انسان‌شناسی سطح یک – جلسه 121

متن کامل جلسه

فهرست مطالب

بسم الله الرحمن الرحیم

اهمیت مجالس عزاداری و پیوند با معصومین (ع)

رسول الله (ص) فرمودند صلوات بر من را بلند بفرستید که نفاق از بینتان برود. ما در دو جلسه گذشته بحثمان را مرتبط با مناسبت زمان یعنی ایام سوگواری سیدالشهداء (ع) قرار دادیم و درس‌هایی را از مکتب این امام عزیز را عرض کردیم. اساساً تشکیل جلسات بزرگداشت و عزاداری‌ها به نص قرآن چیزی هست که نفعش برای خود ما هست. معصومین (ع) هیچ نیازی به جلسات ما یا بزرگداشت ما یا گریه و شادی ما ندارند، هر چند که اگر ما این کار را بکنیم به خاطر خود ما به تعبیر امام زمان (ع) خشنود می‌شوند و این برای ما آثار و خیرات و برکات دنیایی و آخرتی دارد.

آثار مهم مجالس اهل بیت (ع)

یکی از آثار مهم این جلسات هم همین هست که ما با تشکیل این جلسات با روح پرفتوح این عزیزان پیوند بخوریم و با یاد آنها، بیان فرازهای زندگی آنها، مرام آنها، اخلاق آنها، سخنان آنها، خودمان به معرفت‌های جدید نائل بشویم و بتوانیم این معرفت‌ها را تبدیل به ان‌شاءالله عمل بکنیم. و همانطور که در زیارت عاشورا آمده (إنی أتقرب إلی الله و إلی رسوله و إلی أمیرالمؤمنین و إلی فاطمۀ و إلی الحسن و إلیک بموالاتک) به وسیله دوست داشتن و موالات و پیروی کردن از معصومین (ع) شبیه به آنها بشویم، نزدیک بشوم (أتقرب). کلمه قرب هر وقت آمد مثلاً ما می‌گوییم ما نماز می‌خوانیم قربۀ إلی الله، قربۀ إلی الله یعنی برای نزدیکی. چون خدا که با ما فاصله زمانی و مکانی که ندارد، ائمه هم فاصله زمانی و مکانی ندارند. نزدیک شدن به آنها یعنی شبیه شدن، سنخیت پیدا کردن که ابزارش محبت کردن و موالات کردن و پیروی کردن هست تا ما یواش یواش به این وسیله به آنها شبیه بشویم.

سنخیت وجودی با اهل بیت (ع)

یعنی خصوصیت‌های آنها هم در ما ظهور پیدا بکند و ما هم به توانایی‌های آنها، به کمالاتی که در آنها هست، به قدرت‌هایی که در آنها هست برسیم و در واقع کسی از مجالس اهل بیت و عزاداری‌ها بیشتر بهره‌مند می‌شود که سنخیت وجودی و شباهت وجودی بیشتری با اهل بیت (ع) پیدا بکند، به میزان گریه و اشک نیست. گریه و اشک ثواب دارد به هر حال اجر دارد در آن هیچ شکی نیست اما قاعده اصلی کسی بیشتر می‌برد، برنده‌تر هست که بتواند شباهت بیشتری با وجود مقدس سیدالشهداء و شهدای کربلا و عاشورا پیدا بکند.

معرفت الله و هدف خلقت انسان

یکی از مسائل مهمی که ما باید از وجود مقدس سیدالشهداء یاد بگیریم این هست که ایشان هم در عمل و هم در گفتار به معرفۀ الله و معرفت هدف خلقت ما را بسیار توجه دادند. در جریان نظام خلقت انسان که قوس نزول و صعود را رسم می‌کنیم خاطر شریفتان هست که روح ما از خداوند تبارک و تعالی است و حقیقت ما یک حقیقت جنسی نیست. ما نه زن هستیم و نه مرد، زن بودن و مرد بودن ما جنبه حیوانی و جنسی ماست که ما از آن جهت که حیوان هستیم بعضی‌هایمان زن هستیم و بعضی‌ها مرد هستیم اما ما یک روح الهی و یک روح انسانی داریم که از خداست، از نور خدا و نور پنج تن (ع) در ما دمیده شده. بنابراین غایت من، معشوق من، محبوب من، غایت‌های دنیایی نیست، کمالات جمادی و نباتی و حیوانی نیست. غایت من به عنوان یک انسان خود خداوند تبارک و تعالی است که این مسیر را و این شعار را در یک کلمه جمعش کردند که به ما فرمودند (لا إله إلا الله) که انسان هیچ معبود و معشوق و الهی جز خداوند تبارک و تعالی ندارد، معشوق اصلی انسان خداست.

شناخت هدف و معشوق اصلی

پس چه کسی در انسانیت موفق‌تر است؟ کسی که در شناخت هدف خودش و اله خودش و معشوق خودش موفق‌تر باشد. اینکه ما بیاییم سال‌ها اینجا زندگی بکنیم اما ندانیم این خدایی که جهان را آفریده، من را آفریده و من را از خودش آفریده و غایت خلقت من را این قرار داده که من شبیه خود او بشوم، مثل او بشوم، کیست؟ وقتی ما ندانیم او کیست هیچ وقت نمی‌توانیم شبیه او بشویم. شما وقتی سر یک کلاس درس می‌روید هر رشته‌ای خیاطی، گلدوزی، رانندگی، خط، نقاشی، کامپیوتر، باشگاه ورزشی می‌روید اولین چیزی که مهم است استاد و الگو را به شما معرفی می‌کنند که شما باید به این شخص نزدیک بشوید و به این توانایی‌ها برسید. آدم تا نداند استادش کیست، چه توانایی‌هایی دارد نمی‌تواند به او نزدیک بشود. اصلاً مسیر درسی ندارد و باشگاه برود و بیاید چون نمی‌داند قرار است چه بشود، زور زیادی می‌زند، زحمت زیادی می‌کشد، انرژی زیادی صرف می‌کند ولی هدفدار نیست. ما وقتی بدانیم قرار است شبیه خداوند تبارک و تعالی بشویم زندگیمان هدفدار حرکت می‌کند.

تخلقوا باخلاق الله

یعنی بدانیم قرار است کمالاتی را پیدا بکنیم که این کمالات همان اسم‌های خدا هست، همان صفات الهی هست، اخلاق خداوند تبارک و تعالی است. اینکه پیامبر فرمود (تَخَلَقُوا بِأخلاقِ الله) اخلاق خدا را داشته باشید، انسان ببیند اخلاق خدا چیست آن اخلاق را خودش پیدا بکند. زندگی کردن یعنی این، جوانی کردن یعنی این، استفاده از زندگی یعنی همین که من از محصول زندگی‌ام، کارم، تلاشم، پولی که می‌خورم، ازدواجم، بچه‌داری‌ام، زندگی‌ام، همه کارهایم اینها همه مقدمه باشد برای آنکه من آن اخلاق را پیدا بکنم، من آن شباهت را پیدا بکنم. در یک باشگاه ورزشی همه فعالیت‌های ورزشی، همه بدو بایست‌ها، و زحمت کشیدن‌ها و زور زدن‌ها و انرژی صرف کردن و استفاده از ابزار و وسایل برای این هست که شما شبیه آن استادی که آنجا هست بشوید در هر رشته همینطور هست. در حرکت به سمت انسانیت، آخرت هدف این هست که ما به آن شباهت برسیم.

معرفت امام، راه معرفت الله

بنابراین اوج انسان این هست که انسان اول معرفۀ الله پیدا بکند یعنی خدا را خوب بشناسد، اخلاق خدا را بشناسد و بداند باید چگونه زندگی بکند. خداوند برای اینکه این کار برای ما راحت‌تر باشد معصومین را فرستاده که انسان هستند. می‌گوید اخلاقتان را مثل اینها بکنید در واقع مثل من کردید، شبیه من شدید چون اینها آینه کامل من هستند، مظهر کامل من هستند. اگر شما خودتان را شبیه به اینها بکنید در واقع شبیه من شدید. درباره وجود مقدس سیدالشهداء (ع) حضرت درباره این آیه شریفه (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ) من جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت. قبلاً توضیح دادیم عبادت به معنای اینکه ما نماز بخوانیم، روزه بگیریم، خمس و زکات بپردازیم و جبهه و جهاد داشته باشیم نیست. اینها ابزار هستند. عبادت یعنی همان عبودیت که باطنش این هست که شما شبیه بشوید. اینکه یک نفر چقدر عبادت کرده از کجا معلوم می‌شود؟ از اینکه چقدر شبیه شده. یک موقعی ممکن است به قول امام صادق یک نفر ۶۰ سال نماز بخواند یک رکعتش هم قبول نشود یعنی اصلاً شبیه نشده.

کیفیت عبادت و شباهت به اصل

یک موقع می‌بینی یک نفر یک سال این کار را می‌کند. خدا رحمت کند امام را می‌فرمود در جبهه و جنگ بچه‌ها بسیجی‌ها یک شبه ره صد ساله را طی کردند، خیلی خلقیاتشان الهی می‌شد، خیلی نورانیت و کمالات را یکجا پیدا می‌کردند واقعاً صد سال راه را طی می‌کردند. پس مهم این نیست که ما چه حجمی از عبادت و زحمات را می‌کشیم. مهم این است که چقدرش را تبدیل می‌شویم یعنی چقدر شبیه به آن اصل خودمان می‌شویم. درباره این آیه شریفه وجود مقدس سیدالشهداء (ع) فرمود درباره (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ) فرمود (أی لیعرفون) یعنی انسان عبادت یعنی معرفت. (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ) یعنی لیعرفون یعنی ما به عرفان برسیم، خدا را بشناسیم، معرفۀ الله پیدا بکنیم. بعد از حضرت توضیح خواستند که معرفۀ الله چیست؟ فرمود معرفت خدا که هدف خلقت انسان هست، معرفت خدا یعنی معرفت امامی که اطاعت آن امام بر ما واجب هست.

شناخت امام زمان (عج)

مثل ما الان باید امام زمانمان را بشناسیم، امام زمان را بشناسیم یعنی چی؟ یعنی بدانیم این چه شخصیتی هست و ما نسبت به او چه وظیفه‌ای داریم، چه رابطه‌ای داریم و الا اینکه بگوییم او سال ۲۵۵ متولد شده، ۲۶۰ غیبت کرده، پدرش امام حسن بوده، مادرش حضرت نرجس (س) بوده، ۶۹ سال غیبت صغری بوده و بعد هم غیبت کبری بوده. این را یک ضبط هم بلد است در کتاب نوشته شده در کامپیوتر هم هست دشمنان ما هم اینها را بلد هستند خیلی بیشتر از این می‌شناسند، معرفت امام که این نیست. معرفت امام به این معنا هست که ما بتوانیم با این حضرت ضمن یک شناخت عمیق و دقیق از وجود این حضرت و رابطه وجودی که با این داریم زندگیمان را طوری بسیج بکنیم، زندگیمان را طوری کوک بکنیم که ما را روزبه‌روز به این شخصیت نزدیک بکند. پس امام مظهر خداست، شناخت او شناخت خداست، نزدیک شدن به او نزدیک شدن به خداست.

امام، وسیله تقرب به خدا

شما به او نزدیک بشوید بدون امام هم نمی‌توانید جایی بروید یعنی یک کسی نمی‌تواند امام را قال بگذارد بگوید نه ما با ائمه کاری نداریم خدا را عشق است فقط خدا، نمی‌شود، (مَن أرادَ الله بَدَءَ بِکُم) در جامعه کبیره داریم هر کس که واقعاً خدا را بخواهد باید شروعش از معصوم باشد اصلاً باید با معصوم بالا برود. هیچ لحظه‌ای ما تا هیچ مرحله‌ای از قرب الهی بدون معصوم نمی‌توانیم برویم برای همین هم در قرآن می‌فرماید اگر می‌خواهید پیش من بیایید باید با وسیله پیش من بیایید (وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ) آیه قرآن است در جستجوی وسیله باشید به سوی خدا، وسیله کیستی؟ حضرت فرمود (نَحنُ الوَسیلَۀ) ما وسیله هستیم یعنی شما باید با ما انس بگیرید، با ما دوست باشید، با ما پیوند برقرار بکنید، ما را بشناسید که از طریق ما به خداوند تبارک و تعالی نزدیک بشوید. پس یکی از درس‌های مهمی که ما از وجود سیدالشهداء می‌گیریم درس معرفت هست.

نقش امام زمان (عج) در زندگی

اینکه بدانیم هدف از خلقت معرفۀ الله هست، معنای معرفۀ الله معرفت امام هست و تقرب به خدا یعنی اینکه ما باید تقرب به امام پیدا بکنیم. امام را بشناسید، رابطه وجودت با امام زمان خودت را بشناسی، خودت را به امام خودت نزدیک بکنی یعنی در زندگی شما امام زمان شما نقش داشته باشد. یک خانم وقتی که می‌رود کلاس خیاطی استاد خیاطی در زندگی او نقش دارد. یک ساعت‌هایی را او اختصاص می‌دهد برای نزدیک شدن به استادش، اینکه الگوها را قبول می‌کند، کلاس می‌رود، پارچه می‌خرد، تمام ذهنش استادش است که من باید این کار را اینطوری عمل بکنم. این برش را باید اینطوری بدهم، این دوخت را باید اینطوری بکنم، این را باید اینطوری بدوزم، این چرخ را بگیرم، آن نخ را بگیرم، این سوزن را بگیرم، این پارچه را بگیرم همینطوری یعنی نزدیک شدن به استاد، بعد یواش یواش که این زحمات را می‌کشد این کارهایی که او گفته موبه‌مو انجام می‌دهد. بعد می‌رود به استاد می‌گوید نگاه کن من این دامن را دوختم، این روسری را دوختم، این شلوار را دوختم، این پیراهن را دوختم یواش یواش از نظر توانایی و دارایی، نه دانایی، از نظر دارایی و توانایی خودش را به استاد می‌رساند.

مرگ جاهلیت و غفلت از امام زمان (عج)

ما اگر امام زمان در زندگیمان نقش نداشته باشد یعنی اساساً در ۲۴ ساعت ساعتی را درگیر مسأله امام زمان (ع) اصلاً نباشیم، خودمان را برای حضرت وقف نکنیم و این جا نداشته باشد که یک ساعت‌هایی را ما بگوییم ما می‌خواهیم به این آقا نزدیک بشویم، به این شخصیت می‌خواهیم نزدیک بشویم، این شخصیت را بشناسیم. فرمول‌هایش و دستوراتش را و روش‌های زندگی که برای ما می‌گوید، وظائفی را که برای ما ترسیم می‌کند چه چیزهایی هست اگر نشناسیم ما در واقع مثل جنین‌هایی هستیم که در رحم مادر سقط شدیم. امام رحم ماست، انسان هیچ موجودی بدون رحم زندگی و رشد نمی‌تواند بکند. گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. حالا ما در این دنیا هستیم وقتی ارتباط نداری با فرمولی که آن فرمول تو را شبیه به آخرت بکند در واقع در دنیا تو سقط شده هستی اصلاً زندگی انسانی نداری لذا فرمود اگر کسی امام زمانش را نشناسد مرگ جاهلیت داشته، مرگ جاهلیت یعنی چی؟ فرمود یعنی کفر و ضلال و نفاق. شما نشناسی (مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیتَۀً جاهِلِیَۀ) کسی که بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده یعنی ما ندانیم این آقا کیست. ما اصلاً خلق شدیم برای اینکه خودمان را به این آقا برسانیم. این آقا مسئول ماست، امام ماست.

مسئولیت ما در قبال امام زمان (عج)

ما را قرار است به خدا نزدیک بکند. در قیامت هم ما نسبت به این آقا مسئول هستیم نه نسبت به سیدالشهداء مسئول هستیم نه نسبت به فاطمه زهرا مسئول هستیم نه نسبت به امیرالمؤمنین مسئول هستیم. می‌گویند این آقا امام زمان شما بوده، زنده بوده. شما در زمان این آقا بودید با این آقا چطوری رفتار کردید؟ چقدر خودت را به این آقا رساندی؟ چقدر خودت را نزدیک کردی؟ مثل کسی هست که برود باشگاه ثبت‌نام بکند بعد پیش استاد باشگاه نرود، در کلاس‌ها و تمرین‌ها شرکت نکند خودش برود در باشگاه ول بگردد این تلف می‌شود، رشد نمی‌کند اصلاً رشد دقیقی ندارد. کلاس خیاطی برود سر کلاس نرود بنشیند، برود کلاس کامپیوتر برود نرود بنشیند، استادش ارتباط برقرار نکند، دستورالعمل نگیرد، برود سر کلاس خط و نقاشی بنشیند زیر نظر استاد تمرین نکند این هیچ وقت خط و نقاشی یاد نمی‌گیرد. هر کسی باید خودش را بسپارد به استاد خودش زیر نظر استاد قدم به قدم رشد پیدا بکند تا آن کمالات و دارایی‌ها را پیدا بکند. ما معلممان امام زمان (ع) هست. آن کسی که ما باید خودمان را به آن برسانیم و زیر نظر آن آقا با دستورالعمل‌های آن آقا زندگی بکنیم وجود مقدس آقا امام زمان هست. پس یادتان نرود هدف خلقت عبادت است.

فلسفه قیام سیدالشهداء (ع)

منظور از عبادت سیدالشهداء فرمود یعنی معرفت، منظور از معرفت خدا معرفت امام زمان هست توضیح هم دادیم که معرفت امام زمان یعنی چی در برنامه‌ها دادیم. درباره سیدالشهداء عمل سیدالشهداء هم همین است این فرمایشات و آموزش‌های سیدالشهداء است. عملش هم در زیارتشان داریم (بَذَلَ مُهجَتَهُ فیک لِیَستَنقِضَ عِبادَکَ عَنِ الجَهالَه وَ حَیرَۀَ الضَّلالَه) وجود مقدس سیدالشهداء (ع) خون دل خودش را در راه تو ریخت نتیجه‌اش چه بود؟ که چکار بکند؟ برای چه این کار را کرد؟ (لِیَستَنقِضَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَه) تا اینکه بندگان تو را از جهالت و نفهمی نجات بدهد. پس کسی واقعاً عزادار هست نسبت به سیدالشهداء و مجلسی مجلسی هست که حسینی‌پسند است که در مجلس امامان، مجلس ائمه علم و معرفت نصیب انسان بشود. شرائطش هم چهارتا شرط خود سیدالشهداء گذاشته در کتاب عزادار حقیقی من اینها را توضیح دادم که اگر کسی واقعاً در مجلس عزاداری می‌رود یا مجلس خانه‌شان می‌اندازد روضه می‌خواهد بیاندازد.

رضایت امام حسین (ع) از مجالس عزاداری

یک خانمی می‌خواهد خانه روضه بگیرد، جلسه‌ای بیاندازد، سفره‌ای بیاندازد این جلسه باید چه اجزائی داشته باشد تا امام از این جلسه راضی باشد، امام حسین راضی باشد، امام زمان راضی باشد، هر جلسه‌ای راضی است؟ البته ما برویم آنجا عزاداری بکنیم گریه بکنیم ثواب دارد. اما اینکه انسان مورد رضایت حضرت باشد به حضرت تقربی پیدا بکند، شباهتی پیدا بکند آن یک چیز دیگری هست. لذا نگاه کنید وقتی ما می‌آییم این صحنه دلخراش تابلو وداع را جلوی چشممان می‌گذاریم که همسر و خواهرها و بچه‌های سیدالشهداء که دارند اسب زخمی و تنهای حضرت را بغل کردند و دارند سراغ سیدالشهداء را از آن می‌گیرند بدانیم این اتفاق برای چه افتاده؟ برای اینکه ما به معرفت برسیم. اینها کشته شدند، اینها اسیر شدند، اینها کتک خوردند، اینها تکه‌تکه شدند، اینها سرهایشان بریده شد، تشنگی کشیدند برای اینکه ما به معرفت خدا برسیم و به معرفت امام زمان خودمان برسیم.

پیوند با امام زمان (عج) در زیارت عاشورا

برای همین هم هست شما وقتی که زیارت عاشورا می‌خوانید حتماً باید پیوند با امام زمان برقرار بکنید. در زیارت عاشورا راه انتقام از جنایت‌ها و مصایبی که سیدالشهداء به آن دچار شده این هست که شما پیوند با امام زمانتان بخورید، وقف امام زمانتان باشید، با امام زمانتان زندگی بکنید، امام زمانتان در زندگی شما نقش داشته باشد. تپش قلب شما، حرکت نبض شما، دل شما، دوست داشتن‌های شما، تنفرهای شما، میل‌های شما، همه حرکت‌های زندگی شما با وجود مقدس امام زمان (ع) تنظیم بشود نه اینکه ما بیاییم اول برای خودمان یک برنامه زندگی داشته باشیم اول خودمان را حیوان ببینیم بگوییم من زن هستم شوهر کردم و چندتا بچه دارم می‌خواهم زندگی بکنم. من یک مرد هستم و زن دارم و چندتا بچه دارم می‌خواهم زندگی بکنم حالا کنار این زندگی یک کسی هست مثل اینکه به آن می‌گویند امام زمان (ع)، ما هم یک کاری باید بکنیم این کجا، تا اینکه انسان عاشقانه بفهمد انسان است.

امام زمان (عج) پدر حقیقی ما

بفهمد فرزند امام زمان است در درجه اول، قبل از اینکه زن کسی باشد، شوهر کسی باشد، بچه کسی باشد، مادر کسی باشد، پدر کسی باشد، خواهر و عمو و خاله و دایی کسی باشد قبل از همه فرزند امام زمان است. یک پدری دارد که تنها و مظلوم هست، یک پدر مضطر دارد. یک پدری دارد که ۱۱۷۲ سال هست در تنهایی و غربت و مظلومیت به سر می‌برد آن هم به خاطر ما، همانطور که امام حسین به خاطر ما کشته شد امام زمان هم دارد این دوران غیبت طولانی را و این زجر خیلی زیاد را به خاطر ما دارد تحمل می‌کند. ما اگر بخواهیم بی‌خیال باشیم همینطوری زندگی بکنیم این خیلی بی‌رحمی است، خیلی بی‌عاطفگی است که انسان با امام زمانش اینطوری زندگی بکند، رابطه اینطوری داشته باشد. خیلی خشن است انسان اصلاً آن آقا را فراموش بکند بعد هم فقط وقتی حاجت‌های دنیایی دارد جمکران برود.

محبت واقعی به امام زمان (عج)

خودش فرموده بود اینهایی که جمکران می‌آیند هیچ کس به خاطر خود من نمی‌آید، هیچ کس دلش برای من تنگ نمی‌شود، هیچ کس من را دوست ندارد به خاطر من کسی نمی‌آید هر کس به خاطر خودش می‌آید. اینکه نه ما بگوییم ما به خاطر خودت می‌آییم دوستت داریم می‌خواهیم کمک بکنیم. می‌خواهیم خودمان را به تو برسانیم، می‌خواهیم وقف تو بشویم، می‌خواهیم به جوانی‌مان به عمرمان برکت بدهیم با پیوند با تو، به پولمان برکت بدهیم با پیوند با تو، به هر چه که داریم برکت بدهیم همه چیزمان را فدای تو بکنیم. همینطور که در زیارت جامعه کبیره می‌گوییم (بأبی أنتم و أمی و أهلی و مالی) پدرم و مادرم و خانواده‌ام و مالم و همه چیزم فدای شما باشد این زندگی کردن با یک زندگی حیوانی که حالا برای ثواب کنارش یک امام حسین و یک امام زمانی باشد زمین تا آسمان این دو زندگی با هم فرق دارد خیلی این دو زندگی فرق دارد نتایجش هم فرق می‌کند.

پاسداری از خون شهدا

پس ما اگر بخواهیم واقعاً نگذاریم خون امام حسین پایمال شود، هدر برود زحمات امام حسین و زحمات ائمه ۱ ـ باید بفهمیم این خانم‌ها این آقایان این بانوان این بچه‌ها به خاطر ما کشته شدند. شما نگاه کنید یک بچه‌ای مثل حضرت رقیه (س)، حضرت رقیه قبل از اینکه پدرش از دنیا برود مادرش از دنیا رفت. یعنی آن داغ یتیمی را قبل از اینکه کربلا بیاید مادرش از دنیا رفت بعد اینجا در کربلا آمده پدرش هم به آن حالت سر پدرش را در دامن بچه گذاشتند خیلی کشنده است. ما همیشه باید همین روضه‌ها را بخوانیم ولی وقتی می‌خوانیم باید بفهمیم که ما نباید بگذاریم این زحمات هدر برود. این فشاری که به این بچه آمده آن فشاری که به سکینه آمده فشاری که به عبدالله آمده به علی اصغر آمده به علی اکبر و امام سجاد و زینب کبری آمده ما پاسداری بکنیم. پاسداری از آنها یعنی معرفت آنها، یعنی شناخت نسبت به آنها، یعنی شبیه شدن نسبت به آنها، ما تفکیک کردیم در زندگی‌های ما تفکیک شده ما هر طوری دلمان بخواهد زندگی می‌کنیم.

زندگی حسینی و پرهیز از ریا

اخلاقمان، حجابمان، مسائل مالی‌مان، مسائل زندگیمان همینطوری حلال و حرام قاطی است بعد هم یک مدتی یک جایی یک ترمز می‌زنیم از این مسیر کج که به سمت جهنم داریم یک ترمز می‌زنیم چهار روز می‌رویم مجلس روضه‌ای هم شرکت می‌کنیم دوباره برمی‌گردیم در همان مسیر زندگی خودمان. این که مسخره کردن خودمان و مسخره کردن اهل بیت است. باید زندگی بوی آنها را بده، شکل زندگی آنها را بگیرد یعنی واقعاً شما اگر یک لحظه از دنیا رفتی هر لحظه ممکن است ما از دنیا برویم یک لحظه از دنیا رفتیم با امام زمان روبرو شدیم. امام زمان از ما می‌پرسد یا از دنیا نرفتیم حضوراً زیارتشان کردیم بگوید شما که الان داری زندگی می‌کنی کجای زندگیات با من هماهنگ شده؟ چه چیز زندگیات وقف من است؟ آن هم نه اینکه من احتیاج داشته باشم یک استاد هیچ وقت به شاگرد احتیاج ندارد.

هماهنگی زندگی با امام زمان (عج)

اگر شاگرد را دوست دارد به خاطر خودش دوست دارد نه به خاطر خود استاد، اگر به او تمرین می‌دهد یک معلم وقتی دارد تمرین می‌دهد همه تمرین‌ها و خون دل خوردن‌های معلم برای این هست که او به یک جایی برسد استاد از طرف مقابل که نمی‌خواهد رشدی بگیرد می‌گوید تو کجا با من هماهنگ هستی؟ اگر سؤال بکند واقعاً خیلی‌هایمان جوابی برای گفتن نداریم ما داریم برای خودمان زندگی می‌کنیم برنامه زندگی خودمان را داریم انجام می‌دهیم هیچی ربطی به حضرت ندارد. پس ۱ ـ پیوند با سیدالشهداء برقرار کردن، با امام زمان برقرار کردن این هست که بدانی فلسفه وجودی امام معرفۀ الله هست و راه معرفۀ الله معرفت امام هست. این را بدانید و بعد بدانید اگر بخواهید محبوب حضرت بشوید، نزدیک به حضرت بشوید، تقرب پیدا بکنید و شبیه بشوید ۱ ـ در درجه اول خودت باید اهل معرفت باشی باید معرفت پیدا بکنی ۲ ـ تمام تلاشت همزمان با اینکه داری خودت کسب معرفت می‌کنی تمام تلاشت این باشد که تعداد بیشتری از مردم از شیعیان از فرزندان ائمه، ائمه را بشناسند با ائمه آشتی بکنند با امام زمانشان آشتی بکنند پیوند برقرار بکنند کار بکنیم و این فرهنگ را گسترش بدهیم.

خودسازی و گسترش فرهنگ اهل بیت (ع)

پس یکی اینکه اول خودمان را فراموش نکنیم تلاش بکنیم خودمان وقف آنها بشویم تلاش بکنیم که اول خودمان بخوریم بعضی‌ها می‌آیند مثل تونچی حمام می‌شوند یعنی آن تونچی حمام در قسمت موتورخانه حمام آنجایی که چوب و زغال و روغن می‌ریزند آنجا همیشه خودش سیاه است. از زحمت‌های آنها بقیه استفاده می‌کنند همیشه تمیز می‌شوند حمالی می‌کند ولی خودش همیشه سیاه است این فایده ندارد نه خود آدم اول به داد خودش برسد هیئت می‌گذاری. اول خودت باید از همه حزب‌اللهی‌تر بشوی، از همه باحجاب‌تر، از همه باحیاتر، از همه مؤمن‌تر، از همه وفادارتر، از همه خوش اخلاق‌تر، از همه کریم‌تر و باسخاوت‌تر بشوی خودت بشوی بعد هم دیگران بیایند این شباهت را پیدا بکنند. تلاش بکنی از نفوذ خودت، آبروی خودت، اعتبار خودت، پول خودت، امکانات خودت استفاده بکنی تعداد بیشتری از انسان‌ها با حضرت آشتی بکنند و الا با غریب بودن با حضرت، با غریب بودن زندگی کردن با حضرت این که یک زندگی حیوانی هست که ما هر وقت که مشکلات حیوانی داریم مشکلات دنیایی داریم برویم آنجا توسل کنیم.

پرهیز از نگاه مادی به اهل بیت (ع)

رفتم کربلا شفا بگیرم، رفتم کربلا بخت خودم باز شود، بخت بچه‌ام باز شود، رفتیم کربلا مشکل مالی‌مان حل بشود اینها همه‌اش حیوانیت است. ما باید به فلسفه خلقت توجه بکنیم که اصلاً من برای چه آفریده شدم؟ اصلاً هدف خلقت چیست؟ من راه میانبر را به شما گفتم راهی که خیلی نزدیک می‌کند شما را خدمتتان عرض کردم در بحث‌های انسان‌شناسی این را ما مفصل توضیح دادیم که ما اول حواسمان باشد در مرحله اول دقت بکنیم حواسمان باشد که ما نه زن هستیم نه مرد، ما انسان هستیم جنبه زنی بودن ما، جنبه مردی بودن ما، جنبه حیوانی بودن ما اینکه مربوط به ساختار زندگی دنیایی است. ما قبل از اینکه زن یا مرد باشیم گرایش به جنس مخالفی داشته باشیم ازدواجی بخواهیم بکنیم پدر و مادر بشویم اینکه جنبه‌های حیوانی است یک انسان هستیم یک پدر حقیقی داریم یک ریشه حقیقی داریم که آن عبارت است از خداوند تبارک و تعالی.

شناخت ریشه و اله حقیقی

اله حقیقی همه انسان‌هاست در زندگی ما، ما زمانی زندگی انسانی داریم که به اصل خودمان یعنی خداوند تبارک و تعالی شبیه بشویم. پس ما اگر بخواهیم شبیه بشویم باید بشناسیم اصل خودمان را، ریشه خودمان را بشناسیم. دارم تأکید می‌کنم خوب دقت بکنید مسیر را مرور بکنیم اصل و ریشه و اله خودمان را بشناسیم برای اینکه اله خودمان را بشناسیم خداوند برای اینکه این شناخت تسهیل بشود تجلی می‌کند در یک انسان کامل که شبیه‌ترین موجود به خداوند هست یعنی معصوم، و تو برای اینکه به اصل خودت و ریشه خودت برسی باید معصوم را بشناسی. با معصوم پیوند برقرار بکنی شناخت هم کافی نیست ارتباط خیلی مهم است اینکه شما باید با هدف خلقت ارتباط داشته باشی با کسی که قرار است تو را انسان تربیت بکند ارتباط داشته باشی تو را شبیه خداوند تبارک و تعالی بکند.

میزان آدمیت و انسانیت ما

پس یادتان باشد ما چقدر آدم هستیم حیوان همه حیوانیت داریم من بچه‌ام را دوست دارم همسرم را دوست دارم حیوانات هم دوست دارم من برای آنها تلاش می‌کنم کار، تفریح، مسکن‌گزینی، حیوانات هم دارند اینکه وظائف حیوانی است واجب هم هست انجام بدهیم وظائف حیوانی عبادت هم هست ثواب هم دارد عیبی ندارد. ولی من غیر از این سیر حیوانی یک انسان هستم اصلاً هدف خلقت من همین هست حالا باید ببینم من بعد از ۲۰ سال زندگی، ۳۰ سال زندگی، ۴۰ سال زندگی چقدر آدم هستم چقدر انسان هستم واقعاً چقدر دارم نزدیک می‌شوم به هدف خلقتم. این بسته به این هست که تو قدر امامت را می‌شناسی چقدر وقف امامت هستی چقدر پیوند با امامت داری این را باید بشناسی چقدر ارزش‌هایی که ائمه (ع) برایش زحمت کشیدند خون دل خوردند آنها در زندگی تو حل شده است چقدر این ارزش‌ها را قبول داری چقدر این ارزش‌ها را پذیرفتی این در زندگی ما چقدر است.

نقش امام زمان (عج) در زندگی روزمره

چقدر با امام زمان آشنا هستیم چقدر از جوانی ما، عمر ما، سواد ما، پول ما، احساسات ما، عواطف ما، هنر ما، اعتبار ما، آبروی ما، صرف امام زمان (ع) می‌شود این میزان آدمیت ماست میزان انسانیت ماست. خیلی عجیب شده ما چنان شیطان می‌آید گولمان می‌زند و فریب می‌دهد فقط می‌رویم در روضه‌خوانی می‌نشینیم گریه می‌کنیم که امام حسین را کسی روی سینه‌اش نشست. مگر شوخی است اصلاً تصورش خیلی سخت است جلوی زن و بچه سر رئیس خاندان را، بچه کوچک دارد نگاه می‌کند، برادرزاده دارد نگاه می‌کند، خواهر دارد نگاه می‌کند، زن دارد نگاه می‌کند، دختر دارد نگاه می‌کند سر را ببرند شوخی است! بعد همه دارند نگاه می‌کنند که ده‌ها نفر ریختند دارند شمشیر می‌زنند نیزه می‌زنند می‌گوید (بَذَلَ مُهجَتَهُ فیک لِیَستَنقِضَ عِبادَکَ عَنِ الجَهالَه وَ حَیرَۀَ الضَّلالَه).

هدف از شهادت امام حسین (ع)

تمام تلاش‌ها برای این بود که شما نادان نباشید شما به معرفت برسید از جهالت نجات پیدا بکنید از گمراهی نجات پیدا بکنید این کشته شده شما حلال‌خوری یاد بگیرید این آقا تکه‌تکه شده این آقا کشته شده آن بچه‌ها تکه‌تکه شدند علی اصغر در گلویش تیر خورده سرش را با تیر بریدند نه با چاقو، که تو حلال‌خوری یاد بگیری تو اخلاق یاد بگیری حجاب یاد بگیری. نمی‌شود که یک کسی بیاید بی‌حجابی بکند بدحجابی بکند بعد هم بگوید من شیعه هستم برایش هزاران نفر کشته شدند ائمه کشته شدند این همه شهید داده شده برای حجاب، ما بیاییم با بی‌حجابی و بدحجابی حجاب را مسخره بکنیم این خیلی بی‌رحمی است انسان با پدر حقیقی خودش با امام زمان این کار را بکند. ما یک مسئولیتی در مقابل امام زمان داریم یک انسانیت ما به نوع پیوند ما به امام زمان بستگی دارد اینکه من چقدر این ارزش‌ها را قبول دارم چقدر برای این ارزش‌ها تلاش می‌کنم.

اهمیت ارزش‌های اهل بیت (ع) در زندگی

در یک کشور اروپایی یک دختر شیعه در یک شهر تنها پرچم امام زمان را و پرچم سیدالشهداء را گرفته دارد مقابله می‌کند به خاطر حجابش فحشش می‌دهند مسخره‌اش می‌کنند تحقیرش می‌کند حاضر نیست حجابش را کنار بگذارد در بدترین شرائط، آنوقت اینجا در کشور خودمان بچه شیعه این حرف‌ها را مسخره می‌کند خمس همینطور، احترام به پدر و مادر همینطور، زکات همینطور، اخلاقیات همینطور، لقمه حلال همینطور، معاشرت همینطور، قواعد فقهی در حلال و حرام در کسب و کار و بازار همینطور. این که اصلاً توهین هست من بیایم نزول بگیرم نزول بدهم لقمه حرام به دست بیاورم از هر راهی، بعد هم بروم ده روز مجلس برای امام حسین راه بیاندازم خیلی مسخره است این کشته شده که ما این کارها را نکنیم و ما این چیزها را رعایت بکنیم.

پیوند زندگی با امام زمان (عج)

با مشکی پوشیدن و این چیزها که مشکل حل نمی‌شود باید شباهت پیدا بکنی سنخیت پیدا بکنی (لِیَستَنقِضَ عِبادَکَ عَنِ الجَهالَه) بندگان تو را از جهالت نجات بدهد (وَ حَیرَۀَ الضَّلالَه) و حیرت گمراهی نجات بده این یک زندگی انسانی هست که این زندگی پیوند می‌خورد با امام زمان، پیوند می‌خورد با ماوراء طبیعت. پس بسته به اینکه ما در این جدول برنامه‌ریزی‌مان از ۵ صبح می‌نویسم تا ۱ در این جدول برنامه‌ریزی‌مان چه مقدار از این ساعت‌های وقت ما با پدر حقیقی‌مان و مادر حقیقی‌مان، نه پدر و مادر طبیعی‌مان که آنها هم احترامشان صددرصد واجب است با پدر و مادر حقیقی‌مان یعنی امام زمان (ع)، فاطمه زهرا (س) با اینها دارد می‌گذرد. چقدر در راه اینها دارد می‌گذرد چقدر وقف اینهاست این یک زندگی انسانی می‌شود چقدر ما بخش‌های حیوانی‌مان را مثل ازدواج، مثل روابط خانوادگی، مثل معاشرت، مثل معاملاتمان، تجارتمان، کارمان، کسبمان، چقدر اینها را طبق فرمول‌ها و دستورالعمل‌های آنها انجام می‌دهیم این یک زندگی انسانی می‌شود.

معرفی کتاب پیام‌های عاشورا

من امروز یک فرمایشی از سیدالشهداء آوردم که به تیمناً و تبرکاً خدمتتان عرض کنم یک کتاب هست کتاب بسیار مهمی هست توصیه می‌کنم عزیزان بدون استثناء از این کتاب کتاب بسیار خوبی هست خیلی هم استقبال خوبی از آن شده به نام پیام‌های عاشورا. این را همه بخوانند کوچک و بزرگ یک دور حداقل این را کامل بخوانید که ما وقتی می‌گوییم عزاداری، یا شبیه شدن به امام زمان، شبیه شدن به امام حسین، یا تقرب به آنها، این یعنی چی؟ این برنامه زندگی ما قرار بگیرد پر از دستورالعمل هست آن هم دستورالعمل‌هایی که از امام حسین گرفته شده از عاشورا گرفته شده این کتاب را عزیزان حتماً استفاده بکنند تهیه بکنند. از آقای جواد محدثی از فضلای خوب و زحمتکش قم هست که آثار بسیار خوبی دارد نه فقط همین اثر، هر کدام از آثار ایشان آثار قابل استفاده هست کتاب پیام‌های عاشورا را حتماً عزیزان داشته باشند بعد هم هدیه بدهید.

تنظیم نظام محبتی و عاطفی

این کتاب را ۱۰ تا ۲۰ تا ۳۰ تا تهیه بکنید به هر کس می‌خواهید در این ایام هدیه بدهید یا به هر حال مناسبت‌های مختلف این کار خیلی ارزش دارد حالا یکی از درس‌هایی را که سیدالشهداء (ع) به ما می‌دهد من امروز می‌خواهم برای شما اینجا از فرمایشات خود سیدالشهداء استفاده بکنیم و برایتان بخوانم. یکی از چیزهایی که خود سیدالشهداء سفارش کرده اینکه شما نظام محبتی و عاطفیتان را تنظیم بکنید گاهی وقت‌ها ما دچار سردی عاطفی می‌شویم با اهل بیت (ع) با ائمه (ع)، عاطفه‌مان یخ است سرد است کورکورانه می‌خواهیم ارتباط برقرار بکنیم و نمی‌توانیم. بعضی از آدم‌ها دیدید از آنها هیجان و عاطفه برای اهل بیت فوران می‌کند. حالا اتفاقا در این کتاب یک بخشی دارد مربوط به بانوان خیلی کتاب خوبی هست که یک قسمتش مربوط به خود بانوان هست که چطوری بانوان با کربلا بتوانند ارتباط برقرار بکنند خیلی ارزش دارد.

انواع برخورد با مجالس اهل بیت (ع)

شما چندتا خانم یا آقایی را در نظر بگیرید می‌روند در خانه‌شان، می‌گویند ما اینجا همسایه‌تان هستیم مراسم داریم بعضی‌ها که با سردی خیلی ممنون خداحافظ شما، در را که می‌بندد می‌گوید اینها چقدر دلشان خوش است بیکارها دور هم جمع می‌شوند ما کار و زندگی داریم. یک کسی می‌گوید خیلی ممنون دست شما درد نکند بعد هم با خودش درگیر می‌شود بروم نروم شرکت کنم نکنم ولی چون رغبتی نیست انسی، علاقه‌ای، عاطفه‌ای، فهمی نیست در این درگیری که دارد بالأخره فیلم سینمایی و کارتون و خانواده و تلفن غلبه می‌کند بلند می‌شود دنبال کار خودش. یک کسی نه یکذره فکر می‌کند می‌گوید نه بروم بالأخره ادب اینطوری است امامان هست مراسم هست نه همسایه‌مان دعوت کرده حالا کسی با امام کاری ندارد همسایه‌مان دعوت کرده برویم مجلس شرکت بکنیم یک کسی دعوتش می‌کنند خوشحال می‌شود چشم، حتماً از خدایم است.

عشق به اهل بیت (ع) و فداکاری

چند روز پیش یکی از اقواممان خانمی بود عیادتش رفتم گفت اینجام درد می‌کند آنجام درد می‌کند گفتم حالا من وقت می‌گیریم بیا با هم دکتر برویم گفت بله حتماً می‌آیم، گفتم حالا چه موقع وقت بگیرم؟ گفت بعد از تعطیلات، گفتم حالا چرا بعد از تعطیلات، الان که وقت هست حالا کو تا فروردین. گفت نه الان فعلاً مراسم و روضه داریم اصلاً نمی‌توانم تکان بخورم خودش چند روزی خانه‌اش گرفته حالا الان همسایه‌ها دوری خانه همسایه‌ها می‌روند عشقش است پا روی دلش نمی‌گذارد سلامت دلش برایش خیلی مهمتر از سلامت بدنش هست. می‌گوید نه من بروم این روضه‌ها را شرکت بکنم این جلسات را شرکت بکنم حالا درد که دارم تحمل می‌کنم حالا یک هفته هم رویش، از این نیفتم با یک عشقی در جلسه امام حسین شرکت می‌کند اصلاً از آن عواطف تراوش می‌کند آدم‌ها اینطوری تقسیم‌بندی می‌شوند می‌رود شرکت می‌کند یکی هم نه.

سخاوت در راه اهل بیت (ع)

یکی هست که آن اصلاً وقتی این ایام می‌آید هیجان دارد که خانه‌اش مراسم بیاندازد تازه آنهایی هم که در خانه‌شان مراسم می‌اندازند چند جور هستند می‌نویسند لطفاً بچه نیاورید بعد می‌خواهد غذا بدهد دست و دلش می‌لرزد نه اینکه خسیس و گدا باشد نه می‌گوید حالا عیبی ندارد اینها مجلس امام حسین آمدند ما هم یک شربتی بدهیم یک چایی بدهیم یک چیزی برای امام حسین بدهیم. یک کسی می‌گوید نه من غذا می‌دهم با سخاوت اطعام می‌کند ولی می‌گوید به بچه ندهید ظرف یکبار مصرف می‌دهید دستشان بدهید خانه‌ام کثیف می‌شود ولی بعضی از خانم‌ها ما می‌بینیم ۵۰۰ نفر هیئتی اینجا دعوت می‌کنند سینه‌زنی حسابی، بعد هم می‌نشینند غذا می‌خورد این هم کیف می‌کند بعد هم با چه جان و دلی، اصلاً کاری ندارد خورشت روی فرشم ریخت خانه‌ام کثیف شد اصلاً این حرف‌ها چیه. کیفش این هست که برای فاطمه زهرا کنیزی بکند کیفش این هست نوکری بکند اصلاً عشقش این هست خانه‌اش صرف همین کار بشود چطور وقتی جشن تولد برای بچه‌ات می‌گیری می‌آیند خانه را به هم می‌ریزند کلی خراب می‌کند ککت هم نمی‌گزد.

حساب و کتاب اعمال در محرم

عروسی بچه‌ات یا مراسم فوتی باشد برای امام حسین که آدم دیگر گرفتگی ندارد غرانش را امام حسین پایتان حساب می‌کند یک میلیارد برابر به شما می‌دهد. یک آقایی می‌گفت من، قدیم‌ها یادتان هست حالا به سن و سال‌های ما هم می‌خورد، که مجلس می‌گرفتند. من یادم هست این مادربزرگ ما هر سال که مراسم می‌گرفت می‌رفتیم می‌دیدیم چای گذاشتن خرما بود و حلوا بود و قلیان هم می‌گذاشتند قدیم‌ها قلیان و سیگار می‌گذاشتند اینطوری پذیرایی می‌کردند. ما بچه بودیم از مراسم عزاداری فقط قلیانش را می‌فهمیدیم می‌رفتیم یک پوک می‌زدیم چهارتا سرفه می‌کردیم و در می‌رفتیم می‌گفتند بچه دست نزن بعد یک آقایی نزدیک محرم هر سال خانه‌اش مراسم دارد یک مقدار تنباکو برای قلیان می‌خرد تنباکو درجه یک به پسرش می‌دهد می‌گوید اینها را برای مهمان‌ها می‌آیند من امسال باید کربلا بروم. ولی مراسم حتماً خانه باشد و پذیرایی بکنید کربلا زیارت می‌رود و بعد یک شب خواب می‌بیند که سیدالشهداء (ع) یک دفترچه‌ای جلویش هست دارد هر کس در محرم هر کاری برایش کرده به آن مأمورها می‌گوید که بنویسند که چه کسی برای من چکار کرده اینها یک دانه‌اش حساب است.

محبت اهل بیت (ع) و ریزش گناهان

بعد حضرت می‌فرمود بنویس آقای فلانی اینقدر چای داده کبریت داده یک دانه کبریتش را هم حساب می‌کند گفت حضرت داشت صفحه مربوط به من را می‌گفت گفت آقای فلانی خانه‌شان چای داده قند گذاشته شکر گذاشته تنباکویش هم درجه دو بوده. بعد جلو می‌رود می‌گوید به خدا تنباکو درجه یک بوده بعد حضرت می‌گوید نه درجه دو بوده بلند می‌شود تهران برمی‌گردد می‌رود یقه پسرش را می‌گیرد می‌گوید پدرسوخته‌ها چکار کردید من درجه یک گذاشته بودم گفتند بابا دیدیم خیلی حال می‌دهد درجه یک را خودمان کشیدیم درجه دو را برای مهمان‌ها گذاشتیم. یعنی این را پایمان حساب می‌کنند آنوقت چرا آدم بخل بکند برای چه کسی؟ آن هم برای امام حسین که پدرش هست برای فاطمه زهرا که مادرش است چه چیز قشنگ‌تر از این هست که مال ما اموال ما در راه امام زمان خرج بشود از این قشنگ‌تر شما دارید. هم در دنیا چندین برابرش را به ما برمی‌گردانند چون آنها که گدا نیستند که به این چیزها محتاج باشند اصلاً آن چیزی هم که به ما دادند از آنها به ما رسیده (وَ بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری) اصلاً پول و مال و امکانات و غذا و امنیت و لباس هر چه که به ما می‌رسد از آنها به ما می‌رسد مال آنهاست در خانه ما، ما روی هیچ کدام از اینها ملکیتی نداریم.

محبت، مودت و تبعیت

آنوقت آن کسی که این چیزها را به ما داده ما بخل می‌کنیم برایشان خرج بکنیم اینقدر بخیل هستیم اینقدر گرفتار هستیم نمی‌توانیم برای خودشان خرج کنیم از خودشان گرفتیم برای خودشان هم نمی‌توانیم خرج بکنیم. می‌خواهم بگویم ارادت‌ها نسبت به ائمه فرق می‌کند همه یکجور نیستند همه یکجور عاطفه‌ای ندارند سیدالشهداء راجع به محبت خیلی سفارش کرده فرمود هر کس ما را دوست داشته باشد از ما اهل بیت نبوت هست خیلی این حرف قشنگ است یعنی جزء خانواده ماست هر کس واقعاً ما را دوست داشته باشد طرف تعجب می‌کند. از حضرت سؤال می‌کند از شما اهل بیت نبوت؟ حضرت فرمود از ما اهل بیت نبوت هست، طرف سه بار این جمله را تکرار می‌کند حضرت برای اینکه این دلش مطمئن بشود این آیه را می‌خواند (فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی) از قول طالوت که بنده فرستاده ویژه خداوند بود برای حاکمیت مردم بنی‌اسرائیل می‌گوید که هر کس من را تبعیت بکند او از من است. این قاعده است دوست داشتن تبعیت کردن نه دوست داشتن صرف دوست داشتن، دوست داشتنی که در آن مودت باشد نه محبت فقط، چون محبت را یهودی‌ها هم دارند الان یهودی‌ها برای امام حسین هیئت دارند مسیحی‌ها دارند سیلک‌ها دارند هندوها دارند بودایی‌ها دارند من امسال که هند رفته بودم خیلی از این عزاداری‌های آنها آنجا دیدم هست.

مودت اهل بیت (ع) و نجات از گناهان

ولی محبت شیعه به عنوان بچه‌های ائمه یک مودت می‌خواهد یعنی نه فقط محبت، به عنوان وظیفه واجب قرآن فرمود (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى‏) اجر رسالت من مودت خاندان اهل بیت (ع) هست مودت یعنی دوست داشتنی که انسان واقعاً عمل می‌کند در این دوست داشتن زحمت می‌کشد رعایت می‌کند از حرام پرهیز می‌کند از کارهای زشت، بی‌مبالاتی‌ها پرهیز می‌کند. کارهای خوب و کارهای خیر را انجام می‌دهد حاضر است به خاطر اهل بیت فداکاری بکند واقعاً فداکاری می‌کند. در فرمایش دیگری حضرت فرمود هر کس ما را دوست بدارد خدای سبحان به واسطه محبت ما سرانجام او را سود بخشد. یعنی بالأخره به خاطر محبت ما نجات پیدا می‌کند قاعده‌اش این است اگرچه اسیری در دیار دوردست دیلم باشد دیلم یک شهر هست در جنوب کشور هست منظور این هست که دور باشد حقاً که محبت ما گناهان را از پی هم فرو می‌ریزد یعنی خود این عشق، خود این دوست داشتن، خود این عاطفه باعث می‌شود واقعاً گناهان انسان ریزش بکند.

اهمیت عاطفه و محبت به اهل بیت (ع)

هر چه تراوش عاطفی شما نسبت به اهل بیت بیشتر می‌شود هر چقدر دلدادگی دارید هر چقدر آتش در دلتان نسبت به اهل بیت هست ریزش گناهان زودتر و ساده‌تر و آسان‌تر خواهد بود. یک موقع یک کسی می‌گوید من این هستم من عاطفه‌ام همین است اصلاً ما در خانواده‌ای بار آمدیم که عاطفه‌شان ضعیف است چکار کنیم من یخ هستم. حضرت می‌فرماید عیبی ندارد خودتان را به عاطفه بزنید خودتان را به دوست داشتن یواش یواش بزنید بعد می‌بینید که می‌آید. توصیه من این هست که حتماً در جلسات عزاداری، روضه‌خوانی عزیزان شرکت بکنند که در این جلسات بزرگترین گوهری که گیر انسان می‌آید جدای از معرفت این هست که محبت و مودت و عاطفه نصیب انسان می‌شود و در این عاطفه هست که انسان پاک می‌شود کاملاً آمرزیده می‌شود و پاک می‌شود.

نمونه‌های حر و شمر

شما نگاه کنید جناب حر (س) یک عمر در لشکر معاویه است خیلی گناه دارد خودش هم مسیر امام حسین را کج می‌کند و به کربلا می‌کشاند ولی آخر محبت نجاتش می‌دهد محبت به اهل بیت، محبت به فاطمه زهرا نجاتش می‌دهد ولی شمر را شما دارید در لشکر امیرالمؤمنین است شمر جانباز لشکر امیرالمؤمنین است در جنگ صفین مجروح شده جانباز هم هست در لشکر امیرالمؤمنین است. ولی چون بی‌ارادت است بی‌محبت است سر از کشتن امام حسین در می‌آورد آدم محبت نداشته باشد خیلی خطرناک می‌شود محبت باشد نجات پیدا می‌کند محبت نباشد یخ باشد سرد باشد دلدادگی نداشته باشد این هر جنایتی ممکن است بکند هر اشتباهی ممکن است بکند.

محبت، برگ‌ریزان گناهان

حقاً که محبت ما گناهان را از پی هم فرو می‌ریزد همانگونه که وزش باد برگ‌های پاییز را از پی هم می‌افکند برگ‌های پاییزی دیدید چطوری دانه‌دانه با هم می‌افتند می‌گوید محبت ما این کار را می‌کند بعد فرمود دوستی ما را بر خود لازم بدارید یعنی این گوهر را دنبالش باشید. دیدید بعضی‌ها می‌گویند اگر تلفن همراه نداشته باشیم جلوی همه بی‌آبرو هستیم باید هر طور شده تلفن همراه داشته باشید اتومبیل داشته باشیم حتماً لباس اینطوری داشته باشیم کفش اینطوری داشته باشیم شلوار اینطوری داشته باشیم خانه‌مان اینطوری باشد مبلمان اینطوری باشد پرده‌مان اینطوری باشد. خیلی‌ها هستند به این چیزها اهمیت می‌دهند که اینها جزء کمالات انسانی محسوب نمی‌شود ولی بعضی‌ها هستند می‌فهمند آدمند دنبال قیمت‌های آدمی می‌گردند یعنی کمالاتی که باید یک آدم حتماً داشته باشد اگر نداشته باشد آدم نیست یکی از بزرگترین کمالاتی که همه به آن احتیاج داریم دلدادگی نسبت به اهل بیت است.

ثروت انسانی و شفاعت اهل بیت (ع)

محبت و مودت، عاطفه داشتن نسبت به اهل بیت، این خیلی غوغا می‌کند خیلی سازنده است حضرت می‌فرماید این را برای خودتان لازم بدانید یعنی دنبال این باشید که این گوهر را هر طوری هست تهیه بکنید در بخش انسانی ما احتیاج به علائم انسانی داریم احتیاج به ثروت انسانی داریم. پس ثروت انسانی را تحصیل بکنیم یکی همین اشک است همین گریه، ناله، دلدادگی، دلشکستگی، وقف شدن برای اهل بیت است اینکه بین فلان چیز با فلان چیز فرق هست محرم و صفر با غیر محرم و صفر را دارد این دلدادگی خیلی مهم است دنبال این باشیم این ثروت عاطفه و محبت را پیدا بکنیم. زیرا آن کس که خدا را ملاقات کند در حالی که به ما محبت می‌ورزد در حوزه شفاعت ما وارد می‌شود این محبت بالأخره نجاتش می‌دهد این محبت کمکش می‌کند حالا شیوه‌اش را چه مسیری طی می‌شود که این کمک می‌کند را در عزادار حقیقی من آنجا توضیح دادم خیلی این محبت برای انسان کار می‌کند.

داستان افسر آمریکایی و محبت امام حسین (ع)

یک دوستی دارم همین چند هفته پیش تعریف می‌کرد می‌گفت کربلا رفته بودم بعد یک ایست و بازرسی بود دیدم یک افسر آمریکایی آنجا آمده بود داشت آنجا را رتق و فتق می‌کرد مدیریت می‌کرد این دوست ما سال‌ها در آمریکا با خانواده‌اش بوده گفت رفتم با این افسر شروع کردم آمریکایی صحبت کردم بعد به من گفت فارسی حرف بزن. گفت یکدفعه من شوکه شدم که این افسر به این باحالی دارد فارسی صحبت می‌کند گفتم تعجب کردم گفتم شما به این خوبی فارسی یاد گرفتید چطوری؟ گفت پدرم آمریکایی ولی مادرم ایرانی هست و مادرم در خانه به من فارسی یاد داده. بعد گفت ما در آمریکا که بودیم مادر من یک موقع‌هایی بخصوص محرم و صفر من می‌دیدم می‌نشیند روضه می‌خواند و گریه می‌کند بعد من خیلی تعجب می‌کردم این چیه که مادر ما را گریه می‌اندازد بعد مادرم برای من داستان امام حسین را برایم تعریف کرده بود بعد گفت تا اینکه اینجا جنگ شد این آقا هم در ارتش آمریکا بود. گفت من باید بروم این امام حسین را ببینم این کیست که اینقدر مادر ما را گریه انداخته گفت بلند شدم اینجا آمدم و رفتم بعد این دوست ما گفت به او گفتم حالا گریه می‌اندازد یا نه، گریه دارد یا نه؟ گفت بله خیلی گریه دارد بعد گفت من اصلاً خودم را مأمور کردم اینجا آمدم کمک زائرها کنم.

تفاوت زندگی‌ها و ارزش‌ها

خیلی حرف است یک افسر آمریکایی بلند شود اینجا بیاید بگوید من اینجا آمدم که نگذارم کسی اینها را اذیت بکند اینها راحت به کارهایشان برسند محبت اینطوری انسان را نجات می‌دهد این خیلی حرف است اینقدر لیاقت پیدا کرده که در مغزش بیفتد بلند شود بیاید به زائرها خدمت بکند خیلی خوب و عالی است. آنوقت کسانی هستند در همین کشور خودمان در خانواده‌های شیعه یخزده، بی‌عاطفه، اگر بگویی کیش، بله، بگویی قشم، بله، بگویی دبی، بله، هوس می‌کند خوشش می‌آید روحیه‌اش اینطوری است برود وقتی را صرف بکند اما اینکه به آن هوس بلند شوم کربلا بروم اصلاً بقیه را هم که می‌بیند دارند می‌روند اصلاً نمی‌فهمد یعنی چی، هیچ رغبتی در آن نیست برای اینکه بلند شود کربلا برود. من یک وقتی یک پولی را جمع کنم ذره‌ذره یواش یواش این را جمعش کنم ما جوان‌هایی داریم آنقدر عاشق هستند که پیاده بلند می‌شوند کربلا می‌روند هر سال شما اربعین نگاه بکنید از مرز هزاران ایرانی صدها هزار ایرانی در آنها جوان هست پیر هست.

انتخاب‌ها و ارتباطات با رنگ اهل بیت (ع)

پیرزن بلند شده بود پیاده تا کربلا رفته بود یک پیرزن چه انرژی دارد خیلی حرف است از مرز ما پیاده همینطور شهر به شهر راه بیفتند تا آنجا به ملاقات برسند یک کسی هم هست اصلاً نمی‌فهمد این زیارت یعنی چی، اصلاً این عشق را نمی‌فهمد. نمی‌فهمد امام حسین با او چه نسبتی دارد اصلاً حواسش نیست امام حسین پدرش است نسبتی با او دارد ما بچه‌هایی داشتیم که تا آنجا رفتند و آنجا اسیر شدند و کشته شدند توسط وهابی‌ها کشته شدند در مسیر زیارت به شهادت رسیدند یک کسی هم در یللی‌تللی‌های جوانی در مهمانی‌ها و در قرص اکس خوردن و در پارتی‌ها و در شمال و لب دریا می‌میرد. خیلی اینها با همدیگر فرق دارند این نوع زندگی‌ها زمین تا آسمان با همدیگر فرق دارند حضرت می‌فرماید التزام داشته باشید محبت ما را به دست بیاورید خیلی این نجاتتان می‌دهد خیلی کار می‌کند در حیطه شفاعتی ما قرار می‌گیرد. اصلاً قیمت تو به همین هست که چقدر در آن علاقه هست چقد در آن عاطفه هست. به حضرت گفتند آقا من بچه‌ای خدا به من داده اسمش را فاطمه گذاشتم چیزی هم هست ثوابی هم دارد؟ فرمود (هَلِ الدین إلا الحُب) آیا دین جز محبت چیز دیگری هست دین یعنی همین، شما وقتی به عشق اهل بیت اسم بچه‌ات را یک اسم قشنگ می‌گذاری این برای قیامت انسان کار می‌کند خیلی کار می‌کند.

نیاز مردم، نعمت خداست

انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکار این چهار چیز اینها باید رنگ امام زمان داشته باشد رنگ امام حسین داشته باشد هر چه می‌خواهید انتخاب بکنید لباس می‌خواهی انتخاب بکنی به عشق امام حسین به عشق امام زمان، حجابتان را می‌خواهید رعایت بکنید به عشق فاطمه زهرا به عشق زینب کبری، ازدواج می‌خواهید بکنید شخصیتی را که می‌خواهید با آن ازدواج بکنید ببینید چقدر شبیه مادرتان فاطمه زهراست. چقدر شبیه حضرت زینب هست چقدر شبیه شخصیت‌های بزرگ از زنان هست با یک آقایی می‌خواهی ازدواج بکنی ببین این آقا چقدر شخصیتاً به سیدالشهداء نزدیک هست اینها خیلی مهم است اتومبیل می‌خواهی انتخاب بکنی محل زندگی می‌خواهی انتخاب بکنی. می‌گوید من محل زندگی اینجا را بیشتر دوست دارم چون اینجا یک حسینیه در این محل هست یک مسجد هست نزدیک به مسجد، خیلی مهم است اینها در انتخاب‌ها و ملاک‌ها، مسافرت می‌خواهیم برویم چطوری برویم چکار کنیم دوست می‌خواهی انتخاب بکنی با این مبنا انتخاب کن شغل می‌خواهی انتخاب بکنی با این مبنا انتخاب کن. رشته تحصیلی می‌خواهی انتخاب بکنی با این مبنا انتخاب کن این دلدادگی‌ها خیلی برای انسان کار می‌کند خیلی راهگشاست. وقت تمام شد می‌خواستم قسمت اصلی بحثمان ماند که یک توصیه اخلاقی امام حسین (ع) می‌کند برایتان بخوانم دیگر توضیح نمی‌دهم.

فلسفه لعن و دوری از خشونت

حضرت می‌فرماید (إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم فَلا تَمُلُّ النِّعَم فَتَعُودَ عَلَیکُم نِقَما) فرمود اگر یک کسی به شما احتیاجی دارد خسته نشوید از اینکه احتیاجش را برآورده بکنید نیاز مردم به شما چه نیاز مالی چه نیاز عاطفی، هر نیازی، نیاز مردم به شما این لطف خداست که در حق شما کرده که خداوند گروهی از خلقش را نیازمند شما کرده. اگر کسی در خانه می‌آید هیچ کس نباید دست خالی از در خانه ما برگردد، نمی‌شود، ندارم، نمی‌توانم، متأسفام، نه، تا آنجایی که می‌شود، خود پیغمبر هم گاهی وقت‌ها نمی‌توانسته بنده خدا، آیه قرآن هم هست پیغمبر خیلی وقت‌ها در خانه‌اش می‌رفتند واقعاً نداشته ولی می‌گوید در آن لحظه شما لااقل می‌توانید بخندید لبخند بزنید با روی باز برخورد بکنید از مردم استقبال بکنید. (إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم) نیاز مردم به شما نعمت خداست به شما (فَلا تَمُلُّ النِّعَم) از نعمت خدا ملول نشوید خسته نشوید بگویید اَه این که دوباره زنگ زد این هم که دوباره کار دارد. ما یک عزیزی در فامیلمان داریم یک روح بسیار عالی و لطیفی دارد ایشان اصلاً سرش درد می‌کند ببیند که یک نفر کمک می‌خواهد برود کمکش بکند.

تبدیل نعمت به نقمت

یکبار نشد ما از بین هزاران بار که من مزاحم این آقا شدم به او بگویم که فلان کس احتیاج به کمک دارد با خوش برخوردی روح باز استقبال نکند راهنمایی نکند خسته بشود بگوید حالا بعداً، یکبار ما نشنیدیم از این که بگوید بعداً تماس بگیرید نه همان موقع، اینطوری هست روح اینطوری دارد این خیلی خوب است. می‌گوید از نعمت‌های خدا ملول نشوید (فَلا تَمُلُّ النِّعَم) می‌گوید اگر ملول بشوید و خسته بشود (فَتَعُودَ عَلَیکُم نِقَما) می‌گوید که این نعمت‌ها به محرومیت و بدبختی تبدیل می‌شود آن موقع که می‌توانید کاری برای کسی بکنید بکنید چون اگر بخواهید تنبلی بکنید بی‌حوصلگی بکنید و کاری که از دستتان برمی‌آید انجام ندهید بعداً خودتان گرفتار می‌شوید و آن نعمت الهی تبدیل به نقمت می‌شود.

لعن، اوج عاطفه

سؤال کردن راجع به لعن‌های زیاد، در مورد فلسفه لعن که ما لعن داریم یا نه، آخه بعضی از سخنران‌ها متأسفانه سخنران‌های بی‌عاطفه بی‌محبت، بی‌معرفت یکجاهایی سخنرانی کردند گفتند که ما لعن نگوییم این لعن زیارت عاشورا حدیث قدسی است سندش را هم ما در عزادار آوردیم خداوند در قرآن تعداد زیادی از انسان‌ها را لعن کرده. خداوندی که مرکز عاطفه است عواطف ما انسان‌ها را خدا به ما داده خدا که دریای بیکران عاطفه است یکجاهایی انسان‌ها را لعن کرد اصلاً لعن فلسفه دارد چرا ما باید بعضی‌ها را لعن بکنیم؟ گفتند این خشونت است خشن است، نه، این خشن نیست. شما اگر در همین باغچه آقای دهقان ببینید اگر علف هرز رویش بکند کنار گُل باید کنده بشود چون مانع رشد اصلی گیاه می‌شود شما پشه بیاید شته بزند آن را از بین می‌برد برای اینکه مزاحم می‌شود شما در خیابان دزد باشد آدمکش باشد میکروب بیاید از بین می‌برید برای اینکه نباید مزاحم زندگی انسان‌ها بشود مزاحم رشد حقیقی انسان‌ها بشود.

هدیه دادن کتاب و سیدی‌های معرفتی

بعضی از آدم‌ها میکروب هستند بعضی از آدم‌ها مرامشان، شخصیتشان، بینششان، افکارشان، برای انسان‌ها خطرناک است لذا شما باید لعن بکنید لعن یعنی دور باد یعنی از آن فاصله بگیر فلسفه‌اش را من در کتاب آشتی با امام زمان مفصل توضیح دادم. در شرح زیارت عاشورا بحث لعنت هم ۱۵ ـ ۲۰ جلسه ما راجع به لعن صحبت ردیم سیدیاش هست حدود ۷۰ ـ ۸۰ جلسه‌اش که بیرون آمده آنجا توضیح دادیم که اصلاً لعن یعنی چی لعن اوج عاطفه است. یک مادر وقتی پشه را از بچه‌اش کنار می‌زند یا به خاطر عشق به بچه‌اش پشه را می‌کشد یا نمی‌گذارد که به این حادثه‌ای برسد این از روی خشونت است یا از روی عاطفه است؟ از روی عاطفه است، بگوید که نه این مورچه گناه دارد بگذار در چشم بچه‌ام برود در گوش بچه‌ام برود این مار عیبی ندارد بگذار بچه‌ام را بخورد، نمی‌شود این بی‌عاطفگی است این حرف غلط است. نکته دوم سؤال کردن در مورد انتخابات، فعلاً در مورد انتخابات هیچی نمی‌گوییم که یک موقعی خدای نکرده چیزی نشود. کتاب‌های خیلی خوبی عزیزان آوردن غیر از همین کتاب پیام عاشورا که حتماً عزیزان تهیه بکنند البته تعدادشان محدود است در مؤسسه زیاد نداشتند. ولی کتاب‌های جدید خیلی خوبی آوردند و سیدی‌های جدید آوردند آنهایی که استفاده نکردند مثل سیدی صلوات که بحث‌های صلوات هست سیدی نگاه و خیال، یاد خدا، بحث تغذیه که از مباحث معرفت نفس ماست اینها را شما می‌توانید به عنوان عیدی یک تعدادی تهیه بکنید در خانه نگه دارید برای عید نوروز. کتاب و این چیزهایی که نیاز هست هدیه بدهید چیزهای معرفتی هدیه بدهید بهترین هدیه برای بچه‌ها برای بزرگترها همین کتاب و سیدی هست که می‌توانید ان‌شاءالله هدیه بدهید.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان (ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان، از مسلمین و مستضعفین جهان، برآورده شدن حوائج، شفای بیماران با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را می‌خوانیم (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.

خلاصه

جملات ناب

  1. مجالس عزاداری و بزرگداشت معصومین (ع) برای خود ما سودمند است و باعث خشنودی ائمه و خیرات دنیوی و اخروی می‌شود.

  2. پیوند با اهل بیت (ع) از طریق یاد، مرام، اخلاق و سخنانشان، ما را به معرفت‌های جدید می‌رساند و به عمل صالح رهنمون می‌شود.

  3. نزدیک شدن به معصومین (ع) به معنای شبیه شدن و سنخیت پیدا کردن با آنهاست که ابزار آن محبت، موالات و پیروی است.

  4. بیشترین بهره را از مجالس اهل بیت (ع) کسی می‌برد که شباهت وجودی بیشتری با آنها پیدا کند، نه صرفاً به میزان گریه و اشک.

  5. هدف اصلی خلقت انسان، معرفت خداوند تبارک و تعالی است و غایت وجودی ما کمالات دنیایی نیست.

  6. انسان موفق کسی است که در شناخت هدف، معبود و معشوق اصلی خود (خداوند) موفق‌تر باشد.

  7. زندگی هدفمند زمانی آغاز می‌شود که بدانیم قرار است شبیه خداوند تبارک و تعالی شویم و کمالات و اخلاق الهی را در خود پرورش دهیم.

  8. معصومین (ع) آینه‌های کامل خداوند هستند؛ شناخت و شبیه شدن به آنها، در واقع شناخت و شبیه شدن به خداست.

  9. عبادت حقیقی به معنای عبودیت و رسیدن به معرفت است، نه صرفاً انجام اعمال ظاهری.

  10. معرفت خداوند، که هدف خلقت انسان است، یعنی معرفت امامی که اطاعت او بر ما واجب است.

  11. شناخت امام زمان (عج) به معنای درک شخصیت ایشان و وظایف و رابطه ما با ایشان است، نه صرفاً دانستن اطلاعات تاریخی.

  12. امام، وسیله تقرب به خداست و هیچ کس بدون معصوم نمی‌تواند به قرب الهی دست یابد.

  13. زندگی انسانی زمانی محقق می‌شود که امام زمان (عج) در تمام ابعاد آن نقش داشته باشد و ما خود را وقف ایشان کنیم.

  14. کسی که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است، یعنی زندگی انسانی نداشته و از مسیر اصلی خلقت دور مانده است.

  15. ما در قیامت نسبت به امام زمان (عج) مسئول هستیم که چقدر خود را به ایشان نزدیک کرده و زندگی‌مان را با دستورالعمل‌های ایشان هماهنگ کرده‌ایم.

  16. فلسفه قیام سیدالشهداء (ع) نجات بندگان از جهالت و گمراهی و رساندن آنها به معرفت خدا و امام زمان (عج) است.

  17. مجلس عزاداری حسینی‌پسند، مجلسی است که در آن علم و معرفت نصیب انسان شود و به رضایت و تقرب به اهل بیت (ع) منجر گردد.

  18. پیوند با امام زمان (عج) در زیارت عاشورا، راه انتقام از جنایات کربلاست و به معنای وقف شدن و تنظیم زندگی بر اساس خواست ایشان است.

  19. ما در درجه اول فرزند امام زمان (عج) هستیم و ایشان پدری تنها و مظلوم است که به خاطر ما رنج غیبت را تحمل می‌کند.

  20. محبت واقعی به امام زمان (عج) به معنای فداکاری، وقف کردن مال و جان در راه ایشان و تلاش برای شبیه شدن به ایشان است.

  21. پاسداری از خون شهدا و زحمات ائمه (ع) به معنای کسب معرفت، شناخت و شبیه شدن به آنهاست.

  22. زندگی حسینی به معنای هماهنگی تمام ابعاد زندگی (اخلاق، حجاب، مسائل مالی و…) با سیره اهل بیت (ع) است، نه صرفاً شرکت در مجالس عزاداری.

  23. میزان آدمیت و انسانیت ما به میزان شناخت، وقف شدن و پیوند ما با امام زمان (عج) بستگی دارد.

  24. هدف از شهادت امام حسین (ع) این بود که ما از جهالت و گمراهی نجات یابیم و حلال‌خوری، اخلاق و حجاب را رعایت کنیم.

  25. انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکار ما باید رنگ امام زمان (عج) و اهل بیت (ع) را داشته باشد.

  26. نیاز مردم به شما، نعمتی از جانب خداست؛ از برآورده کردن نیازهایشان خسته نشوید، وگرنه این نعمت به نقمت تبدیل می‌شود.

  27. فلسفه لعن، دور کردن و فاصله گرفتن از افکار و شخصیت‌های خطرناک و مزاحم رشد حقیقی انسان‌هاست و اوج عاطفه محسوب می‌شود.

  28. محبت و مودت به اهل بیت (ع) گناهان را از بین می‌برد و انسان را در حوزه شفاعت آنها قرار می‌دهد.

  29. عاطفه و محبت به اهل بیت (ع) را باید در خود پرورش داد، حتی اگر در ابتدا سردی وجود داشته باشد، زیرا این دلدادگی انسان را پاک و آمرزیده می‌کند.

  30. نمونه حر نشان می‌دهد که محبت به اهل بیت (ع) می‌تواند انسان را نجات دهد، در حالی که بی‌محبتی شمر، او را به هلاکت کشاند.

  31. ثروت انسانی ما، دلدادگی، اشک، ناله و وقف شدن برای اهل بیت (ع) است که باید آن را تحصیل کنیم.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه