فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات برکات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان و همه بینندگان شبکه الهی ولایت.
توصیههای امام رضا (ع) به حضرت عبدالعظیم (ع) درباره شیطان
بحثمان درباره توصیههای امام رضا(ع) به حضرت عبدالعظیم(ع) بود که موضوع بحثمان درباره شیطان بود و اینکه حضرت به دوستان خودش توصیه کرده که برای شیطان راهی در وجود خودتان قرار ندهید.
قرار شد که یک مقدار در مورد ترفندهای شیطان صحبت بکنیم در مورد فلسفه وجودیش صحبت کردیم و عرض کردیم که شیطان حریف تمرینی ما هست و وجودش برای حرکت ما به سمت الله ضرورت دارد.
چون میدان ساز هست وسیله آزمایش و امتحان ماست در مورد حملههایش صحبت کردیم که انشاء الله مفصلتر در موردش سخن خواهیم گفت حملههای جلو عقب راست و چپ.
اهمیت وحدت و پرهیز از اختلاف
یکی از کارهایی که شیطان خیلی به آن توجه دارد برایش خیلی مهم هست مسئله اختلاف بین انسانهاست مسئله وحدت بین انسانها که حالا موضوع این سلسله مباحثمان در مباحث خانواده آسمانی هست کتاب درسیمان هم که فرد و جامعه متعالی از نگاه امام رضاست.
تماماً حضرت حول محور وحدت بین دوستانش سخن گفته و اگر گفته من بعضی از محبین و شیعیان خودم را نفرین میکنم چطور میشود یک امام معصوم که خلیفۀ الله است امام رضا(ع) که امام رئوف هست یک نفر را نفرین بکند.
همه به این دلیل هست که نفرینهای حضرت در جاهایی هست که شخص اجازه میدهد شیطان او را با دیگران به دعوا و درگیری بکشاند.
در واقع از نظر حضرت شیعه و مسلمانی که اجازه میدهد شیطان او را به پذیرش فتنه کینه و اختلاف دعوت بکند حضرت او را خائن میداند و چنین کسی که پیروی میکند از شیطان در پذیرش دعواها و درگیریها ایجاد اختلافها مورد نفرین حضرت هست.
مسئله وحدت بین مسلمانها حتی دو مسلمان بقدری اهمیت دارد در ساخته شدن انسانها و در ساخته شدن جامعه اسلامی که به جرأت میتوان گفت که مسئله وحدت یک ناموس الهی است.
و حتی خداوند اجازه داده برای حفظ وحدت گاهی اوقات در حیطه های فردی و اجتماعی حتی گناه هم بکند.
یعنی آثار تخریبی اختلاف بین دو دوست بین زن و شوهر بین افراد یک خانواده یا بین اعضای یک اجتماع بقدری زیاد هست و زمینه برا فراهم میکند برای نفوذ شیطان که حضرت میگوید اگر شده با گناه دیگری جلوی این آتش را بگیرید بگیرید.
اینقدر مهم است مسئله وحدت که جامعه اسلامی با وحدت با همدلی سرپاست و موفق است ما هم که الان بحثمان حول محور خانواده آسمانیست.
به این دلیل اساساً مسئله خانواده آسمانی را مطرح کردیم و بردیم مسئله را روی نفس انسان و داستان خلقت انسان از آغاز خلقت که هم شیعه و هم سنّی در این مسئله با هم اشتراک دارند.
هم احادیث شیعه و هم احادیث اهل سنّت برای انسانها یک مبدأ واحد قائل هستند خانواده آسمانی یک مسئلهایست که مسئله واحد هست برای همه مسلمانها اهل بیت فقط خانواده آسمانی شیعه نیست.
حتی فقط خانواده آسمانی اهل سنّت نیست آنها هم خانواده آسمانی شیعیان و اهل سنّت هستند و هم خانواده آسمانی همه انسانها هستند اگر انسانها آنها را بشناسند و با خانواده خودشان این پیوند را برقرار بکنند.
گناه اختلاف و دروغ برای حفظ وحدت
اینقدر مسئله اختلاف تنفرانگیز هست در نزد خداوند گناهش آنقدر عظیم هست که یک معصوم نفرین میکند کسی را که در روابط شخصیش اهل اختلاف جدل و بحث و مراء و کارهای اینگونه باشد.
و خدا هم میفرماید الفتنۀ اکبر من القتل از آدمکشی هم بدتر است لذا میفرماید اگر شده حتی با گناه کبیره دروغ دروغی که آن همه منفور است در درگاه الهی است.
از حضرت سؤال کردند مؤمن زنا ممکن است بکند؟ عرض کردند مؤمن دروغ میگوید؟ فرمود نه مؤمن لا والله دروغ نمیگوید.
از حضرت سؤال کردند چرا کسی که زنا میکند به کفر کشیده نمیشود ولی کسی که دروغ میگوید چرا به کفر نزدیک میشود؟ فرمود زنا یعنی اینکه این تحت تأثیر یک میل درونی خودش فریب میخورد و میرود این کار را انجام میدهد میلی هست شهوتی هست ولی هیچ کس از دروغ هیچ لذتی نمیبرد انگیزهای برای دروغ ندارد.
همین دروغ که اینقدر منفور هست حضرت فرمود کلید همه بدیهاست همه بدیها و گناهان را در یک صندوق گذاشتند و کلیدش دروغ هست حضرت میگوید اگر لازم شد یک جایی اختلاف ایجاد شد از دروغ استفاده کنید و فتنه را خاموش کنید.
نگذارید شیطان چون وقتی که دو نفر درگیر میشوند خود شیطان تعبیر عجیبی دارد میگوید اینها مثل گوی در اختیار من هستند وقت غضب وقت درگیری وقتی اختلاف وقتی که دو نفر شاخ به شاخ میشوند به قول امروزیها دیگر هیچ کدام بنده خدا نیستند در آن حالت بنده شیطانند.
لذا باید دقت بکنید که اگر ما فعالیتی میخواهیم انجام بدهیم این را مثل ناموس بدانیم که نباید ارتباطات زن و شوهر خواهر و برادر والدین و فرزندان دوستان به گونهای باشد که اگر قرار با هم حرفی بزنند حرفی صحبتی نقدی هم داشته باشند.
به دعوا درگیری و اختلاف و فتنه کشیده نشود اگر یک موقع کشیده شده آنجا او که مقصر هست منفور میشود او که مقصر هست مورد نفرین معصومین(ع) قرار میگیرد.
آنچه که خیلی خیلی مهم هست من خواهم میکنم به آن توجه کنید اگر یک جا درگیری به وجود آمد ما باید آتش خاموش کن باشیم نه آتش بیار.
در روابط فردی قرآن میفرماید اتقوا الله و اصلحوا ذات بینکم بترسید از خدا و میان خودتان را اصلاح بکنید میان خودتان را یعنی یک زن و شوهری اختلاف دارند خواهر و برادری اختلاف دارند عروس خواهرشوهری باجناقها دوستان با هم اختلافی دارند.
بترسند از اینکه به عذاب علیم الهی دچار بشوند و بروند خودشان مشکلات خودشان را حل بکنند و فرمود کسی که پیش قدم میشود به خدا نزدیکتر هست و محبوب خداست.
کسی پیش قدم میشود برای این کار این شعار اسلام هست که سِل من قطعک پیامبر فرمود هر کس با تو قطع کرد تو برو به سراغش تو هم قطع نکن.
و احسن الی من اساء الیک به کسی که به تو بدی میکند تو در مقابل خوبی کن دستورات پیغمبر ماست دستورات دین ماست، یعنی نه تنها کینه حق نداری بگیری تلافی بکنی بلکه باید متقابلا بگویی حالا که این بدی کرد من چه خوبی میتوانم به او بکنم نه اینکه از او ناراحت بشوی نفرینش بکنی تو هم زمینه دعوا و درگیری آتش بزنی و ایجاد بکنی.
نباید بدیهای دیگران ما را شعلهور بکند یادتان نرود این اصل تنفر ما بدیهای دیگران نباید ما را بتواند آتش بزند اگر کسی آتش گرفت یعنی در باشگاه باخته در این درس باخته.
عرض کردم خداوند همیشه زمینههایی را فراهم میکند که اختلافات و تضاد وجود داشته باشد برای اینکه ما به اسم حلیم به اسم ستار به اسم غفور به اسم رحمان به اسم عفو برسیم.
ما نیاز داریم به این اختلافها اما موفق کیست؟ انسان کیست کسی هست که هر جا که زمینه اختلافی وجود دارد او آتش نگیرد و آتش نزند کسی را پس یادتان نرود ما زمانی در جهنم میافتیم که در دعوا عامل دعوا ماییم عامل عامل اختلاف ماییم عامل فتنه ماییم.
اگر گذشت بکنیم اگر عفو بکنیم اگر مغفرت داشته باشیم اگر تغافل و تجاهل داشته باشیم شعله میخوابد و اگر نکنیم خودمان را سوزاندیم.
حسادت، اولین نصیحت شیطان به نوح (ع)
یکی از کارهایی که شیطان خیلی به آن علاقه دارد ایجاد اختلاف هست حدیثش را جلسه گذشته خواندم که به اصحاب خودش گفته بود که بین انسانها بین مسلمانها و انسان بغی و حسادت را رواج بدهید.
حسادت و تجاوز به حریم همدیگر فضولی کردن در کارهای همدیگر ظلم کردن به همدیگر در حدیثی داریم از امام صادق(ع) میفرماید لما هبت نوح(ع) من السفینه عطاه ابلیس.
نوح(ع) وقتی که کشتیاش به زمین نشست ابلیس آمد نزد حضرت فقال له ما فی الارض رجل اعظم منۀ علی منک هیچ کس در روی زمین به اندازه تو منت نگذاشته واقعا به من لطف بزرگی کردی.
شیطان میگوید به نوح چرا؟ دعوۀ الله علی هؤلاء الفساق فارحتنی منهم تو نفرین کردی این فساق را من را هم راحت کردی از دستشان چون باید انرژی میگذاشتم وقت میگذاشتم روی اینها اینها را خرابشان میکردم تو دیگر همه را با یک نفرین فرستادی رفتند جهنم من را راحت کردی.
حالا بعداً میگویم که وقتی که یک نفر میمیرد حضرت میگوید وقتی یک مؤمن میمیرد شیاطینی داشته که مشغول او بودند شیطانی کسی که مرده حمله میکنند به دوستان یک مؤمن حالا یک داستانی دارد که به موقعش برای شما تعریف میکنم.
شیطان میگوید برای ما بهرهوری شد صرفهجویی شد در سربازان و لشکریان ما دیگر لشکریان را مشغول اینها نمیکنیم میتوانیم بفرستیم جاهای دیگر مأموریتهای دیگر انجام بدهند.
علی اعلمک خصلتین خیلی عجیب است شیطان را نباید دست کم گرفت شیطان یک فیلسوف، فیلسوف است خودش و شیطان یک عارف خودش عارف است شیطان یک مهندس خودش یک مهندس است و شیطان یک دکتر دکتر است.
شیطان یک نجار نجار هم هست شیطان یک زن خانهدار یک زن خانهدار است شیطان یک مرد یک مرد است یعنی تمام چیزهایی که یک مرد میداند بلد است و مهارتهایی دارد هم شخص شیطانش با خودش دارا میشود.
شیطان یک تاجر اصول تجارت را بلد است یعنی بلد چطور از قواعد تجارت استفاده بکند و شخص را به جهنم ببرد.
شیطان یک روحانی خودش هم روحانی هست شیطان یک سیاستمدار سیاستمدار است شیطان یک قاضی خودش قضاوت بلد است.
حالا با پیغمبر سروکار دارد به پیغمبر میگوید میخواهی یادت بدهم خیلی عجیب است شیطان به پیغمبر میگوید میخواهی پیغمبر اولوالعزم میگوید میخواهی به تو دو چیز را یاد بدهم؟
حالا آن دو چیز چیست؟ که دارد به نوح یاد میدهد ایاک و الحسد فهو الذی امن بی ما امل نوح مواظب باش دچار حسادت نشوی.
چون حسادت با من آن کاری کرد که کرد یعنی این وضعی که من الان پیدا کردم بخاطر حسادتی بود که به آدم کردم ببین من به چه روزی افتادم نوح شیطان دارد نصیحت میکند.
میگوید حسادت ببین من را به چه بدبختی انداخت من رانده شدم از درگاه خدا به خاطر حسادت یکی از چیزهایی که به سرعت یک نفر را از درگاه خدا دور میکند و منفور میکند و ملائکه علیه انسان مشغول به کار میشوند حسادت است.
خیلی انسان باید دقت بکند در روحیهاش یک همچین ریشهای هم اصلاً نباشد یعنی بتواند این را از بین ببرد چون هر چقدر حتی مثل شیطان هم شش هزار سال عبادت هم داشته باشد خداوند این را پرتش میکند کنار یک کسی که اهل حسادت است.
چون حسادت توضیح دادم در مباحث دشمنشناسی کفر است حسادت ناشی از بیاعتقادی به خداوند هست اگر کسی حسود بود و ادعا کرد که مؤمن است دروغ گفته است.
یعنی حتماً ایمانش قلابی هست شخصی که حسادت میتواند آزارش بدهد آتشش بزند کسی که حسادت میتواند آرامشش را بگیرد و او را وادار بکند به اینکه علیه شخص محسود یعنی آن مظلومی که نسبت به او حسادت میکند وارد عمل بشود این دین ندارد.
این مشرک است حتماً یا کافر است یا مشرک است خیلی انسان باید دقت بکند دچار این صفت جهنمی وحشتناک نشود.
اولاً سعی بکند حسادت از او سر نزند از آن بالاتر خُلق حسودانه پیدا نکند.
چون امام فرمود کسی که یک خُلق را با خودش ببرد در برزخ ببرد به قیامت چند قرن از قرنهای آخرتی معلوم نیست چند قرن از قرنهای آخرتی باید در جهنم بسوزد تا این خُلق از او برداشته بشود.
مثل یک دست اضافه و پای اضافه است که یک جنین با خودش از رحم مادر آورده حالا این دست اضافهای که اینجا درآورده چطوری میخواهند جدایش کنند از بدن یک سر اضافه آورده به راحتی نیست که بردارند.
یک موقعی وقتی میخواهند بردارند این سر را ببرند از این بدن جدا کنند طرف مرده دیگر اصلا میمیرد اینقدر خطرناک است.
حسادت جزء گناهان مادر هم هست یعنی انسان را به بسیاری از مفاسد دچار میکند فقط یک گناه نیست.
میفرماید مواظب باشید حالا من توضیح نمیدهم خیلی در مورد حسادت به خاطر اینکه در مباحث دشمنشناسی مفصل توضیح دادیم عزیزانی که مایل هستند در این موضوع کار کنند به همان مباحث مراجعه کنند.
فهو الذی امل بی ما امل در واقع یک کسی که حسود هست اجازه میدهد حسادت در او کار بکند این عبد شیطان و بنده شیطان است.
اصلاً از جرگه حزب و تحت ولایت خدا خارج میشود و میرود تحت ولایت شیطان پس مواظب باشیم نسبت به هیچ کس حسادت نکنیم حسادت یک دروغ یک توهم و یک کفر هست.
هیچ نتیجهای هم برای شخص حسود ندارد جز بیماری جسمی و روحی خیلی آزاردهنده هست برای انسان جسمش را مریض میکند روانش را مریض میکند آخرتش هم از او میگیرد. یعنی نمیگذارد خوشی دنیا را ببیند و خوشی آخرت.
لذا اگر کسی کمی شعور داشته باشد کمی عقل داشته باشد اصلا حسادت نمیکند به هیچ کس یک کسی نسبت به بچه خودش نسبت به زن خودش، شوهر خودش نسبت به پدر و مادر خودش نسبت به خواهر و برادر خودش حسودی میکند این خیلی گداست.
خیلی فقیر است خیلی نادار است خیلی ضعیف است داراییهای دیگران اگر ما را به خوشی بیاورد به شکر بیاورد خوشحال بشویم از اینکه دیگران از ما جلوترند چون قاعده هو انت برقرار هست هو انت یعنی او تویی شما نسبت به داراییها و کمالات و جلو افتادن هر کس خوشحال بشوی.
خداوند تمام ثوابهای آن شخص را به تو میدهد بدون اینکه از ثواب او کم بکند پس چرا من باید حسودی بکنم؟
خدا حتما بهتر از آن چیزی که من نسبت به آن حسودی میکنم به من خواهد برگرداند و به من خواهد داد پس برای چه حسادت بکنم؟
حرص، دومین نصیحت شیطان به نوح (ع)
یک دومین نصیت چیست؟ و ایاک و الحرص فهو الذی امل بآدم ما امل حسادت من را بدبخت کرد حرص آدم را بیچاره کرد دیدید که با آدم چکار کرد خدا بهشت را به او داد گفت فقط از این درخت نخور.
و شیطان آمد او را تحریک کرد گفت اگر از این درخت بخوری جاودانه میشوی به ملک لا یبلی میرسی پادشاهی چنین و چنان تو رضایت خدا و بهشت را داری.
این حرص بیچاره میکند یک دورهای باید راجع به این گذاشت شما از حرص در غذا خوردن بگیرید حرص در لباس پوشیدن 70 درصد بچههای زیر بیست سال ایران اضافه وزن دارند.
از بس میخورند شما سر سفره نگاه کنید چقدر حریصانه مردم غذا میخورند برنج را گذاشتند جلویش دیس برنج را ظرف خورشت سالاد همه چیز هست وقتی میخواهد در بشقابش بکشد حریصانه میکشد بعد میگوید نصفش دست خورده است این را دیگر نمیخورم سیر شدم.
خوب آن بشقاب وسط هست اول از مقداری که فکر میکنی کم شروع کن اگر گرسنهات بود ذره ذره از دیس بردار ذره ذره از توی خورشت بردار.
اول برمیدارد چند کفکیر میریزد در بشقابش این بشقاب خورشت هم خالی میکند بعد نصفش میماند.
مردم 75 میلیونی به اندازه یک میلیارد نفر جمعیت دارند غذا مصرف میکنند در کشور گازشان همینطور نفتشان همینطور خوراکشان همینطور زینت آلات و زیورهایشان همینطور حرص در جمعآوری مال در تجملات همینطور همهاش حرص زدن.
یعنی ما یکی از چیزهایی که مقام معظم رهبری فرمود امام یک جامعه هست میگوید جامعه ما جزو الگوی مصرف زده هست همین است حرص زیاد گر جامعه ما بتواند حرص خودش را کنترل کند البته این مربوط به همه دنیاست.
اگر جامعه بتواند حرص خودش را کنترل بکند ما جامعه خیلی شاد و خوشبختی خواهیم داشت فاصله طبقاتی از بین میرود واقعا مردم به شادی و آرامش به موفقیتهای بیشتری دست پیدا خواهند کرد.
حرص هم محرومیت میآورد برای انسان حرص کمکی به انسان نمیکند چون هر چه که بدست میآوری دورتر میشوی هر چه که بدست میآوری در لجن دنیا بیشتر فرو میروی بعد هم که موقع مرگ هم میخواهند در بیاورند از بس فرو رفتی به راحتی دیگر در نمیآیی.
به راحتی نمیتوانی جان بدهی نه دنیایت خوش میگذرد نه مردنت خوب است چون چسبیدی به این دنیا نمیتوانی کنده بشوی برزخ هم که میروی اول بدبختی هست.
چقدر خوب است این صفت که انسان بتواند این حس خودش را جلویش را نگه دارد اینقدر مهم است که قرآن میگوید اگر کسی جلوی حرصش را نگه بدارد رستگار میشود.
بعضی جاها قرآن تأکید کرده همه جا میگوید اگر نماز بخوانید لعلکم روزه بگیرید لعلکم شاید روزه کمکتان بکند نماز کمکتان بکند اما وقتی به حرص میرسد میفرماید فمن یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون.
اگر کسی بتواند جلوی حرصش را بگیرد حرص در استفاده از لذتها حرص در استفاده از نعمتها حرص در استفاده از شرائط زندگی اگر کسی بتواند جلوی حرصش را بگیرد.
فاولئک هم المفلحون واقعا رستگار میشود حتماً رستگار میشود.
نمونههایی از حرص در زندگی روزمره
یک شبی رفته بودم جایی سخنرانی داشتم در یک مجلسی موقعی که میخواستم سوار اتومبیل بشوم برگردم بیایم گفتند آقای این غذا نذری هست برای شما گذاشتیم یک چندتا.
من شب اول که آمدم گفتم خوب اینها چند تا غذا دادن همه میگفتند نذری گفتم نه نه اصرار هم میکردند یک چند تا غذا گذاشتیم.
شب اول آمدم تو راه که آمدم دیدم یک چند تا از این عزیزان زحمتکش شهرداری بودند شب در خیابان به آنها غذا دادم یکی یک پرس به آنها دادم و یک پرس هم برای خودم نگه داشتم و آمدم مؤسسه شب خودم بودم.
شب بعد رفتم اینها را ندیدم جز یکی از آنها از همانهایی که دیشب بود یکی از آنها آنجا بود باز از ماشین پیدا شدم و رفتم سلام و علیک کردم و غذا به او دادم و گفت نه متشکرم.
اصلا تعجب کردم گفت من امروز غذا خوردم ببین چقدر عالی من امروز غذا خوردم دیگر همین شام خوردم.
شب بعد بردم گرفت از من ولی آن شب نگرفت گفت شام خوردم اینجا شخص میرود میخورد چند تا هم میگیرد میبرد خانههاشان اگر کسی دیگر باشد میگوید بده ببرم خانه ذخیره کنیم.
شما ببینید در این ایام محرم و صفر میلیونها تن مواد غذایی اصراف میشود طرف اصلا نیازی ندارد این غذا را بگیرد.
شما بروید در پارکها بخصوص بالای شهر بروید ببینید پارکها چه خبر است یک قاشق دو قاشق از ظرف غذا خورده غذا را همینطور پرت کرده میلیونها آدم به این غذا احتیاج دارند اصراف غذا میگیرند میگذارند در یخچال بعد خراب میکنند میریزند دور.
حتی در غذا درست کردن هم بانوان ما حرص دارند ده تا میهمان دارد پانزده نفر غذا درست میکنند میماند بعد کسی نمیخورد.
گاهی اوقات من زیاد دیدم در خانوادهها یک غذا دو نوبت سه نوبت باید خورده بشود چرا اینگونه غذا درست میکنید چرا اینقدر حرص میزنید.
حالا این چیزهای جزئی و کوچک است چیزهای کلان هم شما بدانید که مردم چه وضعیتی دارند در سطحهای کلان کارهای اقتصادی کلان آنهایی که دستشان هست چه حرصهایی دارند.
خانههایی که هیچ وقت نتوانستند بروند در آن خانهها بنشینند میگویند الان چهل هزار خانه خالی وجود در شهر آن وقت باید قیمت مسکن اینقدر آزار دهنده باشد شخص خانه را خالی نگه داشته که گرانتر هم بشود بعد بتواند بیشتر از آن پول دربیاورد.
با مسلمان با خواهر خودش با برادر خودش در واقع با کی؟ با خودش دارد جنایت میکند نمیفهمد که دارد چه ظلمی به نفس میکند چکار دارد میکند با خودی.
حرص اینقدر خطرناک است و انسان واقعا باید سعی بکند یک مدتی تمرکز بگیرد ما جامعهمان این باشگاهها را ندارد این معلمها را ندارد.
باید مراکز علمی ما مراکز فرهنگی ما رسانههای ما واقعا برای این معضل بزرگ که خیلی خطرناک است دورهها و آموزههایی را بگذارند خانوادهها باید بچههای خودشان خودشان را تربیت بکنند که از این صفت بسیار خطرناک یعنی حرص زدن دور باشند.
حرص برای آینده فرزندان و غفلت از آخرت
شما نگاه کنید چقدر آدمها دارند برای آینده بچههایشان سرمایهگذاری میکنند از وقت و عمر و پول خودشان میزنند به خاطر آینده نسلشان خودشان الان بیشتر احتیاج دارند میمیرد و شب اول قبر آن بچه حاضر نیست ذرهای برای آن پدر و مادر سرمایهگذاری بکند. خودش بیشتر احتیاج دارد.
میگوید بگذار نسلم آیندهها یک خانمی آمده بود پیش من میگفت که من مقدار زیادی طلا دارم ماندم این را برای خدا الان انفاق بکنم یا بگذارم برای بچههایم بعد از من برسد به بچههایم؟ گفتم بچههایت ازدواج کردند؟ گفت بله.
گفتم خانه و زندگی دارند؟ گفت بله گفتم آنها چه نیازی دارند؟ الان میخواهی ارتقاء بدهی زندگی آنها را تو شب اول قبر خودت کم میآوری کسی نمیآید به داد تو برسد الان زندگیشان به راه هست.
باز یک خانم و آقایی آمده بودند آنها هم پول زیادی جمع کرده بودند هم طلای زیاد هم پول زیاد گفتم این را برای چه جمع کردید؟ گذاشتیم حالا برای بچهها دیگر ما مردیم بچههامون گفتم بچههاتون که شما ماشاء الله پسرهایتان که همه زن دارند خانه هم دارند ماشین هم که دارند دخترهایتان هم همه شوهر کردند هم خانه دارند.
برای کی میخواهید بگذارید اینها را آنها که زندگیشان به راه است فقیر که نیستند محتاج که نیستند گفتند حالا میگویید چکار بکنیم؟
گفتم بگذارید برای آخرتتان گفتم بلند شوید یک مکهای بروید یک کربلایی بروید یک سوریهای بروید بگذارید در کارهای معنوی خودتان حداقل خودتان از آن لذت ببرید برای آخرت خودتان.
یک انفاقی بکنید کار خیری بکنید بماند شب اول قبر و بعد احتیاج دارد ما آدمهایی داریم که خودشان را محروم میکنند برای نسلهای آینده که آیا این بچه چه بشود یعنی حاضرند چقدر ما پدر مادر داریم خودشان را جهنمی میکنند به خاطر بچههاشان.
همین جهنمی میکنند خودشان را صریح بگویم به خاطر بچههاشان که بچه من بعداً چنین و چنان بچه هم قدر نمیداند.
بچه هم اگر الان بخواهد به فکر گرفتاری پدر و مادر در قبر باشد نیاز پدر و مادر در قبر باشد پولهایشان را با بیسلیقگی میروند خرج میکنند.
مثلا یک نیم کیلو خرما بخریم برای مادرمان یا پدر خرما چکار میکند واقعا خرما چکار میکند واقعا آن موقع که خرما میرسیده موقعی بوده که افراد گرسنگی زیاد بوده یک دانه خرما دوتا خرما نیم کیلو خرما آن هم نیم کیلو.
ما الان میبینیم هر کسی یکی یک دانه بردارد آقا پول این خرما را بده به یک خانواده فقیر بده یک نیم کیلو گوشت بده کسی بخورد ثوابش خیلی بیشتر است.
طوری هم هست که اگر دوتا بردارند ناراحت میشوند باید یکی بردارید بعد هم میایستد بالای سر طرف حتماً فاتحه آن را بگویی آقا این فاتحهاش را بگوید یا نگوید به او میرسد فاتحه میخواهد چکار؟ دوست داشت میگوید دوست نداشت نگوید.
خرما گرفته بود جلوی بنده خدایی یکی دوتا برداشته بود گفت ببین میت یک نفر است دو نفر که نمردند تو دوتا برمیداری.
این چه داستانی نمیدانم برایشان کتاب دعا چاپ بکنیم این همه مردم در خانههایشان مفاتیح دارند اصلا باد کرده خانهها پر مفاتیح بابا آن بنده خدایی که مرده به جایی که تو برداری این چیزها را چاپ بکنید کتاب دعا چاپ بکنیم این کار را بکنیم بله یک موقع این کتاب دعا را میفرستی یک مناطقی که از نظر فرهنگی عقب هستند کار فرهنگی میشود این خوب است.
اما کتاب دعا دارد همه در خانههایشان چهل تا قرآن مفاتیح و کتاب دعا هست اصلا نمیخواهد کدامش را بخوانند.
دوباره این هم یک کتاب دعا چاپ بکنید این چه میرسد به آن میت خاصیتی ندارد اثری ندارد.
حالا عکس میت هم میزنند روی این میگویند حالا برایش مثلا یا یک خرجهای ژیگولی و خرجهای فانتزی که اصلا هیچی از آنها روح ندارد و به میت هم نمیرسد.
بنده خدا خودت زنده بودی میتوانستی این کار را برای خودت بکنی معقولتر هم عمل بکنی یک طوری هزینه بکنی برای خودت که واقعا باقیات و صالحات باشد.
وصیتنامه و عذاب حرص در آخرت
حرص نمیگذارد من یادم داشتم برای یک بنده خدایی وصیتنامه مینوشتم به من گفت بیا برای من وصیتنامه بنویس گفتم باشد برایش وصیتنامه نوشتم.
مثلا تاریخ فکر کنم بیست سال پیش بود نوشتم برایش مثلا نماز و روزه اینقدر گفت چقدر! گفتم مگر تو قضا نداری گفت بله گفتم نوشتم به اندازه نماز و روزهات که بدهکاری میترسید برایش نماز و روزه قضا اضافه بنویسیم.
بعد نوشتم رد مظالم اینقدر گفت چه خبره! مثل اینکه به یک نفر بگویی از او اینقدر پول میخواهی بابا این در قبر میخواهد بیاید برای خودت.
نه بچههایم چی حالا بچههاش همه چند سالشون بود هر کدامشان پنجاه سال بود بچههاشون یعنی دختر پسرهای خودش پنجاه سال بود آنها خودشان عروس داماد داشتند این حرص میزد که یک چیزی به آنها برسد.
میترسید که خوب حالا بنویسم برایت مبرات بنویسم برایت سه میلیون تومان مبرات؟ نه نه چه خبره اینهایی که میآیند وصیتنامه مینویسند مثل کسانی هستند که میخواهند خالکوبی بکنند.
یعنی هر سوزنی که میزنی میگوید آخ این دردم آمد نمیخواهد آنجای شیر را نمیخواهد وصیت را باید وسیع بنویسی همه را هم به نفع خودت بنویس.
بله یک جایی هم نباید ظلم در وصیت بکنی انسان باید فکر همسرش باشد بعد از خودش فکر بچههایش باشد اما معقول فکر باشد.
اگر میخواهی اینکار را بکنی همین الان که زنده هستی خودت از مال خودت بردار بده نگذار بعداً این خانم خلاصه ما را صدا کرد و نگذاشت ما یک وصیتنامه برایش بنویسیم ما هم همینطوری زوری دیگر خیلی زور به او گفتم پنجاه هزار تومان برای رد مظالم نوشتم.
آقا این مرد یک آدم بیخودی هم کرد ورثه خودش ورثه هم کشیدند بالا همه را خوردند هیچ کدام از کارهای خیری هم که میخواست برایش نکردند.
من یک بار رفتم یقه این وصیش را گرفتم گفتم خجالت بکشید بالاخره این به شما اعتماد کرده این شما را وصی خودش قرار داده چرا نمیروید اموالش را در قبر گرفتاری پیدا میکند.
در رودربایستی من این پنجاه هزارتومان را گرفتم از آنها گرفتم بردم زود هم دادم برایش رد مظالم به آنجایی که باید بدم شب خواب دیدم این بنده خدا در عذاب گرسنگی تشنگی زخم آتش چه بدبختی داشت.
این مظالم را من همینطور حساب کردم گفتم مثلا این فرض کنید طول عمرش اینطوری اینطوری کرده پنجاه هزار تومان برایش قیمت بیست سال پیش مثلا.
همان روزی بود که من رد مظالم را دادم بعد اینقدر گریه کرد اینقدر به من التماس کرد گفت تو را به خدا من را نجات بده.
من هم دستش را گرفتم بردمش یک جایی همینطور ردش کردم آوردم یک جایی پر از آب و شراب و نوشیدنیها بود حالش هم خوب خوب خوب شد فهمیدم این رد مظالم نجاتش داد بالاخره.
ولی چقدر چند سال بعد از مردنش این شد آدم چرا به فکر خودش نباشد این حرصهایی که ما میزنیم بیخودی.
آباد کردن بهشت آخرت
اهل بیت میگویند اگر قرار حرص بزنید برای آخرتتان بزنید آنجا کم میآورید اذیت میشوید آنجا الان خداوند یک زمین در روایت داریم خداوند برای هر کس یک زمین از بهشت و یک زمین از جهنم قرار داده.
هر کس باید زمینهای جهنمیش را از بین ببرد خاموش کند و زمینهای بهشتیش را آباد بکند اگر قرار ما بدویم و عجله بکنیم الان باید همه عجلهمان برای آماده کردن آن فضا باشد که بزودی وارد آن میشویم و اگر الان آماده نباشد میشود جهنم ما اگر خاموش نشده باشد میشود جهنم ما.
اگر کاخی خانهای رودخانهای دریاچهای درختی نداشته باشد بدبخت میشویم آنجا چون از جایی دیگر نمیآید آنجا کمک پس الان بسازش.
اینکه خدا میگوید بهشت هر کس به اندازه آسمانها و زمین است خیلی خوشحال کننده نیست اگر کسی آماده نباشد برای چه کسی خوشحال کننده هست؟ برای کسی که آن زمین را ببرد پُرش بکند.
الان دولت بیاید اعلام بکند به هر کدام از افراد ده هزار متر زمین میدهیم خوشحال کننده هست یا ناراحت کننده؟ بگوید به شرط اینکه سند نمیزنیم حق خرید و فروش و انتقال هم ندارید فقط حق تصرف دارید میتوانید بیایید از آن استفاده بکنید.
من در یکی از این کشورهای اروپایی رفته بودن بردند من را در یک جایی یک جای خیلی خوش آب و هوایی بود در کوه بعد دیدم بعضیها آنجا کلبه دارند در آن فضای خیلی زیبا گفتم اینجا چطوری میآیند میسازند؟
میخرند گفتند نه اینجا آزاد است هر کس پول داشته باشد به آنها اجازه میدهند مقداری را بیایند برای خودشان بسازند اما از این اینجا مردم گرفتارند کسی نمیتواند بیاید اینجا خانه بسازد.
این چند نفر هم که آمدند خیلی پولدار بودند آمدند در این فضا برای خودشان یک کلبه ساختند.
حالا فکر کنید دولت بیاید بگوید ده هزار متر زمین میدهیم سند نمیزنیم مالکیت ندارید فقط میتوانید بیایید بسازید از آن لذت ببرید چه کسی غصه میخورد؟
او که نمیتواند بیاید اینجا را بسازد وقتی که پول نداشته باشی امکانات نداشته باشی چه کسی خوشحال میشود؟ کسی که داشته باشد بتواند آباد بکند.
بهشتی که میگوید به اندازه آسمانها و زمین است حسرت میآورد برای انسان بعد میشود عذاب تو در دنیا امکانش بوده بسازی و پُرش بکنی و اصلا به آن توجه نکردی و هر چه پول و امکانات و استعداد و آبرو داشتی همه را در این دنیا خرج کردی.
علی(ع) وقتی قنات میکند وقتی نخلستان آباد میکرد اولین کاری که میکرد میگفت یک سند بزنم برای از ملکیت من خارج بشود برود مصرف عام بشود نماند چیزی در اموال من میفرستاد برای آخرت.
ما نه ما یکطور دیگر داریم رفتار میکنیم حرص حرص برای خودمان حرص برای خانواده حرص این چند تا خانه داشتن حرص چند تا ماشین داشتن حرص آینده.
این وسیله شیطان است پس ما نباید شیطان را در این مقوله که دارد ما را تحریک میکند که همه استعدادهایمان را در این دنیا مصرف کنیم تبعیت کنیم باید اتفاقا بیشتر استعدادهای خودمان را بگذاریم انشاء الله برای حیات جاودانه و ابدی خودمان.
خدایا بحق محمد و آل محمد ما را از این دو صفت دور بدار.
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.