خانواده آسمانی – جلسه 301

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر به این فرمایش امام(ع) رسید که (وَ لا یَشتَغِلُ أنفُسَهُم بِتَمضیغِ بَعضِهِم بَعضا) به دریدن یکدیگر اشتغال نداشته باشید بحث مفصلی را در جلسات گذشته تقدیم کردیم امروز میخواهیم ببینیم که بعضی از آثار عداوت چیست چه چیزهایی نصیب ما میشود در دشمنی کردن و مشاجرات. قبلاً هم مطالبی عرض کردیم امروز هم این را ادامه میدهیم فرمایشات خیلی بلند است آنچه که میتواند به ما کمک کند که تأثیر این فرمایشات در قلب ما ماندگار بشود این هست که توجه کنیم پدران آسمانی ما دارند با ما سخن میگویند و ما هر لحظه در محضر آنها هستیم. کلمات ما، سخنان ما، لبخندها و گریههای ما، مشاجرات ما، شیرینیها و تلخیهای ما همه در محضر آنها دارد اتفاق میافتد.

عواقب دشمنی و مشاجره

امام صادق(ع) میفرماید که (مَن زَرَعَ العَداوَۀَ حَسَدَ ما بَذَر) هر کس که دشمنی بکارد آنچه را که کاشته درو میکند. این خیلی عمیق هست در یک فرمایشی هم که ایشان به صورت فارسی بیان کردن برای ایرانیها که خدمتشان رسیده بودند شاید فرصت کم بوده حضرت میخواسته بهترین کلام را به آنها بگوید در یک جمله فرمود هر چه بکاری همان میدروی این خیلی معنادار هست هم در دنیا و هم در آخرت این قاعده هست که انسان هر چه که بکارد همان را برداشت میکند. اگر دشمنی بکارد دشمنیها در دنیا دشمنی میاورد کینهها و مشاجرات بیمهری و بیمحبتی میاورد من خیلی وقتها به عزیزان عرض میکنم در روایت هم داریم حتی اگر حق با شما هم بود جر و بحث نکنید و مراء نداشته باشید که اگر کسی این کار را بکند از شفاعت من محروم میشود. مراء و گفتگو چه برسد به مخاصمه و مشاجره، همین گفتگویی که افراد میکنند دهان به دهان هم میگذارند اینقدر این کار زشت است که حضرت میفرماید من آنهایی که گناه کبیره میکنند را شفاعت میکنم اما کسی که اهل مشاجره است او را شفاعت نمیکنم خیلی این حرف عمیق است که این را باید ترک کرد. حالا شما فکر کنید یک کسی از دهان به دهان شدن و مراء کردن بیاید به سمت مخاصمه و دشمنی کردن یعنی مراء آثاری برای قلب انسان دارد که این قلب از نظر معصوم دیگر به درد نمیخورد. آدمهای دعوایی آدمهایی که روح تخاصم دارند در جلسات بعد میرسیم به این مسأله که چرا این قلبها و این شخصیتها از چشم معصوم میافتند در واقع مخاصمه و جدال مراء و قیل و قال کاری با قلب انسان میکند که مظهر خدا معصوم از انسان ناامید میشود. حالا شخص در برزخ هم گرفتاریهایی داشته قطعاً عذاب دارد آدمی که اهل مشاجره و مخاصمه است و این عذاب تمام شدنی نیست تا قیامت، قیامت هم که امید هست شخص نجات پیدا کند و شفاعت بشود حضرت میگوید من شفاعت نمیکنم. حالا شما ببینید وقتی که قیل و قال یک همچین کاری با دل انسان میکند مشاجره دهان به دهان گذاشتن یک همچین کاری با شخصیت و باطن انسان انجام میدهد مشاجرات و مخاصمات قطعاً انسان را از چشم خدا و از چشم معصومین(ع) میاندازد.

تأثیر مشاجره بر روابط خانوادگی

برای همین ما باید به شدت بترسیم از این خصوصیت وحشت زده باشیم که مبادا اهل این کار باشیم و این روحیه خیلی خطرناک و زشت به سراغ ما بیاید این مسأله را میخواستم عرض کنم اینها را مقدمه قرار دادم برای اینکه انسان در روابطی هم که با دیگران دارد باید دقت کند آن حالت از چشم افتادن در روابط با دیگران هم اتفاق میافتد. یعنی دوتا همسر، همسران، پدر و مادران با فرزندان، خواهر و برادران با یکدیگر، دوستان با یکدیگر وقتی که به مشاجره میپردازند این مشاجره قطعاً در روابط عاطفی اینها تأثیر میگذارد به مرور زمان سردی، سستی و جهنم در روابط آنها ایجاد میکند. لذا یک کسی که مثلاً میخواهد رابطهاش با همسرش عمیق و خوب بماند یک کسی که میخواهد رابطهاش با فرزندش عاطفی و خوب و سالم بماند باید حواسش جمع باشد که نباید با فرزندش قیل و قال راه بیاندازد نباید کار را به جایی برساند که مبادا به مشاجره بین او و فرزندانش بیانجامد چون این چند نوع گرفتاری و عذاب را ایجاد میکند. خدا رحمت کند شهید محراب حضرت آیت الله اشرفی اصفهانی من چندین بار خدمت این بزرگوار رسیده بودم مرد بسیار اخلاقی و دوست داشتنی بود وقتی که به شهادت رسید اعضای خانوادهشان میگفتند که ایشان حتی یک موقعهایی که فرزندانش آمادگی نداشتند که دستوری را اجرا کنند کاری را در منزل انجام بدهند به آنها کاری را نمیسپرد. میگفت چون اینها الان آمادگی قلبی ندارند من در این موقعیت که این آمادگی ندارد اگر این دستور را بدهم او ممکن است در قلبش ناراحت بشود نه اینکه انجام ندهد در قلبش نسبت به این دستور ناراحت بشود و مبادا مورد غضب خداوند قرار بگیرد اینقدر اینها احتیاط میکردند. حالا شما این را نگاه کنید ملاحظه یک مرد بهشتی نسبت به فرزندان خودش با برخورد زشت بعضی از ما با فرزندانمان که کار به قیل و قال و مشاجره و دهان به دهان گذاشتن و داد و فریاد میکشد مادر آگاه پدر آگاه از آنها نمیگویم مهمتر، از یک جهتی اهمیتش بیشتر هست. فرزندان مؤمن و فهمیده باید خیلی دقت بکنند همسران آگاه و فهمیده باید این دقت را بکنند که در روابطشان بدانند که هیچ نتیجهای از قیل و قال و مشاجرات نمیبرند که حالا بعد روایتش را عرض خواهم کرد و فقط آنچه که میدروند و برداشت میکنند جهنم است سردی روابط هست که دودش در چشم خود انسان میرود.

حفظ جایگاه و محبوبیت از طریق مهربانی

یک مرد قلدر یک مرد بداخلاق یک مرد مستبد یک مرد وراج و دهانباز یا یک زن اینگونه جز اینکه سلطنتش را در دل همسرش از دست میدهد و روابط آنها اگر هم به مشکلات برنخورد به طلاق عاطفی به سردی میانجامد این را اگر انسان بفهمد میبیند چقدر خودش ضرر میکند. یعنی اگر انسان سود خودش را هم بخواهد هرگز این کار را نمیکند و عجیب است که شیطان یک حماقت به این بزرگی را به همه تحمیل میکند یعنی گاهی وقتها خانمها برای اینکه بتوانند موقعیتشان و محبوبیتشان را نزد همسرانشان حفظ کنند یا بچهها برای اینکه بتوانند در رقابت با فرزندان دیگر و خواهر و برادرشان، موقعیتشان را بین پدر و مادر حفظ کنند. یا مردها گاهی وقتها برای اینکه بتوانند جایگاه خودشان را حفظ کنند کاری میکنند که جایگاهشان متزلزلتر میشود روش حفظ شخصیت، جایگاه و محبوبیت، مشاجرات، دعوا و درگیری، قیل و قال و سرد کردن روابط نیست اینها هیچ کدام برای انسان نتیجهبخش نیست به نفع انسان تمام نمیشود اینها همهاش به ضرر ماست. بنابراین اگر انسان این را خوب متوجه باشد هیچ وقت علیه خودش عمل نمیکند اول از این دعوا و درگیری و قیل و قال و مشاجرات برای این هست که من خودم را ثابت کنم و موقعیت خودم را تثبیت کنم محبوبیت خودم را تثبیت کنم و جا بیاندازم که این اتفاق نمیافتد پس اصلاً نتیجهای ندارد. مضافاً اینکه این کار جز اینکه تنفر در دل طرف مقابل ایجاد میکند کار دیگری نیست انسانی که با قیل و قال با دعوا و درگیری، با بحث و جدل میخواهد محبوبیت یا موقعیتش را حفظ بکند حتماً به منفوریت میرسد یعنی درست نتیجه عکس میگیرد. فقط یک راه وجود دارد برای اینکه انسان در صحبتها و مذاکرات، سخن گفتنی که دارد با همسرش، فرزندانش، دوستانش، همکارانش که موقعیت و محبوبیتش حفظ شود دوست داشتنیتر شود این هست که با مهربانی و با متانت و با اخلاق و با گذشت سخن بگوید اینطوری هست که همیشه انسان دوستداشتنی میماند. اما اگر فکر کند که اگر ابروهایش را گره بزند صدایش را کلفت بکند صدایش را بالا ببرد و قهر بکند غر بزند نق بزند دریدهگی داشته باشد میتواند موقعیتش را حفظ بکند این یک امر محالی است این اتفاق هیچ وقت نمیافتد این را معصوم دارد از خلقت خبر میدهد دارد قوانین خلقت را میگوید. اگر معصوم به ما بگوید 4= 2×2 یک چیز بدیهی است همانطور که 4= 2×2 یک قانون خلقت است معصومین از قوانینی سخن میگویند که ما این قوانین را خوب درک نکردیم ولی آنها هم مثل 4= 2×2 است هیچ فرقی نمیکند. همانطور که H2O آب میشود به همین بداهت که آب در صد درجه به جوش میاید به همین بداهت هیچ وقت انسان با قیل و قال، دهان به دهان گذاشتن با بحث و قهر کردن با غر زدن با مچ گرفتن با ایراد گرفتن نمیتواند موقعیت خودش را تثبیت کند فقط به منفوریتش اضافه میشود فقط از چشم طرف مقابل میافتد این نتیجهای که در دنیا میخواهیم ندارد. مضافاً اینکه آتش نفرت شعلهور میشود جهنم ایجاد میشود تلخیهایش به خود انسان میرسد آتشی که انسان برافروخته خودش، آبرویش، و زندگیاش را میسوزاند این از دنیا، آخرت هم که عذاب خاص خودش را دارد جهنم خودش را دارد.

خسران دنیا و آخرت

بنابراین خیلی حماقت است که انسان وارد یک همچین جهنمی بشود دنیا و آخرت را به آتش بکشد بنابراین حضرت میگوید یک همچین آدمی که نه دنیا میگذارد برای خودش و دیگران و نه آخرت، این از چشم ما هم افتاده این آدم هیچی ندارد این دیگر نماز و کارهای دیگرش هم به دادش نمیرسد میگوید من این را شفاعت نمیکنم. آدمی که روح مشاجره و قیل و قال و دعوا و قهر کردن، زودرنجی و حساسیت دارد این آدم آدمی هست که شخصیت ندارد آدمی هست که به راحتی از چشم معصوم و خداوند میافتد این آدم چون کوچک هست به عصبانیت و به نفرت میرسد. (مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که گریه میکند بر دنیا داخل آتش میشود کسی که اهل قیل و قال و مشاجره است کسی که اهل دعوا و خصومت هست یعنی دنیا به او فشار آورده یعنی شخصیتش آنقدر کوچک و بیارزش هست که دنیا با این پستی توانسته روی شخصیت این اثر بگذارد. و مؤمن باید شخصیتش از دنیا بزرگتر باشد که گریه نکند بر دنیا و حوادث دنیا، کوچک و له و تحقیر نشود اگر له نشد آن موقع است که قیل و قال هم نمیکند همیشه این را بدانید مراء، قیل و قال، دعوا، جر و بحث، خصومت، خشونت، سرزنش کردن دیگران، مچ دیگران را گرفتن، ایرادگیری، بهانهگیری، مال آدمهای کوچک هست. مال آدمهایی هست که مثل یک کاغذ که در مقابل آتش قرار میگیرند خیلی زود میسوزند و نابود میشوند پس اگر چیزی در زندگی برای ما تلخی پیش آمد و ناراحتمان کرد اگر نگرانمان کرد اگر اتفاقی افتاد نباید بسوزیم. خود آن اتفاق برای مشکلات ما کافی هست ما هم آتش دنیا را درو میکنیم و هم آتش آخرت را، هم بدبختی و نکبت و ضعف اعصاب و حرص و جوش و سوختن دنیا را باید تحمل کنیم و هم آتش آخرت را. علی(ع) فرمایش بلندی در این زمینه دارد میفرماید که (مَن زَرَعَ العُدوان حَسَدَ الخُسران) چقدر این کلمات عظمت دارد و واقعاً آدم میفهمد که غیر از معصوم نمیتواند اینگونه بگوید وقتی که دنیا و آخرت از بین رفت وقتی دنیا و آخرت جهنم شد برای انسان چه میماند این را خسران میگویند خسران یعنی اینکه انسان همه سرمایهاش را از دست بدهد. گاهی افراد به خوشگذرانی به شهوت به فساد میپردازند دنیا را خوش میگذرانند و بعداً به جهنم میرود گناهی میکند و میخندد بعداً به جهنمش هم میرود. (مَن أذنَبَ وَ هُوَ ضاحِک دَخَلَ النّار وَ هُوَ باک) حضرت فرمود کسی که گناه میکند و میخندد در حالی داخل جهنم میشود که دارد گریه میکند. در ازاء خندهها و خوشیهای نابجا گریه هم دارد یک خندیدن باطل گریه حق دارد این خندیده حالا گریه میکند ولی یک کسی که اینقدر احمق است که هم دنیا و هم آخرت گریه میکند دنیا را خوش نمیگذراند آخرت هم خوش نمیگذراند دنیا را جهنم میکند برای خودش و اطرافیانش، آخرت را هم جهنم میکند به این خسران میگویند. انسان به همین فکر بکند که من الان دنیایم را لااقل خراب نکنم من میخواهم که یک چیزی را ثابت کنم میخواهم که یک موقعیتی را تثبیت کنم میخواهم که نگذارم حقم گرفته شود میخواهم که محبوبیتم را حفظ کنم. اما وقتی برای این کار جلو میروم میبینم دارم از روشی استفاده میکنم که این روش کاملاً تنفرانگیز و فسادآور هست و نه تنها انسان به نتیجه نمیرسد هر چه را که میخواسته حفظ بکند ده برابر و صد برابرش را از دست میدهد مضافاً اینکه عذاب آخرت را هم برای خودش ذخیر میکند. چون اضطراب و خشم و گرفتگی و کینه و عداوت باطن انسان را آتش میزند یعنی قلب ساقط میشود همان کلمهای که حضرت آورد کلمه قشنگی است قلب یعنی همه دارایی یک شخص، قلب یا دل همه چیز یک انسان هست در دنیا و آخرت، و شاید طور دیگری بگویم قلب و دل یعنی تنها دارایی یک شخص، این را هم اگر انسان بخواهد ساقطش بکند موقع وفات سالم متولد نمیشود. جنینی که ما در رحم دنیا داریم که باید سالم متولدش بکنیم این قلب و دل ماست دلی که در آن حسادت و بدبینی و کینه و زودرنجی و حساسیت و خودشیفتگی و نفرت وجود دارد این دل ساقط است این دل دیگر ارزشی ندارد (مَن زَرَعَ العُدوان حَسَدَ الخُسران) هر کس دشمنی بکارد خسران را برداشت میکند.

دشمنی با بندگان خدا و عواقب آن

اگر بخواهم این را توضیح بدهم یک فرمایش دیگر از خود وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) را باید خدمتتان بگویم که ببینیم اینها چقدر با هم تناسب دارند و چقدر هم مهم است این روابط ریاضی بین این حالتها با مسأله معاد ما. (بِئسَ الزّاد إلیَ المَعاد العُدوانُ عَلَی العِباد) چه بد توشهای است برای معاد انسان دشمنی با بندگان خدا کردن گاهی وقتها انسان با کسی که خصومت دارد با کسی که نسبت به او بدجنسی کرده با کسی که بد انسان را میخواهد با کسی که نسبت به انسان حسادت دارد. یک لحظه فکر بکند شاید حق با خود او باشد شاید او نسبت به این دشمنی که دارد با من میکند اگر من هم جای او بودم این کار را میکردم انسان حتی برای دشمنش هم نمیتواند به راحتی بد بخواهد برای یک کسی هم که با تو بد است نمیشود بد بخواهی. چه برسد با کسی که همسرت، پدرت، مادرت، خواهر و برادرت، دوستت، همکارت است چه برسد به اینها، میفرماید بد توشهای است برای معاد انسان اینکه انسان با بندگان خدا دشمنی بکند بد برداشتی است اصلاً خوب نیست. لذا هی ذهن ما نباید وقتی میگوییم گناه و معصیت برود سراغ فقط فحشای ظاهری یا گناهان بدنی، بالاتر از هر فحشایی فحشای باطنی است (إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ) خداوند فواحش و زشتیها و بدیها را حرام کرده آنچه که ظاهر است و آنچه که باطن است. اما خدا رحمت کند امام را فرمود جهنم اخلاق بسیار بدتر و طولانیتر از جهنم اعمال هست این جهنم اخلاق خیلی خطرناک است که فرمود اگر انسان با خلق بدی از دنیا برود معلوم نیست چند قرن از قرنهای آخرتی باید در جهنم بسوزد تا این خلق زشت از نفسش پاک شود برزخ انسان پایش را از این دنیا بگذارد سرعتش چند میلیون برابر کم میشود. یعنی چیزی که اینها با ده دقیقه با یک ساعت با یک روز با دو روز با یک ماه تلاش میشود عمل بشود و برداشته شود از نفس انسان، آنجا صدها سال و هزاران سال طول میکشد اینکه حضرت فرمود برای یک گناه انسان صد سال در جهنم میماند. جریان برطرف کردن یک عارضه از نفس انسان کُند است یک گناه انسان کرده صد سال جهنم است ولی خلق اینطوری نیست خلق یک گناه نیست خلق سرطان است خلق یعنی روح انسان اینگونه است یعنی شکل و باطل انسان اینگونه است این خیلی خطرناک میشود. یک موقع است یک کسی زنا کرده دزدی کرده یک کسی مشروبی خورده توبه نکرده و از دنیا رفته ولی یک موقع هست یک کسی اخلاق تولیدکننده نگرانی دارد اخلاق تولیدکننده اضطراب و دلشوره و زودرنجی و حساسیت و عصبانیت دارد اخلاق سرزنش کردن و نیش زدن دارد اخلاق تحقیر کردن دیگران را دارد این دیگر خیلی خطرناک است. اگر انسان به داد خودش نرسد اینهاست که ما باید فکر کنیم که زودتر باید برطرفش کنیم اینهاست که انسان باید از آنها وحشت کند الان میگویند طرف سرطان دارد طرف هزارتا سرطان دیگر دارد هیچ اصلاً نگرانش نیست. بعد به او میگویند تو سرطان معده و روده گرفتی میبینی تمام غم دنیا سرش میاید که من سرطان گرفتم تو سرطانهای خیلی خیلی مهمتر داری مگر این سرطان دنیا چکار میکند اگر سرطان دنیا سراغ انسان آمد خودش کفاره گناهان میشود گناهان پاک میشود خودش چه بسا درجه آخرتی برای انسان باشد نهایت هم یکسال یا دو سال یا پنج سال بعد آدم را میکشد حالا کشت تمام میشود. اما آن سرطانی که در روح انسان هست انسان با این سرطان وارد برزخ بشود با حسادت و بدبینی و تکبر و خودشیفتگی، این خیلی خطرناک است مگر این به راحتی دردش آدم را ول میکند عذابش مگر به این راحتی از انسان در میاید نمیگوید من زناکار، شرابخور، قاتل، دزد را شفاعت نمیکنم اصلاً این حرفها را نمیزنند. ولی معصوم چه میداند از آثار این اخلاقیات روی قلب انسان که وقتی یک نفر اهل قیل و قال و نق زدن و غر زدن و اهل دعواست آمادگی ناراحتی، آمادگی به من برخورد، آمادگی خوشم نیامد، آمادگی دوست ندارم حضرت میگوید من یک همچین آدمی را دیگر شفاعت نمیکنم با دل انسان چکار میکند. (بِئسَ الزّاد) توشه خیلی بدی هست (إلیَ المَعاد) برای معاد انسان (العُدوانُ عَلَی العِباد) دشمنی با بندگان اصلاً چیز خوبی نیست لذا انسان باید روحش را به صلح و آرامش برساند شیطان میاید میگوید چرا او و تو نه. شیطان میاید میگوید مگر زرنگ است بگذار جلویش را بگیرم بگذار مچش را بگیرم بگذار به او بگویم که من خر نیستم بگذار بگویم که سر من را نمیتواند کلاه بگذارد بگذار من خودم را نشان بدهم، همین یک شخصیت توهمی برای انسان ایجاد میکند شما میایی جلوی آسیب دیدن این توهم را بگیرید هزارتا آسیب به خودت و دیگران میزنی.

سادگی مؤمن و زیرکی او

به پیغمبر میگویند چقدر این آدم سادهای است چقدر راحت از کنار بدجنسیها و کلکهای ما رد میشود ما چقدر راحت میتوانیم گولش بزنیم و فریبش بدهیم چقدر ساده است. چند وقت پیش یک کسی آمده بود میگفت من دیگر از دست خودم اعصابم خورد شده، گفتم چیه؟ گفت من کینه از کسی به دل نمیگیرم خیلی راحت اگر کسی به من بدی بکند اگر به من سلام کند دیگر اصلاً فراموش میکنم گفتم برای این ناراحت نشو تو برای این عصبانی باش این حماقت است که انسان از همچین اخلاقی ناراحت است. آنهایی که آدمهای خوبی هستند بزرگانی که زحمت میکشند 15 سال 20 سال یکی از اولیاء خدا که مکرر خدمت امام زمان میرسد میفرمود که من 20 سال 25 سال تلاش کردم که فلان صفت را از خودم بردارم تو این را راحت داری برای چه از آن پشیمان هستی برای پشیمانیات احساس گناه کن نه برای اینکه این اخلاق خوب را داری. این خیلی خوب است که انسان بتواند کینه به دل نگیرد آشغال و زباله و آلودگی در دلش نگه ندارد از اینکه یک همچین آدم خوبی بود ناراحت بود، میگفت میدانید چرا؟ گفتم چرا؟ گفت همه در فامیل به من میگویند چقدر ساده است. گفتم حرف دیگران که نباید روی شما اثر بگذارد این سادگی را به پیغمبر هم میگفتند حضرت فرمود آخر الزمان به مؤمنین پخمه میگویند آدم سادهای است به خود پیغمبر میگفتند چقدر آدم سادهای است مؤمن ساده نیست مؤمن خیلی زیرک است چون جهنم میاید رد میشود خودش را به نفهمی میزند که جهنم این را نگیرد. این مار که الان آمده روی بدنش چنبره زده تکان نمیخورد تا این مار ول کند برود چون میداند من اگر تکان بخورم من را کشته یا میزند یا خفه میکند به او ساده میگویند مؤمن اینطوری نیست مؤمن خودش را به غفلت میزند (لا عَقلَ کَالتَجاهُل) هیچ عقلی مثل این نیست که انسان خودش را به نادانی بزند. هیچ عقلی مثل این نیست که مؤمن تغافل و تجاهل داشته باشد نصف عاقل تحمل و نصف دیگرش بیخیالی است این زیرکی است که انسان اینگونه باشد حالا بگذار بقیه قضاوت اینطوری دلشان بخواهند بکنند بکنند. ما میخواهیم کلاس را حفظ بکنیم میخواهیم به همه بگوییم ما چقدر آدمهای زرنگ و باهوشی هستیم ما چقدر آدمهایی هستیم که هیچ کس نمیتواند سر من را کلاه بگذارد هیچ کس نمیتواند یک چیزی را به من قالب بکند به معصومین هم میگفتن میگفت بگذار دلش خوش باشد سر من را کلاه گذاشته بگذار دلش خوش باشد موفق بوده بگذار دلش خوش باشد که من هم این را باور کردم. آدم نادان اینطوری است نه من که اجازه نمیدهم یک نفر در توهمش به من غلبه بکند من اصلاً میخواهم در خیالش هم به من غلبه نکند من میخواهم یک موقع فکر نکند که من ساده و هالو هستم ولی خدا و معصوم میگویند نه بگذار بقیه فکر کنند که تو ساده و هالو هستی اگر میخواهی نسوزی بگذار بقیه اینطوری فکر کنند. این شرک را ما باید از دلمان بکَنیم این شرک که کسی غیر از خدا میتواند به من عزت و آبرو بدهد باید از دلم بیرون برود ما خودمان را به لجن جهنم میکشانیم که ثابت کنیم آدم عزیز و مهم و فهمیده و برجستهای هستیم آدمهایی هستیم که هیچ کس نمیتواند سر ما کلاه بگذارد میخواهیم به زور برای خودمان شخصیت و عزت و محبوبیت جذب بکنیم و این به تنفر میانجامد. یعنی درست آن نتیجهای که نمیخواهی میگیری درست به آن چیزی که دوست نداری میرسی. همین شخصی که همیشه به او میگفتن چقدر ساده است (هُوَ اُذُنٌ) قرآن میگوید میگفتن پیغمبر گوش است مینشینیم حرفهایمان را با او میزنیم این هم چقدر باور میکند. پیغمبر خلقش اینطوری نبوده که اگر کسی بیاید با او حرف بزند بگوید نه اینطور نیست اینطوری است بحث نمیکرده خیلی دنبال اینکه مچ طرف را بگیرد غلطگیری بکند از دیگران نبوده این اخلاق زشت است که اگر کسی آدم حساسی باشد یا آدم به قول خودش عاقلی باشد که این عاقل نیست. هر کس حرف میزند فقط مینشیند بدیهای حرف او یا ضعف حرف او را در بیاورد با خوبیهایش کاری ندارد میگوید من هر جا بنشینم ببینم طرف چه میگوید، کجایش را غلط دارد کجایش بد است کجایش ضعیف است کجایش را قبول ندارم شروع کنم دهان به دهان طرف بگذارم همین آدم ببین چه میگوید.

دوری از دشمنی و اهمیت آن

میفرماید که جبرئیل درباره هیچ چیز به اندازه دوری کردن از دشمنی با من سفارش نکرد یک کسی میخواهد کار فرهنگی کند یک کسی میخواهد معلم خوبی باشد یک کسی میخواهد مادر و پدر خوبی باشد اینها مربی هستند. مادر و پدر و استاد یا کسی که میخواهد فعالیتهای تبلیغی کند طلبه و روحانی، کسی که میخواهد اینطوری باشد این حق ندارد بر او حرام است که دهان به دهان کسی بگذارد بر او حرام هست که بیفتد به تخاصم و دشمنی، این کار برایش حرام است. از هر فحشایی زشتتر است از هر خودفروشی بالاتر است از این بالاتر دیگر نیست فحشایی از این بالاتر که انسان از چشم خدا بیفتد زنا این کار را با انسان نمیکند شرابخواری این کار را با انسان نمیکند قماربازی این کار را با آدم نمیکند حتی قتل این کار را نمیکند که انسان از چشم بیفتد. قتل حالا بعداً میرسیم که یکی از آثار خصومت و دشمنی و نق و غر و وراجیها قتل است آن هم نه قتل فردی، گاهی وقتها دهها نفر کشته میشوند میلیونها انسان کشته میشوند برای اینکه دو نفر نتوانستند جلوی دهانشان را نگه دارند. دیگر از این فحشا بالاتر وجود دارد از این منکری بالاتر وجود دارد که انسان از چشم خدا و معصوم بیفتد پیامبر رحمۀ للعالمین بگوید من شفاعتش نمیکنم آنوقت نباید یک آدمی که خلق اینطوری دارد از خودش خجالت بکشد شرم داشته باشد به جای اینکه بروی ایرادهای مردم را بگیری به جای اینکه غلطهای این و آن را بگیری به جای اینکه بگویی این فاسد است یکذره به خودت نگاه کن. این خیلی فحشای خطرناکی است که انسان باید از آن گریز داشته باشد همین فحشاست که در کشور ما باعث شده سه چهارم ازدواجها شکست بخورد همین فحشایی که ما خیلی آدمهای محترم و متدین و باتشخص همه داریم. الان ما دیگر باطن این حرفها را خیلی خوب میفهمیم (رَأسُ الجَهل مُعاداۀُ النّاس) سرآمد نادانی دشمنی با مردم است یعنی دیگر از این احمقتر و نادانتر وجود ندارد کسی که با بقیه دشمنی میکند ما چقدر عروس نادان در خانه داریم که از اول با موضع میرود که در دهان مادرشوهر و خواهرشوهر و خانواده همسر بزند. چقدر داماد نادان داریم که از همان اول بنایش این هست که خانواده همسرش را تحقیر و له کند این به چه نتیجهای میانجامد یک بهشتی یعنی کسی که اگر تیر جهنمی به او شلیک کردند خاموشش کند نه اینکه او هم متقابلاً یا بسوزد یا بسوزاند. خدا رحمت کند مرحوم میرزا اسماعیل دولابی را، در صلح بود مست، شاد، اوج انبساط، فرمود همه عرفان همه علم اخلاق در دو کلمه هست مرنج و مرنجان، تمام این علم را جمع کنید اخلاق و عرفان را جمع کنید این که میخواهد 30 سال 50 سال این را بخواند این دو کلمه کردند مرنج و مرنجان، و این جگر میخواهد گفتنش ساده است که انسان نسوزد. مرنج یعنی آتش نگیر نگذار کسی تو را بسوزاند نگذار یک حادثه تو را آتش بزند، میگوید من مادرم فلان رفتار را کرد من از دین بدم میاید پدرم فلان رفتار را کرد دیگر من از دین بدم میاید دیگر سوختی تمام شد، مگر آدم با رفتار پدر و مادرش از خدا دست میکشد مگر آدم با رفتار فلان آیت الله، فلان روحانی یا فلان استاد از دین و از خدا دست میکشد سوختی تمام شد. مگر آدم با اینکه مادرم مُرد دیگر حوصله ندارم عبادت کنم بچهام مُرد دیگر حوصله خدا را ندارم هر چه به امام رضا به خدا گفتم این بچه را شفا بده، ندادند حالا من دیگر با آنها قهر هستم، سوختی، هیچ چیز نباید رابطه ما با محبوبمان و الهمان را از ما بگیرد وخداوند در قرآن میفرماید (وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ). خدا اینقدر ناز دارد میگوید من اعلام کردم اله و معشوق همه انسانها هستم اما همه انسانها من را به عنوان اله نمیپذیرند هر کس هم بیاید به خدا بگوید سلام من دوستت دارم میگوید اول آزمایش بده یکذره اذیتت میکنم ببینم میتوانی. خودت را اذیت نمیکنم بخش پایینی را به گاو و به خر که همان بدن است به گاو و خر یک چیزی میگویم اگر به خرت برخورد به خاطر خر و گاو با من مشکل پیدا میکنی یا نه، به خاطر شکم، به خاطر شهوت، میگوید طلاق گرفتم با شوهرم دعوایم شده با زنم دعوایم شده طلاق دادم طلاق گرفتم دیگر حوصله خدا و دین و پیغمبر را ندارم همه معنویتم از بین رفت. پس تو همه معنویت و عشقت به خدا تابع بخش حیوانی و جنسی و شکمت بوده اگر شوهر داشتی آدم معنوی هستی زن گرفتی آدم معنوی هستی اما اگر شوهر نداشتی زن نداشتی یا مردند یا طلاق گرفتند یا به بچهات، پدرت، مادرت این بخشهایی که مربوط به بخش حیوانی ماست یا آسیبی رسید سرطانی، مریضی، تصادفی، یکذره به اقتصادت لطمه خورد. پس اینها از خدا خیلی برای تو عزیزتر بوده که توانستند خدا را از تو بگیرند اینها برای تو از خدا خیلی مهمتر بوده که معنویت و حس نماز و دوستی و محبت الله و خانواده آسمانی توانستند از تو بگیرند مگر یک آدم مؤمن و عاشق به خاطر بخشهای پایینی با خدا درگیر میشود. مگر انسان عاقل و آدم فهمیده خانواده آسمانیاش را از دست میدهد به خاطر اینطور اتفاقات در زندگی، حوصله نماز را ندارم حوصله قرآن را ندارم حوصله دین را ندارم حوصله حرم را ندارم، به همین سادگی، خدا به همین راحتی از انسان امتحان میگیرد و ما چقدر بد شکست میخوریم. میگوید خدا را دوست دارم حالا بخش حیوانی بخش قوی است گاهی وقتها افراد به خاطر بخش گیاهی با خدا درگیر میشوند میگوید خدا چرا قیافه من را اینطوری آفریده من با خدا مشکل دارم این لباس را به خاطر خدا نپوش. این حجاب را خدا راضی نیست حجاب تو اینطوری باشد به خاطر خدا آرایش نکن به خاطر خدا جلوی نامحرم رعایت کن، حاضر نیستند حاضر است با خدا درگیر شود بعد هم میگویند من عاشق فاطمه زهرا و امام زمان و امام رضا هستم عاشق خدا هستم، اگر عاشقشان هستی چیز زیادی از تو نخواستند. میگویند معصیت نکن در لباس پوشیدن و حجاب، آقا خانم معصیت نکنید، نمیشود، حاضریم به خاطر یک امر پوشش، پوشش یک امر گیاهی است حتی یک امر حیوانی هم نیست حالا شما فکر کنید آن کسی که از این هم پایینتر است به خاطر یک امر جمادی با خدا درگیر میشود به خاطر پول، ماده، خمس نمیدهد. سال خمسی ندارد زکات نمیدهد راحت لقمه حراب میخورد راحت رشوه میدهد و رشوه میگیرد راحت نزول میدهد و نزول میگیرد این دیگر خیلی گرفتار و بیچاره است که به خاطر این آدم الله و جاودانگی و ابدیت و خانواده آسمانیاش را از دست بدهد. ببینید ما چقدر مشکل داریم و چقدر هم فکر میکنیم مشکل نداریم و آدمهای سالمی هستیم حالا میدانید چرا مادر ما فاطمه زهرا فرمود که بعضی از شما چنان از من فاصله میگیرید که من قیامت وقتی میخواهم بیایم شفاعتتان کنم سیصد هزار سال طول میکشد تا دستم به شما برسد. برای اینکه میبینم من جماد از خدا برایم مهمتر است بخشهای گیاهیام از دین برایم مهمتر است بخشهای حیوانیام از خدا و اهل بیت برایم عزیزتر هستند به همین راحتی، شکمم از خدا و دین و از همه چیز مهمتر است. تمام مشکلاتی که ما در جامعه داریم چه مشکلات فردی چه مشکلات اجتماعی خودکشیها، فرار از منزل، عقدهها، طلاقها، دعواها، درگیریها، جنگهای طایفهای، جنگهای فامیلی، جنگهای بینالمللی همه اینها مال این هست که آدمها آمادگی انفجار و خصومت را دارند نمیتوانند این موجود وحشی در درون خودشان را کنترل کنند و آرام کنند. زود به گارد گرفتن و به دعوا و درگیری و تخاصم میرسند این را انسان بتواند کنترل کند اگر بتواند کنترل کند ببینید چه فجایعی در دنیا کنترل میشود پس ببینید معصوم چرا امام رضا از مهمترین حرفهایی که میتوانسته، ما فکر میکنیم که امام رضا گفته نماز شب بخوان. امام رضا یک توصیه اینطوری که ما الان یکسال است داریم میخوانیم به حضرت عبدالعظیم کرده گفته این را به شیعیان من برسان تمامش در مورد روابط ماست تمامش در مورد این هست که در مورد همدیگر تیز نشوید همدیگر را ندرید از آنطرف گفت سکوت کنید قبلش گفت جدال نکنید همه حرفها یکی است. آنقدر این مسأله مهم است که به زبانهای مختلف حضرت مجبور شده در کلمات و جملههای مختلف بگوید ما وقتی میگوییم نُهتاست تا الان رسیدیم به نهمین حرف، دوتا در این نُه تا مثبت داشت بقیه منفی بود سلبی بود میگفت نکنید، نشود. دوتا هم که گفت بشود باز میبینید که در همین ردیف هست صدق و امانتداری، آن هم وقتی انسان رعایت نمیکند به خصومت کشیده میشود امام رضا حکیم است خلیفۀ الله است تمام علم امامت را جمع کرده علم خدا دستش است. همه آن را به او بگوییم آقا چند جمله برای ما سخن بگو که این فرمایشات حضرت در نصف صفحه جا میگیرد ده دوازده جمله است بعضیها عبارت است همه این شده که صلح، آرامش، مهربانی.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • هر کس که دشمنی بکارد، همان را درو می‌کند؛ این قاعده هم در دنیا و هم در آخرت جاری است.

  • حتی اگر حق با شما باشد، از جر و بحث و مشاجره بپرهیزید، زیرا این کار انسان را از شفاعت معصومین محروم می‌کند.

  • مخاصمه و جدال، قلب انسان را چنان آلوده می‌کند که از چشم معصوم می‌افتد و امید شفاعت را از بین می‌برد.

  • مشاجرات در روابط خانوادگی به مرور زمان سردی، سستی و جهنم ایجاد می‌کند و روابط عاطفی را از بین می‌برد.

  • روش حفظ شخصیت، جایگاه و محبوبیت، از طریق مشاجره، دعوا و درگیری نیست، بلکه با مهربانی، متانت، اخلاق و گذشت حاصل می‌شود.

  • دشمنی با بندگان خدا، بدترین توشه برای معاد انسان است.

  • جهنم اخلاق بسیار بدتر و طولانی‌تر از جهنم اعمال است؛ اخلاق زشت می‌تواند قرن‌ها انسان را در برزخ گرفتار کند.

  • سرطان روح، یعنی حسادت، بدبینی، تکبر و خودشیفتگی، بسیار خطرناک‌تر از سرطان جسم است و عذاب آن به راحتی از انسان جدا نمی‌شود.

  • کسی که اهل قیل و قال و مشاجره است، شخصیتی کوچک و بی‌ارزش دارد که دنیا می‌تواند بر او اثر بگذارد.

  • مرنج و مرنجان: تمام عرفان و علم اخلاق در این دو کلمه خلاصه می‌شود؛ یعنی نه خودت بسوز و نه دیگران را بسوزان.

  • هیچ چیز نباید رابطه ما با محبوبمان و الهِمان را از ما بگیرد؛ نه مشکلات دنیوی، نه از دست دادن عزیزان و نه مسائل مادی.

  • رأس جهل، دشمنی با مردم است؛ احمق‌ترین و نادان‌ترین افراد کسانی هستند که با دیگران دشمنی می‌کنند.

  • مؤمن ساده نیست، بلکه زیرک است؛ او خود را به غفلت می‌زند تا از آسیب‌های دنیا در امان بماند.

  • جبرئیل درباره هیچ چیز به اندازه دوری کردن از دشمنی به پیامبر سفارش نکرد.

  • تمام مشکلات فردی و اجتماعی، از جمله خودکشی‌ها، طلاق‌ها و جنگ‌ها، ناشی از عدم کنترل موجود وحشی درون انسان و آمادگی برای خصومت است.

  • امام رضا (ع) در توصیه‌های خود به حضرت عبدالعظیم، بر صلح، آرامش و مهربانی در روابط تأکید فراوان داشتند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه