خانواده آسمانی – جلسه 203

متن کامل جلسه

فهرست مطالب

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره حمله‌های شیطان بود که به مناسبت توصیه امام رضا(ع) در نامه‌ای که به واسطه وجود مقدس حضرت عبدالعظیم(ع) به شیعیانشان داده بودند مطرح شد.

چهار نوع حمله شیطان

و گفتیم که شیطان چهار نوع حمله دارد و گفتیم که ما به این حمله‌ها نیاز داریم. انسان بدون شیطان به جایی نمی‌رسد. بدون وسوسه‌های شیطان باشگاه انسانیت بی‌مربی هست و تعطیل است و زمین بدون شیطان، زمین بدون تضاد، زمین بدون اختلاف، زمین بدون تعارض فلسفه خلقت خودش را از دست می‌دهد.

دنیا، زیباترین و پرخیر و برکت‌ترین جای عالم

دنیا خودش از اسماء الهی است، یعنی زیباترین و پرخیر و برکت‌ترین جاهای عالم هست. بهشتیان وقتی وارد بهشت می‌شوند حاضرند همه آن چیزی را که در بهشت دارند بدهند و برگردند به دنیا. چون آنجا می‌فهمند که دنیا چقدر برایشان خیر و برکت داشته و آنها توانستند با استفاده از آن زمین و امکانات دنیا، تضادهایش، تقابل‌هایش، اختلافاتش، مشکلاتش، محرومیت‌هایش و کمبودهایش به درجات عالی الهی و تخلق به اخلاق الهی برسند.

حسرت بهشتیان و جهنمیان برای دنیا

لذا جدای از جهنمی‌ها وقتی وارد برزخ می‌شوند حسرت پنج دقیقه دنیا را می‌خورند که ای کاش پنج دقیقه دیگر از آن وقتی که سال‌های سال مفت در اختیار ما بود به ما بدهند، پنج دقیقه حتی. بهشتی‌ها هم حسرت می‌خورند. بهشتی‌ها وقتی می‌فهمند که تضادها، تقابل‌ها، سختی‌های زندگی دنیا، محرومیت‌ها، اجابت نشدن دعاهایشان، کامروا نشدن در بعضی از خواسته‌هایشان چقدر به سودشان تمام شده، اینقدر که حضرت می‌فرماید مؤمن وقتی وارد بهشت می‌شود درجاتی در بهشت را می‌بیند که به واسطه دعاهایی هست که به اجابت نرسیده. می‌گوید ای کاش هیچ یک از دعاهای من در دنیا به اجابت نمی‌رسید. درجاتی از بهشت را می‌بیند که به خاطر سختی‌ها و مصیبت‌ها و محرومیت‌هایی بوده که داشته. دیگران برخوردار بودند و این برخوردار نبوده.

تفاوت درجات بهشتیان

لذا می‌فرماید بعضی از بهشتیان وقتی که به بالای سرشان نگاه می‌کنند، خیلی دور، می‌فرماید اینقدری که زمینی‌ها به ستاره‌ها نگاه می‌کنند چقدر فاصله است، ولی تشخیص می‌دهند که در آن فاصله دور دوستشان، همکلاسشان، خواهرشان، همکارشان، برادرشان در آن درجه عالی بهشت هست. رَبَّنا اِخوانُنا کُنّا مَعَهُم فَبِمَ فَضَّلتَهُم عَلَینا. خدایا اینها که با ما در دنیا یک جا بودند، همه با هم سر یک میز می‌نشستیم، در یک خانه بودیم، در یک جا کار می‌کردیم، در یک محل بودیم، آنها چرا اینقدر بالا و ما چرا اینقدر پایین؟ خداوند می‌فرماید شما برخوردار بودید در دنیا و آنها نداشتند و با این حال عبودیت خدا را به جا آوردند، ایمانشان را حفظ کردند. می‌فرماید شما می‌خوردید و آنها گرسنه بودند. شما سیراب بودید و آنها تشنه بودند. شما در امنیت بودید آنها در اضطراب و فشار بودند. شما در احترام بودید به آنها توهین می‌شد، تحقیر می‌شدند و فشارهای دیگر داشتند. شما از نعمت‌های دنیایی برخوردار بودید و آنها نبودند. تو بچه داشتی و او نداشت. چقدر هم دعا کرد که ما بچه به او بدهیم، ما ندادیم. تو سالم بودی او مریضی می‌کشید، درد می‌کشید. تو سالم بودی او سرطان داشت. تو در خانه‌ات بودی پیش خانواده‌ات او در بیمارستان بود. تو در امنیت بودی او در زندان و جهاد و جبهه و شهادت و اسارت بود. خیلی فرق است بین شما.

دنیا، باشگاه تبدیل انسان به خلیفه الله

تضادهای دنیا و مشکلات دنیا باشگاه تبدیل شدن انسان به خلیفه الله است. لذا خیلی بچه است یک کسی ذوق‌زده بشود به خاطر یک چیزهایی را دارد در دنیا. خود خدا می‌گوید به پیغمبر مثل بچه‌ای که دستش یک ترشکی، خود خدا می‌گوید ترش و شیرین، یک آب نبات به او بدهند خوشحال می‌شود. بعضی‌ها با یک ماشین، با یک همسر، با یک بچه، با یک اتومبیل، با یک پست، با یک ریاست، با یک مقام، با یک پول، با یک کارخانه، با یک ویلا تا عرش می‌روند. و با از دست دادنشان می‌روند ته جهنم. به غصه می‌افتند. اینها بچه‌بازی است. داشتن‌هایش نعمت الهی است باید از آن درست استفاده بکنی تا به حق نزدیک بشوی. خدا نکند یک کسی ثروت به او بدهد خدا و عرضه نداشته باشد از پولش چگونه استفاده بکند. نه خمس بدهد، نه زکات بدهد، نه انفاق بکند، نه دیگران را ببیند و فقط پس‌انداز و ذخیره، بخور بخور بخور. این دارد با این ثروت نعمت رسیده به او ولی این عرضه ندارد. حالا در بخش حمله سمت راست توضیح می‌دهم. نعمت دارد ولی نعمت برای این نقمت است. نصیبش شده است نمی‌داند از این چگونه استفاده بکند. یک کسی فقیر است تحمل می‌کند خدا را هم شکر می‌کند. این دو تا یکی هستند؟ ذوق‌زدگی و ناراحتیش هر دو بی‌فکری است، بچگی است. الان به تو یک بچه داد، یک پسر خوشگل، یک دختر خوشگل، یک زن داد، یک زن خوب داد. باید حواست باشد که من اگر ندانم با این چکار بکنم، با این نعمت بلد نباشم از آن استفاده بکنم، می‌دانید چقدر برای من دردسرساز می‌شود؟

نعمت‌های الهی و عدم استفاده صحیح

پیغمبر را خدا داد به خیلی‌ها و نمی‌دانستند با این پیغمبر چکار کنند و به جهنم رفتند. قرآن را داد به خیلی‌ها نمی‌دانستند با این قرآن چکار کنند. یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِین. با همین قرآن یک عده جهنمی شدند چون قرآن در خانه‌شان بود و نمی‌فهمیدند با این قرآن باید چکار بکنند. قرآن در دستشان بود و بلد نبودند از آن استفاده بکنند. نامه خدا به دستشان رسیده بود و حتی در عمرشان یک بار نامه خدا را نخوانده بودند. خیلی عجیب است آدم در خانه‌اش نامه خدا، معشوق اله، کمال مطلق و بی‌نهایت در خانه‌اش یک جلد، ده جلد قرآن هست. اینقدر که درس دانشگاه خوانده، کامپیوتر خوانده، زبان خوانده، فیزیک و شیمی و جبر و مثلثات خوانده، ادبیات خوانده، متون ادبی خوانده، تاریخ خوانده، روزنامه می‌خواند، مجلات می‌خواند، سریال نگاه می‌کند، کارتون نگاه می‌کند، فیلم نگاه می‌کند، ماجراهای تاریخی، افسانه‌ها. حتی یک بار، یک بار نامه خدا را نخوانده. اصلا من چکار دارد خدا با من؟ خدا این را فرستاده برای من فرستاده. با قیمت گرانی هم فرستاده. میلیون‌ها آدم به خاطر اینکه این به دست من برسد شهید شدند. میلیون‌ها انسان کشته شدند. میلیون‌ها بچه یتیم شدند. میلیون‌ها زن بی‌شوهر شدند. میلیون‌ها مادر داغ به دلشان ماند که جوان‌هایشان را از دست دادند. که این قرآن برسد به دست من و من حتی یک بار از اول تا آخر نخواندمش. این قرآن روز قیامت می‌گوید خدا لعنتت بکند. خدایا این را از رحمت خودت دورش بکن. حتی در عمر ده، بیست، سی، چهل ساله یک بار به من نگاه نکرد بفهمد من چه هستم. نخواست اصلا علاقه‌ای نداشت به من. انسی نداشت با من که بخواهد بفهمد من چه هستم.

حمله سمت راست شیطان: استفاده از قابلیت‌ها برای غفلت

بنابراین داشتن‌ها همیشه خوب نیست. یک کسی قرآن دارد با آن می‌رود جهنم. یک کسی استاد دارد با همین استاد خوب می‌رود جهنم. یک کسی یک شوهر خوب دارد و یک زن خوب دارد با همین شوهر خوب و زن خوب می‌رود جهنم. به این می‌گویند حمله سمت راست. شیطان در حمله سمت راست قابلیت‌ها، نعمت‌ها، توانایی‌های یک شخص را عامل غفلت او قرار می‌دهد، عامل انحراف او قرار می‌دهد. می‌بیند دستش به این آدم نمی‌رسد. این آدم مقدس‌تر از این هست که برود گناه بکند. نمی‌دانم معصیت‌های مختلف انجام بدهد. نمی‌کند این کار را. بدجوری وسوسه‌اش می‌کند که بکشد به گناه. نمی‌کشد. می‌گوید خدایا چکار بکنم؟ چون روی صراط است. روی صراط حمله چپ نمی‌تواند بیاندازدش. خوب چکار می‌کند؟ به راستش فشار می‌آورد. یعنی از کمالات این آدم استفاده می‌کند، هولش می‌دهد، می‌بردش جهنم. بعضی‌ها تیزهوشیشان، بعضی‌ها سوادشان، بعضی‌ها زیباییشان، بعضی‌ها ذهن قویشان، بعضی‌ها اینکه زیبا هستند بدبختشان می‌کند. می‌گوید من چطوری این را بپوشانم؟ من می‌توانم آرایش نکنم؟ من با این هیکل قشنگ. بعضی از مردها اینقدر بی‌حیا زندگی می‌کنند. من با این هیکل پول خرجش کردم در باشگاه که بیایم قیافه را نشان بدهم این هیکل را در خیابان. بعضی‌ها حرمت و احترامی که برایشان قائل هستند بدبختشان می‌کند. بعضی‌ها لیسانس و ارشد و دکتراشان بیچارشان می‌کند. همین نمی‌گذارد که برسد به بهشت. می‌گوید من حیفم الان دکترا دارم چکار کنم؟ می‌گوید باید یک کسی باشم برای خودم. از قرآن، از خدا، از آسمان، از بهشت، از غیب، از خانواده آسمانیش دور می‌کند. برو. بعضی‌ها طلبگی و لباس روحانیت بیچارشان می‌کند. ما کم نداشتیم کسانی که رفتند حوزه ای کاش که نمی‌رفتند. لباس روحانیت پوشیدند و ای کاش نمی‌پوشیدند. مجتهد شدند و ای کاش نمی‌شدند. مرجع تقلید شدند و ای کاش نمی‌شدند.

ظرفیت نعمت و خطر زیاده‌روی

نعمت باید ظرفیتش را داشته باشی. زیاد از حد مثل چربی گفتم قند و نمک است که چربی و قند و نمک لازم، خوشمزه و ضروری هست برای بدن و اما اگر بیشتر جذب بشود مصرف نداشته باشی بیچاره‌ات می‌کند. در مسائل مالی خداوند می‌فرماید یک کسی که پول ذخیره داشته باشد به پیشانی و پهلویش چسبانده می‌شود. نمی‌شود یک کسی پول را ذخیره بکند. سکه ذخیره کند، پول ذخیره کنی. این باید بچرخد. بفرست در اجتماع بچرخد. دست مردم قرض بده. قرض‌الحسنه راه بیانداز. کمک کن. انفاق کن. زیادی تجمعش عفونت است. این همه آدم روی زمین نیاز دارد. خانواده آسمانیت برای اینکه میلیون‌ها یتیم او برسند به خانواده آسمانی خودت، به پدر مادر خودت برسند. این همه ایتام وجود دارد روی کره زمین، ایتام مادی فقط نه. ما تا می‌گوییم پول خرج کن می‌گوید بروم جهیزیه بدهم، شکم کسی را سیر کنم، غذا بدهیم. یک جا فکر می‌کند انفاق یعنی این. نه، انفاق مهمترین مصرف انفاق مصرف فرهنگی هست. این میلیاردها آدم از اهل بیت دورند، از خدا، از معشوقشان دورند. باید برای اینها هزینه کرد. اینها را بیدار کرد. ذخیره اصلا یعنی چه ذخیره؟

خطر کمالات مثبت در صورت غفلت از الله

هر کمالی که تو را از غیب و انس با الله می‌اندازد حتی اگر کمال مثبت باشد خطرناک است. یکی از اساتید ما می‌گفت شب‌ها که بلند شدید هی نگویید الان وقت دارم دو صفحه کتاب بخوانم، مطالعه کنم. بس است. بگذار کنار این کتاب را. قرآن بخوان. اگر دیدی قرآن خواندن حواست را از الله هم پرت می‌کند قرآن هم نخوان. گاهی اوقات انسان درگیر کلمات و الفاظ و معارف می‌شود باز از خود خدا غافل می‌شود. هیچ کاری نکن اصلا همینطوری بنشین. یک جاهایی آدم باید ترمز را بکشد. یک سلسله کارهای خوب را نکند اصلا به نفعش نیست کارهای خوب. خدمت به مردم، هیئت، بسیج، جمکران، این طرف آن طرف. اصلا باید نکند این کارها را. چون می‌بیند وقتی کارها را می‌کند پروازی اتفاقی نمی‌افتد. انسی با غیب اتفاق نمی‌افتد. حرکتی اتفاق نمی‌افتد. تولید شادی و آرامشی نمی‌شود. مرده‌شور این نماز را ببرند که قرار است در من هیچ آرامش و شادی ایجاد نکند. این نماز مستحبی‌ها همه را ول کن. همان واجباتت را بخوان که جهنم نروی ولی برو تو فکر کن ببین چرا اساساً انس با آسمان، غیب، بهشت و الله نداری.

رشد روزافزون در انس با الله

ما باید حواسمان باشد. حضرت می‌فرماید کسی که روز به روز انسش به الله و آسمان و غیب بیشتر نمی‌شود بهتر است که بمیرد. مثل جنینی است که در رحم مادر است. الان سه ماه است که حرکت نمی‌کند. اضافه نشده به او هیچ چیزی. یعنی در رحم مادر تکان نمی‌خورد. ما در رحم دنیا هستیم داریم می‌رویم سمت برزخ. اگر قرار باشد روز به روز رشد نکنیم فرمود مَن ساوا یَوماه کسی که دو روزش مساوی است باخته است. مساوی بودن یعنی توقف. توقف یعنی ضرر. و کسی که دیروزش بهتر از امروزش باشد مغبون، باخته، عذر می‌خواهم مغبون است، باخته کسی که دو روزش با هم مساوی باشد. و کسی که دیروزش بهتر از امروزش باشد یعنی الان باید اینجا باشد برگشته عقب. یعنی از هدف دور شده. دور را می‌گویند لعن. لعنت یعنی دور باد. لعن یعنی دوری. فَهُوَ مَلعُون. این شخص دور شده از آن چیزی که باید به آن می‌رسیده. الان هفته سیزدهم در رحم است باید یک شکل اینطوری داشته باشد. مثل بچه‌ای هست که هفته پنجمش است. خطرناک شد این پنج هفته را کی می‌تواند جبران بکند؟

هر چیزی که انسان را از الله غافل کند، خطرناک است

هر چیزی که خیلی زیبا می‌گوید امام رضا(ع) می‌فرماید پست آدم پست و پستی این است که انسان یک چیزی داشته باشد فرق نمی‌کند خوب یا بد، مقدس و غیر مقدسش نه. مَن کانَ لَه شَیءٌ یُلهیهِ عَنِ الله. هر کس یک چیز و دلخوشی داشته باشد که او را از الله غافلش بکند. انگشتان را نگاه بکنید حس، خیال، وهم، عقل. این چهار تا کمالاتی هستند که می‌تواند فوق عقل را غافل بکند و نگذارد غذایش را بخورد. می‌خواهد عقل و درس و علم باشد، می‌خواهد مقام و ریاست و وهمیات باشد، می‌خواهد تجملات و کارهای زینتی باشد، زینت‌ها و تجملات باشد، می‌خواهد ماده و پول این چیزها باشد. هر چیزی که نمی‌گذارد تو نمازت را بخوانی، حضور قلب داشته باشی، نمی‌گذارد سحر داشته باشی، نمی‌گذارد شب داشته باشی، نمی‌گذارد ذکر داشته باشی، نمی‌گذارد شاد باشی، زیادی به آن چسبیدی. شوهر است زیادی شلوغ کردی دلت را با آن. زیادی به آن وابسته شدی. زنت است زیادی به آن وابسته شدی. بچه‌هایت هستند زیادی به آنها وابسته شدی. شغلت است زیادی دارد ذهنت را مشغول می‌کند. کارهای خیرت است زیادی دارد مشغولت می‌کند. کارهای خیر هم خوب نیست آدم وقتی غافل می‌شود از الله هیئت بازی و مسجد بازی و نمی‌دانم حرم بازی بکند. اگر حرم قرار است برویم باید دیدار، ملاقات، ذکر. هر وقت دیدار هست باید دیدار باشد، لذت و ذکر و شادی و آرامش. منت‌گذاری نباشد که من سی سال آدم هیئت حالا مزدم را می‌خواهم. چرا من این همه سال آمدم هیئت گفتم بچه‌ام را شفا بده ندادی؟ خاک بر سرت. همه از دست رفت. مگر این حرم آمدن برای این است که ما بچه‌مان شفا پیدا بکند یا دنیامان آباد بشود؟

عشق بی‌طمع به خدا و ائمه

عاشقی فقط عاشقیش خوب است. دو تا رفاقت یعنی رفاقت دو نفره. از توی این رفاقت دو نفره فقط عشقش به درد می‌خورد. اگر در ذهن یکیشون بده بستان آمد غلط می‌شود، جهنم می‌شود، خودخواهی می‌شود. در یک رابطه اگر طمع آمد گند می‌خورد در آن. وقتی با امام رضا می‌روی زیارت طمع نداشته باش. با خدا هستی طمع نداشته باش. خدا رحمت کند میرزا را می‌گفت با خدا هم طمع نکنید. خدا را برای چیزی غیر از خودش نخواهید. طمع نداشتن به خدا یعنی خدایا خودت عزیزی، خودت محبوبم هستی، خودت دوست داشتنی هستی. یک صحنه قشنگ در یکی از این فیلم‌ها نشان داد. پسر به دختر گفت تو با من خوشبخت نمی‌شوی. گفت من اصلا خوشبختی نمی‌خواهم. گفت پس چی؟ گفت من تو را می‌خواهم. خودت خوبی. با تو جهنم هم خوب است. خوش به حال رفاقت‌های اینطوری. من دنبال خوشبختی نمی‌گردم من خودت را می‌خواهم خدا. خدایا برای بهشتت نیست که دوستت داریم. برای هیچ چیز دیگر نیست که دوستت داریم. برای هیچ چیز دیگری نیست که دوستت داریم. دوست داریم. دوست داشتنی هستی. خدایا تو خیلی نازی، خیلی عزیزی. اصلا رفیقی. اصلا لیاقت عاشقی داری. من غیر از تو اگر عاشق دلم به غیر تو بند باشد که دیگر باختم. خودت قشنگی، خودت خوبی، خودت مهربانی، خودت نازی، خودت می‌ارزی که من با تو حرف بزنم. این اسم‌ها را نگاه کنید. این اسم‌ها را برای کی گفتند در جوشن کبیر؟ پس ما کی می‌خواهیم از آنها استفاده بکنیم؟ انیس، مونس، حبیب، محبوب. اسم‌ها را نگاه کنید. طبیب. پس این یعنی چه؟ یعنی یک خدای اینقدر ناز.

خطر خودبرتربینی و تکبر در افراد خوب

در حمله سمت راست ما نقاط قوتمان بدبختمان می‌کند. آدم‌های خوب بیشتر در معرض قهر با خدا قرار می‌گیرند. چون می‌گوید من گناه نمی‌کنم که. من معصیت نمی‌کنم که. من خیلی آدم مثبتی هستم. هم سر بندگان خدا منت می‌گذارند. فخر فروشی می‌کنند. دیگران را ریز می‌بینند، کوچک می‌بینند. وای به حال کسی که خدا نکند بیارد خودش را مقدس‌تر، بهتر، بالاتر از یک کسی نگاه بکند. همین در مخیله آدم آمد خطرناک می‌شود. نه من که اینها همه غرق در گناهند. من غرق در عبادتم. اینها همه غافلند. من یک عمر دارم خدمت می‌کنم. همین بیچاره می‌کند آدم را. شیطان چگونه رانده شد؟ شیطان معصیت می‌کرد مگر؟ شما ببینید یک معصیت ظاهری شما از شیطان سراغ دارید؟ شیطان مشکلش فحشای باطنی بود. حسادت، تکبر، خودبرتربینی. این حسادت و تکبر و خودبرتربینیش از کجا آمده بود؟ از عبادت‌هایی که کرده بود. شش هزار سال عبادت. جن است. رسیده به مقام فرشته‌ها. اینقدر رفته بالا در مقام فرشته‌هاست. خدا نمی‌گوید من فرشته‌ها و شیطان را مورد خطاب قرار دادم. وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ. خدایا جن که ملائکه نبود. جزو فرشته‌ها نبود که. می‌گوید این در مقام آنها رسیده بود. آنقدر عبادت کرده بود رسیده بود آنجا. یک ملک شده بود برای خودش. ولی فحشای باطنی داشت. تکبر، خودبرتربینی، حسادت. این خیلی خطرناک است.

سیر عبادی در حرم ائمه و دعای عالیه المضامین

این توصیه‌ای که همیشه کردم به عزیزان این هست که شما هر وقت می‌روید حرم ائمه یک سیر عبادی دادم. حالا به بهانه این دعا این سیر را هم تکرار کنم که ما حرم برویم چکار بکنیم؟ گفتم بعد از اینکه شما غسلتان را کردید. حالا با دعاها و تشریفات و استغفار و لا حول و لا. وقتی رسیدید به حرم اذن دخول که خیلی مهم است. اذن دخول را سعی کنید با حضور قلب بخوانید. بفهمید چه می‌خوانید. وارد حرم بشوید. بهترین زیارت آنهایی که می‌توانند حوصله‌اش را دارند زیارت جامعه کبیره است. اگر حوصله ندارید از همان زیارت‌نامه‌هایی که معمولی دست مردم هست بخوانید. اما اگر کسی می‌خواهد عاشقی بکند، خوب حرف بزند با امام رضا، جامعه کبیره کاملترین زیارت جامعه کبیره. بعدش مقام دوم دو سه صفحه بعدش اَللّهُمَ اِن کانَت ذُنوبی قَد اَخلَقَت وَجهی. خدایا اگر گناهان من زشتم کرده تو روی زیبایت را از من بر نگردان. خیلی قشنگ است این دعا. بعد از زیارت ائمه آخرش بیایید عالیۀ المضامین را بخوانید. عالیۀ المضامین خیلی به شما قدرت می‌دهد، انرژی می‌دهد. عالیۀ المضامین با سلول به سلول وجود شما حرف می‌زند. تمام قوای شما را در عشق بازی با خدا در خیرخواهی در آدم شدن فعال می‌کند. یک بار فارسی بخوانید. آنهایی که عربی بلد نیستند اصلا عربی نخوانند فارسی بخوانند. بعد از اینکه شما این کار را کردید آخر عالیۀ المضامین چند تا دعا دارد. خیلی دقت بکنید ببینید معصوم دارد چه کسی را تربیت می‌کند. معصوم می‌خواهد یک مثل خودش را تربیت بکند با این دعا. حتماً عالیۀ المضامین را بخوانید با حضور قلب. همه را هم از دلتان واقعاً بخوانید. آن موقع هست که هر کدامش را بپذیری یک شباهتی بین تو و الله و خانواده آسمانیت ایجاد می‌شود.

دعاهای عالیه المضامین: درخواست عقل کامل و عزت ماندگار

اَللّهُمَ ارزُقنی عقلاً کاملا. خدایا یک عقل کامل به من بده. خوب دقت کن. کم چیزی است عقل کامل؟ وَ لُباً راجِحا. یک خرد، یک تیزبینی. لُب از عقل حساستر است. لُب یک مرحله بالاتر از عقل است. عقل امکان گرفتاری‌های خیلی زیادی دارد. لُب نه. لُب خیلی ایمنیش بالاتر است. مثل یک ماشینی هست که مثلا شما کیسه هوا ندارد با یک ماشینی که هشت تا کیسه هوا داشته باشد. یعنی شما با هر طرف تصادف بکنی کیسه هوا نمی‌تواند به تو صدمه بزند مگر اینکه یک آسیب‌دیدگی خیلی جدی باشد که ماشین بیافتد ته دره مثلا ضربه بخورد به انسان یا منفجر بشود. لُب اینطوری است. خیلی قدرتمندتر از عقل است. لذا قرآن صفت‌های خیلی برتر را به اولی الالباب می‌دهد. گردن کلفت‌ها، زرنگ‌ها، تیزها اولی الالباب هستند. ولی می‌گوید وَ لُباً راجِحا. از عقل بالاتر لُب به من بده. وَ عِزاً باقیا. عزت به من بده. یک عزت ماندگار.

خطر محبوبیت و شهرت

آدم‌هایی که در دنیا معروف می‌شوند، مشهور می‌شوند، عاشق زیاد پیدا می‌کنند، دستبوس پیدا می‌کنند خطرناک می‌شوند. خیلی خطرناکند آدم‌هایی که معروف و مشهور و محبوب می‌شوند اگر خودشان هم باورشان بشود خیلی خطرناک می‌شوند. لذا امام سجاد(ع) عرض کردم هفته گذشته عرض کرد به خداوند خدایا پناه می‌برم به تو از اینکه مردم من را دوست داشته باشند به خاطر تو و تو از من بدت بیاید. خیلی خطرناک است. در فامیل دیدید اگر عزیز شدید، عروس عزیزی شدی، داماد عزیزی شدی، داری خطرناک می‌شوی. حواست باشد باید تواضعت نسبت به آن عروس بد، باجناق منفور بیشتر بشود. گفتن تو بهترین داماد این خانه هستی خیلی خطرناک می‌شود. تا از تو تعریف کردند باید حواست باشد بروی خودت را بچسبانی به آنهایی که می‌گویند خوب نیست. بهترین عضو کلاس، شاگرد ممتاز. تا به تو گفتند، تا آمدی خاص بشوی خطرناک می‌شوی. آدم‌های خاص.

تربیت فرزندان نخبه با تواضع و ادب

الان کسانی که بچه‌هایشان را می‌فرستند تیزهوشان یا بعضی الان مراکزی هست که یک اسم‌هایی می‌گذارند نخبگان، بنیاد اینها. این بچه را از پنج سالگی، ده سالگی می‌کنند در سرش تیزهوش و نخبه. خودش هم باور کرده. نمی‌گویند نروند، بروند ولی پدر مادر باید تربیت بکنند این بچه را. باید به او ادب یاد بدهند. تواضع یاد بدهند. باید مواظب باشد فردا دکتر شد، مهندس شد، مخترع شد، کاشف شد. من دانشمندان هسته‌ای خودمان را دیدم. آنهایی که اوج بودند، کارهای بزرگی کردند که تمام دانشمندان دنیا نمی‌توانستند انجام بدهند. یک زن و شوهر بیست و سه ساله بودند. یک دختر محجوب، چادری، مؤمن. شوهرش هم همینطور. به آنها گفتم شما چطور شد این کارها را کردید؟ فاطمه زهرا به من کمک کرد. اصلا این نابغه بودنشان هیچکدامشان را خراب نکرده بود. اینقدر ادب، تواضع. یک دختر پسر، زن و شوهر مؤمن یک کشور را ده‌ها سال بردند جلو. مورد بی‌مهری قرار گرفتند آن زمان از طرف آنهایی که مسئول بودند. حتی حقوق هم به آنها ندادند. اصلا نه ناراحتی نه چیزی. ما عاشق کشورمانیم.

خطر خودشیفتگی و عدم پذیرش درگاه الهی

تا آمدی خاص بشوی باید خیلی حواست جمع باشد. عزت، مشهور شدی. خانواده گفتند بهترین عضو ما. خانمت گفت قشنگترین و بهترین و مهربانترین عضو خانواده ما تو هستی. یا گفتند خانم فرشته خانه ما تو هستی. مواظب باش روحیه‌ات با شوهرت خرابت نکند. اگر محبوب‌تر شدی با شوهرت با بچه‌هایت رابطه‌ات خراب نشود. گاهی اوقات پدر مادرها آنقدر دچار خودشیفتگی می‌شوند که بلد نیستند با بچه‌هایشان چگونه رفتار بکنند. بچه دیگر عاشق این پدر نمی‌شود. آدم خودشیفته هیچکس دوستش ندارد. خدا رحمت کند مرحوم میرداماد را. میرداماد خیلی بزرگ است. استاد ملاصدرا است. ملاصدرایی که امام می‌فرماید وَ ما اَدراک ما صَدرُ المُتِأَلِهین. تو چه می‌دانی صدر المتألهین کیست؟ استاد ملا صدراست. یک آدمی که می‌گوید من حکیم را حکیم نمی‌دانم مگر اینکه خلع بدن برایش عادت شده، ملکه. خلع بدن می‌دانید یعنی چه؟ یعنی الان بدنش را رها می‌کند همینجا. خودش می‌رود کربلا و مکه. بعد از چند دقیقه می‌آید در بدن خودش. یک آدم اینطوری بدن را رها می‌کنند، بدن تولید می‌کنند حتی چند تا. این را می‌گویند حکیم. می‌گوید من اصلا حکیم را حکیم نمی‌دانم اگر این کارها را نه که نکند، می‌گوید اگر برایش سهل نشده باشد من اصلا حکیم نمی‌دانمش. یک آدم به این بزرگی، شاه عباس شنیده این آدم با آدم‌های خاصی در محل می‌گردد. با اراذل و اوباش‌ها، قهوه‌خانه‌ای‌ها، این طرفی‌ها و آن طرفی‌ها. بعد حالا ماندن که یکطوری به او بگویند که خوب بد است برای شما که با اینها می‌گردید. شاه گفت شنیدم بعضی‌ها با آدم‌های اینطوری می‌گردند. او چطوری جواب می‌دهد؟ می‌گوید نه من که با آنها هستم بزرگی در آنها ندیدم. من در آنها هستم آقا. من با اینها زندگی می‌کنم ولی در آنها آدم بزرگی ندیدم. آخ آخ خدا نکند آدم کمالات خودش را ببیند. نماز شبش را ببیند. عبادتش را ببیند. خواب‌هایش را ببیند. قربش را ببیند. خدمت‌هایش را ببیند. اینها خیلی خطرناک می‌شود.

اهمیت ادب و ظرفیت نعمت

وَ قَلباً زَکیا. این دیگر خیلی خطرناک شد. یک قلب پاک به من بده و یک عمل خیلی زیاد و یک ادب خیلی بالا. می‌دانید که ادب از تمام چیزها واجب‌تر است برای یک نفر. اگر یک نفر اوج علم، اوج معرفت باشد آدم بی‌ادبی باشد. ادب یعنی چه؟ یعنی بداند با هر کسی باید چگونه رفتار بکند. نه اینکه بگوییم بی‌ادب حرفی چیزی از دهانش بیرون نیاید. نه ادب. بعد می‌فرماید وَ اجعَل ذلِکَ کُلَهُ لی. خدایا همه اینها را به نفع من بده. وَ لا تَجعَلهُ عَلَیَ. به ضرر من به من نده. یعنی اگر قرار من ظرفیت ادب ندارم یک بی‌ادبی که پررو نشود بهتر از یک باادبی هست که پررو باشد و خودشیفته باشد. لذا اگر آدم ظرفیت نداشته باشد هر نعمتی ولو نعمت خوب هم خدا به او بدهد شیطان از همان طریق بدبختش می‌کند. می‌گوید تو، تو می‌دانی چه کسی هستی؟ تو کسی هستی که اینهمه در لشکر اسلام کار کرد. مگر همین گردن کلفت‌ها نبودند که خدماتشان را آوردند ریختند سر پیغمبر؟ ماییم سر امیرالمؤمنین ریختند خدماتشان را. ما این همه سابقه داریم پس ما چی؟ امیرالمؤمنین می‌گوید آدمی که اینطوری هست به درد من نمی‌خورد. من مالک به درد من می‌خورد که به او می‌گویم بجنگ می‌جنگد. به او می‌گویم بیا عقب می‌آید عقب.

خطر خودبینی و خودپسندی

در حمله سمت راست نقاط قوت باز دارم می‌گویم نعمت‌های الهی، نعمت‌هایی که خدا می‌دهد، موفقیت‌های بیرونی خطرساز است برای انسان. نعمت‌های مادی و معنوی، هوش، نبوغ، ثروت، شهرت، زیبایی، قدرت، عزت، محبوبیت، معنویت. اگر کنترل نشود مثل چربی کنترل نشده است. چربی چیز بدی نیست. شکر چیز بدی نیست. قند چیز بدی نیست. نمک چیز بدی نیست. اما اگر کنترل نشده باشد همان نابودت می‌کند. برای همین پیامبر فرمود اگر شما گناه نکنید من از یک چیزی بدتر از گناه می‌ترسم از شما. بدتر از گناه. بدتر از گناه را اصطلاحش شما یک کتاب اخلاق سراغ دارید بدتر از گناه را که تیتر کرده باشد برای شما؟ پیامبر تیتر می‌کند. گناهانی هست که از یک آلودگی‌هایی هست که دیگر نمی‌شود اسم گناه برایش گذاشت. خیلی بالاتر است. فرمود لَولَم تَذنِبوا لَخَشیتُ عَلَیکُم هو اَکبَرُ مِن ذلِک اَلعُجب. اَلعُجب. اگر گناه نکنید من به بدتر از گناه می‌ترسم از شما. آن چیست؟ خودبینی، خودپسندی، شیفتگی به خود. این شیفتگی به خود باعث می‌شود انسان دیگر از خدا غافل بشود. شب ندارد، سحر ندارد، گریه ندارد، اشک ندارد، توبه ندارد. علامت یک آدم خودشیفته این هست که مقصر نمی‌بیند خودش را. گناهانش را اصلا. اینقدر غرق عبادت و کارهای خیر هست که یادش می‌رود چه معصیت‌ها، چه مفاسد اخلاقی، چه فحشاهای باطنی دارد. این آدم اصلا یادش می‌رود. می‌بینی گریه‌اش نمی‌گیرد. ده روز رفته در حرم گریه ندارد. اسم جهنم می‌آید، استغفار می‌آید. به گناهکارها نگاه می‌کند، زیرکی نگاه می‌کند که این بنده خدا که الان مثلا گناهکار می‌داندش این حالش چیست؟ برو به خودت نگاه کن. یک کسی که گریه ندارد، حالت استغفار ندارد، حالت معذرت‌خواهی ندارد، حالت توبه ندارد، حالت انکسار ندارد این قطعاً خودشیفته است. یقیناً خودشیفته است.

شکسته دلی در کوی خدا

در کوی ما شکسته دلی می‌خرند و بس
بازار خودفروشان زآن سوی دیگرست

خطر خودبرتربینی در روابط

یک کسی که خودش را در مقابل یک نفر گنده دید، بزرگ دید، برتر دید خیلی خطرناک است. این زن لیاقت من را ندارد. من با این رفیق بشوم. من با این ازدواج بکنم. آخ آخ ما دیگر برای خودمان کسی شدیم. این زن هم دیگر الان به کلاس من نمی‌آید. دیگر قواره من نیست. بابا عزیزم شما با هم از دهات آمدید. این ماند در خانه زحمت کشید. تو رفتی در اداره و کار درس خواندی و دیپلم گرفتی و لیسانس گرفتی. حالا می‌گویی این زن قواره من نیست. بمیری الهی. در زن‌ها البته این انحراف خیلی خیلی کمتر هست ولی در مردها خیلی است. به قول یکی از این هنرپیشه‌ها و هنرمندها تلویزیون خودش می‌گفت پشت دوربین می‌گفت ما هنرپیشه‌ها تا یک ذره مشهور می‌شویم پشت دوربین اول می‌رویم زن‌هایمان را طلاق می‌دهیم. خانمان دیدید بعضی‌ها خانه‌شان زود بی‌ظرفیت هستند. زود خانه‌اش را عوض می‌کند. می‌گوید دیگر این محل و مردم این محل در کلاس ما نیستند.

تغییر محل زندگی و تأثیر آن بر تربیت

یک کسی آمد به من گفت آقای شجاعی تو را به خدا دعا کن استاد من چهل تا جمکران نذر کردم خانه‌ام را از جنوب ببریم بالای شهر. یعنی از منطقه فطرت‌گراها و خوش آب و هوای فطری که در آن پر از ثروت و هوای تازه فطرت هست بروم یک جایی که کمبود هوای اکسیژن فطری وجود دارد. گفتم می‌فهمی داری چکار می‌کنی با خودت؟ نه. اینجا بعد از یک مدتی آمد گفت بچه‌ام، دخترم منحرف شده، فاسد شده، بدبخت شده، بیچاره شدم. شوهرم رفت یکطور دیگر. بله. شوهرت چرا آنطوری شده؟ چون اکسیژن گیرش نیامده. آدم اکسیژن گیرش نیاید خفگی به آن دست می‌دهد. آدمیتش خفه می‌شود.

ترک محرمات و انجام واجبات بدون غرور

گناه نکردن خوب است. گناه نکند انسان. ترک محرمات و انجام واجبات. اما اگر محرمات را انجام ندادی و واجبات را ترک کردی لوس نشوی. ما استادمان وقتی به ما ورزش‌های رزمی یاد می‌داد خودش دان ۱۰ بود. اینقدر این آدم مؤدب، متواضع. بعد می‌گفت بچه‌ها راضی نیستم از شما اگر یک موقع در خیابان با یک کسی درگیر بشوید. اگر کسی زد در گوشتان سرت را بیانداز پایین برو. نگویی من کاراته بلدم، چی بلدم، چی بلدم. بگویی زده الان باید استخوان‌هایش را خورد کنم. بعضی‌ها اینقدر بی‌ظرفیتند که حد ندارد. می‌دانی با چه کسی حرف می‌زنی؟ طرف تخلف بیّن کرده. سرباز است بیچاره آمده می‌گوید آقا تخلف کردی. برگه جریمه را دارد. کارتش را در می‌آورد به طرف نشان می‌دهد. می‌دانی من کی هستم؟ من را جرأت داری جریمه کن.

تواضع در موفقیت‌ها و مقامات

هیچ موفقیت ظاهری، هیچ شغلی. من بعضی از اولیاء خدا را می‌شناختم شهید شدند. اینها پست‌های خیلی بالایی داشتند اما تا لحظه‌ای که شهید شدند پدر مادرش هم نمی‌دانستند که اینها چکاره هستند. برادرش، خواهرش، زنش نمی‌دانست این چه موقعیتی دارد. می‌گفت من یک کارمندم آنجا دارم کار می‌کنم. چقدر از این فرمانده‌های بزرگ جنگ را داشتیم پدرشان مادرشان نمی‌دانستند اصلا اینها فرمانده هستند آنجا. اما این الان دانشجوی سوم تازه رفته دانشگاه. دانشجوی سوم پزشکی است. می‌گوید من آقای دکتر فلانی هستم. بابا حالا کو تا دکتر بشوی. لیسانس است می‌گوید من دکترم. ما یک جایی سخنرانی می‌کردیم با چند تا از این علما. همین علمایی که تلویزیون هم نشانشان می‌دهند. به همه ما گفتند آقای دکتر فلانی آمد. گفتم من قبل از آمدن به این گفتم آقا من دکتر نیستم. رفتی آنجا نگویی ما دکتریم. گفت بابا اینها برای بالا رفتن کلاس‌های خودشان مجبورند ما را دکتر بکنند. چون کلاس خودشان را بالا ببرند. خاک بر سر کسی که می‌خواهد گنده بکند خودش را و هی دروغ بگوید. مبالغه‌هاش هم خوب نیست. سال سومی بگو سال سومم. دو تا کتاب خواندی نگو من تخصص دارم. من خودم حرفه‌ای این کارم. خیلی خطرناک است. دیگر این آدمی که اینطوری نگاه می‌کند به خودش سحر ندارد، استغفار ندارد، سجاده ندارد، گریه ندارد، آه ندارد. اصلا راه و انس و شادی به خانواده آسمانیش ندارد. اصلا نمی‌تواند انس بگیرد. رفت و آمد نمی‌تواند برقرار کند. چون اصلا آنجا اینطور آدمی را نمی‌پذیرند. اهل بیت کسی را می‌پذیرند که مثل خودشان نسبت به بقیه مردم رحمت باشد، مهربان باشد، دستگیر باشد، بی‌توقع دستگیر باشد. ائمه یک آدم را اینطوری دوست دارند. پس مواظب حمله سمت راست باشیم.

استفاده از نعمت‌ها برای کمک به دیگران

یعنی هر نعمتی قرار است بیاید تا دیدی خانه صاحب خانه شدی هنوز خواهرت مستأجر است حواست باید باشد تواضع بیشتری داشته باشی. ماشین خریدی آنها نخریدند. سریع بروید در خانه آنها. می‌خواهیم برویم شمال، می‌خواهیم برویم زیارت. بیایید با ماشین ما برویم. من بچه‌هایی در فامیل می‌شناسم اینها ماشین دارند ولی وقتی می‌داند در فامیل الان می‌خواهند از مراسم بروند بیرون چند نفر بدون ماشین هستند سوار ماشین خودش هم نمی‌شود. پسرش به یک کسی دیگر می‌گوید آقا شما اینها را سوار کنید بیایید من خودم پیاده می‌روم. بعضی‌ها کیف می‌کنند در یک جایی به بقیه بگویند ما اتومبیل داریم. ما خانه داریم. ما صاحب خانه‌ایم. من موبایلم اینطوری است. من تلفنم اینطوری است. خیلی عشق می‌کنند اینها را به بقیه نشان بدهند. این آدم اصلا نمی‌تواند اوج بگیرد. یک کسی که ماشینش می‌گیردش، لباسش می‌گیردش. مرده‌شور این ماشین را ببرند که تو را دفنت کرده. تو مردی همان ماشین را خریدی مردی. تو دیپلم را گرفتی مردی. خدا رحمت کند علامه را شوخی می‌کرد می‌گفت به کسی می‌گفتند فلانی مُرد. گفت اِ این که دیپلم داشت چطوری مُرد؟ حالا دیپلم آن موقع‌ها خیلی چیز بوده قدیم‌ها. یک کسی مدرک می‌گیرد دفن می‌شود شخصیتش. همان موقع مدرک را گرفتی مردی. تمام شد. ای کاش نمی‌گرفتی.

شکست‌ها، فرصتی برای رشد

لذا در حمله از عقب دو تاش را گفتیم گناهان و کدورت‌ها. شکست‌هایش را نگفتیم. شکست‌ها هم حمله‌های از عقب است. اگر یک موقع شکست خوردی شکست‌ها خیلی‌هایش به نفع انسان است. عرضه داشته باش از شکست‌ها. طلاق بود، مرگ بود، رد شدن در کنکور بود، قبول نشدن بود، رأی نیاوردن بود. هر چیزی دیدی به نفع خودت استفاده بکن. نه اینکه غصه بخوری. اگر غصه خوردی که بدبختی. یک طلاق اتفاق افتاده یک فرصت است. یک شکست است. استفاده کن از آن به عنوان فرصت. تهدید نگاه نکن. مثلا حالا این یک شیطان یکسره می‌آید ما را می‌زند. بعضی از دخترها مثل بعضی از پسرها، دخترها بیشتر این اشتباه را می‌کنند تا پسرها. الان دوران عقد است. رسیدند به اینجا که به درد هم نمی‌خورند. اصلا این پسر پسر به درد بخوری نیست. این اصلا نمی‌تواند. سالی که نکوست از بهارش پیداست. این دختر اصلا به درد این زندگی نمی‌خورد. این دختر نمی‌تواند کمالات اقتصادی را می‌کشد. نه مهارت‌های اقتصادی حالیش می‌شود نه مهارت‌های عاطفی و نه مهارت‌های معنوی. اصلا قابلیت ندارد. حالا فقط خوشگل است یا حالا مثلا فقط پدرش پولدار است یا نمی‌دانم هر طور دیگری. تو به هر دلیلی مدرک تحصیلیش بالاست، پول دارد، شاغل است.

ازدواج بر اساس معیارهای مادی و عواقب آن

بعضی‌ها دیدید وقتی می‌خواهند زن بگیرند اینطوری می‌کند: شغل دولتی دارد یا ندارد؟ می‌خواهی ازدواج بکنی شغل دولتی دارد یا ندارد؟ یعنی چی؟ نه من یک خانمی می‌خواهم شغل دولتی داشته باشد. خوب تو یک حمال می‌خواهی پول در بیاورد برای تو. خدا شاهد است طلاق داده زنش را چون زنش نرفته ادامه کار بدهد. خدا شاهد است مادرزن جنایت کرده. مادرشوهر به پسرش گفته عروسم اگر نمی‌رود سر کار طلاقش بده. ما در فامیل آبرو داریم. همه دخترهای فامیل سر کار می‌روند. اگر عروس من سر کار نرود من اُف دارد برایم. به دختر می‌گویم عزیزم دخترم این به درد تو نمی‌خورد. برو همین الان طلاق بگیر، توافقی. می‌گوید آخر من اسم طلاق می‌ماند روی من. یعنی از این شکستی که الان می‌تواند استفاده بکند استفاده نمی‌کند چون می‌ترسد به او بگویند طلاق. پسرها هم همینطور.

طلاق، ننگ نیست، فرصت است

گفتم ما فقط پنج درصد موارد هست که می‌توانیم بگوییم یک طلاق صورت بگیرد. نود و پنج درصد موارد که افراد فکر می‌کنند که باید طلاق بدهند و طلاق بگیرند همه‌اش خودخواهی‌ها و توهم است. آن پنج درصدی که حق است. آقا شما الان به درد هم نمی‌خورید. شروع نکنید چون نمی‌توانید ادامه بدهید. می‌گوید نه من بهتر عروسی بگیریم. مادر می‌گوید نه عروسی بگیریم. پدر می‌گوید نه نه نه. می‌دانیم نماز نمی‌خواند. می‌دانیم اعتیاد دارد. می‌دانیم مشروب می‌خورد. می‌دانیم همه خوبی‌ها را دارد. خیلی آنچه خوبان همه دارند. می‌گفت این قاچاقچی است. خدا شاهد است من به دختر گفتم این شوهرت قاچاقچی است. خواستگار است. عقد نیست. می‌گوید نه حیف است آمده خواستگاری. بعداً می‌گویند این چه مشکلی داشته که با این ازدواج نکرده. خوب می‌رود جلو. بعد با یک شکم بچه یا زائیده یا باردار است طلاق می‌گیرد. این چه تفکری است که اگر کسی در زندگیش پیغمبر هم طلاق داده. حالا بگوییم اگر طلاق داد آدم بدی است. یعنی اگر کسی طلاق گرفت ننگ نیست. آقا دو نفر نمی‌رسند به یک کار ولی اینقدر شیطان این را بزرگش می‌کند در خاطر یک نفر از عقب هی می‌آورد جلو. برای پسرها هم همینطور. پسرها هم توهم زده هستند. رفته یک دختر را دیده. دختر خیلی خوبی است. همه کمالات را دارد. می‌گویم این یک بار ازدواج کرده. نه عقد کرده. نه مادرم می‌گوید نه. پدرم می‌گوید نه. می‌گوید اینقدر این را دوست دارم عاشقشم. بعد حالا می‌گوید خیلی دختر خوبی است. این اصلا من با این خوشبخت می‌شوم. خوب خوشبخت می‌شوی ازدواج بکن با او. نه این یک گذشته. گذشته ننگ‌آور مگر دارد. پدرش معتاد است. خوب پدرش معتاد است. خودش برو آزمایش بگیر. مراحلی که در میثاق مقدس گفتیم مراحل تحقیق. اگر واقعاً دختر دختر خوبی هست چرا باید به پای پدرش بسوزد؟ پدرش سه ماه زندانی داشته. حالا زندان چک برگشتی داشته، تصادف داشته، هر چیز دیگری. به محض اینکه می‌گویی نه خدا به خدا سرت می‌آورد. یعنی می‌گذارد در خانه خودت تو بچه خودت همان چیزی که گفتی بقیه اَخند همان بچه خودت همان بلا را سرش می‌آورد. فقط خدا عجله ندارد. ما عجله داریم. بیست سال بعد پسر خودش معتاد شده. حالا می‌خواهد برود خواستگاری به او دختر نمی‌دهند. شوهر خودش معتاد می‌شود. می‌گفت پدر دختر معتاد بوده. نه. پنج سال بعد شوهر خودش معتاد می‌شود. خدا شاهد است من دیدم خانمی این کار را کرده خودش معتاد شده. خودش به پسرش گفته نه این پدرش معتاد نگیری. من دیدم یک خانمی خودش معتاد شد. خدا اینطوری سر آدم می‌آورد. آقا این گذشته‌ها ما را اذیت نکند. اینقدر هی ور نرود شیطان در ذهنمان برایمان ماجرا ایجاد بکند. قربان امام رضا بروم ما داریم الان بیش از ده جلسه است یک حدیث از حضرت را می‌خوانیم. به شیعیانم بگو نگذار شیطان به آنها تسلط پیدا بکند. ببینید شیطان چقدر مربی قدرتمندی است. چه تمرین‌هایی به آدم می‌دهد. جلو، عقب، راست، چپ.

شکست‌ها، پله‌های ترقی بهشت

اصلا شکست‌های قبل نباید انسان را ناراحت بکند. شکست‌های قبل می‌تواند خیرات و برکات زیادی داشته باشد. گاهی وقت‌ها شکست‌هایی در زندگی انسان اتفاق می‌افتد که با آن انسان درجات عالی بهشت را طی می‌کند. من یک شکست عشقی داشتم اینطوری شدم. حالا یک شکست عشقی داشتی مال بخش وهمیت است. حالا با یک کسی می‌خواستی ازدواج کنی نشده. دوستی داشتی یک نفر را به هم نرسیدید. این اصلا مربوط به بخش انسانی من نیست که من معطلش باشم. ما چرا اینقدر معطل می‌شویم مال این پایینی‌ها؟ چرا اینقدر جدی گرفتیم طبیعت را؟ برای چه اینقدر غصه می‌خوریم؟ برای چه اینقدر خاطرات گذشته را زنده می‌کنیم؟ هیچ وقت شکست کسی در چشمتان بزرگ نشود. هیچ وقت گذشته کسی را به رُخش نکشید. هیچ وقت به خاطر گذشته یک نفر یک نفر را تحقیر نکنید. سرتان می‌آید. سرتان می‌آید. سرتان می‌آید.

قاعده “هو انت” و انصاف در رفتار

خدا تضمین کرده که سرمان می‌آید. خدا تضمین کرده که در همین دنیا سرمان می‌آید. تا دیدی یک نفر اینطوری شد آن قاعده یادت نرود هو انت. یعنی آن تویی. وقتی داری به یک نفر نگاه می‌کنی حواست باشد خودتی. اگر غیر از این نگاه‌ها داشته باشی خطرناک است. آن تویی پس مثل خودت دوستش داشته باش. زود جایت را عوض کن با یک نفر. اگر من جای این بودم چه می‌شد؟ اگر من جای این بودم دوست داشت من چطوری با او رفتار کنم؟ اگر خواهر خودم این سوابق را داشت دوست داشتم خواستگارش با او چطوری رفتار کند؟ اگر شوهر خواهرم دوست دارم با خواهرم چطوری رفتار بکند؟ خوب تو هم با زن مردم اینطوری رفتار بکن. تو با ناموس مردم درست رفتار کن. با زن خودت درست رفتار کن. الان دخترت را دادی رفت خانه شوهر. دوست داری دامادت با دخترت چطوری رفتار بکند؟ همانطوری با زن خودت رفتار کن. همانطوری پسرت را تربیت بکن که با ناموس مردم بداخلاقی نکند، تندی نکند، ظلم نکند. هو انت یعنی این. یعنی عروست و دخترت برای تو یکی باشند. دامادت و پسرت برای تو یکی باشند. یک بوم و چند هوا نباشد. هو انت یعنی این. هو انت یعنی انصاف، انصاف، انصاف. خودمان را بگذاریم جای دیگران در هر مرحله‌ای. خودت را بگذار جای طرف مقابل و ببین زیباترین حرف چیست؟ زیباترین برخورد چیست؟ تا با یک فقیر برخورد می‌کنی زود جایت را عوض بکن. ببین اگر تو جای این بودی وقتی این دست می‌کرد در جیبش دوست داشتی چقدر در بیاورد به تو بدهد؟ حالا که رو انداختی دوست داشتی چقدر حالا که رو انداختی بدهد؟ اینطوری دست کن در جیبت.

هو انت و مبارزه با حملات شیطان

ما با امام زمانمان هم هو انت نیستیم متأسفانه. ما وقتی می‌خواهیم پول برای امام زمان خرج کنیم از خرجی که برای زن و بچه‌مان و دیگران حتی برای شکممان می‌کنیم کمتر است. بلد نیستیم عاشقانه خرج کنیم. بلد نیستیم قمار بکنیم با امام زمان. هو انت قاعده هو انت چکار می‌کند با ما؟ باعث می‌شود شیطان دیگر اصلا تیغش نبرد. تا شما قاعده هو انت را رعایت کردید حالا راجع به آن خیلی حرف داریم دیگر حمله‌هایش اصلا اثر ندارد. نه می‌تواند حسادت ایجاد بکند نه می‌تواند عصبانیت ایجاد بکند نه می‌تواند عُجب ایجاد بکند در رابطه با تو نه حس رقابتی دیگر ایجاد می‌شود. شنیدی طرف با سایه‌اش کشتی گرفت دوم شد. تو وقتی یک نفر را شکست دادی حتماً خودت شکست خوردی. تو وقتی کلاه سر یک نفر گذاشتی اول خودت باختی. تو وقتی توانستی به همسرت ظلم بکنی نمی‌فهمی وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ. نمی‌دانی داری با خودت چکار می‌کنی. تا دستت بلند شد سیلی را زدی رفت. تو برای خودت چه سیلی‌هایی ذخیره کردی؟ نمی‌دانی داری با خودت چکار می‌کنی.

خطر مال حرام و غفلت از حقیقت

می‌فرماید او که مال حرام می‌خورد. مالی که خمس داده نشده یا مال حرام است. مال دزدی است. مال رشوه است. هر چیزی حرام دارد می‌خورد. اِنَّ الَّذینَ یَأکُلونَ اَموالَ الیَتامی ما یَأکُلونَ فی بُطونِهِم اِلَی النّار. این همین که دارد می‌خورد آتش دارد می‌خورد. نمی‌فهمد واقعاً دارد با خودش چکار می‌کند. یکی از اولیاء خدا را دعوت کرده بودند سر سفره. می‌گفتند حاج آقا بفرمایید. هی این ایستاد نگاه کرد. گفتند بفرمایید حاج آقا. این نمی‌خورد. حاج آقا چرا نمی‌خورید؟ دست کرد در برنج. برنج خوش پخت، خوش طعم. بوی عطرش آدم را مست می‌کرد. این برنج را برداشت. گرفت در دستش جلوی صاحبخانه اینطوری فشارش داد. چرک و خون از آن آمد بیرون. گفت این چیست که من بخورم؟ این چه لقمه‌ای است داری به من می‌دهی که بخورم؟ من چه بخورم؟ برنج درجه یک ایرانی داریم می‌خوریم. گوشت کباب چه می‌خوریم؟ نه عفونت داری می‌خوری. آتش داری می‌خوری. زقوم و حمیم داری می‌خوری و خودت متوجه نیستی. وقتی هو انت آمد همه اینها می‌رود. وقتی هو انت نیامد تو فکر می‌کنی خیلی زرنگی که بتوانی با یک نفر دو دوزه بازی بکنی، سرش کلاه بگذاری. تو رویش یک طور با او حرف بزنی پشت سرش یک طور حرف بزنی. خیلی احمقی. این خیلی بیچارگی است این. گفت او خیلی باهوش است. نه کودن. آدم اینطوری کسی که تیغ دارد اینطوری نباشد پشت و رویش یک طور نباشد با دیگران خیلی آدم بدبختی است. دارد خودش را گول می‌زند. نمی‌فهمد. وقتی هو انت را رعایت نمی‌کند بعداً می‌فهمد این تمام مدت داشته خودش را بدبخت می‌کرده و گرفتار می‌کرده.
خدایا به حق محمد و آل محمد ما را از همه رذائل نجات بده. خدایا به حق محمد و آل محمد در باشگاه الهی خودت به همه ما کمک کن که درست تربیت بشویم. خدایا بحق محمد و آل محمد، محمد و آل محمد را به داد ما برسان. خدایا ما عرضه‌ای نداریم. لَیسَ لی حَولٌ فاَنتَقِلَ بِه عَن مَعصیَتِک اِلاّ فی وَقتٍ اَیقَضتَنی لِمَحَبَتِک. خدایا ما نمی‌توانیم از پس این دشمن بر بیاییم. خودت به ما کمک بکن. خودت به ما مدد برسان. خانواده آسمانی را به داد ما برسان. ملائکه خودت را یار ما قرار بده. شهداء را یار ما قرار بده. انبیاء را یار ما قرار بده. خدایا خودت کمک ما بر علیه دشمنان ما باشد. و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • انسان بدون وسوسه‌های شیطان به جایی نمی‌رسد؛ باشگاه انسانیت بدون مربی تعطیل است.

  • دنیا، زیباترین و پرخیر و برکت‌ترین جای عالم است که بهشتیان نیز حسرت بازگشت به آن را دارند.

  • تضادها، تقابل‌ها، سختی‌ها و محرومیت‌های دنیا، پله‌های رسیدن به درجات عالی الهی و تخلق به اخلاق الهی هستند.

  • مؤمن در بهشت درجاتی را می‌بیند که به واسطه دعاهای اجابت نشده و سختی‌های دنیا به دست آورده است.

  • دنیا باشگاه تبدیل شدن انسان به “خلیفة الله” است.

  • ذوق‌زدگی از داشتن‌های دنیا و غصه خوردن از از دست دادنشان، هر دو نشانه‌ی بی‌فکری و بچگی است.

  • هر نعمتی، اگر ظرفیت استفاده صحیح از آن را نداشته باشیم، می‌تواند به نقمت تبدیل شود.

  • قرآن، نامه خداست که میلیون‌ها نفر برای رسیدن آن به دست ما شهید شده‌اند، اما بسیاری حتی یک بار آن را نخوانده‌اند.

  • شیطان در “حمله سمت راست” از قابلیت‌ها، نعمت‌ها و توانایی‌های انسان برای غفلت و انحراف او استفاده می‌کند.

  • هر کمالی که انسان را از غیب و انس با الله دور کند، حتی اگر کمال مثبت باشد، خطرناک است.

  • گاهی اوقات انسان باید ترمز را بکشد و حتی از انجام کارهای خوب نیز دست بکشد، اگر او را از انس با الله غافل می‌کند.

  • کسی که روز به روز انسش به الله و آسمان و غیب بیشتر نمی‌شود، در حال توقف و ضرر است.

  • پستی انسان در این است که چیزی داشته باشد که او را از الله غافل کند، چه خوب باشد چه بد.

  • عاشقی فقط در صورتی خوب است که بی‌طمع باشد؛ در هر رابطه‌ای که طمع وارد شود، گند می‌خورد.

  • خدا را برای چیزی غیر از خودش نخواهید؛ خودت عزیزی، خودت محبوبم هستی، خودت دوست داشتنی هستی.

  • آدم‌های خوب بیشتر در معرض قهر با خدا قرار می‌گیرند، زیرا ممکن است دچار خودبرتربینی و تکبر شوند.

  • شیطان به دلیل فحشای باطنی (حسادت، تکبر، خودبرتربینی) که از عبادت‌های زیادش نشأت گرفته بود، رانده شد.

  • دعای “عالیة المضامین” با سلول به سلول وجود انسان حرف می‌زند و تمام قوای او را در عشق‌بازی با خدا فعال می‌کند.

  • “عزت ماندگار” آن است که انسان با محبوبیت و شهرت، دچار خودشیفتگی و تکبر نشود.

  • ادب از تمام چیزها واجب‌تر است؛ انسان باید بداند با هر کسی چگونه رفتار کند.

  • اگر ظرفیت نداشته باشی، هر نعمتی ولو نعمت خوب هم خدا به تو بدهد، شیطان از همان طریق بدبختت می‌کند.

  • پیامبر (ص) فرمودند: “اگر گناه نکنید، من از چیزی بدتر از گناه بر شما می‌ترسم: خودبینی و خودپسندی.”

  • علامت یک آدم خودشیفته این است که خودش را مقصر نمی‌بیند و گناهانش را فراموش می‌کند.

  • در کوی ما شکسته دلی می‌خرند و بس، بازار خودفروشان زآن سوی دیگر است.

  • هیچ‌گاه شکست کسی را در چشمتان بزرگ نکنید و گذشته کسی را به رُخش نکشید، زیرا سرتان می‌آید.

  • قاعده “هو انت” (او تویی) به ما می‌آموزد که دیگران را مثل خودمان دوست داشته باشیم و با انصاف رفتار کنیم.

  • وقتی هو انت را رعایت کردی، شیطان دیگر نمی‌تواند حسادت، عصبانیت، عجب یا رقابت در تو ایجاد کند.

  • وقتی به همسرت ظلم می‌کنی، نمی‌فهمی که داری به خودت ظلم می‌کنی.

  • مال حرام، آتش است که انسان ناخودآگاه آن را می‌خورد و خود را نابود می‌کند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه