خانواده آسمانی – جلسه 164

متن کامل جلسه

خانواده آسمانی و غزل فیض کاشانی

بحث‌مان درباره خانواده آسمانی به غزل مرحوم فیض رسید و مقداری از آن باقی ماند:
مشام اهل معنی بوی گل می‌یابد از الفت
ز یاران موافق بوستانی کرده‌ام پیدا

خدا رحمت کند مرحوم فیض را که چقدر دلداده بوده که این اشعار قدرتمند را توانسته به این زیبایی بیان کند و اصول عشق و دلدادگی را برای ما ترسیم کند.

اهمیت بوی خوش در زندگی معنوی

بوی گل چیزی است که انسان فوق‌العاده از آن لذت می‌برد، فرح و شادی و نشاط به انسان می‌دهد. انسان هزینه می‌کند که بوی خوش بشنود. پیامبر فرمود اگر دو سوم پول خودتان را به عطر دادید اسراف نکردید، از بس بوی خوش برای روح و روان انسان سازنده است و برای انسان پاکی می‌آورد. باید در انتخاب عطرها و استفاده از بوی خوش دقت داشته باشیم که چه نوع عطرهایی انتخاب می‌کنیم؛ عطرهایی که نخوت یا خیال‌بافی یا تمرکز، معنویت، عروج، پاکی می‌آورد. بعضی عطرها هستند که انسان وقتی بویشان می‌کند تمرکز پیدا می‌کند، از گناه متنفر می‌شود. بعضی از عطرها خیال‌بافی، شهوت، خودنمایی، بی‌حیایی به وجود می‌آورد. یک عطر مثل موسیقی می‌ماند که یعنی ندارد اما معنی دارد. همانطور که موسیقی معنی دارد و برای تمام ابعادمان موسیقی داریم، باید انسان از موسیقی‌های مناسب برای پرواز انتخاب کند، موسیقی‌های فطری. عطر هم همینطور است؛ عطرها هم معنی دارند اما یعنی ندارند. وقتی انسان بو می‌کند می‌فهمد که این عطر به انسان چه می‌گوید و انسان را به کجا دعوت می‌کند.

الفت و بوی خوش دوستان

آنچه که جان انسان است الفت، دوستی، انس برای رفقا، دوستان خوب اهل معنا. هر چقدر دوست ما انسان‌تر باشد، رفقا خوش‌بوتر باشند، مشام ما بیشتر به نوازش می‌رسد. هر چقدر بیشتر بوی خدا را دهند به انسان حس و حال بهتری می‌دهد. یادم است رفتیم به دلکده‌ای، امیدوارم بتوانم پای شما را هم به آن دلکده باز کنم. دلکده بسته‌ای هم هست، داشتم فکر می‌کردم چطوری می‌توانم شما را به آنجا ببرم و از فضای آنجا بتوانید لذت ببرید، اوج بگیرید. اهل دلی با ما بود، به صاحب آنجا گفت وقتی وارد اینجا شدم جدای از نورهایی که دیدم بوی عطر خاصی را احساس کردم. صاحب آنجا گفت خود من هم همینطور هستم که گاهی می‌آیم در را باز می‌کنم به این فضا می‌آیم، بوی خاصی که هیچ جای دیگری نیست اینجا وجود دارد. این رشته سر دراز دارد، بحث بو و اینکه همه جلوه‌های انسان بو دارند، بوهای زشت و زیبا. اولیای الهی بو دارند. شما هنوز سر قبر شهدای دفاع مقدس می‌روید بوهای خاصی استشمام می‌کنید. امام حسین و کربلا تربتش بوی خاصی دارد. حضرت زهرا سلام الله علیها بوی خاصی دارد. بو همانطور که در زندگی دنیایی ما یک نقش مهمی دارد، بوهای غذاها، میوه‌ها، گل‌ها، گیاهان، در آخرت و حیات معنوی انسان هم بو و عطر جایگاه خاص و ویژه‌ای دارد. هر چقدر دوستان، رفقا، محبوبین شما به خدا نزدیک‌تر هستند خوش‌بوتر هستند و هر چه خوش‌بوتر سازنده‌تر، بو سازنده‌تر است. استعاره از کنار این شعر رد نشوید، بو یک حقیقت است. دو نفری که قدرت و سرعت‌شان یک اندازه است، کسی که می‌تواند از بو خوب استفاده کند جلو می‌زند. کسی که بخشی را برای تغذیه خودش به بو اختصاص داده جلو می‌زند. بو غذای روح است، عطر غذای نفس است. می‌ارزد انسان وقتی را بگذارد که مطالعه کند ببیند از چه بوهایی می‌تواند استفاده کند، چه بوهایی او را بالا می‌برد، چه بوهایی در او تمرکز ایجاد می‌کند، چه بوهایی را وقتی استشمام می‌کنید تنفر از گناه در شما ایجاد می‌کند. مشام اهل معنی بوی گل می‌یابد از الفت یعنی هر چقدر الفت پیدا می‌کنند بوهای خاصی را استشمام می‌کنند. ز یاران موافق بوستانی کرده‌ام پیدا. دوستان موافق بوستان دارند. اولش بو دارد یعنی جایی که پر از بوهای موافق، پر از بوهای زیبا و تعالی‌بخش برای انسان است.

تأثیر صحبت اخوان در دلدادگی به حق

چو در الفت فزاید صحبت اخوان
برد حق دل، میان جمع و یاران دلستانی کرده‌ام پیدا

وصف العیش نصف العیش. دو تا آدمی که می‌خواهند لذتی ببرند تنهایی با خیال یک لذت می‌برند ولی وقتی خیال را به زبان می‌آورند لذت افزوده می‌شود، حالا هر لذتی باشد، لذت خیال، وهم، حس، عقل یا فوق عقلی. وقتی دو نفر با هم تناسب دارند و راجع به یکی از لذاتی که خودشان اهلش هستند صحبت می‌کنند و به هم پاس می‌دهند و حرف می‌زنند همدیگر را اوج می‌دهند. یعنی دو نفری که می‌نشینند حرف می‌زنند همه بال‌های پرواز برای همدیگر می‌شوند در آسمان آن کمال، حالا کمالش حیوانی باشد و یا کمالش عقلی باشد بال می‌شوند در آسمان عقلی و اگر فوق عقلی یا بهشتی باشد بال می‌شوند برای پرواز در آسمان کمال فوق عقلانی و بهشتی. چون خروجی دارد، هر چقدر خروجی بیشتر باشد شما قوی‌تر می‌شوید. تمرینت وقتی بیشتر می‌شود قدرتت هم بیشتر می‌شود. هر چه خیال‌پردازی‌های یک نفر در یک کمال بیشتر باشد در آن کمال قوی‌تر می‌شوید. یک آدم شکمو هم چقدر تخیل غذاهای خوشمزه می‌کند، تعریف غذاهای خوشمزه می‌شنود یا خودش تعریف می‌کند، آن کمال اول تو خودش تقویت می‌شود (کل نفس بما کسبت رهینه). شما در مورد غذاها و خورشت‌ها و میوه‌ها و دسرها صحبت کن، هر چقدر صحبت می‌کنی در نفست وابستگی به غذا بیشتر می‌شود، نفست در گرو مزه می‌رود. وقتی راجع به مقام و ریاست صحبت می‌کنی نفست سراغ مقام می‌رود. در بحث ارتباط با خانواده آسمانی گفتم شما باید در رابطه با خانواده آسمانی‌تان خیال‌بافی کنید. بنشین با فاطمه زهرا به خیال بیفت، با امیرالمومنین به خیال بیفت، با سیدالشهدا، با ابالفضل علیهم السلام.

نقش شعر و مداحی در تقویت خیال و عروج معنوی

این شعر ای عزیزی که شعر می‌گویند، مرحوم فیض با ما این کار را انجام می‌دهد. مداح خیال ما را به وسیله شعرها تقویت می‌کند و ما را به عالم بالا می‌کشاند. مداحان بعد از علما ارزشمندترین آدم‌ها هستند که دل‌های مردم را با شعرهایشان، با مداحی‌هایشان آتش می‌زنند، دل‌های مردم را مزین می‌کنند، مردم را به خیال‌بافی‌های انسانی و عاشقانه می‌کشانند. اگر به مکانیزم عمل شعر، شاعری، نوا، موسیقی‌های خوب و فطری توجه کنیم می‌بینیم همه اش آتش زدن ماست، همه اش تثبیت ما در یک سلسله کمالات انسانی الهی و آسمانی است. شما در هر کمالی خیال‌بافی کنید و حرف بزنید در همان تثبیت می‌شوید. با هر چه بیشتر روحت، ذهنت سر و کار داشته باشد همان شکلی می‌شوید. نوع خیال‌های یک نفر نشان می‌دهد که او در کدام یک از کمالات بالاترین لذت را دارد، شخصیتش چطوری هست. چیزهایی که ذهنت را مشغول می‌کند از کدام چیزهاست؟ از مقولات وهمی است؟ مثلاً یکسره دعوا می‌کنی، در وجودت جر و بحث داری، حرف می‌زنی، دفاع می‌کنی، حمله می‌کنی، این کمال وهمی است. غصه، کینه، حسادت این برای انسان گرفتاری می‌آورد. ببین ذهنت دائماً کجا می‌رود، عقده‌هایت چه چیزهای هستند، کمبودهایت چه چیزهای هستند، شخصیت انسان کاملاً معلوم می‌شود. ز یاران موافق بوستانی کرده‌ام پیدا. هر دوستی هم یک بویی دارد. چو در الفت فزاید صحبت اخوان. وقتی برادران می‌نشینند با هم صحبت‌های خوب و انسانی می‌کنند. شما وقتی از نظر روانشناسی می‌خواهی یک نفر را تحریک کنی باید ببینی در چه جایگاهی هست، لذت نهایی آن شخص چیست، دست بگذاری روی همان چیز، آن را فشار دهی تا این آتش بگیرد و تحریک شود. شما برای الاغ نمی‌توانی بگویی اگر بار ببری برایت شعر، غزل می‌خوانم، برای الاغ جذابیتی ندارد. الاغ اگر بداند برای هر باری که می‌برد علوفه تازه می‌خورد، جای راحتی دارد، سنخیت با الاغ دارد. افراد هم شیطان همدیگر می‌شوند و هم بالابرنده و فرشته هم می‌شوند. رفیق طوری حرف می‌زند از کمالی حرف می‌زند که تو کمک در هر کمالی که باشد دل تو را آن کمال می‌برد. دوستان الهی، دوستان آسمانی اهل خانواده آسمانی آل محمد صلی الله علیه وآله که شما هستید وقتی با هم حرف می‌زنند این حرف زدن‌هایشان کم کم الفت‌هایی را ایجاد می‌کند. وقتی به الفت افتادی دلت را خدا می‌برد. بَرَد حق دل. حق می‌آید از تو دلبری می‌کند. می‌نشینی حرف‌های قشنگ می‌زنی یک دفعه می‌بینی امام زمان آمد دلت را برد، حضرت زهرا آمد دلت را برد، سیدالشهدا آمد دلت را برد، ابالفضل آمد دلت را برد. لذا خیلی خوب است آدم با رفقای دل‌ستان صحبت کند. دوستانی داشته باشد که وقتی دلش می‌گیرد دل خودش خراب می‌شود دل او آباد باشد. آدم باید یک دل، دو دل، صد دل داشته باشد که اگر دل خودش به بن‌بست، به خرابی رسید از دل دیگران بتواند به نجات و رستگاری به خانواده آسمانی راه پیدا کند. می‌گوید دلم گرفته به حالت خنثی رسیدم. به محض اینکه خودت را به کسی می‌رسانی که دلش باز است دل تو هم باز می‌شود، تو هم قوی می‌شوی چون در دل او رفتی. گاهی وقت‌ها آدم دلبرهای خودش را در دلش فعال می‌کند، بیدارشان می‌کند و آنها دل انسان را شفا می‌دهند. میان جمع و یاران دلستانی کرده‌ام پیدا. یعنی من یک رفقایی دارم، یک دوستانی دارم، یک محافلی دارم، یک میکده‌هایی دارم، یک دل‌ستان‌هایی دارم که هر وقت در این دل‌ستان‌ها قرار می‌گیرم، در این محافل قرار می‌گیرم دلم تا آسمان می‌رود، تا خدا می‌رود، تا بهشت می‌رود.

دلکده‌ها و میکده‌های فطرت‌گرایان

این خانواده آسمانی و عشقش چقدر اثر دارد برای ما، چقدر کاربرد دارد. طبیعت‌گراها دل‌ستان‌های خودشان را دارند، میکده‌ها و دلکده‌های خودشان را دارند. فطرت‌گراها هم باید برای خودشان دلکده و میکده‌های زیادی را سراغ داشته باشند. یک آدم قدرتمند در طبیعت‌گراها یعنی کسی که بتواند عیاشی‌های زیادی کند. بعضی‌ها که فقیرند می‌گویند برویم در قهوه‌خانه در پارک بنشینیم. یک کسی می‌گوید من ویلا دارم، برج دارم، برویم کیش، قشم، دبی، فرانسه، آلمان هر جا خواستید برویم. این آدم قوی است، هر کاری می‌تواند کند (المال ماده الشهواه). مال ماده شهوات است، هر چه بیشتر زمینه برای شهوت برای طبیعت‌گرایی بیشتر. بگذریم از کسانی که ویلا و قشم و کیش و اروپا و آمریکایشان بهشت حقیقی‌شان هست، محل عروج‌شان هست. ببینید چه کسانی در آمریکا و اروپا تا خدا می‌روند (النظر الی البحر عباده). نگاه کردن به دریا عبادت است. بعضی‌ها وقتی به دریا نگاه می‌کنند تا خدا می‌روند. به یک برگ، به یک گل، به یک درخت نگاه می‌کنند تا خدا می‌روند. فطرت‌گراها هم باید پاتوق داشته باشند. علت اینکه دولت‌های غربی نمی‌گذارند فطرت‌گراها مسجد، حسینیه، دلکده بسازند همین است، از اینطور جاها می‌ترسند. الان در کشور خودمان دلکده و میکده کم داریم. ایام اعتکاف چند ده هزار دختر و پسر و بیشتر جوانان جا برایشان نیست بروند عیاشی، گریه می‌کنند می‌گویند پول می‌دهیم به ما جا دهید، می‌گویند پر شده. ما هنوز فضاهای فطری خیلی کم داریم. میکده‌های فطری کم داریم و این باعث تأسف است. فطرت‌گراها قدرت پیدا می‌کند می‌گوید حضرت معصومه دارم، جمکران دارم، حضرت عبدالعظیم دارم، امامزاده صالح دارم، امام رضا دارم، عتبات دارم، مدینه و مکه دارم. غیر از اینها یک فطرت‌گرا وقتی قوی‌تر می‌شود لب دریا و جنگل و کوه و … هر جای عالم برود به میکده تبدیلش می‌کند. کنار هر رودخانه در هر دامنه کوهی در هر گلستان و بوستان و پارکی این اوج می‌گیرد هر جا می‌رود.

به دریا بنگرم دریات بینم
به صحرا بنگرم صحرات بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنات بینم

اهمیت دوستان و پاتوق‌های معنوی

میان جمع یاران دلستانی کرده‌ام پیدا. اینها کمالات و دارایی‌های حقیقی یک نفر هست. عیاش هستی یا نه؟ شب‌ها خواب چه چیزی را می‌بینی؟ آرزوهایت چی است؟ پول‌هایت را کجا خرج می‌کنی؟ کجا دوست داری بروی؟ رفقایت، دوستانت، دلداده‌هایت، دل‌ستان‌هایت چه کسانی هستند؟ چند تا آدم عیاش و خوب و فطری و آسمانی سراغ داری؟ همین که با آنها رفاقت کردی تو را با خودشان بالا می‌برند؟ اصلاً نخواهی بروی هم تو را می‌برند. بی‌حالی‌هایت را به حال تبدیل می‌کنند، به تو حال می‌دهند. تنبلی‌ها و کسالت‌هایت را از بین می‌برند، ضعف‌هایت را به قدرت تبدیل می‌کنند. یک جوان عاشقی داشتیم شهید شد، شهید محمد. این خیلی عاشق بود، فعالیت‌های بسیج بود. برادرش او را نصیحت می‌کرد که نرو. برادرش گفته بود می‌آیم پیش مسئول بسیج هر چه از دهانم درآید به او می‌گویم. این هم کوتاه نیامد. برادر بسیج آمد دید مراسم است نمی‌تواند عربده‌کشی کند، نشست در مراسم تا جلسه تمام شد. آخر مجلس به من گفت این جلسه همیشه هست. بعد دیگر برادرش محمد را در جیبش گذاشت، این از او عیاش‌تر شد. در طبیعت‌گراها کسی که با حیاست و ساکت است ولی زمینه ندارد این را می‌برند بی‌حیایش کنند، می‌بینی از همه آنها قرتی‌تر می‌شود، بی‌حیاتر می‌شود. در فطرت‌گراها هم بعضی‌ها می‌خواهند به آسمان بزنند پیدا نکردند. اینقدر دختر و پسر های پاک داریم که اصلاً ظاهرشان خوب نیست، باطن‌ها فوق‌العاده معطر. وقتی جبهه می‌رود تازه می‌فهمد آدم یعنی چی کسی. حتماً خانواده‌هایتان را برای بازدید مناطق دفاع مقدس ببرید، هر دفعه می‌روید تازه است. اینقدر در اروپا، آمریکا مناطقی که ظاهراً طبیعت‌گرا هست انسان‌های بزرگی از مومنین و مسلمین وجود دارند و به قول استادمان خودشان متوجه نیستند که چقدر مومن و مسلمان هستند. کافی است این گیرنده‌شان یک جایی گیر کند، وقتی گیر کرد از خیلی از من و شما جلو می‌زنند. کما اینکه اگر شما بروید در دل کشورهای مختلف می‌بینید کسانی هستند که از ما که اینجا هستیم به خدا به اهل بیت نزدیک‌تر هستند. مهم دلدادگی به وطن اصلی است. (حبّ الوطن من الایمان). وطنت را چقدر دوست داری، چقدر به خانواده‌ات دلدادگی داری، همانقدر معطر و بزرگ هستی.

مفهوم “قم” در روایات و دلدادگی به اهل بیت

تعدادی از مردم ری رفته بودند خدمت امام صادق علیه السلام. حضرت فرمود از کجا آمدید؟ گفتند از ری آمدیم. زمان امام صادق شهر ری که نبوده، چند سالی از کشته شدن امام حسین گذشته به خاطر ری. ری که امام حسین به خاطرش کشته شده، کربلا به وجود آمده. خداوند ری را از قوی‌ترین مراکز دلدادگی و عشق به امام حسین علیه السلام کرده. از دل این خاک خدا میلیون‌ها حسینی به وجود آمده، معجزه الهی است. امام فرمود مرحبا به برادران قمی ما. گفتند آقا ما اهل ری هستیم. فرمود مرحبا به برادران قمی ما. گفتند آقا ما اهل ری هستیم. دوباره حضرت فرمود مرحبا به برادران قمی ما. بعد امام توضیح داد قمی که امام می‌گوید یعنی آن جایی که قرار است. در اصطلاحات دینی ما قم هست، عُش یعنی لانه. (عشّ آل محمد). امام می‌گوید در ری باشی، در آمریکا باشی، در اروپا باشی، وقتی با خانواده اصلی‌ات پیوند می‌خوری قمی هستی. اگر در قم، در کربلا، در مشهد، در ری باشی وقتی خانواده‌ات را گم کردی یتیم و بی‌کسی، دیگر قمی نیستی. ما چقدر قمی داریم که قمی نیست و چقدر غیر قمی داریم که قمی است. سفرهای زیادی که می‌روم چقدر بهشتی می‌بینم، چقدر شهدا زنده می‌بینم. او نمی‌داند قرار است چند سال دیگر قرار است بهشت برود، فعلاً درس می‌خواند کارهایش را می‌کند ولی خودش خبر ندارد قرار است کجا برود. و کسانی هستند اینجا خیلی پر ادعا نمی‌دانند چه مرگ‌های خطرناکی سر راهشان هست.

عبرت از سرنوشت ابن ملجم

وقتی امیرالمومنین خلیفه شد یمنی‌ها صد نفر را انتخاب کردند، گفتند علی خلیفه شده و چون خیلی به امیرالمومنین علاقه داشتند، زمان پیغمبر امیرالمومنین خیلی با آنها مأنوس بود، آنها شیفته امیرالمومنین بودند، هنوز هم همینطور هستند. هنوز مسجد علی تو صنعای قدیم هست. حتی کارهایی که حضرت علی با دست‌های خودش کرده هنوز هست. قرآن حضرت علی با امضا هنوز آنجا هست، حضرت هر صفحه که نوشته امضا کرده و منجی که حضرت در ستون مسجد زده آن را نگه داشتند. چقدر وهابی‌ها تلاش کردند که آثار امیرالمومنین علیه السلام را از بین ببرند. صد نفر برگزیده را انتخاب می‌کنند. از این صد نفر هفتاد نفر را گزینش کنید، از هفتاد نفر سی نفر را و از این سی نفر ده نفر را بفرستید خدمت امیرالمومنین که عرض ارادت مردم یمن را برسانند. در این ده نفر سخن‌گویشان که از همه بهتر بوده بلند می‌شود یک سخنرانی زیبا در مورد امیرالمومنین می‌کند که ما چه دلدادگی‌هایی به شما داریم و … حضرت به او می‌گوید اسم تو چیست؟ می‌گوید من ابن ملجم مرادی هستم. حضرت می‌گوید انا لله و انا الیه راجعون، لا اله الا الله، لا حول و لا قوه الا بالله. ما نمی‌دانیم خیلی ادعاهای الکی داریم، معلوم نیست تکلیف ما چه می‌شود. کسانی هم هستند که خیلی‌ها می‌گویند اینها جهنمی هستند ولی متعلق به خانواده آسمانی هستند. الان نگاهش کنی مشروب‌خور است، اهل فحشاست. ولی زمانی که زنگ را بزنند تمام.

داستان دو برادر در کربلا و شهید بی‌نماز

دو تا برادر در کربلا هستند به قول برادر اهل دل می‌گفت امام حسین وقت اضافه بعد از وقت هم انتخاب می‌کند. حمله می‌کنند بروند خیام. دو تا برادر که صحنه را می‌بینند بر می‌گردند تا دقیقه آخر تا سر امام حسین را بریدند ایستادند. ولی حالا می‌گویند نه این کار را نکنید، به زن و بچه حمله نکنید، هیچ جا مرام نیست. می‌جنگند تا کشته می‌شوند در دفاع از خیام امام حسین. پیغمبر یک شهید داشت یک رکعت نماز هم نخوانده بود. داشت می‌رفت رسید به پیغمبر گفت داستان چیست؟ این رسول خداست. (اشهد انّ محمد رسول الله). کجا می‌روید؟ جهاد. خوب جهاد واجب است. رفت در جبهه هم یک شهید داشتیم. خدا می‌گوید (یخرج الحی من المیت). از تو دل مرده‌ها خدا زنده بیرون می‌آورد. اینک خانواده طاغوتی و بی‌نماز او آمده بود جبهه، احیاء شده بود ولی نماز بلد نبود بخواند. چند نفر به او غر و نق کردند چرا نماز نمی‌خوانی؟ او هم رویش نمی‌شد بگوید بلد نیست. آخر آمد به یکی از این فرمانده‌ها گفت من نماز بلد نیستم دوست دارم یاد بگیرم. گفت من به تو نماز یاد می‌دهم بسم الله الرحمن الرحیم را بگو تمرین کن. او گفت و تمرینش رسیده بود به (ایاک نعبد و ایاک نستعین). فرمانده در سنگر نشسته بود یک خمپاره آمد خورد به سنگر. او را نصف کرد، نصف بالا افتاد در بغل فرمانده می‌گفت (ایاک نعبد). باید دعا کنیم خدا عاقبت‌هایمان را به خیر کند. آدم نباید مغرور باشد. خیلی خوب است آدم در دل‌ستان‌ها بیفتد. ده تا صد تا هزار تا دل‌ستان داشته باشیم، ده‌ها پاتوق داشته باشیم. آدم‌های خشک و بی‌ پاتوق زود زمین می‌خورند و منحرف می‌شوند. آدم‌های بی‌رفیق، گوشه‌گیر، منزوی، بی‌ارتباط، کم ارتباط، سرد چه مسلمان و مومن هم باشند خیلی آسیب می‌بینند. در روایت داریم شیطان وقتی می‌خواهد یک نفر را نابود کند اول از تو جمع او را جدا می‌کند. مثل گوسفندی که وقتی گرگ حمله می‌کند اول از داخل گله او را بیرون می‌کشد بعد حمله می‌کند. آدم وقتی ضعیف هست ولی جمع و رفیق و پاتوق دارد اگر خودش در معرض هلاکت هم باشد نجات پیدا می‌کند. گاهی دیدم کسی آمده به کفر رسیده ولی چون پاتوق باز بوده همان پاتوق او را به ایمان برگردانده. در حرم امام رضا نشسته بودم یک جوانی به سراغم آمد گفت می‌خواهم چند دقیقه با شما صحبت کنم. گفتم بفرما. گفت من نسبت به همه چیز بی‌اعتقاد شدم. گفتم حالا اینجا چه کار می‌کنی؟ گفت نمی‌دانم با رفقا داشتیم می‌رفتیم بگردیم آنها هم ما را برداشتند آوردند حرم. گفتم بنشین. نشستیم شب تا سحری صحبت کردیم. گفتم هر چه شک هر چه قبول نداری کافرانه بگو. بعد شروع کردم دانه دانه ریاضی عقلی برایش گفتم. گفت عجب امام رضای مبارکی بود. آفرین به این رفیق‌هایم که مرا اینها آوردند داشتم کافر می‌شدم. پاتوق اینطوری است اگر بی‌حال هم باشی تو را به رقص می‌آورد، انگیزه نداشته باشی به تو انگیزه می‌دهد. انسان خیلی باید دقت کند از پاتوق جدا نشود، چندین پاتوق شناسایی کند. وقتی دین به او فشار می‌آورد روحش را آزرده می‌کند زود به پاتوق‌ها برود. خدا قیامت می‌گوید کجایند کسانی که هجوم می‌آوردند به مساجد من. نماز را جماعت بخوانید.

اهمیت ایجاد پاتوق‌های معنوی و جهاد اقتصادی

به همه عزیزان توصیه می‌کنم که سعی کنید هر شهری هستید یک یا چند پاتوق ویژه و قدرتمند و متنوع برای خودتان درست کنید. طبیعت‌گراها دنس دارند، کازینو دارند، جاهای دیگر هستند و فطرت‌گراها و انسان‌های حقیقی خانواده اهل بیت هر جای عالم زندگی می‌کنند پاتوق‌هایشان را به راه کنند. دل‌ستان، بوستان، گلستان درست کنند تا هیچ کس دلش نگیرد، به خصوص فضاهایی که اکسیژن کم است، فضاهایی که هوای بهشتی کم هست احتیاج است همه قوایشان را روی هم بریزند. شما وقتی می‌خواهید میکده درست کنید یک نفر نمی‌تواند هزینه میکده را بدهد اما هر کسی مقداری هزینه می‌دهد میکده بر پا می‌شود. هر کسی یک حالی یک بهره‌ای یک اسمی دارد، بویی دارد، همه را که روی هم می‌ریزند بوستان می‌شود. مواظب باشید به هیچ وجه از بوستان‌ها و گلستان‌ها فاصله نگیرید، جدا شوید شیطان شما را می‌زند، حمله می‌کند و نابود می‌کند. قرآن می‌گوید وقتی به آنهایی که جهنمی هستند می‌گویند شما برای چه جهنمی شدید؟ می‌گویند ما در محیط‌هایی زندگی می‌کردیم که آن امکانات نبود. فرشته‌ها می‌گویند (الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا) آیا زمین خدا آنقدر وسعت نداشت که بروید ارتباطتان را با آسمان برقرار کنید؟ می‌گوید من می‌خواهم شهری بروم که وقتی تلفن می‌زنم بتوانم با خانواده‌ام ارتباط داشته باشم، از طریق اینترنت بتوانم چت کنم، تصویر همدیگر را ببینیم. آدم وقتی می‌خواهد انتخاب کند رشته تحصیلی، دوست، همسر، محل زندگی، شغل باید طوری باشد که ارتباطت با آسمان قطع نشود. اولین شرطت باشد که سراغ این انتخاب‌هایم به گونه‌ای می‌روم که ارتباطم با خانواده اصلی‌ام، با آسمان قطع نکند، بیشتر کند. شغلی را انتخاب می‌کنم که بتوانم بیشتر به بهشت سر بزنم. شغلم، همسرم، فرزندم و اگر همسرشان بد باشد خودشان از همین همسر بد راه پیدا می‌کنند به آسمان. مثل آسیه از شوهرداری به رضای خدا، زن‌داری به رضای خدا، تربیت بچه به رضای خدا، شغل به رضای خدا اوج می‌گیرند و بالا می‌روند. این زیرکی است که انسان نگذارد دلش بپوسد، نگذارد دلش تنها بماند. لذا در طراحی و سبک زندگی متأسفانه این همه آسیبی که می‌بینیم بحث سبک زندگی است. در چینش‌ها، انتخاب خانه، محیط، محل، شهرک، شهرستان‌ها، رشته تحصیلی، دوستان اول بگردید میکده‌هایش را پیدا کنید. اگر نیست میکده بسازید، عیاش‌خانه، دل‌ستان، بوستان، گلستان بسازید. چند نفر جمع شوید بسازید و چقدر عبادت بزرگی است (انّما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الاخر) فقط کسانی مساجد الهی را آباد می‌کنند که ایمان به الله و روز قیامت داشته باشند. علت اینکه ما هم شما را دعوت کردیم به جهاد اقتصادی برای این است که بتوانیم برای عزیزانی که خارج از کشور هستند داخل کشور بتوانیم خوراک‌های مناسب، زمینه‌های مناسب برای پرواز آشنایی به خانواده آسمانی‌شان فراهم کنیم. بتوانیم خوراک‌های متنوع ایجاد کنیم و همه باید در این جهاد مالی شرکت کنیم. هر چقدر عشق به خانواده آسمانی‌مان داریم فعالیت کنیم چون هر کس از فعالیت و جهاد ما به جایی برسد روز قیامت هر کاری کند خودش و نسلش تا قیامت، در نامه اعمال ماست. ما باید یک سرمایه‌گذاری جاودانه آخرتی داشته باشیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • مشام اهل معنی بوی گل می‌یابد از الفت، زیرا از یاران موافق بوستانی پیدا کرده‌ام.

  • بوی خوش برای روح و روان انسان سازنده است و پاکی می‌آورد، لذا باید در انتخاب عطرها دقت کنیم که ما را به تمرکز، معنویت و عروج دعوت کنند.

  • الفت و دوستی با رفقای خوب و اهل معنا، جان انسان را نوازش می‌دهد و هر چه دوستان بوی خدا را بیشتر دهند، حس و حال بهتری به انسان می‌بخشند.

  • بو غذای روح و عطر غذای نفس است؛ مطالعه و استفاده از بوهایی که تمرکز ایجاد کرده و تنفر از گناه را در انسان برمی‌انگیزند، ارزشمند است.

  • وقتی صحبت اخوان در الفت فزاید، حق دل را می‌برد و میان جمع و یاران، دلستانی پیدا می‌شود.

  • صحبت کردن با دوستان موافق، بال‌هایی برای پرواز در آسمان کمالات انسانی، عقلی و حتی فوق عقلی و بهشتی ایجاد می‌کند.

  • با هر چه بیشتر روحت و ذهنت سر و کار داشته باشد، همان شکلی می‌شوی؛ نوع خیال‌هایت نشان‌دهنده بالاترین لذت و شخصیت توست.

  • مداحان و شاعران، با شعرهایشان دل‌های مردم را آتش می‌زنند و به خیال‌بافی‌های انسانی و عاشقانه می‌کشانند و در کمالات الهی تثبیت می‌کنند.

  • دوستان الهی و آسمانی، با حرف زدن‌هایشان الفت‌هایی ایجاد می‌کنند که دل را به سوی خدا، امام زمان، حضرت زهرا و اهل بیت می‌برد.

  • باید دل‌ستان‌هایی داشته باشیم که هر وقت دلمان گرفت، از دل آن‌ها به نجات و رستگاری و خانواده آسمانی راه پیدا کنیم.

  • فطرت‌گرایان باید برای خودشان دلکده‌ها و میکده‌های زیادی داشته باشند تا در هر مکان، حتی در طبیعت، بتوانند اوج بگیرند و به خدا نزدیک شوند.

  • دوستان خوب و فطری، بی‌حالی‌ها را به حال و تنبلی‌ها را به انگیزه تبدیل می‌کنند و ضعف‌ها را به قدرت می‌بخشند.

  • مهم دلدادگی به وطن اصلی (خانواده آسمانی) است؛ هر چقدر به خانواده‌ات دلدادگی داشته باشی، همانقدر معطر و بزرگ هستی.

  • “قم” در اصطلاحات دینی، به معنای پیوند با خانواده اصلی (اهل بیت) است، فارغ از مکان جغرافیایی.

  • آدم نباید مغرور باشد؛ عاقبت‌ها در دست خداست و گاهی کسانی که ظاهراً دور از دین هستند، متعلق به خانواده آسمانی‌اند.

  • شیطان برای نابودی انسان، ابتدا او را از جمع جدا می‌کند؛ لذا پاتوق‌ها و جمع‌های معنوی، نجات‌بخش هستند.

  • باید در انتخاب رشته تحصیلی، دوست، همسر، محل زندگی و شغل، ارتباط با آسمان و خانواده اصلی را اولویت قرار دهیم.

  • زیرکی این است که انسان نگذارد دلش بپوسد و تنها بماند؛ باید میکده‌ها، عیاش‌خانه‌ها، دل‌ستان‌ها و بوستان‌های معنوی بسازیم.

  • جهاد اقتصادی برای فراهم کردن خوراک‌های مناسب و زمینه‌های پرواز برای آشنایی با خانواده آسمانی، یک سرمایه‌گذاری جاودانه اخروی است.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه