انسان‌شناسی سطح یک – جلسه 012

متن کامل جلسه

اصل زوجیت در خلقت و تکامل

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله محمد و آله الطاهرین و لعنته الله علی اعدائهم اجمعین من الان الاقیام یوم الدین

جلسه گذشته بحث ما به این جا رسید که هر کدام از بخش های وجودی انسان دارای یک زوج است. هیچ چیز در عالم فرد نیست، تنها فرد عالم خداوند تبارک و تعالی است که احد و واحد است، بقیه اشیاء عالم زوج آفریده شده اند. یعنی با زوج خودشان تکامل پیدا می کنند. «سبحان الذی خلق الازواج کُلها» همه چیز را خداوند تبارک و تعالی زوج آفرید و زوج ها در کنار هم آرامش پیدا می کنند و مقدمات رشد همدیگر را فراهم می کنند.

ارتباط حواس با زوج‌های متناسب

مثلاً دست ما یا بدن ما پوست دارد. این پوست لامسه دارد، حس لامسۀ ما را تشکیل می دهد، حس می کنیم، در خارج اشیاء متناسب با این لامسه وجود دارد. شما وقتی که پایتان سِر می شود حس لامسه تان از کار می افتد تعادلتان از دست می رود. می خواهید راه بروید روی پایتان نمی توانید. زمانی می توانید درست با تعادل راه بروید که این حس کار کند، یعنی پای شما کاملاً کف کفش را حس کند، زمینی را که دارید رویش راه می روید حس کنید تا استحکام پیدا کنید. شما کافی است که حس کف پایتان را از دست بدهید تا موقع راه رفتن ببینید تعادل دیگر ندارید.

دستتان با اشیائی که می خواهید ارتباط برقرار کند اگر نتواند خوب لمسش کند، کار نمی کند اذیت می شود. همه این امور هستند. شکم ما زوج خودش را دارند، گاهی وقت ها آب است، گاهی وقت ها غذا است، هیچ زوجی هم جای خروج دیگر را نمی گیرد. چشم ما، گوش ما، هر کدام زوج دارند. عقل ما معقولات هست برایش، خیال ما مخیلات هست، وهم ما موهومات است، حس ما محسوسات است، هر کدام برایشان زوج هست. ما کی می گوییم یک عضو سالم هست زمانی که بتواند با زوج خودش ارتباط برقرار کند، و ادراک کند زوج خودش را. اگر توانست ادراک کند و ارتباط برقرار کند می گوییم این حس، حس چه است، عضو، عضو سالمی است، می تواند بگیرد. شما یک رادیو که دارید، زمانی می دانید این رادیو سالم است که وقتی روشن می کنید موجش را تکان می دهید بتواند امواج متناسب را دریافت کند، گیرنده کار کند، آن فرستنده ای که زوج این است را بگیرد، متناسب با این است را دریافت کند می گوییم رادیو قوی و خوبی است، تلویزیون شفاف و خوبی است، تصویر خوبی پخش می کند، چرا چون توانسته زوج خودش را دریافت کند با او خیلی راحت و سریع ارتباط برقرار کند. یک تلفن همراه می گوید من این تلفن را خوشم نمی آید، آنتن دهی اش خوب نیست، یعنی چه؟ یعنی آن چه که ارسال می شود را این نمی تواند خوب دریافت کند و پخش کند، خش خش می کند، قطع و وصل می شود، می گویی دستگاه قوی تری ما باید بگیریم که شفاف تر باشد.

بیماری عضو و عدم ارتباط با زوج

پس وقتی که یک عضو نمی تواند با زوج خودش ارتباط برقرار کند می گوییم در این عضو خرابی یا بیماری یا نقصی وجود دارد. مثلاً اگر شما از غذا خوشتان نیاید مشکل توی غذا نیست مشکل تو کجاست؟ در ما است که از غذا خوشمان نمی آید. اگر از بوی عطر خوشمان نیاید مشکل از ما است.

دو بخش وجود انسان و خوراک روح

توضیح دادیم که ما دو بخش هستیم، یک بخش ما، بخش طبیعی و حیوانی ما است که زوج های مختلفی در دنیا دارد، یک بخش هم داریم که بخش اصلی شخصیت ما است که همان نفخۀ الهی یا روح منفوخ یا روح دمیده شده اصطلاحاً به آن می گویند روحی که از خداوند تبارک و تعالی در ما دمیده شده، این هم زوج دارد یعنی تحت تأثیر خوراک خاصی در پیوند با شی خاصی رشد می کند مثل یک کودک گفتیم هست که چیز خاصی را دریافت می کند، مثل یک دانۀ سیب گفتیم است که دانۀ سیب با دریافت چیزهای خاصی رشد می کند و می شود سیب. یک کودک غذای خاصی می خورد، تربیت خاصی می شود، مراقبت های خاصی را دارد تا رشد کند و بالغ شود. بنابراین، این کودک عزیز روان ما که بخش انسانی ما را تشکیل می دهد خوراک ویژه، تغذیۀ ویژه و مراقبت ویژه دارد.

مراحل رشد دانه و کودک انسانی

در یک دانه ای که در دل خاک است شما چند کار برایش می کنید تا به اصل خودش تبدیل شود مثلاً یک دانه سیب به سیب تبدیل شود، یکی انتخاب زمین مناسب که توی هر زمینه ای و هر زمینی، دانه رشد نمی کند. دو رابطه اش با طبیعت و آن خاکی که در آن است تنظیم می شود، شخم زده می شود، تحت هر شرایطی رشد نمی کند، باید فشار خاصی روی آن باشد. سه خوب تغذیه شود و چهار مراقبت شود از آن وقتی آمد بیرون حالا که آمده بیرون رشد کرده است، رویش کرده، علف های هرز آن را خراب نکند و جلوی رشد او را نگیرند. بنابراین موقعی که یک دانه سر از زمین درمی آورد و موقع تولدش است، مثل یک کودک آن هم مثل ما، ما هم احتیاج به این مراحل داریم یعنی بخش انسانی ما، کودک عزیز روان ما که همان روح منفوخ هست احتیاج به این مراقبت ها دارد. اول از این باید تربیت کند، رشد کند تا به مرحلۀ تولد برسد. مرحله تولد یک آدم زمانی است که به یاد خدا بیفتد، می خواهد خدا را ادراک کند، خدا را بفهمد، محبت خدا در دلش جا می گیرد، تازه می گوییم این شخص ازالان تولد انسانی پیدا کرده. انسان تا وقتی که فوق عقلش، فوق تجردش یا آن کودک عزیز روان، بخش انسانی متولد نشود و زوج خودش را نخواهد بالغ نشده است، بالغ نیست خدا نمی خواهد، هیچی نمی خواهد، فعال نیست، بنابراین فقط یک حیوان هست، وقتی که خوراک خودش را می خواهد و جفت و زوج خودش را می خواهد. خدا را می خواهد تازه می شود انسان، به عنوان یک انسان متولد می شود ولی یک انسان چه جوری؟ بالقوه و ضعیف و کوچک، باید تقویت بشود تا بالغ شود و رشد کند و قوی شود.

فلسفه عبادات در رشد بخش انسانی

پس این دانه ای که در وجود ما است از خداوند تبارک و تعالی این کودک عزیز روانی که از ما است، باید اول از این تولد پیدا کند در وجود ما، تولدش زمانی است که خدا را می یابد، بعد باید مثل کودکی که تازه متولد شده دیگر این جوری می شود مثل دانه ای که تازه سر درمی آورد. به آن برسیم، یکسره آب به او بدهیم غذا به او بدهیم، نور مناسب به او برسد، هرس شود، علف های هرز از دور و بر او برداشته شود تا رشد کند که گفتیم فلسفۀ عبادات در اسلام همین است.

ما به وسیلۀ عبادات بخش حیوانی را محدود می کنیم تا بخش انسانی رشد کند و بالا بیاید. هیچ یک از عبادت هایی که در اسلام هست بی ارتباط با طبیعت نیست، شما نگاه کنید تمام عباداتی که در اسلام است، طبیعت ما را کنترل می کند. حالا در برخورد با عبادات اسلام این کار کرده، در برخورد با عبادات باید و نبایدها و احکامی را که آورده جلوی طبیعت ما را می گیرد از اون در خوراک انسانی به ما می دهد، قرآن فرستاده، ادعیه را فرستاده، ارتباط با خدا را فرستاده، عبادات را فرستاده اند، حکمت و علم را فرستاده اند. « هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلو علیهم آیاتٍ» آیات خوراک ما هستند، برای حیوان آیه نمی فرستند آیات الهی برای انسان است « یتلو علیهم آیاتٍ و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» مرحلۀ ما ست، خوراک ماست، قرآن خوراک انسان است، برای بخش انسانی آمده. اگر ما در طول روز احساس نمی کنیم، برویم قرآن بخوانیم، دلمان تنگ نمی شود برای قرآن خواندن، از قرآن خواندن لذت نمی بریم برای این است که بخش انسانی ما ضعیف است نمی تواند از این غذا استفاده کند، مثل بچه ای است که کباب بگذاری جلویش نمی تواند از کباب استفاده کند غذای سنگین بگذار جلویش نمی تواند بخورد. حالا ما در برخورد با عبادات می توانیم تشخیص بدهیم که بخش انسانی ما چه کاره است، چقدر فعال بوده است، چقدر رشد کرده است.

سلامت عضو و سلامت بخش انسانی

در برخورد با اعضاء اگر یادتان باشد گفتیم یک عضو زمانی سالم است که بتواند با زوج خودش ارتباط برقرار کند و خوراک خودش را بگیرد، یعنی چشم بتواند طول موج را بگیرد، گوش بتواند فرکانس را بگیرد، شکم بتواند موقعی که تشنه اش هست آب را دریافت کند، لذت ببرد از آن و رشد کند، بخورد از آن مراحل جذب، هضم و تبدیل را انجام دهد.

بخش انسانی ما که یک کودک است کِی سالم است؟ شما اگر یک کودکی پستان مادر را بگیرد، شیر بخورد و رشد کند بالا نیاورد بتواند بخورد، و رشد کند می گوییم بچه سالم است ولی اگر شیر نتواند بخورد و هی بالا بیاورد و بعدها که غذاخور می شود، نتواند غذا بخورد، و هر چه غذا به او می دهیم نخورد می گوییم این بچه سالم نیست. کودک عزیز روان ما بخش انسانی ما وقتی نمی تواند از غذایی که از آسمان برایش آمده است و خدا فرستاده یعنی قرآن یا غذاهایی که این جا توسط متخصصین رهبران معصوم تهیه شده مثل امام سجاد علیه السلام که برای ما صحیفه را آماده کرده زبور آل محمد صل الله علیه و آله یا قرآن چه؟ به صحیفه می گوییم قرآن صاعد. قرآن کریم از بالا نازل شده است، صحیفه قرآن صاعد است همان قرآنی است که از پایین می رود بالا.

وقتی نمی تواند از خوراک خودش حکمت، علم استفاده کند، از خدا، معارف الهی استفاده کند و لذت ببرد یا اصلاً از ارتباط با خود خداوند تبارک و تعالی لذت ببرد، می گوییم این بخش انسانی دچار مرض شده، دچار بیماری شده، باید درمان شود. چقدر ما سالم هستیم، بخش انسانی ما چقدر سالم و درست است و ما چقدر انسان هستیم، بخش حیوانی که مشخص است چقدر حیوان هستیم، غذا بخوریم، ازدواج بکنیم، تولید مثل داشته باشیم، خانه، مسکن گزینی، تفریح، کار، فعالیتهای اجتماعی این ها می شود بخش حیوانی ما. پس ما نسبت به این مقدار که داریم انجام می دهیم، حیوانات خوبی هستیم، اما آیا آدم خوبی هستیم یا نه، بسته به این است که آیا خوراکمان را دوست داریم یا نَه، می توانیم استفاده کنیم یا نمی توانیم و آیا استفاده می کنیم یا نَه. حالا که می توانیم و حالا که استفاده کردیم این رشد حاصل می شود یا نمی شود، چون گاهی وقت ها بچه دوست دارد غذا بخورد، اقدام به غذا خوردن هم می کند، غذایش را هم می خورد ولی وقتی این غذا را خورد این غذا تبدیل به اعضا و جوارح و اندام برای او نمی شود باز کجا مشکل است یک جایی مشکل است دیگر که مثلاً امام صادق علیه السلام می فرماید بعضی ها بعد از شصت سال نماز خواندن یک رکعت آن هم قبول نمی شود. ده دفعه حج می رود ولی فایده ای ندارد، چون اصلاً معلوم است بخش انسانی او به حج نرفته.

تغذیه حیوانی به جای انسانی در عبادات

خیلی ها به حج می روند اما حیوانیتشان می رود حج به جای انسانیتشان می رود حج که به او بگویند حاج آقا، حاج خانم، برای رقابت دارد می رود، جاری اش رفته است، خواهرش بزرگ است رفته می گویند اگر ما نرویم آبرویزی است باید ما هم برویم به ما بگویند حاجیه خانم، کربلا برای همین می رود، نماز برای همین می خواند، یعنی بخش حیوانی دارد این را انجام می دهد چون به بخش انسانی چیزی نمی رسد. اگر بخش انسانی کرده بود و این خوراک را خورده بود باید رشد می کرد روز به روز عاشق تر می شد مثل انسان جنبۀ بدنی ما هر چقدر غذا می خورد، روز به روز قوی تر می شود و روز به روز توان بهره برداری اش از غذاهای متنوع بیشتر می شود لذت بیشتری از طبیعت می برد، هر چقدر بخش حیوانی فعال تر شود با نشاط تر است می تواند توانایی های بیشتری استفاده کند.

شما نگاه کنید وقتی بدن سالم است، ده جور ورزش می توانید بکنید، این ورزشهای عادی که تمام می شود می رود ورزش های خطرناک هم انجام می دهد، اسکی سوار می شود، اسکیت سوار می شود، هی بازیهای دیگر، لذت می برد و دائماً تنوع ایجاد می شود برایش. شکم وقتی خوب سالم باشد صد جور غذا می تواند بخورد، تا غذاهای مختلف هم می تواند تولید کند برای خودش و همه قسمت های ما وقتی سالم باشد دائماً سطح لذتش از طبیعت و خوراک هایی که می خورد بیشتر می شود. وقتی بخش انسانی سالم باشد باید این قرآن خواندن ها، نماز خواندن ها، مسجد رفتن ها، هیئت رفتن ها، کربلا رفتن ها، حج رفتن ها، روزه گرفت ها بالاخره یک کاری می کرد با این بندۀ خدا، یک تحولی ایجاد می شد. خُب این نشده، این بعد چهل سال وقتی ماه رمضان می آید احساس نمی کند در ضیافت الهی دارد می رود، اصلاً نه لذت ضیافت را می برد، نه کیفی می کند هم خوشحال ماه رمضان زود تمام شود. اصلاً از آن لذت نمی برد، مست نمی شود سرمست نمی شود، نمی گیردش، سیرش نمی کند، سیرنمی شود، نمی تواند لذت ببرد، پس معلوم است یک جای کار خراب است دیگر. یعنی به جای بخش انسانی خوراک های مسجد، نماز و هیئت، جلسات و کلاس ها و ذکرها رفته خوراک چه شده است به جای این که هفته گذشته توضیح دادم، یعنی بخش حیوانی نماز را خورده است، برای چه خورده است؟ چون بخش حیوانی وقتی نماز می خورد، حج می خورد بعداً می تواند توی حیوانیت قوی تر شود. وقتی شد حاج آقا، وقتی شد حاج خانم راحت تر می تواند به خیلی از خواسته هایش برسد، راحت تر است می تواند این کار را بکند، بنابراین می تواند سر شما را هم خیلی کلاه بگذارد، چون وقتی کودک بخواهد بخورد، کودک اگر بخواهد بخورد، معلوم است شما وقتی کودک را سپرده باشی به یک نوکری یا یک خادمی کودکتان اگر تغذیه کرده باشد بعد از سه ماه باید کودک وزن اضافه کرده باشد، باید رشد کرده باشد، این مشخص است. نوکر که می خورد خودش یک کار دیگر می کند صورتش را به بچه می دهد بچه را ضعیف نگه می دارد چون بچه اگر بزرگ شود باید حجم غذایش هم بیشتر شود، بعد می خواهد بیشتر بخورد آن وقت حق نوکر کمتر می شود، لذا می آید چهل سال نماز می خواند ولی یک بار نمی فهمد نماز یعنی چه؟ چهل سال زیارت عاشورا می خواند یک بار نمی فهمد معنی اش چه است؟ جوشن کبیر می خواند خودش را هم خسته می کند، سه شب توی ماه رمضان لیالی قدر جوشن کبیر می خواند « سبحانک لا اله الا الله انت الغوث الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب » بعد شروع می کند ده تا ده تا اسامی خدا را می گوید به او بگویی مثلاً یکی از این اسم های خدا چه است؟ نمی داند. چهل سال هم جوشن کبیر خوانده است خب مثلاً معرفتی حاصل شده نسبت به خدا؟ نه. یعنی فقط صورت را به او داده بخش حیوانی، گولش می زند، می گوید برو مسجد، باشد، اما نمی گذارد بفهمد، صورت را می دهد به او و این هم فقط صورت را استفاده می کند، از غذا خبری نیست، به جای شیر، پستانک می گذارد دهنش، یعنی با پستانک می خواهد سیرش کند، لذا این بیچارۀ ننه مرده، همین جوری ضعیف می ماند.

خواسته های دنیوی در عبادت

حج می رود ولی از حج چیزی برداشت نمی کند، یک ظاهری مثلاً آن جا که می رود حج، گریه اش که می گیرد، بغض گلویش را می گیرد، گریه می کند قربانت بروم یا رسول الله، یا فاطمه زهرا سلام الله علیها، قربان خدا می رود چه می خواهد از خدا؟ این قدر گولش زده که باز این جوری می کند آره مثلاً دخترم یک شوهر خوب گیرش بیاید، پسرم یک زن خوب گیرش بیاید، خانه مان مشکلش حل شود، نمی دانم فلانی شفا بگیرد، چک برگشتی، یعنی باز خواسته ها، در حیوانیت است. یعنی سر شما را کلاه می گذارد، دل شکستگی، و دعایی و حرم امام رضا علیه السلام می روی باز از امام رضا علیه السلام چه را می خواهی؟ دنیا را می خواهی. گاهی وقت ها هم که می فهمی دارد سرت را کلاه می گذارد مثلاً آخرت را می خواهی، آخرت هم رنگ دنیا به تو می دهد، مثلاً می گوید یک باغ بهشت، باغش هم مثل دنیا است دیگر یعنی یک دنیای ممتد می خواهی از او مثلاً شراب و موسیقی و کاخ و خوراکی و میوه و گوشت پرنده و باز همان دنیاست برای این که این ها هیچ کدام خوراک بخش انسانی ما نیست.

پاداش بدن و پاداش حقیقت انسان

امام کاظم علیه السلام فرمود بهشت جنبۀ مادی بهشت پاداش بدن ما است، پاداش نفس و حقیقت من که نیست آن کودک عزیز روان پاداشش فقط خود خدا است. برای همین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: چه بسیار روزه داری که بهره ای از روزه اش جز گرسنگی و تشنگی نمی برد. چرا؟ چون باید با این روزه می رفت در ضیافت حیوانیت بسته می شد، به لقاء پروردگار می رسید ولی این به لقاء پروردگار نمی رسد. عرفا و بزرگان ما فرموده اند هر کسی در ماه رمضان به لقاء خدا نرسد یعنی به حضور خدا نرسد، خدا را ادراک نکند، لذت نبرد از خدا، به معرفتی از حق تعالی نرسد روزه اش روزۀ حیوانی است، یعنی فقط بخش حیوانی اش را به زحمت داده است ولی به جایی نرسیده است. آن وقت بخش حیوانی هم وقتی زحمت این جوری می کشد انتقام می گیرد بعداً. یا موقع افطار انتقام می گیرد و جبران می کند یا بعد از ماه رمضان انتقام می گیرد در واقع دوباره همان است این 70 کیلویی که اول ماه رمضان بعد می شود 75 کیلو، سپس در واقع این روزه هم فایده ای نداشت و حتی از نظر جسمی هم این فایده ای نبرده است از نظر حیوانی هم فایده نمی برد و بدتر می شود.

لذت از خوراک الهی و مستی معنوی

ولی اگر کسی روزه گرفت و خوراک گیرش آمد، به لقاء خدا رسید، خدا را بغل کرد، در آغوش گرفت، ادراک کرد، فهمید، معرفت پیدا کرد، لذت برد از خدا، از قرآنی که می خواند لذت برد، قرآن فرمودند شراب است دیگر، شراب مؤمن است، شراب که آدم می خورد باید چه حسی به او دست بدهد؟ مست باید بشود. این که در ادعیه هم آمده این سکرهایی که آمده که ما مست شویم، صحیفه پر است از این اصطلاحات، نوشیدنی ها، مست شدن ها، این ها را در حافظ ما داریم.

من طائر قدوسیم، مرغ گلستان نیستم، مست می لاهوتیم، زین می پرستان نیستم، این همه بساط از مستی می شود بالاخره باید به ما دست بدهد دیگر این حالت ها، وقتی قرآن می خوانیم کیف کنیم و سرحال شویم چون غذایمان هست دیگر. چشم وقتی غذایش را به او می رسد آرامش پیدا می کند، شکم وقتی موقع افطار غذا می خورد آرامش می گیرد دیگر بعد از ساعت ها گرسنگی و تشنگی به آرامش می رسد.

وقتی قرآن می خوانی همین حس به تو دست می دهد یا نه؟ مثلاً وقتی ده تا آیه رفتی جلو احساس می کنی خوراکت را داری می خوری و سرحال می آیی خوب داری شنگول و با نشاط و سرمست می شوی مثلاً می رسی به هفتاد آیه و صد آیه به رقص می آیی یا نه؟ اگر نمی آیی خُب بخش انسانی خوراکش را نمی خورد.

اشتباه در روش تغذیه و عدم درک معانی

چرا؟ چون یکی مشکلمان در روش ها است، چون ما روش غلط در تغذیه داریم، روش غلط در غذا خوردن داریم. ما وقتی غذای خوب را هم با روش غلط بخوریم فایده ندارد. اصلاً یکی از اشتباهات ما این است که غذا را هیچ وقت به زبان خودمان نمی آوریم و تبدیلش نمی کنیم.

مثلاً اگر می خواهیم تخمه بخوریم با پوست می خوریم، این رودل می آورد دیگر یا دفع می شود فایده ندارد که باید تخمش را دربیاوریم پوست را بگذاریم و آن هسته درونی را بخوریم اذیت نشویم رودل نکنیم. ما می آییم قرآن می خوانیم بعد مثلاً چند سال می رویم زحمت می کشیم روخوانی قرآن خب قشنگ است، خوب است و روان خوانی قرآن بعد حالا چی فهمیدی از قرآن هیچی.

یک آقایی امروز آمد پیش من همین بحثمان سر همین جا شد گفت آقا من این همه مثال قرآن خواندم گفتم برای چه خواندی گفت برای ثوابش، گفتم چه ثوابی دارد قرآنی که تو می خوانی و نمی فهمی ثوابش چه است؟ بله قرآن را استثنائاً گفته اند همین روخوانی اش هم ولو نفهمید یک اثراتی دارد کلام الله است، کلام الهی یک اثراتی دارد. آدم بعضی وقت ها بعضی چیزها را فقط نگاه کند هیچی هم نفهمد هم لذت دارد. مثل عالم، عالم را انسان می بیند گفتند نگاه کردن به خانۀ عالم عبادت است، نگاه کردن به چهرۀ عالم عبادت است، انسان را به یاد ماوراء طبیعت و خدا می اندازد، ولی این قدر نیست اثر، این را که ما می خواهیم، این نیست. قرآن می گوید هر کسی تدبر در من نکند قفل به قلبش می خورد « افلا یتدبرون القرآن عن علی قلوب اقفالها » پس کی رفتی روی معنی قرآن؟ ما ترجیح می دهیم ماه رمضان روزی یک جزء قرآن بخوانیم، الان دیدی خلی ها اصرار دارند روزی یک جزء قرآن بخوانند، که بگویند ما یک قرآن ختم کردیم به چه درد می خورد این قرآن ختم کردن؟ علی علیه السلام فرمود: حدیث: وقتی سوره را شروع می کنید « لا تعجل همک آخر سوره» همت را به آخر سوره رساندن قرار نده که خودم را به آخر سوره برسانم حتماً این بقره را تمام کنم حتماً امروزه این یک جزء را تمام کنم که اگر فاطمه خانم و سلطان خانم و کی گفتند ما یک دانه ختتم قرآن کردیم من هم کم نیاورم جلویشان بگویم ما هم یک ختم قرآن کردیم اگر همین آقا و … گفتند ما ده تا ختم کردیم ما کم نیاوریم بگوییم ما نرسیدیم هشت تا ختم کردم آبروریزی می شود. علی علیه السلام: می فرماید وقتی قرآن می خوانید همّتتان را نگذارید که سوره را تمام کنید، تدبر کنید، کم بخوانید، دو تا آیه را بفهم، این می شود خوراک تو چون می فهمی داری، چه می خوانی.

اولویت تدبر بر کثرت عبادت

به جای این که شب های احیا هزار تا اسم حق تعالی را در جوشن کبیر بخوانی ده تای آن را انتخاب کن به جای صد تا یک فقره اش را بگو آقای عالم آقای دانشمند، سخنران، به جای این که ما این همه خودمان را در عبادت خسته کنیم شما برای ما بگو این ده تا اسم خدا چه است؟

حالا توصیه می کنم که حتماً این کار را بکنید کانال 5 ساعت 12 شب، یکی از اساتید برجسته آن جا برای شما وقتی می خواهی بخوانی یک لذتی ببری، بخواهی خدا را صدا کنی کیف کنی همچنین، وقتی شما هی بخوانی به درد نمی خورد. پس در عبادت عجله نکنیم، خودمان را خسته نکنیم، پیغمبر به امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: یا علی وقتی می بینی مردم زیاد دنبال عبادت هستند، کثرت عبادت تو این کار را نکن خودت را خسته کنی.

من خودم می خواستم بروم کربلا تشرف پیدا کردم خدمت سیدالشهداء علیه السلام فرمود هی نروی آن جا سینه بزنی و بالا و پایین بپری، آن جا می روی فقط فکرت را به کار بینداز، فکر کن. از ساعت هشت شب برویم توی مجلس بنشینیم جوشن کبیر بخوان بعد افتتاح بعد صد رکعت نماز و چند جزء قرآن و چه خبر است، بعد امشب چون شب جمعه است کمیل هم وارد شده است، یک کمیل هم بخوانیم شب زیارتی امام حسین علیه السلام هم است یک زیارت هم بخوانیم، هی عربی، عربی بخوان تَهش چه می شود.

نشاط معنوی در مسجد

حالا الان دیگر باید تو این همه غذا خوردی هفت و هشت ساعت باید خیلی شنگول و سرمست باشی دیگر، چون پیامبر می فرماید مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است، یعنی تو وقتی می روی در مسجد باید حس کنی حیات گیرت می آید، اِحیا گفتند حالا بعضی ها اشتباهاً می گویند اَحیا، اِحیا یعنی زنده کردن یعنی تو وقتی می روی آن جا با زندگی بیایی بیرون، احساس کنی وارد یک زندگی جدید شدی اصلاً احساس می کنی زندگی کردی توی مسجد اصلاً.

می بینی افتاد تا 12 ظهر فردا. اگر قرار است تلو تلو بخروی لااقل بخش های انسانیت به یک حظ هایی رسیده باشد، به یک کیف هایی رسیده باشد و شما سر صبح به یک کیف هایی رسیده باشی. بین الطلوعین حالت رقص است اصلاً فضای بین الطلوعین فضای نشاط است، فضای طرب است، خب ببین رسیدی یا نرسیدی؟ پیغمبر به علی علیه السلام می فرماید تو مثل عوام الناس خودت را خسته نکن. علی علیه السلام می فرماید: من چه کار کنم، اذا رأیت الناس، موقعی که می بینی مردم دنبال کثرت عبادت هستند « علیک به کثرت عقل» تو دنبال عقل باش این دلت حرکت بکند، هی بدنت را حرکت نده، قلبت باید حرکت کند.

ای برادر تو همه اندیشه ای، مابقی خود استخوان و ریشه ای
گر بود اندیشه ات گل، گلشنی، وربود خاری تهی می گلفنی

انسان در روایت آمده که اصلش معرفت است. بقیه اش حیوانیت. پس بالاخره باید ما وقتی می رویم یک جلسه ای چیزی می نشینیم باید لذتی ببریم و از توی آن یک چیزی گیرمان بیاید، این بخش عقل و قلب ما به این بینش، به این رشدی بفهمد که ما نیم ساعت، یک ساعت وقت گذاشتیم چیزی گیر ما آمده است.

اهمیت عقل و تفکر بر کثرت اعمال

پیغمبر می فرماید تو عقلت را فعال کن، به جای این که بدنت را آب کنی در عبادات. روایت: این فرمول ها را اگر یک دانه اش را خوب یاد بگیرید جلوی خیلی تلف شدن ها را می گیرد. این که یک نفر پنجاه، شصت سال نماز می خواند یک رکعتش هم قبول نمی شود شما نگاه کنید. یک شب قدر ما خیلی کارها باید برای ما بکند ولی نمی کند و همه اش تلف می شود برای این است که ما نمی دانیم چه جوری باید غذا بخوریم فرمول دارد تغذیه این بخش انسانی را اگر می خواهی تغذیه کنی فرمول دارد.

بچه را که هر چیزی به او نمی دهند که خیلی از مادرها هستند بلد نیستند بچه را چه جوری غذا بدهند بچه مریض می شود ممکن است بمیرد، مثلاً بچه گوش درد می گیرد، می رود سیگار می کند توی گوشش، دود می کند تو گوش بچه، تریاک می دهد بچه، بچه به جای این که خوب شود می میرد فلانی گفته سوخته تریاک بده خوب می شود، این مادر ناآگاه است دیگر دارد بچه را این جوری تغذیه می کند.

ما هم باید دقت کنیم این کودک عزیز روان چه جوری به او غذا بدهیم، از روز اول که کله پاچه نمی گذارند دهن بچه که، شیر بخورد، آهسته آهسته یواش یواش. القصدُ الی الله تعلای بالقلوب ابلغ من اطعاب الجوارح بالاعمال» مثلاً ما می گوییم می خواهیم فلانی غذا بخورد حالش خوب بشود، مثلاً این جوان با خدا قهر کرده می خواهیم با خدا آشتی اش بدهیم، می بریم حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام حالا حرم که آدم می رود فضای حرم سازنده است، چون نورانیت دارد و خاص است می سازد آدم را، حالا ممکن است یک سخنران خوب هم خدا قسمت کند یک موقع یک کسی بیاید شاید یک چیزی گیر بچه بیاید، می بریمش آن جا می نشانیمش می گوییم حالا بنشین کمیل بخوان، این بیچاره دو ساعت و نیم کمیل، کمیلی که اگر فارسی بخوانیم بیست دقیقه، نیم ساعت بیشتر طول نمی کشد و آدم کیف می کند، دو ساعت سی دفعه وسطش هم روضه می خوانند ای بندۀ خدا یک چند هفته ممکن است بیاید ولی چیزی گیرش نمی آید، این وسط و رشد هم نمی کند فایده ندارد.

اهمیت قصد قلبی بر اعمال بدنی

حالا خوب دقت کنید امام جواد علیه السلام دارد با تو صحبت می کند.

می فرماید هر قصد، قصد یعنی چه؟ ما حج می رویم، حج یعنی چه؟ قصد کردن، قصد خدا را کردن، حرکت به سمت خدا کردن با قلب یعنی با آن کودک عزیز روان با قلب ابلغ، رساننده تر است یعنی سریع تر ما را می رساند تا به زحمت انداختن بدن با اعمال و عبادات. دو رکعت نماز با تفکر، فرمود دو رکعت نماز با تفکر فرمود از یک شبانه، روز عبادت و روزه بهتر است. هی نماز شب بخوان یازده رکعت بعد، چه بخوان؟ یک بار بفهمش، دو رکعت نماز را من می خوانم چه است؟ الله اکبر یعنی چه؟ لا اله الا الله یعنی چه؟ من زمانی استادمان می خواست لا اله الا الله را تشریح کند سه سال تمام طول کشید تا ما بفهمیم یعنی چه؟ حالا نمی خواهم در سطح بالا بگویم ولی یا در سطح خودمان هم می توانیم این قدر بفهمیم حالا مثلاً آدم دو سه ساعت وقت بگذارد که این کلمه اصلاً حقیقتش چه است، الحمدالله یعنی چه؟ سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر، آدم با این دور خدا می گردد، این که گفته اند ارکان خدا این چهار تا ذکر هستند شما هر یک دانه اش یک دوری می زنید یک طرف خانۀ خداست، این رقص چه است، رقص گشتن.

آخر نمی فهمیم ادا درمی آوریم، هفت دفعه می گردیم نمی فهمیم حالا یعنی چه من باید هفت دفعه بگردم، وقتی معنی اش را می فهمی چه است، دور خدا می گردی، کیف می کنی از دور خدا گشتن، این دورت گشتن ها لذت دارد الهی دورت بگردم. خیلی کیف دارد، یک بار آدم حج فهمیده برود، بفهمد حج چه است، من به همۀ عزیزان می گویم انشاءالله اگر عمره ای یا تمتعی بروید من که تا به حال خودم موفق نشدم بروم، ولی اگر یک بار رفتید، یک وقتی بگذارید، شش هفت ماهی، جلوتر یک مطالعاتی را شروع کنید که می روید آن جا کیف کنید، لذت ببرید، خوراک باید نصیب ما شود، دیگر باید با ما سنخیت پیدا کند، ما می رویم و می آییم می گوییم خیلی خوب بود چقدر خانه با شکوه بود چه حرمی داشت چقدر چراغانی های خوبی داشت.

یکی رفته بود کربلا، می گفتیم چه درسی گفت آره قربان امام هادی علیه السلام بروم گنبدش از همۀ گنبدهای امام ها گنده تر است، این از امام هادی علیه السلام همین را فقط فهمیده که یک گنبد بزرگ دارد مسجدش دیوارهایش آن جوری فرش هایش این جوری خُّب از این چه می خواهیم بفهمیم.

تولد انسانی و خوراک آن

آقا بالاخره تو می خواهی پیش خدا بروی یا نه، می خواهی خوشبخت شوی یا نه، می خواهی به عنوان انسان متولد شوی یا نه، غذا چه جوری بخور. امام جواد علیه السلام راهنماییت می کند، می گوید حرکت به سمت خدا با قلب زودتر می رساند تو را تا این که بدنت را به زحمت بیندازی تو عبادت، یعنی چه، یعنی نماز نخوانیم، نماز شب نخوانیم، حرم نرویم، قرآن نخوانیم، قرآن سر نگیریم، چرا. ولی این قدر که وقت می گذاری خودت را خسته کنی برای این کارها، کمی را انجام بده آن وقت اصلی را بگذار برای فهم، برای همین ما یک اصلی داریم در CD ماه رمضان است که برترین کار مؤمن تفکر است. بالاترین عبادت فکر کردن است، تفکر، فکر بنشینیم بکنیم، کشف کنیم این رمزها و حقایق را، و پرده ها را کنار بزنیم این همه پیغمبر آمدند کشته شدند که ما بالاخره… فاطمه زهرا سلام الله علیها بین در و دیوار مانده است، امام حسن علیه السلام امام حسین علیه السلام عاشورا برای این که ما به یک فراخ برسیم آن ها که نرفتند کشته شوند ما بیاییم بشنینیم هی بگوییم حسین جانم، رقیه را این جوری کشتند حضرت زهرا، علی اصغر را این جوری کشتند قاسم داماد اینجوری شده است، آنها اصلاً احتیاجی به این حرف ها دارند، نه این گریۀ ما به نفع آنهاست، آنها خواستند اگر ما می نشینیم روضه ای می خوانیم به یک فهم و درکی برسیم.

رشد عقاید در مجالس عزاداری

سیدالشهداء علیه السلام می فرماید هر کسی مجلس من می آید باید عقایدش قوی شود وقتی می آید توی مجلس باید به عقاید قوی برسد حدیث داریم از سیدالشهداء.

هر مجلس امام حسین علیه السلام که آدم را رشد نمی دهد که ثواب دارد ها. یک ثوابی آدم می برد ولی ما دنبال ثواب نیستیم، دنبال شدن هستیم، دنبال آدمیت هستیم. پس حرکت به سوی خداوند تبارک و تعالی با قلب ها، ابلغ، ابلغ یعنی چه رساننده تر است، سریع تر تو را می رساند خیلی با سرعت می رساند تو را تا اطعاب یعنی به زحمت انداختن جوارح و بدن با اعمال.

اهمیت فهم در دعا و روزه

شما وقتی روز عرفه می شود مفاتیح می گوید اگر قرار است دعا بخوانید روزه نگیرید چرا؟ چون تو باید فهم داشته باشی وقتی دعا را می خوانی می فهمی دیگر، حالا ماها بد دعا می کنیم دعای عرفه را همه اش را عربی می خوانیم وقتی عربی بلد نیستیم، آن جا تلف می شود وقت ما، ولی اگر کسی دعای عرفه را با عکس ببینید، کیف می کنید هر قطعه اش عکس دارد، توضیح دارد که چه گفته سیدالشهداء.

حالا یک دعای عرفه این جوری مصور شما روز عرفه این کتاب را ببر توی مسجدم با عکس هایش بخوانید و کیف کنید ورق بزنید، این آدم مست نمی شود، گریه نمی گیردش، دلش نمی شکند، چرا حتماً این جوری می شود، تا این که بروی یک نفر بنشیند و سی نفر هم پشتش بنشینند و هی شور کنیم جملات عربی بخوانند، حالا فایده اش چه است.

گفتند دعا اگر می خواهی بکنی روزه نگیر، روزه به فهمت ضرر می زند: هان، اساتید ما وقتی می خواستیم برویم درس بگیریم، درس های سنگین عرفانی بگیریم و می گفت آن روز را می آیید سر کلاس ما روزه نگیرید، می گفت شما باید شنگول باشید و سرحال باشید درس را می خواهید بگیرید بفهمید و بخوریدش، وقتی روزه هستید چه می شوید غیر از ماه رمضان روزه مستحبی می گفت نگیرید. پس این را خوب دقت کنید که ما اگر می خواهید از شب قدر استفاده کنید درست استفاده کنید.

تفکر، بالاترین عبادت

وقت بگذارید روی تفکر، آن کودک را باید به او بفهمانید. پس علت این که ما بعد چهل پنجاه سال بزرگ نمی شود، همان طوری کودک می ماند چه است؟ یکی روش تغذیه است، که روش های ما غلط است برای همین حضرت فرمود: در شب های قدر بهترین اعمال، مذاکرۀ علمی است، نه بهترین اعمال دعا خواندن های زیاد و صد رکعت نماز و چه و چه است نه حالا نماز هم می خواهی بخوانی نماز قضا داری یک ده رکعت، بیست رکعت بخوان و خودت را خسته نکن ولی بردار فارسی جوشن کبیر را بخوان قشنگ است یک فارسی ابوحمزۀ شمالی را بخوان کیف می کنی. اگر می خواهی واقعاً هم عبادت کنی این جوری گریه کن، حال کن، صفا کن، وقت بگذار، یک کتاب بگیرید از یک دانشمند یا یک آقایی را دعوت کنید ما خودمان احیا می گیریم چهار تا سخنرانی داریم در احیا تا صبح یعنی کمتر عبادت بیشتر فهم.

انتخاب روش تغذیه معنوی

پس باید ما سیستم تغذیه را عوض کنیم شما اگر شب قدر به هر دلیلی اگر مسجد می توانید بروید درست بروید که از آن بهره برداری کنید نگذارید دیگران برای شما تصمیم غذایی بگیرند، مثلاً آقایی عشقش این است که بخواند و از صدای خودش هم خوشش می آید، زود می رود بلندگو را می گیرد و جوشن کبیر می خواند مثلاً کسی از قرمه سبزی خوشش نمی آید، می خواهد افطار نان و پنیر بخورد. پس هیچ چیزی زوری که نمی شود. حالا نمی خواهد آن غذا را بخورد یا نمی خواهد جوشن کبیر بخواند می خواهد افتتاح بخواند، می خواهد صد رکعت نماز بخواند، نمی خواند می آید ابوحمزه را باز می کند فارسی می خواند و با آن صفا می کند و کیف می کند نه سخنرانی گوش می کنم، نوار گوش می کنم، یک کتابی می برم، کی گفته تا صبح باید توی مسجد بنشینیم یک مقدار حال معنوی می کنم از روح جمعی باید استفاده کرد تنهایی همه اش را نرویم، خود من حتماً یکی دو ساعت می روم. ولی بقیه را می روم مطالعه می کنم و … بهترین عبادت در شب قدر معرفت کسب کردن است. این همه کتاب های خوب نوشته اند دانشمندان، باز کنید کتاب بخوانید کیف می کنید و معرفتتان را بالا ببرید تا این بخش، حرکت شما حرکت بدنی نباشد، حرکت قلبی باشد قلب یعنی کدام قسمت بخش انسانی شما، دل شما، ما باید با دل حرکت کنیم.

علت عدم رشد پس از سال‌ها عبادت

پس این که بعد از 50 سال، 60 سال نتیجه نمی گیرد برای این که هیچ وقت غذا نصیب دل نشده فقط لق لقۀ زبان بوده، نماز خوانده ولی اگر به او بگویی ترجمۀ سجده چیست سبحان ربی الاعلی و بحمده، این یعنی چه؟ نمی دانم. پس چه گفتی به خدا، رکوع چه سبحان ربی العظیم و بحمده، این یعنی چه؟ نمی دانم، تشهد یعنی چه؟ چرا گفتند در اذان تکبیره الاحرام چهار تا الله اکبر بگویید؟ در اقامه دو تا این الله اکبر یعنی چه؟ چرا چهار تا هر یک دانه اش به کجا باید بخورد؟ نمی دانم، اصلاً الله اکبر یعنی چه؟ حی علی الصلوه یعنی چه؟ نوشته بشتابید به نماز؟ خوب این معنایش چه است؟ بشتابید به نماز، برای چه بشتابیم، چرا، چه جوری؟ ببین این ها خیلی وقت نمی خواهد فهمش ها چند ساعت وقت بگذارید، این همه دانشمند نشستند کتاب نوشتند این ها را برای ما توضیح دادند، از کتاب های خیلی کوچولو داریم مثلاً کتاب نماز چیست؟ شهید بهشتی یک کتاب خیلی کوچولویی است ولی آدم وقتی می خواهد نماز خواندنش خیلی فرق می کند با نمازهای قبلی، این همه کتاب راجع به نماز توضیح دادند.

شما اگر بروید ستاد اقامه نماز، صدها کتاب برای بچه های کوچولو تا یک دانشمند نوشته شده و سلیقه های مختلف، نماز مهم ترین وسیله حرکت انسان به سمت خداوند تبارک و تعالی است ولی ما از این وسیله استفاده که نمی کنیم، عقب گرد هم می کنیم. پیغمبر می فرماید خیلی ها نماز می خوانند و از نماز دور می شوند، با نماز از خدا دور می شوند. ما آدم های بدی نیستیم ولی بی سلیقه هستیم فکرهایمان را کار نمی اندازیم از آن خوب استفاده نمی کنیم، استعینوا بالصبر و صلوه، قرآن دارد می گوید از نماز کمک بگیرید بیایید بالا. ما کمک نمی گیریم بالا هم نمی رویم. پس انشاءالله روش هایمان را درست کنیم.

خلاصه

جملات ناب

  1. تنها فرد عالم خداوند تبارک و تعالی است که احد و واحد است؛ بقیه اشیاء عالم زوج آفریده شده‌اند.

  2. اشیاء با زوج خودشان تکامل پیدا می‌کنند و زوج‌ها در کنار هم آرامش پیدا می‌کنند و مقدمات رشد همدیگر را فراهم می‌آورند.

  3. ما زمانی یک عضو را سالم می‌گوییم که بتواند با زوج خودش ارتباط برقرار کند و آن را ادراک نماید.

  4. وقتی یک عضو نمی‌تواند با زوج خود ارتباط برقرار کند، در آن عضو خرابی یا بیماری وجود دارد.

  5. انسان دو بخش دارد: بخش طبیعی و حیوانی، و بخش اصلی شخصیت که همان نفخۀ الهی یا روح دمیده شده است.

  6. بخش انسانی ما (کودک عزیز روان) خوراک ویژه، تغذیه ویژه و مراقبت ویژه‌ای دارد.

  7. تولد انسانی یک شخص زمانی است که به یاد خدا بیفتد، خدا را ادراک کند و محبت خدا در دلش جا بگیرد.

  8. انسان تا زمانی که بخش انسانی‌اش متولد نشود و زوج خودش (خدا) را نخواهد، بالغ نیست و فقط یک حیوان است.

  9. فلسفه عبادات در اسلام این است که ما به وسیله عبادات، بخش حیوانی را محدود می‌کنیم تا بخش انسانی رشد کند و بالا بیاید.

  10. قرآن خوراک بخش انسانی است؛ اگر لذت نمی‌بریم، بخش انسانی ما ضعیف است.

  11. بخش انسانی ما زمانی سالم است که بتواند از خوراک آسمانی (معارف الهی و قرآن) استفاده کند و لذت ببرد.

  12. بخش مادی بهشت پاداش بدن ما است، اما پاداش حقیقت انسان (روح) فقط خود خدا است.

  13. بسیاری از روزه‌داران بهره‌ای جز گرسنگی و تشنگی نمی‌برند، زیرا روزه‌شان روزۀ حیوانی است و به لقاء پروردگار نمی‌رسند.

  14. اگر کسی به لقاء خدا رسید و لذت برد، مست و سرمست می‌شود، زیرا خوراک الهی نصیبش شده است.

  15. اولویت با تدبر است؛ کم بخوانید اما بفهمید، زیرا فهمیدن خوراک واقعی شماست.

  16. پیامبر (ص) به امام علی (ع) فرمود: وقتی مردم دنبال کثرت عبادت هستند، تو دنبال کثرت عقل باش؛ قلبت باید حرکت کند.

  17. اصل انسان معرفت است و بقیه حیوانیت؛ باید از جلسات و عبادات لذت ببریم و چیزی گیرمان بیاید.

  18. فرمول تغذیه بخش انسانی را باید یاد بگیریم؛ نباید غذا را با پوست بخوریم (مثل روخوانی بدون فهم).

  19. حرکت به سمت خداوند با قلب (قصد قلبی) رساننده‌تر و سریع‌تر است تا به زحمت انداختن بدن با اعمال.

  20. دو رکعت نماز با تفکر، از یک شبانه‌روز عبادت و روزه بهتر است.

  21. برترین کار مؤمن تفکر است؛ بالاترین عبادت فکر کردن است.

  22. سیدالشهداء (ع) می‌فرماید: هر کس به مجلس من می‌آید، باید عقایدش قوی شود.

  23. دعای عرفه را اگر نمی‌فهمید، روزه نگیرید، زیرا روزه به فهم ضرر می‌زند.

  24. به جای کثرت اعمال، وقت بگذارید روی فهم؛ بهترین اعمال در شب قدر، مذاکره علمی و کسب معرفت است.

  25. بسیاری از مردم بعد از سال‌ها عبادت نتیجه نمی‌گیرند، چون غذا نصیب دل نشده و فقط لقلقه زبان بوده است.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه