انسان‌شناسی در آیینه صحیفه سجادیه – جلسه 034

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، صلوات بلند ختم بفرمایید.

پناهندگی به خداوند از اخلاق و اعمال بد

خوب، در شرح دعای هشتم صحیفه هستیم. امام علیه السلام در این دعا پناه می‌برد به خداوند از اخلاق و اعمال بد. کلمه پناهندگی به این معناست که اگر انسان این اتفاق برایش نیفتد، یعنی پناه نبرد، خودش را از آن چیز دور نکند، هم آسیب دنیایی می‌بیند و هم آسیب آخرتی. یادمان نرود که وقتی یک چیزی آسیب دنیایی یا آخرتی دارد، واجب است ما خودمان را از آن دور بکنیم تا امنیت داشته باشیم. این را ساده نباید گرفت، یعنی انسان اگر این پناهندگی برایش ایجاد نشود، حتماً به صدمه می‌رسد. چند تا نکته را ایشان فرمودند که من دونه‌دونه توضیح دادیم. امشب بحثمان درباره بد اخلاقی است.

بد اخلاقی و تندخویی

بد اخلاقی یعنی بد برخورد کردن. اینجا «اللهم انی اعوذ بک من شکاثه الخلق»، یعنی گرفتگی، تندی، سختی اخلاق، برخورد بد. صفتی است که به قول حضرت امام سلام الله علیه هم آسیب دنیایی دارد و هم آسیب آخرتی دارد. پیغمبر فرمود: «کسی که برخوردش با دیگران بد و تند است، تند اخلاقی، تندخویی دارد، فشار قبر دارد حتماً.» این بسیار بسیار مهم است، دقت بفرمایید. برخورد بد با دیگران، تندخویی، چیزی است که هیچ چیز جبرانش نمی‌کند. یعنی شما نه نماز، نه روزه، حتی شهید هم بشود انسان، آن هم در رکاب پیغمبر.

شهادت و حق الناس

روایت بالاتر ما داریم: انسان در رکاب پیغمبر به شهادت برسد. سعد در رکاب پیغمبر مجروح شد، اول یک سه روزی مجروح بود، بعداً به شهادت رسید. خیلی هم مورد احترام بود، خود پیغمبر هم کفن و دفنش را به عهده گرفت و نمازش را پیغمبر خواند، دعایش را پیغمبر کرد. اما وقتی در قبر گذاشتنش، حضرت فرمود: «فشار قبر دارد.» گفتند: «یا رسول الله، شما خودت نماز خواندی، گفتی که این آنقدر مورد احترامم هست که جبرئیل و میکائیل با ۷۰ هزار فرشته در تشییع جنازه شرکت کردند، این نام شهادتش است.» اما مسئله خلق، حق الناس، شهادت پوششش نمی‌دهد. در شهید هم داریم: «یغفر لشهید کل ذنب الا الدین.» برای شهید هر گناهی آمرزیده می‌شود، مگر بدهی، مگر بدهکاری، مگر حق الناسش. حق الناس داستانش فرق دارد. پیامبر در جواب فرمود: «انه کان فی خلقه سوء.» تو خانه بد اخلاقش، تو خانه خوب نبود. زن و بچه، خانواده، شوهر، گاهی وقت‌ها از دست افراد، از یک خانم ممکن است در عذاب باشد یا خانم بد اخلاق باشد، تندخو باشد. کما اینکه وقتی به ایشان گفتند: «یک خانمی هست همه شب‌ها تا صبح عبادت می‌کند، همه روزها هم روزه می‌گیرد، ولی زبان تندی با همسایه دارد.» پیامبر فرمود: «لا خیر فیها هی من اهل النار.» هیچ خیری تو این آدم نیست، این جهنمی است.

جبران‌ناپذیری بد اخلاقی

بنابراین باید دقت کنیم، مقوله تندخویی، بد حرف زدن، بدکلامی، این‌ها با هیچ چیز جبران نمی‌شود. شما نمی‌توانید خودت را لوس بکنی یا فریب بدهی که حالا من عوضش مثلاً نماز شب می‌خوانم، عوضش خیرات دارم، عوضش نمی‌دانم مجاهد فی سبیل الله هستم، عوضش نمی‌دانم چند سال زندان بودم، آزاده بودم. با هیچی پر نمی‌شود. مقوله اخلاق فوق حتی احکام شماست. و همه احکام که عمل بکنید، نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد، به همه که عمل بکنید، وقتی که در مقوله اخلاق انسان بد رفتار باشد، ضعیف باشد، چیزی نجاتش نمی‌دهد. این را خیلی باید دقت بکنیم. به همین جهت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «سوء الخلق ذنب لا یغفر.» بد اخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود. یعنی چه آمرزیده نمی‌شود؟ معذرت می‌خواهم، ببخشید، من بد اخلاقی کردم، فحش دادم، نمی‌دانم چکار کردم، چکار کردم، او بگوید باشد و بعد حل شود. وقتی تبدیل به اخلاق شده باشد، یعنی شکل گرفته باشد شخصیت انسان بر اساس بد برخورد کردن، عصبی بودن، پرخاشگر بودن، به خصوص با خانواده. چون یک موقع است آدم با آدم‌های بیرونی بد اخلاق می‌کند، آن‌ها هم خوب جواب آدم را می‌دهند. یک هویی تو بکنی، او هم یک هویی دارد بالاخره. ولی اعضای خانواده مجبورند تحمل کنند. شوهر خانه، زن خانه است، بچه خانه است، پدر و مادر. این خیلی وحشتناک است عذابش. چون در روایت داریم: «بپرهیزید از ظلم کردن به کسی که هیچکس را جز خدا ندارد.» تحمل کند دیگر. بابا، با پدر و مادرم که ندارد الان. پدر و مادرش هم غیر از من هم کسی نه تو خانه. هر کاری دلم بخواهد می‌کنم.

نمونه‌هایی از بد اخلاقی

دیروز یک خانم آمده بود گریه می‌کرد، می‌گفت: «شوهرم اصرار دارد من را طلاق بدهد، بعد می‌گوید خودت باید بروی دادگاه درخواست طلاق بدهی. کتکم هم می‌زند، می‌گوید برو اول مهریه‌ات را ببخش، هرچی از حق و حقوقت را ببخش، درخواست طلاق بده و الا آنقدر می‌زنمت تا بمیری.» این آدم وحشتناک، آدم وحشی است. یا خیلی وقت‌ها آدم‌ها بد اخلاقی‌شان به همین شکل است: قهر می‌کنند، حرف نمی‌زنند، نمی‌دانم، نرم نیستند، تندند، لبخند ندارند، بشاشت ندارند.

حق لبخند و بشاشت

ما اولین حق در حقوق روابط انسانی در اسلام داریم. اولین حق این هستش که شما با همنشینت، هرکس هست، خانواده، از دوستانت، همکارانت، لبخند حتماً داشته باشی بر لب. «طلق اخاک بوجه منبسط»، یعنی وقتی با برادرت ملاقات می‌کنی، باید حتماً انبساط داشته باشی. این انبساط داشتن، لبخند داشتن واجب است. اینجوری نیستش که تو بتوانی مثلاً بگویی خب دلم می‌خواهد بد اخلاق باشم، دلم می‌خواهد. اینجوری نیست. این شروع و کمترین حقی هستش که معاش کسی که باهاش معاشرت داری، دارد. فرزندت است، همسرت است، هرکس که باشد. لذا آنقدر این بد اخلاقی و شکاثه الخلق، تندخویی و این بخلی که انسان‌ها دارند از برخورد خشک با دیگران وحشتناک است که عین جهنم است. این یعنی این دقیقاً عین جهنم است. جهنمی است که برای دیگران درست می‌کنی و در واقع داری برای کی درست می‌کنی؟ برای خودت.

نفس ما، قبر ماست

این فرمول را ما بارها گفتیم، قانون را. که چی؟ که نفس ما قبر ماست. هرکس می‌خواهد بداند فشار قبر دارد یا نه، فشار قبر داری یا نداری، می‌گوید همین الان به نفس خودت نگاه کن، ببین تو طول روز چقدر فشار داری. اگر فشار داری، خب فشار قبر هم داری. تو قبرت کیا می‌آیند و می‌روند؟ یعنی تو نفست کیا می‌آیند و می‌روند؟ وقتی تو نفست پر از گرفتگی، کینه، خاطرات گذشته که نمی‌بخشیشان، گرفتگی‌ها، کدورت‌ها، تنگ نظری‌ها و تنگی هست، خب معلوم است الان فشار دارد دیگر. پس قبرت یعنی همین فشار را خواهی داشت. چطور علی علیه السلام فرمود: «المریض النفس»، آدمی که هی غمگین است، هی انبساط و انقباض، مریض است. چطور پیغمبر فرمود: «هرکس برای دنیا غصه بخورد، می‌رود جهنم.» غصه خوردن فشار است دیگر. تو برای چیزی غصه می‌خوری و خودت را فشار می‌دهی که قیمت تو نیست، ارزش تو نیست. هر وقت انسان برای چیزی که لیاقت او نیست، ارزش او نیست، خودش را آزار می‌دهد و دیگران را آزار می‌دهد، هم دارد فشار قبر به خودش وارد می‌کند، قطعی.

درمان بد اخلاقی

برای همین بزرگان دین، امام که می‌گوید پناه ببرید به خدا، بزرگان دین می‌گویند اگر کسی این تو وجودش هست، زودتر شروع کند تا دیر نشده و از دنیا نرفته، تا آسیب‌های جدی به خودش و دیگران نزده، این را حل کند، این اخلاق را از خودش جدا بکند. البته گاهی وقت‌ها این گرفتگی‌ها مال جسم آدم است. بارها گفتیم: شخص ویتامین د ندارد، کم خونی دارد، رویش کم است، ضعف دارد. این خود به خود عصبی است، جوشی است، غمگین، احساس پوچی دارد، تندخویی دارد. این ربطی به روان شخص ندارد، این باید برود جسمش را درست بکند. باید برود اول ببیند که مشکل کم خونی نداشته باشد. بچه اینجوری همش بد اخلاق است، شوهرم همش تو خانه بد اخلاق است، زنم بد اخلاق است. اولین جایی که شما باید متهمش کنید، غذاست، طبع بدن. اول یک آزمایش خون بدهیم، ببینیم که اصلاً کمبودی دارد، کمبودهای بدن. حالش هم خوب است، احساس‌های منفی و بد را ندارد. آن احساس‌هایی که حتی تا خودکشی هم آدم می‌رود در اثر تغذیه بد، حالش آنقدر بد می‌شود که افکارش هم بد می‌شود. یادتان نرود، وقتی شما به جسمتان خوب رسیدگی نکنید، نیازهای جسم را تأمین نکنید، آنی که مایحتاج جسم است، موادی که جسم نیاز دارد، تأمینش نکنید یا بد غذا بخورید، خب این باعث می‌شود که روح ما هم آزرده بشود. لذا حتماً توصیه اولیه این هستش که انسان یک آزمایش خون بدهد یا کسی که تو خانه است، آزمایش خون ازش بگیرند که چرا این حالت‌های اینجوری، حالت‌های غیرطبیعی دارد؟ چرا غصه می‌خورد؟ چرا اضطراب دارد؟ چرا احساس پوچی می‌کند؟ چرا نق می‌زند؟ غر می‌زند؟ چرا کلافه است؟ چرا همش پژمرده است و غمگین است؟ اول شاید مسئله جسم باشد. بنابراین باید حتماً اول انسان مراقبت بکند از وضعیت تعادل بدنی خودش، جسم خودش و همسرش یا پدر و مادرش یا هرکس هست. اول این را بررسی بکنیم. اگر که این ربط این حل شد، یعنی نیاز بدن تأمین شد، دیگر بدن فقیر نبود، حالا با این حال این شخص هنوز هم بد اخلاق است، درمان روحی بکند.

عواقب بد اخلاقی

ولی به هر حال خطرناک بودنش هم دنیا را خراب می‌کند، روابط اجتماعی را خراب می‌کند، روابط را خراب می‌کند، تنفر ایجاد می‌کند، بی‌مهری ایجاد می‌کند، طلاق ایجاد می‌کند، دلسردی ایجاد می‌کند، بی‌دینی ایجاد می‌کند تو افراد خانواده. بابای من مثلاً خیلی مسجدی و هیئتی است، اما زهرمار می‌ماند. مادرم این همه مثلاً هیئت می‌رود اینور و آنور، ولی اصلاً من کنارش یک ذره آرامش ندارم. زن من اینجوری است، صبح تا شب توی مسجد و بسیج و هیئت و اینور و آنور می‌رود، ولی مثلاً هیچ اخلاق ندارد. شوهرم همینطور، هیئتی، مسجدی، نماز جماعت می‌رود، خیر، جبهه رفته، هیچ آرامشی، شادی، چیزی تو زندگی آدم نیست. بسیار. لذا بزرگان دین، علمای اخلاق توصیه می‌کنند که انسان اگر این را دارد، بجنبد تا دیر نشده. چون اگر با این وضعیت بمیرد، امام فرمود، امام امت سلام الله علیه فرمود: «معلوم نیست چند قرن آخرتی انسان در جهنم بماند.» قرن دنیایی نه ها، قرن آخرتی. قرن آخرتی میلیون‌ها سال انسان گرفتار می‌شود. اخلاق این است. خیلی وحشتناک است اگر انسان مراقبت نکند. اخلاق سگی است و اژدهایی است که تو قبر همیشه همراه انسان است. سگ معمولی، اژدهای معمولی، سگ و اژدهایی که از جنس آتش است. لذا هر کسی باید این را بررسی بکند که ببیند آیا وقتی من دارم با دیگران معاشرت می‌کنم، خانواده من از دست من در امان هستند یا نه؟ کنار من راحتند؟ شادند؟ آرامش دارند یا نه؟ همکاران من، دوستان من، شریک من، نیروهایی که من باهاشان کار می‌کنم، زیردست‌های من، یا نه همش می‌ترسند از من؟ یک سری حساب می‌برند. بعضی‌ها خیلی کیف می‌کنند دیگران ازشان بترسند و حساب ببرند.

رفتار ائمه با بد اخلاقی

یک موقع امام صادق علیه السلام به یکی از خدمتکاران گفتش که: «این بچه را بغل می‌کنی، مراقب باش از این هی می‌روی بالا نردبان، بچه آن از دستت می‌افتد، ممکن است خدای نکرده این بچه.» مراقب باش. او هم گوش نکرد به حرف امام صادق. دوباره با بچه امام رفت بالا، افتاد، بچه امام مرد. ببین چقدر وحشتناک است. امام بهش گفته این کار را نکن، این هم این کار را کرده، حالا بچه افتاده مرده. بهمان گفتند نکنید، کردیم، حالا این بچه مرده. این به قدری وحشت برش می‌دارد که نگو. امام که وحشت این را می‌بیند، خیلی ناراحت می‌شود. می‌گوید: «مگر من به تو چیزی گفتم که تو وحشت زده شدی؟ من دادی سرت زدم؟ تو بیخت کردم؟ چی بهت گفتم؟ تو چرا اینقدر اضطراب گرفتی؟» امام بچه‌اش را کشته طرف. راضی نیست به طرف مقابلش این اضطراب را وارد بکند. ما نما خوشمان می‌آید برای هر چیزی تو خانه، هر اتفاقی سر غذا، سر کم، سر ظرف، سر نمی‌دانم مسائل مالی، سر دنیا. خلاصه پیغمبر فرمود: «غصه بخورد، می‌رود جهنم.» همین است. چرا هر چیزی حاضریم به دیگران فشار بیاوریم؟ واقعاً هرکس باید خودش این فکر را بکند که آیا واقعاً کسانی که من دارم باهاشان زندگی می‌کنم، اطرافیان من، چجوری هستم؟ رفتار من از نظر آن‌ها چه شکلی هستم؟

مومن مثل عسل شیرین است

در روایت: «مومن مثل عسل شیرین است.» هرجا می‌رود شادی می‌برد، آرامش می‌برد. هرجا هست، همه از دستش در امانند، آرامشند. اصلاً همه دوست دارند باهاش انس بگیرند. بچه‌ها، جوان‌ها، نوجوان‌ها، همه دوستش دارند. چرا؟ چون شیرین است. حالا یک آدم اینجوری که اصلاً برخورد ندارد، آمده شده خادم مسجد، آمده شده هیئت امنای مسجد. بچه‌ای تو مسجد مثلاً جیش کرده، نمی‌دانم یک بچه تو مسجد سر و صدا کرده. مثلاً تو ۷ سال اول شیطنت است دیگر. پیغمبر می‌گوید: «بچه‌ها باید شیطنت کنند.» بچه شیطنت نکند، شیطنت را بهش یاد بدهید. این باید از در و دیوار برود بالا. حالا آمده تو مسجد، چنان داد می‌زند، چنان فریاد می‌زند که این بچه تا آخر عمر اصلاً به مسجد، مسجد و مسجد متنفر می‌شود. چرا؟ چون این آدم بلد نیست با بچه‌ها چجوری رفتار کند. خدا رحمت کند یک مسجدی ما محلمان بود، آن خادم مسجد، مسئول مسجد، آنقدر شیرین بود که بچه‌ها همش آویزانش می‌شدند. حوصله داشت با بچه‌ها. بعد مثلاً یک موقع جعبه شیرینی که می‌آورد یا بستنی که می‌خواست تقسیم کند، آن بچه‌هایی که… و این باعث شده بود تو این مسجد پر جوان باشد، پر بچه، پر جوان. آنجا پر بودیم مسجد. قرآن به پیغمبر می‌فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک.» تو به رحمت خدا نرم شدی با آن‌ها. اگر تندخو بودی، بد اخلاق بودی، همه از دورت می‌رفتند. این مراقبت انسان لازم است بکند.

جبران عصبانیت

البته ما معصوم نیستیم، یک موقعی از دستمان در می‌رود، یک موقع استثنا. استثنا عیبی ندارد، ولی خب باید جبران بشود. همانش هم باید جبران بشود. خدا رحمت کند بروجردی سلام الله علیه. ایشان یک موقعی عصبانی شده بود تو طلبه، یک چیزی گفته بود. ایشان جوش آورده بود. خودش آنقدر وحشت کرده بود از این جوش آوردن خودش. ولی خداست، می‌فهمد این آدم بزرگ، آیت الله بروجردی. می‌گوید: «من نذر می‌کنم اگر یک بار دیگر یک همچین عصبانیتی بشود، یک سال روزه بگیرم.» اتفاقاً چند روز بعد دوباره آن طلبه ناشی آقا را ناراحت می‌کند و آقا یک سال روزه می‌گیرد. تنبیه نفس خودش. یعنی این فشار یک سال روزه از فشار قبری که قرار داشته باشد خیلی کمتر است. خودم را تنبیه کنم، دفعه دیگر اینجوری نباشم. برایش نامه می‌نویسند. خدا رحمت کند. نامه نوشتن. مثلاً همه خب طلبه‌های زیادی را می‌فرستد اقصی نقاط کشور بروند تبلیغ کنند. یک کسی نوشته بود برایش: «حاج آقا، این آخوندی که تو فرستادی اینجا تو این شهر ما یا روستای ما، ایشان علیه شما فحش می‌دهد خودش. خود این آخوندی که شما فرستادی، دارد بهش شهریه می‌دهی که بیاید تبلیغ بکند، حالا سخنرانی و روضه‌اش هم می‌کند، ولی خودش علیه شما دارد حرف می‌زند. اصلاً خودش می‌گوید مردم به این آقای بروجردی پول ندهید.» ایشان نامه را که می‌خواند، می‌گوید: «می‌دانم، می‌دانم، به خدا خودم هم می‌دانم که این اینجوری است. ولی من که شرط دین نیستم که هرکی به من فحش داد، من بگویم از کار و زندگی…» تا مدیر می‌شوند یک جا، اگر کسی با آن‌ها سازگاری نداشته باشد، حذفش می‌کنند. طرف را از کار اخراج می‌کند، می‌گوید چون مامانش خوب نیست. از نان خوردن می‌اندازندش. آیت الله بروجردی: «من جزء اصول دین نیستم که کسی من را قبول نداشت یا به من بد گفت، حالا من بیایم از آن که می‌رود تقدیمش را دارد انجام می‌دهد، تبلیغ دین شما، مردم را با دین آشنا کند، احکام بگوید، روضه بخواند، می‌خواند، وظیفه انجام می‌دهد، حالا با من خوب نیست، من چکار کنم؟ من که نمی‌توانم بیایم آن طلبه را، آن آخوند را بهش بد رفتار بکنم یا نانش را ببرم.» این‌ها هستند که خدا انتخابشان می‌کند برای رهبری، برای مرجعیت دینشان.

بخشش قاتل فرزند

خدا رحمت کند سید ابوالحسن اصفهانی را. ایشان یک پسری داشت خیلی بزرگ و برجسته بود، مثل پسر امام، آقا مصطفی مثلاً. یک کسی آمد پسر ایشان را کشت. خیلی شوخی نیست ها. کس پسر ایشان. ریختند این را گرفتند، قاتل را انداختند زندان و یک جایی حبسش کردند. ابوالحسن شب یک مقداری پول برمی‌دارد، می‌رود زندان، می‌دهد به قاتل پسرش، می‌گوید: «تو اینجا بمانی می‌کشنت، قصاص می‌شوی. این پول را بردار، فرار کن، برو یک کجایی، یک شهری، یک جایی، برای خودت یک شغلی، یک چیزی، یک کاری، زندگیت را برس.» قاتل پسرش. یک آقایی می‌گفت: «من سید ابوالحسن سر درس بلند شد، رفتم کنارش وایسادم، شروع کردم فحش ناموسی. مرجع یگانه زمان خودش. شروع کردم فحش ناموسی، هی بهش فحش دادم، فحش دادم تا این رفت تو کوچه و رفت در خانه. ما هی فحش می‌دادم.» در خانه برگشت، گفتش که: «برادر، تو با من مشکل داری، خب به خودم فحش بده، چرا به ناموسم فحش می‌دهی؟» این‌ها نایب امام زمانند. دقت کنید. این‌هاست که خدا انتخابشان می‌کند برای رهبری مردم.

بد اخلاقی، اسباب هلاکت

امام امت چی می‌گوید؟ سلام الله علیه. روی صلوات بلند به روح امام بفرستیم. محمد و آل محمد. ۴۰ حدیثشان هست. می‌فرماید که راجع به این بد اخلاقی باید بدانید که این از اسباب هلاکت انسان است. اگر داشته باشد، از اسباب هلاکتش است. موجب فشار قبر خواهد شد. دنیا و آخرت معذب است. بد اخلاق از دست خودش، خودش عذاب می‌کشد دیگر. آدم اولین کسی که دارد عذاب می‌دهد، خودش را دارد فشار می‌دهد دیگر. لذت نمی‌برد از زندگیش. بدخلقی با اهل خانه، با همسایگان، هم شغل‌ها، اهل بازار و محله. این‌ها خیلی مصادیقش است. امام می‌گوید: «این‌ها زاییده غضب و شهوت است.» این دو تا قوه کار می‌کنند تا انسان بشود آدم بد اخلاق.

راهکار امام برای درمان بد اخلاقی

حالا امام دارد راهکار می‌دهد سلام الله علیه: «آدم چکار کند درمان بکند؟» اگر انسان مجاهد مدتی در صدد برآید، جهاد کند. انسان اولین کسی که تو جهاد باید خودش را آرام کند، خودش است دیگر. اصلاً تو مجاهده باید نفسش را تربیت بکند، آرام کند آدم. خودش را آرام بکند، چکار می‌خواهد کند با بقیه؟ بچه‌اش را نمی‌تواند تربیت بکند که. اگر انسان مجاهد مدتی در صدد برآید که هر وقت ناملایمی پیش آمد، پیش آمد می‌کند از برای او آتش غضب شعله‌ور می‌شود و بنای سوزاندن باطل را می‌گذارد و دعوت می‌کند او را بر ناسزا گفتن و بدگویی کردن. وقتی همچین حالتی شد که شروع کرد دری وری، حرف‌های زشت، پسر را تحقیر کند، توهین کند، ناسزا بگوید، سرزنش بکند، شوهرش، بچه‌اش، سر همین مسائل دنیایی، سر آشپزی، سر غذا، سر ظرف، سر نمی‌دانم چرا اینجا اینجوری شد، چرا الان نمی‌دانم فرش نجس شد، چرا… به جای این همه داد و بیداد کردن، تلخ کردن اوقاتش به خانواده و همسر و دیگران و تلخ کردن محیط خانه را تلخ کردن یا محیط کار، فرق نمی‌کند. حالا به ما می‌گوید چی؟ «برخلاف نفس اقدام کند.»

حوادث و آدم‌ها، ابزار باشگاه خدا

ببینید، من قبلاً توضیح دادیم. حوادث و آدم‌ها ابزار باشگاه خدا هستند برای اینکه ما شبیه خداوند باشیم. خداوند برای اینکه ما رئوف بشویم، رحمان بشویم، حلیم بشویم، کریم بشویم، باشگاه، باشگاه دنیا را آفریده. لذا آدم‌هایی را می‌گذارد تو دنیا که تو را اذیتت بکنند، عصبانیت بکنند و تو با مقابله با نفس خودت یواش یواش شبیه الله می‌شوی، شبیه مربیت می‌شوی. خود خدا می‌گذارد تو ۷ سال اول به این بچه می‌گوید: «تا می‌توانی پدر و مادر را…» بچه ۷ سال اول پادشاه است دیگر. و تو باید ۷ سال اول تمرین غلامی بکنی. زن‌ها باید تمرین کنیزی بکنند. ۷ سال اول اینجوری است. غیر از یک جایی که ممکن است برای بچه خطر جانی داشته باشد یا حق الناس باشد دیگران را. جای دیگر شما نباید بچه را مزاحمش بشوی. بچه ۷ سال اول پادشاه است، آزاد است. تو باید خودت را با بچه هماهنگ بکنی. بچه لجباز، چرا حرف من را گوش نمی‌کند؟ به خصوص بچه دو و نیم سالگی که شروع می‌کند تشکیل شخصیت بدهد، هی به مادر می‌گوید: «نه، نه.» خودش هم بلد نیست، خراب می‌کند. می‌گوید: «خودم می‌خواهم بشقاب را بردارم، خودم می‌خواهم لیوان را بردارم، خودم می‌خواهم مثلاً آب بریزم.» آب نمی‌ریزد، روی فرش می‌ریزد، می‌ریزد تو سفره. این را تو باید تحملش کنی. باشد، خودت انجام بده و خرابکاری. بچه ۷ ساله اول اینجوری است. این تمرین پدر و مادر، آدم‌ها، پدر و مادرها، خانواده‌ها، باجناق، جاری، نمی‌دانم مردم، حریف‌های تمرینی ما تو باشگاه هستند، دارند ما را تمرین می‌دهند. شیطان هم همینطور است. شیطان هم با وسوسه‌هایش تمرین می‌دهد ما را. وقتی که این را می‌داند، خب وقتی من می‌دانم تو باشگاهم، خب باشگاه یعنی چی؟ یعنی من ناراحت نمی‌شوم اگر حریف حالا یک مشت تو شکم من می‌زند، حریف تمرینی دارد می‌زند.

اقدام بر خلاف نفس

بنابراین حواسم هست که من نباید اینجا. این مراقبت خیلی مهم است. مدت‌ها هم طول می‌کشد تا انسان هی به خودش این را تلقین بکند. امام فرمود: «انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی‌رسد.» چکار کند؟ «خلاف بر خلاف نفس اقدام کند.» حالا چکار کند؟ «عاقبت بد و نتیجه زشت این خلق را یاد بیاورد و در عوض نقطه مقابل شروع کند ملایمت به خرج دهد.» درست نقطه مقابل. بچه عصبانی کرد، بغلش کن، بوسش کن، بگو چی شده؟ کنترلش کن، خودت را هم کنترل کن. و در باطن شیطان را لعن کند. چون شیطان خوشحال می‌شود تا عصبانی بشود. بگو من حالا من شیطان را عصبانی می‌کنم. در نقطه مقابل من می‌خواهم شیطان را عصبانی کنم. چون قرآن می‌فرماید: «ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا.» شیطان دشمن شماست، شما شیطان را دشمن بگیرید. تو دشمنش بگیر، تو عصبانیش کن. اینجا پیش من خیری نمی‌بینی. تو اینجا برو، خدا جای دیگر بده. پیش من نمی‌توانی من را عصبانی کنی. نمی‌توانی من را با خانواده‌ام بد کنی. تو نمی‌توانی من را با همه همکارانم، دوستانم بد بکنی. من این‌ها بچه‌های اهل بیتند همشون. این‌ها حرمتشان از کعبه بالاتر است. همسرم، فرزندانم، مردم. نام واقعیت دیگر، حقیقت حرمت مردم مومنین از کعبه بالاتر است. همه. خدا حفظ بکند مقام معظم رهبری فرمود: «همه ملت ایران مومنند، حتی آن‌هایی که زبان شرعی را هم رعایت نمی‌کنند.» مومنان اهل بیت را دوست دارند، خدا را دوست دارند. حال موقع شب‌های شرعی رعایت نمی‌کند. مردم حرمت دارند. باید احترام بگذاریم بهشان. بچه اهل بیت، بچه فاطمه زهراست. نمی‌توانی باهاش هر برخوردی بود برخورد بکنی. حضرت فرمود: «با خدا کردی، برخورد بد کنی، با پیغمبر کردی، با اهل بیت کردی.»

شاد کردن مومن

چه در روایت داریم: «اگر کسی یک مومن را شاد بکند، من سر مومنا.» خوب دقت کنید. امام کاظم علیه السلام فرمود: «فبله بدعه و بالنبیه سنه و بنا ثلث.» دقت کنید. هرکس یک مومنی را شاد بکند، یک مسلمان، زنت است، شوهرت است، بچه‌ات است، فک و فامیلت است، هرکس، مردم. هرکس یک مسلمانی را شاد بکند، خدا را شاد کرده اول. بعد پیغمبر را. در درجه سوم ما اهل بیت را شاد کرده. بعد آن شخص را شاد کردن. آدمی که عرضه دارد این کار را کند، برای چی برود بقیه را ناراحت می‌کند؟ اذیت بکند بقیه را؟ خوب شادشان کن. اینجوری خدا خوشنود، اهل بیت خوشنودند، پیامبر خوشنود. شیطان عصبانی می‌شود از دستت. بعد از دستت ناراحت می‌شود و ناامید می‌شود و ولت می‌کند می‌رود. تو آرامش بیشتری هم داری دیگر. وسوسه هم نداری. زندگیت هم شاد می‌شود. مشتریانت بهتر می‌شوند. زندگیت شاد می‌شود. درآمدت بیشتر می‌شود. برکت زندگی، برکت مادی زندگیت هم بیشتر می‌شود. برکت معنویتت هم بیشتر می‌شود. چون بد اخلاقی یکی از کارهایی که می‌کند، تو درست است، همه برکت و در دروس قوانین جذب ما توضیح دادیم این را. وقتی کسی بد خلق است، برکت مالیش هم از بین می‌رود. یعنی رزقش بسته می‌شود. دیوانه است مگر؟ هم دنیایش را خراب کنم، هم آخرتش را. امام می‌فرماید: «بیاید چکار کند؟ برعکس عمل بکند.»

قول امام برای تغییر اخلاق

بعد امام چی می‌گوید؟ می‌فرماید که: «من به شما قول می‌دهم.» امام می‌فرماید: «که اگر چنین کنید، بعد از چند مرتبه تکرار، آن خلق به کلی عوض شده و خلق نیکو در باطن مملکت شما منزل می‌کند.» چون تمرین. بعد هر وقت کسی عصبانی می‌کرد، بخندم بهش، بغلش کنم، ببوسمش، یک حرف ملاطفت آمیز بهش بزنم، یک لطفی در حقش بکنم. ائمه اینجوری بودند. طرف فحش می‌داد، لعن می‌کرد به امام. امام می‌گفت: «برادر، چی؟ اگر غصه‌ای، غذا بهت بدهیم؟ اگر پناه نداری، پناه بهت بدهیم؟ اگر پول می‌خواهی، پول بهت بدهیم؟» عمرش عاشق امام. قرآن می‌گوید: «وقتی که این کار را کنید، کانه ولی.» وقتی که باهاش درست مقابل احسن، آنی که بهتر است، دفع کن. با آنی که قشنگ‌تر است و بهتر است، برخورد بکنی. می‌گوید: «آنی که دشمن است، دوستت می‌شود.» آن که کینه دارد از دلت، در دلش نسبت به تو کینه دارد، باید عاشقت می‌شود، باید رفیقت می‌شود، دوست می‌شود نسبت به تو.

مالک اشتر و گذشت

دعایش کن. خدا رحمت کند. اگر کسی این کار را کرد، برو دعا کن. ببین مالک اشتر شوخی نیست. مالک اشتر نشده الکی. مالک اشتر یک کسی است که می‌فهمد. رابطه مالک اشتر با من مثل من با پیغمبر. مالک اشتر برای من مثل من برای پیغمبرم. این مالکی که تو اوج قدرت وقتی دارد شمشیر می‌زند، چیزی به نابودی معاویه نبود. حضرت می‌گوید: «برگرد.» تمام کنم کار را. برمی‌گردد. تسلط دارد روی خودش. این مالک اشتر است که وقتی تو آن مقام و موقعیت کسی بهش فحش می‌دهد یا مسخره‌اش می‌کند تو بازار، همه هم می‌خندند، رد می‌شود می‌رود. «و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما.» موقعی که جاهلان باهاش برخورد بد می‌کنند، «قالوا سلاما»، یعنی به سلامت رد می‌شود می‌رود. «و اذا مروا باللغو مروا کراما.» بدی برخورد می‌کند، با کرامت و بزرگواری رد می‌شود می‌رود. وای نمی‌ایستد گیر بدهد، حرف بزند، دهن به دهن بگذارد. دهن به دهن می‌گذارید، حتی موقعی که حق با توست، من دیگر شفاعتت نمی‌کنم. نگو مگو نکن. هی نگو نه، من باید به این ثابت کنم. بعضی‌ها آنقدر عقده دارند به ۱۰۰ نفر هم تلفن می‌زنند. یعنی یک اتفاقی پیش آمده، ۵۰ نفر زنگ می‌زند اینجوری شده که از بقیه تأییدیه بگیرد. به بقیه توضیح بدهد که حق با من است. حقارت نفس دارند که شروع می‌کنند به غیبت کردن، به حرف زدن، به تهمت زدن، به تلفن زدن، به هزار جور فعالیت که فقط ثابت کند مغز درستم حق با من است. طرف وقتی می‌فهمد مالک بوده، خب ترس برش می‌دارد. می‌رود که ازش معذرت خواهی کند. رفت تو مسجد، نشر نماز. می‌آید به دست و پایش می‌افتد. مالک می‌گوید: «نه برادر من، اینجا آمدم برای تو نماز خواندم که استغفار کنم برای تو، برای تو طلب مغفرت کنم.»

دعای امام سجاد (ع) در برابر تهمت

بگذار هر وقت کسی به حضرت حرف بدی می‌زد، امام سجاد علیه السلام تهمتی، «اللهم ان کان صادق.» خدا اگر حرف درستی که می‌زند علیه من است، حرفش درست است، من را ببخش. درست گفته دیگر، من این عیب را دارم. چرا ناراحت می‌شویم؟ داریم دیگر، راست هم می‌گوید. «و ان کان کاذبا فاغفر له.» اگر این دروغ می‌گوید، خودت این را ببخش. نه که خدا لعنتش بکند، خدا لعنتش کند. نه، می‌گوید اگر دروغ می‌گوید، این را ببخش. گاهی وقت‌ها رودررو که می‌شدم، می‌گفت: «اگر تو راست می‌گویی، خدا من را ببخشد. اگر…» دیگر فامیل‌های حضرت آمدند فحش دادند به امام سجاد علیه السلام، حرف‌های خیلی بدی گفتند، حرف‌های بد و زشتی نسبت دادند. فامیل خود حضرت هم بود. حضرت فرمود که: «آمدم در خانه حضرت، در زد. حضرت کشید بیرون، شروع کرد به حرف‌های زشت و ناسزا.» اگر شما راست می‌گویی، تو راست می‌گویی، خب خدا من را ببخشد این حرف‌هایی که تو می‌زنی. ولی اگر شما درست نمی‌گویی، خدا ببخشدت. من را از خدا می‌خواهم. زد زیر گریه، گفت: «دروغ گفتم، اشتباه کردم. من دروغ گفتم.» تمرین خیلی تمرین خوبی است.

عواقب غضب و بی‌انصافی

بعد می‌فرماید که: «ولی اگر مطابق میل نفس رفتار کنید، اولاً در همین عالم ممکن است شما را نیست و نابود کند.» پناه می‌برم به خدای تعالی از غضب که می‌شود در یک انسان آن را… از غضب که می‌شود در تولید می‌شود. این دیگر محاوره امام است که در دنیا و آخرت انسان را هلاک می‌کند. خدای ناکرده موجب قتل نفسی بشود. خیابان‌ها دیدید دیگر، سر مثلاً یک تصادف می‌بینی که قفل فرمان را برمی‌دارند، یکی قمه می‌کشد. من بارها دیدم قمه می‌کشد مثلاً که تصادف شده، بد اخلاقی شده، یک کسی یک فحشی داده. به جای اینکه بگوید مثلاً خب ببخشید آقا، معذرت می‌خواهم، ماشین اینجوری شد، عذرخواهی می‌کنم، اشتباه از من بود، خطا کردم، مثلاً من حواسم نبود. حالا مگر چی شده؟ شده که شده. معذرت خواهی کن. گاهی وقت‌ها آنی که مظلوم است، این خیلی بزرگواری روح است. امام، خدا رحمتش کند، امام که این را… یک موقع تو کوچه داشت می‌رفت، یک دوچرخه پسری با دوچرخه زد به امام. امام پرت شد. خود امام. امام بلند شد با ناراحتی گفت، رفت سراغ بچه، گفت: «تولید نشد.» به بچه گفت: «آن جو… تو تولید نشد.» امام خورده بود زمین ها. تو توییت نشد.

داستان استاد قرآن و گذشت

من یک استاد قرآن داشتم، کارگرم بود، کارگر ریسندگی بافندگی بود، خدا رحمتش کند. قرآن به ما یاد می‌داد، احکام به ما یاد می‌داد تو بچگی. زمان شاه. دقت کنید. این ماشین زدش. یک ماشین تو خیابان زدش. یک ذره جان داشت. وقتی ماشین زدش، گفت: «قلم کاغذ، قلم کاغذ بیارید.» نوشت: «تقصیر من بود. راننده مقصر نیست.» مرد. ببین نگران این راننده است که نکند راننده گیر بیفتد خدایی نکرده. آدم چقدر باید دیندار باشد، چقدر باید خدادار باشد که بترسد یک کسی به واسطه او گرفتار بشود. بنده خدا را من الان چکارش بکنم؟ بگویم وای الان جوان‌ها، بچه‌هایم بروند از این دیه بگیرند، چکار کنند؟ تقصیر من بود، راننده مقصر نیست و مرد. به رحمت خدا رفت. ولی خیلی‌ها خوششان می‌آید که هی مظلوم بهشان مظلوم. یعنی یک کاری کنند که دیگران بهشان بدهکار باشند. یعنی یک جوری رفتار می‌کنند تو خانه زندگی که بقیه هی بهشان بگویند: «معذرت می‌خواهم، ببخشید، شرمنده‌ام.» خودش یک غلط‌هایی می‌کند، ولی بقیه را بدهکار می‌کند با پررویی، با پررویی بدهکار می‌کند. مرد خانه است، گند زده، کلی کثافت کاری کرده. بعد وقتی زن بهش می‌گوید، چنان قهر می‌کند از خانه می‌گذارد چند روزی می‌رود و نمی‌دانم طلاقت می‌دهم و نمی‌دانم بیخود. یا زن خانه است، شده که شده، شروع می‌کند به جای شما خب بالاخره تقصیر بابامه، تقصیر برادرم، خواهرم بود. طلبکار از شوهرش. تقصیر خودش بوده، باز طلبکار است. این خیلی فشار قبر را زیاد می‌کند. چون انصاف توش نیست. توش دریدن است و بی‌انصافی هم هست. خیلی بی‌انصافی است. آدم کشی می‌شود، آبروی دیگر. ببین گوشی تهمت می‌زند. تو عصبانیت است دیگر. گوشی را برمی‌دارد، آبروی طرف را می‌برد. شوهرش، آبروی شوهرش را می‌برد تو عصبانیت. زنگ می‌زند به ۱۰ نفر، راز شوهرش را فاش می‌کند. راز معلمش را فاش می‌کند. راز دوستش را فاش می‌کند. خب این جنایتکار است دیگر.

غضب و کفر

بعد نگاه کنید، می‌فرماید که: «ممکن است انسان در حالت غضب به نوامیس الهیه ناسزا بگوید.» بارها ما شنیدیم، می‌گوید: «شوهرم عصبانی، فحش داده به اهل بیت، فحش مسجد، فحش داده به امام، فحش داده به خدا، به خدا.» عصبانیت. چنانکه دیدیم مردم را در حالت غضب که رده گفتن، رده گفتن، کفر گفتن و مرتد شدند. حکما فرمودند که: «کشتی بی‌خدا که در موج‌های سخت دریا گرفتار شود، به غرق شدن نزدیک‌تر است از انسان در حال غضب.» انسان در حال غضب صدها جهنم، هزاران سال جهنم برای خودش توی بد اخلاقی و عصبانیت.

جدال علمی و اعتراف به اشتباه

بعد ایشان می‌فرماید که: «یا اگر خدای نخواسته اهل جدال و مرا در مباحثه علمی هستیم.» طلبه‌ها، دانشجوها، طلبه‌ها، اساتید زیاد پیش می‌آید. بحث‌های دینی که می‌شود، کماکه بعضی از ما طلبه‌ها گرفتار این سلیقه زشت هستیم. امام می‌گوید: «مدتی بر خلاف نفس اقدام کن در مجالس اسمی که در مجالس اسمی که مشهور به علما و عوام است، مباحثه که پیش آمد کرد، دیدی رفع طرف صحیح می‌گوید، معترف به اشتباه خود بشو و تصدیق آن طرف را بکن. بگو برادر درست است، حق با شماست. حق با شماست. من اشتباه کردم.» دیروز جواب این طلبه را دادم. چقدر مراجع ما تو زندگی‌نامه‌شان پر است، مطالعه کنید. من جواب این طلبه را دادم، جواب این آقا را دادم. دیشب رفتم مطالعه کردم، فهمیدم اشتباه از من بوده، حق با ایشان است. حرف ایشان درست است. اعتراف کنند که اشتباه کردند. اصلاً خجالت نمی‌کشیدند. دو تا از بزرگان بحث کردند با هم. یکیشان غلبه کرد. آنی که غلبه کرد تو بحث، بعداً فهمید حق با آن طرف بوده. از کاشان پا می‌شود می‌رود تا قزوین. ماشین هست برادر. موج الاغ می‌رفتند و پیاده می‌رفتند. می‌رود قزوین، در می‌زند در خانه عالم، می‌گوید: «آقا، حق با شما بود، من اشتباه کردم. تو آن بحث حق با شما بود، حرف شما درست است. بفرما تو بفرما.» می‌گوید: «نه، من فقط آمدم.» بزرگان ما، شما زندگی سیره علما را نگاه کنید، پر از این کرامات مراجع، بزرگان ما، روحانیون ما، علمای ما.

برخورد شیرین با معترضین

تو همین جریان زن، زندگی، آزادی، یک چند تا طلبه آمده بودند، چند تا از این جوان‌ها رفته بودند. بعداً من فهمیدم، دیدم دور یک روحانی را گرفتند، باهاش خوش و بش می‌کنند. خیلی عاشقشند. بعد فهمیدم که این‌ها از آن‌ها بودند که زدند عمامه حاج آقا را می‌انداختند و عمامه بود، می‌زدند عمامه‌ها را پرت می‌کردند. حاج آقا آنقدر شیرین با این‌ها برخورد کرده بود که این‌ها خجالت زده شده بودند جوان‌ها. حاج آقا هم جمعشان کرده بود، رفیق شده بودند با حاج آقا، آقای روحانی. کافی است و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

تحلیلی بر مصیبت سوء خلق و راه‌های درمان آن

خلاصه مدیریتی

محور اصلی بحث، پناه بردن به خداوند از اخلاق و اعمال ناپسند است که آسیب‌های جدی دنیوی و اخروی به همراه دارد. تندخویی گناهی است که عواقب آن با هیچ عمل خیری، حتی شهادت در رکاب پیامبر، جبران نمی‌شود، زیرا مستقیماً با «حق‌الناس» در ارتباط است. چنانکه سعد، صحابی شهید پیامبر، به دلیل بدخلقی در خانه دچار فشار قبر شد. این گناه که پیامبر آن را «ذنب لا یغفر» (گناه نابخشودنی) می‌خواند، زمانی که به یک ویژگی شخصیتی ثابت تبدیل شود، موجب عذاب دائمی در دنیا و آخرت می‌گردد. قربانیان اصلی این رفتار، اعضای خانواده هستند که مجبور به تحمل آن می‌باشند.

راه درمان این معضل دو مرحله دارد: نخست، تشخیص جسمانی برای اطمینان از نبود کمبودهای فیزیکی مانند کم‌خونی یا فقر ویتامین که می‌توانند عامل تحریک‌پذیری باشند. دوم، درمان روحانی از طریق «جهاد با نفس». راهکار عملی ارائه شده توسط امام خمینی (ره) این است که فرد در هنگام بروز خشم، آگاهانه «برخلاف نفس» خود عمل کند؛ یعنی به جای پرخاشگری، ملایمت و مهربانی به خرج دهد، عواقب زشت خشم را به یاد آورد و در باطن، شیطان را لعنت کند. تکرار این تمرین، طبق قول امام، منجر به ریشه‌کن شدن این خصلت ناپسند و جایگزینی آن با اخلاق نیکو خواهد شد. سیره ائمه و بزرگان دین، همچون امام صادق (ع)، آیت‌الله بروجردی و سید ابوالحسن اصفهانی، الگوهای درخشانی از این خویشتن‌داری و کرامت در مواجهه با ناملایمات ارائه می‌دهند.

 

مقدمه: پناه بردن به خدا از اخلاق بد

بحث حاضر، شرحی بر دعای هشتم صحیفه سجادیه است که در آن، امام سجاد (ع) از اخلاق و اعمال بد به خداوند پناه می‌برد. مفهوم «پناهندگی» در این دعا به این معناست که اگر انسان خود را از این صفات دور نکند، به‌طور حتم با آسیب‌های دنیوی و اخروی مواجه خواهد شد. این یک ضرورت است، نه یک انتخاب. موضوع محوری در این بخش از دعا، «شکاثه الخلق» است؛ یعنی گرفتگی، تندی و سختی در اخلاق و برخورد با دیگران.

ماهیت و عواقب وخیم سوء خلق

بدخلقی و تندخویی، صفتی است که به فرموده امام خمینی (ره)، هم آسیب دنیوی دارد و هم آسیب اخروی. این آسیب‌ها آنچنان جدی هستند که هیچ عمل نیکی قادر به جبران آن‌ها نیست.

۱. آسیب‌های دنیوی و اخروی

پیامبر اکرم (ص) به صراحت فرمودند: «کسی که برخوردش با دیگران بد و تند است، تندخویی دارد، حتماً فشار قبر دارد.» این مسئله به قدری حائز اهمیت است که حتی بالاترین درجات معنوی نیز نمی‌تواند آن را بپوشاند. فرد بدخلق در دنیا نیز از زندگی خود لذت نمی‌برد، روابط اجتماعی و خانوادگی‌اش را تخریب می‌کند و دائماً خود و دیگران را در عذاب نگه می‌دارد.

۲. جبران‌ناپذیری بد اخلاقی

انسان نمی‌تواند خود را با این توجیه فریب دهد که در عوض بدخلقی، نماز شب می‌خواند، خیرات می‌کند یا مجاهد فی سبیل الله است. مقوله اخلاق فراتر از احکام است و اگر فردی به تمام احکام (نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد) عمل کند اما در اخلاق ضعیف و بدرفتار باشد، چیزی او را نجات نخواهد داد. به همین دلیل، نبی اکرم (ص) فرمودند: «سوء الخلق ذنب لا یغفر.» (بد اخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود). معنای این حدیث آن است که وقتی بدخلقی به یک ویژگی شخصیتی ثابت و ریشه‌دار تبدیل شود، دیگر با یک عذرخواهی ساده قابل جبران نیست.

۳. داستان سعد و فشار قبر

روایتی تکان‌دهنده نشان می‌دهد که حتی شهادت نیز حق‌الناس ناشی از بدخلقی را پاک نمی‌کند. سعد، یکی از یاران پیامبر، در رکاب ایشان به شهادت رسید و پیامبر شخصاً در تشییع و تدفین او شرکت کردند و فرمودند که ۷۰ هزار فرشته از جمله جبرئیل و میکائیل در مراسم او حضور داشتند. با این حال، پس از دفن، پیامبر فرمودند: «فشار قبر دارد.» وقتی علت را جویا شدند، ایشان پاسخ دادند: «انه کان فی خلقه سوء.» (او در خانه‌اش بد اخلاق بود). این داستان تأکید می‌کند که «یغفر للشهید کل ذنب الا الدین»؛ یعنی هر گناهی از شهید آمرزیده می‌شود مگر بدهی و حق‌الناس.

۴. روایت نبوی: زن عابد جهنمی

در روایتی دیگر، به پیامبر (ص) گفتند: «زنی هست که تمام شب‌ها را به عبادت و تمام روزها را به روزه‌داری می‌گذراند، اما با همسایگانش زبان تندی دارد.» پیامبر فرمودند: «لا خیر فیها هی من اهل النار.» (هیچ خیری در او نیست، او اهل آتش است). این نشان می‌دهد که عبادت فردی نمی‌تواند جایگزین رفتار نیکو با دیگران شود.

قربانیان اصلی: خانواده و افراد بی‌دفاع

آسیب بدخلقی در محیط خانواده بسیار وحشتناک‌تر است، زیرا اعضای خانواده (همسر، فرزندان، والدین) برخلاف دیگران، مجبور به تحمل آن هستند. در روایت آمده است: «بپرهیزید از ظلم کردن به کسی که هیچکس را جز خدا ندارد.» فرد بدخلق در خانه، از این موقعیت سوءاستفاده کرده و بر کسانی که پناهی جز خدا ندارند، ظلم می‌کند. نمونه‌های این رفتار شامل موارد زیر است:

  • پرخاشگری و خشونت فیزیکی: مانند مردی که همسرش را کتک می‌زند و او را مجبور می‌کند تا با بخشیدن مهریه، خودش درخواست طلاق بدهد.
  • خشونت عاطفی: قهر کردن، حرف نزدن، نداشتن لبخند و بشاشت در چهره.
  • نداشتن لبخند: اولین حق در روابط انسانی در اسلام، داشتن چهره‌ای گشاده و لبخند است («طلق اخاک بوجه منبسط»). این یک وظیفه است، نه یک امر اختیاری.

فردی که با بدخلقی برای دیگران جهنم می‌سازد، در واقع آن را برای خود می‌سازد.

نفس انسان به مثابه قبر او

یک قانون معنوی مهم وجود دارد: «نفس ما، قبر ماست.» هر کس می‌خواهد بداند که آیا فشار قبر خواهد داشت یا نه، باید به نفس خود در طول روز نگاه کند. اگر نفس انسان مملو از گرفتگی، کینه، کدورت، تنگ‌نظری و خاطرات تلخ گذشته باشد، همین فشارها در قبر نیز همراه او خواهد بود. پیامبر (ص) فرمودند: «هرکس برای دنیا غصه بخورد، می‌رود جهنم.» غصه خوردن برای چیزی که ارزش انسان را ندارد، فشاری است که فرد به خود و دیگران وارد می‌کند و این دقیقاً همان فشار قبر است.

راهکارهای درمانی برای سوء خلق

بزرگان دین تأکید دارند که اگر کسی این خصلت را در خود دارد، باید تا دیر نشده و آسیب‌های جدی‌تری به خود و دیگران نزده است، برای درمان آن اقدام کند.

گام اول: تشخیص جسمانی

گاهی اوقات، ریشه تندخویی و گرفتگی‌های روحی، جسمانی است. کمبودهایی مانند ویتامین D، کم‌خونی یا کمبود روی (زینک) می‌توانند باعث عصبانیت، غمگینی، احساس پوچی و پرخاشگری شوند. بنابراین، اولین توصیه این است که فرد یک آزمایش خون بدهد تا مشخص شود آیا کمبود فیزیکی عامل این حالات غیرطبیعی است یا خیر. اگر نیازهای جسم تأمین نشود، روح نیز آزرده می‌شود.

گام دوم: درمان روحانی و جهاد با نفس

اگر مشکل جسمانی نبود، باید به درمان روحی پرداخت. امام خمینی (ره) راهکار عملی زیر را ارائه می‌دهند:

گام شرح اقدام هدف
۱. آگاهی فرد باید بداند که حوادث و آدم‌ها، ابزار «باشگاه خدا» برای رشد و شبیه شدن او به صفات الهی (رئوف، رحمان، حلیم) هستند. فرزند، همسر، همکار و حتی شیطان، حریف‌های تمرینی ما هستند. تغییر نگرش نسبت به ناملایمات
۲. اقدام برخلاف نفس هرگاه آتش غضب شعله‌ور شد و نفس انسان را به ناسزاگویی و پرخاش دعوت کرد، باید آگاهانه برخلاف آن عمل کند. کنترل فوری تکانه‌های خشم
۳. یادآوری عواقب در آن لحظه، عاقبت زشت و نتایج مخرب این خلق را به یاد آورد (فشار قبر، جهنم، تخریب روابط). ایجاد بازدارندگی درونی
۴. جایگزینی با ملایمت به جای تندی، ملایمت به خرج دهد. برای مثال، فرزندی که او را عصبانی کرده، در آغوش بگیرد و ببوسد. تمرین عملی رفتار نیکو
۵. لعن شیطان در باطن، شیطان را که از عصبانیت انسان خوشحال می‌شود، لعنت کند و با این کار، شیطان را عصبانی و ناامید سازد. تضعیف وسوسه‌های شیطانی

قول امام خمینی (ره): «من به شما قول می‌دهم که اگر چنین کنید، بعد از چند مرتبه تکرار، آن خلق به کلی عوض شده و خلق نیکو در باطن مملکت شما منزل می‌کند.»

الگوهای رفتاری: سیره ائمه و بزرگان

تاریخ اسلام سرشار از الگوهایی است که عظمت روح خود را در کنترل خشم و برخورد کریمانه نشان داده‌اند:

  • امام صادق (ع): هنگامی که خدمتکارش به صورت اتفاقی باعث مرگ فرزند امام شد، امام بیش از آنکه به مرگ فرزندش بیندیشد، نگران وحشت و اضطراب آن خدمتکار بود و او را دلداری داد.
  • آیت‌الله بروجردی: ایشان برای تنبیه نفس خود، نذر کرد که اگر یک بار دیگر عصبانی شود، یک سال روزه بگیرد و پس از وقوع مجدد آن، به نذر خود عمل کرد. همچنین، وقتی به او خبر دادند یکی از روحانیونی که از او شهریه می‌گیرد علیه او تبلیغ می‌کند، فرمود: «من که جزء اصول دین نیستم» و حمایت خود را از او قطع نکرد.
  • سید ابوالحسن اصفهانی: پس از آنکه پسرش به قتل رسید، شبانه به زندان رفت و به قاتل پول داد تا فرار کند و جان خود را نجات دهد.
  • مالک اشتر: وقتی در بازار فردی به او توهین کرد، مالک بی‌توجه گذشت و به مسجد رفت تا برای آن فرد استغفار و طلب مغفرت کند.
  • امام سجاد (ع): در مقابل تهمت و ناسزا، دعا می‌کرد: «خدایا اگر او راست می‌گوید، مرا ببخش و اگر دروغ می‌گوید، او را ببخش.»
  • استاد قرآن: کارگر ساده‌ای که پس از تصادف با ماشین، در آخرین لحظات عمرش نوشت: «تقصیر من بود، راننده مقصر نیست» تا آن راننده گرفتار نشود.

این رفتارها نشان می‌دهد که بزرگی روح در گذشت و کرامت است، نه در غلبه و انتقام.

جمع‌بندی: اهمیت حیاتی خوش‌خلقی

بدخلقی از اسباب هلاکت انسان است که دنیا و آخرت او را تباه می‌کند. این صفت موجب تنفر، دلسردی، طلاق و حتی بی‌دینی در اعضای خانواده می‌شود. در مقابل، مؤمن همچون عسل شیرین است («المومن کالعسل») که هرجا می‌رود، شادی و آرامش به ارمغان می‌آورد و همه دوست دارند با او انس بگیرند. حتی در مباحثات علمی، اعتراف به اشتباه و تصدیق حرف حق طرف مقابل، نشانه بزرگی روح است. چنانکه روحانیون در مواجهه با جوانان معترض در حوادث اخیر، با برخورد شیرین و پدرانه، آن‌ها را جذب کرده و به دوست تبدیل نمودند. این همان راهی است که قرآن به پیامبر (ص) نشان می‌دهد: «به رحمت الهی با آنان نرم شدی، و اگر تندخو و سخت‌دل بودی، از اطرافت پراکنده می‌شدند.»

جملات ناب

  1. پناهندگی به خداوند از اخلاق و اعمال بد واجب است، زیرا در صورت عدم دوری از آن‌ها، انسان دچار آسیب‌های دنیوی و اخروی می‌شود.
  2. تندخویی و برخورد بد با دیگران صفتی است که هم آسیب دنیایی دارد و هم آسیب آخرتی.
  3. پیغمبر (ص) فرمودند: کسی که تندخویی دارد، حتماً دچار فشار قبر خواهد شد.
  4. بد اخلاقی و حق‌الناس چیزی است که هیچ عمل صالحی (مانند نماز، روزه یا حتی شهادت در راه خدا) نمی‌تواند آن را جبران کند.
  5. نبی اکرم (ص) فرمودند: «سوء الخلق ذنب لا یغفر» (بد اخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود)، به‌خصوص اگر به شکل‌گیری شخصیت بر اساس بد رفتاری تبدیل شده باشد.
  6. اخلاق فوق حتی احکام شماست؛ اگر به همه احکام عمل کنید، اما در مقوله اخلاق ضعیف باشید، چیزی نجاتتان نمی‌دهد.
  7. اولین حق در حقوق روابط انسانی در اسلام، لبخند و انبساط داشتن در ملاقات با همنشین (خانواده، دوستان، همکاران) است که امری واجب تلقی می‌شود.
  8. تندخویی و برخورد خشک با دیگران وحشتناک است؛ این دقیقاً عین جهنمی است که انسان برای دیگران و در واقع برای خودش درست می‌کند.
  9. نفس ما قبر ماست؛ هرکس می‌خواهد بداند فشار قبر دارد یا نه، باید به میزان فشاری که در طول روز در نفس خود حس می‌کند، بنگرد.
  10. هرگاه انسان برای چیزی که لیاقت و ارزش او نیست، خود و دیگران را آزار می‌دهد، قطعاً فشار قبر به خود وارد می‌کند.
  11. گاهی گرفتگی‌ها و تندخویی‌ها ناشی از مشکلات جسمی مانند کمبود ویتامین یا کم‌خونی است و درمان اولیه برای بد اخلاقی باید با آزمایش خون و مراقبت از تعادل بدنی آغاز شود.
  12. اگر انسان با وضعیت بد اخلاقی بمیرد، ممکن است میلیون‌ها سال در عذاب و گرفتار جهنم باشد.
  13. اخلاق سگی است و اژدهایی است که در قبر همیشه همراه انسان است و از جنس آتش است.
  14. قرآن به پیغمبر می‌فرماید: «اگر تندخو بودی، همه از دورت می‌رفتند»؛ بنابراین، مراقبت و نرمی برای انسان لازم است.
  15. نائبان امام زمان (عج) کسانی هستند که حتی در مقابل قاتل فرزند خود نیز گذشت و مهربانی نشان می‌دهند.
  16. بد اخلاقی زاییده قوه‌های غضب و شهوت است.
  17. راهکار درمان بد اخلاقی، جهاد مجاهدانه بر علیه نفس است؛ به این صورت که هرگاه آتش غضب شعله‌ور شد، فرد برخلاف میل نفس اقدام کند و ملایمت به خرج دهد.
  18. حوادث و آدم‌ها ابزار باشگاه خدا هستند تا ما تمرین کنیم و شبیه خداوند (رئوف، رحمان، حلیم) شویم.
  19. شاد کردن یک مؤمن (همسر، فرزند، مردم) معادل شاد کردن خداوند، پیامبر (ص) و اهل بیت است.
  20. امام خمینی (ره) قول می‌دهند که اگر در عمل برعکس میل نفس تکرار شود، خلق نیکو به کلی در باطن شخص منزل می‌کند.
  21. انسان مؤمن هنگام برخورد جاهلان، با کرامت و بزرگواری رد می‌شود و درگیر جر و بحث نمی‌گردد (و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً).
  22. سیره امام سجاد (ع) این بود که در مقابل تهمت و بدگویی، دعا می‌کرد: «اگر راست می‌گویی، خدا من را ببخشد و اگر دروغ می‌گویی، خدا تو را ببخشد».
  23. حکما فرموده‌اند: کشتی بی‌خدا در موج‌های سخت دریا، به غرق شدن نزدیک‌تر است از انسان در حال غضب.
  24. در مباحثات علمی، لازم است که اگر طرف مقابل حق می‌گوید، بدون خجالت به اشتباه خود اعتراف کرده و او را تصدیق کنیم.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه