فهرست مطالب
Toggleمقدمه: اهمیت وحدت در سبک زندگی اسلامی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همهی شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکهی الهی ولایت. ما هشت بخش را از دستور العمل وجود مقدس امام رضا(ع) دربارهی سبک زندگی تمام کردیم و بد نیست که یک مروری روی این مباحث بکنیم که بخش نهم را که از اهمیت زیادی برخوردار هست را شروع بکنیم.
بخش اول دربارهی سلامی هست که حضرت به شیعیان دادهاند، یعنی زمینهی این نصیحت و این فرمایشات با سلام هست و در سلم و سلامتی و ارتباط با ما آن فرمایشات را دارند. بخش دوم دربارهی شیطان بود و این که اساساً شیطان برای چه آفریده شده و چه نقشی در زندگی ما دارد. و در سیر تکاملی انسان شیطان چه جایگاهی دارد که بحث مفصلی بود، بیشتر وقت ما را همین بحث شیطان را گرفت. بخش سوم صداقت بود، صدق بود. بخش چهارم امانتداری بود و بخش پنجم سکوت که بحث زبان و آفات زبان هم مطرح شد. در بخش ششم ترک جدال بود که حضرت از ما خواسته بود. بخش هفتم بخش مربوط به دیدار و ملاقات همدیگر و الفت همدیگر بود. بخش هشتم که بحث قرب به خانوادهی آسمانی و معصومین بود. حضرت فرمود اگر کسی این هفت مورد را رعایت بکند، این موجب میشود که به من یعنی خلیفهی خدا و مظهر خدا نزدیک بشود و این نزدیکی هم گفتیم به معنای صنفیت هست. رعایت این امور ما را شبیه ائمه میکند و شبیه خداوند میکند. امروز به حول قوهی الهی بخش نهم را شروع میکنیم.
نهی از دشمنی و تفرقه: “وَ لا یَشتَغِلُ اَنفُسَهُم بِتَمضیقِ بَعضِهِم بَعضاً”
بخش نهم بخش مهمی هست که نمونهی آن را در بخشهای قبلی هم داشتیم. متن این است: (وَ لا یَشتَغِلُ اَنفُسَهُم بِتَمضیقِ بَعضِهِم بَعضاً) حضرت میفرماید که توصیه میکنم که دوستان من، شیعیان ما، خودشان را به پاره کردن همدیگر و دشمنی با همدیگر مشغول نکنند. تمضیق در واقع یک دشمنی هست، پاره کردن در او وجود دارد. یعنی گاهی وقتها انسان در اثر خشونت، عصبانیت، حسادت، بدبینیها، رخنتها و شهوتها نسبت به دیگران حسهای منفی پیدا میکند که در این ارتباطات به جان همدیگر میافتند افراد و یکدیگر را میدرند. حضرت میفرماید که مواظب باشید از شیعیان ما این حس در آنها ایجاد نشود که به دشمنی با همدیگر بپردازند و نسبت به هم درندگی -اعوذ بالله- پیدا بکنند.
رحمت الهی و نقش آن در تکامل انسان
من برای اینکه این مسئله خوب جا بیفتد، یک مسئلهی مهم اجتماعی را باید بگویم که فوقالعاده اهمیت دارد و آن این است که اساساً تمام خیرات و برکات در سیر تکاملی انسان از وحدت و همدلی و مهربانی ایجاد میشود. در مباحث شبهای احیاء توضیح دادیم که بعد از اسم الله، اوّلین اسمی که از الله صادر میشود رحمن است و رحمن در واقع سلطان اسماء الهی است بعد از الله و تمام اسمهای خداوند از رحمن سرچشمه میگیرند. بنابراین تمام نظام خلقت خروجیاش و آفرینش اساسا بر اساس رحمت الهی است و در سیر تکاملی انسان اگر انسان بخواهد هر یک از اسماء الهی را دارا بشود که شبیه خداوند بشود، بخواهد رشد بکند و تقرب به خدا پیدا بکند، محال است بدون رحمت بتواند به تقرب برسد. آنجایی که خشونت، عصبانیت، درندگی، پرخاشگری، زودرنجی، حساسیت، تکبر، خودبرتربینی، خودبینی بر انسان حاکم میشود، آنجا انسان به سمت دیگر از رحمت خارج شده و رشد دیگر نمیتواند بکند. نه تنها رشد دیگر نمیتواند بکند، بلکه دور میشود از رحمت خدا و از صنفیت با حق تعالی.
رحمت در جهاد و غضب الهی
در دیدگاه اسلامی انسان آن موقع هم که جهاد میکند از روی رحمت جهاد میکند و انسان آن موقعی که میخواهد کار جلالی و خشونتآمیز انجام بدهد، خشونتش هم باید از روی رحمت باشد. مثل مادری که از روی خشونت چه کار میکند؟ فرزند خودش را نه به خاطر آرام کردن دل خودش، بلکه به خاطر تربیت کردنش مجبور است تنبیهاش بکند، اما این تنبیه با بوسیدن هیچ فرقی ندارد و همان مهربانی است. هیچ مسلمانی حق ندارد قوهی غضبیه خودش را جز از طریق رحمت خارج بکند. اگر قوهی غضبیه بغیر از رحمت خارج بشود، انسان درنده میشود، انسان باطن حیوانی پیدا میکند و از خداوند تبارک و تعالی دور میشود. اگر در مورد خداوند داریم: (یا مَن سَبِقَت غَضَبُهُ رَحمَتَه) ای کسی که غضبش و رحمتش غلبه دارد. این در مورد ما هم همینطور باید باشد، یعنی باید غضب ما بر حاکم، محکوم و تحت تربیت ما باشد. اگر انسان قرار است یک جا عصبانی هم بشود، باید این عصبانیتش به حق باشد و برای رضای خدا این عصبانیت را خارج بکند، نه برای نفس خودش. تمام مسیر تربیتی انسان به این است که انسان بتواند غضب خودش را و قوای حیوانی خودش را تحت تربیت قوای انسانی و الهی خودش قرار بدهد.
