خانواده آسمانی – جلسه 166

متن کامل جلسه

دلدادگی به خانواده آسمانی

بحثمان درباره دلدادگی به خانواده آسمانی‌مان را ادامه می‌دهیم. شعری از مرحوم فیض می‌خواندیم که به این بیت رسیدیم:
ز خانمان اگر برگرفتم دل به او دادم
به کوی عشق لیکن خانمانی کرده‌ام پیدا
حس خانمان داشتن و بی‌خانمانی حسی است که هر کسی در زندگی خودش به نحوی آن را تجربه کرده، مفهومی است که برای همه قابل فهم است. فرهنگ کره زمین بر این اساس اداره می‌شود؛ یعنی یک کسی در یک خانواده‌ای بزرگ می‌شود، بعد از داشتن پدر و مادر یا اطرافیان، حتی پیدا می‌کند. یک عده از این حس محروم هستند، اما می‌فهمند که چقدر خوب و قشنگ است. خودشان بزرگ می‌شوند، ازدواج می‌کنند، تشکیل خانواده می‌دهند، با خانواده خودشان ارتباطی برقرار می‌کنند، خانمانی تشکیل می‌دهند و بر اساس این پیوند خانوادگی در اجتماع وارد می‌شوند، فعالیت‌های این‌چنینی دارند تا عمرشان تمام شود.

اهمیت خانواده آسمانی

یک انسانی که با هدف خلقت خودش آشناست، با حقیقت خودش آشناست، خانمان را در همان خانمان حقیقی و آسمانی خودش می‌بیند. یعنی طبق آن معادله‌ای که جلسه گذشته عرض کردیم، باید بین خانمان آسمانی و خانواده زمینی، اهمیت عشق و دلدادگی‌اش بیشتر به خانواده آسمانی‌اش باشد و این به معنای بی‌توجهی به خانواده زمینی‌اش نیست. اتفاقاً هر وقت انسان می‌خواهد از خانواده زمینی پشتیبانی کند، باید پشتیبان داشته باشد. پشتیبان خانواده زمینی، خانواده آسمانی هستند. در عشق‌ها، دلدادگی‌ها، زندگی‌ها، عشق‌هایی پایدارتر و ماندگارتر هستند که پشتیبانی شوند از عشق آسمانی. اگر کسی می‌خواهد عشق‌های ماندگار، قوی و بدون شکست داشته باشد، باید از یک عشق آسمانی پشتیبانی شود. من همیشه به دختر و پسرها می‌گویم اگر می‌خواهید عشقتان بماند، سعی کنید یک معشوق دیگری هم در زندگیتان باشد. آن از اینکه شما به خاطر پستی‌های دنیا به جان هم بیفتید جلوگیری می‌کند. آن از اینکه عشق شما آسیب ببیند جلوگیری می‌کند. وقتی یک پشتیبانی آسمانی وجود داشته باشد برای عشق زمینی، عشق‌های زمینی سالم، بی‌ضرر و کمک‌کننده هستند. زهر عشق زمینی، شکست‌هایش، تلخی‌هایش گرفته می‌شود و آسمانی می‌شود.

نیاز عشق زمینی به عشق آسمانی

وقتی می‌گوییم عشق خانواده آسمانی‌مان را باید به عشق خانواده زمینی‌مان ترجیح دهیم، برای اینکه خود عشق زمینی برای ماندگاری‌اش به عشق آسمانی احتیاج دارد؛ مثل خود زمین که برای ماندگاری به آسمان احتیاج دارد؛ مثل ماده که به معنا احتیاج دارد؛ مثل گل که اگر فرشته‌ها نیایند بازش کنند، باز نمی‌شود، این گل رویش نمی‌کند. (ان الله فالق الحب و النوی) خداوند یک دانه را می‌شکافد و مدیریت می‌کند تا به یک درخت تبدیل شود. مثل یک جنین در رحم مادر که اگر فرشته‌ها در رحم نباشند، آن نطفه همان‌جا از بین می‌رود، ولی فرشته‌ها هستند که نطفه را زنده نگه می‌دارند، دائماً حیات می‌دهند و دائماً دست قشنگ فرشته‌ها روی نطفه کار می‌کند تا تبدیل به یک انسان کامل شود. یعنی یکسره فرشته‌ها به این شکل می‌دهند و بی‌نهایت شکل می‌دهند تا این تبدیل به یک بچه کامل شود. اساساً ماده بدون مجرد حیات و بقا ندارد. عشق زمینی، زمین اگر آسمان به دادش نرسد، همه‌چیزش از بین می‌رود و بلای جان انسان می‌شود. برای همین هم اگر انسان می‌خواهد سمت چیزی برود، باید اذن داشته باشد، با اجازه و کمک آسمان برود که برایش ضرر نداشته باشد. گوشت هم که می‌خواهید بخورید، می‌گویند اول بسم الله بگویید، با آسمان هماهنگ باشید، حرام نخورید، نبینید، نشنوید، چون برایتان ضرر دارد. اگر قرار است از زمین استفاده کنید، حلال آن هم با اذن آسمان.

خانمان آسمانی و عاقبت بی‌خانمانی

حالا در عشق آسمانی، خانمان آسمانی خیلی مهم است. خیلی‌ها در زمین خانمان دارند، اما در آسمان خانمان ندارند. در زمین خانه دارند، ولی در آسمان خانه ندارند. در دنیا کس و کار دارند، اما در آخرت کس و کار ندارند. اینجا ثروت دارند، اما ثروت آخرتی ندارند. این‌ها وقتی می‌میرند، جایی ندارند بروند. همین بی‌جایی‌شان جهنم می‌شود، چون در دنیا بی‌خانمان زندگی کرده و اصلاً فکر خانمان ساختن برای خودش نبوده؛ مثل جنینی که در رحم مادر است، وقتی به فکر دنیایش نباشد، به دنیا می‌آید، نه مادر و نه پدر او را تحویل نمی‌گیرند، چون یک تکه گوشت است، نه سر، نه پا، نه دست دارد. مادر هم دیگر برای او ارزشی قائل نیست، او بی‌خانمان می‌شود. دیدید بچه‌ای که نصفش انسان و نصفش حیوان بود، مادر بچه را در کیسه زباله انداخت و زیر پل گیشا رها کردند. مادر هم نمی‌تواند این بچه را بپذیرد. اگر بچه سالم بود، پدر و مادر هم در کوچه بگذارند، کمتر از چند ساعت خانواده‌دار می‌شود، چون سالم است، خانواده پیدا می‌کند. این خیلی مهم است.

آمادگی برای آخرت

یک کسی سالم در برزخ برود، خانمان دارد. یک کسی که در دنیا فکر خانمان داشتن، کس و کار داشتن، خانواده داشتن نیست، گدا وارد آنجا می‌شود. (فمن ثقلت موازینه فهو فی عیشه راضیه) کسی که میزانش سنگین می‌شود، آنجا زندگی‌اش خیلی آسان است. (و من خفت موازینه فامه هاویه) کسی که چیزی ندارد، جایش در جهنم است. جهنم یعنی عدم تطبیق با بهشت؛ مثل بچه‌ای که به دنیا می‌آید کور است، کوری او را اذیت می‌کند، کسی او را اذیت نمی‌کند، این می‌شود جهنم. وقتی انسان نمی‌تواند از بهشت لذت ببرد، می‌شود جهنم، چون تجهیزاتش را نبرده، خانمان و وسیله و امکانات نبرده برای استفاده از بهشت. روح و دل و چشم نبرده، گوش برای شنیدنی‌های آنجا نبرده، امکاناتی برای لذت بردن از بهشت نبرده، این جهنم می‌شود. شما وقتی اکسیژن می‌بری زیر دریا، آنجا بهشت تو می‌شود، می‌توانی چند ساعت زیر دریا بازدید کنی، اما اگر اکسیژن را برداری، همان دریا جهنم می‌شود.

بهشت و جهنم در یک مکان

اینکه قرآن می‌فرماید بهشتی‌ها و جهنمی‌ها یک جا هستند، این شخص همان‌جاست؛ مثل کور و بینا که یک جا هستند، این لذت می‌برد و کور نمی‌بیند. همه وقتی وارد آخرت می‌شوند، یک عده آخرت برایشان بهشت است و یک عده برایشان جهنم است. آخرت برایش بهشت است، چون تجهیزات استفاده از بهشت و آخرت دارد و کسی که آخرت برایش جهنم می‌شود، یعنی هیچ وسیله‌ای نیاورده استفاده کند، لذا سیستم که ندارد، زجر می‌شود. باید انسان با سیستم آخرت روحش تربیت شود، با سیستم بهشت روحش پرورش پیدا کند. پس انسان باید به فکر خاندان و خانواده آسمانی‌اش باشد، بی‌کس نباشد. یتیمی دنیا مهم نیست. آدم در دنیا یتیم باشد، پدر و مادر مهربان هستند که انسان را بزرگ می‌کنند. در کشور خودمان کسانی که می‌خواهند بچه بگیرند، کلی باید ناز بکشند، سرمایه‌گذاری کنند. کسی زمین، گرسنه نمی‌ماند. اعتبارات اینجا مهم نیست، ولی انسان وقتی وارد برزخ شود، هیچ کس و کاری نداشته باشد، نحوه ارتباط با خانواده‌اش را نداند، از خانواده‌اش دور می‌افتد. پس خانواده داشتن مهم است.

محبوبیت در آسمان و زمین

بزرگان دین و خود امام زمان زیارت امین‌الله را تأکید می‌کنند. می‌گوییم (اللهم اجعلنی محبوبه فی ارضک و سمائک) خدایا مرا در آسمان و زمینت محبوب کن. یعنی انسان در آسمان کس و کار داشته باشد. من وقتی می‌خواهم وارد برزخ شوم، اموال و زن و بچه و مقام و اعتبارات با من نمی‌آید. می‌خواهم وارد برزخ شوم، قرار است با چه کسی زندگی کنم؟ آخرت‌شناسی ما خیلی ضعیف است. پیامبر می‌فرماید خداوند دشمن می‌دارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت است. دنیا را خوب می‌شناسد، اما نمی‌داند قرار است کجا برود زندگی کند. ما قرار است برویم واقعاً در یک فضای مشخصی زندگی کنیم. آخرت یک فضای مجازی نیست، یک فضای حقیقی است. آب و هوا، همسر، کاخ، موسیقی، دانشگاه، حوزه، خوردنی، نوشیدنی دارد. فقط شرایطش از اینجا بی‌نهایت بزرگ‌تر و کامل‌تر است. واقعاً از اینجا باشکوه‌تر است. یک زندگی به این باشکوهی. پیامبر می‌فرماید گداترین فرد بهشتی آن‌قدر زندگی‌اش بزرگ و باشکوه است که می‌تواند همه بهشتی‌ها را در بهشت خودش پذیرایی کند. این حتماً زمین به سمتش آمادگی و شناخت می‌خواهد. شرایط آخرت حقیقی است، متن دارد. من می‌خواهم آنجا بروم، تجهیزاتم چیست؟ اگر به ما بگویند برویم خارج زندگی کنیم، شما نمی‌روید، پول هواپیما از کجا بیاورم؟ بروم هتل، اتاق؟ فکر کنید که می‌خواهیم وارد عالم بی‌نهایت آخرت شویم. خوب این کلی تجهیزات می‌خواهد و واقعاً آنجا احتیاج به مونس، به انیس، رفیق، دوست داریم. استاد می‌خواهیم، چون می‌خواهیم شبیه علم خدا را به دست آوریم. احتیاج به مربی داریم، باید تربیت شویم. شرایط من چیست؟ می‌گوید بچه‌ام در خارج ثبت‌نام کردم. خیلی دیدم می‌گویند درس خوانده، شکست خورده‌ام یا دانشگاهش اعتبار ندارد. می‌خواهم وارد برزخ شویم، چه کسی می‌خواهد مربی ما باشد؟ قرآن می‌گوید بعضی‌ها معلمشان شیاطین است، بعضی‌ها آتش (فامه هاویه) مادرش آتش است. یعنی این باید در جهنم برود تا پرورش پیدا کند. در بهشت نمی‌تواند پرورش داشته باشد، فضای پرورش در بهشت برای او ندارند. (فامه هاویه) مادرش جهنم است.

پرورش در جهنم

اصل و ریشه و پرورش‌دهنده‌اش جهنم است. می‌گویند بچه شما را نمی‌توانیم در مدرسه عادی ثبت‌نام کنیم، باید مدرسه استثنایی برود، چون این‌قدر قدرت ندارد که از مدرسه عادی نمونه استفاده کند. باید در مدرسه عقب‌مانده‌ها برود. چرا؟ چون امکانات ندارد. اگر چهل سال هم عمر کرد، سطح او مثل بچه چهارساله است، بیشتر از این بالا نمی‌تواند بیاید. یعنی بعضی‌ها از جهنم در نمی‌آیند. (اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون) بعضی‌ها در می‌آیند. داستان از بهشت شروع نمی‌شود، از جهنم شروع می‌شود، چون اصلاً هیچ‌کدام از نیازهایی که برای ورود به بهشت، دانشگاه بهشت، فضای بهشتی نیاز داشته، با خودش نیاورده. اصلاً دنبال این کارها نبوده، دغدغه‌اش نبوده، جز نگرانی‌های زندگی‌اش نبوده. نگرانی شب اول قبر، عالم برزخ نبوده. گفته همه این‌ها حرف است. وقتی یک کسی آمادگی ندارد آنجا برود، اعتقادی ندارد یا اگر هم دارد، هیچ کاری نمی‌کند، پس چه آمادگی برای انسان حاصل می‌شود؟ آنجا مال کسی است که می‌بیند و خودش را برای آنجا آماده می‌کند؛ مثل بچه‌ای که دانشگاه در ذهنش بوده و دوست داشته، آخر دانشگاهی هم در می‌آید، ولی یک کسی که می‌خواهد برای سیکل بخواند، دبیرستان هم نمی‌رود، همیشه سیکل است، دیپلم است. یک عده می‌گویند دکترا گرفتیم، بس است. مگر سواد انسان تا دکترا است؟ نباید بالاتر از آن یاد بگیریم؟ ما تا خدا می‌توانیم علممان را جلو ببریم. خدا ما را مظهر خودش آفریده. چقدر قانع هستی؟ هر چقدر قانع باشی، همان را به تو می‌دهند.

انتخاب دنیا یا آخرت

قرآن می‌گوید بعضی از ما دنیا می‌خواهند (منکم من یرید الدنیا و منکم من یرید الاخره) بعضی‌ها دنیا می‌خواهید، بعضی‌ها ابدیت را می‌خواهید. (کلاً نمد هولاء) ما هر دو را کمک می‌کنیم. دنیا بخواهد، دنیا می‌دهیم. آخرت بخواهد، آخرت می‌دهیم. اما کسی که آخرت را خواست (فما له فی الاخره من نصیب) دیگر از آخرت بهره‌ای ندارد، چون در زندگی‌اش جزء دغدغه‌هایش نبوده، جزء باورهایش نبوده، نگرانی نداشته. مثل کسی که برای لیسانس، برای دکترا، برای قهرمانی نگرانی دارد، دو، سه سال غصه می‌خورد تا به آن برسد. این الان جزء نگرانی و برنامه‌ریزی‌های ما است؟ آخرت و ابدیت، خانمان آسمانی، جاودانگی یا نه؟ در سبک زندگی ما، انتخاب‌هایمان، ارتباط‌هایمان، رفتار و افکار و چینش فکری‌مان، چیزی به اسم خانواده آسمانی، خانمان جایی دارد؟ وقتی برایش می‌گذارم؟ پولی برایش خرج می‌کنم؟ واقعاً این قضیه برایم مهم است؟ اگر مهم است، به سمتش می‌روم و به دستش می‌آورم.

تعیین‌کننده حضور معصومین در لحظه مرگ

قرآن می‌گوید هر که هر چیزی بخواهد، ما به او می‌دهیم. خدا می‌گوید اگر خودم را بخواهد، خودم را می‌دهم. بهشت را بخواهد، بهشت می‌دهم. این تو هستی که می‌توانی تعیین کنی موقع مردنت پیغمبر تنها بیاید، با امیرالمؤمنین بیاید یا حضرت زهرا هم بیاید. اینکه موقع مردن چه کسی بالای سرت آید، خودت تعیین کردی. نوع دغدغه‌هایت این بوده پیغمبر و امیرالمؤمنین بیایند، فقط آن‌ها می‌آیند. نمی‌توانی بگویی چرا فاطمه زهرا، چرا امام حسین نیامد. تو فقط برای همین دو نفر برنامه‌ریزی کرده بودی، آن‌ها هم آمدند با شادی تو را بردند. ما آدم داریم موقع مردن چهارده معصوم را پایین می‌کشد، باید ببینند و می‌آیند، امکان ندارد نیایند. او این‌قدر قدرت ملائکه الله، چهارده معصوم را پایین می‌کشد. تا نگرید طفل کی نوشد لبن.

اهمیت گریه و دلتنگی

بچه وقتی گریه می‌کند، مادر می‌دود و شیر می‌دهد. بچه‌ای که مادر رهایش کرده، بچه با جیغ و داد همه آدم‌ها را به سمت خودش می‌کشاند. شما اگر اهل گریه باشید، با گریه آدم به همه کار می‌رسد. امشب می‌گوییم خدایا رحم کن به کسی که سرمایه‌اش امید است، اسلحه‌اش گریه است (ارحم من راس ماله الرجا و سلاحه البکاء). ما اصلاً گریه نداریم. دیدید بچه‌ها برای رسیدن به مادرشان گریه می‌کنند؟ ما برای دیدن مادرمان فاطمه زهرا به گریه افتادیم؟ شده کلافه شوی، سرت را به دیوار بزنی؟ شده بی‌تاب پیغمبر شوی، از غذا بیفتی؟ ما اصلاً گریه نداریم. نه برای خدا، نه برای آخرت، نه برای امام زمان. وقتی اسلحه نداریم، گریه نداریم، چه چیزی به ما بدهند؟ بچه گریه نکند و بازی کند، مادر به او شیر نمی‌دهد. می‌گوید بچه ساکت است، من هم بروم به کارم برسم. این بچه است که می‌گوید جایم را عوض کن، به من شیر بده، غذا بده، اعلام می‌کند. ما گریه دلتنگی نداریم، طلبی هم نیست. طلب هم که نباشد، چه بدهند به کسی که طلب نمی‌کند؟
طبیب مسیحا دم است و مشفق
لیک چو درد نبیند که را دوا بکند
دردی وجودی ندارد، درد نداری. کسی که جیغ و داد می‌کند، پزشکان می‌آیند درمانش کنند. ما واقعاً به صدق نیفتادیم. قدم صدق یعنی به عشق صادقانه، به دل صادقانه، محبت صادقانه. دلتنگی، دلشوره، بی‌تابی نیست. طرف می‌گوید امام رضا بیست سال است مرا نطلبیده… این‌ها حرف‌های پرت و پلایی است. خدا وکیلی اگر نامزدت بود، همین‌طوری رفتار می‌کردی؟ نامزدم زنگ نزده، من هم زنگ نزدم، چهل سال است همدیگر را ندیدیم. دیدید دو نفر نامزد چهار سال همدیگر را نبینند؟ باور می‌کنید او سرش شلوغ بود، من هم سرم شلوغ بود، وقت نکردیم همدیگر را ببینیم؟ می‌شود؟ چرا امام رضا ما را نطلبید؟ کربلا، کاظمین، حضرت عبدالعظیم چرا ما را نطلبیدند؟ این شور، دلتنگی نیست. ما هنوز در ارتباط با خانواده آسمانی‌مان ضعیف هستیم. بحث خانواده آسمانی جلسات آخرش است، بخش عملیاتی‌اش را تمام می‌کنیم، ولی هنوز ضعیف هستیم.

تنظیم ارتباط با خانواده زمینی

آدم خانمان پیدا کند، خیلی مهم است. این سبک زندگی می‌خواهد. شما باید ارتباطت با خانواده زمینی‌ات به گونه‌ای تنظیم کنی که اصلاً اجازه نداشته باشی از آسمان به پایین بیایی. ما خیلی بد زندگی می‌کنیم. نوع برنامه‌ریزی‌هایمان طوری است که به عضویت به خانواده آسمانی‌مان خیلی ضربه زدیم. خیلی بی‌اعتباری برای خودمان ایجاد کردیم. نوع ارتباط با شغل، با دوستان، با فامیل، با خوردنی‌ها، دیدنی‌ها، درس، با این چهار مقوله علم، تخصص، دانشگاه، اختراع، صنعت، مقاله، طرح. بعضی‌ها غرق همین می‌شوند، اصلاً دیگر به خانواده آسمانی نمی‌رسند. علم‌زدگی، کارزدگی، طرح‌زدگی، صنعت‌زدگی، دنبال همین چیزها هستند. بعضی‌ها توهمی هستند، کمالات وهمی، شهرتی، قدرتی، مقامی، ریاستی، رقابتی. بعضی‌ها خیال‌زده هستند، تجملات زندگی، مد و لباس، یک عمر در مد و مارک است. یک عده هم کمالات جمادی دارند، پول، باغ، اتومبیل، زمین، مشغول همین‌ها هستند. باید نحوه ارتباط با این چهار گونه‌ای باشد که با رفت و آمد با خاندانت اصلاً مشکل نداشته باشی. امیرالمؤمنین علیه‌السلام، امام زمان نگویند شب جمعه کجا بودی، سری به ما نزدی. آقا ما کار داشتم، زن و بچه داشتم، وقت نکردم جمعه بیایم 5 دقیقه آل یاسین بخوانم. باورت می‌شود یک کسی بگوید جمعه صبح بیدار شدم تا ظهر روز که حدود دو دقیقه طول می‌کشد، نتوانستم به امام زمان بگویم (السلام علیک یا حجه الله فی ارضه) وقت نداشتم دو دقیقه با امام زمان حرف بزنم، دعای روز، زیارت روز نخواندم. وقت ندارم هفت دقیقه یک دعای توسل بخوانم. خواندن مهم نیست، بحث ارتباط است. خواندن یعنی ارتباط، یعنی حرف زدن، یعنی رفع دلتنگی. وقتی باز می‌کنی، حواست هست چهارده معصوم تو را نگاه می‌کنند، دانه دانه با آن‌ها حرف می‌زنی.

مدیریت زمان و استفاده از عمر

من سبک زندگی‌ام طوری است که نمی‌توانم با عهدنامه خدا، نامه خدا که خدا عاشقانه ترین نامه را برای بندگانش فرستاده، بخوانم. نمی‌توانم 50 آیه بخوانم که ده دقیقه می‌شود. می‌گوید وقت ندارم، زندگی دارم، نمی‌رسم. این چه دروغ بزرگی است. از همین امشب شما یک هفته وقت تلف کردن‌هایتان را بنویسید. امشب برای غذا چقدر معطل می‌نشینی؟ فقیه می‌گوید من زمانی که خانمم سفره پهن می‌کرد تا غذا بیاورد، یک دور فقه اهل سنت را خواندم. امام امت چقدر قرآن می‌خواند سر سفره تا غذا را بیاورند. الان در زندگی‌مان نگاه کنیم چقدر مدیریت زمانمان افتضاح است. چند دقیقه سر سفره می‌نشینیم تا غذا را بیاورند؟ چند دقیقه منتظر سریال می‌نشینیم؟ چند دقیقه حرف‌های بی‌خود با دیگران داریم؟ همین چند دقیقه‌ها را حساب کنید، ببینید چند تا ده دقیقه، بیست دقیقه، نیم ساعت… الاف هستیم در طول روز. بعد می‌گوییم ما اصلاً وقت نداشتیم به آسمان برویم. باید تصمیم بگیریم از وقتمان خوب استفاده کنیم. باید تصمیم بگیریم مدیریت زمانمان خوب باشد. عرض کردم بعضی‌ها روز قیامت اگر ثواب توالت رفتن‌هایشان را به میلیون‌ها آدم بدهند، آن‌ها نجات پیدا می‌کنند. یعنی سر توالت هم که بوده، این‌قدر معنوی است که همان ثواب توالت رفتنشان را هم بدهند، مردم نجات پیدا می‌کنند. در توالت هم این‌قدر دریافتی دارد که به اندازه عمر طبیعی آدم‌ها دریافتی‌اش بیشتر است. خوب بلد است از عمرش استفاده کند. این مثال مبتذل را می‌زنم که شما بفهمید کارهای دیگرش چقدر ارزش دارد، چون جدی زندگی کردند، می‌خواستند با خانمان باشند، به ابدیت، به آخرت، به جاودانگی فکر کردند. این‌ها برایشان مهم بوده، نه اینکه آرزو کند شوهر کند و زن بگیرد، یکی به او مامان، بابا بگوید، ماشین سوار شود…

ارزش واقعی انسان

ما باید به اندازه‌ای که خدا ما را آفریده، به قیمتی که خدا به ما داده، این قیمت را به رسمیت بشناسیم. خدا ما را خیلی بزرگ آفریده. می‌گوید من تمام زمینی که شما عاشقش شدید، برای شما آفریدم. بد است شما عاشق این شوید. من این را خادم شما قرار دادم. نباید شما روی زمین عاشق چیزی شوید. فرشته‌ها را خادم شما کردم. بهشت را برای شما آفریدم. بهشت باید مشتاق و شیفته تو باشد، ولی چه چیزهایی دل‌هایمان را می‌برد و ما را گرفتار می‌کند؟ این قیمت‌ها را باید به رسمیت بشناسیم.
ز خانمان اگر چه بر گرفتم دل به او دادم
ز کوی عشق لیکن خانمانی کرده‌ام پیدا
خوب است انسان در کوی عشق خانمان‌دار شود، کس و کار داشته باشد. چقدر خوب است انسان را در برزخ، آخرت به رسمیت بشناسند، بدانند این سند دارد. ما هنوز باور نکردیم که یک درخت در بهشت به اسم شما سند می‌خورد. این درخت، خانه، ویلا، آبشار، تخت… به اسم فلانی است. ما باور نداریم سند می‌زنند. ما فکر نمی‌کنیم چه شخصیت‌های حقیقی خاصی در بهشت قرار است با من زندگی کنند. فکر نمی‌کنیم که یک شخصیت زنده که اسمش بهشت است و افراد مشخصی یک جا منتظر ما هستند. نه انسی با آن‌ها داریم، نه علاقه‌ای داریم. حتی در طول عمرمان یک بار هم به آن‌ها سلام نکردیم. آن‌ها در بهشت هستند، به ما احاطه دارند. یک سلامی به آن‌ها کنیم. قرار است با آن‌ها زندگی کنیم. شما می‌دانید خدا چقدر فرشته به اسم شما ثبت کرده (عباد مکرمون) همین حالا با ما هستند (سلام خدا بر همه آن‌ها). به اسم شما ثبت است. فرشته در بهشت نشسته، به او می‌گویند مثلاً اذان صبح باید بروی پیش فلانی. ما اصلاً با تشکیلاتی که دور و برمان می‌گذرد، چه اتفاقاتی می‌افتد، کاری نداریم. بد است آدم در کر و کوری زندگی کند.

ارتباط با آسمان و رهایی از دغدغه‌های زمینی

شما تا ذهن و دلتان را کنترل نکنید، متوجه آنجا نکنید، از اینجا بی‌خیال نشوید، آن طرف هیچ فالی را برایتان باز نمی‌کنند، چیزی باز نمی‌شود. ببینید ارتباط برقرار کنید. باید دل اینجا کمی بی‌خیال پایینی‌ها شود. قیل و قال‌ها، دغدغه‌های پایین باید درآیید. کمی خودتان را آزاد کنید تا فایل‌های ما باز شود. مشاعر مان باز شود که اطراف من چه می‌گذرد. خدا چند فرشته را برای من فرستاده؟ قرار است با چند فرشته دیگر کار کنم؟ آدم خیلی خوب است هم‌مصاحبه خوبی با این فرشته‌ها شود. نروند بالا بگویند خدا ما را مأمور یک آدمی کرد که از آدم فقط شکلش را داشت. از صبح تا شب الاف او بودم و او چقدر مرا اذیت کرد. خواهش می‌کنم شعرهای مرحوم فیض را مرور کنید. این شعرها خیلی تخصصی است. فقط شعر نگفته، به ما حرف تخصصی می‌زند، راهکار می‌گوید، انسان‌شناسی می‌گوید، قاعده ارتباط ما با آسمان و غیب را در همین قالب شعر مرحوم فیض به ما درس می‌دهد.

تولد حقیقی ما

وقتی دل را از اینجا برگیری، باید ببری یک جایی بگذاری. جایی جز خانواده آسمانی‌ات نداری که بگذاری. به کوی عشق لیکن خانمانی کرده‌ام پیدا. انسان خانواده جدید پیدا می‌کند، خانمان جدید. جدید هم نیستند، برای ما جدید هستند. این‌ها از اول با ما بودند. ما آنجا متولد شدیم. بله جسم ما را در زمین به ما دادند. خودمان قبلاً روی زمین نبودیم، متولد زمین نیستیم. مگر نمی‌گوییم معاد داریم، برمی‌گردیم؟ یعنی ما متولد زمین نیستیم. محل تولد هیچ‌کداممان زمین نبوده. محل تولدمان بدن است که کجا به دنیا آمده، ولی خودمان متولد بهشت هستیم.
ما ز بالاییم و بالا می‌رویم
ما ز دریاییم و دریا می‌رویم
من متولد اینجا نیستم. خانواده‌ام مال اینجا نیستند. برای چه این‌قدر تعلق، وابستگی، غصه، بدبختی بخواهم برایش تحمل کنم؟ باید رابطه‌ام را تنظیم کنم تا این‌قدر غصه‌اش را نخورم. این مهم است که من مال اینجا نیستم، قرار نیست این‌ها هم باشم (انا لله و انا الیه راجعون). قرار است برگردم، پس چه معنا دارد؟

ذخیره برای آخرت

امیرالمؤمنین علیه‌السلام وقتی قنات می‌کند، تمام ثروتش را می‌فرستاد آخرت. نفس‌زنان از دل قنات بالا می‌آمد، به آب رسیده بود، می‌گفت قلم و کاغذ بیاورید این را وقف کنم. می‌گفت حیف است قنات کندم بگذارم اینجا مصرف شود، می‌فرستم برود آخرت برای خودم. پول خرج کردن برای آدمی که مال خانواده آسمانی‌اش است، سخت نیست، چون می‌خواهد همه‌اش برای خودش ذخیره شود. آنجا قرار است با آن بسازید. گفتم هر انسانی یک سهمی در بهشت دارد، یک سهمی در جهنم. الان در سند شما یک زمین در جهنم به اسمتان خورده، یک زمین در بهشت. آن زمینی که در بهشت است، فرمود به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است و یک تکه از جهنم گذاشتند، چون جهنم جایش تنگ است. فرمود جهنم مثل میخی است که در دیوار است، شکنجه‌اش این‌قدر زیاد است. همه ما این سهم را داریم. وقتی به دنیا می‌آییم، نوع روابطمان این‌طوری است. بعضی‌ها بهشت‌هایمان را می‌فروشیم به بعضی‌های دیگر. یک شوهر در خانه این‌قدر بداخلاقی می‌کند که بهشتش را به زنش می‌بخشد. به بچه‌هایش می‌بخشد، جهنم زن و بچه‌هایش را می‌خرد و می‌رود به جای همه آن‌ها عذاب می‌کشد. یک زن بهشتش را به شوهرش می‌بخشد و جهنمش را می‌خرد. در تعاملات و تضادها، در معامله کردن با همدیگر می‌افتیم.

تحمل بداخلاقی و غیرت بیجا

می‌گوید هر کس بداخلاقی و غیرت بی‌جای شوهرش را تحمل کند، خداوند او را با فاطمه زهرا محشور می‌کند. غیرت دو جور است. یک غیرت به جا، یک غیرت بی‌جا داریم. غیرت به جا یعنی تحصن از زن، مراقبت از زن. زن‌ها فطرتاً چیزی دارند که با آن چیزی که در مردهاست، هر دو هماهنگ است. زن حیا دارد، مرد غیرت دارد. زن از مرد با غیرت خوشش می‌آید یا مردی که تکیه‌گاهش باشد، حفظش کند، مگر اینکه این زن سالم نباشد. یک زن فطرت‌گرا از مرد با غیرتی که می‌تواند تکیه‌گاه یک زن باشد، لذت می‌برد. این بد نیست، ولی بعضی از مردها غیرت بی‌جا دارند. الکی سخت‌گیری می‌کنند. خانه مادرت نرو، مسجد، حرم، نرو، کلاس نرو، راضی نیستم این کار را کنی. زن را حبس می‌کنند، سخت‌گیری‌های بیهوده. خودش هم می‌داند هیچ شری متوجه ناموسش نیست، ولی سخت می‌گیرد. حضرت فرمود زنی که بداخلاقی و غیرت بی‌جای شوهرش را تحمل می‌کند، خداوند با فاطمه زهرا محشورش می‌کند. ثواب هزار شهید به این زن می‌دهد. ثواب ایوب پیغمبر را هم می‌دهد. یک زن و شوهر هستند، این زن از شوهرش محشور شدن با فاطمه زهرا را دریافت کرده، اجر حضرت ایوب، اجر هزار شهید. یک مردی که تحملش به آدم اجر هزار شهید دهد، یعنی خودش هزار تا شمر است. این مرد چقدر افتضاح است که خدا به خاطر تحمل این به این زن این‌قدر اجر داده؟ این مرد چه جهنمی است؟ خدا نکند یک کسی به خاطر تحمل ما به بهشت برود. اگر کسی به خاطر اینکه مرا تحمل می‌کند در زندگی، در کار… به او خدا اجر بدهد، یعنی وضع من خیلی خراب است. این وضع خیلی افتضاح است و مردی که بداخلاقی زنش را تحمل کند، او هم همین اجرها را دارد. یک زنی که برای تحملش قرار است آدم به آن اجرها برسد، ببین این زن چه جایگاهی در جهنم دارد؟ این تمام بهشتش را به مرد فروخت و تمام جهنمش را خرید. معامله خوبی نیست و او هم بهشتش را فروخت و جهنم زنش را خرید. خود ما هستیم که تعیین می‌کنیم چه خواهد شد.

بهترین بودن در خانه

یک موقع می‌گوید شما به طور طبیعی عاشق هم باشید، همدیگر را دوست داشته باشید، برای تحمل اجری به شما نمی‌دهم، چون همدیگر را دوست دارید. مرد زن را دوست دارد و برایش بهایی می‌پردازد. باید به عشق خانواده و همسرش زحمات بکشد. می‌گوید من ثواب جهاد در راه خدا را به این مرد می‌دهم. زنش را هم دوست داشته و تحمل نکرده. به طور طبیعی زن به مرد خدمت می‌کند، مرد به زن خدمت می‌کند. خدا اجرش را هم می‌دهد. روز قیامت هم درجات عالی دارند. بالاخره آدم بچه‌اش مریض می‌شود، به خاطر این بچه ناراحتی می‌کشد، باید بیمارستان ببرد. این تحملی دوستش دارد، مریض است، بیمارستان می‌برد. همسرش را دوست دارد، پدرش را، مادرش را، خواهرش و برادرش را دوست دارد، دوستش را دوست دارد، به خاطر دوستش غصه می‌خورد، خدا به او اجر می‌دهد. ولی یک موقع می‌گوید اگر این مرد را با این اخلاق تحمل کنی و این زن را با این اخلاق تحمل کنی. پیغمبر فرمود: (خیرکم خیرکم لاهله) بهترین شما کسی است که در محیط خانه از همه اعضای خانواده شیرین‌تر، جذاب‌تر، شادتر، آرام‌تر و دوست‌داشتنی‌تر باشد. اگر غیر از این باشد، تو باخت کردی. ما خودمان را با زن و بچه‌مان مقایسه نکنیم. او این کار را کرد، من هم این کار را می‌کنم. او خندید، من هم بخندم. او هدیه خرید، من هم بخرم. اصلاً ما با زن و بچه زندگی نمی‌کنیم. من با خانواده زندگی می‌کنم. چرا با زن و بچه خودم رقابت می‌کنم؟ تو این‌طور، من… این بچه‌بازی‌ها چیست؟ ما قرار نیست با کسی خودمان را مقایسه کنیم. ما اصلاً طرفی نداریم. ما فقط یک خدا داریم. باید خودمان را با او بسنجیم، با الله. من با کسی قرار نیست رقابت کنم. اصلاً با کسی درگیری ندارم. حالا این خانم می‌خواهد خوب باشد یا نباشد، می‌خواهد وظایفش را انجام دهد یا ندهد. من یک سلسله وظایفی دارم که باید عمل کنم. خدا خودش می‌بیند که این مرد در خانه از زن و بچه‌اش خیلی بهتر بود. این زن از شوهرش، از بچه‌هایش، در فامیل از همه بهتر بود. خودتان را به اینجا برسانید.

مبارک بودن در هر مکان

پیغمبر فرمود: (خیرکم خیرکم باهله وانا خیر الاهلی) من در خانه واقعاً از همه بهتر هستم برای خانواده خودم. در فامیل پیغمبر می‌گفتند چه کسی از همه شیرین‌تر، جذاب‌تر است؟ می‌گفتند رسول خدا. آدم تلاش کند در محیط خانه همین باشد. همه جا همین‌طوری باشد. تلخ نباشیم، سفت، زمخت نباشیم، تیز نباشیم. این‌طوری است. وقتی خانواده آسمانی ببینند یک نفر در محیط زندگی‌اش این‌طور است، آن موقع یک ارتباطاتی وصل می‌شود، یک محبت‌هایی وصل می‌شود، یک مشاعری باز می‌شود. چقدر فاطمه زهرا خوشحال می‌شود که یک مرد در زندگی‌اش باشد، یک زن، زن حقیقی باشد. یک شاگرد به وظایف شاگردی‌اش عمل کند. یک همکار به وظایف همکاری‌اش عمل کند. هر جا هست خوب باشد (و جعلنی مبارکاً اینما کنت) هر جا باشم مبارک باشم. پس اگر کسی می‌خواهد خانمان‌دار باشد، می‌خواهیم یا نمی‌خواهیم؟ اگر می‌خواهیم، باید به سمت این کار برویم. می‌گوید چهل سال است ازدواج نکردم، وقت نکردم، فرصت نکردم. بعد از چهل سال دیگر از آب و گل درآمدم، تازه می‌خواهم ازدواج کنم. خوب این نخواسته ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد. خانواده نمی‌خواسته، کارهای دیگری داشته.

بهشت نقد و زندگی با معصومین

ما اگر خانمان می‌خواهیم، نه خانمان آخرتی. خانمانی که آخرت می‌خواهند بدهند به ما نمی‌دهند. ما باید با خانواده آسمانی‌مان الان زندگی کنیم. امام حسین می‌گوید خدا مرا نسیه نگذاشته که بهشت پیش من آیی (ان یجعلنی معکم فی الدنیا) معکم یعنی معیت، یعنی همراهی، یعنی همین الان امام حسین در زندگی تو باشد. فاطمه زهرا در خانه‌ات باشد. امام زمان سر سفره‌ات باشد. خدا، فرشته‌ها بیایند همین الان.
من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم
ما الان بهشت نقد داریم. بهشت نقد یعنی همین الان آسمان بیاید روی زمین و در زندگی من بریزد. همین الان با بهشتی‌ها رفت و آمد داشته باشیم. بعداً قرار است بمیرم، آن بعداً به چه درد من می‌خورد وقتی من اینجا از آن‌ها نمی‌توانم استفاده کنم، با آن‌ها خودسازی کنم، شاد باشم، از آن‌ها لذت ببرم، با آن‌ها آدم آرامی باشم، با آن‌ها آدم مهربانی باشم؟ وقتی نمی‌توانم و این خانمان به کارم نمی‌آید، بعداً یعنی چی؟
پدر، مادر برویم خواستگاری، می‌گویند ما پدر و مادرت هستیم، ولی خواستگاری تو نمی‌آییم. خواهرت، برادرت هستم، ولی نه. بیمارستان، مریضی، قرض، بدهی، زندان. خوب این خانواده به چه دردی می‌خورد؟ هیچ جا به کار من نمی‌آیند. خوب انگار هیچ کسی را ندارم. آیا خانواده من با من پایین می‌آیند؟ آن‌ها می‌گویند ما پایین هستیم، تو بیا در بین ما، تو بیا با ما زندگی کن در دنیا. ما باید روی این مفاهیم کار کنیم (ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) یعنی همین جا، نسیه نه، همین الان با امام حسین شروع کن زندگی کن و خوش به حال کسی که جوانی، زندگی، کارش، شغلش، همه کارش را در خانه خودش انجام دهد با خانواده خودش و خاندان خودش.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  1. اهمیت عشق و دلدادگی به خانواده آسمانی باید بیشتر از خانواده زمینی باشد، اما این به معنای بی‌توجهی به خانواده زمینی نیست.

  2. پشتیبان خانواده زمینی، خانواده آسمانی هستند؛ عشق‌های پایدار و ماندگار از عشق آسمانی پشتیبانی می‌شوند.

  3. برای داشتن عشق‌های ماندگار و قوی، باید یک پشتیبانی آسمانی برای عشق زمینی وجود داشته باشد.

  4. عشق زمینی برای ماندگاری‌اش به عشق آسمانی احتیاج دارد، همان‌طور که زمین برای بقا به آسمان و ماده به معنا نیاز دارد.

  5. بسیاری در زمین خانمان دارند، اما در آسمان بی‌خانمان هستند و پس از مرگ جایی برای رفتن ندارند.

  6. جهنم یعنی عدم تطبیق با بهشت؛ وقتی انسان نمی‌تواند از بهشت لذت ببرد، این برای او جهنم می‌شود، زیرا تجهیزات لازم را نبرده است.

  7. بهشت و جهنم در یک مکان هستند؛ برخی به دلیل داشتن تجهیزات از آن لذت می‌برند و برایشان بهشت است، و برخی به دلیل نداشتن تجهیزات زجر می‌کشند و برایشان جهنم.

  8. انسان باید به فکر خاندان و خانواده آسمانی‌اش باشد تا در آخرت بی‌کس نباشد.

  9. خداوند دشمن می‌دارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت است و نمی‌داند قرار است کجا زندگی کند.

  10. آخرت یک فضای حقیقی با آب و هوا، همسر، کاخ، موسیقی و امکانات بی‌نهایت بزرگ‌تر و باشکوه‌تر از دنیاست.

  11. گداترین فرد بهشتی آن‌قدر زندگی باشکوهی دارد که می‌تواند همه بهشتی‌ها را پذیرایی کند.

  12. نوع دغدغه‌های ما در دنیا تعیین می‌کند که چه کسی در لحظه مرگ بالای سر ما حاضر شود.

  13. اگر اهل گریه و دلتنگی برای خدا و خانواده آسمانی باشیم، به همه چیز می‌رسیم.

  14. ما باید ارتباطمان با خانواده زمینی را به گونه‌ای تنظیم کنیم که اجازه ندهیم از آسمان به پایین بیاییم.

  15. غرق شدن در علم‌زدگی، کارزدگی، شهرت‌طلبی، تجملات و مادیات، ما را از خانواده آسمانی دور می‌کند.

  16. مدیریت زمان و استفاده بهینه از عمر برای برقراری ارتباط با خانواده آسمانی بسیار حیاتی است.

  17. ما باید به اندازه‌ای که خدا ما را آفریده و به قیمتی که به ما داده، ارزش خود را به رسمیت بشناسیم.

  18. انسان باید در کوی عشق خانمان‌دار شود و در برزخ و آخرت به رسمیت شناخته شود.

  19. ما متولد زمین نیستیم، بلکه متولد بهشت هستیم و باید تعلقاتمان را با این حقیقت تنظیم کنیم.

  20. پول خرج کردن برای کسی که مال خانواده آسمانی‌اش است، سخت نیست، زیرا می‌خواهد همه چیز برای خودش در آخرت ذخیره شود.

  21. تحمل بداخلاقی و غیرت بی‌جای همسر، می‌تواند اجر و پاداش عظیمی در پی داشته باشد.

  22. بهترین شما کسی است که در محیط خانه از همه اعضای خانواده شیرین‌تر، جذاب‌تر، شادتر، آرام‌تر و دوست‌داشتنی‌تر باشد.

  23. ما باید با خانواده آسمانی‌مان همین الان زندگی کنیم و بهشت نقد را در همین دنیا تجربه کنیم.

  24. خوش به حال کسی که جوانی، زندگی، کار و شغلش را در خانه خودش و با خانواده آسمانی‌اش انجام دهد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه