فهرست مطالب
Toggleنیاز به عشق انسان کامل
بحث ما در خانواده آسمانی به موضوع نیاز ما به معشوق انسانی کامل رسید؛ یعنی باید در صحنه دینداری ما، در صحنه زندگی ما، عشق به انسان کامل وجود داشته باشد و این ضرورت از ساختار وجودی ما ناشی میشود. ذات ما، ساختار وجودی ما به گونهای است که بدون یک عشق متعالی، بدون عشق به انسان کامل هرگز احساس خوشبختی نه در دنیا و نه در آخرت نمیکند. لذا برای سعادت دنیا و آخرت، انسان باید عشق به انسان کامل و تبعیت از او در متن زندگی حضور اصلی داشته باشد و اگر انسان در مسیر زندگیاش به عشق انسان کامل نرسد، مسیر زندگی انسان منجر به عشق انسان کامل نشود، او هم در دنیا شکست خورده و هم در آخرت.
شکست در عشق و له شدن عواطف
یعنی او اولاً در چیزی به نام عشق شکست خورده؛ برای اینکه عشق در وجود انسان یک ساختار بینهایت دارد، ساختار محدود ندارد و کسی که با موجودات، محبوبهای محدود میخواهد ساختار دلش را سر و سامان بدهد، عشق را سر و سامان بدهد، این منجر به شکست میشود، محکوم به شکست و لگدمال شدن دلش و عواطفش میشود. انسان بدون عشق به انسان کامل، بدون عشق به مظاهر الهی که مظهر خلیفه خدا هستند، به له شدن، مچاله شدن، تحقیر زندگیاش میانجامد.
هدر رفتن استعدادها بدون عشق انسان کامل
اگر عشق به انسان کامل در زندگی انسان نباشد، انسان همه زحماتش و استعدادش کدر میشود. هر چقدر هم که استعدادهایش را شکوفا بکند، از آن جهت که اصلیترین بخشش که دلش هست و عشقش هست در آنجا شکست خورده و ناکام مانده، در آخر عمر با وجود تشویقها و ارج نهادنها و بزرگ شدنها و معروف شدنها و مشهور شدنها و برخورداریهای زیاد از امکانات مختلف، ولی خودش در نهاد خودش میفهمد که چیز مشت پرکنی در وجودش ندارد. لذا ما به عشق به انسان کامل نیاز داریم برای اینکه استعدادهایمان به هدر نرود، برای اینکه قیمتمان کم نشود، برای اینکه دچار خودفروشی و کمفروشی در دلمان نشویم. اگر کسی قرار است قدر ما را بداند، قدر دل ما را بداند و ما در کنار او کوچک نشویم، استعدادمان هدر نرود، او انسان کامل است.
اشباع شدن انسان با عشق انسان کامل
با داشتن انسان کامل، انسان اشباع میشود، ارضاء میشود و عشقهای دیگر هم، یعنی عشقهای پایینی هم برای او زیبا، لذتبخش و معنادار میشود. ولی اگر از او محروم بشود، از عشقهای پایین هرگز دچار خلأ و کمبود نخواهد شد. اگر داشت آنها را، از آنها لذت میبرد و اگر نداشت آنها را، احساس کمبودی نخواهد کرد.
حرکت به سوی خوشبختی با عشق انسان کامل
نکته دیگر این است که بدون عشق به انسان کامل، انسان از حرکتش به سمت خوشبختی، رسیدن به هدفش امکانپذیر نیست. هر حرکتی انسان انجام بدهد، کم، کوچک، با برد کوتاه و ناقص خواهد بود. اما در عشق به انسان کامل است که حرکت انسان قدرت، سهولت و سرعت دارد. خواهش میکنم خوب دقت کنید به این تعابیر، قدرت، سهولت و سرعت خواهد داشت؛ یعنی زود انسان به نتیجه میرسد در عشق به انسان کامل و به آرامش، به احساس خوشبختی و رضایت به معنای حقیقی خواهد رسید.
تلف شدن استعداد ابدی بدون عشق انسان کامل
خوب، پس اگر مسیر زندگی انسان منجر به عشق به انسان کامل نشود، یعنی انسان در مسیر زندگیاش نرسد به معشوقی به نام انسان کامل که معصوم است، جانشین خداست، مظهر خداست، این به معنای تلف شدن یک استعداد ابدی است. هر انسان دارای یک استعداد بینهایت است، یک استعداد بینهایت به هدر رفته برای انسان. این باید غصه بخورد. برای این زجه بزند، برای این باید عزاداری کند که یک موجود در رحم دنیا، سالم به ابدیت متولد نشد. آن رحمی که در بحث صلوات اینها را عرض کردیم، آن رحمی که میتواند ما را سالم از دنیا به ابدیت متولد کند، رحم اهل بیت است. انسان وقتی که در رحم اهل بیت قرار نگیرد، در رحم انسان کامل قرار نگیرد، سیرش به سمت تولد سالم به نظام ابدی یک سیر توأم با نقص و بیماری است.
رحم اهل بیت برای تولد سالم به حیات ابدی
مثل جنینی که در رحم مادر قرار نگیرد یا اگر قرار بگیرد با آسیب باشد، خوب این نتواند آن استعدادهای لازم را به دست بیاورد. بنابراین، ما اگر بخواهیم یک تولد سالم به حیات ابدی داشته باشیم، باید بتوانیم از کاملترین و قدرتمندترین رحم استفاده کنیم. خوب الان هم ما در نظام تربیتی به خانمهایی که میخواهند باردار شوند، خانوادههایی که میخواهند اقدام به بچهدار شدن بکنند، برنامه میدهیم. میگوییم شما از چند ماه قبل از انعقاد نطفه، برنامه بگیرید تا یک رحم قدرتمند از استعدادها، از خوراکهای بدنی، هوشی، عقلی را ایجاد کنید تا وقتی که این نطفه در آن قرار میگیرد بتواند از این محیط ثروتمند استفاده کند و با دریافتهای قدرتمند از این پنج مجموعه به دنیا بیاید.
اهل بیت، کاملترین اساتید و رحمها
در رحم دنیا هم همین طور است، ما در رحم دنیا اگر بخواهیم هم در دنیا سیرمان طبیعی و سالم باشد هم به نظام آخرتی متولد شویم، باید از کاملترین و قویترین رحم استفاده کنیم که انسان کامل است. قبلاً بحث رحمها را توضیح دادیم که گفتیم ما رحم زمانی داریم، رحم مکانی داریم و رحم استاد. اهل بیت کاملترین اساتید ما، رهبران ما، و معشوقهای ما و معلمان ما هستند و اگر انسان محروم بشود از آنها، در واقع از علم صحیح خدادادی، از علم صحیح کامل محروم شده. اساتید دیگر هم به غیر از اهل بیت (ع)، به میزانی به درد انسان میخورند و رحمهای ارزشمندی هستند که بتوانند ما را پیوند دهند با رحم اصلی و انسان کامل. و الا صرف اینکه یک کسی جایی درس بخواند، پیش کسی درس بخواند، زانو بزند، کفایت نمیکند به اینکه بتواند بگوید من وقتم را درست صرف کردم، استعداد و انرژیام را درست صرف کردم.
خطر اساتیدی که انسان را به خود مشغول میکنند
چه بسیار انسانها و اساتیدی که انسان را به جای اینکه به رحم اصلی برسانند، به انسان کامل برسانند، دست انسان به دست انسان کامل بگذارند، به خودشان مشغول میکنند انسان را و اجازه عبور از خودشان را نمیدهند و این بسیار خطرناک است و نمیتواند انسان تمام آن استعدادهایش را در کنار چنین اساتیدی شکوفا بکند.
بالاترین خوشبختی در عشق اهل بیت
در بین میلیاردها انسانی که روی زمین هستند، کسانی از بالاترین درجه خوشبختی برخوردار هستند که در زندگیشان، در مسیر زندگیشان به عشق اهل بیت رسیدهباشند، به عشق انسان کامل رسیدهباشند. بقیه کسانی که از انسان کامل محروم هستند، آنها این آمادگی و استعداد را نمیتوانند به طور کامل با خودشان به آخرت ببرند.
اهل بیت، عظیمترین نعمت الهی
از اینجا معلوم میشود که عظیمترین نعمتی که خداوند بعد از توحید به ما داده، نعمت وجود اهل بیت (ع) است. یعنی ما بعد از الله نعمتی بالاتر از اهل بیت و معصومین (ع) نداریم. چقدر ما باید شکر کنیم که خداوند در مسیر ما معصومین را قرار داده. سر راه ما عشق به عصمت، عشق به معصومین قرار گرفته، خیلی ما باید شبانهروز خدا را شکر کنیم که خدایا دل من، مسیر دل من، مسیر زندگی من را به گونهای قرار دادی که من دستم به دست چهارده معصوم برسد و بتوانم با پشتیبانی اینها، با همراهی اینها، با برخورداری از عشق بینهایت اینها، با برخورداری از عاطفه بینهایت اینها نسبت به خودم، هم زندگی دنیایم را سر و سامان بدهم و هم زندگی آخرتم را.
شکر نعمت اهل بیت
خیلی ما باید شاکر باشیم. چطوری میتوانیم از شکر یک همچین نعمتی بر بیاییم؟ هرگز انسان نمیتواند شکر همچین نعمتی را به جا بیاورد. شکر چهارده معصوم، شکر این همه امامزاده، اولیاء الهی که یک دانهشان مثل حضرت فاطمه معصومه (س) برای ابدیت همه انسانها کافیست. شکر ابوالفضل العباس، شکر زینب کبری، ما چطوری میتوانیم شکر اینها را به جا بیاوریم؟ که خدایا از بین میلیاردها انسانی که روی کره زمین هستند، تو دل من را به معصوم پیوند دادی، به چهارده معصوم پیوند دادی.
ثروتمندان قیامت
اگر روز قیامت قرار باشد ثروتمندانی را که خدا به آنها عالیترین ثروتها را داده بیاورند، کسانی که در دنیا به چهارده معصوم پیوند خوردند، جز اشراف قیامت هستند. این شوخی نیست، کسانی که نق و غر دارند، احساس بدبختی در زندگیشان میکنند، اینها ناشی از نفهمی، ناشی از بیمعرفتی خودشان است که با خدا مشکل پیدا میکنند در زندگیشان که حالا چرا مثلاً در زندگی من فلان چیز نیست، فلان مسئله حیوانی، فلان مسئله گیاهی، فلان مسئله جمادی نیست.
ولایت اهل بیت، ثروت حقیقی
آمد خدمت امام صادق (ع) عرض کرد که آقا من وضعم خوب نیست، فشار دارم، فقیرم. حضرت فرمود: نه تو ثروتمندی. ببین حضرت میخواهد او را به کجا بکشاند. حضرت انکار نمیکند فقر مادی او را، ولی به او میگوید تو ثروتمندی. بعد میگوید خوب چه ثروتی دارم؟ ببینید این سوال را حضرت از همه ما دارد میکند. میفرماید: که حاضرید ثروت دنیا را داشته باشید، ولایت ما اهل بیت را نداشتید؟ واقعاً ما یک بار فکر کنیم این را، که از بین نعمتهایی که خداوند به ما داده، یک دانه از این نعمتها را دست بگذاریم رویش ببینیم که حاضریم با ثروت دنیا عوضش کنیم. یک کسی بگوید من دیگر این ولایت را نمیخواهم، این ارتباط با معصومین را نمیخواهم، چهارده معصوم را نمیخواهم، نه دنیا با آنها کار دارم نه آخرت، ولی من دوست دارم ثروتمندترین آدم دنیا باشم. ببینید یک آدم عاقلی، یک آدم با شعوری این کار را میکند یا نمیکند. گفت حاضری عوض کنی. گفت نه آقا. من عوض نمیکنم. گفت: خوب پس تو خیلی ثروت داری که حاضر نیستی با ثروت دنیا عوضش کنی. یعنی انسان در ارزیابی خودش، در ارزیابی زندگیاش، در برآورد دادههای الهی باید ببیند خدا چی داده به او در زندگی.
شکرگزاری نعمتهای الهی
ما فقط ندادهها را نبینیم. این خیلی بد است که ما ندادهها را ببینیم. دادهها را ببینیم چقدر خداوند به ما داده. چی نصیب ما کرده، واقعاً کی خوشبخت است؟ یک کسی که چهارده تا معصوم کنارش است از او پشتیبانی میکنند که انشاءالله جلسات آینده میخواهیم کامل بحث پشتیبانی اهل بیت و روابط عاطفیمان را مفصل صحبت میکنیم. این بالاترین داده است یا اینکه آدم معصومی نداشته باشد، برود سراغ گرفتار غیر معصوم بشود، راهنماهای غیر معصوم، راهنماهای ناقص و ضعیف، ولی خوب حالا ثروت مادی هم داشته باشد، یا بعضی از نعمتهای دنیایی را هم داشته باشد. خیلی بد است خدا نگاه کند به قلب ما و ما را شاکر این نعمت نبیند. شکر این نعمت زمانی در زندگی ما تأثیر میگذارد و شکوفا میشود و پردهها بین ما و اهل بیت کنار میرود که اهل بیت ببینند.
شهادت به توحید و ولایت اهل بیت
خدا ببیند که من میفهمم به من چی داده خدا و هر کس فهمید، دو رکعت نماز بخواند دستش را بگیرد بالا بگوید خدایا همین با زبان خودت نمیخواهی عربی بگویی، بگو خدای من، عزیزم، اله من، من میفهمم تو با من چی کار کردی، خدایا بدان که من میدانم. خیلی این مهم است در زیارت آل یاسین و زیارتهای دیگر ما همیشه خدا را شاهد میگیریم، اهل بیت را هم شاهد میگیریم، میگوییم خدایا تو شاهد باش، (اللهم انی اشهدک و کفی بک شهیداً و اشهد جمیعاً ملائکتک) تمام فرشتههایت را من شاهد میگیرم، انبیاءات را شاهد میگیرم، اولیاءات را شاهد میگیرم که خدایا بدان، که خدایا ببین، ببین که من میبینم که من شهادت میدهم که غیر از تو معشوقی، محبوبی ندارم. خدایا من تو را قبول دارم، من از بن دندان به تو اعتقاد دارم، من به رسالت پیغمبرت شهادت میدهم، من به ولایت امیرالمومنین شهادت میدهم. خدایا که من این شهادت را دادم.
امانت سپردن شهادت به خدا
خیلی زیباست این بخش از دعا، میگوید خدایا حالا که من این شهادت را دادم، همین شهادتی را که الان دارم به تو میدهم، خدایا این را امانت دستت نگهدار. (حتّی تلقّننیها یوم القیامه) تا اینکه روز قیامت برگردانی به من. خدایا اگر من روز قیامت کم آوردم، شب اول قبر کم آوردم، اما نیتم را به من برگردان. خدایا یک لحظهای در عمر من رسید، یک روزی یک ساعتی که من دو رکعت نماز خواندم یادت هست خدایا، که به تو همه قشنگیهایی را که به من داده بودی سپردم به تو. گفتم خدایا اینها را برایم امانت نگه دار. حالا خدایا من امانتم را میخواهم، من الان شب اول قبر نیاز دارم به امانتم. الان قیامت هست من نیاز دارم. خدایا الان روی صراط قرار دارم. صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر. در جهنم هست. خدایا من الان به آن امانتم خیلی احتیاج دارم که در دنیا به تو سپردم. چقدر خوب است این دعا که آدم به خدا میگوید خدایا این را من به تو امانت سپردم.
شهادتگیری در فرهنگ اهل بیت
آقا ما در فرهنگ اهل بیت شهادتگیری داریم. (أشهدک یا مولای) در آل یاسین، ای امام زمان من تو را شاهد میگیرم (انّی) که من (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له) من تو را شاهد میگیرم که (لا حبیب الا هو و اهله). امام زمان تو شاهدی که من شهادت دادم. جدی گفتم این را. (و انّ علی امیرالمومنین حجه و الحسن حجته و الحسین حجته) میآیی میآیی (و اشهد انک حجه الله، انتم الاول و الاخر) چقدر قشنگ است این شهادت. آدم با امام زمان مینشیند سفتکاریهایش را انجام میدهد. محکمکاریهایش را انجام میدهد.
اهمیت خواندن زیارت آل یاسین
آل یاسین را هر روز بخوانید عزیزان که ما به خواندنش خیلی احتیاج داریم. آنها که احتیاج به خواندن ما ندارند ولی ما به این خواندنها خیلی احتیاج داریم. به این امانت سپردنها، به این عشقورزیها، به این شهادت گرفتنهای خدا. (اللهم انّی اشهدک) خدایا من تو را شاهد میگیرم و تو هم کافی هستی برای شهادت. جالب اینجاست به خدا میگوید من تو را شاهد میگیرم همه انبیاء را هم شاهد میگیرم. همه اولیاءات را شاهد میگیرم که من شهادت میدهم که جز تو معبودی ندارم. (أشهد جمیعاً ملائکتک و سکّان السّمواتک و حمله عرشک) همه آن ساکنان آسمانها، هر کس در آسمان هست من شهادت میگیرم. تمام حاملان عرش تو را من شهادت میگیرم. شاهد میگیرم.
شهادت قلبی و درک نعمت اهل بیت
خیلی مهم است این. آدم خیلی مهم است دو دقیقه، نه رو تقلید بیاید این را انجام بدهد. اینهایی که حضرت میگوید برای اینکه دلهای ما راه بیفتد ما خودمان این طوری شهادتگیری بکنیم بگوییم من شهادت میدهم. خدایا تو ببین که من میفهمم که تو با من چی کار کردی. تو ببین که من میفهمم که تو این چهارده نفر را به من هدیه کردی من واقعاً قدرشان را میدانم. من واقعاً میفهمم تو با من چی کردی و به من چی دادی. من اینها را دوست دارم.
عشقورزی عمیق با تکتک ائمه
لذا شما نگاه کنید در آل یاسین، اینقدر این عشقبازی عمیق است که شما جدای آن دور امام زمان گشتنها و السلام علیک حین تقوم و السلام علیک حین تقعد و السلام علیک حین تقرء و تبیّن. آنها هم قربان صدقههای امام زمان و دور امام زمان گشتنها، اینقدر این لذتبخش است که انسان دوست ندارد بگوید که مثلاً شهادت میدهم که همه ائمه حجت خدا هستند، میگوید نه (انّ علی امیرالمومنین) دانه دانه این اسمها را میآورد و اینها خیلی تاثیر دارد. اسم آوردن دانه دانه خیلی تاثیر دارد. اسم آوردن دانه دانه میدانی یعنی چی؟ یعنی هر کدامشان برای من جداگانه، عزیزند و من با هر کدامشان یک عشقبازیای دارم، یک رابطهای دارم، هر کدام اینها سرمایههای من هستند و این زمینه را فراهم میکند. برای آدمی که عاشق است. برای آدمی که مشتاق است، برای آدمی که زیرک است که بیاید طرح رفاقت و دوستی با تمام این چهارده نفر جداگانه بریزد. نه اینکه بگوید رو هم رفته خوب هستند دیگر. ما رو هم رفته همهشان را دوست دارم. آدم زیرک اصلاً این طوری نیست. آدم زیرک طرح رفاقت با تک تک این چهارده نفر جداگانه کند.
ارتباط شخصی با چهارده معصوم
لذا این نیاز اسم آوردنها خیلی قشنگ است و اگر کس نداند که قرار است با این چهارده نفر رفاقت صمیمی و جداگانهای برقرار بکند، گاهی وقتها ممکن است شیطان گولش بزند و حوصلهاش سر برود از اینکه بنشیند دانه دانه سلام بدهد. فقط آدمهای ثروتمند، آدمهای اشرافی این طوری میکنند که با چهارده معصوم جداگانه ارتباط برقرار میکنند با هر کدام از اینها. سلامهایشان جداگانه است، ارتباطاتشان جداگانه است. ما خیلی باید خدا را شکر کنیم. خوب البته خدا هم میگوید از این چهارده نفری که من به تو دادم تو چی کار کردی با اینها؟ چه استفادهای ازشان کردی؟ و یک سوال خیلی مهمی که من میخواهم از شما بکنم، از خودم هم میخواهم بکنم این سوال را. واقعاً خدا این چهارده معصوم را گذاشته که ما چی کار بکنیم با آنها؟
رفاقتهای حقیقی با اهل بیت
روز قیامت ثروتمندترین آدمها کسانی هستند که بیشترین تردد و ارتباط را با اینها برقرار کردند. رفاقتهای حقیقی، شخصی، خصوصی و صمیمی. ماها متأسفانه عشقبازیمان با اهل بیت در جمع است؛ یعنی اگر یک جایی دعای کمیلی بود، دعای توسلی بود، یک جایی حرم بود، در جمع بقیه میرویم عشقبازی میکنیم. انگار خودم عرضه ندارم تنهایی بکشمش یک گوشهای، من باشم و آن. بلد نیستم اگر تو جمع همه صلوات فرستادند ما هم در جمع صلوات میفرستیم خودم عرضه ندارم بنشینم با آنها یک صمیمیت داشته باشم. خلوتی شبی، نصف شبی، سحری، نمیتوانم. من به سراغ آنها نمیروم عرضه هنوز به من یاد ندادند. عرضه ندارم خودم بروم. در خانه چهارده معصوم با تک تکشان رابطه برقرار کنم.
بی لیاقتی در ارتباط با اهل بیت
به خدا قسم شما وقتی که تلفن را بردارید زنگ بزنید هر کدام از این چهارده معصوم به زنگ دوم نمیرسد همان زنگ اول شما بردارند. یکی از این چهارده معصوم میگوید بگو پسرم بگو دخترم. چی است عزیزم. چی کار داری؟ و این تویی که باید بگویی من چی کار دارم با شما. میگوید چی، کار داری، دنیا میخواهی، آخرت میخواهی، خودم را میخواهی و ما روز قیامت چقدر حسرت میخوریم که چهارده تا خلیفه الله داشتیم رو زمین که در خانهمان بودند و ما چقدر بیعرضه بودیم چقدر بیلیاقتی کردیم که اصلاً آن رابطهای که باید برقرار میکردیم نکردیم. با دیگران خیلی خوب طرح دوستی ریختیم برای دیگران خیلی هزینه عشقی کردیم پای دیگران خیلی عشق ریختیم خیلی دل ریختیم اما اصلاً با اینها هیچی.
شناخت خانواده آسمانی
این گدایی نیست این فلاکت نیست این نکبت نیست این بدبختی نیست آدم داشته باشد. آنهایی که ندارند روز قیامت میگویند خدایا ما نداشتیم ما محروم بودیم از اینها. کسی اینها را به ما معروض نکرده بود ما نمیدانستیم. اما بیچاره آنهایی که اینها را داشتند در خانههایشان داشتند اینها را و با اینها هر ارتباط قشنگی میتوانستند برقرار کنند ولی آدمهای بیعرضهای بودند این همه ثروت و آدم احساس بدبختی کند کنار اینها. این همه محبت این همه کانون عشق و انسان احساس کمبود عشق بکند احساس کمبود عاطفه، احساس تنهایی بکند، بگوید واقعاً بیمعرفتی هست، همه اینها میدانید مال چی است؟ همه اینها بر میگردد به همان مطلبی که گفتم همه اینها بر میگردد به اینکه ما نشناختیم خودمان را که ما فرزندان حقیقی محمد و آل محمد هستیم. هر وقت به ما میگفتند فرزندان کی هستید؟ ما همان پدر و مادر شناسنامهایمان را معروض کردیم. اصل ابدیمان را فراموش کردیم تولد ابدیمان را فراموش کردیم خانواده آسمانیمان را فراموش کردیم. لذا نمیتوانم با خانواده آسمانی خودم ارتباط برقرار کنم از آنها نمیتوانم کمک بگیرم نمیتوانم رویشان حساب باز کنیم. نمیتوانیم به آنها تکیه کنم و چقدر هم بد است برای پدر و مادر مهربان و قدرتمند، بچهشان نشناسد آنها را، بچههایشان نتواند از آنها کمک بگیرد. بچهشان حسابشان نکند. خیلی بد است. ما باید خیلی شاکر باشیم.
وظیفه شکرگزاری و ابراز محبت به اهل بیت
حالا این بحث بماند برای بعد. راجع به این بحث بعداً مفصل برمیگردیم. پس یکی از وظایف واجب ما شکر است و شکر است و شکر و این که به خدا نشان بدهیم که خدایا من میفهمم که تو با من چه کردی من میفهمم که این چهارده معصوم را به من اهدا کردی. هدیه دادی اینها را به من، من قدرشان را میدانم خدایا. من عزیز میدارمشان. من بغلشان میکنم من میبوسمشان، میبویمشان، من با آنها عشقبازی میکنم. من با آنها زندگی میکنم. (فمعکم معکم لا مع غیرکم).
بررسی داراییهای معنوی
یک موقعی ما باید بنشینیم نمیدانم این یک وقت کی میآید. متاسفانه اینقدر عقب میاندازیم تا مرگ برسد. یک موقعی من بنشینم جلوی آینه اسم خودم را صدا کنم بگویم خوب فلانی تو الان سرمایهات از رفاقت و روابط خصوصی با پیامبر چی است؟ تو چه جایگاهی با پیامبر داری؟ جدای از آن با امیرالمومنین (ع) چه رابطه شخصی و خصوصی داری؟ با فاطمه زهرا، با امام حسن مجتبی (ع) با سیدالشهدا با اینها تو الان چی داری؟ ما باید بنشینیم داراییهایمان را بررسی کنیم هر کداممان، بگویم آقا ما، ما کلی همهشان را دوست داریم کلی با همهشان صفا میکنیم. اما ثروت تو چی است؟ تو چی داری؟ از عشق خدا از عشق رسولش. از عشق خاندانش چی داری؟ شخصاً چی کاری خودت. تو الان اگر بروی در خانه امام هادی را بزنی میشناسدت، با امام جواد، بگویند فلانی هست.
برقراری رابطه شخصی با ائمه
آنها همیشه نسبت به ما ارادت، علاقه، عاطفه، مهر پدری دارند. اما این رابطه شخصی را داری؟ روی این بخش ما باید خیلی کار کنیم. اینها تکالیف است تمرین است، باید برویم و کار کنیم باید برویم و رفاقتها را برقرار کنیم. نحوه اش را هم خدمتتان میگوییم. در جلسات بعد ما همه اش بحثهای کاربردی داریم. خدمتتان عرض میکنم که ما چطوری برویم این در را بزنیم چطوری با اینها رفاقت برقرار کنیم اینها را یک مقدار فرمولها و قواعدش را باید با هم کار کنیم و تمرین کنیم و در این راه، همه مان مثل اعضای یک خانواده، نه غریب، همه مان از هم پشتیبانی کنیم مثل یک لشکری که قرار است یک خطی را بشکنند همه اعضای لشکر یک فرد واحد میشوند و باید فشار بیاورند که این دشمن عقب برود.
از بین بردن موانع شیطانی
ما باید این رابطه موهومی که شیطان برای ما درست کرده را خرابش کنیم. سدهایی که شیطان برای ما در عشق به اهل بیت ایجاد کرده خرابش کنیم. برای همین همه باید حواسمان به همدیگر باشد. هی همدیگر را دعا کنیم همدیگر را کمک کنیم و (تواصو بالحق و تواصوا بالصبر و تواصو بالمرحمه) همدیگر را واقعاً دعا کنید. به هر جا که میرسی بگویی خدایا من همه خواهر برادرانم، همه کسانی که با من در جلسه هستند. خدایا همهشان را این رابطه را موفق بشوند. دعا کنید برای همه. خوب اگر من بخواهم الان این رابطه را الان برقرار کنم خودم بخواهم تنهایی بروم. شاید نتوانم اما شماها که آبرومندید پیش خدا دعا کنید ما را. بنده را دعا کنید خدا به نفس شما، پشتیبانی شما، به من خیلی کمک میکند اگر من بیلیاقت باشم. اگر گناه کرده باشم اگر موانعی سر راهم باشد. اگر شیاطینی سر راهم باشند دعای شما همه موانع را از بین میبرد.
قدرت دعای جمعی
وقتی که ما همدیگر را هی دعا کنیم خدا میبیند به به چه افرادی هستند هر کدامشان با پشتیبانی صدها نفر آمدهاند سراغ من. آن وقت صداهای شما صداهای قشنگی میشود صداهای محبوبی میشود در خانه خدا. خدا میگوید من این صدا را دوست دارم. چرا؟ چون این بنده من هر وقت صدایش به من میرسد صدها نفر با این عینک گفتند صدها نفر این بنده من را سفارش کردند امکان دارد خدا رد کند واقعاً؟ محال است. والله محال است، خدا رد کند والله محال است اهل بیت رد کنند. خصوصی که میرویم رابطه خصوصی برقرار کنیم اما برای هم دعا کنیم. تنها برویم ولی سفارش همه را کنیم. هر کس برای همه دعا کند. هر کس برای همه. این طوری هیچ وقت دیگر ما ضعیف نیستیم. توانِ بقیه اعضا میریزد روی توان ما و ما خیلی قدرتمند میشویم که حالا اینها را هم یاد میدهم چطوری باید دعا کنیم. نحوه دعا کردن را انشاءالله. چند جلسه دیگر میرسیم توضیح میدهم برایتان چطوری من دعا کنم که خدایا من و همه، من و همه عزیزان، همه اینها خیلی مهم است این نحوهها حالا فعلاً همین طوری ذهنتان باشد کم، کم خودتان تمرین کنید تا بعد برسیم انشاءالله به تمرینهای اصلی.
تقرب به خدا از طریق اهل بیت
در دعای زیارت امام رضا (ع) داریم (اللهم انّی اتقرب الیک بحبهم و ولایتهم) چقدر زیباست این دعا چند جا داریم این دعا را (اتولاّ اخرهم بما تولیت به اولهم) باز چی؟ باز (اللهم)، خدایا، یعنی اصلی، یعنی الله، یعنی حقیقت ما، خدایا (اللهم انّی اتقرب الیک) خدایا من نزدیک میشوم به تو، اما چطوری نزدیک میشوم؟ بدون انسان کامل نمیشود. الان چند هفته است که داریم راجع به این صحبت میکنیم. بدون انسان کامل تقرب یا دوست داشتن خدا توهمی است، (بحبهم) به علاقه اینها به عشق اینها ( و بولایتهم) میخواهیم کم، کم وارد بحثهای کاربردی شویم. عشق اما ولایت. یعنی تابعشان هستم اینها را حاکم میکنم بر خودم، اندیشه اینها، فرامین اینها، اصولی که اینها مقرر میکنند، ما با اصول این اساتید حرکت میکنیم. اساتید من، چهارده معصوم هستند، بزرگان من، معلمهای من چهارده معصوم هستند. من در حرکت به تو از آدمهای کوچک استفاده نمیکنم. من در حرکت به تو از آدمهای خیلی بزرگ، قدرتمند استفاده میکنم. پاکترین آدمها را آوردم در خانهات خدایا. با اینها دارم میآیم.
اهل بیت، آبرومندترین خلقت
در آخر زیارت جامعه کبیره انشاءالله خدا قسمت کند روزیمان بشود که نمیریم همه مان انشاءالله و این زیارت جامعه کبیره را در همین جلسه تکمیل کنیم. برسیم انشاءالله بخوانیم. آخر جامعه کبیره میگوییم چی؟ میگوییم خدایا من اگر آبرومندتر از اینها داشتم آنها را میآوردم. ما آبرومندتر از اینها بزرگتر از اینها نداریم تو هم نداری خدایا. من آبرومندترین خلقت را برداشتم آوردم. آبرومندترین کسانی که خودم سراغ داشتم تو اگر آبرومندتر از اینها داشتی بزرگتر از اینها داشتی به من معرفی میکردی، رو میکردی. اینها را من برداشتم آوردم. (بحبّهم و بولایتهم اتولی آخرهم بما تولیت به اولهم) خدایا من آخریشان را همان طوری دوست دارم که اولیشان را دوست دارم.
رمز عشق به همه ائمه
این یک رمز است الان میگوییم یک توضیح کوچولوی میدهم ببینم چی کار میکنید با این رمز. چند جا داریم این را (اللهم انی اتولی آخرهم بما تولیت به اولهم) خدایا من آخری را مثل اولی دوست دارم برای یک کسی که قرار است با چهارده معصوم رابطه شخصی برقرار کند باید بتواند این طوری حرف بزند. باید بتواند این طوری بگوید. بگوید خدایا من هر چهارده تایشان را دوست دارم همان طوری که اولی را دوست دارم عاشق سیزدهمی هم هستم عاشق چهاردهمی هم هستم. عاشق دوازدهمی هستم. عاشق یازدهمی هستم. دهمی را هم همین طوری دوست دارم و این یک رمزی را برای ما باز میکند که ما قدرت پیدا کنیم سرعت پیدا کنیم در عشقورزی، در رفیقبازی در پیدا کردن رفیقهای این طوری و چقدر هم خدا قشنگ میگوید. (و حسنه، حسنه، حسنه اولئک رفیقا) اینها رفیقهای خوبی هستند آدم با اینها رفیق شود.
رفقای خوب در دنیا و آخرت
اگر قرار است رفیقبازی هم بکنی خلوتهایت را بکنی رفت و آمدی برقرار کنی با اینها، چند سال است داریم نماز میخوانیم میگوییم (اهدناالصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم) این (انعمت علیهم) را خدا به عنوان چی معرفی کرده در سوره آل عمران؟ به عنوان رفقا. این (انعمت علیهم) همان رفقای شما هستند (حسنه اولئک رفیقا) بهترین رفیقهایی که شما میتوانید داشته باشید در دنیا و آخرت، انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین هستند. ما کور نرویم فقط صرفاً از باب احترام نرویم زیارت کنیم یک موقع هست میبینی حضرت عبدالعظیم را برای احترام شهدا میرویم، بله شهدا زحمت کشیدند، شهدا شهید شدند. شهدا خونشان را دادند. شهدا به گردن ما حق دارند برویم به زیارتشان یک فاتحه برایشان بفرستیم. نه این طوری نرو امام چی فرمود: شهدا ذخایر عالم بقا هستند. آقا حرف خیلی بزرگ است. ذخایر عالم جاودانگی، الان در دنیا نگاه کنید یک نفر پدر و مادرش مردند، در یک تصادف، در نگاه اول این دار و ندارش را از دست داده، در تصادف شوهرش، پدرش، و مادرش از بین رفتند.
اهمیت رفیقبازی در راه خدا
اما این آدم آنقدر زیرک است، آنقدر توانا است. آنقدر داناست که صدتا رفیق جان جانی دارد. اصلاً نمیگذارد یک شب تنها باشد. یک لحظه تنها باشد اصلاً نمیگذارد کمبود شوهر، کمبود پدر، کمبود مادر را احساس کند. چرا؟ چون آدم ثروتمندی بوده این طوری نبوده که گدا باشد فقط با یک پدر مادر سر بکند. این آدم زمانی که زنده بوده آنقدر اخلاقش آنها بودند با آنها، از این دارایی استفاده کرده، آنقدر اخلاقش خوب بوده. که پنج تا، ده تا، صدتا رفیق جان جانی پیدا کرده. رفیق متدین. این همه انسان اصرار دارد. در معراج اینها را گفتیم. این قدر اسلام اصرار دارد در راه خدا رفیقهایمان را زیاد کنیم. رفیق پیدا کنیم و هر چی بیشتر بهتر. برای اینکه رفیق، رفیق دنیا فقط نیست که. رفیق ذخیره آخرت است. اینکه انسان از دنیا برود پنج تا مومن برایش دعا کنند کجا اینکه صدتا مومن برایش فاتحه فرستند کجا. اینکه هزار تا مومن برایش مغفرت بخواهند کجا.
تجارت ابدی و رفاقتهای ایمانی
یک آدم زرنگ به تجارت ابدی خیلی اهمیت میدهد. این طوری نیست که همین طوری هی بلولد در خودش، با زنش و بچهاش همین، محدود، محدود، محدود زندگی کند. صبح اتو کشیده پا شود برود سر کار، غروب هم برگردد بیاید خانه. بعد میبینی با هیچ کس اصلاً ارتباط صمیمی ندارد. این همه ما به صله ارحام به رفیقبازی به زیاد کردن دوستها، به زیاد کردن محافل، پاتقهای معنوی، نماز جماعت، نماز جمعه سفارش کردند برای چی؟ برای اینکه در این مجالس ما رفیقهایمان را پیدا کنیم. دوستهایمان را پیدا کنیم.
عاجزترین افراد در رفاقت
در روایت داریم عاجزترین افراد کسی است که عرضه ندارد برای خودش رفیق پیدا کند و از آن عاجزتر کسی است که رفیق دارد از دست میدهد. دیدید بعضیها تا زن میگیرند همه را له میکنند تا شوهر میکنند رفیقهای صمیمی و جان جانی را از دست میدهند. من قبول دارم که زندگی زناشویی شروع میشود یک سری مسئولیتها میآید. یک سری محدودیتها هست. اما ما ممکن است از نظر کمیت ارتباط در محدودیت قرار بگیریم با ازدواج کردن. اما در کیفیت چرا باید روابطمان را خراب کنیم. بله، آدم که زن گرفت دیگر نمیتواند با رفیقهایش الواطی کند. دوازده شب، یک نصف شب برود بیرون. الواطی که میگویم حالا شما معنویاش را در نظر بگیرید.
تعدیل در روابط اجتماعی پس از ازدواج
خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ جعفر آقا مجتهدی را، آقای، استاد ارجمند که شاعر بزرگ اهل بیت (ع) جناب آقای مجاهدی که این کتاب در محضر لاهوتیان را نوشته (سرنوشت این بزرگوار را) میگوید من در جلسات عرفانی و معنوی و ذکر ایشان بودیم میبودیم تا دوازده شب، یک نصف شب، بعد وقتی ایشان (جعفر آقا مجتهدی) فهمید که من دارم زن میگیرم و ازدواج میکنم به من گفت: ببین شما دیگر بیشتر از ساعت ده حق نداری اینجا بمانی برو خانهات. بله درست است. بعضی از مردها هستند که ازدواج میکنند ولی رفیقبازی دوران مجردیشان حفظ میکنند این بد است. یعنی فکر میکند هنوز همان پسر مجرد است این زن هم آدم نیست همین بگذاردش در خانه و برود دنبال رفیقهایش. مسجد میرود، بسیج میرود، این طرف میرود، آن طرف میرود، اردو دارم، این زن چی، لهش میکند خردش میکند افسردهاش میکند. این بد است. اما این هم بد است که انسان فکر کند که فقط ازدواج کرده و همسر گرفته بعد بقیه ارتباط دانه دانه قیچی بخورد. نه آدم نماز جمعه میرود در نماز جمعه ارتباطش را حفظ میکند در دعاها، در محافل، در نماز جماعت، جاهای دیگر، ارتباط باید حفظ شود. تعدیل، اسلام دین وسط است. تعدیل یعنی حد وسط.
سرمایهگذاری بر رفاقتهای ایمانی
این همه سفارش شده ما رفیقها را زیاد کنیم. ببینید در زندگی طبیعی، یک نفر این رفیقها را دارد. بابایش را، شوهرش را، مادرش را از دست میدهد هیچ وقت احساس تنهایی نمیکند. یک نفر هم هست پدر دارد شوهر دارد، مادر دارد، برادر دارد، آدم تنهایی است. با اینها چون سنخیت ندارد. از این طرف هم رفیقی ندارد که بخواهد خودش را تقویت کند. رفیقبازی نکرده، رفیق خوب انتخاب نکرده، برنامهریزی نکرده برای رفاقتهای خوب. با آدمهای خوب، با آدمهای بزرگوار، با آدمهای مومن. بنابراین ما باید همیشه سهممان را در رفاقتهای ایمانی زیاد کنیم. چون هر برادری شفاعتی دارد قیامت. هر برادری هر خواهری آبرویی دارد قیامت پیش خدا، برای ما میشوند سرمایه. این را در نظر بگیرید تا اینجا. بحثم چیز دیگری است این را در نظر بگیرید حالا شما فکر کنید یک نفر، عرضه دارد چهارده تا معصوم را با آنها رفیق میشود و سرمایهگذاری میکند برایش.
ثروت حقیقی و استقبال در آخرت
غیر از اینها اکتفا نمیکند انبیاء را هم رفیق قرار میدهد این وقتی میرود زیارت میگوید (السلام علی آدم صفوه الله) همین که میگوید آدم صفوه الله دلش را میدهد به بابایش آدم. نوح نبی الله، با نوح یک رابطه عاشقانه برقرار میکند با موسی با عیسی، اینها را رفیق میگیرد. حالا فکر کن این از دنیا رفته، حضرت موسی، عیسی، ابراهیم، آدم، نوح، انبیاء دیگر میگویند مهمان ما آمده دیگر. این چقدر استقبال کننده دارد آنجا. ملائکهای که با تک تکشان ارتباط برقرار میکند که حالا راجع به ملائکه هم مفصل میگویم با ملائکه الهی که این ارتباط داشته با شهدایی که این ارتباط داشته، بزرگان، اولیاء، چقدر ثروتمند است چقدر استقبال دارد. چهارده تا معصوم، انبیاء، امامزادهها، شهدا، صدیقین، صالحین، اولیاء این کم میآورد؟ این اصلاً نه دم مرگ غربت دارد. سکرات مرگ اذیتش میکند چون یک میلیون حامی با او هستند. نه در شب اول قبر کم میآورد همه اینها با او هستند. اینقدر کمک کننده دارد آنقدر حامی دارد که حد ندارد. اینها ثروت حقیقی است اینها قدرت حقیقی است. اینها زندگی سعادتمند است اینها شادی است، اینها آرامش است اینها لذت است اینها عیش است. عیش به این میگویند و زندگی با اینها، عیاشی به معنای حقیقی است به معنای مثبت و خوبش.
آثار دوست داشتن انسان کامل
خدایا من همان طوری که اولیشان را دوست دارم آخریشان را هم دوست دارم. خوب با این توضیحاتی که خدمتتان عرض کردم مشخص شد که نیاز ما به معشوق انسانی یعنی انسان کامل، یعنی چی؟ چرا ما باید خلیفه الله، مظهر خدا را دوست داشته باشیم و این دوست داشتن چه کار میکند؟ البته ما جلسات بعد هم انشاءالله، همین طور مبسوط در مورد آثار این دوست داشتن در آخرت در دنیا، در زندگی ما بحثهای کاربردی را انشاءالله عرض میکنیم که بتوانیم استفاده کنیم از اینها، اینکه فقط بخواهیم کلی بدانیم نه. اینجا یک باشگاه است قرار نیست ما فقط اینجا حرف بزنیم. تمرینهایش باید انجام شود. شما هم. انشاءالله وقت بگذارید تمرینها را انجام بدهید تا کم، کم انشاءالله به قدرت برسید. اگر قرار باشد اطلاعات ما قدرت نیاورد. اگر قرار باشد کلاس ما را شاد نکند آرامش برای ما نیاورد منشأ و اثر در زندگی ما نداشته باشد وقت تلف کردن است کاشکی فقط وقت تلف کردن بود وبالمان میشود. قلبمان قسی میشود پوست کلفت میشویم باید به شادی برسیم به قدرت برسیم برای همین ما تمرینها را عرض میکنیم که شما تمرینها را انشاءالله پیگیری کنید و انجام بدهید.
جایگاه مهرورزی و عشقهای واسطهای
خوب یک فرمایشی از پیغمبر است دعایی است که حضرت کرده در رابطه با محبت به کسانی که آن محبت انسان را به عشق الهی میرساند. خوب این انشاءالله بماند برای جلسه آینده در موردش صحبت میکنیم و جایگاه مهرورزی و عشقهای واسطهای انشاءالله میخواهیم راجع به این یک مقدار صحبت کنیم. و اینجا ما انشاءالله بعد هم برویم سراغ بحثهای کاربردی دیگرمان. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.