و زشتی است که پیامبر میفرماید شرابخوار و زناکار و قاتل و دزد را من روز قیامت شفاعت میکنم ولی چند گناه است که گناهان اخلاقی است که اصلاً قابل گذشت نیست. یکی سبک شمردن نماز است که خیلی بیادبی و وقاحت دارد که آدم خدا صدایش بکند و به سراغ نماز نرود و بنشیند کارهای دیگر را انجام بدهد. این خیلی کار وحشتناکی است. خدا بگوید بیا (حی)، انسان برود به کار دیگر بپردازد. خیلی این کار وقاحت میخواهد. قساوت قلب شدیدی میخواهد که یک کسی اذان میگویند به روی خودش اصلاً نیاورد. انگار کر است و نمیشنود که خدا دارد صدایش میکند. دوباره همان کارهای روزمره خودش را ادامه میدهد چون بیادبیاش خیلی زیاد است.
پیامبر میفرماید این آدم خیلی وقیح و بیادب است من شفاعت نمیکنم. یکی هم کسی که بگومگو میکند. باطن بگومگو آنقدر خطرناک است در زندگی آدمها، آنقدر ریخت باطنی آدم را به هم میریزد، باطن انسان را زشت میکند که پیامبر میفرماید آدمهایی که اهل بحث و بگومگو و جدل هستند اصلاً شفاعت نمیکنم. لذا این شخص مظلوم واقع میشود. آدم محسن آدمی نیست که اهل بگومگو باشد. دوست دارد زود بحث تمام شود. خیلی یک چیزی را کش نمیدهد. غیر از این است که کسی همهاش گیر بدهد و قهر بکند و غر بزند و نق بزند و مچ بگیرد و برای هر کاری که همسرش یا فرزندانش انجام میدهند میخواهد به همه تذکری بدهد. معلم همه بشود. برای همه استاد بشود. این خیلی حالت بدی است.
همهاش میخواهد از دیگران غلط بگیرد. آدم ده تا غلط که میبیند یکبار باید بگوید نه اینکه هر دفعه، هی مچ بگیرد، نق بزند، غر بزند، تذکر بدهد. محسن مظلوم واقع میشود. یعنی میتواند خشن باشد. میتواند بزند. مرد خانه است. میتواند یکدفعه دست بلند کند. زن خانه است. میتواند خشونت داشته باشد اما میگوید زندگیام خراب میشود. بچه است. زورش به پدر و مادر نمیرسد. چکار کند؟ یک پدر و مادر نادان بیرحم دارد که راحت به بچهها را ظلم میکنند. بین بچهها فرق میگذارند. در خدمات فرق میگذارند. در محبت فرق میگذارند. اذیت میکنند. نیش میزنند.
سر بچهها عقدههای خودشان را که از بیرون دارند تخلیه میکنند سر همسر و فرزندانشان. این بچه چکار کند در مقابل یک پدر و مادر زورگو. همسرش است. الان نه پدر و مادر دارد. در شهرستان است. تنهاست. پدر و مادرش مردند. پشت و پناهی ندارد. کسی را ندارد. حالا یک شوهر نفهم و عقدهای و روانی پیدا کرده که دائماً این بیکس بودن این و پدر و مادر نداشتن و تنها بودنش را به رخش میکشد و در سرش میزند. این کار خیلی خشن است. ما فکر میکنیم خشونت مثل همین داعشیها که سر میبرند و آدم میکشند. این کارها خیلی خشنتر است.
او اگر دارد سر آدم را میبرد آدم در آن لحظه احساس عزت و قدرت دارد و دارد شهید میشود ولی یک کسی که انسان شخصیت یک نفر را له بکند و دائماً در سر یک نفر بزند، تحقیرش بکند، از او ایراد بگیرد و مچش را بگیرد و کوچکش بکند، به مراتب از قتل بالاتر است. محسن نمیخواهد اینطوری بشود. آن کسی که مقصر نیست حالا گیر یک آدم اینطوری افتاده چکار کند؟ خدا میگوید غصه نخورید. شما گناهان دیگری هم که کردید من آن گناهانتان را هم میبخشم. الان که گناهی ندارید. ما اگر یک حرف مفت و زور و بیادبانه میشنویم خدا با ما مفت تمام نمیکند.
یک زنی که ۵ سال ۱۰ سال دارد از شوهرش حرف مفت میشنود، این پاک پاک میشود. درجات آخرتی خوبی پیدا میکند. فکر نکند که حالا اگر حرف شنید پایش مفت تمام شده. نه، به تو فحش دادند نوش جانت، برایت ذخیره میشود. خیلی احساس بدبختی و مظلومیت و اینکه حالا چرا من فحش شنیدم نکنید. پدرت بدجنس بوده، مادرت بدجنس بوده، در حقت ظلم کردند. این ظلمها برای انسان ذخیره است. مثل فقر میماند. چطور خداوند میگوید بعضی از بندگان من در یک شرائط فقیرانه قرار میگیرند، من قیامت از آنها معذرتخواهی میکنم. میگویم شما در دنیا که بودید در کشور و مملکت من که بودید اذیت شدید من از شما معذرت میخواهم و برایتان جبران میکنم.
حالا یک کسی هم گرفتار یک پدر و مادر، گرفتار یک محیط بد، گرفتار آدمهای بد، آدمهای ظالم، یک مادرشوهر بدجنس، پدرشوهر بدجنس، مادرزن بدجنس، پدرزن بدجنس میشود. کاری هم نمیشود کرد. باجناق است. نمیشود کاری کرد. نمیشود که زندگی خواهرخانم و زندگی خودمان و زندگی همه را به هم بزنیم چون میخواهیم با باجناقمان کلکل بکنیم. نمیشود کاری کرد. رئیس است. اگر من بخواهم حرف بزنم اخراجم میکند. رئیس هست. نیروی زیردستش دارد به او ظلم میکند.
ما خیلی وقتها نیروهای زیردست میبینیم به رؤسای خودشان دروغ میگویند، تهمت میزنند، بیادبی میکنند، غیبت میکنند. او هم مهربان است. میگوید حالا من اگر این را بخواهم اخراج کنم، با او مقابله کنم، ضعیف است. میگوید حالا من به حرمت زن و بچهاش باید به این برسم. حالا این خودش اینقدر بیشعور و نادان است ولی زن و بچهاش چه گناهی کردند. رئیس گاهی وقتها باید تحمل کند و حوصله داشته باشد ولی مظلوم واقع میشود. خدا میگوید هر کس که مظلوم واقع بشود، آدم خوبی که کسی در حقش ظلم میکند، من تمام این ظلمها را جبران میکنم. گناهان دیگر کرده، گناهانش بخشیده میشود. پس چیزی مفت نیست. همانطور که قبلاً گفتم هیچ مصیبتی برای ما مفت نیست.
هیچ مشکلی در مشکلات زندگی ما مفت تمام نمیشود که کسی بگوید من چقدر بدبخت هستم. نه، مشکلات زندگی ذخیره درجات آخرتی انسان است. یک کسی که در زندگی مشکلات داشته، مریضی داشته، آدم بدجنس و گرفتاری داشته، بدبیاری داشته، مشکلات مالی داشته، روز قیامت چه کسانی ثروتمندتر هستند؟ آنها که در دنیا زحمت بیشتری کشیدند، مشکلات بیشتری داشتند، حرف بد بیشتر شنیدند، تحقیر شدند، کتک خوردند، به آنها ظلم شده. اینها ثروتمندان آخرت هستند. ثروتمندان ابدیت هستند. البته این به این معنا نیست که ما تن به ظلم بدهیم، زیر بار ظلم برویم. منظورم این نیست.
منظور این هست که یک جاهایی کاری از دست ما بر نمیآید که جلوی ظلم را بگیریم. حالا اگر به ما ظلم شد، خدا میگوید نگران نباشید. اینها همه برایتان ذخیره است. گناهانتان که آمرزیده میشود، برایتان درجات آخرتی دارد. بنابراین احساس بدبختی و بیچارگی و من بروم خودم را بکشم و آرزوی مرگ میکنم از این حرفها نه، ذخیره است. به پیغمبرش هم فحش میدادند، اذیت میکردند و انبیاء را کتک میزدند. پیغمبر را کتک نزدند؟ فحش ندادند؟ ائمه را نمیزدند؟ فحش نمیدادند؟ ائمه را نکشتند؟ ما هم پیروان آنها هستیم.
لذا محسن هیچ وقت آدم خوب نمیبازد. هیچ وقت نمیگوید بشکند این دست که نمک ندارد. نمکنشناسی کرده. تو چرا پشیمان میشوی از خوب بودن خودت، از اینکه شبیه خدا هستی ناراحت هستی، از اینکه کینهای نیستی ناراحت هستی، حتی از اینکه دیگران سوءاستفاده کنند ناراحت هستی. حالا بگذار سوءاستفاده کنند. مگر از خدا سوءاستفاده نمیکنند؟ مگر از پیغمبر سوءاستفاده نمیکردند؟ پیغمبر برایش مهم نبود که از او سوءاستفاده میکنند یا نه. پیغمبر شبیه خدا بودن برایش مهم بود. ما یک موقعهایی میخواهیم نگذاریم کسی سوءاستفاده کند، بدجنس میشویم. روحیه خودمان خراب میشود. یک موقع میخواهیم با آدم بد مبارزه کنیم، حال خودمان را خراب میکنیم.
لذا حضرت فرمود اگر حق با تو هم هست کوتاه بیا. بیخود خودت را آلوده نکن. چیزی هم از دستت نرفته. فحشهای دیگران ما را کوچک نمیکند. زینب کبری(س) آن همه شکنجه، بچههایش، برادرزادههایش، برادرهایش را کشتند. جلویش تکهتکه کردند. خودش را هم به اسارت بردند با تحقیر و توهین با کتک با فحاشی، دائماً ایشان را زدند. ولی زیرک است. میگوید: «و ما رأیت إلا جمیلا» همه این کتکها و توهینها را جمع کرد، نورانیت و مقام و عزت و قرب به خداوند کرد. خیلی قشنگ است. این جمله در زیارت حضرات معصومین میخوانیم که من شهادت میدهم که شما هر اذیتی شدید به حساب خدا گذاشتید. به حساب خدا بگذار دیگر پشیمانی ندارد.
چرا میخواهیم خودمان انتقام بگیریم؟ خودمان جنگ کنیم؟ خودمان دشمنی راه بیاندازیم؟ خدایا در مملکت تو اینها سرم آمده. خدایا داشته باش. خدا هم میگوید دارم. پس دیگر جنگ چیست؟ درگیری و خشونت و بدجنسی و مچ گرفتن چیست؟ ائمه چکار میکردند؟ به حساب خدا میگذاشتند. خیلی خوب است که آدم با خدا اینقدر رفیق و دوست باشد و خدا و آخرت را باور کند و بداند که این عمر ما یک لحظه است. قرآن میگوید وقتی اینها به قیامت میروند به اینها میگوییم چقدر زندگی کردید؟ میگویند یک ساعت ما در دنیا بودیم. یک روز، نصف روز، بیشتر از این نه. یک سایه است میگذرد.
الان شما به همه کسانی که پیر شدند به آنها بگویید که چطوری بود؟ پیر هم نه، جوانها آنها که ۲۰ سال ۳۰ سال دارند. هر کس گذشته خودش را نگاه کند میبیند که مثل برق گذشته. بقیهاش هم اینطوری میگذرد و آدم به زودی وارد برزخ میشود. خیلی بد است آدم این دو روز را بیصبری و بیطاقتی بکند. تکلیف مظلومها مشخص شد. شما اگر یک کسی از دوستان امام رضا به شما بدی کرد، یکی از بچههای امام رضا به شما بدی کرد چکار میکنی؟ اصلاً ما اگر در حالتهای عادی اگر یکجا برویم خانوادگی، مثلاً بچه باجناق ما بیادبی بکند ما بلند میشویم جلوی باجناق بچه را میزنیم یا نه؟ نه، ما اگر خود باجناق هم بخواهد بزند میگوییم ولش کن.
برو به امام رضا بگو امام رضا این دوستان تو من را زدند، اذیت کردند. به حساب امام رضا بگذار. مگر نمیگویند اگر بچه کاری کرد خسارت را از ولی او بگیرید. ولی همه ما هم امام رضاست. خوب است طرف حساب ما آدمهای بدجنسی نیستند. آدمهایی نیستند که زیر حرفشان بزنند. پس جنگ را هیچ وقت ادامه ندهید. جر و بحث خیلی زشت است. خیلی بد است. قیل و قال خیلی بد است. ما باید در خانههایمان ماهها و سالها بگذرد هیچ حرف بد و زشت و تندی بین اعضای خانواده رد و بدل نشود. ما باید تلاشمان اینطوری باشد.
ریشهیابی و درمان بداخلاقی
ببینیم منشأ اینکه ما بدجنس و بداخلاق و تند و درنده هستیم از همه اینها گناه زودرنجی خیلی بالاتر است. زودرنجی یک وحشیگری هست که در قالب مظلومیت است. یعنی شخص یک آدم ننر و لوسی است که مینشیند گریه میکند که به من اینطوری گفتند ولی آدم وحشی است. مثل حسود میماند. حسود از هر وحشی وحشیتر است. از هر ظالمی ظالمتر است ولی ظاهرش مظلوم است. حضرت میفرماید شبیهترین ظالمها به مظلوم حسود است. ما سراغ خودمان برویم. اگر من اینطوری هستم چرا اینطوری هستم.
ریشه این حالتی که من نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم، هر دفعه یکدفعه دندان در میآورم، دندانم تیز میشود، پشمالو میشوم، چنگ در میآورم، میزنم در سر و صورت پدر و مادر خودم و همسرم و فرزندانم و دوستان و اطرافیان، چطوری میشود یکدفعه من اینطوری میشوم. اگر آدم نتواند اینها را از وجودش بکند فقط یکجا درمان دارد آن هم در جهنم است. درمانش هم خیلی طولانی است. فرمود برای یک گناه صد سال طول میکشد که یک گناهی که انسان توبه نکرده آنجا ببرد ولی اخلاق صد سال نیست. امام فرمود چند قرن آخرتی طول میکشد تا یک بداخلاقی از وجود آدم کنده شود. خیلی خطرناک است.
زودتر بکنید. تلاش کنید. انسان باید جدیت داشته باشد در برخورد با خودش. یعنی یک فهرستی از بداخلاقیهای خودش در بیاورد. ببیند کجاها ناآرام میشود. کجاها شادیاش به خطر میافتد. هر جا میبینید شادیتان به خطر میافتد زود بگو اینجا چرا من ناشاد شدم. چرا غمگین شدم؟ الان چرا حالم گرفته شد؟ اگر حالت گرفته شد و غمگین شدی ببین مقصری یا نه. اگر مظلومی خوش به حالت، خوشحال بشو دیگر غمت را کنار بگذار. اگر ظالمی ما بسیاری از موارد که غمگین میشویم مجرم هستیم که غمگین میشویم. بدجنس هستیم که غمگین میشویم و به ما برمیخورد.
حسود و بداخلاق و بدبین هستیم که به ما برمیخورد. ببینیم چرا به ما فلان چیز برخورد. چون حالت طبیعی یک مؤمن حضرت فرمود: «المؤمن دائمٌ نشاطه» مؤمن نشاطش دائمی است. یعنی آدمی است که همیشه بانشاط است. اگر یکجایی نشاطش به هم ریخت ببین چرا به هم ریخته. اگر در اثر بداخلاقیها و ضعفها و انتظارات و توقعات بیجای خودت هست برو اینها را درمان کند. والله اگر با این حالت انسان بمیرد و به برزخ برود دیگر به راحتی حالا حالاها از آنطرف برزخ سالم در نمیآید. باید برود در جهنم بسوزد تا اینها درست شود.
چون بهشتت جای سالمهاست. (دار السلام) است. آدم مریض را راه نمیدهند. بهشت مثل دنیا میماند. یک جنین اگر از رحم مادر مریض به دنیا بیاید دنیا دیگر قبول ندارد. دنیا فقط با کسانی راه میآید که سالم باشند. سالم نباشید باید درد را تحمل کنی. سیستم بهشت مثل سیستم دنیاست. کاملاً ریاضی و قانونمند و تعریف شده است. پارتیبازی و جون من و مرگ من ندارد. یک سیستم کاملاً ریاضی است. حسادت و بداخلاقی و زودرنجی و حساسیت و غرور و بدبینی ببری گرفتار هستی. پس خودت درمان کن. فهمش هم کار سختی نیست. خیلی راحت است.
از صبح تا غروب یک قلم و کاغذ بردارید. اینکه میگویند از ما ائمه از شیعیان ما نیست کسی که خودش را محاسبه نکند. یک قلم و کاغذ داشته باش. روی موبایل، روی تبلت، روی کامپیوتر، روی دستت یکجا بنویس که من امروز اینجاها من ناراحت شدم، چرا؟ اینجاها به من برخورد، چرا؟ ببین شاید تو ضعف داری که به تو برمیخورد. واقعاً این کاری که به من برخورد حق من بود که به من بربخورد یا نه من آدمی هستم که آنقدر نخوت و تکبر و گندگی دارم که هر کس هر کاری میکند به من برمیخورد. یک آمار از بداخلاقیهای پدر و مادرتان در بیاورید.
بگو مادر من این عیبها را دارد. پدر من این عیبها را دارد. شاید ژنتیکی یک چیزهایی به من رسیده باشد. اگر ژنتیکی رسیده باشد اینطور نیست که آدم نتواند درمان کند. ژنتیکی هم رسیده باشد آدم میتواند درمان کند. آدم وراثتها را کاملاً میتواند از بین ببرد. اینطور نیست که بگوید ارثی است نمیشود کاری کرد. نه میشود کاری کرد. پدرم آدم حسودی، بداخلاقی، مغروری، بدبینی، بیظرفیت و متکبری است. شاید من هم داشته باشم. شاید من هم از پدر و مادرم بداخلاقی خلق غیب را یاد گرفتم. در ذاتم بوده. فهرست خیلی راحت در میآید. اینها را ما اول باید بررسی کنیم.
یعنی باید واقعاً آدم عنایت داشته باشد به نفس خودش. باید با خودش ور برود. باید یقه خودش را بگیرد تا دیر نشده به داد خودش برسد. این را که میگویم در بحث غم و شادی کاملتر گفتم. حتماً این کار را بکنید. به خودتان رحم کنید. ببینید کجاها خوشحال میشوید و کجاها غمگین. بعد هم تحلیلهایش را بنویسید. از این چیز خوشم آمد برای چه خوشم آمد، و از این کار بدم آمد چرا بدم آمد. اینجا عصبانی شدم چرا، اینجا تیز و تند شدم چرا، اینجا طرف مقابلم را دریدم چرا، اینجا به من برخورد چرا، اینجا حال پدر و مادرم را گرفتم چرا، همه چراها را باید بگوید چون اگر خودت را درمان نکنی همینطوری ولش کنی ما این هستیم.
گاهی وقتها من میبینم در روابط همسران مرد اینطوری هست. مرد میگوید همین که هست من درست بشو نیستم. نمیخواهم خودم را اصلاح کنم. به هیچ معلم و مشاور و هیچ کسی هم نیاز ندارم. این مریضی است که خودش هم واقف نیست که چه مرگش است. ما باید یقه خودمان را بگیریم. این مسأله باید خیلی برایمان مهم باشد که من اگر اینطوری هستم چرا اینطوری هستم؟ چرا روحیه من اینطوری است؟ چرا من بقیه را کوچک و ریز میبینم خودم را بزرگ میبینم؟ خودشیفته هستم این ناشی از چیست؟
یکسره ما باید این سؤالات را از خودمان بکنیم و دنبال جوابش باشیم. قلم و کاغذ باید دستمان باشد. یک کاغذی را در خانه بچسبان. دفتری داری، برگهای داری، سررسیدی داری، یکجا بنویس. چند بار با خودت این خلوتها را بکن. شب که میخواهی بخوابی این خلوتها را بکن. بنشین بنویس من امروز ده جا اینطوری شدم. فرمایش علی(ع) فرمود: «الحُزنُ مَرَضٌ النَّفس» اگر کسی دردش بیاید خودش میفهمد که بدن طبیعی نیست پیش دکتر میرود. اگر یکجایی غم در دلتان آمد بدانید این غم مریضی است و میتواند جهنمساز بشود. غم یک چیز صرفاً طبیعی نیست. حق نداریم غمگین باشیم سر هر چیزی در زندگی ما بنشینیم غصه بخوریم. حق نداریم اینطوری باشیم.
اگر غصه خوردی هم دنیایت را خراب میکنی هم فشار قبر داری. چطور گفتن برای هر بار عصبانیت حجم زیادی فشار قبر برای ما ذخیره میشود. برای هر بار غم بیهوده فشار قبر ذخیره میشود. پس باید آدم به خودش بیاید و برود به سمت شادی و آرامش. اگر یک کسی واقعاً خودش خانواده آسمانیاش را دوست دارد باید دشمنهای غم و شادیاش را از بین ببرد. هر چقدر توجه انسان به خودش، عنایت خودش به خودش بیشتر میشود حجم شادیها و آرامشها و معنویتش بیشتر میشود. این علامت این است که ما داریم بهبود پیدا میکنیم. اما اگر ببینم وقتی ۳۰ سال داشتم اینطوری بودم الان که ۴۰ سال دارم بدتر هستم پس این سرطان بدتر از هزار هزار سرطان است چون این ریشهاش میماند. جهنم فقط میتواند درش بیاورد. نگذاریم کار به آنجا بکشد. خودمان به فکر باشیم.
خدایا به حق محمد و آل محمد ما را مشمول مغفرت و رحمت خودت قرار بده. خدایا به حق محمد و آل محمد ریشه همه اخلاق فاسد را از ما برکن. خدایا به حق محمد و آل محمد قرب به اهل بیت و خودت را نصیب ما بفرما. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.