وحدت، همدلی و مهربانی در جامعه
بنابراین مسئلهی مهم مسئلهی وحدت در جامعه هست. در جامعه آنچه که خیلی خیلی مهم است این است که مردم باید همه با هم مهربان باشند، همه همدیگر را دوست داشته باشند و نگاهی که به هم دارند همان نگاهی است که قبلاً گفتیم (هو انت) یعنی تو او هستی و او تو هست. بنابراین وقتی همه به این چشم نگاه میکنند که طرف مقابل خود من هستم، آن موقع است که خیلی از مشکلاتی که در جامعه هست همه از بین میرود و انسان در یک بهشت فوقالعاده زیبا واقعاً قرار میگیرد وقتی که افراد همدیگر را مثل خودش، مثل دیگران ببینند و دیگران را دوست داشته باشند. تمام نکبتها، بدبختیها، جنگها، قتلها، زندانها، طلاقها، خودکشیها، همهی اینها به خاطر خشونتهایی است که در یک جامعه وجود دارد و هرچه قدر ما سطح خشونت را در جامعه کم میکنیم و سطح مهربانی را بالا میبریم، جامعه از خیرات و برکات بیشتری برخوردار هست.
گناهان کبیره و آسیب به وحدت
علت اینکه در بسیاری از روایات و آیات در دین ما آن چیزهایی که انسان را خشن میکند و موجب تعرض حریم دیگری میکند از گناهان کبیره شمرده شده، مثل غیبت کردن، تهمت زدن، فحاشی کردن، عصبانیت، مثل خیلی چیزهای دیگر، این هست که اینها به رحمت، به سیر شخصی انسان که باید رحمت باشد صدمه میزند و به وحدت و همدلی جامعه هم آسیب میرساند. ما اگر جامعهمان به قول امام زمان(ع) وحدت داشت و همدل بود، الان امام زمان در بین ما بود. امام زمان علت اساسی غیبت خودش را چه معرفی کرد؟ در نامهای که به شیخ مفید نوشته در هزار سال پیش میگوید مردم رحمت ندارند، مودت ندارند و همدل نیستند. اگر مردم به وحدت و همدلی حول محور امام زمان خودشان و خلیفه الله برسند، خب امام زمان با عجله ظهور میکند. بنابراین یک کار پر خیر و برکت، یک کار معنوی، یک کار مذهبی، یک کار فرهنگی، یک کار خیر اگر محصولش مهربانی، رحمت، وحدت، همدلی نباشد، از مسیر خودش خارج شده.
مهندسی فرهنگی و نقش وحدت
لذا اگر کسی میخواهد طراحی و مهندسی فرهنگی بکند، در طراحی و مهندسیهای فکری، فرهنگی، معنوی، مذهبی و خیریه باید ساختار به گونهای باشد که انسانها به همدیگر نزدیک بشوند، انسانها به همدیگر از نظر همدل نزدیک بشوند، همدیگر را دوست داشته باشند و رحمت بین انسانها زیاد بشود. اگر جایی فعالیت شما دیدید ولی درونش دشمنی هست، معلوم است بنیاد نتوانسته درست گذاشته بشود که دشمنیها دارد مرتّب اوج میگیرد. البته نقش شیطان را قبلاً گفتم که قرآن فرمود: (إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ) شیطان کارش اساساً ایجاد اختلاف، دعوا، درگیری، دشمنی، بدبینی، بدفکری نسبت به همدیگر است. قرآن کریم خیلی سفارش کرده به این که مسلمانها باید با هم وحدت و همدلی داشته باشند و اساسا وحدت، همدلی را از آثار عنایت و رحمت خداوند تبارک و تعالی معرفی کرده.
آیه 103 سوره آل عمران: ریسمان الهی و نجات از آتش
من یک آیه برایتان بخوانم، فوقالعاده این آیه مهم هست. آیهی 103 سورهی مبارکه آل عمران: (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ). میفرماید که همگی شما به ریسمان محکم الهی چنگ بزنید، اعتصام داشته باشید (وَ لا تَفَرَّقُوا) متفرق نشوید، پراکنده نشوید و نعمت خدا را دربارهی خودتان به یاد بیاورید که شماها با هم دشمن بودید، پس خدا میان دلهای شما نسبت به هم الفت ایجاد کرد. پس از اثر نعمت خداوند تبارک و تعالی شما با هم چه شدید؟ برادر شدید، حس برادری به هم پیدا کردید و شما بر لب گودالی از آتش بودید که خدا شما را نجات داد و خداوند این چنین نشانههای خود را برای شما روشن میکند شاید هدایت شوید و هدایت یابید.
اختلاف، جهنم است
اختلاف جهنم است. گفتیم قبلاً هربار عصبانیت برای ما حجم زیادی فشار قبر میآورد. هربار زودرنجی، هر بار این قوهی غضبیه هر وقت به خشم میآید یک جهنم شعلهور میشود در وجود انسان. بنابراین وقتی که دو نفر میافتند به جان همدیگر، یعنی دو تا جهنم درگیر میشوند، افراد سقوط در جهنم میکنند. (وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ) ببینید قرآن چقدر تعبیرش عجیب و تکاندهندهای دارد. شما به لب پرتگاه جهنم رسیدید و خداوند به واسطهی رحمت و الفتی که در دلهای شما به همدیگر ایجاد کرد شما را نجات داد. پس آنجاهایی که الفت از بین میرود، آنجاهایی که رحمت از بین میرود، انسان سقوط در جهنم میکند.
اهمیت الفت در روایات
در روایت داریم از نبی اکرم(ص) (لا خَیرَ فی مَن لا یَأْلَفُ وَ لا یُؤْلَف) آدمی که الفتگیر نیست و اجازه نمیدهد که دیگران هم با او الفت بگیرند، خیری نیست، این آدم خیر ندارد. هرچه میخواهد خوب باشد، باشد ولی وقتی که الفت نمیگیرد با دیگران، گوشهگیر است، خودش را کنار میکشد و اجازه هم نمیدهد نه خودش به سراغ مردم میرود و نه اجازه میدهد مردم به سراغ او بیایند و در حریم او بیایند که با هم انس بگیرند، حریمهایش بسته است، این آدم دیگر خیر ندارد. این آدم آدم بیخیری است. این یعنی جهنّم. برای همین هر چه که الفت ایجاد میکند، وحدت ایجاد میکند، از نظر خداوند پسندیده است. هر چه بین مسلمانها با همدیگر، شیعیان با همدیگر، شیعه با اهل سنّت، مسلمانها با مسیحیها وحدت پیدا بکنند و نقاط مشترکشان را ببینند. خود خدا دعوت میکند میگوید لااقل به مسیحیها بگویید بیاید نسبت به مسائل مشترکمان با هم دوست باشیم. با یهودیها انسان ممکن است وجه اشتراک داشته باشد، با بودیسم، با بودائیها، با هندوها، با هر کس دیگری که یک نقطه اشتراک دارد. باید روی آن نقاط اشتراک باهم کنار هم باشند و به واسطهی نقاط اشتراکشان با هم خوب باشند. کسانی که آتش دشمنی بین شیعه و سنی یا بین مذاهب دیگر یا بین انسانهای دیگر را روشن نگه میدارند، اینها از مظاهر جهنم هستند و بعد عاقبتی خواهند داشت کسانی که اختلاف انگیزی میکنند. حالا این اختلاف میخواهد اجتماعی، سیاسی، مذهبی هر چه که میخواهد باشد. هر جا که اختلاف هست، جهنم هست، این یادتان نرود و هر جا که وحدت هست، رحمت است.
برکت وحدت حتی در کافران
در روایت داریم خداوند یک خانم خانوادهی کافر اگر همدل باشند برکت میدهد و یک خانوادهی مؤمن اگر همدل نباشند، با هم اختلاف داشته باشند، خداوند برکت را از اینها برمیدارد. انقدر اهمیت دارد وحدت و وحدت یک اصل است در رشد انسانی. وحدت باعث خیرات و نزولات الهی میشود. فرق نمیکند در مؤمنین باشد یا در کافر باشد. حتی خدا وحدت در کفار را هم دوست دارد. اگر با همدل باشند، خدا به آنها هم یک خیراتی میرساند. این خیلی اهمیت دارد.
وحدت، خط قرمز زندگی فردی و اجتماعی
لذا بزرگترین خط قرمز زندگی انسان در حرکت فردی و اجتماعیاش مسئله وحدتش و ارتباطاتش هست. بین من و همسرم نباید اختلاف باشد. بین من و فرزندانم نباید اختلاف باشد. بین و دوستانم نباید اختلاف باشد. بین من و اساتیدم و شاگردهایم و دوستانم و همکارانم و مدیرانم و زیردستانم اختلاف نباید باشد. این یک اصل است. هر جا قرار است یک چیزی به این اصل لطمه بزند، ناموس است، باید حفظش کرد. آنجا باید کوتاه بیایید. آنجا باید از درست خودت هم بگذری، از حرف خودت هم بگذری تا این مسئله حل بشود. اینکه در روایت دارد حضرت میگوید وقتی بین دو نفر اختلاف ایجاد شد، یکی از جاهایی که دروغ جایز است اینجاست که شما با دروغ نگذارید اینها با هم اختلاف پیدا بکنند. یک زن و شوهر هستند، میتوانی با یک دروغی اینها را آشتی بدهی و صلحشان بدهی، این کار را بکن. دو تا دوست این کاره هستند. این دروغ که گناه کبیره هست، خودش گناه کبیره هست، میگوید اگر میشود با او یک وحدت ایجاد بکنی، با او یک وحدت ایجاد بکن. جلوی یک فتنه باید گرفته بشود. (الْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ). قرآن میفرماید دعوا، درگیری، اختلاف، بدبینی، تنگدلی نسبت به دیگران یا وحدت جمعی یا ارتباط ما با افراد دیگر همهاش از قتل و آدمکشی بدتر است.
پرهیز از کینه و حسادت
لذا انسان باید خیلی مراقب بکند، مراقبت بکند از دل خودش که مبادا دل من نسبت به کسی خدای ناکرده بد بشود. اگر کینه، نفرت در دل من نسبت به کسی ایجاد بشود، اولین کسی که در این جهنم میسوزد خود من هستم. یعنی بازندهی اصلی من هستم. اگر حسادت در دل من نسبت به کسی بیاید، به محض اینکه من حسود شدم نسبت به کسی، اولین کسی که در این آتش میسوزد من هستم. حضرت میفرماید تعجب میکنم اگر حسود میدانست حداقل با بدن خود روح بماند با بدن خودش دارد چه کار میکند، این کار را نمیکرد. یعنی انقدر حسادت روی قلب، مغز، اعصاب و بدن انسان تأثیرات منفی دارد چه برسد به روح انسان. این جهنمی که حسادت، بدبینی، حسادت، رقابت، چشم و همچشمی برای انسان میآورد، اصلا در او بهشت نیست، آرامش نیست. لذا انسان باید خیلی خیلی دقت بکند که دلش به سمت اینطور چیزها نرود، حسود نشود، بدبین نشود، با مهر و محبت باشد و هرجایی که امکان دارد دل انسان، دل انسان به سمت اختلاف، بدبینی، کینه، درگیری با کسی برود، آنجا باید انسان حواسش باشد آتش است، به آن منطقه نزدیک نشود.
حلم و خویشتنداری در برابر جهالت
برای همین هم کسی که نمیتواند جلوی غضب خودش را نگه دارد، جلوی عصبانیت خودش یا زودرنجی و حساسیت خودش را نگه دارد، درگیر جهنم میشود. انقدر خطرناک است. لذا در حدیث داریم حضرت فرمود انسان اگر سه چیز نداشته باشد، هیچ عملی از اعمال خیری که انجام میدهد برای او باقی نمیماند. یکی از آنها این است که (حِلمٌ یَرُدُ بِهِ جَهلَ الجاهِل) انسان باید یک خویشتنداری داشته باشد که اگر با آدمهای نادان، با آدمهای جاهل روبرو شد، در حد او یک جهالتی کردند، یک نادانی کردند، با حلم بتواند او را ردش بکند. چون انسان وقتی که ببیند یک جاهلی، یک نادانی در حق خودش دارد یک همچنین ظلمی میکند، با او درگیر شود، اولین کسی که میسوزد خودش است در این جهنم. حتی گاهی وقتها بچههای ما، کودک ما، کودک دو ساله، سه ساله، پنج ساله روی نادانی یک کاری انجام میدهد. آن که وظیفهی خودش را دارد انجام میدهد. کودک کارش کودکی است و وظیفهاش خداوند به او الهام کرده، وحی کرده که او باید شیطنت بکند. این بچه دارد طبق وحی که به او رسیده شیطنت خودش را میکند. ولی اگر یک پدر و مادر درگیر بشود با این بچهی کوچک، دلش درگیر شود، اعصابش خرد شود، این نشان میدهد که این مادر از جهالت برخوردار است. این بچه روی نادانی خودش ممکن است چیزی را بشکند، چیزی را بریزد، چیزی را خراب بکند. این مادر هست که باید بتواند از این فرصت استفاده بکند برای سعه صدر خودش، برای آرامش خودش و برای خنده و تفریح خودش، نه برای عصبانیت خودش. لذا حضرت میفرماید اگر کسی حلمی نداشته باشد که اگر کسی جهالتی در حق او کرد، با آن حلم جهالت را رد بکند، این اعمال خودش را از دست میدهد. چون میافتد در عصبانیت، میافتد در خشونت، میافتد در درگیری لفظی و مسائل عملی، کینه و کینهتوزی و زحمات خودش، ثوابهای خودش، عبادتهای خودش همه از بین میرود. چرا انسان باید همچنین کاری را بکند؟ انقدر اهمیت دارد.
وحدت، منشأ خیرات و نزولات الهی
بنابراین من خواهش میکنم این فرمول اساسی را هم در بحث نظام زندگی فردیمان و هم در بحث نظام زندگی اجتماعیمان دقت بکنیم که اختلاف خیلی چیز خطرناکی است. منشأ همهی جهنمها اختلاف هست. همانطور که سیر اسماء گفتیم اول الله، هو الله بعد از هو و الله رحمان است که جلوه میکند، بعد شاخهی درخت اسماء الهی میآید پایین تا به پایینترین مراحل میرسد. همانطور که رحمان منشأ همهی اسماء و کمالات هست، خشونت، درگیری، اختلاف منشأ همهی فسادها هست. آنچه که میتواند اسمهایی را که انسان از خداوند تبارک و تعالی جذب کرده خراب بکند و همه را از انسان بگیرد، انسان را فلج بکند، ناتوان بکند و کمالات انسان را از انسان بگیرد، اختلاف و درگیری است. سخنچینی برای چه بد است؟ حرام است؟ چون در او اختلاف ایجاد میکند. غیبت برای چه حرام است؟ تهمت برای چه حرام است؟ و همچنین که شما نگاه بکنید میبینید خداوند خواسته که رحمت و مودت و وحدت بین مسلمانها و حتی جامعهی انسانی محفوظ باشد. این خیلی مهم است.
محورهای وحدت: موقت و جاودانه
حالا خداوند تبارک و تعالی وحدت را برایش ملاک قرار داده. ببینید ما بعضی وقتها وحدتها جنبهی سیاسی دارد. یعنی یک عدهای چون اندیشهی سیاسی نزدیکی به هم دارند، حول محور مسائل سیاسی خودشان با هم وحدت پیدا میکنند. مثلاً چند تا گروه، چند تا حزب با هم وحدت پیدا میکنند روی یک نفر یا روی یک موضوع. گاهی وقتها وحدتها عاملش پول است، عامل اقتصادی دارد. گاهی وقتها وحدتها عاملش مسائل طبیعی و حیوانی است، دور یک مورد حیوانی است. گاهی وقتها وحدتها پیرامون یک شهر هست. افراد یک شهر همدلتر هستند تا دو تا شهر که با همدیگر ممکن است کجایی هستی او میگوید من فلان شهری هستم با هم وحدت بیشتری دارند تا اینکه مثلاً یک کسی برای یک شهر دیگر باشد. هماستانیها با هم حول محور استان وحدت دارند با همدیگر. همکشوریها حول کشور خودشان با هم ممکن است وحدت پیدا کنند و همزبانها حول آن زبان ادبیات خاص خودشان. اما همهی اینها دوام ندارد چون امور حیوانی موقت است، میتواند از بین برود و تبدیل به اختلاف بشود.
محور وحدت الهی: لاالهالاالله
خداوند میآید برای اینکه سیر تکاملی انسان و اجتماع را تضمین بکند، محور وحدت را چیزی قرار میدهد که همهی انسانها در او مشترک هستند. نه فقط مثلاً ایرانیها، ترکها، لرها، عربها، عجمها، اینها نه. میآید یک محور اساسی خوب انتخاب میکند و آن محور که همهی انسانها اعم از مسلمان و غیر مسلمان در آنها اشتراک هستند به عنوان وحدت معرفی میکند. (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً) بیایید حول محور الله با همدیگر چون شعار همهتان لاالهالاالله است. اینکه امام میفرماید رئیس جمهور امریکا هم عاشق خدا است، یعنی در مرام رئیس جمهور آمریکا هم این لاالهالاالله در نفس و ذات و باطن او وجود دارد. امّا او چون الله را نمیشناسد، عشقش به سمت الله گفتیم یعنی کمال مطلق و بینهایت دیگر همه عاشق کمال مطلق و بینهایتاند. او چون شناختی که از الله دارد با شناختی که یک مسلمان دارد متفاوت است، اختلاف ایجاد میشود. والا شعار لاالهالاالله شعار عرب یا اجم یا مسلمان یا مسیحی نیست، شعار انسان است. همهی انسانها در ذاتشان لاالهالاالله نهفته است. اساساً خداوند همهی انسانها را بر اساس لاالهالاالله خلق کرده است. چون اله هر انسانی، معشوق هر انسانی در بخش پنجم الله است. در بخش حسی محسوسات مادی هستند. در بخش گیاهی محسوسات کمالات گیاهی هستند. در بخش معشوقمان، الهمان در بخش حیوانی معشوقاتمان امورات حیوانی است. در بخش عقلی معشوق ما علم و اطلاعات و دانشمند شدن و معقولات است، ولی در بخش انسانی اله همهی ما الله است و همهی ما حول محور الله میتوانیم به همدیگر نزدیک بشویم و وحدت داشته باشیم. لذا خداوند میفرماید که بیایید به مسیحیها بگویید که بیاییم ما حول محور کلمهی لاالهالاالله، کلمهی الله با همدیگر وحدت داشته باشیم. حتی مسیحی و مسلمانها (کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ) قرآن ببینید چقدر قشنگ میگویند کلمهای که فکری که اندیشهای که مشترک است بین ما و شما. پس این یادمان نرود که وحدت و همدلی مسلمانها باید حول محوری باشد که آن محور ماندگار و جاودانه باشد. یعنی وجود مقدس الله. بقیهی محورهایی که انسان به وسیلهی آن با دیگران وحدت پیدا میکند موقت و شکستپذیر هستند. تنها محوری که شکستناپذیر است کیست؟ خداوند تبارک و تعالی است که انسانها بر اساس عشقشان به الله با همدیگر وحدت پیدا میکنند. خصوصیات وحدت را هم توضیح دادم که باید حتما این امر فطری باشد.
حبل الله: قرآن و عترت
اینجا خداوند تبارک و تعالی چیزی را که میگوید با او وحدت پیدا کنید حبل الله است. یادتان نرود این را دقت بکنید. این به بحث موضوع خانوادهی آسمانی ما بسیار مربوط است. حبل الله میگوید (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً) همهی شما به حبل الهی. حبل یعنی آن ریسمانی که از طرف خدا آمده تا طبیعت تا دلهای شما و شماها را به بالا میکشاند. (اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) خداوند ولی، سرپرست، مدیر انسانها و مدبر انسانها، مالک و مدبر همهی مؤمنین است که آنها را از تاریکی به سوی نور میکشاند. چهطور خدا میکشاند و میبرد، خارج میکند؟ با حبل خودش. حبلی در دل ما میاندازد و میکشد این دل ما را تا نور میبرد. این حبل چیست؟ این حبل چیزی است که پیامبر(ص) معرفی کرده است. پیامبر برای حبل یعنی همان ریسمانی که انسانها میتوانند حولش با هم وحدت پیدا بکنند دو مصداق ذکر کرده است. آن دو مصداق در حدیث شریف قدیر است. شیعه و سنی همه این را قبول دارند بدون استثناء که پیامبر در غدیرخم دو حبل را معرفی کرد. اتفاقاً کلمهای که پیامبر میآورد در مورد اینها حبل است. میگوید (حبل الله الممدود) آن ریسمان کشیدهی الهی است. آن دو تا چه چیزهایی هستند؟ کتاب الله و عترت. عترت به خودش که قرآن هم این دو تا را با هم به ما معرفی میکند. یکی خود قرآن را به ما معرفی میکند، یکی اجر رسالت را میآید مودت اهل بیت قرار میدهد و میگوید هرکس میخواهد به خدا برسد باید با مودت اهل بیت برسد.
قرآن، حبل الله المتین
لذا حالا من چند تا روایتش را در این زمینه بخوانیم از وجود مقدس حضرت رضا(ع) که (ذَکَرَ الرضا(ع) یَوماً اَلقُرآنَ فَعَزَمَ الحَجَّتَ فیه وَ الآیَه وَ المُعجِزَ فی نَظمِه قالَ هُوَ حَبلُ اللهِ المَتین). امام رضا(ع) یک روزی راجع قرآن سخن میگفت، یادآوری کرد قرآن را و قرآن را چه طور از قرآن تعریف کرد؟ فرمود قرآن بسیار عظیم است، حجت خداوند است و علامت و اعجاز نظم قرآن را امام رضا(ع) مطرح میکند. میگوید یکی از نشانههای اینکه قرآن کتاب خدا است نظم حیرتانگیزی است که در آیات قرآن وجود دارد. و بعد در آخر فرمود (هُوَ حَبلُ اللهِ المَتین) این قرآن ریسمان محکم الهی است. لذا وحدت پیرامون قرآن یکی از وحدتهای شکستناپذیر است. اگر جامعهی اسلامی همان پیرامون آموزههای قرآن با هم وحدت داشته باشند، فوقالعاده میتوانند موفق باشند، فوقالعاده میتوانند به سعادت برسند.
هوشیاری در برابر تفرقه افکنی دشمن
یکی از نکاتی که ما باید در ایجاد وحدت در بخصوص در جوامعی که اختلاف زیاد است، فرقههای مذهبی زیادی هستند، این است که همه قبلهی مشترک داریم، کتاب مشترک داریم، پیامبر مشترک داریم. با اینها مواظب باشیم، با همینها وحدتها مواظب باشیم اختلاف بینمان نیفتد. چون دشمن قطعاً طالب این است که یک سیاست اولی اینکه میگویم اولی یعنی بالاترین سیاست دشمن در از بین بردن جبههای حق ایجاد اختلاف بین اعضای آن جبهه است با استفاده از نقاط اختلافشان، نه با استفاده از نقاط اشتراکشان. بنابراین جبهه حق خودش باید مراقبت بکند و هوشیار باشد که بر اساس نه اختلافها، بلکه بر اساس اشتراکها با هم زندگی بکنند.
وحدت در خانواده و جامعه
در زندگی زناشوئی شما نگاه بکنید، زن یک روحیهی خاص خودش را دارد، مظهر اصلاً جمال الهی است، لطافتها، ریزیها، ظرافتها اینها کار زن است و مرد مظهر جلال و عظمت خداوند است. و یک دختر در یک فضای دیگری اصلاً روحش دخترانه است، یک پسر روحش پسرانه است. این دختر در یک فضای دیگری بزرگ شده است، این مرد در یک فضای دیگری بزرگ شده است. اما آنچه که میتواند زن و مرد را مکمل هم قرار بدهد، نه دشمن هم، مکمل هم قرار بدهد، همان نقاط اشتراکشان است و استفادهی بهینه از نقاط اختلافشان. یعنی نقاط اختلاف زن و مرد وقتی کنار هم قرار میگیرد قشنگ میشود. زن به ظرافتها و لطافتها و زیباییها دقت میکند و این زیبایی زندگی، تنوع در زندگی، آرامش در زندگی را ایجاد میکند. مرد به امور محکم کلی و اصلی زندگی توجه دارد، استحکام را، جلالت را حفظ میکند در زندگ، حفاظت را دارد و این باعث میشود که یک زندگی شکل بگیرد و قشنگ بشود. از هر دو این اسماء باید استفاده کرد. مثل گل چون زن را در روایت امیر المؤمنین(ع) به گل تشبیه کرد. و خواری هم که کنارش است مثل آن مرد است که باید از این گل حفاظت بکند. لذا کنار هم باید بیایند. در اجتماع هم همینطور است. در اجتماع ما نقاط اشتراک زیاد وجود دارد، نه بین شیعه و سنی فقط که خیلی است. حتی بین مسلمان با مسیحی، بین مسلمان و یهودیها، بین مسلمانها با سایر فرق، حتی با مکاتب غیرآسمانی شما اگر دقت بکنید در مکاتب بودائیها، در کتابهای هندوها آنقدر نقاط اشتراک بین آنها و مسلمانها وجود دارد که میتوانند دست از همهی دشمنیها و اختلافات به واسطهی همان اشتراکها بردارند.
وحدت حول محورهای جاودانه
پس ما به جای اینکه بیاییم سراغ ملیت و زبان و سیاست و اقتصاد و مسائل اینطوری، اینها شکست میخورد و اگر بخواهیم حول اینها وحدت داشته باشیم، کوچکترین تغییرات این همه را از بین میبرد. بیاییم حول محورهای جاودانه، ماندگار و فطری که هرگز تغییر نمیکند. هرگز ضعیف نمیشود با همدیگر دوست باشیم و همدیگر را دوست داشته باشیم، وحدت داشته باشیم.
وحدت، رمز هدایت
خب یک نکتهی خیلی ظریف در این آیه است، من خواهش میکنم به او توجه کنید. خداوند میگوید شما نزدیک بود که به جهنم اختلاف بیفتید (وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ) به حفرهای از جهنم بیفتید، خداوند نجات داد. آن بحث اختلاف و اتحاد را میگوید یک جمله آخر آیه دارد که این خیلی تعین کننده است. میفرماید (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ) خدا برای شما دارد آیاتش را اینگونه بیان میکنم (لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ) که شما هدایت بشوید. در واقع میخواهد بگویید چیست؟ میخواهد بگوید توجه به این محور باعث هدایت انسانها میشود. این را خوب دقت بکنید، دقت بکنید توجه به محور وحدت، اصالت دادن به وحدت در یک زندگی زناشوئی، در یک رابطهی دوستانه، در یک زندگی شهری، در یک مجتمع آپارتمانی که مثلا 20 واحد آپارتمان هستند، اگر افراد به همین حول محور توجه کنند که در این 20 واحد آپارتمانی نباید با همدیگر دعوا و درگیری داشته باشند. من چند وقت پیش رفته بودم در یک واحد آپارتمانی چند بار مجبور شدم تردد بکنم، دیدم که اعضای این مجتمع چقدر همدیگر را دوست دارند، چقدر با هم مهربان هستند و دیدم مثلاً یکی از آنها آش درست میکند در خانهی همهی همسایهها در این چند تا واحد میآید آش میدهد. یک کسی مثلا یک غذای دیگر درست میکند میرود پخش میکند، به همدیگر کمک میکنند، به نیازهای همدیگر توجه دارند. عرض کنم خدمتتان که خیلی خوب است این، این باعث رحمت و مودت میشود. خداوند برکت را به اینها نازل میکند. اگر انسان به این توجه بکند، هدایت میشود. ولی اگر انسان همهی مسیرهای علمی و معنوی را برود و توجه به این اصل نداشته باشد، گمراه میشود.
وحدت، لازمه مرجعیت و تربیت
خواهش میکنم دقت بکنید چه گفتم. اگر انسان همهی مسیرهای علمی را برود، برود در بهترین حوزههای علمیه درس بخواند، ظاهراً بشود مجتهد، به او هم آیتالله بگویند. بشود یک مرجع تقلید، اما رمز وحدت برایش مهم نباشد، این مرجع تقلید جهنمی است. پیروان خودش و مقلدین خودش را هم جهنمی میکند. کماکان ما دیدیم در نظام حوزوی چه در شیعه دیدیم چه در اهل سنت دیدیم. مرجعی که توجه به وحدت جامعهی اسلامی نداشته باشد، رمز اسلام را نفهمیده است، رمز هدایت را نفهمیده است. یک کسی که میخواهد شوهر بکند، یک کسی که میخواهد زن بگیرد، اگر به این رمز توجه نکند، زندگیاش پر از دعوا و درگیری و طلاق میشود. این خیلی مهم است در تصمیمگیریها ما باید خیلی دقت بکنیم. یک مرد اگر رمز هدایت را فهمید، این مرد شایسته است که انسان یک دختر با او ازدواج بکند و اگر یک زن را این فهمید، این دختر شایستهی همسری یک مرد است. این خیلی مهم است. اگر یک پدر این را فهمید، شایسته است که بچهدار بشود و اگر نفهمید، خودش با همین روحیهی جهنمی که دارد میبیند که زندگی را بهم میزند. من را بیشتر دوست داری یا مامانت را؟ این چه سؤال جهنمی است که پدر باید بکند یا مادر باید بکند؟ چه کسی را بیشتر دوست داری؟ این سؤال نیست. پدر مادر پشت بچهها پنهان بشوند به همدیگر شلیک بکنند. گاهی وقتها بچهها پشت پدر مادر، بچهها زیرکانه، بچه از یک سال و نیم از دو سالگی میفهمد که میتواند با طرفداریهای مختلف پدر مادر را به جان هم بیاندازد. اگر یک پدر مادر ناشی باشند، با خودخواهیهای یک بچه ممکن است با هم دعوایشان بشود. پدر مادر باید حواسشان باشد که رمز سلامت و سعادت خانواده وحدت است. اگر بچه آمد علیه مادر حرف زد، پدر باید به شدت محکم باشد و جلوی بچه را بگیرد. نباید علیه مادرت حرف بزنی. این خطرناک است. آدمی که علیه مادرش یا پدرش حرف بزند، عاقبت به خیر نمیشود. این جهنمی است. آدم باید بچهاش را دوست داشته باشد. وقتی بچه میافتد به این، نه اینکه خوشحال بشود آره بگو ببینم مادرت چه کار کرد، بگو ببینم بابات چه کار کرد. خیلی خطرناک است. زن و مرد من گاهی وقتها زنهای آگاهی را میبینم که دارد طلاق میگیرد، جزء آن پنج درصدی است که طلاقشان جایز است، طلاق گرفته است. ولی اگر بچه به خودش بگویند راجع به شوهرت صحبت بکن، غیبت نمیکند. اگر بچهاش هم بخواهد راجع به بابایش حرف بزند، میترسد. ممکن است با یک مشاور راجع به شوهرش بگوید چون آنجا جایز است گفتن، غیب هم جایز است و لازم است. اما وقتی که بچهاش میخواهد راجع به پدرش حرف بزند، به بچهاش میگوید چون میداند بچه عاقبت به شر میشود، عاق والدین میشود، میگوید راجع پدرت حرف نزن، راجع مادرت حرف بد نزن. نه اینکه استقبال بکند که ببینید بچهام چقدر راجع آن میگوید، آن هم راجع این. بچه را میکنند توپ فوتبال خودشان. این رمز رمز فوقالعاده مهمی است.
وحدت، اصل اساسی در مدیریت و رهبری
اگر کسی به رمز اتحاد آگاه نباشد، به رمز هدایت دارم میگویم اتحاد که میگویم یعنی هدایت. قرآن میگوید (لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ) محال است کسی با روحیهی اختلافانگیزی و فتنه بتواند هدایت بشود و بتواند هدایت بکند. استاد، مربی، معلم، ریاست یک مجموعهی فرهنگی، مدیر یک جایی اگر این رمز را بلد نباشد، در زیر مجموعهی خودش موفق نیست و شکست میخورد. رمز هدایت اینجا. شما نگاه بکنید بزرگان دین ما، ائمهی ما آنجایی که حتی حق خودشان هم مطرح بوده، میگذاشتند کنار. میگفتند الان وقت این حرفها نیست. الان وقت این حرفها نیست چون جامعه اختلاف پیدا میکند. به امیر المؤمنین میگفتند آقا عید فطر شده است یا نه؟ هلال ماه رمضان رؤیت شده یا نه؟ امیرالمؤمنین نمیدانست ماه شده؟ هلال میفهمید. امام است. امام یعنی کسی که به تمام اوضاع جهان آگاهی کامل دارد چون خودش حضور دارد در همهی مراتب خلقت. ولی حضرت علی حرف نمیزند که آره عید شده است بروید روزههایتان را بخورید. میگفت بروید از عمر بپرسید. عمر خلیفه است، حاکم است. اگر عمر گفت که عید شده است، همهمان میخوریم. اگر نگفت، همه باید روزه بگیریم. نمیگذارد اختلاف بشود. به امام صادق میگفتند آقا عید شده است یا نه؟ ببینید منصور چه میگوید. منصور خلیفهی ظالم، یک کافر وحشتناک است که خود امام صادق را کشت. امام میگوید چون او الان حاکم است، بگذارید حرف آخر را یک نفر بزند که در جامعه اختلاف ایجاد نشود. یک نفر حاکم اسلامی باید بگوید الان ماه رمضان است، از فردا ماه رمضان است. درست است. اگر اشتباه بکند درست است و اگر یک کسی درست بگوید حاکم نباشد غلط است. خدا آن غلط را دوست ندارد. آن درستی که آن کسی که یک نفر و حاکم نیست دارد میگوید را خوشش نمیآید. اینکه امام در جنگ گفت غلط فرمانده بهتر از درست نیروی زیر دست است. فرمانده هرچه گفت همان کار را بکنید. اختلاف بینتان نباید باشد. در یک جمع اگر یک نفر حرف آخر را نزد، اختلاف ایجاد میشود. یک نفر باید تصمیم نهایی را بگیرد. یک کسی میگوید نه نظر من از همهی جمع بهتر است، این شیطان میشود. نظر من کارشناسانهتر است. ما باید این رمز را از علی(ع) یاد بگیریم، از ائمه یاد بگیرد که هیچ وقت در جامعهی زمان خودشان محور اختلاف و جنگ و درگیری نبودند.
امام حسین (ع) و حفظ وحدت
یک کسی ممکن است بگوید امام حسین چه؟ امام حسین جنگید. امام حسین ده سال بعد از حضرت مجتبی به احترام صلح برادرش همانطوری رفتار کرد. بعد از اینکه معاویه تخلف کرد، طبق قرارداد قرار بود کسی را جانشین خودش نگذارد. برداشت این مرد ظالم شرابخوار، قمارباز، بوزینهباز را برداشت کرد حاکم مردم. آن به سراغ امام حسین آمد و دستور کشتن حضرت را داد. حضرت مجبور شد از مدینه فرار بکند به مکه رفت. مکه توطئهی قتلش را چیدند که حضرت نیمه تمام اعمالش را باز هم اختلاف از آنها شروع شد و بعد هم رسالت امام که (عَلَی الاِسلام سَلام اِذ بُولیَت هذِهِ الاُمَّه بِراءٍ مِثلِ یَزید) فاتحهی اسلام را باید بخوانیم که اگر امت به حاکمی مثل یزید دچار بشود. والا ائمه همیشه وحدت را حفظ میکردند و اگر یک نفر حتی به ناحق الان حاکم شده است، نباید وسوسه انگیزی کرد. وحدت کشور اسلامی و جامعهی اسلامی از بین برود. لذا با اینکه قبول نداشتند خلفا را، اگر خلفا از اینها نظر تخصصی و مشورت میخواستند، به آنها کامل میدادند و حمایتشان میکردند. آن در کارها حضرت علی فرمود من 25 سال وزیر بودم برای آنها، برای این سه خلیفه وزیر بودم. به عشق وحدت جامعهی اسلامی ائمهی ما به حکام زمان خودشان مشاوره میدادند. نمیگفتند بگذار این شکست بخورد، بگذار این در سرش بگذار حالا که دیگر این ناحق است بگذار این مثلاً ضایع بشود. نه. علماء و مراجع ما با شاهان شما نگاه بکنید در زمانهای قبل از انقلاب بروید تا مشروطه و قبل از آن ببیند چقدر از مراجع و علماء ما با سلاطین و شاهان در کشور، در کشور شیعی همکاری میکردند که وحدت جامعهی اسلامی از بین نرود.
خطر تفرقه افکنی و همکاری با دشمن
الان بعد از انقلاب در کشور ما خواصی پیدا میشوند که حاضر هستند انگلیس بیاید، آمریکا را بیاورند، صهیونیستها بیایند اینجا و گراهای تمام فسادها را و نابودیها را میدهند به دشمن برای اینکه منافع خودشان تأمین بشود. اینها در بدترین جای جهنم قرار دارند. اگر یک کسی دشمن را و با دشمن ساخت و پاخت کرد، اگر یک کسی با دشمن وحدت پیدا کرد که یک خودی را بزند، از خبیثترین آدمها است در هر لباسی میخواهد باشد، دیگر فرقی نمیکند. اگر یک کسی حرف از اختلاف زد، حرفهای اختلاف برانگیز زد، این قطعاً جهنمی است و جهنم در پیش دارد و پیروان آن هم همینطور آلودهی جهنم میشوند.
نفرین امام رضا (ع) بر تفرقه افکنان
پس این رمز را دقت بکنیم. این مقدمه بود بحث امروزمان تا انشاءالله برسیم جلسهی آینده به اینکه راجع کاربردهای این بحث بخواهیم صحبت بکنیم که دریدن همدیگر یعنی چه؟ حضرت میفرماید که مواظب باشید در حریمهای همدیگر نروید. تند نشوید نسبت به همدیگر، همدیگر را پاره نکنید، با همدیگر دشمنی نکنید و نکتهی جالب اینجا است که حضرت بعد از اینکه این فرمایش را دارد که خیلی هم فرمایش دقیقی هم است، بعد از اینکه این نکته را فرمود، تازه بعد از این شروع میکند به نفرین کردن کسانی که خیلی عجیب است امام رضا نفرین بکند. یعنی امام رؤف، این امام مهربان میگوید هرکس اصول وحدت را حفظ نکند، من نفرینش میکنم و من نفرین میکنم که نه خیر دنیا ببیند نه خیر آخرت. خیلی عجیب است. یک کسی که شخصیتاً دعوایی است، شخصیتاً ترقه است، انفجاری است، چاشنی انفجاری میماند شخصیتاش، تشنجزایی دارد. از رحمت و هدایت قطعاً دور است. هرکس میخواهد باشد، هرکس میخواهد باشد، باشد. مردم باید در جامعه هوشیار باشند اگر کسی دیگران را به اختلاف، به چند دستهگی میکشاند، حتماً دشمن مردم است و دشمن دین است. این را ما باید بفهمیم که حالا بحث خیلی شیرینی در این جهت دارد که میگذاریم جلسهی آینده. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علیه و آله محمد و آله الطاهرین.